<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های amoor</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@a2asadi2433</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 19:02:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2621951/avatar/oc8vBY.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>amoor</title>
            <link>https://virgool.io/@a2asadi2433</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بیوگرافی کوتاه هنری فورد</title>
                <link>https://virgool.io/@a2asadi2433/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AF-n7eaeax3bimr</link>
                <description>زندگینامه هنری فوردهنری فورد در جولای ۱۸۶۳در مزرعه ای در دیربرن میشیگان به دنیا آمد. سال های نخست زندگی او در همان مزرعه سپری شد. مثل اغلب کودکان روستایی قرن نوزدهم، اوقات هنری فورد در مدرسه ای یک کلاسه یا در مزرعه می گذشت. هنری فورد خیلی زود دریافت که علاقه اش بیش از آنکه متوجه کار روی گاوآهن باشد، به سر در آوردن از شیوه ی کار گاوآهن معطوف است. هنری فورد از همان سنین کودکی به کارهای مکانیکی علاقه نشان می داد و در مقابل از کارهای روزمره مزرعه بی زار بود.تحصیلات هنری فورد  هنری فورد پس از خاتمه تحصیلات دبستانی به عنوان شاگرد ماشین كار در دیترویت به كار پرداخت. سپس تعمیر كار و سرانجام استادكار شد.اولین اتومبیل هنری فورد  در ابتدای فعالیت های کاریش، فورد در یک تعمیرگاه ماشین آلات به عنوان شاگرد مکانیک در ازای دستمزد ۲.۵دلار در هفته کار می کرد. هنگامی كه در سال ۱۸۸۵كارل بنز و گوتلیب دایملر، هر كدام مستقل از دیگری، اتومبیل خود را اختراع كرده و روانه بازار كردند فورد جوانی بیست و دو ساله بود.  هنری فورد در سن ۲۲ سالگی ازدواج کرد و ۵سال بعد صاحب یک فرزند پسر بنام «ادسل» شد. بعد از دو سال کار بر روی بهینه کردن موتور خود، آن هم تنها در زمان هایی که وقت اضافی داشت، هنری فورد اولین اتومبیل خود را بنام Quadricycle در زیرزمین خانه اش تکمیل کرد و با آن در طول خیابان دترویت رانندگی کرد.هنری فورد و ادیسوندر 1891 هنری فورد به عنوان مهندس در شرکت روشنایی ادیسون مشغول به کار شد. این واقعه باعث شد تا او چشم انداز آینده خود را آگاهانه بر حرفه های صنعتی متمرکز کند و رویای ارابه بدون اسب را در سر بپروراند. بالاخره در سال 1893 هنگامی که هنری فورد به سمت سر مهندس ارتقاء یافت، پول و فراغت کافی برای اجرای ایده های خود در رابطه با موتورهای احتراق درونی به دست آورد. این تلاش ها به تکمیل وسیله نقلیه “خودرو” او به نام “Quadricycle” در 1893 منجر گردید. این وسیله، 4 چرخ سیمی، به چرخ های یک دوچرخه سنگین شباهت داشت و به وسیله یک اهرم شبیه سکان قایق ، رانده می شد. این وسیله فقط در جهت جلو رانده می شد. شرکای خنری فوردهنری فورد در سال ۱۸۹۶اولین اتومبیلی را كه خود طراحی كرده بود، ساخت اما علی رغم استعدادی كه داشت اولین و دومین اقدام او در كسب و كار با شكست مواجه گردید. اگر هنری فورد در چهل سالگی مرده بود اكنون از او تنها به عنوان مردی شكست خورده یاد می‌ شد. بعد از دو بار تلاش ناموفق برای تأسیس یک کمپانی سازنده اتومبیل، بالاخره فورد به همراه ۱۰ نفر مبتکر دیگر از جمله کوزنس و برادران دوج، در ۱۹۰۳به تأسیس “شرکت موتور فورد” در دیترویت موفق شد. هنری فورد به دلیل اهمیتی که برای تقویت روحیه کارکنان در محیط کار قائل بود، ساعت کار روزانه را کم کرد، دستمزدها را افزایش داد و محیطی بهتر و سالمتر برای کارگران ایجاد نمود. افزایش دستمزدها موجب گردید، کارگران فعال تر و در انجام کار در زمان کوتاهتر توانمندتر شوند.شرو تبلیغات هنری فورد   موفقیت سریع كمپانی فورد عمدتاً مرهون این برداشت اصلی و اساسی هنری فورد بود كه او آن را در یكی از آگهی‌ های اولیه كمپانی خود چنین بیان می‌ كند: «ساخت و فروش اتومبیلی كه به ویژه برای استفاده روزمره شغلی، حرفه‌ای و خانوادگی طراحی شده است… ماشینی كه به خاطر فشردگی و جمع و جور بودن به طور یكسان از سوی مردان، زنان و كودكان مورد پسند و تحسین قرار گیرد. سادگی، ایمنی، آسایش همه جانبه و بالاتر از همه بهای فوق‌ العاده مناسب آن، آن را در دسترس هزاران نفری قرار می‌ دهد كه هیچ‌ گاه نمی‌ توانستند در مورد پرداخت قیمت‌ های افسانه‌ ای كه برای اغلب ماشین‌ ها خواسته می‌ شود، حتی فكر كنند.»مشهور شدن با مدل Tفورد با مدل‌ های اولیه خود، گرچه كاملاً مناسب بودند، نتوانست به آن اهداف بلند دست یابد. اما مدل مشهور T كه در سال 1908 روانه بازار شد به خوبی آن نظریات را تأمین كرد. بدون تردید آن مدل نام‌ آورترین اتومبیلی بود كه تا آن هنگام تولید شده بود و در نهایت بیش از پانزده میلیون دستگاه از آن فروخته شد.  در بین سال های ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۸با ظهور مدل T، شرکت فورد ۹خودرو مختلف را تولید کرد: مدل A، B، AC، C، F، K، N، R، و S. موفق ترین مدل، یعنی مدل N، در تبلیغات به عنوان یک مدل درجه ی یک و کاربردی از لیست خودروهای لوکس، مطرح شد. فروش بالای این خودرو، به گونه ای تضمین کننده ی موفقیت مدل T در سالهای بعد بود که تقاضا ها برای آن به قدری زیاد بود که شرکت ناگزیر به ایجاد وقفه ای در درخواست سفارش شد.ساخت باتری ماشین توسط ادیسون  هیچ کس به اندازه توماس ادیسون برای هنری فورد الهام بخش نبود. در اولین سال های قرن بیستم در یک دیدار اتفاقی در کمپانی ادیسون، او تلاش و پی گیری هنری فورد برای ساخت یک اتومبیل کارآمد و مناسب را تشویق کرد. بعد از موفقیت عظیم در ساخت مدل T، دو رویاپرداز روستاهای میشیگان، دوست و شریک تجاری شدند. هنری فورد از ادیسون خواست تا یک باطری الکتریکی برای خودرو وی بسازد و برای این کار 1.5 میلیون دلار سرمایه گذاری کرد. به هر حال تا سال 1927 بیش از 15 میلیون دستگاه اتومبیل یعنی تقریباً نیمی از کل تولیدات جهان تا آن هنگام فروخته شده بود.خط تولید با شیوه جدیدمدت‌ ها قبل از آن هنری فورد دریافته بود در صورتی كه هزینه‌ های تولید را كاهش دهد می‌ تواند محصولاتش را با قیمت پایین‌ تری بفروشد. برای وصول به این هدف مجموعه‌ ای از روش‌ های بسیار مؤثر تولید را در كارخانه‌ های خود پیاده كرد.  این روش‌ها عبارت بودند از:  1.قطعات كاملاً قابل تعویض  2.حد اعلای تقسیم كار  3.خط سوار كردن قطعات  تمام اینها به منظور افزایش كارایی كارگران صنعتی طراحی شده بود. هنری فورد معتقد بود نباید وقت كارگر با مجبور كردن او برای رفتن به دنبال مواد و ابزار مورد نیاز، و یا حتی برداشتن آنها از روی زمین، تلف شود. به جای آن هنری فورد ترتیبی اتخاذ كرد تا با استفاده از نوار نقاله، سر سره و نقاله‌ های متحرک بالای سركار را نزد كارگر بیاورد. رشد تولید به لطف نبوغمواد و ابزار در سطح وسیعی توزیع می‌ شد و كارگر می‌ توانست وظیفه خود را بسیار سریع‌ تر انجام دهد. هنری فورد بر این باور بود كه در تلاش دائم برای یافتن تكنیک های برتر و كاراتر باید روش‌ های تولید به دقت تحلیل گردد. كارهای پیچیده و مركب را باید به كارهای ساده تجزیه نمود. به این ترتیب انجام آن حتی از كارگر غیرماهر، كه ممكن است كم‌ هوش، بی‌ سواد و یا حتی معلول باشد، بدون نیاز به گذراندن دوره‌ های طولانی كارآموزی برمی‌ آید.  هیچ یک از این نظریات در اصل متعلق به هنری فورد نبود. «الی ویتنی» بیش از یک قرن قبل از قطعات قابل تعویض استفاده كرده بود. «فردریک وینسلو تیلور» كارشناس معروف بهره‌ وری تمام این نظریات را در نوشته‌ های خود آورده بود و چند كارخانه كوچکتر مدتها بود كه از خط سوار كردن قطعات استفاده می‌ كردند. اما فورد اولین تولید كننده بزرگ بود كه این نظریات را یكجا و با تمام وجود به كار گرفت.  نتایج كار واقعاً خیره‌ كننده بود:  در سال 1908 ارزان‌ ترین مدل‌ T به بهای 825 دلار فروخته شد تا سال 1913 قیمت آن تا 500 دلار پایین آمد و در 1916 به 360 دلار تنزل كرد و بالاخره در سال 1926 قیمت خرده‌ فروشی آن به 290 دلار رسید.  فورد در مسابقههنری فورد با سرمایه ای که از ساخت اولین اتومبیل خود بدست آورد، شرکت خودروسازی دترویت را ایجاد کرد. چندین سال بعد از آن، چند حامی مالی پیدا کرد که در نهایت همگی در بروز رسانی و بهتر کردن مدل های خودروی او تمام تلاش خود را به کار گرفتند. هنری فورد یکی از اتومبیل های خود را در یک مسابقه ماشین ۱۰کیلومتری در Grosse Pointe ، وارد کرد و در آن برنده هم شد. پیروزی هنری فورد موضوع بحث محافل خودرو در آن زمان شد. بلافاصله بعد از آن، هنری فورد یک خودروی مسابقه ای سریعتر و پرقدرت تری بنام ۹۹۹ساخت و رکورد سرعت پنج مایل در ۵ دقیقه و ۲۸ ثانیه را در آمریکا ثبت کرد.  هنری فورد و شریک او الکساندر مالکومسان (بزرگترین فروشنده ی زغال سنگ در دترویت)، با همکاری یکدیگر و سرمایه ای به میزان ۲۸۰۰۰ دلار و بودجه ی اختصاص داده شده به میزان ۲۱۰۰۰ دلار از طرف ۱۰ سرمایه دار دیگر، شرکت فورد موتور را به ثبت رساندند.  در پاییز سال ۱۹۱۳ کارخانه یHighland Park هنری فورد، اولین خط مونتاژخودرو را در دنیا راه اندازی کرد و در پایان همان سال حدود ۱۳۰۰۰ کارمند را به استخدام خود درآورد.ثروت مند شدن هنری فوردهمچنان كه قیمت ماشینهای هنری فورد پایین می‌ آمد میزان فروش بالا رفت. ایالات متحده به كشور مردم «سوار بر چرخ» بدل شد و فورد ثروتمندترین فرد بخش خصوصی جهان گردید.  همچنان كه كارگران فورد بیشتر تولید می‌ كردند او نیز قادر شد دستمزد بالاتری به آنها بپردازد. در سال ۱۹۱۴او حداقل دستمزد روزانه را در كارخانه‌ هایش تا پنج دلار بالا برد و با این كار دنیای صنعت را شگفت زده كرد.تاثیرگذاری هنری فورد در زندگی کارگر ها  این مبلغ برای آن زمان بسیار زیاد و تقریباً دو برابر متوسط دستمزدی بود كه پیش از این در همین كارخانه‌ ها پرداخت می‌ شد. از سطح بالای دستمزدی كه هنری فورد معمول كرد به ناچار در سراسر كشور تبعیت شد و در نتیجه كارگران كارخانه‌ ها از فقر و تنگدستی بیرون آمده و به طبقه متوسط راه یافتند.  اما ابداعات هنری فورد اثر مبسوط‌ تری نیز داشت. هنری فورد در مورد روش‌ های تولید انبوه خود پنهان‌ كاری نمی‌ كرد. برعكس بسیار مشتاق بود كه آنها را به اطلاع همگان برساند. سایر تولیدكنندگان با مشاهده موفقیت هنری فورد روشهای تولید او را تقلید كردند. نتیجه این كار افزایش چشمگیر تولید در سراسر كشور و در نهایت در تمام جهان بود.استفای هنری فورددر سال ۱۹۱۶، جان و هریس دوج دو تن از سرمایه گذاران اصلی هنری فورد، یک دادخواه علیه شرکت فورد موتور مبنی براینکه این شرکت منافع سهام داران را نقض می کند، تنظیم کردند و هنری فورد از ساخت کارخانه جدیدش با استفاده از منابع مالی شرکت، منع شد. دو سال بعد، هنری فورد بطور ناگهانی از سمت ریاست شرکت فورد موتور استعفاء داد و پسر ۲۵ ساله اش ادسل برای این نقش انتخاب و از آغاز سال ۱۹۱۹، عهده دار ریاست شرکت شد. در مارس همان سال ، هنری فورد اعلام کرد که در حال راه اندازی یک شرکت خودرو سازی مشابهی است که در آن نسخه های تکمیل نشده ی مدل T با قیمت ۲۵۰ تا ۳۰۰ دلار به فروش می رسد. این اطلاعیه عموم را شگفت زده کرد اما هشداری برای هفت سهامدار باقی مانده ی شرکت فورد موتور محسوب می شد. سهام داران از ترس آنکه شرکت جدید هنری فورد فروش آن ها را بگیرد، سهام خود را فروختند. سه ماه بعد مشخص شد اعلان فورد از کارخانه جدیدش ترفندی بیش نبود: نمایندگان او تمام سهام کارخانه را خریداری کرده و دیگر هیچ شرکت خودروسازی رقیبی وجود نداشت. برای اولین بار، کل سهام شرکت فورد موتور به خانواده هنری فورد تعلق داشت، و در حالیکه ادسل به اسم رئیس شرکت بود، اما همچنان قدرت دست هنری فورد بود.به تاریخ پیوستن مدل T  در سال ۱۹۲۶، هنری فورد نامه ای از ارنست کانزلر (معاون ریاست کارخانه، که اتفاقاً برادر خانم ادسل هم بود) دریافت کرد که در آن نظر ادسل و اکثر مدیران هنری فورد مبنی بر اینکه شرکت فورد موتور باید تولید مدل T را بدلیل کاهش فروش آن متوقف کرده و یک مدل جدیدتر و پیشرفته تری بسازد، مطرح شده بود. سرانجام در تاریخ ۲۶ May سال ۱۹۲۷، Ford اعلام کرد که این شرکت به زودی مدل جدیدی از خودرو بنام مدل A را تولید خواهد کرد این بدین معنی بود که بالاخره فشارهای وارده از جانب ادسل و دیگر مدیران اجرایی جواب داد و تولید مدلT بعد از ۱۵ سال متوقف شد. بنابراین کارخانه ی Highland Park به مدت شش ماه بسته شد تا برای تولید خودروی مدل جدید A آماده شود. در نهایت این پروژه ی عظیم ۲۵۰میلیون دلار تا قبل از مونتاژ اولین مدل A هزینه در پی داشت. ۸ سال پس از شروع ساخت مدل A فورد کارخانه ی خود را گسترش داد.تیک خوردن هدف بزرگ هنری فورد  هنری فورد به هدف خود رسیده بود: ساخت و اداره کارخانه ای که در آن تمام مراحل ساخت خودرو از مرحله ی مواد اولیه تا مرحله تولید، توسط خود شرکت و بدون نیاز به تأمین کنندگان خارجی انجام می گیرد. او رفته رفته به یکی از بزرگترین و موفق ترین تولید کنندگان خودرو در جهان تبدیل شد. سهم او در مهندسی خودرو بسیار ستودنی است. او که ابداع کننده ی خط تولید صنعتی در جهان است، بزرگترین هدفش تولید انبوه خودرو با قیمت پایین، و در عین حال توجه به دستمزد بالا برای کارگران کارخانه بود که توانست با تلاش فراوان به هدفش دست یابد و بدین وسیله انقلابی عظیم در صنعت خودروسازی آمریکا و اروپا ایجاد کند.  راز موفقیت هنری فورد  عاملی که هنری فورد را به موفقیت رساند این بود که او کسب و کار خود را در یک زمان ایده آل راه اندازی کرد و آن را به تدریج گسترش داد. هر زمان که هنری فورد می خواست شرکت خود را توسعه دهد، در کارخانه های بزرگتری سرمایه گذاری میکرد تا بتواند محصول بیشتری تولید کند. او حتی اقدام به متنوع سازی و ارائه ی خدماتی علاوه بر اتومبیل، کرد. حتی اگر انجام این کارها هزینه زیادی را هم در پی داشت، هنری فورد همواره آماده ریسک کردن و سرمایه گذاری در کارهایی بود که می دانست نتیجه بخش خواهند بود.کیفیت از نظر هنری فورد  هنری فورد همیشه محصولی را تولید می کرد که هم از لحاظ کیفیت بالا باشد و هم برای همه جذاب باشد. از دیدگاه هنری فورد، کیفیت بدین معنی است که کارها را درست انجام دهیم حتی در زمانی که کسی ما را نگاه نمی کند. همه ی ما می بایست در هر زمانی بهترین عملکرد را داشته باشیم، نه فقط در زمان هایی که از جانب مدیر یا شخص دیگری تحت نظارت هستیم. هنری فورد یقیناً یکی از شایسته ترین تجار بزرگ در آمریکا بوده است و به همگان آموخت که رویاهای بزرگ داشته باشند و در راه رسیدن به آن ها همواره تلاش کنند و به کاری که انجام می دهند علاقه داشته باشند و بهترین عملکرد خود را ارائه دهند.  هنری فورد نمونه بارزی از یک شخصیت کارآفرین است. صنعتگری که با تکیه بر استعدادها و قابلیت های فردی خویش خالق ایده ای جدید و تحول ساز گردید.محقق شدن یک رویا هنری فورد رویای ارابه بدون اسب را در مسیر کار و تلاش روزانه آفرید و چون به تحقق ایده خویش ایمان داشت با اختصاص پول و زمان کافی به استقبال مخاطرات آن رفت و بالاخره ایده جدید خود را در قالب کسب و کاری سودآور جامه عمل پوشاند و پدر صنعت آمریکا در قرن بیستم و بنیانگذار تولید انبوه صنعتی در جهان گردید. به نحوی که در سال های پایان دهه دوم قرن بیستم (و در آستانه بحران بزرگ) علاوه بر مدیریت کارخانجات فورد با بیش از صدهزار کارگر، کنترل یک کارخانه لاستیک و رزین، یک ناوگان کشتی، یک راه آهن، ۱۶معدن زغال سنگ و هزارها جریب جنگل و معدن سنگ آهن در میشیگان و مینی سوتا را در اختیار داشت.فورد در آخرین جنگ  در طی جنگ‌ های جهانی اول و دوم، ماشین فورد در جنگ برای ساختن تجهیزات استفاده می‌ شد. در طی آخرین دوره زندگی هنری فورد، او به عنوان رئیس بنگاه فورد، كه یک مؤسسه خیریه بود خدمت می‌ كرد. هنری فورد در هفتم آوریل ۱۹۴۷درگذشت.  جملات زیبای هنری فورد “شکست صرفاً فرصتی است برای شروع دوباره، اما این بار هوشمندانه تر”      هنری فورد “وقتی که به نظر می آید همه چیز بر علیه شماست، به یاد بیاورید که یک هواپیما بر خلاف جهت باد از زمین بلند می شود؛ نه در جهت باد.</description>
                <category>amoor</category>
                <author>amoor</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jul 2023 11:11:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی نامه کارل فریدریش بنز</title>
                <link>https://virgool.io/@a2asadi2433/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%86%D8%B2-kqtuwzdmfeol</link>
                <description>خانواده کارل بنزکارل بنز متولد ۲۵نوامبر سال ۱۸۴۴در شهر کارلسروهه به دنیا آمد.
 کارل، تک فرزند یک خانواده سه نفره آلمانی بود. مادرش «ژوزفین وایلانت» و پدرش «یوهان جورج بنز» نام داشت. پدر کارل بنز، لوکوموتیوران بود که در اثر یک حادثه قطار و زمانی که فرزندش فقط دو سال سن داشت از دنیا رفت.
 
 افراد تأثیرگذار توی زندگی کارل مادرش ژوزفین وایلانت که با سخت کوشی زیاد اسباب تحصیل کارل فراهم کرد پدرشیوهان جورج بنز» نام داشت. پدر کارل، لوکوموتیوران بود که در اثر یک حادثه قطار و زمانی که فرزندش فقط دو سال سن داشت از دنیا رفت. شاید بتوان دست به آچار بودن کارل را میراثی به حساب آورد که از مرور خاطرات پدرش به او رسیده است.
 و نفر سوم اولین استاد کارل بنز در دانشگاه پلیتکنیک و مهندس مکانیک به نام «فردیناند جاکوب رتنباخر» (Ferdinand Jakob Redtenbacher) می باشد.تحصیلات کارل بنز
 
 
 دوران تحصیل کارل با ورود به یک مدرسه محلی در زادگاهش یعنی کالسروهه، آغاز شد. در همین مدرسه بود که معلمها متوجه استعداد کارل شدند و مقدمات تحصیل او را در مدرسه علمی «Lyzeum» فراهم کردند. زمان گذشت و کارل به سن ۱۵ سالگی رسید. در این زمان بود که با قبولی در رشته مکانیک دانشگاه «پلیتکنیک کالسروهه» یک بار دیگر مادرش را خوشحال کرد. بنز، در طول دوران تحصیلش به تخصصهایی مانند «مهندسی لوکوموتیو» و «قفلسازی» علاقه نشان داد. دوران تحصیلات آکادمیک بنز، چهار سال به طول انجامید و او خیلی زودتر از سایر همسن و سالانش، زمانی که تنها ۱۹ سال سن داشت از دانشگاه کالسروهه فارغالتحصیل شد. کارل بنز در مورد تحصیلاتش در کالسروهه میگوید «چیزهایی که آرزو کردم و تمام چیزهایی که ساختم، ریشههایی دارند که به این مکان بازمیگردند.»
 
 بعد از دانشگاه شغل های زیاد از جمله استخدام به عنوان کمک مکانیک در کارخانه فنی کالسروهه و کار به عنوان نقشهکش و مهندس طراح در شرکت «مسرزشوایزر» گرفته تا مشغول شدن در یک شرکت پلسازی در «فورتسهایم» هیچیک نتوانستند توجه کارل را به خود جذب کنند.
 
 سرانجام سن ۲۷ سالگی تصمیم گرفت به ندای قلبش گوش داده و به سمت کار آفرینی، یک تغییر جهت اساسی بدهد.
 
 شراکت نخواستیم
 
 کارآفرینی کارل با راهاندازی یک کارگاه مکانیکی در مانهایم شروع شداو این کارگاه را با کمک شریک تجاریاش «اوت ریتر» به راه انداخت ولی چیزی از تجارت نمیدانست و به همین دلیل، سال اول همکاری آنها بسیار بد به پایان رسید.کارل برای خلاصی از وضع موجود و نجات کارگاهش، چارهای جز خداحافظی با شریکش نداشت. او با کمک سرمایهای که به واسطه جهیزیه همسرش مهیا شده بود، سهم ریتر را خرید و کنترل اوضاع را در دست گرفت. بعد از این ماجرا بود که کارل شروع به طراحی موتور دو زمانه کرد و توانست با وجود سختیهایی که پیش رویش بود طراحی این موتور را تکمیل کند و آن را به ثبت برساند.
 شروع اختراعات کارل بنز
 
 موفقیت بنز در ثبت اختراع موتور دو زمانه، به جای اینکه زمینههای پیشرفت کسب و کار او را هموارتر کند، او را به دردسرهای زیادی گرفتار کرد. در این زمان بود که بانکها او را مجبور کردند کارگاهش را بهصورت رسمی و بهعنوان شرکتی بزرگ با هزینههای هنگفت ثبت کند.
 ورود شرکای زیاد با سلیقههای متفاوت که بدون شک، هر کدام خود را در زمینه تخصصی کارل، صاحبنظر میدانستند.
 بنز برای کمتر شدن اثرات این شراکت، از برادرش و فردی به نام «امیل بوهلر» که یک عکاس بود کمک گرفت و با هم شرکت سهامی«Gasmoteren Fabrik Mannheim» را ثبت کردند.
 
 چون او از نفر اول کارگاهش و مالک همهچیز به یک مدیر اجرایی ساده که تنها صاحب پنج درصد از سهام شرکت بود.
 
 برای همین تصمیم گرفت که آن پنج درصد سهم را هم واگذار کرده و شرکت خود را به امید یک آینده بهتر رها کند.
 
 خروج کارل از شرکتی که خودش آن را ساخته بود، خیلی چیزها را برایش روشن کرد
 
 بنز به زمانی برای پیدا کردن خودش نیاز داشت؛ یک تجدید قوا تا بتواند دوباره روی پاهایغهااتومبیلها بنزین بود و داروخانه تنها جایی که میشد بنزین را پیدا کرد. در واقع، مردم از بنزین به عنوان یک محلول پاککننده استفاده میکردند. علاوه بر این، نسخه اولیه موتورواگن قدرت زیادی نداشت و برای بالا رفتن از شیب، باید آن را هُل میدادند.اولین پمپ بنزین تاریخفروش اولین ماشین کارل بنز چون نتوانسته بود برای اختراع خودش به درستی بازاریابی کند احساس شکست میکرد. در این هنگام بود که همسرش «برتا بنز» تصمیم گرفت با انجام یک سفر ماجراجویانه به همسرش کمک کند. برتا میدانست که اگر مزیتهای این اختراع به مردم ثابت شود حتما به سمت خرید آن جذب خواهند شد. برتا نمیتوانست در مورد نقشهاش به کارل چیزی بگوید چون نگران بود با او مخالفت کند ، برتا مجبور بود که نقشهاش را به صورت چراغ خاموش و با همراهی دو پسرش اجرا کند. او میخواست به بهانه دیدار مادرش، مسافتی ۱۰۶ کیلومتری را از مانهایم تا فورتسهایم رانندگی کند. او و پسرانش در یک سپیدهدم که شرایط رفتن مهیا بود، سفر خود را با ۵/۴ لیتر بنزین شروع کردند. اما این مقدار سوخت، نمیتوانست تا انتهای مسیر، کفاف سفر آنها را بدهد. برتا مجبور بود در میان مسیر سوختگیری کند. اما همانطور که با هم گفتیم در آن زمان، چیزی به نام جایگاه سوخت وجود نداشت. در نتیجه، برتا به دنبال نزدیکترین داروخانه گشت تا بتواند بنزین بخرد. او کنار داروخانه «Wiesloch» توقف کرد، مقداری بنزین خرید و در همانجا مشغول پر کردن محفظه سوخت اتومبیل شد. به این ترتیب، داروخانه«Wiesloch» به اولین ایستگاه سوخت جهان تبدیل گشت.
 
 در میان مسیر نیز، زنجیر اتومبیل دچار مشکل شد و او از یک آهنگر برای ترمیم زنجیر کمک گرفت. علاوه بر این، ترمز چوبی اتومبیل هم ترک برداشت و برتا از یک پینهدوز خواست تا برای آن ترمز، رویهای از چرم بدوزد؛ این کار منجر به ساخت اولین جفت لنت ترمز جهان شد. منبع آب نیز یک نگرانی بزرگ در طول سفر به شمار میرفت. چون یک سیستم خنککننده آبی برای خنک کردن موتور به کار گرفته شد بود. هر زمان که برتا و پسرانش متوقف میشدند، هر سه نفر آنها در منبع آب میریختند. دو دنده این خودرو برای سر بالاییها و سرازیریها کافی نبود. بنابراین پسران کارل بنز مجبور بودند در سراشیبیها خودرو را هُل دهند. سرانجام، برتا بنز هنگام غروب به«Pforzheim» رسید و موفقیتش را از طریق تلگراف به شوهرش اطلاع داد. چند روز بعد هم با همان خودرو به مانهایم بازگشت.
 
 کارل بنز بعدها در خاطرات خود نوشت «تنها یک نفر با من در کشتی کوچک زندگی باقی ماند، هنگامی که به نظر میرسید در حال غرق شدن است. او همسرم بود. او شجاعانه و قاطعانه بادبانهای جدیدی از امید برافراشت.»
 
 پس از رفع مشکلاتی که برتا در مورد خودرو پیدا کرده بود، این اتومبیل در نمایشگاه بینالمللی پاریس در سال ۱۸۸۹به نمایش گذاشته شد و به شهرتی جهانی رسید.طرح ارزان کردن خودروکارل بنز یا باید کسب و کارش را توسعه میداد یا میدان را به نفع رقیبانی که دیر یا زود سروکلهشان پیدا میشد خالی میکرد. بنابراین او تصمیم گرفت که کارخانه خود در مانهایم را توسعه دهد و تعداد کارمندانش را به ۴۳۰نفر برساند. با این کار، شرکت بنز در قرن ۱۹ صاحب بزرگترین کارخانه تولید خودرو در جهان شد.  بنز بار دیگر مجبور شد سهام کارخانه خود را بفروشد تا بتواند سرمایه لازم برای این توسعه را به دست آورد. «فریدریش فونفیشر» و «جولیوس گانس» دو شریک تازه بنز بودند. آنها به کارل بنز پیشنهاددادند که بازار خودروهای خود را گسترش دهد و این کار را با تولید خودروهایی ارزانتر آغاز کند تا مردم عادی هم بتوانند از اتومبیل استفاده کنند. این پیشنهاد، مورد قبول کارل واقع شد. کارل در سال ۱۸۹۳، خودروی جدید و ارزانتری به نام «Victoria» را به بازار عرضه کرد. اتومبیل جدید برای دو مسافر مناسب بود و با موتور ۳اسببخار تولید میشد. طراحی خودروهای بنز باز هم بهبود پیدا کرد و این بار خودرویی به نام «Velo» عرضه شد. از سال ۱۸۹۴تا ۱۹۰۱، حدود ۱۲۰۰ دستگاه خودروی «Velo» تولید شد که لقب اولین خودروی تولید انبوه تاریخ را از آن خود کرد. بهعلاوه، این اتومبیل در اولین مسابقه اتومبیلرانی تاریخ به نام «Paris to Rouen»  که در سال ۱۸۹۴ اجرا شد شرکت کرد. بنز، پا را از این هم فراتر گذاشت و به سراغ تولید ماشینهای بزرگتر با اهدافی به جز حملونقل انسان رفت. به این ترتیب، اولین کامیون تاریخ در شرکت بنز طراحی و ساخته شد. بعدها، شرکت «NetPhener» از برخی قطعات آن برای ساخت اولین اتوبوس تاریخ استفاده کرد.
 
 یکی از شرکتهایی که در صنعت خودروسازی پابهپای بنز بالا میآمد، شرکت «Daimler Motors» بود. این دو شرکت، در رقابتهای زیادی با هم دستوپنجه نرم میکردند. «گاتلیب دایملر» صاحب اصلی شرکت دایملر و رقیب اصلی کارل بنز در سال ۱۹۰۰ فوت کرد. حدود ۲۵ سال بعد، کارل بنز تصمیم گرفت، اولین قدم را بردارد و پیشنهاد ادغام دو شرکت را مطرح کند. سرانجام این دو شرکت در سال ۱۹۲۶با هم ادغام شدند و تحت عنوان «دایملربنز» (Daimler-Benz) به فعالیت خود ادامه دادند. مدتی بعد، کارل از سِمَت خود به عنوان مدیریت طراحی استعفا داد و به عنوان عضوی از هیئت مدیره مشغول به کار شد.مخترع اتومبیل
 
 در مورد اولین کسی که اتومبیل را اختراع کرد، ابهاماتی وجود دارد. عدهای میگویند به غیر از کارل بنز افراد دیگری هم بودند که روی موتورهای دو زمانه و چهار زمانه کار میکردند و موفق هم بودهاند. اما نکته مهم این است که کارل بنز، اولین کسی بود که اتومبیل اختراعی خود را ثبت رسمی کرد. پدر خودروسازی جهان، در ۸۴ سالگی چشم از جهان فرو بست. اما هنوز هم نام او یکی از پرتکرارترین نامهای تاریخ به شمار میرود.
 
 
 اکنون، مسیر مسافرت خانوادگی برتا بنز همسر کارل بنز به مسیری تاریخی تبدیل شده است. مردم آلمان، هر سال برای یادبود این سفر، جشنواره خاصی با موضوع مسابقه ماشینهای قدیمی برگزار میکنند. این ماشینها در همان مسیری که برتا و فرزندان کارل بنز رانندگی کردند با هم به رقابت میپردازند. علاوه بر این، روبهروی داروخانه «Wiesloch» نیز یک مجسمه یادبود از برتا در حالی که مشغول بنزین زدن است، نصب شده تا یاد و خاطره تلاشهای برتا بنز برای پررنگ کردن نقش اتومبیل در زندگی مردم، زنده بماند.خانواده کارل بنزکارل بنز متولد ۲۵نوامبر سال ۱۸۴۴در شهر کارلسروهه به دنیا آمد. کارل، تک فرزند یک خانواده سه نفره آلمانی بود. مادرش «ژوزفین وایلانت» و پدرش «یوهان جورج بنز» نام داشت. پدر کارل بنز، لوکوموتیوران بود که در اثر یک حادثه قطار و زمانی که فرزندش فقط دو سال سن داشت از دنیا رفت.  افراد تأثیرگذار توی زندگی کارل مادرش ژوزفین وایلانت که با سخت کوشی زیاد اسباب تحصیل کارل فراهم کرد پدرشیوهان جورج بنز» نام داشت. پدر کارل، لوکوموتیوران بود که در اثر یک حادثه قطار و زمانی که فرزندش فقط دو سال سن داشت از دنیا رفت. شاید بتوان دست به آچار بودن کارل را میراثی به حساب آورد که از مرور خاطرات پدرش به او رسیده است. و نفر سوم اولین استاد کارل بنز در دانشگاه پلیتکنیک و مهندس مکانیک به نام «فردیناند جاکوب رتنباخر» (Ferdinand Jakob Redtenbacher) می باشد.تحصیلات کارل بنز   دوران تحصیل کارل با ورود به یک مدرسه محلی در زادگاهش یعنی کالسروهه، آغاز شد. در همین مدرسه بود که معلمها متوجه استعداد کارل شدند و مقدمات تحصیل او را در مدرسه علمی «Lyzeum» فراهم کردند. زمان گذشت و کارل به سن ۱۵ سالگی رسید. در این زمان بود که با قبولی در رشته مکانیک دانشگاه «پلیتکنیک کالسروهه» یک بار دیگر مادرش را خوشحال کرد. بنز، در طول دوران تحصیلش به تخصصهایی مانند «مهندسی لوکوموتیو» و «قفلسازی» علاقه نشان داد. دوران تحصیلات آکادمیک بنز، چهار سال به طول انجامید و او خیلی زودتر از سایر همسن و سالانش، زمانی که تنها ۱۹ سال سن داشت از دانشگاه کالسروهه فارغالتحصیل شد. کارل بنز در مورد تحصیلاتش در کالسروهه میگوید «چیزهایی که آرزو کردم و تمام چیزهایی که ساختم، ریشههایی دارند که به این مکان بازمیگردند.»  بعد از دانشگاه شغل های زیاد از جمله استخدام به عنوان کمک مکانیک در کارخانه فنی کالسروهه و کار به عنوان نقشهکش و مهندس طراح در شرکت «مسرزشوایزر» گرفته تا مشغول شدن در یک شرکت پلسازی در «فورتسهایم» هیچیک نتوانستند توجه کارل را به خود جذب کنند.  سرانجام سن ۲۷ سالگی تصمیم گرفت به ندای قلبش گوش داده و به سمت کار آفرینی، یک تغییر جهت اساسی بدهد.  شراکت نخواستیم  کارآفرینی کارل با راهاندازی یک کارگاه مکانیکی در مانهایم شروع شداو این کارگاه را با کمک شریک تجاریاش «اوت ریتر» به راه انداخت ولی چیزی از تجارت نمیدانست و به همین دلیل، سال اول همکاری آنها بسیار بد به پایان رسید.کارل برای خلاصی از وضع موجود و نجات کارگاهش، چارهای جز خداحافظی با شریکش نداشت. او با کمک سرمایهای که به واسطه جهیزیه همسرش مهیا شده بود، سهم ریتر را خرید و کنترل اوضاع را در دست گرفت. بعد از این ماجرا بود که کارل شروع به طراحی موتور دو زمانه کرد و توانست با وجود سختیهایی که پیش رویش بود طراحی این موتور را تکمیل کند و آن را به ثبت برساند. شروع اختراعات کارل بنز  موفقیت بنز در ثبت اختراع موتور دو زمانه، به جای اینکه زمینههای پیشرفت کسب و کار او را هموارتر کند، او را به دردسرهای زیادی گرفتار کرد. در این زمان بود که بانکها او را مجبور کردند کارگاهش را بهصورت رسمی و بهعنوان شرکتی بزرگ با هزینههای هنگفت ثبت کند. ورود شرکای زیاد با سلیقههای متفاوت که بدون شک، هر کدام خود را در زمینه تخصصی کارل، صاحبنظر میدانستند. بنز برای کمتر شدن اثرات این شراکت، از برادرش و فردی به نام «امیل بوهلر» که یک عکاس بود کمک گرفت و با هم شرکت سهامی«Gasmoteren Fabrik Mannheim» را ثبت کردند.  چون او از نفر اول کارگاهش و مالک همهچیز به یک مدیر اجرایی ساده که تنها صاحب پنج درصد از سهام شرکت بود.  برای همین تصمیم گرفت که آن پنج درصد سهم را هم واگذار کرده و شرکت خود را به امید یک آینده بهتر رها کند.  خروج کارل از شرکتی که خودش آن را ساخته بود، خیلی چیزها را برایش روشن کرد  بنز به زمانی برای پیدا کردن خودش نیاز داشت؛ یک تجدید قوا تا بتواند دوباره روی پاهایغهااتومبیلها بنزین بود و داروخانه تنها جایی که میشد بنزین را پیدا کرد. در واقع، مردم از بنزین به عنوان یک محلول پاککننده استفاده میکردند. علاوه بر این، نسخه اولیه موتورواگن قدرت زیادی نداشت و برای بالا رفتن از شیب، باید آن را هُل میدادند.اولین پمپ بنزین تاریخفروش اولین ماشین کارل بنز چون نتوانسته بود برای اختراع خودش به درستی بازاریابی کند احساس شکست میکرد. در این هنگام بود که همسرش «برتا بنز» تصمیم گرفت با انجام یک سفر ماجراجویانه به همسرش کمک کند. برتا میدانست که اگر مزیتهای این اختراع به مردم ثابت شود حتما به سمت خرید آن جذب خواهند شد. برتا نمیتوانست در مورد نقشهاش به کارل چیزی بگوید چون نگران بود با او مخالفت کند ، برتا مجبور بود که نقشهاش را به صورت چراغ خاموش و با همراهی دو پسرش اجرا کند. او میخواست به بهانه دیدار مادرش، مسافتی ۱۰۶ کیلومتری را از مانهایم تا فورتسهایم رانندگی کند. او و پسرانش در یک سپیدهدم که شرایط رفتن مهیا بود، سفر خود را با ۵/۴ لیتر بنزین شروع کردند. اما این مقدار سوخت، نمیتوانست تا انتهای مسیر، کفاف سفر آنها را بدهد. برتا مجبور بود در میان مسیر سوختگیری کند. اما همانطور که با هم گفتیم در آن زمان، چیزی به نام جایگاه سوخت وجود نداشت. در نتیجه، برتا به دنبال نزدیکترین داروخانه گشت تا بتواند بنزین بخرد. او کنار داروخانه «Wiesloch» توقف کرد، مقداری بنزین خرید و در همانجا مشغول پر کردن محفظه سوخت اتومبیل شد. به این ترتیب، داروخانه«Wiesloch» به اولین ایستگاه سوخت جهان تبدیل گشت. اولین ایستگاه سوخت جهان در شهر Wiesloch  در میان مسیر نیز، زنجیر اتومبیل دچار مشکل شد و او از یک آهنگر برای ترمیم زنجیر کمک گرفت. علاوه بر این، ترمز چوبی اتومبیل هم ترک برداشت و برتا از یک پینهدوز خواست تا برای آن ترمز، رویهای از چرم بدوزد؛ این کار منجر به ساخت اولین جفت لنت ترمز جهان شد. منبع آب نیز یک نگرانی بزرگ در طول سفر به شمار میرفت. چون یک سیستم خنککننده آبی برای خنک کردن موتور به کار گرفته شد بود. هر زمان که برتا و پسرانش متوقف میشدند، هر سه نفر آنها در منبع آب میریختند. دو دنده این خودرو برای سر بالاییها و سرازیریها کافی نبود. بنابراین پسران کارل بنز مجبور بودند در سراشیبیها خودرو را هُل دهند. سرانجام، برتا بنز هنگام غروب به«Pforzheim» رسید و موفقیتش را از طریق تلگراف به شوهرش اطلاع داد. چند روز بعد هم با همان خودرو به مانهایم بازگشت.  کارل بنز بعدها در خاطرات خود نوشت «تنها یک نفر با من در کشتی کوچک زندگی باقی ماند، هنگامی که به نظر میرسید در حال غرق شدن است. او همسرم بود. او شجاعانه و قاطعانه بادبانهای جدیدی از امید برافراشت.»  پس از رفع مشکلاتی که برتا در مورد خودرو پیدا کرده بود، این اتومبیل در نمایشگاه بینالمللی پاریس در سال ۱۸۸۹به نمایش گذاشته شد و به شهرتی جهانی رسید.طرح ارزان کردن خودروکارل بنز یا باید کسب و کارش را توسعه میداد یا میدان را به نفع رقیبانی که دیر یا زود سروکلهشان پیدا میشد خالی میکرد. بنابراین او تصمیم گرفت که کارخانه خود در مانهایم را توسعه دهد و تعداد کارمندانش را به ۴۳۰نفر برساند. با این کار، شرکت بنز در قرن ۱۹ صاحب بزرگترین کارخانه تولید خودرو در جهان شد.  بنز بار دیگر مجبور شد سهام کارخانه خود را بفروشد تا بتواند سرمایه لازم برای این توسعه را به دست آورد. «فریدریش فونفیشر» و «جولیوس گانس» دو شریک تازه بنز بودند. آنها به کارل بنز پیشنهاددادند که بازار خودروهای خود را گسترش دهد و این کار را با تولید خودروهایی ارزانتر آغاز کند تا مردم عادی هم بتوانند از اتومبیل استفاده کنند. این پیشنهاد، مورد قبول کارل واقع شد. کارل در سال ۱۸۹۳، خودروی جدید و ارزانتری به نام «Victoria» را به بازار عرضه کرد. اتومبیل جدید برای دو مسافر مناسب بود و با موتور ۳اسببخار تولید میشد. طراحی خودروهای بنز باز هم بهبود پیدا کرد و این بار خودرویی به نام «Velo» عرضه شد. از سال ۱۸۹۴تا ۱۹۰۱، حدود ۱۲۰۰ دستگاه خودروی «Velo» تولید شد که لقب اولین خودروی تولید انبوه تاریخ را از آن خود کرد. بهعلاوه، این اتومبیل در اولین مسابقه اتومبیلرانی تاریخ به نام «Paris to Rouen»  که در سال ۱۸۹۴ اجرا شد شرکت کرد. بنز، پا را از این هم فراتر گذاشت و به سراغ تولید ماشینهای بزرگتر با اهدافی به جز حملونقل انسان رفت. به این ترتیب، اولین کامیون تاریخ در شرکت بنز طراحی و ساخته شد. بعدها، شرکت «NetPhener» از برخی قطعات آن برای ساخت اولین اتوبوس تاریخ استفاده کرد.اولین کامیونی تاریخ در شرکت بنز طراحی و ساخته شد. NetPhener  یکی از شرکتهایی که در صنعت خودروسازی پابهپای بنز بالا میآمد، شرکت «Daimler Motors» بود. این دو شرکت، در رقابتهای زیادی با هم دستوپنجه نرم میکردند. «گاتلیب دایملر» صاحب اصلی شرکت دایملر و رقیب اصلی کارل بنز در سال ۱۹۰۰ فوت کرد. حدود ۲۵ سال بعد، کارل بنز تصمیم گرفت، اولین قدم را بردارد و پیشنهاد ادغام دو شرکت را مطرح کند. سرانجام این دو شرکت در سال ۱۹۲۶با هم ادغام شدند و تحت عنوان «دایملربنز» (Daimler-Benz) به فعالیت خود ادامه دادند. مدتی بعد، کارل از سِمَت خود به عنوان مدیریت طراحی استعفا داد و به عنوان عضوی از هیئت مدیره مشغول به کار شد.مخترع اتومبیل  در مورد اولین کسی که اتومبیل را اختراع کرد، ابهاماتی وجود دارد. عدهای میگویند به غیر از کارل بنز افراد دیگری هم بودند که روی موتورهای دو زمانه و چهار زمانه کار میکردند و موفق هم بودهاند. اما نکته مهم این است که کارل بنز، اولین کسی بود که اتومبیل اختراعی خود را ثبت رسمی کرد. پدر خودروسازی جهان، در ۸۴ سالگی چشم از جهان فرو بست. اما هنوز هم نام او یکی از پرتکرارترین نامهای تاریخ به شمار میرود.   اکنون، مسیر مسافرت خانوادگی برتا بنز همسر کارل بنز به مسیری تاریخی تبدیل شده است. مردم آلمان، هر سال برای یادبود این سفر، جشنواره خاصی با موضوع مسابقه ماشینهای قدیمی برگزار میکنند. این ماشینها در همان مسیری که برتا و فرزندان کارل بنز رانندگی کردند با هم به رقابت میپردازند. علاوه بر این، روبهروی داروخانه «Wiesloch» نیز یک مجسمه یادبود از برتا در حالی که مشغول بنزین زدن است، نصب شده تا یاد و خاطره تلاشهای برتا بنز برای پررنگ کردن نقش اتومبیل در زندگی مردم، زنده بماند.</description>
                <category>amoor</category>
                <author>amoor</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jun 2023 17:17:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>