<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین طالقانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@a3dho3yn</link>
        <description>سالک .[ ل ِ ] (ع ص ، اِ) مسافر و راه رونده. / a3dho3yn.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 07:06:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/7622/avatar/3296Gv.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین طالقانی</title>
            <link>https://virgool.io/@a3dho3yn</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کنش خوب: سایت روایت‌های قطعی اینترنت</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-eyayzc09kxc9</link>
                <description>به واسطه یک توییت باید این صفحه آشنا شدم: offlineiran.comایده و اجرای خوبی داره و خیلی خوشم اومد. امیدوارم البته مثل ویکی‌تجربه به گند کشیده نشه. فکر می‌کنم این کنش خوبی در این شرایطه و تاثیر قطعی اینترنت روی زندگی‌ها رو خیلی ملموس مستند می‌کنه. پیشنهاد می‌کنم شما هم روایت‌تون از تاثیر قطع اینترنت روی زندگی‌تون رو در این سایت بنویسین.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Jan 2026 14:07:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرص قرمز و آبی برای شرکت‌های فناور</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%D9%82%D8%B1%D8%B5-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D9%88-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1-akabkovjvakz</link>
                <description>TL;DR: فکر می‌کنم به‌زودی به این نقطه می‌رسیم که بین بقا و دسترسی خاص به اینترنت، باید یکی رو انتخاب کنیم. خوبه که از الآن بهش فکر کنیم و انتخاب‌هامون رو بسنجیم.همونطور که چون ایده‌ای از توزیع درآمد ۹۰ میلیون ایرانی نداریم و باورش برامون سخته که اکثر ما فعالان در حوزه IT در شهر تهران جزء دهک نهم و دهم درآمدی هستیم، فکر می‌کنم شاید دید درستی هم نسبت به تاثیر قطعی اینترنت در زندگی مردم نداریم. پس تاثیرش رو بیش از چیزی که هست برآورد می‌کنیم و فکر می‌کنیم همه هم مثل ما زندگی (و مهم‌تر، درآمدشون) با قطع اینترنت متوقف شده. احتمالاً —اگرچه باورش برامون سخته— بخش عمده‌ای از مشکلات عموم مردم (شاید ۹۰ درصد جامعه) با رفع مشکلات ابتدایی (مثل پیامک‌ها)، کمی تغییرات در شبکه (مثل برگردوندن DNS و دسترسی به سرویس‌های داخلی، که روز دوم قطعی اتفاق افتاد)، برقراری کارکرد عادی پیام‌رسان‌های داخلی، و باز کردن گوگل، حل شده یا نهایتاً با باز کردن چند آدرس دیگه (مثل اینستاگرام، واتس‌اپ و تلگرام) حل خواهد شد. در این نقطه، احتمالاً ما عده‌ای محدود هستیم که دغدغه‌هامون زیادی لوکس و جهان اولی به نظر میاد (چند درصد ایرانی‌ها مشکلشون اینه که مثلاً فیگما یا گیت‌هاب باز نمیشه؟!)نه فقط به لحاظ تعداد کم‌شماریم، بلکه از نظر سهم از اقتصاد هم تا جایی که می‌دونم شرکت‌های فناوری اطلاعات، سهم بسیار کمی دارند (برای سهم کل اقتصاد دیجیتال اینجا و اینجا و اینجا رو ببینید). اگر غول‌ها رو (که الآن دیگه سهام‌دار حاکمیتی دارن) از محاسبات خارج کنیم، به مقدار بسیار ناچیزی می‌رسیم. اینکه قطعی اینترنت بقای این جزء ناچیز رو تهدید می‌کنه، می‌تونه برای تصمیم‌گیر (به‌خصوص امنیتی) مهم نباشه و خیلی راحت قرص قرمز و آبی رو مقابل شرکت‌ها قرار بده: مرگ یا درخواست whitelist شدن.وقتی به خاطر شرایط بد و/یا امکان شکوفایی نداشتن مهاجرت می‌کنیم، در حالی که می‌دونیم با رفتن ما رنج و مشقت بازماندگان کم نمیشه، داریم از منطق «نجات خود» استفاده می‌کنیم (= یک نفر هم کمتر آسیب‌ببینه بهتره) یا «مسئولیت فردی» (= من مسئول زندگی خودم هستم). ایرادی هم در این کار نیست. حتی به امدادگرها هم —که کارشون نجات جون بقیه‌ست— گفته می‌شه که ایمنی و حفظ خودت اولویت داره. حالا سوال اینجاست: آیا این منطق رو در انتخاب افراد و شرکت‌ها بین بقا و دسترسی خاص به اینترنت هم می‌پذیریم؟ یعنی می‌پذیریم که «یک نفر هم کمتر آسیب —قطع اینترنت— ببینه بهتره»؟ و سوال سخت‌تر اینه که:‌ تا کجا؟ یعنی چه کارهایی رو مجاز می‌دونیم؟ــــــــــ پی‌نوشت ــــــــ¹ میشه درباره اینکه رفتن سراغ استارلینک و نظایرش هم جزء دسترسی خاصه یا نه هم بحث کرد² بعد از انتشار، این مطلب از محمدرضا حقیری رو دیدم که هم باعث شد از مصاحبه‌ی نیما قاضی خبردار بشم و هم تاییدی هم بر نزدیک بودن قرص قرمز و آبی بود³ کامنت‌های ویرگول باز شده 🎉</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:16:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شوخی حکمرانی اینترنت</title>
                <link>https://virgool.io/nocomments/%D8%B4%D9%88%D8%AE%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-dmku5htval5m</link>
                <description>هر بار صحبت رفع فیلتر میشه، صیانتی‌ها پشت امنیت و حقوق شهروندی قایم می‌شن و میگن اگر پلتفرم‌ها قوانین ما رو بپذیرن، رفع فیلتر می‌شن و بعد هم مثال‌هایی از کلاه‌برداری و تروریسم و آزار جنسی و... می‌زنن. حالا سوال اینجاست که پیامک و پیام‌رسان و پلتفرم داخلی مگه تحت حکمرانی شما نیست؟ به جز بستن و قطع کردن، چه راه‌حلی برای برقراری امنیت در این‌ها داشتین؟! اگر راه‌حل برای خارجی‌ها هم همینه که تا تقی به توقی خورد قطع کنین، دیگه رفع-چه-فیلتری؟!رونوشت به همه ساده‌لوحانی که این حرف‌ها رو باور و تکرار می‌کنن.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jan 2026 19:59:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سالاد که نه، ماکارونی کلمات!</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-k2g7eea1uerf</link>
                <description>این روزها شاهد نوشته‌های بسیار طولانی و بی‌خاصیت هستم. پر از کلمات، امّا با محتوایی اندک (یا سطحی) و/یا با ضعف استدلال. «سالاد کلمه» اونطور که باید عمق فاجعه رو نشون نمیده (تازه زیادی سالم و سبکه!). به نظرم ماکارونی (اگرچه خیلی دوستش دارم) خیلی بهتر درهم پیچیده و سنگین بودن رو نشون میده. اگر برنامه‌نویس باشی هم که بیش‌تر برات معنی داره (Spaghetti Code)</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jan 2026 03:53:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلمة الحقٍّ یُراد بها باطلٌ</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%82%D9%8D%D9%91-%DB%8C%D9%8F%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84%D9%8C-itm9z8c7u013</link>
                <description>شعار سردادند: «حکم فقط از آن خداست». جواب داد: «حرف حقی است که اراده باطلی پشت آن است». حالا شده حکایت سردادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» توسط طرفداران پهلوی. البته مزیتی که هست اینه که بلافاصله «پهلوی برمی‌گرده» رو هم می‌گن و خیلی نیاز به هوشمندی نداره فهمیدن اینکه چقدر شعار اول واقعیه.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jan 2026 20:28:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیرو اونُدا</title>
                <link>https://virgool.io/nocomments/%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%86%D9%8F%D8%AF%D8%A7-zx00gq0apn8i</link>
                <description>تا گوشی رو برمی‌داره میگه اینترنت نداریم.می‌پرسم کی وصل میشه؟ میگه نمی‌دونم.میگم نگرانم انقدر تو این وضعیت بمونیم که مثل هیرو اوندا بشیم! اینترنت وصل بشه و ما خبردار نشیم (یا باور نکنیم).پی‌نوشت: قدیم‌ها می‌گفتن توییتر رو اینستاگرام نکنین، الان اوضاع جوریه که ویرگول اینستاگرام داره میشه 😅 تگ عکس رو دنبال کنین.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jan 2026 14:35:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فطریه: اینترنت</title>
                <link>https://virgool.io/nocomments/%D9%81%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-f10zg1zmclhn</link>
                <description>یه وقت‌هایی یه چیزهایی آدم میگه، خودش یادش نمی‌مونه، ولی تو ذهن شنونده حک می‌شه. چند روز پیش که با مامانم تلفنی صحبت می‌کردم گفت:تو که می‌گفتی «ما قوت غالب‌مون اینترنته پس باید اینترنت فطریه بدیم»، الآن با این اوضاع چیکار می‌کنی؟!و خیلی اتفاقی دیروز هم مادرخانمم گفت:این هفته که اینترنت قطع بود یاد این افتادم که خیلی سال پیش که می‌گفتی «ما فطریه باید اینترنت بدیم» با خودم می‌گفتم آخه مگه اینترنت نون و آبه؟! دغدغه بچه‌های این زمونه رو ببین! حالا که بعد چندین سال خودمون هم برای هرکاری از اینترنت استفاده می‌کنیم می‌فهمم.دوباره یاد این میافتم که چقدر خوب شد در دهه ۹۰ ضریب نفوذ اینترنت پرسرعت افزایش پیدا کرد (با تشکر از آذری جهرمی و دوستان، هرچقدر هم بابت چیزهای دیگه بهشون فحش بدن/بدیم)، کسب‌وکارهای اینترنتی زیادی راه افتادن، زندگی‌ها بیش‌تر با اینترنت گره خورد. خوشحالم از تغییراتی در فرهنگ و آگاهی مردم به واسطه همین شکل گرفت (بخش جمع‌بندی این نوشته رو بخونین).این روزها شاهد اتفاق‌های عجیبی هم هستیم. روز اولی که اینترنت قطع شده بود، یکی عنوان پخش زنده آپارات‌ش رو گذاشته بود «بیا بهت بگم چطوری به گوگل وصل بشی» و دیدم که در واقع لیستی از آدرس سایت‌های پرمراجعه رو توی یک فایل جمع کرده و هی به‌روز می‌کنه 😂 (این آخرین نسخه‌اش بود). به قول یه دوستی باید اسم فایل رو می‌ذاشت google.txt. امروز هم نوشت:بچه ها یادتونه شنبه هفته پیش حسین یه لینک بهمون داد که از گوگل بینیاز شدیم؟ حالا دولت اومده همین کار رو کرده و لیست سایت های کاربردی رو برامون جمع آوری کرده ، https://iran.ir/#Indexواقعاً آدم نمی‌دونه بخنده یا گریه کنه از این وضعیت.دلخوشی‌های کوچک هم اینکه کارزار وصل اینترنت به ۳۰ هزار امضا رسید. مقصد بعدی: ۱۰۰ هزار امضا.📣 تشکیل کارگروه ویژهبا همراهی بیشتر از ۳۰ هزار امضاکننده کارگروهی ویژه تشکیل می‌شود تا علاوه بر پیگیری مستمر، رویدادی اختصاصی برای همفکری و هم‌افزایی برگزار شود.🗣 نشست ویژه با مسئولانبا امضای ۱۰۰ هزار نفر، نشستی با حضور مسئولان ارشد، رسانه‌ها، کنشگران و نویسنده کارزار برگزار می‌شود.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jan 2026 15:25:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به یاد رضا امیرخانی</title>
                <link>https://virgool.io/nocomments/%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-a6omuwod1uab</link>
                <description>به کره شمالی شدن که فکر می‌کنم، از ذهنم می‌گذره که این روز‌ها چقدر جای رضا امیرخانی خالیه. چه زمانی هم دچار حادثه شد!اصلاً الآن حالش چطوره؟‌ تا پیش از قطع اینترنت روند درمانش رو از کانالش در تلگرام می‌دیدم. خبرگزاری‌ها رو جستجو می‌کنم. آخرین خبر از وضعیت رضا امیرخانی برای ۱۴ دی است و به نظر همچنان هم به هوش نیومده. بعد به این فکر می‌کنم اصلاً اگر سلامت و هشیار بود، چطور قرار بود نوشته‌ها و نظراتش به دست ما برسه؟!چند روز پیش ذهنم درگیر این بود که ورودی‌های فکریم (مثل پادکست دغدغه ایران محمد فاضلی، پادکست سکه به میزبانی مهدی ناجی، مدرس آزادی با میزبانی مهدی احمدی و...) رو از دست دادم و این خیلی برام کلافه‌کننده است. تو این اوضاع اینترنت و نبود موتور جستجو هم آدم نمی‌دونه اصلاً این روزهای جایی حرفی می‌زنن و می‌نویسن یا نه؟</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jan 2026 00:11:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دایال‌آپ</title>
                <link>https://virgool.io/nocomments/%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%BE-l31qfuzpzom5</link>
                <description>تو بعضی فیلم‌های آخر الزمانی دیده بودم که اون گروه نجات‌دهنده سراغ تکنولوژی‌های قدیمی و آنالوگ میره با این توضیح که این‌ها قابل هک شدن نیست، یا کسی به این‌ها کاری نداره و... چند روز پیش فکر می‌کردم باید یه مودم پیدا کنم و یه دوستی تو خارج و بعد با hyper terminal یا dial up بهش وصل بشم و اندکی اینترنت تنفس کنم.البته که احتمالاً یکم دیگه این قطعی اینترنت ادامه پیدا کنه، شاهد SaaS:‌ Startlink as a Service خواهیم بود.پی‌نوشت: نظر دادن در انتشارات آزاد است ؛)آپدیت:‌ صاحب انتشارات محدودیت روزانه داره که به شما درخواست اضافه شدن بده، امّا شاید شما محدودیت نداشته باشی بهش درخواست اضافه شدن بدی ؛)</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 15:19:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیتزا فروشی نبش پنتاگون</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%D9%BE%DB%8C%D8%AA%D8%B2%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D9%BE%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86-zvixir35jtd2</link>
                <description>روزهای اول قطعی اینترنت که باز شروع کرده بودم به نوشتن در ویرگول، یکی از دوستان گفت:مثل شلوغی اون پیتزافروشی نزدیک پنتاگون، برای تو هم میشه شاخص «تعداد نوشته در ویرگول» رو تعریف کرد. بالا رفتن این شاخص رابطه مستقیم با قطع اینترنت داره :))البته به نظر خودم شاخص خوبی نیست، چون:پسینی/lagging ـه: به جای قبل از حادثه، بعد از حادثه اون رو نشون میده)صفر بودنش ممکنه به معنی دسترسی نداشتن به ویرگول باشهالآن به نظر حال ویرگول بده (بعضی نوشته‌های خطای ۵۰۰ میدن، بخش جدیدترین‌ها که از کار افتاده بود، بخش«برای شما» هم از کار افتاد، امکان ثبت نظر وجود نداره* و...) و احتمالاً قراره این شاخص هم خاموش بشه. امّا بعد از اینجا هم احتمالاً مردم blog.ir یا جای دیگه رو پیدا می‌کنن برای نوشتن.* خوشبینانه نگاه کنیم، تا اینجا هم احتمالاً «مقام قضایی» رو با بهانه اینکه دسترسی ندارن به سرور و نمی‌تونن تغییر بدن پیچونده بودن، و الا زودتر از این‌ها بسته شده بودپیشنهاد می‌کنم نگاهی به بخش نظرات این نوشته بیاندازید ؛)</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 13:10:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جدیدترین نوشته‌های ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/nocomments/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-nvax6qvs3uaa</link>
                <description>تب «جدید‌ترین‌ها»ی ویرگول از دیشب از کار افتاده (احتمالاً مجبور شدن)، اما راه‌های رسیدن به خدا به تعداد آدم‌هاست: می‌تونین با کمک تگ، نوشته‌های اخیر رو پیدا کنین. تگ‌هایی که من این روزها زیاد دیدم (و احتمالاً شما رو به اغلب مطالب تازه می‌رسونه): اینترنت، قطعی اینترنت (و قطع اینترنت)، سیاست، اعتراضات، ایران و زندگیالبته می‌تونیم قرارداد کنیم تگ «تازه» روی مطالب بذاریم و اینطوری عملاً صفحه این تگ، میشه صفحه جدیدترین‌ها. خوبی این تگ هم اینه که تا الان زیاد استفاده نشده (کلاً ۱۰ نوشته با این تگ از روز اول ویرگول وجود داره) و نه ما بقیه رو اسپم می‌کنیم، نه بقیه ما رو.آپدیت: گویا توافقی ضمنی برای استفاده از تگ «جدید» شکل گرفته. از همون استفاده کنیم.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 02:04:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی‌همه‌چیز: ملاقات با اینترنت طبقاتی</title>
                <link>https://virgool.io/nocomments/%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-xlm1l716ftnn</link>
                <description>اینکه بعضی اینترنت بدون فیلتر/محدودیت دارن، موضوع پنهانی نبود. حتی تا حدی مشخص بود چه گروه‌هایی این دسترسی رو دارن (خبرنگارها، مقامات، «خودی‌ها»، و این اواخر بعضی از شرکت‌ها). امّا چیزی که در جریان نمایش موقعیت افراد در توییتر و برملاشدن اینکه چه کسانی اینترنت بدون فیلتر دارن برای من جالب بود، این بود که خیلی از همین افراد، چند سال پیش نسبت به خبر اینترنت خبرنگاری و توییت محمدصالح مفتاح (که گفته بود اینترنت بدون فیلتر بهش دادن)، با مدل‌های مختلف اعتراض کرده بودند، #من_نیستم راه انداخته بودند و... .به جز گروهی که همچنان زبونشون دراز بود، می‌تونستم شرمساری گروه دیگه رو درک و باهاش هم‌ذات‌پنداری کنم: تو عمیقاً باور داری کاری غلطه؛ امّا یک جایی بالاخره تسلیم می‌شی و کار غلط رو انجام می‌دی. و بعد تو می‌مونی و شرمساری. حالت از خودت به هم می‌خوره، عزت نفست رو از دست می‌دی.از پدرم شنیده بودم که مبارزهای سیاسی بین خودشون می‌دونستن که از زمان دستگیری یک نفر، اطرافیانش چقدر وقت دارن که فرار کنن؛ و این زمان، زمانیه که احتمالاً یه آدم عادی زیر شکنجه مقاومتش می‌شکنه. به این فکر می‌کردم که با ادامه‌دار شدن این محدودیت بی‌سابقه در فضای ارتباطات، دور از ذهن نیست که آدم‌ها (و طبیعتاً شرکت‌هایی که توسط آدم‌ها اداره میشن) یکی پس از دیگری مقاومت‌شون شکسته بشه، و ننگ دریافت دسترسی ویژه (whitelist) به اینترنت رو بپذیرن. و اونجاست که تاریکی پیروز میشه.دختره به‌ش گفته بود «نمی‌تونن به درونِ آدم نفوذ کنن»، اما می‌توانستند به درون آدم نفوذ کنند. اُبراین گفته بود «هرچی اینجا سرت بیاد همیشگیه». راست می‌گفت. چیزهایی بودند، اعمال خود آدم، که نمی‌شد جبران‌شان کرد. چیزی در سینه‌ات کشته شده، سوخته، داغ خورده.....تصنیفی به گوش رسید: «در پناه تناور بلوط‌بُن، آنجا؛ فروختم تو را، فروختی مرا...»— ۱۹۸۴، جورج اورولپی‌نوشت: وسط این نوشته بودم که ویرگول از دسترس خارج شد و دیدم که خطای سرور (۵۰۰) میده. با خودم گفتم با توجه به اینکه چند روز قبل گفته بودن «امکان حل بسیاری از مشکلات را تا زمانی که اینترنت بین‌الملل وصل شود، نداریم»، احتمالاً تا وصل شدن اینترنت دیگه ویرگول رو نخواهیم داشت :( خوشبختانه به چند ساعت نرسیده، این پناهگاه این روزهای ما هم دوباره در دسترس قرار گرفت.پی‌نوشت دوم: با توجه به از کار افتادن تب «جدیدترین‌ها»ی ویرگول، پیشنهاد می‌کنم این راهنما رو برای حل این مشکل بخونین و به دیگران خبر بدین.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 01:25:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندانی</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-iu39tlfuuw42</link>
                <description>سراغ گوشی می‌رم که توییتر باز کنم، امّا یادم میافته اینترنت نیست. سراغ گوشی می‌رم که ترافیک و مسیر رو چک کنم، و یادم میافته اینترنت نیست. می‌خوام مثل روزهای عادی تو راه پادکست یا یوتیوب گوش بدم، امّا اینترنت نیست. مثل وقتی خونه‌ت رو بعد چندین سال عوض می‌کنی، یا وقتی عزیزی رو از دست می‌دی، یا عضوی از بدنت قطع می‌شه؛ تا مدت‌ها مغزت نبودنش رو یاد نگرفته و هربار که با نبودنش برخورد می‌کنی جا می‌خوری. نیست، ولی عجیبه که نیست.دیشب وقتی سراغ موبایل رفتم و باز یادم اومد که اینجا خبری نیست، و امروز که مسیر تا شرکت رو بدون مسیریاب و پادکست، در سکوت طی کردم، به این فکر کردم برای امثال من که ماهواره/تلویزیون ندارن و ارتباط‌شون با دنیای بیرون بیش‌تر از طریق اینترنت بوده، قطعی اینترنت مثل زندانی شدنه. آدم‌های محدودی که باهاشون حضوری ارتباط دارم هم هم‌بندهای من هستن و اون‌ها هم خبر چندانی از دنیای بیرون ندارن. میلیون‌ها زندانی، در زندانی به وسعت یک میلیون و اندی کیلومتر مربع.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Jan 2026 00:02:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاملاتی درباره اعتراضات</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-oot7klpykbrj</link>
                <description>هفته‌ی پیش شاهد گفتگویی بودم که یکی پرسید «این مردم معترض خواسته‌شون چیه؟» بعد که مخاطب نفهمید بیش‌تر توضیح داد «منظورم اینه که دقیقاً چی می‌خوان؟ مثلاً ۱۴۰۱ مشخص بود موضوع آزادی مدنیه. الآن خواسته چیه؟». این گفتگو و شعارهای روزهای بعد بهانه‌ای شد تا کمی درباره این موضوع فکر کنم و بنویسم.یک بام و دو هوایکی از اعتراض‌ها همیشه این بوده که «از نخبگان در حکومت استفاده نمی‌شه» یا «به حرف اقتصاددان‌ها گوش بدین». نمی‌دونم تا چه اندازه این ایرادات وارد بوده، یا ملاک نخبگی چیه. امّا احتمالاً در نظر مردم کسی که مدال المپیاد داره و استنفورد و شیکاگو درس خونده و استاد دانشگاه شریفه، نخبه است. الآن آدم‌هایی از این دست، یکی‌شون وزیر اقتصاده، و الباقی در نقش مشاور یا در اندیشکده‌ها دارن برای رفع مشکلاتی مثل ناترازی انرژی و تورم و... طرح می‌دن. تهش ممکنه اشتباه باشه طرح‌هاشون، ولی این دیگه ته وسع ماست (نخبه‌ها تا همینجا بلد بودن). امّا به محض شروع اصلاحات اقتصادی مد نظر این اقتصاددان‌ها، مردم شروع کردن به مخالفت!مثال‌های بی‌شماری میشه آورد از خواسته‌های متناقض: اعتراض به تورم و هم‌زمان معترض بودن به اصلاحات اقتصادی در راستای کاهش کسری بودجه (به عنوان عامل تورم)، اعتراض به اقتصاد دستوری و هم‌زمان مطالبه کنترل قیمت‌ها، اعتراض به کالابرگ/کوپن (و اون رو دون از شأن ایرانی دونستن) و هم‌زمان اعتراض به حذف سوبسیدها‌ و افزایش قیمت بنزین و برق و ... (و این‌ها رو حق هر ایرانی دونستن)، انتظار رشد اقتصادی چین و امریکا و هم‌زمان زندگی آسوده‌ی سوسیال دموکراسی‌های اروپا، و خنده‌دارتر از همه، سردادن هم‌زمان شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «جاوید شاه»، و... .مهم نیست ریشه این تناقض‌ها چیه؛ مهم اینه که یک تصویر مشترک و بدون تناقض از وضعیت مطلوب نداریم.لزوم خواسته‌ی مشترکدر همان گفتگو، مخاطب درباره بی‌لیاقتی حاکمان و نداشتن گوش شنوا گفت، و باز پرسشگر به این پرداخت که خواسته‌ی «اینا نباشن» جدای از هزینه‌ی بالا، سلبیه و مشخص نیست جایگزین مطلوبش چیه، و گفت:اتفاقاً چون با زور حرف تو کله‌شون میره، باید خواسته‌ای مشخص رو با فشار پیگیری کرد تا به نتیجه برسه. تا وقتی خواسته محوری مشخصی وجود نداشته باشه، اعتراض‌ها به نتیجه نمی‌رسه. میگی هر اعتراضی بکنیم سرکوب میشه و مجرمیم؟ درست. ما که هر جوری اعتراض بکنیم مجرمیم، پس چرا روش درست رو پیش نگیریم [که به نتیجه برسه]؟لزوم گفتگوبرای رسیدن به خواسته‌ی مشترک، لازمه گفتگو کنیم؛ زیاد گفتگو کنیم. در این گفتگوهاست که فهم مشترک شکل می‌گیره و هر کسی یک جایی با ما همراه میشه (یا شاید ما فهم جدید پیدا کنیم و باهاش همراه بشیم). امّا در کمال تعجب، از سوی معترض‌ها این جمله مدام تکرار میشه:هر کسی هر چی قرار بود بفهمه فهمیده، بقیه‌ش بحث الکیه!این جمله‌، چیزی جز خودحق‌پنداری و دگم نیست و مصداق زورگویی و سد کردن راه گفتگوست. هر کسی در هر زمانی می‌تونه با این ادعا و در حالی که حتی سرسوزنی از ابتداییات موضوع رو نفهمیده یا ادعاهایی غیرمنطقی داره، دهن مخاطب رو ببنده و البته به جای صداقت «من نمی‌خوام بحث کنم»، خودش رو با «تو نمی‌فهمی» فریب بده. با زور نمی‌شه آدم‌ها رو همراه کرد. یکی از مشکلات جدی در شرایط فعلی کشور، شکل نگرفتن گفتگو بین مردم و حاکمانه. خواهان تغییر هستیم؟ تمرینش کنیم.پی‌نوشت: من به تغییرات آهسته و پیوسته‌ای که در جامعه اتفاق میافته امیدوارم. یکی از این تغییرات، رشد قابل توجه پادکست‌ها و برنامه‌های گفتگومحور در این سال‌هاست. تغییراتی که باعث افزایش آگاهی، شناخت دیدگاه‌های مختلف و تمرین گفتگو می‌شن. پیشنهاد می‌کنم شما هم پادکست‌هایی مثل دغدغه ایران، یا سکه و برنامه‌هایی مثل مدرسه آزاد (در یوتیوب) رو دنبال کنین.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 17:06:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هزینه قطع اینترنت؛ برای حاکمیت یا مردم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%82%D8%B7%D8%B9-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-twzivxdai5c1</link>
                <description>محمدرضا حقیری نوشت که:کاش بیشتر و بیشتر پلتفرم‌ها به سمت این برند که لاگین با SSO های خارجی رو اضافه کنند، هزینه قطع ارتباطات باید به این شکل بره بالااین توصیه هم جزء مواردی بود که تو گفتگوهای بعد از آبان ۱۳۹۸ زیاد شنیده می‌شد و حالت عمومی‌تر این توصیه هم (که اتفاقاً مجید توکلی -اگر درست خاطرم باشه- در یکی از گفتگوهای کلاب‌هاوس به صراحت بیان کرد) این بود که نباید در کشور توسعه‌ای انجام بشه تا نارضایتی بالا بره و مسیر تغییر حکومت هموار بشه. البته در ظاهر اینه که قراره هزینه قطع ارتباطات برای حاکمیت رو بالا ببره تا جلوی قطع اینترنت رو بگیره، امّا همونطور که قبل‌تر نوشتم، در شرایط بحرانی هزینه قطع اینترنت برای حاکمیت مهم نیست و با عمل به این توصیه، وقتی اینترنت قطع میشه، هزینه و نارضایتی مردم بیش‌تر میشه.زیربنای این استدلال «افزایش نارضایتی»، یه خودخواهی ظالمانه است: به جای اینکه به مردم یا صاحبان کسب‌وکار این اختیار رو بده که خودشون انتخاب کنن که آیا می‌خوان در شرایطی مثل قطعی اینترنت یا مشکلات اقتصادی یا به طور کلی در هر شرایط نامطلوبی، کسب‌وکار و زندگی‌شون رو متوقف کنن یا نه، زندگی اون‌ها رو به اجبار متوقف می‌کنه تا به هدف مورد نظر خودش (خوب یا بد) برسه.شما همین روزها می‌بینی که مردم زندگی‌شون رو متوقف نکردن و مراودات اقتصادی (حتی با مشکل و کم رونق) در جریانه. اصلاً مگه میشه متوقف کرد؟ اگر جرقه اولیه اعتراض‌ها رو (به خصوص امسال و ۱۳۹۸) معیشت بدونیم، در شرایطی که افق روشنی مشخص نیست که شرایط کی درست می‌شه (یا اصلاً درست می‌شه یا نه)، تا کی و چطوری مردم باید کاروکاسبی رو متوقف کنن؟ از کجا پول دربیارن و زنده بمونن؟!حالا راحت‌تر میشه اشتباه بودن مخالفت با ارائه زیرساخت داخلی رو درک کرد: خیلی از کسب‌وکارها وقتی در مقابل محدودیت‌های داخلی و خارجی یا الزامات قانونی قرار گرفتن، خودشون بین تعطیلی کسب‌وکار یا آوردن زیرساخت به داخل، انتخاب کردن که زیرساخت‌ها رو به داخل کشور منتقل کنن. شما نمی‌تونی انگشت اتهام رو به ارائه‌دهنده زیرساخت بگیری که «تو چرا سرویس دادی؟». چون به همون اندازه باید از کسب‌وکار سوال کنی که «تو چرا انتخاب کردی خدمت‌رسانی رو ادامه بدی؟» و به همون اندازه باید از مردم بپرسی «تو چرا استفاده‌ات از این خدمات اینترنتی رو ادامه دادی؟» و مشخصاً اینجا جواب‌های بیشماری وجود داره که جدای از انتخاب‌های فردی، به لحاظ عقلی هم خیلی‌هاش درست هستن و به نظر ساده‌ترینش «ادامه دادن زندگی» باشه.پی‌نوشت: با توجه به مشکل نمایش جدیدترین مطالب در ویرگول، این راه‌حل پیشنهاد</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 20:33:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به یک مهران مدیری برای اینترنت نیازمندیم</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85-nxwj2fkchmi2</link>
                <description>احتمالاً شما هم مصاحبه مهران مدیری با سروش صحت در برنامه‌ی کتاب باز رو دیدین که میگه:حفظیات شعریم زیاده.تمام خیام رو حفظم.بخش عمده‌ای از حافظ و سعدی رو حفظم.لورکا رو کامل حفظم. همه کارهاش رو.بخش مهمی از شاملو رو حفظم. ۲/۳ آثارش رو شاید.نیما یوشیج رو به طور کامل حفظم.و...این روزها که اینترنت قطعه و دسترسی به گوگل و DNS و... نداریم و حتی نمی‌تونیم آدرس سایت بانک‌مون رو پیدا کنیم (یا اگه پیدا کنیم کامپیوترمون نمی‌تونه IP اون رو پیدا کنه)، چه برسه به سوال‌های پیچیده‌تر و استفاده از AI که این اواخر بهش خو گرفتیم، با خودم فکر می‌کنم کاش یکی مثل مهران مدیری بود که:تمام نتایج گوگل رو حفظ بود.بخش عمده‌ای از ویکی پدیا رو حفظ بود.اینترنت رو کامل حفظ بود. همه سایت‌هاش رو. و...</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 12:46:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منطق زومیت: بانک قطعه؟ دیجی/اسنپ‌پی استفاده کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82-%D8%B2%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-%D9%BE%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86-zi0jfgqucraj</link>
                <description>زومیت تصمیم گرفته مطلبی قدیمی رو در این شرایط دوباره بیاره بالا (مطلبی که از روی کامنت‌هاش می‌شه حدس زد برای ۷ماه پیش بوده و الآن تاریخ‌ش ۲۰ دی ۱۴۰۴ شده). مطلب عنوان گمراه‌کننده/کلیک‌خور برای این روزها داره: «چگونه برای قطع خدمات بانک‌ها آماده باشیم و بدون وابستگی به آن‌ها خرید کنیم؟»، ولی به پاراگراف اول نرسیده مشتش باز میشه: تبلیغات خدمات اسنپ‌پی و دیجی‌پی.احتمالاً در این روزها به علت اختلال در پیامک‌ها، سرویس اعتبارسنجی، و... فعال‌سازی سرویس اعتباری هم امکان‌پذیر نباشه، امّا به فرض هم کاربر از این مرحله عبور کنه، لابد قراره با اعتبار ۱ میلیون تومنی آخر ماه (یا حتی کمتر) اموراتش رو بگذرونه؟ یا شاید اسنپ‌پی و دیجی‌پی درگاهی مستقل از درگاه بانک‌ها دارن که قراره پرداخت قبض و خرید شارژ و خدماتی نظیر اون رو در شرایطی که خدمات بانکی در دسترس نیست به کاربر بدن؟ حتی اعتبار چهار قسطی این سرویس‌ها هم نیاز به پرداخت قسط اول در لحظه خرید داره که اگر درگاه بانک یا پیامک رمز دوم در دسترس نباشه، این خدمات هم قابل استفاده نیست. خنده‌دارترین قسمت مطلب هم -با توجه به تیتر انتخابی- وام است: بدون وابستگی به بانک چطوری قراره وام بدن؟‌ :))بالا آوردن این نوشته با این عنوان در این شرایط، مثل اون توصیه است که: «نمی‌توانید نان بخرید؟ خب شیرینی بخرید!»</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 00:39:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازخوانی پرونده‌ای قدیمی، به بهانه قطع شدن اینترنت و همه چی!</title>
                <link>https://virgool.io/nocomments/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%82%D8%B7%D8%B9-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C-lvrhdzr5g9sz</link>
                <description>یک آپدیت بی‌ربط به متنبرای حل مشکل نداشتن تب جدیدترین نوشته‌ها و کامنت گذاشتن، این نوشته و این یکی رو بخونیننوبت قبلی که لازم شد ویرگول رو به جای توییتر استفاده کنم، زمان جنگ بود که اینترنت‌ها قطع شده بود. این بار امّا اگرچه تا دقایق آخر به نظر میومد دولت داره عقل و شعور به خرج می‌ده و با وجود اعتراضات و فراخوان، اینترنت رو قطع نکرده، امّا در دقایق اضافی بازی (که به طرز عجیبی واقعاً ۹۰ دقیقه بعد از ساعت فراخوان بود) اینترنت رو قطع کرد. نه حتی داخلی، قطع کامل. حتی DNS رو قطع کرد. حتی پیامک رو! آخرین باری که یادم میاد پیامک قطع شده باشه، خرداد ۱۳۸۸ بود.بعد از آبان ۹۸، جدای از همه همه اتهامات غلط درباره نقش آروان در قطع اینترنت، تنها موضوعی که اندکی عقلانیت درش بود و می‌شد درباره‌اش بحث کرد، این بود: «چون جایگزین داخلی وجود داره می‌تونن اینترنت قطع کنن و اگر شما جایگزین داخلی رو به وجود نمی‌آوردین، نمی‌تونستن».گذشته از نادرستی این ادعا که قبل از آروان زیرساخت داخلی وجود نداشته (حتی همون زمان هم آروان سهم ناچیزی از میزبانی داخلی داشت)، همون زمان بارها به غلط بودن این منطق مهم بودن هزینه (و بالتبع کاهش هزینه به خاطر وجود جایگزین) پرداخته شد و گفته شد «وقتی کار به اونجا برسه که دکمه قطع رو بزنن، چنین چیزی در نظر گرفته نمی‌شه». اگرچه رویه قطع اینترنت در آبان ۹۸ هم همین رو نشون میداد (اول قطع شد، کارها مختل شد، و بعد امیر ناظمی دنبال چاره افتاد و اون نامه‌ی معروف رو زد). امّا الان بهتر میشه غلط بودن استدلال «کاهش هزینه» رو به چشم دید:جایگزین پیامک چیه که بودنش باعث شده پیامک با خیال راحت قطع بشه؟قطع پیامک، باعث میشه نه فقط ارتباط ساده بین آدم‌ها، که حتی استفاده از برنامه‌های داخلی و حتی بانک‌ها ناممکن بشه! به جز پیامک، الآن DNS هم که نقشی حیاتی در اینترنت داره و بدون اون حتی به سرویس‌های داخلی هم نمی‌شه دسترسی داشت، از دیشب قطعه! اینترنت سرورها قطعه! و...وقتی موضوع امنیتی باشه، جایگزین و مختل نشدن کارهای روزمره برای تصمیم‌گیر اهمیتی نداره.جنبه‌ی دیگه غلط بودن این ادعا، در نظر نگرفتن میزان کنترل‌پذیر بودن شبکه است. باز الآن که وسط ماجرا هستیم احتمالاً درکش برای آدمی که تخصص شبکه نداره راحت‌تره: الآن اسنپ و تپسی و... روی اینترنت موبایل بازه، رو اینترنت خونگی نه. یا زمان جنگ، بعد از یک روز گوگل باز شد، و بقیه اینترنت نه. یعنی حتی استدلال «کاهش هزینه» رو هم قبول کنیم، داخلی بودن سرویس تقریباً تاثیری روی هزینه نداره.به همین دلایل خیلی قبل‌تر در توییتر نوشته بودم که جادی (که به عنوان متخصص به این موضوع پرداخت بود) یا بدیهیات شبکه رو بلد نیست (که معاذالله!)، یا مختصص پروپاگانداست.پی‌نوشت: دوران جنگ، درباره میزان جدایی ناپذیر بودن خدمات داخلی از اینترنت نوشته بودم و قبل‌تر نوشته بودم اتفاقاً همین تنیده شدن زندگی‌ها در تارهای اینترنت، مانع از قطع اینترنته. چیزی که به واسطه گسترش ضریب نفوذ اینترنت و سرویس‌های اینترنتی داخلی امکان‌پذیر شده.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Fri, 09 Jan 2026 20:38:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خط قرمز: کجا می‌ایستیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%D8%AE%D8%B7-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-uwb5oj9ddz33</link>
                <description>بعد از جلسه دولت با فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال، یکی از منتقدین به حضور در این جلسه در توییتر نوشته بود:نیما جان، انتظار زیادیه که هم‌نشینی نکنیم با کاسبای تحریم و فیلتر؟ با کسایی که دنبال رانت و پول کثیف هستن؟ یا اینکه می‌گی این آدما تو اون جلسه نبودن؟ که هر دومون میدونیم که بودن.میگی کار صنفی، کار چه صنفی؟ آیا این سیستم اصلاح پذیره؟ امیدی داری به اصلاحش؟‌ من و عطا و خیلیای دیگه، نداریم. اگر امید داری که این سیستم اصلاح پذیره، یک مثال بزن که چی بهتر شده در همه این سالها؟ کجا جواب داده این جلسه و اون جلسه و این به اصطلاح کارای صنفی؟ تا کجا خودمونو گول بزنیم؟ از یه جایی به بعد تصور مذاکره این طرف تبدیل میشه به ابزار زور و استمرار طرف مقابلانتظار زیادیه یه خط قرمز بذاریم؟با کمی فاصله در گفتگویی دیگر، فرد دیگری موسس شرکت پیچک را به واسطه فروش VPN (که البته تا جایی که من اطلاع دارم به بازار خارج از ایران بود) ذینفع فیلترینگ نامید. با خبر فراهم شدن دسترسی به یوتیوب/YouTube در دانشگاه تهران هم بحثی پیرامون «اینترنت یا برای همه یا هیچ‌کس» شکل گرفت. چند ماه پیش هم که باز بحث اینترنت طبقاتی بود، یکی معتقد بود که سربازی دانش‌بنیان هم یه چیزیه مثل اینترنت طبقاتی. این مواجهه‌ها برای من شروع یک سوال و تمرین ذهنی بود: حد و مرز این قواعدی که تعریف می‌کنیم کجاست؟شاید انتظار داشته باشین یک متن، موضع خودش رو مشخص کنه. امّا این نوشته قراره تا آخر سوال باشه. هدف، فکر کردن به این سوال‌ها و انتخاب‌هاست.کشمکش درونی، اثر ChatGPTمرز اجتناب از رویارویی یا هم‌نشینی کجاست؟آیا نتیجه‌ی منطق «با کاسبان تحریم و فیلتر نباید هم‌نشینی کرد» همین نیست که با اسرائیل مسابقه ندهیم؟ با کشوری که روابط حسنه با اسرائیل دارد چه؟ با کسی که از اسرائیل خوشش می‌آید (بدش نمی‌آید؟) چطور؟ ... با کسی که با ارزش‌های ما سازگار نیست «انتظار زیادیه یه خط قرمز بذاریم»؟ یا این خلاف رواداریه؟ مرز رواداری کجاست؟در جلسه با دولت نباید شرکت کرد چون «امیدی به اصلاح نیست». با امریکا هم مذاکره نکنیم؟ یا در مذاکره باید منافع را در نظر بگیریم؟ مرز منفعت کجاست؟ مرز ناامیدی کجاست؟ چه بشود احتمال آن منفعت به ریسکش نمی‌ارزد؟مرز ذینفع یا همدست بودن کجاست؟وقتی کسی که VPN می‌فروشد را ذینفع فیلترینگ بدانیم، کسی که نفع غیرمالی (مثل شهرت به واسطه ارائه VPN رایگان یا مبارزه با فیلترینگ) دارد را چرا ذینفع ندانیم؟ صاحب زیرساخت و دیتاسنتری که VPN برروی آن میزبانی می‌شود چطور؟ تامین‌کننده برق آن دیتاسنتر چه؟ و...آیا خریدار VPN هم ذینفع است؟ اگر پول ندهد چطور؟ مثلاً ما که از سرویس‌های گوگل و متا استفاده می‌کنیم و با این کار چراغ کسب‌وکار آن‌ها را روشن نگه می‌داریم، داریم به سانسور در چین کمک می‌کنیم؟کسی که به امریکا مالیات می‌دهد و/یا از رفاه زندگی در آنجا بهره می‌رد را ذینفع و شریک جنایت‌هایش بدانیم یا نه؟ کسی که در کشوری که هم‌پیمان امریکاست زندگی و کار می‌کند و چرخ اقتصاد آن را می‌چرخاند را چه؟ ما که محصولات آن کشور را می‌خریم چطور؟آیا باید کسب‌وکارهایی که به خاطر شرایط خاص (مثلاً تحریم یا کرونا) به وجود می‌آیند را ذینفع و کاسب آن شرایط بدانیم؟ مرز ذینفع بودن کجاست؟ ما چطور بیرون از این حلقه ذینفعان قرار می‌گیریم؟مرز مبارزه کجاست؟اگر به خاطر «اینترنت یا برای همه یا هیچ‌کس» نباید بپذیریم که مثلاً در دانشگاه یا شرکت محدودیت(ها) برداشته شود، آیا وقتی که همه امکان تهیه VPN نداشته باشند هم نباید VPN بخریم؟ چرا فقط VPN؟ از خورد و خوراک بگیر تا سفر خارجی را هم می‌توانیم تا زمانی که همه دسترسی نداشته باشند متوقف کنیم. مرز تعریف «همه» کجاست؟ چرا همه دنیا را شامل نمی‌شود؟اگر کسی را که دسترسی دارد لعن و نفرین کنیم، تا کجا و بابت کدام دسترسی‌ها باید نفرین کنیم؟ فقط بابت آن‌هایی که خودش کسب کرده (مثل ثروت؟) باید او را لعن کرد یا موهبت‌های خدادادی را هم (مثل استعداد؟) شامل می‌شود؟ در هر صورتی باید لعن کرد یا مثلاً امکاناتی که بابت هدف خوبی به کار می‌روند را باید استثناء کرد؟ تا کجا و چه چیزهایی را می‌شود به واسطه هدف خوب، استثناء کرد؟</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Nov 2025 22:59:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولید محتوا نکن!</title>
                <link>https://virgool.io/@a3dho3yn/%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%86%DA%A9%D9%86-nhy9boflbs8w</link>
                <description>چند وقتیه با خودم بابت تولید محتوا کلنجار می‌رم. نزدیک به دو سال قبل و بعد از خوندن کتاب «Patterns of Distributed Systems» به این فکر افتادم که برای موضوعی مثل طراحی سیستم (System Design) و سیستم‌های توزیع‌شده محتوای ویدیویی تولید کنم. امّا مثل همیشه، اول حس ناکافی بودن من رو عقب نگه داشت:تو به اندازه کافی این موضوع رو بلد نیستی که بخوام به دیگران یاد بدی!پس دو کتاب دیگه در این زمینه خوندم، یه دوره دیدم، و کمی هم شروع کردم به کد زدن. امّا باز هم مثل همیشه، طولانی شدن مسیر، بیش از پیش انگیزه‌ام رو گرفت:برای چی داری این کارها رو انجام میدی؟ بهتر نیست به جای تولید محتوا برای بقیه، روی یادگیری خودت و چیزهایی که روزانه بیش‌تر به کارت میاد وقت بذاری؟ یا بهتر از اون، خودت رو سرگرم کارهایی خارج از فناوری کنی و انقدر یک‌بعدی نباشی!؟بعد باز تلاش کردم با روش‌های مختلف هرطور که شده به خروجی برسم: با تغییر مدل پرداختن به موضوع، با اجبار خودم به انجام بخشی از کار در هر روز/هفته، با کمک گرفتن از AI برای تولید متن، و... امّا نتیجه بخش نبود. و بالاخره بعد از ماه‌ها، شکست رو تلویحاً‌ پذیرفتم و کلنجار رفتن با این ایده رو کنار گذاشتم.امّا به محض اینکه کتاب دیگه‌ای دستم گرفتم، این وسوسه اومد سراغم: «خب درباره این یکی بنویس! اصلاً سختش هم نکن، فقط خلاصه و ترجمه!». و باز این کشمکش درونی شروع شد:تو که علم/تجربه تولید نمی‌کنی؛ فقط می‌خوای حرف‌های دیگران رو تکرار کنی. تغییر شکل محتوا تو این زمونه هیچ خاصیتی نداره: خود آدم‌ها با AI ترجمه می‌کنن، گوش می‌دن، یاد می‌گیرن و...سیزیف؛ اثر ChatGPTو امشب، سرزنش‌گر درون، نابودکننده‌ترین ایده‌اش رو رو کرد:هزینه برق و آلایندگی و... سرورهایی که محتواهای تو رو میزبانی میکنن، از نفع احتمالی این محتوا خیلی بیش‌تره! کلاً روزی ۴-۵ تا بازدیدکننده ارزشش رو نداره و بهتره بیش از این منابع رو هدر ندی و همین‌ها رو هم حذف کنی.</description>
                <category>حسین طالقانی</category>
                <author>حسین طالقانی</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jul 2025 23:08:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>