<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های قاسم بیات</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@abayat</link>
        <description>تحلیل‌گر سیاست نوآوری و فناوری :: دانش‌آموخته دکترای سیاست‌گذاری علم‌و‌فناوری:: دانشگاه علم‌ و صنعت ایران</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:41:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/35862/avatar/JIzLR5.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>قاسم بیات</title>
            <link>https://virgool.io/@abayat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سوگیری‌های شناختی</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%B3%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-ubq14csuzhh8</link>
                <description>کتابچه سوگیری‌های شناختی
(شناسائی و پیشگیری از خطاهای ذهن)هر کس به اقتضای کار و زندگی‌اش، همواره در معرض قضاوت و تصمیم‌گیری است. خواه مدیر یک سازمان باشد یا استاد دانشگاه. خواه یک کارمند یا دانشجو باشد یا یک شهروند و کنشگر اجتماعی سیاسی. اما ذهن آدمی، مستعد بسیاری از خطاها، انحرافات و سوگیری‌ها است.سوگیری‌های شناختی، خطاهای ذهنی هستند که به صورت نظام‌مند منجر به گرایش، نگرش، وهم یا باور غلط شده و بر فرایند استدلال، ارزیابی، یادآوری، ادراک و تصمیم‌گیری افراد تاثیر می‌گذارند.مجموعه پیش‌رو که به همت آقای بهمن بوشهری فراهم آمده، در قالب دو مقدمه و ۲۵ درس به بازشناسی سوگیری‌های ذهن آدمی می پردازد. هر یک از آنها به صورت مجزا و هفتگی در زمستان ۱۳۹۷ در سایت بی بی سی فارسی منتشر شده است. آشنائی با این سوگیری‌ها، مسیر خردورزی، قضاوت و کنشگری بهتر را بر انسان خواهد گشود. به دلیل اهمیت مباحث مطروحه در آن به‌ويژه برای اهل پژوهش و دانش، آنها را در یک فایل واحد گرد هم آوردم. سپاسگزار خواهم بود اگر این مجموعه را مفید یافتید آن را به اشتراک بگذارید.دانلود کتابچه سوگیری‌های شناختی (شناسائی و پیشگیری از خطاهای ذهن)</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 22:44:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دفتر تولد و مرگ سکوهای اجتماعی در ایران!</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-akkivcixcgku</link>
                <description>تاریخچه بیست‌ ساله سکوهای اجتماعی در ایران در یک اسلایددفتر تولد و مرگ سکوهای اجتماعی در ایران! در مرحله نگارش پیشینه تحقیق رساله دکترا؛ ماحصل بررسی رخدادهای مربوط به سکوهای اجتماعی در ایران را در یک اسلاید خلاصه کردم.این اسلاید تقریباً هر آنچه در بیست سال گذشته بر شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های خارجی در ایران گذشته‌ است را نشان می دهد. از زمان تولد و مرگ (فیلترینگ) آنها تا برخی از تحولات مهم اجتماعی و نسبت آن با بحث فیلترینگ یا مصوبات مرتبط با آنها.  #فیلترینگ#حکمرانی#فضای_مجازی</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Tue, 14 Nov 2023 19:48:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حبس محتوا در پستوی رایانه‌های اداری</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%AD%D8%A8%D8%B3-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-l153rdg2gwsu</link>
                <description>حبس محتوادیروز، به علت مشغله کاری نتوانستم در جلسه آنلاین معرفی کتاب مطالعات اجتماعی فناوری شرکت کنم. برگزارکننده‌ جلسه، موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی -وابسته به وزارت علوم -  بود. پس از جلسه، هر چه در سایت موسسه یا صفحه اینستاگرامش گشتم ویدئوی ضبط شده آن را نیافتم. http://iscs.ac.ir/https://www.instagram.com/iscs.ac.ir/چنانکه از سایت آن معلوم است این موسسه به طور منظم جلسات جذاب و مفیدی برگزار می کند اما عملکردش از نظر انتشار و اطلاع‌رسانی محتوا اصلاً قابل دفاع نیست. در سایت آن به جز اطلاعیه‌های برگزاری جلسه، هیچ محتوای ویدئویی یا تصویری بارگذاری نشده است. حیف از این‌همه محتوای سودمند که فقط به یک جمع 20- 30 نفره - در زمان برگزاری آنلاین- می رسد و به صورت عمومی منتشر نمی شود. آن‌هم در روزگاری که حتی مکانیک‌ها و تعویض روغنی‌ها، محتوا تولید می کنند و در اینستاگرام و آپارات به اشتراک می گذارند.  در نمونه‌ای مشابه، حدود سه سال پیش حرکت خوبی برای به اشتراک‌گذاری محتوای جلسات علمی مرکز تحقیقات مخابرات ایران شروع شد. اما زود عقیم ماند و دنبال نشد. در حال حاضر ویدئوهای قدیمی اش خاک می خورد و آخرین بارگذاری‌ محتوا مربوط به دقیقا دو سال پیش است. اینجا:seminar.itrc.ac.irفکر می کنم یکی از دلایل این امر، دولتی بودن هر دو موسسه و سیستم‌ اداری مرسوم آن است. تولید و نشر محتوای دیجیتال به مثابه کار فرهنگی، اصلا با ضوابط اداری رایج ممکن نیست. آن‌هم در وضعیتی که مدیران اغلب از اهمیت موضوع غافل‌اند و به طور اولی، کارمندان هم انگیزه خاصی برای اشاعه محتوای دانشی یا توسعه بُرد دامنه مخاطب خود ندارند. گواه آن هم ساعت برگزاری این جلسات در موسسات دولتی است. این سنخ از جلسات آنلاین، معمولا در ساعت اداری برگزار می شود و نمی تواند مخاطب زیادی را جذب کند.با این دیدگاه غالب در مدیران و کارمندان، امیدی به تحول موثر در این زمینه نیست. از این رو ضروری است دولت، دستگاه‌های عمومی به ویژه نهادهای علمی و فرهنگی مانند وزارت علوم را موظف کند تا محتوای دیجیتال جلسات کارشناسی و علمی خود را از پستوهای کامپیوترهای اداری بیرون بکشند و چند روز -پس از جلسه- به صورت عمومی منتشر کنند. برای تضمین اجرائی شدن این الزام نیز دولت می تواند نشر محتوای دیجیتال را یکی از شاخص‌های ارزیابی عملکرد مدیران و موسسات دولتی قرار دهند. گرچه باز هم مدیران زبل  راهی برای فرار از آن خواهند یافت یا خواهند ساخت! مانند قصه‌های انتشار آزاد اطلاعات، انتشار فیش‌های حقوقی و قراردادهای دولتی.در این میان برخی نهادهای دولتی در این زمینه نسبتاً کوشا هستند. مانند مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور. این موسسه تقریبا به صورت مرتب محتوای دیجیتالی جلسات عمومی اش را منتشر می کند:https://www.aparat.com/nrispاز نظر نکته پیش‌گفته، عملکرد مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور در زمینه نشر محتوای دیجیتالی، نسبت به موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی شایسته تقدیر است. هرچند هر دو زیرمجموعه یک وزارتخانه هستند.مدیران دولتی و حتی بخش خصوصی باید واقف شوند که محتوای دیجیتالی جلسات کارشناسی و علمی، بخشی از سرمایه دانش عمومی است و باید به نحو مناسب به اشتراک گذاشته شود.</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jan 2022 09:27:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواب نیمروز برای دانشکاران!</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-stgyktht58wz</link>
                <description>اتاق استراحت و کار در شرکت گوگل!در افرادی که مطالعه و پشت‌ رایانه‌نشینی طولانی، بخش اصلی کار آنها است - دانشکاران*- چهار بخش بدن بیشتر از بقیه درگیرند: ذهن و مغز (یا جمجمه یا هر چی!)، ستون فقرات و کمر، دست و شانه‌ها، و چشم‌ها.وقتی کسی از صبح تا ظهر به مدت چهار پنج ساعت مشغول کار و مطالعه باشد این اندام خسته و فرسوده می شوند. خواب نیمروز، سبب می شود ذهن شما از اغتشاشات و مسائل درگیر رهائی یابد، ستون فقرات، کمر و شانه‌ها استراحت کنند و خستگی چشم‌ها از بین برود. به این ترتیب، شما می توانید هفت یا هشت ساعت دیگر به صورت مفید بنشیند سر کتاب و دفتر و کار کنید. در حالی‌که خوابیدن و ول‌شدن! در شرکت‌های ایرانی امری نامعمول، ناپسند و منفی است اما شرکت‌هاي بزرگ دنیا مانند گوگل و فیسبوک، مکانی برای استراحت و سرگرمی و خواب دانشکاران خود اختصاص می دهند. این کار در وقاع تشویق یه خوابیدن است! خوابیدن کارمند و مهندس در محل کار، ممکن است در ظاهر صورت خوشی نداشته باشد اما افزایش بازدهی و کارائی دانشکاران، منافع بیشتری عاید شرکت می کند.توصیه می کنم شما هم با توجه به شرایط و امکانات خود، جائی برای خواب نیمروز تخصیص دهید. پ.ن. البته همچنان که دکتر ناظمی در این مطلب نوشته: ایجاد اتاق بازی (و خواب!)، هیچ شرکتی را به یک شرکت فناورانه و پیشرو تبدیل نمی کند.*Knowledge Worker</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Fri, 05 Mar 2021 11:11:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمزارز و بلاکچین: پنجره‌های فرصتی که همیشه باز نمی مانند!</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%DB%8C%D9%86-hwziv5ainh1z</link>
                <description>نظرسنجی از شهروندان دنیا درباره استفاده از رمزارزهاکیون لی* از نظریه‌پردازان کچاپ (همپائی)**، فناوری نوپدید را پنجره‌ای برای ورود کشورها و بنگاه‌های عقب افتاده از قطار توسعه فناوری های رایج، و به دست گرفتن رهبری بازار می داند. بنگاه‌ها و کشورهای پیشرو معمولاً به دلیل  وابستگی به مسیر و ساختار نهادی مستقر، در قبال شیفت به سمت فناوری‌های تازه  محافظه‌کارترند.✅ این نظرسنجی مؤید همین ادعاست و نشان می دهد اقتصادهای نوظهور، آغوش بازتری نسبت به رمزارزها دارند. 32 درصد شهروندان نیجریه و 21 درصد ویتنامی ها (از نمونه) اعلام کرده‌اند از رمزارز استفاده می کنند. این مقدار برای شهروندان ژاپنی و آمریکایی تنها 4 و 6 درصد است. ✅ اما در ایران هنوز رویکرد منسجمی برای این موضوع وجود ندارد زیرا نهادهای دخیل در امر سیاست‌گذاری، از درک تحولات فناورانه، و ماهیت رمزرارز و بلاکچین عقب‌ مانده‌اند و به دلیل اختلاف‌نظر میان ذی‌نفعان، قادر به تصمیم‌گیری و سیاستگذاری نیستند. بیانیه امروز اصناف مرتبط؛ انجمن بلاکچین، فینتک و نصر، در قبال اظهارات اخیر مسئولان بانک مرکزی اشاره به همین  موضوع دارد.✅ سیاست‌گذاری به‌موقع و مناسب یکی از الزامات بهره‌گیری از پنجره‌های فرصتی است که با ظهور فناوری‌های تازه باز می شوند. این پنجره‌ها برای همیشه باز نمی مانند!  پی‌نوشت: کیون‌لی و مالربا (2016) پنجره‌های فرصت مبتنی بر کچاپ (همپائی) را در این مقاله تشریح کرده‌اند. *Keun Lee**Catch-up#رمزارز #بلاکچین</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Fri, 05 Mar 2021 10:37:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساسی و تتلو: خروجی عملکرد سیاست‌گذاری فرهنگی!</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AA%D9%84%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-zyngc9c4ompt</link>
                <description>تتلو و ساسی، محصول عملکرد مدیران فرهنگی کشورند. آنها دانسته یا نادانسته جوانان را هُل داده‌اند به سمت افرادی که نه هنری دارند و نه شخصیت و منش مناسب. در تازه‌ترین اتفاق، ساسی، ویدئو کلیپی ساخته  با همراهی یکی از بازیگران فیلم‌های مستهجن.در روزگاری به سر می بریم که مدیران فرهنگی کشور همچنان مشغول سانسور موسیقی سنتی و مفاخر آن هستند. مدیران صداوسیما نیز سنتور و دوتار را پشت آباژور و گلدان مخفی می کنند یا دوربین جشنواره موسیقی را در دورترین و کورترین جای سالن می گذارند تا آلات موسیقی دیده نشود. مبادا دین مومنان به خطر افتد. آنها نه تنها تلاشی برای معرفی موسیقی فاخر به ويژه موسیقی ملی و سنتی نمی کنند بلکه هر چه بتوانند در آموزش و اجرای برنامه‌های موسیقی مانع ایجاد می کنند. مردم بلیت می خرند اما وقتی به سمت سالن کنسرت می روند درها بسته‌ است و برق‌ها قطع! یادمان نرفته پس از لغو کنسرت‌ها در مشهد، سوله‌های صنعتی چناران به سالن اجرا تبدیل شده بود!سانسور سازهای موسیقی سنتی ایرانی در پشت پتو و گلدان!نتیجه اقدامات تخریبی علیه موسیقی ملی – سنتی، چیزی جز بیگانگی نسل جوان و نوجوان با موسیقی سنتی نیست. ماحصل این خلأ فرهنگی، ابتذال و بی‌هویتی موسیقیائی در نسل جوان است. خلأئی که البته با موسیقی مبتذل پر می شود نه با آنچه مدیران فرهنگی کشور و صداو سیما می خواهند.تتلو و ساسیتتلو و ساسی، محصول عملکرد مدیران فرهنگی کشورند. آنها دانسته یا نادانسته جوانان را هُل داده‌اند به سمت افرادی که نه هنری دارند و نه شخصیت و منش مناسب.در تازه‌ترین اتفاق، ساسی، ویدئو کلیپی ساخته  با همراهی یکی از بازیگران فیلم‌های مستهجن.  حضور او در این کار، نوجوانان و جوانان بی خبر را می برد به سمت جستجوی اینترنتی برای کشف سابقه این بازیگر زن سینمای پورن. نتیجه کاملا مشخص است.کلاهت‌ را بگذار بالاتر جناب مدیر فرهنگی. جناب مدیر صداوسیما!سیاست‌های فرهنگی کشور، عرصه هنر و تغذیه موسیقائی جوانان و نوجوانان را واگذار کرده‌اند به افرادی هیچ ضابطه‌‌ای را بر نمی تابند و کودکان و نوجوانان را به سمت آسیب‌های جدی اخلاقی سوق می دهند. یک راه برای کاهش چنین آسیب‌هائی برداشتن محدودیت‌های بی دلیل از سر موسیقی به ویژه موسیقی سنتی است. و نیز تلاش برای معرفی و آموزش هر چه بیشتر آن.</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Tue, 02 Mar 2021 14:39:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساترا ، عادل فردوسی‌پور و علی کریمی: تمرکز در عصر گریز از تمرکز</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-x6jndjfgq0mz</link>
                <description>ساتراچند سال پیش، به رغم مخالفت وزارت ارتباطات، سازمانی به نام ساترا شکل گرفت برای نظارت بر محتوای فضای مجازی. تا اینجا مشکلی نیست. اما مشکل آنجا است که ساترا سازمانی در زیرمجموعه سازمان صداوسیما است و شاکله اصلی اش را همان تفکر حاکم بر صداوسیما تشکیل می دهد. به بیان دیگر، وظیفه تنظیم‌گری درباره محتوای دیداری-شنیداری- دیجیتالی بر عهده نهادی گذاشته شده که رقیب سنتی فضای مجازی است و قاعدتاً تعارض منافع سبب می شود هدف امر تنظیم‌گری و سیاست‌گذاری به هدف غائی خود یعنی «‌حفظ منفعت عمومی» خود نرسد. به‌طور مثال یکی از کارهای عمده ساترا در این مدت،کنترل وی.او.دی‌ها (VOD) ها بوده است. اصولا دلیل اصلی گرایش مردم به وی.او.دی‌ها، گریز از سلیقه مدیران صداوسیما و نگاه به جهان از پنجره‌های تازه بوده است. اما ساترا در این مدت کوشیده با اعمال نظارت، قد و اندازه پنجره‌ای را که مردم میل تماشا از آن به جهان را دارند را تعیین کند. تنها به آنچه خود می پسندد اجازه نشر دهد. نمونه‌های آن کم نیست.یادتان باشد ساترا چند ماه پیش، از پخش برنامه هفتگی عادل فردوسی‌پور روی یکی از پلتفرم‌های پخش آنلاین ویدئو ، پیش از انتشار اولین آیتم آن جلوگیری کرد (اینجا نوشته‌ام - گرچه ناکام ماند!). در نمونه تازه، دیروز ساترا از پخش برنامه انتخاباتی علی کریمی پیشکسوت فوتبالیست و یکی از کاندیداهای ریاست فدراسیون فوتبال جلوگیری کرد. مخالفت ساترا با عادل فردوسی پور شاید در ظاهر به همان دلیلی باشد که چندی پیش از زبان  فروغی مدیر شبکه سوم سیما عنوان شد: خروج از «مدار». مداری که لابد مدیران صداوسیما برای خود قائل هستند. اما برخی دلیل اصلی اخراج عادل فردوسی‌پور از برنامه نود را مخالفت او با پروژه پیامک‌های ارزش افزوده‌ای می دانند که یکی از شرکت‌های تجاری در پوشش مسابقه‌های مردمی انجام می داد. دلیل ایجاد محدودیت برای علی کریمی هم روشن است: مشی اجتماعی علی کریمی. علاوه بر این حدس زده می شود صداوسیما در انتخابات فدراسیون، کاندیدا دارد. اگر فهرست چهار نفره نامزدها را مرور کنید شاید پی ببرید کاندیدایش کیست!در جهانی که هر روز به سوی عدم تمرکز می رود ساترا، نهادی برای ایجاد تمرکز است. نهادی برای نهادسازی بیشتر. نهادی که هر چه می گذرد بروکراتیک‌تر می شود. بودجه می خواهد. نیروی انسانی جذب می کند و برای سر به سر کردن دخل و خرج‌اش در مجلس لابیگری می کند و طرح می دهد! بر طبق یکی از این طرح‌ها قرار شده هزینه نهادسازی برای ساترا از جیب مردم تأمین شود. دیروز مجلس به رغم مخالفت وزارتخانه، بودجه سه‌هزارمیلیاردتومانی تصویب کرد برای تأمین مخارج نهادهای ناظر بر محتوای اینترنت و تولید کننده محتوا، از جمله ساترا. بودجه‌ای که قرار است از کاربران اینترنت و اپراتورهای مخابراتی در قالب سهم دولت گرفته شود. فارغ از ایجاد هزینه برای مردم، که اهمیت چندانی ممکن است نداشته باشد، ساترا به عاملی تبدیل شده برای جلوگیری از نشر آرا، ایده‌ها و خلاقیت‌های متفاوت. بستن راه‌های تکثرگرائی در عصری که ذاتاً به سمت تمرکززدائی در تولید و نشر محتوا پیش می رود. چه انتظاری از رقابت سالم و نوآور در صنعت خودرورسازی می توان داشت وقتی خود خودروساز‌های داخلی - با تعرفه گذاری برای واردات خودرو خارجی-  درباره نوع و کیفیت خودروئی که مردم اجازه دارند سوار شوند تصمیم می گیرند؟ پرایدی شدن خیابان‌ها با بنزینی به قیمت فوب خلیج‌فارس نتیجه همین نوع سیاست‌گذاری است. ظاهرا قرار است این سیاست درباره محتوای اینترنت نیز تکرار شود. مردم آنچیزی را ببینند که مدیران صداوسیما می پسندند. طرفه اینکه آنها برای کنترل آنچه مردم و کاربران می بینند بدون رضایت آنها، از خود آنها پول می گیرند! مدیران صداوسیما سال ها است که درباره رفتار یک‌سویه و آمرانه و جناحی خود به کسی پاسخگو نیستند. فعال مایشا هستند در عمل. سخنان زنده رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور و هر که را نپسندند قطع می کنند. علیه هر فردی هم که نپسندند برنامه می سازند و پاسخ او را پخش نمی کنند. زیرا خود را قیم و ولی مردم می دانند. ساترا در این مدت نشان‌ داده اند که مایل است دروازه اینترنت را بر همان پاشنه جام‌جم بچرخاند. نظارت آمرانه همراه با تضاد شدید منافع.   در عصری که به سمت تمرکززدائی می رود، این گونه سیاست‌ورزی جائی ندارد. محکوم به شکست است. تنها به ایجاد نهادهای بوروکراتیک هزینه‌ساز منجر می شود. با تعداد قابل توجهی نیروی انسانی و مدیر و کارشناس. سازمان‌هائی که هر سال به موازات تُپُل‌تر شدن بودجه، ناکارامدتر و بی خاصیت‌تر می شوند.    </description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Wed, 24 Feb 2021 08:23:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارتیشن‌های نامرئي در فضاهای مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A6%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-h8n6g73108l8</link>
                <description>1.. مری هچ در کتاب تئوری سازمان، در بحث نمادها و استعاره ها، به ساختارهای فیزیکی سازمان مانند چینش اتاق رئیس و پارتیشن بندی در  سالن‌ها فضای بین کارکنان سازمان توجه ویژه ای دارد. بود آنها یک معنا و تبعاتی دارد و نبودشان معناها و تبعات دیگر. برداشتن پارتیشن‌ها در سازمانی که کارکنانش همزمان در یک گروه کاری هستند شاید سبب تسریع کارها و اثربخشی بیشتر باشد. مانند اتاق خبر روزنامه‌های بزرگ دنیا یا تیم‌های پروژه محور. اما در وضعیتی که وظفیه یا ماموریت افراد شباهتی به هم ندارد، نبود پارتیشن‌ یا اتاق های مجزا بیشتر تولید مزاحمت و برخورد بین افراد می کند. مانند مخلوط کردن محققان با مهندسان در یک شرکت فناور. گروه اول نیازمند محیطی ساکت و آرام برای تمرکزند گروه دوم معمولا نیازمند محیطی برای بحث و تصمیم‌گیری.سالن/ اتاق خبر روزنامه واشنگتن پست2.. یکی از علایق م مسائل  اجتماعی و روانشناختی فناوری‌های دیجیتالی است مانند توجه به محرمانگی  در گروههای موبایل‌ی تلگرام و واتساپ. با بزرگ شدن گروهها در شبکه‌های اجتماعی، انگار پارتیشن های سازمان برداشته می شود و سازمان رسمیت بیشتری به خود می گیرد. افراد محافظه‌کار تر می شوند. فضای گروه دیگر مانند دوره اولیه صمیمی نیست. انگار همه هراس دارند از چشم‌های ناشناس نامرئی و مواظب ‌اند کسی خطای آنها نبیند، یا کاری نکنند که پرستیژ آنها در بین افراد آشنا و غیرآشنا از بین برود. گوئي با بزرگ شدن مقیاس، علاقه افراد به حفظ حریم خصوصی بیشتر می شود.این را به عینه در یک گروه دانشجوئی دیده‌ام. ابتدا که با یکی از اساتید بودیم جو صمیمی تر بود و دانشجویان بیشتر سؤال و جواب طرح می کردند و از مشکلات هم می گفتند. بعد از ارتقای آن گروه مجازی محدود به گروه دانشکده، و ورود رئیس دانشکده و اساتید دیگر، جو رسمی شد و گروه تبدیل گردید به تابلو اعلانات دانشکده! دیگر کمتر مسائل قدیمی طرح می شود. پی‌نوشت: کتاب تئوری سازمان ماری جو هچ بی‌نظیر است. دریچه ورود من به دنیای مدیریت هم بود. ترجمه ویرایش اول کتاب توسط دکتر دانائی فرد خیلی افتضاح بود (اواخر دهه هشتاد). یک ترجمه کاملا سر سری و دانشجوئی! هر پاراگراف کتاب را دو سه بار خواندم تا جمله بندی ها و منظور نویسنده را متوجه شوم. آنچه را می فهمیدم حاشیه می نوشتم. از فرط زیادی حاشیه‌نویشی‌ها شده بود تقریرات حاج میرزا ابوالقاسم بر کتاب هچ.</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Mon, 14 Dec 2020 09:08:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B8-maibwqkgyqp9</link>
                <description>اگر دستاوردی را نتوانم اندازه بگیرم، چیزی در دست ندارم.اشتباه نشود، این به معنای تمایل به بهترین بودن  و یا میل به اثبات چیزی نیست، اما تنها چیزی که می‌تواند برای بهتر شدن به من کمک کند یک نقشه راه است، از مسیری که طی کرده‌ام، تا بدانم چه اثری از خود به جا گذاشته‌ام. یک تصویر کلی که بتواند خیلی ساده نشانم دهد تلاش من چه اثری بر جامعه‌ام گذاشته است.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report/1398/bqp6ixdvgabj-piNAM.mp4 دستاوردهای من در سال ۹۸در سال ۹۸، من در مجموع ۲۴ پست در ویرگول منتشر کردم و پست‌های من ۱۲۸ مرتبه لایک شدند و افراد ۱۵ بار نظرات خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. امسال ۳۲ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. اما چیزی که این دستاورد را ارزشمندتر می‌کند اثری است که این پست‌ها از خود به جا گذاشتند.اثر پروانه‌ای منطبق آمار ۱,۴۱۷ بار پست‌های من خوانده شدند و زمانی حدود ۱۵۶,۱۱۷ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیت ۷۲٬۹۴۰٬۰۰۰ نفری که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، من توانستم حدود ۰/۰۰۲۱۴۰ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم. عددی که با تمام کوچک بودنش، اثر بزرگ و ارزشمندی است.اما این عددها فقط توضیحی است از آنچه که برای مخاطبانم به ارمغان آورده‌ام، اثر ارزشمند‌تری که با نوشتن در ویرگول از خود به جا گذاشته‌ام، تلاش پنهانی بوده که برای حفظ محیط زیست کرده‌ام. من با انتشار پست‌های خودم در فضای ویرگول توانستم در مصرف کاغذ صرفه جویی کنم؛ یعنی اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ  و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۶,۸۶۳ کاغذ مصرف می‌شد.</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Sun, 29 Mar 2020 00:18:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا ، زمانی برای تجدیدنظر در ساختار نظام سیاسی</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-ksxtnndod6js</link>
                <description> یکی از مؤلفه‌های تفکر درباره آینده، بررسی رویدادها است. رویدادها، گرچه برخلاف روندها، پیوستار زمانی ندارند و به صورت اتفاقی و غیرقابل پیش‌بینی شده رخ می دهند، اما اثر چشمگیری در شکل‌گیری آینده دارند. از این منظر، اگر محققی در حال پژوهش روی موضوعی مانند «آینده دولت الکترونیکی در ایران» باشد در بافت پژوهش او، «شیوع ویروس کرونا»، یک رویداد بسیار قابل ملاحظه است. چرا‌ئی آن را توضیح می دهم.  این‌روزها، عدوی کرونا، سبب خیر هم شده، در کنار خسارت‌های جانی  و اقتصادی فراوان. در خانه ماندن و قرنطینه از  دست کرونا، فضای ذهنی مدیران و آحاد مردم را  به شدت پذیرای دولت الکترونیکی و سازمان‌ الکترونیکی کرده است. بسیاری از کارکنان ادارات بخش دولتی و خصوصی به دورکاری رفته اند و کار بر بستر آنلاین را تجربه می کنند. همین اتفاق در اکثر بخش‌های جامعه ، کم‌وبیش افتاده. امری که در گذشته به رغم صرف هزینه‌های هنگفت و تلاش‌ّهای چشمگیر ممکن نشده‌ است! این اتفاق، البته محدود به ایران نیست و با شدت بیشتری در دنیا فراگیر شده است. رویش سازمان‌ها و نهادهای مجازی از دل مرگ‌ومیر و هراس کرونائی! در همین فضای #کرونا ئی، از دو هفته پیش، دانشگاهها و مدارس به آموزش الکترونیکی و تلویزیونی روی آورده‌اند. زاهدی،‌ یکی از نمایندگان‌ مجلس امروز گفته: « به دلیل شیوع گسترده کرونا در کشور، نحوه ادامه تحصیل دانش آموزان در سال آینده در دست بررسی است. لازم است از آموزش سنتی فاصله بگیریم». در همین اثنا خبر آمده قرار است نمایندگان مجلس ، پس از دو سه هفته تعطیلی تشکیل جلسه دهند آنهم به صورت الکترونیکی. به این ترتیب قرار است برای اولین بار یک جلسه رسمی درکشور به صورت الکترونیکی برگزار شود. آنهم  جلسه‌ای با این اهمیت. بررسی لایحه بودجه 99.یک پرسش: حال که قرار است نظام آموزشی، نظام اداری و اقتصادی ما، دگرگون شود چرا مجلس و قانونگذاری متحول نشود؟روش قانونگذاری در کشور ما بر پایه دموکراسی نمایند‌گی است. در این سیستم، ابتدا مردم، تعدادی از افراد را به عنوان نماینده خود انتخاب می کنند تا به وکالت از آنها در قانونگذاری و تصمیم‌گیری شرکت کنند. مانند همین انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی. فلسفه چنین کار هم عدم امکان حضور –فیزیکی- تمام مردم در فرایند قانونگذاری است از دوران روم باستان تا زمان ما. اما در عصر حاضر به مدد اینترنت و شبکه های مجازی، امکان دخالت مستقیم مردم در تمام فرایند‌های تصمیم‌گیری میسر شده است. آنها در تمام روز آنلاین هستند و می توانند به نحو چشمگیری درباره مسائل مختلف نظر دهند.  از این رو آیا زمان آن نرسیده در سیستم سیاسی خود نیز تجدید نظر کنیم. نمایندگان را به منزل بفرستیم و امر قانونگذاری را به خود مردم وابگذاریم!  مردم از روی صفحه کلید موبایل یا لپتاب خود رأی دهند و مستقیما در اداره جامعه دخالت کنند: دموکراسی مستقیم. *ابوالقاسم بیاتدانشجوی دکترای سیاست‌گذاری علم و فناوری در دانشگاه علم و صنعت ایرانبیشتر در کانال تلگرامی «نوآوری دیجیتال»:@HubDigitalhttps://www.telegram.me/HubDigital</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Thu, 12 Mar 2020 12:31:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازگشت فردوسی‌پور، نشانه تغییر در فناوری و سبک زندگی ما!</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7-yq5jsbpz4kji</link>
                <description>1.. باورکردنی نیست در قرن بیست ویکم، در کشوری 85 میلیونی با طیف وسیعی از آرا، افکار، سلایق، اقوام و ... یک رسانه متمرکز به نام صداوسیما، تولید خبر، فیلم، سریال و گزارش را در تمام محدوده سرزمینی «ایران» در انحصار خود داشته باشد. آنهم سازمانی که مدیرانش عمدتاً وابسته به یک جناح فکری خاص هستند! نتیجه این انحصار، دلزدگی مردم از تلویزیون وطنی و گرایش آنها به رادیوتلویزیون های ماهواره‌ای خارج از کشور مانند بی بی سی، ووآ،  و ایران اینترنشنال و ... است.2.. چندماه پیش بر اثر سماجت مدیران شبکه سوم سیما، عادل فردوسی‌پور، مجری محبوب برنامه نود از سازمان صداوسیما اخراج شد. درخواست‌های مردم و برخی مسئولان دولتی هم افاقه نکرد. پس از او مزدک میرزائی گزارشگر فوتبال سیما به خارج از کشور رفت و یک برنامه ورزشی در تلویزیون ایران اینترنشنال –وابسته به دولت سعوی- را به راه انداخت.3.. با توسعه ارتباطات و اینترنت در کشور، و در نتیجه فراگیرتر شدن پلتفرم‌های اینترنتی ارائه فیلم و سریال تقاضا محور (*)  فیلم‌دیدن در سینما، از روی سی‌دی یا حتی در تلویزیون در حال انقراض است. این‌روزها می توان با خرید یک اکانت از فیلیمو، نماوا یا فیلم‌گردی، به انبوهی از فیلم و سریال دست یافت و بر حسب سلیقه، به تماشای یکی از آنها نشست. در زمان و موقعیت دلخواه. پخش ویدئوی و نمایش خانگی بر بستر اینترنت، به رغم سنگ‌اندازی صداوسیما، افتان و خیزان پیش می رود. سازمانی که خود را به استناد قانون چهل سال پیش، حتی متولی دادن مجوز برای محتواهای ویدئوی روی اینترنت می داند! 4.. یکشنبه 24 آذر 98 اتفاق بارزی افتاد. عادل فردوسی پور پس از مدتها غیبت به خانه‌های مردم برگشت. این‌بار نه از راه آنتن تلویزیون، بلکه از طریق اینترنت و فضای مجازی. پس از هجوم مردم برای تماشای برنامه او -کلاسیکو- در نماوا، کافه‌بازار و فیلیمو، سایت‌ها، برای ساعتی از کار افتادند! ولی شد آنچه باید می شد. 5.. رقابت تنها در عرصه تجارت کارساز نیست. درعرصه کار فرهنگی و هنری نیز کارامد و رشد‌دهنده است. انحصار چهل‌ساله صداوسیما، توان خلاقیت و نوآوری را از برنامه‌سازان، هنرمندان، اهل سینما، آژانس‌های تبلیغاتی و ... گرفته است. اما با برنامه فردوسی‌پور، سنگ بزرگی خورد وسط شیشه ترک‌خورده تلویزیون غیر ملی. این خود آغاز یک دوره تحول است. از فردا شرکت‌های تجاری، به تلویزیونی که کمتر دیده می شود آگهی تبلیغاتی کمتری خواهند داد. باشگا‌ههای ورزشی، دیگر اجازه ورود دوربین صداوسیما به ورزشگاه‌ها را نخواهند داد. به شبکه‌ای خواهند داد که بیننده داشته باشد و حق پخش بدهد. شبکه‌های اینترنتی قدرتمند تر خواهند شد. مشتری بیشتری خواهند داشت. فیلمبردار، نویسنده و مجریان بهتری جذب خواهند کرد. و.. مطئمناً برنامه‌سازی بر بستر شبکه‌های اینترنتی، به فیلم، سریال یا ورزش و فوتبال محدود نخواهد شد. دیر یا زود، برنامه‌های خبری، سیاسی و اجتماعی از راه خواهند رسید. 6.. بازگشت فردوسی‌پور، نشانه تغییر در فناوری و سبک زندگی ما است. گریز از فناوری تلویزیون به سمت اینترنت! از انحصار به رهائی و آزادی از دست مدیران و تصمیم‌گیرانی که می خواهند سبک زندگی خود را بر ما تحمیل کنند. این تغییر را پاس بداریم و از آن حمایت کنیم. با خاموش کردن تلویزیون، و تماشای فیلم و سریال‌های دلخواه خود از طریق شبکه‌های اینترنتی! * VOD: Video on Demand::ابوالقاسم بیاتدانشجوی دکترای سیاست‌گذاری علم‌وفناوری</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2019 20:40:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا انقلاب می شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-zej2igkq6hde</link>
                <description>خلاصه: در این نوشته می کوشم با وام‌گیری از یک مدل رایج در توصیف گذارهای فناورانه، مکانیسم ایجاد انقلاب‌های سیاسی- اجتماعی را تبیین کرده و راهی برای مواجهه مناسب با آن پیشنهاد کنم.سهمیه‌بندی بنزین در هفته پایانی آبان 98 و اعتراضات فراگیر پس از آن در سراسر کشور، ماجرای اعتراضات دی 96، و نیز بحران‌های کهنه دیگر مانند کمبود آب در فلات مرکزی ایران و اعتراضات کارگری، بار دیگر سؤال‌های متعددی را مطرح کرده است: چرا جامعه ایران به قول یک جامعه‌شناس (1)، وارد «فاز جنبشی» و تنش‌های اجتماعی و سیاسی متعاقب آن شده است؟ به راستی چه هنگام یک جامعه آماده تنش و اعتراض می شود؟ ریشه‌های شکل گیری تغییرات بنیادین اجتماعی و سیاسی یا آنچه به «انقلاب» معروف است کدام‌اند؟  برای مواجهه مناسب با این اعتراض ها و تنش‌ها نیازمند مدلی برای درک سیستماتیک مکانیسم ایجاد و پیشروی آنها هستیم. آیا مدلی هست که بتواند به سیاستمداران و تصمیم‌گیرندگان کمک کند تا ضمن درک ریشه‌های بحران‌های اجتماعی، خود را مهیای مواجهه مناسب با انقلاب‌های آینده کنند؟اگر تعریف عام از فناوری را بپذیریم، «نظام حکمرانی» در هر جامعه‌ای، ترکیبی از فناوری‌های متعدد نرم است. از این‌رو می توان از ادبیات موجود در زمینه مدیریت و سیاست‌گذاری فناوری برای تحلیل برخی از چالش‌های آن بهره‌ برد. چالش‌هائی که از یک سطح خُرد، مانند بودجه‌ریزی و مدیریت اشتغال شروع می شود و تا سطح کلان‌تری مانند تنش اجتماعی- سیاسی گسترده یا انقلاب فراگیر پیش می رود.مدل سه سطحی فرانک گیلز (2) و همکارانش یکی از رویکردهای معروف در زمینه تحلیل تغییرات و گذار در نظام‌های فناوری است (3). به گمان من این مدل ظرفیت بسیار خوبی برای توصیف مکانیسم ایجاد و پیشرفت انقلاب‌ها و تغییرات اجتماعی دارد.در این مدل با سه سطح مواجه هستیم:اول:‌ نوآوری گوشه یا نیچ (4): در این سطح با فناوری‌ها، ایده‌ها یا نوآوری‌های نوپدیدی مواجه هستیم که به تدریج، و به موازات نشان دادن کارامدی یا قدرت تبیین و اقناع بهتر خود، مورد پذیرش کاربران پیشرو یک فناوری (یا شهروندان نخبه نظام سیاسی) قرار می گیرند. «شبکه‌های اجتماعی دیجیتالی» یک نمونه فناورانه، و «حکمرانی باز» یک نمونه سیاسی از نوآوری‌ها گوشه هستند.دوم: رژيم اجتماعي – فنی: به فناوری مرسوم یا (رژیم سیاسی حاکم) در یک جامعه اطلاق می شود که به تعبیر فرنک گیلز دارای دو ویژگی پایداری و قفل شدگی و سه قاعده؛ شناختی ، قانونی و هنجاری است. این قواعد به نوبه خود در تمامی نهادهای اجتماعی و زيرساخت‌ها، جاري و تثبيت شده‌اند. هر رژیم فناورانه (یا رژیم سیاسی) از مؤلفه‌های متعددی مانند خود فناوری، مهارت‌ها، شيوه‌هاي كاربري، دانش، بازار، زيرساخت، شبكه‌های صنعتی، ترجيحات كاربران و سیاستگذاران یا فرهنگ، معاني نمادين، نهادها، مبانی جهان‌شناختی و ... تشکیل شده است. در واقع مؤلفه‌های مختلف یک رژیم  (چه فناورانه و چه سیاسی)، از سوي گروه‌های ذی‌نفع مانند كاربران، بازار، سياستگذاران، گروه‌هاي اجتماعي، سرمایه‌گذاران و ... قبول واقع شده و به پایداری رسید‌ه‌اند. «روزنامه کاغذی» و «جمهوری اسلامی ایران» نمونه‌ای از یک رژیم به ترتیب فناورانه و سیاسی هستند.سوم: فرانما: به مجموعه‌ای از مؤلفه‌های نامتجانس گفته می شود که به عنوان مؤلفه‌های فرادستی و کلان بر رژيم‌ها و نوآوری‌های تازه اثر می گذارند. به عبارت دیگر، تغییر در فرانما، ثبات و پایداری رژيم‌های فناورانه (یا سیاسی) را تضعیف کرده و پنجره‌های فرصت را برای ظهور فناوری ها یا ایده‌های تازه (گوشه/ نیچ) می گشاید. برخی از این مؤلفه‌ها عبارتند از: ارزش‌هاي فرهنگي و هنجاري، ائتلاف‌هاي سياسي گسترده، بحران‌های اقتصادی، توسعة اقتصادي، مسائل زيست محيطي، ایدئولوژي‌‌های سیاسی وا دیان نوپدید، تحریم، جنگ، ، تغییر سبک زندگی، تغییرات جمعیتی و بین‌نسلی.انقلاب فناورانه چگونه رخ می دهد؟گرچه رژیم‌های مستقر به دلیل برخورداری از مکانیسم‌های قفل‌شدگی از ثبات و پايداری بیشتری نسبت به نوآوری‌های گوشه برخوردارند اما به دلیل تغییرات مستمری که در مؤلفه‌های مختلف فرانما رخ می دهد، همواره در معرض تهدید و تضعیف هستند. تضعیف رژيم، پنجره‌های فرصت را برای رشد نوآوری‌ها فراهم می کند. به طور مثال تغییر سبک زندگی، فضا را برای استقبال کاربران (یا شهروندان نظام سیاسی) از یک فناوری تازه (یا یک ایده جدید سیاسی) فراهم می کند. از این‌رو به موازات فشارهای وارده از سوی فرانما، رژیم فناورانه حاکم، تضعیف شده و در مقابل، فناوری یا ایده‌های تازه قوت می گیرند. شدت یافتن دامنه کاربرد و اثر فناوری تازه (یا ایده‌ها و افکار نو) ، به تدریج منجر به یک انقلاب فناورانه (یا سیاسی) شده، و رژيم سابق را از بین می برد (شکل پائين).مکانیسم یک انقلاب فناورانه (برگرفته از مقالات فرانک گیلز)چنانکه تاریخ زندگی بشر نشان می دهد تغییر، در ذات پدیده‌های اجتماعی نهفته است. از این‌رو تغییری که در مؤلفه‌های فرانمای متناظر آن مانند افکار، انتظارات، فناوری‌ها، سبک زندگی، و... رخ می دهد، رژیم‌های سیاسی و اجتماعی موجود را تضعیف کرده و فضا را برای رشد مطالبات تازه اجتماعی مهیا می کنند. مطالباتی که اگر در طول زمان پاسخ داده نشوند، تبدیل به یک سیل برافکن اجتماعی گسترده خواهند شد.راه گریز از آسیب‌های پردامنه یک انقلاب اجتماعی چیست؟ با نگاهی به همین مدل می توان دریافت که چاره کار، «اصلاح مداوم» مؤلفه‌های مختلف نظام حکمرانی، متناسب با تغییرات روی‌داده در پیرامون فرانمای یک نظام سیاسی- اجتماعی با توجه به بایسته‌های بومی، ملی و فرهنگی جامعه است. اگر چنین نشود، «انقلاب» همه را با خود خواهد برد.۱.. دکتر سعید مدنی، جامعه‌شناسی در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی2.. Frank Geels3.. در ادبیات تخصصی آن را مدل‌های گذار سیستم‌های اجتماعی – فنی (5) می گویند4.. niche5.. sociotechnical systemپی‌نوشت: موضوع انقلاب های اجتماعی را می توان از از زاویه مدل دیگری موسوم به نظریه تغییر پارادایم‌های علمی از تامس کوون تحلیل کرد. مدلی که به تحلیل انقلاب‌های علمی و گذار در نظریه‌های علمی می پرازد. باشد برای فرصتی دیگر.*****************************************************************ابوالقاسم بیاتدانشجوی دکترای سیاست‌گذاری علم و فناوری در دانشگاه علم و صنعت ایرانبیشتر در کانال تلگرامی «نوآوری دیجیتال»:@HubDigital https://www.telegram.me/HubDigital</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2019 12:03:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جیره وی‌پی‌اِن دانشجویان فراموش نشود</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%88%DB%8C%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%90%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%AF-hc1wp3amqiyz</link>
                <description>کورسرا: مرجع دوره‌های آموزشی از معتبرترین دانشگاه‌های دنیا همینچندماهپیشبودکهوزیرارتباطاتازوجودمافیایفروشوی.پی.اِنباگردشمالیبیشاز600میلیاردتومانیدرکشورخبرداد.پسازآنخبرآمدکهطرح‌هاییبرایفروشقانونیوی‌.پی‌.اِنبه‌منظوردورزدنفیلترینگدردستبررسیاست! بالاخره انتظارها به پایان رسید و چند روز پیش ابوالحسن فیروزآبادی رئیس مرکز ملی فضای مجازی جزئیات فروش فیلترشکن‌های قانونی را اعلام کرد:« بحث وی پی ان قانونی از قدیم مطرح بوده و با توجه به این که این اقتصاد بزرگ شده است، امیدواریم با مسئولیت پذیری دادستانی و وزارت ارتباطات شاهد شکل‌گیری اپراتورهای وی پی ان رسمی در کشور باشیم. به این معنی که آئین نامه‌ای، تنظیم و وی پی ان طبق مقررات و نظام مشخصی از طریق اپراتورهای رسمی واگذار شود».گرچه در نوشته قبلی خودم، با عنوان «سیاست‌های ناکام: از شربت تریاک تا وی.پی.‌اِن حلال» (اینجا) دلایل بی‌ثمر بودن چنین سیاستی را برشمرده‌ام اما حال که قرار است مسأله فروش فیلترشکن قانونی شود (!) پیشنهاد می کنم، اختصاص سهمیه وی.‌پی.اِن به دانشجویان برای رفع چهار نیاز عمده زیر مورد زیر مورد توجه قرار گیرد:1.. سایت‌های مفید عمومی مانند یوتیوب و ویمو: چنین سایت‌هایی ظرفیت فراوانی برای فراگیری و انتقال دانش دارند. مشخصاً حجم وسیعی از اطلاعات، مطالب درسی و سخنرانی‌های علمی در یوتیوب بارگذاری شده است. این سایت حدود 15 سا است که در ایران فیلتر شده است.2.. سایت‌های دانلودمقالات و کتاب‌های علمی: به‌ دلیل محدودیت‌های تجاری ناشی از تحریم و نیز گرانی ارز، دسترسی دانشگاه‌ها به پایگاه‌های اطلاعات علمی بسیار محدود تر از گذشته شده است. از این‌رو دانشجویان مجبورند برای رفع نیاز‌های خود به برخی از سایت‌های دانلود مقاله و کتاب مراجعه می کنند. متأسفانه دسترسی به این سایت‌های برای کاربران دارای آی‌پی ایران محدود یا سخت است.3.. سایت‌های آموزشی مانند کورسرا:‌ سایتهایی مانند کورسرا مرجع دوره‌های متعدد آنلاین دانشگاهی از معتبرترین دانشگاه‌ها است. دسترسی آن‌ها به دلیل تحریم‌های تجاری علیه ایرانیان مسدود شده است.4.. سایت‌های تجاری مانند سایت شرکت آی.‌بی‌.اِم و سیسکو:‌ سایت‌های این شرکت‌های نیز دارای مطالب مفید علمی برای متخصصان و مهندسان است. دسترسی به آن‌ها نیز به دلیل تحریم‌های تجاری علیه ایرانیان مسدود شده است.محدودیت دسترسی به سایت کورسرا برای دانشجویان ایرانی به دلیل تحریم‌های امریکا (اوفَک)فیلترینگ دسته اول از سوی مراجع داخل کشور و سه دسته دیگر از سوی اوفک (دفتر کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا) (OFAC مخفف Office of Foreign Assets Control ) بر کاربران داخل کشور اعمال شده است.از این‌رو لازم است برای رفع نیاز دانشجویان، وی‌.پی‌.اِن رایگان از طریق وزارتین علوم و بهداشت در اختیار آنها قرار گیرد و هزینه احتمالی آن ! در صورت‌حساب‌‌های مالی محاسبه گردد.در کنار سبد غذائی دانشجویان، جیره وی‌پی‌اِن فراموش نشود!کارت دانشجوئی بیار، وی‌پی‌اِن ببر!مرتبط:‌ سیاست‌های ناکام: از شربت تریاک تا وی.پی.اِن حلال.*ابوالقاسم بیاتدانشجوی دکترای سیاست‌گذاری علم و فناوری در دانشگاه علم و صنعت ایرانبیشتر در کانال تلگرامی «نوآوری دیجیتال»:@HubDigitalhttps://www.telegram.me/HubDigital</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Thu, 14 Nov 2019 11:03:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رانت علمی در پژوهشگاه ملی!</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-adbhm5irixoa</link>
                <description> دکتر باقر لاریجانی، معاون آموزش وزارت بهداشت، در حال گذراندن پرکارترین سال پژوهشی خود از نظر تعداد مقالات می باشد. در سال 2019 و تا کنون، 89 مقاله ی علمی از او در مجلات اسکپوس نمایه شده است. یعنی به طور متوسط  هر 3/54 روز یک مقاله. در سال های 2018 و 2017 نیز به ترتیب 71 و 87 مقاله به نام او منتشر شده است. به عبارت دیگر او در طول 6 سال گذشته، از 2014 تا 2019، به طور متوسط در کمتر از هر 5 روز، در نشر یک مقاله همکاری داشته اند.باقر لاریجانی بعد از دکتر علی اکبر ولایتی، پرمشغله‌ترین مقام اجرائی با پایه آکادمیک پزشکی است. ریاست دانشگاه علوم پزشکی تهران، ریاست شورای سیاست‌گذاری وزارت بهداشت، معاون فرهنگی وزارت بهداشت، معاون درمان وزارت بهداشت، معاون پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران، رئیس بخش غدد بیمارستان دکتر شریعتی، رئیس دانشگاه علوم‌ پزشکی تهران در دولت احمدی‌نژاد، رئیس بخش پزشکی دانشگاه آزاد در دوران میرزاده، معاون آموزشی وزیر بهداشت از سال 1392 تا کنون برخی از مشاغل سابق و فعلی او هستند. این تعداد زیاد مقاله و فعالیت علمی آنهم برای چنین فردی با این همه مشغله فکری و اجرائی، به ویژه در شش سال اخیر، برخاسته از یک سنت نانوشته، ولی رایج در برخی دانشگاه‌ها است. سالها است که استفاده دانشجویان و محققان از امکانات آزمایشگاه‌ها، پژوهشکده یا پژوهشگاه‌های کشور مشروط به ذکر نام رئیس، مدیر یا حتی کارکنان آنها در مقالات است! باقر لاریجانی سالهاست که در کنار فعالیت‌های متعدد اجرائی، رئیس پژوهشگاه علوم غدد و بیماری‌های متابولیسم است. این پژوهشگاه سه پژوهشکده دارد. عدم توجه سیاست‌گذاران در وزارت بهداشت و وزارت علوم، سبب پدید آمدن چنین رانت‌های شده است. رانت‌های که با اصل عدالت و رقابت سالم علمی در تعارض است و سبب می شود عده‌ای به‌صرف دسترسی به امکانات ملی و عمومی، دست به ویژه‌سازی بزنند و از آن به صورت شخصی بهره‌برداری کنند.  دکتر باقر لاریجانی، تنها یک نمونه از این دست رانت‌های علمی و پژوهشی است. #سیاست_علم@HubDigital</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Mon, 11 Nov 2019 16:43:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از خود دانشگاه شروع کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-hugatmluegdr</link>
                <description>سردر دانشگاه علم‌وصنعت1.. کارگران غذاخوری دانشگاه، ته‌مانده غذا (برنج، نان و خورشت) و زباله‌های پلاستیکی سینی دانشجویان (لیوان پلاستیکی، ظرف ماست تک‌نفره و یا بطری دوغ و نوشایه) را یکجا داخل پلاستیک بزرگ می ریزند و می‌دهند به ماشین جمع‌کننده زباله. الان سه هفته است پیگیرم تا زباله خشک و تر تفکیک شود. هنوز ترتیب اثر نداده‌اند. هفته اول به رئیس اداره تغذیه گفتم. گفت حتما پیگیری می کنیم. یک‌ هفته گذشت اتفاقی نیفتاد. رفتم مرکز بهداشت دانشگاه. مسئول بهداشت محیط گفت حتماً نامه می زنیم. هفته بعد دیدم یک باکس کارتنی گذاشته‌اند کنار غذاخوری دانشجویان دکترا تا خود دانشجویان زباله خشک خود را در آن بریزند. اما هیچ دانشجوئی خبر نداشت. کارگر غذاخوری هم کار خود را به سیاق سابق انجام می داد. محتوای سینی را یکجا خالی می کرد داخل کیسه زباله و خلاص! به سالن غذاخوری ارشد رفتم. آنجا هم وضع همین بود.چند روز پیش دوباره رفتم اداره تغذیه. تا بگویم کار مؤثری انجام نشده. آقای رئیس مرخصی بود. چند نفر ازهمکارانش دور میز ناهار نشسته بودند. موضوع را با یکی مطرح کردم. مرا نشان کسی داد که او را دکتر می نامید. ماجرای سه‌ هفته گذشته را به دکتر گفتم. بقیه هم شنیدند. دکتر گفت حق با شماست. پیگیری می کنیم. از اداره تغذیه زدم بیرون. توی راه حس کردم برخورد کارمندان اداره تغذیه عجیب بود. شاید پیش خود فکر کردند من چه آدم علافی هستم!2.. مسجد دانشگاه، از چهار طرف پنجره‌ بلند و نورگیر دارد. زیر سقف بخش زنانه، معمولاً حدود بیست سی مهتابی روشن است. به‌علاوه در روزهای خنک، یا زمانی که درها و پنجره‌ها باز است دستگاه‌های خنک‌کننده همچنان کار می کنند. حتی بعد از نماز و خلوت شدن مسجد. خیلی پیش از این یکبار از مهتابی‌های روشن، زیر ظل آفتاب عکس گرفتم و فرستادم به ادمین کانال تلگرامی روابط عمومی دانشگاه. تا منعکس کند. هیچ کس نگفت خرت به چند! سه‌شنبه پیش، خادم مسجد را دیدم. موضوع را توضیح دادم و خواهش کردم روشنائی‌های اضافی و کولرها را خاموش کند. لبخند زورکی زد و گفت: آقا! فقط شما گیر میدی! مرا می شناخت. سابقه داشتم پیش‌اش!لابد حق با کارمندان اداره تغذیه و خادم مسجد است. شاید تاکنون کسی به ذهنش‌ نرسیده سر «برق» یا «پلاستیک» گیر دهد. وقتی حساسیت به صرفه‌جوئی در انرژی و حفاظت از خاک و بهداشت، در دانشگاه اینطور است از جامعه چه انتظاری داریم؟:: یادم نمی آید پیش از دوره دکترا، این چنین روی موضوعاتی مانند آب، انرژی و پلاستیک حساس بوده باشم. این حساسیت شاید ناشی از مقالاتی است که در بخشی از موضوع رساله‌ام – گذار سیستم‌های فنی اجتماعی- مرور کرده‌ام. خیلی از کیس‌ها، گذار به انرژی پاک یا تغییر سبک زندگی (مثلاً به حذف یا مصرف کمتر پلاستیک) است. اغلب آنها نیز درکشورهای اروپائی کار شده است. دقت‌شان بی‌نظیر است. اما متأسفانه ما به طرز بی‌محابائي، پلاستیک مصرف می کنیم و آب و برق و انرژی را هدر می دهیم. پژوهش‌های دانشگاهی هم در رشته‌هایی مانند مدیریت فناوری یا سیاستگذاری، کمتر معطوف به موضوعاتی مانند تغییر الگوی انرژی یا مصرف پلاستیک است. ما با بی توجهی‌های خود، چه در مقام شهروند- دانشجو و یا محقق و پژوهشگر، در حال کمک به هدر رفت انرژی و تخریب خاک و محیط زیست «ایران» هستیم. کاش می شد حفاظت از «آب، انرژی و خاک» را به دانشجویان متذکر شد. کاش می شد از دانشگاه شروع کرد. کاش دست به دست کنید تا به گوش مسئولان دانشگاه برسد. تا حداقل این دو مسأله را رفع کنند....*ابوالقاسم بیات دانشجوی دکترا در دانشگاه علم و صنعت ایران .مطالب بیشتر در  در کانال تلگرامی «نوآوری دیجیتال»:@HubDigitalhttps://www.telegram.me/HubDigital</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Fri, 25 Oct 2019 23:00:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست‌های ناکام : از شربت تریاک تا وی‌پی‌اِن حلال!</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D8%A8%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DA%A9-%D8%AA%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%90%D9%86-%D8%AD%D9%84%D8%A7%D9%84-wnpag8j0gssf</link>
                <description>خلاصه: این نوشته کوتاه می کوشد در سه پرده، با ذکر دو تجربه گذشته در زمینه اعتیاد و اینترنت، نشان دهد سیاست جدید توزیع وی‌پی‌اِن قانونی در کشور برای کاستن از تبعات فیلترینگ، ره به جائی نخواهد برد.پرده اول:‌در دهه شصت و هفتاد، «اعتیاد» جُرم بود و «مُعتاد» مُجرم. از این‌رو مبارزه گسترده‌ای با پدیده اعتیاد صورت می گرفت. روزانه هزاران نفر دستگیر و با مینی بوس و اتوبوس، عازم زندان‌ها و ندامتگاه‌ها می شد. به‌رغم سال‌ها تلاش، از بار اعتیاد و تجارت مواد مخدر در کشور کاسته نشد. از این رو سیاستگذاران، تلاش کردند با ارائه «صورت‌بندی» تازه از مسأله، راهی برای حل آن پیدا کنند. صورت مسأله تغییر کرد. اعتیاد، تبدیل به بیماری شد و فرد معتاد، بیمار!این صورت‌بندی، پیامد‌های تازه‌ای داشت. قاعدتاً بیماران را زندان نمی بردند و به بیمارستان می بردند. از‌ این‌رو کمپ‌ها و کلینیک‌های متعددی در سراسر کشور برای ترک اعتیاد برپا شد. بخش خصوصی و سَمَن‌ها، سهم زیادی در تأسیس و اداره آنها داشتند. برخی از پزشکان هم تابلو خود را به درمانگر و سم‌زدا تغییر دادند.یکی از اقدامات تکمیلی در راستای پیاده‌سازی سیاست جدید، تولید و توزیع قانونی «شربت تریاک» (اُپیوم) توسط شرکت‌های داروئی برای معتادان دیروز و بیماران امروز بود. شربتی که به نوشته یکی از کلینیک‌های ترک اعتیاد، از «تریاک بسیار مرغوب» و حاوی « تمام آلکالوئیدهای طبیعی و مفید خشخاش» تهیه می شود!کاری به این ندارم که شربت تریاک خوب است یا بد. سخن اینجاست که گذشت زمان، «جرثومه» مهیب تریاک را به «شربت» تریاک تبدیل کرد. قاعدتاً دولت هم به شرکت‌های داروئی در تأمین مواد اولیه و تولید شربت کمک می کرد. اما مشکل جای دیگری بود: با همه تمهیدات، شربت تریاک به دست همه معتادان نمی رسید. در واقع دسترسی به تریاک، همچنان آسان‌تر از شربت تریاک بود. معتادان پاک شده‌ای که از کمپ‌ها بر می گشتند، مجددداًً می رفتند سراغ «جرثومه تریاک». امری که تلاش‌های انجام شده را بی‌اثر می‌کرد. چنان‌که هنوز هم پس از حدود 35 سال مبارزه، اعتیاد، همچنان یک چالش جدی اجتماعی است.شربت تریاک و وی‌پی‌اِن پرده دوم:اینترنت وقتی به ایران آمد هراس‌انگیزتر از حالا بود. مانند هر فناوری تازه. از رادیو و دوش حمام گرفته تا ویدئو و ماهواره. در دهه هشتاد طبق یکی از مصوبات، سقف سرعت اینترنت قابل واگذاری به عامه مردم 128 کی بود. برای داشتن اینترنتی «فراتر از 128 کی»، یکی از مدارک زیر لازم بود: معرفی‌نامه از مراجع حرفه‌ای برای پزشکان، مهندسان و وکلا، معرفی‌نامه از دانشگاه یا مراکز پژوهشی برای محققان و استادان یا دانشجویان ارشد و دکترا، گواهی ثبت برای صاحبان شرکت‌ها و بنگاه‌ها.اما گذشت زمان، از هراسناکی اینترنت کاست. فناوری چنان سریع رشد کرد که همه را جا گذاشت. بسیار بیشتر از سرعت سیاستگذاران در اصلاح آئین‌نامه‌ها. به همان نسبت انتظار کاربران از اینترنت نیز بیشتر و بیشتر شد. این‌روزها که اپراتورها برای توزیع اینترنت یک گیگ روی گوشی‌های موبایل با هم رقابت می کنند کسی مصوبه «128 کی» را به خاطر نمی آورد. آئین‌نامه‌ای که در سکوت، ملغی شد و کسی پیگیری نمی کند چرا اجرا نمی شود. مصوبه‌ای که نیاز کاربران، پیشرفت فناوری و رقابت اپراتورها، آن را فارغ از دغدغه سیاستگذار بی اثر کرده بود. پرده سوم:استفاده از وی پی ان در کشور بیش از یک دهه سابقه دارد. هم‌ارز فیلترینگ. اما استفاده از آن با فیلترینگ تلگرام بسیار مورد توجه قرار گرفت. گرچه در چند ماه اخیر، پروکسی‌های پرسرعت و خودکار (عمدتاً رایگان) بر روی کانال‌های تلگرامی، کاربران تلگرام را از خرید وی‌پی‌ان بی‌نیاز کرده‌اند اما خرید و فروش واستفاده گسترده از آن همچنان یکی از چالش‌های کشور است. یکی دو ماه پیش، وزیر ارتباطات درباره وجود بازار چند صد میلیاردی خرید و فروش وی‌پی‌ان و مافیای پشت آن هشدار داد. ازسوی دیگر، وی‌پی‌اِن، نیاز روزمره بسیاری از کسب‌وکارها و سازمان‌ها است و فیلترینگ، سبب بروز مشکلات زیادی برای آنها شده است. اخیراً ایرنا به نقل از سرپرست فضای مجازی در دادستانی، خبر از امکان فروش و استفاده از وی‌پی‌ان قانونی در کشور داده است. او گفته: مطابق ابلاغیه مرکز ملی فضای مجازی، تهیه آئين‌نامه استفاده از وی‌پی‌ان قانونی در دستور قرار گرفته است. امیدواریم با (این راهکار) افراد برای نیازهای واقعی خود مجبور به استفاده از وی‌پی‌اِن‌های غیرقانونی نشوند.گرچه هدف سیاست جدید برای توزیع وی‌پی‌ان قانونی در کشور، رفع نیاز برخی کسب‌وکارها و کاربران خاص است اما به نظر می رسد این سیاست پاسخگوی نیاز کاربران نباشد. زیرا «وی‌پی‌ان حلال» نقشی همانند «شربت تریاک» یک دهه پیش یا آئین‌نامه « 128 کی» در سال‌های آخر دهه 80 دارد. راهکاری که برای رفع نیاز برخی برگزیدگان است! افراد و بنگاه‌هایی که باید توسط یک کارگروه شناسائی شوند و مجوز بگیرند.تجربه نشان داده است، این راهکار جواب نخواهد داد. زیرا بعید است بسیاری از واجدان شرایط، به دلیل محرمانگی خود یا سهولت دسترسی به وی‌پی‌ان‌های بازار در سامانه مخصوص ثبت‌نام کنند. تکلیف بقیه نیز روشن است. از این‌رو وی‌پی‌ان حلال مانند شربت‌ تریاک به دست همه نخواهد رسید. خُماران فضای مجازی، هم بی‌توجه به چنین آئین‌نامه‌هایی راه‌ خود را خواهند رفت برای کسب نشئگی!*ابوالقاسم بیات، دانشجوی دکترای سیاست‌گذاری علم و فناوری در دانشگاه علم و صنعت ایران است. مطالب او را می توانید در کانال تلگرامی «نوآوری دیجیتال» هم دنبال کنید:@HubDigitalhttps://www.telegram.me/HubDigital</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Fri, 25 Oct 2019 11:05:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامعه علمی کوتاه‌مدت</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%AA-bc517mvo47w8</link>
                <description>دکتر همایون کاتوزیان در مقاله‌ خود؛ «ایران، جامعه کوتاه مدت» توسعه‌ را نه‌ تنها محصول‌ اکتساب‌ نوآوری‌، بلکه وام‌دار استمرار در انباشت‌  ثروت‌ و دانش می داند. او با ذکر چند جریان فکری و اجتماعی در غرب می نویسد:‌ ... {این تحولات} جملگی‌ در دراز مدت‌، با تلاش‌ و مبارز‌ه فراوان‌ تحقق‌ یافته‌اند. اتفاقی غیرقابل‌ برگشت‌ که چارچوب‌ اجتماعی‌ جدید، قانون‌ جدید، علم‌ جدید و حتی‌ مذهب‌ جدید برقرار کرده. بر همین مبنا، کاتوزیان معتقد است ایران‌ برخلاف‌ جامعه دراز مدت‌ اروپا، جامعه ای کوتاه مدت است و به دلیل اینکه تغییرات و برنامه‌ها اغلب‌ عمر کوتاهی دارند نمی تواند به توسعه برسد.مصداق‌های این ادعا در جامعه ما فراوان است. بسیاری از کارها در سازمان‌های ایرانی با حرارت و شور آغاز می شود اما پس از مدت اندکی آن‌همه اشتیاق و برنامه‌ریزی به سردی می گراید. به نمونه‌ای اشاره می کنم.بخش بلاکچین در سایت پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعاتیکی از وظایف ذاتی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، توسعه زیست‌بوم فناوری‌های نوظهور دیجیتالی است. مأموریتی که به پژوهشگاه این وزارتخانه، پژوهشگاه ارتباطات وفناوری اطلاعات (مرکز تحقیقات مخابرات ایران) محول شده است.بلاکچین یکی از این فناوری‌های تازه مورد توجه وزارت‌خانه است. قریب به دو سال است که در پژوهشگاه‌، مطالعاتی در زمینه بلاکچین در حال انجام است و چندین پروژه در پژوهشکده‌های سه‌گانه آن به طور موازی پیش می رود. از ابتدای شروع پروژه بلاکچین، بخشی در سایت پژوهشگاه برای انعکاس فعالیت‌‌های آن در زمینه بلاکچین ایجاد شد با هدف ایجاد «پایگاهی برای هم‌اندیشی و تعامل پژوهشگران و علاقه‌مندان بلاکچین». متأسفانه بعد از گذشت تقریباً دو سال از راه‌اندازی این سایت، و به‌رغم انجام پژوهش‌های متعدد در زمینه بلاکچین در این پژوهشگاه، نه تنها از تعامل و هم اندیشی خبری نیست بلکه هنوز هیچ‌یک از گزارش‌ها و اسناد پژوهشی پژوهشگاه روی آن بارگذاری نشده است. تنها محتوای موجود روی آن، تعدادی فایل کتاب پی‌دی‌اف در زمینه بلاکچین است که به آسانی از طریق اینترنت قابل دانلود است.گزارش فعالیت‌ها و اسناد پژوهشی پژوهشگاه‌هایی مانند مرکز تحقیقات مخابرات که از بودجه عمومی استفاده می کنند، جزو اموال عمومی است. از این‌رو سزاوار نیست به صورت عمدی یا سهوی در انحصار کسی بماند یا به بایگانی‌های غیر قابل دسترس سپرده شود. انتشار چنین منابع تحقیقاتی دو سود عمده دارد:اولاً؛  به سایر پژوهشگران و دانشجویان کمک می کند تا پژوهش‌های جدید خود را بر روی آنها بنا نهند و به تکمیل پژوهش‌ها و انباشت علمی در کشور کمک کنند.ثانیاً؛ انتشار عمومی اسناد و گزارش‌های پژوهشی، کیفیت‌ تحقیقات انجام شده در مراکز دولتی و کارامدی تیم‌های مشارکت‌کننده را در معرض قضاوت جامعه دانشگاهی قرار می دهد. امری که سبب شفاف‌سازی در عرصه پژوهش‌های متکی به بودجه‌های دولتی خواهد شد.خلاصه اینکه، توسعه فناوری و دانش، نیازمند تلاش‌های مستمر و مداوم است تا از دل همکاری و مساعدت دسته‌جمعی کار علمی شکل گیرد. شور و شوق اولیه در همکاری‌های پژوهشی باید مستمر و مداوم باشد. با جامعه کوتاه‌مدت در عرصه علم ره به جائی نخواهیم برد.*ابوالقاسم بیات، دانشجوی دکترای سیاست‌گذاری علم و فناوری در دانشگاه علم و صنعت ایران است. مطالب او را می توانید در کانال تلگرامی «نوآوری دیجیتال» هم دنبال کنید:@HubDigitalhttps://www.telegram.me/HubDigital</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Fri, 25 Oct 2019 08:29:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از شربت تریاک تا وی‌پی‌اِن حلال!</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D8%A8%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DA%A9-%D8%AA%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%90%D9%86-%D8%AD%D9%84%D8%A7%D9%84-mvi1gf2lb38r</link>
                <description>پرده اول:‌در دهه شصت و هفتاد، «اعتیاد» جُرم بود و «مُعتاد» مُجرم. از این‌رو مبارزه جدی‌ای با پدیده اعتیاد صورت می گرفت. روزانه هزاران نفر دستگیر و با مینی بوس و اتوبوس، عازم زندان‌ها و ندامتگاه‌ها می شد. اما مبارزه جواب نداد. از این رو سیاستگذاران محترم، تلاش کردند با ارائه «صورت‌بندی» تازه از مسأله، راهی برای حل آن پیدا کنند. به این ترتیب، آنها صورت مسأله را تغییر دادند. حالا اعتیاد، یک بیماری بود و فرد معتاد، یک بیمار!این صورت‌بندی، پیامد‌های تازه‌ای داشت. قاعدتاً بیماران را زندان نمی بردند. برخی از پزشکان هم تابلو خود را به درمانگر و سم‌زدا تغییر دادند. کمپ‌ها و کلینیک‌هایی نیز برای ترک اعتیاد ایجاد شد که بخش خصوصی و سَمَن‌ها، سهم زیادی در تأسیس و اداره آنها داشتند.یکی از اقدامات مهم در این راستا تولید و توزیع قانونی «شربت تریاک» توسط شرکت‌های داروئی برای معتادان دیروز و بیماران امروز بود. شربتی که به نوشته یکی از کلینیک‌های ترک اعتیاد، از «تریاک بسیار مرغوب» و حاوی « تمام آلکالوئیدهای طبیعی و مفید خشخاش» تهیه می شود!کاری به این ندارم که شربت تریاک خوب است یابد. مشکل اینجاست که شربت تریاک به دست همه معتادان نمی رسد. در واقع دسترسی به تریاک، آسان‌تر از شربت تریاک است. امری که عملاً سبب شده، اعتیاد پس از حدود 35 سال مبارزه، همچنان یک چالش جدی اجتماعی باشد.پرده دوم:اینترنت وقتی به ایران آمد بسیار هول‌انگیز‌تر از اکنون بود. هول انگیر مانند هر فناوری تازه. از رادیو و دوش حمام گرفته تا ویدئو و ماهواره. در دهه هشتاد طبق یکی از مصوبات، سقف سرعت اینترنت قابل واگذاری به مردم 128 کی بود. برای داشتن اینترنتی «فراتر از سقف 128 کی». یکی از شرایط یا مدارک زیر لازم بود... داشتن نامه از مراجع حرفه‌ای برای پزشکان، مهندسان و وکلا... نامه از دانشگاه یا مراکز پژوهشی برای محققان و استادان یا دانشجویان ارشد و دکترا.. گواهی ویژه برای صاحبان شرکت‌ها و بنگاه‌هااما گذشت زمان، از ابهت و دهشتناکی اینترنت کاست. زیرا در چند سال اخیر، انتظار کاربران از اینترنت همپای پیشرفت فناوری در عرصه اینترنت و فناوری‌های دیجیتال و نیز تغییر سبک زندگی پیش‌رفته است. بسیار بیشتر از سرعت سیاستگذاران در اصلاح آئین‌نامه‌ها. این آئین‌نامه در سکوت، ملغی شد و اکنون کسی پیگیری نمی کند چرا اجرا نمی شود.پرده سوم:امروز سرپرست فضای مجازی در دادستانی، خبر از امکان فروش و استفاده از وی‌پی‌ان قانونی در کشور داده. او گفته: مطابق ابلاغیه مرکز ملی فضای مجازی، تهیه آئين‌نامه استفاده از وی‌پی‌ان قانونی در دستور قرار گرفته است. امیدواریم با (این راهکار) افراد برای نیازهای واقعی خود مجبور به استفاده از vpn های غیرقانونی نشوند./ ایرنااستفاده از وی پی ان با فیلترینگ تلگرام در کشور بسیار مورد توجه قرار گرفت. گرچه در چند ماه اخیر، پروکسی‌های پرسرعت و خودکار (عمدتاً رایگان) بر روی کانال‌های تلگرامی، کاربران تلگرام را از خرید وی‌پی‌ان بی‌نیاز کرده‌اند. در خارج از تلگرام نیز، وی‌پی‌ان‌ها به طرز گسترده‌ای فروخته و استفاده می شود. ماه پیش، وزیر ارتباطات درباره وجود بازار چند میلیاردی خرید و فروش وی‌پی‌ان و مافیای پشت آن هشدار داد.گرچه مخاطب راهکار جدید برای توزیع وی‌پی‌ان قانونی در کشور، رفع نیاز برخی کاربران خاص است اما «وی‌پی‌ان حلال» امروز، می خواهد نقش «شربت تریاک» یک دهه پیش را بازی کند. یا نقش آئین‌نامه «فراتر از سقف 128 کی». زیرا راهکاری برای اطفای خُماری نخبگان و برگزیدگان است! نخبگانی که باید توسط یک کارگروه شناسائی شوند و مجوز بگیرند. تجربه نشان داده است، این راهکار جواب نخواهد داد. زیرا وی‌پی‌ان حلال به دست همه نخواهد رسید مانند شربت‌ تریاک! از این رو خُماران فضای مجازی، راه‌هایی برای نشئگی خود خواهند یافت!**سایر مطالب در کانال تلگرامی «نوآوری دیجیتال» : @HubDigital یاhttps://www.telegram.me/HubDigital</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Wed, 23 Oct 2019 23:19:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرثیه‌ای برای عدالت آموزشی</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/msrt-yj9cpw4yw9c3</link>
                <description> متأسفانه، ویژه‌خواری در کشور ما تبدیل به اپیدمی شده . هر گروه، صنف و دسته‌ای برای خود، امتیازی قائل است. مثلاً اولی به لطف پدر وزیرش، خود را سزاوار انحصار صادرات بیل و واردات کلنگ می داند! دومی به لطف برادر نظامی‌اش، در پی انجام سربازی در جای خوش آب و هوا است و سومی به خاطر عموی قاضی اش، انتظار تخفیف در مجازات دارد. چهارمی، داماد دبیر فلان شورا است منزلش را با سه طبقه بیش از تراکم قانونی ساخته است. پنجمی به لطف مادر پولدارش، روی صندلی دندانپزشکی شهید بهشتی نشسته است. ششمی هم به لطف پدر عضو هیأت علمی، صندلی مهندسی برق دانشگاه تهران را سهم خود می داند! این رویکرد را تعمیم دهید به سایر مشاغل و حرفه‌ها و مناصب‍از نظر من همه آنها برای خود توجیه منطقی دارند! پدر اولی، بیش از سه چهار ساعت در شبانه‌روز نمی خوابد تا چرخ صنعت و تجارت کشور نخوابد، چرا فرزندش نتواند یک مجوز واردات بگیرد؟ برادر دومی، جانش را بر سر دست گرفته و با اشرار می جنگد چرا محل خدمت برادرش را تسهیل نکند؟ عموی سومی، سال‌ها خاک دادگاه‌ها را خورده، چرا از سوراخ‌های قانونی یا دوستی‌اش با قاضی دیگر، برای تخفیف مجازات برادرزاده‌اش استفاده نکند؟  پدرهمسر چهارمی، سال‌ها امنیت کشور را تأمین کرده، حالا وقتش رسیده داماد و دخترش در امنیت و رفاه باشند! مادر پنجمی یک کارآفرین برتر است. اگر فکرش از بابت فرزندش آسوده باشد، چرخ اقتصاد بهتر می چرخد! پدر ششمی هم، معلم دویست سیصد دانشجو است، اگر فرزندش در دانشگاه بهتری باشد قاعدتاً راضی‌تر و بهتر درس می دهد؟ یک صندلی در ۴۰ تا که به جائی بر نمی‌خورد‍.به این‌ترتیب در این سرزمین محنت‌زده، هر کس که دستش رسیده، غنیمتی از سفره رانت‌ها و امتیازات کشور برداشته است. به این ترتیب، ما دورهمی، جامعه‌ای به نام «مجمع رانت‌خواران» درست کرده‌ایم که عدالت در آن، یک ناسزا و دشنام بیشتر نیست. جامعه‌ای که نه در مسیر سعادت که در مسیر تباهی است. ادامه شرایط فعلی، دارای تبعات منفی بیشماری است مانند سرخوردگی و بر باد دادن سرمایه اجتماعی، در میان آنانی که سهمی در انواع سفره‌ها ندارند‍. عدالت، استثناپذیر نیست. اگر کسی  به بیعدالتی معترض است باید تمام مظاهر آن را نفی کند. او نمی تواند به خاطر منفعت شخصی، برخی را بپسندد و بقیه را رد کند.  در مقوله آموزش عالی نیز با وجود انواع سهمیه های جورواجور و پرشمار فعلی، #عدالت_آموزشی هم یک شوخی بی‌مزه و تلخ است. به‌ويژه اینکه گونه‌ای از این رانت را نهادی ساخته و پرداخته، که توسعه «عدالت آموزشی» جزو وظایف ذاتی اوست! چند سال پیش، پس از طرح تعدادی شکایت در دیوان عدالت اداری، مصوبه وزارت علوم درباره اعطای امتیاز کنکور به فرزندان اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها، لغو گردید. اما شورای عالی انقلاب فرهنگی با دور زدن قانون مجدداً آن را برقرار کرد. انتظار این بود که متولی اصلی آموزش عالی در کشور، بیش از بقیه احترام  «امام‌زاده عدالت آموزشی» را نگه دارد! نه نمک بر زخم‌ها بپاشد. عدالت، اصلی‌ترین آرمان انقلاب بود. ... رحم‌الله تعالی، من قرأ الفاتحه مع الصلوات ...تصویر: اعلام افراد بهره مند از سهمیه فرزندان اعضای هیأت علمی در کانال تلگرامی دانشگاه تهران </description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 10:00:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمرانی سیاسی در عصر #دختر_آبی و فراتر از آن</title>
                <link>https://virgool.io/@abayat/web3-impact-xxje3rttfsh1</link>
                <description>:: من در تمام عمر «با عزّتم» -به قول قدیمی‌ها- فقط یکبار رفتم ورزشگاه آزادی. همان یکبار هم جو ورزشگاه به اندازه‌ای غیربهداشتی بود که «بی‌عزّت» برگشتم خانه. باوجود این توصیه‌ای درباره رفتن یا نرفتن خانوم ها به ورزشگاه ندارم. ایضاً قضاوتی درباره مقصر فوت طرفدار استقلالی فوتبال، مشهور به #دختر_آبی.مایلم از زاویه اثر فناوری‌های دیجیتال بر سیاست‌ورزی و جامعه به این موضوع نگاه کنم.:: امروزه خبر هر اتفاق مهم یا ناگوار در گوشه‌ای‌ از کشور، فراتر از خواست رسانه‌های رسمی مانند صداوسیما، به سرعت فراگیر می شود و جامعه را بی‌قرار و ملتهب می کند. امری که معمولاً با ایجاد چند #هشتگ در شبکه‌های اجتماعی شروع می شود و گاهی علاوه بر واکنش‌گسترده کاربران داخل کشور، با تبدیل شدن به ترند جهانی، واکنش‌های جهانی درپی دارد (مانند تصویر بالا: دیروز. ورزشگاه کابل در افغانستان ).مسئولان امر اغلب در مواجهه با این دست رویدادها، با تکیه بر همان مرام و سنت قدیمی، رفتارهای واکنشی و هیجانی از خود نشان می دهند. فرایندی که نه تنها افکار عمومی را قانع نکرده، بلکه در درازمدت یک موضوع ساده را تبدیل به مسأله‌ای بغرنج و فرسایشی می کند. از این‌رو لازم است #حکمرانی_سیاسی در عصر #شبکه‌های_اجتماعی، تفاوت ماهوی با روش‌های حکمرانی در اعصار پیش از آن داشته باشد. :: مسأله البته فراتر از این است. یادتان باشد کاربران نسل اول وب، تنها ناظر و خواننده نوشته‌های صاحبان سایت‌ّها بودند. در نسل دوم وب، آنها به تولیدگران محتوا، نظر و عقیده تبدیل شدند. شبکه‌های اجتماعی، بروز جلوه قدرتمند از این نسل وب هستند.اکنون در آستانه ظهور وب 3.0 و اینترنت مبتنی بر فناوری بلاکچین، کاربران نقشی فراتر از تولید محتوا و اعلام نظر را می طلبند. آنها می خواهند در تأیید تعاملات و تراکنش‌های جهان پیرامون خود؛ اعم از اینکه یک #قرارداد_هوشمند تجاری باشد یا تصمیم‌گیری درباره تصویب یا رد یک قانون‌ تازه، مشارکت مستقیم داشته باشند. به عبارت دیگر دوران #هشتگ که مشخصه نسل دوم وب است رو به پایان است. ما در آستانه ورود به عصر جدیدی از مشارکت دیجیتال هستیم.کوه یخ تأثیر بلاکچین بر نهادهای سیاسی و اجتماعی.:: از این رو نه‌تنها باید بپذیریم در عصر شبکه‌های اجتماعی، نیازمند روش‌ نوینی از #حکمرانی_سیاسی ، هستیم. بلکه فراتر از آن باید خود را آماده سبک جدیدتری از #حکمرانی در عصر فناوری‌های مبتنی بر بلاکچین کنیم. دوره‌ای که در آن نهادهای واسط اجتماعی و سیاسی از جمله نهادهای قانونگذار، به تدریج از میان خواهند رفت و یا قدرت آنها کمرنگ خواهد شد. تهدید موجودیت نهادهای پولی و بانک‌های مرکزی در دنیا با ظهور #بیت_کوین ، بخش کوچکی از یک کوه یخ است. بلاکچین همه را با خود خواهد برد! از این‌رو ضرورت دارد، سیاست‌مداران ما، برای جلوگیری از غافل‌گیری مجدد، از امروز از نظر ذهنی، روانی و فناوری، خود را آماده مواجهه معقول با پیشامد‌های آینده در عرصه فناوری کنند. انشالله!**سایر مطالب در کانال تلگرامی «نوآوری دیجیتال» :https://www.telegram.me/HubDigital</description>
                <category>قاسم بیات</category>
                <author>قاسم بیات</author>
                <pubDate>Sat, 14 Sep 2019 09:57:59 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>