<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عباس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@abbas</link>
        <description>مدیر تجارت الکترونیک - تدوینگر ویدئو</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 06:16:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/334/avatar/q5BCxo.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عباس</title>
            <link>https://virgool.io/@abbas</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چطور متن آهنگ‌ها رو در اسپاتیفای بنویسیم + کسب درآمد دلاری</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/lyrics-mxm-da3xgft3ytn2</link>
                <description>اگر کاربر اسپاتیفای یا اپل موزیک باشید احتمالا متوجه شدید که چند سالیست متن ترانه‌ها در این پلتفرم‌ها نمایش داده میشه و ترانه‌های فارسی نیز پشتیبانی میشن. حتی اگر در گوگل متن یک آهنگ رو جستجو کنید برای شما نمایش داده میشه. در کنار این موارد اگر از Music Badge اینستاگرام استفاده کرده باشید احتمالا بیشتر از هر جایی با اهمیت متن آهنگ و هماهنگی متن با بخشی که خواننده آواز می‌خونه، مواجه شدید. همه این موارد آیا کار هوش مصنوعی هست؟ خیر. در این مقاله به شما توضیح میدم که چطور در نوشتن متن ترانه‌های فارسی مشارکت کنید و در یک بستر حرفه‌ای جهانی، متن صحیح با نگارش درست رو بنویسید.جستجوی «متن آهنگ بهار دلکش شجریان» در گوگل منبع متن ترانه‌ها سرویس Musixmatch استسرویس ایتالیایی Musixmatch از سال ۲۰۱۰ به صورت تخصصی در زمینه نگارش متن ترانه‌های آهنگ‌های موسیقی فعالیت می‌کنه. از همون ابتدا به دنبال نگارش تمیز و ساده‌سازی متن‌ها بودند یعنی هر نوع بخش اضافی نباید در متن نوشته بشه. در سال ۲۰۱۶ سرویس ترجمه به مهم‌ترین زبان‌های جهان (شامل فارسی و کردی) رو هم اضافه کردن و از همونجا پشتیبانی زبان‌های راست به چپ در تمام بخش‌های سایت فعال شد.به دلیل اینکه هر کس به یک شیوه نام و مشخصات آهنگ‌ها رو ذخیره میکرد، سردرگمی در اطلاعات آهنگ‌ها به وجود اومد و در نهایت از کد استاندارد بین المللی آهنگ‌های موسیقی یعنی ISRC استفاده کردند. بدین ترتیب فرقی نمی‌کنه شما آهنگ رو با چه نامی ذخیره کرده باشید، وقتی این تشخیص داده بشه متن درست نمایش داده میشه. سرویس Shazam و Musixmatch Identify هم از این کد و تکنیک برای شناسایی اسم آهنگ‌هایی که میشنوید استفاده می‌کنن. اما بهترین مرجع برای دیتابیس آهنگ‌های موسیقی کجاست؟ اسپاتیفای در حال حاضر بزرگ‌ترین منبع آهنگ‌های موسیقی در دنیا هست. شرکت موزیکس‌مچ در توافق با مهم‌ترین پلتفرم‌های پخش موسیقی مثل Spotify, Apple Music, Youtube Music, Deezer و ... مسئولیت فراخوانی متن ترانه‌ها رو به عهده گرفته. به این ترتیب وقتی متن یک آهنگ در موزیکس‌مچ نوشته بشه، این متن قابلیت این رو داره که در اسپاتیفای و دیگر پلتفرم‌های شریک با musixmatch منتشر بشه. اینطوری شما می‌تونید متن ترانه‌ای که دوست دارید رو در اسپاتیفای یا جاهای دیگه نمایش بدید یا بخونید.متن فارسی، هماهنگی متن و کلام، ترجمه انگلیسی، استاندارد ساختار ترانهچطور متن یک آهنگ رو اضافه یا ویرایش کنیم؟ برای اینکار ابتدا باید در سایت یا اپ musixmatch.com ثبت‌نام کنید. از اونجایی که مرجع آهنگ‌ها اسپاتیفای و اپل موزیک هست، شما باید حداقل اکانت پرمیوم یکی از این سرویس‌ها رو داشته باشید.  البته میتونید بدون نیاز به این دو سرویس هم ثبت‌نام کنید اما اجازه مشارکت کامل و جامع رو نخواهید داشت. برای ثبت نام وارد این صفحه بشید:‌ https://www.musixmatch.com/sign-inگزینه Community رو انتخاب کنید.بعد با ایمیل یا اکانت گوگل یا هر سرویس دیگه‌ای که مایل هستید عضو بشید.برای ویرایش متن یک آهنگ اول اون آهنگ رو جستجو کنید. برای جستجو میتونید حتی متن آهنگ رو هم بنویسید. اگر هم براتون فرقی نداره، بعد از انتخاب خواننده‌های مورد علاقه وارد این صفحه بشید تا پیشنهادات شو بهتون بگه. روش بهتر اینه که وارد صفحه خواننده بشید و ببینید چه آهنگ‌هایی نیاز به ویرایش دارند.آهنگ‌های علیرضا قربانی که نیازمند مشارکت هستند. نوع مشارکت شامل متن ترانه، سینک، برچسب‌زدن و ترجمه میشهآزمون اولیه مشارکتبرای اینکه با اصول ویرایش متن آهنگ آشنا بشید شما باید آزمون آکادمی رو پاس کنید. در این آزمون بیشتر ساختار ویرایش متن آهنگ به شما آموزش داده میشه و پاسخ‌ها بسیار ساده هستند. اگر هم اشتباه کنید مجدد میتونید آزمون بدید. توجه کنید حتما زبان فارسی رو انتخاب کنید و آزمون رو به فارسی بدید.برای رفتن به صفحه آزمون وارد این لینک بشید: https://community.musixmatch.com/academyصفحه آزمون موزیکس مچدریافت Badge، امتیاز مشارکت و کسب درآمد دلاریبعد از اینکه امتیاز شما به یک حد قابل قبول برسه و مشارکت شما زیاد بشه، از طرف Musixmatch ایمیل میاد که میتونید در آزمون Curator شدن شرکت کنید و بعد از اون وارد فرایند Missonها بشید و کسب درآمد دلاری کنید. معمولا ترانه‌های زیادی برای مشارکت قرار داده میشه و بسته به میزان مشارکت در یک زبان، تعداد این ترانه‌ها بیشتر یا کمتر میشه.هر کاربر محدودیتی در تعداد آهنگ‌هایی که کار میکنه نداره فقط اگر متوجه بشن که شما اسپم میکنید یعنی بدون تغییر واقعی صرفا میگید که این کار رو انجام دادید، هم پولی که درآوردید مسدود میشه هم حسابتون برای همیشه بسته میشه و دیگه هیچوقت هم نمیتونید حساب داشته باشید.برای اینکه بتونید فعالیت کنید باید احراز هویت بشید. اگر خارج ایران هستید که مشکلی نیست اما اگر داخل ایران زندگی می‌کنید برای احراز هویت میتونید از اقوام یا دوستان که خارج ایران هستند کمک بگیرید. بعضی شرکت‌ها هم این خدمات رو بهتون میدن. چون کار فریلنسری هست مالیات خاصی براش نمیاد. همه این شرایط رو توضیح دادن خودشون.در هر صورت اگر دنبال مشارکت برای موسیقی فارسی هستید، میتونید بدون چشم‌داشت به درآمد دلاریش هم فعالیت کنید و به توسعه بزرگ‌ترین بانک اطلاعات آهنگ‌های موسیقی در دنیا کمک کنید.فعالیت شما کمک بزرگی به علاقه‌مندان موسیقی می‌کنه تا دیگه «پشت نیم‌شبای روشن» یا «دلم دفتر نقاشی شطرنج» رو اشتباه نخونن و کسی تصور نکنه شاعر گفته «پشت این شبای روشن»‌ یا «دلم دفتر نقاشی شبرنگ»!</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Mon, 19 Aug 2024 16:47:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تماشای سریال فرندز در ۲ سال</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/friends-ojvisrul6zvr</link>
                <description>باور دارم وقتی یک چیزی محبوب و پرطرفدار می‌شود به همان نسبت، نقدها و حمله‌ها هم به آن زیاد می‌شود! شما این موضوع را نیز در هر کتابی می‌توانید ببینید. جدای از درست یا نادرست بودن نقدها همین الان هم برای «کتاب ملت عشق»‌ چنین فضایی وجود دارد!در دنیای سرگرمی به خصوص سینما و سریال، این قاعده همچنان پا بر جا است. یکی از معروف‌ترین سریال‌هایی که مورد حمله، نقد و طرفداری متعصبانه قرار گرفته، سریال معروف «دوستان - F.R.I.E.N.D.S» است. اعتراف می‌کنم من هم سال‌ها پیش بدون اینکه سریال را ببینم فقط چون افراد زیادی در مورد آن صحبت می‌کردند، به آن حمله می‌کردم! دقیقا بدون هیچ منطق و دلیلی...تماشای سریال در ۲ سالطرفداران فرندز با شنیدن این حرف کاملا تعجب می‌کنند! بله خب واقعا در ۲ سال من این سریال را دیدم. دوست عزیزم مهکامه ۲ سال پیش به من پیشنهاد تماشای این سریال را دادند. معمولا موقع شام یا ناهار می‌دیدم. جذاب‌ترین نکته برای من در این سریال، بیان مشکلات روزمره و همیشگی دوستان صمیمی بود. یکی از قسمت‌های جالب زمانی بود که ۳ نفر وضعیت مالی بهتری داشتند و همیشه بیرون می‌رفتند و ۳ نفر دیگه وضعیت مالی خیلی خوبی نداشتند و از اینکه برای بودن در گروه باید به این بیرون رفتن‌ها می‌پیوستند و همین سبب خرج کردن دارایی آن افراد می‌شد در نتیجه ناراضی بودند. وقتی به جمع‌های دوستانه خود فکر می‌کنم، می‌بینم به درستی یک مساله اصلی همین است. اینکه بسیاری از دوستی‌های صمیمی دقیقا به خاطر مسائل مالی کمرنگ می‌شوند. حتی شما این را می‌تونید در روابط فامیلی و دوستان متاهل ببینید. یک نفر که تمایل زیادی به خرج کردن به هر دلیلی ندارد، کم کم از گروه و جامعه‌ای که شکل گرفته،‌ کنار گذاشته می‌شود.در همین قسمت سریال (به خاطر ندارم چندم بود) که به این موضوع اشاره داشت، به خوبی این دغدغه مطرح می‌شود. مشکل هم دقیقا بعد از گفتگو حل می‌شود. این سواد و مهارت برای گفتگو کردن لازمه هر رابطه و جمع دوستی است. اینکه شما می‌توانید دغدغه خود را بگویید و همه با هم به حل مساله فکر کنید نه تلاش برای پاک کردن صورت مساله. به یاد بیارید چه بسیار از دوستی‌ها و صمیمیت‌ها که به خاطر حرف نزدن و تلاش برای پاک کردن صورت مساله، نابود شد!شخصیت‌ها خیلی واقعی بودندهرچقدر سریال جلوتر می‌رود، شخصیت‌ها از حالت داستانی خارج و به واقعیت نزدیک‌تر می‌شوند. شخصیت فیبی عجیب‌ترین فرد در سریال بود که به نظر من کاملا از افراد واقعی برداشت شده است. افرادی که هیچوقت یک سالگرد دوستی ندارند. افرادی که همه او را ترک می‌کنند و به آن‌ها برچسب‌های «دیوانه، خل، عقب افتاده، عجیب و ...» می‌دهند. شخصیت جالب‌تر که گاهی من را عصبانی می‌کرد، راس بود. دکتر راس گلر که از بچگی با دایناسور بزرگ شده بود. در فضای خاص خودش زندگی می‌کند و کسی به خاطر سواد و دانشی که دارد، گاهی وی را جدی نمی‌گیرند. اما همچنان به خاطر تجربه بیشتر، چند طلاق و حتی جایگاه سنی، احترام و حرف شنوی از او وجود دارد. راس نمونه کامل فردی است که دوست دارد روی اصول، قانون و سیستم از پیش تعریف شده جلو برود. آیا شما می‌توانید چنین فردی را تحمل کنید؟اصل صحبت من هم همین هست. آیا من و شما می‌توانیم آدم‌ها را همانطور که هستند بپذیریم؟ دقیقا دوستی و صمیمیت از اینجا می‌آید که تلاشی برای تغییر دیگران نکنید. همه افراد با رفتارهای احمقانه جویی مشکل داشتند، اما هیچ‌کسی تلاش نکرد او را از گروه و دوستی حذف کند. جدای از بحث اینکه سریال یک داستان بود و باید طبق چنین سناریویی پیش می‌رفت، به دوستی‌هایی نگاه کنید که شما بخشی از اون نیستید. ببینید چه عاملی باعث پایداری دوستی‌ها شده است؟ به شما می‌گویم: تلاش و جدیت برای حفظ دوستی و مستحکم‌کردن آن در کنار حذف نخاله‌ها!درس‌هایی که از فرندز گرفتمخب سریال یک کمدی درام است. تلاش دارد گاهی شما را بخنداند، احساساتی کند و با رفتارهای عجیب، غافلگیر شوید. به نظرم تعریف سبک زندگی مدرن در بخش‌های مختلف سریال وجود دارد. اینکه اولویت اول باید خودتان باشید. وقتی خود را بپذیرید، حاضر به پذیرش دوستی و گروه در هر حالتی که هست می‌شوید. اینکه بدون قضاوت کردن دیگران، با آن‌ها کنار بیایید. یک رابطه ساختی است چه بین دو نفر چه چند نفر. آیا برای ساختنش تلاش می‌کنید؟ساختن یک رابطه یعنی شنیدن دیگری. یعنی آرامش و آزادی برای ابراز خود و خواسته‌ها. در فرندز به خوبی این نشان داده می‌شود. این سریال در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم پخش شد. به نوعی برای جوانان هزاره سوم ساخته شد.یک نکته دیگر اینکه هیچ وقت پیش‌داوری یا قضاوت نکنید. دوستانم می‌دانند که سریال معروف Game of Thrones را نمی‌بینم، نه اینکه سریال خوب یا بدی باشد، چون کلا حوصله دیدن یک چیز طولانی تا این حد را ندارم. شاید اگر خیلی پیش‌داوری می‌کنید در مورد چیزی، بهتره مستقیم به دل آن بروید و با آن مواجه شوید. آنوقت با قاطعیت می‌توانید قضاوت خود رو تایید یا رد کنید.عباس. عطارُدوار./ https://abbasm.com/ </description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jun 2020 13:34:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور پادکست Travel to Iran در آمریکا پروموت شد!؟</title>
                <link>https://virgool.io/FreeTehranTour/podcast-banner-uykiymidgovz</link>
                <description>از اسفند ۱۳۹۷ (مارس ۲۰۱۹) پادکست Travel to Iran را به زبان انگلیسی شروع کردم. هدف پادکست کمک به مسافران ایران است. هر قسمت تقریبا ۲۰ دقیقه و به یک کشور تقدیم می‌شود که با نقاط اشتراک همراه است. برای مثال از آنجا که محل تبدیل ارز در تهران، چهارراه استانبول است، قسمت مربوط به پول و اسکناس به ترکیه تقدیم و اشتراکات بین این دو مطرح شد. بنر طراحی شده برای PodBeanبسیاری از مسافران و کاربران صرفا با جستجوی واژه Iran به پادکست سفر به ایران رسیدند. نکته جالب اینکه اکثر نتایج مربوط به رسانه‌های غیرایرانی است و عموما به اخبار و موضوعات سیاسی می‌پردازند. در حالی که این پادکست از جنبه فرهنگی، تاریخی و گردشگری به معرفی ایران پرداخته است.لینک پادکست در وبسایت: https://freetehrantour.com/podcastلینک پادکست برای تمام پلتفرم‌ها: https://pod.link/iranخوشحالم که این پادکست تا الان توانسته به نیازهای مسافران ایران پاسخ دهد و روز به روز به تعداد شنوندگان آن افزوده شود و در کشورهای مختلف رتبه‌هایی به دست بیاورد.یک ماه پیش سرویس اپلکیشن پادکست Podbean برای من ایمیلی فرستاد با این مضمون که به نظر ما این پادکست به خوبی به مسافران کمک می‌کند و تصمیم به تبلیغ و پروموت کردن آن داریم. لطفا یک بنر برای ما در ابعاد مشخص شده ارسال کنید. و اینکه یکی از دلایل اصلی آن نمایش واقعیت درون ایران در حالی که رسانه‌های آمریکا موج منفی علیه این کشور دارند، است.با کمک مهدی تقی‌زاده عزیز و سمانه محمدی طراحی بنر انجام شد و از ۱۵ اکتبر این بنر در اپلیکیشن Podbean نمایش داده شد. امروز که این یادداشت نوشته می‌شود آمار شنوندگان از Podbean از رقم ۰.۴ درصد به ۷ درصد رسید!در حال حاضر تنها ۳۰ درصد از شنوندگان پادکست داخل ایران هستند که بدون شک اکثرا مسافران خارجی هستند و نزدیک به ۳۰ درصد مخاطبین به صورت کامل هر قسمت را گوش داده‌اند. این عدد بسیار بالایی برای یک چنین پادکستی در میان حجم انبوهی از اطلاعات است.با بررسی‌هایی که انجام دادم متوجه شدم هزینه چنین آگهی برای ۲۰ روز معادل ۷۹۹ دلار است. این مبلغ چیزی نزدیک ۱۰ میلیون تومان می‌شود. من بدون حتی ۱ دلار هزینه توانستم بخشی از خدمات این آگهی را صرفا به خاطر محتوا و کیفیت آن به دست بیاورم. در ساخت پادکست شش هدف دنبال کردم که تا الان به سه‌تای آن‌ها رسیدم. پیدا کردن مسافرنقد و نظر که ثابت کند من به دنبال معرفی خود نیستمپروموت شدن از جانب یک سرویس خارجیو این مسیر هنوز ادامه دارد.freetehrantour.comاینستاگرام | فیس‌بوک | توییتر | تلگرام | وبسایت انگلیسی تور | وبلاگ شخصی | وبلاگ فارسی تور https://freetehrantour.com/podcast </description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Thu, 17 Oct 2019 12:15:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمایشگاه نور چشمم - نگاه به ایران از خارج و داخل!</title>
                <link>https://virgool.io/imagenario/opening-n6irfzkg3gyf</link>
                <description>نگاه به ایران از رسانه‌ها با آنچه که در این کشور دیدم کاملا متفاوت است! نمایشگاه نور چشمم با هدف تغییر این نگاه و نمایش ایران واقعی افتتاح شد.در این ویدئو به مقایسه نگاه به ایران از زاویه رسانه‌های جهانی و واقعیت آنچه که در ایران دیدم، پرداختم.ژوآ https://www.aparat.com/v/pyuEM نمایشگاه نور چشمم در هتل Pestana شهر ویزئو در مرکز پرتغال از تاریخ ۳ آگوست تا ۶ سپتامبر ۲۰۱۹ در برگزار می‌شود. شرکت در این نمایشگاه برای عموم آزاد است.در اینستاگرام ژوآ را دنبال کنید.</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Mon, 05 Aug 2019 12:26:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمایشگاه نور چشمم - تشکر از مردم ایران</title>
                <link>https://virgool.io/imagenario/thanks-iranian-tukn9oectdtt</link>
                <description>بسیار زودتر از پیش‌بینی‌ها، تصاویر مورد نیاز برای نمایشگاه عکاسی نور چشمم در کشور پرتغال، تهیه و آماده شد. نمایشگاه نور چشمم به نمایش تصویر مهمان‌نوازی ایرانیان با مسافران و گردشگران کشورهای مختلف در این کشور می‌پردازد.از تمام شما مردم عزیز ایران تشکر میکنم.ویدیو تشکر: https://www.aparat.com/v/jofFE  نمایشگاه نور چشمم در هتل Pestana شهر ویزئو در مرکز پرتغال از تاریخ ۳ آگوست تا ۶ سپتامبر ۲۰۱۹ در برگزار می‌شود. شرکت در این نمایشگاه برای عموم آزاد است.در اینستاگرام ژوآ را دنبال کنید.</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jul 2019 15:35:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#بامسافران: چرا اسکندر تخت جمشید را به آتش کشید؟</title>
                <link>https://virgool.io/FreeTehranTour/dr-evangelos-aljllwbqn89b</link>
                <description>از طرف سفارت یونان و به واسطه TapPersia درخواست تور با یک مسافر یونانی را داشتم. با جناب آقای Evangelos Kyriakidis چند ساعتی در گرمای عصر شنبه ۲۵ خرداد برنامه پیاده‌روی و گشتن در بخشی از نقاط شهر تهران را شروع کردیم. ماجراهایی که تعریف می‌کنم ترجمه یک گفتگوی ۳ ساعته است. اگر موضوعات برای شما جذاب است لطفا در کتاب‌های معتبر به دنبال آن‌ها بروید. به شدت هیجان‌زده شدم!خیلی عجیب بود. قرار بود من راهنما باشم و صحبت کنم اما استاد بیشتر صحبت می‌کردند و من لذت می‌بردم. تقریبا اکثر مواردی که در مورد ایران می‌خواستم توضیح دهم، با آن آشنایی داشتند. شاهنامه را به خوبی می‌شناختند و از شنیدن شباهت‌ها در شخصیت‌های اساطیری ایران و یونان حسابی لذت بردند. مثل مقایسه رستم با هرکول و اسفندیار با آشیل. هرچند پروفسور می‌گفتند: به هر کسی بخواهم ایران را معرفی کنم پیشنهاد می‌کنم به اصفهان سفر کند!من عاشق تاریخ و شخصیت‌های اساطیری هستم. آقای اوانگلاس به من گفتند در یونان باستان اعتقادی به زندگی پس از مرگ مثل بهشتی که در ادیان گفته می‌شود نداشتند - در واقع اعتقاد این بود دنیای بعد از مرگ یک جهنم پر از عذاب است - بنابراین افراد به دنبال جاودانه کردند نام خود در این می‌رفتند. همین هم انگیزه‌ای شد برای اسکندر که یک عمل جاودانه برای پادشاهی مقدونیه و اتحاد دولت شهرهای یونان انجام دهد.زمانی که آشیل می‌خواد از مادر خودپری دریاها، ثتیس، برای رفتن به تروآ مشورت بگیرد با این پاسخ مواجه می‌شود:میتوانی اینجا بمانی و در صلح و آرامش زندگی کنی، فرزندان و نوه‌ها داشته باشی، اما بعد از نوه‌ها کسی اسم تو را به خاطر نمی‌آورد. ولی می‌توانی به تروآ بریو، در جوانی کشته شوی و نام تو تا ابد جاودانه شود!حاشیه: بیت سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز را برای استاد ترجمه کردم و این تفکر با توجه به عقاید اسلامی برایش جالب بود! عباس ملک حسینی و پروفسور اوانگلاس کی‌‌راکیدیس در برج آزادیزمینه‌های آتش زدن تخت جمشیدپیش از هر چیزی باید به این نکته اشاره کنم که تاریخ را نباید یک جانبه و با نیت شخصی خواند. موضوعات تاریخی هم باید از ابعاد مختلف بررسی شوند. امیدوارم بدون نیت قبلی و تعصب خوانده شود.اعتقادات باستانی یونان پروفسور گفتند که در یونان باستان اعتقاد به Vendetta به شدت زیاد بود. ترجمه Vandetta چیزی شبیه به خون‌خواهی می‌شود. در آن زمان اگر کسی کشته می‌شد باید انتقام خون وی گرفته می‌شد. زمانی که تصمیم به پایان خونریزی داشتند یک دختر از خانواده قاتل به عقد مردی از خانواده مقتول در می‌آمد. بدین ترتیب دو خانواده فامیل می‌شدند و Vendetta به نتیجه می‌رسید. به پروفسور گفتم همیشه فکر می‌کردم این رسم یک فرهنگ عربی پیش از اسلام بود و ایشان گفتند ریشه این فرهنگ خاص یونانی نیست و تقریبا در اکثر دنیا وجود داشت. نفوذ هخامنشیان در یونان باستانهخامنشیان برای فتح نقاط مختلف از فرماندهان و سربازان محلی استفاده می‌کردند. هم هزینه حمل نیرو کمتر می‌شد هم پشتوانه قدرتمندی برای فرمانده محلی بود. یکی از پادشاهی‌های محلی یونان، مینوسی‌ها بودند. ایرانیان برای ناامن کردن شهرها و مناطق یونان به این افراد پول پرداخت می‌کردند و جنگ‌های داخلی در شبه جزیره بین پادشاهی‌ها و دولت‌شهرها رخ میداد. دولت شهرهای یوناندر کنار آن چند باری نبردهای کوچکی برای فتح کل یونان رخ داده بود که چون پادشاهی‌ها زیاد بودند و مانند دیگر نقاط یک دولت قدرتمند بر سرزمین بزرگی کنترل نداشت و البته مناطق یونان کوهستانی بودند، به نتیجه خاصی نمی‌رسید. اما همیشه تهدید ایرانیان برای پادشاهی‌ها و نظام دولت شهر آتن وجود داشت.نجات دموکراسی یونان و تخریب آتندولت شهر آتن هیچوقت پادشاهی نبود و از یک سیستم دموکراسی با رای مردمی برخوردار بود. دموکراسی برای حفظ و بقا نیازمند نیروی نظامی و قدرت دفاع است. همین تهدیدهای ایرانیان سبب شد به فکر نیروی نظامی بیفتند.اما نیروهای نظامی یونان قدرت کافی نداشتند. چرا که در آن زمان شمشیر و آهن بسیار ارزشمند بود و فقط اشراف‌زادگان اجازه استفاده از آن را داشتند. نبردها معمولا تن به تن بود و بعد از کشته شدن پهلوانان به پایان می‌رسید. اما به واسطه تهدید ایرانیان مجبور شدند از مردم عادی استفاده کنند و در زمینه نبرد تن به تن بدون سلاح و شمشیر به مهارت برسند! پروفسور گفت شهر یونان و ناحیه آکروپولیس دو بار توسط هخامنشیان (بعد از دوره خشایارشا) به صورت کامل ویران شد. من گفتم در انتقام آتش زدن شهر ساردیس نبود؟ - در نقشه بالا LYDIA نوشته شده - گفتند جنگ‌های کوچک بین شهرها بود ولی نه نابودی کامل و یکسان کردن شهر با خاک! برای آتن تخریب کامل شهر رخ داد.نکته: شرح کامل تخریب آتن توسط هخامنشیان در ویکی‌پدیا نبرد ماراتون، استقامت و توقف ماشین جنگی هخامنشیانهمین باعث شد یونانیان مجبور به یادگیری فنون جدید و روش‌های جدید مبارزه شوند. چرا که هخامنشیان تیراندازان ماهری بودند و به راحتی با تیر و کمان می‌توانستند سربازان را شکست دهند. اوانگلاس ماجرای نبرد ماراتون در دوره داریوش بزرگ رو گفت:‌ هخامنشیان پایین کوه و در ساحل بودند و به سمت سربازان در جنگل تیراندازی می‌کردند و سربازان فقط سپر داشتند و به سرعت و با فریاد به سمت ساحل حرکت می‌کردند و وقتی به تیراندازان می‌رسیدند با مشت و خفه کردن، می‌تونستند سربازان رو شکست بدن! البته دلیل اصلی شکست محاصره نیروهای ایرانی توسط نیزه‌داران فالانژ یونانی بود. نکته: ماجرای ماراتون خیلی گسترده‌تر است و من فقط این بخشی که در مکالمه گفته شد رو نوشتم.در نتیجه به واسطه تهدید خارجی، نیروی نظامی برای نجات دموکراسی تقویت شد!فیلیپ و اسکندرفیلیپ پادشاه مقدونیه بود. او توانست با جنگ یا مذاکره دولت‌شهرهای یونان را متحد کند. دشمن قدیمی هنوز وجود داشت اما ضعیف‌تر شده بود. هخامنشیان درگیر فساد داخلی بودند و ارتش و گاردجاویدان نبردی نداشت. وفاداری ایالت‌ها نیز کمتر شده بود. در چنین شرایطی نیاز به Vendetta برای خون‌خواهی در یونانیان بیشتر احساس می‌شد. اسکندر فرزند که یک ژنرال و فرمانده نیروهای فالانژ بود، پادشاه می‌شود و تصمیم به بیرون کردن ایرانیان از یونان می‌گیرد. پرفسور گفت عملا اسکندر نبرد خاصی نکرد. هر شهری رفت مثل Tyre یا مصر، نیروهای نظامی همراه و مردم متحد او شدند. فقط چند نبرد مهم داشت و در نهایت به تخت جمشید رسید. ایرانیان وفاداری ایالت‌های خود را از دست دادند و سربازان انگیزه‌ای برای مبارزه نداشتند! اسکندر به خون‌خواهی و تلافی آتن، شهر پارسه را به آتش کشید و به فرماندهان و سربازان خود دستور داد با دختران ایرانی ازدواج کنند. بعد گفت Vendetta تمام شد. یونانیان و ایرانیان فامیل هستند و دیگر نبردی نیست!نبرد اسکندر و داریوش سومپس از ورود یونانیاندر دوره اشکانی یکی از زبان‌ها، یونانی بود. همچنین فرهنگ داشتن مجلس وارد ایران شده بود و اشکانیان از سیستمی برخوردار بودند که توانایی عزل پادشاه را حتی برای یک تصمیم اشتباه می‌داشت!آخرین صحبتی که پروفسور کردند این بود: در یک دوره، ساسانیان از بیزانس پول گرفتند تا به شبه جزیره بالکان برای نبرد با شمالی‌ها بروند! یعنی در یونان برای دفاع از یونان و روم شرقی، مبارزه کنند!freetehrantour.comاینستاگرام | فیس‌بوک | توییتر | تلگرام | وبسایت انگلیسی تور | وبلاگ شخصی | وبلاگ فارسی تور https://instagram.com/freetehrantour </description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jun 2019 11:08:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دعوت نمایشگاه عکاسی «نور چشمم» در کشور پرتغال</title>
                <link>https://virgool.io/imagenario/noore-chashmam-n4qro5q7hqln</link>
                <description>من ژوآ عکاس و تصویربردار ساکن لیسبون پرتغال هستم. تابستان امسال یک «نمایشگاه عکاسی با موضوعیت و محوریت گردشگران خارجی در ایران» به نام نور چشمم برپا میکنم. عکاسان این برنامه، شما ایرانیان هستید. هدف از برپایی این نمایشگاه، نشان دادن مهمان نوازی و رضایت مسافرین خارجی از بودن در ایران است. سال گذشته من به ایران سفر کردم و از مهمان نوازی مردم ایران شگفت زده شدم. در گذشته به ایران سفر کردم و از خونگرمی و صمیمیت مردم شگفت‌زده شدم. از آنجایی که تعداد مسافرین و شهرهای میزبان بسیار زیاد است، نمیتوانسم عکس‌های متنوعی بگیرم. به همین دلیل از شما مردم محترم ایران که از مسافران عکاسی کرده‌اید، برای شرکت در نمایشگاه دعوت به عمل می‌آورم. https://www.aparat.com/v/hngMS موضوعات ارسال عکسنمایش میهمان نوازی مردم همراه با مسافرانپرتره مردم ایران با مسافران شادی و لبخند مسافران نحوه شرکت در جشنوارهعکس‌ها باید با کیفیت بالا و مناسب برای چاپ باشندحداکثر ٣ عکس در یک فایل zip نام فایل zip به این صورت باشد: name-instagramaccount-location.zip ارسال تصاویر به آدرس ایمیل friendsofiran2019@gmail.com تصاویر بدون هر گونه متن و واترمارک باشد.زمان و محل برگزاری نمایشگاهتابستان ١٣٩٨ در جزیره آنگرا دو هروئیسمو در اقیانوس اطلس شمالی و سپس شهر ویزئو در مرکز پرتغالاطلاعات بیشتر به فارسی فقط در وبسایت http://fa.imagenario.net منتشر می‌شود. اینستاگرامJoão Pedro Pintoمسئول امور جشنواره به زبان فارسی آقای عباس ملک حسینی هستند. با انتشار این صفحه و ویدئو می‌توانید دوستان‌تان را به شرکت در این نمایشگاه دعوت کنید. انتشار در رسانه‌ها آزاد است.</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Mon, 18 Mar 2019 14:04:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه شرکت در تجربه‌ها و تورهای تهرانگردی با عباس</title>
                <link>https://virgool.io/FreeTehranTour/freetehrantour-jabama-uo4yn3r10wgi</link>
                <description>تورها و تجربه‌های تهرانگردی یکی از لذت‌های مهم زندگی من است. از سال ۲۰۱۵ که این کار را شروع کردم، مسافران خارجی بسیار زیادی در این برنامه‌ها شرکت کردند. آماری که من دارم خبر از شرکت بیش از ۲۶۰ مسافر در این برنامه‌ها می‌دهد. اما مهمترین چالش برای من اجرای این برنامه‌ها به زبان فارسی و برای مخاطب ایرانی بود!بخوانید: نظرات شرکت کنندگان خارجی در تورهای منمن دلایل خودم را داشتم. از مسئولیت پذیری بالا گرفته تا کنسل کردن‌های مداوم اکثر علاقه‌مندان ایرانی! خبر خوب اینکه در بهمن ۱۳۹۷ توافقی با مجموعه جاباما برای ارائه تجربه و تور به مخاطبین ایرانی انجام شد.در حال حاضر ۲ تجربه تهرانگردی در اختیار شما علاقه‌مندان به کشف شهر تهران و فرهنگ این کشور قرار می‌گیرد. این تورها در دسته‌بندی فرهنگ و تاریخ قرار دارند. ثبت نام و شرکت در تورها نیز از طریق وبسایت جاباما امکان پذیر است.تهران پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷چه خواهیم کرددر این برنامه تصمیم داریم به نقاط اصلی شهر تهران و یکی از عوامل مهم انقلاب بپردازیم. از میدان ولیعصر آغاز می‌کنیم و به معرفی وضعیت این ناحیه تهران پیش و پس از انقلاب می‌پردازیم.از خیابان ولیعصر به سمت چهارراه ولیعصر و تئاتر شهر حرکت میکنیم. در بین راه از معماری، فضاهای شهری این ناحیه و فروشگاه‌ها صحبت می‌شود.پس از توقفی کوتاه در پارک شهر به سمت اولین پیتزافروشی تهران می‌رویم. پس از طرف یک میان‌وعده در پیتزا داوود به سمت باغ اتابک یا سفارت روسیه فعلی حرکت می‌کنیم و ماجرای مهم این باغ در دوران مشروطه شرح داده می‌شود.از سمت خیابان میزراکوچک خان یا بخش شمالی خیابان سی تیر به سمت آتشکده زرتشتیان و کلیسای سنت مری می‌رویم. پس از آن به سمت خیابان سی تیر و منزل قوام‌السلطنه می‌رویم. در طول مسیر تا خیابان سی تیر و ورودی موزه ایران باستان به بیان ماجراهای سال‌های آخر حکومت پهلوی و شرایط ایران از بهمن ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ می‌پردازیم.این برنامه در حدفاصل خیابان‌های شاهرضا تا سپه سابق یا انقلاب تا امام خمینی فعلی قرار دارد.چه جاهایی خواهیم رفتخیابان ولیعصر طولانی ترین خیابان خاورمیانهتئاتر شهر یکی از نمادهای شهر تهرانپیتزا داوود اولین پیتزافروشی تهرانمحله زرتشتیان و ارمنیان ایرانخانه نخست وزیر قوام السطنهنحوه شرکت در تجربه تهران پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷محل ملاقات: میدان ولیعصر، ضلع جنوب غربی، سینما قدسسانس‌های تور در هفته: در حال حاضر فقط پنج‌شنبه‌ها این تور انجام می‌شود.ثبت نام: instagram.com/freetehrantourاز طهران تا تهران - شهر قدیمچه خواهیم کرددر این برنامه می‌خواهیم به سال‌های اوج و شکوفایی قاجارها و سپس سقوط آن‌ها بپردازیم. اینکه چه فرایندی در داخل و خارج از کشور سبب گذار از قاجار به پهلوی در شهر تهران شد.برای شما روایت‌ها و ماجراهای واقعی و فضای آن دوره ایران ترسیم می‌شود. شما خود را در این فضا احساس می‌کنید و از زاویه طرفداران قاجار یا مخالفین و یا حتی سوم شخص و خارج از ماجرا، می‌توانید قرار بگیرید.در این تجربه فکت‌ها و واقعیت‌های تاریخی از زندگی مردم در آن دوران و نحوه رفتار حاکمان و فرمانداران شرح داده می‌شود.چه جاهایی خواهیم رفتکاخ گلستان مهمترین نماد معماری و هنر قاجاری . فضای ۹ هکتاری تخریب شده کاخ که به دادگستری، بانک ملی و ... تغییر کاربری داد!اولین پارک تهرانمعماری باغ ایرانی در موزه ایران باستان و طاق کسری در این موزهخانه قاجاری – پهلوی تهران که هنوز پا بر جا است.نحوه شرکت در تجربه از طهران تا تهرانمحل ملاقات: میدان پانزده خرداد، رو به روی ورودی کاخ گلستان (دسترسی از طریق مترو پانزده خرداد)سانس‌های تور در هفته: در حال حاضر فقط جمعه‌ها این تور انجام می‌شود.ثبت نام: instagram.com/freetehrantourاینستاگرام | فیس‌بوک | توییتر | تلگرام | وبسایت انگلیسی | وبلاگ شخصی | وبلاگ تور</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Mon, 04 Mar 2019 14:48:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ نکته برای ساخت یک تیم قدرتمند</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/teamwork-y4sxz9edreeb</link>
                <description>۱) چشم اندازبهترین سازمان‌های جهان یک چشم اندازی در دنیا دارند. اینطور به نظر می‌رسد که  هر سازمان ایده‌های فوق العاده و بی انتهایی دارد که باعث موفقیت شرکت می‌شود.ما افرادی استخدام کرده‌ایم که در هر کجای دنیا بتوانند یک برنامه یا سرویس را ارائه دهند. اما آنچه که برای همه  هیجان انگیز است کار با برنامه the global town square است. تا دیر وقت بیدار ماندن برای اینکه یک مشکلی حل شود خیلی آسان تر از این است که به مردم درباره‌ی آن مشکل توضیح بدهید.یک شرکت عادی در اوایل کار نمی‌تواند با شرکت‌های قدرتمند در خصوص مسائلی همچون «حقوق و مزایا» رقابت کند. سازمان باید سعی و تلاش کند تا به آن نقطه برسد و در عوض باید چشم انداز خود را بهتر و قدرتمند کند.۲) چشم انداز رهبریداشتن چشم انداز، یک ضرورت است، اماچگونه می‌توانیم این لغت را به یک تیم بزرگ ربط دهیم؟اکثر ایده‌های جدید و تست  نشده به طور معمول دیوانه کننده است. خیلی زمان می‌برد تا نظرهای فردی یک ایده را بسازد.در واقع بنیانگذاران یک سازمان؛ با زندگی، تنفس،‌ انسانیت، می‌توانند یک تیم قدرتمند و چشم اندازی مناسب را ایجاد کنند. با این حال شرکت‌ها باید یک رهبر قدرتمند داشته باشند تا افرادشان نیز به داشتن همچین رهبری افتخار کنند و همه اهداف سازمان را به نتیجه برساند.rawpixelعکس از ۳) تیمده نفر اول شرکت شما، باید افراد موفق، باهوش و به قولی ستاره باشند. کارکنان باید چشم انداز و موفقیت سازمان را باور کنند. افراد باید مانند یک تیم فوتبال با استعداد باشند چرا که کارکنان پایه و اساس فرهنگ سازمان را تنظیم می‌کنند. در اوایل کارکنان تازه استخدام شده، به شدت تحت تاثیر فرهنگ سازمان قرار می گیرند. بنابراین اگر از اول یک تیم قدرتمند داشته باشید، کارکنان به راحتی می توانند سازمان شما را توسعه بدهند.۴)  استعداد های کارکنان در سازماندر محیط رقابتی شرکت‌ها، اگر رهبر بتواند به دنبال استعدادهای جدید کارکنان خود باشد می‌تواند مزیت خوبی برای سازمان تلقی شود. یک تیم شایسته باید یک چشم انداز اصلی داشته باشد. در سازمان همه را  به عنوان سفیر تشویق کنید و همیشه حواس‌تان به همه چیز باشد به این خاطر که هیچ وقت شما نمی‌دانید که فرد استخدام شده چه کسی است.۵) صبوری رهبرفرد جدید در سازمان مانند بازی بیسبال است، خیلی زمان طول می‌برد تا با محیط سازمان آشنا شود. در اوایل بر روی کارکنان به ویژه بنیانگذاران و تیم اجرایی سرمایه گذاری کنید و مسئولیت‌های اصلی را به آنها بدهید. زمان مناسبی را برای آموزش کارکنان خود اختصاص دهید، بنابراین آنها قادر خواهند بود چشم انداز سازمان را درک کنند.کارکنان سازمان یک باره به چشم نمی‌آیند، بلکه با دادن فرصت و زمان به آن‌ها و انجام دادن مسئولیت‌شان به چشم می‌آیند. کارکنان باید ارتباط خوبی با هم داشته باشند.مثلا موقع ناهار همه با هم ناهار بخورند و شاد باشند.باز هم تاکید می‌کنیم، در اوایل کار استخدام، فرد مانند یک بازی طولانی است؛ صبور باشید و سرمایه گذاری کنید.نکته آخر:در پنچ سال اخیر، عرصه‌ی رقابت طوری بود که تقاضا برای طراح و مهندس زیاد بود. ولی امروزه سازمان ها به دنبال افرادی با استعدادهای برتر و افزایش منافع خود هستند.این یادداشت ترجمه مطلب خانم Jackie Xu مشاور ساخت تیم توییتر و فیسبوک در مدیوم است.</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Sat, 02 Mar 2019 13:49:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت شهر با استفاده از رسانه‌های اجتماعی و توییتر</title>
                <link>https://virgool.io/smartehran/municipality-twitter-fydzrd38qccc</link>
                <description>در این یادداشت رضوان کمیل «Ridwan Kamil» شهردار سابق شهر باندونگ در کشور اندونزی با نمونه‌ای از استفاده از رسانه‌های اجتماعی در تعامل با مردم آشنا می‌شوید.چگونه رسانه‌های اجتماعی با قدرت رهبران سیاسی، در شیوه زندگی مردم کمک می کنند؟آقای کمیل در سال ۲۰۱۴ در تبلیغاتی شرکت کرده است و پولی بابت تبلیغات پرداخت کرده است که مربوط به رسانه ها و بازاریابی در کمپین رسانه های اجتماعی انجمن APMF شده است.باندونگ بزرگترین شهر پرجمعیت اندونزی است. آقای کمیل یک معمار است و مهارت‌های زیادی در خصوص آشنایی هنر، ساخت و ساز و دانستن اینکه چه اتفاقاتی در یک ساخت و ساز خوب می افتد.ایشان پلت‌فرم‌های مختلف رسانه های اجتماعی را تجربه کرده است. و در نهایت از توییتر برای تعامل با مردم باندونگ استفاده می کند.رسانه‌های اجتماعی برای شهرآقای کمیل در مقام خود، رسانه‌های اجتماعی را به عنوان ابزار استفاده می کنند نه تنها برای ارتباط عمیق تر با مردم بلکه برای مدیریت شهر و ارتباط سریع تر و بهترکردن ساخته‌اند. تحت نظر ایشان، هر بخشی در هر بخش و هر سازمان از شهر باندونگ یک حساب کاربری در توییتر برای فعالیت های مختلف برای اموری مانند اشتراگ گذاری اطلاعات و ارائه گزارشات تصویری، راه اندازی شده است.با تشریح این موضوع، آقای کمیل گفت:فرض کنید جاده‌ایی خراب است و باید ترمیم شود. مقامات موظف به ارسال یک عکس از جاده آسیب دیده و یک عکس بعد از انجام رفع ایرادات هستند. این یک سیستم گزارش بصری است که انقلابی در رسانه های اجتماعی رخ می دهد، بنابراین بازرسی‌های در این کار و فیلتر های خاصی را قرار می دهیم که مطمئن شویم که این کار انجام داده شده است.این شهردار می‌گوید از اهداف بزرگش برای آینده، داشتن یک شهر یکپارچه و بهم متصل است. او در نظر دارد که ۵۰۰۰ نقطه وای فای رایگان در سراسر شهر نصب کند. آقای کمیل در این فکر هستند که صفحه‌ای در فیس بوک برای شهر باندونگ ایجاد کند تا مردم بتوانند شکایت‌ها و نظرات خود را در آنجا ثبت کنند. همچنین یک سیستم امتیاز دهی ایجاد کند که وقتی از مسئولی برای رفع مشکلی تقدیر شد، در سوابق کاری‌اش ثبت شود.آقای Kamil اهمیت خاصی برای کارآفرینی دولت قائل است و از آن‌ها می‌خواهد که با شهر باندونگ همکاری کنند چرا که بودجه شهر برای فراهم گردن زیرساخت‌های این طرح کافی نیست. او امیدوار است با عملی شدن طرح‌هایش دره‌ی سیلیکون باندونگی در اندونزی ایجاد کند.نکته: این یادداشت در سپتامبر ۲۰۱۴ نوشته شده است.</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Wed, 20 Feb 2019 16:19:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وبلاگنویسی: ۸ دلیلی که خوانندگان وبلاگتان را کم می‌کند!</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/increase-blog-traffic-s2svakl224yo</link>
                <description>وقتی می‌خواهید وبلاگی در مورد نکات بازاریابی یا مدیریت و یا تولید محتوا بخوانید، متن‌های طولانی، لغات دشوار و غیر قابل فهم باعث می‌شود با یک کلیک، سریع از وبلاگ خارج شوید، انگار اصلا در آن نبوده اید.در واقع «تلاشی برای ماندن در وبلاگ نمی کنید»، چرا که شمای بیننده به فکر خودتان هستید.چه چیزهایی باعث می‌شوند که وبلاگی را نخوانیم؟ گاهی اوقات محتوای پست‌ها به ما اطلاعات خاصی نمی‌دهند، یا بعضی اوقات سبک وبلاگ را دوست نداریم یا دلیل اصلی اینکه وبلاگ‌ها خوانده نمی‌شوند ممکن است خسته کننده یا گیج کننده بودن آن محتوا و مطالب باشد. این پست وبلاگ هاب اسپات این موارد را جمع‌آوری کرده است.عکس از آرش اصغری۱) به اندازه کافی از فضای خالی استفاده نمی کنید « در موقع وبلاگ نویسی فضای خالی دوست شماست.»فضاهای خالی به خواننده کمک می‌کند تا بر روی مطالب  تمرکز کند و ذهنش درگیر خطوط به هم ریخته نشود. فضای خالی بین پاراگراف‌ها یا فضای خالی بین خطوط خواندن مطلب را برای خواننده آسان می‌کند. حتی فضای خالی بین عکس‌ها باعث می‌شود خواننده توجه بیشتری به آن‌ها داشته باشد.« استفاده از فضای خالی بین پاراگراف‌ها و حاشیه‌ها، ۲۰ درصد درک مطلب افزایش می دهد.»۲) عنوان‌های نامناسبمطالب خود را به بخش‌های مختلف تقسیم کنید و سعی کنید عنوان‌های مناسبی برای هر بخش انتخاب کنید. این گونه شما می‌دانید در هر بخش‌ قرار است چه چیزهایی به خواننده‌ی خود بگویید. همینطور خواننده‌های انتظار دارند در هر بخش اطلاعات مفیدی را دریافت کنند. عنوان‌هایی که در هر بخش انتخاب می‌کنید، می‌تواند کمک زیادی به خواننده‌ی شما کند. در مطالعاتی که در دانشگاهکمبریج انجام شده است، اضافه کردن سر تیتر در مقاله‌های آنلاین ۱۲ درصد ادراک را افزایش می‌دهد.فقط به پست زیر نگاه کنید. اگر یک وبلاگ نویس هستید، با تقسیم کردن مطلب خود به بخش های مختلف، مختصر کردن آن‌ها و توضیحات شفافی که ارائه می‌دهید شما را به یک نویسنده‌ی ماهر تبدیل می‌کند.۳) داشتن پاراگراف‌های طولانیمعمولا پست‌های که دارای پاراگراف‌های طولانی هستند، خواننده‌های کمتری دارند. کاربران با دیدن این پست‌های سریع از آن وبلاگ خارج می‌شوند.البته منظور ما کمتر نوشتن نیست، باید مراقب طول پاراگراف‌هایی که می‌نویسید، باشید.پاراگراف‌های طولانی خواندن مطب را سخت می‌کند. از سویی دیگر پاراگراف‌های کوتاه نسبت به پاراگراف‌های بلند  ۵۰ درصد بیشتر خواننده‌های را به سمت خود جذب می‌کند.۴)  فونت‌های ریز خواندن مطالب را دشوار می‌کندفونت‌های ریز باعث سردرد می‌شود. بجای اینکه خواننده  را مجبور کنید با گوشی همراه زوم کند، یک فونت مناسب انتخاب و استفاده کنید. در انتخاب فونت، به وضوح آن‌ها دقت کنید. به عبارت دیگر حروف باید مستقیم، ساده، زیبا و شفاف باشند.۵) مطالب و نکته‌ها را لیست نمی‌کنیدخواننده‌های ما کم حوصله هستند. آن‌ها حوصله‌های خوانندن تک تک کلمات مطلب شما را ندارند. بیشتر خواننده‌ها پست‌‌ها را اسکن می‌کنند تا اطلاعات مورد نیازشان را سریع‌تر دریافت کنند.پس پیشنهاد می‌کنیم حتما از لیست کردن نکته‌های مهم در مطلب‌تان استفاده کنید تا انتقال اطلاعات مهم بسیار سریع‌تر صورت بگیرد.۶) از برجسته کردن یا لینک کردن مطالب استفاده نکرده‌ایدبرجسته کردن یا همان بولد کردن و لینک کردن مطالب به خواننده در درک سریع مطلب کمک می‌کند. در واقع انتشار نداریم تا این مطلب را انتها بخوانید، هدف اصلی ما این است که حتما خط اول را بخوانید، به همین خاطر آن را برجسته کردیم.طبق آمار کتابخانه دیجیتال ACM، بیشتر خواننده‌ها تنها ۲۰ درصد یک متن را می‌خوانند. پس مطمئن شوید که اطلاعات مهم پست‌تان، برجسته شود.۷) استفاده نکردن از از اعداداستفاده از اعداد مخصوصا در عنوان توجه خواننده‌ها را بیشتر جلب میکند.مثلا به عنوان همین مطلب توجه کنید: “۸ دلیلی که … “. خواننده می‌داند با چه حجم از اطلاعات مواجه است و می‌داند تا چه اندازه باید جلو برود. استفاده از اعداد خواندن مطلب شما را هم آسان‌تر می‌کند و اسکن کردن مطالب را برای خواننده راحت‌تر می‌کند.۸) استفاده نکردن از تصویرهمه‌ی ما در کودکی بیشتر علاقه داشتیم تا کتاب‌های مصور را بخوانیم و یا بیشتر به دیدن تصاویر کتاب‌ها علاقه داشتیم. الان هم همین قضیه صادق است.با قرار  دادن تصویر در متن،  خواننده می‌تواند با یک نگاه راحت‌تر مطلب شما را درک کند.در واقع، آمار جالبی در مورد اثرات محتوای تصویری در بازاریابی وجود دارد. بر اساس گزارش hubspot مغز ۶۰،۰۰۰ برابر تصاویر را بهتر از متن پردازش می‌کند.در واقع قرار دادن عکس باعث جلب توجه خواننده می‌شود و او را ترغیب می‌کند تا مطلب را بخواند. در انتخاب تصاویر خیلی سخت‌گیری نکنید، کافی فقط به مرتبط با مطلب شما باشند.</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Tue, 19 Feb 2019 12:06:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک بیوگرافی حرفه‌ای برای اینستاگرام بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/perfect-instagram-bio-bpkvjmsvramf</link>
                <description>نگاه اول و آن چند ثانیه تاثیر ویژه و مهمی بر روی دیگران می‌گذارد. خواه این نگاه در ملاقات حضوری باشد خواه در دیدار از حساب‌های کاربری اینستاگرام و توییتر. شما دقیقا ۷ ثانیه فرصت دارید تا هنگام ملاقات با فردی برای اولین بار، تاثیر و حس خوبی بر روی آن‌ها داشته باشید.مطالعات نشان می‌دهد که کمتر از دو دهم ثانیه فرصت دارید تا بتوانید به وسیله‌ی برندتان تاثیر خوبی را بر روی یک کاربر آنلاین داشته باشید.این یادداشت وبلاگ لترگرام ایده‌های جالبی در خصوص ساخت یک بیوگرافی جذاب و تاثیرگذار نوشته است.پلت فرم‌هایی مثل پینترست و اینستاگرام به دلیل ماهیت تصویری خود، راحت‌تر می‌توانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. اما علاوه بر داشتن عکس‌های خوب در این پلت فرم‌ها، باید مطمئن شوید که جامعه‌ای که با آن‌ها ارتباط برقرار کرده‌اید، شما را به خوبی درک کرده باشند؛ و البته همه‌ی این اتفاق‌ها باید در کمتر از یک ثانیه رخ دهد.نام شما و حساب کاربریحتما اسم خود را ساده (بدون کاراکترهای عجیب) بنویسید. راه‌های زیادی وجود دارد تا پروفایل خود را حرفه‌ای درست کنید و مخاطب خود را جذب کنید.اسم و نام کاربری شما تنها مواردی هستند که اینستاگرام در موقع جستجو در نظر می‌گیرد.می‌توانید در نام  یا حساب کاربری خود، از زمینه کاری خود استفاده کنید تا کاربران بتوانند با جستجوی حرفه‌ هم شما را پیدا کنند.پیشنهاد مترجم: تا جای ممکن از _ آندرلاین برای انتخاب نام کاربری استفاده نکنید.عکس پروفایلبهترین تصاویر برای پروفایل، عکس‌های پرتره هستند. هرچند این موضوع تا حد زیادی سلیقه‌ای است اما اگر می‌خواهید تصویر شما نگاه مخاطب را به خود جلب کند بهتر است یک پرتره از چهره با نور روشن بگیرید. چهره شما جذابیت کافی را دارد و نیازی به پنهان کردن آن ندارید.مهارت‌هااگر مهارت و تفریح خاصی دارید ، در کنار حرفه‌ی خود آن را در بیوگرافی خود بینویسید. این گونه به کاربران کمک می‌کنید تا شما را از طریق بیوگرافی‌تان شما را بیشتر بشناسند. هرچند باید دقت کنید کلیدی‌ترین مهارت‌های خود را بنویسید. در کنار نام این مهارت‌ها می‌توانید از ایموجی‌ها هم برای جلب توجه بیشتر استفاده کنید.کلمات کلیدیشاید استفاده از کلمات کلیدی جستجوی شما را در اینستاگرام بهبود نبخشد، اما به کاربران شما کمک می‌کند تا از طریق این کلمات شما را بشناسند.استفاده از کلمات کلیدی به کاربران کمک می‌کند تا شما را بهتر بشناسند و بفهمند چه چیزی قرار است در این حساب اینستاگرام به آن‌ها بگویید.لینک وب‌سایتلینک وب‌سایت، وبلاگ و یا هر رسانه‌ی دیجیتالی دیگری که دارید را در بیوگرافی‌تان بنویسید تا کاربران بتوانند با شما ارتباط برقرار کنند.شما در قسمت بیوگرافی فضایی دارید که باید به نحو احسن از آن استفاده کنید. پس با گذاشتن لینک وبلاگ جدید‌تان، حساب‌های شبکه‌های اجتماعی‌تان و یا لینک پادکست و هشتگ‌های کمپینی‌تان به کاربران خود کمک کنید تا با شما ارتباط برقرار کنند.در متن بیو نیز می‌توانید وبسایت و آدرس دیگر صفحات خود در اینستاگرام را وارد کنید.بیشتر خلاق باشیدبیوگرافی‌تان علاوه بر اینکه می‌تواند نشان دهنده‌ی کسب وکار و شخصیت‌تان باشد و می‌توانید در درست کردن خلاقیت به خرج دهید. از فاصله، ایموجی، کاراکترهای خاص و هشتگ‌ها استفاده کنید.یک بیوگرافی خوب در اینستاگرام می‌تواند شرایطی را برای شما ایجاد کند تا با کاربرات ارتباط برقرار کنید و یک شخصیت آنلاین درست کنید.اگر شما هم بیوگرافی خلاقانه‌ای دیدید در کامنت ارسال کنید.در اینستاگرام با نشانی AbbasMHosseini@ من را دنبال کنید.</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Mon, 18 Feb 2019 12:02:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجارت الکترونیک: ۷ روش برای جلب اعتماد مشتریان در اینترنت</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/e-commerce-ozdlhwxdqdja</link>
                <description>وادار کردن مردم برای صرف هزینه در خریدهای آنلاین بسیار ساده‌تر از گذشته شده است، اما این بدین معنا نیست که همه می‌توانند این کار را به نحو احسن انجام دهند. هنوز تعداد زیادی از مصرف کنندگان هستند که با بخش وارد کردن اطلاعات مالی و بانکی در سیستم شما راحت نیستند، اصلا هم اهمیتی ندارد که درگاه‌های مالی شما چقدر ایمن باشد و چه نماد اعتمادی در سایت شما باشد!پس چگونه می‌توانیم اعتماد کاربران را جلب کنیم و آن‌ها را تبدیل به مشتری کنیم؟ گرگ وایس نویسنده بخش تجارت الکترونیک هاب‌اسپات در این یادداشت به کلیدی‌ترین نکات برای جلب اعتماد مشتریان پرداخته است. ۱)‌ بروز رسانی طراحی وب سایتهرکسی که به صورت آنلاین خرید می‌کند، می‌تواند تشخیص دهد که آیا طراحی وبسایت شما قدیمی یا یا بد است. اگر اخیرا وب‌سایت خود را بروز رسانی نکرده‌اید، می‌تواند مشکل‌ساز شود. کاربران می‌خواهند بدانند که سایت شما از لحاظ امنیتی بروز رسانی شده است یا خیر.طراحی خوب مبتنی بر طرز استفاده صحیح از فضای سفید، استفاده از تصاویر مناسب و زیبا، عدم استفاده از فونت های بد و نامناسب و به طور کلی تمیز نوشتن و دادن حس دلپذیر به خوانندگان است.۲) نگارش و دستور زبان مناسب املا و دستور زبان ضعیف،‌ عبارات و لغات نامناسب و حتی سبک نوشتن نادرست هم برای بازاریابی بد است.مشتریان به شرکت‌هایی که یک مسیر را نمی‌توانند دنبال کنند اعتماد نمی‌کنند.اگر نمی‌توانید  مطالب جدید و مناسب را برای وبسایت خود تولید کنید، یک حرفه‌ای را برای انجام این کار استخدام کنید.۳) حساب‌های رسانه‌های اجتماعی فعالبسیاری از مشتریان بالقوه شما قبل از خرید می‌خواهند با وبسایت شما آشنا بشوند. مشتریان می‌خواهند حساب‌های فعال و سالم شما را ببینند که صدای برند شما را به همه می‌رساند. اگر برند شما در فیس‌بوک، توییتر و اینستاگرام چند ماهی است که فعالیت نداشته است، مشتریان شما فکر می‌کنند شرکت شما دیگر فعالیت نمی‌کند.برای برندینگ در وبسایت، نظرات و صدای مردم را بشنوید و راهنمای خرید آنلاین برای آن‌ها قرار دهید که در صورت داشتن سوال سر در گم نشوند.CC photo by Caleb Dow - Unsplash۴) اعتبار در شبکه  اجتماعیمشتریان نیاز دارند که شرکت‌های تجارت الکترونیک اطمینان مشتریان خود را بدست آورند. برای به دست آوردن این مهم باید گواهی نامه رسمی، بازبینی، بازخورد‌های شبکه‌های اجتماعی، تاییدیه افراد مشهور یا حتی تعدادی از محصولات خریداری شده در دسترس آن‌ها باشد.۵) روش‌های پرداختاین روزهای روش‌های پرداخت بسیار متنوع شده است و  استفاده از یک روش پرداخت می‌تواند کاری بسیار غیر حرفه‌ای باشد. همه هم با به اشتراک گذاشتن اطلاعات کارت اعتباری خود در هر بار خرید، راحت نیستند و آن را نمی‌پسندند. افراد زیادی هم هستند که با کیف پول آنلاین راحت هستند.به خاطر داشته باشید که گزینه‌های مختلف و ارائه همه‌ی گزینه‌های پرداخت در فضای مجازی می‌تواند خسته کننده باشد. بزرگ‌ترین شرکت‌های پرداخت آنلاین «Google Wallet»‌،‌ «Apple Pay» ،‌«PayPal»‌ هستند. اگر روش پرداختی بین مصرف کنندگان رایج  و مشهور است به این معناست که با این روش بیشتر راحت هستند، پس نبود آن در بین گزینه‌‌‌های پرداخت می‌تواند از تعداد مشتریان شما بکاهد.در ایران: برای کاربرانتان از مطرح‌ترین سرویس‌ها و روش‌های پرداخت استفاده کنید و حتما لوگوی آن را در کنار دکمه پرداخت درج نمایید.۶) مهر‌های امنیتیمهر امنیتی مانند یک سیستم امنیتی با زنگ هشدار است که اطمینان و آرامش را به صاحب خانه می‌دهد. بنابراین کسب و کار خود را مهر و موم امنیتی کنید. به مشتریان خود ثابت کنید خرید کردن از آن‌ها در امنیت کافی انجام می‌شود و مشتریان می‌توانند با خیال راحت خرید آنلاین خود را انجام دهند.بهترین ایده این است که از نمادهای تاییدیه و اعتماد ساز استفاده کنید. مثل نماد اعتماد گوگل یا پی‌پل که باعث می‌شود بیننده سایت شما با دیدن آن نماد به اعتبار سایت شما پی ببرد.در ایران: از نماد اعتماد الکترونیک که توسط وزارت صنعت عرضه می‌گردد می‌توان استفاده نمود.۷) اطلاعات تماسشاید به نظر این مورد از ساده‌ترین راه‌های جذب اطمینان افراد باشد، به همین دلیل افراد زیادی آن را فراموش فراموش می‌کنند و یا در تکمیل و بروز رسانی آن بی‌اهمیت هستند. مشتریان راه‌های تماس با شما را می‌خواهند و لازم دارند که بدانند تجارت الکترونیک شما توسط یک فرد مدیریت می‌شود، نه اینکه یک روبات راه اندازی کرده‌اید که فقط پول مردم را بگیرد.شاید مشتریان شما اصلا به این اطلاعات نیازی نداشته باشند، اما با این حال افراد نیاز دارند که این اطلاعات را بدانند تا در صورت نیاز و بروز مشکل با خیال راحت با شما تماس بگیرند.</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Sun, 17 Feb 2019 11:51:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برندسازی شخصیت: ۵ راهکار برای برندسازی شخصی در لینکداین</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/personal-branding-linkedin-qwcgfswzlj6l</link>
                <description>این یادداشت برای کسانی‌یست که به دنبال پرسونال برندینگ و معرفی شخصیت خود در فضای کسب و کار آنلاین هستند. در این مطلب سعی دارم تا ۵ راه آسان و بدون هزینه را برای کمک به ساختن بهتر برند شخصی‌تان در لینکداین معرفی کنم. این یادداشت نوشته خانم الکساندرا رایان است.۱) پروفایل لینکداین خود را بهینه کنیدپروفایل شما نشان دهنده‌ تجربیات شما بر روی لینکداین است. یک پروفایل کامل به دیگران نشان می‌دهد که چقدر در این شبکه اجتماعی فعال هستید. پس سعی کنید همیشه آن را به روز و کامل و بدون کمبود نگه دارید.آیا می‌دانید با داشتن عکس پروفایل ۷ برابر بیشتر دیده می‌شوید؟آیا می‌دانید دیگران ۱۲ بار بیشتر شما را در این شبکه اجتماعی پیدا می‌کنند اگر دو موقعیت شغلی اخیر خود را در پروفایل‌تان ذکر کنید؟برای اینکه یک پروفایل حرفه‌ای داشته باشید اول از همه یک تصویر پروفایل حرفه‌ای انتخاب کنید و آپلود کنید. سعی کنید تصویری انتخاب کنید که علاوه بر ویژگی‌های شخصیتی‌تان، چهره‌ای دوستانه از شما نمایش دهد.اول اینکه بهتر است تصویر پروفایل‌تان مربعی شکل و در اندازه ۴۰۰x۴۰۰ پیکسل و زیر ۱۰ مگ باشد.دوم اینکه عنوان مناسبی بنویسید. عنوان در حساب لینکداین شامل موقعیت شغلی فعلی شماست که می‌تواند در برندسازی‌تان نقش مهمی را ایفا کند.در نوشتن عنوان به تعریف شغل خود اکتفا نکنید. سعی کنید شخصیت خود را هم در آن بگنجانید. برای نمونه:trusted Mac expert OR experienced admin assistant who never misses a deadline.تصویری که در بالای اسم و عنوان‌تان وجود دارد زمینه شماست. این تصویر را هم باید مرتبط با شغل و حرفه‌ و شخصیتی که دارید، انتخاب کنید؛ همانند یک بیلبورد تبلیغاتی.در قدم بعدی لینک لینکداین خود را بهینه کنید. با قرار دادن اسم خود به عنوان آدرس مستقیم حساب لینکداین می‌توانید رنکینگ گوگل خود را بهبود ببخشید.برای مثال: linkedin.com/in/abbasmhosseiniبرای اینکه در جستجوی گوگل رتبه بهتری داشته باشید، لینک لینکداین خود را در وبلاگ و شبکه‌های اجتماعی خود به اشتراک بگذارید.در قسمت Summary and Experience سعی کنید بیشتر از خودتان بنویسید تا حساب شما از حالت کپی پیست کردن رزومه‌تان خارج شود. کمی از زندگی شخصی و علاقه‌مندی‌های خود بعلاوه چشم انداز شغلی خود صحبت کنید.نمونه یک متن خوب برای معرفی شخصیت خودتان۲) ارتباطات (کانکشن‌های) مناسب ایجاد کنیدزمانی که پروفایل خود را تا حدی بهینه کردید، تقریبا آماده‌اید که استراتژی پرسونال برندینگ را در لینکداین گسترش دهید. با این کار شبکه لینکداین خود را همیشه تازه و فعال نگه می‌دارید و کانکشن‌های جهانی می‌سازید. لینکداین در مورد کسانی که قبلا می‌شناسید و یا قبلا ملاقات کرده‌اید و یا قرار است ملاقات کنید، اطلاعات زیادی به شما می‌دهد.با دوستان مورد اطمینان خود ارتباط برقرار کنید، با همکاران پیشین خود، همکلاسی‌ها و مشتریان و حرفه‌ای‌های شغل خود کانکشن ایجاد کنید.دقت داشته باشید که اگر می‌خواهید با کسی که نمی‌شاسید کانکشن برقرار کنید، حتما در یک پیام توضیح دهید که چرا مایل به برقراری کانکشن هستید.مثلا: من شما را در کنفرانس ایکس دیدم و از صحبت‌‌های‌تان لذت بردم.۳) محتوا منتشر کنیدامروزه در دنیایی هستیم که محتوا، محور است و کاربران در شبکه‌های مختلف اینترنتی به دنبال اخبار و مطالب متفاوت هستند.بر اساس مطالعات انجام شده مردم حدود ۱۸ ساعت در روز را صرف مصرف محتوا می‌‌کنند.لینکداین یک شبکه به اشتراک گذاری هم هست و بیش از ۱ میلیون نفر حدود ۳ میلیون پست در لینکداین منتشر می‌کنند.وقتی شما مطلبی را در لینکداین منتشر می‌کنید، به دیگر کاربران نشان می‌دهید به آن زمینه اهمیت می‌دهید. به محض انتشار مطلب در لینکداین می‌توانید بالا رفتن تعداد بینندگان حساب خود را ببینید.پیشنهاد مترجم: برای انتشار محتوای فارسی بهتر است از ویرگول استفاده کنید. ۴) فیدهای خود را با فالو کردن افراد مناسب بهینه کنیدشما باید بر روی خودتان و زندگی کاری و تحصیلی‌تان سرمایه گذاری کنید. افرادی را فالو کنید که چیزی را به معلومات‌تان اضافه کنند و باعث پیشرفت شما شوند.در سه مرحله به شما نشان می‌دهیم که چگونه منابع با ارزشی برای بیشتر کردن معلومات‌‌تان پیدا کنید.از طریق اپلیکیشن گوشی لینکد.این اول بر روی منوی کنترل در گوشه سمت راست بالای فید خود  ضربه بزنید.بر روی قسمت Improve Your Experience ضربه بزنید.حالا با توجه به افرادی که شبیه به شما هستند و به شما پیشنهاد شده‌اند، می‌توانید افراد مناسب را فالو کنید.پس از انجام این کارها و فالو کردن کسانی که در واقع “به دردتان می‌خورند”، باید افرادی که به حوزه کاری شما مربوط نیستند و مطالب و آپدیت‌‌های‌شان به کار و تخصص شما ربطی ندارد را آنفالو کنید. اینگونه فید بهتر و بهینه‌تری خواهید داشت و تمرکزتان بر روی حوزه کاری‌تان بیشتر خواهد شد.۵) حساب SlideShare لینکداین درست کنیداسلایدشر یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های به اشتراک گذاری محتواست. به طور متوسط روزانه ۴ میلیون نفر از اسلایدشر لینکداین بازدید می‌کنند.سعی کنید اسلایدشرهای لینکداین‌تان دیدگاه خاصی را از صنعت و حرفه‌تان به نمایش بگذارد.  همچنین می‌تواند کنفرانس‌ها و ویدئوهای محصولات خود و وبینارهایی که در آن شرکت داشته‌اید و همه محتوایی که شما تولید کرده‌اید را به اشتراک بگذارید.نتیجهوقتی به لینکداین ملحق می‌شوید، در واقع به شبکه‌ای پر از ایده و فکر جدید با افرادی حرفه‌ای ملحق شده‌اید.وقتی شروع به برندسازی در لینکداین می‌کنید، موقعیت‌های بسیار خوبی سراغ‌تان می‌آید که شاید باعث تعجب شما هم شود. در ضمن در لینکداین در جریان اخبار حرفه‌تان هستید و اینگه همیشه به روز و مطلع خواهید بود.سعی کنید این نکاتی را که به شما در این مطلب و مطلب ‌های قبلی گفته‌ایم، اجرا کنید تا پروفایل لینکداین خوب و حرفه‌ای داشته باشید. با برندسازی خود و کار خود را مطرح کنید تا بتوانید شانس‌ها و موقعیت‌های بهتری در زمینه کاری خود پیدا کنید.هرگز در لینکداین به دنبال انتشار محتوای غیرکاری و بی ربط نباشید./ مترجم https://instagram.com/abbasmhosseini </description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Sat, 16 Feb 2019 12:59:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#بامسافران: تجربه‌های عباس، راهنمای تور با مسافرین خارجی</title>
                <link>https://virgool.io/FreeTehranTour/bamosaferan-oqo971fjdbok</link>
                <description>برای بیش از ۳ سال به عنوان سرگرمی و تفریح، تورهای پیاده روی تهرانگردی برگزار می‌کنم. هم به تقویت زبان انگلیسی کمک می‌کند و هم به آشنایی با فرهنگ‌های مختلف. در مورد تور تهرانگردی و شروع ماجرا در وبلاگم می‌توانید بیشتر بخوانید.در طول همراهی با مسافران ماجراها و اتفاقات جالبی رخ می‌دهد. به همین منظور تصمیم گرفتم برخی از این ماجراها را با هشتگ بامسافران در توییتر منتشر کنم. در این یادداشت، محتوای این توییت‌ها را می‌نویسم. این یادداشت در آینده به روز می‌شود.رفتار عجیب#بامسافران: اولین مسافری که داشتم نمیگم از کجا بود. تقریبا مفت‌خورترین بود :)))) روز پنجشنبه از همه جا خیرات گرفت. گفت غذا نمی‌خورم تو خجالت همه براش گرفتیم. یه نفرم با خودش آورد که پول تاکسی رو اون داد. اون موقع حدود ۶۰ کشور رو دیده بود. یعنی هنوز تو شوک رفتارشم :)))ایتالیا#بامسافران:مساله مشترکی که بین ایرانیان و جنوب ایتالیا و تقریبا اسپانیا متوجه شدم بحث خبررسانی در مورد «اشتباهات»‌ یا بهتر بگم «گناهان» هست. تو ایران میگیم از کجا معلوم بزار عمومی نشه حالا کوتاه بیا، گویا جنوب ایتالیا هم اینطوریه همینه مثل آمریکا رسانه‌ها خبرهای تجاوزو پوشش نمیدن#بامسافران: رفتار ایتالیایی در مواردی مثل عبور از خیابان، هیجان فوتبال و حتی رانندگی انگار یه مقدار شبیه ایرانیا هست. ایتالیایی از ۲۰ ساله تا ۶۵ ساله داشتم که بهم گفتن پل عابر رو فراموش کن و از خیابون رد شیم! یا یکی بهم گفت حس می‌کنم تو خیابون‌های ناپولی هستم.#بامسافران:‌ شاید نزدیک ۵۰ مسافر از ایتالیا داشتم که به جرات میگم ۴۰ تای اون‌ها خارج از ایتالیا زندگی می‌کردند. شوخی من با ایتالیایی‌ها هم پیتزا با کچاپ هست. یکیشون بهم گفت «اگر تو ایران به پیامبر محمد فوش بدن چه مجازاتی داره؟ اون بلا رو سر کسی که با پیتزا این کارو کنه میاریم»بابی ساندز#بامسافران: تمام مسافرانی که از جمهوری ایرلند داشتم اولین درخواست‌شون بازدید از خیابان بابی ساندز بود. یکی‌شون بهم گفت اینجا پیاده‌رو سفارت بریتانیا هست. گفتم آره اونم مال روسیه.گفت به روس‌ها بیشتر از این (خطاب به سفارت انگلیس ناسزا گفت) اعتماد میکنم. یکی هم برام جا کلیدی نقشه ایرلند آورد که شمالم بود.فرهنگ و هنر#بامسافران: داشتیم از جلوی یک کارگاه خطاطی عبور می‌کردیم گفتم دوست دارید اسمتون رو به خوشنویسی ایرانی بنویسه براتون. خلاصه استاد نه تنها خوشنویسی کرد که هدیه هم بهشون داد. اونا هم سر از پا نمیشناختن و خدا رو شکر پیشنهاد مبلغی به عنوان تشکر دادند.#بامسافران: ۲ سال پیش مدیران شرکتی از هنگ کنگ اومدن ایرانگردی. کارشون تور در کشورهای محور شرارت بود! جدی میگم. کره شمالی، ایران، افغانستان (جرات عراق رفتن نداشتن). میخواستن بگن محور شرارت اونطوری نیست که فکرشو میکردید. فکر کنم ۴ دوره اومدن ایران و کمک کردیم و بعد یه شرکت خریدشون. به من گفتن کارگاه خوشنویسی چندساعته میخواهیم داشته باشیم. یک گالری هم انتخاب کردند و من برای ترجمه کمکشون کردم. مال استاد عموزاد بود. جالبه نمی‌خواستند پول بگیرند من برای استاد مذاکره می‌کردم که نفری و ساعتی چقدر بگیرند. بعضی از اهالی هنر خیلی خیلی مهربونند.#بامسافران: به شکل عجیبی اکثر مسافرانی که دارم فیلم «تاکسی» از جعفر پناهی رو دیدن. چیز زیادی از کیارستمی نمی‌دونند و با اصغر فرهادی کمتر از جعفر پناهی آشنایی دارند. به جز گوگوش (تعداد محدود) هیچ شناختی از موسیقی ایران ندارند. پ.ن: تحلیل نمایش فرهنگ ایران در غرب، با خودتون.#بامسافران: کسانی که دلشون می‌خواد کتاب با خودشون بخرن و ببرن خیلی زیاد هستند. اما رمان، علوم اجتماعی، فرهنگی، سیاسی رو بیشتر دوست دارند. ولی کتاب‌های انگلیسی موجود یا اکثرا گردشگری و عکس ایران هستند یا حافظ، سعدی و ... با ترجمه‌های خیلی بی‌معنی و نافهموم! جالبه فروشنده‌ها میگن این که معلومه در حالی که اصلا تفاوت فضای فکری شعر در ایران رو با غرب در نظر نمی‌گیرند. یک مراکشی ساکن بلژیک داشتم که با خوندن ۳ ترجمه هلندی، عربی و فرانسوی یک غزل خیام تازه فهمید اصلا چی میگه خیام. واقعا نیاز به تفسیر شعر به انگلیسی داریم.عجایب#بامسافران: برام خیلی عجیبه تمام مسافرانی که از مغرب (مراکش) داشتم همه خانم بودند. انگار نوعی مبارزه با فرهنگ سنتی خانوادگی برای آزادی بیشتر بود. یکیشون گفت دوست پسرم بارسولن موند و من تنها اومدم ایران که ثابت کنم زن تنها می‌تونه بره تو چنین جایی و یک هفته بمونه!#بامسافران: مسافری داشتم دانشگاه شیکاگو اقتصاد خونده بود. خیلی هیجان داشت فضای دانشگاهی ایران به خصوص دانشگاه تهران رو ببینه. کلی هم از تاریخچه و معنای سردرش براش تعریف کردم. جلوی در ورودی حراست گفت خارجیا حق ورود ندارند. گفتم مسافره و میخواد فقط ببینه گفت نامه وزارت علوم میخواد! پارادوکس#بامسافران: سنش بالا بود. گفت می‌خوام یه سوال کنم لطفا راستشو بهم بگو. خیلی آروم و در گوشی گفت چرا «پلیس زن‌ها رو با این مدل حجاب دستگیر نمیکنه؟، تو فرودگاه گفتن سبک لباس باید چطور باشه اما مردم اینطوری نیستند» فقط تونستم بگم خیلی چیزا تو قانونه که برای اهمیت ندادن هست...#بامسافران: ایرانیانی که دوست دارند پیوند بین اسلام و ایران رو پر رنگ کنند، به سلمان فارسی خیلی تکیه دارند. خواستم بگم از بیش از ١۵ مسافر مسلمان، از اندونزی تا مراکش در مورد سلمان پرسیدم؛ اول تعجب کردند بعد گفتند مگر سلمان محمدی ایرانی بود! بعله بعله. تبلیغات‌تون عالیه!#بامسافران: اکثر توریست‌های آلمانی که داشتم خیلی خونگرم بودن. وقتی میگم از نظر مردم ایران آلمانیا سرد هستند خودشون تایید می‌کنند! یکی بهم گفت تو فقط توریست‌ها رو دیدی نه مردم واقعی اون جامعه رو. حتی یک بیت عاشقانه ترجمه کردم خانم اسپانیا غرق در لذت شد، شوهر آلمانیش گفت خب بعدش!#بامسافران: یکی از بهترین موفقیت‌های من در این سه سال، فهمیدن لهجه استرالیایی انگلیسی هست! واقعا عجیب صحبت می‌کنند. شاید شبیه دری و تاجیکی در فارسی باشه. مثلا have you been رو اینطوری بخونید: haaav yo baaaein ! فقط یک نیوزلندی داشتم که گفت به خاطر شما من انگلیسی ساده حرف میزنم.Freetehrantour.com | شرکت در تورها برای علاقه‌مندان ایرانی</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Tue, 15 Jan 2019 16:27:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کپی رایت و حق مالکیت یکی از بسترهای توسعه - بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/copyright-patent-one-x4satrndjic6</link>
                <description>به سال ۱۸۷۷ برگردید. شما در یک کارگاه پس از کار و بررسی روی مواد مختلف متوجه می‌شوید استفاده از ماده PVC و فویل آلومینیومی امکان ضبط و نگهداری صدا دارد. خواننده گرامی، شما جای توماس ادیسون هستید و اولین دستگاه فونوگراف یا گرامافون را اختراع می‌کنید. دستگاهی که برای اولین بار در جهان امکان نگهداری و ضبط صدا را فراهم می‌کند!اکنون فرصت معرفی ثمره سال‌ها تلاش و فعالیت‌تان رسیده است. اما چند سوال ذهن شما را درگیر می‌کند:آیا ایده من دزدیده می‌شود؟آیا کسی می‌تواند از روی دستگاه من کپی کند؟چطور جلوی مهندسی معکوس دستگاه را بگیرم؟آیا امکان ذخیره تمام آلومینیوم‌ها و PVC ها وجود دارد تا مواد اولیه فقط در اختیار خودم باشد؟خودتان را جای توماس ادیسون بگذارید. میخواهد به همه این مشکلات پاسخ دهد. پس به جای ورود محصول به بازار، به دنبال جلوگیری از سرقت و کپی کردن ایده و محصول خود می‌رود. نتیجه اینکه هیچوقت هیچ دستگاه ضبط و نگهداری صدایی در دنیا به وجود نمی‌آید!نگران نباشید. یک شانس پیش روی شماست. دولت ایالات متحده آمریکا به همت توماس جفرسون در سال ۱۷۹۰ میلادی قوانین حق اختراع یا ثبت پتنت را به رسمیت می‌شناسد یک گواهی ثبت اختراع را به قیمت ۴ یا ۵ دلار آن زمان به شما برای مدت ۱۴ سال می‌دهد! قانون گواهی ثبت اختراع در سال ۱۷۹۰ در آمریکا . مطالعه متنخب شما خوش شانس‌تر هستید. قوانین با ضمانت حمایت دولت فدرال در سال ۱۸۶۱ اصلاح شده و بهبود می‌یابند. پس  با اطمینان از اینکه دولت حق شما را در ساخت، تکثیر و پخش دستگاه فونوگراف به رسمیت می‌شناسد، وارد بازار می‌شوید.ضمانت اجرایی دولت برای حمایت از حقوق مخترعین یعنی «کسی جز توماس ادیسون و معرف او، حق فروش و ساخت دستگاه را ندارند». هر کسی که قوانین ایالتی را نقض کند، زندان و جریمه در انتظار اوست. جریمه‌ها هم به حدی سنگین هستند که ریسک کپی کردن را به شدت بالا می‌برد. بنابراین قوانین به سخت‌ترین شکل ممکن اجرا می‌شوند و شما خرسند از دستگاه ساخته شده، کسب درآمد می‌کنید و به توسعه لوازم دیگر می‌پردازید. اما آیا می‌دانستید در سال ۱۸۷۷ میلادی، لامپ معروف ادیسون هنوز اختراع نشده بود؟تصویر آگهی ادیسون برای دستگاه فونوگراف از کتابخانه کنگره ایالات متحدهادیسون، چگونه ادیسون شد!؟قوانین حق اختراع و پایبندی به آن کمک کرد ادیسون خیلی سریع با فروش دستگاه‌ها، ثروتمند شده و یکی از پایه‌گذاران شرکت معروف جنرال الکترونیک باشد. آیا خود ادیسون هم به قوانین حق اختراع احترام می‌گذاشت؟اولین گزارش از تلاش برای ساخت یک لامپ که به کمک انرژی الکترونیکی کار کند به سال ۱۸۰۲ بر می‌گردد! پس از آن در سال ۱۸۴۰ ، ۱۸۵۰ و ۱۸۶۰ در بریتانیا تلاش‌ها دنبال شد و در نهایت سال ۱۸۷۴ در کانادا چند دانشمند توانستند لامپ کربنی بسازند و پتنت آن را در تورنتو ثبت کنند. منبعادیسون سال ۱۹۷۹ پتنت و حق اختراع این لامپ را خرید و تمام تحقیقات را به آزمایشگاه خود منتقل نمود. در نهایت ادیسون لامپ کاربردی را ساخت. اولین لامپ با مصرف خانگی در سال ۱۹۰۶ با پتنت شرکت جنرال الکترونیک وارد بازار شد. گواهی ثبت اختراع ادیسون برای لامپ الکترونیکیرابطه توسعه با حقوق تولید کنندهمهمترین دلیل برای پیشرفت هر صنعت و هنری در جوامع یک مبحث است: انگیزهانگیزه زمانی به وجود می‌آید که با آن مخالفت نشود. تلاشی برای نابودی آن صورت نگیرد و اجازه شکوفایی پیدا کند. طبیعتا زمانی که ادیسون به دنبال ساخت لامپ برقی بود، چراغ سازهای نفتی به دنبال قتل او بودند، عده‌ای به دنبال منصرف کردن او و عده‌ای دیگر شایعه مخالفت خدا با لامپ برقی را می‌ساختند!در این جا دولت‌ها و حاکمیت‌ها وظیفه حمایت از حقوق تولید کنندگان و صاحبان آثار صنعتی و هنری را دارند. هر تولیدکننده و صاحب اثری باید به اتکا داشتن حمایت ملی، شروع به تولید محصول یا ارائه خدمات نماید. وقتی یک هنرمند با دزدیده شدن و کپی غیرقانونی اثر خود رو به رو شود، انگیزه خود را از دست می‌دهد و تلاشی برای کار در زمینه تخصصی خود نمی‌کند. پس یکی از پایه‌های توسعه تخریب می‌شود. در سینما اگر حق پخش به خوبی رعایت شود، کارگردان‌ها انگیزه برای ساخت فیلم‌های جدیدتر و جذاب‌تر دارند. به دنبال آن تهیه‌کننده‌گان ثروت و سرمایه خود را وارد این صنعت می‌کنند و با رشد سرمایه درگردش سینما، افراد بیشتری شاغل می‌شوند. تصویر کنید فیلم‌های ایرانی در این سال‌ها بر روی پرده سینماها هیچ فروشی نداشتند. چند نفر فعال در زمینه سینما به دلیل عدم استقبال مردم از سینماها بیکار می‌شدند؟حمایت را با انحصارگرایی اشتباه نگیرید. برای مثال حق نشر و حمایت یعنی هر هنرمندی حق دارد آلبوم موسیقی پاپ روانه بازار کند و انحصار یعنی فقط هنرمندان خاص و انتخاب شده حق نشر این نوع موسیقی را دارند!در یادداشت بعدی به انواع کپی‌رایت و حق اثر اشاره می‌کنم. اینکه شما برای ساخت محتوای خود در هر بستری به چه نوع مجوز و کپی رایتی نیاز دارید و چرا حتی تصاویر منتشر شده در اینترنت را نباید بدون اجازه صاحب آن‌ها برای مقاصد مختلف به خصوص تجاری، استفاده کرد!پ.ن: اولین قانون حمایت از حقوق نویسندگان و تولیدکنندگان بریتانیا در سال ۱۷۱۰ منتشر شد!</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Mon, 07 Jan 2019 16:54:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبی - سفید؛ گزارشی از بازدید فضای کار اشتراکی در اصفهان</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/blue-white-erx4tg4hbv4q</link>
                <description>به واسطه دوستم هادی ناجی مدیر مجموعه تپ پرشیا، تاریخ ۶ دی اصفهان بودم. در این سفر تفریحی-کاری وارد دفتر تپ پرشیا شدم و مجموعه بسیار زیادی اتاق، میز و لوگوهای مختلف رو تماشا کردم. گوشه هر دیواری یک تخته شیشه‌ای نصب شده بود که وظایف و تسک‌های مختلف روی آن خودنمایی می‌کرد. وارد فضای کار اشتراکی آبی سفید شده بودم.مجموعه آبی سفید به همت محمد کرمانی فعالیت خود را در اصفهان خیابان فردوسی کوچه چهارم پلاک ۲ آغاز کرده است. در این مجموعه هر فرد یا تیمی می‌تواند حق اشتراک عضویت در شبکه فعالان کسب و کار ساکن اصفهان را پرداخت کند و از امکانات آن استفاده نماید.هادی ناجی و محمد کرمانی در حاشیه جشنواره شیخ بهاییاولین جذابیت آبی سفید برای من احترام تیم‌ها به یکدیگر بود. تخته‌های روی دیوار کاملا شفاف بود و هر کسی از هر تیمی می‌توانست برنامه‌ها و اهداف اجرایی تیم‌های دیگر را ببیند و استفاده کند، اما گویا نوعی اعتماد و احترام متقابل در فضا حاکم بود. جدای از اینکه هر تیمی به حریم خصوصی تیم دیگر احترام می‌گذاشت، افراد با دیدن تلاش و موفقیت دیگری، انگیزه بیشتری برای رشد تیم خود می‌گرفتند.برخی از اعضای تیم تپ پرشیانکته قابل توجه دیگر، همراهی مدیران تیم‌ها با اعضای آن‌ها بود. شما دفتر جداگانه مدیریتی نمی‌دیدید و مدیران در کنار کارکنان و در دل مجموعه بودند. هیچکس به دیگری نمی‌گفت لطفا سکوت و هر کسی روی وظیفه خودش متمرکز بود. حتی من محمد کرمانی را در حال مشاوره با یک تیم دیدم.در مجموعه آبی سفید افرادی که به دنبال خرابکاری هستند، توسط تیم‌ها حذف و خودشان از مجموعه خارج می‌شوند.- محمد کرمانیبه دنبال رپرتاژ نویسی نیستم. هدف ترویج فرهنگ همکاری مشترک و اشتراکی است. این فرهنگ به من کمک کرد در یک نصف روز ۳ ملاقات و جلسه کاری داشته باشم. اتفاقا یکی از جلسات هم با مدیر ویرگول علی آجودانیان عزیز بود. علی از تجربه‌های خودش در ویرگول و همچنین اهداف مجموعه گفت.قبلا کارهای بیشتری می‌کردم اما الان تمام تمرکزم روی ویرگول است تا خدمات را برای کاربران و خوانندگان بهتر ارائه کنیم.- علی آجودانیانمحمد کرمانی به موضوع تلاش برای رشد فرهنگ و شبکه (کامیونیتی) اشاره کرد. اینکه در اینجا شما فقط یک میز و اینترنت تحویل نمی‌گیرید بلکه در کنار دیگر فعالان می‌توانید کار کنید و از امکانات ارتباطی استفاده نمایید.مهکامه مجدی، هادی ناجی، عباس ملک حسینی، علی آجودانیانمن با دوستم مهکامه مجدی در این سفر بودم. ایشان پروژه اقامت در منزل ایرانیان برای یک تجربه ایرانی به نام سوزیان را شروع کرده‌اند. در همین یک روز توانستند در همین مجموعه با گروه‌های مختلف برای مشارکت، مذاکره کنند. تصور نبودن چنین فرهنگ کاری را بکنید که چه میزان ارتباطات را کند می‌کند.امیدوارم چنین ارتباطات و فرهنگ‌های کاری در نقاط مختلف کشور بیشتر شکل بگیرد و چرا که جامعه استارتاپی ایران بیش از پیش نیاز به حمایت و همدلی دارد. اگر به اصفهان می‌روید، حتما به دوستان آبی سفید سر بزنید.اگر شما تجربه کار مشابه در فضای کار اشتراکی داشته‌اید، خوشحال می‌شم در نظرات بیان کنید. https://twitter.com/abbasmhosseini </description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Wed, 02 Jan 2019 17:45:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلترینگ، استثمار، قتل پیش از مذاکره</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/exploitation-yvpepadmwkfd</link>
                <description>اگر به کتاب‌های تاریخ مدرسه مراجعه کنید با استثمار و استعمار آشنا می‌شوید. نفوذ یک کشور در کشوری دیگر برای استفاده از منافع ملی آن مردم! در کتاب تاریخ دبیرستان می‌خوانیم اروپاییان، از بردگان آفریقایی استفاده کردند و آن‌ها را به آمریکا بردند و به عنوان نیروی کار از آن‌ها بیگاری کشیدند. انگلیس از منافع ملت‌های خاورمیانه برای پیروزی در جنگ استفاده کرد و منابع غذایی مردم ایران را بدون پرداخت پول، استفاده کرد.خیلی ساده استثمار یعنی استفاده از انرژی و منابع دیگری، برای سود خودت.دهخدا - استثمار: از رنج دیگری برخوردن.خبر: جابینجا فیلتر شد.لزومی نداره استثمار از جانب یک کشور به کشوری دیگه باشد.همین که پدربزرگ خانواده به دلیل مسن بودن و بزرگی در خانواده می‌گوید «باید ۳۰ درصد از درآمد امسال را به من بدید» و در قبالش هیچ خدمتی مثل زمین یا خانه به فرزندانش برای کار نمی‌دهد، یعنی استثمار.فرهنگ استثمار را باید در زندگی خود جستجو کنیم. من ریشه‌های استثمار در ایران را نمی‌دانم اما در خصوص برخی کشورهای جنوب و مرکز آفریقا به این موارد اشاره می‌کنم.کشورهای آفریقایی مثل سومالی، کنگو و زیمبابوه پس از سال‌ها که از استقلال آن‌ها می‌گذرد، هنوز درگیر استثمار هستند. به جای استثمار خارجی، اینبار استثمار داخلی در آن کشورها رشد کرده است! اما کشوری مثل بوتساوانا - که حتی ممکن است اسم آن را نشنیده باشید - در همسایگی آنگولا و زیمبابوه، ۱۳۳ سال پیش استثمار را پایان داد و امروز یکی از امن‌ترین و دموکرات‌ترین کشورهای آفریقاست. پس فرهنگ استثمار از بالا به پایین می‌تواند تغییر کند!قتل پیش از مذاکرهزمانی که شما در موقعیت برابر باشید، از شروع مذاکره راضی هستید. اما در بسیاری از مواقع موقعیت برابر به وجود نمی‌آید ولی شانس رسیدن به آن را دارید. مثل زمانی که یک کارمند با مدیر خود مذاکره می‌کند و بعد از سال‌ها آن کارمند سابق در مقام یک مدیر جدید با مدیر سابق خود، پای میز مذاکره می‌رود.اما اگر مدیر سابق برای مذاکره با مدیر جدید از او بخواهد ابتدا از شغل خود استعفا دهد، یعنی به زور شما را در موقعیت ضعف قرار می‌دهد و این یعنی کشتن هویت شما پیش از شروع مذاکره! پس شما چیزی برای مبارزه و مذاکره ندارید!صفحه نخست وبسایت کاریابی جابینجافیلترینگ پیش از مذاکرهمن هم تجربه فیلتر شدن بدون هشدار قبلی را داشته‌ام. تمام ایمیل‌ها را مرور کردم که یک سند برای توجیه اشتباه خودم بر اساس قوانین کشور پیدا کنم، اما نبود! در پای میز مذاکره آنلاین فقط می‌توانستم چشم بگویم چون در لبه پرتگاه قرار داشتم! متاسفانه در سال‌های اخیر وضعیت فیلترینگ به چنین حالتی تبدیل شده است. به جای گفتگو و توجیه برای دلایل حذف یا حفظ محتوا، شما مجبور به چشم گفتن و زنده ماندن از پرتگاه هستید. امروز این وضعیت برای بسترهای «کاریابی آنلاین» به وجود آمده است. یکی از مهم‌ترین و موفق‌ترین این نمونه‌ها، جابینجا است. مدیران جابینجا در کنار پرتگاه قرار دارند و برای زنده ماندن کسب‌وکارشان چیزی جز چشم گفتند ندارند!در کمال تاسف باید گفت با وجود تدوین قوانین مختلف برای فضای مجازی، هنوز عملکرد سلیقه‌ای و غیرشفاف به چشم می‌خورد. شما دقیقا نمی‌دانید چه کسی به چه شکلی دستور فیلتر چه سایتی را داده است! بدین ترتیب شما حقوق اولیه خود در کسب‌وکار آنلاین آشنا نیستید و نمی‌دانید بر اساس چه مبنایی تصمیمات گرفته می‌شود.وقتی شما هیچ اطلاعاتی برای تحلیل آینده شغلی خود نداشته باشید، انگیزه‌ای برای راه‌اندازی کسب و کار ندارید و چه بد که سیاست‌گذاران فضای مجازی به جای دعوت از شما برای مذاکره به منظور اصلاح و تدوین قوانین، به شما پرتگاه را نشان می‌دهند!شاید هم تصمیم به اصلاح این روش دارند و برای آن تلاش می‌کنند و ما هنوز منتظر دیدن عملکردها در راستای بهبود وضعیت هستیم.پایین پرتگاه؛ جایی جز تبعید خودخواسته برای رسیدن به آرزوها و اهداف شخصی در همان کشورهای استعمارگر سابق، نیست! بسیاری از دوستانمان پس از سقوط به این پرتگاه، الان خوشحالند!</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jan 2018 18:10:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه جالب سه روز زندگی بدون اینترنت گوشی!</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/turn-off-internet-on-mobile-cpiouasemiul</link>
                <description>صداهای مزاحم اطراف رو باید قطع کرد! شاید فکر کنید من افسردگی دارم، منزوی شدم و حتی با اسکیزوفرنی اشتباه بگیرید. اما واقعیت رو بخواهید این منزوی شدن نیست، بلکه انتخاب استفاده از تنهایی هست. ما در دنیایی پر از اطلاعات، سیگنال، پالس و صدا قرار گرفتیم. فضایی که فرصت یک ساعت تنهایی و لذت بردن از خویشتن رو از آدم میگیره. راستی آخرین باری که به صدای پرنده‌ها یا نور ستاره‌ها توجه کردیم کی بود؟ اگر زیاد حوصله و وقت ندارید نمی‌خواهید جزییات هر روز رو بخونید، به آخر صفحه برید. این خاموش کردن دکمه اینترنت برای گوشیم خیلی اتفاقی با محدودیت اینترنت در کشور همراه شد. روز اول: استرس اطلاعاتساعت ۷:۴۵ روز ۱۰ دی ۱۳۹۶ برابر با ۳۱ دسامبر ۲۰۱۷ میلادی زنگ ساعت گوشی به صدا در میاد. هنوز زوده بهتره کمی دیگه بخوابم. ساعت ۸:۳۰ زنگ دوم به صدا در میاد. گوشی رو باز و در نوار وضعیت دنبال گزینه وصل کردن دیتا می‌گردم. وجود نداره!امروز با اتوبوس به دفتر میرم. با توجه به وضعیت ۹ دی امروز احتمالا خیابون انقلاب باید شلوغ باشه! صبح خبر خاصی نبود. در طول مسیر به کارهای امروزم فکر می‌کنم. میخوام توی گوشی و برنامه Todoist یادداشت کنم. یادم می‌افته سینک نمیشه!به دفتر می‌رسم. برنامه شخصی تلگرام رو باز نکرده از دسک‌تاپ پاک می‌کنم. هیچ اپلیکیشن پیام رسانی نیست. فقط تلگرام کاری که اونم برای آپدیت کانال استفاده میشه و هیچ کانال و گروهی هم عضو نیست. ناتیفیکیشن گوشی طبق عادت میاد پایین، فقط یادآوری Todoist هست و دیتا/وای‌فای وجود ندارد!ساعت ۱۱ برنامه‌های روزم در تودویست کامپیوتر نوشته میشه. ابزارهای تلفن و ایمیل راه ارتباطی من با دنیای خارج از دفتر هستند.سه ایمیل ارسال می‌کنم. یک شماره تلفن مخاطب رو می‌خوام در گوشی ذخیره کنم. استرس یه سراغم میاد. می‌ترسم گوشیم گم بشه و این شماره در فضای ابری مخاطبین گوگل‌ام نباشه!به یک دوست برای جلسه کاری زنگ میزنم و ساعت ۶ رو با تلفن هماهنگ میکنم. یک توییت در مورد کتاب «صدایی که شنیده نشد» آقای عباس عبدی می‌بینم و با کتابفروشی تماس می‌گیرم و ده دقیقه بعد کتاب تهیه میشه. هر چیز جدیدی که برای دیدن یا دانلود کردن به ذهنم می‌رسه، سریع استاپ میشه! قراره از داشته‌ها استفاده کنم و چیزی از اینترنت و شبکه، دریافت نخواهد شد.ساعت ۵ نتیجه هر ۳ ایمیل قطعی میشه. تمام ۱۱ تسک امروز به همراه ۸ تست باقی مانده از قبل انجام میشه. در یک روز کاری ۱۹ تسک مهم انجام شد! تمام زمانی که در توییتر صرف شد ۷۰ دقیقه اون هم به صورت پراکنده بود. در زمان ناهار گوشی پیشم نبود. غذا ۱۰ دقیقه‌ای خورده شد. ساعت ۵:۳۰ در مسیر جلسه که ۴۵ دقیقه طول کشید ۲۱ صفحه از کتاب رو خوندم. جلسه بعد از ۴۰ دقیقه تموم شد. هر صحبت و تسک جدیدی که تعریف میشد، می‌ترسیدم یادداشت کنم. باز استرس از دست دادن سراغم اومد. اگر فردا گوشی گم بشه این چند خط اطلاعات جدید هم از بین میرن!در طول مسیر به موارد مطرح شده در جلسه فکر کردم برنامه‌های فردا رو برای خودم تعریف کردم، ساعت ۷ خونه بودم. تا ۸:۲۰ کتاب خوندم و به نکات جالبی رسیدم. شارژ گوشی صبح ۱۰۰ درصد بود و الان به ۷۰ درصد رسیده. امروز اصلا شارژر به کارم نیومد!بعد از شام ساعت ۹:۲۰ فیلم Mr. Nobody رو از آرشیوم پلی کردم. در لیست تماشا بود و هنوز ندیده بودمش. فیلم دیدن این بار کمی عجیب بود. همش سوال بود برام که این بازیگر مرد رو کجا دیدم. وسط فیلم یادم اومد نقش ویتالی برادر نیکولاس کیج در فیلم Lord or War بود. نکته جالب این بود که سرچ نکردم. در توییتر و اینستاگرام هم به کسی نگفتم دارم این فیلم رو می‌بینم. مجبور شدم به حافظه‌ام فشار بیارم و روی لینکی کلیک نکنم. [آیا شما روی لینک‌ها کلیک کردید؟]هیجان نوشتن این مطلب باعث شد در ساعت ۹:۳۸ دقیقه فیلم رو استاپ کنم در برنامه گوگل کیپ این یادداشت رو بنویسم. هنوز استرس از دست دادن نوشته‌هام رو دارم... تا زمانی که انتخاب نکرده‌اید، انتخاب هر یک از گزینه‌ها ممکن است. بعد از انتخاب، دیگر نمی‌توان بازگشت و گزینه دیگری انتخاب کرد. - از دیالوگ‌های فیلم آقای هیچکسروز دوم: بی حوصلهامروز صبح به سختی بیدار شدم. مقداری بی‌حوصله بودم. انگار قرار بود امروز زیر عهدم بزنم. یه مقداری احساس کار بیهوده بهم دست داد.توی مسیر حتی حوصله کتاب خوندن هم نداشتم. انگار همه چیز بی حوصله شده بود. حتی راننده تاکسی که برای گربه کنار خیابون هم بوق می‌زد!اینبار حدود ۲ ساعت زمانم در توییتر رفت. اما یک سری برنامه‌ها و تسک‌ها به نتیجه رسید. ۱۳ تسک تموم شد. بعد از جلسه و اومدن به خونه شروع کردم به خوندن کتاب تا جایی که خوابم برد. فردا قراره خیلی زود بیدار بشم. امروز از شدت استرس‌ام برای از دست دادن کم شده بود.در سال ۱۳۵۰ اعتقاد به سرنوشت از پیش تعیین شده در زنان ایرانی ۷۸ درصد و برای مردان ۶۳ درصد بود. - برداشتی از کتاب صدایی که شنیده نشدروز سوم: باران!خیلی غیر منتظره بود. ساعت ۷ بیدار شدم. برای من روز آخر خیلی جالب بود.یک لباس نیمه ‌پاییزی برای هوای گرم پوشیدم که ناگهان با باران صبحگاهی مواجه شدم! همیشه گوشیم بهم در مورد وضعیت هوای روز هشدار میداد. بدون اینترنت متوجه این وضعیت نشده بودم. بعد از کمی ورزش صبحگاهی به سمت دفتر حرکت کردم. متاسفانه سرعت اینترنت با اختلال مواجه بود. حدود نیم ساعت در توییتر برای خبرهای روز قبل گذشت. نیم ساعت هم تسک‌های کاری امروزم نوشته شد. تقریبا سرعت انجام هر تسک برام چند برابر شد. تا جاهایی که بعضی از کارهای شنبه آینده رو امروز انجام دادم.حتی یک سری ویدئوها که ۲ ماه در لیست انتظار بود رو تونستم ببینم. پیشنهاد میکنم شما هم روش‌های زنده موندن بعد از سقوط هواپیما رو گوگل کنید! تماس‌های تلفنی هم فقط به تماس‌های کاری و خانواده محدود شد. به عنوان پاداش این ۳ روز به خودم تنهایی و یادداشت نوشتن در کافه رو هدیه کنم. ۲۰۸ صفحه از کتاب هم مطالعه شد. فردا ۱۴ دی ۱۳۹۶ برابر با ۳ ژانویه ۲۰۱۸ به این روزه سکوت گوشی، پایان می‌دم.من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب / مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادندهاتف آن روز به من مژده این دولت داد / که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادندهمت حافظ و انفاس سحرخیزان بود / که ز بند غم ایام نجاتم دادند- حافظ . غزل دوش وقت سحردلیل این روزه سکوت: آرامش بیشتر!صداهای مزاحم اطراف رو باید قطع کرد! شاید فکر کنید من افسردگی دارم و منزوی شدم. اما واقعیت رو بخواهید این منزوی شدن نیست، بلکه انتخاب استفاده از تنهایی هست.لذت این ۳ روز برای من باورنکردی بود.در این روزهای خاص (۹ دی به بعد) شوق به شنیدن اخبار خیلی زیاده. دونستن اینکه در فلان خیابون فلان شهر دقیقا چه اتفاقی افتاده! اینبار من برعکس رو انتخاب کردم. مثل ۲۰۰ سال پیش بدون دونستن هیچ خبری صبح بیدار میشم و بیرون میرم. وقتی من تاثیر مستقیمی بر اون عوامل بیرونی ندارم، پس بهتره بیشتر به این «من» بپردازم.در این دنیای ارتباطات صداهای خیلی زیادی هر لحظه به گوش آدم می‌رسه. پالس‌ها و سیگنال‌هایی که باعث میشه انسان هر لحظه بیشتر از قبل از خودش دور بشه! صداهایی که تا میایی به یک چیز توجه کنی سریع تمام تمرکز و دقت‌ات رو به خودش اختصاص میده. آدم از تنهایی خودش اصلا نمی‌تونه لذت ببره. برای همین تصمیم گرفتم بعد از یک ساعت مشخص این پالس‌ها رو قطع کنم. این دکمه خاموش رو خودم انتخاب کردم و به من جبر نشد. جالب اینه احساس سبکی می‌کنم. سبک‌تر از یک بال پرنده. فقط با آدم‌هایی ارتباط دارم که مستقیم چشمانشون رو می‌بینم. آدم‌هایی که نمی‌بینم ارتباطم باهاشون در قالب نامه میاد. نامه یا ایمیل رو بیشتر از پیام‌رسان سریع (instant message) دوست دارم. چون گیرنده فرصت فکر کردن و انتخاب پاسخ داره. این تفکر در فرهنگ استفاده از پیام‌رسان سریع در هیچ جای دنیا جا نیفتاده. یا شاید بهتره بگم چنین فرهنگی نداره اصلا!اینترنت بد نیست، ارتباطات عالیه و شبکه‌های اجتماعی فرصت و موفقیت هستند. فقط گاهی اوقات لازمه آدم در آسمان تنهایی خودش، ستاره‌های آرزوهاش رو رصد کنه.  </description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jan 2018 15:51:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شباهت‌های کسب و کار با ازدواج!</title>
                <link>https://virgool.io/@abbas/business-marriage-rskehlygh1pk</link>
                <description> هر کسب‌وکاری دارای دوره تولد، بلوغ، رشد، پیری و حتی مرگ است.این گونه جملات بسیاری از مدیران کسب‌وکار به کار می‌برند، اما این با من تصمیم گرفته‌ام که از زاویه دیگری به مقایسه کسب‌وکار با مراحل زندگی بپردازم:«مقایسه کسب‌وکار با ازدواج!»خوشبختانه با مطالعه و درس گرفتن از تجارب دیگران تا حدودی می‌شود با فضای واقعی کسب و کار و پیچ و خم‌های آن آشنا شد و آن را با روند زندگی خود تطبیق داد.شباهت‌های کسب و کار با ازدواجخواستگاریهر ایده جدیدی که به ذهن شما خطور می‌کند مانند دیدن یک فرد جدیدی است که برای اولین بار با او ملاقات کرده‌اید و به او علاقه‌مند می‌شوید! بنابر این تاسیس یک شرکت یا دست‌یابی به کسب‌وکار نیز مانند خواستگاری از فرد مورد نظر است.در اولین مرحله آشنایی با طرف مقابل، شما وارد گفت و گو می‌شوید تا دریابید تا دریابید که فرد مورد علاقه چه نقاط مشترکی با شما دارد و آیا می‌توان با او زندگی مشترکی را تشکیل دهید یا خیر؟ در حوزه کسب و کار هم این دوره با عنوان شناخت بازار و فضای رشد کسب‌وکار معرفی می‌شود.دوره نامزدیدوره بعدی نامزدی است. در این دوره، شما از غم هر دو عالم فارغ هستید و به تعبیر عوام، خوش خوشان زندگی‌تان با معشوق است! اکنون ایده ذهنی شما رشد کرده و به اوج ثروت و موفقیت در ابتدایی‌ترین حالت ممکن رسیده است. این تغییرات به حدی است که حتی شما آمادگی رشد و ایجاد تغییرات بزرگ دیگری را هم دارید. برای نمونه، در این مرحله، شما برای استخدام نیروی انسانی بیشتر و بزرگ کردن دفتر محل کارتان اقدام می‌کنید.البته مسئله و مشکل اصلی هم در همین مرحله به وجود می‌آید. شاید در دوره نامزدی، به دلیل روزهای شیرینی که داشتید، برخی واقعیت‌ها را درک نکنید. در این دوران، از زاویه دید شما همه چیز درست و بی‌نقص پیش می‌رود! اما اگر شما با دیدی کلی‌تر به مسائل نگاه کنید، شاید احساس کنید که مشکلاتی وجود دارد. برای نمونه، شاید دعواهای زناشویی رخ دهند، که البته بخشی جدایی ناپذیر از زندگی هستند، اما در این دوران، شما حتی اقدامی برای پیشگیری از آن انجام نمی‌دهید! در کسب‌و‌کارها هم پس از رشد و مشاهده مشکلات و فراز و نشیب‌های شرکت، این حالات به وجود می‌آیند. در این زمان، بسیاری از مدیران دوران خوب و موفقیت شرکت خود را تکرار می‌کنند و آن را به نمایش می‌گذارند، در حالی که زمان حال خود را فراموش کرده‌اند!شروع زندگی مشترک یا آغاز طلاق؟!اما از مرحله به بعد است که دورنمای موفقیت یا شکست زندگی زناشویی و آینده آن ترسیم می‌شود. بعد از دوره نامزدی، خواه‌ناخواه به دلایل گوناگون، شما با همسرتان مشاجره می‌کنید. به اعتقاد بسیاری از افراد، در زندگی شادی و گریه و موفقیت و شکست توأم با هم است. در حقیقت، زندگی سالم خارج از چرخه این روند نیست. ناراحتی و حتی عصبانیت گاه نشانه دوست داشتن است. بنابراین این معنا را می‌دهد که: «در حال حاضر، من از تو ناراحتم،چون تو برای من مهمی، نه اینکه از تو منتفرم باشم!»دو رویکرد برای دعوا وجود دارد. بعضی زوج‌ها مسیر مذاکره را در پیش می‌گیرند. به سازش می‌رسند و با خوشحالی زندگی‌شان را در کنار یکدیگر ادامه می‌دهند، اما برخی دیگر نمی‌توانند مشاجره یا فرد مقابل  را تحمل کنند و فردای دعوا کارشان به طلاق می‌رسد!در کسب و کار نیز پس از دوران نامزدی، اگر سختی‌ها را تحمل کردید و با بی‌پولی‌ها ساختید، به احتمال بیشتر، موفق خواهید شد. اما اگر در اولین پیچ سختی مقاومت نکردید و به فکر تعطیلی کسب‌وکارتان افتادید باید بدانید که خیلی زود بیزینس خود را طلاق خواهید داد. روزانه شرکت‌های بسیار زیادی تأسیس می‌شود، اما شرکت‌های کمی در طول سال باقی می‌ماند!گاهی اوقات دخالت بیجای برخی از اقوام که از روی حسادت یا دلسوزی است(!) باعث فروپاشی زندگی شما می‌شود. در این مواقع، بهترین گزینه اهمیت ندادن به این موارد و دادن پاسخ منفی به تمامی آن‌هاست.در کسب‌و‌کار نیز دقیقا همین حالت پیش می‌آید. برای مثال، اگر مدیر بازرگانی شما به خوبی عمل کند، شرکت رقیب و حتی بعضی کارمندان (از روی حسادت یا دلسوزی!) درباره او شایعه می‌سازند. هوشیار باشید، زیرا اگر شما به این شایعات توجه کنید، باید به سرعت فاتحه کسب‌وکار خود را بخوانید!</description>
                <category>عباس</category>
                <author>عباس</author>
                <pubDate>Tue, 01 Aug 2017 06:52:25 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>