<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عباس بهادری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@abbasbahadori</link>
        <description>52 ساله که 3نوجوان دارد در کنار تجربه علم روانشناسی و مهارت کوچینگ کمک کرد بهتر بتوانم با نوجوانانم ارتباط بگیرم. امیدوارم به عنوان مشاور و کوچ والدین اثرگذار باشم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 16:54:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1251678/avatar/T9n57A.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عباس بهادری</title>
            <link>https://virgool.io/@abbasbahadori</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مهمترین اصل فرزندپروری و راهنمای والدین از دکتر بکی کندی</title>
                <link>https://virgool.io/@abbasbahadori/%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF%DB%8C-fymczzvcjzt3</link>
                <description>مدتها بود به عنوان مشاور و کوچ والدین و نوجوانان پیگیر موضوعی با عنوان مهمترین اصل فرزندپروری بودم. اکثر والدین دنبال راهنمایی‌هایی هستند تا بتوانند عملکرد خود را در تربیت فرزند بهبود دهند. برخی والدین هم طبق روال قبل و مثل همیشه کاری به روش های نوین فرزندپروری ندارند. اما پدرومادرانی مثل شما که در حال خواندن این مطلب هستید مطمئنن جزء درصد کمی هستید که واقعا پیگیر بهترین راههای ممکن هستند. والدینی که در پی یافتن مهمترین اصل فرزندپروری میباشند میتوانند به این اصول پی ببرند. دکتر بکی کندی روانشناسی هست که در این مورد مطلب بسیار مهمی را برای والدین دغدغه‌مند دارد.دوست داشتم این مطلب را برای والدین و پدرومادرهایی که بطور جدی پیگیر اصول هستند، این ویدیو را با آنها به اشتراک بگذارم. خانم دکتر بکی کندی از مهمترین اصل فرزندپروری در دنیای پرآشوب امروز میگوید که شاید بتواند اثر مثبتی در روابط والدین و نوجوان‌شان بگذارد. جریانی را توضیح میدهد که بنا به فرهنگ خودِ ما نیز بطور تکرار در خانواده‌ها شاهدش هستیم. اگر والدین طرز فکری رو به‌رشد داشته‌باشند، عملکردش را در مدت کوتاهی خواهند دید. روابط‌شان با نوجوان خود بهبود میدهند و جلوتر که میروند، همکاری و همدلی بیشتری بین خودشان احساس میکنند.مهمترین اصل فرزندپروری از نظر دکتر بکی کندیخانم کندی اعتقاد بسیار زیادی به یک موضوع حیاتی در روابط بین والدین و فرزندان دارد. اگر بتوانیم به تنهایی روی همین موضوع کار کنیم بسیاری از مشکلات نوجوانان نیز حل خواهد شد. حتی از مشکل بودن آن نیز میگوید. مشکل از آن جهت که در ابتدا ممکن است برای تنظیم خودمان با موضوع به چالش بخوریم. تنش بین ما و فرزندمون ایجاد شود. اما در نهایت میتواند نتیجه‌ای که خواهد داشت کسب دستاورد بسیار بزرگی در زندگی خانوادگی و آینده‌ی فرزندمان است. یک جایی از این سخنرانی در مورد همین موضوع خیلی قشنگ مطلب را باز میکند که در پایین نقل و قولش را آورده‌ایم:&quot;&quot;وقتی یکی از والدین از من میپرسد&quot; من باید روی کدام استراتژی فرزندپروری باید تمرکنم؟&quot; من همیشه این جواب را به آنها میدهم &quot; توی درست کردن (تعمیر) خوب باشید&quot; پس تعمیر چیست؟ عمل عقب کشیدن خود در زمان قطع ارتباط است، پذیرفتن مسئولیت رفتار خود است، و تشخیص بدهید که چه تاثیری روی فرد مقابل شما داشت و من میخواهم تاکید کنم که بین تعمیر و عذرخواهی تفاوتی وجود دارد.&quot;&quot; باور کنید این حتی کاربردش در زندگی فردی ما نیز میتواند مفید باشد. به شکلی که میتوانیم ابتدا با کارکردن روی خودمان شروع کنیم.متن سخنرانی دکتر بکی کندی از مهمترین اصل فرزندپرورییک نظرسنجی سریع. اگر در زندگیت توی رابطه ای هستی دستت رو ببر بالا. اگر براتون ارشمنده خوبه، حدس میزدم اما همیشه خوبه که فرضیات‌مون رو تایید کنیم. این را هم می گویم، در حالی که امروز قرار است روی روابط والدین و فرزندان تمرکز کنیم. لطفا این را هم بدانید، هر چیزی که قرار است اینجا بگویم در هر رابطه‌ی ارزشمندی قابل بکارگیری است. پس با در نظر گرفتن این موضوع بیایید شروع کنیم. یکشنبه شب است و من در آشپزخانه‌ام هستم. مرغ تازه‌ای را برای خانواده پخته‌ و آماده کرده‌ام، من در همان لحظه عصبی هستم.یعنی خسته شده‌ام و خوب نخوابیده‌ام، مشتاقانه منتظر اتمام هفته‌ی کاریم بوده‌ام. قراراست چی بشه، غرق در افکارم هستم، لیست کارهایی که تمام نشده‌است. بعد پسرم وارد آشپزخانه میشه و به میز نگاه کرده و کله میکنه، میگه &quot;دوباره مرغ&quot; ،،،، &quot;بی ارزش&quot;. (به نوعی به معنی مزخرف، درخت یا بی خاصیت میتونه باشه). بعد من از ناراحتی منفجر شدم، نگاش میکنم و با فریاد بهش میگم: &quot;موضوع چیه؟ نمیتونی توی زندگیت شکرگزار یه چیز باشی؟&quot; از آنجا به بعد همه چی بد و بدتر شد، رو به من داد میزنه &quot;ازت متنفرم&quot;. از آشپزخانه میدوه بیرون و میره توی اتاقش در رو هم محکم میبندد.مهمترین اتفاق در این گفتگوی درونی برای والدینحالا نفرت من از خودم شروع میشه و رو به خودم میگم &quot; چه بلایی سرم اومده&quot;. &quot; من حال پسرم رو برای همیشه خراب کردم&quot;. خوب اگر پدر یا مادر هستید، حتما شما هم چنین دردهایی را حس کرده‌اید؟ برای من با اضافه‌شدن یک حس شرمندگی همراه است. منظورم اینست که من یک روانشناس بالینی هستم و تخصص من کمک به مردم و والدینی هست که دنبال بهبود خود هستند. با این حال اینم درسته‌که، چیزی بنام پدریامادر کامل وجود ندارد. همراه با کار والدگری اشتباهات و کشمکش‌هاست. اما هیچ کس به شما نمیگوید چه کاری را انجام بدید، جلوتر بریم ... آیا وانمود می کنیم که این اتفاقات هرگز رخ نداده است؟ یا اگر بخواهم چیزی بگوییم کلمات درست واقعا چی هستند؟خوب برای سالها به عنوان یک روانشناس بالینی در مطب خصوصیم پشت سرهم مشتری دیدم که با این سؤال درگیرند. و حالا به عنوان یک فرد دارای پلتفرم محتوایی و اجتماعی برای والدین به نام &quot;درون خوب&quot; من میلیون‌ها پدرومادر در کنار می بینم که با این مشکل روبرو هستند. همه پدرومادرها فریاد می زنند، هیچ کس نمیداند بعد از این باید چکار کند. من مصمم هستم برای پر کردن این خلاء، بعد از این همه، تقریبا هیچ چیز درونی در روابط بین فردی وجود ندارد. که هم بتواند اثرگذار باشد و هم بتواند درستش کند.اصل مهم در فرزندپروری و راهنمایی امیدبخش برای والدینوقتی یکی از والدین از من میپرسد&quot; من باید روی کدام استراتژی فرزندپروری باید تمرکنم؟&quot; من همیشه این جواب را به آنها میدهم &quot; توی درست کردن (تعمیر) خوب باشید&quot;. پس تعمیر چیست؟ عمل عقب کشیدن خود در زمان قطع ارتباط است. پذیرفتن مسئولیت رفتار خود است،و تشخیص بدهید که چه تاثیری روی فرد مقابل شما داشت. من میخواهم تاکید کنم که بین تعمیر و عذرخواهی تفاوتی وجود دارد. زیرا زمانیست که بارها یک گفتگو با عذرخواهی به پایان میرسد. مثل &quot; هی ببخشید که سرت داد زدم حالا میتونیم ادامه بدیم؟&quot; راه خوبی برای تعمیر (درست کردن مسئله) باز میکند. و اگر شروع میکنید به فکرکردن در مورد اینکه، خوب بودن در تعمیر یعنی چه؟حقیقت‌های زیادی از امید و امکانات وجود دارند که فرض میکنیم تعمیر بدرستی اتفاق افتاده‌است، اما بدان که آنجا حتما گند زدی! یا اینکه انتظار کسی را برآورده‌نکردید. به این معنی که دفعه‌ی بعد اگر با پسرم، همسرم یا همکارانم قهر میکنم، بجای سرزنش خودم مثل زمانی که در آشپزخانه بودم، و سعی میکنم بیاد بیاورم و تمرکز کنم بر تعمیر خوب‌بودن. که اولین قدم جدایی است، بگویم &quot;من میتوانم این را خط بزنم، من عالی بودم&quot;.  این دومین مرحله‌ی تعمیر است، من میتوانم انجامش دهم. حقیقت اینست که من در راه درستی قرار دارم. پس بیایید به مثال خودم برگردم. من در آشپزخانه هستم و پسرم نیز در فکر غذای خودش. من اگر این اتاق را تعمیر نکنم چه اتفاقی میافتد؟ درک این موضوع بسیار مهم است. به ما کمک میکند در مورد کاری که انجام میدهیم چه تصمیمی بگیریم.حقایقی که پشت مهمترین اصل فرزندپروری روشن میشود.خب اینها حقایق هستند. پسرم تنهاست و غرق در افکار خودش در حس غم و اندوه‌می باشد. بیاید صادق باشیم، در نظر او مادرش فقط تبدیل به یک مادر ترسناک شد. حالا او دنبال راهی هست تا احساس امنیت و مراقبت کند. اگر به او کمک نکنم تا همچین احساسی پیدا کند. او باید به یکی از مکانیسم‌های دفاعی خود که در اختیار دارد دست بزند. خود را سرزنش میکند و سرزنش کردنش هم به اینصورت است. &quot; هیچ چیز برایم درست نیست.&quot; من نمیگویم این را دوست داشته باشیدکه: &quot; من این اتفاقات بد را میسازم.&quot; شاید ورنالد فیربرن وقتی برای بچه‌ها مینوشت این را به بهترین نحو بیان کرده باشد: &quot; زندگی کردن در دنیای ناامنی که توسط خدا اداره میشود، بهتر از زندگی کردن در دنیای امنی است که توسط شیطان حکومت میشود.&quot;واقعا این عبارت با موضوعی که گفتم سازگار است. برای اینکه کودک درونی ما کُند، شرور و خطاکار میشود و حداقل بخاطر همین است که میخواهیم اینرو ثابت کنیم. پدرومادرش و محیط خانواده جای امن و خوبی  برایش هستند. در حالی که خودسرزنشی در کودکی برای ما کار میکرد. حالا هم می بینیم که چطور در بزرگسالی هم دارد کار میکند. &quot;من آدم درستی نیستم، من باعث اتفاقات بد میشوم.&quot;  &quot; قرار نیست کسی من را دوست داشته باشد&quot; اینها ترس‌های  اصلی بسیاری از بزرگسالان است. اما در حقیقت همانطور که می بینید داستانهای واقعی کودکی ما هستند. همان حوادث ناراحت‌کننده‌ای هستند که در کودکی برای خودمان نوشتیم و تعمیر نشدند.دست از سرزش بردار و درس بگیرعلاوه‌براین بزرگسالان زمانی که خود را سرزنش میکنند، افسرده، مضطرب و آسیب‌پذیرند. احساس بی ارزشی عمیق می کنند و هیچ کدام از اینها را برای فرزندان خود نمی خواهیم.  ما میتوانیم عملکرد بهتری داشته باشیم.  به این معنی هم نیست که باید کامل باشیم. وقتی در حالت تعمیر قرار میگیرید شما از حدف داستانهای سرزنش کننده‌ی کودکی‌تون فراتر میروید. شما فرصت دارید تا همه عواملی که در ابتدا نمی دیدید، را ثبت کنید. عواملی مثل امنیت، ارتباط، همکاری، عشق و خوبی (مهرو محبت). مثل اینه که به یک بچه بگویید: من به شما اجازه نمیدهم این دوره از زندگیت به سرزنش‌کردن خودت ختم شود. درست است، این دوره چنین نداهای دورنی خواهد داشت،اما من میتوانم به شما این اطمینان را بدهم که این دوره پایان متفاوتی خواهد داشت. بنابراین درسی که گرفتیم متفاوت است با این روش و موضوع. ما میدانیم که وقایع همانطوری که اتفاق افتاده‌است. در حافظه ذخیره میشود و هربار که موضوع رخ میدهد با مسئله‌ی قبلی ما ترکیب میشود. به همین دلیل است که درمان کمک میکند، درست است؟  وقتی تجربیات دردناک گذشته‌تان را به یاد می آورید، و شما در تجربه‌ی یک رابطه امن‌تر و متداوم قرار میگیرید، داستان شما تغییر میکند. سپس خودِ شما تغییر میکنید. با تعمیرکردن بطور موثری گذشته‌ی خود را تغییر می‌دهیم.دو قدم اصولی با تغییر داستان به نفع والدین و نوجوانانبیاید یک داستان بهتری بنیوسیم، بیایید یادبگیریم که چطور تغییر کنیم؟ اولین قدم اینست که خودتان را تعمیر کنید. اینطور است که شما نمیتوانید دلسوز فردی باشید یا از دورن کسی را درک کنید تا زمانیکه به آن ویژگی‌های درونی خودتون دسترسی نداشته باشید. خودت را با تشخیص هویتت بهبود بده  اینکه کی هستی. با این کاری که الان کردی، با کاری که میتونی انجام هید. در این مورد به خودم گفتم که دو چیز درست است. از رفتار اخیرم راضی نیستم. این رفتارم نیز منِ جدیدم را تعریف نمیکند. با وجود اینکه از نظر بیرونی مشکل دارم ولی هنوز میتوانم درونی خوب باشم. حالا میتوانم شروع کنم. ببینم من از نظر هویت مادربودن خوبم، درست است که روزهای سختی از نظر رفتاری و اخلاقی داشتم. ولی اینها نمیتواند مرا از مسئولیتم معاف کند.این دقیقا چیزی است که مرا متعهد به تغییر میکند. نظر به اینکه ثابت شد میتوانم در تغییر رفتارم کنترل داشته باشم پس واقعا میتوانم از تواناییم بهتر استفاده کنم. بنابراین به فکر میافتم که دفعه بعد چطور متفاوت‌تر رفتار کنم. اوه، پس حالا میتوانم از تواناییم استفاده کنم و بروم رابطه‌ام را با پسرم درست کنم.مرحله‌ی دوم: کودک درون خود را مرمت (اصلاح) کنید. هیچ فرمول دقیقی وجود ندارد. من بیشتر به این سه کار فکر میکنم. ببینید چه اتفاقی افتاده‌است. بپذیرید که چه مسئولیتی(پدریامادربودن) دارید. بگو دفعه بعد چکار متفاوتی خواهی کرد؟ ممکن است چیزی شبیه به این باشه: &quot;سلام، مدام دارم به اتفاقی آن شب در آشپزخانه افتاد فکر میکنم، ببخشید که داد زدم. من مطمئنم باید احساس بدی داشته باشد.  تقصر تو نبود. حتی وقتی حالم خوب نیست هم سعی میکنم آرام باشم.&quot; یک مداخله‌ی 15 ثانیه‌ای میتواند تاثیر مدام‌العمر در زندگی داشته‌باشد.ویدیوی این مطلب و مطالب بیشتر در سایت bahadoricoach.ir ببینید.</description>
                <category>عباس بهادری</category>
                <author>عباس بهادری</author>
                <pubDate>Sun, 07 Apr 2024 17:05:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع سبک‌های دلبستگی در والدین</title>
                <link>https://virgool.io/@abbasbahadori/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-rgbrilfparx7</link>
                <description>آخرین باری که به کسی وابسته شدی، یادت هست؟ چقدر دلبسته و وابسته‌ی اون فرد شدید؟ اگر مثل اکثر آدمای دیگه بودید اجتمال زیاد نتوانسته‌اید از دلبستگی دست بکشید. خیلی از انسان‌ها هستند که هیچ وقت دوست ندارند از دلبسته‌بودن دست بردارند. چون درد دارد. چون راهی دیگر به ذهنشان خطور نمیکند. اینقدر سخت است که تورا زمین‌گیر میکند. در هر شرایطی نمیتوانی دست به هیچ کاری بزنی. همین وابستگی خودش سبک‌های مختلفی دارد. اما ما ناگزیر راهی سخت را در پیش میگیریم. انواع سبک‌های دلبستگی در والدین هم وجود دارد که باز سخت‌ترینش را انتخاب میکنیم.با این وجود دوست دارم اول به خودم این نوید را بدهم.  سبک‌های دیگری هم وجود دارد که من میتوانم بهترینش را میتوانم انتخاب کنم. اگر بخواهم هم به خودم و هم به فرزندم کمک کنم سبکی را پیش میگیرم که بهترین باشد. زیاد پیش خواهد آمد که اگر یکی از بدترین دلبستگی‌ را سبک دیگری برایمان ناممکن میشود. ببینیم چه سبکی میتواند راهی روشن را به فرزندانم باز کند. در ادامه‌ی مطلب انواع سبک‌های دلبستگی در والدین را عنوان میکنم. اما دوست دارم خودتان ببینید که کدام سبک را دارید و کدامیک به خانواده‌ی شما کمک بیشتری میکند.دلبستگی چیست؟دلبستگی به پیوند عاطفی عمیقی گفته‌میشود که بین افراد شکل می گیرد. معمولاً بین کودک و پدر ای مادر که مراقب اصلی آنهاشت شکل میگیرد. این مفهوم برای اولین بار توسط روانشناس جان بولبی در اواسط قرن بیستم معرفی شد. بر اساس تئوری دلبستگی، کیفیت پیوندهای اولیه شکل گرفته بین کودک و پدریامادر و حتی مراقب او می تواند تأثیر بسزایی بر رشد عاطفی و اجتماعی وی داشته باشد.فرآیند دلبستگی از دوران نوزادی شروع می شود و برای احساس امنیت و رفاه کودک بسیار مهم است. مراقب اولیه، اغلب مادر یا پدر، نقش اصلی را در شکل گیری این دلبستگی ایفا می کند. کیفیت مراقبت، پاسخگویی و هماهنگی با نیازهای کودک توسط مراقب به ایجاد دلبستگی ایمن یا ناایمن کمک میکند. انواع سبک‌های دلبستگی در والدین را در ادامه‌ی مطلب میتواند بخوانید.دلبستگی در والدین چگونه شکل میگیرید؟دلبستگی والدین، که اغلب به عنوان دلبستگی والد-کودک شناخته می شود، شکل خاصی از پیوند عاطفی است. این پیوند بین فرزند و مراقبان اصلی او، معمولاً مادر و یا پدر ایجاد می شود. این دلبستگی از دوران نوزادی شروع به شکل‌گیری می کند و یک جنبه اساسی از رشد اجتماعی و عاطفی کودک است. کیفیت دلبستگی والدین می تواند تأثیرات طولانی مدتی بر رفاه کودک داشته باشد و بر تنظیم عاطفی، مهارت‌های اجتماعی و روابط آنها در طول زندگی تأثیر بگذارد.همچنین دلبستگی در والدین شباهت زیادی به ابتدای آشنایی پدر و مادرها(دومرغ عاشق) نیز داشته‎‌باشد. بعد از مدتی این سبک دلبستگی به مرور میتواند جایگزین سبک های دیگر دلبستگی شود. وقتی فرزندی به دنیا می آید امکان دارد بخاطر تعامل بیشتر بین افراد خانواده تغییر کند. به مرور این تعاملات میتواند برای پدر یا مادر متفاوت باشد. هر چه زمان بیشتری با هم باشند، سبک‌ها نوع خاص خود را شکل میدهند. در کل برای مادر از همان ابتدا این دلبستگی شکل خواهد گرفت اما بنا موقعیتش میتواند تغییرپذیر باشد. شغل‌ها امروزه‌این تغییرات را ایجاد کرده‌است که به نوعی میتواند هم مفید و هم زیان‌آور باشد.انواع سبک‌های دلبستگی در والدینسبک های دلبستگی مختلفی وجود دارد که می تواند بر اساس تعامل بین مراقب و کودک پدیدار شود. در این نوشته‌ای که به همین موضوع میپردازیم، طبق تحقیق یکی از روانشناسان شکل گرفته‌است. سبک‌های دلبستگی اصلی که توسط روان‌شناس مری آینزورث از طریق آزمایش‌های «وضعیت عجیب» شناسایی شده‌اند عبارتند از:دلبستگی ایمن:کودکانی که دلبستگی ایمن دارند، احساس اطمینان می کنند که مراقب آنها در صورت نیاز در دسترس و پاسخگو خواهد بود. آنها می توانند محیط خود را بهترکشف کنند و راحتتر با دیگران رابطه برقرار کنند. در این نوع دلبستگی ایمنی رابطه‌ها را شکل میدهد. در این سبک دلبستگی اعتماد کامل نیز برقرار است.دلبستگی ناایمن-اجتنابی:کودکان و نوجوانان دارای دلبستگی ناایمن-اجتنابی، ممکن است از پدر یا مادر و حتی مراقب خود دوری کنند. در این سبک، ذلبستگی را نادیده میگیرند. نه اینکه دلبسته نباشند بلکه از نشان دادن دلبسته‌بودن اجتناب میکنند. در هنگام دورشدن از پدرومادر یا مراقب خود ناراحتی کمی نشان می‌دهند. همچنین هنگام بازگشت نیز شادی کمی از خودنشان می‌دهند. آنها یاد میگیرند که خود را آرام کنند وبه مرور سعی میکنند مستقل شوند.دلبستگی ناایمن-دوسوگرا/مقاوم:فرزندان ما در این سبک، دارای دلبستگی‌های ناایمن-دوسوگرا/مقاوم اغلب مضطرب به نظر می رسند. حتی زمانی که مراقبشان نزدیک است. آنها ممکن است چسبندگی خاصی به والدین داشته باشند. آنها از کشف کردن چیزهای جدید و حتی خلاقانه‌ای که باعث رشدشان میشود، واهمه داشته باشند. این سبکی دلبستگی، حتی زمانی که پدر ای مادر نیز در کنار اوست، دلداری دادنشان نیز دشوار است.دلبستگی آشفته:این سبک دلبستگی در فرزندان به معنی نبودن یک روش منظم و سازمان یافته برای مقابله با استرس است. کودک و نوجوان گرفتار به دلبستگی آشفته ممکن است رفتارهای نامنظمی از خود نشان دهد. سردرگمی، یا ترکیبی از پاسخ‌های ضدونقیضی در حضور پدر یا مادر و همچنین مراقب از خود نشان دهند.در انواع سبک‌های دلبستگی در والدین که نام بردیم، ببینید فرزند شما کدام را پیش گرفته‌است. هر کدام پیامدهای خاصی را برای والدین بهمراه دارد که میتواند در روابط اثرگذار باشد. والدین آگاه نیز میتوانند از سبکی را انتخاب و پیش برند که در آینده‌ی فرزندش مفید باشد. درک روابط، عواطف و رفاهی که در طول عمر فرزند شما با چه سبکی امکان‌پذیر است، میتوانید حالا انتخاب کنید. اگر هم جایی به همراهی و کمک نیاز داشتید حتما به متخصص مراجعه کنید.</description>
                <category>عباس بهادری</category>
                <author>عباس بهادری</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 15:13:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا فرزندم به حرفم گوش نمیدهد + 8 راهکار گوش دادن فرزندان</title>
                <link>https://virgool.io/@abbasbahadori/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%85-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-8-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-dremo0x8fhht</link>
                <description>چند روز پیش یک اتفاق دردناکی برای یکی از والدین پیش‌آمد. این اتفاق آنقدر برای این مادر نگرانی ایجاد کرده‌بود که بغضش داشت میترکید. چهره‌اش کاملا درهم و قرمز شده‌بود. این درد چنان او را دربرگرفته‌ بود که حاضر نبود کلامی حرف بزند. گفتگوهای درونی داشتند حسابی اورا کلافه کرده‌بود. آخه چرا برای من؟ چی میشه که این مسئله هیچ وقت درست نمیشه؟ اما سؤال اصلی که داشت توی ذهنش میچرخید این بود. چرا فرزندم به حرفم گوش نمیدهد؟ علاوه بر این چرا فرزندم به حرف مربی آموزشگاه هم گوش نمیدهد؟ چرا آخه؟داستان را برایم تعریف کرد. از یک طرف دلم برای آن دختر بچه میسوخت و از طرفی میخواستم نگرانی آن مادر را درک کنم. هر جایی برای خودش یکسری قوانین دارد. مهد کودکی که فرزند ایشان هم آنجا میرفت، ممنوعیت هایی داشت. جاهایی که نباید برود. پشت دکور مهد از همون جاهای ممنوع بود. فرزندش به حرف مربی گوش نمیدهد و میرفت پشت دکور مهد کودک. وقتی مربی می بیند که رفته‌پشت، ظاهرا به او گفته چرا رفتی و بچه عصبانی‌ میشود و دکور را هُل‌میدهد. دکور میافتد روی یکی از مربیان. همر دکور میشکند و هم مربی را زخمی میکند. این ظاهر ماجرا بود و ما از همه داستان اطلاع کافی نداشتیم. ولی یک موضوع بعد از اتفاق افتاده‌پیش می آید.چرا فرزندم به حرفم گوش نمیدهد را با چطور عوض کنیم.بعد از گوش‌دادن به ماجرا متوجه یک موضوعی شدم. معمولا ما سؤال هایی که از خود می پرسیم، از بیخ غلط است. چرا این اتفاق برای من افتاد؟ میتوانیم سؤال را اینگهنه از خود بپرسیم. چطور این افتاق برای من افتاده‌است؟ وقتی ذهن ما درگیر چرایی سؤال میشود، معمولا دنبال نقص های خودمان یا فرزندمان میافتیم. این اتفاق افتاده‌و من درگیر اینکه چراییش نباشم. چکاری تا حالا انجام داده‌ام که این ماجرا پیش آمده‌است. مرور کردن راههایی که رفتی و جواب نگرفتی، تو را به سمتی میبرد که راهکارهای بهتری را پیدا کنی. احتمال اینکه راههای قبلی درست نیست و یا من درست اجراشون نکردم وجود دارد.بنابراین سؤال را این بار اینطور از خودم می پرسم. چطور میشود که فرزندم به حرفم گوش نمیدهد. یا راههای قبلی خود را زیر سؤال می بری یا اینکه دنبال راه‌حل‌های بهتری میگردی. میروی و از افرادی که چنین دردسرهایی داشته‌اند و حل کرده‌اند می پرسید. کارشناسان یا متخصصانی هم هستند که میتوانند ما را همراهی کنند. البته این را هم در نظر بگیریم که در آن لحظه برای مدیریت افکار کار آسانی نداریم. ولی میشود در اغلب اوقاتی که چنین مسائلی برایمان پیش می‌آید، چرایی را به چطوری تبدیل کنیم.راهکارهایی برای اینکه فرزندم به حرفم گوش دهد.وقتی کودک به معلم یا والدین خود گوش نمی دهد، می تواند چالش ایجاد کند. چنین رفتارهایی میتواند دلائل خاص خودش را داشته‌باشد. برای هر شخصی منحصر به خودش خواهد بود. فرزند من ممکن است دلیلش متفاوت با فرزند یک خانواده‌دیگر باشد. به هر صورت چندین راهکار وجود دارد که میتوان آنها را امتحان کرد. لازم است که حتما این را هم مدنظر داشته‌باشم، طرز اجرای راهکار و مدیریتش نیاز به آگاه بودن والدین و مربیان نسبت به اصل موضوع دارد. اینجا چند پیشنهاد داریم که ممکن است به شما در حل این مشکل کمک کند:1- دلایل اصلی رفتار را پیدا و درک کنید:بسیاری از محققان این را متذکر شده‌اند که عاملی محرک موجب میشود تا یک رفتاری از فرد سر بزند. فرزندان ما نیز برای رفتارشان عامل محرکی در ذهن خود ثبت کرده‌اند. زمانی که رفتاری هم رخ میدهد، پاداشی برای تکرار آن رفتار دریافت میشود. برای اینکه بفهمیم چرا فرزندم به حرفم گوش نمیدهد کافیست محرک را پیدا کنیم. سعی کنید بفهمید که چه عامل یا محرکی باعث میشود پسر یا دخترتان به حرفتان گوش ندهد. گوش‌ندادن به حرف شما چه پاداشی برایش دارد. درک این موضوع در ابتدا برایتان ممکن است پیچیده‌باشد. با دقت به برخی از موقعیت هایی که گوش‌نمیدهد و خوش خوشانش میشود، توجه‌کنید. کم کم متوجه این موضوع خواهید شد.احتمال دارد مسئله دیگری هم در اینجا برایتان پیش‌آید. آیا او در درک و فهم برخی دستورالعمل ها مشکل دارد؟ آیا به راحتی حواسش پرت می شود یا چیز دیگری در حال وقوع است؟ حواس‌پرت هستند و یا در تحلیل درخواست های ما تمرکز ندارند. شناسایی علت اصلی می تواند به شما کمک کند تا به طور موثرتری به مشکل رسیدگی کنید.2- انتظارات روشنی را تعیین کنید:انتظارات روشنی از رفتار پسر یا دخترتان هم در مدرسه و هم در خانه ایجاد کنید. مطمئن شوید که او آنچه از او انتظار می رود و عواقب پیروی نکردن از دستورالعمل ها را درک می کند. تاکید میکنیم که بیشترین تلاشمان این باشد که، مطمئن شویم پیامدهای رفتارش را کاملا درک کرده‌است. ثبات در تقویت این انتظارات کلیدی است. با فرزندتان در مورد اهمیت گوش‌دادن و پیروی از دستورالعمل ها صحبت کنید. توضیح دهید که چرا گوش‌دادن به معلمش مهم است و چگونه به او در یادگیری و تعامل با دیگران کمک می کند. او را تشویق کنید تا هرگونه نگرانی یا مشکلی را که ممکن است تجربه کند بیان کند.3- با معلم همکاری کنید:قبل از ثبت‌نام با مربی مهد کودک یا آموزشگاه فرزندتان تماس بگیرید و موضوع را با او در میان بگذارید. از آنها در مورد چگونگی تشویق کردنش به گوش‌دادن در کلاس درس کمک بخواهید. با کار کردن و همکاری هم، می توانید یک رویکرد مثبت و ثابت برای رسیدگی به این موضوع ایجاد کنید. با معلم و مربی پیش دبستانی و مدرسه‌فرزند خود در مورد راهبردهایی که در کلاس درس برای تشویق گوش‌دادن بکار میبرد، استفاده‌کنید. از پیشرفت موضوع با همدیگر در ارتباط و باخبر باشید. صحبت کنید و ببینید آیا می توانید آن ها را در خانه نیز اجرا کنید.4- تقویت مثبت ارائه دهید:جاهایی که فرزندشما گوش‌می دهد و دستورالعمل‌ها را بدرستی اجرا میکند، آن را بشناسید و به او پاداش دهید. تقویت مثبت می تواند یک انگیزه قوی برای کودکان باشد. تلاش‌هایش را تحسین کنید و به او بگویید که از همکاری او قدردانی می کنید. تقویت را بجای تنبیه اشتباه‌نگیرید. تقویت مثبت باعث میشود یک رفتار تکرار شود و رفتار منفی تاحدود زیادی به فراموشی سپرده‌شود. ما اینجا به عنوان والد توانسته‌ایم محرک را شناسایی کنیم تا رفتار مناسب را تقویت کنیم. بعضی اوقات از روی ناآگاهی ممکن است بخاطر خلاص شدن از نق و نوق بچه یا گریه‌نکردن، تقویت منفی رخ دهد. تشخیص تقویت منفی و مثبت، نتایجی مثل همین اتفاقی بود که برای این مادر و بچه‌اش رخ داده‌است.5- یک برنامه روتین ایجاد کنید:یکی از بهترین کاری که کمک کرد تا من به جواب این سؤال که فرزندم به حرفم گوش نمیده، برسم همین برنامه‌بود. یکی از بهترین کاری که بچه‌ها در برنامه‌های روتین حتی خیلی معمول رشد میکنند، داشتن نظم است. بنابراین مهم است که یک برنامه ثابت برای وعده‌های غذایی، فعالیت ها و زمان خواب ایجاد کنید. این می تواند به فرزند شما کمک کند احساس امنیت و قابل پیش بینی بیشتری داشته‌باشد. برنامه‌روتین و منطم می تواند تمرکز و گوش‌دادن او را در طول کلاس آسان‌تر کند. مطمئن شوید که او به اندازه‌کافی می خوابد و یک رژیم غذایی سالم می خورد. کودکی که به خوبی استراحت کرده و به خوبی تغذیه می‌شود، احتمالاً توجه می‌کند و دستورالعمل‌ها را دنبال می‌کند.6- مهارت‌های خوب شنیداری را الگوبرداری کنید:کودکان با مثال یاد می‌گیرند، بنابراین برایتان مهم باشد که مهارت‌های خوب گوش‌دادن را در خودتان الگوسازی کنید. زمان حضور فرزند خود به آنچه دیگران می گویند توجه کنید، سؤالات واضح از آنها بپرسید. آنچه می شنوید خلاصه کنید تا نشان دهید که درکشان میکنید. این رفتار فقط برای دیگران نباشد، بلکه با فرزند خود نیز تمرین کنید. به او نیز بگویید چه انتظاراتی از او در زمینه رفتار و گوش‌دادن در مدرسه و خانه دارید.یکی از مهمترین ابزارهایی که میتوانید در رفتار فرزندتان الگوسازیش کنید، گوش‌دادن فعال هست. وقتی فرزندتان با شما یا معلمش صحبت می‌کند، او را تشویق کنید تا فعالانه گوش کند. به طور مثال از عباراتی مانند «می‌شنوم چه می‌گویی» یا «می‌توانی بیشتر در مورد آن به من توضیح بدهی؟»  استفاده کنید. این عبارات می توانند به او کمک کنند تا بر آنچه می شنود تمرکز کند و به درستی پاسخ دهد. وقتی فرزندتان گوش می‌دهد و دستورالعمل‌ها را دنبال می‌کند تحسینش کنید. زمانی که گوش نمی‌دهد هم تذکرات ملایمی بدهید.7- ستایش تلاش بر نتیجه:مهم است که به جای تمرکز بر نمرات پسر یا دخترتان، به خاطر تلاشش در مدرسه  یا مهدکودک او را تحسین کنید. این می تواند به ایجاد اعتماد به نفس و انگیزه او برای ادامه یادگیری کمک کند. زمانی که به حرف شما یا مربیانش در مهد کودک و یا مدرسه گوش‌میدهد، او را تشویق کنید. تشویق‌ها هم میتواند منفی باشد وهم منفی. تشویق مثبت را فراموش نکنید که ممکن است در جاهای نامناسب، برعکس عمل کند. ستایش و تحسین فرزندتان اگر در نزد افراد ناآگاه باشد، وی را تخریب کنند آنهم با مقایسه‌های بابجا. نیازی نیست ختما نتایج وی را بررسی کنید، تلاش اورا با قدردانی در موقفیت‌های مختلف یادآوری کنید.8- درباره اهمیت گوش‌دادن با او صحبت کنید:با دخترتان در مورد اهمیت گوش‌دادن در مدرسه و زندگی روزمره صحبت کنید. توضیح دهید که چگونه گوش‌دادن یک مهارت حیاتی است که به او در موفقیت تحصیلی، اجتماعی و عاطفی کمک می کند. گوش‌دادن فعال را در موقعیت و جلسات مختلف تمرین کنید. با الگوبرداری از رفتار خوب گوش دادن خود، فرزندتان را تشویق کنید که با دقت گوش کند. با توجه کامل به آنها نشان دهید که برای حرف‌های دیگران ارزش قائل هستید. این مهارت را برایش بصورت یک بازی سرگرم‌کننده کنید. توجه او را به صداها، لحن و کلمات جذاب و پرمعنا جلب کنید. در تمرین های متفاوت گفتاری از او بخواهید به نشانه‌های خاص توجه‌کرده و گوش دهد. ساختن یک بازی از گوش‌دادن می تواند به او کمک کند تا مهارت را به گونه‌ای توسعه‌دهد که احساسی لذت‌بخش ایجاد کند.مهمترین مسئله در جواب به: چرا فرزندم به حرفم گوش نمیدهد؟این غیر معمول نیست که کودکان خردسال در گوش‌دادن و پیروی از دستورالعمل ها مشکل داشته باشند، به خصوص در یک محیط گروهی مانند مهد کودک. چرا که حتی ما بزرگترها نیز گاهی اوقات میشود که چنین اشتباهاتی می کنیم. بسیاری مواقع پیش میآید و این به هیچ عنوان نمیشود گفت بصورت عمد صورت میگیرد. به یاد داشته باشید، حل این مسائل نیاز به زمان و صبر نیاز دارد. با حفظ روابط آگاهانه‌و سازنده‌، یادگیری و گرفتن راهنمایی‌های مداوم و همکاری با معلم، می توانید به پسر یادخترتان کمک کنید تا مهارت‌های شنیدنش را در طول زمان توسعه دهد. در پایان اگر سؤال، پیشنهادی در مورد متن چرا فرزندم به حرفم گوش نمیدهد دارید دارید مشتاق شنیدنش هستیم.</description>
                <category>عباس بهادری</category>
                <author>عباس بهادری</author>
                <pubDate>Wed, 22 Nov 2023 16:48:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>4 دلیل بدخلقی نوجوانان</title>
                <link>https://virgool.io/@abbasbahadori/4-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%AF%D8%AE%D9%84%D9%82%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-gojbmhq2oxah</link>
                <description>یه دوره‌ای هست که نوسانات خلقی زیادی در اون وجود دارد. نمیشود دقیق گفت که دلیل بدخلقی نوجوانان در این سنین چی میتواند باشد. ماها خودمون منظورم والدین هست، این مسیر رو طی کردیم. راهی که با وجود گذشت زمان بازهم مشخص نیست که دقیقا چرا این بدخلقی وجود داشت. زمان که گذشت تا حدودی درک کردیم که درگیری ذهنی زیاد وجود داشت. خستگی، حرفهای دیگران، مایوس شدن و ناامیدی، برخوردی که والدین باهامون داشتن و یا هر عامل دیگری. اما هرچه بود، حال دلمون اون موقع واقعا ضایع میشد. دوست نداشتیم با کسی حرفی بزنیم. میرفتیم گوشه‌ای و در تنهایی با خودمون حرفهایی میزدیم. حالا هم دقیقا نمیشد فهمید دلیل بدخلقی نوجوانان امروزی چیست؟با این حال، توجه به این نکته هم مهم است که هر فردی منحصر به فرد است. می تواند دلایل مختلفی برای بدخلقی نوجوانان وجود داشته باشد. مهم است که بدانیم این علت‌ها می توانند با یکدیگر تداخل یا تعامل داشته باشند.  اتفاقا در فردی با فرد دیگر نیز متفاوت باشند. اگر بدخلقی یک نوجوان به طور قابل توجهی بر زندگی روزمره یا روابط آنها تأثیر می گذارد، باید فکری کرد. کمک گرفتن از یک متخصص سلامت روان میتواند راهی برای همراهی او دانست. برخی از این دلایل رو آوردیم که امیدوارم بتواند کمکی برای شما باشد.1- تغییرات هورمونی:اولین دلیل بدخلقی نوجوانان میتواند اثرِ تغییرات هورمونی در وی باشد. نوجوانان در دوران بلوغ دچار تغییرات هورمونی قابل توجهی می شوند که میتواند بر احساسات و تنظیم خلق و خوی آنها تأثیر بگذارد. نوسانات هورمون هایی مانند استروژن و تستوسترون می تواند به افزایش تحریک پذیری و نوسانات خلقی کمک کند. تغییرات این هورمون‌ها در جنسیت‌ها متفاوت است که میتواند باب آشنایی خوبی برای شما باشد.اشتراکات:شروع بلوغ: هم پسرها و هم دخترها شروع بلوغ را در طول سال های نوجوانی خود تجربه‌می کنند. معمولاً بین 9 تا 14 سالگی شروع میشود. این امر با ترشح هورمون هایی مانند هورمون لوتئینیزه کننده (LH) و هورمون محرک فولیکول (FSH) از غده هیپوفیز مغز صورت میگیرد.جهش رشد: هر دو جنس در دوران بلوغ دچار جهش رشد سریع می شوند. دختران معمولاً زودتر از پسران، معمولاً در حدود سن 9-11 سالگی، جهش رشد خود را تجربه می کنند.در حالی که پسران آن را دیرتر، در حدود 12-13 سالگی تجربه می کنند. البته این را هم میتوان اضاف کرد که نسبت به سالهای قبل تا اندازه‌ای زودتر رخ میدهد.تفاوت:هورمون های جنسی:هورمون جنسی اولیه که در بلوغ دختران نقش دارد، استروژن است. این هورمون منجر به رشد سینه ها، پهن شدن باسن و شروع قاعدگی می شود. در پسران، هورمون جنسی اولیه تستوسترون است. مسئول رشد موهای صورت و بدن، عمیق‌تر شدن صدا و رشد عضلات کار این هورمون است.زمان و مدت زمان:دختران معمولاً پیشرفت آروم‌تری را در دوران بلوغ تجربه‌می کنند، در حالی که پسران اغلب تغییرات سریع و قابل توجهی دارند. بلوغ دختران زودتر شروع می شود و بیشتر طول می کشد، معمولا بین 8 تا 14 سال طول می کشد. بلوغ پسران معمولا دیرتر شروع می شود و برای دوره کوتاه‌تری، معمولا از 10 تا 17 سال طول می کشد.ویژگی‌های جنسی ثانویه:سه عامل دیگه هم وجود داره که میتونه در بدخلقی یک نوجوان اثرگذار باشد.ادامه رو میتونید در سایت bahadoricoach.ir مطالعه کنید</description>
                <category>عباس بهادری</category>
                <author>عباس بهادری</author>
                <pubDate>Mon, 06 Nov 2023 11:26:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوش دادن فعال چه کمکی به کوچینگ والدین می کند + راهکارها</title>
                <link>https://virgool.io/@abbasbahadori/%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-bn05ehrqi1ky</link>
                <description>والدین در نقش کوچمیدونید تمام مشکلاتی که برای ما پیش میاد از کجاست؟و جالبتر هم اینکه میدونید تمام مشکلات از کجا شروع میشود؟حرف تکراری نمیخوام بزنم ولی واقعا همه ما از همون چیزهایی که داریم حتی کوچکترین و پیش پا افتاده ترین امکانات مون هم استفاد نمی کنیم. قدرددانی کردن همین ساده ترین کار ممکن است که باعث میشه یاد بگیریم از کوچکترین مواهبی که نصیب مون میشه تشکر کنیم. اما متاسفانه همین یک کار را هم درست انجام نمیدیم. شکرگزاری باعث میشود که بدانیم یک چیزی داریم که باید از داشتنش قدردانی کنیم.دو تا گوشی هم نعمتی است که باید از داشتنش شکرگزاری کرد. ولی چون نمیتوانیم و نمیدانیم واقعا بدرستی از آن بهره ببریم از بودن این نعمت غافل هستیم. یا اینکه راه درست استفاده کردن این نعمت را هم نمی دانیم.در یکی از دعاها درخواست ما از خداوند این است که پروردگارا، ما را از گوش‌ها و چشم‌ها و نیروهایمان بهره‌مند بگردان: «اللهم متعنا باسماعنا و ابصارنا و قوتنا». ما از خداوند می خواهیم که نعمت هایش را بر ما بیافزاید ولی قدر همین ها را هم که داریم نمی دانیم. گنج های زیاد داریم که گوش از همان هاست و ورودی بسیاری از دانش ها از همین دو گوش است. تا چیزی هم را هم درست نشنوی، سؤال درست هم نمیتوانی بپرسی!!؟دانش، گنجینه‌ای است که با پرسیدن به عنوان یک کلید، می‌توان به آن دست یافت و نقش گوش و شنوایی و استماع در این میان مهم است. در برخورد با دانایان و هنگام حضور در «مجلس علم» و «محضر عالم» گشودن این دریچه دانش ضروری است یعنی کمتر حرف زدن و بیشتر شنیدن! به قول بابا افضل کاشانی:کم گوی و بجز مصلحت خویش مگو/ وز هر چه نپرسدت کسی، پیش مگوگوش تو دو دادند و زبان تو یکی/ یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگومفهوم اصلی و عناصر اساسی گوش دادن فعالگوش دادن فعال تکنیکی است که شامل چندین عنصر کلیدی است.اول، مستلزم آن است که شنونده کاملاً حضور داشته باشد و روی گوینده متمرکز باشد، بدون حواس‌پرتی یا وقفه. این به معنای کنار گذاشتن هرگونه حواس پرتی داخلی یا خارجی، مانند افکار شخصی، وظایف و مسئولیت های فردی، یا استفاده از وسایل الکترونیکی و تمام حواشی منحرف کننده. به این معنی که توجه بی‌نظیر خودت را به سخنران معطوف کنید.دوم، گوش دادن فعال شامل توجه به ارتباط کلامی و غیرکلامی است. این شامل نه تنها کلماتی است که گوینده می گوید، بلکه لحن صدا، حالات چهره، زبان بدن و سایر نشانه های غیرکلامی او را نیز شامل می شود. با توجه به این نشانه های غیرکلامی، شنونده می تواند درک بهتری از احساسات، مقاصد و معنای اصلی گوینده به دست آورد.سوم، گوش دادن فعال مستلزم آن است که شنونده به گوینده بازخورد بدهد تا نشان دهد که شنیده و درک می شود. این می تواند شامل تکان دادن سر، برقراری تماس چشمی، پرسیدن سؤالات، نقل قول یا خلاصه کردن آنچه که گوینده گفته است، و ارائه نشانه های کلامی یا غیرکلامی از موافقت یا مخالفت باشد.در نهایت، گوش دادن فعال شامل تعلیق قضاوت و خودداری از قطع یا پاسخ زودهنگام است. شنونده باید قبل از درک کامل دیدگاه و نیازهای گوینده از نتیجه گیری سریع، فرضیات یا ارائه توصیه یا راه حل اجتناب کند.خلاصه مطلب اینکه، گوش دادن فعال یک رویکرد آگاهانه و متمرکز برای گوش دادن است که شامل حضور کامل، توجه به نشانه های کلامی و غیرکلامی، ارائه بازخورد به گوینده و تعلیق قضاوت است. با استفاده از تکنیک‌های گوش دادن فعال، می‌توانیم مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشیم، روابط قوی‌تری ایجاد کنیم و همدلی بیشتر را در گفتگوها تقویت کنیم.والدین چطور باید گوش دادن فعال را در خانواده تقویت کنند.گوش دادن فعال مهارت مهمی است که والدین برای ایجاد روابط قوی با فرزندان خود، بهبود ارتباطات و ایجاد یک محیط خانواده حمایت کننده و پرورش دهنده به آن نیاز دارند. نکات کلیدی گوش دادن فعال و شنیدن چه فرقی با هم دارند +راهکارهایی درجهت بهبود خانواده برای والدین آورده ایم. در اینجا چند نکته برای والدینی که می خواهند گوش دادن فعال خود را بهبود بخشند آورده شده است:توجه کامل خود را به کودکتان معطوف کنید:وقتی فرزندتان می‌خواهد با شما صحبت کند، سعی کنید به او توجه کامل داشته باشید. این به این معنی است که هر گونه حواس پرتی مانند تلفن یا وسایل دم دستی خود را کنار بگذارید و بر آنچه فرزندتان می گوید تمرکز کنید.به نشانه‌های غیرکلامی توجه کنید:نشانه‌های غیرکلامی مانند لحن صدای فرزندتان، حالات چهره و زبان بدن او می‌توانند اطلاعات مهمی در مورد احساس او ارائه دهند. به این نشانه ها توجه کنید تا درک بهتری از آنچه فرزندتان در تلاش برای برقراری ارتباط است به دست آورید.سؤالات باز از آنها بپرسید:به جای پرسیدن سؤالاتی که می توان با یک «بله» یا «نه» ساده به آنها پاسخ داد، سعی کنید سؤالاتی با پایان باز بپرسید که فرزندتان را تشویق کند تا بیشتر در مورد افکار و احساسات خود با شما حرف بزند. به عنوان مثال، به جای اینکه بپرسید “آیا روز خوبی را در مدرسه سپری کردید؟” می توانید بپرسید “امروز  توی مدرسه چه کار کردی؟” یا اگر می خواهی بپرسی “نمره ات چند شد؟” بپرس ” چه سوالاتی را تونستی درست جواب بدی؟”نقل قول یا دیدگاه خود را و خلاصه کنید:همه ما وقتی کسی به حرف مان توجه میکند دوست داریم بدانیم، چقدر و تا کجا گوش داده است. حتی میخواهیم در مورد آنچه گفته ایم یک بازخوردی بدهد. آنچه را که فکر می کنید فرزندتان گفته است برای نشان دادن اینکه فعالانه گوش می دهید از آنچه درک کرده اید، برای او تکرار کنید. این همچنین می تواند به فرزند شما کمک کند تا احساس کند شنیده شده و مورد تایید قرار گرفته است.از قطع کردن صحبت خودداری کنید:سعی کنید از قطع کردن حرف و کلام فرزند خود در حین صحبت کردن خودداری کنید. در عوض، صبر کنید تا پاسخ آنها تمام شود. این می تواند به کودک شما کمک کند که احساس کند افکار و احساسات او شنیده می شود و مورد احترام قرار می گیرد.با استفاده از همین تکنیک‌های گوش دادن فعال، والدین می‌توانند مهارت‌های ارتباطی خودشان را بهبود بخشند، روابط قوی‌تری با فرزندان خود ایجاد کنند و محیط خانوادگی حمایت‌کننده‌تر و پرورش‌دهنده‌تری ایجاد کنند.این متن را در سایت خودم bahadoricoach.ir هم نوشته بودم و دلم نیامد با شما در میان نذارم اگر از مطلب خوشتان آمد میتوانید از کوچینگ والدین در سایت فوق بیشتر استفاده کنید.https://bahadoricoach.ir/hadoricoach.ir</description>
                <category>عباس بهادری</category>
                <author>عباس بهادری</author>
                <pubDate>Sun, 23 Apr 2023 13:32:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بار کج بدون کوچ به منزل نمی رسد!</title>
                <link>https://virgool.io/@abbasbahadori/%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%DA%86-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%AF-pa14jxqqiya6</link>
                <description>بار کج بدون کوچ سالم به منزل نمیرسد!مراجعی داشتم که لنج دار بود و اکثر بارهاش درست به مقصد نمی رسید، هر کاری می کرد نصف های راه مجبور بود یک جایی لنگر انداخته تا بار را درست کند.شاید به هر نحوی بود می رسید اما، استرس و اضطرابی که در حین سفر داشت، باعث میشد کلی انرژی از دست بدهد و در کل حال خوبی نداشته باشد.موضوعی که در ابتدا مطرح شد، در همه ابعاد زندگی چه روابط خانوادگی و اجتماعی و چه کسب و کار، وجود دارد.اما اینکه ما چطور میتوانیم سفری آگاهانه و معنادار را طی کنیم، مهم است.این جا چند مسئله وجود دارد که با هم دیگه مرور می کنیم.بار کج بدون کوچ سالم به منزل نمیرسد!مسئله اول:برای چه دارم این کار را انجام میدم؟بسیاری از ما از همون ابتدا و شروع هر کاری دقیقا نمیدونیم هدفم از این کارها چیه؟وقتی که به این فکر نمیکنیم که از کاری که انجام میدهم به چه چیزی میخواهم برسم؟و یا اینکه پایانی درستی برای کارم متصور نیستم، باید هم به خیلی مشکلاتی که در مسیر هست گرفتار شویم.همه اینها نشان از این دارد که دلیل کارمان را درک نکینم لذا به دردسرهای بعدی نیز گرفتار خواهیم شد.مسئله دوم:چطور میشود این کار را به بهترین نحو انجام داد؟روشن بودن هدف و اینکه دلیل انجام انجام کار را اگر بتوانیم به درستی درک کنیم، میرویم مرحله بعد که حالا باید چطور انجامش بدهم.انجام دادن کار هم به دو صورت هست که یا به صورت سرسری و فقط رفع مسئولیت هست و یا انجام آن به بهترین صورت ممکن.ما انتخاب می کنیم که بهترین نحوه اجرا یا فقط انجام دادن کار را مدنظر داریم، که این دقیقا برمی گردد به همان هدفی که آیا ما به درستی انتخاب کردیم یا اینکه کپی اهداف دیگران است.بنابراین اگر هدف دلخواه خودمان و مورد علاقه شخصی باشد، بالطبع بهترین نحوه اجرا را هم انتخاب خواهم کرد.این میشود که همیشه از بهترین راه حل ها برای پیشبرد کار استفاده خواهیم کرد.بار کج بدون کوچ سالم به منزل نمیرسد!مسئله سوم:آیا به تنهایی باید انجامش بدهم یا گروهی؟در بین راه حل ها، وقتی بهترین راه را انتخاب کردیم، حالا بررسی می کنیم که آیا نیاز به همراهی دارم یا نه؟در خیلی از مواقع، کارها به تنهایی قابل حل نیستند یا به درستی انجام نخواهند شد.پس دنبال افرادی هستیم که بتوانند در مسیر هدف مان به ما کمک کنند، البته که بهترین افراد یا متخصصان مربوطه را انتخاب خواهیم کرد.افرادی بوده اند که فکر می کرده اند میتوانند کار را به تنهایی انجام دهند که در اواسط کار به مشکلاتی برخورده اند.برای اینکه بتوانیم در صورت بروز مشکلات، قادر به حل آنها باشیم، از همان ابتدا اگر نیاز به همکاری و همراهی داریم، حتما پیش بینی این را بکنیم که چطور میشود بهترین واکنش را نشان داد. برای همین مشخص کردن اینکه به تنهایی یا گروهی میشود کار را به سرانجام رسد خیلی مهم است.مسئله چهارم:در رسیدن به هدف ممکنه چه مشکلاتی پیش بیاید؟همیشه احتمالات ما را برای مقابله با هر مسئله ای آماده نگه می دارد تا بتوانیم بسته به چنین مسئله ای واکنش مناسبی داشته باشیم.به صورت پیش فرض نمی شود گفت که حتما همین مشکلات وجود خواهند داشت چون ممکن است شکل مشکل تغییر کند، اما آمادگی ما از مسائل، غافلگیرمان نخواهد کرد.بهترین هدف را هم که داشته باشید، ممکن است بدترین مشکلات هم سر راهتان قرار بگیرند، ولی نمی توانند مانعی برای پیشرفت شما باشند.بار کج بدون کوچ سالم به منزل نمیرسد!مسئله پنجم:همیشه یک همراه، همفکر و همدل خوب داشته باشید.شاید فکر کنید که خوب، من یک تیم خوب و کاربلد که دارم، یک سری پلن های مختلف هم در مسیر برای خودم روشن ساخته ام، هدفم هم که کاملا واضح است، دیگر هیچ مشکلی برایم به وجود نخواهد آمد.همه اینها فرضیاتی هست که ما توی ذهن خود داریم، برای همین ممکن است به همین فرضیات هم بسنده کنیم.اما اگر این را بدانیم که همیشه با وجود چیدن تمام پلن ها، ممکن است باز هم مسائل حل نشده ای باشند تا مرا به دردسر بیاندازند، گزینه یک مربی خوب را فراموش نخواهم کرد.ممکن است در برخی موارد ما به دلیل فشار کار، نداشتن تمرکز و یا هر دلیل دیگه ای در مسیر رسیدن به هدف، نتوانیم کنترل اوضاع را در دست بگیریم.همین جاست که یک نفر که بتواند ما را به رفتارهایمان آگاه کند، ضروری و ممکن است با نبودش ضربه جبران ناپذیری نیز تحمل شویم.بار کج بدون کوچ سالم به منزل نمیرسد!سخن آخردوستمان که در ابتدای نوشته در موردش گفتیم، درست زمانی به آن پی ببرده بود که خیلی در کسب و کارش متضرر شده بود.اما میشد که زودتر از اینها کار را به بهترین صورت ممکن انجام داد، اما به دلیل نداشتن تمرکز درست، این را هم درک نکرده بود.چه خوب است که با وجود داشتن آگاهی کامل نسبت به هر کاری،  بتوانیم آگاهانه تصمیمات بهتر و موثرتری را بگیریم.ما در زندگی مان ضرر و زیان های جانی و زمانی و مالی زیاد کرده ایم، که اگر فردی بود تا آگاهی های لازم را در طول مسیر زندگی بهمون میداد، مطمئنن وضعیت بهتری داشتیم.در همین جا شما را دعوت کرده و خوشحال میشوم  اگر درسی یا خاطره ای در این زمینه دارید، با ما به اشتراک بگذارید.ارادتمند شما عباس بهادری کوچ و مشاور خانواده و معنای زندگی</description>
                <category>عباس بهادری</category>
                <author>عباس بهادری</author>
                <pubDate>Sun, 17 Oct 2021 20:52:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 دلیلی که داشتن کوچ زندگی واجبه!</title>
                <link>https://virgool.io/@abbasbahadori/7-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D9%87!-txj94lpbyedh</link>
                <description>7 دلیلی که داشتن کوچ زندگی واجبه!مدت هاست که من نمیتوانم طعم زندگی و زنده بودن را بچشم، نمی دانم دارم چکار می کنم و زندگی من داره به چه سمتی می رود. بلاتکلیف بودنم، در کنار خانواده و فرزندانم مرا کلافه کرده است. واقعا نمی توانم تصمیمات درستی بگیرم.این خلاصه گفتگویی بود که در اول روز و در اولین جلسه ای که با یکی از مراجعینم داشتم. این گفتگو حدود یک ساعت و نیم طول کشید. نتیجه این شد که اگر قصد تغییر و یافتن معنای واقعی زندگیش را دارد نیاز است که یه دوره شش ماهه با همدیگر همراه باشیم.دلایل ضروری بودن داشتن مربی زندگی1- گرفتن تصمیمات بجا و درستخیلی از ماها در جاهایی که باید یک تصمیم درست و معقولانه های بگیریم، بنا بر عادت یک کار را چندین بار با وجود نتیجه بخش نبودن، تکرار می کنیم.جایی که الان هستیم نتیجه‌ی تصمیماتی است که عادت وار گرفته می شود. خیلی هامون میدونیم این تصمیمی که گرفتم نتیجه ای جز نتایج قبلی نیست، اما چون دنبال راه حل های جدید نیستیم، همان رفتارهای قبل را تکرار می کنیم.اما برای این که به نتیجه ای غیر از نتایج قبلی دست پیدا کنیم، لازم است تا تصمیم جدیدی بگیریم تا نتیجه مطلوب تری نیز نصیب مان شود. وگرنه دور باطلی که داریم، تکرار و تکرار خواهد. این میشود که برای گرفتن تصمیم بهتر نیاز به یک سری آگاهی هایی دارد و آگاهی نیز نیاز به کشف راههای جدید هست.7 دلیلی که داشتن کوچ زندگی واجبه!2- پذیرش خود و مسئولیت پذیریدر تمام کارهایی که در طول روز انجام می دهیم، بالطبع بسیاری از آنها بر طبق تصمیماتی هست که خودمان گرفته ایم، اما اکثرا بنا بر آموزش هایی که دیده ایم، دیگران و یا محیط را مقصر اصلی نتایج گرفته شده خود در زندگی می دانیم.کارهایی که نتایج مثبت و منفی را اگر کنار بگذاریم، سرنوشت ما را نیز تعیین می کنند، اما این نتایج زمانی تغییر خواهند کرد که در گرفتن تصمیمات خود را مسئول بدانیم.این را بپذیریم که مسئول زندگی و نتایج گرفته شده فقط و فقط خودمان هستیم نه دیگران. مسئولیت پذیری هم نیاز دارد تا بپذیریم که از این به بعد می توانیم با پذیرش خودمان و تصمیمات مان مسئولیت های جدیدمان را بهتر بشناسیم.3- شناخت توانمندی ها و نقاط ضعفبسیاری از کسب و کارها، روابط خانواده ها و یا حتی ازدواج هایی بوده که سرانجامی جز شکست نداشته است. روی هر کدام از اینها می توان مثال های بسیاری زد کما اینکه در و بر هر کدام از ما چنین الگوهایی هستند.اگر بتوان توانمندی های خود را کشف کرده و فقط بر اساس آنها جلو رفت، میشود بهترین نتایج را گرفت. گفتگوهایی را پیش گرفت که بدون قضاوت گری یا مقایسه محوری باشند، روابط شکل بهتری خواهند گرفت.بنابراین نقطه قوت هر فرد می تواند باعث پیشرفت وی شده و پوشش نقطه ضعف نیز با کار کردن های حساب شده و اصولی پایه گذار رشد شخصی و اثر گذار در رسیدن به اهداف عالیه خواهند بود.7 دلیلی که داشتن کوچ زندگی واجبه!4- شنیدن به جای گوش دادناکثر ما در تمام مدت گفتگو، فقط گوش می دهیم در صورتی که شنیدن را فراموش می کنیم. شنیدن این نیست که ما فقط بشنویم بلکه باید از کنار بسیاری نجواهای درونی گذر کنیم، احساسات را فقط درگیر شنیدن هایمان کنیم تا توانایی بازخوردهای اثرگذاری را داشته باشیم.زمانی که فقط گوش میدهیم قادر به بازخورد مناسب نیستیم، احساسات طرف مقابل را درک نخواهیم کرد و...تمام گفتگوهایی که سرانجام قابل قبولی ندارند، بابت نداشتن هنر شنیدن است و الا همه ما زمان گفتگو گوش می دهیم. وقتی خوب بشنوی، تاثیر خوبی در روند بهبود رابط ها نیز خواهد داشت.5- توجه و تمرکز بر روی حل مسئله داشتنفکر میکنید چرا اکثر افراد دچار افسردگی یا دلمردگی می شوند؟چرا بیشتر زمان هایمان در اضطراب و اضطرار هستیم؟اگر دقت کرده باشید همین حالا که به این دو سؤال نگاه می کنید، توجه شما به دلیل افسردگی و اضطرابی که وجود دارد، خواهد رفت، در صورتی که به این فکر نخواهید کرد که چگونه باید از این حالت ها خارج شد.یا اینکه چه کارهایی می شود انجام داد تا با وجود افسردگی و اضطراب داشتن، بتوان زندگی خوبی داشت.ما برای چرایی، جواب های منفی خواهیم یافت اما با توجه کردن بر روی چگونگی و راه حل ها، مسئله مثبت دیده خواهد شد.بسیاری مواقع نیاز هست، فرد همراهی باشد تا بتوان کشف کرد، چگونگی تمرکز بر روی مسائلی که حلش فقط بر اساس توان خود فرد می باشد.7 دلیلی که داشتن کوچ زندگی واجبه!6- همدل و همراه بودندر طول شبانه روز، ما بالاخره به یک سری موانعی بر می خوریم، که توانایی رد شدن از آنها نداریم. دعواهای خانوادگی، رکود کسب و کار، افت روحی و موانع دیگری که باعث می شوند، ادامه روند زندگی کندتر شود.نیاز داریم با یکی صحبت کنیم، از مسائل و مشکلاتی که داریم حرف بزنیم. اما آیا می شود به هر کسی گفت؟آیا هر کسی می تواند با شنیدن دردها، راهکار مناسب خودمان را داشته باشد.طبیعتا در چنین وضعیت هایی بوده اید. اما تکرار آنها حالتان را بدتر کرد.مربی زندگی هم شما را همراهی می کند، هم همدلی خواهد کرد و هم با گفتگویی که صورت میگیرد، راه حل ها خود به خود نمایان خواهند شد. البته این مهارتی است که یک مربی زندگی دارد.7- داشتن اقدامات مؤثر و نتیجه بخشفکر کنم تا اینجا به این نتیجه رسیدید که با گفتگوی هدفمند، شنیدن، همدل بودن و تمرکزی که فقط بر روی توانمندی خودمان داریم، میشود بهترین نتایج را کسب کرد.اما متاسفانه خیلی از افراد همیشه کار را نصف و نیمه رها می کنند. فکر می کنید چرا؟اینجا فقط دو دلیل را ذکر می کنیم، اول اینکه اقدامات حساب شده و طبق توان خودمان نیست، یا اینکه راهکار از دیگران قرض گرفته ایم و یا اینکه اولویت بندی ها مشخص نیست.دومین دلیل هم اینه چه بخواهی چه نخواهی، در مسیر حرکت افرادی هستند که با آنها در ارتباطیم. چون آنها نیز بر اساس تفکرات و توان خود نصیحت می کنند، ما هم دلسرد و در نتیجه منصرف خواهیم شد.می بینید چقدر راحت کار رها میشود و سرانجامی نخواهد داشت، این دقیقا همان جایی هست که بودن کوچ زندگی می تواند همراهی باشد که با پیگیری روند کار، اقداماتی مؤثر و مفید داشته باشید.البته ناگفته نماند که، ممکن است برخی اقدامات نتوانند رضایت بخش باشند ولی می توانند دلیلی برای حرکت جدیدی در روند رو به رشد شما عنوان شوند.بنابراین، اقدام خاصه شما، بر اساس توان شما و یا حتی علاقه مندی شما خواهد بود، برای همین با انرژی مضاعفی بسوی هدف خود حرکت خواهید کرد.7 دلیلی که داشتن کوچ زندگی واجبه!نتیجه‌ی داشتن کوچ زندگیهفت دلیل آورده شد برای اینکه همه ما به یک کوچ زندگی یا لایف کوچ نیاز داریم، اما در واقع میتوان دلایل بیشتری آورد که ضرورت را بیشتر خواهد کرد.اما در این مقاله فقط به این چند دلیل بسنده می کنیم، شاید همین دلائل، سر منشاء بسیاری مشکلات در جامعه امروزی ما باشد.شما هم می توانید دلیل مخصوص خود را داشته باشید، اینجا از تو دوست عزیز و رفیق خوبم می خواهم اگر مسئله ای دارید که نیاز دارید تا در موردش صحبت کنید، میتوانید با شماره ای که در پایین آورده ایم از طریق واتساپ یا پیامک ما را در جریان بگذارید.به محض دیدن پیام شما حتما تماس خواهیم گرفت. ممنون که ما را امین خود قرار داده و حمایت مان نیز می کنید. لطفا ما را در لینکدین حمایت کنید.                      شماره تماس و پیام رسان واتساپ 09386573219</description>
                <category>عباس بهادری</category>
                <author>عباس بهادری</author>
                <pubDate>Mon, 11 Oct 2021 15:17:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>