<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد عباسی‌فرد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@abbasifard</link>
        <description>سلام، من محمد عباسی‌فرد هستم. یک وبلاگ‌نویس که همواره تلاش دارد انسان تاثیرگذاری بر دنیای اطرافش باشد. این رویای همیشگی من است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:08:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/33/avatar/OptkWh.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد عباسی‌فرد</title>
            <link>https://virgool.io/@abbasifard</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عهد و پیمانِ تو با ما و وفا با دِگران</title>
                <link>https://virgool.io/@abbasifard/%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D9%88%D9%81%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D9%90%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-pkqoceiuo3ux</link>
                <description>پیمان آدم عجیبی‌ است. از همان اول هم همیطوری بود. وقتی می‌گویم از اول، یعنی از همان بچگی. هوای همه را داشت. کتونی‌اش را به رفیقش می‌داد که در مسابقه دو مدرسه اول شود و مدال بگیرد، ولی خودش در مسابقه ثبت‌نام نکند. جزوه‌اش را شب امتحان به همه می‌داد که نمره بگیرند، ولی خودش به آنچه خوانده بود بسنده می‌کرد. موتورش را می‌داد که همه دور بزنن، اما خودش دور خودش بگردد.بزرگ‌تر که شدیم، کف و سوت‌ و تشویق‌ها و دیده شدن‌های روی صحنه برای رفقا و همکارانش بود و خودش همینکه موفقیت آنها را از پشت صحنه می‌دید، برایش کافی بود. برای عروسی رفقا همه کار می‌کرد، ولی شاباش‌ها در جیب دیگران بود.برای من از عجیب هم عجیب‌تر است. اما خودش انگار خوشحال‌ترین آدم روی کره زمین است. هر وقت حرف می‌زنیم، احساس می‌کنم به یک چیز باور دارد؛ اینکه آدم‌ها باید به سهم خودشان روی جهان اطراف‌شان و آدم‌‌های اطراف‌شان اثر مثبت داشته باشند. اما نکته مهم این باور و ارزش بنیادین برای پیمان اینجاست. اثر مثبت داشتن بدون انتظار. سخت‌ترین کار دنیا از نظر من.همیشه پیش خودم فکر می‌کنم پیمان برای تخلیه انرژی‌های منفی خودش هم که شده باید در تنهایی‌‌اش خطاب به رفقایش، آهنگ ستمگرِ محسن چاوشی از شهریار را زیر لب زمزمه کند که «عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران»، اما غافل از اینکه دووووووست دارم زندگی سیروان خسروی را زمزمه می‌کند. شاید بپرسید که تنهایی پیمان را از کجا دیدم که می‌گویم. بماند چون در این در این مقال نمی‌گنجد.سرویس پرداخت مستقیم پیمان برای من شبیه به پیمانی است که قصه‌اش را گفتم. به کسب‌وکارهایی که مشتریان مختلفی دارند و یکی از نیازهای مشتریان این کسب‌وکارها، پرداخت مستقیم است، سرویس می‌دهد، اما کف و سوت‌ و تشویق‌هایش را همان کسب‌وکارها از مشتریان‌ خودشان دریافت می‌کنند؛ نه سرویس پیمان.پی‌نوشت: خوشحالم که در نقش مدیر روابط عمومی زرین‌پال، شریک تجاری پیمان هستیم و سرویس پرداخت مستقیم را از طریق پیمان به مشتریان و پذیرنده‌های‌ زرین‌پال ارائه می‌دهیم. با احترام، کف و سوت‌ و تشویق‌ برای پیمان.</description>
                <category>محمد عباسی‌فرد</category>
                <author>محمد عباسی‌فرد</author>
                <pubDate>Tue, 12 Nov 2024 14:27:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تشابه یا کپی؟ بازخوانی پرونده‌ی لوگو جدید تپسی</title>
                <link>https://virgool.io/CreativePie/tapsi-sq2tsodyrpmu</link>
                <description>با وجود تمام شباهت‌هایی که لوگو جدید با دیگر لوگوهای ایرانی و خارجی داشت، همه‌ی ما بدجوری گلوی‌مان پیش لوگو جدید گیر کرده بود. اما من می‌دانستم که با رونمایی از لوگو جدید، باید خودم را برای مواجه شدن با نظرات و توییت‌هایی که همگی یک پیام واضح داشتند، آماده کنم.«لوگو جدیدتون از لوگو فلان برند کپی شده»همین اتفاق هم افتاد؛ و من آن روزها به عنوان مدیر روابط عمومی زرین‌پال با همفکری دوستان طراحم، یک جواب واحد به این واکنش‌ها داشتیم. وجود تشابه در لوگوهای مینیمال کاملا طبیعی است، اما ماهیت و فلسفه آنها با هم تفاوت‌های اساسی دارند.این روزها همین داستان برای تپسی اتفاق افتاده است. لوگو جدید تپسی و حواشی پیرامون آن، من را یاد همان روزهای پرحاشیه زرین‌پال می‌اندازد. با این تفاوت که حالا فرصت کافی دارم تا نگاهی دقیق‌تر به موضوع تشابه لوگوها داشته باشم و به یک سوال مهم پاسخ دهم.آیا وجود تشابه در لوگوها، دلیل بر کپی بودن آنهاست؟قبل از اینکه در جواب به این پرسش، نظرم را به عنوان یک غیرمتخصص در زمینه طراحی بگویم، تورج صابری‌وند عزیز به عنوان یک متخصص در طراحی، سال ۱۳۹۴ در رابطه با شباهت لوگو جدید شبکه ۳ سیما با شرکت Ericsson، مقاله‌ای تحت عنوان لوگو دیزاین و مسئله‌ کپی در روزنامه شرق نوشتند که می‌تواند پاسخی مناسب برای این پرسش باشد.به نقل از تورج صابری‌وند: «بی‌مسئولیتی است که با دیدن هر شباهتی بلافاصله شبکه‌های اجتماعی را پر کنیم از قضاوت‌های نامحترمانه‌ و بدون استدلالی که طراح را متهم به کپی‌کاری کنیم. این رفتارها بی‌آنکه چیزی به گرافیک و دیزاین ایران اضافه کند؛ در کمین، مترصد دیزاینی نشسته تا به لوگوی مهمی یا طراحش هجمه‌ها کند و فضا را آلوده»مطمئن هستم که همه‌ی ما از کودکی این ضرب‌المثل را از بزرگ‌ترها به دفعات شنیده‌ایم؛ هر گردی گردو نیست.من فکر می‌کنم هر دو خط موازی (=) لوگو تپسی نیست. هر علامت درصد (٪) لوگوی زرین‌پال نیست، هر علامت تعجبی (!) لوگو اسنپ نیست و هر مورد دیگری.فلسفه، ماهیت و جزییات لوگو است که آن را از دیگر لوگوهای مشابه، تمیز می‌دهد. اما نگرانی من این است که سناریو طراحی لوگوها توسط آژانس‌های طراحی و برندینگ، فلسفه‌بافی باشد!فلسفه یا فلسفه‌بافی؟مرسوم‌ترین و عمومی‌ترین سِیر طراحی لوگو، احتمالا با احساس نیاز در صاحبان یک کسب‌وکار شروع می‌شود. این احساس نیاز می‌تواند ریشه در تغییرات سازمانی و استراتژی‌های آنها داشته باشد.نسبت به پیشینه‌ی آژانس‌های طراحی و برندینگ، یک آژانس انتخاب می‌شود. از سوی صاحبان کسب‌وکار بریفی در اختیار آژانس قرار می‌گیرد. در این بریف تمام خواسته‌های صاحبان کسب‌وکار مطرح می‌شود. تمام مفاهیم و فلسفه‌هایی که ترجیح می‌دهند در لوگو وجود داشته باشند، اولویت‌بندی می‌شود.قاعدتا باید با توجه به بریف دریافتی و فلسفه‌های مطروحه، ایده‌پردازی شود. نتیجه ایده‌ها و همفکری‌ها می‌شود چندین اِتود از لوگو طراحی شده.اما ترس و نگرانی من آنجاست که نتیجه جستجو مفاهیم و فلسفه‌های دریافتی از صاحبان کسب‌وکار، انتخاب طرح‌هایی از قبل طراحی شده باشد که بتوان با تغییر جزیی یا حتی بدون تغییر، دیگر مفاهیم و فلسفه‌ها را به آن‌ها پیوند زد و اصطلاحا برای آن، فلسفه‌بافی صورت بگیرد.یک مثال سادهبرای مثال لوگو تپسی را که این روزها همه درباره کپی بودن آن صحبت می‌کنند، در نظر می‌گیریم.لوگو جدید تپسی توسط استدیو طراحی شیزارو، طراحی شده است.اما قبل از طراحی لوگو جدید تپسی توسط شیزارو، لوگو شرکت نکسا، فعال در زمینه سرمایه‌گذاری و ساختن لوکس‌ترین و مدرن‌ترین پروژه‌های مسکونی در ایران، توسط یکی از آژانس‌های طراحی و برندینگ در ایران، یعنی وَند برندینگ طراحی شده بوده است.در اینکه تمام آژانس‌های طراحی و برندینگ، پروژه‌های همدیگر را رَصد می‌کنند، شکی نیست. پس احتمالا استدیو شیزارو هم از این موضوع مستثنا نباشد. در نتیجه این احتمال وجود دارد که لوگو شرکت نکسا، توسط شیزارو رصد شده باشد.فاجعه زمانی اتفاق میافتد که قسمتی از همان لوگوهای رصد شده توسط آژانس‌ها، با اعمال تغییرات جزیی در مسیر فلسفه‌بافی قرار بگیرند. مانند مفاهیمی که برای لوگو تپسی بیان شده است؛ حرکت، خطوط کف خیابان، حرف تـ و…اما آیا واقعا این مفاهیم، فلسفه طراحی لوگو جدید تپسی را تشکیل داده‌اند یا اینکه برای یکی از لوگوهای مشابه که تغییر یافته است، فلسفه‌بافی صورت گرفته است؟در مورد لوگو جدید تپسی، غیر از لوگو نکسا، به نظر من لوگو فست کلیک نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین لوگو از کسب‌وکارهای ایرانی به تپسی است. من فکر می‌کنم اگر یک نفر حق دلخوری شدید و شکایت از این ماجرا داشته باشد، قطعا فست کلیک است.آژانس‌های طراحی و برندینگ سیبل شوند، نه کسب‌وکارهااینکه در واقعیت کدام سناریو (فلسفه‌ یا فلسفه‌بافی) در طراحی یک لوگو اجرا می‌شود، احتمالا تا ابد در قلب و ذهن تیم سازنده لوگو محبوس می‌ماند. مانند قلب دیوی جونز در داستان‌های دزدان دریایی کاراییب که در یک صندوقچه از آن محافظت می‌شد.صاحبان کسب‌وکار نیز خیلی راحت مانند خدمه کشتی، فلسفه‌های بافته شده را می‌پذیرند و با عباراتی مثل گیر کردن گلو پیش لوگو جدید، رنگ تازه‌ای به برند خود می‌بخشند. اما شاید واقعیت چیز دیگری باشد!سخن پایانیهمان‌طور که در ابتدای این یاددشت اشاره داشتم، هر گردی گردو نیست. هر لوگویی مشابه به لوگوی دیگر، کپی نیست. از نظر من لوگو تپسی یک لوگو کپی شده نیست.نگاه من در این یاددشت معطوف به پشت‌پرده‌ی طراحی لوگوها است. که آیا طبق فلسفه‌های موجود طراحی صورت می‌گیرد یا اینکه بعد از دیدن طرح‌های مشابه، با تغییرات جزیی برای آنها فلسفه‌بافی شکل می‌گیرد.من طراح لوگو نیستم، اما می‌توانم درست را از اشتباه تمیز دهم. اینکه چه مسیری برای طراحی لوگو درست و چه مسیری اشتباه است. من امیدوارم تمام طرح‌ها با فلسفه خاص خودشان ایجاد شوند. از همان ابتدا…برای مطالعه‌ی بیشترشما کاپی می‌کنی! از آرین مقبلیریبرندینگ چیست؟ از بلاگ نوینچرا لوگو اسنپ کپی نیست؟ از رساممنتشر شده در وبلاگ شخصی محمد عباسی‌فرد در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۹۸.</description>
                <category>محمد عباسی‌فرد</category>
                <author>محمد عباسی‌فرد</author>
                <pubDate>Wed, 12 Feb 2020 20:21:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویرگول، یعنی یه مکث کوتاه</title>
                <link>https://virgool.io/@abbasifard/comma-means-a-short-pause-gjigipkaa</link>
                <description>هرجا که به ویرگول می‌رسیم، یعنی باید یه مکث کوتاهی کنیم، یه نفسی تازه کنیم و ادامه بدیم. ویرگول دقیقا همین‌کار را انجام میدهد.جایی هست برای مکث کردن میان نوشته‌ها تا نفسی تازه کرد به واسطه‌ی نوشته‌هایی که دنیای نویسندگان‌شان در آنها جاری هست و ادامه داد دقایق و لحظه‌ها را بهتر از قبل؛ قبل از ویرگولی که چنین فرصت ارزشمندی برایمان وجود نداشت.ممنون ویرگول، نقطه سر خط.ویرگول</description>
                <category>محمد عباسی‌فرد</category>
                <author>محمد عباسی‌فرد</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2017 10:13:05 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>