<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ABCDEZINE</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@abbaszadeh</link>
        <description>الفبای طراحی وب سایت</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 17:52:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3789/avatar/g8VPTv.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ABCDEZINE</title>
            <link>https://virgool.io/@abbaszadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مقدمه داستان 6 بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/@abbaszadeh/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-6-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-g26coaigjjiu</link>
                <description>برق اشتیاق تمام چشمان پسرک را روشن کرده بود. پایین پای پدرش نشسته بود و منتظر شنیدن داستانی که پدرش قولش را داده بود.برای پسرک همیشه سوال بود که چرا آنها بیرون روستا و به تنهایی زندگی میکنند. پدرش به او قول داده بود در جشن تولد ده سالگی اش سرگذشت خودش و اینکه چرا بیرون از روستا زندگی می کنند را تعریف کند و امشب پسرک ده ساله می شد.یدر نگاهی به پسرش کرد دستش را روی سرش کشید و بعد به آتشی که در اجاق میی سوخت خیره شد: &quot; راستش پسرم ما از تعصب دیگران فرار کردیم و اینجا اومدیم به خاطر نادانی و البته مهربانی پدرانمون&quot; یدر نگاهی به گایا همسرش که به کمک پیشخدمتش، آمون گورت، در حال آماده کردن شام بود، انداخت و ادامه داد&quot; من از قبیله لیش بودم. قبیله ای که تمام مردانش تنومند و پر قدرت بودند. همه به جزء من!  پدرم، دندریون رایدیش (Danderion Raydish)، همیشه به من می گفت تو نفرین خدایانی! من با دیگر مردان قبیله فرق داشتم و اگر به خاطر پدرم نبود همون موقع ها از شرم خلاص می شدند. حرفه اصلی مردان لیش چوب بری و تولید الوار برای ساخت و ساز بود. اسم و رسم در کردن به عنوان نجار خوب برای هر لیشمن یک افتخار بود. بزرگترین افتخار قبیله لیش این بود که عالی جناب ؟؟؟ ساخت تخت خود را به عموی بزرگ من سفارش داده بود. تختی که در ساخت آن از سه نوع چوب مختلف استفاده شده بود. اما من بر خلاف سایر پسران لیشمن به چوب بری و نجاری علاقه ای نداشتم و بیشتر به آسمان شب و ستاره ها علاقه داشتم. همیشه دنبال جواب سوالهای عجیب و غریب بودم. مثل الان تو! قبیله لیش سالها بود که با قبیله دُوش (doughsh) بر سر مرزبندی بین زمین هایشان مشکل داشتند و هر از چند گاهی کار به زد و خورد میکشید و معمولا قبیله لیش پیروز دعوا بود.یادمه بعد از ظهر اولین روز پاییزی بود و نسیمی ملایم و سرد می وزید. هوا نزدیک گرگ و میش بود. من همراه برادر بزرگترم، بایدر(Bayder) عقب گاری نشسته بودیم. پدرم  گاری را که بارش تکه ای از یک درخت افرا بود می راند. تمام روز مشغول بریدن و سوار کرد این تکه درخت بودیم. پدر من مهارت زیادی در ساخت سپر های چوبی داشت و برای ساخت سپرهایش از درخت افرا استفاده می کرد. چون در عین اینکه سبک بود استحکام زیادی داشت.من به انسانهای کنار جاده که پیاده در حرکت بودند نگاه می کردم و سعی میکردم بفهمد که هر کدام چه حس و حالی دارند. یک پیرزن که خسته بود اما خوشحال، مرد جوانی که مضطرب بود و دست در جیب راه می رفت. یک مرد خسته با باری از هیزم و تبری به دوش و ... در یک لحظه همه چیز متوقف شد. همه از حرکت ایستادند. چشمانم به چشمان بزرگی افتاد. چشمانی سبز و براق چون سنگ زمرجد آنچنان شفاف که چهره مشوش خودم رو هم در اون میدیدم.&quot;بوی خرگوش بریان شده به همراه سوپ قارچ و جعفری فضای اتاق را پر کرده بود. یدر باز هم به آتش اتاق خیره شد و ادامه داد: &quot; دنیای من از همون موقع تغییر کرد. همه چیز عوض شد برادرم که فهمید من دارم به یاگا نگاه می کنم گقت: قشنگه اما حیف که یه دوشمنه وگر نه خودم واست آستین بالا می زدم&quot;.پرسیدم: &quot; از کجا میدونی دوشمنه؟&quot;برادرم تعریف کرد بعد از دعوای تابستان با ایان (Iyan) و دوستاش.برای داوری رفتند خونه لیزیک (Lizik)  که مرد منصف و عاقلی بود وقتی داشتند موضوع رو حل و فصل می کردند ، اونم نشسته بوده کنار لیزیک.در واقع مادرت دختر عموی ایان بود، بهترین دوستی که اون موقع داشتم&quot;پسرک با عجله پرسید: &quot; الان ایان کجاست هنوزم باهاش دوستی بابا؟&quot;&quot;ایان پسری مغرور و متعصبی از قبیله دوش بود. سالها قبل از اینکه مادرت رو ببینم  به صورت اتفاقی از چنگ یک خرس قهوه ای بزرگ نجاتش دادم و این آغاز دوستی مخفی من و ایان بود. البته کنجکاوی و سوالات زیاد ایان هم دوستی ما را عمیق تر کرده بود. ایان چند کتاب قدیمی داشت که به دروغ می گفت از پدر بزرگش بهش ارث رسیده و چون سواد خوندنشون رو نداشت می دادشون به من تا براش بخونم. همین باعث می شد مدتهای زیادی را فارغ از دشمنی بین قبیله مون، مخفیانه به کتاب خوندن بگذرونیم.ما یه آلونک وسط جنگل ساخته بودیم و هر موقع می خواستیم همدیگه رو ببینیم کنارسنگ راهنمایی که مسیر روستاهامون رو نشون داد یه علامت مخصوص می ذاشتیم.  و نزدیک غروب، به آلونکی که با هم ساخته بودیم، می رفتیم.همون روز من یک علامت کنارسنگ راهنما گذاشتم و نزدیکی های غروب به آلونک رفتم. ایان زودتر از من اونجا بود. ایان کتابی در دست داشت و تلاش می کرد کلمات جدیدی را که از من یاد گرفته بود، بخونه. خیلی کنجکاو بود دلیل این ملاقات را بدونه. من هم ماجرا دیدن مادرت توی جاده رو بهش گفتم و ازش خواستم به من کمک کنه تا بتونم با مادرت ازدواج کنم .اما ایان یک دفعه عصبانی شد و یقه من رو گرفت و داد می زد: &quot; چرا یاوه میگی... فکر میکنی چون یک دندریونی هر غلطی خواستی میتونی بکنی؟ هیچ دوشمنی با یه لیشمن ازدواج نمیکنه. داستان دوستی ما فرق میکنه. اما خودت خوب میدونی که چه جنگی به پا میشه.... اصلا پدر خودت میدونه؟ بامن و یوردن (Iorden) چی؟... بامن و یوردن برادرهای من بودن .... عمو های تو... شاید یک روز ببینیشون&quot; نگاهی به پسرش انداخت اما هیچ اشتیاقی در پسرک برای دیدن عموهایش نبود. پسرک نمی توانست بیشتر از این سکوت پدرش را تحمل کند با شوق زیادی گفت: &quot; خوب بعدش... بعدش چی شد بابا...&quot;&quot;من دست ایان رو پس زدم و با یک ضربه اون رو پرت کردم عقب سرش داد زدم:&quot; فکر میکردم میتونم روی تو حساب کنم اما به قول عمو یورون (Yoron) نباید هیچوقت به یه دوشمن اعتماد کرد ... اینم بهش گفتم:&quot;یادت باشه ایان من یه لیشمنم از خانواده دندریون پس هر غلطی بخوام میتونم بکنم&quot; ولی راستش دروغ می گفتم من همه عمرم پشت برادرهام ونام خانوادگیم قایم می شدم هیچ وقت شجاع نبودم، هیچوقت...تا وقتی که مادرت رو دیدم... اون روز کار من و ایان به زد و خورد کشید ایان خودش را به سمت پاهای من پرتاب کرد و سمت خودش کشید. من تعادلم رو از دست دادم و از پشت به زمین خوردم ایان اومد طرف من هم با یک ضربه ی پا اون رو به سمت دیگر آلونک پرتاب کردم. ایان عقب عقب به سمت دیوار آلونک خورد و به همراه دیوار کف جنگل فرود آمد. دیوار که شکست آلونک شروع کرد به تاب خوردن و ناگهان سقف و دیوراهایش فرو ریخت روی من. با خراب شدن اون آلونک دوستی ما هم تمومم شد...بعد ها مادرت بهم گفت که ایان هم خواستگارش بوده و خیلی اونو دوست داشته.از اون روز کار من این بود که دنبال مادرت بگردم. البته اون روزا هنوز مادرت نبود...&quot;پسرک که لپهایش گل انداخته بود با لبخندی از روی شرم گفت: &quot; آره می دونم... اون روزا عشقت بوده بابا&quot;&quot;هنوزم عشقمه پسرم ... تو و مادرت تمام عشق من هستین&quot;گایا هم به جمع آنها اضافه شد و آرام کنار یدر نشست دستش را روی دست یدر گذاشت و رو به پسرک گفت: قلب پدرت فقط با عشق پر شده با عشق به هر چیزی که دو رو برشه با عشق به هر چیزی که میتونه ببینه .... با عشق به هر چیزی که می تونه بو کنه... با عشق به همه چیز...&quot;پسرک گویا حرفهای هیچ کس برایش اهمیتی نداشت فقط مشتاق بود بقیه داستان را بشنود. پرسید بعدش چی شد؟ ... آخرش مامان رو دزدیدی؟&quot;یدر در حال که می خندید: &quot; نه... چند روز بعد از دعوای من و ایان دوباره مادرت رو دیدم و تعقیبش کردم و کم کم فهمیدم هر چند روز یک بار میاد به بازار روستای دلیا. همین بازاری که الان هم ازش خرید میکنیم... هر بار که میرفت به بازار و برمی گشت تعقیبش می کردم. هر بار به خودم میگفتم این بار موضوع رو بهش میگم ... اینبار میگم که دوستش دارم ... اینبار میگم... اما هیچوقت جراتش رو نمیکردم.... 40 روز از پاییز گذشته بود ونزدیک برداشت پاییزی. مثل همیشه داشتم مادرت رو از سه شنبه بازار دلیا تا جایی که مسیر روستای دوش و لیش از هم جدا می شد تعقیب میکردم . نزدیکیهای دو راهی یک دفعه مسیرش رو به سمت جنگل تغییر داد. من هم چند قدمی دنبالش کردم با خودم فکر کردم: &quot; چرا به سمت جنگل میره.... یعنی کجا داره میره؟...&quot; مادرت آروم به  سمت رودخانه رفت من هم به دنبالش می رفتم و همش به این فکر میکردم که این موقع روز مادرت توی جنگل چه کاری داره؟ به خودم که اومدم  اثری از مادرت ندیدم دستپاچه شدم انتهای شیب جنگل از لا به لای شاخ و برگ درختان رودخانه پیدا بود اما اثری از مادرت نبود شروع کردم به دویدن و یک دفعه پریدم وسط حاشیه کم درخت رودخانه و بعد ... خشکم زد کمی اون طرف تر مادرت روی تخته سنگی کنار رودخانه نشسته بود و به بازی موجهای قد و نیم قد رودخانه خیره شده بود تو این فکر بودم که منو دیده یا نه ... تصمیم گرفتم آروم برگردم و پشت درختها قایم بشم که یک دفعه مادرت گفت: &quot; بیا بشین...اومدم اینجا، دور از چشم همه، تا بتونیم راحت با من حرف بزنی&quot;احساس کردم تمام بدنم منجمد شده خشم، هیجان، شادی، ترس ... نمی دونستم چه حسی دارم تمام بدنم یخ کرده بود.مادرت پرسید: چرا هر هفته منو تعقیب میکنی؟.... از ما بهتران بهم گفتن میخوای چیزی بگی... چرا خشکت زده ؟ &quot;من حس خرگوش توی تله رو داشتم. من من کنان گفتم: &quot; من... من ... آه&quot; نفس عمیقی کشیدم کاملا کلافه بودم.می ترسیدم بهش بگم که دوستش دارم و اون دست رد به سینه من بزنه  از خدایان کمک خواستم وهمه ماجرا رو برایش تعریف کردممادرت خوب به حرف ها من گوش داد بعد آرام از جایش بلند شد و گفت:&quot; اینو خودم هم می دونستم...&quot;اما موافق ازدواج با من نبود چون ممکن بود بین قبیله هامون جنگ بشه و خیلی ها از بین برناون روز مادرت بهم گفت که در حقیقت اون بوده که کتابها رو به ایان داده و از اون خواسته تا با من دوست بشه تا بتونه خوندن رو یاد بگیره و بفهمه توی اون کتابها چی نوشته شده. و آخرش هم گفت که دوستم داره ...وقتی شنیدم که مادرت هم منو دوست داره ، احساس کردم آتش فشانی در سینه ام فوران میکنه و کشکشانها زیر پاهام در حرکتند. دلم می خواست فریاد بزنم و تا خونه جست و خیز کنان بدوم!-----------------------------------------------------------------دوستان عزیز که این داستان را میخوانید لطفا به دیگران هم پیشنهاد کنید و نظرتان را بفرمایید خیلی یلی خیلی سپاسگذار خواهم شد پس از اینکه داستان را خواندید نظرتان را بفرمایید و این پست را به دیگران هم معرفی کنید. ممنون</description>
                <category>ABCDEZINE</category>
                <author>ABCDEZINE</author>
                <pubDate>Wed, 16 Sep 2020 14:27:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک طراح وب سایت شویم؟ (قسمت سیُّم)</title>
                <link>https://virgool.io/@abbaszadeh/finished-it-wmjlcanl5lcf</link>
                <description>Js framework &amp; libraryتفاوت بین Framework و Library چیه؟دونستنش کمکی زیادی نمیکنه منم کل این قسمت را به صورت کاپی پییست نوشتم!! کتابخانه و فریم ورک هر دو یک سری کد‌ها در زبان‌های برنامه نویسی مختلف هستند که توسط توسعه دهنده‌ها یا developerها نوشته شده، تست شده و بهینه شده‌اند تا سایر توسعه دهنده‌ها از آن‌ها در پروژه‌ی خود استفاده کنند. در واقع هدف از ایجاد فریم ورک و کتابخانه این است که بار یکسری کد‌ها را از دوش برنامه نویس بردارند. در بیشتر مواقع از این دو به عنوان یک مفهوم استفاده می‌شود در صورتی که این دو با یکدیگر تفاوت دارند.کتابخانه یا Libraryکتابخانه یک فایل است که مجموعه‌ای از کدها را درون خود دارد و هر زمان در پروژه به متد‌ها و توابع آن احتیاج بود، می‌توان به راحتی آن را فراخوانی کرد. برای مثال Jquery یک کتابخانه است که در صفحات وب برای پیاده سازی یکسری جلوه‌ها در بخش Front-end استفاده می‌شود. برای استفاده از کتابخانه‌ی Jquery ابتدا کد‌های آن را از وب سایت دانلود کرده، سپس با استفاده از تگ script آن را در سند HTML، بارگذاری می‌کنیم. و در ادامه هر جایی از پروژه که خواستیم، متد‌های آن را فراخوانی می‌کنیم.چهار چوب یا Frameworkهمان‌طور که از نامش پیداست، یک چهارچوب است. این به این معنی است، زمانی که می‌خواهیم از یک فریم ورک در پروژه‌ی خود استفاده کنیم، چهارچوب و اسکلت بندی پروژه بر پایه‌ی آن فریم ورک بنا می‌شود. در واقع فریم ورک برای برنامه نویس بستری را فراهم می‌کند تا بتواند کد‌های خود را درون آن بنویسد و این فریم ورک است که تصمیم گیری می‌کند کی و کجا از این کد‌ها استفاده کند.در نتیجه اگر بخواهیم از فریم ورک در پروژه استفاده کنیم، باید در ابتدای پروژه این کار را انجام دهیم در صورتی که از کتابخانه در هر زمان که احساس نیاز کردیم، می‌توانیم استفاده کنیم. همچنین از چند فریم ورک به طور همزمان نمی‌توانیم در یک پروژه استفاده کنیم. این در حالی است که می‌توانیم از چندین کتابخانه به صورت یکجا در پروژه‌ی خود استفاده کنیم.کتابخانه‌ها و فریم ورک‌های Front-End وبدر حدود سال‌های 1999 این ایده که اپلیکیشن هایی مانند اپلیکیشن‌های دسکتاپی در وب ایجاد شوند شکل گرفت. این علاقه پس از آن بود که ابزار‌ها و امکاناتی مانند ajax به دنیای وب راه پیدا کرد. در ابتدا باید این کار با کد‌های خام جاوا اسکریپت انجام می‌شد. یک عمل وقت گیر و طاقت فرسا! چرا که برای یک انیمیشن ساده باید چندین خط کد نوشته می‌شد.سپس نوبت به کتابخانه‌ها و فریم ورک هایی مانند JQuery، Mootools.js و Prototype.js رسید تا به میدان جاوا اسکریپت بیایند. اما آنها برای ادامه مسیر توسعه وب، نقطه ضعف‌های بسیاری داشتند. هنوز میزان تکرار در کدها زیاد بود و برای وظایف کوچک خطوط کد نسبتا زیادی نوشته می‌شد. به این ترتیب کتابخانه‌ها و فریم ورک‌های جاوا اسکریپتی قدرتمندی به میدان رقابت وارد شدند. در این بخش از مقاله قصد داریم تعدادی از این کتابخانه‌ها و فریم ورک‌های Front-End را به شما معرفی کنیم.فریم ورک  Angularangular jsتا حالا کشتی سنتی ژاپن، سومو، رو دیدین؟ هر وقت بخوام آنگولار رو توصیف کنم یاد کشتی گیرای سومو می افتم. سنگین، کمی کند کامل و اگه گیرش افتادی مرگ آور!!انگولاریک محبوبترین و پرکاربرترین فریم ورک جاوا اسکریپت است که توسط گوگل پشتیبانی میشه با استفاده از آن می‌توانید نرم افزارهای تحت وب تک صفحه ای، برنامه های تحت موبایل و برنامه های تحت دسکتاپ ایجاد کنید.. با این فریم ورک شما می‌توانید تحت معماری MVC، کدهای Front-end پروژه را بنویسید. اما ایرادی که بهش هست اینه که کمی سنگینه (فایل دانلودی حدود 135 کیلو بایت و حدود 11میلی ثانیه بارگزاری کاملش زمان میبره) پس برای پروژه ای کوچیک از اون استفاده نکنید. اگه پروژه خیلی خیلی بزرگ کار میکنید برید سراغش البته بازار کارش هم داغتر از فریم ورکهای دیگه است پس اگر قصدتون اینه که جایی کار پیدا کنید یاد گرفتنش رو در الویت بذارید.کتابخانه  ReactReact jsدر قیاس با آنگولار، ری اَکت جکی جانه!! محبوب، سریع، کار را بیانداز ،دوست داشتنی و همه فن حریف!!!تصور کنید می‌توانستیم هر صفحه وب را به بخش‌های کوچک تقسیم کنیم. هر کدام از آن بخش‌ها این قابلیت را داشته باشند که در پروژه بارها استفاده شوند. بدون اینکه مجبور باشیم هر بار دوباره آن‌ها را کدنویسی کنیم. این بخش‌های کوچک را کامپوننت(Component)  میگن. ایده‌ی کتابخانه‌ی React از طرف فیسبوک ایجاد شد و Component-Based است .بعد از معرفی مفهوم کامپوننت و استفاده‌ از آن توسط Angular ،React در نسخه‌ی دوم خود از آن استفاده کرد. بنابراین مفهوم کامپوننت مفهومی مشترک بین این دو ابزار جاوا اسکریپتی است. اما در این صورت تفاوت این دو ابزار در چه چیزی است؟ در واقع React فقط یک کتابخانه کم حجم جاوا اسکریپتی است. در حالی که Angular یک فریم ورک است.  این یعنی بر خلاف Angular درReact برای اتصال کامپوننت‌ها و... احتیاج به استفاده از ماژول‌های جانبی داریم.  مزیت این کار آزادی در انتخاب این ماژول‌های جانبی است. یعنی ما می‌توانیم بهترین ابزار و مناسب‌ترین آن‌ها را نسبت به پروژه‌ی خود انتخاب کنیم. این کتابخونه هم بین ایرانیا طرفدار زیاد داره و بازار کارش داغه معمولا در کنار انگولار و نود جی اس ( فریمورک جاوا اسکریپت که در سمت سرور کارایی داره) زیاد استفاده میشه.فریم ورک Vue.jsVue jsاین فریم ورک و دوستاش! مثل گروه پنجه آتشین هستند روز به روز به محبوبیتش اضافه میشه ساده و جمع و جور و سریع سرعت رشد اکوسیستمش زیاده و از همه مهمتر فریمورک محبوب منه! یادگیریش هم خیلی راحتهتصور کنید وقتی داده های شما در صفحه تغییر می کند به طور خودکار و بدون اینکه شما درگیر چیزی شوید ظاهر برنامه شما بدون ریلود شدن صفحه ، بروز رسانی می شود، این واقعا عالی است فقط زمانی قدر این نعمت را خواهید دانست که با فریمورکی مانند جی کوئری کار کرده باشید و بدانید مدیریت اینکار چقدر میتواند اعصاب خورد کن باشد.این قابلیتی است که به آن (two-way data binding)  میگن  البته در حال حاضر بیشتر فریمورکها و کتابخانه هایی که در این مقاله معرفی میکنیم این قابلیت رو دارند. Vue.js یکی از آنهاستویو جی اس یک فریم ورک برای ساخت رابط کاربری است و همچنین برای ساخت اپلیکیشن‌های تک صفحه ای وب یا SPAها نیز به کار می‌رود. مزیتهای آن مانند ساختار راحت و قابل فهم آن به همراه سرعت بالا و سبکی  باعث شده که محبوبیت آن روز به روز افزایش پیدا کند. برای همین بهترین گزینه برای توسعه دهندگان تازه کار است.فریم ورک EmberEmber jsیک کلمه استتکهام؛ شیک، رسمی، مناسب هر نقشی، کچل جذاب! لعنتی...فریم ورک Ember.JS در سال ۲۰۱۵ وارد  چرخه کار شد طبق گفته ی خودش یک فریمورک هست برای برنامه نویس های بلند پرواز واقعا هم راست میگه، شرکت های بزرگی مثل مایکروسافت،نتفلیکس، لینکداین و ... ازش استفاده میکنند، با توجه به اینکه زمان کمی از روی کار آمدنش نمی گذرد توانسته خودش رو توی دل خیلی ها جا بکند، هرچیزی که نیاز داشته باشید برای ساخت یک وب اپلیکیشن تک صفحه ای رو در اختیارتون قرار میده از سرور گرفته که با یه دستور ساده اجرا میشه تا ساختن کامپوننت های چند بار مصرف، امبر جی اس واقعا شگفت انگیزه و در نوع خودش بی سابقه گرچه بسیاری از ویژگی هایی که داره توی فریمورک هایی که در بالا بررسی کردیم هم وجود دارن اما امبر واقعا یک چیز دیگست و با اینکه خیلی بزرگه اما بسیار قابل درکه پیشنهاد میکنم حتما یکبار هم که شده اون رو امتحان کنید، ما هم قول میدیم توی مقاله ای مجزا به صورت اختصاصی این فریمورک رو بررسی کنیم.فریم ورک MithrilMبا هاش کار نکردم اما کارش درسته  کم حجم ترین و سریعترین عین جت لیاین فریم ورک یک فریم ورک سمت کاربر می‌باشد که بیشتر برای طراحی اپلیکیشن‌های تحت وب تک صفحه ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. از آنجایی که توابع این فریم ورک جاوا اسکریپت از کلاس اصلی آن گرفته نشده ‌اند اجرای آن بسیار راحت‌تر از اجرای سایر فریم ورک‌های جاوا اسکریپت می‌باشد. حجم این فریم ورک بسیار پایین است و کمتر از ده کیلو بایت می‌باشد. این فریم ورک دارای سرعت بسیار زیادی می‌باشد و برای شما امکانات مسیریابی و همین‌طور خدمات XHR را فراهم می‌کند. خیلی ها معتقند شبیه ترین کتابخانه به  React است!کتابخانه  backboneیک مبارز باستانی با روش مبارزه از راه دور تور رو که میشناسین! (دلیل این شباهت کمی فلسفیه پس بیخیال دلیلش بشین!)این فریم ورک یکی از مشهور‌ترین فریم ورک‌های این زبان برنامه نویسی است. بک بن در سال 2010 پا به عرصه وجود گذاشت و باید بگم این هم یکی از سبک ترین فریمورک های جاوا اسکریپتی هست، همچنین این فریمورک برای یادگیری بسیار ساده هست، از این فریمورک میتونید برای ساختن اپلیکیشن های تک صفحه ای (SPA) استفاده بکنید.از ویژگی های مهم این فریمورک اگه بخوام بگم اینه که این فریمورک با این ایده ساخته شده که تمام اپلیکیشن ها قراره  داده های خودشون رو از api  ها دریافت کنن و اگه شما قراره برای چنین api  هایی یک اپلیکیشن تک صفحه ای بنویسید اگر از این فریمورک استفاده کنید چند قدم جلوتر از بقیه فریمورک ها هستید.فریم ورک AureliaAurelia jsنسل بعدی اپلیکیشن ها ؛توی اورلیا خیلی راحت میشهHTML  رو گسترش داد و کامپوننت های خیلی پیچیده رو بسادگی آب خوردن ساخت، سیستم اورلیا بشدت واکنش پذیره اون میفهمه کجای UI  شما داره تغیر میکنه و سریع خودشو با تغییرات هماهنگ میکنه.با اورلیا میتونید هر رابط کاربری رو پیاده کنید، اورلیا هم در سمت فرانت اند و هم بک اند مورداستفاده قرار میگیره که این ویژگی اون رو به یک فریمورک فول استک تبدیل کرده، شما میتونید بسادگی اون رو یاد بگیرید، اون واقعا ساده و قابل فهمه، در عین سادگی پرفورمنس به شدت بالایی داره، واکنش پذیره و ویژگی های خیلی بیشتری داره که حتما باید در یک مقاله مجزا مورد بررسی قرار بگیره. راستش از شما چه پنهون خودم خیلی بهش علاقه مند شدم و یادگرفتنش رو توی برنامه ام گذاشتم.فریم ورک Polymerعجیب و غریب!فریمورک جاوا اسکریپتیه پلیمر توسط گوگل ساخته شده و پشتیبانی میشه، خیلی نمیخوام وارد بحث های عمیق تو بررسی این فریمورک ها بشم چون سطح این مقاله بیشتر برای افراد مبتدی هست ، اما بدونید شما با این فریمورک براحتی و بدون اینکه با مسائل پیچیده روبرو بشید میتونید المان ها و تگ های اختصاصی بنویسید و براحتیHMTL رو گسترش بدید.جمع بندی:تمام فریمورکها و کتابخانه هایی که معرفی کردم کم و بیش قابلیتهای مشابهی دارند با کمی تفاوت جزیی مهم اینه که با کدوم راحت تری و ارتباط برقرار می کنی. اما به نظر شخصی من موارد زیر میتونه کمک کننده باشه ( دوستانی که تجربه داند در کامنتها تجربه شون رو به اشتراک بذارن تا دیگران هم استفاده کنند)اگر هدف شما.....- استخدام است به ترتیب: انگولار، ری اَکت و ویو جی اس- تولید برنامه تحت وب کوچک تا متوسط: ویو جی اس و میتریل- تولید برنامه برای چند پلتفرم ( مثل وب، موبایل  یا دستکتاپ) به ترتیب: امبر، ری اَکت، اورالیا، بک بن- تولید نرم افزارهای بزرگ (مثل نرم اقزار های سازمانی و ...) به ترتیب: آنگولار، امبر، ری اَکت، بک بن، اورلیا- وب دیزاینربه ترتیب: ری اَکت، ویو، اورلیا و پلیمر</description>
                <category>ABCDEZINE</category>
                <author>ABCDEZINE</author>
                <pubDate>Fri, 04 Sep 2020 11:48:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک طراح وب سایت شویم؟ (قسمت دُیُم)</title>
                <link>https://virgool.io/@abbaszadeh/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D9%88%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%8F%DB%8C%D9%8F%D9%85-d9mtpvtdllpu</link>
                <description>توی این قسمت میخواهیم به معرفی نرم افزارها و مهارتهای مورد نیاز یک طراح وب سایت بپردازیم. قبل از هر چیز این رو باید بگم که این مقاله نظرات شخصی من هستش و با اشتیاق تمام منتظر شنیدن نظرات و پیشنهادادتون برای بهتر شدنش هستم.الف) نرم افزاهای طراحیUI :سلطان نرم افزارهای طراحی، یک نرم افزار فوق العاده برای کار با تصاویر و طرح های پیکسلی. با اینکه در آپدیت 2015 ابزارهایی برای طراحی UI  به این نرم افزار اضافه شد اما همچنان طراحی UI باهاش سخته چون برای این کار ساخته نشده و یک نرم افزار چند منظوره است.- به چه کاری میاد: شما برای طراحی پروتوتایپ اولیه سایت، طراحی UI و طراحی و ویرایش تصاویری که در صفحه وب استفاده میکنید میتونید از فتوشاپ کمک بگیرید.- از کجا یادش بگیریم: بهترین منبع برای یادگیری کتاب هستش اما اگه حوصله خوندن کتاب رو ندارید میتونید از یوتوب کمک بگیرید. به لینکهای زیر هم میتونید سر بزنید. در آینده حتما آموزش طراحی UI با فتوشاپ رو بهتون آموزش میدم.https://abanweb.net/post/22/photoshop-fundamentalhttps://sariasan.com/photoshop-tutorial/ یه نرم افزار عالی برای کار با وکتورها و تصاویر وکتوری از شرکت ادوبی. به نظر من فتوشاپ و ایلوستراتور مثل آچار فرانسه و انبردست هستند توی جعبه ابزار. جعبه ابزاری که این دو تا رو نداشته باشه همیشه آدم رو لنگ میزاره!- به چه کاری میاد: امروزه تصاویر وکتور و SVG  جزی از صفحات وب شدند برای همین برای طراحی یا ویرایش این تصاویر یه این نرم افزار نیاز دارید- از کجا یادش بگیریم: مثل فتوشاپ بهترین منبع برای یادگیری این نرم افزار کتابه اما با یه جستجو در گوگل و یوتوب میتونید به منابع زیادی دسترسی داشته باشید. لینک های زیر هم بد نیست.https://sariasan.com/illustrator/full-free-lessons-5/https://sariasan.com/illustrator/free-illustrator-pdf-books/https://amoozesh365.ir/section/illustrator/http://persiangfx.com/fa/tutorials/illustrator/illustrator-video/adobe-illustrator-cc-2020-beginner/1- جدیدترین عضو خانواده ادوبی هست که رسما از 2016 با همین اسم وارد بازار شد و داره میره که کم کم جای نرم افزار محبوب اسکچ رو بگیره.- به چه کاری میاد: ادوبی ایکس دی نرم افزار تخصصی طراحی UI و پروتوتایپ هست. چه بخواهید طراحی فرانت اند وب سایت رو انجام بدید و چه بخواهید Ui یک اپلیکیشن موبایل رو کار کنید، این نرم افزار خیلی به کارتون میاد. زیاد پیچیده نیست و کار باهاش مثل فتوشاپ سخت نیست.- از کجا یادش بگیریم: لینک زیر میتونه برای یاد گیری این نرم افزار کمکتون کنه.https://www.aparat.com/v/NA7P2/آموزش_جامع_نرم_افزار_Adobe_XD_-_قسمت_اول_- در روزگارانی برای پویا نمایی و جان دادن به صفحات وب از تصاویر متحرک (گیف) و ماکرومدیا فلش استفاده می شد اما الان اوضاع کمی فرق کرده و تصاویر متحرک با کیفیت بالا و حجم کم و تصاویر پویای ( انیمیت) تعاملی جزی از سایت ها با طراحی سطح بالا هستند. میپرسید پویای تعاملی چیه (این واژه رو خودم درست کردم)؟ به انیمیشنهایی که با فعالیت های کاربر اتفاق می افته (تصاویر زیر رو ببینید)میگن. مثلا وقتی روی دگمه منو کلیک میکنید شکلش عوض میشه چندتا لینک زیر روببینید خودتون متوجه میشید. البته به یمن تغییرات زیادی که مرورگرها، Css و HTML داشته خیلی از این تعاملات و انیمیشن ها رو میشه مستقیما در صفحات وب و بدون هیچ نرم افزاری  و فقط با HTML و Css انجام داد.https://likely-story.co.ukhttps://codepen.io/grohit/pen/jObGzdGhttps://codepen.io/dbenmore/pen/ExVxeyvhttps://codepen.io/cassandraPaige/pen/BayGLaY- به چه کاری میاد: برای تولید انیمیت ها و مونشن گرافی .- از کجا یادش بگیریم: لینک زیر منبع نسبتا خوبیه برا شروع.https://www.limoonad.com/course/80607/فیلم-آموزش-نرم-افزار-افتر-افکت-after-effectب) نرم افزاهای طراحی وب سایت :1- محیط کد نویسی : جایی که بتونید کدهای Css, HTML, Javascript رو بنویسید. برای کسی که تازه وارد حیطه‌ی برنامه نویسی شده است، یکی از مهم‌ترین تصمیم‌هایی که باید بگیرد این است که یک محیط توسعه برای خود انتخاب کند. در این مقاله میخواهیم درباره‌ی تفاوت IDE و Editor ها صحبت کنیم.اصلا نگران نباشید اول از باید بدونید تفاوت IDE و Editor  چیه؟اما اگه بخوام خیلی خلاصه بگم شما هم به IDE و هم به یک ادیتور ساده نیاز دارید پس زیاد خودتون رو درگیر اینکه وای اینو نصب کنم یا اونو اگه اونو نصب کنم اینو چه کار کنم و ... نباشید به عنوان مخیط برنامه نویسی مجتمع  Intellij WebStorm یا Dreamweaver CC رو پیشنهاد میکنم و به عنوان ویرایشگر کد هم Visual Studio Code  یا Sublime البته اینها تجربه شخصی من هستش و توصیه میکنم شما هم تجارب شخصی خودتون رو داشته باشید! مرورگر: کدوم مرورگر بهتره واسه فرانت اند کار؟ همش برای اینکه نتیجه کارتون رو توی مرورگرهای مختلف ببینید بهتره همه رو داشته باشید حتی اینترنت اکسپلورِر  و خروجی کارتون رو توی همه مرورگرها ببینید.مهارت ها:هر صفحه وب از سه زبان مختلف تشکیل شده HTML ، Css و JavaScript (HTML وCss زبان برنامه نویسی نیستند.  در اصل نوعی زبان نشانه گذاری هستند).ساختار صفحات وب را مشخص میکند . در html همه چیز را در تگ های مشخص تعریف میکنیم html مانند دیوارهای آجری و فونداسیون در یک ساختمان است.از کجا یاد بگیریم؟ بهترین منبع برای آموزش html وب سایت  w3school  است که هم یک منبع آموزش عالی با امکان تست کدها به صورت آنلاین هست و هم یک رفرنس کامل و معتبر.ظاهر، استایل و چیدمان تگ های HTML را CSS تعیین میکند مثل پریزها، کلیدها ، کاغذ دیواری و در کل نازک کاری ساختمان.از کجا یاد بگیریم؟ سه تا منبع خوب برای آموزش CSS  هست وب سایت  w3school  ، وب سایت css-tricks و نمونه ایرانیش که کار آقای #مهندس_مجتبی_سیدی هست ( من خودم CSS رو از همین سایت یاد گرفتم( .سایتشون بسیار خوب و کاربردیه.یک زبان برنامه نویسی عجیب و غریبه که فهمیدنش کمی هم مشکله. JavaScript مثل لوله های آب و سیم های برق و در کل منطق حاکم بر خانه است. مثلا وقتی که شما شیر آب در آشپزخانه را باز می کنید انتظار ندارید چراغ اتاق خواب روشن بشه.(البته اگه هم انتظارش رو دارید باز هم با جاوااسکریپت شدنیه!)از کجا یاد بگیریم؟ وب سایت  w3school اما دوتا منبع خوب دیگه هم معرقی میکنم سایت آموزش جاوا اسکریپت و وب سایت mdn متعلق به شرکت موزیلازبان ( انگلیسیش): زبان انگلیسی رو به چند دلیل باید در حد اینکه بتونید کارهاتون رو راه بندازید بلد باشید اول اینکه خود زبانهای کد نویسی انگلیسیه دوم اینکه بهترین مراجع هم انگلیسیه و از همه مهمتر وقتی کارتون جایی گیر میکنه بهتریم جایی که میتونید کمک بگیرید سایتهاییه که معمولا انگلیسیه. آقا برو انگلیسی رو یاد بگیر بحثم نکن!. ای بابا!مبارزه با چالش ها : کل برنامه و اجرای طرح یک صفحه وب از اول تا آخرش چالشه و قطعا به مشکل برخورد میکنید پس باید یاد بگیرید چجوری مشکلاتت رو حل کنی بهترین روش پرسیدن سواله اونم توی انجمن های مخصوص به هر زبانه برنامه نویسیه. بهترین وب سایت تو این زمینه stack overflow هستش سوال پرسیدن و کلا کار کردن با این مدل سایتها رو یاد بگیرید.</description>
                <category>ABCDEZINE</category>
                <author>ABCDEZINE</author>
                <pubDate>Sat, 08 Aug 2020 23:16:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک طراح وب سایت شویم؟ (قسمت یکم)</title>
                <link>https://virgool.io/@abbaszadeh/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D9%88%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%8C%DA%A9%D9%85-bujygg2fguah</link>
                <description>اول از همه:تکلیفتون رو با خودتون معلوم کنید. طراح وب سایت دو شاخه اصلی دارهیک: طراح  UI/Ux  که بیشتر با ابزارهای گرافیکی  سر و کار دارید و ماهیت کارش شبیه گرافیستاست.دو: طراح  frontendسایت ( یا به قول بچه ها فرانت کار! ) که بیشتر باید کدزنی کنی و با فریم ورک های Css و جاوا اسکریپت و تگ های html کلنجار بری. ماهیت کار هم شبیه برنامه نویساست.اگه از من بپرسی کدومش بهتره میگم هر دوش!چرا؟چون طراح سایتی موفقه که خودش ایده اش رو بتونه حتی در حد یه اسکچ ساده هم که شده برای مشتری طراحی کنه. و هیچ فرانت کاری (به قول همون بچه ها) نمیتونه طرحی که توی سر شماست رو اونجور که باید تبدیل کنه به صفحه وب (به صفحات طراحی شده با Html, Css وJavaScript میگیم صفحه وب) حتی اگه با تموم جزییات اون رو به صورت گرافیکی طراحی کرده باشی.با تمام این حرفا هنوز هم هستند کسانی که به صورت تخصصی فقط توی یکی از حوزه ها کار میکنند و موفق هم هستند. دیگه به خودتون بستگی داره.دوم: مثل تمام کارهای دیگه این کار هم نیاز به ابزارهایی داره پس بهتره با ابزارهای این حرفه آشنا بشید؛ابزارهای شخصیتی: توی این مقاله به ابزارهایی که باید در شخصیت شما وجود داشته باشه صحبت میکنم و در قسمت بعدی به ابزارهای فنی. من اسم اینا رو گذاشتم ابزار شما میتونید مهارت بخونید یا ویژگی یا ... صبر: برای طراح وب شدن باید صبر داشته باشید!این کار از جنس هنره در اصل کسی که وارد این کار میشه هنرمنده پس صبر داشته باشید. توی هر کاری طول میکشه تا به کسب درآمد برسید. این صبر توی کارهای هنری کمی بیشتره. پس قبل از اینکه به بقیه لیست ابزارهای مورد نیاز نگاهی بندازی و دچار گرفتگی قلبی بشی و صفحه رو ببندی! آروم با خودت بگو &quot;نترس چیزی نیست. با صبر همه چی درست میشه!&quot; (نفس عمیق یادت نره) خلاقیت، ایده و الهام:خلاقیت واسه طراح وب مثل نمک واسه پفکه! پایه و اساس موفقیت یک هنرمند رابطه مستقیمی با خلاقیتش داره خلاقیت یعنی از هر چیزی الهام بگیری و اینقدر باهاش وَر بری تا بتونی یه ایده‌ی ناب از دلش در بیاری مثلا با دیدن انبردست یک منوی انبردستی طراحی کنی! (خود همین شده یه ایده خوب!) این مهارت در نهاد همه هست هر کی میگه من خلاقیت ندارم مشکل از طرز نگاه کردنشه. سعی کنید عمیق تر و بیشتر نگاه کنید. چی رو؟ الان میگم.یه مثال: &quot; دیروز یکی رو توی خیابون دیدم که یه کاسه پر از آلو جنگلی و و لواشک انار دستش بود و با چه لذتی می خورد از قیاقه اش معلوم بود خیلی ترشه!&quot;یه لحظه به میزان بزاقی که الان توی دهنت جمع شده توجه کن. همین الان غدد بزاقیت با تجسم چیزی که خوندی تحریک شد. خلاقیت هم همینه با بیشتر و عمیقتر دیدن تحریک میشه.در زیر چندتا وب سایت معرفی کردم که میتونید برای فعال کردن غدد خلاقیت  و الهام گرفتن از اونها کمک بگیریددریبل  dribble.com: محبوب ترین شبکه اجتماعی طراحاست و اکثر طراخهای دنیا در هر زمینه ای در اون فعالیت می کنند. توصیه میکنم یه صفحه واسه خودتون ایجاد کنید و از همین حالا نمونه کارهاتون رو داخلش قرار بدید.بیهنس behance.net : مشابهه دریبله که توسط شرکت ادوبی (Adobe) راه اندازی شده و با یه گشت و گذار در اون میتونی د هم با ترند های روز طراحی آشنا بشید. هم با نمونه کارهای طراحان دیگه.آواردز awwwards.com : از اسمش پیداست که توی کار مسابقه و رقابته. روش کار این سایت اینجوریه که طراحا نمونه طراحی هاشون و یا سایتهایی که طراحی کردن رو داخل اون میزارن و توسط سایر مخاطبین و در نهایت داوران خود سایت آواردز رتبه بندی میشه و بهترین سایت/طراحی روز، ماه و سال معرفی میشه. اگه بتونید یکی از عنوانهای آواردز رو بگیرین خیلی برای رزومه کاریتون خوبه.مدیوم medium.com : پلتفرم باخالیه که من بیشتر برای آموزش دیدن ازش استفاده میکنم اما با سرچ  UIو UX یا مراجعه به بخش طراحی میتونید به منبع عظیمی از مطالب فوق العاده در زمینه طراحی دسترسی داشته باشید.انوانتو  envato.com: فروشگاه این سایت دنیایی از انواع قالب و طراحی سایت برای فروش هستش که البته ما برای خریدن نمیریم اونجا فقط از اونا الهام میگیریم!چشم بصیرت: طراح وب  باید چشم بصیر داشته باشه!به لحاظ هنری چیزی که به درستی ترکیب بندی شده باشه بهتر به چشم میشینه و هرچه بر دیده نشست &quot;لاجرم بر دل نشیند! &quot; دو تا تصویر زیر رو ببینید هر دو محتویاتش یه چیزه اما شما کدوم رو انتخاب میکنی؟ کدوم رو انتخاب میکنی؟احتمالا گزینه یک چون در اون از یک سری اصول خاصی استفاده شده. ترکیب بندی در طراحی ظاهر وب سایت یعنی جایگاه تک تک المانها نسبت به کل صفحه و نسبت به هم. یاد گرفتنش کار سختی نیست یک سری اصول اولیه مثل کانون طلایی، قانون یک سوم یا ترکیب طلایی وجود داره که با یه گوگل ساده میتونی در موردشون بدونی که خیلی لازمه و در ترکیب بندی بهتر کمکت میکنه. بعد از اون میتونی هر جا سایتی دیدی که به نظرت جذاب اومد به لحاظ ترکیب بندی تحلیلش کنی و ببینی از چه اصولی پیروی کرده ( در مقاله های آینده حتما در مورد انواع ترکیب بندی در صفحات وب سایت صحبت میکنم) هوش رنگی : میخواهید طراح وب بشید؟ مغزتون رو رنگ کنید!در مورد رنگها و رنگ شناسی میشه سالها صحبت کرد. علوم روانشناسی ثابت کرده که فقط یه هوش نداریم بلکه چندین هوش داریم و هر کسی در یک یا چند زمینه با هوشه مثل هوش ادبیات، هوش ریاضی و ... .هوش رنگ شناسی هم یکی از اوناست. خبر خوب اینه که میشه هر نوع هوشی از جمله هوش رنگ شناسی رو با تمرین، تقویت کرد. چطوری؟ به همون روش خوب دیدن و عمیق دیدن. ئر ادامه چندتا سایت معرفی می کنم که خیلی کمک میکنه اما قبلش دو تا مورد رو در زمینه کاربرد رنگ در طراحی سایت در نظر داشته باشید؛اول : هیچ رنگی به تنهایی قشنگ نیست ( این نظر شخصی منه! با اینکه به شخصه علاقه خاصی به  رنگ زرد دارم اما هیچ وقت اون رو به تنهایی استفاده نمیکنم)دوم: ممکنه یه ترکیب رنگ در پوشاک، کارهای چاپی و غیره قشنگ باشه اما الزاما در مورد کاربردش در طراحی ظاهر سایت اینطوری نیست و برعکس.وب سایت  Colourco.de : ابزاری آنلاین برای ترکیب کردن رنگهاست که در نهایت می تونید رنگ های انتخابی رو در قالب پالت رنگ یا استایل شیت بگیرید.وب سایت Color.adobe.com : ادوبی یا چیزی رو درست نمیکنه یا وقتی درست کرد حسابی درستش میکنه. توی این سایتش هم با الگوریتم خاصی رنگها رو هوشمندانه ترکیب میکنه و یه پالت رنگ زیبا بهت میده .خلاصه دست خالی بیرون نمیایی.وب سایت Kheroma.co : تلفظش میشه (خ رما)  رنگاهی مورد نظرت رو انتخاب کن. خودش یه عالمه ترکیب رنگ باحال بهت میده یه قابلیت دیگه اش اینه نشونت میده هر متنی رو چه رنگی خوب میشه.وب سایت Uigradients.com : اسمش مشخصه برای گرفتن گرادینت (تدارج رنگ) خوبه.وب سایت Flatuicolors.com : با همکاری بیش از 13 طراحی از سراسر دنیا ترندها و پالتهای رنگی مورد علاقه توی هر کشور رو جمع آوری کردهوب سایتهای دیگه ای هم هستند که شاید شما سراغ داشته باشید پس توی کامنتها اونا رو با دیگران به اشتراک بذارید. پشتکار:استقامت و پشتکار یگانه راه رسید به آرزوهاست من این مقاله رو با این فرض نوشتم که شما به کار طراحی علاقه دارید. بعد از علاقه مهمترین ابزاری که باید اون رو در خودتون تقویت کنید پشتکار هستش. پشتکار نداشته باشید خیلی زود خسته میشید و در میانه را می مانید.</description>
                <category>ABCDEZINE</category>
                <author>ABCDEZINE</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jul 2020 13:45:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موفقیت لازمه شادی یا شادیی لازمه موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@abbaszadeh/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-epgetafrkrkd</link>
                <description>شادیاگر بخواهم در یک جمله بگویم شادی شرط لازم برای موفقیت است و این موضوع در طی تحقیقات مختلف ثابت شده است.اما بیشتر مردم این موضوع را بر عکس می پندارند و باور دارند موفقیت عامل شادی است و برای شاد بودن ابتدا باید به موفقیت دست پیدا کرد. اما حقیقت این است که شادی، سوخت پیشران شما به سمت موفقیت است.مثال: احمد آقا خرید یک ماشین مدرن را به عنوان هدف برای خود تعیین کرده است و خریدن این ماشین را یک موفقیت برای خود می داند. پس از قرض و قوله های فراوان و پس انداز و کردن و ... بالاخره به ماشین مورد علاقه اش می رسد. احمد آقا الان خوشحال است و سوار بر ماشین جدیدش خیابانهای شهر را زیر پا می گذارد. احمد آقا را با ماشینش تنها می گذاریم و یک هفته بعد به سراغش می رویم. آیا احمد آقا هنوز از رسید به موفقیت خود (خریدن ماشین) خوشحال است؟این داستان برای بسیاری از ما آشناست و کم و بیش به نوعی آن را تجربه کرده ایم. هر روز برای خودمان اهدافی تعیین می کنیم. به آنها می رسیم ( امیدوارم همیشه این گونه باشد) اما آنچنان که باید احساس شادی نمیکنیم ... چرا؟در رابطه با شادی دو نکته را باید بدانیم 1- شادی ناپایدارترین حالت از حالات اساسی آدم است ( بر عکس خشم که پایدارترین است!) 2- شادی واقعی آن است که ریشه و علت آن درونی باشد نه بیرونی. دیدن یک فیلم خنده دار، خریدن یک وسیله یا لباس جدید، دیدار دوستان همگی ما را شاد می کند اما تا وقتی هستند  به این خاطر که منشاء و انگیزه بیرونی هستند. شادی باید از درون باشد و آن شادی، شادی ناب است که همواره با ماست و نیروی محرکه ما برای رسید به موفقیت می شود. اما چگونه به این شادی درونی دست بیابیم؟ ساده است به موفقیت هایتان به چشم یک مقصد نگاه نکنید بلکه به عنوان یک مسیر نگاه کنید که باید طی کنید. به جای اینکه منتظر انتهای مسیرِ رسیدن به موفقیت باشیم، کمی سرعتمان را کم کنیم و از جاده و مناظرش و نغمه هایی که همیشه در آن جریان دارد لذّت ببریم.به خودتان نگاه کنید که در راه تلاش برای رسید به موفقیتتان چقدر رشد کرده اید. مهارتهایی به دست آوردید که تا چندی پیش حتی از وجودشان اطلاعی نداشتید. به تاثیری که در اطرافتان ایجاد کرده اید فکر کنید. ممکن است در راه رسید به موفقیت هایتان با آدمهای جدید مکانهای جدید و خیلی چیزهای جدید تر آشنا شوید که هر کدام داستانی دارند برای خودشان.چشمهایتان را ببندید و تصور کنید همه پولهای دنیا را دارید. خوب حالا با این همه پول که دارید چه چیزی واقعا شما را خوشحال میکند. من مطمئن هستم جوابی که خیلی از ماها به این سوال می دهیم را نمیشود با پول خرید اصلا ربطی به پول ندارد. و اگر اینگونه باشد مطمئن باشید این شادی، واقعی نیست.من شعار نمی دهم قطعا و حتما پول داشتن شرط لازم برای شادی است اما کافی نیست هیچ آدمی را ندیده امکه فقط به صرف این که خیلی پول دار است، شاد هم هست.از همین حالا بروید دنبال شادی هایتان؛ پرورش یک گیاه که با دست خودتان دانه‌ی آن را کاشته اید، خواند یک کتاب برای رشد شخصی تان، ایجاد یک عادت خوب، گذراندن یک بعد از ظهر با خانواده ، کمک کردن به یک غریبه، باز کردن سر صحبت با یک غریبه‌ی دیگر در مترو، اتبوس یا خیابان... این ها می توانند شعله عای کوچک شادی را در عمق وجود ما روشن کنند.در مقاله بعدی سعی میکنم چند روش برای شاد بودن ارایه کنم.همواره شاد باشید</description>
                <category>ABCDEZINE</category>
                <author>ABCDEZINE</author>
                <pubDate>Sun, 08 Jul 2018 11:48:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیامبران عصر جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@abbaszadeh/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-fbw2us49egdn</link>
                <description>در کتاب قرآن مجید به وجود 124 هزار پیامبر اشاره شده است و تقریبا فارغ از هر دین و مذهبی که داشته باشیم این موضوع پذیرفته شده است که تعداد زیادی پیامبر در قرن ها و اعصار مختلف راهنما و هدایتگر انسان ها بوده اند. اما آیا تمام این پیامبران مامور شده اند که یکتایی خدا را به گوش دیگران برسانند؟ به نظر من پیامبران همانگونه که از نامشان پیداست پیامهایی از کائنات و خداوند بودند برای سایر مردم آنها آمده بودند که راه و رسم زندگی را آموزش بدهند . و این امر در کتاب پیامبران اولوالعظم کاملا مشهود است. در کتاب تورات، انجیل و سرآمد آنها کتاب قرآن به جنبه های مهم زندگی پرداخته شده است. البته در این نوشته قصد ندارم به آنچه که در این کتب نوشته شده اشاره کنم بلکه می خواهم به پیامبران عصر جدید اشاره کنم که با پیام هایشان و اعمالشان دنیای بهتری برای سایرین رقم می زنند. کسانی که پندار، کردار و گفتارشان بسیاری از انسان ها را متحول کرده است. اولین پیام ایشان خود باوری و اعتقاد راسخ به این موضوع است که  &quot;می شود&quot; و &quot;می توان&quot; حتی با تمام بدی ها و نابسامانی های دنیای امروز .ایشان نمونه زنده‌ی خودباوری و اعتماد داشتن به توانایی های خود است کسانی مثل  برادران محمدی که چند روز بعد از خرید دوربین دیجیتالی شان متوجه شدند لنز آن دست دوم است پس تصمیم گرفتند به دیگران کمک کنند که کلاه سرشان نرود و نتیجه اش شد #دیجی_کالا ، بزرگترین استارتاپ ایرانی یا  محمدجواد شکوری‌مقدم و #آپارات اش یا  حسام آرماندهی که هنوز هم در تعطیلات است!! (ایشان برای تحصیلات به سوئد سفر کرده بودند و وقتی برای تعطیلات به ایران برگشته بودند مجذوب پروژه ای شدند که دوستان ایشان روی آن کار می کردند و از دل آن پروژه کافه بازار متولد شد )  و حتی خانم هایی مثل خانم لطیفی که می خواست اثر گذار باشد و به مامان های دیگر بقبولاند که آنها هم می توانند از علایق و مهارت های خود پول کسب کنند. پس #مامان_پز رو راه اندازی کرد و آنقدر خودش غذا بسته بندی کرد تا بالاخره موفق شد پیامش را به گوش خیلی از ایرانی های دیگر برساند.از این دست آدمها در همه جای دنیا بوده اند هستند و خواهند بود. شما هم می توانید پیام آور بعدی عصر جدید باشید. با من همچنان همراه باشید</description>
                <category>ABCDEZINE</category>
                <author>ABCDEZINE</author>
                <pubDate>Fri, 29 Jun 2018 12:14:32 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>