<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین عبداللهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@abdollahy</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:41:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1509608/avatar/jnpaBI.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین عبداللهی</title>
            <link>https://virgool.io/@abdollahy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تاثیر تصادف بر زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@abdollahy/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%81-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-aynr5cvvg7rv</link>
                <description>تصادفاواسط صبح بود صدای بادی که لاله‌های گوشم بوجود آورنده آن بودند را هرگز فراموش نمی‌کنم، بر بلندای کوه قطرات کوچک مه بر گونه‌های سردم می‌زدند و آن‌ها را بی‌حس‌تر و بی‌حس‌تر می‌کردند، باید دستانم را مدام به هم می‌فشردم و گرم می‌کردم تا توان نوشتن با من همراه باشد.زیبایی محو شدن آهسته کوه‌ها را در مه هرگز فراموش نمی‌کنم، ابر‌های مملو از باران بر تن خشک کوه‌ها می‌زدند و آن‌ها را لطیف‌تر از پیش می‌کنند، زیبا تر از پیش ناشناخته‌تر از پیش …خیره به طبیعتی نمناک از قطرات باران شده بودم، خیره به آسمانی که پرتو‌های خورشید در آن ناپیدا بود، زمان در گذر بود و جریان مداوم هوا در سینه … .در حال سیر در خیالات خود بودم که ناگهان صدایی توجه مرا به خود جلب کرد، صدای نزدیک شدن گام‌های فردی که می‌دانستم قرار است سهمی در دنیا‌های نامتناهی من داشته باشد … . این صدا تا جایی ادامه داشت که دیگر صدایی نشنیدم، سکوت در دنیا‌های من حکم فرما شد که سوالی این حاکمیت را از بین برد.اهمیتی ندارد که او که بود و سوال او چه؟!مهم این است که او از آن لحظه تا کنون همراه من است، همراه مندر آن لحظه واژه‌ها قدرتشان را از دست دادند؛باید می‌دانستم، باید می‌دانستم که دنیایم از تولد تا مرگ سرار سوال بی‌جواب خواهد شد، باید می‌دانستم که اسرار زندگی بر من آشکار خواهد شد، اما فقط چگونگی آن و نه چرایی آن !باید می‌دانستم در آن لحظه و آنجا ما تنها افراد حاضر نبودیم و من تنها تصمیم گیرنده نبودم!سالها دنیایم سراسر سوال است از تاثیر تصادف بر زندگی. اگر در آن لحظه در مکان و زمان دیگری به سر می‌بردم چه؟ آیا او هنوز همراه من بود؟، اگر سفرم به آن مقصد با تاخیر همراه بود چه؟، آیا او هنوز همراه من بود؟، آیا آن اتفاق باید در آن لحظه و مکان می‌افتاد؟، کمی تامل کردم و باز هم سیلابی از سوالات مرا غرق در خود کرد، من چگونه با شما آشنا شدم؟، با این فرهنگ؟، با این زبان؟ با این خوانواده؟، با این … .ما زاده تصادف‌ایم، جهان ما با تصادف وجودیت یافت، ما با تصادف گام در این دنیا نهادیم، با تصادف به علاقه‌های خود پی‌بردیم، با تصادف عاشق شدیم، با تصادف به بقای نسل خود پرداختیم؛ ما با زنجیره‌ای از تصادف‌ها در حال سپری کردن عمر خود هستیم و در آخر با تصادف با مرگ همنشین خواهیم شد؛ چرا که زنجیره‌ای از رخداد‌های کوچک ما را با مرگ هم آغوش خواهد کرد، رخداد‌هایی که اگر هر کدام از آنها، اگر به شیوه‌ی دیگری اتفاق می‌افتاد ما هنوز هم در این دنیا حضور داشتیم.سرنوشت، تقدیر، تصادف، آیا می‌شود قدرت تاثیر آن‌ها را بر زندگی انکار کرد؟، آیا باید زندگی خود را به دست آن‌ها وانهیم؟، آیا من باید به اجبار عاشق کسی شوم که سرنوشت او را به من معرفی خواهد کرد؟، آیا باید منتظر بمانم یا خود اقدامی کنم؟، آیا انسان موجودی منفعل است؟، آیا در این دنیا باید (منفعل) باشد؟، آیا سرنوشت تعیین کننده تصادف‌هاست یا تصادف تعیین کننده سرنوشت؟ زندگی ما زاده احتمالات ناشی از تصادف هاست، آیا ما تابیر اشتباهی از طبیعت احتمالاتیم؟، احتمالاتی که وقوع رخداد‌ها را بی‌معنا میداند؟، تصادف فاقد معناست.اگر این مجموعه رخداد‌ها شاکله زندگی ما باشند، آیا زندگی معنایی دارد؟، معنا در چه نهفته است در نگرش یا جهان پیرامون ما؟، آیا باید معنا ببخشیم یا جهان ما به خودی خود سرشار از معناست؟، معنا در عمل است یا در تصویر آن عمل؟، آیا باید علاقه‌مند بود یا شد؟، آیا باید عشق ورزید یا عاشق شد؟، آیا برای غرق نشده باید شنا کرد یا فقط خود را رها کرد؟، آیا این وظیفه ما است که به چیزی که سرنوشت و تصادف به ما تحمیل کرده معنا ببخشیم؟، آیا این وظیفه ما است که به وجودیت خود دلیل ببخشیم یا وجود ما از پیش دلایل مشخصی دارد؟، چه کسی تعریف کرده چگونه می‌شود این دلایل را پیدا کرد؟هر یک از ما همزمان در دو دنیا در حال سپری کردن عمر خود هستیم؛جهان درون: ذهن، رویا، کائنات، الوهیت و … (بعد معنوی انسان)جهان برون:  ملموس و عینی و … (بعد فیزیکی انسان)هیچ کس از ابتدا و انتهای آنها اطلاعی ندارد، ما در وسط این دو منبع بی‌پایانیم؛مختصات واقعی ما در این دو کجاست؟، چه طور جایگاه واقعی خود را در این دنیا‌ها پیدا کنیم؟، آنهم با گذر سریع زمان و عمری محدود؛ انسان با دایره شناخت و فرصرت زندگی محدود خود در این دو عالم، چگونه، چگونه خواهد فهمید که هست و کجا هست و به کجا می‌رود یا باید برود؟!تعیین کننده داستان زنگی ما کیست؟، آیا زندگی کتابی است که از پیش تعریف شده یا تعریف‌گر آن ما هستیم؟، آیا همه باید دست به قلم شویم و داستان منحصر به فرد خود را بنویسیم یا جوهر از پیش خالی است و ما صرفا راوی داستان خود هستیم؟می‌گویند زندگی راز است، چرا که اگر ما از تمام رخدادها و اتفاقات آگاهی می‌داشتیم آیا زندگی هنوز هم برای ما جذاب بود؟رخدادهای فارغ از پیش بینی برای ما جذاب است، ناشناخته‌ها برای ما جذاب است، ناآگاهی جذاب است، جذابیت هم در رخدادهای بد نهفته است و هم خوب، رخدادهای خوب خاطره سازند و رخدادهای بد آگاهی دهنده.انسان موجودی دارای حق انتخابمی‌گویند ما حق انتخاب داریم، اما حق انتخاب بین گزینه‌هایی که سرنوشت برای ما تعیین کرد؟ چرا باید انتخاب‌های ما محدود به شرایط موجود باشد؟ حال آن که می‌توانیم فراتر از زمان و مکان خود انتخاب کنیم.در آن لحظه من تنها دو انتخاب داشتم که سرنوشت و تصادف پیش رویم گذاشته بودند؛ این که اجازه هم نشینی به او را می‌دادم یا نمی‌دادم.من تعیین نکرده بودم در چه زمانی او باید باشد؛من تعیین نکرده بودم در چه مکانی او باید باشد؛من تعیین نکرده بودم در چه کسی او باید باشد؛من تعیین نکرده بودم …اگر آن بهترین گزینه‌ای که من می‌توانستم داشته باشم نبود چه؟، اگر بهترین گزینه بود و من آن را نمی‌پذیرفتم چه؟، اگر، اگر، اگر، …شاید زندگی برای تصمیم گیری سهل‌تر ما با توجه به ذهن و زمان محدودمان از تعداد این انتخابات کاسته، اما آیا با حق انتخاب بیشتر نمی‌توانستیم تصمیمات درست بیشتری بگیریم؟فرصت انتخاب‌های درست بیشتر؟، سوال مهم‌تر این است که آیا آن گذینه‌هایی که به ما معرفی می‌شود جزو تصمیمات درست زندگی ما است و یا نادرست؟در این دنیا پذیرفتم که زندگی و سرنوشت تصمیم‌گیری را برای ما آسان تر نمی‌کنند، فقط دنیای ما را کوچک تر می‌کنندآیا طرز نگرش ما می‌تواند خط سیر تصادف‌ها را به سمت چیزی بکشد که ما خواهان آن هستیم؟، آیا آینده نگری و رویا پردازی ما صرفا کاری بیهوده است؟در تصادف نقص است، چرا که وقوع رویدادهای خارچ از دایره باور و شناخت ذهنی ما اشتباه است، انتخاب خارج از باور و نگرش‌هایمان اشتباه است، ما و جهان ما زاده تصادف و اشتباهیم.این که چه چیزی باشم را چه کسی تعیین می‌کند؟چرا مهم‌ترین تصمیمات زندگی ما با اختیار خودمان صورت نمی‌گیرد؟زندگی سراسر سوالات بی‌جواب است، سراسر ابهام، سراسر از نمی‌دانم‌ها یا نباید بدانم‌ها، سراسر از نشدن‌ها، ناپیدا‌ها، ناشناخته‌ها؛ در پایان این داستان سراسر از سوالات بی‌پاسخ، ما به عنوان انسان‌های محدود به ماده و لحظه اکنون، چگونه در پی چیزی هستیم که زاتشان مطلقا بر ما پوشیده است؟!انسان‌ها زجر می‌کشند، اگر با این واقعیت رو برو شوند که توانایی کنترل خیلی چیزها را ندارند. اختیار دورغین و پوشالی برای حیات لازم است، لازم.پی‌نوشت: ما فقط می‌توانیم با تلاش بیش‌تر، درصد رخدادهای خارج از کنترل‌مان را کاهش دهیم اما هیچگاه، هیچگاه نمی‌توانیم آن را از بین ببریم.</description>
                <category>حسین عبداللهی</category>
                <author>حسین عبداللهی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Sep 2022 21:59:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریکی، رنگی همانند سایر رنگها!</title>
                <link>https://virgool.io/@abdollahy/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A7-f9sgjrjn0vms</link>
                <description>تاریکیرنگی از میان رنگ‌ها، البته اگر بشود آن را رنگ قلمداد کرد. به گمان من تاریکی رنگ نیست، رنگ از چیزی بامعنا زاییده می‌شود چیزی که برای ما قابل درک و فهم است، اما تاریکی بی‌معنا و مفهوم است. این بی‌معنایی به منزله عدم کارایی آن نیست، چرا که تمام رنگ‌ها، ظواهر و پدیده‌ها با وجود چیزی به نام تاریکی توانایی نمایان شدن و تجلی یافتن را پیدا خواهند کرد.تاریکی تنها رنگی است که به هیچ چیز وابسته نیست، بدون هیچ منبعیتاریکی پس زمینه تمام آن چیزیست که می‌بینیم.تنها در اثر وجود تاریکی زیبایی‌ها فرصت نمایان شدن پیدا خواهند کرد، فرصت دادن دید و درکی متفاوت نسبت به تمام پدیده‌ها و رویداد‌ها، حال آنکه این زیبایی از منبع خود تغذیه میکند. تمام رنگ‌ها در جهان نامحدود ما در تاریکی مطلق و بی‌انتها قرار دارند، تاریکی جهان ما را بلعیدهتاریکی شاید هیچ باشد، شایدم نه!!! ما از تاریکی سربرمی‌آوریم و در تاریکی سربرخواهیم گذاشت، انگار زندگی دفتر سیاهی است که به ما فرصت خلق انگاشته‌های ذهنی‌مان را می‌دهد، فرصت رنگ آمیزی این دفتر متناسب با خواسته‌ها و افکار ما، رؤیا‌های ما با ذهنی که در همین تاریکی به سر می‌برد.تاریکی غیرقابل انکار و نابود ناشدنی است، نبود آن با نبود هرچیزی برابری می‌کند. آیا می‌شود خالق تمام رنگ‌ها در دنیا را ذهن خودمان دانست؟ ذهنی که در همین تاریکی خالق و معنا بخش همین ظواهر است. برخی گمان می‌برند که رنگ‌ها زاییده طبیعت‌اند، حال آنکه ذهن ما به نسبت تجربه‌اش از محیط یا غیر آن اقدام به پردازش آن داده‌های بی‌معنا (حواس) به صورت معنادار می‌کند، که این تجربه توسط ذهن قابل تغییر است. (سوال: حقیقت را که تعیین میکند محیط و یا ذهنمان؟!) این ما هستیم که به تاریکی معنا می‌بخشیم، و این تاریکی است که فرصت معنا بخشیدن را به ما می‌دهد.چشمانت را برای چند لحظه ببند …  چه می‌بینی؟!؟!تاریکی را نمی‌شود تصور کرد چرا که ما در تاریکی تصور می‌کنیم؛ تنها رنگ‌های ساخته ذهنت توجه تو را به خود جلب می‌کنند. گاهی بگذار اکثریت (تاریکی) بر اقلیت (سایر رنگ‌های ساخته ذهن) چیره شود، گاهی بگذار توجهت تنها با تاریکی خطم شود، آنگاه شاید وسعت این دنیا را درک کنی، که چقدر فرصت برای خلق کردن هست،خلق زیباییخلق نیکیخلق یک رؤیاپی‌نوشت: بینایی، توانایی درک و تفسیر محیط اطراف را با استفاده از نور مرئی منعکس شده (تصویر جسم) به ما می‌دهد نه خود آن جسم که همین مورد را می‌توانیم به ادراک نسبت دهیم که رفتار مردم به روش ادراک یا برداشت آنها (و نه رویداد) بستگی دارد.پی‌نوشت 2: راستی اگر از این محتوا خوشت اومد پیشنهادم اینه که یه سر به این سایت بزنی.</description>
                <category>حسین عبداللهی</category>
                <author>حسین عبداللهی</author>
                <pubDate>Thu, 26 May 2022 00:02:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توليد ليد يا سرنخ (Lead Generation) چگونه انجام ميشود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@abdollahy/%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%8A%D8%AF-%D9%84%D9%8A%D8%AF-%D9%8A%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%86%D8%AE-lead-generation-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%8A%D8%B4%D9%88%D8%AF-lhejstwhmzjm</link>
                <description> توليد lead يا سرنخ چيست؟توليد سرنخ فرآيند ايجاد علاقه در مصرف کننده براي يک محصول يا خدمات با هدف تبديل آن علاقه به فروش است. در ديجيتال مارکتينگ، اين معمولاً شامل جمع آوري اطلاعاتي نظير شماره تماس،ايميل و ... بازديدکنندگان از طريق يک فرم وب است.توليد سرنخ بخش اصلي قيف بازاريابي (Marketing Funnle) براي بسياري از شرکت‌هاي B2B است، زيرا محصولات آنها ميليون ها تومان هزينه دارد و بازديدکنندگان وب کمتر احتمال دارد محصول يا خدمات خود را مستقيماً از وب سايت خريداري کنند. جمع‌آوري leadهاي جديد به کسب‌وکارها اين امکان را مي‌دهد تا قبل از اينکه مستقيماً از طريق فروشندگان به leadهاي واجد شرايط دسترسي پيدا کنند، مشتريان بالقوه را از طريق ايميل مارکتينگ آموزش داده و پرورش دهند.توليد lead براي تجارت الکترونيک (Ecommerce) و ساير مشاغل نيز مهم است، زيرا ايميل مارکتينگ هنوز يکي از مؤثرترين کانال‌ها براي بازاريابي آنلاين است و جمع‌آوري اطلاعات تماس مشتري احتمالي به کسب‌وکار اجازه مي‌دهد تا بعداً براي آنها بازاريابي کند، حتي اگر خريدي انجام ندهند.چگونه ليد يا سرنخ به‌دست آوريم؟دو مولفه اصلي در فرآيند توليد lead وجود دارد: جذب ترافيک به سايت شما و سپس متقاعد کردن آنها براي به اشتراک گذاشتن اطلاعات تماس خود با شما.اولين مرحله از اين فرآيند، يافتن راهي موثر براي جذب مشتريان بالقوه به وب سايت شما است. بسته به اهداف شرکت و محدوديت هاي بودجه‌اي، راه‌هاي زيادي براي شروع جذب مشتريان بالقوه به سايت شما وجود دارد. در زير برخي از راه‌هاي کليدي که کسب‌وکارها براي هدايت ترافيک استفاده مي‌کنند آورده شده است:بازاريابي موتورهاي جستجو (SEM): SEM شکلي از تبليغات آنلاين است که شامل پرداخت هزينه به موتورهاي جستجو (مانند گوگل يا بينگ) براي نمايش تبليغات شما در نتايج جستجوي آنها مي شود. از آنجايي که جستجو روش اصلي پيمايش افراد در وب است، اين روش مي تواند منبع بزرگي از ترافيک باشد.بهينه سازي موتورهاي جستجو (SEO): بهينه سازي موتورهاي جستجو مشابه SEM است، زيرا شامل دريافت ترافيک از موتورهاي جستجو مي شود، اما به جاي پرداخت هزينه به موتورهاي جستجو براي تبليغات، سئو شامل بهينه سازي وب سايت شما براي الگوريتم هاي موتورهاي جستجو است به طوري که در بالاترين نتايج ظاهر شود. رسانه هاي اجتماعي: سايت هاي رسانه هاي اجتماعي مانند فيس بوک و لينکدين رشد کرده‌اند تا به برخي از محبوب ترين سايت‌هاي وب تبديل شوند و شروع به رقابت با جستجو به عنوان منابع اصلي ترافيک کرده‌اند. مي‌توانيد با ارسال محتوا به پلتفرم‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي يا پرداخت هزينه براي تبليغاتي که در شبکه‌ها اجرا مي‌شوند، ترافيک را از شبکه‌هاي اجتماعي هدايت کنيد.تبليغات نمايشي: اين نوع تبليغات به اشکال مختلف مانند ويديو، تصوير، صدا يا متن ارائه مي‌شود. اين تبليغات را مي‌توان در وب‌سايت‌هاي مربوطه خريداري کرد تا آن ترافيک را به سايت خود هدايت کند، معمولاً از طريق مدل‌هاي Pay Per Click (PPC).رويدادهاي آفلاين: بازاريابي ديجيتال اغلب مي تواند به صورت آفلاين شروع شود. رويدادهايي مانند کنفرانس‌ها و جلسات صنعتي مي‌توانند راه‌هاي خوبي براي برقراري ارتباط با مشتريان جديد بالقوه، اطلاع‌رساني به آن‌ها در مورد برند خود و رساندن آنها به وب‌سايت شما باشند. اينها مي توانند رويدادهايي باشند که به عنوان مهمان در آنها شرکت مي کنيد، رويدادهايي که اسپانسر آنها هستيد يا رويدادهايي که خودتان ميزبان آنها هستيد.هنگامي که بازديدکنندگان شروع به ورود به سايت شما مي کنند، گام بعدي اين است که آنها را از طريق يک فرم آنلاين به سرنخ يا ليد تبديل کنيد. اين را مي توان با استفاده از بسياري از تاکتيک هاي مختلف توليد ليد انجام داد، اما شامل علاقه مند کردن کاربران به محصول يا خدمات شما و واداشتن آنها به ارسال اطلاعات تماس خود، اغلب از طريق استفاده از يک انگيزه (معروف به &quot;ليد مگنت&quot;) است.در اينجا استراتژي‌هاي بازاريابي رايجي که کسب و کارها براي توليد lead استفاده مي کنند آورده شده استمحتوا: ارائه محتواي با کيفيت بالا در ازاي اطلاعات تماس يک روش معمول در توليد lead است. اين محتوا مي تواند هر چيزي باشد، از کاغذ سفيد، مطالعه موردي يا اينفوگرافيک گرفته تا کتاب الکترونيکي يا ويديوي انحصاري. ايده اين است که مشتريان بالقوه در مخاطبان هدف خود را با محتواي مرتبط با کسب و کار خود جذب کنيد و از آنها بخواهيد قبل از دسترسي به محتوا، اطلاعات تماس خود را ارائه دهند.وبينارها: وبينار يک جلسه ويديويي زنده است که بازديدکنندگان شما مي‌توانند آن را مشاهده کرده و در آن شرکت کنند. وبينارها معمولاً بين نيم ساعت تا يک ساعت طول مي‌کشند و اطلاعات و مطالب آموزشي در مورد يک موضوع خاص ارائه مي دهند. از آنجايي که وبينارها تعاملي هستند و نياز به سرمايه گذاري زيادي در زمان دارند، مي‌توانند راه بسيار خوبي براي نه تنها ايجاد سرنخ، بلکه براي آموزش و تبديل آنها نيز باشند.صفحات فرود (landing page): بهترين ابزار توليد سرنخ محصول شماست. اگر محصول قانع‌کننده‌اي داريد که مشکل اساسي را حل مي‌کند، بازديدکنندگان مي‌خواهند اطلاعات تماس خود را حتي بدون هيچ انگيزه‌اي ارائه کنند. ارائه محصول شما به جذاب ترين روش اغلب از طريق لندينگ پيج يا صفحات فروش انجام مي شود که به آموزش و تبديل مشتريان احتمالي کمک مي کند. بهينه سازي صفحه فرود کليدي است براي اطمينان از اينکه بيشترين بهره را از اين صفحات ببريد.هنگامي که يک lead ايجاد مي شود، اگر مشتري در بازار هدف باشد، lead به يک رهبر واجد شرايط بازاريابي (MQL) تبديل مي‌شود و تيم بازاريابي ديجيتال شروع به پرورش اين رهبر از طريق کمپين‌هاي بازاريابي مي کند. اين فرآيند پرورش معمولاً شامل کمپين‌هاي اتوماسيون بازاريابي به فهرست‌هاي ايميل خاص براي پيگيري محتوايي است که به آموزش و متقاعد کردن مشتريان احتمالي کمک مي‌کند تا در نهايت به leadهاي فروش بالغ شوند.پس از پرورش يک سرنخ، يک مشتري بالقوه را مي‌توان متقاعد کرد که يک خريد در وب سايت انجام دهد يا با تماس با يک فروشنده، آنها را به يک lead واجد شرايط فروش تبديل کند. در فروش سازماني، اغلب اين تيم فروش است که براي بستن معامله به مشتريان احتمالي ارتباط برقرار ميکند.چگونه فرآيند توليد lead يا سرنخ خود را بهبود ببخشيم؟جداي از جذب ترافيک بيشتر به سايت خود، راه هاي زيادي وجود دارد که از طريق آنها مي‌توانيد وب سايت خود را به منظور جذب مشتريان بيشتر بهينه کنيد.از آنجايي که محتوا اغلب يک انگيزه کليدي براي هدايت مخاطبان است، براي تعيين اينکه کدام نوع محتوا بهترين عملکرد را دارد، با بخش‌هاي مختلف محتوا، روش‌هاي مختلف دعوت به اقدام (CTA) و ليد مگنت (Lead Magnet‌) آزمايش کنيد. اين معمولاً شامل شناسايي شخصيت‌هاي خريدار کليدي شما و ايجاد محتوايي است که براي جذب مشتريان با کيفيت مفيد و قانع‌کننده باشد.فراتر از مشوق‌ها، اغلب يک بخش کليدي از قيف بازاريابي (Marketing Funnel) که مي‌تواند بهينه شود، فرم lead است. اگرچه از ديدگاه کسب و کار، جمع‌آوري هرچه بيشتر اطلاعات در مورد يک مشتري بالقوه سودمند است، بيشترکردن فيلدهاي فرم منجر به کاهش تعداد ارسال‌هاي فرم مي‌شود. با طول هاي مختلف فرم آزمايش کنيد تا ببينيد چه چيزي از نظر جذب سرنخ و اطلاعات سرنخ بهينه است.بسياري از جنبه‌هاي ديگر يک سايت نيز وجود دارد که مي‌توان آن‌ها را بهينه کرد، از داشتن يک فراخوان براي اقدام واضح گرفته تا مسير رفتار کاربران در سايت و راحت‌تر کردن آن به طوري که کاربران بتوانند به راحتي به محتواي مورد نظر شما دسترسي پيدا کنند. کاوش در داده‌ها در يک پلتفرم تحليلي مي‌تواند براي تجسم اينکه چگونه leadهاي بالقوه در اطراف سايت شما حرکت مي‌کنند مفيد باشد.نحوه استفاده از AB testing براي بهبود توليد lead يا سرنخاگرچه عناصر زيادي در سايت شما وجود دارد که مي‌توان آن‌ها را بهبود بخشيد، اما نمي‌خواهيد همه آنها را به يکباره پياده‌سازي کنيد و به بهترين‌ها اميدوار باشيد. اينجاست که تست A/B وارد مي‌شود.تست A/B به شما اين امکان را مي‌دهد تا تغييرات مختلف سايت خود را در بخش‌هايي از ترافيک خود آزمايش کنيد تا تعيين کنيد که آيا تأثير مثبتي بر نرخ تبديل شما دارد يا خير، و واقعاً چه تأثيري خواهد داشت. آزمايش به شما اين امکان را مي‌دهد که به‌جاي انجام تصميمات مبتني بر داده‌ها در مورد تغييرات سايت خود تصميم بگيريد.چه در حال ايجاد تغييرات در فرم‌هاي سرنخ خود باشيد و چه در حال آزمايش ليد مگنت (Lead Magnet‌) مختلف، نرم‌افزار تست A/B مانند Optimizely نمايش نسخه‌هاي مختلف سايت خود را به بازديدکنندگان آسان مي‌کند تا بتوانيد تعيين کنيد کدام نسخه بهترين عملکرد را دارد.</description>
                <category>حسین عبداللهی</category>
                <author>حسین عبداللهی</author>
                <pubDate>Tue, 15 Feb 2022 00:42:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>