<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های abofares hamdani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@abofareshamdani</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 23:57:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/237392/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>abofares hamdani</title>
            <link>https://virgool.io/@abofareshamdani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زندگی نامه و رزومه داوود فیرحی استاد تازه درگذسته دانشگاه تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%88%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D8%AD%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-u0cyl2mqiggb</link>
                <description>داود فِیرَحی (۱۳۴۳ در زنجان – بامداد ۲۱ آبان ۱۳۹۹ در تهران) پژوهشگر علوم سیاسی و اندیشه سیاسی اسلام بود. وی دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران و تحصیلات حوزوی تا سطح عالی بوده و استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است. فیرحی استاد مدعو دانشگاه مفید در قم نیز بود.به گزارش انصاف نیوز وی عضو شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بوده و درس‌گفتارهایی در موسسه مطالعات سیاسی-اقتصادی “پرسش” برگزار کرد.تحصیلات داوود فیرحیحجت الاسلام دکتر داود فیرحی سال ۱۳۴۳ در زنجان متولد شد. علوم دینی را تا پایان مقدمات در مدرسه علمیه شهرستان زنجان خواند و سپس سطح و خارج فقه و اصول را از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۰ در حوزه علمیه قم آموخت.همزمان از سال ۱۳۶۶ در دانشگاه تهران در رشته کارشناسی علوم سیاسی قبول شد و این رشته را تا مقطع دکتری علوم سیاسی با گرایش اندیشه سیاسی از همین دانشگاه ادامه داد و رساله دکتر خود را با عنوان « دانش ، قدرت و مشروعیت در اسلام» در سال ۷۸ اخذ کرد.. این رساله که با الهام از روش شناسی فوکو و هرمنوتیک گادامر تنظیم شده است به بررسی مناسبات قدرت و دانش در دوره میانه اسلام پرداخته و چگونگی زایش دانش سیاسی دوره میانه را کاوش می کند.پیش از این دکتر فیرحی در دوره کارشناسی ارشد هم رساله « اندیشه سیاسی شیعه در دوره قاجاریه» را نوشت . این رساله به اندیشه سیاسی فقیهان مشهور شیعه در دوره قاجار اختصاص دارد. و کوشش می کند مهمترین مکاتب فقهی-سیاسی شیعه را که در دورة قاجاریه بسط یافته و حضور خود را کماکان در تحولات مشروطه(۱۲۸۴/۱۹۰۵) و انقلاب اسلامی (۱۳۵۷/۱۹۷۹) به بعد در ایران، حفظ کرده است، تحقیق نماید.رساله کارشناسی ارشد وی با عنوان «اندیشه سیاسی شیعه در دوره قاجاریه» بود که در آن به اندیشه سیاسی فقیهان مشهور شیعه دوره قاجار و مکاتب مهم فقهی-سیاسی ای که در دوره قاجاریه بسط یافته و در تحولاتی چون نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی تأثیرگذار بودند پرداخته‌است. رسالهٔ دکترای وی هم «دانش، قدرت و مشروعیت در اسلام» نام داشت که با الهام از روش‌شناسی فوکو و هرمنوتیک گادامر تنظیم شد.سوابق علمی داوود فیرحیوی مؤلف ۱۰ کتاب و همچنین دارای حدود ۶۰ مقاله منتشره در مجلات و کنفرانس‌های علمی در حیطه اندیشه سیاسی اسلام است.همچنین راهنمایی رساله‌های متعددی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در حوزه اندیشه سیاسی اسلام را عهده‌دار بوده.فیرحی از سال ۷۸ تاکنون عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران می‌باشد و دارای درجه «استادی» است. وی در مقطع دکترا تدریس دروس «اندیشه سیاسی در ایران معاصر» و «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر»، در مقطع کارشناسی ارشد تدریس «فقه سیاسی» و «افکار سیاسی در ایران و اسلام»، «بنیاد گرائی و رادیکالیسم اسلامی معاصر» و در مقطع کارشناسی تدریس «نظام سیاسی و دولت در اسلام»، «تاریخ تحول دولت در جهان اسلام» و «مبانی اندیشه‌های سیاسی در اسلام» را عهده‌دار بود.تالیفات داوود فیرحیاز دکتر فیرحی تا کنون  کتاب های  « قدرت ، دانش و مشروعیت در اسلام»، چاپ چهارم(تهران : نشر نی،)۱۳۸۴،«نظام سیاسی و دولت در اسلام»، چاپ سوم،( تهران : سمت ، ۱۳۸۴)،« تاریخ تحول دولت در اسلام» ، در دست انتشار تدوین یا منتشر شده است و نیز۳۰ مقاله از وی هم در حوزه اندیشه سیاسی اسلام در مجلات و کنفرانسهای علمی انتشار یافته است.قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام (۱۳۷۸، چاپ شانزدهم:۱۳۹۶)، تهران، نشر نی.دولت اسلامی و تولیدات فکر دینی (۱۳۸۰)، تهران، بقعهنظام سیاسی و دولت در اسلام (۱۳۸۲، چاپ پانزدهم: ۱۳۹۵)، تهران، سمت.تاریخ تحول دولت در اسلام (۱۳۸۶، چاپ هفتم؛ ۱۳۹۵)، قم، دانشگاه علوم انسانی مفید.روش‌شناسی و اندیشهٔ سیاسی در اسلام (۱۳۸۷) (مشترکاً با سایر نویسندگان)، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.دین و دولت در عصر مدرن (جلد اول: ۱۳۸۹، جلد دوم: ۱۳۹۰)، تهران، نشر رخدادنو.فقه و سیاست در ایران معاصر؛ فقه سیاسی و فقه مشروطه (۱۳۹۱، چاپ پنجم؛ ۱۳۹۴)، تهران، نشر نی.«فقه و سیاست در ایران معاصر؛ تحول حکومت داری و فقه حکومت اسلامی» (۱۳۹۳، چاپ سوم؛ ۱۳۹۶)تهران، نشر نی.«آستانهٔ تجدّد؛ در شرح تنبیه الامة و تنزیه الملة» (۱۳۹۴، چاپ دوم؛ ۱۳۹۵) تهران: نشرنی.«فقه و حکمرانی حزبی» (۱۳۹۶)تهران: نشر نی.مقالات چاپ شده در نشریات بین المللیDavood Feirahi. “Islam and Human Rights; A Semiotic report.” Theoretical Foundations of Human Rights -, no. — (۲۰۰۶): -.داود فیرحی. “فرد ودولت در فرهنگ سیاسی اسلام.” فلسفه، کلام و عرفان -، ۷,۸ (۱۳۷۶): ۳۸-۷۳.داود فیرحی. “ملاکهای سیلان یا انقطاع نسل ها.” نگاهی به پدیده گسست نسل ها -، ۱ (۱۳۸۳): ۷۱-۸۱.داود فیرحی. “نسبیت هویت و خرده هویت ها.” هویت و بحران هویت -، ۱ (۱۳۸۳): -.داود فیرحی. “دولت مدنی پیامبر ( ص).” مجموعه مقالات اسلام و ایران؛ بررسی تاریخی ۱، — (۱۳۸۴): -.داود فیرحی. “مبانی فقهی مشروطه خواهی از دیدگاه آخوند خراسانی.” مجموع مقالات همایش مشروطیت -، — (۱۳۸۴): ۱۹۲-۲۱۴.داود فیرحی. “دین رسانه و فرهنگ.” دین و رسانه ۲-۹، ۳۵۴۶۲ (۱۳۹۰): ۶۶-۸۸.مقالات چاپ شده در نشریات داخلیمحمد کاظم هاشم و داود فیرحی. “اثر عامل الخصومه فی خطاب التیارات السیاسیه العراقیه.” مجلۀ علوم سیاسی و حقوقی دانشگاه کوفه اول، ۳۸ (۱۳۹۷): ۳۱۸-۳۴۰.محمد کاظم هاشم و داود فیرحی. “مجله الکوفه للعلوم القانونیه والسیاسیه.” مجلۀ علوم سیاسی و حقوقی دانشگاه کوفه اول، ۳۸ (۱۳۹۷): ۳۱۸-۳۴۰.داود فیرحی و محمد کاظم هاشم. “تکراری اثر عامل الخصومه فی خطاب التیارات السیاسیه العراقیه (۲۰۱۰- ۲۰۱۸).” مجلۀ علوم سیاسی و حقوقی دانشگاه کوفه اول، ۳۸ (۱۳۹۷): ۳۱۸-۳۴۰.داود فیرحی و مهدی فدایی مهربانی . “تاملی در اندیشه سیاسی عزیزالدین نسفی.” فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ۴۰، ۳ (۱۱۱۱): -.داود فیرحی. “المشارکه السیاسیه فی الدوله الاسلامیه؛ قراءه فی التعددیه الاعتقادیه والسیاسیه والحزبیه.” منهاج ۱، ۳۶ (۱۱۱۱): -.داود فیرحی. “فقه سیاسی اهل سنت.” نقد و نظر -، ۴ (۱۳۷۸): ۷۲-۱۱۷.داود فیرحی. “سنت و تجدد : دو مبنای روش شناختی در تحلیل دانش سیاسی اسلام.” نقد و نظر -، — (۱۳۷۸): -.داود فیرحی. “رسانه ها و تحول فرهنگ سیاسی در خاور میانه.” علوم سیاسی -، ۸ (۱۳۷۹): -.داود فیرحی. “فلسفه سیاسی در جهان اسلام.” علوم سیاسی -، — (۱۳۷۹): -.داود فیرحی. “روش شناسی اندیشه سیاسی ابن رشد.” مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی -، ۶۳ (۱۳۸۳): ۵۹-۹۲.داود فیرحی. “دفاع مشروع ک ترور و عملیات شهادت طلبانه در مذهب شیعه.” شیعه شناسی -، ۶ (۱۳۸۳): ۱۰۹-۱۲۶.داود فیرحی. “علم در مغناطیس قدرت.” معماری و شهرسازی آرمانشهر – شرکت مهندسین مشاور آرمان شهر ۱، ۱ (۱۳۸۳): -.داود فیرحی. “شیعه و دموکراسی مشورتی در ایران.” مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی -، ۶۷ (۱۳۸۴): ۱۳۷-۱۵۸.داود فیرحی. “دولت؛ بحران مشروعیت و رقابت های سیاسی.” فرهنگ اندیشه ۱، ۱۳ (۱۳۸۴): -.داود فیرحی. “دولت – شهر پیامبر ( ص ).” مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی ۱، ۷۳ (۱۳۸۵): ۱۸۳-۲۳۶.داود فیرحی و مهدی فدائی مهربانی . “پیوند عرفان و سیاست از منظر عزیز الدین نسفی.” پژوهشنامه علوم سیاسی ۱، ۴ (۱۳۸۶): -.داود فیرحی. “درآمدی بر فقه سیاسی.” فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ۴۰، ۱ (۱۳۸۹): ۲۱۷-۱۳۸.علی علی حسینی و داود فیرحی. “عادت واره هگلی وگذار از سنت در ایران معاصر.” رهیافتهای سیاسی و بین المللی – دانشگاه شهید بهشتی -، ۲۲ (۱۳۸۹): ۲۲۵-۲۴۴.داود فیرحی. “رویکردی زبانی – تاریخی به پیدایش زبان روشنفکری در غرب.” رهیافتهای سیاسی و بین المللی – دانشگاه شهید بهشتی -، ۲۵ (۱۳۹۰): ۱۰۹-۱۳۶.داود فیرحی. “استعاره های دولت در فقه سیاسی معاصر شیعه.” فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ۴۱، ۳ (۱۳۹۰): ۲۰۵-۲۲۶.داود فیرحی. “رهبری و حکومت در اندیشه شهید بهشتی؛ نظریه امت و امامت ( قسمت چهارم ).” فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ۴۲، ۱ (۱۳۹۱): ۱۳۵-۱۵۷.داود فیرحی و محمد اسماعیل شیخانی. “نسبت آزادی و امامت از نگاه شهید بهشتی.” فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ۴۳، ۴ (۱۳۹۲): ۱۴۹-۱۶۶.داود فیرحی و کریم خانمحمدی. “کاربرد روش معنی شناسی در مطالعه عقلانیت شیعی بر مبنای اندیشه تفسیری علامه طباطبایی.” شیعه شناسی سال دوازدهم، ۴۶ (۱۳۹۳): ۴۷-۷۲.سعید پور علی و داود فیرحی. “تحلیل گفتمانی سیاست گذاری فرهنگی دولت نهم و دهم در آموزش عالی.” فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران اول. زمستان۱۳۹۴، ۴ (۱۳۹۴): ۱۳۵-۱۶۹.داود فیرحی. “آسیای میانه؛ ایران و اسلام.” فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ۴۶، ۱ (۱۳۹۵): ۱۸۹-۲۰۹.داود فیرحی و اکبر عسگری صدر. “علل شکست اخوان المسلمین مصر پس از سرنگونی مبارک.” فصلنامه علمی-پژوهشی علوم سیاسی- دانشگاه باقرالعلوم ۲۱، ۸۲ (۱۳۹۷): ۹۹-۱۱۰.داود فیرحی. “ایرانشهری و مساله‌ی ایران.” دولت پژوهی ۶، ۲۱ (۱۳۹۹): ۱-۲۸</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Wed, 11 Nov 2020 13:18:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خبر عجیب: محرومیت عیسی آل کثیر! [+سند]</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D9%84-%DA%A9%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D9%86%D8%AF-xbrm2bnpoozf</link>
                <description>به گزارش انصاف نیوز، مجید تفرشی، تحلیلگر سیاسی، در توییتی درباره‌ی محرومیت عیسی آل کثیر خبر داد:همین الان: بازی کثیف AFC علیه پرسپولیس و فوتبال ایران در آستانه بازی مهم سرنوشت ساز با النصر سعودی: عیسی آل کثیر از به مدت شش ماه محروم و ‌ده هزار دلار جریمه شد. اتهام: توهبن به رنگ پوست، نژاد، جنسیت، معلولیت، زبان، سن، ظاهر فیزیکی، دین، دیدگاه سیاسی، ثروت، تمایلات جنسی …بازی کثیف لابی ضدایرانی علیه ایران، پرسپولیس و آل کثیر</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 15:57:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیت‌ الله صانعی درگذشت [+زندگی نامه]</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B5%D8%A7%D9%86%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-xf3oabnwvsox</link>
                <description>آیت الله یوسف صانعی درگذشت.به گزارش انصاف نیوز دفتر آیت‌الله صانعی در بیانیه‌ای به شرح زیر این خبر را تایید کرد:إِنَّا للهِِ وإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَمِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً(احزاب/۲۳)در ایام شهادت حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) روح بلند آزاد مرد عرصه علم و اجتهاد، فقیه نواندیش، بقیة السلف شاگردان حضرت امام خمینی(سلام الله علیه)؛ حضرت آیت الله العظمی صانعی (قدس سره) به دیدار معبودش شتافت و کوله‌ باری از غم و اندوه را بر دل مشتاقانش قرار داد.او که ارادت زایدالوصفی به اهل بیت (علیهم السلام) و علوم آل محمد(صلی الله علیه و اله و سلم) داشت، بهترین ایام و اوقاتش مطالعه، تدریس و تألیف فقه و فقاهت بود و از این جهت آثار بجای مانده از ایشان سرمایه‌ای ماندگار برای حوزه‌های علمیه، جامعه اسلامی و جوامع بشری خواهد بود.ضمن عرض تسلیت به پیشگاه مقدس حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداء، ملت شریف و بزرگوار ایران، مراجع معظم تقلید و حوزه های علمیه، اعلام می‌دارد با توجه به وصیت آن عزیز سفر کرده، در ایام کرونا هیچگونه مراسم از تشییع و… برگزار نمی ‌گردد.زندگی نامه آیت الله صانعیدر سایت دفتر او در بخش زندگی نامه نوشته شده: آيت الله العظمى حاج شيخ يوسف صانعى، در سال ۱۳۱۶ ش، در خانواده اى روحانى در روستاى نيك آباد اصفهان ولادت يافتند. جدّ ايشان آية الله حاج ملاّيوسف، از علماى پرهيزكار و وارسته زمان خود بودند. ايشان در فلسفه، از شاگردان ميرزا جهانگيرخان و در فقه، از شاگردان آية الله العظمى ميرزا حبيب الله رشتى بودند. آن بزرگوار به ميرزاى شيرازى بزرگ، رهبر نهضت تنباكو، دلبستگى فراوان داشته و از مروّجان وى بوده است. ايشان از آزادمنشى قابل وصفى برخوردار بودند و همواره در مقابل خوانين و زورمداران آن زمان، ايستادگى مى كردند.پدرشان مرحوم حجة الاسلام آقاى شيخ محمدعلى صانعى نيز عالمى وارسته و روحانى زاهد و پرهيزكارى بودند و همواره ايشان را به فراگيرى علوم حوزوى فرا مى خواندند.اين گونه بود كه او، در سال ۱۳۲۵ ش، وارد حوزه علميه اصفهان شدند و پس از گذراندن دروس مقدمات و كسب فيض از محضر علماى آن حوزه، در سال ۱۳۳۰ ش، براى ادامه تحصيل، رهسپار حوزه علميه قم شدند. استعداد زياد و جدّيت فراوان ايشان، باعث شد كه از همان زمان، در زمره طلاّب موفّق و مورد توجّه و علاقه بزرگان حوزه در آن زمان قرار گيرند. ايشان در امتحانات سطوح عالى حوزه در سال ۱۳۳۴ ش، رتبه اول را احراز نمودند و مورد تشويق مرحوم آية الله العظمى بروجردى(قدس سره) قرار گرفتند.از همين سال بود كه با توجّه به ويژگيهاى منحصر به فرد درس خارجِ امام خمينى سلام الله عليه، در آن شركت نموده، توانستند با نبوغ و جدّيت خود، تا سال ۱۳۴۲ به طور مستمر از حوزه درس اصول و فقه و مبانى مُتقن امام بهره برده، در زمره شاگردان برجسته ايشان قرار گيرند. حضور فعّال در درس خارج امام سلام الله عليه طى ساليان دراز و ممارست فراوان نسبت به فراگيرى مبانى و تحقيقات آن بزرگوار، اِشراف ايشان را بر ديدگاه هاى فقهى و اصولى امام را به درجه اى رساند كه به تعبير خودشان، در حدّ شعور مبانى بود و از حدّ صِرف دانستن، بالاتر.آية الله العظمى صانعى با سعى و اهتمام و توفيق الهى توانستند در ۲۲ سالگى به مرحله اجتهاد دست يابند.ايشان علاوه بر سالها تلمّذ در حوزه درس امام، از محضر اساتيد بزرگى چون: آية الله العظمى بروجردى، آية الله العظمى محقّق داماد و آية الله العظمى اراكى ـ رحمهم الله ـ نيز بهره برده اند و از سال ۱۳۵۴، رسماً تدريس خارج فقه را با كتاب زكات در مدرسه حقّانى (شهيدين) شروع نمودند و تقريرات آن درس به قلم دو تن از شاگردانشان، موجود است.جمع كثيرى از طلاّب و فضلا، با شروع درس خارج فقه ايشان، توانستند از حوزه درس وی استفاده كنند كه اينك بسيارى از آنان، جزو محقّقان و پژوهشگران ارزنده حوزه اند و برخى نيز در حدّ اجتهاد هستند كه در حوزه هاى علميه اشتغال داشته اند و يا در اداره نظام جمهورى اسلامى، ايفاى وظيفه مى كنند.فعالیت‌های سیاسی آیت الله صانعیاغلب مبارزات سياسى و فعّاليتهاى انقلابى ايشان در قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، تلاش در ابعاد فرهنگى و تبليغاتى بوده است. اين تلاشهاى ظلم ستيزانه، از طريق تبليغ، سخنرانى، حضور در تظاهرات و راهپيماييها و صدور اعلاميه و بيانيه هاى سياسى انجام مى گرفت.بر اساس آنچه در جلد سوم كتاب اسناد انقلاب اسلامى منتشر شده است، نام و امضاى آية الله العظمى صانعى، در ذيل حدود سى اعلاميه سياسى و انقلابى به ثبت رسيده است كه اولين آن، نامه اى است كه پس از انتقال حضرت امام خمينى از تركيه به نجف اشرف، از سوى علماى قم، خطاب به رهبر كبير انقلاب نوشته شده است. تاريخ انتشار اين نامه مهر ماه ۱۳۴۴ است. همچنين آخرين بيانيه اى كه نام و امضاى ايشان و ديگر همراهان انقلاب در ذيل آن مى درخشد، اعلاميه اى است كه در مخالفت با دولت بختيار، در تاريخ ۱۷/۱۰/۱۳۵۷ صادر شده است.البته بديهى است كه تمامى اعلاميه هاى آن دوران، در كتاب مزبور نيامده است. مهم ترين بيانيه شديداللحن علماى قم در قبل از انقلاب، درباره «خلع يد شاه از حكومت» است كه به تأييد جمعى از فضلا و مدرّسان حوزه علميه قم رسيده است و نام و امضاى آية الله صانعى نيز در ذيل آن به چشم مى خورد.موضوع اعلاميه مذكور، همچون ساير بيانيه هاى سياسى آن دوران، بسيار حسّاس، خطرناك و به گونه اى بود كه تنها انقلابيان واقعى و ياوران شجاع حضرت امام خمينى، جسارت امضاى آن را داشتند; چه اينكه بسيارى از آن اعلاميه ها، از ديدگاه حكومت پهلوى، جرمى نابخشودنى و مستوجب قتل بود. شايد ترس از همين عواقب خطرناك موجب گرديد تا امضاى افراد معدودى از علما در ذيل اعلاميه «خلع شاه از حكومت» قرار گيرد.سردمداران حكومت پهلوى، براى جلوگيرى از رشد فزاينده انقلاب اسلامى، همواره مى كوشيدند تا مسئله مرجعيّت امام خمينى را خدشه دار جلوه دهند و از آن طريق، در اذهان عمومى نسبت به صلاحيت علمى، سياسى و مذهبى معظّم له خللى وارد كنند. از اين رو، جمعى از علما و فضلاى حوزه هاى علميه، از جمله حضرت آية الله صانعى، بخشى از تلاش سياسى و علمى خود را در خنثا كردن اين توطئه حكومت پهلوى قرار دادند و در جهت تثبيت مرجعيّت امام خمينى، فعّاليت مى كردند.در دی‌ماه ۱۳۸۸ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام کرد که یوسف صانعی شایستگی تصدی مرجعیت ندارد. یوسف صانعی از جمله مراجع حامی جنبش سبز به‌شمار می‌رفت که انتقادات تندی علیه دولت احمدی‌نژاد ابراز کرده و دفاترش در برخی شهرها مورد حمله هواداران دولت قرار گرفته بود. از سوی دیگر صدور بیانیه پیرامون صلاحیت مراجع تقلید بی‌سابقه به‌شمار می‌رفت. در اطلاعیه جامعه مدرسین آمده بود: «با توجه به پرسش‌های مکرّر مؤمنان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده‌است که ایشان فاقد ملاک‌های لازم برای تصدّی مرجعیت است.</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Sat, 12 Sep 2020 10:30:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جزیئات پرونده‌ی «حسین دهباشی» در FBI چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%A6%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-fbi-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-fp1hyux7dqlk</link>
                <description>روز گذشته یکی از کاربران توییتر به نام «پیمان مولاوردی» در توییتی از «حسین دهباشی» -مستندسازی که در سال ۹۲ مستند انتخاباتی روحانی را ساخت و در انتخابات سال ۹۶ از «مصطفی میرسلیم» حمایت کرده بود- درباره‌ی پرونده‌ای در fbi به نام او سوال پرسید. دهباشی هم بدون پاسخ به این سوال این کاربر را بلاک کرد.توییت‌های پیمان مولاوردی درباره‌ی اتهام حسین دهباشی [+اسناد Fbi]به گزارش انصاف نیوز در سندی که در سایت fbi منتشر شده یک شکایت کیفری که حسین دهباشی را متهم می‌کند ارائه شده است. در این سند گفته شده که دهباشی، ۳۸ ساله و اصالتا ایرانی است. او در حال حاضر با ارائه‌ی سندی -که از نادرستی آن اطلاع داشت- در گیترزبورگِ مریلند زندگی می‌کند.در این سند (که در آن ادعا شده نویسنده‌ی آن یک مقام عالی رتبه‌ی سازمان ملل است) از برنامه‌های مهاجرتی دهباشی دفاع شده است. دهباشی در تاریخ یکشنبه، ۶ ژوئن ۲۰۱۰ بازداشت شد و امروز بعدازظهر برای اولین بار در دادگاه منطقه‌ای ایالت متحده در بالتیمور حاضر شد. دهباشی در حالی بازداشت شد که در انتظار حکم دادرسی دادگاهی بود که قرار بود چهارشنبه،‌ ۹ ژوئن ۲۰۱۰ در ساعت ۹:۳۰ صبح برگزار شود.اتهامی که به دهباشی زده شده توسط راد جی روزن‌استین -Rod J. Rosenstein- (وکیل ایالت متحده در منطقه‌ی مریلند) ویلیام وینتر -William Winter- (مامور ویژه‌ی مسئول مهاجرت و اجرای قانون گمرک -ICE- در بالتیمور) و ریچارد ای مک‌فیلی -Richard A. McFeely- (مامور ویژه‌ی دفتر تحقیقات فدرال) اعلام شده است.ویلیام وینتر می‌گوید «کسانی که درستی سیستم مهاجرت قانونی کشور ما را تخریب می‌کنند باید بدانند عواقب جدی برای این کار وجود دارد. آی‌سی‌ای -ICA- این افرادی را که برای سوء‌استفاده از سیستم دست به فریبکاری می‌زنند، با خشونت شناسایی می‌کند و تحت پیگرد قانونی قرار می‌دهد».براساس گواهی‌نامه‌ی ثبت‌شده در حمایت از این شکایت کیفری، دهباشی در تاریخ ۲۸ می ۲۰۰۶، با ویزایی به‌عنوان نماینده‌ی رسانه‌های خارجی که در حال کار روی مستندی درمورد سازمان ملل بود، در ایالت متحده پذیرفته شد. دهباشی در فوریه‌ی ۲۰۰۷، درخواستی را برای اقامت دائمِ قانونی ثبت کرد؛ او هم‌زمان با این درخواست یک دادخواست مهاجرت برای کارگر بیگانه هم ارائه داد. او برای دفاع از برنامه‌های خود، نامه‌ای را با این ادعا که از طرف مدیر ارتباطات سازمان ملل متحد (مقام سازمان ملل متحد) است ارائه کرد؛ که ادعاهای این نامه نادرست بود.دهباشی به‌دلیل ارائه‌ی سند نادرست برای حمایت از برنامه‌های مهاجرتی‌اش به حداکثر ۱۰ سال حبس محکوم می‌شود. او قرار است ساعت ۳ بعدازظهر امروز در دادگاه منطقه‌ای ایالت متحده در بالتیمور حضور پیدا کند.شکایت کیفری به معنای گناه‌کار بودن متهم نیست. کسی که با شکایت کیفری متهم شده است، بی‌گناه فرض می‌شود تا زمانی‌که گناه‌کاری او در طی انجام مراحل کیفری اثبات شود.راد جی روزن‌استین -وکیل ایالت متحده- از گرگ ولش -Greg Welsh- (معاون وکیل) که در حال پیگیری پرونده است تشکر کرد.</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 12:24:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ مغزی با عمل دیسک کمر! در بیمارستان ایرانشهر چه خبر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D8%BA%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%DA%A9%D9%85%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%87%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-z5odu1sdaouh</link>
                <description>/جواد مخملباف-یکی از مخاطبان انصاف نیوز-از مرگ پسرش می‌گوید/جواد مخملباف-یکی از مخاطبان انصاف نیوز- از ماجرای مرگ «محمد مهدی» پسرش می‌گوید که بعد از عمل دیسک کمر در بیمارستان ایرانشهر دچار مرگ مغزی شد و جان باخت. او می‌گوید شکایت خود را پیگیری می‌کند و اعضای بدن پسر خود را در بیمارستان «مسیح دانشوری» اهدا کرده است.در این باره خبرنگار انصاف نیوز با «بیمارستان ایرانشهر» تماس گرفت که دفتر ریاست این بیمارستان گفت: «هرکسی در اینباره اطلاعاتی می‌خواهد، باید با کارت شناسایی به بیمارستان مراجعه کند و تلفنی توضیحی نخواهیم داد.»مخملباف: دکتر گفت الاوبلا باید در بیمارستان ایرانشهر عمل شود«جواد مخملباف» درباره‌ی ماجرای عمل پسرش و چگونگی فوت او به انصاف نیوز می‌گوید: «پسر من «محمد مهدی»، ۳۵ سال سن داشت و خانم او پنج ماهه باردار بود؛ بعد از ده سال صاحب فرزند ‌شدند. ماجرا از جایی شروع شد که پسرم «محمدمهدی» احساس درد شدیدی در ستون فقرات خود داشت. به یک دکتر مراجعه کردیم و او گفت باید حتما عمل شود. الا و بلا باید در بیمارستان ایرانشهر عمل شود.هفته‌ی گذشته روز سه‌شنبه -۲۶ مردادماه- پسرم را در بیمارستان بستری کردیم و چهارشنبه یک بعد از ظهر عمل شد؛ من از بیمارستان به خانه آمدم؛ ساعت‌ها می‌گذشت و دلهره بر ما مستولی شده بود و خبری نبود. ساعت شش بعد از ظهر خانم بنده با من صحبت کرد، صدایش گریان بود و با بغض گفت محمد را به آی سی یو برده‌اند. اما چرا باید برای یک  عمل روتین دیسک کمر کسی را به آی سی یو ببرند؟»سه روز با روح و روان ما بازی کردندجواد مخملباف ادامه داد: «سه روز با روح و روان ما بازی کردند، شب اول گفتند قرص بیهوشی خورده است و به هوش می‌آید. از خانمم شرح ماجرا را پرسیدم و گفت ساعت شش بعد از ظهر پشت در اتاق عمل بودم و پرستار آمد و گفت فقط برای پسرتان دعا کنید! خانمم می‌پرسد دکتر کجاست. می‌گویند دارد می‌رود، از دکتر می‌پرسیم کجا می‌روی؟ گفت من عملم را خوب انجام داده‌ام، هر اتفاقی افتاد در ریکاوری پیش آمده است؛ سوار ماشین شد و گاز داد و رفت.روز دوشنبه -سوم شهریور ماه-مرگ مغزی پسرم را برای یک عمل بسیار ساده در این جهنم بیمارستان ایرانشهر اعلام کردند و همه فقط دعا می‌کردند. گویا قسمت نبود پسر من در این دنیای خاکی بماند و در نهایت نماینده‌ی وزارت بهداشت آمد و در آن اوج بحران روحی پیشنهاد اهدای عضو را داد و پس از مشورت موافقت کردیم. سه نفر در بیمارستان مسیح دانشوری و دو نفر هم در پزشک قانونی احیا شدند.در ادامه مخملباف از پیگیری‌های خود برای علت مرگ پسرش می‌گویدو ادعا می‌کند: «گویا بیمارستان داشت زمان می‌خرید؛ تا پرونده را یک جوری درست کنند و با اصرار و پیگیری ما جلسه کمیسیون را تشکیل دادند. صریح الحن به من گفتند «آقای مخملباف! پسر شما تا ۷ روز دیگر زنده است و نمی‌دانیم چه شده است». باز هم دکتر را تحت فشار گذاشتم و در نهایت گفتند ماجرا این بود که محمد به هوش آمده و می‌گوید «کمرم درد می‌کند» دکتر هم می‌گوید درد کمر طبیعی است چون دیسک را عمل کرده‌ایم. ریکاوری کردند و در ریکاوری متوجه شدند ایست قلبی اتفاق افتاده است و به مدت یک ربع احیا را انجام دادند و بعد متوجه شدند دچار مرگ مغزی شده است. یعنی از همان اول می‌دانستند پسرم دچار مرگ مغزی شده است و پنهان کاری کردند و دوشنبه شب به ما اعلام کردند.»گفتند بیمارستان ما دوربین ندارد!او در پاسخ به این پرسش که آیا پسرش بیماری‌های زمینه‌ای داشته است، می‌گوید: «پسر من بیماری زمینه‌ای نداشت، چون قبل از عمل هم آزمایش‌هایی را انجام داد. حرف‌های کادر درمان تناقض دارد. دکتر می‌گوید وقتی بیمار به هوش آمد و خیالم راحت شد آن را به ریکاوری تحویل دادم و ریکاوری گفت ما بیمار را احیا کردیم و او را به آی سی یو انتقال دادیم. اما هیچ‌کس مسئولیت مرگ پسر من را گردن نگرفت. حالا نمی‌دانم حرف دکتر مستند است که محمد واقعا به هوش آمده است یا خیر. چند بار گفتیم فیلم‌های ریکاوری را ببینیم و گفتند بیمارستان ما دوربین ندارد، اصلا امکان دارد؟ الان یک مغازه هم دوربین دارد!به نظام پزشکی شکایت کردیم و گفتند یکی دو ماه طول می‌کشد. به کلانتری قائم هم شکایت کردم و گفتند این مسئله سیکل خود را دارد. من فقط این را می‌خواهم که این اتفاق دیگر برای کسی در این مملکت رخ ندهد. آنچه برای ما مشخص است پنهان‌کاری، عدم شفافیت و عدم حس مسئولیت است و دومین مسئله ایجاد رعب و هراس در خانواده‌ی ما است و پرستار و دکتر فقط می‌گویند برو دعا کن! . حتما شکایت خود را پیگیری می‌کنم و حتی به بازرسی کل کشور هم مراجعه می‌کنم.»</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Mon, 31 Aug 2020 16:58:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسانی تصمیم می‌گیرند رئیس جمهور چه رسانه‌هایی را بخواند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-d1ubmsz7mwca</link>
                <description>اخبار به صورت کانالیزه به دست رئیس جمهور می‌رسد؟«محمد صادق عرب» مدیر مسئول سایت «تابناک» هم با محمدی درباره‌ی دیدگاه سنتی مسئولین موافق است و معتقد است که «با نگاهی به سن و سال مسئولین» می‌شود این موضوع را حدس زد که مفهوم رسانه برای آنها با رسانه‌ی کاغذی گره خورده است. او توجه به رسانه‌های آنلاین را معیاری برای توجه مسئولین به اتفاقات واقعی جامعه دانست و اضافه کرد: می‌شود منتظر ماند و دید که آقای رئیس جمهور به نامه‌ی‌ای که مستقیما خطاب به ایشان نوشته شد و توسط ده‌ها پایگاه خبری منتشر شد، حدود ۶ میلیون بازدید داشت و صدها هزار بار کلیک خورده واکنشی نشان خواهند داد یا نه.عرب ادامه داد: واکنش نشان دادن یا ندادن رئیس جمهور مشخص خواهد کرد که خبرهایی که به او می‌رسد کانالیزه شده است یا نه؟ این واکنش می‌تواند نشانه‌ای باشد برای اینکه متوجه شویم رئیس جمهور واقعیت جامعه را می‌بینید یا اخباری که می‌خواهند ببینند. اگر ایشان واکنش ندهند ما متوجه می‌شویم که چرا گاهی به واقعیت‌های جامعه واکنشی نشان نمی‌دهند و یا خیلی دیر واکنش نشان می‌دهند.این فعال رسانه‌ای قدیمی با اشاره به تذکرات آقای روحانی در زمان دبیری شورای عالی امنیت ملی به سایت‌ها، به انصاف نیوز گفت: پایگاه‌های خبری ۱۵ سال است که قدمت دارند. ما در پایگاه خبری بازتاب، زمانی که آقای روحانی رئیس شورای عالی امنیت ملی بودند بارها تذکر دربافت کرده بودیم و در آن زمان آقای روحانی به پایگاه‌های خبری توجه داشتند ولی حالا که در مقام رئیس جمهور هستند باید دید چه می‌کنند!</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Mon, 31 Aug 2020 15:17:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«چپ» ها باعث اوضاع بد اقتصادی ایران هستند</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%DA%86%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D8%A7%D9%88%D8%B6%D8%A7%D8%B9-%D8%A8%D8%AF-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-svtlnxgm9wgc</link>
                <description>امیرحسین ناظری کنزق، عضو تحریریه‌ی انصاف نیوز در یادداشتی با عنوان «چپ‌ها باعث اوضاع بد اقتصادی ایران هستند» درباره نقش تفکر چپ‌گرایانه بر اقتصاد ایران نوشت:نقش گروه‌های چپ در انقلاب بر کسی پوشیده نیست. شعارها و آرمان‌های چپ‌گرایانه از همان ابتدای انقلاب تبدیل به بخشی شعارهای انقلاب اسلامی شد. اصولی که ردپای آن به وضوح در سخنرانی های اول انقلاب، لوگوی بعضی سازمان‌ها و حتی قانون اساسی قابل مشاهده است.تحصیل رایگان، امکانات رفاهی رایگان برای همه، فراملی گرایی و… تنها بخش کوچکی از این اصول‌اند که هنوز هم در سیاست‌های نظام نقش پررنگی دارند. اگر تاثیرگذاری تفکر چپ بر انقلاب را بپذیریم می‌توان وارد بحثی شد که در آن این اندیشه‌ها را نقد کرد.چرا معتقدم که این اصول باعث وضعیت اسف‌بار کنونی اقتصاد ایران است؟بعد از انقلاب تا مدتی تکلیف چیزهایی روشن نبود. قرار بود حالا که انقلاب شده همه ارزش‌ها عوض شود. همه‌ی ارزش‌های طاغوتی از بین برود و همه چیز انقلابی شود. در واقع ابتدای انقلاب زمان ریل گذاری بود. درست است که چپ‌ها کمی جلوتر قدرت خود را در انقلاب از دست داند اما در ابتدای انقلاب ریل گذاری هایی کردند که قطار انقلاب روی آن پیش رفت.در ابتدای انقلاب همین گروه‌ها و دسته‌ها «منطق سرمایه» را به شدت کوبیدند و عملا از گردونه خارج کردند و به جای آن «منطق ایدئولوژی» را جایگزین کردند. منطقی که در آن سرمایه‌داری و بخش خصوصی ضد ارزش و مستضعف بودن ارزش بود. با این منطق اموال ثروتمندان مصادره شد، کارخانه‌های بخش خصوصی تبدیل به کارخانه‌های دولتی شد و از همه مهم‌تر سرمایه دیگر ارزش اول نبود.دوگانه‌ی «سرمایه‌دار» و «مستضعف» شروع خودی و غیرخودی سازی بود. خودی و غیرخودی سازی که همین حالا هم به نوع دیگری داریم از آن ضربه می‌خوریم.ضربه ‌ای که امروز از این خودی و غیرخودی سازی می‌خوریم اینگونه شکل گرفت که با گذشت زمان ایدئولوژی های جدیدی به انقلاب اضافه شد و فاجعه جایگزینی ایدئولوژی به جای سرمایه خود را بیشتر نشان داد. جایی که مدیران به جای تخصص بر اساس تقوا انتخاب شدند. جایی که مصاحبه های استخدامی دولت از سوالات تخصصی به سمت سوالات شرعی رفت. و عملا خودی بودن تنها معیار برای اداره کشور شد.درست است که این ایدئولوژی‌ها خیلی ربطی به چپ‌ها ندارد ولی نتیجه‌ی کار آن هاست؛ چراکه آن ها ریل گذاری کردند که منطق سرمایه را کاملا ساقط و ایدئولوژی‌محوری یعنی «فرم گزینش بر اساس ایدئولوژی» را به جای گزینش بر اساس سود جا انداختند.همین جایگزینی باعث شد منطق استخدام شدن در دولت از کارآمدی به مستضعف بودن تغییر پیدا کند. مستضعف‌ها و مستضعف‌نماها آنقدر بودند که دولت به این حجمی که حالا مشاهده می‌کنیم رسیده. این ایدئولوژی‌محوری باعث شد تا فرهنگ ریا در جامعه ترویج پیدا کند. اگر کسی می‌خواست کار پیدا کند به جای تخصص پیدا کردن باید «برادر» می‌شد. برای استخدام دکمه بالا و سابقه فعالیت در فلان‌جا معیار شد. نتیجه «برادر پروری» آن‌ سال‌ها این شد که یک دولت ناکارآمد، بزرگ، تنبل، پر از ریا و فاسد شد.دولت ناکارآمد و بزرگ نتیجه‌ی توجه به ایدئولوژی به جای سود و بهره‌وریبه عنوان تجربه شخصی از چند ماهی که در دولت بوده‌ام می‌گویم. کاری را که ما در همین انصاف‌نیوز با ۴ نفر نیرو انجام می‌دهیم در بخش دولتی با حداقل ۴۰ نفر انجام می‌دهند. ۴۰ نفری که چون کار خاصی برای انجام دادن ندارند به بیکاری و تنبلی و حقوق خوب عادت می‌کنند، این یعنی حتی اگر مدیری بخواهد بهره‌وری را بالا ببرد یا شایسته‌سالاری کند هم این کارمندان اجازه نمی‌دهند و به اصطلاح «زیر آب» او را می‌زنند.این ناکارآمدی باعث شد کارخانه‌های موفقی مثل کفش ملی، آلمینیوم اراک، هپکو، هفت‌تپه و…  آنقدر مدیر برادر برایشان منصوب و آنقدر کارگر مستضعف اضافی استخدام کردند که تبدیل به کارخانه ورشکسته شدند. حالا وضعیت اینطور است که کارخانه‌هایی با تعداد زیادی کارگر اضافه و بدهی کلان مجبورند حقوق این کارگران -که در بسیاری از موارد بهره وری بسیار پایینی هم دارند- را از بیت المال بدهند. آن هم در این شرایط وخیم اقتصادی کشور. قانون کار هم طوری است که نه می‌شود این کارگر‌ها را اخراج کرد نه می‌توان حقوقشان را کم کرد.در واقع نگاه چپ کارخانه‌های موفق بخش خصوصی قبل انقلاب را تبدیل به مخروبه‌های دولتی کرد. در شرایط فعلی و با قوانین فعلی ضرر و زیان و اوضاع بد به کارگران مربوط نیست، و کارفرما موظف است سال به سال حقوقشان را زیاد کند. البته این اصلا فقط مربوط به کارگران نیست. مدیران و کارمندان دولتی هم دقیقا همین شکل اند. فقط باید حقوقشان را زیاد کرد و مزایا به آن‌ها داد.احتمالا تنبل‌ها شغل دولتی را انتحاب می‌کندبه عنوان یک کارمند آموزش و پرورش همیشه از اعتراض معلمان به حقوق‌شان متعجب می‌شوم. یک معلم در هفته ۲۴ ساعت موظفی دارد. تعطیلات زیادی مثل عید، تابستان و… دارد و به طور میانگین بیش از ۳ میلیون حقوق می‌گیرد. در مقایسه با بازار آزاد که یک کارمند باید ۴۴ ساعت کار کنید، و احتمالا کمتر از معلمی با شرایط مشابه خود حقوق می‌گیرد.ولی باز این معلم‌ها هستند که به حقوق خود اعتراض دارند. چراکه آن‌ها کارمند دولتند و خود را با دیگر کارمندان دولت مقایسه می‌کنند. درواقع معلم‌ها چون دولت به دیگران خیلی بیش از حقشان می‌دهد و احتمالا به آن‌ها به اندازه حقشان یا کمی بیش از حقشان می‌دهد اعتراض دارند. در حالی که در بخش خصوصی به هر کس دقیقا به اندازه حقش باید حقوق داده شود.همین مثال را می‌توان به تمامی بخش‌های دولتی تعمیم داد. تقریبا همه دولتی‌ها با جایگاه شغلی مشابه کمتر از خصوصی ها کار می‌کنند و بیشتر از آن‌ها حقوق می‌گیرند. این حقوق و افزایش سالانه آن هم ربطی به وضعیت اقتصادی، رکود، شرایط بد بازار و… ندارد. در هر حال یک کارمند دولت حقوق می‌گیرد و حقوق‌اش افزایش پیدا می‌کند.خب هر عقل سلیمی با این شرایط شغل دولتی را انتخاب می‌کند و شرایط می‌شود همین دولت حجیمی که می‌بینیم.حالا هم که دولت دارد تلاش می‌کند کمی از این دولتی‌ها را واگذار کند کارگران و کارمندان آن مجموعه ها نمی‌پذیرند، دلیل هم مشخص است!از همین نویسنده بخوانید:چرا امسال حتما باید محرم را برگزار کنیم؟انحراف از انقلاب در سخنرانی نماز جمعهروایت متفاوت شاهد عینی سینما رکس بعد از ۴۲ سالشعارهای چپ به‌خاطر عامه‌پسند بودن مورد توجه پوپولیست‌ها هستنددر این شرایط که فساد فراگیر و سیستماتیک شده، نیروی کار اضافی وجود دارد، اوضاع اقتصادی جهان بد است و… عده ای با نگاه پوپولیستی از همان اصولی که ما را به این وضعیت اسف‌بار کشانده دفاع می‌کنند. همان نماینده‌هایی که در هفت تپه غش می‌کنند و می‌گویند کارخانه باید به دولت برگردد، گویا فراموش کرده‌اند که همین دولت کارخانه را ورشکسته کرد و به این روز انداخت.به دلیل اینکه این حرف‌ها عامه‌پسند است؛ بعضی نماینده‌ها؛ خبرنگارها، فعالان اجتماعی و… چون احتمالا چیزی برای کسب محبوبیت ندارند با توسل به این حرف‌ها تلاش می‌کنند برای خود محبوبیت کسب کنند. بدون آنکه به نتیجه‌ی این شعارها فکر کنند و یا واقعا به آن اعتقاد داشته باشند سوار موج می‌شوند و این شعارها را سر می‌دهند.البته در این یادداشت قرار نیست به لیاقت مدیران و دیگر مسائل هفت‌تپه بپردازم و این تنها مثالی است برای نشان دادن نگاهی که برای کسب محبوبیت با نگاه پوپولیستی دارد به اقتصاد کشور ضربه می‌زند. اما این نکته مهمی است که اگر هفت تپه دوباره به بخش دولتی بازگردد قطعا فاجعه ای رخ خواهد داد. چراکه کارگران و کارمندان مختلف از این به بعد به هیچ وجه قبول نمی‌کنند که شرکت یا کارخانه متبوعشان خصوصی شود و آن‌ها کمی به زحمت بی‌افتند.جمع بندیدر انتها و برای جمع بندی به حرف اول باز می‌گردمبدبختی ما از روزی آغاز شد که منطق ما از سرمایه به ایدئولوژی تغییر پیدا کرد.این ایدئولوژی محوری باعث شد ما نگاه فراملی داشته باشیم و این همه هزینه در خارج از کشور کنیم بدون اینکه نگاه اقتصادی به این هزینه ها داشته باشیم.این ایدئولوژی محوری با از بین بردن نگاه تخصص محور دولتی ناکارآمد و فساد سیستماتیک را زائید.این ایدئولوژی محوری باعث شد هر نامتخصصی درباره هر چیزی نظر بدهد. (برای نمونه چرا امام جمعه باید در همه کار‌ها دخالت کند؟)این ایدئولوژی محوری روابط بین‌الملل ما را شدت تحت تأثیر قرار داد.این ایدئولوژی محوری با پرورش مدیران ایدئولوژیک به جای مدیران متخصص اقتصاد رانتی به وجود آورد.و در نهایت این ایدئولوژی محوری اقتصاد مارا به اینجا کشاند.حالا سوال اساسی این است که چرا وقتی این سیستم این چنین شکست مفتضحانه‌ای خورده دوباره عده‌ای پرچم چپ‌گرایی دست گرفته‌اند و می‌خواهند آزموده را دوباره بیازمایند؟البته تذکر این نکته هم مهم است که اقتصاد آزاد هم بدی هایی دارد اما این که اقتصاد آزاد بد است به معنای چشم پوشی از بدی‌های اقتصاد چپ نیست.توصیه برادرانه ام به دوستان این است که به جای بحث های نظری و ایده‌آل گرایانه کمی واقع بینانه‌ و کارکردگرایانه به مسائل نگاه کنند.انتهای پیام</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Sun, 23 Aug 2020 12:57:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم | فتاح عذرخواهی و طلب حلالیت کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AD-%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%AD%D9%84%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-glpou6quctgb</link>
                <description>پرویز فتاح، رئیس بنیاد مستضعفان با گذشت یک هفته از اظهارات جنجالی خود از همه‌ی افراد و سازمان‌هایی که نام برده بود عذرخواهی و طلب حلالیت کرد و گفت: هیچ‌کدام از این افراد و سازمان‌ها و نهادها از املاک استفاده شخصی نکرده‌اند.به گزارش انصاف نیوز فیلم اظهارات آقای فتاح [دقیقه‌ی ۲ به بعد] را در ادامه می‌بینید: blob:https://www.aparat.com/76453b6c-a081-4b83-8597-b2ace7c01b1b &lt;div id=&amp;quot89433100907&amp;quot&gt;&lt;script type=&amp;quottext/JavaScript&amp;quot src=&amp;quothttps://www.aparat.com/embed/cSJmu?data[rnddiv]=89433100907&amp;data[responsive]=yes&amp;quot&gt;&lt;/div&gt;</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Wed, 19 Aug 2020 20:05:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجری اختلاس‌گر «من و تو» کسیت؟ [+عکس]</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D9%85%D8%AC%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%88-%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-rphqpfshtpx9</link>
                <description>آیه دریسجوان آنلاین نوشت: اوایل امسال خبر دستگیری برخی از مدیران و مسئولان شرکت خودروسازی سایپا، سوژه رسانه‌های داخلی و خارجی بود.این افراد به اتهام اخلال در نظام ارزی از طریق ثبت‌سفارش‌های صوری و غیرواقعی و انجام معاملات ارزی در سطح کلان، اخلال در نظام توزیع مایحتاج عمومی از طریق تحصیل ۱۶۷ هزار و ۸۳۴ دستگاه خودرو با انحصار و بهره‌مندی از رانت و همچنین اخلال در نظام اقتصادی از طریق فعالیت شرکت هرمی به مبلغ ۲۶۳ میلیارد ریال و پولشویی به میزان ۳ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان با ۲۶۰ حساب بانکی دستگیر شده‌اند.با تحقیقاتی که از حساب‌های وحید بهزادی و نجوا لاشیدایی در شرکت شهاب پارس برآمده است، بالغ بر ۱۸میلیارد تومان به حساب «آیه دریس» واریز شده بود که مجری شبکه ضدانقلاب من وتو است و سال ۹۴ از کشور خارج شده بود.کسی که با دزدی ۱۸ میلیاردی از جیب مردم ایران در سال۹۴ از کشور خارج می‌شود و حالا با ژستی دلسوزانه برای مردم ایران در شبکه ضدانقلاب من‌وتو به لجن‌پراکنی و دروغ‌پردازی می‌پردازد. ?آیهدریس مریم توانا در صفحه توییترش دراین‌باره نوشت: یه گونه شایعی هم است به نام آیه دریس که از جیب ما و از خونمون ۱۸ میلیارد تومان می‌دزده می‌بره خونه مردم (شبکه من و تو). دزدی که وکیلمون بشه یعنی برای غارت بیشتر اومده؛ حواسمون باشه.آرمان هم نوشت:‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید، رفیق دزد باشید و شریک قافله. سوره من و تو – آیه دریسترنج خاتون نوشت: فساد اقتصادی کشور اگه برای مردم ایران آب نداشت، برای بعضی‌ها نون داشت. این بعضی‌ها اینقدر بی‌شرفند که تو تلویزیون‌های ماهواره‌ای از فقر و بیکاری مردم گلایه می‌کنند.سلمانه هم نوشت: نماینده دادستان تو جلسه محاکمه مدیران سایپا گفته بود ۱۸ میلیارد تومان به حساب یکی از مجریان شبکه من و تو واریز شد، آیه دریس که مثلاً دلش برای مردم ایران میسوزه جلو جلو از بیت‌المال خورده و برده.جالب اینجاست که پس از گذشت ماه‌ها از این رسوایی، نه‌تن‌ها این مجری اختلاسگر بلکه تلویزیون معاند من‌وتو هم کوچک‌ترین واکنشی به غارت بیت‌المال نداشت. شبکه من‌وتو که با ایدئولوژی سوسیالیستی اداره می‌شود و مدام در برنامه‌هایش برای مردم داخل کشور اشک تمساح می‌ریزد، نشان داد که غارت بیت‌المال آنجا که از جانب خودی‌هایشان باشد، نه ایرادی دارد و نه نیاز به کوچک‌ترین توضیحی.انتهای پیام</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Wed, 19 Aug 2020 18:03:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیت الله تسخیری درگذشت [+زندگی‌نامه و رزومه]</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AA%D8%B3%D8%AE%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87-ipzfsmhertwz</link>
                <description>آیت الله تسخیری مشاور عالی رهبر انقلاب درگذشت.به گزارش ایسنا ،آیت الله تسخیری مشاور عالی رهبر انقلاب در امور جهان اسلام  دار فانی را وداع گفت.او که ۲۷ مهر ماه ۱۳۲۳ در نجف متولد شد امروز  ۲۸ مرداد ۱۳۹۹ در تهران درگذشت.آیت‌الله تسخیری نماینده استان تهران در پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری و مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور جهان اسلام بود.هم‌چنین ریاست پیشین مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی را بر عهده داشت و نماینده سابق استان گیلان در دورهٔ سوم مجلس خبرگان رهبری نیز بود.زندگی نامه آیت الله تسخیریمحمدعلی تسخیری در سال ۱۳۲۳ش در نجف در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه «منتدی النشر» به پایان رساند که با مدیریت محمدرضا مظفر اداره می‌شد. در سال ۱۳۴۱ش، وارد دانشکده فقه نجف شد و در رشته ادبیات عرب و فقه و اصول به تحصیل پرداخت. وی همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد از جامعه المصطفی العالمیه است.تسخیری هم‌زمان با تحصیل در دانشکده فقه نجف، فراگیری دروس حوزوی را نیز آغاز کرد. با اتمام دوره سطح، درس خارج را نزد سید محمدباقر صدر، خویی، سید محمدتقی حکیم و میرزا جواد تبریزی، در حوزه علمیه نجف فرا گرفت و شعر و ادبیات را نزد محمدرضا مظفر آموخت.وی در سال ۱۳۵۱ش به حوزه علمیه قم رفت و در درس سید محمدرضا گلپایگانی، میرزا هاشم آملی و وحید خراسانی شركت نمود.تسخیری در کنار تحصیل در حوزه علمیه نجف به تدریس دروس رایج حوزوی نیز اشتغال داشت. همچنین پس از ورود به حوزه علمیه قم علاوه بر تحصیل، به تدریس در حوزه علمیه و بعضی مراكز علمی و دانشگاهی مانند دانشگاه امام صادق(ع)، دانشگاه گیلان و دانشکده اصول‌الدین قم پرداخت.داو دارای تالیفاتی در موضوعات اسلام، جهان اسلام، وحدت مسلمین و تقریب مذاهب به زبان‌های فارسی و عربی است. اقتصاد اسلامی، المختصر المفید فی تفسیر القرآن المجید، اقلیت‌های مسلمانان؛ راهكارها و مشكلات، ایده‌های گفت‌وگو با دیگران، درباره وحدت و تقریب مذاهب اسلامی، تعدد مذاهب و مسئله تقریب و وحدت اسلامی، رسالت ما تقریب در اندیشه‌ها، انسجام در عمل، الاخلاق فی الاحادیث المشترکه بین السنه و الشیعه(دوره سه جلدی) و در پرتو قانون اساسی از جمله آثار او است.تسخیری فعالیت دینی و فرهنگی خود را در قم با انتشار مجله عرب زبان الهادی در مؤسسه دارالتبلیغ اسلامی آغاز کرددو پس از انقلاب اسلامی ایران در مناصب مختلف فرهنگی، تبلیغی و اجرایی به فعالیت پرداخت. ابتدا در سمت معاونت بین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی فعالیت می‌کرد تا اینکه در سال ۱۳۶۹ش، مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام را با همکاری مجموعه‌ای از علما تشکیل داد و با حکم آیت‌الله خامنه‌ای؛ رهبر جمهوری اسلامی ایران به دبیرکلی این مجمع برگزیده شد و تا سال ۱۳۷۸ش در این سمت بود.در سال ۱۳۷۳ش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را تأسیس نمود و ریاست آن را تا سال ۱۳۸۰ش بر عهده داشت[۲۵] و پس از آن از جانب آیت‌الله خامنه‌ای به دبیر کلی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی تعیین گردیددو با اتمام این دوره در سال ۱۳۹۱ش به سمت مشاور عالی آیت‌الله خامنه‌ای در امور جهان اسلام منصوب شد.دتسخیری از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز استداو در سال ۱۳۹۴ش به عنوان نماینده تهران در پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری برگزیده شد[۲۹] همچنین از سال ۱۳۶۲ش تاكنون به عنوان تنها نماینده رسمی شیعه اثناعشری در مجمع فقه اسلامی در جده (وابسته به سازمان كنفرانس اسلامی) حضور دارد.از دیگر مسئولیت‌هایی که او بر عهده داشت عبارتند از: نماینده گیلان در سومین دوره مجلس خبرگان رهبری، مشاور آیت‌الله خامنه‌ای در امور فرهنگی جهان اسلام، نائب رییس اتحادیه جهانی علمای اسلام، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور بین‌الملل، عضو هیات امنای سازمان تبلیغات اسلامی، معاون بین‌الملل دفتر آیت‌الله خامنه‌ای از سال ۱۳۶۹ش، عضو مجلس شرعی هیات حسابرسی مؤسسات مالی در بحرین و…فعالیت های سیاسی آیت الله تسخیریتسخیری در سال ۱۳۴۴ش به طور رسمی به حزب الدعوه پیوست که با نظارت سید محمد باقر صدر اداره می‌شد. او در آن زمان، اشعاری بر ضد حکومت بعث عراق سرود که به زندانی شدن وی انجامید و به اعدام محكوم شد[۱۷] اما پس از مدتی با میانجی‌گری امام خمینی و دیگر علمای نجف از زندان آزاد شد.وی قبل از ورود به حزب الدعوه، مدتی با مطالعه نشریات حزب جماعة العلماء، در جریان اهداف و برنامه های این حزب قرار گرفت. حزب جماعة العلماء در سال ۱۳۳۹ش توسط سید محسن حکیم و گروهی از علما برای رویارویی با احزاب سیاسی ضد اسلامی مانند حزب کمونیست تأسیس شد.  تسخیری در سال ۱۳۵۱ش به دلیل فعالیت‌های سیاسی بر ضد حکومت عراق، از این كشور اخراج شد و به ایران آمد.دیدگاه های آیت الله تسخیریتسخیری چهره‌ای شناخته ‌شده در زمینه تقریب، وحدت مذاهب و گفت‌وگوی ادیان است. وی اساس تقریب را یک مساله علمی می‌داند و می‌گوید معنی دقیق تقریب، پیدا کردن مشترکات و سپس همکاری در آن است. بعضی از دیدگاه‌های او عبارتند از:تسخیری مجمع الفقه جده را دریچه‌ای برای اشراف، شناخت و طرح نظریات جمهوری اسلامی ایران به جهان اسلام می‌داند و معتقد است می‌توان ایده‌های انقلاب اسلامی را در اجلاسیه‌های سران، یا وزرای خارجه و یا اجلاسیه‌های کارشناسی ارائه کرد و جلوی قطع‌نامه‌های تخریبی علیه مساله شیعه و سنی را تا حدی گرفت. وی معتقد است ایران نمی‌تواند خود را از جهان اسلام جدا دانسته و حرکت کند.به اعتقاد تسخیری جلوگیری از تحرکات برخی از گروه‌های جاهل لازم است، تا سبب گسترش تفرقه و ایجاد درگیری بین شیعه و سنی نشود. او بزرگترین نقش امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای را هدایت و رهبری بیداری اسلامی می‌داند و معتقد است صحبت‌های آنها درباره وحدت شیعه و سنی، مربوط به کل مسلمانان است، نه فقط ایران و هدف اصلی انقلاب اسلامی در سیاست خارجه، کمک رساندن به کل مسلمانان جهان است.از دیدگاه تسخیری عمده‌­ترین و بزرگترین مانع پیش­ روی وحدت و برادری اسلامی، توطئه‌های دشمنان جهان اسلام از جمله کشورهای غربی به سرکردگی آمریکا است و اهداف استکبار جهانی و دشمنان اسلام با مسئله تقریب و وحدت منافات دارد و موانع دیگر این وحدت، تعصب برخی علما یا منتسبین به علم، جهل بعضی از مسلمانان به حقیقت مذاهب یکدیگر و منافع شخصی حکومت‌های مسلط بر جهان اسلام است.تسخیری معتقد است شورای رهبری، مبانی لازم شرعی را ندارد و طرح این موضوع هدفی غیر از تشکیک در جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران نیست. همچنین برخی تصمیم‌ها نیازمند تصمیم شخص است و شورا نمی‌تواند در این مورد اقدام مناسبی کند. وی به عنوان نمونه به ناکارآمدی مدل شورایی در تشکیلات قوه قضائیه(شورای عالی قضایی) اشاره می‌کند که منجر به تغییر قانون و جایگزینی رئیس قوه قضائیه به جای آن شد.پست های اجرایی آیت الله تسخیریآیت‌الله تسخیری در مناصب فرهنگی، تبلیغی و اجرائی زیر انجام وظیفه کرده اند:* عضو مجلس خبرگان رهبری استان گیلان از سال ۱۳۷۷* مشاور مقام معظم رهبری در امور فرهنگی جهان اسلام* معاون بین‌الملل دفتر مقام معظم رهبری از سال ۱۳۶۹* مشاور عالی امور بین‌الملل بعثه مقام معظم رهبری در امور حج و معاون بین‌الملل آن* رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از زمان تأسیس ۱۳۷۳ تا۱۳۸۰* مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور بین‌الملل*معاون بین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی از ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰*عضو هیأت امنای سازمان تبلیغات اسلامی*مسئول کمیته نظارت بر برنامه‌های آموزشی طلاب خارجی در داخل و خارج کشور*دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت (علیهم السلام) به مدت ۹ سال و عضو شورای عالی آن*عضو شورای عالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی* دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی*عضو کمیته فقهی مجمع اهل بیت مستقر در حوزه علمیه قم*رئیس کمیته فرهنگی هشتمین کنفرانس سران اسلامی در تهران*رئیس کمیته هماهنگی فعالیت‌های مشترک اسلامی در سازمان کنفرانس اسلامی* عضو افتخاری برخی مراکز علمی و دانشگاهی در کشورهای سوریه و سودان*عضو هیأت امنای سازمان مدارس دینی خارج از کشور* عضو هیأت امنای سازمان دفاع از حقوق کودکان(کافل)* عضو کمیته عالی امور فرهنگی مؤسسه امیرکبیر از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۵*عضو هیأت امنای دانشکده اصول دین تهران* رئیس هیأت امنای دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی*نماینده جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از کنفرانس‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خارج از کشور*عضو مجمع فقه اسلامی جده از زمان تأسیس۱۳۶۲ تاکنون و نماینده حوزه‌های علمیه ایران و نماینده رسمی مذهب شیعه اثنی عشری در آن*استاد دانشگاه امام صادق(ع) در رشته فقه مقارن* استاد دانشگاه تربیت مدرس در رشته اقتصاد اسلامی* اشراف بر مجله‌های التوحید، رسالة‌الثقلین و رسالة‌التقریب به عربی که هم‌اکنون منتشر می‌شوند*عضو کمیته فقهی بانک جهانی توسعه اسلامی.*عضو هیأت امنای سازمان فرهنگی اکو*عضو مجمع زبان عربی دمشق* عضو مجلس شرعی هیأت حسابرسی مؤسسات مالی در بحرین* عضو مؤسسه اندیشه اسلامی «آل البیت» و ۳۳ – نائب رئیس اتحادیه جهانی علمای اسلام*تألیف نزدیک به ۵۰ کتاب و جزوه در موضوع‌های مختلف مثل: تفسیر، اقتصاد ‌اسلامی، مسائل فقهی، فکری و تاریخی که برخی از آن‌ها به زبان‌های انگلیسی، اردو و برخی زبان‌های دیگر ترجمه شده است.*تألیف نزدیک به ۳۵۰ مقاله در موضوع‌های مختلف که بسیاری از آن‌ها به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در مجلات منتشر شده است* تدریس در برخی از دانشگاه‌ها، دانشکده‌ها و حوزه‌های علمیه*حضور در بیش از ۶۵۰ برنامه رادیویی و تلویزیونی به زبان‌های فارسی و عربی*بیش از ۲۰۰ مجله و روزنامه در سراسر جهان به زبان‌های مختلف مقاله‌ها و مصاحبه‌های آیت‌الله تسخیری را چاپ کرده یا پیرامون شخصیت وی مطلب نوشته‌اند* سرودن بیش از ۳۰ قصیده به زبان عربی. که این اشعار در دیوانی به نام «اوراق و اعماق» چاپ و منتشر شده است* عضویت و حضور در بیش از ۲۰۰ کنفرانس و سمینار جهانی به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران*ترجمه ۱۳ کتاب از فارسی به عربی* نوشتن حدود ۱۳ تقریر از درس‌های اساتید خود در فقه و اصول* راهنمایی یا مشاوره در بیش از ۲۰ رساله دانشگاهی* مشارکت در تأسیس بسیاری از مؤسسات فرهنگی و اجتماعی بین‌الملل</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Tue, 18 Aug 2020 15:25:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همسران زنان سیاست‌مدار ایرانی به چه کاری مشغول‌اند؟ [+عکس]</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%BA%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-ltijgowwg9k6</link>
                <description>پروانه سلحشوری و همسرشفائزه هاشمی و همسرشمعصومه ابتکار و همسرششدر چند دهه‌ای که نقش همسران رؤسای‌ جمهور در عرصه سیاست، ناچیز است یا به ضیافت‌های شام و بازدید از مؤسسات خیریه خلاصه می‌شود، زنان شاخص و خبرساز عرصه سیاست چه کرده‌اند و چگونه با کارنامه خود نقش همسران را در خبرها کم‌رنگ کرده‌اند؟ از همسران زنان سیاست‌مدار ایران چه می‌دانیم؟&lt;br/&gt; در چند دهه‌ای که نقش همسران رؤسای‌ جمهور در عرصه سیاست، ناچیز است یا به ضیافت‌های شام و بازدید از مؤسسات خیریه خلاصه می‌شود، زنان شاخص و خبرساز عرصه سیاست چه کرده‌اند و چگونه با کارنامه خود نقش همسران را در خبرها کم‌رنگ کرده‌اند؟ از همسران زنان سیاست‌مدار ایران چه می‌دانیم؟?به گزارش از شرق، سیاست در ایران مردانه است و این جمله را آمار تعداد زنان نقش‌آفرین در چند دهه گذشته هم نشان می‌دهد؛ اما در همین سیاست مردانه زنانی پا به میدان گذاشتند و در نقش اولین‌ها، کارنامه نسبتا قابل ‌دفاعی هم از خود به‌جای گذاشتند. اگرچه در بین همین زنان سیاست‌مدار معمولا نقش پدر، همسر یا برادر برجسته است اما تعدادی نیز چنان نقش‌آفرینی پررنگی داشته‌اند که مردان دارای پیوند با خود را عملا به سایه‌ برده‌اند. در چند دهه‌ای که نقش همسران رؤسای‌ جمهور در عرصه سیاست، ناچیز است یا به ضیافت‌های شام و بازدید از مؤسسات خیریه خلاصه می‌شود، زنان شاخص و خبرساز عرصه سیاست چه کرده‌اند و چگونه با کارنامه خود نقش همسران را در خبرها کم‌رنگ کرده‌اند؟ از همسران زنان سیاست‌مدار ایران چه می‌دانیم؟در خواب و بیداری می‌گویم نیلوفر?«معصومه ابتکار» یا آن‌طورکه در جمع‌های خانوادگی و خانواده خوانده می‌شود، «نیلوفر»، اولین زنی است که پس از انقلاب سال ۵۷ در ایران به هیئت دولت راه پیدا کرد و چندین مسئولیت مهم را بر عهده گرفت و در دولت دوازدهم مسئولیت معمولا محیط‌زیستی‌اش با معاونت ریاست‌جمهوری در امور زنان و خانواده عوض شد.او که در خانواده‌ای به‌نسبت متول، متولد و بزرگ شد با مردی ازدواج کرد که شرایط متفاوتی داشت؛ «محمد هاشمی» این تفاوت را پیش از این و در گفت‌وگو با مجله «زنان و زندگی» به این صورت توضیح داده که تقدیر بر این ازدواج بود: «من فقط می‌دانم تقدیر بر این بود که من از پشت کوهستان‌ها و دهات سمیرم، خواستگار دخترخانمی باشم که اصالتا مشهدی است اما از آن سر دنیا یعنی آمریکا آمده و شناسنامه‌اش مربوط به تهران است. این اتفاق به‌ظاهر تقدیری است».اما محمد هاشمی کیست و از او چه می‌دانیم؟ همسر رئیس پیشین سازمان محیط‌ زیست ایران، فارغ‌التحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه پلی‌تکنیک است؛ همان دانشگاهی که در محیط آن و در حاشیه یک جلسه سیاسی برای نخسین‌بار با معصومه ابتکار آشنا شد که خودش این دیدار اول را این‌طور توصیف می‌کند: «روزی ما بچه‌های انجمن اسلامی دانشگاه پلی‌تکنیک از شهید چمران دعوت کرده بودیم تا به دانشگاه ما بیاید. من خانم دکتر را در مراسم دعوت دکتر چمران دیدم. همه‌چیز از همان روز برای من آغاز شد. در آنجا من دیدم یک خانم با دکتر چمران می‌آمد و به او عمومصطفی می‌گفت، برایم این روابط دوستانه آنها جالب بود. همان زمان شاخک‌های اطلاعاتی و تحقیقاتی من به کار افتاد که این خانم چه کسی است؟ این اولین دیدار بود و بعد این موضوع وارد حالت محاق شد. دومین دیدار ما در کمیته کارگری بود و فعالیت‌هایش را از نزدیک دیدم». پس از این آشنایی‌های ابتدایی، ماجرای تسخیر سفارت آمریکا در ایران رخ داد که از قضا هاشمی هم یکی از این دانشجویان بود. حمله به یک سفارت بازتاب فراوانی در رسانه‌های دنیا داشت و این علاقه رسانه‌ها، ضرورت حضور یک مترجم در بین دانشجویان را بیشتر کرد تا محمد هاشمی با این بهانه سراغ خانم ابتکار برود: «در ماجرای سفارت آمریکا به یک مترجم نیاز داشتیم و کمیته کارگری او را دعوت کرد و خانم دکتر هم با وجود مخالفت خانواده‌اش پذیرفت». با پایان‌یافتن ماجرای سفارت، نوبت به خواستگاری و پس از آن هم ازدواج رسید. محمد هاشمی که در آن دوره به پاسداری در سپاه انقلاب اسلامی مشغول بود، پیش از این درباره پیوند عمیق عاطفی با همسرش گفته است: «دائما می‌گویم نیلوفر. در طول شبانه‌روز حداقل هزاربار می‌گویم نیلوفر؛ با اراده و بی‌اراده، در خواب و بیداری». هاشمی که این ‌روزها دهه هفتم زندگی خود را پشت‌سر می‌گذراند در این سال‌ها به کار مهندسی مشغول بود و کمتر مسئولیت مهمی در دولت یا دیگر نهادها داشت. او البته در این سال‌ها چندین‌بار هم خبرساز شده که یکی از این موارد واردات بنزین ناسالم به کشور بود که برخی رسانه‌ها او را به نقش‌داشتن در این واردات متهم کردند. علاوه‌براین زنان سیاست‌مدار ایرانی بارها از تماس تهدیدآمیز افرادی با همسران خود سخن گفته‌اند که البته بخش بیشتر آزاردهنده این تماس‌ها برای زنان سیاست‌مدار نه تهدید علنی محتوای تماس که تحقیر نهفته در آن بوده ‌است؛ برای مثال، پیش از این هاشمی از چنین تماسی در ماجرای پارک پردیسان سخن گفت: «شب قبل جلسه شورا به من زنگ زدند و گفتند به خانمت بگو برایش خیلی گران می‌شود اگر این مطالب را درباره پارک پردیسان بگوید. من هم پیام را به خانم دکتر رساندم و او از من پرسید که چه‌کار کنیم؟ من هم گفتم هیچی، برو همه حرف‌هایت را بزن چون اگر قرار بود کاری کنند، تهدید نمی‌کردند». در چند سال گذشته البته کمتر نامی از محمد هاشمی در رسانه‌ها دیده شده یا به‌ندرت خبرساز شده و این در حالی است که معصومه ابتکار به‌واسطه مسئولیت کنونی‌اش نقش مهمی در اخبار حوزه زنان دارد.همسر  «نخستین» وزیراگرچه سیاست‌مردان ایرانی به‌ندرت از خانواده و همسر خود سخن می‌گویند اما به نظر می‌آید افراد با گرایش اصولگرا در این زمینه عملکرد شدیدتری دارند. علاوه‌براین در بین جریان سیاسی اصولگرا نقش زنان همواره نسبت به رقیب سیاسی خود کم‌رنگ‌تر بوده هرچند یک تابوی مهم را در دهمین دولت شکسته‌اند. در آن دوره «محمود احمدی‌نژاد» در بین وزرای پیشنهادی خود نام سه زن را به مجلس فرستاد که در نهایت یک وزارتخانه به دست یک زن پزشک رسید تا «مرضیه وحیددستجردی» نخستین وزیر زن در دوران پس از انقلاب و سومین وزیر زن تاریخ ایران بعد از «فرخ‌رو پارسا» و «مهناز افخمی» نام بگیرد.او اگرچه فرزند «سیف‌الله وحیددستجردی» است که ۱۶ سال ریاست سازمان جمعیت هلال احمر را بر عهده ‌داشت اما به نظر می‌آید این نسبت تأثیر عمده‌ای در ارتقایش نداشته است. اگرچه خانم دستجردی به‌واسطه پسرخاله‌اش، محمد اصفهانی، خواننده معروف، همچنین دوست ۴۰‌ساله‌اش که همسر سعید حجاریان است، بارها خبرساز شده اما در این سال‌ها کمتر نامی از همسرش به میان آمده است. همسر نخستین وزیر زن در دوران پس از انقلاب ایران، «محمدرضا نخسین» دندان‌پزشک و عضو هیئت ‌علمی دانشگاه است. خانم دستجردی که در سه قوه ایران مسئولیت‌های مهمی را بر عهده داشت، کمتر درباره همسر خود سخن گفته، هرچند پش از این و در گفت‌وگویی درباره روزهای دریافت پیشنهاد و زارت گفته است: «اول با همسرم و فرزندانم مشورت کردم، بعد با برادرها، خواهرم و دوستان». او در دوران وزارت البته همسرش را به‌عنوان مشاور هم انتخاب کرد. دستجردی در این‌ سال‌ها چندین‌بار نقل ‌قولی از همسرش در چندین گفت‌وگو آورده است: «همسرم همیشه نقل می‌کند که پدرم به پدر و مادر او و خودش گفت من این دخترم را آشپز تربیت نکردم، نه اینکه آشپزی چیز بدی باشد. من الان خیلی آشپزی می‌کنم بالاخره باید آشپزی بکنیم یعنی اینکه شما انتظار نداشته باشید این خانم فقط بنشیند در خانه و کار خانه کند». از محمدرضا نخسین همین‌قدر اطلاعات موجود است که به شغل دندان‌پزشکی و تدریس مشغول است و هیچ‌گاه نامی از او در عرصه سیاست ایران به میان نیامده و به نظر نمی‌آید در این حوزه فعالیت داشته باشد.همسر بی‌حاشیه فائزه?همسر و فرزندان شخصیت‌های مهم سیاسی هر کشور معمولا خبرساز و زیر ذره‌بین رسانه‌ها هستند که البته کمتر اتفاق می‌افتد که فردی از این خانواده‌ها به دلیلی غیر از مناسبات خانوادگی نقش مهمی در عرصه سیاست ایفا کنند؛ درباره «فائزه هاشمی» شاید نتوان قضاوت قاطع و دقیقی داشت اما او زنی است که علاوه ‌بر فرزند یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین مسئولان چنددهه گذشته بودن، بارها به‌دلیل سخنان یا عملکرد خود خبرساز شده است. او در انتخابات مجلس پنجم ایران با تعدد آرایی کم‌سابقه پا به مجلس گذاشت، پیشتاز ترغیب زنان به ورزش شد و البته در همین دوران هم زندان را تجربه کرده است.هرچقدر که فرزند علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی در این سال‌ها خبرساز و فعال بود، اما همسرش دست‌کم جایی در رسانه‌ها نداشت. «حمید لاهوتی» پزشکی است که اگرچه در خانواده‌ و محیطی سیاسی بزرگ شد اما کمتر به این عرصه علاقه نشان داد و کمتر اظهارنظری سیاسی از او در رسانه‌ها دیده می‌شود. فائزه هاشمی در ۱۶سالگی به عقد دکتر حمید لاهوتی، پزشک و فرزند ارشد مرحوم آیت‌الله حسن لاهوتی درآمد که خود پیش از این درباره این ازدواج گفته است: «به آن معنا مراسم خواستگاری نداشتم، بابا (آقای هاشمی) به من و فاطی گفت پسرهای آقای لاهوتی حمید و سعید از شما خواستگاری کرده‌اند، جوابتان چیست؟ ما هم گفتیم بله و تمام شد، یعنی همه خواستگاری ما همین بود».ناکامی‌های آیتی در دوران خبرسازی مولاوردی?تا پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نامش چندان برای گوش مردم کوچه‌وبازار آشنا نبود، اما پس از انتخابات و در تابستان ۹۲ با یک سخنرانی تند و انتقاد شدید از جای خالی زنان در فهرست وزیران و مدیران ارشد، چند روز چهره خبرساز رسانه‌ای ایران شد؛ «شهیندخت مولاوردی» البته در ماه‌های بعد و با دریافت حکم معاونت رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده از «حسن روحانی» به چهره‌ای آشنا بدل شد که هر چند ماه یک ‌بار هم مورد حمله و انتقاد شدید رسانه‌های محافظه‌کار قرار می‌گرفت. او البته پیش از سال ۹۲ هم برای فعالان عرصه سیاست و همچنین حوزه حقوق زنان چهره‌ای نام‌آشنا بود و در دولت اصلاحات، مدیر ارتباطات بین‌الملل مرکز امور مشارکت زنان ریاست‌جمهوری و همچنین دبیر کل جمعیت حمایت از حقوق بشر زنان و مسئول کمیته حقوقی ائتلاف اسلامی زنان بود. مولاوردی متولد یکم آبان ۱۳۴۴ در خوی و فارغ‌التحصیل فوق‌لیسانس حقوق بین‌الملل با رتبه یک از دانشگاه علامه طباطبایی و لیسانس حقوق دانشگاه شهید بهشتی است.او در همین دوران دانشگاه زندگی مشترک خود با دانشجویی دیگر به نام «حمید آیتی» را آغاز کرد که درباره این ازدواج هم گفته است: «ازدواج من در دوران دانشگاه اتفاق افتاد با یکی از همکلاسی‌ها. سال ۱۳۶۶ عقد کردیم، نمی‌دانم اسمش را دوست‌داشتن بگذارم یا عشق، ولی بالاخره یک احساسی بود که به پیوند زناشویی منجر شد». هرچقدر نام شهیندخت مولاوردی در هفت، هشت سال گذشته خبرساز شده و حتی شرکت ‌سازنده روسری‌اش هم جنجال‌برانگیز شده اما نام همسرش کمتر به رسانه‌ها راه پیدا کرده است. آیتی حقوق‌دان و دارای چندین سابقه مدیریت در مناصب میانی کشور است؛ رئیس پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری، مدیر کل برنامه‌ریزی معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی، معاونت پژوهشی و آموزشی پژوهشکده فرهنگ و هنر، استاد دانشکده‌های حقوق و مدیریت دانشگاه‌های علامه طباطبایی و علم و فرهنگ و… از جمله سوابقی است که آیتی در کارنامه اجرائی و آموزشی خود دارد. آیتی البته چهره‌ای سیاسی است ولی بیشتر در استان محل تولد خود یعنی خراسان جنوبی به فعالیت پرداخته ‌است. او در انتخابات مجالس هشتم و دهم از همین استان نامزد نمایندگی مجلس هم شده اما در هر دوره راهی به ساختمان میدان بهارستان پیدا نکرد.زنی که نام همسرش را به حاشیه برد?دهمین دوره مجلس شورای اسلامی چندین چهره خبرساز شدند که بی‌شک یکی از آنها «پروانه سلحشوری» است که چندین نطق و اظهارنظرش حتی کار را به شکایت و پرونده قضائی هم کشاند. او که در دانشگاه جامعه‌شناسی خوانده و پیش از ورود به مجلس به تدریس همین رشته مشغول بود، در مجلس دهم ریاست فراکسیون زنان را با رأی دیگر اعضا بر عهده گرفت و با همکاری دیگر زنان نماینده چندین طرح را هم در این چهار سال به تصویب رساند.در این دوره البته چندین زن دیگر از جمله «طیبه سیاوشی»، «فریده اولادقباد، «فاطمه سعیدی»، «سهیلا جلودارزاده» و «پروانه مافی» هم روزهای پرکار و تأثیرگذاری را پشت سر گذاشتند. در بین ۱۷ زن سیاست‌مدار مجلس دهم البته نام سلحشوری بیش از دیگران خبرساز شد و حتی در دوره‌ای اتهاماتی از سوی برخی رسانه‌ها نسبت به نقش و تأثیر همسرش در کارنامه سیاسی سلحشوری مطرح شد؛ نام «برات قبادیان» البته سال‌ها پیش از سلحشوری به اخبار ایران و فضای سیاست کشیده شد و به نظر می‌آید سلحشوری مراحل رشد را گام‌به‌گام و در دوران زندگی مشترک طی کرد تا جایی که در چهار سال گذشته به چهره‌ای شاخص تبدیل شد.قبادیان که درحال‌حاضر معاونت آموزش و پژوهش وزارت صنعت و معدن است، متولد ایذه و از چهره‌های شاخص سیاسی استان خوزستان است. او استاد تمام‌وقت گروه مهندسی مکانیک دانشگاه تربیت‌مدرس تهران است و در دهه گذشته چندین مسئولیت مهم از جمله ریاست دانشگاه شهرکرد، معاون پژوهشی دانشگاه کار، معاون برنامه‌ریزی، آموزش و امور مجلس سازمان انرژی اتمی ایران و همچنین مشاور رئیس سازمان انرژی اتمی ایران را بر عهده داشت. در چهار سال گذشته البته نام او نسبت به شهرست همسرش به حاشیه رفت و حالا حتی در فضای رسانه‌ای خوزستان هم بیش از برات قبادیان، نام پروانه سلحشوری به چشم می‌خورد.زنان دیگر در کانون  توجهعبارت «سیاست مردانه» اگرچه معمولا برای توضیح نوع نگاه تئوریک و بنیادی به سیاست و مدیریت به کار می‌رود اما چه در ایران و چه حتی در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته دنیا از پایین‌بودن آمار زنان سیاست‌مدار هم حکایت دارد. در عرصه سیاسی ایران البته به فهرست بالا می‌توان نام‌های دیگری را هم افزود؛ آذر منصوری، الهه کولایی، زهرا شجاعی، اعظم طالقانی و ده‌ها زنی که در ادوار مختلف به مجلس شورای اسلامی یا شورای شهر کلان‌شهرها راه یافتند و توانستند بیش از مردان هم‌پیوند با خود خبرساز و تأثیرگذار شوند.</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Tue, 18 Aug 2020 15:23:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روایت متفاوت شاهد عینی سینما رکس بعد از ۴۲ سال</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B9%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%B1%DA%A9%D8%B3-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DB%B4%DB%B2-%D8%B3%D8%A7%D9%84-cud0otlujgyt</link>
                <description>یکی از حاضران در این ماجرا «رضا خدری» خبرنگار آبادانی روزنامه کیهان است. او که در روز حادثه چند دقیقه بعد از آتش سوزی خودش را به محل حادثه می‌رساند و اولین خبرنگاری است که به داخل سینما راه پیدا کرده و عکس‌هایی که حالا از حادثه وجود دارد را گرفته است. خدری متولد و بزرگ شده آبادان است و بنابراین شناخت خوبی درباره بسیاری از اشخاصی که نامشان در پرونده است دارد.همه قبل از آتش سوزی بیهوش شده بودندخدری در مصاحبه با انصاف نیوز همه‌ی روایت‌های رسمی از این حادثه را دروغ خواند و گفت: افراد در سینما رکس قبل از آتش سوزی خفه شده بودند. چرا که ممکن نیست در عرض حدود ۲۰ دقیقه ۷۰۰ نفر بسوزند. چون اگر آن‌ها هوشیار بودند می‌توانستند فرار کنند. با توجه به اینکه کسی از جایش تکان نخورده بود یعنی همه قبل از آتش سوزی همه بیهوش شده بودند.او ادامه داد: من زمانی که رفتم داخل هیچکس از سر جایش تکان نخورده بود؛ همه در جای خودشان سوخته بودند. من دیدم جسدی که پایش روی پایش بود و سوخته بود. و این سوختگی در حدی بود که نمی‌شد تشخیص داد که آن جنازه زن است یا مرد.هیچکس زنده از سینما بیرون نیامدبعضی روایت‌های رسمی می‌گوید حداقل بین ۲۰ تا ۴۰ نفر از این آتش سوزی نجات پیدا کرده‌اند. عباس امینی مستندساز جوان آبادانی که مستندی درباره‌ی این سینما رکس ساخته اما در گفت و گویی ادعا کرده که تعداد آن‌هایی که نجات پیدا کرده‌اند خیلی بیشتر است. او می‌گوید من با تعداد زیادی از آن‌ها صحبت کرده‌ام اما آن‌ها حاضر نیستند خودشان را معرفی کنند. چراکه چون هر کسی زنده بیرون آمده بود، در مظان اتهام بود که حتماً دستی در قضیه داشته است، فضا خیلی متشنج بود. برای همین بیشتر آن‌ها ترجیح دادند سکوت کنند، برخی آنقدر ترسیده بودند که از ایران رفتند.خبرگزاری پارس (ایرنای کنونی) همان زمان در خبری درباره نجات یافتگان نوشت: از هفتصد تماشاگر کوچک و بزرگ که در سالن سینما «رکس» آبادان سرگرم تماشای فیلم بودند، در جریان آتش‌سوزی، تنها یک صد نفر توانستند خود را از مهلکه نجات دهند و به بیرون فرار کنند و شش صد نفر دیگر در میان جهنمی از آتش سوختند که از این عده سیصد و هفتاد و هفت نفر جان خود را از دست دادند.</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Mon, 17 Aug 2020 13:34:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه متهمان امنیتی خارج از کشور را می‌توان دستگیر کرد؛ اما متهمان اقتصادی را نمی‌توان؟</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-e7ozatk5yvzz</link>
                <description>از فرار اقتصادی‌ها تا استرداد سیاسی – امنیتی‌ها | دو ارزیابی/ در گفت‌وگو با عبدالله ناصری و اکبر خوشکوشک /معصومه رشیدیان، انصاف نیوز: عبدالله ناصری –فعال سیاسی اصلاح طلب- با صورت‌بندی متهمان اقتصادی به سه دسته می‌گوید بخشی از این متهمین که با مانون‌های اصلی قدرت ارتباطی نزدیک دارند مطلع شده و از کشور خارج می‌شوند. او همچنین در مورد تفاوت در بازگرداندن برخی از متهمین و بازنگرداندن برخی دیگر می‌گوید «عیسی شریفی را برگرداندند تا فدایی شهردار جهادی و انقلابی اسبق بشود و امثال مالمیر چون ارتباط نزدیکی با نزدیکان رئیس جمهور و بخشی از نهادهای امنیتی پیدا می‌کنند، فعلا در دستور کار بازگرداندن نیستند.»از طرف دیگر اکبر خوشکوشک –امنیتی سابق- نیز که پیش از این در گفت‌گویی به بهانه‌ی شایعه‌ی مرگ خاوری در کانادا گفته بود که «خاوری کاری نکرده است» و همچنین تاکید کرده بود که «در فرودگاه به او گفته بودند که برود»، با انتقاد از نحوه‌ی برخوردها با متهمان اقتصادی به بازخوانی موارد مختلفی می‌پردازد. او همچنین معتقد است که عیسی شریفی خود بازگشته است و اصلا فرار نکرده بوده است و از سوی دیگر از پرونده‌ی فاضل خداداد می‌گوید که «بررسی کنید و ببینید که بخاطر چه چیزی اعدام شد. من و آقای رفیقدوست و یکی دیگر از دوستان بدنبال این بودیم که آقای خداداد بازگردد؛ از آمریکا آمد، اما زمان زمانی بود که مسائل سیاسی با موضوع مخلوط شد و وسط آوردند و بالاخره آن اتفاق افتاد».خواندن متن کامل در انصاف نیوزاگر مطلب را دوست داشتید، لایک و کامنت فراموش نشود</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Mon, 03 Aug 2020 11:39:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بورس؛ قمار سازمان یافته</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-%D9%82%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-d3whzmdowdhr</link>
                <description>حسن عباسی، تئورسین جنجالی اصولگرا کمپینی به نام «بورس قمار سازمان یافته» راه انداخته.به گزارش انصاف نیوز پژوهشکده یقین، متعلق به حسن عباسی که پیش از این به اتهام توهین به رییس جمهور و یکی از وزیران به هفت ماه حبس محکوم شد؛ این بار از تاریخ ۲۰ اردیبهشت کمپینی به نام «بورس قمار سازمان یافته» راه انداخته.در توضیح این کمپین آمده:  بورس دچار ایرادات فراوانی است. که مهم‌ترین آن جذب سرمایه از بخش تولید به بخش «صنعت مالی » است.  آیا می‌دانید موسس بورس یک قمارباز حرفه‌ای بود که تجربیات قمار را وارد اقتصاد کرد؟  آیا چیزی از تحلیل استراتژیکال بورس شنیده‌اید؟ تحلیل تاکتیکال بورس هم در جایی آموزش داده نمی‌شود! تحلیل استراتژیکال بورس همواره ناگفته و محرمانه بوده است!حسن عباسی هم در یک سخنرانی با عنوان «بورس چگونه پدید آمد؟»که در صفحه این کمپین منتشر شده گفت: جان لو قمار بازِ قاتلی که بورس را آفرید، یک اسکاتلندی جاه‌طلب، محکوم به اعدام ، معتادِ به قمار و نابغه ضعیف‌النفس مالی بود. او نه تنها قیمت اموال و املاک اش را بالا برد، بلکه به‌طور غیرمستقیم، عامل بروز انقلاب فرانسه شد. زمانی جان لو ، مالک یک چهارم چیزی بود که امروزه آن را با عنوان ایالت متحده آمریکا می‌شناسیم.در این کمپین اشاره شده که پولی که از بورس به دست می‌آید «حلال»نیست. چند تن از مخاطبان صفحه این کمپین با انتشار کامنت‌هایی به حسن عباسی اعتراض کرده و گفتند: زمانی که علما و رهبری درباره‌ی بورس نظر داده و آن را حلال خوانده‌اند، شما چرا این را می‌گویید.اگر مطلب را دوست داشتید لایک و کامنت فراموش نشود.</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Sat, 01 Aug 2020 17:22:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«دانشجویان متعهد» یا خبرچین‌؟</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D9%87%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%86%DB%8C%D9%86-ttap5xid9xzb</link>
                <description>زهرا منصوری، انصاف نیوز: یک فعال دانشجویی می‌گوید: یک سری از دانشجویان با گرایش فکری مشخص راپورت بقیه‌ی دانشجویان را می‌دهند. آنها حتی به انتظامات دانشگاه هم فشار می‌آورند، بعضی از این دانشجویان به صورت اعتقادی و فردی و یک سری هم مثل یکی از تشکل‌های دانشگاه امیرکبیر به صورت تشکیلاتی این کار را می‌کنند و به انتظامات فشار می‌آوردند تا دانشجویان را تحت فشار بگذارند.سال گذشته وزارت اطلاعات در بیانیه‌ای نوشت «شبکه‌ای وابسته به عناصر ضد انقلاب در اعتراضات اخیر به طرح سهمیه‌بندی بنزین، قصد داشتند با کشاندن برنامه دانشجویان دانشگاه تهران به بیرون دانشگاه، اخلال ایجاد نماید که با «هوشیاری دانشجویان متعهد» و نهاد‌های ذیربط خنثی گردید».پس از صدور این بیانیه این پرسش به وجود آمد که «دانشجویان متعهد» چه کسانی هستند؟ چه ارتباطی با نهادهای بیرون از دانشگاه دارند؟ فعالان دانشجویی تجربه‌ی برخورد با این دانشجویان را داشته‌اند؟ در این باره با محمد نوری از انجمن اسلامی ترقی خواه دانشگاه امیرکبیر، علی نانوایی فعال دانشجویی و دانشجوی دانشگاه تهران، علی چمنزار فعال دانشجویی از دانشگاه علامه طبابایی و محسن اسفندریاری مسئول سیاسی سابق بسیج دانشگاه امیرکبیر گفت‌وگویی کردیم، متن کامل آن در پی می‌آید:چه زمانی با دانشجویان متعهد روبرو می شویم؟محمد نوری یکی از دانشجویان انجمن اسلامی دانشجویان ترقی‌خواه در گفت‌وگو با انصاف نیوز درباره‌ی دانشجویان متعهد می‌گوید: «دانشجویان معمولاً هنگام ورود به دانشگاه با یک سری از ضوابط انضباطی روبرو می‌شوند و رعایت آن ضوابط توسط حراست کنترل می‌شود. این ضوابط شامل پوشش و یا سیگار نکشیدن است، یک بخشی از ضوابط هم به تجمعاتی باز می‌گردد که در دانشگاه برگزار می‌شود. اما پرسش اینجاست چه زمانی با دانشجویان متعهد روبرو می شویم؟ در اولین جایی که با این نوع از دانشجویان برخورد می‌کنیم سیگار کشیدن است. حتی وقتی دانشجویان به ویژه دختران خارج از دانشگاه در کوچه‌های شهرداری نزدیک دانشگاه سیگار می‌کشند، به دختران گیر می‌دهند یا مثلاً در ماه‌های رمضان دانشجویانی که به هر علتی روزه نمی‌گیرند، چون در دانشگاه جایی نیست که بتوانند غذا بخورند، به پستوهای دانشگاه می‌روند؛ حالت عادی هیچگاه حراست به آن پستوها کاری ندارد اما در این مواقع به آنجا می‌روند و تذکر می‌دهند. گیر دادن به شال، روسری و سیگار از تجربیات روزمره‌ی دانشجویان است.ببینید! معمولا یک سری از دانشجویان با گرایش فکری مشخص راپورت می‌دهند. این مدل از دانشجویان حتی به انتظامات دانشگاه هم فشار می‌آورند مثلاً در دانشگاه امیرکبیر یکی از تشکل‌های دانشجویی در دست طیف اصولگرا است؛ البته در گذشته نبود! بعضی از این دانشجویان به صورت اعتقادی و فردی اینکار را می‌کنند. یک سری هم مثل آن تشکل به صورت تشکیلاتی اینکار را می‌کنند و به انتظامات فشار می‌آوردند تا به دانشجویان را تحت فشار بگذارند؛ گاهی حتی انتظامات به آنها می‌گوید این موارد به شما مربوط نیست اما با فشارهای تشکیلاتی کار را پیش می‌برند. مثلا برای تفکیک سلف، اساتید فشار زیادی وارد کردند و بعضی تشکل‌ها پشت دفتر ریاست دانشگاه می‌نشستند و برای برخورد با دانشجویان داد و فریاد راه می‌اندختند تا بتوانند خواسته‌ی خود را پیش ببرند. این نوع برخورد با «دانشجویان عادی» است.نوع برخورد دیگری را هم با فعالین دانشجویی پیش گرفته‌اند، در دانشگاه ما پرونده‌سازی برای دانشجویان سابقه‌دار است. گعده‌هایی در دانشگاه هستند که معلوم نیست به کدام نهاد بیرون از دانشگاه ربط دارند. برای مثال ق.ش در سال ۹۵ دبیر یک تشکل و یک اتحادیه به صورت همزمان بود و خیلی نفوذ داشت. مثلا در برخوردهای دانشگاه امیرکبیر وقتی عکس مهندس موسوی در برد نصب می‌شود، آنها برد انجمن را می‌شکنند، یکی این کار را می‌کند و ق.ش در واقع پشتوانه‌ی آنها است. حتی از وزارت علوم ابلاغیه داشتیم که استفاده از عکس این آقایان مشکلی ندارد. عکس‌های ق.ش در اعتراضاتی مثل هواپیمای اوکراینی در دانشگاه امیرکبیر موجود است با وجود اینکه او چندین سال است که فارغ التحصیل شده و قبلا دانشجوی دکترای فیزیک بود. حتی شایعاتی مبنی بر اینکه او باید اخراج شود نیز مطرح بود. عکس حضور این آدم در دانشگاه امیر کبیر، تهران و… هست. یعنی در مواقع مواجهه با دانشجویان در چند دانشگاه حضور داشته است؛ مثلاً عکس او در آبان ۹۸ در دانشگاه تهران وجود دارد، هرچند در دانشگاه علامه عکسی از آن نیست اما فعالین دانشجویی شهادت می‌دهند که او در دانشگاه حضور داشته است. مثلاً یک دعوایی بین دانشجویان بسیج و آزاد اندیش علامه بر سر عکس میرحسین موسوی رخ داد. این اقدام در دانشگاه علامه سابقه نداشته است و ق.ش جزو کسانی بود که در این دانشگاه تازه نفوذ کرده بود، انگار برای برخورد فرستاده می‌شود. در پلی تکنیک هر فعال دانشجویی او را می‌شناسد.»محمد نوری درباره‌ی پرونده‌سازی علیه فعالان دانشجویی می‌گوید: «این فعالیت‌های کلانی است که علیه فعالان دانشجویی رخ می‌دهد. بدین صورت است که علیه آنها مدارکی را جمع می‌کنند و پرونده‌سازی می‌کنند. در اعتراضات روز کارگر پلی تکنیک در سال ۹۷ ق.ش یکی از کسانی بود که در تجمع حضور داشت. پرونده‌سازی برای فعالان دانشجویی سیستماتیک شده است. بخشی از تشکل‌های تندرو در دانشگاه امیرکبیر از این نوع از پرونده‌سازی‌ها می‌کنند تا به گروه‌های معترض و دانشجویان فشار وارد شود. یک زمانی علیه فعالین دانشجویی زن طرح «برد» کار می‌کردند، عکس خصوصی آنها را مات می‌کردند و با اسم مخفف روی برد می‌زدند، بر روی آنها می‌نوشتند، اینها فتنه‌گر هستند. حتی کانال‌های تلگرامی آنها موجود است.»این فعال دانشجویی درباره‌ی ارتباط این دانشجویان با نهادهای بیرون از دانشگاه گفت: «آنها با نهادهای عجیبی در ارتباط هستند در این شکی نیست، نمی‌توان مدرکی را در این زمینه ارائه کرد، اما مسئولان دانشگاه نیز این را قبول کرده‌اند و می‌دانند کسانی هستند که به بیرون از دانشگاه راپورت می‌دهند. درباره‌ی اعتراضات سال ۹۷ در دانشگاه امیرکبیر یک کلیپ تولید شد و اسم آن را «اسب شکست خورده» گذاشتند، و این کلیپ در خبرگزاری فارس نیز کار شد حتی یک کانال تلگرامی برای آن راه اندازی و از آن کانال به رسانه‌ای مثل فارس فوروارد شد. عملاً پرونده سازی علیه فعالین دانشجویی محسوب می‌شود. یا اینکه اسم کسانی که در تجمعات دانشجویی حضور داشتند را به بیرون از دانشگاه می‌دادند. البته با ورود نهاد رهبری دانشگاه امیر کبیر از ادامه‌ی این پرونده‌سازی‌ها علیه فعالان دانشجویی ممانعت به وجود آمد.این شکل از افراد یک گعده‌ای در میان اساتید، دانشجویان هستند، این دانشجویان با ارتباطی که با دانشجویان سابق و فعال داشتند، شبکه‌ای را در دانشگاه برای فشار آوردن به مسئولین دانشگاه و طیف‌های منتقد دانشجویی ایجاد کردند. این افراد برای خوش خدمتی و گرفتن پست و مقام و نشان دادن یک چهره‌ی عدالتخواه از خود چنین کارهایی می‌کردند اما خود همین فردی که مثال زدم جزو نیروهای فشار است که در مواجهه با دانشجویان نقش جدی‌ای داشته است.مشی نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه امیر کبیر این است که یک ثباتی ایجاد کنند و نگذارند دانشجویان هزینه‌های گزاف دهند، البته در برخی از مواقع مثل حجاب و تفکیک جنسیتی دیدگاه بسته‌ای دارد، اما در نهایت تلاش می‌کنند تا دانشجویان کمترین هزینه را بدهند. مثلا فضای دانشگاه امیرکبیر مثل دانشگاه تهران رها نشده تا حیاط خلوت نهادهای امنیتی باشد. برخی از اساتید محرک هستند، بازوی نهادهای امنیتی در دانشگاه هستند. مسئولان در دانشگاه امیر کبیر در برابر فشارهای نهادهای خارج از دانشگاه مقاومت می‌کنند، تا برخورد جدی‌ای با دانشجویان نشود. در دانشگاه امیر کبیر نهاد نمایندگی رهبری به زعم خود می‌خواهد رفتاری پدرانه داشته باشد تا از حجم برخورد بکاهد و از برخوردهای فرادانشگاهی جلوگیری کند. در دانشگاه تهران وضعیت متفاوت است، مثلا در دانشگاه پلی تیکنیک دانشجوی زندانی معدود داریم و انگشت شمار هستند. البته بدین معنی نیست که هیچ برخوردی با دانشجویان شکل نمی‌گیرد، مثلا علی مظفری از دراویش گنابادی دانشجوی دکترا پلی تکنیک است و هنوز در زندان است و پرونده‌ی او بسیار امنیتی بود و از دست دانشگاه خارج شد و یا اینکه بودند کسانی مثل مریم شریعمتداری از دختران خیابان انقلاب بود و با پیگیری از سوی دانشگاه آزاد شد. یا دانشجویانی که به نهاد امنیتی احضار می شوند اما بازداشت نمی‌شوند، به خاطر عملکرد نهاد رهبری و ریاست دانشگاه است. یا در دانشگاه علامه از گروه‌های فشار حمایت می‌شود، ریاست دانشگاه آنجا را رها کرده یا در دانشگاه علم و صنعت خود دانشجویان و اساتید برخورد می‌کنند. پس در هر دانشگاهی عمکرد متفاوت است.علی نانوایی فعال عدالتخواه در گفت‌وگو با انصاف نیوز می‌گوید: «عموما در دانشگاه تهران ورود افراد بدون کارت دانشجویی آزاد است، به جز روزهایی که فضای دانشگاه امنیتی است، از جمله ۲۶-۲۷ آبان ماه که بدون کارت دانشجویی دانشگاه اجازه ورود نمی‌دادند. اما بنده در همان روزها موقع ورود به دانشگاه مشاهده کردم، افرادی شبیه بچه‌های بسیج و با هماهنگی با حراست دانشگاه تعدادی از افرادی که کارت دانشجویی نداشتند را وارد دانشگاه می‌کردند. اتفاقا چند تایی از آن‌ افراد را هم که بدون کارت وارد شدند را می‌شناختم، از فعالان و ادوار بسیج دانشجویی و تشکل‌ها و اتحادیه‌های دانشجویی اصولگرا بودند. روز ۲۷ بهمن دو طیف در دانشگاه تجمع کرده بودند، یک طیف از بسیج دانشگاه، به علاوه افرادی که از بیرون دانشگاه تهران به آنها ملحق شده بودند، تعدادی از آنها از اعضا و دبیران فعلی و قبلی اتحادیه‌های اصولگرا بودند که اینها عموما هیچوقت دانشجوی دانشگاه تهران هم نبودند. بعضی از آنها هم فارغ التحصیل شده بودند و کلا دانشجو نبودند. از اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی مستقل، بسیج، جنبش عدالتخواه و دفتر تحکیم هم حضور داشتند. بعضی از آنها میدان‌دار هم بودند و با یک شیوه خاصی هم برای مقابله با تجمع دانشجویان دانشگاه، جمع شده بودند. با تکان دادند پرچم و چوب پرچم و شعارهایشان رعب و وحشت ایجاد می‌کردند، البته این شکل از رفتار سال‌های گذشته در دانشگاه امیرکبیر مرسوم شد و اکنون در دانشگاه تهران و علامه هم مشاهده می‌کنیم.این تشکل‌ها، این احتمال را می‌دادند تعدادی از دانشجویان در دانشگاه ممکن است تجمع کنند و برای مقابله با آنها، بسیج نیرو و سازماندهی انجام داده بودند. در تجمع حجاب دانشگاه تهران در اردیبهشت سال ۹۸، یکی دوبار در ۱۶ آذر و همچنین آبان ماه هم این‌ها به همین شکل حضور داشتند و بسیاری از آن‌ها از دانشجویان دانشگاه تهران نبودند. سعی می‌کردند با دانشجویان معترض مقابله کنند، مثلا مسیر حرکتشان را می‌بستند و در مقابل‌شان شعار می‌دانند. چند باری دانشجویان به حراست گفتند که اگر شما مسئول برقراری نظم هستید، چرا این افراد در دانشگاه مانع عبور و مرور جمعیت می‌شوند؛ درحالی که دانشجوی دانشگاه تهران هم نیستند و البته حراست جواب قانع کننده‌ای نداد. زمانی که اعتراضات آبان ماه رخ داد، اینترنت قطع بود، امکان اطلاع رسانی در شبکه‌های اجتماعی وجود نداشت، اما اکثر اتحادیه‌های اصولگرا در تجمع بودند، این یعنی یک هماهنگ کننده واحد و مشترکی میان آن‌ها وجود داشته است. برخی از همین دوستان در دانشگاه پراکنده بودند و مشغول عکسبرداری و فیلمبرداری بودند. احتمال دارد بعد از بازداشت‌ها از عکس و فیلم و گزارشاتی که آن‌ها نوشتند، استفاده شده باشد، ضمن اینکه در حین تجمع تعداد زیادی لباس شخصی از نهاد امنیتی در میان دانشجویان بودند. وقتی ما بازداشت بودیم، برخی ماموران می‌گفتند ما دیدیم مثلا دانشجویان معترض فلان کار را کردند و خودمان حضور داشتیم. در انتهای تجمع وقتی دانشجویان پراکنده شدند، یک‌ تعدادی را موقع خروج بازداشت کردند و بعضی‌ها هم مثل بنده در داخل دانشگاه بازداشت شدیم و در دفتر حراست مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم و بعد به بیرون منتقل شدیم. هرچند ورود نیروی نظامی، انتظامی و امنیتی در حالت عادی به دانشگاه ممنوع است اما لباس شخصی‌ها وارد شدند و همانجا بازداشت کردند و با همراهی حراست ضرب و شتم هم کردند.»این فعال دانشجویی درباره‌ی نشریاتی که نوشته‌هایشان مثل پرونده‌سازی است، گفت: «مثلا من نشریات بسیج دانشکده الهیات و حقوق و علوم سیاسی را بعد از آزادی‌ام نگاه کردم و دیدم بسیار مستقیم دانشجویان معترض را وابسته یا در راستای گروه‌های معاند و برانداز قلمداد و برخورد سنگین با آن‌ها را مطالبه کرده بودند. از یک طرف در تجمع مشغول عکسبرداری و فیلمبرداری هستند و از طرف دیگر در نشریات از نهادهای امنیتی مطالبه‌ی برخورد با دانشجویان را می‌کنند و آن‌ها را ادامه‌ی گروهک‌های ضدنظام معرفی می‌کنند. در دوره بازداشت و بازجویی، بعضا با اتهاماتی روبرو می‌شدبم که ابتدا شایعات کذبی بوده که قبل یا بعد از آن تجمع و دستگیری‌ها درون این تشکلها مطرح شده و دهان به دهان چرخیده بود و حال ما می‌بایست با زحمت کارشناس امنیتی یا بازجو را توجیه می‌کردیم که چنین مسائلی کذب است.»علی نانوایی درباره‌ی عدم همکاری برخی از حراست‌های دانشگاه‌ها با این دانشجویان متعهد گفت: «اینکه مثلا در بعضی از دانشگاه‌ها این گروه از دانشجویان به حراست فشار می‌آورند، به معنی مستقل بودن آن‌ها نیست، بلکه شاید توقع بیشتری برای برخورد با دانشجویان و یکدست‌سازی دانشگاه دارند. در فرآیند بازجویی‌، بازپرسی و دادکاه من بارها بیان کردم، اگر تجمع برای دانشجویان در داخل دانشگاه خودشان جرم است؛ یک سری از افراد هم در دانشگاه همان روزها حضور داشتند و شعارهای تندی هم علیه برخی مسئولین و نهادها مثل دولت دادند. آن‌ها هم مجوز نداشتند، برخلاف تجمع دیگر که خودجوش بود اتفاقا آن‌ها سازماندهی شده بودند. چرا برای آن‌ها محدودیتی وجود ندارد؟ چه بسا برای آن‌ها تجمعات رزومه هم محسوب شود، اما برای دانشجویان دیگر احکام سنگین صادر می‌شود، یکی از ماموران امنیتی قضایی به من پاسخ داد، آن‌ها نیروهای نظام هستند و با هماهنگی نهادهای امنیتی حضور داشتند.پس به نظرم این دوستان آتش به اختیار نیستند. نمی‌دانم اینکارها را اعتقادی انجام می‌دهند یا برای فرصت‌های شغلی و رانتی است. این را نمی‌توان تفکیک کرد و تشخیص داد. پرونده‌سازی آن‌ها هم در قالب یادداشت‌ها و نشریات و شایعاتی است که تولید می‌کنند و از نظر آن‌ها پرونده سازی محسوب نمی‌شود، بلکه احتمالا چنین کارهایی را مطالبه‌گری می‌دانند که نتیجه‌اش احکام سنگین برای همکلاسی‌ها و هم دانشگاهی‌شان می‌شود. به صورت طبیعی بین گروه‌های مختلف دانشجویی رقابت وجود دارد. هرگروهی هم سعی می‌کند نسبت به سایر گروه‌ها موضع برتری کسب کند. در این راستا برخی جریان‌ها و تشکل‌ها که با نهادهای قدرت در پیوند هستند، می‌خواهند از نهادهای بیرون از دانشگاه کمک گیرند، از جمله کمک از نهادهای امنیتی.»محسن اسفندیاری، مسئول بسیج سیاسی دانشگاه امیرکبیر نیز پاسخ به پرسش‌ها را به صورت کتبی به انصاف نیوز ارسال کرده است:حضور نیروها و نهادهای خارج، در دانشگاه صحیح نیست!انصاف نیوز:در آبان ماه سال ۹۸ وزارت اطلاعات بیانیه‌ای منتشر کرد که با کمک دانشجویان متعهد توانستیم با عناصر ضد انقلاب مقابله کنیم؛ به نظر شما با توجه به تجاربی که داشتید، منظور از دانشجویان‌ متعهد چه کسانی است؟ آیا جزو تشکل خاصی هستند؟ چه ویژگی‌هایی دارند؟محسن اسفندیاری: درباره‌ی این پرسش لازم است تا عرض کنم که بنده این اطلاعیه‌ای را‌ که گفتید به صورت رسمی در جایی ندیدم و اطلاعی درباره‌ی آن ندارم. اما در هر صورت نیروهای حراست و انتظامات قائدتاً موظف به تأمین حفظ و نظم و امنیت در دانشگاه‌ها هستند و حضور نیروها و نهادهای خارج از دانشگاه‌ها برای این کار صحیح نیست. اگر براساس اطلاعیه، نیروها و نهادهای خارج از دانشگاه بخواهند با برخی از دانشجویان ارتباط بگیرند و آنها اطلاعات مخالفان خودشان را به نیروهای امنیتی بدهند، اگر این مسئله درست باشد، طبیعتا اقدام درستی نیست. لفظ «دانشجوی متعهد» هم لفظ کلی‌ای است و به بسیاری از دانشجویان می‌توان اطلاق کرد، پس بهتر است از نهادی که این اطلاعیه را منتشر کرده است، بپرسید که منظور آن‌ها چه کسانی هستند؟با برخی از فعالان دانشجویی مختلف صحبت کردیم، معتقد بودند منظور از این‌ها دانشجویانی هستند که در اعتراضات دانشجویی از آن‌ها استفاده می‌شود تا اعتراضات دانشجویی را کنترل کنند، بعضا حتی دانشجو نیستند یا اینکه این دانشجویان برای دیگر فعالان دانشجویی پرونده سازی کرده‌اند، نظر شما در این باره چیست؟اگرچه برخی از فعالان دانشجویی چنین کاری را می‌کنند و مثلاً برخی از دانشجویان را به نهادهای امنیتی معرفی می‌کنند و یا برای آنها پرونده‌سازی می‌کنند؛ قطعاً کار اشتباهی انجام می‌دهند و نبایستی به این اقدامات دست بزنند. محیط دانشگاه یک محیط فرهنگی-علمی است و باید تا جایی که ممکن است از اقدامات هیجانی دوری کنند و سعی شود تا مسائل را به صورت منطقی پیش ببرند، چون معمولاً دود اقدامات هیجانی فقط به چشم دانشجویان می‌ر‌ود. معتقد هستم با دانشجویان و اقشار نخبه می‌بایست با عطوفت و ملایمت بیشتری رفتار کرد. البته این را نباید فراموش کنیم صرف داشتن لقب دانشجو، نخبه، جوان به معنای بی‌گناهی افراد نیست. مثلاً ممکن است یک دانشجو با کسی تصادف کند و او را مصدوم کند، آیا به این خاطر که این فرد دانشجو است، بیگناه است و نباید محاکمه یا مجازات شود؟ این نکته را باید در نظر داشته باشیم که بعضاً بودند دانشجویانی که با سازمان‌های جاسوسی و منافقین در ارتباط بوده‌اند، افرادی مانند امید باطبی و شبنم مددزاده امروز کجا هستند؟ پس اینکه منافقین بعضاً با برخی از دانشجویان ارتباط بگیرند و آنان نیز مرتکب جرائمی بشوند توهم نیست و قبلاً اتفاق افتاده است، البته گفتم که این اتفاقات و تجربیات این افراد نباید موجب تهمت زدن یا بازداشت‌های اشتباهی شود و بایستی پس از تحقیقات کامل، افراد مجازات شوند. تأکید می‌کنم که در برخورد با دانشجویان نیاز است که با عطوفت رفتار شود و اصل بر برائت باشد.تجربه‌ی برخوردی با این نوع از دانشجویان داشته‌اید؟بنده با چنین افرادی که شما گفتید تا بحال توفیق برخورد نداشتم و اگر هم چنین افرادی باشند علاقه‌ای به ارتباط با آنها ندارم.به نظر شما این دانشجویان وابسته به گروه و یا نهادی در خارج از دانشگاه هستند یا آتش به اختیار عمل می‌کنند؟همان گونه که عرض کردم از این افراد اطلاعاتی ندارم و اگر چنین کاری می‌کنند اقدامشان اشتباه است، چرا که مسائل دانشگاه باید تا جای ممکن در خود دانشگاه حل و فصل شود. لفظ #آتش_به_اختیار را هم به نظرم شما اشتباهی به کار بردید، چرا که رهبری که از این لفظ استفاده کردند و منظور خودشان را از این لفظ به صورت کامل اعلام کردند، هم افرادی که با سوءاستفاده از این لفظ به دنبال برچسب زدن به مخالفان و غیرهمفکران خود هستند اشتباه می‌کنند و هم کسانی که از این لفظ جهت توجیه اقدامات غلط خود استفاده می‌کنند.در تجعمات دانشجو نما زیاد داریم!علی جمنزار از فعالان دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی درباره‌ی حضور «دانشجویان متعهد» در دانشگاه می‌گوید: «به یاد دارم، در یک تجمعی که در دانشکده علوم اجتماعی علامه برگزار شد؛ یکی را در دانشکده دیدیم که به نظر غریبه می‌آمد و از آنجایی که دانشکده کوچک است و معمولا همه یکدیگر را می شناسند، این فرد غریبه پشت کسانی در تجمع بودند؛ می‌ایستاد و به حرف‌های آنها گوش می‌داد، این آقا می‌خواست از دانشکده بیرون برود و یکی از دانشجویان سعی کرد تا از او عکس بگیرد و در اینجا بین آنها درگیری پیش آمد و در حین دعوا گوشی دانشجوی دانشکده‌ی ما شکست و تا حدی دعوا بالا گرفت و کلانتری نیز وارد داستان شد.در آن روز حراست هیچ غیر دانشجویی را به داخل دانشکده راه نمی‌داد، اما این فرد غریبه وارد شده بود، در نهایت ما به حضور او اعتراض کردیم و حراست هم به این فرد گیر داد، به اتاق پشت حراست او را انتقال دادند، بعد از سر و صدایی این فرد غریبه کارت خبرنگاری صدا و سیما خود را نشان داد و بعد عکس این آقا را در تریبون آزادی که انجمن آزاد اندیش در دانشگاه مرکزی علامه تشکیل داده بود هم دیدیم. نکته اینجاست گیت دانشگاه مرکزی علامه بسیار سخت گیر عمل می‌کند و به غیر از دانشجویان کسی اجازه‌ی ورود ندارد. اما او در تریبون آزاد هم حضور داشت. همان روز یکی از دوستان من به دانشکده آمد و حراست تذکر داد؛ یعنی ورود غیر دانشجو به دانشگاه راحت نیست.جالب است هیچ چیزی به جز یک موبایل و کارت خبرنگاری همراه او نبود و حتی پول هم نداشت. در تجمعات دانشجونما زیاد داریم. اما اینکه دانشجوها به بیرون آمار می‌دهند را به طور مشخص نمی‌توانم بگویم، به وضوح مشخص نیست. مثلا در مهرماه درگیری‌ای در دانشگاه علامه پیش آمد و بسیج هم دانشجویان را تهدید کرد، اما این مسائل در آن زمان زیاد نبود. اگر دقت کنید در دانشگاه امیر کبیر حراست در درگیری خود را عقب می‌کشد و بچه‌ها را با هم درگیر می‌کند اما در علامه اینطور نیست. قبلا در تجمع‌ها حتی بسیج هم دخالتی نداشت و در یک سال گذشته بسیج در حد شعار دادن در تجمع ها ورود پیدا کرد و به درگیری نمی‌رسید.در صورتی که مطلب را دوست داشتید لایک و کامنت فراموش نشود.</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jul 2020 15:48:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سعید حدادیان: بمیریم هم محرم امسال را برگزار می‌کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-mnoy3k51vbta</link>
                <description>سعید حدادیان مداحی که اظهارنظرهای سیاسی تند او خبرساز است گفت: حتی اگر بمیریم هم مراسم محرم امسال را با شکوه برگزار می‌کنیم.به گزارش انصاف نیوز سعید حدادیان شب گذشته در مراسم شهادت امام باقز در هیات رزمندگان غرب تهران که در محل ناحیه مقداد سپاه محمد رسول الله تهران برگزار شد گفت: مراسم محرم امسال را باید با شکوه برگزار کنیم. حتی اگر قرار باشد کسی بمیرد کسانی هستند که بخواهند جانشان را برای این مراسم بدهند. اجازه جان ما که دست خودمان است.او در بخشی از این مراسم گفت: من امسال با هرشرایطی دسته عزاداری بزرگی از میدان آزادی تا میدان انقلاب به راه می‌اندازماگر مطلب را دوست داشتید لایک و کامنت فراموش نشود</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jul 2020 16:08:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرخ نگهدار: ما ضد مذهب نبودیم</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D9%81%D8%B1%D8%AE-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D8%B6%D8%AF-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%85-zjsg0spumeng</link>
                <description>امیرحسین جعفری: رویش جوانه‌های آزادی در ایران از همان زمستان ۵۷ آغاز شد. هنگامی‌که گروه‌های سیاسی مختلف پس از سال‌ها اختناق رژیم سابق توانسته بودند صدای خود را به رساترین شكل ممكن در هركجا به گوش جهان برسانند و اكثر گروه‌هایی كه حرفی برای زدن داشتند، در راستای اثبات درستی منش خود در یك عمل كوتاه‌مدتِ تاریخی تا سال۶۰ كه با اغتشاش‌های گروه مجاهدین و دیگر گروه‌های مسلح، فضای سیاسی كشور تغییر كرد؛ در مناظره‌ها و سخنرانی و میزگردهای مختلف و جلسات پرسش‌وپاسخ در صحنه‌ی عملی و علنی سیاست آن دوران شركت كردند. دانشگاه تهران به‌علت شور انقلابی حاكم بر آن و پیشینه سیاسی‌اش از جمله ۱۶ آذر و… محلی برای مباحثات خیابانی و ارائه‌ی كتب گروه‌های مختلف شده بود كه به تبع زمان درگیری‌های زیادی نیز در این میان برای به كرسی نشاندن عقاید از طرف بیشتر گروه‌ها رخ می‌داد و التهاب انقلابی را شعله‌ورتر می‌کرد؛ از جمله اشخاص حمله کننده به میتینگ‌ها، دفاتر مطبوعات و گروه‌های مختلف یكی از كارگران روزمزد دانشگاه تهران به نام زهرا یعقوبی ملقب به «زهرا خانوم» بود كه به همراه حدود ۳۰۰ نفر از افراد همفكر خودش به تندروی‌ دست می‌زد. بحث‌های خیابانی گروه‌های چپ با هواداران حزب جمهوری اسلامی و دیگر گروه‌های اسلامگرا باعث شده بود این آتش هر روز بیشتر از قبل زبانه بكشد و نظرات گسترده برای اداره كشور و به پیش‌بردن انقلاب از نگاه‌های مختلف ادبیاتی را خلق كرده بود كه تشخیص را برای بسیاری سخت‌تر می‌کرد. بحث‌هایی درباره نظرات احزاب درباره آزادی، مالكیت، دیالكتیك و مبانی نظری دیگر كه بدون هیچ‌گونه سانسور از سوی افراد مطرح شد و به روشنگری بیشتر روش برخورد گروه‌ها برای مردم كمك كرد. دوسال پس از پایان این مناظرات آزاد بود كه شركتکنندگانش سرنوشت‌های متفاوتی پیدا كردند و برخی ناچار به فرار یا عده‌ای روانه زندان شدند. آیت‌الله سیدمحمد بهشتی در انفجار حزب جمهوری شهید شد و كیانوری و طبری به اتهام جاسوسی روانه ی زندان شدند. در این میان فقط آیت‌الله مصباح و دکتر سروش بودند كه این فرصت را یافتند که تا سال‌ها پس از آن تفكرات خود را ترویج دهند. این بحث‌های آزاد راهگشای دریچه‌ای به سوی كم‌رنگکردن فضای پر تنشی بود كه خیابان‌های تهران را هر روز بیشتر با صدای گلوله، درگیری و تشنج همراه میکرد اما می‌شد با ادامه‌داركردن همین منش و گفت‌وگوها از بسیاری مشکلات آینده جلوگیری كرد.فرخ نگهدار رهبر سابق سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یکی از شخصیت‌هایی است که در مناظرات دهه۶۰ شرکت داشت. او در تمام این‌سال‌ها به عنوان یک منتقد کوشیده است که مواضع منطقی و واقع‌بینانه نسبت به مسائل مرتبط با ایران داشته باشد؛ به‌نحوی که چنین مواضعی رسانه‌های داخلی ایران -با هر نگرشی- را مجاب کرد که در قالب گفت‌وگوهای متعدد نظرات او را خاصه در حوزه تاریخ انقلاب جویا شوند تا حدی که گفته می‌شود نادرطالب‌زاده یکی از سینماگران ایرانی که در حوزه تاریخ و سیاست‌ هم فعالیت می‌کند، برای رسانه ملی با او گفت‌وگویی انجام داده است و گویا به مرحله ی پخش نرسیده یا چندی پیش سایت خبری-تحلیلی انصاف‌نیوز هم با او در زمینه مناسبات ایران و امریکا به گفت‌وگو نشست و در این مسیر پیشگام شد.مصاحبه حاضر -درباره‌ی مناظره‌های موسوم به بحث آزاد در دهه ۶۰- در اردیبهشت ماه سال ۹۹ انجام شد. اما به دلیل محدودیت‌هایی که در انتشار آن برای نشریه‌ی اولیه وجود داشت به تعویق افتاد و این مصاحبه برای انتشار در اختیار انصاف نیوز قرار گرفت.برا خواندن مصاحبه فرخ نگهدار به روی لینک مصاحبه کلیک کنید.اگر مطلب را دوست داشتید لایک و کامنت فراموش نشود:)</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 15:29:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قتل یک موبد زرتشتی در کرمان</title>
                <link>https://virgool.io/@abofareshamdani/%D9%82%D8%AA%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%AF-%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-fko7nxi8kfts</link>
                <description>موبد آرش کسروی به دست افراد ناشناس در کرمان به قتل رسید.مردم سالاری آنلاین: به نقل از «امرداد»؛ موبد آرش کسروی به دست افراد ناشناس در کرمان به قتل رسید.موبد آرش کسروی سال گذشته برای آیین درگذشت پدر خود شادروان داریوش کسروی از کالیفرنیا به ایران-کرمان سفر کرده بود و برای رسیدگی به کارهای انحصار وراثت در کرمان سکونت گرفت. چندی پیش (۳۱ تیر) موبد کسروی به همراه دو تن از دوستانش ناپدید می‌شوند. پس از جست‌وجو از خانه‌‌‌ی مسکونی اثری از وی پیدا نمی‌شود. بستگان پلیس آگاهی کرمان را در جریان رخداد گم شدن موبد و دو تن از همراهانش می‌گذراند. پس از ۳ روز پیکر بی‌جان آنان در شهر ماهان پیدا می‌شود. بنا به گفته شاهدان، پلیس آگاهی قتل را تایید کرده، هویت قاتل یا قاتلان و انگیزه‌ی قتل نامشخص است.موبد آرش کسروی فرزند مهربانو کاویانی و داریوش کسروی سال ۱۳۴۶ خورشیدی در کرمان زاده شد. همسر وی گیتا نیکزاد و فرزندانشان آراد و دینا هستند. موبد آرش کسروی نزدیک به ده سال است که با خانواده به کالیفرنیا کوچ کرده بود و در «در‌مهر» کالیفرنیا به خویشکاری موبدی و برگزاری آیین‌های دینی می‌پرداخت.</description>
                <category>abofares hamdani</category>
                <author>abofares hamdani</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 06:29:57 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>