<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آکادمی راد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@academyrad</link>
        <description>رسالت آکادمی راد ایجاد بستری آنلاین از آموزش تا بازارکار می باشد.

https://academyrad.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 22:46:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2112261/avatar/OQSwYK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آکادمی راد</title>
            <link>https://virgool.io/@academyrad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مشتری مداری چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dk8pwoycycgd</link>
                <description>مشتری مداری چیست؟ ابتدا بهتر است تفاوت میان مشتری مداری و تجربه‎ مشتری  را بررسی کنیم. طبق اظهارات Joseph Michelli، «مشتری مداری یک تعهد یا استراتژی است که با به کارگیری آن موفقیت مشتری شما تضمین می‎ گردد. این در حالی است که تجربه‎ مشتری  مجموعه ‎ای از ادراکاتی است که حاصل کلیه‎ تعاملات مشتری با برند شما هستند.» به طور خلاصه می ‎توان گفت: مشتری مداری یک استراتژی است. حال آن که تجربه‎ مشتری  حاصل و نتیجه‎ کار است.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]مشتری مداری چیست؟این وجه تمایز بسیار حائز اهمیت است. چرا که، استراتژی مشتری مداری منجر به ایجاد تجربیاتی می‎ گردد که هر یک، بار معنایی خاصی را برای مشتری به همراه داشته و در تجربه‎ مشتری  ادغام می ‎شوند. به این معنا که کلیه‎ تعاملات مشتریان با برند شما تجربیاتی را در پی دارند که مجموع آن‎ها در گذر زمان، تجربه‎ مشتری  را ایجاد خواهند کرد.مشتری مداری چیست؟قبل از این‌که بخواهیم توضیح دهیم که مشتری مداری چیست؟ بهتر است جایگاه مشتری در کسب‌وکارها را شناسایی کنیم. همانگونه که می‌دانید هسته مرکزی فعالیت‌های هر کسب‌وکاری را مشتری تشکیل می‌دهد. بنابراین هر چقدر هم خلاق و نوآور باشیم اگر جایگاه مشتری را به خوبی نشناسیم، نمی‌توانیم با نیازسنجی صحیح مشتری، محصولات و خدمات مورد نیاز مشتری را ارائه کنیم. از این رو به احتمال زیاد دچار مشکل خواهیم شد.مشتری مداری در حقیقت یک رویکرد یا استراتژی است که بر اساس مدل کسب‌وکار اتخاذ می‌شود. در این رویکرد، مدیریت مجموعه و کارکنان بر روی نیازها و خواسته‌های مشتری تمرکز می‌کنند و بر اساس این نیازها، در عملکرد فعلی خود تغییراتی را اعمال می‌کنند. در برخی از موارد این تغییر جزئی است، اما گاهی تغییر اساسی و عملکردی نیاز است تا بتوانیم با خواست مشتری منطبق شده و برای او ارزش بیافرینیم.بریم بخونیم :  سفر مشتری چیست ؟اگر بخواهیم به صورت خلاصه تعریف کنیم که مشتری مداری چیست؟ می‌توانیم بگوییم مشتری مداری نوعی فرهنگ سازمانی است که با پیاده‌سازی آن، اعضای سازمان رفتارها و عملکردهایی از خودشان بروز می‌دهند که برای مشتریان ارزش آفرینی دارند.چرا مشتری مداری یکی از مهمترین ارکان یک کسب‌وکار است؟صرف نظر از سنتی یا مدرن بودن یک کسب‌وکار، توجه به خواست و نیاز مشتری در اولویت امور قرار دارد. زیرا مشتری پادشاه است و موفقیت کسب‌وکار بدون توجه به نیاز مشتری و تلاش برای پاسخ به او امکان‌پذیر نیست.به عنوان یک کسب‌وکار همواره باید به این نکته توجه داشته باشید که هر چه مشتریان راضی‌تر و خوشحال‌تری داشته باشید، تعداد مشتریان وفادارتان  بیش‌تر می‌شود و متعاقبا، آمار فروشتان بالا می‌رود. بنابراین آشنایی با اصول و فرهنگ مشتری مداری، یک معامله دو سر برد به شمار می‌رود. وقتی مشتری مداری به فرهنگ تبدیل شود، رشد و توسعه کسب‌وکار به سادگی میسر می‌شود.تفاوت مشتری مداری و خدمات ارائه شده به مشتریانمتاسفانه در کشور ما فرهنگ مشتری مداری آنچنان که می‌باید جا نیفتاده است. لذا در بسیاری از موارد مشتری مداری با خدمات ارائه شده به مشتری یکسان در نظر گرفته می‎شود. در حالی که خدمات ارائه شده به مشتری در حقیقت تعهداتی است که یک سازمان یا کسب‌وکار نسبت به مشتریان خود دارد. اما مشتری مداری پاسخ به نیازهای پنهان یا ناپیدای مشتری است. عمل به تعهدات را نباید با توجه به خواسته‌های مشتری در یک رده قرار داد.به عنوان مثال شما اتومبیلی را از یک کارخانه خودروسازی خریداری کرده‌اید و موقع تحویل گرفتن آن، کنترل کیفی بر روی تمامی قطعات انجام می‌شود. در چنین شرایطی، شما خدماتی را دریافت کرده‌اید که این کارخانه خودروسازی در قبال آن‌ها مسئول بوده‌ است. اما اگر شما بنا به علاقه شخصی خود تمایل دارید روکش خاصی بر روی صندلی‌ها نصب شود و مسئول فروش پیگیری‌های لازم را در این خصوص انجام می‌دهد، در حقیقت خدماتی را به شما ارائه می‌دهد که در راستای فرهنگ مشتری مداری این کارخانه است.تا به اینجا در مورد این‌که مشتری مداری چیست و چرا توجه به آن برای کسب‌وکارها اهمیت زیادی دارد به صورت مفصل صحبت کردیم. اما در مورد تکنیک‌ها و اصول مشتری مداری نکته‌ای را عنوان نکرده‌ایم. در این بخش قصد داریم نگاهی اجمالی به تکنیک‌های مشتری مداری بیندازیم.بنابراین، فرض کنیم که چهار استراتژی اصلی وجود دارند. این چهار استراتژی عبارتند از: مشتری مداری، قیمت مداری، محصول مداری، خدمات مداری. حال، بهتر است هر یک از این موارد را به طور خلاصه تعریف کنیم.بریم بخونیم :  گزاره فروش منحصر به فرد چیست؟زمانی که تمامی تصمیمات یک سازمان در جهت ارائه‎ بهترین خدمات ممکن در بازار مربوطه باشد، آن را مبتنی بر استراتژی خدمات مداری می‎ نامیم.در صورتی که کلیه‎ تصمیم گیری ‎های یک سازمان، حول محور ارائه و ایجاد بهترین محصول موجود در بازار بچرخد، آن را مبتنی بر محصول مداری می‎ دانیم.از طرف دیگر، سازمانی که بر اساس قیمت مداری عمل می ‎کند، تلاش خواهد کرد تا بهترین و معمولاً ارزان‎ترین قیمت ممکن را برای محصولات و خدمات خود در نظر بگیرد. در این جا، به فراخور بحث، استراتژی قیمت ‎مداری را معادل استراتژی فرآیند مداری خواهیم دانست. چرا که، ارائه‎ ارزان‎ ترین قیمت تنها با بهینه سازی فرآیندهای ساده امکان پذیر خواهد بود.در نهایت، استراتژی مشتری مداری یکی از مواردی است که بهترین پیامد ممکن را برای مشتری ایجاد می ‎کند.البته، واضح است که برای سودآور ماندن سازمان، لازم است کلیه‎ این استراتژی‎ها در متن کسب و کار در نظر گرفته شوند. بنابراین، در اغلب موارد استراتژی‎ های مذکور به صورت ترکیبی به کار رفته و به ندرت به صورت منفرد مورد استفاده قرار می ‎گیرند. البته، استراتژی قیمت مداری از این قاعده مستثنا است. شرکت ‎های Ryanair و Aldi و احتمالاً بسیاری موارد دیگر، گواه روشنی بر این مدعا هستند!تفاوت سه استراتژی نخست با مورد آخر در این است که تمرکز آن‎ها از درون به بیرون است. این در حالی است که استراتژی مشتری مداری از بیرون به درون تمرکز دارد. یعنی، ابتدا مشتریان و نیازهای آن‎ها را در نظر گرفته و سپس به محصول، قیمت و حتی خود سازمان توجه می ‎شود. این توجه نیز در جهت برآورده کردن نیازهای مشتریان یا ایجاد بهترین و بالاترین ارزش برای مشتریان است. لازم است دوباره تکرار کنیم که چنین عملکردی تنها در محدوده‎ سودآوری قابل توجیه است.تمام موارد یاد شده، تجربیاتی را به دنبال دارند که خود، تجربه‎ مشتری  را ایجاد می‎ کنند. البته این تجربیات تفاوت عمده‎ ای با یکدیگر دارند.نوع تجربیات با ایجاد توقع و انتظار رابطه‎ مستقیمی دارد. یعنی، اگر انتظار یک تجربه‎ ساده را داشته و دقیقاً همان را دریافت کنید، احتمال می ‎رود که راضی باشید. اگر توقع جسمی پوشیده از طلا را داشته و مس دریافت کنید، احتمالاً ناراضی خواهید بود. به علاوه، اگر انتظار داشته باشید که جسمی زر اندود دریافت کنید، احتمالاً تمایل خواهید داشت که برای به دست آوردن آن مسیر طولانی ‎تری را بپیمائید. در واقع، چنین طی طریقی می ‎تواند بخشی از تجربه‎ مثبت و منحصر به فرد شما به شمار آید.بریم بخونیم :  فروش منحصر به فرد USP چیست؟این، همان جایی است که مدل ساده شده‎ هرم انتظارات مازلو کارایی خود را نشان می‎ دهد.تمرکز صرف بر قیمت، تنها انتظارات پایه را برآورده خواهد ساخت. چنین عملکردی، برای مشتری هیچ آرایه و هیچ سهولت واقعی را در پی نداشته و مسلماً او را به شدت تحت تاثیر قرار نخواهد داد.استراتژی محصول و خصوصاً استراتژی خدمات این توانایی را دارند که سهولت بیشتری ایجاد نمایند. به این ترتیب، ارزش مشتری افزایش یافته و به تَبَع آن، تجربه‎ مشتری  نیز ارتقاء می ‎یابد (البته اگر همه‎ کارها درست انجام شوند). به علاوه، استراتژی‎ های مبتنی بر مشتری مداری شرایطی ایجاد می ‎کنند که ممکن است بتوانند مشتریان را تحت تاثیر قرار دهند. توجه داشته باشید که تنها ممکن است چنین شود و هیچ تضمینی در کار نیست!برای نیل به چنین مقصودی، لازم است تا رویکرد مبتنی بر مشتری مداری، تمام عناصر استراتژی ‎های دیگر را گردآوری نموده و در خود ادغام کند. لازم است که تمام جنبه‎ های چرخه‎ عمر مشتری از نقطه نظر مشتریان مورد بررسی قرار گرفته و سازمان هم بر همین مبنا ایجاد گردد. در غیر این صورت، مشتری مداری غیر ممکن خواهد بود.در نهایت، چنین استدلال می ‎کنیم که تنها به کارگیری استراتژی مشتری مداری موجب ایجاد مشتریانی وفادار شده و سایر استراتژی ‎ها نیز در خدمت این رویکرد قرار دارند.مروزه، حجم بالا و سرعت تبادل اطلاعات مرتبط با مشتری، سازمان ‎ها را غرق در خود ساخته است. در ضمن، مسئله این است که برخی سازمان ‎ها برای دسته بندی و توصیف مشتریان خود، فناوری و نظام یکپارچه ‎ای نداشته و برخی دیگر از آن‎ها فاقد قابلیت ‎های اجرایی لازم برای شخصی سازی ارتباطات و تجربیات هستند.اما، رایج ‎ترین و شاید بزرگترین مانع بر سر راه عملکرد مبتنی بر مشتری مداری، در اصل، فقدان فرهنگ مشتری مداری سازمانی است. هنوز هم بیشتر سازمان‎ ها غالباً بر مبنای تمرکز بر محصول و فروش عمل می‎ نمایند. به این ترتیب، مشتری مداری تنها در بخش‎ های خاصی از قبیل بازاریابی، در اولویت قرار می ‎گیرد. برای پیاده سازی و اجرای یک استراتژی مشتری مداری، سازمان باید دارای فرهنگی هماهنگ با این مسئله باشد. در ضمن، برای انجام چنین کاری، ضروری است رهبران و مدیرانی به کار گمارده شوند که لزوم چنین طرز تفکر و ارزش ‎های آن را در کارکنان خود ترویج می ‎دهند.برای ایجاد فرهنگ مبتنی بر مشتری مداری لازم است مدیران و صاحبان مشاغل، نکات زیر را در نظر داشته و بر اساس آن عمل کنند:بریم بخونیم :  سئو کلاه سفید چیست؟۱. همدلی با مشتری:واژه‎ همدلی از جمله عباراتی تکراری است که با وجود آهنگ دل‎پذیری که دارد، کم‎تر سازمانی از معنای واقعی آن با خبر بوده و آن را به کار می ‎بندد. همدلی با مشتری، در اصل، عبارت است از توانایی تشخیص نیازهای عاطفی مشتری و درک دلایل وجود آن‎ها و البته، پاسخ‎گویی مناسب و کارآمد به این نیازها. در ضمن، لازم است بدانید که چنین رویکردی کاملاً نادر است!مطالعات شرکت PwC حاکی از آن است که تنها ۳۸ درصد از مصرف کنندگان آمریکایی اظهار می‎ کنند که کارکنان سازمان ‎ها بر پایه‎ درک نیازهای مشتریان با آنان به تعامل پرداخته‎ اند.برای ایجاد همدلی به عنوان ارزشی جهانی و عاملی موثر در عملکرد سازمان‎ ها، لازم است مدیران تنها به شعار دادن اکتفا نکرده و آن را سرلوحه کار خود قرار دهند. شرکت  Slack یکی از شرکت های ارائه کننده نرم افزارهای ارتباطی برای تیم های کاری سات است که شعار همدلی را عملی کرده است.کارکنان این سازمان، زمان زیادی را صرف مطالعه‎ پیام ‎ها و دیدگاه‎ های مشتریان و بررسی آن‎ها می‎ کنند تا قادر به درک خواسته ‎ها و نیازهای مشتریان باشند. کارشناسان بخش پشتیبانی این شرکت، به گونه ‎ای تعلیم دیده‎ اند تا در مورد مشتریانی که کمک دریافت می ‎کنند، تحقیق نموده و برای آنان تصویر و هویت خاصی ایجاد کرده و به این ترتیب، به آنها کمک کنند تا از نحوه‎ به کارگیری خدمات Slack درک بهتری داشته باشند. این شرکت برای بخش پشتیبانی خود همواره در جستجوی افرادی است که بتوانند با استفاده از نگارش کلمات، همدلی خود را ابراز نمایند. به علاوه، سازمان به هیچ عنوان اجازه نمی‎ دهد که پاسخ‎ های ارائه شده، تکراری و تقلید از واکنش ‎های پیشین باشد.علاوه بر این شرکت Slack، برای شرکای تجاری خود که اپلیکیشن‎ هایشان را از طریق  پلتفرم Slack توسعه می دهند، الگوهایی کاربردی ارائه می دهد تا آنها هم بتوانند از این طریق با مشتریان ابراز همدلی کنند.۲. استخدام نیروهای آشنا با فرهنگ مشتری :لازم است سازمان‎ ها از ابتدای تعامل با کارمندان بالقوه، مشتریان و نیازهای آن‎ها را در نظر گرفته و توجه به این موارد را در اولویت کار خود قرار دهد. در شرکت تولید کننده‎ پلتفرم مدیریت شبکه‎ های اجتماعی Hootsuite ، بخش‎ های بازاریابی و منابع انسانی در انجام امور یاد شده با یکدیگر مشارکت می ‎کنند. یعنی، از مدیران خواسته شده تا در طی روند مصاحبه‎ استخدامی از تمام کاندیداهای کلیه موقعیت ‎های شغلی سوالاتی برای سنجش میزان مشتری مداری آن‎ها به عمل آید. معاون امور مشتریان این سازمان تشریح می ‎کند که انجام این کار، نه تنها به ارزیابی کاندیداها و اطمینان از هماهنگی آن‎ها با تفکر مشتری مداری، کمک می‎ کند، بلکه درباره‎ اهمیت تجربه‎ مشتری (CX) و جایگاه و لزوم توجه به آن در کلیه‎ سطوح مدیریتی و نیروهای تازه وارد این سازمان، پیام روشنی را به آنها انتقال می ‎دهد.بریم بخونیم :  کارآفرینی چیست؟۳. دسترسی تمام کارکنان به سوابق تعاملات مشتریان:برای این که کارمندان بتوانند خود را با نگرش مشتری مداری هماهنگ سازند، لازم است تا همه آنها انتظارات، خواسته ها و نیازهای مشتریان سازمان را درک نمایند. برای مثال، شرکت Adobe Systems، دیدگاه‎ های مشتریان را در دسترس تمامی کارکنان خود قرار داده است. یعنی دسترسی به بازخوردهای مشتریان را فقط به  بخش‎ های فروش و بازاریابی محدود نکرده و بستری فراهم نموده تا تمامی دپارتمان ‎ها به طور مجزا به کلیه سوابق تعاملات مشتریان دسترسی داشته باشند.این سازمان، برای سهولت درک بینش مشتری، بخش جدیدی ایجاد نموده که ترکیبی از تیم‎ های امور مشتریان و تجربه‎ کارکنان است. این بخش دارای ایستگاه ‎های صوتی است که کارمندان می‎ توانند با مراجعه به آن به صورت آنلاین یا در یکی از دفاتر Adobe تماس‎ های مشتریان را گوش کنند. در ضمن، در کلیه‎ جلسات عمومی، مدیران گزارش کاملی از آخرین استراتژی های تجربه‎ مشتری (CX) سازمان را در اختیار همگان قرار داده و کارمندان خود را در جریان آخرین امور قرار می دهند.۴.سهولت تعامل مستقیم با مشتریان:لازم است سازمان ‎ها روش‎ هایی را در نظر بگیرند تا کارمندان، حتی کارکنان بخش ‎های بَک آفیس نیز بتوانند با مشتریان شرکت به طور مستقیم و بی‎واسطه تعامل داشته باشند. به این ترتیب، نهایتاً می ‎توان گفت که هر یک از کارکنان به سهم خود و به شکلی مستقیم یا غیر مستقیم بر تجربه‎ مشتری (CX) تاثیر خواهد گذاشت.بنابراین، تک تک کارکنان می‎ توانند از مزایای تعامل با مشتریان بهره مند شده و در جهت درک بهتر آن‎ها و آگاهی از موفقیت‎ ها و چالش‎ های‎شان حرکت کنند.شرکت Airbnb عبارت میزبان را به افرادی اطلاق می ‎کند که توسط این سازمان منزل خود را اجاره داده و در زمره‎ مشتریان شرکت، به حساب می ‎آیند. بنابراین، کارکنان خود را ملزم می ‎کند تا در طول سفرهای تفریحی یا کاری در اقامتگاه‎های اجاره ‎ای Airbnb توقف نموده و به این ترتیب، تعامل میان میزبانان و کارکنان را امکان پذیر می‎ نماید. به علاوه، هنگام برگزاری جلسات و کنفرانس‎ ها در دفتر مرکزی Airbnb، این سازمان از کارکنان خود می‎ خواهد تا به میزبانان اجازه دهند که در محل زندگی آن‎ها اقامت داشته باشند. هم‎چنین، کارکنان و میزبانان در کنار یکدیگر در رویدادهای سالیانه شرکت می‎ کنند تا با هم در مورد تجربیات سال گذشته و طرح ‎های آتی گفتگو کنند.احتمالاً، اغلب الگو‎های کسب و کار سازمان‎ ها، تماس مستقیم مشتری و کارکنان به سبک Airbnb را جایز نمی ‎دانند. با این حال، مدیران همچنان می‎ توانند به کارمندان خود اجازه دهند تا بر تماس ‎های بخش فروش و پشتیبانی و قرار ملاقات‎ های مشتریان دسترسی داشته و در رویدادهایی از قبیل جلسات مشاوره و کنفرانس ‎های آموزشی شرکت کنند تا به درک صحیحی از بینش مشتری برسند.بریم بخونیم :  چرا اندازه گیری محتوا انجام دهیم؟۵.ایجاد ارتباط بین عملکرد کارکنان و فرهنگ مشتری:اگر مدیران از نحوه‎ عملکرد خود و تاثیر آن بر فرهنگ مشتری مداری و نتایجی که از آن حاصل خواهد شد اطلاع کافی داشته باشند، انگیزه و ابزارهای لازم را برای ترویج چنین فرهنگی در اختیار خواهند داشت. بنابراین، سازمان‎ ها باید اطمینان داشته باشند که بین عملکرد کارکنان و نتایج فرهنگ مشتری مداری ارتباط برقرار نموده و آن را به طور مداوم دنبال می ‎کنند. به گفته ‎ Dian Gherson، مدیر بخش منابع انسانی شرکت IBM، دو سوم نتایج مثبت مرتبط با تجربه مشتری (CX) این سازمان ناشی از مشارکت کارکنان است.به این ترتیب، اثبات می ‎گردد که اگر کارمندان، احساس خوبی نسبت به IBM داشته باشند، این حس به مشتریان نیز انتقال خواهد یافت.شرکت Temkin Group یک موسسه‎ مشاوره در زمینه‎ تجربه‎ مشتری (CX) است. این موسسه، مدلی را ارائه داده که تاثیر بهبود تجربه‎ مشتری (CX) بر درآمد را در صنایع مختلف تخمین می ‎زند. بر اساس محاسبات انجام شده توسط این شرکت، یک شرکت یک میلیارد دلاری می ‎تواند در طول سه سال و از طریق اعمال بهبود و پیشرفت در زمینه‎ کاهش زمان انتظار مشتری یا ایجاد سهولت در امر معاملات، به طور متوسط سودی معادل ۷۷۵ میلیارد دلار را به جیب بزند!۶.جبران خسارات مشتری:سازمان ها باید از طریق برنامه‎ مربوط به جبران خسارت و پرداخت غرامت، فرهنگ مشتری مداری را تقویت نمایند. به عقیده ‎ Donna Morris یکی از کارکنان عالی‎ رتبه‎ شرکت Adobe، لازم است کارمندان قاعده‎ بازی را فراگرفته و ریسک پذیر باشند. او می‎ گوید، برای کارمندانی که از انتظارات شرکت مبنی بر اتخاذ نگرش مشتری مداری اطلاع دارند، وجود روحیه‎ ریسک پذیر امری الزامی است.بنابراین، شرکت Adobe یک برنامه‎ جبران خسارت و پرداخت غرامت از طرف کارکنان به مشتریان را پیاده نموده است. طرح انگیزشی نقدی کوتاه مدت این سازمان، معرف نگرش غالب بر این شرکت و علامت آن است که موفقیت مشتری و حفظ او را بر کسب درآمد بیشتر، ارجح می ‎دانند. این برنامه، نه تنها تعامل کارمندان با مشتریان را به شیوه‎ ای ملموس اجرایی کرده است، بلکه همگان را ملزم می‎ کند تا در راستای هدفی مشترک که همان پیاده سازی فرهنگ مشتری مداری در کلیه سطوح سازمان است، گام بردارند و به این ترتیب، پیاده سازی یک فرهنگ گسترده‎ سازمانی را ممکن می ‎سازد.رهبران و مدیران این سازمان، در کنار یکدیگر شناخت فرهنگ و استفاده از استراتژی مشتری مداری را آغاز نموده‎ اند. یک سازمان تنها زمانی می ‎تواند نگرشی مشتری-محور داشته باشد که فرهنگ و استراتژی مشتری مداری را به صورت همزمان به کار برد.تکنیک اول مشتری مداری : احترام به مشتریمهم‌ترین اصلی که در مشتری مداری باید مورد توجه قرار گیرد، اصل احترام به مشتری است. حقیقت این است که مشتری همواره انتظار دارد به نظراتش احترام گذاشته شود. بنابراین مسئول فروش یا ارتباط با مشتری هر کسب‌وکار باید با صبوری و احترام با مشتریان برخورد کند. در این میان ممکن است مشتری انتظارات نابه‌جایی نیز داشته باشد. اما حتی در این حالت نیز لازم است که با کمال احترام و ادب با مشتری برخورد شده و موضوع با حوصله و همدلی برایشان روشن شود.بریم بخونیم :  مدیریت استراتژیک کارآفرینی چیست ؟یکی از اصلی‌ترین دلایلی که باعث ایجاد مشتریان ناراضی می‌شود، عدم دریافت احترام مورد انتظارشان است. زیرا در برخی از کسب‌وکارها امکان ارائه نظرات مخالف و انتقاد برای مشتریان فراهم نیست. از این رو هر گونه انتقاد با بی‌احترامی مواجه می‌شود. همین امر نیز باعث ایجاد ذهنیت منفی در مشتری می‌شود.برای مثال یک کسب‌وکار اینترنتی را تصور کنید که با دریافت عکس از مشتری تابلوی مربوط به آن عکس را تهیه می‌کند. مشتری شما ممکن است این تابلو را برای مناسبت خاصی تدارک دیده باشد و با تصور این‌که تا زمان مقرر به دستش خواهد رسید، سفارش خود را ثبت کند. اما به هر دلیلی ممکن است این سفارش یک روز دیرتر به دستش برسد. طبیعتا مشتری از این تاخیر آزرده خاطر شده است و برای پیگیری سفارش خود با مسئول فروش تماس می‌گیرد. در این مرحله مسئول فروش باید با احترام کامل و لحنی آرام و ملایم به پیگیری مشکلات بپردازد.تکنیک دوم مشتری مداری: آموزش کارکنانکارکنان و کارمندان اصلی‌ترین بخش یک سازمان یا کسب‌وکار هستند. بنابراین کسب دانش و آموزش کارکنان طبق اصول مشتری مداری یکی از مهم‌ترین نکاتی است که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد.ارائه آموزش‌های مورد نیاز به کارمندان یکی از راه‌های شناسایی سازمان‌های مشتری مدار است. چرا که این مدل از کسب‌وکارها تمایل دارند کارمندانشان در برخورد با مشتری به صحیح‌ترین شکل ممکن رفتار کنند. البته آموزش کارکنان تنها محدود به آموزش‌های مربوط به مشتری مداری نیست. ارائه آموزش‌های مربوط به حوزه‌های مختلف ارائه خدمات و فروش محصول از بازاریابی، برندسازی، فروش و ارائه خدمات پس از فروش گرفته تا پیگیری و ثبت سفارشات و مشتری مداری به کارمندان از جمله مواردی هستند که می‌توانند در پیشبرد اهداف سازمان موثر باشند.تکنیک سوم مشتری مداری: همدلی با مشتریهمدلی با مشتریان سبب می‌شود که احساس بهتری نسبت به کسب‌وکار ارائه دهنده خدمات داشته باشند. بنابراین هر چه برخورد کارمندان با مشتریان صمیمی باشد و بیش‌تر به احساسات مشتری توجه کنند، بیش‌تر حس همدلی را در آن‌ها ایجاد می‌کنند.برای درک این موضوع فردی را تصور کنید که قصد دارد یک پکیج آموزشی برای فرزند خود تهیه کند. حساسیت او نسبت به آموزش صحیح فرزند و شیوه آموزشی مورد استفاده برای تعلیم فرزندش، ممکن است حس تنش و اضطراب در وی ایجاد کند. لذا احتمالا مسئول ارتباط با مشتری با سوالات مختلف و عجیبی مواجه می‌شود.در این حالت اگر لحن و برخورد مسئول ارتباط با مشتری به نوعی در وی اطمینان ایجاد کند و تنش او را کاهش دهد، موفق عمل کرده است. در غیر این صورت مشتری بدون تصمیم به خرید مکالمه را ترک خواهد کرد. در ادامه یک نمونه مکالمه مسئول ارتباط با مشتری را برای درک دقیق‌تر موضوع برای شما آورده‌ایم.بریم بخونیم :   تست ایده چیست ؟مشتری: من مطمئن باشم که پکیج آموزشی شما برای رده سنی دختر من مناسب است؟مسئول ارتباط با مشتری: نگرانی شما کاملا قابل درک است خانم عزیز! من به شما اطمینان می‌دهم که مجموعه ما با استفاده از متد آموزشی مدرن و جدیدترین الگوریتم‌های آموزشی دقیقا برای هم سن و سالان دختر شما طراحی شده است. از طرفی من در خدمت شما هستم و حتی اگر بعد از خرید پکیج سوال یا موردی پیش آمد، می‌تونین با من در ارتباط باشین. داخلی بنده ۲۲۲ است.این جملات با ایجاد حس همدلی به مخاطب او را تشویق می‌کند تا با اطمینان بیش‌تری خرید خود را نهایی کند.تکنیک چهارم مشتری مداری: تعامل سازنده با مشتریمسئول ارتباط با مشتری بیش‌ترین تعامل را با مشتری دارد. بنابراین مهم‌ترین نقش را در تیم فروش کسب‌وکار ایفا می‌کند. در حقیقت این مسئول ارتباط با مشتری است که نقاط قوت و ضعف سازمان را از دید مشتری می‌بیند. بنابراین به راحتی می‌تواند اطلاعات به دست آمده از این تعاملات را با تیم طراحی و توسعه در میان بگذارد و به بهبود خدمات کمک کند. از این رو به راحتی می‌تواند درک کند که مشتری مداری چیست؟ و چه اصولی باید در آن رعایت شود.مسئول ارتباط با مشتری باید به صورت هدفمند با مشتریان وارد مذاکره شود و سعی کند انتظارات مشتری را از دل صحبت‌های او درک کند. سپس با طبقه‌بندی این اطلاعات به رشد سازمان کمک کند. ایجاد تعامل سازنده با مشتریان با یک تیر دو نشان می‌زند. اول این‌که نقاط قوت و ضعف را از دید مشتری استخراج می‌کند. از طرفی نیز با توجه به خواسته‌ها و انتظارات مشتری وفاداری بیش‌تری را در آن‌ها ایجاد می‌کند.تکنیک پنجم مشتری مداری: بهبود کیفیت محصولات و خدماتاصل مهمی که بخش طراحی و توسعه محصولات و خدمات همواره باید به آن توجه کنند، بهبود کیفیت به صورت گام به گام است. دریافت بازخوردهای مشتری بدون ایجاد تغییر و بهبود کیفیت پس از مدتی وجهه خوبی برای کسب‌وکار نخواهد داشت.این در حالی است که مشتری با مشاهده بهبود ارائه محصولات و خدمات حس می‌کند به انتظارات او پاسخ داده می‌شود. بنابراین هر روز بیش‌تر از قبل به آن اعتماد می‌کند. به این ترتیب اهداف مشتری مداری نیز به صورت غیر مستقیم پوشش داده می‌شود.به عنوان مثال فردی برای تولد فرزندش از یک فروشگاه اینترنتی تم تولد تهیه می‌کند. پس از تحویل گرفتن محصولات متوجه می‌شود که جنس کاغذ استفاده شده در کلاه تولد چندان باب میل او نیست. بنابراین با مسئول ارتباط با مشتری تماس می‌گیرد و نارضایتی خود را اعلام می‌کند.بریم بخونیم :  پرسونای مشتری چیست؟این مشتری انتظار دارد که در خرید بعدی خود کیفیت کلاه تولدی که خریداری می‌کند بهبود یابد. در غیر این صورت حس می‌کند که به درخواست او ترتیب اثر داده نشده است. بنابراین کسب‌وکارها باید بهبود کیفیت را به عنوان یک اصل مشتری مداری همواره مد نظر قرار داده و به آن توجه کنند.تکنیک ششم مشتری مداری: نیازسنجی مشتریانهمانگونه که پیش‌تر نیز به این موضوع اشاره شد، مشتری مداری پاسخ به نیازهای نامشخص مشتریان است. بنابراین نیازسنجی مداوم مشتریان و ارائه محصولات و خدماتی متنوع‌تر که در حال حاضر در مجموعه خدمات نیستند. اما در آینده‌ای نزدیک می‌توانند به نیازهای مشتریان پاسخ دهند، نمونه بارزی از یک رفتار مشتری مدارانه است.فروشگاهی را تصور کنید که در زمینه طراحی کادوهای مناسبتی فعالیت دارد. ممکن است مشتریان هنگام مراجعه به این فروشگاه، تزیین خاصی را برای آن در نظر بگیرند. چرا که قرار است این هدیه را به همراه گل تقدیم کنند. اینجاست که باید شمِّ نیازسنجی مشتری مسئول فروش فعال شود و به فکر طراحی باکس‌هایی باشند که با گل تزیین شده‌اند. به این ترتیب مشتریان رضایت بیش‌تری از خرید خود خواهند داشت.تکنیک هفتم مشتری مداری: جلب رضایت مشتریان ناراضیهر قدر هم که به عنوان یک مجموعه طراحی محصول و ارائه خدمات نوآور باشید، به هر حال مشتریان ناراضی خواهید داشت. زیرا در بسیاری از موارد پیش‌بینی انتظارات و نیازهای مشتریان آن‌قدرها هم ساده نیست. به علاوه در برخی موارد مشتریان نیز تصور ذهنی متفاوتی از خدمات شما دارند. همین امر هم باعث می‌شود که پس از دریافت خدمات یا خرید محصول ناراضی باشند.اما چیزی که بیش‌تر از هر چیزی حائز اهمیت است برخوردی است که شما با مشتریان ناراضی خود دارید. مدارا بهترین راهکار برخورد با مشتریان ناراضی است.البته همیشه هم حق با مشتری نیست! بنابراین با حفظ موازین می‌توانید هم به جلب رضایت مشتریان ناراضی خود بپردازید و هم از حقوق خود به عنوان یک کسب‌وکار دفاع کنید.ارائه کد تخفیف برای خریدهای بعدی و امکان تعویض طبق شرایط خاص از جمله مهمترین راهکارهایی است که می‌تواند منجر به جلب رضایت مشتریان شود.تکنیک هشتم مشتری مداری: دقت در ارائه خدماتعدم توجه کافی کسب‌وکارها به جزئیات مد نظر مشتریان، یکی از مهمترین دلایلی است که باعث می‌شود مشتریان ناراضی شکل بگیرند. در مقابل اعمال تک تک جزئیات و توجه به تمامی موارد از جمله رفتارهای مشتری مدارانه‌ای هستند که رضایت مشتریان را به همراه دارند.تصور کنید محصولی را به دلخواه خود سفارشی سازی می‌کنید و هنگام ثبت سفارش جزئیاتی را به مسئول ثبت سفارش گوشزد می‌کنید. اما موقع تحویل گرفتن سفارش خود متوجه می‌شوید که هیچ یک از این جزئیات اعمال نشده است. حتما این رفتار شما را آزرده خاطر خواهد کرد. زیرا حس می‌کنید مجموعه به نظرات شما ارزش قائل نبوده است. این در حالی است که وقتی می‌بینید تمامی جزئیات مد نظر شما بر روی سفارشتان اعمال شده است، مشتری مداری مجموعه را تحسین می‌کنید و حس می‌کنید برای شما ارزش زیادی قائل شده است.بریم بخونیم :  نوشتن پست مهمان چگونه است ؟تکنیک نهم مشتری مداری: داشتن استاندارد مشخصیکی از مهمترین اصول مشتری مداری تعریف بایدها و نبایدهاست. تعریف این بایدها و نبایدها سبب می‌شود که مشتری هنگام ارتباط با مجموعه با اطمینان بیش‌تری شما را همراهی کند. زیرا دید صحیحی از خدمات دریافتی خود کسب می‌کند و می‌داند که در مجموع محصول یا خدمات دریافتی‌اش مطابق با استانداردهای تعریف شده‌‌ای است.این استانداردها می‌تواند به شکل قوانین تدوین شده‌ای در سایت مجموعه یا بروشورها قرار گیرد. با این کار مشتریان اعتماد بیش‌تری به مجموعه خواهند داشت.تکنیک دهم مشتری مداری: ارزش آفرینی برای مشتریخدمات و محصولات ارائه شده یک مجموعه در صورتی می‌توانند نسبت به سایر رقبا پیشی بگیرند که برای مشتری ارزش‌آفرین باشند. ارزش آفرینی از دید مشتری می‌تواند کیفیت، خدمات انحصاری، همدلی و یا آن‌تایم بودن تعریف شده باشد. بنابراین در صورتی که مشتری حس کند خدمات ارائه شده برای یک مجموعه برای او ارزش‌آفرین است، استفاده از خدمات آن را در اولویت خود قرار خواهد داد. این اولویت نیز در حقیقت نمودی از مشتری مداری سازمان است.قانون طلایی مشتری مداری چیست ؟قانون طلایی مشتری مداری چیست؟ ” همیشه حق با مشتری است “. «پیتزا دومینو» که در آمریکا شهرت فراونی دارد، در تبلیغات خود استانداردهای خاصی را معرفی می کند با این مضمون که « پیتزای مجانی در صورت عدم تحویل به موقع » یک پیتزا فروشی دیگر نیز وجود دار دکه شعارش این است که « بخورید اگر خوشتان نیامد پولش را پرداخت نکنید » .اینها شعار نیست واقعیت های تمام عیاری است که امروزه سازمانها بر اساس آن همیشه حق را به مشتری داده اند.  مشتری در آمریکا و در بریتانیا ، سلطان و همه کاره است. در ژاپن ، پادشاه است و بالاخره در هند رئیس است . چرا رئیس است؟ برای این که رییس می تواند در هر لحظه که بخواهد شما را اخراج می کند . هرگاه از شما و از کارتان راضی نباشد ، شما را کنار می گذارد.”  عبارت «همیشه حق با مشتری است» را به لرد سنیزبری در بریتانیا نسبت می دهند اما گفته می شود که «جان وانامیکر» مالک یک فروشگاه بزرگ در فیلادلفیا نخستین کسی است که در دهه ۱۸۶۰ میلادی این عبارت را برای اولین بار به کار برده است”” همچنین عنوان شده است که : ؛ در اواخر قرن نوزدهم عبارت « مشتری پادشاه است The Customer is the king توسط جان نامیکر John Nomiker در آمریکا مطرح شد و مشتری مداری در بازار خرید و فروش رونق گرفت و مفهوم رضایت مشتری در مدیریت بازار جایگاه خاصی یافت”.بریم بخونیم :  پرسونای مشتری چیست؟گفنه می شود اصطلاح «مشتری پادشاه است» که برای اولین بار در کشور انگلستان مطرح شد مبنا را بر این دارد که مشتری مقام و رتبه و درجه و اهمیت فوق العاده ای دارد و همچنان که به پادشاه احترام می گذارید و خدمت می کنید بایستی به مشتری نیز خدمت کنیم و احترام بگذاریم.برای اینکه این اصطلاح بیشتر روشن شود مفهوم آن را می شکافیم. به طور کلی انگلیسی ها به پادشاه خود احترام خاص قائل هستند و همچنان که می بینیم نظام پادشاهی را تاکنون حفظ کرده اند و احتمالاً حفظ خواهند کرد. پادشاه و پادشاهی در نزد انگلیسی آنقدر اهمیت دارد که یکی از صاحب نظران می گوید تا سال ۲۰۲۰ فقط دو پادشاه در جهان باقی می ماند «یکی پادشاه انگلیس و دیگری پادشاه ورق پاسور».بهر حال منظور از اصطلاح «مشتری پادشاه است» این است که همچنانکه به پادشاه احترام قائل هستید و برای رضایت او از هر تلاشی دریغ نمی ورزید برای مشتری نیز بایستی احترام قائل باشید و برای رضایت او از هیچ تلاشی دست برندارید.در دهه های ۴۰ و ۱۳۵۰ که سازمانها و وزارتخانه در ایران شکل می گرفت اصطلاح «ارباب رجوع» مطرح شد تا بتواند گویای زبان حال اصطلاح «مشتری پادشاه است» باشد.مطرح شدن اصطلاح «ارباب رجوع» از آن باب بود که ایران در عصر ارباب و رعیتی به سر می برد و مردمان برای ارباب احترام و جایگاه خاص قائل بودند لذا اصطلاح ارباب رجوع به این معنی بود که همچنانکه به ارباب احترام قائل هستید به کسی که به سازمان شما مراجعه می کند احترام قائل باشید و برای رفع نیازهای او کوشا باشید.همیشه حق با مشتری است حتی اگر حق با مشتری نباشد به هر حال قانون طلایی مشتری مداری این است که همیشه حق با مشتری است حتی اگر حق با مشتری نباشد)به عبارتی دیگر ” مشتری مداری دو قانون بیشتر ندارد قانون اول اینکه همیشه حق با مشتری است و قانون دوم اینکه اگر حق با مشتری نباشد به قانون اول مراجعه کنید” اما چرا همیشه حق با مشتری است؟به نظر شما چه چیزی عامل این شده است که همیشه حق با مشتری باشد؟نیاز ما به مشتری؟اینکه بدون مشتری کار ما تعطیل است؟وبه راستی مشتری مداری چیست؟به نظر می رسد دلیل اساسی اینکه همیشه حق با مشتری است این است که نادانسته های مشتری درباره ما، کالای ما و سازمان ما بسیار زیاد است و لذا بواسطه نادانسته های مشتری همیشه حق با مشتری است.بریم بخونیم :  نوشتن پست مهمان چگونه است ؟اینکه حقوق کارکنان پرداخت نشده است ارتباطی به مشتری ندارد.اینکه کارکنان با یکدیگر هماهنگ نیستند به مشتری ارتباطی ندارد.اینکه مواد اولیه نرسیده است به مشتری ارتباطی ندارد.اینکه وام به شرکت شما تعلق نگرفته است به مشتری ارتباطی ندارد.اینکه مدیر سازمان توانمند نیست به مشتری ارتباطی ندارد و هزاران عیب و ایراد دیگر که ممکن است کیفیت خدمات و کارهای شما را پائین بیاورد و مشتری را با مشکلاتی روبرو سازد ارتباطی به مشتری ندارد.خلاصه مشتری مداری چیست؟” مشکلات درون سازمانی، ارتباطی به مشتری برون سازمانی ندارد. برای مثال پرسنل با کارآیی کم و بی انگیزه، ضایعات فراوان، دوباره کاری ها، گروه های غیر رسمی درون سازمانی و مسائلی مشابه که سازمانها را از درون در معرض تهدیدات جدی قرار می دهند، به مشتری برون سازمانی ارتباطی ندارد. در حقیقت مشتری برون سازمانی عموماً خواستار کیفیت، قیمت، تحویل به موقع، سهولت ارتباط، خدمات، ایمنی و انعطاف پذیری، می باشند”.ارسال شده توسط داود ستوده رادآموزش بازاریابی، آموزش تبلیغات، آموزش دیجیتال مارکتینگ، آموزش فروش و برندینگ، آموزش کارآفرینی اینترنتی، آموزش کسب و کاربرچسب ها: بازاریابی بازاریابی اینترنتی برندسازی دیجیتال مارکتینگ کارآفرینی کسب و کار کسب و کار اینترنتینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Tue, 16 Apr 2024 08:15:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جریان محتوا چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ccjk7vimpqzq</link>
                <description>جریان محتوا چیست؟ هر سایتی محتوایی تولید می‌کند و بازاریابان نیز از چالش‌های پیش روی خود به خوبی خبر دارند. اگر یک بازاریاب معمولی باشید شاید با اجرای کمپین‌ها و برنامه‌های مختلف سعی در نشان دادن محتوای خود و سر و صدا در فضای کسب و کار کنید، اما همه می‌دانیم چیزی که راحت به دست بیاید، راحت از دست می‌رود و این زمان است که ارزش یک چیز را مشخص می‌کند، به همین دلیل بازاریابان حرفه‌ای علاوه بر کمپین‌ها و برنامه‌های هیجان انگیز به فکر زمانی که خبری از کمپین نیست و باید مرحله‌ی گذر تا مرحله بعدی را بگذرانند، می‌افتند و برای این مرحله هم برنامه دارند.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]جریان محتوا دقیقاً چیست؟جریان محتوا ، حداقل در رابطه با استراتژی بازاریابی محتوا ، به نحوه جریان کلی کمپین بازاریابی محتوایی شما اشاره دارد. این است که چگونه هر قطعه محتوای تولید شده را با هم گره می زنید ، نحوه بازاریابی محتوای شما از قطعه به قطعه دیگر و حتی نحوه نمایش کل کمپین از بالا به پایین. جریان محتوا این است که همه چیز را جالب و متنوع نگه دارید بدون اینکه مخاطبان خود را در طول مسیر از دست بدهید.جریان محتوا مانند موسیقی استبسیاری از کارشناسان محتوا جریان محتوا در کمپین های بازاریابی را با ساخت موسیقی یکسان می دانند. دلیل خوبی برای این نامگذاری وجود دارد. مانند موسیقی ، اگر بیش از حد “صداها” (در این مورد ، انواع محتوا یا حتی موضوعات) را تکرار کنید ، محتوا به سرعت خشک و کهنه می شود.مردم از دیدن یک چیز بارها و بارها خسته می شوند و سرانجام سرگردان می شوند تا چیز جالب تری را بیابند.بریم بخونیم :  بک‌‌ لینک backlink چیست ؟نشانه هایی است که جریان محتوای شما در حال مبارزه استبنابراین ، چگونه می توانید بفهمید که جریان محتوای شما مشکل دارد؟ چند نشانه اصلی وجود دارد کمپین خود و آنچه ارسال می کنید را مرور کنید ؛ آیا همه آنها تقریباً یک موضوع هستند؟ آیا به سادگی وبلاگ را بعد از وبلاگ مرور می کنید؟ آیا شما فقط الگوهای رفتاری را در صفحه فیس بوک خود ارسال می کنید و هیچ چیز دیگری؟ این یک نشانه مطمئن است.راه دیگر برای تشخیص مشکل در محتوای محتوای سایت این است که به مرور نتایج خود را بررسی کنید. کاهش نرخ کلیک (CTR) ، تعاملات رسانه های اجتماعی و نرخ کلیک برای باز کردن (CTR) ممکن است به کاهش علاقه به محتوای شما اشاره کند. سعی کنید دقیقاً مشخص کنید که این نرخ ها کجا شروع به کاهش کرده اند ، و سپس با برنامه محتوای خود ، تعیین کنید که “جریان” کمپین شما از کجا رنج می برد.به نظرتان دلیل ماندگاری یک آهنگ کلاسیک چیست؟ هنگامی که بعد از سال‌ها، کارهای بتهوون و موتزارت را می‌شنوید هنوز هم آن شکوه و بزرگی را حس می‌کنید و به سرعت جذب این موسیقی می‌شوید. شاید دلیلش اوج و فرودی باشد که این موسیقی‌دانان در موسیقی و کارهای شاهکار خود رعایت می‌کنند و نمی‌گذارند در طول شنیدن یک موسیقی ۵ تا ۱۰ دقیقه‌ای یا حتی با زمان بیشتر خسته شوید. در بازاریابی محتوا نیز به همین صورت است. مخاطب به آرامی با شما همراه می‌شود و منتظر نقطه اوج و نواختن نت‌های بالا از طرف شماست، وقتی نقطه‌ی اوج را اجرا کردید باید دوباره جریان را آرام کنید و آن‌ها را منتظر نقطه‌ی اوج و نت‌های بالای بعدی بگذارید.این چرخه که مانند یک ملودی، تکرار می‌شود را شاید بتوانیم جریان محتوا (Content Flow) بنامیم. جایی که یک بازاریاب محتوا باید بداند چه زمان شروع به اجرای نت‌های بالا (ایجاد کمپین‌های خلاقانه و هیجان‌انگیز) کند و چه زمان جریان را آرام کند و با مردم همراه شود. جریان محتوا یک ملودی برای استراتژی محتوا شماست که در حال حاضر به خوبی عمل نمی‌کنند. در این بخش می‌خواهیم با جریان محتوا بیشتر آشنا بشویم و ببینیم چه نقشی در ماندگاری سازمان‌ها و کسب و کارها دارد.جریان محتوا چیست؟وقتی موسیقی اجرا می‌شود نقاط اوج باید به وسیله‌ی ادوات دیگری به هم متصل شوند، به همین دلیل با نت‌های آرام این قطعی ارتباط نت‌های بالا با هم را برطرف می‌کنیم. پاسخ به این قطعی ارتباط را می‌توان جریان یا پویایی نام گذاشت. در بازاریابی محتوا نیز به همین گونه است و این قطعی بین برنامه‌ها و محتواهای بسیار خوب‌مان را با دیگر چیزها پر خواهیم کرد که به آن جریان محتوا یا پویایی محتوا می‌گوییم.“کل مجموعه از تعداد قطعاتی که در آن استفاده می‌شود بزرگ‌تر است.” – ارسطواین نقل قول از ارسطو، به صورت فصیح ارزش واقعی استراتژی محتوا را بیان می‌کند. استراتژی بازاریابی محتوای شما صدها یا هزاران داستان مرتبط نیست. آن یک داستان با صحنه های زیاد است. دقیقا مانند یک فیلم به کارگردانی کویینتین تارانتینو یا مارتین اسکورسیزی. یک فیلمنامه کامل که شامل سکانس‌های مختلف است. به همین دلیل راه ایجاد هر نوع ارتباط طولانی مدت با مخاطبان شما، ایجاد تغییر در استراتژی محتوا و اتصال آن دسته از کمپین‌ها یا قطعات مهم با هم با استفاده از قطعات کوچک‌تر است. شاید قطعات لگو را دیده باشید که در کودکی با آن‌ها خانه‌سازی می‌کردیم. هر لگو که با اشکال مختلف است، یک قطعه از چیز بزرگ‌تری است که ما می‌سازیم. می‌تواند یک خانه باشد یا یک اکشن فیگور از آیرون من!بریم بخونیم :  آموزش رایگان کپی رایتینگ چگونه است؟بهترین راه برای تجسم این مثال در محتوا، تصور کردن محتواهایی که روزانه منتشر می‌کنید، به عنوان نت‌های آرام (زمزمه) که باعث می‌شود کمپین‌های شما (نت‌های بالا یا فریاد) که در حال اجراست، زنده و همیشگی بمانند تا یک موسیقی کامل یا یک فیلم با کشمکش‌ و گره‌هایش ایجاد شود.جریان محتوا یک موسیقی یا فیلمنامه است!برای درک چگونگی ایجاد تنوع در هر استراتژی خوب برای محتوا، باید لحظه‌ای به دنبال برخی از بزرگ‌ترین سازندگان محتوا باشیم که هنوز هم در میان مردم زنده هستند؛ آهنگ‌سازان موسیقی کلاسیک که استادان مفهوم “زمزمه” و “فریاد” هستند.به هر قطعه “عالی” که گوش دهید، بلافاصله متوجه خواهید شد که دوره‌های آرام‌تری دارد و به دنبال آن دوره‌های بلندتر و بزرگی نیز وجود دارند. این چیزی است که باعث پویایی و ایجاد یک سفر جذاب از طریق ترکیب پستی و بلندی برای مخاطب می‌شود. به وضوح می‌شود در عکس طول موج صوتی چنین قطعاتی این مسأله را ببینیم. در زیر یک ترکیب موج صوتی از بتهوون وجود دارد که دارای نقاط زمزمه و فریاد است. به همین دلیل است که آهنگ‌های کلاسیک می‌توانند برای مدت طولانی ادامه پیدا کنند، بدون این‌که علاقه مخاطبان‌شان را از دست بدهند.اگر این موج صوتی یک استراتژی محتوا یا یک برنامه ویرایشی و تحریریه‌ای باشد، “قله‌ها (اوج)” ایده‌های تبلیغاتی و کمپین‌های بزرگ هستند، در حالی که “فرورفتگی‌ها” همان محتوای روزانه هستند که ایده‌های بزرگ شما را با هم به روشی یک‌پارچه و جذاب می‎چسبانند. نتیجه‌ی آن یک ترکیب منسجم است که به کاربر اجازه می‌دهد طیف کاملی از استراتژی بازاریابی محتوای شما را حس کند و هنوز هم آن را به عنوان یک داستان کامل و کلی تجربه کند.استفاده از جریان محتوا و پویایی محتوابا توجه به این‌که اکنون می‌دانیم که جریان محتوا در زمینه موسیقی چگونه کار می‌کند، اکنون باید ببینیم که چگونه می‌توان این اصول مهم را در بازاریابی محتوا به کار برد. اولین قدم برای ایجاد جریان مناسب مطالب در درک اهمیت آن است، اما مرحله دوم در برنامه‌ریزی و سنجش کار خود شماست.برای انجام این کار، باید در ابتدا، با فرآیند ایده پردازی شروع کنید. در اینجا داشتن یک فرآیند صحیح برای به وجود آوردن ایده‌هایی که به صورت مداوم و کافی از ایده‌های مناسب و متناسب با مفهوم “اوج” و “فرورفتگی” تولید شوند بسیار مهم است. حال بیایید ادامه فرآیند را بررسی کنیم.برنامه تحریریه‌ای و ویرایشی را بسازیدهنگامی که از جلسات طوفان مغزی، ایده‌های کافی دارید، مرحله بعدی شروع به “درجه بندی” آن‌ها به ایده‌های “کوچک”، “متوسط” یا “بزرگ” است. شما می‌توانید این کار را به صورت دستی انجام دهید یا از ابزار رایگان و جدید Zankle Media Content Flow Generator استفاده کنید.بریم بخونیم :  کپی رایتینگ Copywriting چیست ؟روش دستی ایجاد برنامه تحریریه‌ای و جریان محتواپس از به دست آوردن لیست اولیه ایده‌های خود، باید آن‌ها را در یک ستون اکسل یا گوگل شیت ساده ذکر کنید. ستون بعدی باید درجه اهمیت ایده‌تان باشد. ستون بعدی مقدار زمان و منبع ایجاد هر ایده است. هدف از این کار ایجاد و ترسیم یک نمودار است مانند یک موج صوتی!مرحله بعدی این است که تاریخ‌های انتشار پیشنهادی را ترسیم کنید، در آخر از آن یک نمودار بگیرید و جریان محتوای خود را ببینید. به همین راحتی!البته، شما باید بدانید که به دنبال چه چیزی هستید تا بتوانید برنامه محتوای اولیه که تهیه کردید را بررسی کنید. به زبان ساده، هیچ شکل و الگوی مشخص و کاملی برای جریان محتوا وجود ندارد چون هر شغل دارای اهداف مختلفی است، اما هر زمان که شک کردید جریان محتوایی شما درست است، می‌توانید به مثال قطعات کلاسیک بازگردید و ببینید آیا ایده‌های شما با محتواهای روزانه‌تان یک جریان محتوایی خوب را که بیننده را جذب و همراه خود کند، دارد یا خیر! باید مطمئن شوید که در یک موسیقی قطعات بزرگ یا همان اوج‌ها به صورت مساوی و خوب در کل قطعه پخش باشد، تا مخاطب همیشه منتظر ایده‌ها و برنامه‌هایی برای غافلگیری‌شان از طرف شما باشد.معمولا بهترین مثال برای ایجاد یک جریان محتوایی موفق مجلاتی هستند که اشتراک‌های بلندمدت چند ساله می‌فروشند. تیم محتوایی و تحریریه آن‌ها به خوبی می‌دانند باید برای مدت طولانی مخاطب خود را متعجب و راضی نگه‌دارند و آن‌ها را هر سری درگیر مطالب خود کنند. به همین دلیل اگر مجله‌ای درباره زنان باشند، می‌دانند مخاطبانشان کسانی هستند که می‌خواهند بدن خود را بهبود بخشند یا می‌خواهند ذهن خود را بهبود بخشند و یا می خواهند دوست‌داران بهتری داشته باشند.تیم تحریریه این مجله می‌داند که باید جزئیات را به خوبی درک کنند و از همه عناصر استفاده کنند تا خواننده‌ی خود را سرگرم کنند. این کار به صورت تصادفی اتفاق نمی‌افتد بلکه با فرآیند ایجاد پرسونا شروع می‌شود تا مجموعه علاقه‌های کلیدی مخاطبان را تقسیم کنند. سپس آن‌ها تمام موارد را در ستون‌های محتوایی و مطالب خود می‌آورند. سپس این مفاهیم به صورت ماهیانه در برنامه تحریریه پوشش داده می‌شوند و نحوه پوشش هر موضوع اصلی و زمانی که ارائه می‌شوند متفاوت خواهد بود.بنابراین، در ماه اول، مفهوم “بهبود بدن” به صورت طولانی پوشش داده می‌شود و محتواهایی با موضوع “کم کردن وزن” یا “علم رشد عضلات” تولید می‌شود، در حالی که در ماه آینده ممکن است بسیار کم به این موضوع بپردازند و مفهوم “عشق” گل‌درشت‌تر باشد. اینگونه یک جریان محتوا ایجاد می‌شود.بریم بخونیم :  بازاریابی قیف محتوا چیست ؟نوشتن محتوا برای تمام دستگاه‌هاحال که جریان محتوایی ایجاد کردید باید بدانید که امروزه مردم در دستگاه‌های مختلفی مانند لپ‌تاپ، موبایل و تبلت له محتواهای شما دسترسی دارند. به همین دلیل باید برنامه‌هایی نیز برای این دستگاه‌ها هم داشته باشید. برای مثال ستون‌های محتوایی و صفححات خود را با قابلیت ریسپانسیو بسازید یا صفحات را به AMP مجهز کنید تا در کمترین زمان بتوانید مطالبی که مخاطبان‌تان به آن‌ها علاقه‌مندند به آن‌ها برسانید.برنامه نهایی جریان محتواییمانند هر چیز دیجیتالی، هیچ الگوی ایده‌آلی وجود ندارد که بگوییم باید شبیه به آن باشید تا برندتان را به همه بشناسید و مخاطب را درگیر محتواهایتان کنید، اما با استفاده از یک برنامه خوب و جریان محتوا می‌توانید هر چه بیشتر مخاطبان را سرگرم کنید تا مدت طولانی همراه شما باشند. از این رو می‌توانید برای استراتژی محتوا و جریان محتوایی خود از این ۶ مرحله استفاده کنید.مراحل ساخت جریان محتوا۶ مرحله برای استراتژی محتوا و جریان محتوایی وب‌سایت‌تان می‌توانید انجام دهید که عبارتند از:برای ایجاد پرسوناهای اصلی خود، از اطلاعات و داده‌های بسیار زیادی استفاده کنید.برای اطمینان از ایجاد ایده‌هایی که نیاز پرسوناهای شما را برطرف کنند، از فرآیند سازمان‌دهی محتوا، مانند تم محتوایی استفاده کنید.داده‌ها و ایده‌هایتان را در یک برنامه و استراتژی محتوایی ببرید و برایش تقویم ایجاد کنید.پس از ایجاد محتواهای خود، یک جریان محتوایی ایجاد کنید و آن را بازبینی و بررسی کنید.استراتژی و جریان محتوا را در طی یک دوره شش ماهه اجرا کنید و سپس بر اساس تغییراتی که در معیارهای کلیدی خود مانند نرخ پرش، بازگشت مخاطبان به سایت، زمان حضور در سایت و… مشاهده و بررسی کنید.تغییر و تکرار کنید، دائماً به دنبال نقاط اوج و فرود مناسب برای مخاطبان و اهداف تجاری باشید.چگونه با جریان محتوا نرخ تبدیل را افزایش می دهد؟رضایت شرکت ها از نرخ تبدیلشان در طول ۴ سال پیش کاهش پیدا کرده است! بر طبق آمار، تنها ۲۲ درصد از شرکت ها از نرخ تبدیل خود راضی هستند.رسیدن به نرخ تبدیل خوب راه مناسبی برای برگشت سرمایه در بازاریابی میباشد و برای موفق شدن باید ابتدا بر روی مفاهیم پایه ای کار کنید مانند بازاریابی ایمیلی و بازاریابی محتوا.برای افزایش نرخ تبذیل با جریان محتوا راه های زیر را پیشنهاد می کنیم:۱. برای محتوای خود از مشتریانتان ایده بگیرید.هر بخش از محتوا که در سایت خود قرار میدهید باید کاملاً مفید بوده و جوابگوی نیاز کاربر باشد تا بتواند باعث افزایش نرخ تبدیل شود. بهترین راه برای رسیدن به این هدف، ایجاد محتوایی است که مورد نیاز کاربر میباشد.پس مطالبی که کاربرانتان علاقه به خواندنشان دارند را پیدا کنید.بریم بخونیم :  بازاریابی محتوایی دیجیتال چیست ؟از راه های زیر میتوانید ایده هایی جریان محتوا برای ایجاد محتوا از مشتریانتان بگیرید :نگاهی به بخش خدمات مشتریان خود بیاندازید و ببینید مشتریان بیشتر راجع به چه مسائلی سؤال پرسیده اند. سپس سعی کنید در مورد همان مسائل و مشکلات مطلب ایجاد نمایید.به زمانی که کاربران برای هر پست و مطلب صرف میکنند توجه کنید تا بدانید بیشتر بر روی چه مطالبی وقت گذاشته اند و چه مطالبی برایشان جذاب تر بوده است.هیچگاه نظرات کاربران را در زیر یک مطلب نادیده نگیرید. کاربران گاهی در نظرات خود سؤال ها و مشکلاتی را مطرح میکنند. پس به آن ها توجه کرده و سعی کنید موضوع مطالب بعدی خود را از بین آن ها انتخاب نمایید.میتوانید از کاربرانتان بپرسید. مثلاً اگر راجع به موضوعی خاص مطلب میگذارید از کاربرانتان بپرسید که تمایل دارند چه چیزهای دیگری در آن زمینه و فیلد بدانند.۲. به خوانندگان خود آموزش دهید.برای داشتن نرخ تبدیل بهتر باید فراتر از تکنیک هایی که وجود دارند فکر کنید. باید برای کاربران و مشتریانتان محتوای ارزشمند ایجاد کنید. دیگر انباشته کردن کلمات کلیدی در محتوا راه حل خوبی نیست.سعی کنید تجربیات و تخصص خود را در وب سایتتان به اشتراک بگذارید. اگر این کار را انجام دهید کاربرانتان وقت و توجه بیشتری برای شما خواهند گذاشت.کتاب های الکترونیکی مفید و سودمند بنویسید و آن ها را به صور رایگان در سایت خود قرار دهید.ویدئوها و مطالب آموزشی ایجاد نمایید.سمینارهای الکترونیکی برگزار کنید.پادکست ایجاد کنید.مطالب طولانی و با کیفیت با محتوای فنی و علمی در زمینه های مختلف ایجاد نمایید.۳. محتوای تعاملی ایجاد کنید.استراتژی تولید محتوای شما باید به گونه ای باشد که باعث ایجاد تعامل بین شما و مخاطبین و بازار هدفتان شود. این تعامل میتواند به صورت امکان نظردهی، به اشتراک گذاشتن مطلب، دسترسی به شما و … باشد.همانطور که در ابتدا گفته شد در پایان مطلبتان سؤالاتی مطرح کنید و از خواننده بخواهید که نظر یا پیشنهاد خود را ارائه کند.به نظرات کاربرانتان پاسخ دهید به این ترتیب آن ها را تشویق میکنید که بحث و گفتگویی را در مورد موضوع مربوطه شروع کنند.در قسمت درباره نویسنده، راهی برای ارتباط خواننده با خودتان قرار دهید.محتوای باکیفیت و با ایده های جدید ایجاد نمایید تا مطمئن شوید که خواننده آن را به اشتراک خواهد گذاشت.۴. قانون ۴۰/۶۰ را در محتوا رعایت کنید.اکثر افراد زمانی برای بهینه سازی محتوای خود نمی گذارند و تنها آن را منتشر می نمایند. تست کردن محتوا و پاکسازی آن برای افزایش ارزش آن بسیار مهم است. چنانچه محتوایی را تولید میکنید و دیگر آن را چک نمی کنید در واقع محتوای خود را دور انداخته اید.گاهی اوقات هم افراد زیاده روی کرده و برای بهینه سازی بارها و بارها محتوا را تغییر میدهند که این کار هم خوب نیست و در واقع اتلاف وقت است.برای جلوگیری از این مسئله روشی وجود دارد به نام تقسیم ۴۰/۶۰. طبق این روش باید ۶۰% زمان خود را صرف تولید محتوا و ۴۰% بقیه را صرف بازبینی و بهینه سازی آن نمایید.بریم بخونیم :  محتوای عمیق در سئو چیست ؟۵. از استراتژی ۲۰/۸۰ پیروی نمایید.تنها راه متمایز کردن خودتان ایجاد منابع جامع و با کیفیت بالا میباشد. و خبر خوب این است که برای این کار نیازی نیست حجم وسیعی از محتوا تولید کنید.باید مقدار معقولی محتوا ایجاد کرده و بیشترین استفاده را از آن ببرید از طریق تبلیغ کردن آن در تمام پلت فرم های ممکن. اکثر افراد بیشتر زمان خود را صرف تولید محتوا کرده و زمان کمتری برای تبلیغ آن میگذارند. که این کار اشتباه است.شما باید محتوای خود را با روش های مختلف تبلیغ کنید و از شبکه های اجتماعی و پلت فرم های دیگر برای تبلیغ آن استفاده نمایید.طبق نظر بسیاری از کارشناسان بازاریابی، اگر ۲۰% منابع خود را صرف تولید محتوا میکنید باید ۸۰% منابع خود را صرف تبلیغ آن نمایید. این همان قانون ۲۰/۸۰ میباشد.جریان کاربر یا User flow چیست؟جریان محتوا در جریان کاربر از بسیاری جهات قابل تفسیر است. می‌تواند به عنوان یک نمای کلی که توصیف می کند کاربران کجا می توانند در محصول شما پیمایش کنند تلقی شود.همچنین می تواند به معنای کیفیت و تجربه واقعی مسیری باشد که کاربران برای انجام یک کار طی می کنند.یا می تواند به معنای دنباله واقعی مراحل کاربر برای انجام یک کار باشد. نمودارهای جریان می توانند در تجسم مسیرهایی که کاربران در هنگام استفاده از راه حل شما استفاده می کنند (یعنی وب سایت یا اپلیکیشن) مفید باشند.جریان کاربر آنها را از طریق ورودی خود با طی یک مرحله به نتیجه موفقیت آمیز و اقدام نهایی مانند خرید یک محصول می رساند.این کارها به شما کمک می کند تا یک مسیر منطقی که کاربر باید هنگام تعامل با سیستم طی کند ، روابط بین عملکرد سیستم ، اقدامات بالقوه کاربر و پیامدهای مرتبط را به تصویر بکشید.نقش جریان کاربرجریان کاربر مبنای نیازهای محتوا در صفحات وب یا صفحه اپلیکیشن است.  در شروع با درک نیازهای کاربر به تیم محصول کمک می کند تا جریان و تجربه کاربری ای را ایجاد کند که برای پاسخگویی به این نیازها طراحی شده است.الگو پرسونا کاربراگر بتوانید در جریان محتوا مشخصات مشتری را بیابید ، یک قدم به درک سفر کاربر خود نزدیک می شوید.در اینجا می توانید از نقشه سفر مشتری (user story mapping) استفاده کنید تا به درستی آنچه مشتریان شما هنگام تعامل با کسب و کار شما انجام می دهند (یعنی بازدید از وب سایت شما)  و نقاط مختلف تماس را تجزیه و تحلیل کنید.بریم بخونیم :  مدیریت ارتباط با مشتری CRM چیست ؟سوالاتی که  برای این کار باید در نظر بگیرید عبارتند از:کاربر در تلاش است تا چه کاری انجام دهد؟چه چیزی برای کاربر مهم است و چه چیزی به او اطمینان می دهد که ادامه دهد؟کاربر برای انجام این کار به چه اطلاعات اضافی نیاز دارد؟تردید یا موانع کاربر در انجام کار چیست؟پاسخ به این سوالات به شما نحوه طراحی صفحات و تعیین اینکه چه محتوا و پیوندهای ناوبری را شامل می شود ، اطلاع می دهد.اگر هدف اصلی کاربر مرور مطالب مختلف باشد ، صفحه یا صفحه نمایش شما طراحی و عملکرد متفاوتی را  نسبت به زمانی که هدف اصلی شما  خرید محصول است ، ارائه می دهد.بیایید با هم در ۶ مرحله ساده مراحل ایجاد نقشه سفر مشتری را در جریان محتوا بیشتر بررسی کنیم.با دانستن سفر کاربر ، بقیه مرحله ایجاد جریان کاربر آسان تر خواهد شد.اهداف خود و اهداف کاربرخود را مشخص کنیددریافت ایده در مورد اهداف کسب و کار شما و همچنین اهداف کاربران است.شما ممکن است از قبل از اهداف کسب و کار خود آگاه باشید. به عنوان مثال برای افزایش تبدیل در وب سایت خود ، افزایش فروش محصول خود و غیره. این معمولاً نتیجه نهایی اقداماتی است که می خواهید کاربران شما انجام دهند.از طرف دیگر ، اهداف کاربران شما شامل خواسته ها و نیازهایی است که می خواهند برآورده کنند. و ممکن است کاربران مختلف اهداف مختلفی را در ذهن داشته باشند.این جایی است که شخصیت های کاربر و نقشه سفر مشتری که قبلاً ایجاد کرده اید به شما کمک می کنند تا بفهمید چه چیزی هستند.مشخص کنید کاربران شما از کجا می آینداگر در حال طراحی وب سایت هستید ، ممکن است بخواهید بدانید که مشتریان شما از کجا می آیند یا به عبارت دیگر نقاط ورود به سایت چیست.به عنوان مثال ، یک بازدید کننده مستقیم نام تجاری شما را جستجو می کند ، در حالی که یک بازدید کننده جستجوی ارگانیک ابتدا محصول مورد نظر خود را قبل از اینکه شما را به عنوان یک فروشنده مناسب کشف کند ، در Google جستجو می کند.و ترسیم این جریانهای مختلف کاربر بر اساس نقاط مختلف ورود بسیار مهم است. این کلید ایجاد یک تجربه بهتر برای کاربران است.اطلاعات مورد نیاز بازدید کننده را شناسایی کنیدبرای طراحی بهترین جریان کاربرممکن ، باید خود را جای مشتری ها قرار دهید.این به معنای درک نیازها و انگیزه های آنها ست. بنابراین شما باید بدانید که آنها چه مشکلی دارند ، تردیدها ، سوالات آنها درباره محصول و پاسخ هایی که دنبال می کنند چیست.بریم بخونیم :  سفر مشتری چیست ؟از آنجا که شما در حال حاضر مشخصات خریدار و نقشه سفر خود را ایجاد کرده اید ، انجام این مرحله آسانتر است.جریانهای کاربر خود را تجسم کنیددر حال حاضر شما از کاربرانی که جریان کاربری را ایجاد می کنید آگاه هستید ، اهداف آنها چیست و از کجا می آیند. مرحله بعدی ایجاد جریان کاربر است.به این فکر کنید که کاربران شما قبل و بعد از بازدید از یک صفحه خاص در وب سایت شما چه کاری انجام می دهند. آنها چه می بینند ، برای رسیدن به هدف خود چه اقدامی انجام می دهند. این به شما کمک می کند صفحاتی را که باید ایجاد کنید شناسایی کنید ، چه اطلاعات یا محتوایی را باید ارائه دهید و چگونه باید به یکدیگر متصل شوند.به شروع و پایان هر کار توجه کنید. این ممکن است براساس هدف کاربران مختلف تغییر کند.و هنگامی که نمونه اولیه با کیفیت بالا آماده شد ، می توانید آن را با کاربران واقعی آزمایش کنید.به این ترتیب می توانید اطلاعات مربوط به هر مرحله از جریان کاربر را جمع آوری کرده و از نحوه حرکت کاربران در محصول خود مطلع شوید. سپس می توانید زمینه های بهبود را مشخص کرده و راه حل هایی را قبل از عرضه محصول نهایی به کار بگیرید.بهترین روش هایی که باید در ذهن داشته باشیدبرای اطمینان از اینکه نمودارهای جریان کاربری ایجاد شده در کمک به شما در جریان محتوا موثر هستند ، به روشهای زیر پایبند باشید.همیشه به نمودار جریان کاربر خود نامی بدهید که هدف آن را توصیف کند. این به هرکسی که به آن مراجعه کند کمک می کند تا اساس آن را درک کند.هنگام ترسیم نمودار جریان از یک جهت شروع کنید.تعداد نقاط تصمیم گیری را محدود کنید تا آن را بدون سر و صدا و با پیچیدگی کمتری ایجاد کنید.اطمینان حاصل کنید که دامنه نمودار جریان کاربر، یک کار یا یک هدف کاربر را در بر می گیرد. اگر جریان کاربر فقط نیمی از کار را پوشش دهد یا مراحل را برای پوشش بیش از یک هدف کاربر ترسیم کند ، کارایی خود را نخواهد داشت.اطمینان حاصل کنید که فقط اطلاعات لازم را اضافه کرده و از جزئیات دیگری که به شما در توصیف جریان و اقدامات کاربر کمک نمی کند خودداری کنید.برای سرعت بخشیدن به روند ، از یک ابزار نمودار دیجیتال استفاده کنید. به علاوه به شما این امکان را می دهد که ورودی دیگران را بگیرید و کار خود را در یک مکان و دریک فضای ابری ذخیره کنید ، که به شما امکان می دهد از هرجایی به آن مراجعه کرده و روی آن کار کنید.بریم بخونیم :  شکاف محتوا چیست ؟نمونه ای از جریان کاربرجریان های کاربر بسته به نوع وب سایت یا برنامه ای که می سازید ، می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. به عنوان مثال ، برای یک سایت تجارت الکترونیکی ، یک جریان معمول کاربر ممکن است به صورت زیر باشد:کاربر از صفحه اصلی شروع به کار می کندکاربر از صفحه اصلی بر روی صفحه دسته بندی کلیک می کندکاربر از صفحه دسته بندی روی کالایی کلیک می کندکاربر از صفحه محصول ، مورد را به سبد خرید اضافه می کندکاربر سبد خرید را بررسی می کنداز صفحه پرداخت ، کاربر خرید را کامل می کندالبته ، موارد فوق یک مثال بسیار ساده است. در دنیای واقعی کاربران می توانند مسیرهای مختلفی را برای خرید طی کنند. به عنوان مثال ، در مثال بالا کاربر می تواند به صفحه دسته بندی مراجعه کند تا محصولات بیشتری را به جای مراجعه مستقیم به سبد خرید ، مشاهده کند. یا می توانند به جای کلیک بر روی سلسله مراتب سایت ، از جستجو برای پیمایش در سایت استفاده کنند. یا کاربر می تواند از صفحه دیگری غیر از صفحه اصلی وارد شود.از آنجا که مسیرهای مختلفی وجود دارد که کاربران می توانند طی کنند ، جریانهای کاربر اغلب به صورت نمودار جریان با گره برای هر یک از مسیرهای اصلی ناوبری مدلسازی می شوند. هدف از تجزیه و تحلیل جریان کاربر ، شناسایی جریانات اصلی کاربر از طریق برنامه یا وب سایت شما و شناسایی مناطقی است که می توان جریان پیمایش را بهبود بخشید.به عنوان مثال ، در یک سایت تجارت الکترونیکی ممکن است تجزیه و تحلیل جریان کاربر را انجام دهید و متوجه شوید که بسیاری از افراد به سبد خرید مراجعه می کنند اما خرید خود را انجام نمی دهند. با شناسایی اینکه کنار گذاشتن سبد خرید  یک مشکل است ، می توانید فرضیه هایی را برای اینکه چرا کاربران در آن مرحله رها می شوند ، شروع کنید.ممکن است نرخ حمل و نقل شما بسیار زیاد باشد و کاربران دچار شوک شوند. یا شاید فیلدهای زیادی برای پر کردن وجود دارد و مشتریان علاقه خود را از دست می دهند. یا شاید ناوبری در مورد اقدام بعدی مشخص نباشد.با عبور از جریان کاربری خود ، شناسایی فرصت های بهبود و آزمایش ایده های مختلف می توانید به طور مداوم نرخ تبدیل خود را بهبود ببخشیداستفاده از نمودارهای موردینمودارها برای تجسم نیازهای عملکردی یک سیستم که به گزینه های طراحی و اولویت های توسعه تبدیل می شوند ، ارزشمند هستند.بریم بخونیم :  سفر مشتری چیست ؟آنها همچنین به شناسایی عوامل داخلی یا خارجی که ممکن است بر سیستم تأثیر بگذارد کمک می کنند و باید مورد توجه قرار گیرند.نمودارهای مورد استفاده ، نحوه تعامل سیستم با بازیگران را مشخص می کند بدون اینکه نگران جزئیات نحوه اجرای آن باشید.نمادها و نشانه های مورد استفاده در نمودارمستطیل: برای نشان دادن فعالیت ها از مستطیل استفاده شود.بیضی و دایره: بیضی ها و دایره ها را برای شروع و پایان  یا ورود و خروج به فعالیت به کار ببرید.لوزی: برای مواردی که نیاز به تصمیم گیری دارد  باید از لوزی استفاده می شود.بازیگران: بازیگران کاربران یک سیستم هستند. وقتی یک سیستم بازیگر سیستم دیگری است ، سیستم بازیگر را با کلیشه بازیگر برچسب گذاری کنید. بازیگرانی که  نامی ندارند نقش کسی را دارند که با سیستم تعامل دارد. نام خود را کوتاه و اندازه موارد استفاده خود را برای ظاهری حرفه ای ثابت نگه دارید.روابط: روابط بین یک بازیگر و یک مورد استفاده را با یک خط ساده نشان دهید. برای روابط بین موارد استفاده ، از پیکانهایی استفاده کنید که دارای برچسب “استفاده” یا “گسترش” هستند. فچک‌لیستمحتواییجریانمحتوا۱محتواتاچهحدنیازمخاطبرامرتفعمی‌کند؟۲محتواتاچهاندازهمنحصربه‌فردومتمایزاست؟۳آیاتقویممحتواییطوریتنظیمشدهاستکهامکاندیدهشدنودرگیریمخاطبرابیشترکند؟۴آیارسانۀمناسبیبراینشرمحتوادرنظرگرفتهشدهاست؟۵کیفیتمحتوابرایمخاطببهحدکافیرضایت‌بخشاست؟۶آیامحتوابهاندازۀکافیسادهاست؟۷آیامحتوابهاندازۀکافیکاربردیاست؟۸آیامحتواارزشیرابهزندگیمخاطباضافهمی‌کند؟۹آیامحتواقابلیتبازنشردارد؟۱۰آیامحتواپیامیتازهوهیجان‌انگیزبرایمخاطبدارد؟۱۱آیامحتوامی‌توانداعتمادمخاطبراجلبکند؟۱۲آیامحتواباخواسته‌هایاصلیمخاطبهمسواست؟۱۳آیامحتواحسکنجکاویمخاطبرابرمی‌انگیزاند؟۱۴آیامحتوامخاطبرابهانجامفعالیتیااقدامیترغیبمی‌کند؟۱۵آیامحتوابرایعمومقابل‌فهموقابل‌درکاست؟۱۶آیامحتوابابازارهدفمرتبطاست؟۱۷آیامحتواجدیدوباتغییراتبازارهمسواست؟۱۸آیامحتوامی‌تواندمعرفیدرستیازهدفوارزش‌هایذهنیمدنظرداشتهباشد؟۱۹آیامحتواسرگرم‌کنندهوجذاباست؟۲۰آیاآینده‌نگریدرمتنمحتوادیدهشدهاست؟خلاصهمقالهجریانمحتواچیست؟ ارسال شده توسط داود ستوده رادآموزش بهینه سازی سایت، آموزش تولید محتوا، آموزش دیجیتال مارکتینگبرچسب ها: بازاریابی اینترنتی تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ سئو کسب و کار  اینترنتی وب مستریدرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 16:16:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمع‌ آوری محتوا چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-xyphqldo09r5</link>
                <description>جمع‌ آوری محتوا (Content aggregation) برای برندها و مارک‌هایی که در فضای مجازی فعالیت دارند، امری ضروری است. این کار باعث می‌شود که اطلاعات خوبی نسبت به انتظارات خود کسب کنند، مشتری‌های بالقوه را جذب کنند و در نتیجه فروش بیشتری داشته باشند. در این مقاله، ابتدا به مفهوم جمع‌آوری محتوا می‌پردازیم و در مورد مزایای آن بحث می‌کنیم. سپس در مورد تفاوت آن با مفهوم گزینش محتوا (Content Curation)  توضیحاتی ارائه می‌دهیم. در ادامه راه‌های جمع‌آوری محتوا را بیان می‌کنیم و به تفصیل آن خواهیم پرداخت.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]جمع‌ آوری محتوا چیست ؟فرض کنید شما یک سوال دارید: “چگونه تولید محتوا کنیم؟”، خب برای پیدا کردن این سوال  اولین جایی که به ذهنتان می‌رسد کجاست؟ به نظر من که جواب کاملاً واضح است، گوگل! (یا هر موتور جستجوی دیگری که با آن راحت هستید). اما این فقط شما نیستید که در گوگل به دنبال پاسخی برای سوال‌های خود می‌گردید، گوگل روزانه بیش از ۴ میلیارد جستجو را پاسخ می‌دهد.زمانی که شما سوال خود را در گوگل جستجو می‌کنید، آن لینک‌هایی که در سرپ (صفحه نتایج جستجو) ظاهر می‌شوند محتوا هستند. نمی‌دانم که در جریان هستید یا نه، اما شما به طور مرتب در حال استفاده از محتوا هستید. محتوا می‌تواند شامل چیزهای مختلفی باشد، مقالاتی که به سوالات شما پاسخ می‌دهند، یک ویدئو آموزشی راجع به اینکه چطور یک کیک شکلاتی درست کنیم، پست‌های اینستاگرام، پست‌های وبلاگ، گیف (gif) و… همه نوعی از محتوا هستند.محتوا بخش عظیمی از زندگی روزمره شما را تشکیل می‌دهد. محتوا آگاهی را بالا می‌برد، پاسخ سوالاتمان را می‌دهد، خنده بر لبانمان می‌نشاند، تصمیم‌گیری را آسان می‌کند و…بریم بخونیم :  بازاریابی محتوایی چیست ؟محتوا به شما کمک می‌کند که مخاطبان جدید جذب کنید، آنها را درگیر کنید، باعث رضایت آنها شوید و از این طریق درآمد شرکت خود را افزایش دهید.تعریف جمع آوری محتوا (Content aggregation)پیش از آن که به مثال ها و کاربردهای کانتنت اگریگیشن بپردازیم، لازم است این مفهوم را تعریف کنیم.تعریف جمع آوری محتوا جمع‌آوری محتوا عبارت است از جمع‌آوری اطلاعات در مورد یک موضوع مشخص شامل یک یا چند کلید واژه‌ی مرتبط با آن. جمع کردن اطلاعات سایر افراد محتوای شما را کامل‌تر می‌کند و چشم‌انداز وسیع‌تری برای شما ارائه می‌دهد. در بیشتر اوقات، جمع‌آوری محتوا یک فر‌آیند خودکار است که براساس یک سری معیار مشخص و تعدادی کلیدواژه عمل می‌کند و عوامل انسانی در این فرآیند، به میزان محدود دخالت دارند.جمع‌آوری محتوا باعث می‌شود که محتوای کامل‌تری ارائه دهید.در اکثر مواقع، جمع‌ آوری محتوا اطلاعات را یک‌دست می‌کند که از دید بازاریابی نکته‌ای منفی تلقی می‌شود. در این فرآیند، معمولاً ویژگی‌های مختص شما در محتوا کم‌رنگ‌تر شده و محتوای شما به محتوای جامع‌تری برای مخاطبانتان تبدیل می‌گردد.گاهی دسترسی به برخی اطلاعات مرتبط به یک موضوع که به صورت پراکنده در سطح وب وجود دارند کاری دشوار است. در چنین شرایطی جمع‌آوری محتوا به کاربران کمک می‌کند تا همه‌ی اطلاعات موجود را در یک صفحه و به صورت یک‌جا ببینند و از آن‌ها استفاده کنند.جمع‌آوری محتوا چیزی نیست جز گردآوری اطلاعات درمورد هر موضوعی. این اطلاعات براساس یک یا چند کلیدواژه از منابع مختلف گردآوری شده و از طریق یک پلتفرم (وبلاگ یا وب‌سایت) منتشر می‌شوند.نکته‌ی قابل توجه در این تعریف این است که نباید آن را با سرقت ادبی اشتباه گرفت. درست است که در جمع‌آوری محتوا مطالب از منابع مختلف گردآوری می‌شوند اما این کار با رعایت حقوق مؤلف و لینک دادن به منبع انجام می‌گیرد.گردآورنده‌ی محتوا چیست؟گردآورنده‌ی محتوا سایتی است که محتوا را از منابع مختلف پیدا می‌کند و در مکانی قرار می‌دهد که به راحتی قابل مشاهده و در دسترس باشد. این سایت‌ها مطالب خود را از چند منبع مانند اخبار یا وبلاگ‌های مختلف جمع‌آوری می‌کنند و آن‌ها را در اختیار کاربران خود قرار می‌دهند. این مطالب می‌توانند خبری، علمی، آموزشی، سرگرم‌کننده یا هر نوع دیگری از محتوا باشند.سایت‌های گردآورنده‌ی محتوا مطالب موجود در منابع مختلف را (از سایت‌های خبری گرفته تا شبکه‌های اجتماعی و …) جمع‌آوری و بازنشر می‌کنند تا مخاطبان بتوانند مطالب موجود در این منابع پراکنده را یک‌جا و از طریق یک پلتفرم ببینند.جمع‌آوری اطلاعات در این سایت‌ها عموماً به صورت خودکار و از طریق فیدهای RSS انجام می‌شود.یکی از معروف‌ترین سایت‌های گردآورنده‌ی محتوا سایت Rotten Tomatoes است. این سایت که در حوزه‌ی سینما و نقد فیلم فعالیت می‌کند، تمامی نظرات، نقدها، ری‌ویوها و مطالب مرتبط با فیلم‌ها را که در سایت‌های مختلف وجود دارند، در وب‌سایت خود جمع‌آوری می‌کند و در اختیار مخاطبانش قرار می‌دهد.همان‌طور که گفتیم این سایت‌ها باید حقوق مؤلف را رعایت کنند و به این نکته توجه داشته باشند که هیچ مطلبی را بدون پیوند دادن به منبع اصلی منتشر نکنند.بریم بخونیم :  چگونه تولید کننده محتوا شویم؟تفاوت جمع آوری محتوا با گزینش محتواتفاوت بین اولین نوع جمع‌ آوری محتوا و گزینش محتوا در این است که در جمع‌ آوری محتوا، اطلاعات به صورت خودکار و براساس کلیدواژه‌ها گردآوری می‌شوند ولی در گزینش محتوا، این عمل به صورت دستی صورت می‌گیرد. با این تفاسیر مفهوم گزینش محتوا ارزش بیشتری نسبت به جمع‌ آوری محتوا دارد. البته به این نکته دقت داشته باشید که جمع‌آوری محتوا، به نوعی پیش‌درآمدی بر گزینش محتوا می‌باشد و پیش از آن اتفاق می‌افتد. به زبان ساده‌تر، جمع‌ آوری محتوا عملی جامع‌تر و مقدماتی است و گزینش محتوا زیرمجموعه‌ی آن می‌باشد.اهمیت گزینش محتوا در این است که شما باید محتوای بدیعی ارائه دهید تا مخاطبان بیشتری داشته باشید. در واقع محتوایی مشابه محتوای شما در گوگل پیدا نشود!گردآوری محتوا فرآیند جمع آوری اطلاعات مناسب و مرتبط از منابع خارجی و به اشتراک گذاری آن با مخاطب است.به عنوان مثال برای وبسایت هایی که در حوزه سلامت فعالیت می کنند، اخبار مربوط به وزارت بهداشت می تواند منبع خوبی باشد، یا فروشگاه های اینترنتی در حوزه تکنولوژی می توانند از اخبار تکنولوژی که در وبسایت هایی مانند zoomit یا digiato منتشر می شوند استفاده کنند.لازم نیست از مراحل ابتدایی شروع کنید یا ناگهان انقلابی به پا کنید، تنها کافیست محتوایی مرتبط و موردعلاقه مخاطب ارائه دهید. نکته کلیدی اینست که آنچه به اشتراک می‌گذارید باید با کیفیت باشد.چند مثال از جمع‌ آوری محتواصفحات نتایج موتورهای جست‌و‌جووقتی مطلبی را سرچ می‌کنید، این صفحات توسط گوگل یا سایر موتورهای جست‌وجو در اختیار شما قرار می‌گیرد و می‌توانید اطلاعات کافی جمع‌آوری کنید و محتوای خود را تکمیل نمایید.دریافت اخبار از طریق آر.اس.اس (RSS)آر.اس.اس که مخفف عبارت Really Simple Syndication می‌باشد، به معنی تشکیل ارتباطات خیلی ساده می‌باشد. آر.اس.اس فرمتی برای خروجی اطلاعات و اخبار می‌باشد که به کاربران و برنامه‌های کاربردی اجازه می‌دهد تا به به‌روزرسانی‌ها دسترسی پیدا کنند. از معایب آن، این است که کار کردن با آن کمی دشوار می‌باشد.هشتگ‌ ها برای جمع آوری محتواهشتگ ابتدا در توییتر معرفی شد. هشتگ در واقع کلیدواژه‌هایی است که کاربران می‌توانند در شبکه‌های اجتماعی جست‌وجو کنند که در پیدا کردن اطلاعات و جمع‌ آوری محتوا بسیار سودمند است.گزینش محتوادر گزینش محتوا، کاربر در سایت‌های اینترنتی جست‌وجو می‌کند تا مطالب ارزشمندی پیدا کند و آن‌ها را به اشتراک می‌گذارد. اولین قدم در گزینش محتوا این است که باید منابع صحیح را پیدا کنید و در پیدا کردن منابع صحیح تبحر داشته باشید. برای یافتن منابع مناسب، باید در شبکه‌های اجتماعی مختلف عضو باشید و با سایت‌های مختلف آشنایی داشته باشید و از موتورهای جست‌وجو به خوبی استفاده کنید. در قدم بعدی، باید مطالب گزینش شده را به صورت شخصی‌سازی‌شده و جدید به مخاطبان خود ارائه دهید. هم‌چنین سعی کنید که محتوای خود را به‌روز رسانی کنید و آن را به قلم خود بازنویسی کنید.محتوای با کیفیت و جذابدر رابطه با محتوا، صرفا جمع آوری منابع موثق و ثبت نظرات اینفلوئنسرها کافی نیست، شما همچنین باید مطمئن شوید مطالبی که گلچین کرده‌اید به ارتقای محتوای شما کمک کرده و درعین حال اطلاعات را طوری نمایش دهید که هیچ جای دیگر مشاهده نشده باشد.بریم بخونیم :  مدیریت ارتباط با مشتری CRM چیست ؟مجبور نیستید فقط به مقالات موجود تکیه کنید.گردآوری محتوا به صورت های زیر نیز می تواند انجام شود:خبرنامه‌ های ایمیلیبازاریابی ایمیلی یک ابزار ابتدایی برای بازاریابان محتواست تا بتوانند محتوای تهیه شده با کیفیت خودشان را مستقیما به دست مخاطبان موردنظرشان برسانند.استفاده از اتوماسیون‌های بازاریابی ایمیلی و خبرنامه‌های گردآوری شده می‌تواند ابزار کارآمدی برای استفاده تمام بازاریابان فراهم کند.دلیل موفقیت این روش اینست که مشترکین شما زمان کمتری صرف خواهند کرد. یعنی به جای اینکه آنها وفتشان را در اینترنت صرف یافتن جدیدترین اخبار کنند، فقط کافیست ایمیلشان را باز کنند و خبرنامه شما بلافاصله در دسترسشان خواهد بود.بلاگ‌هاخب در خبرنامه‌ها باید شامل چه مواردی باشند؟ معمولا در خبرنامه ها پست های برتر بلاگ سایت قرار می گیرد. (بعلاوه محتواهای قابل دانلود مانند کتاب الکترونیکی یا محتوا‌های بصری مانند اینفوگرافیک ها یا ویدیوها).پست های بلاگ گردآوری شده مکانیزم عالی برای به روز نگه داشتن صفحات بلاگ هستند. این مقالات باید شامل خلاصه و بررسی صنایع، تحولات روزانه تجاری و پیش بینی‌ رخدادهای پیش رو باشند. در واقع هرچیزی که برای کاربرانتان مفید است را در اختیار آن ها قرار دهید.پست‌های شبکه های اجتماعیبا کمی برنامه ریزی و استفاده از مزایای اتوماسیون‌ها میتوانید روزانه در چندین شبکه اجتماعی و به تعداد زیاد پست ارسال نمایید.  چون ممکن است شما همیشه محتوای جدید برای اشتراک گذاری نداشته باشید، درنتیجه می‌توانید به راحتی از پست‌های گردآوری شده، تصاویر، جداول و داده‌ها برای جلوگیری از به تعویق افتادن برنامه ریزی‌ شبکه‌های اجتماعی خود استفاده کنیدتمرکز شما باید بیشتر بر روی قابلیت منتشر شدن باشد، اگر پستی نظر شما را برای لایک کردن یا ریتوییت جلب کند، این شانس وجود دارد که دیگران نیز همین احساس را داشته باشند و پستی که گردآوری کرده‌اید مورد استقبال قرار گیرد. حقایق جالب، داستان‌های هیجان انگیز شخصی و محتوای بصری باکیفیت تعامل بیشتری ایجاد کرده و باعث می‌شوند هویت آنلاین برند شما بیشتر به خاطر بماند.قابلیت اشتراک گذاری توییتر، یوتیوب و اینستاگرام گزینه‌ آسانی برای به اشتراک گذاری محتوای گردآوری شده هستند زیرا بسیاری از سیستم‌های مدیریت محتوا دارای قابلیت نمایش پست های این شبکه های اجتماعی در داخل پست های بلاگ به صورت مستقیم هستند.با قرار دادن پست‌های شبکه های اجتماعی در پست‌های طولانی‌تر، می‌توانید پیشنهادات و تفاسیر بیشتری ارائه دهید، و در نتیجه تعامل بیشتری ایجاد کنید.روش های جمع آوری محتوا۱)  اطلاعات دیگران را جمع‌ آوری محتوا می‌کنید و محتوا تولید می‌کنید.۲) خودتان محتوایی تولید می‌کنید و بعد از آن از مطالب دیگران بهره می‌گیرید و محتوای خود را کامل‌تر می‌کنید.چه چیزی جمع‌ آوری محتوا نیست؟ممکن است بپرسید: “یعنی فقط محتوای دیگران را کپی و مجددا آن را پست کردن نیست؟”پاسخ کوتاه اینست که محتوای گردآوری شده صرفا “گلچین و جمع آوری محتوا” و کپی / پیست مستقیم محتوای خارجی نیست، چون در آنصورت به طور واضح زحمات خالق واقعی متن زیر سوال خواهد رفت.نکته کلیدی در گردآوری محتوا، گردآوری محتوا از چند منبع به شکل یکپارچه است که در عین حال افکار، تجربیات و تجارب خودتان هم به آن اضافه می‌شود.چه زمانی محتوا خلق کنید و چه زمانی محتوا را گردآوری کنیدپنجاه و پنج درصد از بازاریابان B2B، تیم‌های بازاریابی کوچک و یا تک نفره دارند، درنتیجه تعداد افراد برای تولید محتوا به صورت متداوم کافی نیست.  با نگاهی اجمالی به برخی از چالش‌های رایجی که بازاریابان B2B با آن مواجهند متوجه خواهید شد که تولید محتوا تا چه حد می‌تواند چالش برانگیز باشد.بریم بخونیم :  چرخه عمر محتوا چیست؟پس سوالی که مطرح می‌شود این نیست که «آیا باید محتوا را خلق یا گردآوری کنید»، بلکه باید ببینید «وقت انجام کدام مورد را دارید و بهترین راه برای دستیابی به موثرترین نتیجه کدام است؟»تولید محتوا نیاز به منابع بسیاری دارد اما نتیجه آن در بلندمدت بسیار ارزشمند است. مشتریان شما می‌خواهند بدانند که آیا برند شما معتبر و پیشتاز است یا نه. دستیابی به چنین جایگاهی با استفاده از انتشار تحقیقات اختصاصی، ایجاد یک پایگاه دانش و ارائه اطلاعاتی که در جای دیگری ارائه نشده ممکن خواهد شد.علاوه بر این، محتوای خلق شده به صورت ارگانیک امکان تنظیم دقیق پیام‌ شما و هدف‌گیری کلمات کلیدی مورد نظرتان را می‌دهد و شما را بخوبی از صفحه ۵ نتایج جستجو به صفحه ۱ منتقل می‌کند. بعلاوه می‌توانید پست‌ها را بر اساس داده های آنالیتیکس مجددا ارزیابی و بهینه سازی کنید، چراکه با استفاده از آمارهای تحلیلی آنالیتیکس بخوبی می‌دانید کدام موارد موثر بوده و کدام موارد نتیجه نداده‌اند، درنتیجه بخوبی واقفید که چگونه، چه زمانی و چه چیزی را برای آینده تولید کنید.اما نکته مهم اینست که تولید محتوا چه در داخل شرکت و چه توسط یک شرکت یا آژانس دیگر انجام شود، مطمئنا ایده‌آل است، اما همیشه قابل دسترس نیست. یعنی شرکت‌ها اغلب باید به نویسندگان فریلنسر و دیگر متخصصان بازاریابی محتوا برای انجام این وظیفه سنگین تکیه کنند. هر کدام از این راه‌ها ممکن است مشکلات بیشتری بدنبال داشته باشند، چون احتمال دارد نویسندگانی که بکار گرفتید نتوانند بسرعت تصویر درستی از برند شما ارائه دهند یا تمرکز دقیق خدمات شما را نشان دهند.در اینجا بحث گردآوری مطرح می‌شود و ممکن است ابتدا بسیار محدودتر به نظر بیاید، چون درواقع شما نمی‌توانید آنچه از پیش وجود نداشته را گردآوری کنید (یعنی برای ایجاد یک محتوای مناسب باید به متن خوب دیگران تکیه کنید). حتی با یک گردآوری دقیق، بازهم شما کنترل کامل روی هدف گذاری و ارزیابی را ندارید. همچنین، اگر نتوانید محتوا را طبق اهداف خودتان و با فرم جدید و غیر  تکراری ساختاربندی کنید، رتبه گیری در کلمات کلیدی هم برایتان بسیار دشوار خواهد شد.در نتیجه کار شما وابسته به منابع گردآوری شده است، اما تغییرات متن باید هماهنگ با هویت سازمانی شما باشد تا بخوبی صدای منحصر بفرد شما را منتقل کند. پس برای اینکه در اذهان بمانید باید تفسیری منحصر به فرد و مطابق با فعالیت‌های بازاریابی خودتان ارائه دهید.در نهایت این نکات نباید مانع کاربرد گردآوری محتوا شوند، چون درعین حال مزایای جالب توجهی هم دارد. بهترین راهکار یافتن یک استراتژی است که بتواند نقشی مکمل برای گردآوری و تولید محتوا در کنار یکدیگر ایجاد کند، به نوعی بین این دو پیوند ایجاد کرده و یکدیگر را تقویت نمایند.بریم بخونیم :  نقشه راه تولید محتوا چیست ؟همچنین بد نیست بدانید دیدگاه عموم هم تغییر کرده، و در سال ۲۰24 تامین محتوا ۶۵ درصد تولید شده و ۳۵ درصد گردآوری شده بوده است.ابزارهای گردآوری محتوااتوماسیون فرآیند گردآوری محتوا می‌تواند باعث صرفه جویی در زمان شما شود. بدین منظور می‌توانید از چند ابزار استفاده کنید:Curata خود را به عنوان “سریع‌ترین راه برای پیدا کردن و اشتراک گذاری محتوای طلایی” ثابت کرده، و نرم افزار گردآوری محتوای آن تبدیل به یک استاندارد شده است.BuzzSumo امکان جستجو از طریق کلمات و عبارات کلیدی را فراهم می‌کند تا ترندهای اصلی را پیدا کنید، چه کسانی آن را به اشتراک گذاشته و پست‌های شبکه های اجتماعی چقدر مشارکت جذب نموده اند. همچنین می‌توانید اطلاع رسانی خودکار تنظیم کنید تا هنگام انتشار پست جدید در حوزه موضوعی مورد نظر به شما اطلاع داده شده و مستقیما از حساب BuzzSumo خود آن‌ها را ببینید.Feedly عمدتا برای جستجوی محتویات بلاگ ها و دنبال کردن اخبار صنعت استفاده می‌شود؛ البته قابلیت ادغام با Slack، Trello، Evernote و موارد دیگر را هم دارد.Twitter Lists برای رصد اینفلوئنسرها و مدیریت ترندها براساس موضوع مناسب است. توییتر افراد و اطلاعاتی که بدنبالش هستید را در یک لیست طبقه بندی می‌کند، بطوریکه تنها با یک کلیک تمام اطلاعات پیش رویتان خواهد بود.Storify با پلاگین وردپرس همراه است که به سرعت به شما امکان انتقال محتوای گردآوری شده را مستقیما به CMS می‌دهد. حتی می‌توانید استوری بوردها اسکن کرده و اخبار، بلاگ‌ها، کمپین‌ها و رخدادهای مرتبط را رصد کنید.مهم ترین انواع سایت های گردآورنده محتواسایت‌های گردآورنده‌ی محتوا انوع مختلفی دارند که ۲ نوع آن بیش از همه مورد توجه بازاریابان است:بلاگ‌خوان‌هاخبرخوان‌هابلاگ‌خوان‌ها:این نوع از گردآورنده‌ها سایت‌هایی هستند که محتوا را از بلاگ‌های مختلف مثلاً از سایت‌های تحت پوشش وردپرس جمع‌ آوری محتوا می‌کنند.این گردآورنده‌ها می‌توانند مطالب را به صورت متمرکز یا غیر متمرکز منتشر کنند. یعنی ممکن است شما سایت گردآورنده‌ای را پیدا کنید که فقط بر موضوعی خاص تمرکز دارد؛ مثل Rotten Tomatoes که بر تولیدات سینمایی تمرکز می‌کند، یا سایت‌هایی که موضوعات مختلفی را (از فرهنگ عامه گرفته تا سیاست، تا سفر، اخبار و …) پوشش می‌دهند.لیست زیر معروف‌ترین بلاگ‌خوان‌ها را به شما نشان می‌دهد:Popurlsاین سایت یکی از محبوب‌ترین گردآورندگان محتواست که مطالب خود را از سایت‌هایی مانند Reddit، Huffington Post، The Verge, Google، Wired و یوتیوب به دست می‌آورد.با این‌که نمی‌توانید محتوای خود را در این سایت به اشتراک بگذارید، اما این گردآورنده منبع خوبی برای وقت‌هایی است که می‌خواهید مطالب مرتبط با یک موضوع را سرچ کنید.AlltopAlltop مطالبی با موضوعات مختلف جمع‌ آوری محتوا می‌کند. کاربران می‌توانند موضوعات مورد علاقه‌ی خود را جست‌وجو کنند و محبوب‌ترین محتواهای مرتبط با موضوع مورد نظر را بخوانند. این سایت یکی از پلتفرم‌های محبوب برای بازاریابان است که می‌توانند سایت خود را در آن ثبت کنند تا محتواهای آن‌ها برای کاربران Alltop به نمایش درآید.Flipboardبریم بخونیم :  کپی رایتینگ Copywriting چیست ؟این یکی از محبوب‌ترین سایت‌های گردآورنده‌ی محتواست که به کاربران اجازه می‌دهد تا محتوای مورد نظر را براساس سلیقه‌شان ببینند. Flipboard از علایق شما برای جمع‌آوری اطلاعات و نمایش آن‌ها به شما استفاده می‌کند.کاربر در Flipboard می‌تواند قطعه‌ای از محتوا را پیش از ورود به منبع اصلی برای نمونه بخواند.خبرخوان‌ها:درست مانند بلاگ‌خوان‌ها، این سایت‌ها هم به جمع‌ آوری محتوا کمک می‌کنند با این تفاوت که خبرخوان‌ها همان‌طور که از نام‌شان پیداست تمرکز خود را بر سایت‌های خبری می‌گذارند.در این قسمت بعضی از مهم‌ترین خبرخوان‌ها را نام می‌بریم:Google Newsکاربران با استفاده از Google News می‌توانند به جای جست‌وجو در گوگل، اخبار مهم را از این طریق و به صورت یک‌جا بخوانند. این خبرخوان اخبار را بر اساس سابقه‌ی جست‌وجو، موقعیت جغرافیایی و سایر عوامل جمع‌ آوری محتوا می‌کند و در اختیار کاربر قرار می‌دهد.Pocketاین خبرخوان به این دلیل قابل توجه است که می‌توانیم محتواها را درون آن علامت‌گذاری و ذخیره کنیم تا بعداً بخوانیم. Pocket همچنین به کاربر اجازه می‌دهد تا با ثبت علاقه‌مندی‌ها، محتواها را به صورت شخصی‌سازی شده دریافت کند.Feedlyفیدلی یکی از محبوب‌ترین خبرخوان‌هاست که مخاطبان کمک می‌کند خبرخوان اختصاصی خود را ایجاد کنند تا تحت هجمه‌ی اطلاعاتی اخبار نامرتبط قرار نگیرند. با ثبت سایت‌های خبری دلخواه و بخش‌های مرتبط با علاقه‌مندی‌های خود در فیدلی، می‌توانید مرتبط‌ترین اخبار مربوط به حوزه‌های مختلف را به صورت منظم و یک‌جا بخوانید.Redditجمع‌ آوری محتوا چگونه به کسب‌وکارها کمک می‌کند؟بازاریابان از طریق جمع‌ آوری محتوا مطالب شما را در انواع پلتفرم‌ها منتشر می‌کنند. این کار باعث می‌شود تا دسترسی کاربران به شما افزایش یابد و مخاطبان بتوانند از طریق پلتفرم‌های بیشتری شما را پیدا کنند. همین امر سبب می‌شود تا تعداد افرادی که به وب‌سایت شما مراجعه می‌کنند و در نتیجه ترافیک شما افزایش یابد.یکی از مهم‌ترین مزایای جمع‌آوری محتوا کمک به برندسازی است. جمع‌ آوری محتوا باعث می‌شود تا نام تجاری شما بیشتر شنیده و دیده شود. به همین دلیل بازاریابان محتوایی از این روش در استراتژی‌های برندسازی خود استفاده می‌کنند تا برند خود را هرچه بیشتر و بهتر به دیگران معرفی کنند.علاوه بر این جمع‌ آوری محتوا به شما این امکان را می‌دهد که با جامعه‌ی کاری خود وارد رابطه شوید. وقی مطلب شما از طریق یکی از سایت‌های گردآورنده‌ی تخصصی منتشر می‌شود، افراد زیادی که در حوزه‌ی کاری شما فعالیت می‌کند شما را می‌بینند. این کار علاوه بر افزایش تعداد مخاطبان، ارتباطات حرفه‌ای شما را هم گسترش می‌دهد.content curation چیست؟در بسیاری از منابع و سایت‌ ها از عباراتی مانند محتوای گزینش شده، گزینش محتوا و یا بازنشر محتوا به عنوان معادل فارسی content curation استفاده شده است. اما هر چه بیشتر با مفهوم content curation آشنا می‌شویم متوجه می‌شویم که در حقیقت هیچکدام از این عبارات تعریف جامع و کاملی از content curation ارائه نمی‌دهند. پس بیایید ابتدا به برخی از این منابع سر بزنیم و ببینیم که چه تعریفی از content curation ارائه کرده اند:تعریف content curation در ویکی‌پدیا:تعریف ویکی‌پدیا از content curation را می‌توان بسیار کلی و ناقص در نظر گرفت. در این وب سایت content curation اینگونه تعریف شده است که به جمع آوری اطلاعات مرتبط در مورد یک موضوع خاص، content curation می‌گویند.تعریف content curation در econtentmag:در سایت econtentmag تعریف بهتری از مفهوم content curation نسبت به ویکی‌پدیا ارئه شده است. در این وب سایت عمل پیدا کردن، جمع آوری و نمایش اطلاعات دیجیتال پیرامون یک موضوع خاص را معادل content curation تعریف کرده‌اند.تعریف content curation در کتاب Curation از Michael Bhaskar:تعریف Michael Bhaskar از Content Curation یکی از بهترین و کامل‌ترین تعاریف می‌باشد. او content curation را اینگونه تعریف کرده است که به فرآیند گزینش محتوا، دسته بندی و چیدمان آن به صورتی که برای مخاطب ارزش آفرین و قابل هضم باشد، content curation گفته می‌شود.برای اینکه مفهوم عمیق‌تری از گزینش محتوا در ذهن شما ایجاد شود بیایید به مثالی را از آن بررسی کنیم تا به این نتیجه برسید که چرا گوگل امروزه به content curation اهمیت می‌دهد. اگر شما هم از طرفداران فیلم و سینما باشید، قطعا فیلم‌های یک ژانر یا بازیگر خاص را دنبال می‌کنید.بریم بخونیم :  تکنیک سئو کلاه سفید چگونه است ؟برای مثال بنده علاقه زیادی به سخنان و پندهای خسرو شکیبایی دارم، اما هیچ وقت زمان آن را نداشته‌ام که بخش‌هایی از فیلم‌های او را گلچین و جدا کنم. اما بسیار تصادفی در حالی بررسی یکی از کانال‌های علاقه‌مندان به سینما بودم، متوجه شدم که یک تدوینگر خوش ذوق بهترین جملات خسرو شکیبایی را جدا و در قالب یک ویدئوی حدودا ۱۷ دقیقه‌ای تحت عنوان “بهترین دکلمه‌های خسرو شکیبایی” منتشر کرده است.مثالی که با یکدیگر بررسی کردیم، مفهوم content curation را به خوبی نشان می‌دهد. زیرا آن تدوینگر دکلمه‌ها و سخنان خسرو شکیبایی را از میان فیلم‌های زیادی انتخاب و در نهایت از هر کدام ۱ یا ۲ دقیقه جدا و تدوین کرده بود. فطعا اگر شما هم جزو علاقه‌مندان به خسرو شکیبایی باشید، با دیدن آن ویدئو واقعا لذت می‌بردید. حال که به خوبی با مفهوم content curation آشنا شدید، بگذارید به سراغ ضرورت و اهمیت استفاده از آن برویم.دلیل پدید آمدن مفهوم content curation چیست؟همانطور که می‌دانید امروزه کاربران در اینترنت با سونامی از اطلاعات رو به رو هستند که همین عامل باعث ایجاد سردرگرمی برای آن‌ها شده است. بنابراین دیگر چالش مخاطبین کمبود اطلاعات نیست بلکه دقیقا برعکس، زیاد بودن اطلاعات به چالش بزرگی برای آن‌ها تبدیل شده است. راه حل رفع این چالش برای مخاطبین، استفاده از تکنیک Content Curation است. محتوایی که در سطح اینترنت یافت می‌شود را می‌توان در سه دسته کلی تقسیم کرد که عبارتند از:محتوایی که خلق و تولید شده است.محتوایی که جمع آوری و تدوین شده است.محتوایی که کپی شده یکی از دو حالت قبلی است.این موضوع کاملا بدیهی است که کپی کردن مطالب امری غیر اخلاقی است، مگر اینکه به سایت مبدا ارجاع داده شود. علاوه بر این کپی کردن محتوای دیگران هیچ ارزشی برای منتشر کننده و کاربران آن ایجاد نمی‌کند. اما استفاده از محتوای تولیدی سایت‌های دیگر در صورتی که آن‌ها را گردآوری، تدوین و تکمیل کنیم. این کار نه تنها غیراخلاقی و بی ارزش نمی‌باشد، بلکه می‌تواند برای کاربران و مخاطبان بسیار مفید باشد.مثلا فرض کنید که می‌خواهید در مورد جدیدترین تکنیک های دیجیتال مارکتینگ مطلبی را در سایت خود بنویسید. برای این کار می‌توانید به سایت‌های زیادی که در این زمینه صاحب نظر هستند، مراجعه کنید. سپس از هر یک از آن‌ها نکات و آموزش‌های نابی را استخراج و در نهایت به صورت مقاله در سایت خود منتشر کنید. در این صورت خواننده یا بیننده‌ای که وارد سایت شما شده است، به جای اینکه نیاز باشد آن سایت‌ها را با یکدیگر بررسی و مقایسه بکند، شما این کار را برای او انجام داده‌اید.بریم بخونیم :  چگونه تولید کننده محتوا شویم؟با انجام این کار در حقیقت شما یک ارزش ایجاد کرده‌اید که در حوزه بازاریابی محتوا به این تکنیک content curation می‌گویند. زیرا با استفاده از گزینش محتوا شما زحمت مخاطبان را برای جستجو و جمع‌ آوری محتوا کم کرده‌اید که باعث صرفه‌جویی زیادی در زمان آن‌ها می‌شود.آیا content curation برای سئو سایت تاثیرگذار است؟همانطور که اشاره شده content curation برای گوگل اهمیت زیادی دارد و می‌تواند باعث افزایش ترافیک با کیفیت و ارگانیک، ایجاد بک لینک زیاد و تقویت حضور آنلاین یک سایت در فضای اینترنت شود. بنابراین استفاده از گزینش محتوا، سازماندهی و انتشار آن سئو را تقویت می کند. البته برای اطمینان حاصل کردن از اینکه Content curation سئوی کلی سایت شما را بهبود بخشد، باید موارد زیر را در زمان استفاده از این تکنیک در نظر بگیرید:نیازهای مخاطب خود را به خوبی شناسایی و مشخص کنید.یک چارچوب و چک لیست جدید برای تولید محتوای خود تهیه کنید.در صورت امکان، به منابع اصلی مطالب لینک دهید.در نهایت آنچه را که ارزشمند است، بنویسید و سپس به اشتراک بگذارید.برای اینکه اثربخشی استفاده از گزینش محتوا در وب سایت شما بیشتر شود، باید با اصول تولید و بازاریابی محتوا آشنا باشید. اگر قصد دارید به سرعت مهمترین اصول و نکات تولید محتوا سئو شده را یاد بگیرید، به شما توصیه می‌کنیم به هیچ عنوان مطالعه مطلب زیر را از دست ندهید.چگونه جمع‌ آوری محتوا می‌تواند برای استراتژی محتوای شما مفید باشد؟گردآوری محتوا دارای مزایای بسیاری برای سئو و برندسازی است از جمله:دیده شدن: برند شما در کنار دیگر برندهای بزرگ دیده خواهد شد.رهبری فکری: بیشتر در اذهان می‌مانید و انتخابی معتبر در صنعت خود خواهید بود.ایندکس شدن ارگانیک: با ارائه محتوای بیشتر، منابع مرتبط و ترافیک ورودی بیشتر، موتورهای جستجو صفحه شما را بیشتر دیده، و کاربران دسترسی بیشتری به وبسایت شما خواهند داشت.جامعیت: به جای صرفا پرداختن به یک محصول خاص، می‌توانید بر اعتبار موضوعی و نظرات کارشناسی تمرکز کنید.تقویت اجتماعی: منابع بسیاری برای اشتراک گذاشتن در رسانه‌های اجتماعی، تشویق مشرکین، پیگیری و تعامل آنها در اختیار دارید.مزایای جمع‌ آوری محتوا چیست؟وقتی به درستی اطلاعات جمع‌آوری کرده باشید و محتوای با کیفیتی ارائه کنید، خوانندگان محتوای باارزش شما را دنبال می‌کنند و از آن بهره می‌برند. علاوه بر این، به لطف اینکه همه‌ی چیزهایی که دنبالش بودند را در یک جا می‌توانند جست‌وجو کنند و مطالعه نمایند، زمان بیشتری در سایت شما سپری می‌کنند. در زیر برخی از مزایای جمع‌ آوری محتوا را شرح می‌دهیم:بریم بخونیم :  سفر مشتری چیست ؟فرآیندی کارآمد و کم زحمت استجمع‌کنندگان محتوا طوری هستند که تمام کارهای خسته‌ کننده مربوط به جست‌وجو و جمع‌آوری اطاعات را انجام می‌دهند. هنگامی که محتوای مرتبط با نیازهای خود را مشخص کردید، تنها کاری که باید انجام بدهید این است که بخش‌های مورد نیاز را کپی و پیست کنید تا محتوای خود را بسازید و جمع‌کننده محتوا بقیه کارها را خودش انجام می‌دهد.روشی کم هزینه می‌باشدبا توجه به اینکه این عمل بیشتر به صورت خودکار صورت می‌پذیرد، جمع‌آوری محتوا نیازی به تولید محتوا یا ویراستاری توسط کاربر را ندارد. در مقایسه با اطلاعات اصلی، منابع خیلی کمتری نیاز دارید که با توجه به موارد گفته شده در بالا، فرآیندی کم‌هزینه می‌باشد.موتورهای جست‌وجو مطالب را تأیید می‌کنندهنگامی که از جمع‌کننده محتوا استفاده می‌کنید، به شما این اطمینان داده می‌شود که محتوای شما مرتبط است. ارسال مطالب مرتبط در سایت شما باعث می‌شود که به‌طور مرتب سایت شما بازدید شود و در نتیجه آمار بازدید سایت شما رشد کند که این امر سبب می‌شود تا رتبه سایت شما ارتقا یابد. هیچ‌گاه گوگل مشخص نمی‌کند که مطالب و محتوای موجود در سایت شما اصیل است و از جایی کپی و پیست نشده است. بنابراین دقت کنید که به منبع اصلی اشاره کرده باشید تا سرقت ادبی محسوب نشود!اگرچه نمی‌توان صد در صد تضمین کرد، ولی جمع‌آوری محتوا از بقیه سایت‌ها باعث می‌شود تا شبکه‌ای با آن‌ها تشکیل دهید و رتبه سایت خود را بهبود دهید. هم‌چنین ممکن است که سایت‌های مرجع شما نیز با شما تبادل لینک کنند و مطالب شما را به اشتراک بگذارند.یادگیری و بروز رسانی سریع‌تر اطلاعاتهنگامی که شما زمان کافی برای انتخاب دستی محتوا ندارید، استفاده از جمع‌آوری محتوا روش مناسبی است تا اطلاعات به‌روز را دریافت کنید. با استفاده از جمع‌کننده‌های محتوا، فقط کافیست که مطالب گزینش‌شده را بررسی کنید تا اطلاعات مورد نیاز را دریافت کنید.همان‌طور که قبلاً اشاره شد، استفاده از فرآیند جمع‌آوری محتوا زمان بسیار کمتری برای جست‌وجو نیاز دارد که این امر سبب می‌شود تا زمان نسبتاً زیادی را صرفه‌جویی کنید. صرفه‌جویی در وقت باعث می‌شود که وقت بیش‌تری برای پرداختن به کارهای دیگر خود داشته باشید و زمان بیشتری را صرف کارهای مهم دیگر کنید.هم‌چنین جمع‌کنندگان محتوا، مطالب ارزشمندی را برای شما فراهم می‌کند تا پدیده‌های جدید را یاد بگیرید و به‌روز باشید. مشابه تکنولوژی، اطلاعات موجود در فضای مجازی نیز به سرعت رشد می‌کند که استفاده از جمع‌کننده‌ها سبب می‌شود تا آن‌ها را دنبال کنید و عقب نمانید!برای پیگیری نیازهای مشتریان و مصرف‌کنندگان، تجارت شما باید به‌روز باشد. اگر می‌خواهد در رقابت عقب نمانید و مشتریان بیشتری داشته باشید، برای این موضوع، اهمیت ویژه‌ای قائل باشید.می‌توانید محتوایی آماده کنید که مخاطبان شما را وسوسه کندبریم بخونیم :  نقشه راه تولید محتوا چیست ؟حتماً دلیلی وجود دارد که ۶۸ درصد از مردم، اخبار را از طریق رسانه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند. رسانه‌های اجتماعی قوی‌ترین جمع‌کننده محتوا می‌باشند، اگرچه موثق‌ترین مرجع برای اخبار نیستند. در یک زمان کوتاه، مردم هم از اخبار روز آگاهی پیدا می‌کنند و هم با یک‌دیگر در ارتباط هستند. پس می‌توانید به کمک جمع‌‌آوری محتوا و حذف اخبار جعلی و دروغ، منبع قابل اعتمادی باشید و مطالبی که مردم روزانه دنبال آن هستند را برایشان فراهم کنید.در جمع‌ آوری محتوا ، به چه نکاتی باید دقت کرد؟هنگامی که می‌خواهید محتوا جمع‌آوری کنید، باید خیلی محتاط باشید. اول از همه، باید در نظر داشته باشید که قرار نیست محتوای دیگران را سرقت ادبی کنید و مطالب آنان را کپی و پیست کنید. در مرحله‌ی بعد، به کیفیت محتوا خیلی دقت کنید. اگر جمع‌آوری محتوا به صورت ضعیف و بی‌کیفیت انجام شود، محتوایی که تولید خواهید کرد، بی‌ارزش خواهد بود و مخاطبان شما از آن استقبال نخواهند کرد. این امر سبب می‌شود که میزان مطالب بیهوده‌ی سایت شما زیاد شود و در نتیجه رتبه کلی شما در جست‌وجو، تقلیل یابد.در ادامه مواردی برای جمع‌آوری محتوای خوب ارائه شده است:منابع مرتبط و دقیق را پیدا کنیداول از همه اطمینان حاصل کنید که منابع محتوا و مطالب شما معتبر و قابل اعتماد باشند. مطالبی که توسط افراد تأثیرگذار در حوزه مربوطه و هم‌چنین سایت‌های معتبر ارائه شده است را در نظر بگیرید و از آن‌ها به عنوان منابع اصلی استفاده کنید.از هر مطلبی که استفاده می‌کنید، همیشه اطمینان حاصل کنید که مطالب جمع‌آوری شده، مرتبط، دقیق و با موضوعاتی مطابق نیاز مخاطبان شما باشد. هم‌چنین به این نکته دقت کنید که برخی منابع جهت گزینش محتوا، نسبت به سایر منابع مناسب‌تر هستند و استفاده از آن‌ها راحت‌تر می‌باشد. به طور مثال، وبلاگ‌ها، رسانه‌های اجتماعی و مجلات خبری، منابع نسبتاً مناسبی هستند که از نظرات مردم حمایت می‌کنند.اگر مطمئن نیستید که از چه سایت‌هایی برای جمع‌آوری و گزینش محتوا استفاده کنید، در جست‌وجوهای خود، از عباراتی نظیر “بهترین سایت‌ها برای” و یا “سایت‌های برتر برای” به اضافه‌ی موضوع خود بهره ببرید. به عنوان مثال، اگر به بازاریابی در فیس‌بوک علاقه دارید، می‌توانید عبارت “بهترین سایت‌ها برای بازاریابی در فیس‌بوک” را جست‌وجو کنید. یک راه خوب دیگر این است که در وبلاگ‌ها جست‌وجو کنید.برای مثال قبلی در مورد بازاریابی در فیس‌بوک، می‌توانید عبارت “بهترین وبلاگ‌های بازاریابی در فیس‌بوک” جست‌وجو کنید.در جست‌وجوهای خود، از سایت‌های با رتبه‌ی بالا استفاده کنید تا بتوانید محتوایی درخور مخاطبانتان، فراهم سازید و به اشتراک بگذارید.بینش‌های مفید خود را به محتوای اصلی اضافه کنیدبرای جذب بیشتر خوانندگان خود در مورد یک موضوع خاص، باید موضع خود را در مورد این مسئله به صورت واضح و روشن بیان کنید. آیا با نویسنده‌ی اصلی مطلب، موافق هستید یا مخالف و به چه علت؟ شما چه اطلاعات بیشتری دارید که گفته‌ی نویسنده را رد یا تأیید می‌کند؟گزیده‌هایی از مطالب منابع مختلف را به محتوای خود اضافه کنید تا بتوانید بینش خود را به محتوای اصلی اضافه کنید و بر مخاطبان خود تأثیر بیشتری بگذارید. هم‌چنین این امر به شما کمک می‌کند تا محتوای شما بدیع به نظر برسد و رتبه‌ی شما در سایت‌های جست‌وجو افزایش یابد. هم‌چنین خوانندگان مطالب شما را ترغیب می‌کند که به‌جای استفاده از سایت‌های جمع‌کننده مطالب دیگر یا سایر منابع اصلی، به شما رجوع کنند و از محتوای شما استفاده کنند.بریم بخونیم :  کپی رایتینگ Copywriting چیست ؟برای اطلاعات هر قسمت، یک بخش خلاصه و قابل فهم بیاوریدهمواره سعی کنید که برای هر قسمت از محتوای خود، مطالب مهم و کلیدی را به صورت خلاصه فراهم کنید. هم‌چنین می‌توانید خلاصه‌ی مطالب مهم محتوای خود را در یک مقاله‌ی دیگر و به صورت ملموس‌تری بنویسید. این امر سبب می‌شود که طرفداران شما بتوانند تمام نکات و جزئیات مهم یک محتوا را در مدت زمان کوتاه‌تری بخوانند و اطلاعات لازم را کسب کنند. این‌گونه، توجه مردم را بیشتر جلب می‌کنید. درست است که کمتر از قبل برای مطالعه مطالب شما وقت می‌گذارند، ولی وقت خود را صرف مطالعه‌ی آن‌چه که برایشان اهمیت بیشتری دارد، می‌کنند.مطالعه‌ی خلاصه نکات مطالب، به خوانندگان کمک می‌کند که به سرعت تصمیم بگیرند که آیا این مطالب، ارزش وقت گذاشتن دارد یا خیر. انجام این کار به مخاطبان شما نشان می‌دهد که شما برای وقت آن‌ها ارزش قائل هستید و به تجربه‌ی آن‌ها از بازدید سایت و محتوای خود، اهمیت می‌دهید. تا می‌توانید، سعی کنید رضایت خوانندگان خود را جلب کنید. این کار باعث می‌شود تا آن‌ها دوباره به سایت شما سر بزنند و از مطالب شما استفاده نمایند. هم‌چنین پینشهادات خود را به شما ارائه می‌کنند.حتما مراجع محتوای خود را درج کنیدمنابعی که از آن‌ها استفاده کرده‌اید را حتما در انتهای مطالب خود، قید کنید. این کار، علاوه بر اینکه به نویسنده اصلی اعتبار می‌دهد، به خوانندگان شما نیز اجازه می‌دهد که به مطالب بیشتری دسترسی پیدا کنند و نکات بیشتری را جست‌وجو کنند.منابع محتوای خود را تقویت کنید و خوانندگان را به بحث در مورد موضوع ترغیب کنیددر نوشته‌ی خود، سؤالاتی را از مخاطبان بپرسید و با الهام گرفتن از منابع اصلی، به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید. حتماً سعی کنید که در مطالب خود، در مورد راه حل مشکلات مخاطبانتان صحبت کنید و با آن‌ها تعامل برقرار کنید. به یاد داشته باشید که ایجاد روابط با خوانندگان مطالبتان، از مهم‌ترین ابزار بازاریابی شما می‌باشد. این‌گونه به طرافداران خود انگیزه می‌دهید تا بیشتر به سایت شما و نوشته‌هایتان رجوع کنند. استفاده از ابزارهای جمع‌آوری محتوا، راهی عالی برای اعتمادسازی و ارتباط مستمر میان شما و مخاطبانتان می‌باشد.پنج قدم آسان برای جمع‌ آوری محتواجمع‌ آوری محتوا را می‌توان به ۵ مرحله‌ی زیر تفسیم کرد:۱) شناسایی کردنهمان‌طور که قبلاً گفته شد، عمده‌ی فرآیند جمع‌آوری اطلاعات، به صورت اتوماتیک و توسط هوش مصنوعی صورت می‌گیرد. محتوا از یک سری منابع، براساس مجموعه‌ای از معیارهای از قبل مشخص شده و براساس یک یا چند کلیدواژه ساخته می‌شود. در نتیجه، نیاز محدودی به دخالت عوامل انسانی وجود دارد.۲) انتخاب بهترین قسمت های محتوامطلب خود را گزینش کنید و بهترین قسمت‌های آن را انتخاب کنید و قسمت‌های بی‌کیفیت و اضافی را حذف کنید. هم‌چنین اطلاعاتی که منبع موثق یا مشخصی ندارند را حذف کنید. این عمل نیز می‌تواند به صورت خودکار انجام شود.بریم بخونیم :  مدیریت ارتباط با مشتری CRM چیست ؟۳) طبقه‌بندی محتوااطلاعات جمع‌آوری شده را به یک صورت از پیش تعیین شده، طبقه‌بندی کنید. می‌توانید از روش‌های مختلف دسته‌بندی محتوا مانند تهیه یک لیست از دسته‌های مختلف، استفاده کنید.۴) نظم و ترتیب محتوابهترین و متداول‌ترین راه برای نظم دادن به مطالب، مرتب کردن براساس تاریخ انتشار یا مرتب کردن اسامی نویسندگان براساس حروف الفبا می‌باشد.۵) انتشار محتوامحتوای جمع‌آوری شده را بر روی سابت خود یا پلتفرم‌های دیگر انتشار دهید. از نوشتن توضیحات و یادداشت‌های اضافی پرهیز کنید. ممکن است بخشی از محتوای شما، عیناً از منابع اصلی باشد. در این صورت ذکر نام و آدرس منبع ضروری است.پنج چالش جدی در جمع‌ آوری محتوادر اینجا ۵ چالش که ممکن است در این فرآیند با آن روبه‌رو شوید را به اختصار بیان می‌کنیم:۱) تفاوت زیاد در کیفیت منابع و محتواممکن است قسمت‌های مختلف محتوای شما از نظر کیفیت خیلی تفاوت داشته باشند یا منابع مورد استفاده، از نظر کیفیت در یک سطح مطلوب نباشند. در صورت امکان، اطلاعات بی‌کیفیت و تبلیغات آشکار را از محتوای خود حذف کنید.۲) مجوز استفاده از اطلاعاتحتماً اطمینان حاصل کنید که مجوز استفاده از منابع استفاده شده را داشته باشید. برای دریافت مجوز، می‌توانید مستقیماً با نویسنده تماس بگیرید. حتماً، به منابع استفاده شده ارجاع دهید. این کار از آسیب به اعتبار شما جلوگیری می‌کند.۳) حذف مطالب عیناً کپی شده از منابع اصلیاین کار باعث صدمه به کیفیت مطلب و کاهش تأثیرگذاری محتوایتان می‌شود.۴) استفاده از فرآیندهای اتوماتیک و هوش مصنوعیاستفاده‌ی زیاد از فرآیندهای اتوماتیک سبب می‌شود که احتمال انتشار مطالب تکراری افزایش یابد و هم‌چنین مشکلاتی را در زمینه امنیت سایت پدید آورد.۵) هم سو نبودن با استراتژی های بازاریابیدر نتیجه‌ی این چالش، اطلاعات جمع‌آوری شده، در ارتقای برند شما و رسیدن به اهدافتان مؤثر نیستند.چند ابزار جمع‌کننده محتواابزار زیادی برای کمک به جمع‌آوری محتوا و گزینش آن در بازار وجود دارند تا بتوانید برای سایت خود محتوا تولید کنید. در ادامه، چهار نمونه برتر از این ابزار را به اختصار معرفی می‌کنیم:Curator.ioاین وب‌سایت، جمع‌آوری و گزینش را هم‌زمان و به صورت ترکیبی انجام می‌دهد تا مناسب‌ترین مطالب را برای خوانندگان خود ارائه دهید. این ابزار، مطالب وبلاگ‌ها و مقالات خبری را براساس علایق شما، دسته‌بندی و گروه‌بندی می‌کند و به شما ارائه می‌دهد. این سایت، به راحتی با فیس‌بوک، توییتر، آر.اس.اس و سایر شبکه‌های اجتماعی عمل می‌کند. هم‌چنین رابط کاربری ساده و صمیمانه‌ای دارد.Buzzsumoاین سایت به شما کمک می‌کند تا پیشرفت لینک‌های خود را در رسانه‌های اجتماعی رصد کنید. هم‌چنین محتواهایی که ارزشِ اشتراک‌گذاری دارند را به شما پیشنهاد می‌دهد. کافیست که شما یک موضوع را تایپ کنید تا براساس میزان محبوبیت، یک لیست از محتوا به شما ارائه دهد. هم‌چنین می‌توانید این لیست را براساس زبان، تاریخ و نوع محتوا فیلتر کنید.Curataاین سایت به عنوان یکی از ابزار جمع‌کننده‌ی محتوای تجاری و اقتصادی شناخته می‌شود. تقریباً مشابه سایر ابزارهای جمع‌کننده محتوا در این لیست، منابع مرتبط با هر محتوا را در یک جا جمع می‌کند. این ابزار از یک موتور مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده می‌کند تا مرتبط‌ترین محتواها را پیدا کند. سپس شما می‌توانید محتوای خود را مستقیماً از طریق این ابزار منتشر کنید.Storyfulاین سایت با سه مورد ذکر شده، کمی تفاوت دارد. پیش از ارسال منابع برای شما، یک کاربر نیز منابع را تأیید می‌کند. با وجود اطلاعات زیادی که در فضای مجازی موجود و در دسترس است، این ابزار یک گزینه‌ی عالی برای یافتن منابع خبری با بالاترین کیفیت می‌باشد، جایی که حقایق و صحت اخبار، از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشند.خلاصه مقاله جمع‌ آوری محتوا چیست ؟جمع‌آوری محتوا، یک استراتژی بازاریابی مؤثر است که می‌تواند به شما کمک کند تا محتوای باکیفیت به مخاطبانتان ارائه دهید. هم‌چنین، جمع‌آوری محتوا می‌تواند، ابزار مفیدی برای گسترش بازدیدهای مقالاتتان باشد. این امکان را به شما می‌دهد تا با استفاده از منابع محدود و استفاده‌ی کم از عوامل انسانی و با استفاده از هوش مصنوعی، محتوای خود را بسازید. بسیاری از منابع و ناشران اصلی، به راحتی اجازه می‌دهند تا ابزار جمع‌کننده محتوا، از منابع آن‌ها استفاده کنند تا بر تعداد مخاطبانشان افزوده شود، ولی بعضی دیگر این عقیده را ندارند و اجازه نمی‌دهند، چراکه فکر می‌کنند این‎گونه محتواهایشان به صورت رایگان هدر می‌رود! برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی، حتماً مجوز استفاده از منابع مختلف را بگیرید.ارسال شده توسط داود ستوده رادآموزش بهینه سازی سایت، آموزش تولید محتوا، آموزش دیجیتال مارکتینگ، آموزش شبکه های اجتماعی، آموزش هوش مصنوعیبرچسب ها: بازاریابی تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ سئو کسب و کار اینترنتی وب مسترینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 13:06:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزیت رقابتی چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D9%85%D8%B2%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-sppfggda4pri</link>
                <description>مزیت رقابتی (Competitive Advantage) مجموعه ای از عوامل یا توانایی ها است که به شرکت ها اجازه می دهد پیوسته عملکردی بهتر از رقبا داشته باشند. توجه کنید که هدف مزیت رقابتی عملکرد برتر از رقباست، نه صرفا برابری با عملکرد دیگر کسب و کارها؛ شرکت های برخوردار از مزیت رقابتی باید از عملکرد بالایی برخوردار باشند، و در عین اینکه این گونه شرکت ها نباید لزوما دارای بالاترین عملکرد در صنعت خود باشند، باید به طور مستمر در میان شرکت هایی با عملکرد بالا باقی بمانند و بسیار بهتر از میانگین صنعت عمل کنند مبین آن است که مدیران، از طریق تصمیمات خود، مسئول چهار نوع تصمیم استراتژیک هستند که منجر به در اختیار گرفتن و توسعه منابع و توانایی هایی مختص به شرکت می شوند که می توانند منشأ مزیت رقابتی باشند.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]مزیت رقابتی چیست ؟مزیت رقابتی شامل مجموعه عوامل یا توانمندی هایی است که همواره شرکت را به نشان دادن عملکردی بهتر از رقبا قادر می سازد. به عبارتی، مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عواملی است که در یک محیط رقابتی سازمان را بسیار موفق تر از سایر سازمان ها می نماید و رقبا نمی توانند به راحتی از آن تقلید کنند. بنابراین برای دستیابی به مزیت رقابتی، یک سازمان هم باید به موقعیت خارجی خود توجه کند و هم توانمندی های داخلی را مورد توجه قرار دهد .علاوه بر آن، هدف مهم دیگر مزیت رقابتی این است که شرکت ها از سطوح پایداری از عملکرد بالا برخوردار باشند. به عبارت دیگر، یک کسب و کار نه تنها باید از یک یا دو یا سه ربع سال یا حتی چندین سال خوب برخوردار باشد، بلکه باید مزیت رقابتی پایداری داشته باشد تا بتواند به طور پیوسته و در طول مدتی طولانی عملکردی بهتر از رقبا داشته باشد. بسیاری از شرکتها نشان داده اند که توانایی داشتن یک یا دو سال خوب را دارند، ولی تعداد بسیار اندکی از شرکت ها توانایی برخورداری از سطوح بالای مستمری از عملکرد برای سالیان متمادی را از خود نشان داده اند.وقتی شما مزیتی برای مشتریانتان ایجاد کنید که رقیبتان نتوانسته باشد برای مشتریانش فراهم کند، آن مزیت را مزیت رقابتی می‌گویند. این نوع مزیت‌ها نه تنها مشتری را به خرید از شما ترغیب می‌کند، بلکه نشان می‌دهد که در مقایسه با رقیبانتان شما برتر هستید.نمونه‌های زیر مزیت رقابتی محسوب می‌شوند:وقتی شما قیمت‌هایتان را نسبت به رقبا پایین‌تر نگه‌دارید.بسته‌بندی شکیل‌تر و خاص‌تری برای محصولاتتان در نظر بگیرید.زمان ارسال محصول و رساندن کالا به دست مشتری در سایت شما نسبت به سایت‌های رقیب بسیار کم‌تر باشد.هدف گرفتن یک موقعیت جغرافیایی خاص.دستیابی به یک تکنولوژی جدید.استفاده از نیروهای متخصص.خدمات پس از فروش مناسب.و…مزیت رقابتی در چه بخش‌هایی از کسب و کار قابل استفاده است؟توجه داشته باشید که مزیت رقابتی تنها به یک بخش از کسب و کار محدود نمی‌شود؛ بلکه باید در همه بخش‌ها مورد استفاده قرار بگیرد. برای نمونه در موارد زیر:کیفیت و سرعت اپلیکیشن یا وب‌سایتنحوه فروشاستفاده از فناوری‌های به‌روزنحوه ارسال محصولاتخدمات پس از فروشقیمت‌گذاری محصولقبل از شروع مزیت رقابتی، اول لازم است با سه مفهوم POD ،POP و USP آشنا شویم که در بحث رقابت کاربردی است و گاهی با هم اشتباه گرفته می‌شود.شباهت‌ها (Point of Parity): معنی واژه Parity یعنی برابری؛ Point of parity یا POP یعنی نقاط شباهت و در اینجا به این معنی است که چه شباهتی بین محصولات شما و رقبایتان وجود دارد.تفاوت‌ها (Point of Difference): طبیعتاً POD یا Point Of Difference هم به تفاوت‌هایی گفته می‌شود که بین شما و رقبایتان وجود دارد. ویژگی و مزایایی از محصولات و خدمات که شما را متفاوت می‌کند. POD همان مزیت رقابتی است که قرار است در طول این مقاله راجع به آن حرف بزنیم. پس در ادامه اگر جایی کلمه POD را دیدید،بدانید منظور همان مزیت رقابتی است.نقطۀ منحصر به فرد فروش (Unique Selling Point): آن ویژگی از محصول که شما بیشترین تاکید را روی آن دارید و از نظرتان بزرگترین مزیت محصول شما نسبت به رقباست، اصطلاحاً USP نامیده می‌شود.بریم بخونیم :  تدوین ماموریت شرکت چگونه است؟حالا بیایید دو مثال بزنیم تا بهتر این مفاهیم را درک کنید.فرض کنیم شما یک شرکت تولیدکننده شامپو هستید. نقاط شباهت (POP) شما ممکن است این باشد که شامپوی شما مثل رقبایتان، گیاهی است و قیمتی نزدیک به آنها دارد. اما نقاط تفاوت (POD) شما این است که بسته‌بندی شما شکیل‌تر است و مشتری راحت‌تر به محصولتان دسترسی دارد؛ چون در همه داروخانه‌ها و فروشگاه‌های معتبر موجود است. اما مهم‌ترین تفاوتی که روی آن تاکید دارید این است که محصول شما حاوی گیاهی کمیاب است که به رشد موی سر کمک می‌کند (USP). پس در تبلیغات خود، اصلی‌ترین پیام شما همین ضد ریزش بودن شامپویتان است.برای کسب و کار اینترنتی هم می‌توانیم سایت پرتال را مثال بزنیم. پرتال یک سرویس آنلاین برای طراحی سایت و فروشگاه است که به کمک آن، هر کسی می‌تواند به سادگی یک سایت راه بیندازد و آن را مدیریت کند. برای کار با پرتال نیازی به دانش فنی نیست (POD)، قالب‌های آن سبک، سریع و جذاب هستند (POD)، پشتیبانی رایگان دارد و … اما مهمترین ویژگی این محصول که روی آن تمرکز شده، این است که همه‌چیز در یک بسته به مشتری ارائه می‌شود و بنابراین سریع و ساده می‌تواند سایت خود را بسازد. (USP)حالا که با مفهوم کلی مزایای رقابتی آشنا شدیم، اجازه دهید موضوع اصلی خودمان یعنی مزایای رقابتی را بیشتر باز کنیم.Competitive Advantage چیست؟مزیت رقابتی یعنی شرکت یا محصول شما مزایایی بیشتر از رقبا برای مشتری داشته باشد؛ این مزایا به این معنی هستند که شما کارهایی را بهتر از دیگران انجام می‌دهید که مشتری به خاطر آنها، به خرید از شرکت شما علاقه دارد. مزیت‌های رقابتی شما می‌تواند قیمت کمتر محصول باشد، ویژگی‌های جذاب محصول یا خدمت شما باشد، نحوه توزیع و ارسال بهتر باشد یا هر چیزی که این شانس را به شما می‌دهد که به مشتریان بگویید ما انتخاب بهتری هستیم.با این حساب مزیت رقابتی می‌تواند در هر بخش از کسب و کار شما وجود داشته باشد. مثلاً:کیفیت محصولاتاستراتژی قیمت‌گذاریخدمات مشتریان و ارتباط با مشترینحوه توزیع محصول و خدمتنحوه فروشنوآوری و خلاقیتاستفاده از فناوری‌های جدیدو …به رستورانی فکر کنید که در مرکز شهر واقع شده است، دیزاین زیبایی دارد و غذاهایی با مواد اولیه درجه یک ارائه می‌دهد؛ یا یک فروشگاه اینترنتی که ظاهر زیبایی دارد و در زمینه ارتباط با مشتری قوی عمل می‌کند؛ یا یک فروشگاه زنجیره‌ای که همه کالاها را با تخفیف می‌فروشد.مزیت رقابتی پایدارمزیت رقابتی پایدار، مزایا و ویژگی‌هایی از یک محصول یا یک شرکت است که رقبا به راحتی نمی‌توانند آن را کپی کنند. مثلاً سیستم عامل اپل یک مزیت رقابتی پایدار است. خیلی از ویژگی‌هایی که شرکت اپل برای گوشی‌هایش معرفی می‌کند، توسط رقبا کپی می‌شوند. ولی سیستم عامل آن‌ها چیزی است که گوشی اپل را از بقیه رقبا جدا می‌کند.به یاد داشته باشید که مشتری وفادار به‌خاطر مزیت‌های رقابتی پایدار شکل می‌گیرد. اگر شما از سرویس اسنپ استفاده می‌کنید، چون سریع، امن و ارزان قیمت است؛ و البته، همیشه راننده‌های زیادی در نزدیکی محل شما هستند. تا وقتی که رقیبی پیدا نشود که ارزش بیشتری رو کند (بسیاری از رقبا، سعی کردند با ارائه ارزش‌های مشابه وارد بازار شوند)، شما همچنان از اسنپ استفاده می‌کنید. پس، وفاداری مشتری نتیجۀ حفظ مزیت‌های رقابتی است.نکته دیگری هم که وجود دارد این است که با گذشت زمان، به دلیل تغییرات بازار، رقبا، پیشرفت تکنولوژی و تغییر سلایق و نظرات مشتری بعضی از مزیت‌های رقابتی اهمیت خود را از دست می‌دهند. شاید اصلاً دیگر مزیت حساب نشوند و نتوانید به کمک آنها رقابت کنید.شرکت کداک (KODAK) تولیدکننده دوربین عکاسی و لوازم جانبی عکاسی بود که در زمان خودش بهترین کیفیت و بهترین محصولات را ارائه می‌کرد. سال‌ها با این مزیت در بازار رقابت پیشرو بود؛ تا اینکه تغییر تکنولوژی کداک را زمین زد. دوربین‌های دیجیتال وارد بازار شدند. اما کداک همچنان روی کیفیت محصولات نگاتیوی کار می‌کرد، این شرکت به این موضوع توجه نکرد که نیاز مشتریان عوض شده و مزیت رقابتی آن دیگر به چشم مشتری‌ها نمی‌آید.اهمیت مزیت رقابتی چیست؟یک مسابقه دو حرفه‌ای را در نظر بگیرید. فرض کنید که شما یکی از شرکت‌کننده‌های این ماراتن بزرگ هستید که تازه دوندگی را شروع کرده‌اید، ولی دوست دارید بین آن همه حرفه‌ای و با تجربه، برنده مسابقه باشید. چنین چیزی امکان پذیر نیست مگر اینکه قابلیت‌‌هایتان را تا حد رقیب‌ها افزایش دهید. تا اینجای کار تازه شده‌اید مثل رقبا (pop). یعنی داشتن قابلیت‌های یکسان که داشتن آنها هنر نیست و قرار نیست به شما در جلو افتادن از رقبا کمک کنند. برای اینکه برنده مسابقه باشید، باید قابلیتی بیشتر از رقبا (مزیت رقابتی) رو کنید، شما باید سریع‌تر بدوید یا استقامت بیشتری داشته باشید. این قابلیت‌ها، برگ برنده شما برای قهرمانی هستند.با این مثال قصد داشتم بگویم که: مزیت رقابتی کاری می‌کند که شما برنده بازی رقابت باشید.برای باقی ماندن در رقابت بازار و برای اینکه شما هم سهم بازاری برای خود به دست آورید، نیاز به ارائه مزایای رقابتی به مشتری دارید.بیایید از منظر کسب و کار هم آن را بررسی کنیم. مثلاً فرض کنید که یک شرکت تصمیم دارد محصول خود را در بازار جا بیندازد. مردم الان دارند همان محصول را از رقبا می‌خرند. پس برای اینکه موفق بشود سهم بازار را از رقبا بگیرد، باید رفتار خرید مصرف‌کنندگان را تغییر دهند؛ یعنی کاری کند که مشتری‌ها به خرید محصولش ترغیب شوند.بریم بخونیم :  چرا بازاریابی محتوایی مهم است؟برای شروع کار اول باید ویژگی‌هایی که رقبا دارند را داشته باشد، ویژگی‌هایی که باید در محصول وجود داشته باشند تا نیاز مشتری رفع شود. بعد از این مرحله شاهد دو محصول مشابه هستیم و مشتری به احتمال زیاد باز هم محصول قبلی را استفاده کند، چون تجربه خوبی از آن داشته است. با این حساب، لازم است پیشنهادی جدید و جذاب از شما بشوند، پیشنهادی که یک تجربه جدید را به او وعده می‌دهد.مزیت رقابتی چگونه کار می‌کند؟برای ایجاد یک مزیت رقابتی، باید در مورد این چند عامل تعیین کننده، با خود و سازمان‌تان شفاف باشید.شرکت شما چه مزایایی را ارائه می‌دهد؟محصول شما واقعا چه فایده‌ای دارد؟ پاسخ این سوال باید چیزی باشد که مشتریان شما واقعا به آن نیاز دارند. شما باید از ویژگی‌های محصول خود، مزایای آن و چگونگی سود آنها برای مشتریان مطلع شوید. شما باید در جریان روند جدیدی که بر محصول شما تأثیر می‌گذارد، باشید. این مهم که شامل فناوری و ایده‌های جدید است، برای پیشرفت شما یک امر ضروری است.بازار هدف خود را تعیین کنید.مشتری‌های شما چه کسانی هستند؟ نیازهای آنها چیست؟ شما باید دقیقا بدانید چه کسی از شما خرید می‌کند و چگونه می‌توانید زندگی آنها را بهتر کنید. به این ترتیب تقاضایی ایجاد می‌کنید که محرک رشد اقتصادی است.رقبای خود را شناسایی کنید.آیا رقبای واقعی خود را شناسایی کرده‌اید؟ آنها فقط شرکت‌ها یا محصولات مشابه نیستند. آنها همچنین شامل هر کار دیگری هستند که مشتری شما می‌تواند انجام دهد تا نیاز خود را برآورده کند. به طور مثال، در سال های قبل روزنامه‌ها فکر می‌کردند رقابت آنها با روزنامه‌های دیگر است. اما امروزه این نکته را فهمیدند که رقیب اصلی آنها فضای اینترنت است.اجرای استراتژی‌هاپس از اجرای تجزیه و تحلیل سریع بازار، کسب و کارها ممکن است استراتژی‌ای را که برای قرار دادن محصولات یا خدمات خود قبل از رقبا استفاده می‌کنند، تدوین و اجرا کنند. به عنوان مثال، یک کسب و کار ممکن است تمایز محصولات خود را بیشتر کند یا محصولات خود را از به طور دیگری وارد چرخه رقابت در بازار کند. برخی از استراتژی‌هایی که یک کسب و کار می‌تواند برای موقعیت بهتر خود برای یک مزیت رقابتی به کار ببرد عبارتند از:استراتژی‌های برندسازیمزایای شبکهمزایای منابعاشاره کردیم که شناخت بازار هدف و امکان دستیابی به یکی از این استراتژی‌ها روش مهمی است که مزیت رقابتی را در پی خواهد داشت. پس کسب و کارها می‌توانند با نظارت و ثبت عملکرد استراتژی‌های خود و همچنین ثبت نتایج برای تجزیه و تحلیل بیشتر و پیشرفت به سمت مزیت رقابتی، فضای کاری خود را بر روی ایجاد یک مزیت در عین در نظر گرفتن تفاوت در بازار و ماندگاری در طول زمان، متمرکز کنند.نظارت بر پیشرفت و عملکردهمانطور که یک کسب و کار در طول زمان فعالیت می‌کند، می‌تواند استراتژی‌های انتخابی خود را که برای ایجاد مزیت رقابتی استفاده می‌کند، مورد تحلیل و نظارت قرار دهد. به عنوان مثال، یک بستر ارتباطی که مزیت رقابتی آن تأثیر شبکه آن است، ممکن است تعداد کاربران جدید ارجاع شده به سرویس را از طریق مشترکان باسابقه کنترل کند. نظارت بر این اطلاعات می‌تواند به طراحان پلتفرم کمک کند تا انگیزه‌های بیشتری برای ثبت نام در خدمات کاربران مانند برنامه‌های ارجاع یا پاداش ایجاد کنند.نظارت بر پیشرفت کلی به سمت مزیت رقابتی می‌تواند به این بستگی داشته باشد که یک کسب و کار چه نوع مزیتی نسبت به رقبا دارد. با این حال، نظارت بر عملکرد و پیشرفت می‌تواند برای ایجاد یک مزیت رقابتی حیاتی باشد.اصل مهم در مزیت رقابتیبرای رسیدن به موفقیت، باید بتوانید سودی را که برای بازار هدف خود فراهم می‌کنید، بهتر از رقبای خود عرضه کنید. این مزیت رقابتی شماست. شما باید این پیام را در هر ارتباط با مشتریان خود تقویت کنید. که شامل تبلیغات، روابط عمومی و نقاط فروش است. حتی اهمیت دادن به ویترین کار و نحوه تعامل کارمندان شما با مشتریان در این امر، ضروری جلوه خواهند کرد.چگونه مزیت رقابتی ایجاد کنیم؟شاید فکر کنید که با توجه به بازار جهانی امروز و نوآوری‌هایی که هر روز بیشتر شاهدش هستیم، دیگر نمی‌شود متفاوت و منحصر به فرد بود. اما اینطور نیست. شما باید رقبا و مشتریان خود را در نظر بگیرید و ببینید چه مزایایی می‌توانید برای آن‌ها بسازید که رقبا آنها را ندارند. برای این کار باید سه عامل زیر را به‌خوبی تحلیل کنید:۱٫ رقباشرکت‌ها و محصولات مشابه خود را به دقت زیر نظر بگیرید؛ ببینید آن‌ها چه کاری را خوب انجام می‌دهند و در چه کاری ضعف دارند که شما می توانید بهتر از آن‌ها انجامش دهید. در مورد محصول، قیمت، خدمات، توزیع و بازاریابی و حتی پیشنهادات فروششان خوب فکر کنید. رقبا چه نکته مثبتی دارند که شما ندارید؟ رقبا چه ضعف‌هایی دارند که شما می‌توانید آنها را در کار خود رفع کنید؟ آیا می‌توانید محصول خلاقانه‌تری تولید کنید؟ قیمت کمتر از رقبا… با کیفیت یکسان چطور؟ شاید هم آن‌ها خدمات پس از فروششان ضعیف باشد و شما بتوانید در این زمینه بدرخشید.بریم بخونیم :  پرسونا چیست؟پس اگر خیلی ساده بخواهیم بگوییم، شما باید در قسمت هایی که رقبا ضعیف عمل می‌کنند، بیشترین وقت را بگذارید تا به نقطه قوت شما تبدیل شوند.نکته: سعی نکنید شبیه رقیب‌های خود بشوید. مثلا اگر سایت رقیب طراحی خلاقانه ای دارد، همان را برای خود کپی نکنید. به جای اینکار سعی کنید، سایت شما با طراحی متفاوت و زیبا، محتوای خوب و استفاده ساده‌تر برای افراد، بهتر از آنها باشد.۲٫ مشتری‌هامزیت رقابتی را نباید فقط بر اساس ضعف رقبا ایجاد کرد. چون در نهایت مشتری‌ها هستند که باید محصول یا خدمت شما را دوست داشته باشند. پس بهتر است ارزش‌هایی که برای مشتری ایجاد می‌کنید را در نظر بگیرید. از خودتان بپرسید: چرا مشتری باید از من خرید کند؟ جواب این سوال به شما کمک می‌کند که فکرهای خود را جمع و جور کنید و بفهمید چه مزیت‌هایی واقعاً در فروش شما تاثیرگذار خواهند بود. هر چه مزایایی که می‌خواهید برای مشتری فراهم کنید برای مشتری با ارزش‌تر باشد، شما به هدفتان نزدیک‌تر می‌شوید.یادتان هست  در قیمت‌گذاری راجع به ارزش محصول در ذهن مشتری صحبت کردیم، ما گفتیم که وقتی مشتری یک محصول یا خدمت را انتخاب می‌کند که بداند ارزشی که دارد از محصول دریافت می‌کند، بیشتر از پولی باشد که پرداخت می‌کند. همین ارزش‌ها می‌شود مزیت رقابتی شما. مثلاً قیمت لپ‌تاپ شما و رقیب یکی است، ولی مشتری ترجیح می‌دهد از شما بخرد. چون علاوه بر یک لپ‌تاپ خوب و با کیفیت، شما از برخورد خوب، خدمات پس از فروش رایگان و ارسال رایگان هم برخوردارید.خب پس لازم است بدانید مشتری‌های شما چه کسانی هستند و چگونه می‌توانید تجربه بهتری را برای آن‌ها رقم بزنید.۳٫ دانش و توانمندی‌گاهی ایجاد کردن مزیت رقابتی به دانش و توانایی‌های زیادی نیاز دارد؛ به خصوص اگر بخواهید کاری را انجام دهید که جدید و غیرقابل کپی باشد. هیچ شرکتی نتوانسته است شبیه برند اپل شود، چون این شرکت در دانش و تکنولوژی همیشه چند سالی از رقبایش جلوتر است. تمام مزیت‌ها و ارزش‌هایش هم بر پایه همین دانش و حرفه‌ای بودنش ساخته می‌شود.پس برای ساخت مزیت رقابتی، توانمندی‌های خود را هم در نظر بگیرید. چون دانش و نقاط قوت شما مشخص می‌کند که در چه بخشی از کسب و کارتان تمرکز کنید و مزیت رقابتی ایجاد کنید.بیایید یک مثال بزنیم. شما لپ‌تاپی با کیفیت مشابه رقبا تولید می‌کنید و متاسفانه به دلیل ورود دیرتر به بازار، سهم بازار کمتری نسبت به آنها دارید. حالا شما برای حل مساله، تصمیم گرفته‌اید یک پردازنده خاص به لپ‌تاپتان اضافه کنید که سرعت آن را تا ۱۰ برابر بیشتر کند. اما نه تکنولوژی آن را دارید، نه با محصول فعلیتان همخوانی دارد. پس این پردازنده در حد یک آرزو باقی خواهد ماند و اگر بیش از حد درگیر آن شوید، شکست قطعی است.در همان زمانی که شما درگیر پردازنده جدید خود هستید، یک نکته مهم از چشم‌هایتان مخفی مانده است. شما فراموش کردید که یک تیم قوی و مبتکر بازاریابی دارید که می‌تواند به شیوه‌ای خلاقانه محصول شما را به مشتری معرفی کند. برای موفقیت، شما باید تلاش کنید که از این تواناییتان بهره ببرید و محصولتان را بهتر از رقبا معرفی کنید.توانمندی‌های تیم شما هم مزیت رقابتی می‌سازد، هم خودش یک مزیت رقابتی محسوب می‌شود.اکنون شما راز ایجاد مزیت‌های رقابتی (پایدار) را می‌دانید!حالا دیگر می‌دانید چه باید بکنید و چه چیزی ایجاد کنید که هم بهتر از رقبا باشد، هم مشتری دوست داشته باشد و هم با توانمندی‌های شما جور در بیاید.داستان فیسبوک و MySpace در اول مقاله را که یادتان هست. کاری که فیسبوک کرد این بود که ویژگی‌هایی که MySpace نداشت مثل: لینک، امکان درست کردن گروه، بازی، چت زنده و چیزهای دیگری که کاربران را واقعاً شگفت زده میکرد، به شبکه خود اضافه کرد. همه این‌ها بر اساس دانش تیمشان و نیاز مشتری ساخته شد و هنوز که هنوز است این شبکه اجتماعی سرپاست و جزو اولین‌های دنیای مجازی محسوب می‌شود.چند مثال عینی از مزیت رقابتیبرای مثال فروشگاه زنجیره‌ای کوروش هم به‌صورت اینترنتی امکان خرید را می‌دهد و هم اینکه همه روزه کالاهایی با تخفیف فوق‌العاده به فروش می‌رساند و از این طریق دو نسبت به رقبایش برای مشتریان خود مزیت رقابتی ایجاد کرده است.برخی پیج‌های فروشگاهی اینستاگرام تنها چند ساعت پس از سفارش، کالا را به دست مشتریانشان می‌رسانند. تلگرام پیام‌رسانی است که هر بار در به‌روزرسانی‌های جدید خود ویژگی‌های جذابی ارائه می‌کند و باعث شده است تا در دیگر نمونه های مشابه شاهد چنین مزایای رقابتی نباشیم.چرا مزیت رقابتی مهم است؟ اهمیت مزیت رقابتی چیست؟اگر به تازگی تصمیم به راه‌اندازی یک کسب و کار گرفته‌اید، باید نسبت به رقیبانی که از سال‌ها پیش در این زمینه فعالیت داشته‌اند مزیتی داشته باشید تا بتوانید با آنها رقابت کنید. همان طور که وقتی می‌خواهید برای اولین بار در یک مسابقه ورزشی شرکت کنید، نه تنها باید به اندازه رقیبان‌تان، بلکه باید بهتر از آن‌ها باشید تا برنده شوید. در غیر این صورت کسب و کارتان در بدو تأسیس، منحل خواهد شد.مردم در حال حاضر از شرکت‌های موجود –که همان رقبای شما هستند- خرید می‌کنند. برای آنکه بتوانید مشتریان آن‌ها را از آنِ خود کنید و در کسب و کار نوپایتان موفق باشید، باید رفتار مصرف کنندگان را تغییر دهید و آن‌ها را به خرید محصولات خود ترغیب کنید.از نظر محصولات ممکن است نتوانید نوآوری داشته باشید و باید همان محصولاتی را بفروشید که بقیه می‌فروشند یا همان خدماتی را ارائه دهید که بقیه ارائه می‌دهند؛ پس باید به فکر ایجاد مزیتی بیافتید که رقبای شما از ارائه آن عاجزند.بنابراین برای جذب مشتریان به سمت خود و در دست گرفتن بازار، نیاز به یک مزیت رقابتی دارید؛ در غیر این صورت، مشتریان به سمت رقیبانتان جذب خواهند شد و درآمدتان کاهش میابد.بریم بخونیم :  استراتژی کارآفرینی چیست؟چگونه مزیت رقابتی ایجاد کنیم و از رقبا سبقت بگیریم؟با وجود آنکه در دنیای امروز رقابت شدید شده اما هنوز هم می‌توان در ارائه خدمات و کالاها کارهای منحصر به فردی انجام داد. به هر حال شما باید مزیت‌هایی را که رقبایتان ارائه می‌دهند ارزیابی کنید سپس اقدام به ارائه مزیت‌هایی نمایید که آن‌ها به مشتریان خود ارائه نمی‌دهند.برای این منظور نیاز به تحلیل سه عامل زیر است:تحلیل رقباعملکرد رقبا را با دقت دنبال کنید. ببینید چه خدماتی ارائه می‌دهند و کدام خدمات مهم را در لیست کار خدمات خود ندارند. ببینید رقیبانتان چه ضعف‌هایی دارند و سعی کنید آن ضعف‌ها را در کسب و کار خود جبران کنید. در واقع باید نقاط ضعف رقیبانتان را به نقاط قوت خود تبدیل کنید.به هیچ وجه کپی ضعیف رقیبتان نباشید. سعی کنید وب‌سایتی زیبا با یک طراحی متفاوت داشته باشید و متفاوت از رقیبتان جلوه کنید.تحلیل مشتریمشتری‌ها را فراموش نکنید. در نهایت آن‌ها هستند که بابت کالا و خدمات شما پول می‌پردازند. ارزش‌هایی برای آن‌ها در نظر بگیرید. ارزش‌هایی بیشتر با قیمت پایین‌تر. برای مثال در نظر بگیرید شما و رقیبتان هر دو خدمات حمل و نقل بین‌المللی کالا ارائه می‌دهید، اگر قیمت حمل هردوی شما یکسان باشد مشتری با در نظر گرفتن خدمات پس از فروشتان انتخاب خواهد کرد.بنابراین بهتر است نیازهای مشتریان را بشناسید، بدانید که مشتریان شما چه کسانی هستند و بر اساس آن اقدام به رفع نیازهای آنان نمایید.کسب دانشبهتر است برای اینکه بتوانید متفاوت از رقیب‌هایتان باشید بر دانش و توانمندی تیم کسب و کار خود تکیه کنید. برای مثال برند گوگل سال‌هاست که تکنولوژی‌های جدید و به‌روز در دستور کار خود دارد و از این بابت دست‌نیافتنی شده است.توانمندی و دانش شما می‌تواند برای شما مزیت رقابتی به ارمغان بیاورد و خودش نیز یک مزیت نسبی برای کسب و کار شما باشد. برای مثال اگر تیمی متخصص در امر فروش داشته باشید بهتر می‌توانید نسبت به سایر رقبا محصولات خود را به فروش برسانید. حتی اگر توانمندی‌های محصولات شما در حد رقیبتان باشد.چند استراتژی برای ایجاد مزیت رقابتیسه استراتژی برای ایجاد مزیت رقابتی وجود دارد:مدیریت هزینهتمایز (متفاوت بودن)تمرکز (تمرکز هزینه و تمرکز تنوع)که در ادامه به توضیح هر یک می‌پردازیم:مدیریت هزینهدر استراتژی مدیریت هزینه، هدف این است که محصولات را با کمترین قیمت ممکن عرضه کنیم. به این منظور، قبل از آن محصولات باید با کمترین هزینه‌های ممکن تولید شوند.یکی از روش‌های کاهش هزینه‌های تولید، تولید محصول در مقیاس بزرگ است. چنانچه شرکتی بتواند محصولات را در مقیاس بزرگ تولید کرده و آن‌ها را با قیمتی پایین‌تر از رقبا به فروش برساند موفق به اجرای استراتژی مدیریت هزینه‌ها شده و در نتیجه می‌تواند از این مزیت سود ببرد.تمایزدر استراتژی تمایز، محصولات یا خدمات یک شرکت متفاوت از رقبای آن هستند. به این منظور می‌توان محصولات/خدمات با کیفیت بالا یا تازه و جدید به دست مشتریان رساند.اگر شرکتی بتواند استراتژی تمایز را با موفقیت پیاده کند، می‌تواند قیمت کالا یا خدماتش را نسبت به رقبا اندکی بالاتر ببرد.تمرکزدر استراتژی تمرکز، شرکت تمرکزش را بر فروش محصولات یا خدمات به یک بازار کوچک‌تر می‌گذارد. این استراتژی در صورتی موفقیت‌آمیز خواهد بود که مشتریان نیازها و خواسته‌های متفاوتی داشته باشند و شرکت نیز بتواند محصولات/خدماتی متناسب با این مشتریان فراهم کند.استراتژی تمرکز دو نوع دارد:تمرکز بر قیمت: تولید محصولاتی با قیمت پایین‌تر برای یک بازار کوچک‌ترتمرکز بر تمایز: تمایز خدمات/محصولات در یک بازار کوچک‌تراین مطلب و خوندی ؟ کارآفرینی سازمانی۷ استراتژی برای ایجاد مزیت رقابتی۱.استراتژی رهبری هزینهشرکت‌ها می‌توانند با ارائه قیممت‌های جذاب خود را در رآُس رقبایشان قرار دهند. وال مارت و آمازون دو شرکت هستند که با استفاده از این استراتژی از دیگران پیشی گرفتند. با اینکه این استراتژی برای شرکت‌ها تاثیر گذار است، قیمت پایین به ندرت روشی مطلوب برای همه افراد است.۲.استراتژی تنوعبدون شک برندسازی یکی از وسیع‌ترین روش‌ها برای تشخیص یک شرکت از دیگری است. با استفاده از این متد یک برند مانند نایک یا رولکس به طور اتوماتیک وضعیتی متفاوت از سایر برندهای کفش و ساعت را می‌پذیرند. مدیرانی که می‌خواهند از این روش استفاده کنند باید تلاش کنند تا یک نیروی اصلی یا با استعداد پیدا کنند تا آن‌ها را از سایر برندها جدا کند. سپس ارزش این مهارت و توانایی منحصر به فرد را از طریق افزایش آگاهی  به شرکت منتقل کند.۳.استراتژی نوآورانهشرکت‌ها ممکن است با انجام کارهای از طریق راه‌های جدید و متفاوت از رقبای خود پیشی بگیرند. به عنوان مثال Insightec راهی برای از بین بردن تومورهای مغزی و سرطان‌های دیگر بدون برش به بدن ایجاد کرده است. بدیهی است که با کاهش درد، ریسک و زمان بازیابی آن‌ها نسبت به جراحی‌های سنتی برتری بدست آوردند. اگر ایده شما بتواند به طور پیوسته روش‌های نوآورانه‌ای را به مردم ارائه دهد رقابت با شما سخت خواهد شد.بریم بخونیم :  اهمیت توسعه محصول چیست ؟۴.استراتژی اثربخشی عملیاتیبعضی از شرکت‌ها فقط کارهایی را می‌توانند از بقیه بهتر انجام دهند انتخاب می‌کنند. شرکت FedEx با استراتژی نوآورانه شروع کرد اما با ادامه دادن این روند همچنان رهبری خود را ادامه داد حتی پس از ایجاد چندین شرکت حمل و نقل دیگر. این روند بسیار خوبی است و برای افراد ممکن است به معنای ایجاد سیستم‌های عملیاتی با روش‌های جدید برای تجزیه و تحلیل داده‌ها باشد. هنگامی که شما کارهایی را انجام می‌دهید که بسیار عالی است، مزیت رقابتی بیشتری نسبت به کسانی که این کار را در دراز مدت انجام می‌دهند پیدا می‌کنید.۵.استراتژی رقابتی مبتنی بر فناوریاز زمانیکه هنری فورد با خط مونتاژ انقلابی را در صنعت خودرو ایجاد کرد شرکت‌ها با استفاده از فناوری جدید یا تکنولوژی جدید به دنبال یک مزیت رقابتی بودند. کامپیوترها و برنامه‌های کاربردی می‌توانند به شرکت‌ها در ایجاد این مزیت رقابتی کمک کنند. کارکنان شرکت‌هایی که تکنولوژی‌های جدید استفاده می‌کنند آموزش می‌بینند تا به این تکنولوژی‌ها مسلط شوند.۶.انطباق مزیت رقابتیهمانطور که بازارها اقتصادها و عوامل دیگر محیط به طور غیر قابل پیشبینی تغییر می‌کند شرکت‌هایی که می‌توانند خود را با این تغییرات انطباق دهند مزایای متمایزی از سایر رقبا خواهند داشت. به طور معمول این شرکت‌ها کوچکتر یا مرسوم هستند، با این حال حتی اپل که در حال حاضر شرکت موفقی است همگام با این تغییرات خود را انطباق می‌دهد. مدیران می‌توانند با سازگاری و پذیرفتن این تغییرات به قدرت اصلی خود برسند. آن‌ها همچنین می‌توانند مهارت‌های جدید بیشتری به نیروها و کارکنان خود بیاموزند.۷.مزیت اطلاعاتتقریبا تمام استراتژی‌های دیگر از اطلاعات عالی استفاده می‌کنند. مزیت رقابتی همچنین می‌تواند با کسب مهارت‌های مورد نیاز برای برتری بر رقبا نیز تعریف شود. اکثر شرکت‌هایی که این مزیت را دارند دانش و اطلاعات خوبی دارند. شرکت‌های موفق به دنبال آخرین فناوری‌ها، استراتژی‎ها و داده ها می‌باشند.چند مثال برای مزایای رقابتی۱.مزیت رقابتی تسلاتسلا یک مثال جالب درمورد مزیت رقابتی است، زیرا آن‌ها یک شرکت خودروی لوکس و پیشرفته هستند. آن‌ها در حال حاضر در برخی موارد هیچ رقیب مستقیمی ندارند. با این حال تسلا خود را طوری تنظیم کرده است که وقتی رقبای مستقیم برای او پیدا شود به راحتی می‌تواند مزیت رقابتی خود را حفظ کند. تسلا بخش عمده‌ای از منابع خود را برروی تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری می‌کند. آن‌ها به طور دائمی به آینده حمل و نقل شخصی نگاه می‌کنند و دائما در حال تلاش برای پیدا کردن راه حل‌های جدید برای کنار گذاشتن اجتناب‌ناپذیر نفت به عنوان منبع اولیه انرژی در جهان هستند و همچنین محصولات خود را برای افزایش اتوماسیون به روز می‌کنند.تسلا در حال حاضر با استحکام بخشیدن به نیازهای یک بازار لوکس یک استراتژی متمرکز را در اختیار دارد. تلاش‌ها آن‌ها برای توسعه محصولات، قطعا ارائه حمل و نقل شخصی در مقیاس جهانی را هدف گرفته است که از جمله آن‌ها می‌توان ارائه محصولات ارزان‌تر مانند مدل ۳ را نام برد. این کار تنها موقعیت بازار مطلوب تسلا را در مقابل رقبای مستقیم به وجود آمده بهتر خواهد کرد.۲.مزیت رقابتی اپلمزیت رقابتی برای شرکت اپل بسیار ضروری است. آن‌ها دارای یک برند قوی و طراحی بصری هستند که این شرکت را از دیگر شرکت‌های فناوری متمایز می‌کند و مشتریان را به وفاداری به این نام تجاری سوق می‌دهد. اپل با طراحی‌های نوآورانه برای مدت طولانی روی مشتریان و رقبای خود تاثیر متمایز گذاشت. در حقیقت اکثر رقبای اپل در حال حاضر محصولاتی مشابه محصولات این شرکت ارائه می‌دهند.اپل نیز همانند تسلا حجم بالایی از سرمایه خود را برای تحقیق و توسعه محصولات جدید ارائه کرد. با اینکه آن‌ها محصولات مشابهی با برخی رقبای خود تولید می‌کنند، محصولات آنان به دقت طراحی شده تا بهترین تجربه را به مصرف‌کننده ارائه دهد. این استفاده موثر از استراتژی تمایز به آن‌ها این امکان را می‌دهد که محصولات خود را با قیمت بالاتری از رقبای خود به فروش برسانند بدون اینکه سهم بازار یا سود خالص آن‌ها به خطر بیفتد.۳.گوگلگوگل نیز از مزیت رقابتی بودن موتورهای جستجو در اینترنت لذت می‌برد. این شرکت به دلیل اندازه، نوآوری، موقعیت بازار و تاثیر شبکه توانست از دیگر رقبای خود متمایز شود.۴.فیس‌بوکفیس‌بوک با وجود بزرگترین رقیب خود یعنی گوگل پلاس، مطمئنا از مزایای رقابتی نسبت به رقبای خود برخوردار است. یکی از بزرگترین دلایل این مزیت رقابتی تاثیر شبکه است، اما دلایل دیگری که منجر به این موفقیت شده است نوآوری ثابت مدل تجاری تبلیغاتی و محتوای شخصی می‌باشد.۵.لینکدینلینکدین یک شبکه اجتماعی معمولی نیست. مزیت آن تمرکز بر متخصصان کسب‌وکار است که این یک مزیت رقابتی در میان سایر شبکه‌های اجتماعی است.ترفندهای ایجاد مزیت رقابتی پایدارقبل از اینکه به نحوه ایجاد مزیت رقابتی برای شرکتتان فکر کنید؛ باید به این بی اندیشید که مشتریانتان چه کسانی هستند. قرار است محصولات/خدماتتان را به چه کسانی بفروشید؟ ویژگی‌هایشان را بنویسید و مزیتی ایجاد کنید که متناسب با نیازها و خواسته‌های این دسته افراد باشد.بعد از تعریف پرسونای مشتری (اطلاعات مشتریان بالقوه) وقت آن است که مزیت رقابتی شرکتتان را پیدا کنید یا مزیت‌های رقابتی جدیدی به مزیت‌های قبلی بی افزایید. به این منظور می‌توانید از ترفندهای زیر استفاده کنید:یک بررسی رقابتی انجام دهیدبررسی رقابتی شامل دو مرحله است:کشف روش‌های بازاریابی که رقبایتان استفاده می‌کنند:آیا رقیبانتان از بازاریابی محتوا استفاده می‌کنند؟آیا از گوگل ادوردز استفاده می‌کنند؟در کدام شبکه‌های اجتماعی فعالیت دارند؟هر چند وقت یک بار در شبکه‌های اجتماعی پست می‌گذارند و چه نتیجه‌ای تا کنون به دست آورده‌اند؟در کل ۴۰ ترفند بازاریابی وجود دارد. بهتر است در مورد همه آن‌ها تحقیق کنید و ببینید کدامشان می‌توانند موقعیت مناسبی برای شما به وجود بیاورند. معمولاً با بررسی شش تا از رقیبانتان می‌توانید بهترین ترفندهای بازاریابی مناسب با کسب و کار خود را پیدا کنید.کشف تفاوت‌ها و شباهت‌های میان محصولات/خدمات:سپس محصولات یا خدماتشان را ارزیابی کنید و شباهت‌ها و تفاوت‌های آن با محصولات و خدمات خودتان را بسنجید. تفاوت‌ها را بررسی کنید و در صورت لزوم تغییراتی اعمال کنید. شاید هم نیازی به تغییر نباشد! برای اینکه از درستی تصمیم خود مطمئن شوید از خودتان بپرسید تغییر دادن یا ندادن شرایط چه سودی به شرکت می‌رساند؟با مشتریانتان صحبت کنیدبه این منظور از دو روش کمک بگیرید: نظرسنجی آنلاین و مصاحبه حضوری.بهتر است مصاحبه حضوری توسط فردی انجام شود که فقط به این منظور استخدام شده باشد تا اطلاعات به دست آمده کاملاً بی‌طرف و منصفانه باشند. بازخورد مشتریان بسیار باارزش است. در مورد مسائل زیر از مشتریانتان سؤال کنید:یک شرکت ایده آل چه خدماتی ارائه می‌دهد؟کدام قسمت از کارهای شرکت شما را بیشتر دوست دارند و کدام بخش‌ها نیاز به بهبود دارند؟ببینید آیا مشتریان پیام و موقعیت شرکتتان را درک کرده‌اند.به پاسخ‌های مشتریانتان دقت کنید؛ چون ممکن است مزیت‌های رقابتی خوبی را در میان صحبت‌هایشان به شما پیشنهاد دهند که از عهده انجام آن برآیید.با مشتریان آینده‌تان صحبت کنیدبا مشتری‌های ایده‌آل خود صحبت کنید. به این منظور می‌توانید در نمایشگاه‌های مربوط به صنعت خود شرکت کنید و با بازدیدکنندگان نمایشگاه وارد بحث شوید و از آن‌ها بازخورد بگیرید. در وب‌سایت یا شبکه‌های اجتماعی‌تان نظرسنجی برگزار کنید.همان سؤالاتی را که از مشتریان فعلی‌تان پرسیدید از مشتریان آینده‌تان نیز بپرسید اما فراموش نکنید این سؤال را نیز بپرسید که چرا شرکت فعلی را برای خرید انتخاب کرده‌اند.پاسخ‌هایی که دریافت می‌کنید به شما در پیدا کردن مزیت رقابتی مناسب شرکتتان کمک خواهد کرد. البته به خاطر داشته باشید که پاسخ‌های مشتری‌های فعلی‌تان را باید در اولویت قرار دهید.موقعیت‌های موجود برای بهتر کردن یا توسعه مزیت رقابتی شرکتتان را ارزیابی کنیداگر مراحل قبلی را انجام داده‌اید، اکنون می‌توانید به کمک داده‌های به دست آمده مشکلاتی را که مشتریان ایده آلتان با آن مواجه‌اند پیدا کرده و راه‌حل‌هایی برای آن‌ها بیابید.سپس تاکتیک‌های بازاریابی‌تان را بررسی کرده و ببینید در کجا می‌توانید روش‌های جدیدی که پیش‌گرفته‌اید را با مشتریان در میان بگذارید.برای آخرین بار مراحل را مرور کنید، ببینید آیا راه حلی که در نظر گرفته‌اید واقعاً مشکل را حل خواهد کرد و مزیتی برای شرکت شما نسبت به رقبا ایجاد می‌کند؟ آیا این مزیت به نفع مشتریانتان نیز هست؟مزیت رقابتی جدیدتان را به اطلاع همه برسانیداین مرحله از آنچه به نظر می‌رسد دشوارتر است و البته بسیار هم اهمیت دارد. قبل از انجام این مرحله اطمینان حاصل کنید که برنامه‌هایتان از هر نظر اثبات شده و قابل اجرا هستند.سپس از طریق وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی و نمایشگاه‌ها و ایونت‌ها اخبار جدید را به اطلاع مشتریانتان برسانید.بریم بخونیم :  آموزش مدیریت زنجیره تامینانواع مزیت رقابتی کدام است؟باتوجه به مبانی نظری موضوع و پویایی های واقعی و عینی رقابت می توان مزیت رقابتی را به پنج نوع کلی زیر تقسیم بندی کرد:مزیت ساده در مقابل مزیت مرکبمزیت موقتی در مقابل مزیت پایدارمزیت مشهود در مقابل مزیت نامشهودمزیت متجانس در مقابل مزیت نامتجانسمزیت موقعیتی در مقابل مزیت جنبشی (پویا)در ادامه هر کدام از انواع مزیت ها به اجمال تشریح مـی گردد:مزیت رقابتی موقتی و مزیت رقابتی پایدار چیست؟مزیت رقابتی از هرنوع که باشد می تواند از حیث عملکرد رقابتی به صورت پایدار یا موقتی باشد. مزیت موقتی اشاره به مزیتی دارد که کوتاه مدت و انتقالی است. به عنوان مثال، سیستم رزرو رایانه ای هوشمند «آمریکن ایرلاینز» در زمان معرفی از حیث بهره برداری از ظرفیت و دسترسی سریع به مشتریان و سایر جنبه های عملیاتی، مزیتی را برای شرکت ایجاد کرد.به طور کلی می توان گفت که مزیت رقابتی پایدار از ویژگی هایی نظیر بادوام بودن، قابلیت پدافندی بالا، تحمل پذیری مناسب، دارای قابلیت مدارا، قابلیت زیستی بالا، قابلیت حمایتی و پشتیبانی زیاد، قابلیت پذیرش بالا، قدرت توجیه پذیری و اقناع سازی مناسب و توان مذاکره ای قابل ملاحظه برخوردار است که البته متناسب با شدت و قدرت پایداری مزیت رقابتی همه یا بعضی از ویژگی های فوق در آن وجود خواهد داشت. به عنوان مثال، اگر سازمان در مقابل رقبا مجبور به حفاظت از ارزشهای خود باشد، در این صورت واژه پایداری بیشتر با تحمل پذیری و قابلیت پدافندی سازگارتر است، یا چنانچه مزیت رقابتی سازمان به گونه ای باشد که او را قادر به طراحی و اجرای استراتژی های تهاجمی در عرصه های مختلف بازار کند، واژه پایداری مزیت رقابتی بیشتر در گرو قابلیت تهاجمی آن خواهد بود.یکی از صاحب نظران به نام گرنت، قابلیت پایداری مزیت رقابتی را با ابعاد طولانـی بودن، تحرک و انعکاسی بودن در نظر می گیرد.طولانی بودن برحسب توانایی رقبا در تقلید یا به دست آوردن منابع ایجادکننده مزیت رقابتی بیان می شود و گویای این مطلب است که مزیت رقابتی پایدار اساساً با تعداد زیادی مجموعه فرعی مرتبط بوده و دارای ماهیت پویا است.هرکدام از ابعاد پایداری مزیت رقابتی به ماهیت وظیفه استراتژیک در سطوح مختلف سازمان بستگی دارد و به همین دلیل قابلیت پایداری به جای مفهوم ایستا به عنوان یک فرایند پویا درنظر گرفته می شود و لذا می توان گفت که مزیت رقابتی پایدار یک مقصد با فاصله معین نیست بلکه یک سفر بی انتها است که بستگی به توانایی مسافر و اهداف وی ادامه می یابد. بااین مفهوم باید گفت که مزیت رقابتی پایدار مثل فردا است که نزدیک است اما هرگز نمی آید و این به خاطر ماهیت پویای محیط و تغییرات سریع در خواسته ها و انتظارات بازار و نیز تغییر الگوی رفتاری رقبا و همچنین ماهیت پیچیده خود مزیت رقابتی است.بریم بخونیم :  چرخه عمر کسب و کار چیست ؟نکته حائز اهمیت دیگر اینکه، بین مزیت رقابتی موقتی و مزیت رقابتی پایدار رابطه وجود دارد به نحوی که بعضی مواقع مزیت رقابتی پایدار از مجموع یک سری از مزیت های رقابتی موقتی حاصل می شود. به عنوان مثال در صنعت رایانه تسلط شرکت اینتل در بازار رایانه ارزان به وسیله خلق مجموعه ای از مزیت های موقتی حاصل شده است که در ادامه نیز مزیت جدیدی را خلق و براساس آن محصول جدیدی را به بازار عرضه میکند و در نتیجه آن رقبایی که درصدد تقلید و کپی برداری هستند مجبورند برای دستیابی به مزیت جدید فعالیت جدیدی را شروع کنند و این راز تداوم مزیت رقابتی اینتل در صنعت فرارقابتی رایانه طی دو دهه اخیربوده است.مزیت رقابتی ساده و مزیت رقابتی مرکب چیست؟مزیت رقابتی از حیث عملکرد می تواند به تنهایی عمل کرده یا به صورت ترکیبی از مزیت های چندگانه به عنوان یک کلیت ادغامی و در تعامل با یکدیگر کار کند که در حالت اول مزیت رقابتی از نوع ساده و در حالت دوم از نوع ترکیبی یا مرکب است. بدیهی است که مزیت ترکیبی از حیث رتبه، نسبت به مزیت ساده جایگاه بالاتر و تعیین کننده تری دارد.وقتی که مزیت های ترکیبی، اساساً از دانش و قابلیت های شرکت ناشی می شوند معمولاً از نوع مزیت های جنبشی و پویا هستند. چنین مزیت های ترکیبی می توانند از قابلیت برتر تحرک زایی و هماهنگی کاراتر داراییها و مهارت های متفاوت برای ایجاد مزیت رقابتی در تمایز، محصولات و خدمات کیفی، هزینه پایین، پاسخ سریع به بازار و نیز نوآوری مستمر ناشی شوند. به عنوان مثال، توانایی کانُن در پردازش تصویر و ارتقای قابلیت های تولید و بازاریابی ناشی از تجهیز شایستگی های چندگانه باعث شده است که شرکت با کسب مزیت رقابتی، دامنه وسیعی از محصولات نوآور را با کیفیت بالا و کارایی زیاد و هزینه پایین به بازار عرضه کند.تعریف مزیت رقابتی موقعیتی در مقابل مزیت رقابتی جنبشی (پویا) چیست؟مزیت های موقعیتی از ویژگیها و موجودیهای شرکت ایجاد می شود که عوامل ایجادکننده این نوع مزیتها معمولاً ایستا بوده و براساس مالکیت منابع و دارائیها و یا براساس دسترسی هستند. بـه عنوان مثال در بازار سس مایونز کشور، موقعیت محصولات شرکت مهرام نسبت به سایر رقبا به خاطر قدرت اقناع سازی مشتری است که نتیجه آن تسهیل فروش محصولات شرکت است. یا به عنوان مثال دیگر می توان به فضای قفسه اشاره کرد که در بازار محصولات خرده فروشی، محصولات بعضی از شرکتها در مقایسه با محصولات رقبا، فضای قفسه فروشگاههای خرده فروشی را بیشتر اشغال می کنند که نتیجه آن دسترسی مطلوبتر به مشتریان است.مزیت های رقابتی جنبشی (پویا) اساس کارایی و اثربخشی شرکتها در بازار است زیرا این نوع مزایا باعث میشود که شرکتها فعالیتهای کسب و کار خود را کاراتر و اثربخـش تر از رقبا انجام دهند که معمولاً برمبنای دانش و قابلیتهای سازمان استوار است.تعریف مزیت رقابتی متجانس و مزیت رقابتی نامتجانس چیست؟مزیت های موقعیتی و مزیت های پویا می توانند متجانس یا غیر متجانس باشند. وقتی که شرکت و رقبایش اساساً با استفاده از مهارت ها و قابلیت های متجانس و مشابه به روش یکسان رقابت می کنند، در این صورت، مزیت رقابتی از انجام فعالیت های مشابه به صورت بهتر حاصل می شود. به بیان دیگر وقتی مزیت رقابتی شرکتها از منابع و روشهای مشابهی حاصل می شود در این صورت شرکت هایی به مزیت رقابتی بادوام دست خواهند یافت که به صورت کاراتر و اثربخش تر منابع را به کار گرفته و روشها را اجرا کنند زیرا در این صورت شرکتها بدون اینکه فرصت متمایزبودن در بازی مشابه را داشته باشند مجبور به ایفای نقش هستند و لذا تنها تعیین کننده مزیت رقابتی، دوام کارایی عملیاتی است.در این رابطه و در ارتباط با مباحث استراتژیک گفتنی است که اینگونه مزیت ها نمی توانند استراتژیک باشند زیرا انجام برخی امور به صورت متمایز و نه انجام امور مشابه به صورت بهتر یکی از ضرورت های اساسی استراتژی است. البته این مطلب اهمیت مزیت های متجانس برای عملکرد برتر یک بنگاه اقتصادی را با چالش جدی مواجه نمی کند.مزیت رقابتی مشهود و مزیت رقابتی نامشهود چیست؟مزیت رقابتی مشهود آن نوع مزیتی است که منشاء آن منابع مشهود بوده که به صورت داده فیزیکی مانند ماشین آلات، تجهیزات و… می توان آن را مشاهده کرد. مزایای مشهود معمولاً ناشی از تعهد شرکت به مقدار زیادی منابع در عرصه های خاص است که به راحتی قابل تغییر نیست که از آن جمله می توان به سرمایه گذاری سنگین در ماشین آلات اشاره کرد.در مقابل، مزیت نامشهود آن نوع مزیتی است که امکان مشاهده آن در شکل فیزیکی به راحتی مقدور نیست. این نوع مزیت ها معمولاً پشت عوامل مشخصی پنهان است. این نوع مزیت می تواند ناشی از رازهای تجاری شهرت، یادگیری و شیوه یادگیری و دانستن کارکنان، فرهنگ سازمانی و… باشد. به عنوان مثال، مزیت رقابتی « ام تری» ناشی از فرهنگ سازمانی مبتنی بر نوآوری بازار محور آن است که آن شرکت را قادر می سازد که در هر سال بخش قابل ملاحظه ای از فروش خود را از محل محصولات نوآور به دست آورد، ضمن اینکه سیاست شرکت مبنی بر اینکه مهندسان بتوانند ۱۵ درصد وقت اداری خود را روی پروژه های خود صرف کنند تا حدود زیادی به نوآوری محصولات شرکت کمک کرده است.بریم بخونیم :  چگونه مشتری جدید جذب کنیم ؟به طور کلی می توان گفت که هرچقدر، مزیت های رقابتی سازمان مبتنی بر مزیت های نامشهود باشد، امکان تقلید آن مشکل تر و زمان برتر خواهد بود. ضمن اینکه، جابجایی و جذب مزیت نامشهود بسیار مشکل تر از مزیت مشهود است زیرا به احتمال زیاد مزیت نامشهود از خصایص، مشخصات و قابلیت های سازمان مشتق میشوند که از نظر علّی مبهم و از نظر اجتماعی پیچیده هستند.در واقع مزیت های مشهود از منابع فیزیکی و قابل مشاهده سازمان ناشی می شود، ولی مزیت های نامشهود از قابلیت های سازمان منتج می گردد که ناشی از شیوه های برنامه ریزی، سبک های مدیریتی، فرایندها، ساختار و سیستم های سازمانی، چگونگی یادگیری، روش های هماهنگی و نیز کارهای تیمی است و به همین علت هم هست که تقلیدپذیری آن مشکل خواهد بود.  برای اینکه هرکدام از مقولات فوق یا ترکیبی از آنها کارکرد اثربخش داشته باشند مستلزم الزامات سازگار و مناسب هستند که فراهم آوری آن برای سازمانهای رقیب مشکل است.مزیت رقابتی نسبی و مزیت رقابتی مطلق چیست؟علاوه بر تقسیم بندی پنجگانه فـوق، مـی توان مزیت رقابتی نسبی در مقابل مزیت رقابتی مطلق و مزیت رقابتی مستقیم در مقابل مزیت رقابتی غیرمستقیم را نیز به تقسیم بندی مذکور اضافه کرد. در یک مقیاس مقایسه ای چنانچه مزیت سازمان نسبت به رقبا در تفاوت های کوچک باشد مزیت از نوع نسبی است، ولی در صورتی که مزیت سازمان نسبت به رقبا، مسلط و تعیین کننده موقعیت بازار باشد مزیت از نوع مطلق است. در این راستا مزیت مستقیم به آن نوع مزیتی اطلاق می شود که به صورت مستقیم در ایجاد ارزش های رقابتی سازمان تاثیر می گذارد. در حالی که مزیت غیرمستقیم بااستفاده از عوامل واسطه ای نقش خود را ایفا می کند.رابطه رانت اقتصادی و مزیت رقابتی چیست؟مفهوم مزیت رقابتی پیوند تنگاتنگی با مفهوم رانت اقتصادی دارد. اقتصاددانان فرض می کنند که در بلند مدت، میانگین سود اقتصادی (سود پس از پرداخت به همه عوامل تولید) شرکت ها در بازارهای رقابتی معادل صفر خواهد بود. شرکت هایی که می توانند بالاتر از متوسط سودهای اقتصادی بلندمدت کسب کنند، گفته می شود که از رانت اقتصادی برخوردارند. منطق پس زمینه رانت های اقتصادی و مزیت رقابتی الزاما یکسان است – شرکت ها از طریق تصاحب و بهره گیری از مجموعه ای از منابع و توانایی ها که به آن ها اجازه عملکرد برتر از رقبا را می دهند، از رانت های اقتصادی و مزیت رقابتی برخوردار می شوند.عملکرد شرکت اغلب معادل عملکرد مالی در نظر گرفته می شود، ولی عملکرد ممکن است از راه های بسیاری و در ابعاد کاملا متفاوتی ارزیابی شود. عملکرد مالی به یقین یک شیوه کلیدی برای ارزیابی عملکرد کسب و کارها است، ولی شرکت ها را می توان از طریق سرعت رشد آن ها و به دست آوردن یا از دست دادن سهم بازار در قبال رقبایشان نیز ارزیابی کرد. اینکه شرکت ها برای نوآور بودن شناخته شده باشند یا برای ارائه محصولات یا خدمات با کیفیت بالا نیز از جمله ابعاد عملکرد هستند. به دلیل ارتباط مهم بین عملکرد شرکت و برآوردهای مزیت رقابتی، پیوستی که در ادامه این سری از مقالات آمده، مروری بر بسیاری از راه های برآورد و ارزیابی عملکرد شرکت ها را فراهم می سازد.نکته اصلی که می خواهیم بر آن تاکید کنیم این است که عملکرد مفهوم چند بعدی است، و به هنگام ارزیابی برای پی بردن به وجود مزیت رقابتی در یک شرکت، لازم است که انواع مختلفی از سنجه های عملکرد را در نظر بگیریم. بهترین نشانگر وجود مزیت رقابتی در یک شرکت می تواند عملکرد بالا بر اساس ابعاد کاملا متفاوت سنجش عملکرد در طی چندین سال باشد.آیا یک شرکت باید نسبت به یکایک رقبای خود در هر ربع سال یا در هر سال عملکرد برتری داشته باشد تا بتواند ادعا نماید که مزیت رقابتی دارد؟ احتمالا هیج اجماعی در میان افراد حرفه ای کسب و کار و پژوهشگران دانشگاهی در مورد این نکته وجود ندارد. در حالی که عملکرد برتر از رقبا در هر سال در هر یک از ابعاد قابل تصور عملکرد تعریفی کاملا روشن از مزیت رقابتی به دست خواهد داد، واقعیت این است که، حتی در صورت وجود، شرکت های بسیار اندکی خواهند بود که اگر این معیارها الزامی می شدند هرگز قادر به ادعای برخورداری از مزیت رقابتی بودند. حتی قوی ترین شرکت ها نیز یک یا دو سال بد یا حتی دوره ای از افت شدید را تجربه خواهند کرد.وی در صورت امکان، صرفا شمار اندکی از شرکت ها قادر به از سر گذراندن رکود شدید اخیر (۲۰۱۰-۲۰۰۸) بدون هیچ تأثیری بر فروش یا سود خود بوده اند. از سوی دیگر، شرکت های فراوانی نیز بوده اند که در برخورداری از مزیت رقابتی و بقا به عنوان رهبران بازار برای سال ها یا حتی دهه ها موفق بوده اند. از این رو، به هنگام ارزیابی برخورداری یک شرکت از یک مزیت رقابتی با استفاده از معیارهای کمتر محدود کننده، به دنبال عملکرد قوی از سوی شرکت و عملکرد برتر نسبت به بیشتر رقبای آن در بیشتر سال ها خواهیم بود تا بتوان ادعا کرد آن شرکت از مزیت رقابتی برخوردار است.بریم بخونیم :  چرا بازاریابی محتوایی مهم است؟اهمیت منابع و توانایی های خاص شرکت در خلق مزیت رقابتیهدف مدیریت استراتژیک توسعه مزیت رقابتی پایدار است. با فرض تعریف ما از استراتژی به عنوان «الگویی شکل گرفته در جریانی از تصمیمات»، تمرکز ما بر الگوهایی از تصمیمات خواهد بود که در توسعه مزیت رقابتی و عملکرد بالای پایدار سهیم اند. استراتژی ها مستقیما بر عملکرد شرکت تأثیر نمی گذارند، بلکه استراتژی ها عملکرد را از طریق توسعه منابع و توانایی های مختص به شرکت تحت تأثیر قرار می دهند که می توانند منجر به مزیت رقابتی و عملکرد بالا شوند. این مقاله چگونگی ارتباط تفکر و تصمیم گیری مدیریتی را با توسعه منابع و توانایی های انحصاری شرکت در نظر می گیرد، از جمله تعریف و تعیین جایگاه در بازار برای کسب و کار، استراتژی های سطوح کسب و کار و شرکت، و ساختارهایی که منتهی به مزیت رقابتی پایدار می شوند.تنها در چند دهه اخیر بوده است که مدیریت استراتژیک شروع به اذعان و درک صریح تأثیری کرده است که عوامل و توانایی های مختص به شرکت می توانند بر عملکرد شرکت داشته باشند. مطالعات اولیه، از جمله مطالعاتی در صنعت مالت، نشان دادند که شرکت هایی از یک صنعت یکسان و با استراتژی هایی یکسان دارای سطوح عملکرد کاملا متفاوتی بوده اند. چنین یافته هایی مهم بوده اند زیرا توضیحات «ساختاری» سنتی برای عملکرد را زیر سؤال می بردند، که پیش بینی می کردند شرکت هایی از یک صنعت مشابه – به ویژه شرکت هایی که از استراتژی های یکسانی در یک صنعت مشابه برخوردار بودند تقریبا از نتایج عملکرد مشابهی برخوردار  خواهند بود.مطالعات بعدی بر روی تفاوت های عملکرد در میان شرکت های درون یک صنعت که از استراتژی های مشابهی پیروی می کردند، این فرضیه را به پیش کشیدند که این تفاوت های عملکرد باید از تفاوت در توانایی های سازمانی ناشی شده باشند.  مطالعات بعدی به تفاوت های معنی داری در منابع و توانایی ها در میان شرکت ها دست یافتند، و همچنین دریافتند که ارتباط معنی داری بین توانایی های ها و نتایج عملکرد آن ها وجود دارد. از این رو، کلید عملکرد بالای پایدار در منابع و توانایی های مختص به شرکت و در تفکر مدیریتی نهفته است که پیشران توسعه این منابع و توانایی ها هستند.راه برای کشف تأثیرات ضمنی منابع مختص به شرکت از طریق دیدگاه منابع به شرکت است.  این دیدگاه ریشه در کار با ارزش پژوهشگر ای ادیت پنروز (Edith Penrose) دارد، که پیشنهاد کرد شرکت ها را می توان به عنوان مجموعه ای از منابع مولد نگریست. فرض کانونی دیدگاه مبتنی بر منابع این است که توجه بسیار اندکی به اهمیت توانایی ها و منابع مختص به شرکت شده است. طرفداران دیدگاه مبتنی بر منابع نمی گویند که ویژگی های صنعت یا بازار بی اهمیت اند، بلکه استدلال آن ها این است که مزیت رقابتی توسط منابع توانایی هایی تعیین می شوند که شرکت ها آن ها را به صحنه رقابتی خود می آورند.معیارهایی که تعیین می کنند آیا منابع و توانایی ها می توانند برای شرکت ها مزیت رقابتی ایجاد کنندبا اینکه پژوهشگران فقط در چند دهه اخیر شروع به تحقیق درباره تأثیرات ضمنی دیدگاه مبتنی بر منابع نموده اند، توافق گسترده ای در مورد اصول مرکزی این نظریه وجود دارد: شرکت ها فقط هنگامی از مزیت رقابتی پایدار برخوردار خواهند بود که توانایی های آنها با ارزش و کمیاب، فاقد جانشین، و دشوار برای تقلید یا مشابه سازی باشند.بر اساس این منطق، منابع و توانایی هایی که با ارزش نباشند روشن است که نمی توان از آنها انتظار ایجاد هیچ گونه مزیت رقابتی را داشت. همچنین، اگر منابع با ارزش کمیاب نیز نباشند، و بر عکس به طور گسترده ای در دسترس شرکت ها باشند، بهترین امید یک شرکت تساوی رقابتی با دیگر شرکت ها خواهد بود. اگر منابع و توانایی ها هم با ارزش و هم کمیاب باشند، و همچنین برای رقبا نیز تقلید یا مشابه سازی آنها دشوار باشد، در آن صورت آن منابع می توانند دست کم منبعی موقتی برای مزیت رقابتی باشند. سرانجام، اگر منابع و توانایی ها با ارزش کمیاب، و دشوار برای مشابه سازی باشند، و اگر فاقد جانشینان بادوامی باشند، در آن صورت آن منابع و توانایی ها می توانند منشأ مزیت رقابتی پایدار باشند.بیایید مثالی را برای به تصویر در آوردن این مفهوم مهم در نظر بگیریم. دیزنی را به عنوان شرکتی در نظر بگیرید که توانسته در طی چند دهه موفق باقی بماند. دست کم یک دلیل برای تداوم موفقیت دیزنی، ارزش شخصیت های دیزنی آن است، که به یقین در بین با ارزش ترین منابع تحت تملک یا کنترل هر شرکتی در جهان قرار دارند. آیا میکی ماوس و دیگر شخصیت های نمادین دیزنی با ارزش، کمیاب، و دشوار برای مشابه سازی اند، و آیا دیگر شرکت ها فاقد جانشینان ماندگاری برای این دارایی های با ارزش اند؟بریم بخونیم :  چرخه عمر کسب و کار چیست ؟بدون تردید آنها با ارزش هستند. در حالی که هیچ کمبودی از جنبه شخصیت های نقاشی متحرک در صنایع تصاویر متحرک و سرگرمی وجود ندارد، به نظر می رسد که شخصیت های دیزنی، علی رغم تلاش های قابل ملاحظه ای که از سوی دیگر شرکت ها برای مشابه سازی موفقیت آنها به عمل آمده، جایی منحصر به فرد و خیلی خاص را به تصرف خود درآورده اند. و، اگر چه به یقین انواع مختلفی از فیلم های رسانه ها، و سرگرمی ها وجود دارند، شرکت های بسیار کمی در توسعه جانشینی کاملا ماندگار برای شخصیت های انیمیشنی دیزنی، فیلم هایی که در آنها ظاهر می شوند، و پارک های بسیار موفقی که بر اساس محبوبیت این شخصیت ها و فیلم ها ساخته شده اند، توانسته اند به موفقیت دست یابند.ماهیت نامتقارن مزیت رقابتیچهار معیاری که تعیین می کنند آیا منابع و توانایی ها برای شرکت مزیت رقابتی پایدار ایجاد می کنند (با ارزش، کمیاب، دشوار برای مشابه سازی، و بدون جانشین – VRIO) به طور ضمنی اشاره می کنند که یک ویژگی الزامی مزیت رقابتی عدم تقارن است. به عبارت دیگر، منحصر به فرد بودن یک ویژگی الزامی برای هر منبع یا توانایی است که قرار است مبنای مزیت رقابتی باشد. بنابراین، از نظر مفهومی، آزمون اینکه یک منبع یا توانایی می تواند منبعی برای مزیت رقابتی باشد به دو پرسش بستگی دارد نخست، آیا منبع یا توانایی به شرکت اجازه می دهد کاری را انجام دهد که رقبا قادر به انجام آن کار نیستند؟ برای مثال، یک حق اختراع به یک شرکت حق انحصاری فروش یک محصول یا خدمت خاص را برای مدت ۲۰ سال می دهد. به نوبه خود، شرکتی نیز ممکن است از چنان شهرت چشمگیری برخوردار باشد که برای دیگر شرکت ها کسب سهم قابل توجه از بازار دشوار باشد (مثلا، گربر Gerber –  در بازار غذای کودکان در ایالات متحده، جالب است که گربر هرگز قادر به توسعه شهرت یا سطح نفوذ خود در بازار مشابهی در خارج نبوده است).در بازاریابی، مفهوم «برندهای مسلط» (ابر برندها – master brands) اشاره به شرکت هایی دارد که با چنان موفقیتی محصولات یا خدمات خود را برندگذاری نموده اند که نام برند مترادف با کل طبقه محصول یا خدمت شده است. نمونه هایی مانند کوک Coke، فدکس FedEx، کلینکس Kleenex، رولربلیدز، و نوار چسب اسکاچ Scotch این شرکت ها، به دلیل شیوه تعریف بازار توسط برندهایشان، اغلب از مزیت رقابتی قابل توجهی نسبت به دیگر شرکت ها برخوردارند.از سوی دیگر، چنین مزیت هایی می توانند بسیار گذرا باشند، به ویژه هنگامی که ترجیحات مشتریان تغییر می کنند یا فناوری های جدید پدیدار می شوند. همان گونه که در مقاله های گذشته اشاره شده است کداک برای چندین دهه بر بازار فیلم عکاسی غلبه داشت، ولی هم اکنون با افول یا حتی پاک شدن از خاطره ها مواجه است، چون بیشتر مصرف کنندگان، عکاسی با فیلم را رها کرده و به عکاسی دیجیتال روی آورده اند.دوم، در جایی که بیشتر شرکت ها با رقابت عمده ای در بازارهای خود مواجه نیستند، آزمون دیگر برای مزیت رقابتی این است که آیا شرکت منابع یا توانایی هایی دارد که به آن اجازه عملکرد برتر نسبت به رقبا بدهند. برای مثال، شرکت های زیادی تلفن های همراه می فروشند، از این رو هیچ شرکتی به تنهایی از انحصار کامل با تسلط بر این بازار برخوردار نیست. ولی یک شرکت هنوز هم می تواند، در صورت داشتن منابعی که اجازه عملکرد برتر نسبت به رقبا به آن بدهد، از مزیت رقابتی برخوردار باشد. بازار تلفن همراه همچنین تصویری خوب از گذرا بودن مزیت رقابتی را ارائه می کند. در طول سالیان مختلف، شماری از شرکت ها از مزیت رقابتی نسبی در این بازار برخوردار بوده اند مثل موتورولا، اریکسون، نوکیا ولی هیچ شرکتی قادر به حفظ مزیت پایدار نسبت به رقبا برای مدت زمان بسیار طولانی نبوده است . نوکیا رهبر اخیر بازار بوده است، ولی اپل، سامسونگ، و دیگرانی نیز به عنوان رقبای قدرتمند پدیدار شده اند.با اینکه شناسایی مجموعه متنوعی از منابع و توانایی های مشهود و نامشهود که می توانند منبع بالقوه مزیت رقابتی باشند آسان است، دیدگاه مبتنی بر منابع پیشنهاد می کند که هر منبعی فقط هنگامی می تواند در توسعه مزیت رقابتی سهم داشته باشد که با موانع بازدارنده تملک یا مشابه سازی خود توسط رقبا مرتبط شده باشد. اگر یک منبع یا توانایی با ارزش قابل به دست آوردن یا تقلید از سوی رقبا باشد، در آن صورت هرگونه مزیت رقابتی که شرکت از آن برخوردار بوده بزودی ناپدید خواهد شد.چالش دفاع در برابر مشابه سازییکی از مهم ترین چالش های پیش روی هر شرکتی که در پی برخورداری از مزیت رقابتی است، دفاع در برابر تقلید یا مشابه سازی است. این چالش به ویژه در اقتصادهای بازاری دشوارتر است که در آنها مدیران واحدهای کسب و کار نه تنها دسترسی آسانی به اطلاعات دارند، بلکه از انگیزه های نیرومندی برای یادگیری و به دست آوردن منابع و توانایی های بالقوه با ارزش برخوردارند.تحقیقات پیشین درباره اشاعه فناوری می تواند به ویژه در فهم چالش دفاع در برابر مشابه سازی توسط رقبای شرکت سودمند باشد. مطالعات نشان داده اند که ایده ها و نوآوری ها با الگویی که شباهت به «منحنی S شکل» است در پهنه اقتصاد تکثیر می شوند. بنا به این منحنی برای مدت زمانی نسبتا کوتاه از ۰t تا ۱t نوآوری ها ممکن است تحت تملک یک یا تعداد بسیار اندکی از شرکت ها باشند، ولی نقطه ای خاص – ۱t در این نمایه – فرایند تکثیر یا اشاعه آغاز می شود. تا ۲t در نمایه، تقریبا همه شرکت های بازار یا کل اقتصاد این نواوری را در اختیار گرفته اند. این الگوی پذیرش (در اختیار گرفتن) را در ابتدا فقط یک شرکت یا سازمان های بسیار کمی یک نوآوری خاص را به کار می گیرند، ولی بزودی تقریبا همه شرکت ها آن نوآوری را به کار می گیرند تقریبا در میان همه نوآوری ها دیده می شود.بریم بخونیم :  جذب مشتری جدید CAC چیست ؟یک منبع یا توانایی، نظیر ارزش یک نوآوری، فقط تا زمان آغاز فرایند انسان در مزیت رقابتی سهم خواهد داشت. در نقطه ۱t، هر منشأ مزیت رقابتی شروع به از دست دادن کمیابی خود خواهد کرد، و از این رو، دیگر تضمین کننده عملکرد بالای پایدار نخواهد بود.. به عنوان یک نمونه، اشاعه فناوری اسکن (برچسب قیمت توسط دستگاه) در فروشگاه های خواربار فروشی ایالات متحده در دهه ۱۹۷۰ کاملا هم راستا با الگوی عمومی است، برخی از اولین پیشگامان به خدمت گرفتن فناوری اسکن احتمالا با عرضه خطوط خروجی سریع تر و بهره وری بالاتر نیروی کار، از مزیت رقابتی کوتاه مدتی نسبت به رقبا برخوردار بوده اند، و در مدت زمان کوتاهی و با گزینش فناوری اسکن توسط تقریبا همه خواربارفروشی های بزرگ این مزیت ها ناپدید شدند.فناوری اسکن در خرده فروشی مثال جالبی نیز به شمار می آید، چون منافع آشکار اولیه در بهره وری نیروی کار توسط شرکت های استفاده کننده از فناوری بود که بی شک باعث اشاعه سریع فناوری شد. در همان حال، نوبت وال مارت و تعداد انگشت شماری از خرده فروشان پیچیده بود تا نشان دهند که چگونه فناوری اسکن می تواند همچنین منجر به مزیت های بهره وری و صرفه جویی بیشتر از طریق مدیریت اثربخش تر موجودی انبارها، خرید، و لجستیک شود. با اینکه تقریبا همه خرده فروشان به سرعت فناوری اسکن را به خدمت گرفتند، برای اغلب خرده فروشان دیگر زمان بسیار بیشتری طول کشید تا به این بهره وری و صرفه جویی اضافی ناشی از فناوری اسکن پی ببرند، و برخی از خرده فروشان که عقب مانده بودند هنوز هم به طور اثربخشی از این منافع بالقوه استفاده نمی کنند.در حالی که شرکت های تقلیدگر یا مشابه ساز تهدیدی برای مزیت رقابتی شرکت های رهبر یا پیشگام هستند، لازم به تاکید است که تقلید به تنهایی برای شرکت های تقلیدگر مزیت رقابتی را به ارمغان نمی آورد. بهترین دستاوردی که شرکت های تقلیدگر می توانند انتظار داشته باشند تساوی رقابتی در صنایع یا بازارهایشان خواهد بود. و حتی تساوی نیز غیر ممکن خواهد بود چون شرکت های اندکی بدون تحرک و منتظر رسیدن رقبا به خود خواهند ماند.فقط از طریق نوآوری و توسعه منابع و توانایی های با ارزش، کمیاب، و دشوار برای تقلید مختص به خود است که این گونه شرکت ها قادر به برخورداری از مزیت رقابتی خواهد بود. تقلید به شرکت ها کمک می کند که به پیشگامان «برسند، ولی به تنهایی غیر ممکن است که برای شرکت ها مزیت رقابتی ایجاد کنند.راه هایی برای جلوگیری یا کاستن از سرعت تقلیدمدیران می توانند به سه شیوه در پی جلو گیری از مشابه سازی توسط رقبا باشند. آنها می توانند به دنبال ثبت حق انحصاری فناوری ها یا دیگر منابع شرکت باشند. یک حق اختراع حقوقی انحصاری در مورد یک فناوری خاص برای شرکت به مدت ۲۰ سال فراهم می سازد. از سوی دیگر، برخی از مدیران از ثبت حق اختراع فناوری های شرکتشان اکراه می ورزند زیرا بیم آن دارند که اطلاعات منعکس شده در حق اختراع ممکن است به رقبا اجازه نوآوری یا مهندسی حول اختراع به ثبت رسیده را بدهد، فرایندی بسیار متداول در بسیاری از صنایع مبتنی بر فناوری های پیشرفته.تناقض مربوط به ثبت حق اختراع این است که در حالیکه هدف محافظت از منافع مالکیتی شرکت هایی است که محصولات، خدمات و فناوری ها را توسعه می دهند، آنها عملا می توانند به اشاعه نوآوری ها کمک کنند. از آنجا که حق اختراعات مدارک عمومی تلقی می شوند، هر رقیبی می تواند به حق اختراع دسترسی داشته باشد و از اطلاعات بهره برداری نماید. زیراکس، که پیشگام توسعه کپی خشک بود، از فرایندهای خود با صدها حق اختراع محافظت می کرد، ولی برای کانن فقط چند سال طول کشید تا فرایند چاپ خشک خود را توسعه دهد.داشتن منابع اختصاصی برای خلق مزیت رقابتییک راه دیگر برای جلو گیری از مشابه سازی، داشتن دسترسی انحصاری منابع یا دارایی های کلیدی است. اینکو، برای مثال، برای مدت های مدیدی به  واسطه مالکیت بر درصد بزرگی از همه ذخایر شناخته شده نیکل بر بازار جهان مسلط بود. مدیران همچنین ممکن است که به دنبال حداکثر بهره برداری از منابع پیش از آغاز فرایند اشاعه باشند. برای مثال، مدیران شرکتی با محصولی کاملا جدید ممکن است در پی پایبند ساختن مشتریان در روابط قراردادی بلندمدت باشند تا آن مشتریان، حتی در صورت توسعه محصولات رقیب مشابه توسط رقبا به شرکت متعهد بمانند. یا، یک شرکت عرضه کننده محصولات و خدمات جدید مبتنی بر یک فناوری جدید ممکن است به دنبال کسب سهم بازار در کوتاه ترین زمان ممکن باشد. هدف این گونه استراتژی ها نه تنها ایجاد وفاداری مشتری نسبت به محصول یا خدمت شرکت است، بلکه اجازه دادن به شرکت برای برخورداری از صرفه های مقیاس، صرفه های ناشی از یادگیری، و مزیت هزینه مطلق نسبت به رقبای بالقوه است، پیش از آن که آن ها بتوانند فناوری جدید را به خدمت بگیرند یا از آن بهره برداری نمایند. بی تردید هزینه های تبلیغات گسترده و ترفیعاتی که توسط Amazon.com صرف شده اند به هدف توسعه این نوع از شناخت مشتری و وفاداری خریدار بوده اند.بریم بخونیم :  استراتژی کارآفرینی چیست؟به علاوه، دعوای حقوقی معمولا به عنوان یک تاکتیک رقابتی تلقی نمی شود، ولی در حقیقت، برای کاستن از سرعت فرایند تکثیر توسط مدیران به کار گرفته می شود. اینتل به دفعات و با موفقیت در تلاش های خود برای کند کردن رقبایی که امیدوار به رسیدن یا «پرش بلند» از روی پیشرفت های فناورانه اینتل هستند، دعوای حقوقی را به عنوان تاکتیک رقابتی به کار بسته است.در نهایت، بهترین شیوه برای دفاع در برابر مشابه سازی حفظ یک گام جلوتر از رقباست. حتی محافظت شده ترین حق اختراعات نمی توانند برای بیش از یک یا دو دهه مزیت رقابتی را تضمین کنند. و، اغلب نیرومندترین رقبا آنهایی هستند که با ارائه محصولات جدید، مبتنی بر فناوری های جدید، طراحی شده برای براورد نیازها یا ترجیحات مشتریان جدید با نوظهور از خارج از صنعت سر بر می آورند. از این رو، هوشیاری مستمر، توسعه محصولات و خدمات جدید، و توانایی بهره برداری از پیشرفت های فناورانه برای جلو افتادن در رقابت الزامی اند. در ادامه به هفت روشی اشاره می‌شود که از طریق آن می‌توان مزیت رقابتی کسب کرد:استراتژی مبتنی بر نوآوریشرکت‌ها ممکن است فعالیت‌های‌شان را با روش‌هایی جدید و نوآورانه انجام دهند. برای مثال فناوری‌های نوآورانه‌ در صنعت پزشکی که راهی برای از بین بردن تومورهای مغزی و سرطان‌ بدون نیاز به جراحی را ایجاد کرده است. بدیهی است که این روش موجب کاهش درد، ریسک و زمان بازیابی خواهد شد. از این رو مزیت رقابتی بیشتری نسبت به جراحی‌های سنتی پیدا می‌کند. افراد می‌توانند با کشف و ارائه روش‌های ابتکاری برای انجام کار، مزایای رقابتی کسب کنند.اثربخشی عملیاتی و هوشمندی استراتژیکبعضی از شرکت‌ها فقط سراغ کاری می‌روند که بهتر از هر کس دیگری آن را انجام می‌دهند. وقتی کارهای‌تان را خوب و کارآمد انجام دهید،‌ مزیت رقابتی بیشتری نسبت به کسانی که کار را طولانی‌تر یا سریع‌تر انجام می‌دهند، کسب می‌کنید. «اثربخشی عملیات» و «اثربخشی استراتژی» هر دو برای دستیابی به عملکرد ممتاز ضروری هستند اما کارکرد آن‌ها نسبت به یکدیگر متفاوت است. شرکت تنها هنگامی می‌تواند بر رقبایش غلبه کند که تمایزی نسبت به آن‌ها ایجاد کرده و این تمایز را حفظ کند. «اثربخشی عملیاتی» به معنای انجام بهتر فعالیت‌های مشابه با فعالیت‌هایی است که رقبا انجام می‌دهند اما «اثربخشی استراتژی» انجام فعالیت‌هایی متفاوت نسبت به رقبا یا انجام فعالیت‌های مشابه اما به روشی متفاوت است که این نیز اکنون با هوشمندی استراتژیک ادغام و آن را به مؤلفه جدید و ممتازی به نام «هوشمندی استراتژیک» تبدیل کرده است.استراتژی رقابتی مبتنی بر فناوریاز زمانی که هنری فورد صنعت خودرو را با راه‌اندازی خط مونتاژ توسعه داد، شرکت‌ها با استفاده از تکنولوژی‌های جدید، به‌دنبال مزیت رقابتی بودند. کامپیوترها و برنامه‌های کاربردی نیز می‌تواند مزیت ایجاد کند. کارکنانی که تکنولوژی جدید را می‌آموزند و با آن کار می‌کنند، تقریباً همیشه بازدهی یا مزیت رقابتی بیشتری نسبت به کسانی که در برابر روش‌های جدید مقاومت می‌کنند، خواهند داشت.استراتژی مبتنی بر رهبری هزینهشرکت‌ها می‌توانند با ارائه قیمت‌های جذاب، برای خود مزیت رقابتی کسب کنند. «وال مارت» و «آمازون» دو شرکتی هستند که با این استراتژی توانستند رشد خوبی داشته باشند. درحالی‌که این روش می‌تواند برای بعضی شرکت‌ها مؤثر باشد، اما کاهش قیمت به ندرت روشی مطلوب برای شرکت‌ها به حساب می‌آید، زیرا می‌تواند در نهایت بقای کسب‌وکار را تهدید کند.استراتژی تنوعنام تجاری یا برند بدیهی‌ترین روش تشخیص شرکت‌ها از یکدیگر به حساب می‌آید. با استفاده از برندسازی، برندهایی مانند «نایکی» یا «رولکس» به‌طور معمول موقعیتی متمایز و جدا از سایر کفش‌ها و ساعت‌ها را در ذهن مخاطب‌شان ایجاد می‌کنند. مدیرانی که از این روش استفاده می‌کنند باید به‌دنبال یافتن مهارت و توانایی منحصربه‌فردی باشند تا از طریق همین عامل کلیدی آگاهی مشتری را نسبت به ارزش کالا یا خدمت‌شان افزایش دهند. در واقع هدف این است که شرکت محصولات و خدمات جدید و متنوعی را روانه بازار کند. البته این محصولات می‌توانند مرتبط یا غیرمرتبط باشند.مزیترقابتی اطلاعاتیتقریباً تمام استراتژی‌های گفته‌شده نیازمند سطح بالایی از اطلاعات هستند. در واقع مزیت رقابتی به مهارت‌هایی گفته می‌شود که به شما کمک می‌کند تا در صحنه رقابت جان سالم به در ببرید. اکثر مزیت‌های رقابتی از طریق دانش و اطلاعات به دست می‌آیند. شرکت‌های موفق به دنبال آخرین تکنولوژی، استراتژی‌ها و داده‌ها می‌باشند.مزیت رقابتی سازگار و منطبقهمان‌طور که بازارها، اقتصادها و سایر عوامل در این محیط غیر قابل پیش‌بینی تغییر می‌کنند، شرکت‌هایی که بتوانند خود را با شرایط متغیر انطباق دهند، مزیت رقابتی کسب می‌کنند. این شرکت‌ها معمولاً کوچک‌تر هستند و فناوری‌های پیشرفته‌ای در اختیار دارند. مدیران می‌توانند با پذیرفتن تغییر و سازگاری با آن، به قدرت اصلی خود برسند. باید توجه داشت در بسیاری از موارد سازگاری کاملاً ذهنی و شناختی است و به سطح ادراک افراد بستگی دارد.نقش تجزیه و تحلیل در خلق مزیت رقابتی چیست؟در کلام آخر مزیت رقابتی چیست ؟ با وجود آنکه در دنیای امروز رقابت شدید شده اما هنوز هم می‌توان در ارائه خدمات و کالاها کارهای منحصر به فردی انجام داد. به هر حال شما باید مزیت‌هایی را که رقبایتان ارائه می‌دهند ارزیابی کنید سپس اقدام به ارائه مزیت‌هایی نمایید که آن‌ها به مشتریان خود ارائه نمی‌دهند. برای این منظور نیاز به تحلیل سه عامل زیر است:کسب دانشبهتر است برای اینکه بتوانید متفاوت از رقیب‌هایتان باشید بر دانش و توانمندی تیم کسب و کار خود تکیه کنید. برای مثال برند گوگل سال‌هاست که تکنولوژی‌های جدید و به‌روز در دستور کار خود دارد و از این بابت دست‌نیافتنی شده است.توانمندی و دانش شما می‌تواند برای شما مزیت رقابتی به ارمغان بیاورد و خودش نیز یک مزیت نسبی برای کسب و کار شما باشد. برای مثال اگر تیمی متخصص در امر فروش داشته باشید بهتر می‌توانید نسبت به سایر رقبا محصولات خود را به فروش برسانید. حتی اگر توانمندی‌های محصولات شما در حد رقیبتان باشد.تحلیل مشتریمشتری‌ها را فراموش نکنید. در نهایت آن‌ها هستند که بابت کالا و خدمات شما پول می‌پردازند. ارزش‌هایی برای آن‌ها در نظر بگیرید. ارزش‌هایی بیشتر با قیمت پایین‌تر. برای مثال در نظر بگیرید شما و رقیبتان هر دو خدمات حمل و نقل بین‌المللی کالا ارائه می‌دهید، اگر قیمت حمل هردوی شما یکسان باشد مشتری با در نظر گرفتن خدمات پس از فروشتان انتخاب خواهد کرد. بنابراین بهتر است نیازهای مشتریان را بشناسید، بدانید که مشتریان شما چه کسانی هستند و بر اساس آن اقدام به رفع نیازهای آنان نمایید.تحلیل رقباعملکرد رقبا را با دقت دنبال کنید. ببینید چه خدماتی ارائه می‌دهند و کدام خدمات مهم را در لیست کار خدمات خود ندارند. ببینید رقیبانتان چه ضعف‌هایی دارند و سعی کنید آن ضعف‌ها را در کسب و کار خود جبران کنید. در واقع باید نقاط ضعف رقیبانتان را به نقاط قوت خود تبدیل کنید. به هیچ وجه کپی ضعیف رقیبتان نباشید. سعی کنید وب‌سایتی زیبا با یک طراحی متفاوت داشته باشید و متفاوت از رقیبتان جلوه کنید.ارسال شده توسط داود ستوده رادآموزش بازاریابی، آموزش تجارت الکترونیک، آموزش کارآفرینی اینترنتی، آموزش کسب و کاربرچسب ها: بازاریابی کارآفرینی کسب و کار کسب و کار اینترنتینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 12:27:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-wvwushe0pnma</link>
                <description>چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟ بی شک بزرگترین دغدغه مسئولین و تصمیم گیرندگان کلان هر کشوری، وضعیت اقتصادی آن کشور می‌باشد. رشد اقتصادی هر کشور رابطه زیادی با ایجاد و بهبود زیر ساخت‌های اقتصادی و فضای کسب و کار آن کشور دارد. تعیین اهداف اقتصادی مناسب و انتخاب استراتژی­‌های هوشمندانه و تبدیل آن به برنامه‌های عملیاتی، بخش مهمی از فرآیند می‌باشد، ولی عامل دیگری که اهمیت بسزایی در دستیابی به اهداف تعیین شده دارد، توسعه و تسهیل فضای کسب و کار است که ایجاد، حفظ و بهبود آن نقش مهمی در اهداف اقتصادی تعیین شده دارد.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]نیاز به توسعه محصولاز آنجایی که فعالیت‌های اقتصادی بیشتر موجب رشد سرمایه‌گذاری، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد مردم، مالیات برای دولت و رفاه جامعه می‌گردد، اکثر کشورها برای ایجاد فضای کسب و کار توسط فعالان اقتصادی تلاش می‌کنند. توسعه بخش خصوصی در یک اقتصاد بر مجموعه پیچیده‌ای از قوانین، زیرساخت‌های گسترده فیزیکی و نهادی، محیط با ثبات اقتصاد کلان، توسعه بازارهای مالی، جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی، توسعه صنایع کوچک و متوسط، مقررات بازار کار، سیستم ارتقاء فناوری، آموزش و یادگیری مبتنی است و درست کنار هم قرارگرفتن این مجموعه به خودی خود اتفاق نمی‌افتد .لذا زیر ساخت‌های نهادی و زیر بنایی برای توسعه و رفع موانع کسب و کار از الزامات اولیه اجرای این سیاست بشمار می‌رود .منظور از فرآیند نیاز به توسعه محصول ، مجموعه گام‌ها و فعالیت‌ها برای خلق، طراحی و تجاری‌سازی یک محصول جدید است. معمولاً فرآیند توسعه محصول شامل این مراحل است: برنامه‌ریزی؛ طراحی مفهومی؛ طراحی سیستمی؛ طراحی تفصیلی؛ ساخت نمونه اولیه، تست و رفع ایراد و تولید آزمایشی. خروجی این فرآیند، محصولی است که به قصد فروش به بازار عرضه می‌شود.فرآیند توسعه محصولاما بیشتر گام‌های فرآیند توسعه محصول از جنس فکری و سازمانی هستند تا فیزیکی و این یکی از دلایل مستند و شفاف نبودن این فرآیند در برخی شرکت‌های ایرانی است. شرکت‌های تولیدی ایرانی معمولاً در مدیریت فرآیندهای فیزیکی تولید، سابقه و عملکرد خوبی دارند. اما مدیریت فرآیندهای غیرفیزیکی (همچون فرآیند توسعه محصول جدید) به توانمندی‌ها و شایستگی‌های متفاوت و البته پیچیده‌تری نیاز دارد.فرآیند توسعه محصول در هر سازمانی رنگ و بوی آن سازمان را به خود می‌گیرد و با دیگر سازمان‌ها تا حدودی متفاوت است. به همین علت، تکیه بر علم مدیریت نوآوری در تعریف و جاری‌سازی فرآیند توسعه محصول در هر شرکت‌ متناسب با شرایط کسب‌وکار آن شرکت اهمیت فراوان می‌یابد.فرآیند توسعه محصول مشخص می‌کند که یک پروژه توسعه‌ای در طول مسیر باید از کدام درگاه‌های کنترلی بگذرد. اگر مراحل و درگاه‌ها به درستی انتخاب شده باشند، پیروی از خود فرآیند توسعه محصول، روش خوبی برای اطمینان یافتن از کیفیت محصول نهایی است.بریم بخونیم :  تولید محتوا برای تدریس چگونه است ؟فرآیند توسعه محصول ابزار ترازیابی خوبی برای ارزیابی عملکرد توسعه‌ای یک شرکت است. با مقایسه رویدادهای واقعی با فرآیند از قبل طرح‌ریزی شده، مدیریت شرکت می‌تواند حوزه‌های مشکل‌زا در فرآیند توسعه محصول را شناسایی کند. از سوی دیگر، اعمال مدیریت مرحله‌درگاهی بر این فرآیند و مستندسازی دقیق دستاوردهای هر مرحله و تصمیمات هر درگاه، به تدریج بر قابلیت‌ها و شایستگی‌های مدیریتی شرکت خواهد افزود که دیگر بخش‌های سازمان هم از سرریز منافع آن بهره‌مند خواهد شد.بنابراین، فرآیند توسعه محصول به شرکت‌ها امکان می‌دهد که فرصت‌های بهبود را به خوبی شناسایی کنند و برای بهره‌گیری از این فرصت‌ها اقدام کنند.فرآیند توسعه محصول دارای مراحل و زمان‌بندی مشخص است. همین زمان‌بندی‌ها به برنامه‌ریزی پروژه‌های توسعه‌ای بسیار کمک می‌کنند. بی‌شک هر چه تجربه شرکت‌ها در توسعه محصول جدید افزایش یابد، مراحل و زمان‌بندی فرآیند توسعه محصول برای آن شرکت دقیق‌تر خواهد شد و به همان نسبت، امکان برنامه‌ریزی دقیق‌تر توسعه محصول فراهم خواهد آمد.اصلاح فضای کسب و کار و بهبود شاخص‌های سنجش آن در عرصه جهانی نه تنها گامی مثبت و اساسی در جهت تقویت جنبه مشارکت بخش خصوصی در عرصه اقتصاد، ارتقای سطح اشتغال و تولید در کشور محسوب می‌شود، بلکه به طور قطع شرایط را برای جذب سرمایه گذاران خارجی و تسهیل جریان فناوری به داخل کشور و فرآیندهای تجاری سازی ایده، محصول و خدمات جدید فراهم می‌آورد. آشنایی با محیط کسب و کار و نیز آشنایی با عوامل پیش برنده و بازدارنده زیر ساختی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در توسعه کارآفرینی و کسب و کار نیز مهم است. محیط مناسب به بستری برای رشد و پرورش کارآفرینان و فعالیت‌های کارآفرینی تبدیل خواهد شد.در واقع هر چیزی روی فعالیت‌های کسب و کار تاثیر ­گذار است، اما جزئی از آن واحد نیست را فضای کسب و کار گویند. از این رو می‌توان گفت اساسی‌­ترین نقش یک کارآفرین درک فضای اقتصادی محیطی است که قصد شروع یک فعالیت در آن را دارد. لذا بررسی و شناخت راهکارهای رفع یا تضعیف اثر این موانع درکشور، بخشی از هدف اصلی است. از سوی دیگر، بخشی از جامعه کسب وکار ایران در آینده‌ای نزدیک، می­‌بایست با محیط کسب وکار و نحوه نظارت و اثر بر آن آشنا باشند تا مسیر موفقیت کسب وکار آنان بطور دقیق تری مورد برنامه‌ریزی قرار گیرد.چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟ : شرکت‌ها ابتدا باید بازار هدف را شناسایی کنند سپس به سراغ بخش بازار و مشتریان بروند. پس از آن شرکت‌ها به دنبال توسعه محصولات می‌روند که ممکن است به اصلاح یا ساخت یک محصول بیانجامد. پیشنهادات برای خرید یک محصول هر ساله افزایش می‌یابد، زیرا مصرف‌کنندگان به دنبال انواع بیشتری از محصولات هستند. شرکت‌هایی که قادر به تولید محصولات جدید نیستند، از رقابت خارج می‌شوند و از عواقب آن رنج می‌برند. شرکت‌ها نه تنها از سوی رقبا، بلکه نیازهای مصرف‌کننده، فناوری و چرخه عمر محصولات با خطراتی مواجه هستند. توسعه محصولات جدید چالش‌هایی را به همراه دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که ۹۵ درصد از محصولات جدید در ایالات‌متحده شکست می‌خورند و در اروپا نرخ شکست ۹۰ درصد است.بریم بخونیم :  نوآوری Innovation چیست؟توسعه محصولات جدید یک مفهوم ساده است. بالطبع این نیاز مشتریان است که یک محصول را از محصول دیگر متمایز می کند. ازین رو برای موفقیت در بازار، جذب منابع و البته تشخیص فرصت در زمان مناسب، نیاز به توسعه محصول در بازار است. اما توجه به این نکته بسیار مهم است که به دلیل خطر بالای شکست در اجرای محصولات جدید، باید توسعه محصولات قبلی هم در اولویت قرار بگیرد.توسعه محصولات جدید خون حیاتی شرکت ها است. محصولات جدید می توانند یک محصول فیزیکی ملموس مانند خودرو، تلفن های هوشمند یا دستگاه قهوه ساز باشند یا خدماتی مانند نرم افزار فناوری اطلاعات، فرآیند تولید جدید یا یک مفهوم بازاریابی جدید. اولین و مهمترین دلیل مهم برای هر محصول جدید، ارائه ارزش جدید به مشتری است. بدون این، هیچ دلیل دیگری برای سرمایه گذاری آنها برای محصولات یا خدمات جدید وجود ندارد. با این حال، اگر محصولات یا خدمات جدید ارزشهای استثنایی ارائه دهند، مشتریان به آن پایبند خواهند بود.بعلاوه تغییر در بازار، تغییر در فناوری، افزایش رقابت، تنوع ریسک، شهرت و حسن نیت، استفاده از ظرفیت مازاد و نیاز به رشد از دیگر دلایل اصلی برای توسعه محصولات جدید است.در این بین موارد خاصی هم وجود دارد که محصولات جدید جامعه را فراتر از رضایت مصرف کننده بهبود می بخشد. مثلا داروهای جدید ابتکاری برای درمان بیماریهای ناتوان کننده یا وسایل ایمنی خودرو است که سالانه جان صدها نفر را نجات می دهد. شاید هیچ یک از این موارد رضایت سریع مصرف کننده را به همراه نداشته باشند، اما زندگی را نجات می دهند و به تبع آن جامعه را بهبود می بخشند.برای حمایت از توسعه محصول جدید بکارگیری راهبرد سازمانی مفید است. شرکت‌های شاخص باید مقداری از منابع مالی خود را به تحقیق و توسعه اختصاص دهند. دیگران به کارمندان خود امکان اختصاص مقدار مشخصی از زمان را در توسعه محصول جدید می‌دهند. سپس، شرکت‌ها باید روند توسعه را سازماندهی کنند. این امر می‌تواند توسط مدیران با تجربه در توسعه محصول و یا توسط تیمی از بخش‌های مختلف شرکت دارای توانایی توسعه محصولات، انجام شود.فرایند توسعه محصول جدیدشامل فعالیت‌ها و تصمیماتی است که از مرحله ایجاد ایده تا ورود محصول به بازار را در بر می‌گیرد. برای اغلب شرکتهایی که می‌خواهند نوآور باشند و عموماً در زمینهٔ توسعه محصول جدید فعالیت می‌کنند، نقطه شروع، ایجاد یک فرایند توسعه محصول جدید یا بازنگری در آن می‌باشد. تا به حال مدل‌های متفاوتی برای فرایند توسعه محصول جدیدارائه شده‌است. مدل‌های معرفی شده، شناسایی مشکلات در هر مرحله را ممکن می‌سازد.انگیزه اصلی محققان در ارائه رویکردها و مدل‌های متفاوت عمدتاً بهبود مواردی مانند کنترل زمان، هزینه، کیفیت، عملکرد و در کل بهبود خروجی محصول جدید برای کسب و بهره‌گیری از فرصتهای پیش رو می‌باشد. یکی از مهمترین چهارچوب‌های ارائه شده در ارتباط با فعالیت‌های توسعه محصول جدید توسط بوزآلن و همیلتون(۱۹۸۲) ارائه شده‌است که شامل ۷ مرحله استراتژی، تولیدایده، غربالگری ایده، تحلیل کسب و کار، توسعه، آزمون و تجاری‌سازی می‌باشد.بریم بخونیم :  پرسونا چیست؟توسعه محصول فرایندی است که در آن محصول یا خدمتی جدید به بازار عرضه می‌شود. موفقیت این فرایند را می‌توان با تعریف شاخص‌هایی که نشان دهنده میزان این موفقیت یا عدم موفقیت است، اندازه‌گیری کرد. اصطلاح توسعه محصولات جدید، هم در مورد محصولاتی که به‌طور کلی در دنیا جدید هستند و هم در مورد اعمال حداقل بهبود و تغییر در محصولات موجود به کار می‌رود. امروزه عمر بازار محصولات در حال کاهش است و پیش‌بینی می‌شود که نرخ توسعه محصولات در هر پنج سال دو برابر شود. در نتیجه، محصولات جدیدی که نیازها و خواسته‌های مشتریان را برآورده سازند و از آن فراتر روند، عاملی کلیدی در حفظ و بهبود مزیت رقابتی به‌شمار می روند.امروزه، شرکت‌ها روند مرحله‌ای را برای توسعه محصول دنبال می‌کنند.۱. مرحله اول تولید ایده است به دنبال جستجو برای محصولات جدید است. شرکت‌ها توجه ویژه‌ای به نیازها و تقاضاهای مشتری در تصمیم‌گیری در مورد محصول جدید دارند. تولید ایده می‌تواند با مطالعه محصولات رقیب انجام شود. شرکت‌ها سعی می‌کنند که یاد بگیرند که چرا محصول رقیب مورد پسند مصرف‌کننده واقع می‌شود و یا مشتریان بیشتری متقاضی آن محصول هستند. همچنین شرکت‌ها برای تولید ایده به مدیریت برتر نگاه می‌کنند. به عنوان مثال، استیو جابز در شرکت اپل به طور فعال در تولید ایده شرکت می‌کرد. گروه‌های تحقیقاتی شامل دانشمندان، دارنده‌های ثبت اختراعات، کالج‌ها و دانشگاه‌ها نیز به عنوان اساسی برای تولید ایده خدمت می‌کنند.۲. مرحله دوم غربالگری ایده است. همه ایده‌های جدید پیشنهادشده را نمی‌توان به محصولات تبدیل کرد. شرکت‌ها ایده‌ها را به سه دسته ایده متقاعد‌کننده، ایده‌های حاشیه‌ای و رد‌شونده تقسیم‌بندی می‌کنند. ایده‌های متقاعد‌کننده توسط کمیته غربالگری برای مرحله بعدی آماده می‌شوند. یکی از خطاهای رایج، تشویق به یک ایده تجاری غیرقابل‌اعتماد است. بنابراین، در طول فرآیند غربالگری، احتیاط‌های اضافی ضروری است.۳. مرحله سوم، زمانی آغاز می‌شود که ایده‌ها به سوی فرآیند توسعه حرکت می‌کنند. در اینجا، ایده محصول به چندین مفهوم محصول تبدیل شده است. از چندین مفهوم محصول، آن موردی که مناسب به نظر می‌رسد، در برابر رقبا قرار می‌گیرد تا استراتژی بازاریابی و موقعیت‌بندی نهایی شود. مفهوم محصول به یک گروه متمرکز از مشتری به صورت نمونه اولیه معرفی می‌شود تا واکنش آنها بررسی شود.۴. مرحله چهارم شامل ایجاد استراتژی بازاریابی برای محصول جدید است. استراتژی بازاریابی شامل ارزیابی اندازه بازار، تقاضای محصول، پتانسیل رشد، تخمین سود در چند سال اول است. استراتژی بازاریابی بیشتر با راه‌اندازی محصول، انتخاب کانال توزیع و الزامات بودجه برای سال اول، سرو کار دارد.۵. مرحله پنجم شامل توسعه مدل تجاری حول محصول جدید است. مدل‌های تجاری با برآورد فروش، تعداد دفعات خرید و ماهیت تجارت آغاز می‌شود. برآورد بعدی هزینه شامل تولید و توزیع محصول جدید است. در این مبنا، برآوردهای سود بدست می‌آیند.بریم بخونیم :  نقشه سفر مشتری چیست ؟۶. مرحله ششم شامل تولید واقعی محصول جدید می‌شود. در اینجا از نمونه اولیه تا محصولات نهایی تولید می‌شود. تصمیمات از نقطه نظر عملی گرفته می‌شود که آیا ادامه تولید از لحاط فنی و تجاری امکان‌پذیر است یا خیر. اگر تجزیه‌و‌تحلیل نشان‌دهنده عدم تناسب هزینه و برآورد باشد، پروژه می‌شود.۷. مرحله هفتم شامل آزمایش بازار محصول جدید است. محصول جدید با نام تجاری، بسته‌بندی و قیمت برای جذب فضا در ذهن مصرف‌کننده آماده است.۸. مرحله هشتم شامل ارائه محصول در بازار هدف است که توسط برنامه بازاریابی و استراتژی مناسب انجام می‌شود. این مرحله فاز تجاری‌سازی نامیده می‌شود.معرفی محصول جدید لازمه بقای هر شرکت است. شرکت‌هایی که با نرخ بسیار کم شکست مواجه هستند باید از یک فرایند علمی برای تولید پیشنهادات جدید بازار استفاده کنند.به نظر می رسد که شرکت‌ها نه تنها از سوی رقبا، بلکه از ناحیه نیازهای مصرف‌کننده، فناوری و چرخه عمر محصولات با خطراتی مواجه هستند. بر این اساس می توان دلایل زیر را برای توسعه محصول بیان کرد.۱- افزایش سوداولین و مهم ترین دلیل توسعه محصول افزایش سودآوری بنگاه است. توسعه محصول می تواند در واکنش به تغییرات قیمت و شوک های تقاضا اتفاق بیفتد و سودآوری بنگاه را افزایش دهد.۲- بالابردن توان رقابتیشرکت ها برای آنکه بتوانند در بازار بمانند و با دیگران رقابت کنند نیاز به توسعه محصول دارند.۳-افزایش تولیدتوسعه محصول با افزایش تولید می تواند منجر به کاهش هزینه ها و رقابتی تر شدن فعالیت بنگاه و افزایش سودآوری آن گردد.۴-افزایش مقیاس پذیرییکی از مهم ترین گام ها در فرایند توسعه محصول افزایش مقیاس پذیری است. طراحان و برنامه ریزان هر شرکت برای افزایش مقیاس پذیری آن برنامه ریزی می کنند. توسعه محصول کمک زیادی به مقیاس پذیری خواهد کرد.۵- کاهش هزینه هاتوسعه و افزایش سطح تولید در کنار بالابردن سطح بازدهی نسبت به مقیاس امکان کاهش هزینه ها را فراهم می آورد. کاهش هزینه ها امکان رقابت و ماندگاری در بازار را فراهم می آورد.۶- افزایش مشتریان و پاسخگویی به نیاز بازارتوسعه محصول می تواند در پاسخ به افزایش تقاضا شکل بگیرد و یا اینکه برای بالاتر بردن تقاضا اقدام به توسعه محصول نماییم. به عبارت دیگر هر دو می تواند عامل دیگری باشد.اگر چه در مقاله چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟ و نیاز به توسعه محصول مجال بیان شیوه تعریف فرآیند توسعه محصول در شرکت‌ها نیست، اما جا دارد بر اهمیت تعریف رسمی فرآیند توسعه محصول در شرکت‌ها تاکید کنم. از جمله مزایای تعریف دقیق و رسمی این فرآیند می‌توانم به موارد زیر اشاره کنم:۱ – تضمین کیفیت:فرآیند توسعه محصول مشخص می‌کند که یک پروژه توسعه‌ای در طول مسیر باید از کدام درگاه‌های کنترلی بگذرد. اگر مراحل و درگاه‌ها به درستی انتخاب شده باشند، پیروی از خود فرآیند توسعه محصول، روش خوبی برای اطمینان یافتن از کیفیت محصول نهایی است. بنابراین در غیاب یک فرآیند رسمی با درگاه‌های مشخص کنترلی، احتمال بروز مشکلات کیفی در طی فرآیند و دوباره و چندباره کاری‌ها افزایش می‌یابد.بریم بخونیم :  بازار هدف  Target Market چیست؟بدتر این که امکان ریشه‌یابی و تحلیل دلایل این مشکلات وجود نخواهد داشت. این مشکلات هم به نوبه خود بر خطر شکست، زمان‌بری و هزینه‌های تمام‌شده محصول نهایی می‌افزاید. این موارد هم از مهم‌ترین دلایل شکست محصول جدید در بازار به شما می‌روند. باید توجه داشت که یکی دو تجربه شکست در توسعه محصول جدید کافیست تا برخی شرکت‌های تازه‌کار در توسعه محصول مستقل به همان مسیر تولید یا واردات محصولات خارجی بازگردند.۲ – هماهنگی بیشتر:یکی از دلایل پیچیدگی فرآیند توسعه محصول، فراوظیفه‌ای و فرابخشی بودن آن است. تقریباً تمامی بخش‌های سازمان (از فروش و بازاریابی گرفته تا طراحی و مهندسی، از تدارکات گرفته تا خدمات پس از فروش، از تولید گرفته تا پژوهش و توسعه) در آن نقش فعال بازی می‌کنند.فرآیند توسعه محصول اگر به خوبی طراحی شود می‌تواند نقش یک سند راهنما در مورد وظیفه هر کدام از بازیگران و ذی‌نفعان توسعه محصول از بخش‌های مختلف درون و برون سازمانی را بازی کند. این سند برای اعضای تیم توسعه مشخص می‌کند که کمک هر یک از آنها چه زمانی مورد نیاز است و باید اطلاعات خود را با چه کسانی در میان گذاشته یا تبادل کنند. وجود چنین سند راهنمایی می‌تواند از بروز بسیاری از تعارضات و مشکلات بعدی جلوگیری کرده و شانس موفقیت در توسعه محصول جدید را افزایش دهد.۳ – برنامه‌ریزی بهتر:فرآیند توسعه محصول دارای مراحل و زمان‌بندی مشخص است. همین زمان‌بندی‌ها به برنامه‌ریزی پروژه‌های توسعه‌ای بسیار کمک می‌کنند. بی‌شک هر چه تجربه شرکت‌ها در توسعه محصول جدید افزایش یابد، مراحل و زمان‌بندی فرآیند توسعه محصول برای آن شرکت دقیق‌تر خواهد شد و به همان نسبت، امکان برنامه‌ریزی دقیق‌تر توسعه محصول فراهم خواهد آمد.۴ – مدیریت بهتر:فرآیند توسعه محصول ابزار ترازیابی خوبی برای ارزیابی عملکرد توسعه‌ای یک شرکت است. با مقایسه رویدادهای واقعی با فرآیند از قبل طرح‌ریزی شده، مدیریت شرکت می‌تواند حوزه‌های مشکل‌زا در فرآیند توسعه محصول را شناسایی کند.از سوی دیگر، اعمال مدیریت مرحله-درگاهی بر این فرآیند و مستندسازی دقیق دستاوردهای هر مرحله و تصمیمات هر درگاه، به تدریج بر قابلیت‌ها و شایستگی‌های مدیریتی شرکت خواهد افزود که دیگر بخش‌های سازمان هم از سرریز منافع آن بهره‌مند خواهد شد. بنابراین، مستندسازی دقیق فرآیند توسعه محصول به شرکت‌ها امکان می‌دهد که فرصت‌های بهبود را به خوبی شناسایی کنند و برای بهره‌گیری از این فرصت‌ها اقدام کنند.نوآوری در چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟امروزه نوآوری در محیط کسب و کار حاضر برای سازمان‌ها الزامی است و نقش مهمی را ایفا می‌­نماید. اکثر سازمان‌ها در جستجوی خلق ایده‌های جدید هستند تا از دانش برای عرضه تولیدات و خدمات جدید برای مشتریان و ذی‌نفعان بهره ببرند و از این طریق زیرساخت‌های لازم را برای نوآوری ایجاد کنند. افزایش اهمیت نوآوری به دلیل جهانی شدن بازارها و فشار رقابت به شرکت‌ها می‌باشد. این واقعیت‌ها شرکت‌ها را بر می‌انگیزد که به عنوان یک الزام، تمرکز خود را بر نوآوری افزایش دهند.بریم بخونیم :  کارشناس تولید محتوا کیست ؟محیط کسب و کار از ارکان مهم اقتصادی هر کشور به شمار آمده و در رشد اقتصادی آن نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند. عوامل نوآوری در محیط کسب و کار مدت‌هاست که برای محققان جالب توجه بوده اما هنوز در زمینه شناسایی و توصیف این عوامل و تأثیر آن در موفقیت نوآوری نتیجه‌گیری دقیقی ارائه نشده است. توصیف موفق بودن یک نوآوری کار پیچیده‌ای است زیرا تعیین مرز دقیق بین شکست و موفقیت امکان پذیر نیست. با این وجود می‌توان با شناسایی عوامل موفقیت نوآوری در محیط کسب وکار، به این اهداف دست یافت.سازمانی که کسب و کارش بتواند در این جهت حرکت کند در میان رقیبانش در وضعیت مطلوبی قرار خواهد داشت. یکی از مهمترین عوامل تقویت و گسترش فرهنگ نوآوری، خلاقیت و کارآفرینی وجود ساختار و تشکیلات مناسب سازمانی است. یک کسب و کار، شرکت یا سازمان کارآفرین تلاش‌های نوآورانه را برای رشد، بهبود و ارائه محصولات و خدمات جدید خود انجام می‌دهد. ماهیت خلاقیت و نوآوری بر ناشناخته‌ها استوار است و حتما با خود ریسکی به همراه دارد که ممکن است گاه نتیجه‌ای رضایت‌بخش نداشته باشد.لازمه به وجود آمدن ایده‌های تازه داشتن استقلال عمل و رای بوده که در این راه مدیر نقش مهم مشوق را می‌تواند داشته باشد. برای داشتن کسب و کاری خلاق و نوآور نیازمند ساختاری مناسب با اهداف آن کسب و کار است. اگر ساختار کسب و کار خود را در دو دسته ماشینی و ارگانیک در نظر بگیرید خلاقیت و نوآوری در بخش ارگانیک آن قرار می‌گیرد. زیرا این بخش به سرعت با شرایط متحول محیطی هماهنگ شده و امکان انعطاف و آزادی در عمل را برای کارمندان خود به وجود می‌آورد. همین امر زمینه‌ای مناسب برای به وجود آمدن خلاقیت و نوآوری در توسعه کسب و کار می‌شود.خدمات توسعه محصول به نفع مشتری و شرکتارزش برای مشتریاناولین و اصلی ترین دلیل برای توسعه محصول جدید ، ارائه ارزش به مشتریان است. بدون این ، هیچ دلیلی وجود ندارد که پول خود را برای دستگاه های جدید تعیین کنید. با این حال ، اگر محصول یا خدمات ارزش زیادی ارائه دهد ، مشتریان احساس می کنند که سعی می کنند آن را امتحان کنند. تقاضای روزافزون مشتریان برای نوآوری و فناوری های جدید باعث رشد شرکت ها می شود.بهبود جامعهموارد زیادی وجود دارد که محصولات جدید به پیشرفت جامعه در هر سطحی کمک می کند. ثابت شده است که ویژگی ها یا فناوری جدید برای جامعه مفید است. همچنین با نیاز به شیوه توسعه محصول جدید ، شرکتها منابع جدیدی را استخدام می کنند که از نظر اشتغال و درآمد به جامعه کمک می کند.اهمیت توسعه محصول در چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟رشد شرکتخدمات یا محصولات جدید خطوط زندگی هر شرکتی هستند. محصولات و خدمات جدید توسط همه شرکت های بزرگ برای رشد و بهبود تجارت ایجاد می شوند. محصولات جدید با ارائه ارزش جدید به مشتریان و ایجاد درآمد اضافی به پایداری شرکت کمک می کند. بسیاری از محصولات جدید در طی سالیان گذشته در مرحله پیشرفت تدریجی هستند و برخی ویژگی های جدید در آن گنجانده شده است.بریم بخونیم :  برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی چیست ؟ضرورت و اهمیت توسعه محصولات جدیدبا توجه به تغییر ذائقه و سلیقه مصرف کنندگان و همچنین تحولاتی که در شرایط رقابت و تکنولوژیک پیش می‌آید، یک شرکت نمی‌تواند و نباید منحصراً به کالاهای تولیدی فعلی خود متکی باشد. مشتریان خواهان کالاهای جدید و کالاهای پیشرفته تر هستند و این همان چیزی است که رقبا مترصد آن هستند. محصولات جدید از ضروریات شرکت‌های امروزی به شمار می‌روند. توسعه محصول جدید، بخش مهمی ازهر تجارت است و فرصت‌های رشد و مزیت رقابتی را برای شرکت‌ها فراهم می‌کند. متغیر بودن قوانین رقابتی در دنیای کسب و کار، فرآیند ارائه محصول جدید به بازار را با اهمیت خاصی جلوه داده است.اکثر سازمان‌ها امروزه بیش از هر زمان دیگری دریافته‌اند که صرفاً تکیه و اعتماد به اهرم‌­های رقابتی سنتی مثلِ افزایش کیفیت، کاهش هزینه و تمایز در ارائه محصولات و خدمات کافی نیست و درعوض مفاهیمی مثل سرعت و انعطاف‌پذیری در رقابت نمود قابل توجهی پیدا کرده‌اند و گرایش به سمت ارائه محصولات و خدمات جدید به بازار، خود دلیل موجه این تغییر نگرش است. طی بررسی که در سال ۱۹۹۱ در مورد ۷۷۷ شرکت آمریکایی صورت پذیرفته است، نتایج حاکی از آن است که حدود یک سوم از سود این سازمان‌ها به واسطه محصولات جدیدی بوده است که عرضه کرده‌اند و این آمار در حالی است که این بررسی در سال ۱۹۷۷، مقدار یک پنجم را نشان داده بود .توسعه محصولات جدید به ما کمک خواهد کرد موقعیت رقابتی و انحصاری خود را حفظ کنیم، به استفاده بهتر ما از منابع کمک می­‌کند و ظرفیت تولید و سود شرکت را افزایش خواهد داد. این فرآیند به ما کمک خواهد کرد تا از منسوخ شدن و از رده خارج شدن محصولات خود جلوگیری کنیم. بنابراین ارائه محصولات جدید برای حفظ سود مورد انتظار، برای شرکت‌ها ضروری است. با توجه به اهمیت و جایگاه توسعه محصولات جدید در سازمان و نیز کاربردی بودن آن و از همه مهمتر اعتقاد و توجه مدیران به افزایش استفاده از این رویکرد، ضرورت چنین مبحثی احساس می‌شود.مشخص است که توسعه محصولات جدید به عنوان ابزار توسعه دانش جدید نتایجی را به سیستم تولید سازمان‌ها نیز تزریق می‌نماید و همچنین منابع سازمان‌ها را در جهت کارآمدی این ابزار برای افزایش بهره‌وری مجاب می‌نماید تا از طریق بررسی‌های دقیق، از آزمون وخطاهای بی مورد جلوگیری شود و منابع مالی صرف هزینه‌های بی مورد نگردد و سبب اتلاف وقت و هدر دادن نیروی انسانی و سایر منابع نشود.چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟فرآیند توسعه محصول جدیدفرآیند توسعه محصول جدید از چند دیدگاه در ذیل بیان شده است:بریم بخونیم :  بخش بندی بازار چیست ؟۱- فرآیند توسعه محصول جدید از دیدگاه ناسا (۱۹۶۷)فازاول: آنالیز اولیه – فاز دوم: تعریف – فاز سوم: طراحی – فاز چهارم: عملیات۲- فرآیند توسعه محصول جدید از دیدگاه بوز آلن همیلتون (۱۹۹۲)الف) توسعه استراتژی توسعه محصول جدید – ب) تولید ایده  – ج) بازنگری و ارزیابی – د) آنالیز کسب و کار – ه) توسعه – و) آزمایش – ی)تجاری سازی۳- فرآیند توسعه محصول جدید از دیدگاه کوپر (۱۹۹۶)کوپر ارائه کننده ۱۳ مرحله در یک مدل می‌باشد که در نتیجه جداسازی فعالیت‌هایی نظیر تحقیقات بازار و آنالیز کسب و کار بوده و ازسوی دیگر در یک مدل، کوپر با ترکیبی از مراحل مذکور به ساختار سه مرحله­‌ای دست یافته است.الف) فعالیت‌های توسعه ابتدایی ب) توسعه محصول و آزمایش ج) تجاری سازیدر شکل شماره ۱ فرآیند جامع توسعه محصول جدید بصورت شماتیک نشان داده شده است.نقش نوآوری در توسعه محصولات جدیدبالابودن سطوح آشفتگی‌های محیطی و تغییرات، سازمان‌ها را به استفاده بیشتر از خلاقیت و نوآوری در فرآیندهای توسعه محصول ترغیب کرده است. در مفهوم نوآوری بسیار مهم است که به بررسی از جهت ترکیب نوآوری‌های رادیکال و تدریجی بپردازیم. اغلب سازمان‌ها بر نوآوری‌های تدریجی تاکید دارند که درنتیجه آینده سازمان را به مخاطره می‌اندازند. بسیاری از شرکت‌ها نیز با نوآوری‌های اساسی شروع می‌کنند که در طول زمان فرسوده می‌گردند. شکل شماره ۲ نشان دهنده فرآیند نوآوری و جایگاه توسعه محصولات جدید در آن است.علاوه بر موارد مطرح شده در جلسه اول و نظرات ارسال شده توسط دوستان، با اجازه استاد عزیز بنده میخواستم به این سوال از طریق پنج نیروی رقابتی مطرح شده توسط پورتر هم نگاه کنم:همانگونه که مستحضرید پورتر برای تحلیل یک صنعت، پنج نیرو را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد. او معتقد است که تعامل این نیروها و تأثیر آن‌ها بر یکدیگر است که متوسط حاشیه‌ی سود در یک صنعت را مشخص می‌کند.۱. دیوارهای ورود (یا اصطلاحاً: میزان تهدید تازه‌واردها)۲. قدرت چانه زنی تأمین کنندگان۳. قدرت چانه زنی مشتریان۴. رقابت میان فعالان فعلی صنعت۵. تهدید کالاها و خدمات جایگزینچون در نهایت، هر کسب و کار یا صنعتی، باید سود سهامداران خود را پرداخت کند و اگر حاشیه‌ی سود پایین باشد، سرمایه‌گذاران به سمت بازارهای دیگر سوق پیدا می‌کنند.به نظر می رسد برای دستیابی به متوسط حاشیه سود (Profit Margin) که لازمه ی بقای یک کسب و کار هست ناگزیر به پاسخگویی مناسب به پنج عامل فوق الذکر براساس یک تفکر استراتژیک و در نهایت اتخاذ تدابیر مناسب در مورد توسعه محصول در شرکت هستیم.از آنجایی که محیط پیرامونِ ما مدام در حال تغییر است و بیشترِ عواملی که بر روی کسب و کارِ ما تاثیر گذارند از محیط بیرون به ما تحمیل می شود، هر کسب و کار برای بقا و دوامِ خود، نیاز است همزمان با تغییراتِ محیط (تغییرات تکنولوژی، تغییرات نیازها و دیدگاه های مشتریان و مخاطبین، عملکرد تازه واردین و رقبا و …) برنامه هایی به منظور توسعه محصولات خود در گذر زمان داشته باشند. چرا که نپرداختن به امر توسعه محصول در سازمان ها گاهاً باعث از بین رفتن و پایان کسب و کار خواهد شد.برای هر محصول، نموداری بعنوان ” چرخه عمر محصول” از بدو تولد و آغاز کسب و کار ترسیم می کنند که این نمودار خود مشخص می کند که در کجای چرخه عمر محصول می بایست چه برنامه ریزی در خصوص محصول و خدمات بازاریابی، تبلیغات، فروش و برندسازی آن داشته باشیم.بریم بخونیم :  مدل ذهنی کارآفرینان چیست ؟همچنین مشخص خواهد کرد که در کجای عمرِ محصولاتِ فعلیِ سازمان، نیاز است کالا و یا خدمتی تازه به سبد محصولات اضافه نمود و یا محصول فعلی را بهبود بخشید. این نمودار شامل ۴ مرحله معرفی، رشد، بلوغ و افول می باشد و که معمولاً پیشنهاد می شود در زمانی که محصولی به مرحله بلوغِ خود رسید، بهترین زمان برای اضافه کردن محصولات جدید و یا بهبود سبد کالای فعلی است.البته در زمانه ای هستیم که رشد و پیشرفت تکنولوژی و تاثیراتِ آن بر روی سبک زندگی و سطح انتظارات انسان ها، همچنین سهولتِ ورود به بازار برای تازه واردینی که می توانند نیازهای جدید را خلق و کشف نمایند، باعث شده نیازهای مخاطبین و مشتریان بسیار سریعتر از قبل تغییر یابد و الزام توجه به توسعه محصول، بیش از پیش نمایان می گردد.شرکت‌های دانش بنیاندانش بنیان یک اصطلاح کاربردی پیرامون یک مجوز یا گواهینامه است که توسط کارگروه ارزیابی و تشخیص صلاحیت شرکت‌های دانش بنیان تحت نظر معاونت علمی ریاست جمهوری طی فرایند ارزیابی برای یک شرکت یا موسسه بر اساس محصولات و خدمات آن شرکت صادر می‌گردد. عبارت دانش بنیان در ترجمه انگلیسی به صورت Knowledge based معنی می‌شود و از این رو به موسسات و شرکت‌های دانش بنیان Knowledge-based Companies  و به محصولات این موسسات و شرکت‌های دانش بنیان Knowledge-Based Products گفته می‌شود.پایه و اساس شرکت‌های دانش بنیان و محصولات و خدمات آنها بر اساس بررسی و شناخت شرکت‌های انتقال تکنولوژی و همچنین بررسی اسناد سازمان ملل و اسناد کشوری در حوزه تجارت و سرمایه و تولید پایه ریزی شده است. به موجب آیین نامه تشخیص شرکت‌ها و موسسات دانش بنیان، شرکت‌های دانش بنیان، موسسات خصوصی یا تعاونی هستند که به منظور افزایش علم و ثروت، توسعه اقتصادی بر پایه دانش و تحقق اهداف علمی و اقتصادی در راستای گسترش اختراع و نوآوری و در نهایت تجاری سازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالا و خدمات) در حوزه فناوری‌های برتر و با ارزش افزوده فراوان (به ویژه در تولید نرم‌افزارهای مربوط ) تشکیل می‌شود.طبق آیین نامه مصوب، شرکت‌های دانش بنیان، اهدافی نظیر، ترغیب هیئت علمی دانشگاه‌ها و واحدهای ‌پژوهشی برای فعالیت‌های بیشتر در رفع نیاز جامعه و امکان افزایش درآمد اعضای هیئت علمی، تجاری سازی یافته‌های  ‌پژوهشی، افزایش درآمدهای اختصاصی دانشگاه‌ها و واحدهای ‌پژوهشی موضوع کلی فعالیت دانش بنیان را دنبال می‌کنند.امروزه رقابت در سطح جهانی بصورت گسترده‌ای تمام شاخه‌های تولید محصول از مرحله طراحی تا ورود به بازار مصرف را در بر گرفته است. این رقابت مبتنی بر تقاضای ده‌ها هزار فعالیت کسب و کار و مشتمل بر محدوده وسیعی از فعالیت‌ها مثل تحقیقات بازار، توسعه محصول و فرآیند تولید و خدمات است. در چنین محیط پیچیده و رقابتی بکارگیری فرآیند توسعه محصول جدید به منظور پاسخ موفق به نیازهای شرکت‌ها در حوزه کسب و کار جهانی لازم است.بریم بخونیم :  استراتژی مدل کسب و کار چیست ؟درجهان اقتصادی امروزه بیشتر شرکت‌ها در جستجو برای یافتن عوامل ایجاد مزیت رقابتی هستند. بدون شک توسعه محصول جدید مقدمه‌ای برای ورود به این مرحله می‌باشد، اغلب شرکت‌های پیشرو در سراسر جهان به این حقیقت کاملا واقف هستند که مهمترین عاملی که باعث توفیق و برتری آن‌ها در بازار رقابتی جهانی می‌گردد، داشتن قابلیت استمرار در طراحی وعرضه محصول جدید به بازار، سریع تر و موثرتر از سایر رقبا می‌باشد. توسعه محصول جدید و بهبود محصول موجود نقش خون برای ادامه حیات بسیاری از تولید‌کنندگان موفق را ایفا می‌نمایند.توجه به ابعاد مختلف خواسته‌ها و نیازمندی‌های مشتریان، اصلی‌ترین عامل انگیزشی برای ارائه محصول یا خدمت جدید نزد سازمان‌هاست. فرآیند توسعه محصول جدید برای انواع مختلف سازمان‌های تولیدی/خدماتی اکنون مزیت رقابتی محسوب می‌شود. اگرچه شرکت‌ها با اشتیاق فراوان به سوی توسعه محصولات جدید می‌روند، اما اطمینان کاملی به موفقیت وجود ندارد و تحقیقات بسیاری نشان داده است که مهمترین عامل موفقیت یا شکست محصولات جدید مربوط به مدیریت این محصولات است، لذا مدیریت فرآیند توسعه محصول جدید نیز نیازمند بکارگیری رویکردهای جدید مدیریتی می‌باشد.نوآوری ،R&amp;D و تکنولوژی‌های جدید عوامل حیاتی در توسعه محصولات جدید هستند، همچنین یکپارچه‌سازی میان فرایندهای توسعه محصول جدید از یکسو و برقراری ارتباط مناسب بین مجموعه فرایندهای توسعه محصول جدید و دیگر فرایندهای جاری سازمانی از سوی دیگر، نکته مهم در موفقیت فرآیند توسعه محصولات جدید است. توجه کافی نسبت به تحلیل محیط رقابتی، انواع روندها شامل روند تکنولوژی در بازار، روند پیشرفت و توسعه رقبای موجود و … از مسائل دیگری است که هوشمندی سازمان را نسبت به فرصت‌های توسعه‌ای افزایش می‌دهد و به پیشرو بودن سازمان کمک خواهد کرد.بسیاری از شرکت‌های تولیدی ایرانی بر پایه واردات یا بازرگانی محصولات خارجی شکل گرفته و می‌گیرند. با توجه به ریسک و پیچیدگی کمتر واردات و بازرگانی محصولات خارجی، این یک انتخاب طبیعی در محیط کسب‌وکار ایران به شمار می‌رود. اما برخی از این شرکت‌ها، به تدریج تولید محصولات در ایران بر پایه دانش، فناوری و ماشین‌آلات خارجی را به صرفه‌ می‌بینند و عملا وارد کارزار تولید می‌شوند. این تجربه باعث گشوده شدن جعبه سیاه تولید برای آنها و ریختن ترس‌ اولیه از تولید می‌شود.برخی شرکت‌های ایرانی پا را از این فراتر می‌گذارند و تولید مستقل از شرکت‌های خارجی را تجربه می‌کنند. دو دلیل رایج برای این انتخاب، قطع رابطه با شرکت خارجی به دلیل تحریم‌های تجاری بین‌المللی و عدم پرداخت حق لیسانس به شرکت خارجی بوده است. البته این انتخاب همیشه صفر و یک نبوده است. یعنی برخی شرکت‌ها در کنار تولید تحت لیسانس یک شرکت خارجی، تولید مستقل محصول را هم می‌آزمایند.بریم بخونیم :  کارشناس تولید محتوا کیست ؟اگر چه این محصولات مستقل، معمولا الگو گرفته از محصولات خارجی هستند، اما باعث پاگرفتن و رشد تدریجی توسعه محصول جدید در داخل این شرکت‌ها می‌شوند. با این وجود، تجربه نشان داده که فرآیند توسعه محصول جدید در بیشتر این شرکت‌ها با دقت و شفافیت کامل تعریف نشده و حتی برخی از آنها نمی‌توانند فرآیند توسعه محصول خود را به خوبی توصیف کنند. منظور من از فرآیند توسعه محصول، مجموعه گام‌ها و فعالیت‌ها برای خلق، طراحی و تجاری‌سازی یک محصول جدید است. معمولا فرآیند توسعه محصول شامل این مراحل است:• برنامه‌ریزی• طراحی مفهومی• طراحی سیستمی• طراحی تفصیلی• ساخت نمونه اولیه• تست و رفع ایراد و تولید آزمایشی.خروجی این فرآیند، محصولی است که به قصد فروش به بازار عرضه می‌شود. اما بیشتر گام‌های فرآیند توسعه محصول از جنس فکری و سازمانی هستند تا فیزیکی و این یکی از دلایل مستند و شفاف نبودن این فرآیند در برخی شرکت‌های ایرانی است. شرکت‌های تولیدی ایرانی معمولا در مدیریت فرآیندهای فیزیکی تولید، سابقه و عملکرد خوبی دارند. اما مدیریت فرآیندهای غیرفیزیکی (همچون فرآیند توسعه محصول جدید) به توانمندی‌ها و شایستگی‌های متفاوت و البته پیچیده‌تری نیاز دارد.نیاز به توسعه محصول : معمولا نمی‌توان از فرآیند توسعه محصول شرکت‌های خارجی اطلاعاتی به دست آورد. شیوه مدیریت این فرآیند جزو بخش‌های محرمانه شرکت‌های خارجی تلقی می‌شود. حتی اگر شرکتی حاضر شود که اطلاعات فرآیند توسعه محصول خود را با یک شرکت ایرانی در میان بگذارد، باز هم مشکل حل نخواهد شد. زیرا این فرآیند به معنای واقعی قابل کپی‌برداری نیست. فرآیند توسعه محصول در هر سازمانی رنگ و بوی آن سازمان را به خود می‌گیرد و با دیگر سازمان‌ها تا حدودی متفاوت است. به همین علت، تکیه بر علم مدیریت نوآوری در تعریف و جاری‌سازی فرآیند توسعه محصول در هر شرکت‌ متناسب با شرایط کسب‌وکار آن شرکت اهمیت فراوان می‌یابد.چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟ : اگر چه در این نوشته مجال بیان شیوه تعریف فرآیند توسعه محصول در شرکت‌ها نیست، اما جا دارد بر اهمیت تعریف رسمی فرآیند توسعه محصول در شرکت‌ها تاکید کنم. از جمله مزایای تعریف دقیق و رسمی این فرآیند می‌توانم به موارد زیر اشاره کنم:۱- تضمین کیفیت:فرآیند توسعه محصول مشخص می‌کند که یک پروژه توسعه‌ای در طول مسیر باید از کدام درگاه‌های کنترلی بگذرد. اگر مراحل و درگاه‌ها به درستی انتخاب شده باشند، پیروی از خود فرآیند توسعه محصول، روش خوبی برای اطمینان یافتن از کیفیت محصول نهایی است، بنابراین در غیاب یک فرآیند رسمی با درگاه‌های مشخص کنترلی، احتمال بروز مشکلات کیفی طی فرآیند و دوباره و چندباره کاری‌ها افزایش ‌یابد.بدتر اینکه امکان ریشه‌یابی و تحلیل دلایل این مشکلات وجود نخواهد داشت. این مشکلات هم به نوبه خود بر خطر شکست، زمانبری و هزینه‌های تمام‌شده محصول نهایی می‌افزاید. این موارد هم از مهم‌ترین دلایل شکست محصول جدید در بازار به شمار می‌روند. باید توجه داشت که یکی دو تجربه شکست در توسعه محصول جدید کافی است تا برخی شرکت‌های تازه‌کار در توسعه محصول مستقل به همان مسیر تولید یا واردات محصولات خارجی بازگردند.بریم بخونیم :  نوآوری Innovation چیست؟۲- هماهنگی بیشتر:یکی از دلایل پیچیدگی فرآیند توسعه محصول، فراوظیفه‌ای و فرابخشی بودن آن است. تقریبا تمامی بخش‌های سازمان (از فروش و بازاریابی گرفته تا طراحی و مهندسی، از تدارکات گرفته تا خدمات پس از فروش، از تولید گرفته تا پژوهش و توسعه) در آن نقش فعال بازی می‌کنند.فرآیند توسعه محصول اگر به خوبی طراحی شود می‌تواند نقش یک سند راهنما در مورد وظیفه هرکدام از بازیگران و ذی‌نفعان توسعه محصول از بخش‌های مختلف درون و برون سازمانی را بازی کند. این سند برای اعضای تیم توسعه مشخص می‌کند که کمک هریک از آنها چه زمانی مورد نیاز است و باید اطلاعات خود را با چه کسانی در میان گذاشته یا تبادل کنند. وجود چنین سند راهنمایی می‌تواند از بروز بسیاری از تعارضات و مشکلات بعدی جلوگیری کرده و شانس موفقیت در توسعه محصول جدید را افزایش دهد.۳- برنامه‌ریزی بهتر:فرآیند توسعه محصول دارای مراحل و زمان‌بندی مشخص است. همین زمان‌بندی‌ها به برنامه‌ریزی پروژه‌های توسعه‌ای بسیار کمک می‌کند. بی‌شک هر چه تجربه شرکت‌ها در توسعه محصول جدید افزایش یابد، مراحل و زمان‌بندی فرآیند توسعه محصول برای آن شرکت دقیق‌تر خواهد شد و به همان نسبت، امکان برنامه‌ریزی دقیق‌تر توسعه محصول فراهم خواهد آمد.۴- مدیریت بهتر:فرآیند توسعه محصول ابزار ترازیابی خوبی برای ارزیابی عملکرد توسعه‌ای یک شرکت است. با مقایسه رویدادهای واقعی با فرآیند از قبل طرح‌ریزی شده، مدیریت شرکت می‌تواند حوزه‌های مشکل‌زا در فرآیند توسعه محصول را شناسایی کند.از سوی دیگر، اعمال مدیریت مرحله-درگاهی بر این فرآیند و مستندسازی دقیق دستاوردهای هر مرحله و تصمیمات هر درگاه، به تدریج بر قابلیت‌ها و شایستگی‌های مدیریتی شرکت خواهد افزود که دیگر بخش‌های سازمان هم از سرریز منافع آن بهره‌مند خواهند شد. بنابراین، مستندسازی دقیق فرآیند توسعه محصول به شرکت‌ها امکان می‌دهد که فرصت‌های بهبود را به خوبی شناسایی کنند و برای بهره‌گیری از این فرصت‌ها اقدام کنند.چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟معمولاً فرآیند توسعه محصول شامل این مراحل است: برنامه‌ریزی؛ طراحی مفهومی؛ طراحی سیستمی؛ طراحی تفصیلی؛ ساخت نمونه اولیه، تست و رفع ایراد و تولید آزمایشی. خروجی این فرآیند، محصولی است که به قصد فروش به بازار عرضه می‌شود.اما بیشتر گام‌های فرآیند توسعه محصول از جنس فکری و سازمانی هستند تا فیزیکی و این یکی از دلایل مستند و شفاف نبودن این فرآیند در برخی شرکت‌های ایرانی است. شرکت‌های تولیدی ایرانی معمولاً در مدیریت فرآیندهای فیزیکی تولید، سابقه و عملکرد خوبی دارند. اما مدیریت فرآیندهای غیرفیزیکی (همچون فرآیند توسعه محصول جدید) به توانمندی‌ها و شایستگی‌های متفاوت و البته پیچیده‌تری نیاز دارد.خلاصه چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟معمولاً نمی‌توان از فرآیند توسعه محصول شرکت‌های خارجی اطلاعاتی به دست آورد. شیوه مدیریت این فرآیند جزو بخش‌های محرمانه شرکت‌های خارجی تلقی می‌شود. حتی اگر شرکتی حاضر شود که اطلاعات فرآیند توسعه محصول خود را با یک شرکت ایرانی در میان بگذارد، باز هم مشکل حل نخواهد شد.زیرا این فرآیند به معنای واقعی قابل کپی‌برداری نیست. فرآیند توسعه محصول در هر سازمانی رنگ و بوی آن سازمان را به خود می‌گیرد و با دیگر سازمان‌ها تا حدودی متفاوت است. به همین علت، تکیه بر علم مدیریت نوآوری در تعریف و جاری‌سازی فرآیند توسعه محصول در هر شرکت‌ متناسب با شرایط کسب‌وکار آن شرکت اهمیت فراوان می‌یابد. آموزشبازاریابی،آموزشتجارتالکترونیک،آموزشفروشوبرندینگ،آموزشکارآفرینیاینترنتی،آموزشکسبوکار،آموزشکسبوکاراینترنتی برچسب ها: بازاریابی برندسازی کارآفرینی کسب و کار کسب و کار اینترنتیدرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 12:04:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت فرآیندهای کسب و کار BPM چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-bpm-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-sd8yu7myrj4n</link>
                <description>مدیریت فرآیندهای کسب و کار BPM ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﻼﺻﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪﻫﺎﯼ کسب و کار  ﺭﺍ ﻣﺪﯾﺮﯾت کرده ﻭ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ. ﺍﯾﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺭ ﻧﺤﻮﻩ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺎ ﺣﺬﻑ ﯾﺎ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯿﺪ ﯾﺎ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻓﻦ ﺁﻭﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪ و برخی تغییرات دیگر آن فرایند را ﻃﺮﺍﺣﯽ ﻣﺠﺪﺩ ﮐﻨﯿﺪ.  ﻫﺮ ﺑﺨﺶ ﺩﺭ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﻣﻮﺍﺩ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﯾﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺁﻥ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺳﺖ.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]مدیریت فرآیندهای کسب و کارﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﻩ ﻫﺎ ﯾﺎ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺑﺨﺶ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻭ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ. ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ کسب و کار، ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﮐﻠﯽ ﻭ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﻭ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪﻫﺎ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﺎ ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﮐﻨﻮﻧﯽ، ﺯﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﯾﮏ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﮐﺎﺭﺁﻣﺪﺗﺮ ﻭ ﻣﻮﺛﺮﺗﺮ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺭﻗﺒﺎﯼ کسب و کار  ﻣﺨﺘﻠﻒ،ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﺎﺭ ﺳﺨﺘﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ کسب و کار، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ. ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ می ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﮔﯿﺞ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ﺍﺟﺮﺍﯾﯽ ﺑﺎﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ.مدیریت فرآیند کسب­ و کار (Business Process Management)، بسته به رویکرد افراد مختلف، تعاریف متفاوتی دارد. به طور کلی BPM عبارت است از تحلیل فرآیندهای کسب و کار End To End با استفاده از مدل‌ها و سناریوهای متفاوت به منظور درک شیوه انجام فعالیت­‌ها توسط یک سازمان بزرگ. این امر موجب ایجاد بینشی جدید برای ارائه توصیه و آزمون بهینه‌سازی‌ها و بهبودهای سازمانی شده و تکرار مجدد فرآیند برای بهبود مداوم و بهینه‌سازی فرآیند را باعث می­‌شود.فیلم آموزش مدیریت فرآیندهای کسب و کار BPMبازار کار مدیریت فرایندمدیریت فرآیند کسب و کار یا همان BPM، یک رویکرد ساختار یافته با هدف بهبود کیفیت محصول و خدمات است که تلاش می کند فرآیندهای سازمان را با استراتژی های سازمان هم جهت کند و علاوه بر آن رضایت مشتری را با بالا بردن کیفیت محصول/خدمت افزایش دهد.مدیریت فرآیند کسب و کار در واقع هم پوشانی دو علم مدیریت و فناوری اطلاعات (IT) است که با رشد و ترکیب این دو علم پدیدار شده است.بریم بخونیم :  برنامه عملیاتی و مالی کسب و کار چیست ؟فرآيندهای موجود در هر سازمان یا شرکت با هدف دستیابی به اهداف سازمانی طراخی می شوند تا با ایجاد عملکردی بهتر نیازها و خواسته های مشتریان را برطرف سازند.یک فرآیند کسب و کار زمانی مفید خواهد بود که به طور صحیحی انتخاب و سپس انجام پذیرد. سه نوع فرآیند کسب و کار وجود دارد که در ادامه با آنها آشنا خواهید شد :فرآیندهای مدیریتی : این نوع فرآیندها فعالیت های نظام مندی مانند مدیریت راهبردی و شیوه اداره سازمان را حمایت می کنند.فرآیندهای عملیاتی : این نوع فرآیندها در راستای کسب و کار اصلی سازمان، ارزش هایی را ایجاد می کنند.فرآیندهای پشتیبانی : این نوع فرآیندها در واقع پشتیبانی برای فرآیندهای عملیاتی هستند.این تعریف دربردارنده دو نکته اساسی است:نخست اینکه، BPM در حالت کلی به دنبال شناسایی و بهینه‌­سازی شیوه ارائه محصولات و خدمات توسط سازمان­‌ها، شیوه کار کردن پرسنل و کیفیت کاری و ارتباطی با سایر پرسنل و خریداران محصولات سازمان است.دوم اینکه، یک راهکارِ یک‌بار مصرف نیست. کارکرد BPM شامل تشخیص چگونگی عملکرد اجزا و بهینه‌سازی مداوم به‌منظور نیل به نتایج ملموس برای کسب‌وکار است. نتایج معمولاً منتهی به بهبود حداقل یکی از شاخص‌­های کسب و کار زیر می‌­شود:افزایش درآمدافزایش سودکاهش هزینه‌های عملیاتیافزایش ارزش مشتری (در مقابل ارزش چرخه عمر مشتری)کاهش نرخ خروج مشتریکاهش نرخ خروج کارکنانمعمولاً در یک کسب‌وکار، فرآیندهایی وجود دارند که بر این شاخص‌­ها تأثیر می‌گذارند همانند بهبود جریان کار در فرآیند ارتباط با تأمین‌کنندگان به منظور کاهش هزینه‌ها یا بهبود فرآیندهای فروش برای افزایش درآمد.مدیریت فرآیندهای کسب و کار BPM واقعاً شبیه به چیست؟حال که به تعریف روشن‌تری از مفهوم BPM رسیدیم، ببینیم این مفهوم در عمل چگونه کار می­‌کند؟کسب‌وکارها متفاوت‌اند، ولی یک پروژه مدیریت فرآیند کسب‌وکار درمجموع دربرگیرنده گام­‌های زیر است:شناسایی شاخص­‌های کلیدیاگرچه بیشتر شاخص­‌های کلیدی که بیان کردیم، هم‌پوشانی دارند ولی نیاز است پیش از ورود به شناسایی/ نگاشت و بهینه‌سازی فرآیندها،  این شاخص‌­ها را مشخص کنیم. این گام معمولاً توسط یا با کمک سطوح بالای سازمان انجام می‌­شود. به عنوان مثال یکی از شاخص‌­های نمونه در بخش مدیریت تولید یک کارخانه تولید نوشیدنی، درخواست مواد اولیه از انبار است.نگاشت فرآیندهای موجودتا وقتی متوجه نشوید که آغاز و پایان کار چگونه خواهد بود، نخواهید دانست آن را بهبود دهید یا بهینه کنید؛ این کار همان نگاشت فرآیندهای کسب‌وکار است. . فرآیندهای کسب‌وکار یعنی نگاشت شیوه کار کردن فرآیندها و ارتباط آن­‌ها با فرآیندهای مربوطه. به مرور، شما یک نقشه فرآیندی بزرگ از کل سازمان می‌­سازید. این نقشه بسته به پیچیدگی محصول و ابعاد کسب‌وکار، می‌تواند یک نمودار بسیار پیچیده یا یک گردش کار ساده باشد.بریم بخونیم :  کارآفرینی چیست؟لازم است اشاره شود بسیاری از سازمان‌ها این کار را یک‌بار موقع ساخته‌شدن فرآیندها انجام می‌دهند؛ مثلاً وقتی تیم فروش را ایجاد می­‌کنند، یک واحد یا اداره جدید افتتاح می­‌شود یا یک خط تولید جدید پیشنهاد می­‌شود؛ ولی با گذشت زمان، فرآیندهای ایجاد شده، مکتوب شده و شیوه کارکرد واقعی افراد، متفاوت می­‌شود.لذا یک بخش مهم از نگاشت فرآیند این است که بنشینیم و با افراد درباره اینکه کارها را چگونه به انجام می‌رسانند، حرف بزنیم؛ خصوصاً درباره جمع‌آوری درخواست‌ها و بعد نگاشت فرآیند واقعی کسب‌وکار با استفاده ازنمودارها.در مثال کارخانه تولید نوشیدنی، پس از ارجاع برنامه تولید به مدیر خط، بج صادر شده و از انبار کارخانه، ارسال مواد اولیه موردنیاز برای تولید محصولات درخواست می­‌شود. در این فرآیند نمونه و کوتاه شده، مدیر برنامه‌­ریزی تولید، مدیر تولید و مدیر انبار به عنوان بازگیران اصلی حضور دارند.تعریف شرایط ایده‌آل (بهترین وضعیت)با نگاشت فرآیندهای مستندسازی شده موجود و روش‌های انجام کار، احتمالاً می‌توانید گلوگاه‌ها و ناکارآمدی‌ها را پیدا کنید و ریسک فرآیند و پروژه را مشخص کنید. مثلاً اینکه در هر مرحله فقط یک «تأییدکننده» وجود دارد و در صورت نبود وی، هیچ فرد جایگزینی برای تأیید وجود ندارد.گام بعدی در BPM، ایجاد یک مدل ایده‌­آل است. فرآیند چطور باید کار کند؟ چطور می‌توان بر کارایی آن افزود؟ برای بهبود آن چه می‌توان کرد؟این مرحله معمولاً بیشتر در مورد مشکلات موجود، نمود پیدا می‌کند؛ مثلاً ما فقط یک تأییدکننده داریم. پس به بیش از یک نفر برای تأیید درخواست­‌ها نیاز داریم؛ مثلاً باید به عنوان جایگزین، فلان فرد نیز مجوز تأیید داشته باشد. در مثال بیان شده، امکان دارد که بتوان این فرآیند را طی ۳ ساعت انجام داد، حال سوال این است که چگونه می­‌توان این فرآیند را به ۲.۵ ساعت کاهش داد؟ این تصویر وضعیت ایده‌­آل این فرآیند خواهد بود.مدل کردن فرآیندهای جدید کسب‌وکار در سناریوهای مختلفبه‌طورکلی BPM درباره بهینه‌سازی است، یا به‌بیان‌دیگر آزمودن و اصلاح کردن. اما برخلاف یک A/B تست ساده، فرآیندهای کسب و کار، اغلب طولانی و پیچیده هستند و عدم عملکرد صحیح آن‌ها پیامدهای پرهزینه‌­ای دربردارد. به همین دلیل یک گام اضافی بین شناسایی و تست وجود دارد و آن مدل کردن فرآیندها است.برای نمونه تصور کنید در حال تکمیل یک پروژه مدیریت فرآیند کسب  و کار در خط مونتاژ خودرو هستید. اگر خطایی در تست شما رخ دهد، خودروها با ایرادات احتمالی وارد بازار خواهند شد. در نتیجه چه بعداً توسط شرکت اصلاح شوند یا نشوند؛ موجب خدشه­‌دار شدن برند خودرو و شرکت سازنده در بازار می­‌شود. در هر صورت این امر موجب وارد شدن هزاران میلیون دلار خسارت به شرکت سازنده و مشتریان می­‌شود.بریم بخونیم :  پرسونا چیست؟به همین دلیل متدولوژی BPM معمولاً چندین مدل با سناریوهای مختلف را می‌سازد تا ببینیم تغییرات، چگونه بر خروجی نهایی اثر می‌گذارند.در مثال کارخانه تولید نوشیدنی، یک سناریو نمونه، قرار دادن واحد برنامه‌­ریزی تولید در داخل واحد مدیریت تولید است یا مثلاً می­‌توان محل تولید و انبار را در یک نقطه جغرافیایی متمرکز کرد یا مثلاً می­‌توان درخواست ارسال مواد اولیه را طوری تنظیم کرد که ۱۰ دقیقه پیش از آغاز تولید محصول موردنظر، پای خط تولید باشد و … .پیاده‌­سازی سناریو انتخابی و رصد خروجی‌هامرحله بعدی، پیاده‌سازی سناریو انتخابی است. در این گام مدل انتخابی به شیوه قابل‌ردیابی، تکرارپذیر و استانداردشده پیاده‌­سازی می­‌شود. در این مرحله، خروجی‌ها پایش شده و به KPI (شاخص‌های) اصلی، وصل می‌شوند. آیا این شیوه کارکرد، کسب‌وکار را به اهداف خود نزدیک‌تر می‌کند؟ جای نتایج نامطلوب کجاست؟طبیعتاً بار اول همه کارها درست پیش نمی‌رود. برای همین است که BPM ذاتاً یک متدولوژی تکرارپذیر است و به همین دلیل، مرحله بعدی آغاز می‌شود.در این مرحله مثلاً سناریو قرار دادن انبار در محل خط تولید در کارخانه تولید نوشیدنی را پیاده‌­سازی می­‌کنیم و اثر آن بر شاخص­‌های تعریف شده را رصد می‌­کنیم.بهبود و تکرارگام بعدی، بهبود و تکرار فرآیندها است. پس از آخرین بهینه‌سازی فرآیند، چه چالش‌های جدیدی ایجاد شده است؟ چه مشکلاتی ایجاد شده است؟ اگر سنجه‌ها با ضریب ۲ بهبود یافته باشند، آیا می‌توانید فرآیند را بهتر کنید و ضریب را به ۳ برسانید؟ در طول زمان، یک فرآیند کسب‌وکار، تا جایی که کاراتر و بهینه‌­تر برای نوع استفاده سازمان بشود، تکامل می­‌یابد.ممکن است شاخص مدنظر ما به ۲.۴۵ دقیقه رسیده باشد. حال بررسی می­‌کنیم که چه چالشی باعث شده است که این شاخص به طور کامل تحقق نیابد. رفع موارد گلوگاه‌­ها مطابق با بررسی­‌های انجام شده و جاری کردن مجدد فرآیند بر اساس سناریو جدید، موجب تکرار و بهبود مستمر این فرآیند می­‌شود.ارتباط BPM و Digital transformation چگونه است؟BPM و تحول دیجیتال دارای ارتباطات مشخصی هستند و به همین دلیل درک ارتباطات آن­ها بسیار ضروری است. نخست، وقتی سازمان‌ها مقدمات اولیه تحول دیجیتال را فراهم می‌کنند، صرفاً به دنبال خرید فناوری جدید نیستند. بلکه این سازمان­‌ها به دنبال کاراتر کردن سیستم‌­های­شان از طریق موارد زیر هستند:تغییر شیوه کار کردن افرادتغییر نگرش‌های افراددر اختیار قراردادن ابزارها برای افراد به منظور بهبود کاراییخودکار کردن وظایف تکراری و خسته­‌کننده به طوری که کارمندان بتوانند بر کارهای باارزش‌تر و غیرقابل خودکارسازی، تمرکز کنند.کسب‌وکارها معمولاً با این روش‌ها به دنبال تغییر فرآیندهای خود هستند. این­جاست که BPM می­تواند به‌عنوان یک فرصت عالی به تحول دیجیتال سازمان­ها کمک کند.بریم بخونیم :  مراحل طراحی کسب و کار چگونه است ؟اساساً وقتی که به دنبال کندوکاو در شیوه کار کردن کسب و کار خود هستید بهتر است فرآیندهای­‌تان را هم اصلاح کنید. علاوه بر این در حال حاضر، توصیه استفاده از BPM بیشتر مربوط به اکتساب فناوری ‌به منظور طراحی فرآیندهای حل اشتباهات، خطاها و فرآیندهای دستی مربوط می­‌شود. با این فناوری­‌ها، کارمندان وقت آزاد بیشتری برای کارهای دیگر خواهند داشت. به همین دلیل انتظار می‌رود مشاوران BPM به بهره‌وری سازمان کمک کنند.بنابراین پرسش‌ها و توصیه‌ها برای مدیریت فرآیند کسب  و کار شبیه به پرسش‌ها و توصیه‌های تحول دیجیتال هستند مخصوصاً وقتی که موضوع مورد بررسی، اکتساب و استقرار فناوری نوین است. عموماً یک تیر و دو نشان همیشه گزینه جذاب­‌تری است؛ به‌ویژه چون که ایجاد مقدمات تحول دیجیتال، نتیجه و هزینه بیشتری نسبت به BPM دارد.پس اگر این دو را در راستای هم ببینیم، سازمان‌ها خواهند توانست هزینه‌های بالاسری را از دو طریق منافع کوتاه‌مدت BPM و منافع بلندمدت تحول دیجیتال، جبران کنند.روش مدیریت فرایندها:۱-شناسائی اولویت های بهبود:اگر سازمان اولین دوره استقرار مدیریت فرایندهای سازمانی خود را تجربه می نماید، از لحاظ ایجاد یکپارچگی سازمانی میان فرایندها، مناسب است تمامی فرایندهای ایجاد کننده ارزش در سازمان را به عنوان اولویت های بهبود در نظر گیرد.زیرا ورودی ها و خروجی های فرایندهای مختلف بایکدیگر همپیوند و یکپارچه هستند و در صورت فقدان یک مدل فرایندی جامع و گسترده امکان تحلیل زیر فرایندها و انجام بهبود های آتی میسر نخواهد بود. بدیهی است در اولین تلاش، سازمان فرایندهای کسب و کار خود را متناسب با بلوغ فرایندی موجود و زمینه های فرهنگ سازمانی و سبک مدیریتی حاکم بر شرکت طرح ریزی می نماید زیرا یکی از مولفه های شکست در مدیریت اثربخش فرایندها، طرح ریزی آنها به گونه ای است که با توجه به امکانات دانشی، مهارتی، نرم افزاری و سخت افزاری موجود امکان جاری سازی و اجرای آنها وجود نداشته باشد.اما اگر سازمان قبلا فرایندهای کسب و کار خود را تدوین نموده و اکنون درصدد بهبود مستمر آنها است ( چرخه دوم به بعد ) ، اولویت های بهبود بر اساس دو عامل میزان تاثیر گذاری فرایند بر سازمان (Gain) و درجه نارسائی آن (Pain) تعیین می گردد. شاخص میزان تاثیر گذاری مرتبط با استراتژی های سازمان است به این مفهوم که هرچه نقش آن فرایند خاص در دستیابی سازمان به راهبردهایش بیشتر باشد، از اولویت بیشتری برای بهبود برخوردار خواهد شد. شاخص درجه نارسائی نیز به میزان انحراف شاخص های اندازه گیری شده فرایند از اهداف تعیین شده برای آن بستگی دارد یعنی هرچه اجرای یک فرایند با نارسائی بیشتری برخوردار باشد و شاخص های اندازه گیری شده برای آن فاصله بیشتری با میزان هدف داشته باشد، از اولویت بیشتری برای توجه و بهبود برخوردار خواهد بود. نهایتا در مرحله شناسائی اولیت های بهبود ، سازمان با در نظر گرفتن دو عامل اثر گذاری و نارسائی، فرایندهای دارای اولویت و کاندیدا برای بهبود را مشخص می نماید.بریم بخونیم :  چرخه ی عمر استارت آپ چیست ؟۸ دلیل برای استقرار مدیریت فرآیندهای کسب و کار BPMمدیریت فرآیندهای کسب و کار BPM یک سیستم مدیریتی است که هدف آن بهبود عملکرد سازمان از طریق بهینه‌سازی فرآیندهای سازمان، مدیریت مناسب و حفظ آن دسته از تغییرات فرآیند است که درجهت بهبود انجام شده است.در حال حاضر دنیای تجارت به سرعت در حال تغییرات است و زمانی برای تردید وجود ندارد. در هر حوزه‌ای رقابت در حال افزایش است و بازار نسبت به اشتباهات تحمل کمتری دارد، و شرکت‌ها چه در سطح بین‌الملل و چه در سطح کشورها و حتی ناحیه‌های جغرافیایی کوچکتر، نیاز به پیشرفت، توسعه و تغییر را تشخیص داده‌اند. به همین دلیل سازمان‌های بیشتری در سراسر جهان به دنبال پیاده‌سازی مدیریت فرآیند کسب‌وکار (BPM) هستند.برای اینکه درک درستی از چرایی توجه سازمان‌ها و مشاوران کسب و کار به استقرار مدیریت فرآیند و نرم‌افزارهای BPMS  داشته باشیم، در این مطلب به مرور برخی از مزایای BPM می‌پردازیم.BPM می‌تواند به مشاغل کمک کند تا هزینه‌ها را کاهش دهند.سازمان‌ها برای این که پابرجا بمانند باید در کنار بقیه امور مهم بر کاهش هزینه‌ها نیز متمرکز شوند.در پروژه مدیریت فرآیندهای کسب و کار ابتدا فرآیندهای هر سازمان شناسایی و بعد از آن فرآیندها با جزئیات، معمولا با زبان مدلسازی BPMN ترسیم می‌شوند. این نقشه‌های فرآیند درک خوبی نسبت به مدت زمان، منابع مورد نیاز و هزینه‌های موجود در فرآیند را ارائه می‌دهد.پس از اتمام روند مدلسازی فرآیند، تشخیص این که کجا می‌توان هزینه‌ها را کاهش داد بسیار ساده‌تر است. این امر می‌تواند با از بین بردن افزونگی‌ها، شناسایی مسائل مربوط به کنترل کیفیت و برجسته کردن موارد اضافی و هزینه‌های کار محقق می‌شود.مدیریت فرآیندهای کسب و کار BPM همچنین می‌تواند به سازمان‌ها برای یافتن فرآیندهایی که ارزش صرف وقت و سرمایه‌گذاری ندارند، کمک کند. در حین اجرای BPM بعضی مواقع این فرآیندها از بین می‌روند. بنابراین برای موفقیت در کسب‌وکار، بنگاه‌های اقتصادی و سازمان‌ها باید بتوانند نسبت به تغییر اوضاع اقتصادی واکنش نشان دهند. این امر یعنی شناسایی و حذف هزینه‌های قابل حذف فرآیندها و همچنین آگاهی نسبت به فرآیندهایی که در کسب و کار مهم هستند.شما می‌توانید برای ایجاد تجربیات بهتر مشتری، از BPM و ابزارهای اجرای آن یعنی نرم‌افزار BPMS استفاده کنید. معمولا تجربه ناموفق و ناراحت کننده دلیل اصلی مشتریان برای رها کردن یک محصول یا خدمت است. شما می‌توانید با پیاده‌سازی رویکرد BPM یکپارچه در سازمان خود در جهت افزایش رضایت مشتریان گام بردارید. BPM منجر به بهبود عملکرد شما می‌شود و این بهبود عملکرد تجربه‌های مثبت در مشتریان شما به همراه دارد.BPM کمک می‌کند تا نیازهای جدید بازار را تشخیص و پاسخ دهند.بریم بخونیم :  فروش منحصر به فرد USP چیست؟سازمان‌ها باید بتوانند تغییر نیازمندی‌ها، خواسته‌ها و ترجیحات مشتری را تشخیص دهند و نسبت به این تغییرات واکنش مناسب و سریع نشان دهند. این موضوع زمینه‌ی دیگری است که در آن یک استراتژی موفق BPM می‌تواند راهگشا باشد.سازمان‌ها می‌توانند فرآیندها را بهبود بخشند تا نیازهای مشتری را بهتر برآورده سازند. این روند تاثیر مستقیمی بر شاخص‌هایی مانند رضایت و حفظ مشتری دارد. علاوه بر این، اصلاح فرآیندهای کسب و کار به گونه‌ای که پاسخگوی نیاز مشتریان باشد، اغلب منجر به پیشرفت‌های مهم دیگری می‌شود که منجر به بهره‌وری و کارآیی بهتر می‌شود.برخی دلایل دیگر برای تغییر فرآیند به گونه‌ای که سازمان در جهت تحقق نیازهای مشتری حرکت کنند عبارت است از:تامین نیازهای مشتری غالبا به طور غیرمستقیم منجر به بهبود بهره‌وری می‌شود.فرآیندها برای کمک به رفع نیازهای متغیر انعطاف‌پذیرتر می‌شوند.فرآیندها را می‌توان با هدف جدید یا اضافی برای بهبود تجربیات مشتری دوباره مهندسی کرد.نوآوری.نرم‌افزار BPM یا عبارتی BPMS به شما امکان می‌دهد با کنترل‌های داخلی کیفیت را به سرعت بهبود دهید.سازمان‌ها درمی‌یابند که مدل‌های قدیمی کسب و کار، دیگر موثر نیست.اگر شرکت یا سازمان شما مطابق با الگوی مشاغل منسوخ کار می‌کند، نمی‌توان انتظار داشت به اندازه‌ی نیاز بازار پیشرفت کند. امروز زمان انجام تغییرات است نه در مقطعی از آینده که ممکن است دیر شده باشد. سازمان‌ها نمی‌توانند به سادگی تغییرات رخ داده در اطراف خود را نادیده بگیرند.فناوری، مردم، عادات مشتری، تغییر شرایط اقتصادی و عوامل دیگر همه در حال تغییر هستند. اگر نتوانید تغییرات مناسب را در زمان مناسب انجام دهید، تقریباً تضمین کرده‌اید که رقبای شما به راحتی شما را از کسب و کارتان بیرون برانند. مدیریت فرآیندهای کسب و کار BPM  به شما کمک می‌کند تا فرآیندهای فعلی خود را درک کرده و فرآیندهای بهبود یافته جدیدی را ایجاد کنید. برخی از اثرات BPM در این روند:اجرای یک پروژه موثر BPM به صاحبان مشاغل کمک می‌کند تا فرآیندهای مورد نیاز خود را شناسایی کنند. فرآیندهایی مورد نیاز همان فرآیندهایی هستند که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا بتوانند نتایج مورد انتظار خود را به دست آورند.نقاط ضعف سازمان باید شناسایی شود تا تغییراتی که ایجاد می‌شود بتواند به سازمان قابلیت‌های مورد نیاز برای پیشرفت را اعطا کند..BPM می‌تواند منجر به افزایش بهره‌وری شود.با افزایش رقابت، شرکت‌ها باید به بهترین وجه کار کنند. BPM می‌تواند به افزایش بهره‌وری کمک کند و سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا به مشتریان خدمات بهتر و بیشتری ارائه دهند. این مهم یعنی حفظ مشتری و بازار و در نتیجه کسب سود نتیجه نهایی این افزایش بهره‌وری خواهد بود.بریم بخونیم :  اهداف برندینگ چیست؟یک نمونه موفق در این خصوص شرکت آدیداس است که یک روند تغییرات و اصلاحات اساسی را طی کرد. این امر منجر به تحقق چندین هدف سازمانی شد که یکی از آن‌ها بهبود بهره‌وری بود. آدیداس موفق شد که زمان بین دریافت سفارش و عکس العمل نسب به آن را کاهش دهد. این امر باعث شد تا فرآیند دریافت و ارسال سفارشات سریع‌تر و کارآمدتر اجرا شود. این موفقیت به لطف نوعی تحلیلی عینی که مدیریت فرایندهای کسب و کار به وجود می‌آورد، حاصل شد. به عبارت دیگر بدون اجرا مدیریت فرآیند در این شرکت احتمالا ناکارآمدی و گلوگاه‌ها به راحتی تشخیص داده نمی‌شد.BPM شانس سازمان در عرصه رقابت را افزایش می‌دهد.اگر سازمانی نتواند با رقبای خود همگام شود، سریعاً کنار می‌رود و همین امر می‌تواند به سقوط آن سازمان منجر شود.وقتی که فرآیندهای یک سازمان تکراری و ناکارآمد باشند، این بدان معنی است که آن سازمان بر تحقیق و توسعه، یا فعالیت‌های دیگری که باعث می‌شود سازمان در رقابت عقب نماند تمرکز نکرده است.بدون ساده کردن فرآیندهای کسب و کار، تمرکز همیشه عملیاتی و عکس العمل نسبت به شرایط فعلی خواهد بود و این امر نوآوری را محدود می کند. این شرایط سرعت سازمان را برای تغییرات کاهش می‌دهد و هیچگاه قادر نخواهد بود پیش‌تر از شرایط تحمیلی کسب و کار حرکت کند. زمانی که فرآیندهای سازمان قابل اطمینان و کارآمد باشند، سازمان با اطمینان بالاتری منابع بیشتری برای رشد و توسعه اختصاص خواهد داد.BPM حفظ مشتری را آسان‌تر می‌کند.به‌دست آوردن مشتریان جدید به اندازه کافی دشوار است. حفظ آن‌ها حتی می‌تواند یک چالش بزرگ‌تر باشد. هنگامی که سازمان شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) مانند بهره‌وری و نوآوری را بهبود می‌بخشد، مشتریان احتمالا از تعامل با آن بنگاه اقتصادی خشنود خواهند بود.فرآیندهای خود را با BPM استاندارد کنید.برای یک سازمان مهم است که یک برنامه استراتژیک و واضح از چگونگی انجام مسئولیت‌های خود داشته باشد. وقتی صحبت از وضوح فعالیت‌های می‌شود یعنی انجام کارها بر اساس یکسری استاندارد توافق شده. BPM به شما کمک می‌کند تا فرایندهای موجود در شرکت خود را به صورت استاندارد انجام دهید.علاوه بر کنترل کیفیت که اولین خروجی مورد انتظار از فرآیندهای استاندارد است شما می‌توانید از مزایای دیگر استاندارسازی فرآیند‌ها با استفاده از مدیریت فرآیندهای کسب و کار در سازمان خود بهره‌ ببرید.پس از استاندارد سازی فرایندها، بهبود آن‌ها در آینده آسان‌تر می‌شود.فرایندهای استاندارد منجر به بهره‌وری بیشتر و افزایش بازدهی می‌شوند.متعارف‌سازی با استاندارد‌سازی بسیار آسان‌تر است. زمانی که فرایندهای عملیاتی استاندارد می‌شوند، نیاز به آموزش مجدد کارمندان در روش‌های جدید به طور قابل توجهی کمتر است.هنگامی که فرآیندها را استاندارد‌سازی کرده‌اید، می‌توانید شروع به برنامه‌ریزی برای انجام آن فرآیندها بکنید.فرایندهای استاندارد به شما کمک می‌کند تا اقدامات کسب و کار خود را درک کنید و برای انجام آن‌ها برنامه‌ریزی داشته باشید.BPM منجر به همکاری متقابل بین کارکنان سازمان می‌شود.بریم بخونیم :  استراتژیک چیست ؟همه افراد در یک شرکت باید با هم در جهت دستیابی به مجموعه‌ای مشترک از اهداف تلاش کنند.  BPM به بهبود همکاری بین بخش‌های مختلف کمک می‌کند و مزایای زیادی را برای شرکت به همراه دارد. بدون مدیریت فرایندهای کسب و کار، دپارتمان‌های مختلف یک بنگاه اقتصادی ممکن است کاملا از چگونگی ارتباط یا تعارض فرآیندهای یکدیگر بی‌اطلاع باشند.رفع این اشکال سازمانی از دو طریق اتفاق می‌افتد. ابتدا، در مرحله مدلسازی فرآیند‌ها و مرحله استاندارد‌سازی، دپارتمان‌ها و تیم‌های مختلف سازمان باید با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. آن‌ها باید فرایندهای مشترک را مشخص کنند. ایشان باید درک کنند که عملکرد مناسب هر کدامشان در فرآیندهای مشترک تا چه میزان برای سازمان سودمند خواهد بود. در مرحله بعد، این همکاری ترویج شده و با اجرای مدیریت فرآیندهای کسب و کار در سازمان تداوم پیدا خواهد کرد.این هشت عامل و شاید عوامل دیگر دلایل لازم و کافی برای هر سازمان و مدیران ارشد آن است تا با یک استراتژی درست نسبت به پیاده‌سازی BPM و به طبع آن BPMS و BAM اقدام کنند.میزان موفقیت هر سازمان بصورت مستقیم با میزان کارایی و اثربخشی فرایندهای آن ارتباط دارد و درواقع موفقیت یک سازمان در گرو اجرای بهینه کلیه فرایندهای آن با درنظر گرفتن تعاملات بین افراد، نرم‌افزارها و گردش اطلاعاتی است.خلاصه مدیریت فرآیندهای کسب و کار BPMBPM(مدیریت فرایندهای کسب و کار) روشی یکپارچه و نظام‌مند برای شناسایی، طراحی، اجرا ،پایش و بهبود فرآیندهای کسب و کار است. هدف از وجود BPM آن است که بتوان کلیه فرآیندهای سازمان را به منظور دستیابی به نتایج هدف گذاری شده منطبق بر اهداف استراتژیک سازمان مدیریت نمود و در این راستا سیستم BPMS ابزاری است برای طراحی، اجرا، پایش و بهبود مستمر فرایندها در  سازمان.با توجه به این توضیحات، تعدادی از مزیتهای استقرار چرخه مدیریت فرایند با استفاده از ابزارهای مناسب (BPMS) در سازمان را می توان بصورت زیر برشمرد:شناسایی ، اجرا و اصلاح فرآیندهاافزایش بهره وری  سازمانمدیریت تغییرات بدون اینکه خللی در امور جاری سازمان به وجود بیایدکاهش هزینه های مربوط به توسعه برنامه های کاربردی در سازمانامکان پیاده سازی تدریجی فرآیندهای سازمانیکپارچه سازی فرآیندها و خدماتتهیه گزارش ها و تحلیل های اجرایی و مدیریتیصدور هشدارها و واکنش های خودکارامکان بررسی درصد پیشرفت فعالیتهای جاری سازمانامکان کنترل و رهگیری وظایف و امور محوله به پرسنل…ارسال شده توسط داود ستوده رادآموزش تجارت الکترونیک، آموزش کارآفرینی اینترنتی، آموزش کسب و کار، آموزش کسب و کار اینترنتیبرچسب ها: بازاریابی کارآفرینی کسب و کار کسب و کار اینترنتینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راد</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 08:58:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن نامه های اداری چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-zmbrismv1d2e</link>
                <description>متن نامه های اداری چگونه است؟ در دنیای امروزی که تکنولوژی ارتباطات به سرعت رشد می‌کند، نامه های اداری همچنان به عنوان یک ابزار اساسی در ارتباطات حرفه ای دارای اهمیت بالقوه ای هستند. با این حال، اغلب افراد برای نوشتن نامه های اداری با ابزارهای سنتی آشنایی ندارند و به نمونه نامه های اداری نیاز دارند تا راهنمایی کاملی در این زمینه داشته باشند.نمایش فهرست این آموزش : [مخفی]متن نامه های اداری چگونه است؟ابعاد و اندازه نامه‌های اداریاجزای مختلف نامه اداریطرز استفاده از نمونه نامه هانمونه نامه های ادارینمونه نامه درخواست از مقام پایین&lt;br/&gt;◊راهنمای استفاده:&lt;br/&gt;نامه های داخلی :نمونه نامه واردی آموزش و پرورش&lt;br/&gt;نمونه نامه واردی  اداره بازرگانی&lt;br/&gt;یادداشت اداری&lt;br/&gt;نمونه یادداشت اداری&lt;br/&gt;نامه اداری داخلی – تشکر و قدر دانی&lt;br/&gt;نامه اداری داخلی- با ماهیت هماهنگی&lt;br/&gt;نامه اداری داخلی – با ماهیت خبری&lt;br/&gt;نامه اداری داخلی – با ماهیت دستوری&lt;br/&gt;نمونه نامه پاسخ به آگهی ها همکاری و درخواست استخدام:&lt;br/&gt;نمونه متن استعفا نامه اداری:&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست مرخصی بدون حقوق&lt;br/&gt;نمونه متن آگهی استخدامی:&lt;br/&gt; نمونه تقدیر نامه برای کارمندان بازنشسته:&lt;br/&gt; نامه اداری خارجی – تبریک&lt;br/&gt; نامه اداری داخلی-تشکر و قدردانی (اداری)&lt;br/&gt;نامه اداری خارجی- به واحد معین در سازمان دیگر&lt;br/&gt;نامه اداری خارجی- به شخص صاحب سمت در خارج از سازمان&lt;br/&gt;نامه اداری واردی- با ماهیت درخواستی&lt;br/&gt;نامه اداری داخلی- با ماهیت در خواستی  (کارمند به واحد- تقاضای انتقال محل خدمت)&lt;br/&gt;نامه اداری داخلی- با ماهیت درخواستی شخصی(انتقال دانشجو)&lt;br/&gt;نامه اداری واردی- با ماهیت درخواستی&lt;br/&gt;نامه اداری واردی- با ماهست در خواستی (استخدام)&lt;br/&gt; نامه اداری واردی- با ماهیت در خواستی(وام خرید کالا)&lt;br/&gt;نامه اداری داخلی – با ماهیت در خواستی&lt;br/&gt;نامه اداری داخلی – با ماهیت در خواستی&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست همکاری (شرکت در نمایشگاه)&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست همکاری با دانشگاه&lt;br/&gt;نمونه نامه اداری درخواست اقلام و تجهیزات&lt;br/&gt;نمونه نامه برای انتقال یا مهمان دانشجویان&lt;br/&gt;نمونه نامه برای اعتراض نمره دانشجویان&lt;br/&gt;نمونه نامه اداری و رسمی بازگشت به کار&lt;br/&gt;نمونه نامه اداری و رسمی معرفی طرح و ایده&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست وام و مساعده&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست تشویقی کارمندان&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست پرداخت مبلغ اضافه&lt;br/&gt;نمونه نامه قبول شغل مسئولیت و سمت&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست تعویض سنگ فرش پیاده رو&lt;br/&gt;نمونه نامه عذرخواهی از بابت اشتباه سرزده و تقلب&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست خرید کتاب برای کتابخانه مدرسه&lt;br/&gt;نمونه دعوت نامه انجمن اولیا و مربیان&lt;br/&gt;نمونه نامه اداری درخواست پرداخت حقوق&lt;br/&gt;نمونه نامه شکایت از اهانت ارباب رجوع در محیط&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست تغییر زمان برگزاری امتحانات&lt;br/&gt;نمونه نامه اعتراض به رأی سازمان تعزیرات حکومتی&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست استخدام 1&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست استخدام 2&lt;br/&gt;نمونه نامه اداری درخواست استخدام 3&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست مرخصی&lt;br/&gt;نمونه نامه درخواست مرخصی بدون حقوق&lt;br/&gt; نمونه درخواست استعفا&lt;br/&gt;نمونه آگهی استخدام&lt;br/&gt; نمونه متن تقدیرنامه برای کارمندان بازنشسته&lt;br/&gt;نمونه نامه انتقال دانشجو&lt;br/&gt; نمونه نامه اداری درخواست وام 1&lt;br/&gt;نمونه نامه اداری درخواست وام 2 (ضروری)&lt;br/&gt;نمونه نامه اداری درخواست وام 3 (وام ضروری برای اجاره خانه)&lt;br/&gt;نمونه نامه اداری درخواست امریه&lt;br/&gt;خلاصه متن نامه های اداریمتن نامه های اداری چگونه است؟نمونه نامه های اداری یک منبع مفید است که برای هرکسی که به دنبال راهی جدید برای ارتباطات حرفه ای است، بسیار مفید است. این نمونه نامه ها از مختلف دسته ها و موضوعات مانند نامه های رسمی، نامه های درخواستی، نامه های تجاری و… تشکیل شده اند و به شما کمک می‌کنند تا با استفاده از آنها نامه های اداری شخصی و حرفه ای خود را به طور مؤثر و قابل قبول بنویسید.متن نامه های اداری وسیله ای قدرتمند در دنیای کسب و کار است. این نوع نامه ها معمولاً در ارتباط با مسائل اداری و تجاری به کار می روند. آنها برای اطلاع رسانی، درخواست ها، تشکر، رفع ایرادات و حل اختلافات استفاده می شوند. این نامه ها باید با دقت و حساسیت نوشته شوند و از زبان مناسب، تناسب و قواعد ادبی پیروی کنند. در کل، متن نامه های اداری باید معلوم و قابل فهم برای مخاطبان باشد تا به راحتی درک شوند و بتوانند به درخواست ها و نیازهای مطرح شده پاسخ دهند.بریم بخونیم :  مدل OKR چیست ؟ابعاد و اندازه نامه‌های اداریانتخاب سایز مناسب کاغذ برای نامه‌های اداری از اهمیت خاصی برخوردار است به گونه‌ای که اگر سایز نامه کوچک باشد در لابه‌لای صفحات پرونده پنهان می‌شود و اگر سایز نامه بزرگ باشد از پوشه‌های استاندارد خارج می‌شود که در هر صورت امکان عدم پیگیری آن افزایش می‌یابد.ابعاد و اندازه استاندارد نامه اداری در بخش‌نامه نخست وزیری سال 1349 به شرح زیر ابلاغ شده است:قطع A3 مناسب برای جداول، نمودارها و صورت‌های مالی بزرگقطع A4 مخصوص نامه‌های اداری با بیش از 5 سطر کوچکقطع A5 مخصوص نامه‌های اداری کمتر از 5 سطر کوچک‌ترقطع A6 مناسب یرای مبادله یادداشت اداری بدون سرلوحهبرای حفظ هماهنگی نامه‌ها و سهولت در بایگانی آن‌ها در پوشه بدون پنهان مانده نوشته در زیر فنر پوشه باید فواصل حاشیه را در نخستین صفحه قطع بزرگ به شرح زیر رعایت کنید:4 سانتیمتر از بالای صفحه تا عنوان2 سانتیمتر از عنوان تا اولین سطر متن3/5 سانتیمتر از سمت راست حاشیه تا سطر اول2/5 سانتیمتر از سمت راست حاشیه تا سطر دوم1/5 سانتیمتر از سمت راست حاشیه تا سطر دوم2/5 سانتیمتر حاشیه پایین صفحه تا آخرین سطر نامه برای دستورها و یادداشت‌های درخواستیاجزای مختلف نامه اداریسربرگاجزای سربرگ عبارتند از: لوگو، تاریخ، شماره نامه و وضعیت پیوستیاد خداقبل از ذکر عنوان نام و یاد خداوند به صورت وسط‌چین نوشته می‌شود.عنواندر این قسمت نام گیرنده به همراه سمت، در صورت لزوم نام فرستنده به همراه سمت و موضوع نامه نوشته می‌شود. عبارتی نیز برای عرض ادب و احترام قبل از شروع متن نامه آورده می‌شود.متن نامه یا درخواستدر نگارش متن نامه یا درخواست اداری باید نکات زیر رعایت شود:متن نامه در یک بند نوشته شود.متن نامه کوتاه، صریح و گویا نوشته شود و از به‌کار‌بردن عبارات و کلمات حشو و هم‌معنی خودداری شود.از نوشتن کلمات و عبارات محاوره و عامیانه اکیداً خودداری شود.نشانه‌های نگارشی (ویرگول، نقطه و…) را بجا و درست استفاده شود.در ابتدای متن نامه با توجه به اینکه نامه اداری خطاب به چه شخصی است عبارت متناسب آورده شود:خطاب به مقام بالا: به استحضار می‌رساند…خطاب به مقام هم‌ردیف: به آگاهی می‌رساند…خطاب به مقام پایین: به اطلاع می‌رساند…چنانچه نامه اداری در پاسخ به نامه دیگر و یا مربوط به نامه دیگری است می‌توان در ابتدا متن به شماره نامه قبلی اشاره نمود. به طور مثال: پیرو نامه شماره….. یا عطف به نامه شماره… مورخ…اگر نامه بدون سابقه قبلی است، باید در ابتدا دلیل نوشتن نامه و نوع درخواست تقاضاکننده به روشنی بیان شود.اگر علت نوشتن نامه اجرای حکم قانونی است باید به اصل و یا ماده و تبصره قانون اشاره نمود.در نگارش آخرین جملات نامه که مربوط به درخواست است باید در ضمن سادگی با لحنی تأثیرگذار، بدون تملق نوشته شود.امضاء فرستندهدر قسمت سمت چپ به فاصله سه سطر از پایان متن نامه محل مناسب برای امضا فرستنده است که شامل موارد زیر می‌باشد:نام فرستند، سمت سازمانی، تاریخ، امضا و مهررونوشتهر نامه با توجه به استانداردهای موجود معمولاً در سه نسخه تنظیم می‌شود که نسخه اول برای گیرنده نامه، نسخه دوم برای قسمت اداری و نسخه سوم برای ارسال‌کننده نامه است. اما گاهی لازم است که علاوه بر گیرنده اصلی نامه، اشخاص و یا واحدهای دیگری از متن نامه اطلاع یابند و برای آن‌ها ارسال شود؛ در این صورت نام اشخاص و یا واحدهای موردنظر با عنوان رونوشت پس از متن نامه و قبل از امضا درج می‌گردد.پابرگبریم بخونیم :  نحوه ارتباط با مشتری چگونه است ؟در قسمت پابرگ مواردی چون آدرس، کدپستی، شماره تماس، وب‌سایت و غیره نوشته می‌شود.طرز استفاده از نمونه نامه هامی توان اجزای نمونه نامه های پایین را به دو نوع عبارت الگو یا اساسی که به صورت برجسته Bold نوشته شده است و عبارت قابل تغییر که حالت معمولی به چشم می خورد تقسیم کرد. بنابراین شما برای شخصی سازی متن کافی است عبارت های قابل تغییر را متناسب با موضوع خود تغییر دهید. بهتر است برای راهنمایی به توضیحات پایین هر نمونه که برای هر عبارت قابل تغییر توضیحی داده است توجه نمایید.نمونه نامه های ادارینمونه نامه درخواست از مقام پایینبه نام خداجناب آقای/سرکار خانم …..رییس/مدیر/سرپرست محترم …..با سلام و احترامبه آگاهی می رساند لازم است جهت معرفی محصولات جدید وارداتی که لیستی از آنها در پیوست موجود است (1)، نمایشگاه هایی در شهرستان های اصلی برگزار و از نمایندگان فروش دعوت به عمل آید. (2)مقتضی است محاسبات هزینه ای را انجام و پس از تأیید آن توسط اینجانب هر چه سریعتر به مرحله ی اجرا  برسانید. (3)امیدوارم با روحیه­ ی وقت شناسی و مسئولیت پذیری که از جنابعالی سراغ دارم از این کار همچون کارهای گذشته سرفراز بیرون بیایید. (4)◊راهنمای استفاده:(1) بیان دلیل درخواست اول(2) درخواست اول(3) درخواست دوم که ادامه­ی کار درخواست اول است.(4) تعریف و ترغیب در انجام بهتر درخواستنامه های داخلی :نامه هایی که در داخل یک سازمان بین واحد های مختلف مبادله می شود.سطح                                              هدفالف) واحد بالا به واحد پایین ——– ابلاغ پیام / دستور / خط مشی/ ایجاد هماهنگیب) واحد پایین به واحد بالا——— تقاضا / گزارشپ) هم عرض ———– تقاضات) واحد به کارمند———احکام ماموریت / ترفیع /تشویق / توبیخث) تقاضانامه های خارجی نامه های خارجی مخاطبان گوناگونی دارند، مانند یک واحد شناخته شده سازمان دیگر ، وزارتخانه یا سازمان دیگر و یا شخص حقیقینامه های واردینامه های واردی: به نامه ها یی گفته میشود که اشخاص حقیقی به وزارتخانه یا سازمان می نویسند.در این نوع نامه ها، ضوابط مربوط به عنوان نویسی نامه های اداری مراعات نمی شود.نمونه نامه واردی آموزش و پرورشمدیر محترم اداره کل کارگزینی آموزش و پرورش استان………                                  شماره…..تاریخ ….موضوع :درخواست استخدامپیوست…..  با سلام عطف به آگهی مندرج در روزنامه اطلاعات مورخ 1403/1/7 این جانب آمادگی خود را برای پیوستن به گروه آموزشی آن اداره کل اعلام می کنیم.مدارک لازم در چهار نسخه به همراه این درخواست تقدیم می گردد.با تشکر -داود ستوده رادآدرس: تبریز، خیابان قطران،کوچه سوم،پلاک 20شماره تلفن: ………..نمونه نامه واردی  اداره بازرگانیاداره محترم بازرگانی شهرستان……..                                                                                                                  شماره..                                                                                                                 تاریخ….پیوست….   با احترام ،به استحضار می رساند این جانب ……………….. از تاریخ 1403/7/21 تا 1403/7/23 جهت مراسم ازدواج برادرم نیاز به سه روز مرخصی دارم.خواهشمند است با مرخصی این جانب در تاریخ های یاد شده موافقت فرمایید.آدرس……..                                                                                  نام و نام خانوادگییادداشت اداریبدون رعایت ضوابط نگارش نامه اداری ، برای برقراری ارتباطهای فوری و غیر عادی سازمانی نوشته می شودکه می بایست توسط یک مقام سازمانی امضا و در دفاتر اداری ثبت گردد.یادداشت اداری معمولا برای دستور پرداختها ، جلوگیری از اجرای یک کار ، تسریع یک امر ضروری به کار می رود.بریم بخونیم :  چرخه ی عمر استارت آپ چیست ؟نمونه یادداشت اداریاداره کل ……آرم اداره                                به نام خدا                                                                                                                                            تاریخ…..                                                                                                          پیوست…..جناب آقای داود ستوده رادمدیر محترم امور مالی…….نظر به اینکه آقای پرویز آریایی (کارگردان و تهیه کننده) طرف قرارداد شماره ………… مورخ 1403/3/17  قسمت اول و دوم فیلم مورد قرارداد را تهیه و ارائه نموده اند، خواهشمند است نسبت به پرداخت اقساط سوم و چهارم قرار داد اقدام نمایید و با توجه به کیفیت بسیار خوب فیلم ، بر اساس ماده 7 قرارداد مزبور 15% اضافه بابت حسن اجرای کار در وجه نامبرده پرداخت کنید.                                                                                                              داود ستوده ر ادمعاون طرح و برنامهیادداشت اداری چون در دفتری به نام اندیکاتور ثبت نمیشه شماره نداره ولی تاریخ و امضاء دارهویرایشگر: نگار شادنامه اداری داخلی – تشکر و قدر دانیبه نام خدا                 آرمسازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران                                                                                                                      تاریخ                                                                                                                     شمارهدفتر ریاستهمکار ارجمند جناب آقای دکتر……………با سلام   بدین وسیله مراتب قدر دانی و سپاس سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران را از حسن همکاری ، خدمات خالصانه و زحمات بی شائبه جناب عالی طی دوره چهار ساله عضویت در هیات مدیره نظام پزشکی شهرستان تهران اعلام نموده ، برای شما در تمام عرصه های زندگی آرزوی موفقیت و بهروزی می نمایم.دکتر داود ستوده راد رئیس کلنامه اداری داخلی- با ماهیت هماهنگیآرم                                                                       شماره:           وزارت نیرو                                                                     تاریخ:      معاونت آموزش و نظارت                                                         پیوست : تصویر فرم مشخصات به: اداره کل کارشناسی فنیاز: معاونت آموزش و نظارت وزارت نیروموضوع: ابلغ مشخصات فنی یکسان به کارخانه های تولید تجهیزات برقی   با سلام به اطلاع می رساند در بررسی های به عمل آمده ، مشخص شد بازرسان آن اداره در ابلاغ مشخصات فنی تجهیزات برقی به کارخانه ها از مشخصات یکسان استفاده نمی کنند و این امر سبب تنزل کیفیت محصولات کارخانه ها شده است. لذا دستور فرمایید از این پس بازرسان آن اداره فقط مشخصات مصوب هیات کارشناسان معاونت آموزش و نظارت را که به پیوست ارسال می گردد، به کارگاههای ساخت تجهیزات ابلاغ کنند.لازم به توضیح است در صورت مشاهده تخلف،با بازرسان متخلف بشدت برخورد خواهد شد.                                                                                                        داود ستوده رادمعاون آموزش و نظارت وزارت نیرونامه اداری داخلی – با ماهیت خبریآرم      شرکت ریخته گری تراکتور سازی ایران                                                      تاریخ                   (سهامی عام)                                                                           شماره   تابع سازمان گسترش و نو سازی صنایع ایران                                              پیوست  به: امور مالی / امور اداری / مرکز اطلاعات و کامپیوتر  از: برنامه ریزی امور پشتیبانی  موضوع: ایجاد کد سازمانی  با سلام و احترام ، پیرو تصمیمات و مصوبات هیات مدیره شرکت ، واحد مهندسی تولید زیر مجموعه و نظر مدیر ارشد امور تولید، ایجاد گردید. کد سازمانی واحد مذکور – برای هر گونه اقدام بایسته – به شرح زیر اعلام می گردد:(526000)                                                                               برنامه ریزی امور پشتیبانیرونوشت:                                                                                             داود ستوده راد– معاون محترم اداری و مالی– مدیر محترم امور ارشد– واحد مهندسی تولید-بایگانینشانی کارخانه: تبریز………..نامه اداری داخلی – با ماهیت دستوریآرم                                                                                          تاریخ …. وزیر کشور                                                                                     شماره ….وزارت کشور                                                                                   پیوست: یک برگ                                              به نام خداجناب آقای ….استاندار محترم آذربایجان شرقی با سلام  تصویر مصوبه شماره 12366 /ت30626 ک مورخ 1403/6/30  کمیسیون موضوع اصل 138 قانون اساسی مبنی بر اصلاحات و تغییرات تقسیمات کشوری در شهرستان آذر شهر و نقشه های مربوط به پیوست ارسال می گردد.     مقتضی است دستور فرمایید با توجه به قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری و آیین نامه اجرایی آن اقدام لازم معمول دارند.بریم بخونیم :  بازار هدف  Target Market چیست؟نام و نام خانوادگی وزیرداود ستوده رادنمونه نامه پاسخ به آگهی ها همکاری و درخواست استخدام:مدیریت محترم استخدام شرکت …….. باسلام واحترام ، پیرو درج آگهی استخدام آن شرکت در نشریه …………… مورخ ………… جهت همکاری دربخش ……. آن شرکت ، به پیوست مشخصات و سوابق شغلی خود (رزومه) خود را برای اعلام آمادگی جهت همکاری تقدیم می دارم . امیدوارم ویژگی های اینجانب ازجمله، تحصیل در رشته ……….. و گذراندن دوره های …….. ، تسلط کامل به زبان انگلیسی، داشتن مهارت های ارتباطی قوی، اعتماد به نفس بالا واشتیاق به یادگیری مداوم و به روز نمودن اطلاعات شغلی مورد توجه آن مدیریت محترم قرارگیرد و فرصتی را فراهم سازد تا بتوانم خواست ها و خدمات مورد نظر آن شرکت را برآورده سازم . ضمن آرزوی توفیق و بهروزی برای جنابعالی، از وقتی که به بررسی رزومه اینجانب اختصاص می دهید تشکر نموده و آمادگی خود را جهت حضور در آن شرکت برای ارائه سایراطلاعاتی که لازم باشد و آشنایی بیشتر اعلام می دارم.با تشکر – نام و نام خانوادگی                                                                                                                   امضاءنمونه متن استعفا نامه اداری:هشدار : لطفا قبل از نوشتن نامه استعفا تمام جوانب کار را در نظر بگیرید. استرس و حجم کاری بالا، تنش با رییس و همکاران و درگیری با ارباب رجوع دلیل قابل قبولی برای استعفا نیست. لطفا در حالت عصبانیت تصمیم گیری نکنید جناب آقای …. مدیر محترم امور اداری / رییس محترم اداره کارگزینی با سلام و احترام بدینوسیله اینجانب …………. به شماره کارمندی …… و به شماره شناسنامه ……. که از تاریخ ……….. در این شرکت با سمت ……. در واحد …… مشغول بکار می باشم بدلایل شخصی / کاری تقاضای استعفای خود را از تاریخ …………… بحضور تقدیم می دارم. خواهشمند است دستور فرمایید اداره امور کارکنان درخصوص درخواست اینجانب اقدام لازم مبذول نمایند. بدیهی است اینجانب تا زمان تسویه حساب در خدمت شرکت بوده و در صورت نیاز آمادگی دارم تا آموزش نفر جدید جهت تصدی شغل مربوطه را بر عهده گیرم. پیشاپیش از حسن نظر جنابعالی کمال تشکر خویش را ابراز نموده و توفیق جنابعالی و دیگر همکاران محترم مجموعه را از خداوند منان خواستارم.با تشکر و سپاسنام و نام خانوادگی                                                                                                                    تاریخ و امضابریم بخونیم :  پرسونای مشتری چیست؟نمونه نامه درخواست مرخصی بدون حقوقجناب آقای ……. رییس محترم امور کارکنان موضوع : درخواست مرخصی بدون حقوق با سلام و احترام بدینوسیله به استحضار می رساند  اینجانب …………. با توجه بروز برخی مشکلات خانوادگی / تحصیلی / شخصی متقاضی استفاده از مرخصی بدون حقوق به مدت …… ماه از تاریخ …………. می باشم. خواهشمند است درصورت صلاحدید با توجه به نیاز مبرم و ضرورت موضوع برای اینجانب با تقاضای اینجانب موافقت و دستورات لازم را در این خصوص صادر فرمایید. پیشاپیش از مساعدت و حسن اعتماد جنابعالی کمال تشکر را دارم.                                                                                      با تشکر و سپاس                                                                                   نام و نام خانوادگی                                                                                                                     تاریخ و امضانمونه متن آگهی استخدامی:شرکت تولید …….. برای تکمیل کادر …….. خود در ……..،  ازافراد علاقمند و فعال درزمینه …….. که مسلط به یکی اززبان های فرانسه و یا انگلیسی بوده و دارای روابط عمومی و فن بیان عالی باشند دعوت به همکاری می کند. واجدین شرایط درخواست و سوابق خود را ازطریق نمابر……………..یا پست الکترونیک …………….. ارسال دارند.نمونه تقدیر نامه برای کارمندان بازنشسته:تقدیر نامه همکار ارجمند جناب آقای ……..اکنون که پس از سالها خدمت در راه توسعه شرکت از تاریخ …….. به افتخار بازنشستگی نایل آمده اید ، شایسته است از تلاش و کوشش بیدریغ شما در  پیشرفت ، ارتقاء و گسترش شرکت تشکر و قدردانی بعمل آید. فرصت را مغتنم دانسته از درگاه احدیت دوران بازنشستگی توام با سعادت و موفقیت برای جنابعالی و خانواده محترمتان مسئلت می نمایم. بدیهی است جنابعالی عضو افتخاری خانواده بزرگ شرکت …….. خواهید بود .نام و نام خانوادگی – مدیرعاملنامه اداری خارجی – تبریکتاریخ:16/4/1403آرم                                                 شماره:4155/105ریاست جمهوریسازمان مدیریت و برنامه ریزی      دفتر رئیس سازمانجناب آقای دکتر…..عضو محیرم هیات رئیسه مجلس شورای اسلامیانتخاب جناب عالی را به سمت عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی درسال…………..دوره………… قانون گذاری مجلس. صمیمانه تبریک عرض می نمایم امیدواریم در پناه الطاف خداوند متعال و با حسن تدبیر و درایت شما مجلس محترم در پیشبرد اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی بیش از پیش موفق باشید.نام وامضانامه اداری داخلی-تشکر و قدردانی (اداری)آرم       سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران                                                                                                                                    تاریخ:13/10/1403                                                                                                             شماره:24040/1دفتر ریاستهمکار ارجمند جناب آقای دکترسلام علیکم     بدین وسیله مراتب قدردانی و سپاس سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران را از حسن همکاری خدمات خالصانه و زحمات بی شائبه جناب عالی طی دوره چهار ساله عضویت در هیات مدیره نظام پزشکی شهرستان تهران اعلام نموده.برای شما در تمام عرصه های زندگی آرزوی موفقیت و بهروزی می نمایم.                                                                                              دکتر داود ستوده راد رئیس کلبریم بخونیم :  پرسونا چیست؟نامه اداری خارجی- به واحد معین در سازمان دیگربه نام خدا                                 آرم              وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی                      معاونت امور سینمایی                                                                                              تاریخ:12/3/1403شماره:1432/201پیوست:…………به: وزارت علوم و تحقیقات و فناوری-اداره کل امور دانشجویاناز:وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی-معاونت امور سینماییموضوع:موافقت با بازدید ذانشجویان از کار گاههای فیلم سازی                                                   با احترام بازگشت نامه شماره1221 مورخ 16/1/1403 به آگاهی میرساند این معونت با بازدید دانشجویان رشته های هنری مرتبط از کارگاههای فیلم سازی وابسته به اداره ها یکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سراسر کشور موافقت می کند.داود ستوده راد                                                                                         معاون امور سینمایینامه اداری خارجی- به شخص صاحب سمت در خارج از سازمانبه نام خدا                            آرم    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی                                                                                                                   تاریخ:8/2/1403                                                                                                                 شماره:2113/210                                                                                                                 پیوست:………….. به:آقای محمد نیایش- مدیر مسوول محترم انتشارات نوراز:وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی-معاونت فرهنگیموضوع:دعوت به مراسم افتتاح نمایشگاه بین المللی کتاب    با سلام از جناب عالی دعوت می شود در مراسم افتتاح هفدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران که در روز …………مورخ 15/2/1403 در محل همایش های نمایشگاه بین المللی تهران برگزار می گردد حضور یابید.                                                                                       داود ستوده راد                                                                                     معاون فرهنگینامه اداری واردی- با ماهیت درخواستیرئیس محترم بانک ملی شعبه دانشگاهسلام علیکبا احترام نظر به اینکه این جانب حساب جاری(23045)حقوق خود را به شعبهمتبوع انتقال داده ام خواهشمند است دستور فرمائید یک دسته چک برای استفاده بندهصادر گردد.                                                                                         با تشکر                                                                                    داوود ستوده رادنامه اداری داخلی- با ماهیت در خواستی  (کارمند به واحد- تقاضای انتقال محل خدمت)تاریخ:25/10/1403 رئیس محترم اداره……………با سلام نظر به اینکه این جانب مدت دو سال پیاپی در شهرستانهای…………و……….مشغول انجام وظیفه می باشم.اکنون به دلیل گرفتاریهای خانوادگینمیتوانمدر خارج از مرکز خدمت نمایم.از جناب عالی تقاضا دارم با انتقال بندهبه مرکز موافقت فرمایید تا با رغبت و دل گرمی بیشتری وظایف خود را ایفا کنم..داود ستوده راد–نامه اداری داخلی- با ماهیت درخواستی شخصی(انتقال دانشجو)تاریخ:……..رئیس محترم دانشگاه آزاد اسلامی واحد……….سلام علیکم   با احترام این جانب داود ستوده راد دانشجوی کاردانی حسابداری ورودی 1403 به دلیل مشکلات ذیل تقاضای انتقال به واحد تبریز را دارم:1-بنده در شرکت………….شاغل هستم و این امر حضور مرا در کلاسهای درسی و استفاده از آموزش حضوری غیر ممکن می سازد.2-به علت مسافت طولانی راه بنده ناگذیرم از مرخی روزانه استفاده کنم و تکرار این مورد را مسوولان سازمان نمی پذیرند بنابراین در موارد بسیار مجبور می شوم برخی از درسهای خود را حذف کنم.3-به دلیل متاهل بودن هزینه های بالای سرپرستی خانواده تحمل مخارج رفت و آمد را برای من دشوار کرده است.تقاضا دارم برای حل مشکلات بنده دستور مساعدت صادر فرمایید.امضانامه اداری واردی- با ماهیت درخواستیتاریخ:……………..جناب آقای دکتر………رئیس محترم دبیرخانه منطقه 2 دانشگاه….موضوع:در خواست استخدام سلام علیکم      با سلام عطف به شماره ………….تاریخ………روزنامه اطلاعات درباره کارشناس آموزشی این جانب آمادگی خود را برای همکاری اعلام می کنم.مدارک لازم در 5 نسخه به شرح زیر-به پیوست – تقدیم می گردد:1-تصویر دانشنامه لیسانس2-تصویر برگ پایان خدمت3-تصویر تمامی صفحات شناسنامه4-تصویر سوابق کار                                                                                            با سپاس داود ستوده رادنشانی و تلفن……………………………………………………..بریم بخونیم :  چرخه عمر کسب و کار چیست ؟نامه اداری واردی- با ماهست در خواستی (استخدام)تاریخ……..جناب آقای…………رئیس محترم……..       با سلام این جانب به دلیل داشتن تخصص…………….و تناسب رشته تحصیلی خود با زمینه سازمان متبوع علاقه مندم در آن سازمان به فعالیت بپردازم.      خواهشمند است دستور فرمایید در صورت امکان با استخدام بنده موافقت شود.مدارک لازم به شرح زیر پیوست در 4 برگ تقدیم می گردد:1-تصویر مدارک کارشناسی2-تصویر کارت پایان خدمت3-تصویر شناسنامه4-تصویر گواهی دوره تخصصی                                                                                               داود ستوده رادنشانی و تلفن……………………………………………………نامه اداری واردی- با ماهیت در خواستی(وام خرید کالا)تاریخ……………رئیس محترم بانک ملی شعبه……موضوع:درخواست وام خرید کالا     با سلام نظر به اینکه این جانب برای خرید لوازم خانگی نیاز ضروری به وام دارم .خواهشمند است دستور فرمایید اقدام مقتضی در این مورد به عمل آید.به پیوست 2 برگ فاکتور خرید تقدیم می گردد.داود ستوده رادنشانی و تلفن………………………………………….(کارمند به واحد – تقاضای وام ضروری)نامه اداری داخلی – با ماهیت در خواستیبه نام خدا                                                                                                                     تاریخ……..                                                                                                                    پیوست : تصویر اجاره نامهبه:جناب آقای داود ستوده راد – مدیر عامل محترم شرکت…….از:احمد نیازی – کارمند دایره کارگزینیموضوع:در خواست وام       با سلام به استحضار می رسانم چون موجر این جانب برای تجدید قرارداد اجاره  منزل مبلغ 100/000/00 به ودیعه افزوده است مستدعی است با پرداخت وام ضروری برابر مبلغ یادشده به این جانب موافقت فرمایید.با تشکر- داود ستوده راد                                                                                           کارمند دایره کار گزینینامه اداری داخلی – با ماهیت در خواستی(کارمند به واحد – تقاضای وام ضروری)                                                                                                                     تاریخ……………جناب آقای………….رئیس محترم اداره ………..موضوع:در خواست وام ضروری    با سلام این جانب برای ……………..نیاز به……………ریال وام ضرور ی دارمخواهشمند است دستور مساعدت صادر فرمایید.                                                                                                  با تشکر داود ستوده راد                                                                                              کارشناس پژوهشی ادارهنمونه نامه درخواست همکاری (شرکت در نمایشگاه)جناب آقای / سرکار خانم…..مدیر محترم اجرایی نمایشگاه…..با سلام و احترامبدین‌وسیله به استحضار می‌رساند اینجانب….. با مسئولیت….. در مرکز / مجموعه / شرکت….. پس از مطالعه شرایط پذیرش متقاضیان و پر نمودن فرم تکمیلی برنامه‌ها بدین‌وسیله آمادگی خود و مجموعه مذکور را جهت حضور فعال و موثر در نمایشگاه………. به حضور اعلام می‌دارم.خواهشمند است دستور فرمایید اقدامات لازم مبذول و از نتیجه این امور را مطلع نمایند.بدیهی است هرگونه تغییر در تصمیم گیر‌ی حضور این شرکت در نمایشگاه الزاماً به صورت کتبی اعلام خواهد شد و در غیر این صورت مسئولیت مالی آن بر عهده این شرکت خواهد بود.به امید آنکه بتوانیم با کمک یکدیگر گامی هرچند کوچک در بهبود فضای کسب و کار کشورمان برداریم.با تشکرنام، سمت، امضا و تاریخنمونه نامه درخواست همکاری با دانشگاهجناب آقای / سرکار خانم….ریاست محترم دانشکدهبا سلاماحتراماً به استحضار می‌رساند اینجانب….. دانشجوی رشته….. ورودی……. متقاضی همکاری با دایره امتحانات به عنوان مراقب می‌باشم. خواهشمند است در صورت صلاحدید دستورات لازم را صادر فرمایید.بریم بخونیم :  فرق ایده و فرصت چیست ؟با تشکرتاریخ و امضانمونه نامه اداری درخواست اقلام و تجهیزاتجناب آقای / سرکار خانم………مدیر محترم…….با سلام و احترامبدین‌وسیله به استحضار می‌رساند این امور جهت انجام……….. نیاز به اقلام و تجهیزات زیر دارد. خواهشمند است دستور فرمایید مساعدت لازم مبذول نمایند.1-2-3-پیشاپیش از حسن توجه جنابعالی کمال تشکر را دارم.با تشکر(نام و نام خانوادگی درخواست‌کننده)…………..رئیس قسمت…….نمونه نامه برای انتقال یا مهمان دانشجویانجناب آقای / سرکار خانم…….ریاست محترم دانشگاه……..با سلام و احترامبدین‌وسیله اینجانب….. دانشجوی ورودی…… ماه سال……. به علت اینکه پس از قبولی در دانشگاه و آغاز دوران دانشجویی متاهل گردیده و  محل اشتغال دائم همسرم، در…. می‌باشد تقاضای میهمان به مدت…. به دانشگاه…….. می‌باشم.البته مشکلات دیگری نیز دارم از جمله مشکلات مالی، اجتماعی، خانوادگی و فوت یکی از اقوام درجه اول؛ از جنابعالی تقاضا دارم دستور فرمایید مساعدت لازم در خصوص دانشجوی میهمان مبذول نمایند.با تشکر و سپاس(نام و نام خانوادگی درخواست‌کننده)…………..نمونه نامه برای اعتراض نمره دانشجویانبسمه تعالیجناب آقای / سرکار خانم……استاد گرامی استاد درس……با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شمابدین‌وسیله اینجانب……. دانشجوی رشته کارشناسی…… در کلاس……. نسبت به گرفتن نمره پایین در نمره درس…… از شما استاد عزیز گله‌مندم.اینجانب برای این درس در طول ترم تلاش بسیار کرده‌ام و درس را با علاقه فراوان دنبال می‌کردم و تکالیف و ترجمه متن‌ها را با دقت و وسواس فراوان انجام می‌دادم و وقت بسیاری را برای درس…….. صرف می‌کردم. بنده حقیر تمام تلاش خود را برای فعال بودن در کلاس نیز انجام داده و این روند را در طول ترم دنبال کردم.در امتحان پایان ترم نیز تمام تلاش خود برای گرفتن نمره کامل درس به کار گرفتم تا رضایت‌بخش‌ترین و بهترین عملکرد و نتیجه را داشته باشم.با ایمان به اینکه نمره کامل این درس را دریافت می‌کنم. اما با دیدن نمره خود و مقایسه با دیگر دانشجویان ضعیف کلاس که نمره‌های بالاتر دریافت کرده بودند بسیار متعجب شدم.اینجانب از حضرتعالی استدعا دارم یک بار دیگر برگه امتحانی و عملکرد کلاسی اینجانب را مورد بررسی و بازبینی قرار دهید.با تشکر و سپاس فراواننمونه نامه اداری و رسمی بازگشت به کاربه نام خداجناب آقای / سرکار خانممدیر محترم امور اداری / رییس محترم اداره کارگزینیبا سلام و احترامبدین‌وسیله به استحضار می‌رساند اینجانب…………. به شماره کارمندی / پرسنلی ……… و به شماره شناسنامه……… که از تاریخ………. در شرکت با سمت……… در واحد……… مشغول به کار بوده‌ام متاسفانه بنا به دلایل شخصی / کاری  ناچار به استعفا و ترک کار از تاریخ………. گردیده‌ام با توجه به مشکلات بیشماری که پس از ترک شرکت با آن مواجه شده‌ام، از جنابعالی تقاضای بازگشت به کار داشته و تعهد می‌نمایم در صورت موافقت با شروع به کار اینجانب به نحو احسن نسبت به انجام امور محوله اهتمام ورزم.پیشاپیش از حسن نظر جنابعالی کمال تشکر خویش را ابراز نموده و استدعا دارم در صورت صلاحدید با بازگشت به کار اینجانب موافقت فرمایید.با تشکر و سپاسنام و نام خانوادگیتاریخ و امضانمونه نامه اداری و رسمی معرفی طرح و ایدهبه نام خداجناب آقای / سرکار خانم …….مدیرعامل محترم………..با سلام و احترامبدین‌وسیله به استحضار می‌رساند اینجانب……….. دانشجو / فارغ‌التحصیل رشته با توجه به نیاز کشور عزیزمان به………. پس از سال‌ها تلاش و آزمایشات مختلف موفق به اختراع و نوآوری جدیدی در خصوص …….. گردیدم که دارای خصوصیات فوق‌العاده ای در زمینه ……. می‌باشد. با توجه به اینکه اینجانب تمایل دارم اختراع و ایده ثبت شده خود را که با شماره………. در سازمان ثبت اختراعات به ثبت رسیده به تولید انبوه برسانم از جنابعالی تقاضا دارم:نسبت به معرفی اینجانب به سازمان یا شرکتهایی که توان کمک به این اجرای طرح را داشته باشند مساعدت لازم مبذول فرمایید.یا به علت اینکه اینجانب توان تولید انبوه محصول را ندارم نسبت به بررسی طرح مربوطه و ارزش گذاری ریالی طرح در آن شرکت / سازمان جهت واگذاری طرح به آن شرکت محترم جهت تولید و عرضه محصول مساعدت لازم مبذول نمایند.دستور فرمایید با بررسی طرح  توجیهی پیوست در صورت امکان نسبت به در اختیار قرار دادن زمین / کارگاه / وام جهت ایجاد کارگاه تولیدی مساعدت گردد تا بتوانم ضمن تولید محصول و ایجاد ارزش افزوده قدمی هرچند کوچک در جهت  اشتغال‌زایی و توسعه کشور بردارم.بریم بخونیم :  بازار هدف  Target Market چیست؟از توجه و مساعدت حضرتعالی کمال تشکر و قدردانی را دارم.با تشکرنام و نام خانوادگیامضا و تاریخنمونه نامه درخواست وام و مساعدهجناب آقای / سرکار خانم ……….رییس محترم امور کارکنانبا سلام و احترامبدین‌وسیله اینجانب………….. به شماره کارمندی / کارگری / پرسنلی ………… که در قسمت ……….. مشغول به کار می‌باشم به دلیل مشکلات مالی و شخصی، تقاضای دریافت مبلغ ………. ریال وام / مساعده حقوق دارم که به اقساط ماهیانه …….. ریال یا در مدت……. ماه توسط قسمت حسابداری از اولین حقوق و دستمزد پس از دریافت کسر گردد.خواهشمندم دستور فرمایید اقدام لازم مبذول نمایند.پیشاپیش از دستور مساعده جنابعالی کمال تشکر را دارم.با تشکرامضانمونه نامه درخواست تشویقی کارمندانجناب آقای / سرکار خانم ……..مدیرعامل محترم شرکتبا سلام و احترامبدین‌وسیله با عنایت به خدمات شایسته و ارزشمند آقای / خانم ……….به شماره کارمندی / پرسنلی ……….. در خصوص انجام امور محوله به نحو احسن؛ پیشنهاد می‌گردد معادل یک ماه حقوق و مزایا به همراه پرداخت هزینه یک سفر زیارتی به مشهد مقدس به نامبرده به عنوان پاداش تعلق گیرد.خواهشمند است در صورت صلاحدید دستورات لازم را مبذول فرمایید.با تشکرامضانمونه نامه درخواست پرداخت مبلغ اضافهجناب آقای / سرکار خانم …..رییس محترم کارگزینیبا سلام و احترامبدین‌وسیله به استحضار می‌رساند اینجانب…….. به شماره کارمندی / پرسنلی ……. شاغل در واحد…… در ماه گذشته به میزان ……….. ساعت اضافه کاری داشته‌ام لیکن در صورتحساب حقوق این ماه پرداخت نگردیده است.خواهشمندم دستور فرمایید اقدام لازم مبذول نمایند.با تشکرامضا و تاریخنمونه نامه قبول شغل مسئولیت و سمتجناب آقای / سرکار خانم ……..مدیرعامل محترم شرکتبا سلام و احترامبدین‌وسیله ضمن تشکر از اعتماد و اطمینان جنابعالی به اینجانب در خصوص پیشنهاد شغل سرپرستی واحد تضمین کیفیت؛ بدین‌وسیله به صورت کتبی آمادگی خود را جهت پذیرش آن به حضور اعلام می‌دارم و با اتکای به خداوند متعال تمام تلاش خود را خواهم کرد تا این مسئولیت خطیر را به نحو مطلوبی به انجام برسانم.با تشکر و سپاسامضا و تاریخنمونه نامه درخواست تعویض سنگ فرش پیاده روجناب آقای / سرکار خانم……..شهردار محترم شهر…….با سلام و احترامبدین‌وسیله به استحضار می‌رساند اینجانب…….. به نمایندگی از جمعی از ساکنین محله / مغازه داران  محدوده کوچه …….. از جنابعالی تقاضا دارم با توجه به برآمدگی و شکستگی زیاد سنگ فرشهای پیاده رو کنار خیابان ………. حد فاصل بین …… و…… که قدمتی ……….. ساله دارند و علاوه بر زشت کردن چهره شهرمان باعث بروز برخی حوادث برای اطفال یا بانوان و افراد مسن گردیده است اقدام عاجل در جهت تعویض و نوسازی صورت پذیرد.همچنین با توجه به ضرورت همکاری و همیاری همگانی در داشتن شهری خوب و زیبا و محدودیت منابع مالی شهرداری آمادگی خود را  جهت تامین مصالح اعلام نموده و پرداخت بخشی از هزینه‌های مربوطه را متقبل می‌گردیم. با توجه به اقدامات مثبت جنابعالی در دوره تصدی سمت شهرداری از حضرتعالی تقاضا داریم مساعدت لازم مبذول فرمایید. پیشاپیش از حسن توجه و دستور مساعد و عاجل جنابعالی کمال تشکر و امتنان را داریم.بریم بخونیم :  پرسونای مشتری چیست؟با تشکر و سپاسامضا و تاریخنمونه نامه عذرخواهی از بابت اشتباه سرزده و تقلبجناب آقای / سرکار خانم ……….مدیر محترم مدرسهبا سلاماحتراماً به اطلاع جنابعالی می‌رساند اینجانب……. دانش‌آموز مقطع اول ابتدایی با وجود مطالعه دروس به علت استرس زیاد و نگرانی فراوان از نتیجه امتحان اشتباه بسیار بزرگی را مرتکب شده و برگه‌ای که  تقلب محسوب می‌شد را با خود به همراه داشتم که همین امر موجب شد با وجود آنکه از برگه تقلب استفاده ننمودم به عنوان متخلف شناخته شوم و باعث آزردگی و رنجش خاطر معلم محترم و زحمتکشمان که تمام تلاش خود را در جهت آموزش و یادگیری ما داشته است و همچنین شرمساری والدینم گردم.اینجانب مسئولیت اشتباه خود را به عهده گرفته و از بابت اشتباه خود نادم و پشیمان هستم و متعهد می‌گردم که دیگر چنین اشتباهی را مرتکب نشوم.لذا از شما خواهشمندم عذرخواهی اینجانب را بپذیرید و فرصت دیگری جهت جبران اشتباهاتم در اختیارم بگذارید.با تشکر و تقدیم احترامنام و نام خانوادگینمونه نامه درخواست خرید کتاب برای کتابخانه مدرسهجناب آقای / سرکار خانممدیر محترم مدرسه ابتداییبا سلاماحتراماً به اطلاع می‌رساند اینجانب…….. دانش‌آموز مقطع اول ابتدایی به نمایندگی از دیگر همکلاسی‌هایم از جنابعالی تقاضا داریم با توجه به اهمیت کتاب و کتابخوانی و لزوم بروز بودن کتاب‌های موجود در کتابخانه مدرسه؛ بودجه‌ای جهت خرید کتاب‌های جدید در نظر گرفته شود.با تشکر و تقدیم احترامنمونه دعوت نامه انجمن اولیا و مربیانولی محترم و ارجمند دانش‌آموزسلام علیکممدرسه منزلگاه تربیت و پرورش فرزند شماست و کانون گرم خانواده نیز؛ بنابراین لازمه تربیت صحیح، وجود ارتباط و هماهنگی کامل بین خانه و مدرسه است.فقط با یکسویه و هم جهت بودن این دو محیط است که رنج‌ها و زحمات به نتیجه‌ای نیکو خواهد رسید.برای تحقق اهداف فوق از جنابعالی دعوت می‌شود تا در جلسه انجمن اولیا و مربیان مورخ…. روز….. شرکت فرمایید.حضور به موقع شما مزید امتنان است.با تشکر مدیر مدرسهزمان: راس ساعت…… تا…….مکان:……………..خواهشمند است هنگام مراجعه فرم را تکمیل و تحویل نمایید.اینجانب……….. ولی دانش‌آموز………… کلاس………… راس ساعت…….. در جلسه شرکت نمودم.در صورت عدم مراجعه علت را در پشت برگه مرقوم فرمایید و به مدرسه تحویل دهید.نمونه نامه اداری درخواست پرداخت حقوقجناب آقای / سرکار خانمریاست محترمبا سلاماحتراماً به استحضار می‌رساند اینجانب……… از مورخ….. به عنوان….. مشغول در واحد…….. می‌باشم. با عنایت به اینکه به مدت….. ماه حقوقی به اینجانب پرداخت نگردیده؛ به علت بروز برخی مشکلات مالی در تنگنای شدید می‌باشم.لذا از جنابعالی تقاضا دارم دستور لازم جهت پرداخت مساعده حقوق به اینجانب را مبذول نمایید.پیشاپیش از حسن نظر جنابعالی کمال تشکر را دارم.با تشکرنمونه نامه شکایت از اهانت ارباب رجوع در محیطجناب آقای / سرکار خانمرییسبا سلام و  احترامبدین‌وسیله به استحضار می‌رساند که در تاریخ…………….  آقای / خانم ……… به نشانی …….. پس از آنکه درخواست غیرقانونی ایشان مبنی بر وام بیشتر و خارج از نوبت جهت سفر تفریحی با پاسخ منفی اینجانب مواجه گردید با صدای بلند و به کار بردن الفاظی ناشایست و موهن، به اینجانب توهین و فحاشی نموده‌اند. با عنایت به دلایل محکم اینجانب که عبارت از استشهادیه و شهادت شهود می‌باشد، از شما درخواست رسیدگی سریع و مجازات نامبرده به اتهام توهین و فحاشی را دارم.با تشکر و سپاس فراواننام و نام خانوادگینمونه نامه درخواست تغییر زمان برگزاری امتحاناتجناب آقای / سرکار خانممدیر محترم گروه………..با سلاماحتراماً اینجانب……… دانشجوی رشته….. به نمایندگی از تعدادی از دانشجویان مشروحه زیر به دلیل تلاقی امتحان دروس…….. و………. در یک روز و اینکه این دو درس از دروس بسیار مهم رشته….. می‌باشند و به لحاظ آمادگی بهتر جهت آزمون از حضرتعالی تقاضا داریم در صورت امکان نسبت به جابجایی تاریخ امتحان یکی از دروس و ترجیحاً درس……… به تاریخ دیگری دستور لازم را مبذول فرمایید.بریم بخونیم :  پرسونا چیست؟پیشاپیش از حسن توجه و مساعدت حضرتعالی کمال تشکر را داریم.با تشکرتاریخ و امضانمونه نامه اعتراض به رأی سازمان تعزیرات حکومتیجناب آقای / سرکار خانمرییس محترم شعبه…… بدوی سازمان تعزیرات حکومتیبا سلام و احترامبدین‌وسیله مراتب اعتراض خود به دادنامه شماره…. صادره در خصوص پرونده…. را تقدیم می‌دارم:(متن اعتراض)در انتها مجدداً مراتب اعتراض و درخواست بررسی مجدد موضوع را به حضور اعلام می‌نمایم.با تشکر و سپاسنمونه نامه درخواست استخدام 1به نام خداشماره:……….تاریخ:………….پیوست:……….مدیر محترم اداره کل کارگزینی………………. (نام ارگان یا سازمان)موضوع: درخواست استخدامبا سلامعطف به آگهی مندرج در روزنامه……. مورخ……….. این جانب آمادگی خود را برای پیوستن به گروه…………. آن اداره کل اعلام می‌دارم. مدارک لازم در چهار نسخه به همراه این درخواست تقدیم می‌گردد.با تشکرنمونه نامه درخواست استخدام 2بسمه تعالیمدیریت محترم استخدام شرکت…………با سلام و احترامپیرو درج آگهی استخدام آن شرکت در نشریه / روزنامه…………. مورخ………… جهت همکاری در بخش ……. آن شرکت، به پیوست مشخصات و سوابق شغلی (رزومه) خود را برای اعلام آمادگی جهت همکاری تقدیم می‌دارم. امیدوارم ویژگی‌های اینجانب از جمله، تحصیل در رشته……….. و گذراندن دوره‌های ……..، تسلط کامل به زبان انگلیسی، داشتن مهارت‌های ارتباطی قوی، اعتماد به نفس بالا و اشتیاق به یادگیری مداوم و به روز نمودن اطلاعات شغلی مورد توجه آن مدیریت محترم قرار گیرد و فرصتی را فراهم سازد تا بتوانم خواسته‌ها و خدمات مورد نظر آن شرکت را برآورده سازم .ضمن آرزوی توفیق و بهروزی برای جنابعالی، از وقتی که به بررسی رزومه اینجانب اختصاص می‌دهید تشکر نموده و آمادگی خود را جهت حضور در آن شرکت برای ارائه سایر اطلاعاتی که لازم باشد و آشنایی بیشتر اعلام می‌دارم.با تشکرنام و نام خانوادگیامضاءنمونه نامه اداری درخواست استخدام 3به نام خداجناب آقای…………..رئیس محترم…………….با سلاماین جانب………… به دلیل داشتن تخصص…………….. و تناسب رشته تحصیلی خود با زمینه سازمان متبوع، علاقه‌مندم در آن سازمان به فعالیت بپردازم.خواهشمند است دستور فرمایید در صورت امکان با استخدام بنده موافقت شود.مدارک لازم به شرح زیر پیوست در 4 برگ تقدیم می‌گردد:تصویر مدارک کارشناسیتصویر کارت پایان خدمتتصویر شناسنامهتصویر گواهی دوره تخصصیبا تشکرامضاءنمونه نامه درخواست مرخصیبه نام خداشماره:……….تاریخ:……….پیوست:……….جناب آقای / سرکار خانم …………….مدیر محترم……………..موضوع: درخواست مرخصیبا سلام و احترامبه استحضار می‌رساند این جانب………………….. از تاریخ………… تا…………. جهت……………. نیاز به………. روز مرخصی دارم.خواهشمند است با مرخصی این جانب در تاریخ‌های یاد شده موافقت فرمایید.با تشکرنام و نام خانوادگینمونه نامه درخواست مرخصی بدون حقوقبه نام خداشماره:……….تاریخ:……….پیوست:……….جناب آقای…….رییس محترم امور کارکنانموضوع: درخواست مرخصی بدون حقوقبا سلام و احترامبدین وسیله به استحضار می‌رساند  اینجانب…………. با توجه بروز برخی مشکلات خانوادگی / تحصیلی / شخصی متقاضی استفاده از مرخصی بدون حقوق به مدت…… ماه از تاریخ…………. می‌باشم.خواهشمند است در صورت صلاحدید با توجه به نیاز مبرم و ضرورت موضوع برای اینجانب با تقاضای اینجانب موافقت و دستورات لازم را در این خصوص صادر فرمایید. پیشاپیش از مساعدت و حسن اعتماد جنابعالی کمال تشکر را دارم.با تشکر و سپاسنام و نام خانوادگیتاریخ و امضاءنمونه درخواست استعفاهشدار: لطفاً قبل از نگارش و ارسال درخواست استعفا، تمام پیامدهای ممکن را در نظر بگیرید و از هرگونه تصمیم عجولانه برآمده از استرس، حجم بالای کار و خشم و… خودداری نمایید و این را در نظر بگیرید که ممکن است تصمیم گرفته شده جبران ناپذیر و بازگشتی وجود نداشته باشد.بریم بخونیم :  چرخه عمر کسب و کار چیست ؟به نام خداشماره:……….تاریخ:……….پیوست:……….جناب آقای….مدیر محترم امور اداری / رییس محترم اداره کارگزینیبا سلام و احترامبدین وسیله اینجانب…………. به شماره کارمندی…… و به شماره شناسنامه……. که از تاریخ……….. در این شرکت با سمت……. در واحد…… مشغول به کار می‌باشم به دلایل شخصی / کاری تقاضای استعفای خود را از تاریخ…………… به حضور تقدیم می‌دارم.خواهشمند است، دستور فرمایید اداره امور کارکنان در خصوص درخواست اینجانب اقدام لازم مبذول نمایند. بدیهی است اینجانب تا زمان تسویه حساب در خدمت شرکت بوده و در صورت نیاز آمادگی دارم تا آموزش نفر جدید جهت تصدی شغل مربوطه را بر عهده گیرم. پیشاپیش از حسن نظر جنابعالی کمال تشکر خویش را ابراز نموده و توفیق جنابعالی و دیگر همکاران محترم مجموعه را از خداوند منان خواستارم.با تشکر و سپاسنام و نام خانوادگیتاریخ و امضاءنمونه آگهی استخدامشرکت / موسسه …….. برای تکمیل کادر …….. خود در ……..، از افراد علاقه‌مند و فعال در زمینه …….. که مسلط به یکی از زبان‌های ………. و یا ………. بوده و دارای روابط عمومی و فن بیان عالی باشند دعوت به همکاری می‌کند. واجدین شرایط باید درخواست و سوابق خود را از طریق نمابر …………….. یا پست الکترونیک …………….. ارسال نمایند.نمونه متن تقدیرنامه برای کارمندان بازنشستهبسمه تعالیشماره:……….تاریخ:……….پیوست:……….همکار ارجمند جناب آقای……..اکنون که پس از سال‌ها خدمت در راه توسعه شرکت از تاریخ…….. به افتخار بازنشستگی نایل آمده‌اید، شایسته است از تلاش و کوشش بی‌دریغ شما در پیشرفت، ارتقا و گسترش شرکت تشکر و قدردانی به عمل آید. فرصت را مغتنم دانسته و از درگاه احدیت دوران بازنشستگی توأم با سعادت و موفقیت برای جنابعالی و خانواده محترمتان مسئلت می‌نمایم. بدیهی است جنابعالی عضو افتخاری خانواده بزرگ شرکت…….. خواهید بود.نام و نام خانوادگی مدیرعاملامضاءنمونه نامه انتقال دانشجوبه نام خداشماره:……….تاریخ:……….پیوست:……….جناب آقای…….رئیس محترم دانشگاه…… واحد……..با سلام و احتراماین جانب………… دانشجوی………………… (مقطع و رشته تحصیلی) ورودی سال……. به دلیل مشکلات ذیل تقاضای انتقال به واحد….. را دارم:(به طور مثال:بنده در شرکت………… شاغل هستم و این امر حضور مرا در کلاس‌های درسی و استفاده از آموزش حضوری غیر ممکن می‌سازد.به علت مسافت طولانی، بنده ناگزیرم از مرخصی روزانه استفاده کنم و مسئولان تکرار این مورد را نمی‌پذیرند، بنابراین در موارد بسیاری مجبور می‌شوم برخی از درس‌های خود را حذف کنم.به دلیل متأهل بودن و هزینه‌های بالا مخارج، رفت و آمد برای من دشوار شده است.)تقاضا دارم برای حل مشکلات بنده دستور مساعدت صادر فرمایید.امضاءنمونه نامه اداری درخواست وام 1به نام خداشماره:……….تاریخ:……….پیوست:……….جناب آقای……..رئیس محترم………….موضوع: درخواست وام…………با سلام و احترامنظر به اینکه این جانب برای……………. نیاز به…………. ریال وام ضروری دارم؛ خواهشمند است دستور فرمایید، اقدام مقتضی در این مورد به عمل آید.به پیوست 2 برگ فاکتور خرید تقدیم می‌گردد.با تشکرنام و نام خانوادگیسمت و امضاءنمونه نامه اداری درخواست وام 2 (ضروری)به نام خداشماره:……….تاریخ:……….پیوست:……….جناب آقای……..رئیس محترم………….موضوع: درخواست وام ضروریبا سلام و احترامنظر به اینکه این جانب برای……………. نیاز به…………. ریال وام ضروری دارم؛ خواهشمند است دستور مساعدت را صادر فرمایید.با تشکرنام و نام خانوادگیسمت و امضاءنمونه نامه اداری درخواست وام 3 (وام ضروری برای اجاره خانه)به نام خداشماره:………………….تاریخ:………………….پیوست: تصویر اجاره نامه(در قسمت پیوست سربرگ اداری بنویسید “تصویر اجاره نامه” و آن را در پیوست نامه قرار دهید)به: جناب آقای……..؛ رئیس محترم / مدیرعامل محترم………….از:………………. (نام و نام خانوادگی متقاضی وام)؛…………. (سمت)موضوع: درخواست وام ضروریبا سلام و احترامنظر به اینکه این جانب برای……………. نیاز به…………. ریال وام ضروری دارم؛ خواهشمند است دستور مساعدت را صادر فرمایید.به استحضار می‌رسانم چون موجر این جانب برای تمدید قرارداد اجاره منزل مبلغ …….. ریال به ودیعه افزوده است؛ خواهشمند است، با پرداخت وام ضروری برابر مبلغ یادشده به این جانب موافقت فرمایید.با تشکرنام و نام خانوادگیسمت و امضاءنمونه نامه اداری درخواست امریهبسمه تعالیجناب آقای……………ریاست محترم ……………..موضوع: درخواست امریهبا سلام و احترامبدین‌وسیله اینجانب …………….. به شماره ملی ……………..  دارای مدرک…………….. (مقطع و رشته نوشته شود) از دانشگاه……………. و گواهی آموزشی ……………..  و متصدی از شرکت …………….. و سابقه …………….. سال فعالیت رسمی با …………….. دارای…… (تعداد مقاله نوشته شود) مقاله داخلی و خارجی (که به پیوست تقدیم می‌گردد) تمایل دارم تا خدمت مقدس سربازی را با اخذ امریه در آن سازمان بگذرانم و ضمن کسب تجربه، از راهنمایی‌های متخصصین محترم آن سازمان نیز بهره‌مند گردم. خواهشمند است با عنایت به این موضوع که متأهل هستم با تقاضای ارائه شده موافقت نموده و دستورات لازم را مبذول فرمایید. لذا در صورت پذیرش تقاضای ارائه شده اینجانب متعهد می‌شوم که در طول خدمت خود ضمن رعایت نظم و انضباط کاری، مقررات اداری آن سازمان را نیز مد نظر قرارداده و امور محوله را به نحو احسن به انجام برسانم. امیدوارم که با این درخواست موافقت فرمایید. پیشاپیش از بذل توجه حضرت‌عالی در این خصوص بی‌نهایت سپاسگزارم.با تشکر و احترام …………….. (نام و نام خانوادگی و امضای متقاضی)نمونه نامه های اداری یک مجموعه ارزشمند از قالب ها و الگوهایی هستند که در بخش اداری و ارتباطات سازمانی استفاده میشوند. این نمونه ها به شرکت ها و سازمان ها کمک میکنند تا ارتباطات خود را به بهترین شکل ممکن مدیریت کنند. از جمله نمونه های اداری میتوان به نامه های رسمی، نامه های ارسالی به مشتریان، نامه های همکاری با شرکا و همچنین نامه های مربوط به پرسنل اشاره کرد. با استفاده از این نمونه ها، سازمان ها میتوانند اطلاعات و دستورات خود را به صورت کارآمد و مؤثری به دیگران منتقل کنند و ارتباطات درون سازمانی را بهبود بخشند.خلاصه متن نامه های اداریمتن نامه های اداری یکی از ابزارهای اصلی در ارتباطات سازمانی است. این نوع نامه ها به صورت رسمی و مستند از طریق مکاتبات رایانه‌ای یا نامه های معمولی پیشرفته ارسال می شوند. متن نامه های اداری معمولا به صورت اطلاعیه ها، راهنماها، پیام ها و اعلانات رسمی در مورد مسائل سازمانی استفاده می شود. این نوع نامه ها باید به صورت موثر و مفهومی برای دریافت کننده تدوین شوند و توجه به سبک و تناسب آن با مخاطب بسیار مهم است. 📷متننامههایاداریچگونهاست؟ برچسب ها: کارآفرینی کسب و کارنوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2024 17:48:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه عمر کسب و کار چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-lemkymyagpmw</link>
                <description>چرخه عمر کسب و کار مراحلی دارد که هر کارآفرین و مدیری باید در زمینه آن‌ها و مشخصات هر مرحله اطلاعات کافی داشته باشد. در این مقاله چرخه عمر یک کسب و کار را از شروع با استارتاپ، تا بلوغ در مرحله اسکیل اپ و تثبیت و افول احتمالی در اسکرواپ بررسی می‌کنیم.چرخه عمر کسب و کار چیست ؟نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]ارسال شده توسط داود ستوده رادآموزش تجارت الکترونیک، آموزش کارآفرینی اینترنتی، آموزش کسب و کار، آموزش کسب و کار اینترنتیچرخه عمر کسب و کار چیست ؟کارآفرینان در روابط بین مدیریت مالی و تدوین استراتژی کسب و کار نقش فعالی دارند. این مسئله اختلاف عمده بین مدیریت کارآفرینانه با مدیریت در سایر کسب و کارها می باشد. تقریباً در تمامی موارد، شخصی که تصمیم می‌گیرد، با یک ریسک فردی مواجه است. برترین اتفاقی که برای یک فرد کارمند در این حالت پیش می آید از دست دادن کارش خواهد بود اما برای کارآفرینان از دست دادن خانه، اعتبار فردی، زندگی و همچنین تخریب روابط خانوادگی می باشد.پیتر دراکر خاطر نشان می کند که برای شرکتهای بزرگ موجود، در عبارت «مدیریت کارآفرینانه» تأکید بر روی کلمه کارآفرینانه است.در هر کسب و کار جدید دارای ریسک، کلمه مورد تأکید «مدیریت» است. بنا بر این هدف ما در مقاله چرخه عمر کسب و کار تأکید برواژه «مدیریت» بعنوان یک اصل برای کارآفرینان است. ما مدیریت کارآفرینانه را بمعنای کسب دانش کارآفرینانه و بکار بردن آن در جهت افزایش تأثیر گذاری یک کسب و کار کوچک و یا متوسط و یا یک ایده دارای ریسک تعبیر می‌کنیم. قلب مدیریت کارآفرینانه برخورد دائم با موضوعات مدیریتی زیر است:بریم بخونیم :  حداقل محصول پذیرفتنی MVP چیست ؟ایده متهورانه شما چیست؟ (مأموریت و ارزشها) قرار است این ایده به کجا برسد؟ (اهداف و مقاصد) روش رسیدن به اهداف چیست؟ (استراتژی رشد) چه چیزهایی مورد نیاز است تا بتوان به این اهداف رسید؟ (افراد و منابع مالی) چه ساختاری برای آن بهتر است؟ (ظرفیتهای سازمانی) چه مقدار سرمایه و چه زمانی نیازمند است؟ (استراتژی مالی) چه زمانی به مقصد نهایی می رسد؟ (چشم انداز موفقیت)چرخه کارآفرینی، چرخه عمر کسب و کاراین موضوعات مهم مدیریتی در چرخه کارآفرینی اهمیت زیادی ندارند.چرخه کارآفرینی در تمام کسب و کارها در کلیه مقیاسها خودش را نشان می‌دهد، از یک کسب و کار در حال آغاز در یک گاراژ کوچک گرفته تا فعالیتهای کارآفرینی سازمانی در ۵۰۰ شرکت برتردنیا. این چرخه با یک کارآفرین آغاز می‌شود که فرصتی را کشف می‌کند، سازمانی را جهت پیگیری این فرصت ایجاد می‌کند، منابع مورد نیاز را جمع آوری می‌کند، طرحی عملی را پیاده می‌سازد، ریسکها و نتایج مثبت کار را محاسبه می‌کند و تمام این فعالیت ها را در یک بازده زمانی معین انجام می‌دهد.بعضی اوقات گفته می شود که کارآفرینی مانند رانندگی سریع، بر روی یک جاده یخ زده است. ماترجیح می‌دهیم که کارآفرینی را کم خطر تر و روشمند تر بیان کنیم.کارآفرینی یک فرآیند حل مسئله مداوم است، درست مانند چیدن یک پازل بزرگ. در گذاشتن قطعه اول پازل ماگیج می‌شویم، راه را نمی‌دانیم و مسیر به خوبی قابل تشخیص نیست.تمام فعالیتهای کارآفرینانه از یک فرآیند پیروی نمی‌کنند اما تحقیقات ما نشان می‌دهد که مراحلی که ماذیلاً ارائه می‌کنیم، تقریباً در اکثر کسب و کارهای روبه رشد به چشم می‌خورد. اندازه، سود دهی، تعهد، پیچیدگی، مقیاس، ساختار سازمانی، کاهش ریسک،افزودن ارزش و درگیری کمتر مؤسس در هر مرحله وجود دارد. ما بر این باوریم که با دانستن و درک این مراحل کارآفرینان ، مدیران کسب و کار، سرمایه‌گذاران و مشاوران قادر خواهند بود که تصمیمات آگاهانه تر بگیرند و اغلب آنها خودشان را برای چالشهای پیش رو آماده می‌سازند.۷ مرحله چرخه عمر کارآفرینی به شرح زیر است:مرحله۱– تشخیص فرصتدوره شکل گیری تحت عنوان« قبل از آغاز» مورد تحلیل واقع می‌شود. این مرحله اغلب زمان قابل توجهی نیاز دارد که از یک ماه تا ۱۰ سال متغیر است.در این مرحله تحقیق و درک ابعاد فرصت و مفهوم آن و تعیین اینکه آیا این فرصت مناسب است یا خیر از اهمیت زیادی برخوردار است. اشخاصی که قصد ایجاد یک کسب و کار را دارند باید از درون به کنکاش خود بپردازند تا بدانند که آیا حقیقتاً آمادگی کارآفرینی را دارند؟ اکثریت غالب مردم از جمله مخترعین معمولاً از این مرحله عقب نشینی نمی‌کنند و امکان کارآفرینی را بررسی می‌کنند.بریم بخونیم :  برنامه ریزی کارآفرینی چیست ؟مرحله۲- تمرکز بر روی فرصت مورد نظراین مرحله برای کارآفرینان اهمیت زیادی دارد . این مرحله، مرحله شک و تردید است که آنها ایده‌های مختلفی را در ذهن دارند و نمی‌دانند کدامیک را برگزینند.یکی از سرمایه گزاران خطر پذیر Evgene Kleine می‌گوید: «تمرکز بر روی یک فرصت بسیار مهم است. ممکن است بعدها این امکان وجود داشته باشد که شاخه‌های دیگری از کسب و کار را نیز ایجاد نمود اما فاز اول در یک شرکت باید دقیقاً بر روی یک فعالیت خاص متمرکز شود» بهتر است اهداف کسب و کار خود را دقیقاً تعیین نمائید زیرا ممکن است اشخاص مختلف بر روی یک فرصت واحد سرمایه گذاری کنند ولی به نتایج کاملاً متناقضی برسند.مرحله۳-تعهداغلب کارآفرینان، تشکیل کسب و کار و ترک شغل روزانه خود را تعهد به کسب و کار جدید می‌دانند. ولی این مرحله، در حقیقت باید با تهیه طرح تجاری آغاز گردد. تفاوت بسیاری میان تشریح یک فرصت و تحقیق و نوشتن یک طرح تجاری(طرح کسب و کار) وجود دارد. نوشتن یک طرح موثر تجاری نیازمند سطح جدیدی از درک و معلومات و همچنین تعهد بسیار می‌باشد.این فرآیند بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساعت زمان می‌برد بنا بر این اگر بعد از ظهرها و تعطیلات آخر هفته را نیز کار کنید این مرحله می‌تواند به سه تا ۱۲ ماه تقلیل یابد. اشتباهی که معمولاً کارآفرینان مرتکب می‌شوند آن است که طرح تجاری را نادیده می‌گیرند. و سپس سایر منابع را جمع آوری می نمایند، ایده مورد نظر را آغاز می‌کنند و سپس پیگیری نموده و تلاش می‌کنند نقطه تمرکز فعالیت مورد نظر برای تبدیل ایده به یک کسب و کار تجاری را دقیقاً تعیین نمایند.مرحله۴ – ورود به بازارسود دهی و موفقیت، تعیین کننده این مرحله هستند: فرض کنید کارآفرین کسب و کار کوچکی را با سازمانی ساده ایجاد نموده است، منابع مورد نیاز خود را با توجه به طرح تجاری‌اش تخصیص داده است و اولین فروش محصولاتش نیز انجام شده است.چیزی که موفقیت کسب و کار را در همان مراحل اولیه تعیین می‌کند این است: اگر مدل کسب و کار سود ده باشد، اهداف معقولی در نظر گرفته شده باشند و کسب و کار در راه کسب سلامت اقتصادی پیش برود، کارآفرین می‌تواند در این مرحله به رشد کسب و کار خود و یا کوچک ماندن این کسب و کار به حدی که با سرمایه شخصی قابل تأمین باشد، فکر کند.مرحله۵- راه اندازی کامل و رشددر این مرحله، کارآفرین باید یک راهکار خاص با بیشترین میزان رشد را انتخاب نماید. معمولاً کارآفرین در این مرحله و بهنگام بررسی راههای ممکن، ترجیح می‌دهد که کسب و کار مورد نظرش کوچک بماند و هیچگاه از این مرحله نمی‌گذرد و یا احتمالاً تنها مالک کسب و کار باقی می‌ماند.بریم بخونیم :  مشتری مداری چیست؟و یا ممکن است این ایده جدید در حد یک کسب و کار و فعالیت ساده بماند، که البته تمام ایده‌های جدید نمی‌توانند و یا این ظرفیت را ندارند که تبدیل به شرکتهای بزرگ شوند. دلایل عدم رشد سریع ممکن است این باشد که فضای کافی در بازار برای رشد وجود نداشته باشد و یا محصولات و سیستم های مدیریت مورد نظر مقیاس خاصی نداشته باشند و یا اینکه این رشد سریع برای مدیریت چالش بزرگی ایجاد کند که نتواند از عهده آن برآید.مرحله۶ – بلوغ و توسعهاکنون کسب و کار شما تبدیل به رهبر بازار گردیده است. در این حالت رشد یک کسب و کار، در حقیقت گسترش طبیعی یک ایده خوب از طریق روشهای حرفه‌ای مدیریتی خواهد بود. این گروه حرفه‌ای مدیریتی، استراتژی رشد این ایده را از طریق توسعه در سطح جهانی،اخذ تسهیلات و یا ادغام شدن با سایر شرکتها پیاده سازی می‌کند که از این طریق نقدینگی افزایش و کمبودها رفع می‌شود.مرحله۷ – ارزشمرحله آخر مرحله بهره برداری از نتیجه کار است. در این مرحله ارزش ایجاد شده در طی مراحل قبلی از طریق ارزیابی خروجی کار مورد بهره برداری قرار می‌گیرد.متأسفانه اغلب ادبیات کارآفرینی بر مراحل قبلی تأکید دارد و توجه کمی به خروجی کار معطوف شده است. ما از روی تجربه می‌دانیم که خروج موفق از یک کسب وکار عامل مهمی در چرخه عمر کارآفرینی است، چه برای کارآفرین وچه برای فردی که سرمایه گذاری نموده است.مهمترین چالشی که یک کسب و کار جدید با آن مواجه است این است که کارها در جای خود انجام شوند. دانستن اینکه چه کار باید کرد و در چه مرحله ای، بسیار مهم است. به ویژه اینکه کارآفرین معمولاً زمان و منابع محدودی دارد.آقای کریگ. دبلیو جانسون، رئیس گروه Venture Law ، در جایی گفته است که ایجاد یک شرکت بیشتر شبیه به موشک هوا کردن است. اگر به هنگام پرتاب موشک شما فقط به اندازه کمتر از یک درجه خطا داشته باشید ممکن است هزاران مایل از مسیر منحرف شوید. درک چرخه عمر کارآفرینی به کارآفرین کمک می‌کند که در مسیر صحیح پیش برود و موفق شود.چرخه عمر کسب و کار شامل چه مراحلی است؟مرحله استنداپرشد یک کسب و کار با مرحله استنداپ آغاز می‌شود. در واقع تمامی کسب و کارها در ابتدا ایده‌هایی دارند که در مرحله استنداپ مورد بررسی قرار می‌گیرد. بسیاری از کسب و کارها متاسفانه با این مرحله آشنایی ندارند و از استارتاپ شروع می‌کنند. در حالی که یک چرخه عمر کسب و کار باید از مرحله استنداپ و بررسی‌های زیرساختی مرتبط با کسب و کار شروع گردد.بریم بخونیم :  نوآوری Innovation چیست؟در مرحله استنداپ باید نیازهای کسب و کار از نظر ابعاد مختلف و عوامل زیرساختی مورد بررسی قرار گیرد. همچنین تیم و تخصص نیروهای مورد نیاز نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این مرحله ابتدایی چرخه عمر کسب و کار همچنین به بررسی‌های اولیه مالی پرداخته می‌شود. این مرحله و مطالعاتی که در آن صورت می‌گیرد در ایران کم‌تر شناخته شده است. در مقالات بعدی غزال، مرحله استنداپ و جایگاه آن در چرخه عمر کسب و کار بیشتر مورد بررسی قرار می‌گیرد.مرحله استارتاپدر این مرحله از چرخه عمر کسب و کار ایده‌ها و بررسی‌های اولیه پخته می‌شود، بیزینس پلن تثبیت شده و تیم شکل می‌گیرد. اعضای تیم که هسته اولیه کسب و کار را تشکیل می‌دهند، در محلی دور هم جمع می‌شوند و همکاری‌های اولیه شکل می‌گیرد. اعضای استارتاپ بر محصول یا خدمت جدیدی که می‌خواهند به بازار و جامعه ارائه دهند تمرکز می‌کنند. البته در مرحله استارت آپ، محصول یا خدمت مورد نظر در مقیاس کوچک ارائه می‌شود.نکته مهم در این جا این است که مراحل چرخه عمر هر کسب و کار با دیگری تفاوت دارد. مدت زمانی که طول می‌کشد تا یک کسب و کار از استنداپ به استارتاپ تبدیل شود و به سوی اسکیل اپ شدن رشد کند برای هر کسب و کار متفاوت است. در نتیجه نمی‌توان نسخه واحدی برای چرخه عمر کسب و کار داد و تنها باید به مراحل اصلی و مشخصات هر مرحله بسنده کرد.مرحله اسکیل آپزمانی که استارت آپ به اندازه کافی ایده خود را در بازار تست کرد و محصول یا خدمات آن تثبیت شد وارد مرحله اسکیل اپ می‌شویم. در این مرحله اساسی از چرخه عمر کسب و کار، اتحاد و تعامل بین اعضای تیم شکل گرفته و تعامل لازم ایجاد شده است. در واقع همکاری بین کارمندان به گونه‌ای است که آمادگی ارائه محصول یا خدمات کسب و کار را در در سطح انبوه دارند. همچنین تیم مرکزی گسترش می‌یابد و تیم‌های دیگری به تفکیک تخصص و به فراخور نیاز اسکیل آپ ایجاد می‌شود.زمانی که طرح بیزینس پلن یک استارتاپ آزمایش شده و با موفقیت روبرو می‌شود، کسب و کار آماده رشد و ورود به مرحله اسکیل اپ است. در مرحله اسکیل اپ، کسب و کار رشد سریع را تجربه می‌کند و می‌تواند محصول یا خدمات خود را در حجم انبوه به بازار عرضه کند.برای درک بهتر چرخه عمر کسب و کار به سراغ یک مثال می‌رویم که در تصویر زیر نیز نمایش داده شده است. در این تصویر استارت اپ به موش تشبیه شده که حرکات کوتاه و اثرات بسیار کوچک دارد. مرحله اسکیل آپ به غزال شباهت دارد که چابک و بسیار سریع است.بریم بخونیم :  محتوا Content چیست؟در مرحله اسکیل آپ چابکی کسب و کار باعث می‌شود تا محصولات و خدمات آن به سرعت و در حجم انبوه به بازار عرضه شود. این مرحله در واقع مرحله اساسی و تکاملی چرخه عمر کسب و کار محسوب می‌شود. در مرحله اسکیل اپ تیم یا تیم‌های کسب و کار نقش مهمی را در پیشبرد فرایندهای اجرایی سازمان ایفا می‌کنند.همچنین مسائل مالی در اسکیل آپ از اهمیت بالایی برخوردار است. در استارتاپ هزینه زیاد موضوعیتی ندارد و تیم سعی دارد با هزینه‌های حداقلی، طرح کسب و کار و بازار هدف خود را مورد آزمایش قرار دهند. این در حالیست که در اسکیل آپ باید تولید انبوه صورت گیرد و کسب و کار به سوددهی برسد. بنابراین بخش مالی در اسکیل آپ اهمیت زیادی پیدا می‌کند.همانطور که اشاره شد، این مرحله از چرخه عمر کسب و کار به آهو یا غزال تشبیه شده است زیرا مهم‌ترین شاخصه آن چابکی است. بنابراین کسب و کار باید در این مرحله چابکی را مد نظر قرار دهد و با سرعت بالایی منحنی رشد را طی کند تا به درآمد و سوددهی بالاتری دست یابد. همچنین در این مرحله تثبیت برند صورت می‌گیرد و ارز‌ش‌های مدنظر کسب و کار به جامعه انتقال می‌یابد.مرحله اسکرو آپاین مرحله از چرخه عمر کسب و کار در تصویر به فیل تشبیه شده است. چرا؟ زیرا کسب و کار دیگر چابکی گذشته را ندارد. یک کسب و کار زمانی به اسکروآپ می‌رسد که سازمان یافته می‌شود و از نظر سازمانی بدنه سنگینی پیدا می‌کند. در این مرحله اعضای تیم مرکزی به درآمد خوبی رسیده‌اند و تیم‌ها نیز گسترش یافته و فرایندهای اجرایی پیچیده شده‌اند.بنابراین کسب و کار مانند فیل سنگینی است که از نظر سرعت عمل با غزال قابل مقایسه نیست. در مرحله اسکروآپ کسب و کار نمی‌تواند به تغییرات بازار و محیط سریعا واکنش نشان دهد.در این مرحله از چرخه عمر کسب و کار چه باید کرد؟در صورتی که مدیران کسب و کار با مشخصه‌های مرحله اسکروآپ آشنایی داشته باشند، برنامه‌ریزی آگاهانه‌ای برای این مرحله در نظر می‌گیرند. باید تغییراتی در ساختار سازمانی صورت گیرد و بخش‌های جدید ایجاد شود و مجددا وارد چرخه عمر کسب و کار گردد.در این مرحله کسب و کار باید بر ارائه محصول یا خدمات جدید به بازار متمرکز شود و خود را با نیازهای جدید بازار وفق دهد. در غیر این صورت افول خواهد کرد و منحنی رشد رو به پایین حرکت می‌کند.مفهوم چرخه عمر محصول نشان می‌دهد که یک محصول از چهار مرحلهٔ تکاملی از ابتدای معرفی به بازار تا ترک بازار عبور می‌کند. این مراحل شامل معرفی، رشد، بلوغ و کاهش هستند. همچنان که یک محصول از چهار مرحلهٔ چرخه عمر پیشروی می‌کند، سطوح سود را تغییر می‌دهد و باید استراتژی‌های مختلفی بکار رود تا موفقیت مداوم محصول تضمین گردد.بریم بخونیم :  کارآفرینی پاره وقت چیست ؟چرخه عمر محصولمرحله مقدماتیمرحله مقدماتی، اولین مرحله از چرخه عمر محصول است و به محض اینکه محصول برای فروش موجود باشد رخ می‌دهد. درطول این مرحله، سود‌ها کم یا غیرموجود هستند زیرا شرکت باید برای ایجاد آگاهی از این محصول هزینه کند: کمپین‌های بازاریابی ممکن است گران باشد. همچنین ممکن است نیاز باشد این شرکت برای انتشار محصول، مبلغی را به توزیع-کنندگان و خرده ‌فروشان بپردازد.مرحله رشداگر مرحله مقدماتی چرخه عمر محصول موفق باشد، این محصول به مرحله رشد منتقل خواهد شد. در این نقطه، خرده فروشان محصول را در انبار ذخیره می‌کنند و مصرف کنندگان خریداری آن را شروع می‌کنند. درطول مرحله شروع، افزایش قابل توجهی در فروش‌ها وجود دارد بطوریکه محصول از یک دوره رشد سریع فروش‌ها لذت خواهد برد. در این نقطه، سود نیز افزایش خواهد یافت، زیرا هزینه‌های تولید و ارتقاء هر واحد فروخته شده کاهش می‌یابد. چالش برای کسب و کار این است که مرحله رشد چرخه عمر محصول را تاجایی که ممکن است طولانی بسازیم. این امر ممکن است شامل ارتقاء محصول یا ورود به بازارهای جدید باشد.مرحله بلوغرشد سریع فروش‌ها برای همیشه نخواهد ماند بنابراین محصولات به مرحله سوم منتقل می‌شوند: بلوغ. در مرحله بلوغ از چرخه عمر محصول، سرعت فروش‌ کاهش می‌یابد زیرا فروش محصولات به یک نقطه اوج رسیده است. در این مرحله از کسب و کار، استراتژی معرفی خواهد شد که تلاش می‌کند فروش‌ها را مانند کاهش قیمت‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی اضافی افزایش ‌دهد. چنین استراتژی گران است و احتمالا منجر به یک کاهش در سود‌ها برای پوشش هزینه‌های ارتقا می‌شود.مرحله کاهشاین مرحله، مرحله نهایی از چرخه عمر محصول است. همانگونه که نام آن نشان می‌دهد در مرحله کاهش، فروش و سوددهی شروع به کاهش یافتن می‌کند. درطول مرحله کاهش، تولیدکننده محصول ممکن است تلاش کند برای تحریک رشد، استراتژی قیمت گذاری خود را تغییر دهد، با این حال در اکثر موارد، این تصمیم نیاز به تغییر یا جایگزینی محصول دارد.چرخه عمر بیزنس چیست؟چرخه عمر کسب و کار، به مراحلی اشاره دارد که یک کسب‌وکار در طول زمان طی می‌کند: راه‌اندازی، رشد، بلوغ، و افول/تجدید. این چهار مرحلۀ چرخۀ عمر بیزنس، نشان‌دهندۀ تکامل مالی یک کسب‌وکار موفق است. هر مرحله، مدت زمان متفاوتی دارد و نقاط عطف و شاخص‌های منحصربه‌فردی دارد.4 مرحله و فاز چرخه عمر کسب و کارفاز اول: راه‌اندازی کسب‌وکارهر شرکتی فعالیت خود را به عنوان یک تجارت و معمولاً با عرضۀ محصولات یا خدمات جدید آغاز می‌کند. در مرحلۀ راه‌اندازی، فروش کم است، اما به آرامی (و امیدواریم به طور پیوسته) در حال افزایش است. کسب‌وکارها با تبلیغ مزیت‌های نسبی و ارزش‌های پیشنهادی خود، بر بازاریابی برای بخش‌های مصرف‌کنندۀ هدف تمرکز می‌کنند. با این حال، از آنجایی که درآمد کم است و هزینه‌های اولیۀ راه‌اندازی بالا است، کسب‌وکارها در این مرحله، مستعد ضرر و زیان هستند.بریم بخونیم :  نحوه ارتباط با مشتری چگونه است ؟در واقع، در کل چرخۀ عمر کسب‌وکار، چرخۀ سود، از چرخۀ فروش عقب است و یک تاخیر زمانی بین رشد فروش و رشد سود ایجاد می‌کند.در نهایت، جریان نقدی در مرحلۀ راه‌اندازی که یکی از چهار مرحله از چرخه عمر بیزینس هست، هم منفی است، اما حتی از سود هم پایین‌تر است. این، به دلیل سرمایه‌گذاری هزینه‌های اولیۀ راه‌اندازی است که ممکن است در سود کسب‌وکار منعکس نشود اما مطمئناً در جریان نقدی آن منعکس می‌شود.فاز دوم: رشددر مرحلۀ رشد، شرکت‌ها رشد سریع فروش را تجربه می‌کنند. از آنجایی که فروش به سرعت افزایش می‌یابد، کسب‌وکارها پس از عبور از نقطه سربه‌سر، شروع به مشاهدۀ سود می‌کنند. با این حال، از آنجایی که چرخۀ سود، هم‌چنان از چرخۀ فروش عقب است، سطح سود به اندازۀ فروش، بالا نیست. در نهایت، جریان نقدی در مرحلۀ رشد، مثبت می‌شود، که نشان‌دهندۀ یک جریان نقدی اضافی است.فاز سوم: تکان دادندر طول مرحلۀ خروج، فروش هم‌چنان افزایش می‌یابد، اما با سرعت کمتر، معمولاً به دلیل نزدیک شدن به اشباع بازار یا ورود رقبای جدید به بازار. اوج فروش در مرحلۀ ترک فروش، اگرچه فروش هم‌چنان، در حال افزایش است، اما سود، در مرحلۀ تکان دادن شروع به کاهش می‌کند. این رشد در فروش و کاهش سود، نشان‌دهندۀ افزایش قابل توجه هزینه‌ها است. در نهایت، جریان نقدی افزایش می‌یابد و از سود فراتر می‌رود.فاز چهارم: بلوغوقتی کسب‌وکار بالغ می‌شود، فروش به آرامی شروع به کاهش می‌کند. حاشیۀ سود، کمتر می‌شود، در حالی که جریان نقدی، نسبتاً راکد باقی می‌ماند. با نزدیک شدن به بلوغ شرکت‌ها که یکی از مراحل مهم چرخه عمر کسب و کار است، مخارج سرمایۀ عمده، تا حد زیادی پشت سر کسب‌وکار است و بنابراین، تولید وجه نقد بیشتر از سود در صورت سود و زیان است.با این حال، توجه به این نکته مهم است که بسیاری از کسب‌وکارها چرخۀ عمر بیزنسِ خود را در این مرحله، با اختراع مجدد خود و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید و بازارهای نوظهور افزایش می‌دهند. این به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا خود را در صنایع پویای خود قرار دهند و رشد خود را در بازار تازه کنند.فاز پنجم: زوالدر مرحلۀ نهایی چرخه حیات کسب و کار، فروش، سود و جریان نقدی، همگی کاهش می‌یابد. در این مرحله، شرکت‌ها شکست خود را در تمدید چرخه عمر بیزینس خود، با سازگاری با محیط کسب‌وکار در حال تغییر می‌پذیرند. شرکت‌ها، مزیت رقابتی خود را از دست می‌دهند و در نهایت، از بازار خارج می‌شوند.بریم بخونیم :  استراتژی کارآفرینی چیست؟مراحل چرخه عمر محصول چیست؟چرخه عمر محصول، زمانی است که از توسعه، به زوال نیاز دارد. به بیان ساده، چرخه عمر یک محصول، از زمان تصور تا زمانی که از بازار حذف می‌شود، انجام می‌شود.تامین مالی بذر در چه مرحله‌ای از چرخه زندگی تجاری اتفاق می‌افتد؟تامین مالی اولیه، نوعی تامین مالی است که برای کمک به کسب‌وکارها، محصولات و خدمات آن‌ها استفاده می‌شود. به این ترتیب، تأمین مالی بذر معمولاً مورد نیاز است و در مرحله اول یا در مرحلۀ توسعه، مورد استفاده قرار می‌گیرد.چرخه عمر چه تأثیری بر یک تجارت کوچک دارد؟کسب‌وکارها، از هر نوع یا اندازه‌ای، تحت تأثیر یک چرخۀ زندگی قرار می‌گیرند. این، بدان معناست که اگر یک کسب‌وکار کوچک بتواند در صورت تولید محصول یا ارائۀ خدمات به مشتریان خود، رشد و بلوغ را تجربه کند. هم‌چنین، می‌تواند رو به زوال باشد، به این معنی که اگر به چالش‌ها به درستی رسیدگی نشود، کسب‌وکار ممکن است، شکست بخورد.فازهای چرخه عمر کسب و کار یا سازمانفاز اول(راه اندازی)هر سازمانی، فعالیت خود را به عنوان یک کسب و کار و معمولاً با عرضه محصولات یا خدمات جدید آغاز می کند. در فاز راه اندازی، فروش کم است اما به آرامی (به این امید که به طور پیوسته) در حال افزایش است. کسب‌وکارها با تبلیغ مزیت‌های نسبی و ارزش‌های پیشنهادی خود بر بازاریابی برای بخش‌های مصرف‌کننده هدف تمرکز می‌کنند. با این حال، از آنجایی که درآمد کم است و هزینه های اولیه راه اندازی بالا است، کسب و کارها در این فاز مستعد ضرر و زیان شدید هستند.در واقع، در کل چرخه عمر کسب و کار، «سود» از «فروش» عقب تر است و یک تاخیر زمانی بین رشد فروش و رشد سود وجود دارد. این تاخیر از آنجایی که به چرخه عمر بودجه مربوط می شود، که خود چرخه دیگری است.در نهایت، جریان نقدینگی در فاز راه اندازی نیز منفی است، اما حتی از سود نیز پایین تر است. این به دلیل سرمایه گذاری هزینه های اولیه راه اندازی است که ممکن است در سود کسب و کار منعکس نشود اما مطمئناً در جریان نقدینگی آن منعکس می شود. این دوره بسیار سخت است و امکان رها کردن ان بسیار است. غالب کسب و کارها در همین دوره نابود می شوند.فاز دوم (طفولیت)در این دوره، کسب و کار، کودکی بیش نیست و باید حمایت کامل شود. شبانه روز کار و سرمایه گذاریهای متعدد کارآفرینان را خسته و پشیمان میکند. اما همان طور که زمان پیش می رود، این کودک رشد میکند.بریم بخونیم :  آمیخته بازاریابی 4p چیست؟فاز سوم (رشد سریع)در فاز رشد، سازمان ها رشد سریع فروش را تجربه می کنند. از آنجایی که فروش به سرعت افزایش می‌یابد، کسب‌وکارها پس از عبور از نقطه سربه‌سر، شروع به سوددهی می‌کنند. با این حال، از آنجایی که چرخه سود همچنان از چرخه فروش عقب است، سطح سود به اندازه فروش بالا نیست. در نهایت، جریان نقدینگی در فاز رشد مثبت می شود، که نشان دهنده جریان نقدینگی اضافی است.فاز چهارم (بلوغ)در این فاز، فروش افزایش می‌یابد، اما با سرعت کمتر، معمولاً به دلیل نزدیک شدن به اشباع بازار یا ورود رقبای جدید به بازار. اوج فروش در فاز ترک فروش اگرچه فروش همچنان در حال افزایش است، اما سود در این فاز شروع به کاهش می کند. این رشد در فروش و کاهش سود نشان دهنده افزایش قابل توجه هزینه ها است. در نهایت، جریان نقدی افزایش می یابد و از سود فراتر می رود.فاز پنجم (تکامل)زمانیکه کسب و کار بالغ می شود، فروش به آرامی شروع به کاهش می کند. حاشیه سود کمتر می شود، در حالی که جریان نقدی نسبتا راکد باقی می ماند. با نزدیک شدن به بلوغ سازمان ها، سرمایه تا حد زیادی حامی کسب و کار است و بنابراین تولید وجه نقد بالاتر از سود در صورت سود و زیان است.فاز ششم (نقطه اوج)در این فاز، بسیاری از کسب‌وکارها با زیرسازی و ساختارسازی مجدد خود و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید و بازارهای نوظهور، چرخه عمر تجاری خود را در این فاز گسترش می‌دهند. این به سازمان ها اجازه می دهد تا خود را در صنایع پویا خود قرار دهند و رشد خود را در بازار به روز کنند. به هررو این نقطه اوج است و بسیاری از سازمانها در این نقطه در معرض شروع غرور قرار دارند.فاز هفتم (ثبات)در این فاز، فروش ثابت شده و سود کاهش یافته و هزینه ها بالاست اما کسب و کار روتین خود را یافته و درحال جلورفتن است. سازمانهای باثبات معمولا به سختی از بین می روند اما در همین جاست که درمعرض آغاز فاز سقوط قرار دارند. اگر در این فاز کارهایی که لازم است انجام نشود، سازمان به سقوط نزدیک میشود.فاز هشتم (اشرافی گری)پس از اینکه شرکت به سوددهی مناسبی دست یافته، اشرافی  گری و خرجهای اضافی آغاز می شود. پیش از این مرحله اگر نوآوری و دگردیسی اتفاق نیفتد، همه تصور میکنند که شرکت در ثبات دیگر از بین نخواهد رفت و اما غافل از اینکه «آنجا که توفرعون زمانی، در تیررس باد خزانی». کارکنان، مدیران و خصوصا اقوام و بستگان مدیران، شروع به گسترش مافیای خود نموده و خرجهای بیربط آغاز می شود و سود کاهش می یابد.بریم بخونیم :  اهمیت توسعه محصول چیست ؟فاز نهم (بوروکراسی اولیه)مدیران در این فاز به دست پا افتاده و شروع به قانون گذاری جزیره ای میکنند. کم کم قوانین دست و پاگیر آغاز شده و سازمان عریض و طویل میشود.فاز دهم (بوروکراسی)در این فاز سازمان کاملا بروکراتیک و فشل است. همه چیز بارها تایید گرفته شده و سرعت به شکل فزاینده ای کاهش می یابد. هر چیز بیش از زمان ممکن، طول میکشد و کارها به سرانجام نمیرسند.فاز یازدهم (اتهام زنی و فرافکنی)در فاز یازدهم چرخه عمر سرمایه گذاری، فروش با سرعتی شتابان شروع به کاهش می کند. این کاهش فروش نشان دهنده ناتوانی سازمان ها در انطباق با محیط های بیرونی است. اینجاست که اقوام خرج تراش و مدیران بریز و بپاش کن، شروع به اتهام زنی به یکدیگر کرده و ایرادات را گردن یکدیگر میاندازند.فاز دوازدهم (مرگ)در فاز آخر چرخه عمر سازمان، فروش در پایین ترین سطح است. سود میزان کمینه خود را تجربه میکند و مدیران در حال استعفادادن هستند. شرکت ورشکسته شده یا واگذار میشود و یا تعطیل خواهد شد.چه کنیم که گرفتار زوال نشویم؟اگر هر سازمانی بخواهد زنده ماندن را تجربه کند، همواره باید در حال تغییر و تطبیق خود با محیط اطراف و تکنولوژی روز باشد. دایناسورها به دلیل عدم توانایی انطباق با شرایط محیط و کاهش دما، منقرض شدند اما انسانها در هر شرایطی زنده میمانند. این به علت توانایی تطبیق و تغییر ذاتی انسان است.سازمانها در مرحله ثبات پیش از مرحله اشرافی گری، باید یا به ماندن و اصلاح بپردازند، یا هدفی جدید تعیین کنند و قوانین موبوط به آن را تصویب کنند و آن را به اجرا بگذارند. وقتی به هدفی دست پیدا کردیم، هدف بعدی باید آغاز شود.  فراموش نکنیم کسب و کارهای خانوادگی که ادامه پیدا میکنند، معمولا یک پدرخوانده و رهبر دارند اما آوردن اقوام در کسب و کارها عموما با زیان همراه است.اقوام در کسب و کارها به دنبال اثبات قدرت خود هستند و کمتر پیش می آید که اقوامی که به یک سازمان آورده می شوند، به دنبال پیشرفت سازمان باشند. البته که اگر این نکته را به آنها متذکر شویم، سینه چاک کرده و فریاد وامصیبتا سر می دهند، اما حقیقت این است که اقوام در کسب و کارها، برای نشان دادن قدرت، با یکدیگر رقابت میکنند و هر کاری هم که انجام شود، «تضاد منافع»، مانع پیشرفت سازمانها و جوامع است، نه نادانی و نه هیچ عامل دیگری!. اگر به دنبال دشمن در کسب و کار خود هستیم، به بیرون نگاه نکنیم. بزرگترین دشمنان ما در کسب و کارها، اقوام خود ما هستند.بریم بخونیم :  اهمیت توسعه محصول چیست ؟چرخه حیات کسب و کار کارآفرینانهصاحب نظران مختلف ، مراحل ایجاد و توسعه کسب و کار های کوچک را در قالب های متعددی تقسیم بندی کرده اند. به طور سنتی چرخه ی حیات این نوع کسب و کار ها را می توان در قالب پنج مرحله بررسی کرد :1 – مرحله ی ایجاد کسب و کار :مرحله ی اول شامل فعالیت های مرتبط با شکل گیری اولیه کسب و کار است. در مرحله ی آغازین ، فرآیند کارآفرینانه ایجاد شده و خلاقیت مورد نیاز است. برای انباشت و کسب منابع مالی و غیر مالی ، به خلاقیت ، ارزیابی و شبکه سازی است . در این مرحله؛ هدف کلی، ماموریت و جهت کسب و کار در قالب استراتژی کار آفرینانه مشخص می شود.2 – مرحله ی شروع کسب و کار :در این مرحله، فعالیت های لازم برای ایجاد برنامه ی رسمی کسب و کار، جست و جوی سرمایه، انجام فعالیت های بازاریابی و ایجاد تیم کارآفرینانه ی موثر انجام می گیرد.3 –مرحله رشد :این مرحله نیازمند تغییرات مهمی در استراتژی کارآفرینانه است. زیرا اگر رقبا و دیگر نیروهای بازار ، مشغول ایجاد تغییر و تحول در استراتژی های خود هستند و چالش های جدیدی پیش روی کسب و کارها قرار می گیرد . در این مرحله، رشد و انتقال از رهبری انفرادی کارآفرینانه به رهبری تیم گرای مدیریتی مطرح است .4 – مرحله ی تثبیت کسب و کار :این مرحله هم نتیجه ی شرایط بازار و هم تلاش های کارآفرینان است. در طول این مرحله، رقابت شرکت ها و بی تفاوتی مشتریان نسبت به کالا ها و خدمات کارآفرینان افزایش می یابد و بازار اشباع می شود. علاوه بر آن ، میزان فروش کسب و کار، حالت ثابتی به خود می گیرد و شرکت باید در مورد سه تا پنج سال آینده ی خود برنامه ریزی کند و نوآوری برای موفقیت آینده کسب و کار حیاتی است.5 – مرحله نوآوری یا افول:شرکت هایی که به نوآوری توجه نمی کنند، سرنوشتی جز نابودی نخواهند داشت. شرکت هایی که از نظر مالی موفقیت داشته اند، اغلب تلاش می کنند تا شرکت های نوآورانه ی دیگر را صاحب شوند و بدین طریق از رشد خود اطمینان یابند . همچنین تعدادی از شرکت ها، تولید محصولات یا خدمات جدیدی را دنبال می کنند.همه ی مراحل چرخه ی زندگی کسب و کارهای کارآفرینانه از دیدگاه استراتژیک اهمیت دارند و هر کدام از این مراحل به استراتزی های متفاوتی نیازمندند.مراحل چرخه عمر مدیریت فرآیند کسب وکار(BPM)چرخه عمر مدیریت فرآیند کسب و کار در 5 مرحله در نظر گرفته میشود. در حالی که همه سازمانها ، صرف نظر از اندازه ، فرایندهایی دارند که می توانند بهبود یابند ، بسیاری از آنها برای انجام این کار به تخصص فرآیند دسترسی ندارند. ابزارهای مدیریت فرآیند کسب و کار (BPM) می توانند کمک کنند ، اما بدون درک اساسی ، حتی نرم افزارهای بصری نیز معنی نخواهد داشت.دانستن اینکه چه چیزی BPM است ، می تواند به شما کمک کند تا در پی افزایش کارایی فرآیند ، آگاهانه تصمیم بگیرید.یک نقطه شروع خوب ، درک چگونگی چرخه عمر معمول BPM استچرخه عمر BPM پنج مرحله در نظر گرفته شده است: طراحی ، مدل سازی ، اجرا ، نظارت و بهینه سازی که در ادامه به توضیح هریک می پردازیم.بریم بخونیم :  آمیخته بازاریابی 4p چیست؟مرحله ۱: طراحیاکثر فرآیندها شامل یک فرم برای جمع آوری داده ها و یک گردش کار برای پردازش آن است. فرم خود را بسازید و مشخص کنید چه کسی در جریان کار صاحب هر کار استمرحله ۲: مدل سازی کنیدروند را در یک طرح بصری نشان دهید. جزئیات مانند مهلت ها و شرایط را اصلاح کنید تا ایده روشنی از توالی وقایع و جریان داده ها در فرآیند ارائه دهید. در اینجا دستورالعمل های دقیق برای مدل سازی BPM آورده شده است.مرحله ۳: اجرا کنیدابتدا این فرآیند را با آزمایش مستقیم آن با گروه کوچکی اجرا کنید و سپس آن را برای همه کاربران باز کنید. اطمینان حاصل کنید که دسترسی به اطلاعات حساس را محدود کرده اید.مرحله ۴: نظارت کنیددر حین انجام روند کار ، فرآیند را تحت نظر داشته باشید. از معیارهای مناسب برای شناسایی پیشرفت ، اندازه گیری کارایی و تعیین محل گلوگاه استفاده کنید.مرحله ۵: بهینه سازی کنیدهمانطور که تجزیه و تحلیل می کنید ، به تغییراتی که باید در فرم یا گردش کار شما ایجاد شود ، توجه کنید تا کارآیی بیشتری داشته باشد. مراحل بهبود فرآیند کسب و کار را در نظر بگیرید.انواع مختلف مدیریت فرآیند کسب و کار کدامند؟سیستم های BPM را می توان براساس هدفی که در نظر گرفته اند دسته بندی کرد. در اینجا سه نوع مدیریت فرآیند تجارت وجود دارد:ادغام محور BPMاین نوع سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار پردازش هایی را انجام می دهد که در درجه اول بین سیستم های موجود شما (به عنوان مثال HRMS ، CRM ، ERP) قرار دارند بدون درگیری زیاد انسان.یکپارچه سازی سیستم های مدیریت فرآیند کسب و کار دارای اتصالات گسترده و دسترسی API هستند تا بتوانند فرآیندهایی را ایجاد کنند که سریع حرکت می کنند.BPM انسان محورBPM انسان محور برای آن دسته از فرایندهایی است که اساساً توسط انسان انجام می شود. اینها اغلب مصوبات و وظایف زیادی را توسط افراد انجام می دهند. این سیستم عامل ها در یک رابط کاربری دوستانه ، اعلان های آسان و ردیابی سریع بسیار عالی هستندسند محور BPMاین راه حل های مدیریت فرآیند کسب و کار زمانی لازم است که یک سند (به عنوان مثال یک قرارداد یا یک توافق نامه) در هسته اصلی فرآیند باشد. آنها مسیریابی ، قالب بندی ، تأیید و امضای سند را هنگام انجام کارها از طریق گردش کار امکان پذیر می کنند.اکثر سیستم های مدیریت فرآیند کسب و کار می توانند عناصر هر یک از اینها را در خود جای دهند ، اما هر یک معمولاً دارای یک تخصص هستند 📷چرخهعمرکسبوکارچیست؟ برچسب ها: بازاریابی کارآفرینی کسب و کار کسب و کار اینترنتینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2024 14:21:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه عمر محتوا چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-vrkzzfxq2iv4</link>
                <description>چرخه عمر محتوا چیست؟ چرخه عمر محتوا، فرآیندی است که از زمان برنامه ریزی و خلق ایده برای محتوا تا حذف محتوا را شامل می‌شود. این چرخه به استراتژیست های محتوا و سایر افرادی که به روش های مختلفی با کانتنت یا محتوا در ارتباط اند کمک می‎‌کند که به صورت مستمر محتوا را ارزیابی کنند، در زمان خود صرفه جویی کنند، کیفیت محتوا را افزایش دهند و در نهایت کاربران بیشتری را جذب نمایند.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]چرخه عمر محتوا چیست؟همان طور که در بالا نیز اشاره شد، چرخه عمر محتوا زمانی است که محتوای تولید شده، مورد استفاده قرار می‌­گیرد، احتمالا در زمان­‌هایی به نقطه اوج و توجه خود رسیده و سپس رو به نزول رفته تا نهایتا حذف خواهد شد. اما مهم­ترین فاکتوری که بر این چرخه عمر محتوا تاثیر می­‌گذارد چیست؟چرخه عمر محتوا چیست؟پاسخ به این سوال بدون شک زمان است! شما به عنوان یک تولید کننده محتوای باهوش باید دقیقا بدانید که در هر زمان چه رویداد و موضوعی در جریان بوده و افراد زیادی آن را دنبال می­‌کنند. تولید محتوا درباره مسائل روز می­‌تواند تعداد مخاطبان شما را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. اما زمان چگونه به تدریج باعث نزول و حذف محتوا خواهد شد؟چرخه عمر محتوا و مهم­ترین فاکتور تاثیرگذار بر آن چیست؟تصور کنید خبر ازدواج یک سلبریتی معروف را شنیده­‌اید. آیا اگر از طرفداران او باشید مقاله­‌ها و یا عکس‌­های مربوط به آن را سرچ نمی­‌کنید؟ قطعا این کار را خواهید کرد! بدون شک بعد از انتشار این خبر جست و جوهای آنلاین با کلید واژه‌­هایی مانند ازدواج فلان سلبریتی بالا خواهد رفت! اما آیا این میزان جست و جو ماه آینده نیز همین مقدار خواهد بود؟! بدون شک خیر! در واقع در چرخه محتوای آن، به تدریج محتوا در حال افول است تا زمانی که به طور کامل محتوا حذف شود.بریم بخونیم :  چگونه تولید محتوا کنیم ؟شش مرحله‌ای چرخه عمر محتوارا با هم مرور می‌کنیم. این شش مرحله به شرح زیر هستند:مرحله پیش تولید (Conception Stage)مرحله تولید (Creation Stage)مرحله عرضه اولیه (Publishing)مرحله ترویج (Promotion)مرحله نگهداری و به روزرسانی (Content Maintenance)مرحله حذف و کنارگذاری (Content Retirement)اقناع مخاطبان نسبت به محتوای تولید شده از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تولید همه محتواها با هدف اقناع مخاطب و جذب وی به سمت و سوی مورد نظر می باشد. هیچ محتوایی بدون هدف تولید نمی شود. البته اگر چه این موضوع را می توان یک موضوع کلی نسبت به همه محتواها تلقی کرد، اما بیشترین توجه در اینجا تولید محتوای رسانه ای و به ویژه محتوای روابط عمومی است.چرخه عمر محتواهر چیزی که در اطراف ما و طبیعت وجود دارد یک چرخه عمری دارد و مراحلی را طی می کند تا به آخر چرخه ی خود برسد، به عنوان مثال ما انسان‌ها در ابتدا نطفه کوچکی بودیم و سپس با گذشت زمان بزرگتر شدیم و دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود را طی می کنیم و به دروان کهولت و پیری می رسیم و سپس می میریم و تجزیه می‌شویم.چرخه عمر محتوا نیز مراحلی دارد که شامل ۶ مرحله زیر می‌شود:استراتژی و ایدهبرنامه ریزیتولید و طراحی محتواتوزیع و انتشار محتواارزیابی و نگهداریحذف محتوادر زیر تک تک این مراحل را توضیح می‌دهیم و در انتها به بررسی مهم ترین مرحله چرخه عمر محتوا می‌پردازیم.۱- استراتژی و ایدهاین مرحله پایه و اساس تولید محتوای موفق است. در این مرحله تیم تولید کننده محتوا باید به سوالاتی نظیرچرا این محتوا را می نویسیم؟مخاطب ما چه کسانی هستند؟با چه لحنی باید بنویسیم؟و … پاسخ دهند تا مسیر و هدف محتوا برایشان روشن شود.با پاسخ دادن به این سوال‌ها دید اولیه و کلی نسبت به محتوایی که میخواهیم بنویسیم پیدا می کنیم.در این مرحله تولید کننده محتوا باید درباره موضوعات مختلف مربوط به محتوا  تحقیق کند، اطلاعات کافی و مفیدی بدست بیاورد تا بتواند محتوایی خوب و کارامد تولید کند. تولید کنندگان محتوا باید “چرا” را در ابتدا برای محتوایی که می خواهند تولید کنند تعریف کنند تا بتوانند همواره در طی مسیر خود یک چشم اندازی به اهداف محتوا داشته باشند.شناخت مخاطب از جمله کاراهایی است که باید در این مرحله انجام شود چراکه بدون شناخت مخاطب، نیازها و سلیقه ی مخاطب امکان تولید محتوای خوب وجود ندارد. شما به عنوان یک تولید کننده محتوا باید بدانید که مخاطب شما به دنبال چه چیزی است تا بتوانید او را به سمت محتوای خود جذب کنید. همچنین باید بدانید برای چه مخاطبی است تا لحن خود را متناسب با مخاطب خود انتخاب کنید.بریم بخونیم :  استراتژی بازاریابی محتوا چیست ؟۲- برنامه ریزیدر این مرحله مدیر گروه تولید کنندگان محتوا، با یکسری از ابزار ها مانند تقویم محتوا شروع به برنامه ریزی می کند. اهداف و ایده هایی که در مرحله استراتژی به آن‌ها پرداختیم و بررسی کردیم را در قالب تسک‌هایی به هر یک از افراد گروه می‌سپارد، مثلا چه کسی محتوا را تولید کند؟ تا چه تایمی باید محتوا تولید شود؟ چه کسی باید محتوای تولید شده را ویرایش کند ؟ و …بازاریابی محتوا بخشی از استراتژی بازاریابی و افزایش کسب و کار است که در این مرحله به تولید و توزیع محتوای مفید و خوب کمک بزرگی می کند. برنامه ریزی درباره ی بازاریابی محتوا با هدف حفظ مخاطبان قدیمی و جذب مخاطب های جدید انجام می‌شود.مشخص کردن kpiهای (شاخص) مهم از جمله کارهایی است که باید در این مرحله انجام شود.kpi ها در واقع یکسری شاخص ها هستند که طبق آن ها شما می توانید تعیین کنید که محتوای شما تا چه حد به اهداف خود نزدیک شده و مشکلات مخاطبات را حل می‌کند.طبق آمار HubSpot، ۷۵ درصد از کسب‌وکارهایی که به اهداف درآمدی خود نمی‌رسند، هیچ اطلاعاتی درباره تعداد لیدها، میزان تعامل در شبکه‌های اجتماعی، میزان بازدید وبسایت و به طور کلی شاخص ها ندارند. این مشکل با تعیین KPI محتوا در این مرحله تا حد زیادی قابل پیشگیری است.۳- تولید و طراحی محتواهمان طور که از اسم این مرحله مشخص است به طراحی و تولید محتوا می‌پردازیم. با توجه به اطلاعاتی که جمع آوری کردیم و ایده پردازی ها و اهداف مشخص شده در مرحله های قبل حالا تولید کننده محتوا، محتوای خود را می نویسید.تولید کننده محتوا تمام تلاش خود را می کند تا در محتوای خود نیازهای مخاطب را برطرف کند و محتوایی کاربردی و با کیفیت و مفید تولید کند.۴- ویرایش و انتشار محتواپس از تولید محتوا یک مرور کلی بر محتوا خواهیم داشت و ویرایش های لازم را بر روی محتوا انجام می‌دهیم. مرحله ی ویرایش برای فرآیند مدیریت تولید محتوا بسیار مهم است زیرا تولید کنندگان محتوا مطمئن می‌شوند که محتوای آن‌ها به طور مداوم و همیشگی رشد و پیشرفت خواهد داشت.پس از ویرایش، محتوا را روی وبسایت خودمان و شبکه های اجتماعی و وبسایت‌هایی که پست مهمان می‌گذارند مثل ویرگول و مداد قرار می‌دهیم. به این مرحله از چرخه عمر محتوا که به آن گردش کار تولید محتوا هم گفته می‌شود، زمانی است که تولید کنندگان محتوا می نشینند و شکوفایی محتوای خود را می بینند.فکر نکنید که با انتشار محتوا کار شما تمام می‌شود، بلکه تازه تعامل شما با مخاطب آغاز می‌شود.بریم بخونیم :  نقشه سفر مشتری چیست ؟پس از انتشارمحتوا شما به عنوان تولید کننده محتوا باید بازخوردهای مخاطب خود را بررسی کرده و محتوا را متناسب با نیاز مخاطب ویرایش کنید و برای مرحله‌ی بعد آپدیت کنید.۵- ارزیابی و نگهداریسرانجام ، تولیدکنندگان باید محتواهای قدیمی که دیگر بازخوردی از طرف مخاطب ندارد را با تحقیقات جدید یا خلاقیت به روز کنند تا محتوای مربوط ، تازه و مطابق با اهداف فعلی کسب و کار و مطابق نیاز های جدید مخاطب باشد.به عنوان مثال آن‌ها می توانند وبلاگ‌ها را با کلمات کلیدی تازه بهینه سازی کنند تا رتبه جستجوی خود را افزایش دهند یا محتوا خود را به عنوان پست مهمان در وبسایت هایی مثل ویرگول و مداد به اشتراک بگذارند.به روزرسانی یک محتوا می تواند به کسب و کارشما کمک کند تا با حداقل هزینه ی ممکن مخاطب جدید جذب کنید. تولیدکنندگان محتوا همچنین باید بررسی کنند که آیا این محتوا برای کسب وکار ارزش دارد یا زمان حذف آن فرا رسیده است؟اما مهم است که به یاد داشته باشید که چرخه حیات محتوای کامل فقط همین، چرخه است. یعنی پایان یک محتوا فقط به معنای ایجاد محتوای بیشتر است!محتوا می تواند در چرخه عمر خود موفقیت های زیادی کسب کند. ادامه مراقبت و نگهداری از محتوا باعث می‌شود که کسب و کارها از بازاریابی محتوای خود بیشترین بهره را ببرند.۶- حذف و آرشیو کردن محتوا!بیایید قبول کنیم که گاهی محتوا از دست می‌رود و دیگر کارایی ندارد! در گام پنجم، گفتیم که محتوا نگهداری و به‌روزرسانی می‌خواهد، اما آیا هر محتوایی ارزش آپدیت شدن را دارد؟برخی از محتواها، مختص زمان و حال و هوای خاصی هستند. از نمونه‌ی بارز این محتواها، می‌توانیم محتوای خبری را نام ببریم. اخبار روز به روز کهنه می‌شوند و از تب و تاب می‌افتند، آیا می‌شود محتواهای خبری مربوط به سال گذشته را ویرایش کرد طوری که امسال هم بازدید شوند؟ خیر.علاوه بر این، برخی محتواها هستند که در راستای استراتژی و اهداف کسب و کار شما تهیه نشده‌اند و می‌توان گفت هیچ فایده‌ای نه برای سایت و نه مخاطب شما دارند، این محتواها صفحات زامبی را شکل می‌دهند و نه تنها کسی به آنها سر نمی‌زند، بلکه در مجموع رتبه سایت شما را نیز پایین می‌کشند.گام نهایی چرخه عمر محتوا برای این است که شما خانه تکانی کنید و محتواهای به دردنخور را دور بیاندازید. می‌توانید این محتواها را اول نوایندکس کنید و پس از مدتی در صورت تمایل حذف کنید.مهم ترین مرحله چرخه عمر محتوا کدام است؟فکر می کنم با تمام تفاسیری که تا اینجای کار گفتیم به راحتی بتوانید حدس بزنید که کدام مرحله است.مرحله” نگهداری و ارزیابی ” مهمترین مرحله چرخه عمر است. در این مرحله باید هرکاری که می توانیم را انجام بدهیم تا در وهله اول طول عمر محتوا را افزایش بدهیم و در وهله دوم باید موارد زیر را تک تک بررسی کنیم :آیا استراتژی‌های انتخابی ما درست بوده یا نه ؟آیا به همین روند ادامه بدهیم یا باید برای افزایش طول عمر محتوا روند کار را تغییر دهیم؟کدام یک از محتوا ها بیشتر دیده شدند ؟آیا استراتژی هایی که برای تولید محتوا انتخاب کردیم درست و تاثیرگذار بودند؟کدام محتوا کامنت و بازخورد بیشتری داشت ؟آیا محتوای تولید شده مناسب شبکه های اجتماعی است؟بازخورد محتوا و کامنت ها را بررسی کنیم تا ببینیم نظر مخاطبان درباره‌ی محتوا چی بود؟چقدر کاربران برای هر محتوا وقت گذاشتند؟شاخص های سئو محتوا را بررسی کنیم؟بریم بخونیم :  نمونه تولید محتوا چیست؟و…چرا باید محتوای خود را آپدیت کنیم؟رقبا قوی‌تر می‌شوند و روز به روز محتواهای جدیدی رقیب محتواهای شما می‌شوند. تنها عاملی که می‌تواند محتوای شما را همچنان در چرخه رقابت نگه دارد، به‌روز بودن محتوای شماست!محتوای شما باید نسبت به رقبا بهتر باشد تا به جایگاهی که لایق است، دست پیدا کند! همین برای آپدیت محتوا کافیست، اما می‌خواهیم چند دلیل دیگر هم به شما بگوییم. این دلایل را به شکل خلاصه از مطلب سایت search engine journal بازگو می‌کنیم.۱- نرخ تبدیل محتوای شما پایین است.CTR یا نرخ تبدیل، یکی از معیارهای مهم سنجش محتواست. CTR در واقع نسبت میزان کلیک به بازدید یک محتوا در موتور جستجو را نشان می‌دهد. مثلا اگر یک صفحه از سایت، ۱۰۰ بار در نتایج جستجو نشان داده شود و از این ۱۰۰ بار، ۲۰ بار بر روی آن کلیک شود، CTR این صفحه برابر با ۲۰ درصد خواهد بود.آپدیت محتوا و به‌روزرسانی عنوان و توضیحات متا، در جهت بهبود CTR بسیار بسیار موثر است.۲- محتوای شما، به خوبی نوشته نشده.اشتباهات تایپی، نگارشی و یا جمله بندی نادرست، ساده‌ترین خطاهایی هستند که ممکن است در یک محتوا رخ دهد. اگر در گذشته بدون بازرسی محتواها، آنها را منتشر کرده‌اید، حتما دست به کار شوید و ویرایش را آغاز کنید. این اشتباهات سهوی، باعث می‌شود اعتماد مخاطب به شما کمرنگ شود.۳- محتوای شما بازدید کمی دارد.اگر محتواهایی هستند که برای شما اهمیت دارند، اما بازدید خوبی دریافت نمی‌کنند، باید آنها را ویرایش کنید. در وهله اول سعی کنید کامل‌ترین محتوای ممکن را تهیه کنید و پس از آن سعی کنید متمایز باشید، تصاویر جذاب‌تری استفاده کنید و روش متفاوتی در پیش بگیرید. ویرایش محتواها، باعث می‌شود رشد کنند.۴- تاریخ مصرف اطلاعات محتوای شما تمام شده!برخی مواقع پیش می‌آید که یک محتوا موضوع خوبی دارد و با گذر زمان، آن موضوع کمرنگ نمی‌شود اما اطلاعات و داده‌هایی که در محتوا استفاده شده‌اند، تاریخ مصرفشان می‌گذرد. مثلا یک محتوا می‌نویسید و بهترین ابزارهای سال ۹۹ را معرفی می‌کنید، اکنون که سال ۱۴۰۰ است، باید آن محتوا را ویرایش کنید و اطلاعات آن را به‌روز نمایید.۵- تجدید لینکسازی!در هر محتوا ۲ نوع لینک وجود دارد و از آن استفاده می‌کنیم، لینک داخلی و خارجی. یکی از دلایل خوب برای ویرایش محتواها این است که لینکسازی را چک کنید، آیا صفحاتی که به آنها لینک داده‌اید همچنان فعال هستند و وجود دارند؟ لینک‌هایی که ۴۰۴ ( ۴۰۴ یعنی این صفحه وجود ندارد) شده‌اند را حذف کنید و تغییر دهید.بریم بخونیم :  رپورتاژ آگهی چیست؟همچنین لینکسازی داخلی باعث می‌شود سایت شما بهتر رتبه بگیرد، خوب است اگر گاهی لینک‌های داخلی جدیدی در محتواهای قدیمی خود قرار دهید، با اینکار خیلی سریع و بهتر رشد می‌کنید.• «تولید محتوای اقناع کننده و پایدار به این معنی است که شما باید چرخه عمر محتوا را درک کرده آن را دنبال کنید.  پنج مرحله در چرخه عمر را شناسایی می کند. به طور کلی، چرخه عمر محتوا شامل موارد زیر است:• بررسی و تحلیل: مصاحبه های افراد ذی نفع در محتوا، تحلیل رقابتی، تحلیل عینی و ارزیابی محیط محتوا (سایت، محتوای شریک و …)• راهبرد: تعیین زمینه های مالکیت عنوان، رده بندی، فرایند/روند کار برای تولید محتوا، برنامه تأمین منابع، تعریف صدا و علامت تجاری.• برنامه: توصیه های پرسنلی تغییر سیستم مدیریت محتوا بر حسب نیاز، برنامه ریزی فراداده ، برنامه ریزی ارتباطات، برنامه ریزی جابجایی.• آفرینش: نوشتن محتوا، تولید دارایی، الگوی مدیریت، بهینه سازی موتور جستجو، تضمین کیفیت.• نگهداری: برنامه ریزی برای ارزیابی و بازرسی ادواری، توصیه به ارباب رجوع، تعیین اهداف برای اقدامات موفقیت آمیز.»بدیهی است که هر یک از مراحل این چرخه باید با زمینه های دیگر مدیریتی، کارشناسی، اهداف کلان و جزئی، طراحی اطلاعات موجود، پژوهش های مورد نظر، تحلیل ها وارزیابی ها همراه گردد تا به نتیجه مطلوب دست یافت.شناخت چرخه عمر محتوا شما را به این نتیجه مهم می‌رساند که تولید و انتشار محتوا، امری قابل‌شناسایی، قابل پیش‌بینی و قابل تکرار است. ممکن است فرآیندهای فرعی منجر به تغییراتی جزئی بین موضوعات محتوا و وضعیت آن شوند؛ اما روند کلی آن پایدار است. میزان موفقیت چرخه عمر محتوا با برنامه ریزی استراتژی محتوا رابطه‌ی مستقیم دارد؛ برای مثال، هنگام ساخت یک خانه، با مجموعه‌ای از برنامه‌ها کار می‌کنید که نه‌تنها ابعاد ساختاری ساختمان، بلکه گرمایش، تهویه و لوله‌کشی آن را مشخص می‌کند.در مقایسه با یک استراتژیست محتوا ، طرح ایجادشده توسط طراحان، نویسندگان و توسعه دهندگان می‌تواند مدلی موفق را برای ارائه‌ی محتوا ایجاد کند.چرخه عمر محتوا در هر حالتی وجود دارد؛ چه محتوا به‌صورت دستی مدیریت شود، چه با کمک فناوری خودکار. محتوا، دارایی اطلاعاتی هر شرکتی است و به میزان سایر دارایی‌های شرکت، نیاز به مراقبت دارد. چرخه عمر محتوا درواقع به‌دست آوردن محتوایی است که در سیستم مدیریت محتوا درست کار کند. در تصویر بزرگ‌تر، چرخه عمر محتوا، اجرای استراتژی صحیح برای پیروی از سیستمی تکرارپذیر است که مدیریت محتوا را در سراسر چرخه عمرش مدیریت می‌کند.وظیفه استراتژیست محتوا در قبال چرخه عمر محتواحالا این چرخه چه ربطی به استراتژیست محتوا دارد. هر چیزی که با زمان سروکار دارد عملا در سرزمین استراتژیست محتوا به سر می‌برد. استراتژیست‌های محتوایی بی‌درنظر گرفتن چرخه عمر محتوا تنها فرار رو به جلو انجام می‌دهند.بریم بخونیم :  شکاف محتوا چیست ؟فرار رو به جلو اصطلاحی است که در جنگ و سیاست و شطرنج از آن استفاده می‌شود. گاهی شما در موقعیت دفاعی قرار می‌گیرد و بجای آن که نیرو‌های خود را عقب بکشید و در لاک دفاعی بروید در اشتباهی کامل، حمله می‌کنید نیرو‌های خود را در عمق میدان حریف می‌آورد حال آن که برتری نفراتی و تجهیزاتی حمله عملا وجود ندارد.این کار را برای آن انجام می‌دهید که ضربه‌ای کاری به حریف وارد کنید یا در یک اتفاق حریف را مات کنید. اگر حریف که دست بالا را در بازی به دست آورده، از مواضع حساسش مانند شاه و وزیر محافظت مناسب را انجام دهد، فرار رو به جلو تنها به شکست سریع‌تر کسی که آن را در پیش گرفته است می‌انجامد.خوب از این مثال تخصصی شطرنجی که بگذریم، وارد دنیای محتوا می‌شویم. پیش‌روی و ساخت و انتشار محتوا مواضع هجومی شما هستند شما می‌توانید روزی سه یا چهار محتوای ۱۰۰۰ کلمه‌ای را تولید کنید. شاید در زمان شروع تولید هم دلایل و نیاز‌های مناسبی را سنجیده‌‌اید و در بستری صحیح به تولید محتوای خود پرداخته‌اید. اما در همین جاست که باید عمر چرخه محتوا خود را مشخص کنید.این محتوا تا کی می‌تواند به مخاطب ما سود برساند؟ دنیای ما دنیایی است که هر روز تغییر می‌کند و هر روز که از خواب پا می‌شویم، چیزی تغییر کرده است و چیزی عوض شده است. آیا مطلب ما هم عوض می‌شود. در یک استراتژی حمله و دفاع هر دو مهم هستند و باید هم‌زمان به آنها فکر کنید. همان طور که پیش تولید و تولید و عرضه اولیه و حتی ترویج را می‌توان در فاز حمله قرار داد می‌توان بحث بازسازی و حذف محتوا را در فاز دفاع قرار داد.استراتژی محتوا همراه با دفاع و حملهمطالب استراتژیک مطالبی است که در فاز حمله به سختی ساخته می‌شوند پیش تولید و تولید و عرضه و ترویج آن زمان بر و سخت است برای آن باید لینک سازی های زیادی انجام دهید. درباره آن باید وبینار بگذارید. در شبکه‌های اجتماعی باید از آنها بیشتر یاد کنید. آنها را باید به گونه‌ای بنویسید که جملاتی را در آنها به صورت جمله قصار عرضه کنید و همه این‌ها موضوعاتی است که در زمان بر و سخت است. شاید باید چندین بار آنها را ویرایش کنید و حتی قبل از انتشار اولیه نیازمند ساخت ورژ‌ن‌های گوناگونی از آنها باشید.جلو بردن یک لشکر کشی سنگین کار سختی است و جوانب زیادی را می‌طلبد. زمانی که مطلب خوب شما به خط یک گوگل رسیده است و هر روز تعداد افرادی که آن را می‌بینند زیاد و زیادتر می‌شود. شاید فکر کنید این جایی است که باید روی پشتی صندلی خود تکیه دهید و پاهایتان را دراز کنید و نفسی به راحتی بکشید. اما خیر باید عرض کنم که تازه وارد فاز دفاعی شده‌اید.بریم بخونیم :  انواع تولید محتوا چیست ؟اگر شما در این نقطه استراتژیک فقط به تولید جدید فکر کنید به امید این که مطالب قدیمی‌تر شما دیگر دارند کار خود را می‌کنند و دیگر نیازی ندارند که بازسازی و احیا شوند. بعد از مدتی یک انباری بزرگ از مطالبی دارید که برخی از آنها خوب‌اند ولی روز به روز قدیمی‌تر و فرسوده‌تر و نخواندنی‌تر می‌شوند و برخی از آنها هم که اصلا به درد نمی‌خورند. بسیاری از سایت‌ها در ابتدای کار خوب عمل کرده‌اند در سال‌های اول محتوا‌هایی بسیار پخته و عالی تولید کرده‌اند ولی هر چه قدر از عمر این سایت‌ها گذشته است به خاطر در نظر نگرفتن چرخه عمر محتوا ضعیف و ضعیف‌تر شده اند به گونه‌ای که الان دیگر حتی نمی‌توان آنها را خواند.در نظر نگرفتن چرخه عمر محتوا یک دلیل دیگر هم دارد. ما ناچاریم هر سال برخی از صفحاتمان را با روش‌های بی‌ضرری مانند ریدایرکت ۳۰۱ به صفحات بهتر و قوی‌تریمان ارجاع دهیم ولی این کار از روند افزایش صفحات ما می‌کاهد و حتی در کوتاه مدت امکان دارد بر سئو سایت ما تأثیر منفی بگذارد. مانند گیاهی که وقتی حرصش می‌کنند مدتی پژمرده می‌شود. اما این کار برای جان گرفتن آن لازم است. دقیقا شما هم با این کار جا را برای مقالات به روز‌تر و قوی‌تر باز می‌کنید.چرخه عمر در واقع پاسخی به سوالاتی از این دست است: «آیا محتوا در سیستم مدیریتی کنترل می‌شود یا خیر؟»، «آیا محتوا ترجمه می‌شود یا خیر؟» و «آیا در پایان عمر آن حذف می‌شود یا اصلاح شده و دوباره استفاده خواهد شد؟». فعالیت‌ها و تصمیمات در طول چرخه عمر، تکرار می‌شوند که به‌طور خلاصه می‌توان آن را به شکل زیر ترسیم کرد:۱. بخش تجزیه و تحلیل در چرخه عمر محتوا به جنبه‌های استراتژیک محتوا مربوط است. یک استراتژیست محتوا، تحلیلگر کسب‌وکار، معمار اطلاعات یا نویسنده، نیاز دارد انواع مختلف محتوا را در موضوعات کسب‌وکار و انواع مخاطبان محتوا بررسی کند. بخش‌های مختلف تجزیه و تحلیل محتوا شامل موارد زیر است:پرسونا و سناریوها؛ در این بخش باید گروه‌های عمده‌ی مخاطبان محتوا، محتواهای موردنیازشان و شناسایی زمان و نحوه‌ی استفاده از محتوا را شناسایی کنید.پیش‌نیازها؛ در این بخش شرایط کسب‌وکار و جزئیات فنی را در فرمی خلاصه سازماندهی کنید و آینده‌ی فرآیندهای کسب‌وکار مرتبط با محتوا را در حین چرخه عمر محتوا بیان کنید.مجوز اجرا؛ انواع محتوا و فرآیندهای آن را در سراسر چرخه عمر محتوا ایجاد و سازماندهی کنید.بودجه؛ اعتبار بودجه را ایجاد و منابع بودجه را برای حوزه‌هایی نظیر اجرای فناوری و ارتقا، عملیات محتوا و ترجمه‌ها تنظیم می‌کند.بریم بخونیم :  سفر مشتری چیست ؟۲. ربع جمع‌آوری محتوا، خلق محتوا را برای استفاده در چارچوب تعیین شده در مرحله‌ی تجزیه و تحلیل شامل می‌شود. این بخش شامل مراحل گردآوری، نگارش یا ویرایش، بومی‌سازی و داده‌های متا می‌شود.۳. ربع مدیریت در چرخه محتوا، به استفاده موثر از محتوا برمی‌گردد. در سازمان‌هایی که برای مدیریت خودکار محتوا، از فناوری‌های پیشرفته استفاده می‌شود، جنبه‌ی مدیریتی استفاده از سیستم مدیریت محتوا (CMS) لحاظ می‌شود. ربع مدیریت، از بخش‌های مدل‌سازی، پیکربندی، استانداردسازی و آرشیو کردن تشکیل شده است.۴. ربع انتشار، به جنبه‌ای از محتوا مربوط است که وقتی محتوا به پلتفرم خروجی تحویل داده شد، چگونه به شیوه‌های مختلفی مورداستفاده قرار گیرد. انتشار محتوا فقط یک نقطه در سیکل چرخه عمر است؛ ملاحظاتی هم مثل سیاست‌های استفاده‌ی مجدد و آرشیو محتوا پس از انتشار آن وجود دارد که باید به آن توجه کرد. مراحل مختلف انتشار شامل بخش‌های جمع‌آوری، انتقال، ارائه و بازبینی یا حذف محتوا است.درحالی‌که هر محتوایی یک چرخه عمر دارد، همه‌ی چرخه‌های عمر برابر نیستند.از چرخه عمر محتوا استفاده کنیددرحالی‌که هر محتوایی یک چرخه عمر دارد، همه‌ی چرخه‌های عمر برابر نیستند. سایتی می‌تواند چندین ژانر محتوا-بازاریابی، فنی، قانونی و غیره را ارائه دهد که هرکدام هم چرخه‌ی عمر و تغییرات خودشان را دارند. بعضی از محتواها، مثل سلب مسئولیت حریم شخصی، یک بار ارائه شده و به‌صورت منظم بازنگری می شود. برخی دیگر هم از چندین پایگاه داده جمع‌آوری می‌شود و به‌عنوان واحدی یکپارچه ارائه می‌شوند که برای مثال می‌توان به مواردی مثل توضیحات محصول در فروشگاه‌های اینترنتی و قیمت‌گذاری سیستم ERP اشاره کرد.مرحله پیش تولید محتوااگر الان از شما بخواهیم که راجع به موضوع خاصی محتوا بنویسید اولین کاری که می­‌کنید چیست؟ بدون شک ابتدا راجع به موضوع تحقیق خواهید کرد، تا اطلاعات لازم را به دست آورده و سپس آن را به محتوا تبدیل کنید. به اولین مرحله از چرخه عمر محتوا که شامل تحقیق راجع به موضوع مورد نظر است، مرحله پیش تولید گفته می‌­­شود.در این مرحله علاوه بر تحقیق کافی راجع به موضوع مورد نظر، باید به سلیقه جامعه هدف خود نیز توجه کنید. شما باید جامعه هدف خود را تشخیص داده و ببینید که آیا موضوعی که انتخاب کرده‌­اید برای او جذاب است یا خیر؟ زیرا حتی اگر محتوای شما بسیار عالی نیز باشد اما موضوع آن برای مخاطبان شما جذابیتی نداشته باشد، به نتیجه مطلوبی نخواهید رسید!در این مرحله همچنین شما باید اهداف و استراتژی­‌های خود را از تولید محتوا مشخص کرده و مطابق آن اقدام به تولید کنید.مرحله تولید محتوابعد از آن که تحقیق کافی راجع به موضوع مورد نظر انجام دادید، اهداف و استراتژی­‌های خودتان را مشخص کرده و در میان ایده‌­های مختلف بهترین را انتخاب کردید، زمان تولید محتوا خواهد رسید. شما می‌­توانید از ایده‌­­های جذاب و مختلف استفاده کرده و یک محتوای خوب و البته مفید برای کاربران خود تولید کنید.بریم بخونیم :  محتوای عمیق چیست؟مرحله انتشار و یا عرضه محتوابه این مرحله از چرخه عمر محتوا، گردش کار محتوا نیز گفته می­‌شود. در این مرحله در ابتدا شما مرور نهایی روی محتوای خود خواهید داشت تا ایرادها و مشکلات آن به طور کامل برطرف گردد. بعد از آن نوبت به انتشار محتوا بر روی سایت یا شبکه اجتماعی‌تان است. انتشار محتوا تازه نقطه شروع کار است. شما باید بعد از انتشار محتوا با کاربران خود تعامل داشته و نظرات و بازخوردهای آن­ها را راجع به محتوا بدانید. با در نظر گرفتن این بازخوردها در صورتی که محتوای شما نیاز به ویرایش و به روز رسانی داشته باشد، باید حتما آن را تغییر دهید.مرحله ارتقا و ترویج محتوااین مرحله زمانی مورد بررسی قرار می­‌گیرد که هنوز موضوعی که برای آن محتوا تولید کرده‌­اید، موضوعی داغ و مورد بحث است اما شما متوجه شده­‌اید که بازدید از محتوای شما کم شده است. در این مرحله از چرخه تولید محتوا شما باید به دنبال ترویج محتوای تولید شده باشید. چگونه؟شما می­‌توانید از روش‌­های مختلفی برای ترویج محتوای مورد نظرتان استفاده کنید:می­‌توانید محتوای مورد نظرتان را در شبکه­‌های اجتماعی مانند تلگرام و یا اینستاگرام تبلیغ کنید.می­‌توانید در سایت‌­های پربازدیدی مانند یوتیوب محتوای خود را تبلیغ و معرفی کنید.از رپورتاژ آگهی استفاده کنید.با استفاده از ایمیل مارکتینگ و یا استفاده از پیامک مخاطبان خود را به دیدن محتوا تشویق کنید.از فیلم‌­های تبلیغاتی کوتاه چند دقیقه‌­ای و یا پادکست­‌های تبلیغاتی استفاده کنید.و…مرحله به روز رسانی محتواهمان طور که می­‌دانید یک محتوای با کیفیت و خوب یک محتوای زنده است. محتوایی است که در هر زمان برای مخاطبان خود جذاب و مفید است. برای آن که محتوای شما نیز بتواند در این گروه از محتواهای با کیفیت قرار گیرد، باید همواره به دنبال به روز رسانی آن باشید.این روزها ابزارهای مختلفی برای سنجش عملکرد محتوا و سایت در اختیار شما قرار دارد که معروف­ترین و پرکاربردترین آن­ها گوگل آنالیتیکس است. با استفاده از این ابزار می­‌توانید اطلاعات بسیار مفیدی راجع به محتوای خود به دست آورید.می­‌توانید ببینید میزان بازدید از سایت و محتوای مورد نظرتان چقدر بوده است؟کاربران به طور میانگین چه زمانی در سایت شما بوده‌­اند.آمار ارجاعات از سایت­‌های دیگر و شبکه‌­های اجتماعی را ببینید.نرخ تبدیل داده را به دست آورید.تعداد صفحات بازدید شده را مشاهده کنید.با اطلاعات کاربران خود مانند سن، موقعیت جغرافیایی، جنسیت و غیره آشنا شوید.و….با استفاده از این اطلاعات تحلیلی شما می­‌توانید همواره سایت و محتواهای خود را زنده و پویا نگه دارید. با توجه به این اطلاعات شما باید به طور مداوم به دنبال به روز رسانی مطالب سایت خود باشید و هیچ محتوایی را بعد از انتشار به حال خود رها نکنید!بریم بخونیم :  چرا تولید محتوا کنیم ؟مرحله حذف محتوااین مرحله از چرخه عمر محتوا شامل تمامی محتواها نمی­‌شود. برای مثال تصور کنید که شما یک محتوای خوب راجع به چند ماسک خانگی نوشته­‌اید. خواندن این محتوا به همان اندازه که امروز جذاب و کاربردی است، می­ت‌واند چند ماه و چند سال آینده نیز باشد.حذف و یا آرشیو کردن محتوا بیشتر برای محتواهایی اتفاق می‌­افتد که وابسته به زمان بوده و ماهیت خبری دارند. برای مثال شرایط وام ازدواج در سال ۹۰ موضوعی است که تنها در همان سال مورد جست و جو و مطالعه قرار گرفته و در سال ۹۹ کسی از آن مگر در موارد خاص و جهت تحقیق استفاده نمی­‌کند. شما می‌­توانید این مطالب را یا به طور کامل از سایت حذف کرده و یا آرشیو کنید.مهم­ترین مرحله از چرخه عمر محتوا چیست و چه تاثیری بر استراتژی محتوا دارد؟در بخش‌­های بالاتر با مراحل مختلف چرخه عمر محتوا آشنا شدیم. شاید بیان این مساله که کدام مرحله در مقایسه با مراحل دیگر مهم‌­تر است، کمی سخت باشد. زیرا تمامی مراحل ذکر شده برای موفقیت محتوا و سایت شما کاملا لازم و مهم است. هر گونه کوتاهی و اشتباه در هر کدام از مراحل می‌­تواند تلاش‌­های شما را هدر داده و شما را به نتیجه مطلوبتان نرساند.اما در میان موارد گفته شده، مراحل ترویج و به روز رسانی محتوا از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. شما باید بتوانید چرخه عمر محتوای منتشر شده را تا بیشترین زمان ممکن طولانی نگه دارید.تصور کنید که شما یک محتواهایی کم بازدید را وارد سایت خود کرده‌­اید که روز به روز امتیاز شما را از نظر سئو پایین می‌آورد. اگر بعد از انتشار هر محتوا به دنبال بررسی و تحلیل آن نباشید، ممکن است در زمان کوتاهی جایگاه خود را در موتورهای جست و جو از دست دهید و تلاش­‌هایتان به هدر رود.شما باید با بررسی نتایج ابزارهای تحلیلی متوجه شوید که روندی که در پیش گرفته­‌اید درست است یا نیاز به تغییر مسیر دارید؟ شاخص­‌های سئو محتوا را بررسی کنید. مشخص کنید که کدام محتوا کامنت، لایک و بازخورد بهتر و بیشتری گرفته است تا بتوانید در راهی که وارد شده‌­اید ثابت قدم باقی بمانید.چرا چرخه عمر محتوا و به روز رسانی مهم است؟ممکن است شما به عنوان شخصی که مدیریت یک سایت را بر عهده دارد با خودتان فکر کنید که راه موفقیت در سئو و موتورهای جست و جو، اضافه کردن محتواهای جدید به سایت است و به روزرسانی محتواهای قبلی را بی‌فایده بدانید. باید به شما بگوئیم به همان اندازه که انتشار محتوای جدید بر سئوی سایت موثر است، به روز رسانی محتوا و پست قبلی نیز تاثیرگذار خواهد بود. این مساله نشان دهنده اهمیت چرخه عمر محتوا است که باید به آن توجه داشته باشید.بریم بخونیم :  نقشه سفر مشتری چیست ؟امروزه یکی از فاکتورهای مهم سنجش سئو توسط گوگل، به روزرسانی محتواهای قبلی است. زیرا با این کار گوگل متوجه می‌شود که سایت و مطالب شما هدفمند است و به نیازهای کاربران توجه ویژه دارد. به روز رسانی محتواهای قدیمی می‌­تواند منجر به پیوندهای بیشتر، رتبه بندی بهتر در نتایج جست و جو و افزایش بازدیدها شود.این روزها بسیاری از سایت­‌های موفق و مشهور از روش طولانی کردن چرخه عمر محتوا و به روز رسانی مطالب توانسته‌اند گوی سبقت را از رقیبان خود بربایند. برای مثال روزنامه واشنگتون پست، روزانه بیش از ۱۲۰۰ مطلب و محتوا بر سایت خود بارگزاری می­‌کند، این در حالی است که تنها ۵۰۰ مقاله جدید در هر روز در تحریریه آن نوشته می‌­شود! ۷۰۰ مقاله دیگر چه؟! بله درست حدس زدید. مقالات دیگر مقالاتی هستند که از محتواهای قبلی به روزرسانی شده‌­اند.تکنیک‌­هایی برای طولانی کردن چرخه عمر محتوا و به روز رسانی آندر این بخش از مقاله می­‌خواهیم تکنیک­‌هایی کاربردی در اختیار شما قرار دهیم تا بتوانید با کمک آن­ها مقاله‌­های خود را به روز رسانی کرده و طول چرخه عمر محتوا را افزایش دهید.نکته مهم آن که شما باید سعی کنید که درباره هر کلمه کلیدی بیش از ۲ مقاله جدید در سایت خود بارگزاری نکنید! چرا؟ تصور کنید که شما بدون به روز رسانی یا حذف کردن مقالات قبلی خود راجع به یک کلمه کلیدی چند محتوای دیگر نیز نوشته­‌اید. حتی اگر جایگاه شما از نظر سئو بالا باشد، شما انگار برای بالا آمدن مقاله با خودتان رقابت می‌­کنید! این مساله گوگل را گیج کرده و باعث کاهش رتبه شما از نظر سئو خواهد شد. بنابراین بهتر است با استفاده از تکنیک‌­های زیر به دنبال افزایش چرخه عمر محتوا و به روز رسانی آن باشید.به روز رسانی و تغییر کلمات کلیدیدر صورتی که محتوای شما یک مقاله خوب و با کیفیت باشد، قطعا در آن علاوه بر کلمه کلیدی اصلی، از کلمات کلیدی کمکی نیز استفاده شده است. شما برای به روز رسانی و افزایش چرخه عمر محتوا می‌­توانید از تکنیک تغییر کلمه کلیدی استفاده کنید. یعنی با توجه به نیازهای روز کاربران و جست و جوی کلمات کلیدی پر طرفدار، کلمه کلیدی محتوای خود را تغییر دهید.اضافه کردن بخش­‌های جدید به محتواتکنیک دیگر برای افزایش چرخه عمر محتوا اضافه کردن بخش‌­های جدید به محتوا است. در صورتی که می­‌دانید محتوای شما هنوز جذاب و کاربر پسند است اما مدتی است که بازدید از آن کم­تر شده است. می‌­توانید با اضافه کردن بخش‌­های جدید به محتوا آن را به روز رسانی کرده و مجددا به صدر نتایج جست و جو برگردید.استفاده از بک لینک‌­های داخلی و خارجیروش دیگر برای به روز رسانی مقاله و افزایش چرخه عمر محتوا استفاده از لینک سازی‌های داخلی و خارجی برای مقالات است. می‌­توانید بخش­‌های کوچکی به مقالات خود اضافه کرده و آن­ها را به محتواهای جدیدی که در سایت خود منتشر کرده‌­اید لینک دهید. این کار هم بازدید از محتوای قدیمی و هم جدید را بالا می‌­برد.بریم بخونیم :  استراتژی بازاریابی محتوا چیست ؟تصمیم گیری راجع به چرخه عمر محتوا متناسب با شرایطخوب تا این جای کار با تعریف چرخه عمر محتوا، مراحل و اهمیت و تکنیک­‌های افزایش طول آن آشنا شدیم. در مرحله آخر می­‌خواهیم بدانیم از چه استراتژی برای حذف یا به روز رسانی محتواهای موجود در سایت استفاده کنیم؟شما باید با توجه به نتایج ابزارهای تحلیلی و نیازهای روز تشخیص دهید کدام مقاله می­‌تواند هنوز برای مخاطب کاربردی و جذاب باشد و کدام مقاله باید از سایت حذف شود. وجود مقالات بی ارزش و قدیمی در سایت تنها باعث کند شدن سرعت سایت شده و هیچ بازدید جدیدی برای شما نخواهد داشت.بنابراین می‌­توانید این محتواها را حذف کنید. در موارد دیگر شما با در نظر گرفتن موضوع و نتایج تحلیل­‌های خود باید تصمیم بگیرید کدام محتوا را آرشیو و کدام را به روز رسانی کنید. داشتن یک استراتژی مناسب برای تصمیم گیری حذف و یا افزایش چرخه عمر محتوا می‌­تواند تاثیر شگفت انگیزی بر سئو و موفقیت سایت شما داشته باشد.چرخه عمر محتوا یا Content Lifecycle چیست؟در این دنیای فانی هر چیزی، تأکید می‎‌کنیم، هر چیزی از انسان گرفته تا محتوا، دارای عمری محدود است. زیرا هیچ معلوم نیست که محتوای ۳ سال قبل وب سایت مان درمورد تأثیر کرم ضدآفتاب بر سلامتی پوست، همچنان از لحاظ علمی مورد قبول باشد.اگر جزء آن دسته از افرادی هستید که یک کسب و کار اینترنتی دارید، به خوبی می‎‌دانید که برای معرفی محصول و جذب مشتری، نیازمند تولید محتوای با کیفیت هستید. اما، تمام محتواهای تولیدی شما تابع قانونی به نام چرخه عمر محتوا هستند. قانونی که دارای ۶ مرحله است و در این مطلب به طور کامل آن را توضیح داده و به راه های افزایش عمر محتواهایی که تولید کرده اید نیز، اشاره نمودیم.در نهایت این توصیه های مبتنی بر مثال را جدی بگیرید:۱- اینکه مؤسسه شما برنامه ریزی کند تا ۵ سال آینده ۱۰۰ محتوا پیرامون مسائل خانواده تولید کند به این امید که ۵ سال دیگر از آنها به عنوان یک رزومه برای توسعه ارتباطات بین المللی استفاده نماید، کمی تردید ایجاد می‎کند. ممکن است سرمایه گذاری امروز شما از بین برود. مراقب اینگونه برنامه های طولانی مدت برای برداشت از محتوا باشید و فاصله کاشت و برداشت را کوتاه در نظر بگیرید.چه بسا در حیطه محتوا، آنچه در جریان تولید مستمر است ارزشمندتر از آن چیزی باشد که از آن به عنوان رزومه یاد میکنیم. متاسفانه امروزه در بسیاری موارد، یک تولید کننده محتوا (حقیقی یا حقوقی) به زنده بودنش می ارزد و نه گذشته اش. آنچه مدام دارد تولید و ارائه میشود و مخاطبش را درگیر میکند ارزش دارد و نه خاطراتش.۲- اینکه برای سایت و اپلیکیشن میخواهید سری به زیرزمین قجری بزنید و در میان کارتنهای نوارهای کاست و دست نوشته های میرزا شمس الدین خان بافقی! دنبال محتوای کپی شده برای سایت خود بگردید، معلوم نیست چقدر در جلب مخاطب، موثر باشد . بهتر است این کارتنها را در همان انباری زیرزمین تنها بگذارید یا آنها را به سازمان میراث فرهنگی هدیه کنید.۳- به مجموعه سی دی های مشاوره و روانشناسی که ۱۰ سال پیش در موسسه خود تولید کرده اید، به عنوان یک ابزار تبلیغاتی نگاه می‎کنید؟ اما بدانید معلوم نیست مشتری جدیدی برای شما خواهد آورد یا نه!و اصلا معلوم نیست کسی حاضر باشد چشم به آنها بدوزد و گوش به آنها بسپرد و چه بسا اثر تخریبی و معکوس بر برند شما داشته باشد.جمع بندی چرخه عمر محتوا چیست؟:۱- از محتوای تاریخ مصرف گذشته چیزی برنمی آید.۲- انباشت محتوا برای استفاده در آینده، میتواند سرمایه گذاری های شما را خراب کند.۳- تولید محتوا یک جریان دائمی و سیال و زنده است. انتظاری که از جریان تولید محتوا میرود استمرار، حرکت و به روز بودن (بر اساس تقویم محتوا) است. تمرکز روی گذشته، ممکن است انگیزه و انرژی گذاری برای امروز را کاهش دهد. 📷چرخهعمرمحتواچیست؟ برچسب ها: بازاریابی اینترنتی بهینه سازی سایت تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ سئو وب مسترینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Wed, 10 Apr 2024 14:38:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت استراتژیک کارآفرینی چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-xeqbztfzpjcu</link>
                <description>آموزش مدیریت استراتژیک کارآفرینی شامل بخش های مختلفی می باشد که شما در حال مطالعه درس اول هستید و باید بگم که مدیریت کارآفرینی Entrepreneurial management یک حوزه علمی است که با استراتژی‌های مبتنی بر ریسک و نوآوری به دنبال ایده‌هایی جدید برای موفقیت در بازار است. همچنین یک رشته تحصیلی دانشگاهی نیز می‌باشد که هدف آن آموزش دانشجویانی با مهارت‌های خلاقانه برای پاسخگویی به نیازهای روز بازار است.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]آشنایی با آموزش مدیریت استراتژیک کارآفرینی«کارآفرینی» همان فرایند تاسیس یک کسب و کار (شرکت) بر مبنای یک فکر و ایده نو است. اکنون در عرصه جهانی افراد خلاق و نوآور به عنوان کارآفرینان منشا تحولات بزرگی در عرصه تولید و خدمات شده اند. حتی شرکت‌های بزرگ جهانی برای حل مشکلات خود به کارآفرینان مراجعه می کنند. چرخ های توسعه اقتصادی با توسعه کارآفرینی حرکت می کنند. افراد کارآفرین با خلاقیت و نوآوری خود، وقایع و روند فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی جوامع را متحول کرده و رشد و پیشرفت را به ارمغان آورده‌اند. پیدایش دانشگاه کارآفرین و رشد چشمگیر شرکت‌های نوآفرین (استارتاپ) از جلوه‌های کاربردی این موضوع هستند.کارآفرین باید فرصت‌های جدید کسب‌وکار را بیابد، نیازهای بازار را تشخیص دهد، راه‌حل‌های مناسب را قبل از این که مشکلات آشکار شود، ارائه نماید. همچنین بایست قبل از این که دیگران عقاید خود را ابراز کنند، تلاش خلاقانه خود را انجام دهد. کارآفرینی و مدیریت استراتژیک، متمرکز بر شیوه‌هایی هستند که به کمک آن‌ها کسب‌وکارها می‌توانند از طریق بهره‌برداری از فرصت‌هایی که در محیط مبهم فعالیت خود کشف کرده‌اند، تحول ایجاد کنند تا از طریق شناخت فرصت‌ها و سپس توسعه مزایای رقابتی برای بهره‌برداری از آن‌ها، ایجاد ثروت نمایند.بنابراین، کارآفرینی استراتژیک تلفیقی از کارآفرینی و دانش مدیریت استراتژیک است که به کارآفرینان کمک می‌کند که به احتمالاتی توجه نمایند که به نظر می‌رسد دیگران آن‌ها را نادیده گرفته‌اند و مهم‌تر این که آن‌ها می‌توانند ابزاری را برای تبدیل این فرصت‌ها به عمل آورند. بنابراین در این فرادرس، ابزارهای بسیار عملیاتی که به کارآفرین بالقوه کمک می‌کند تا شخصا تحلیلی از محیط داشته باشد و توانایی خود را برای رقابت در آن محیط توسعه دهد و همچنین توانایی بهره‌برداری موفق از مزایای ایده‌ها و رقابت در حوزه بازار را داشته باشد، آموزش داده می‌شود.دانلود رایگان کتاب مدیریت استراتژیک کارآفرینیمدیریت استراتژیک کارآفرینی چیست ؟جامعه پیشرفته امروزی، توسعه خود را مدیون انسان هایی است که قادر به تبدیل رویاها و ایده های خلاقانه خود به حقیقت بوده اند، روحیه استقلال طلبی برای کاوش موقعیت های جدید را داشته اند و از جرأت کافی برای مبارزه با روش های متداول و جا افتاده برخوردار بوده اند.مدیریت کارآفرینی Entrepreneurial management یک حوزه علمی است که با استراتژی‌های مبتنی بر ریسک و نوآوری به دنبال ایده‌هایی جدید برای موفقیت در بازار است. همچنین یک رشته تحصیلی دانشگاهی نیز می‌باشد که هدف آن آموزش دانشجویانی با مهارت‌های خلاقانه برای پاسخگویی به نیازهای روز بازار است. «کارآفرینی» همان فرایند تاسیس یک کسب و کار (شرکت) بر مبنای یک فکر و ایده نو است. اکنون در عرصه جهانی افراد خلاق و نوآور به عنوان کارآفرینان منشا تحولات بزرگی در عرصه تولید و خدمات شده اند. حتی شرکت‌های بزرگ جهانی برای حل مشکلات خود به کارآفرینان مراجعه می کنند. چرخ های توسعه اقتصادی با توسعه کارآفرینی حرکت می کنند. افراد کارآفرین با خلاقیت و نوآوری خود، وقایع و روند فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی جوامع را متحول کرده و رشد و پیشرفت را به ارمغان آورده‌اند. پیدایش دانشگاه کارآفرین و رشد چشمگیر شرکت‌های نوآفرین (استارتاپ) از جلوه‌های کاربردی این موضوع هستند.بریم بخونیم : استراتژی های کسب‌ و‌ کار چیست ؟جامعه پیشرفته امروزی، توسعه خود را مدیون انسان هایی است که قادر به تبدیل رویاها و ایده های خلاقانه خود به حقیقت بوده اند، روحیه استقلال طلبی برای کاوش موقعیت های جدید را داشته اند و از جرأت کافی برای مبارزه با روش های متداول و جا افتاده برخوردار بوده اند.این عاملان تغییر، شخصیت و روحیه ای داشته اند که امروزه «کارآفرینی» نامیده می شود. کارآفرینی هم دارای بعد نظری (تئوریک) و هم دارای بعد عملی (کاربردی) است که می توان با روش های مختلف آموزشی، به آموزش کارآفرینان همت گماشت. با توجه به این که شخصیت و روحیه آدمی عمدتاً در دوران نوجوانی و جوانی شکل می گیرد، می توان با یک برنامه صحیح آموزشی، به پرورش ویژگی ها و روحیه کارآفرینی و آشنایی با کسب و کار کارآفرینانه  پرداخت. در این مقاله به تعریف و مفهوم‌سازی مدیریت کارآفرینی پرداخته شده است.تعریف کارآفرین و مدیریت کارآفرینیواژه کارآفرینی از قرنها پیش و قبل از آنکه به زبان امروزی مطرح شود، در زبان فرانسه متداول گردید. این واژه معادل کلمه فرانسوی Enterprendre به معنای متعهد شدن (معادل under Take در زبان انگلیسی) می ‌باشد که در سال ۱۸۴۸ توسط جان استوارت میل به کارآفرینی ( Enterpreneur ) در زبان انگلیسی ترجمه شد.کارآفرین‌ کسی‌ است‌ که‌ متعهد می ‌شود مخاطره‌های‌ یک‌ فعالیت‌ اقتصادی‌ را سازماندهی‌، اداره‌ و تقبل‌کند(فرهنگ دانشگاهی وبستر).کارآفرین کسی است که تلاش می کند با راه اندازی شرکت خود یا به تنهایی عمل کردن در دنیای اقتصاد سودی بدست آورد مخصوصاً که باید پذیرای مخاطرات باشد(فرهنگ کمبریج).در دایره‌‌المعارف بریتانیکا، کارآفرین اینگونه تعریف شده است: شخصی که کسب و کار و یا موسسه اقتصادی را سازماندهی و مدیریت کرده و خطرات ناشی از آن را می ‌پذیرد.ژوزف شومپیتر Joseph Schumpeter (اقتصاددان) مطرح کرد که کارآفرینی شامل نوآوری‌ها و فن آوری‌های امتحان نشده است. او تخریب خلاق را مطرح کرد. بوسیله آن محصولات، فرایندها، ایده ها و کسب و کارها با موارد بهتر جایگزین می شوند. او اعتقاد داشت که کارآفرینان نیروهای محرک در پس تخریب فعال هستند.به زعم پیتر دراکر، کار آفرینی به حداکثر رساندن فرصت هاست. کارآفرینان این فرصت ها را شناسایی کرده و بر این اساس اقدام می کنند. مدیریت کارآفرینی یک حوزه علمی دانشگاهی است که هدف آن آموزش اصول و مبانی کارآفرینی به دانشجویان است. همچنین در معنای عام به هنر و مهارتی اشاره دارد که صاحبان کسب‌وکار برای شکار فرصت‌های محیطی در پرتو تفکر خلاق از آن استفاده می‌کنند.سیر تاریخی مدیریت کارآفرینیسابقه و تاریخچه کارآفرینی به سال‌ها پیش برمی‌گردد. ریچارد کانتیلون Richard Cantillon (اقتصاد دان) در اوایل قرن ۱۸ این واژه را برای اولین بار برای توصیف فعالان اقتصادی که انجام هزینه های مشخص رابه عهده می گیرند ولی در انتظار درآمد نامعین و توام با ریسک در آینده هستند، به کار برده است. او بین زمین داران، دستمزدبگیران و کارآفرینان تمایز قایل شد. از نظر وی کارآفرینان در محیطی همراه با عدم قطعیت فعالیت می کنند، سرمایه اولیه را خودشان فراهم می کنند و با بهایی نامعین به خرید و فروش می پردازند. قرن ۱۹ زمان حاصل خیزی کارآفرینی بود زیرا پیشرفتهای اقتصادی طی انقلاب صنعتی انگیزه ها را برای اختراعات و نوآوری های ادامه دار ایجاد کرد.ریچارد کانتیلون و ژان باپتیست سهژان باپتیست سای Jean Baptiste Say (اقتصاددان) اشراف زاده و صنعتگر فرانسوی در اثر خود تحت عنوان «پرسش و پاسخ در اقتصاد سیاسی» درباره کارآفرین می نویسد: کارآفرین عاملی است که تمام ابزارهای تولید را ترکیب می کند و مسوولیت ارزش تولیدات، بازیافت کل سرمایه ای را که به کار می گیرد،ارزش دستمزد ها،بهره ها و اجاره ای که می پردازد و همچنین سود حاصل را بر عهده می گیرد. کارآفرین باید از هنر مدیریت نیز برخوردار باشد. او کار آفرینی را تنها در مورد کسب و کار مورد بحث قرار می دهد و ارتباط آن با نوآوری یا ایجاد سرمایه را نادیده می گیرد. از نظر وی سودهای بدست آمده از کارآفرینی جدا و مجزا از سودهای بدست آمده از مالکیت سرمایه است. در اوایل قرن ۲۰ هنوز هم اعتقاد بر این بود که کارآفرینی جدا از مدیریت سازمان است. در نیمه دهه ۱۹۳۰ مفهوم کارآفرینی گسترده شد.بریم بخونیم : پرسونای مشتری چیست؟تفکر استراتژیک ناشی از تلفیق مدیریت کارآفرینی و مدیریت استراتژیک به کارآفرینی استراتژیک منتهی می‌شود. توسعه تدوین استراتژی کارآفرینانه به عنوان یکی از حالت استراتژی تلقی کرد که در آن، توانایی تصمیمگیری سریع متناسب با تغییرات محیط بیرونی در نظر گرفته شده است. پیچیدگی‌های فرهنگی چه در سطح اجتماعی و چه در سطح شرکتی، یکی از عوامل تهدیدکننده در فعالیت‌های کارآفرینانه محسوب می‌شود. باید توجه شود می‌داشت که به دلیل وجود مخاطرات فراوان در مراحل اولیه ایجاد یک سازمان، نیاز به همدلی و درک مشترک میان ذی‌نفعان سازمانی بیشتر است.به علت الزامات و دشواری‌های کارآفرینی در محیط‌های متنوع فرهنگی، کارآفرینان باید از قابلیت‌هایی برخوردار باشند که آنها را در درک صحیح پیچیدگی‌های شناختی، رفتاری و ارزشی دیگران یاری دهد. این امر به خصوص در شرکت‌های کوچک و متوسط اهمیت بیشتری دارد. این شرکت‌ها بر خلاف بخش دولتی، برای بقا بیشتر به توانمندی‌های کارکنان و حامیان خود متکی هستند. بنابراین باید باید سازوکارهای خلاقی برای حفظ و تداوم بقای خود در محیطهای پویا بیابند دارای اهمیت است.تعریف کارآفرینی استراتژیککارآفرینی استراتژیک Strategic Entrepreneurship هماهنگی جنبه‌های استراتژیک و کارآفرینی در ایجاد، توسعه و عمل در نظر گرفته شده برای به دست آوردن مزایای رقابتی است. این رویکرد حاصل ایجاد تعادل میان دو اقدام مرتبط و پیوسته یعنی رفتارهای فرصت طلبانه و رفتارهای مزیت طلبانه است. کارآفرینی استراتژیک  از طریق ایجاد تغییرات گسترده به شرکت‌ها کمک می‌کند زمینه‌های رشد و سودآوری را فراهم کنند.مفهوم کلیدی کارآفرینی استراتژیک این است که برای کسب مزیت رقابتی و خلق ارزش‌های پایدار،  باید تعادلی را در شرکت برقرار کند. این موازه باید میان جستجوی فرصت‌های جدید در بازار و حفظ مزیت‌های رقابتی موجود  برقرار شود. موضوع بحث کارآفرینی از منظر راهبردی دستیابی به اهداف کارآفرین به صورتی فراگیر، بلندمدت و یکپارچه می‌باشد. این تعریفی جامع از کارآفرینی راهبردی است که در مورد آن اتفاق نظر وجود دارد.هم کارآفرینی و هم مدیریت استراتژیک رویکردهایی هستند که مدل‌ها و ابزارهای متنوعی را برای کسب‌وکارها به وجود آورده‌اند. این ابزارها امکان بهره‌برداری از فرصت‌های موجود در محیط کسب‌وکار را فراهم می‌کند. بنابراین کسب‌وکارها را توسعه داده و درنهایت به خلق ارزش منجر می‌شود. کارآفرینان توانایی شناخت فرصت‌هایی را دارند که به نظر می‌رسد افراد عادی آنها را نمی‌بینند و در کشف آنها ناتوانند و مدیریت استراتژیک با در اختیار قرار دادن ابزارها و مدل‌های مختلف، کارآفرینان را قادر خواهند ساخت تا از این فرصت‌های شناسایی شده برای معرفی محصولات و خدمات نو و سودمند برای بازار رقابتی بهره بگیرند. برای سنجش این مقوله می‌توان از پرسشنامه کارآفرینی استراتژیک استفاده کرد.مقدمه ای بر استراتژی کارافرینیهمه سازمانها برای بقاء نیازمند اندیشه های نو و نظرات تازه اند. در عصر ما برای بقاء و پیشرفت و حتی حفظ وضع موجود، باید جریان نوجویی و نوآوری را در سازمان ایجاد نموده و تداوم بخشید و ضمن شناخت تغییرات و تحولات محیط، برای رویارویی با آنها پاسخ های بدیع و تازه تدارک دید. امروزه بسیاری از شرکتها به لزوم استراتژی کارآفرینی سازمانی پی برده اند. در دنیای در حال تحول و پیشرفت امروز، کامیابی از آن جوامع و سازمانهایی است که بین منابع کمیاب و قابلیت های مدیریتی و کارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار نمایند.به عبارت دیگر جامعه و سازمانی می تواند در مسیر توسعه، حرکت رو به جلو و با شتابی داشته باشد که با ایجاد بسترهای لازم، خود را به دانش و مهارت کارآفرینی تجهیز نماید تا با استفاده از این توانمندی ارزشمند، منابع را به سوی حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت کنند. این مهم در درون یک سازمان دارای پیچیدگیهای خاصی است که در بروز رفتار کارآفرینانه، اجرای طرح های کارآفرینانه و در نهایت حرکت به سوی سازمان کارآفرین سهم بسزایی دارد. در شرایط کنونی اقتصاد، نیاز به پرداختن به مقوله استراتژی کارآفرینی سازمانی بیش از پیش احساس می شود. از آنجا که کار آفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و متمایز خود قادرند در چنین شرایط سختی منابع را برای رشد و توسعه تولید و منابع انسانی جمع آوری کنند و کسب و کار جدید ارائه دهند، لذا قادر خواهند بود به سیستم اداری کشور در زمینه بهبود وضعیت و افزایش بهره وری یاری رسانند.بریم بخونیم : طراحی و توسعه محصول چیست ؟امروزه رقابت شدید در سطح بین المللی اهمیت نوآوری، انعطاف پذیری، پاسخگویی و همکاری را در موفقیت بلندمدت سازمانها آشکار کرده است. با افزایش سرعت تغییر در سازمانها، آنها باید قادر باشند به سرعت خود را با شرایط جدید سازگار کنند و از همه فرصت های جدید بیشترین بهره برداری را کرده و برای شناسایی نیازهای در حال تغییر، فرهنگ کارآفرینی را تقویت کنند.تعریف کارآفرینی سازمانی چیست؟کارافرینی سازمانی عبارتست از فرهنگ ایجاد نوآوری در محصولات یا خدمات با بکارگیری خلاقیت و ایده های نو و قبول ریسک در جهت رسیدن به سود مطلوب. به عبارت دیگر، مجموعه ای است از استراتژی ها و گرایشات رفتاری تحت حمایت فرهنگ سازمانی و ساختار شرکت در جهت تقویت، رشد و بکارگیری خلاقیت و نوآوری افراد، که منتج به توسعه پایدار و ممتاز بودن سازمان می شود. در یک سازمان کار آفرین فضایی حاکم است که در افراد روحیات فعال بودن، ابراز نظر کردن، تفکر وتأمل را بالا می برد.تعریف استراتژی کارآفرینی چیست؟استراتژی کارآفرینی یک مسیر پر اهمیت است که در کارآفرینی سازمانی مفهوم پیدا می کند و در این مسیر تصمیمات باید طوری مدیریت شوند که بتواند با شرایط عدم اطمینان و در کنار بازیابی منابع، سازمان را در وضعیتی قرار دهند که بتواند خود را با تغییرات محیطی وفق دهند. برای عملکرد موفقیت آمیز کارآفرینان باید منابع مؤسسه اقتصادی خود را به طور استراتژیک مدیریت کرده و در استراتژی کارآفرینانه تلاش نمایند. در استراتژی کارآفرینانه، کارآفرین باید یک تفکر کارآفرینانه به عنوان راهی برای تفکر در تمرکز بر شناخت و بهره برداری از فرصت ها در رویارویی با عدم یقین داشته باشد.بسیاری از مدیران و کارآفرینان فرصت های موجود در بازارها را تشخیص می دهند و دسترسی به بازارها را به عنوان یک ابزار استراتژیک برای رقابت پذیری و توسعه بیشتر کسب و کار خود مورد استفاده قرار میدهند. حضور در بازارهای بزرگ و جهانی برای کسب و کارهای کوچک و نوپا مجموعه ای از فرصتهای کسب و کار را میسر می سازد. از این رو تلفیق دیدگاه های استراتژیک کارآفرینی و مؤلفه های استراتژی کارآفرینانه برای توسعه مستمر کانال های نوآوری و کشف خلاقانه توانمندی های داخلی و خارجی به سازمانها کمک می کنند.اهمیت استراتژی کارآفرینانه چقدر است؟با توجه به اینکه کار آفرینی اثربخش در صنایع کوچک و متوسط و نوپا یک فرآیند استراتژیک است، مدیریت استراتژیک در این صنایع بدون جهت گیری کارآفرینانه به سختی می تواند به موفقیت دست یابد. از اینرو سازمانها یا باید به سمت استراتژی کارآفرینانه حرکت کنند یا اینکه محکوم به فنا شوند. یکی از ویژگی های جذاب اقتصاد جهانی امروز، نقشی است که کارآفرینی در توسعه صنایع و ایجاد رفاه اقتصادی بازی می کند. در اقتصاد شبکه ای جهانی امروز، محیط کسب و کار، پیچیده، پویا، و بیش از پیش رقابتی می باشد. از این منظور توسعه فعالیت های کارآفرینی یکی از راهکارهای مهم در تدوین استراتژی های بنگاه های اقتصادی برای ورود آنها به عرصه رقابت و در نتیجه بهبود و ارتقاء عملکرد در آنها محسوب می شود.در این راستا دو عامل استراتژی های کارآفرینانه و استراتژی های سازمانی برای ورود به بازارهای جهانی، ارکان اساسی توفیق در بازارهای جهانی محسوب می شوند. زیرا استراتژی های کارآفرینی به افراد و بنگاه این امکان را میدهند که در اتخاذ تصمیمها نوآورتر، خلاقتر و مسئولیت پذیرتر باشند و توسعه توانمندیهای استراتژیک در بنگاه و توانمندسازی افرادی با هدف قدرتمندسازی آنها برای تهیه و اجرای استراتژی های موفق، اهمیت کلیدی دارند. از آنجا که کارآفرینان به عنوان متغیر اصلی در بین المللی سازی فعالیت های اقتصادی جدید مطرح هستند، شرکت های کارآفرین برای ایجاد بیشترین ارزش باید عملکردی استراتژیک داشته باشند و این امر نیازمند تلفیق تفکر استراتژیک و مباحث کارآفرینی است.بریم بخونیم : برنامه ریزی کارآفرینی چیست ؟در سازمان های موفق تهیه این برنامه بر عهده کارآفرینان می باشد. آنها با مجموعه ای از تصمیمات استراتژیک در فرآیند کسب و کار مواجه هستند، مانند تصمیم به شروع کسب و کار جدید، تصمیم به تشکیل تیم مدیریت، تصمیم به تمرکز بر بخش خاص بازار، و تصمیم به تأمین منابع مالی. این نوع تصمیم گیری استراتژیک مجموعه ای از استراتژی های کارآفرینانه است که تا حد زیادی موفقیت بنگاه را تحت تأثیر قرار میدهد. در بازنگری چهار چوب های کارآفرینی استراتژیک، می توان گفت، این مفهوم به عنوان فصل مشترک کارآفرینی و استراتژی معرفی شده و به یکپارچگی این مفاهیم و ترکیبی از اکتشاف واستخراج توسعه و رشد یافته است، با توسعه و تکامل کارآفرینی استراتژیک تا حد یافتن چهارچوب های نظری در باب آن، تجزیه و تحلیل های مفصل و نیز کارهای متناقض و بنیادی عرضه شده است. کارآفرینی موجود در محیط خارجی و توسعه مزیت رقابتی در شرکتها و سازمانها، در سالیان اخیر جایگاه ویژه ای در ادبیات استراتژی کارآفرینی سازمانی به خود اختصاص داده است.نگرش کارآفرینی در مدیریت استراتژیککسب موفقیت، باید از دیدگاه مدیریت استراتژیک به کارآفرینی نگریسته شود. کار آفرینی باید بخشی از برنامه ریزی استراتژیک سازمان بوده و جزء ضروری و جدانشدنی از این برنامه باشد. سه عامل کشف فرصتها، کشف توانمندیها و تحمل ابهام برای دست یافتن به کار آفرینی از چشم انداز مدیریت استراتژیک یک سازمان وجود دارد.در این راستا شرکتهایی می تواند در مسیر رشد و توسعه، حرکت رو به جلو و با شتابی داشته باشند که با ایجاد بسترهای لازم، منابع انسانی خود را به دانش و مهارت کار آفرینی مولد تجهیز کنند و با بهره گیری از این توانمندی ارزشمند و همچنین سایر منابع موجود در سازمان، شرکت را به سمت ایجاد ارزش، رشد و توسعه مدیریت هدایت کند تا در نهایت توسعه اقتصادی شکل گیرد. توسعه فعالیتهای کارآفرینانه می تواند به رشد نوآوری، ایجاد محیط رقابتی، توسعه اقتصادی و ایجاد شغل در یک جامعه کمک کند.مبانی کارآفرینی سازمانی چیست؟در وضعیت فعلی اقتصاد جهانی، تنها کشورهایی از ابعاد مختلف جهانی شدن تأثیر و تأثیر می پذیرند که بتوانند کالاها و خدماتی جدید و مطابق نیاز مشتری عرضه کنند. یکی از عوامل اصلی این امر، کارآفرینی سازمانی است. به این صورت که تک تک افراد سازمان خودشان را در قبال اهداف سازمان متعهد می دانند و برای این کار نیز حداکثر استعداد خودشان را برای پیشرفت و بقای سازمان بکار می گیرند. از جمله مواردی که در این سازمان ها چنین زمینه ای را به وجود آورده، فضای حاکم بر سازمان هاست که کارکنان در آن با تعهد به کار خود ادامه می دهند و آنچه می تواند بیشترین تاثیر را در ایجاد این فضا داشته باشد، ساختار سازمانی است که به مثابه کالبد اصلی این سازمان عمل می کند.از اینرو در این مقوله، شناسایی تأثیراتی که ساختار سازمانی در ایجاد فضا و جوّ کارآفرینی می توانند داشته باشد، از مسائل مهمی است که در کشور ما باید به آن پرداخته شود تا زمینه مساعد برای اجرای استراتژی کارآفرینی سازمانی در سازمانها به وجود آید. هسته اصلی کارآفرینی، نوآوری است و نوآوری در سازمان ها لزوما فرآیندی پایین به بالاست. استراتژی کارآفرینی سازمانی ، تنها وقتی به وقوع می پیوندد که سطوح پایین تر سازمان نوآوری داشته باشند، اما تنها وقتی که به کارکنان اختیار لازم داده شده و آنها تشویق می شوند، استراتژی کارآفرینی سازمانی امکان بقا خواهد یافت. با توجه به اینکه روش نظام پیشنهادها اغلب یک فرآیند پایین به بالاست، در تسهیل روند اجرای استراتژی کارآفرینی سازمانی از مهمترین ابزارها بشمار می آید.تعریف استراتژی کارآفرینی سازمانی چیست؟امروزه کارآفرینی نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی و از مشخصه های یک اقتصاد سالم است. کارآفرینی در حال حاضر مؤثرترین روش برقراری ارتباط بین علم و بازار است. این مفهوم هم می تواند زمانی اتفاق افتد که یک فرد یا گروهی از افراد فعالیتی اقتصادی را آغاز می کنند و هم در داخل یک سازمان در حال فعالیت رخ دهد که نوع اخیر را کارآفرینی سازمانی می گویند.بریم بخونیم : مدیریت ریسک استراتژیک کارآفرینی چیست ؟استراتژی کارآفرینی سازمانی بر توانایی یک سازمان در یادگیری از طریق کشف دانش جدید و بهره گیری از دانش موجود مبتنی است و به سرعت در حال تبدیل شدن به یک سلاح انتخابی برای بسیاری از سازمان ها به ویژه سازمان های بزرگ است. استراتژی کارآفرینی سازمانی همچنین تلاشی است برای ایجاد ذهنیت و مهارت های کارآفرینانه و البته وارد ساختن این ویژگی ها و ذهنیت ها به درون فرهنگ و فعالیت های سازمان و بخش دولتی نیز از این قاعده مستثنی نیست.بخش دولتی و نظام اداری یک کشور از بسترهای اصلی رشد و توسعه و از ابزارهای اصلی اجرای فعالیت ها و وظایف دولت ها محسوب می شود و بنابراین ناکارآمدی این بخش مشکلات متعددی را برای یک جامعه به همراه خواهد داشت. حیطه وظایفی که بر عهده دولت هاست، حتی در صورتی که زمینه مشارکت بخش خصوصی و غیردولتی هم فراهم شود، بسیار گسترده است و پیامدهای انجام این وظایف، عده کثیری از افراد جامعه را متأثر می سازد. بطور کلی می توان گفت ویژگی های اصلی سازمان های کارآفرین، این سازمان ها را مجهز به قابلیت هایی می کند که ضمن ارتقای کارآمدی، قادر به بهره گیری بهتر از فرصت های موجود و انطباق پذیری بیشتر با محیط پیرامونشان می شوند.اصطلاح کارآفرینی غالبا در زمینه بخش خصوصی و تجاری به کار رفته است، اما امروزه در مباحث مدیریت بخش دولتی نیز وارد شده که عمدتا ناشی از اهمیت نقش دولت در جوامع و تلاش برای ایجاد تحول استراتژیک در سازمان های دولتی و بهبود عملکرد آنها بوده است. مطالعات متعددی نیاز به بازآفرینی و کاراتر ساختن و مؤثرتر ساختن دولت و وارد ساختن ساز و کارهای بازار به بخش دولتی، بهبود خلاقیت و توسعه فرهنگ های ریسک پذیر را مورد بحث و بررسی قرار داده اند و بدین ترتیب اصطلاح کارآفرینی سازمانی بخش دولتی را معرفی کرده اند. به همین ترتیب، استراتژی کارآفرینی سازمانی نیز شاخص ها و موضوعات متعددی را شامل می شود و در نتیجه تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می گیرد. بنابراین، ضروری است تا ضمن شناخت و دسته بندی این عوامل، وضعیت مطلوب و مناسب آنها برای ارتقای استراتژی کارآفرینی سازمانی مورد بررسی قرار گیرد.تضاد کارافرینی و مدیریت سنتی چیست؟کارآفرینی در حل تعدادی از مشکلات همچون افزایش سریع رقبای جدید، ایجاد حس بی اعتمادی نسبت به شیوه های مدیریت سنتی در سازمان ها، خروج بهترین نیروی کار از سازمان ها و اقدام آنها به کارآفرینی مستقل ایجاد شده است. کارآفرینی سازمانی اقدامی است که اگر سازمان بخواهد به رشد خود تا بینهایت ادامه دهد، ضروری است. ضرورت اجرای استراتژی کارآفرینی سازمانی عمدتا ناشی از ناسازگاری و واکنش کند سازمان های متوسط و بزرگ نسبت به تغییرات روزافزون، سریع و پیچیده و نامطمئن محیط است. با توجه به اهمیت بحث استراتژی کارآفرینی سازمانی در دنیای امروز، در ایران به بحث کارآفرینی (به ویژه در سازمان های دولتی) توجه کمتری شده و زمینه های مورد نیاز برای آن فراهم نشده است.با توجه به اینکه بسیاری از کشورهای پیشرفته و توسعه یافته جهان طی ۲۵ سال گذشته با انجام تحقیقات گسترده و بکارگیری این مقوله توانسته اند به پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی نائل گردند، ضرورت دارد که در ایران نیز تحقیقات هدفمندی در این زمینه صورت گیرد تا بتوان مسائل و مشکلات را شناسایی و با ایجاد الگوها و مدل های علمی برای پیاده سازی این فرآیند در سطح سازمان های دولتی از مزایای آن در توسعه همه جانبه کشور استفاده نمود.انواع استراتژی‌های کارآفرینیبه‌طور کلی استراتژی‌های کارآفرینی براساس مراحل چرخه عمر کسب‌وکار، در سه دسته زیر طبقه‌بندی می‌شوند:کسب‌وکارهای در حال ظهور (مرحله پیدایش)هنرکارآفرین در این مرحله از چرخه عمر کسب‌وکار، کشف و ارزیابی فرصت‌ها برای شروع یک کسب‌وکار جدید است که معمولا توام با خلاقیت است. در این مرحله است که ماموریت کسب‌وکار و چشم‌انداز و ارزش‌ها شکل می‌گیرد.مرحله رشد کسب‌وکارعناصر کلیدی در استراتژی‌های مرحله رشد، اجرای فرصت‌ها و بهره‌گیری از استراتژی‌های رشد برای ورود به بازارهای جدید و گسترش کسب‌وکار است. از این مرحله نیاز کارآفرین به هنر مدیریت استراتژیک بیشتر می‌شود، بهره‌گیری از استراتژی‌های رشد، ائتلاف‌های استراتژیک همه از ابزارهای استراتژیک در این مرحله هستند که یک کارآفرین باید به‌صورت اثربخش از آنها استفاده کند. ضمنا که تیم مدیریت کسب‌وکار در این مرحله تکمیل می‌شود و کم‌کم کسب‌وکار شکل نظام‌مند و فعالیت‌ها شکل فرآیندی به خود می‌گیرد.بریم بخونیم : چرا شرکت ها نیاز به توسعه محصول دارند؟مرحله تثبیت کسب‌وکاردر مرحله تثبیت، جنس استراتژی‌ها از نوع احیای کسب‌وکار و تزریق نوآوری در کسب‌وکار برای پیشگیری از کاهش و انحلال کسب‌وکار است؛ شرکت از شکست‌ها درس گرفته است، به یک ثبات نسبی در سودآوری رسیده است ولی در عین حال ماهیت این مرحله بسیار ریسک‌پذیر است، اگر به موقع استراتژی‌های مربوط به احیای کسب‌وکار انجام نگیرد چه بسا ممکن است کسب‌وکار به سوی کاهش و بعضا انحلال حرکت کند لذا کارآفرین باید در این مرحله نوآوری را به عنوان مهم‌ترین فاکتور بقا و موفقیت تزریق کند و چه بسا بسیاری از صاحب‌نظران حوزه استراتژی بر این عقیده استوارند که این تزریق باید از مرحله رشد انجام شده باشد تا در مرحله تثبیت و جایی که کسب‌وکار به نقطه بلوغ خود می‌رسد، برداشت شود.همان‌گونه که عنوان شد کارآفرینی استراتژیک حاصل تلفیق دو رویکرد یا مفهوم اساسی کارآفرینی و مدیریت استراتژیک است. کار آفرینی، ایجاد و بهره‌برداری از فرصت‌های سودآوری است که در محیط خارجی کسب‌وکار وجود دارد. هنر یک کارآفرین دیدن بسیاری از نادیدنی‌ها است، فرصت‌هایی که همه کس قادر به شناسایی آنها نیست. اما سوال کلیدی این است که آیا تنها شناسایی فرصت‌ها و شروع یک کسب‌وکار برای موفقیت یک کسب‌وکار کافی است. جواب منفی است. بعضا شرکت‌هایی هستند که در مرحله شروع یک کسب‌وکار بسیار خوب عمل می‌کنند اما پایداری آنها حتی به یک ماه هم نمی‌رسد.ابزار پوشش‌دهنده این شکاف، مدیریت استراتژیک است، رویکردی که به صاحبان کسب‌وکار مسیر و چارچوبی را نشان می‌دهد که بتوانند به یک سود رقابتی دائم و توانایی مستحکم در جهت رسیدن به سودآوری پایدار که هدف غایی همه کسب‌وکارها است برسند. رسیدن به یک جایگاه مطلوب در بازار رقابتی، خلق توانمندی‌ها، منابع ارزشمند منحصربه‌فرد و تبدیل آنها به مزیت رقابتی پایدار تنها از طریق بهره‌گیری از مدیریت استراتژیک برای کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکارها میسر می‌شود؛ لذا کارآفرینی استراتژیک به‌عنوان یک راهنما، با ارائه یک چارچوب تلفیقی از استراتژی و کارآفرینی پیمودن مسیر پیشرفت و توسعه را برای کارآفرینان تسهیل کرده است.یکی از شایع‌ترین سوگیری‌هایی که متاسفانه در حوزه مدیریت در ایران به وجود آمده، این است که اکثر افراد کارآفرینی را تنها در اولین گام خلق یک کسب‌وکار می‌دانند و بر این باورند که کارآفرینی یعنی شروع یک کسب‌وکار جدید؛ در صورتی که براساس مفهوم کارآفرینی استراتژیک، کارآفرینی مراحل مختلفی دارد که هر مرحله نیازمند استراتژی متمایزی است که این استراتژی‌ها در حقیقت مسیر پیشرفت یک کسب‌وکار از ابتدای شروع فعالیت تا مرحله احیای کسب‌وکار برای کارآفرین را مشخص می‌کند.رهیافت‌های آموزش مدیریت استراتژیک کارآفرینیمعمولاً در زمینه آموزش مدیریت استراتژیک کارآفرینی از دو رهیافت عمده استفاده می شود که عبارتند از:•       رهیافت محتوایی یا صفات مشخصه (خصیصه)•       رهیافت فرایندی یا رفتاری•       رهیافت محتواییهدف از به کار گیری رهیافت محتوایی، متمایز ساختن کارآفرینان از غیر کارآفرینان و تعیین ویژگی های آنان است. بر این اساس ویژگی های شخصیتی کارآفرین عبارتند از :نیاز به توفیق طلبی، تمایل به قبول مخاطره، برخورداری از مرکز کنترل درونی، داشتن روحیه خلاق و تحمل ابهام.رهیافت فرایندیهدف از به کارگیری این رهیافت، تمرکز بر شناسایی فعالیت های کارآفرینان و بیان ماهیت کارآفرینی است. در قلمرو مطالعه این رهیافت، بررسی همه عوامل اثر گذار در تاسیس یک شرکت جدید، مانند محیط، فرد، فرایند و سازمان مد نظر قرار می گیرد. برای مثال مواردی نظیر دسترسی به سرمایه، حضور کارآفرینان مجرب، وجود نیروی کار ماهر (از نظر فنی)، میزان دسترسی به عرضه کنندگان، مشتریان یا بازارهای جدید بررسی می شوند. افراد نیز از نظر دارا بودن خصوصیات کارآفرینی مورد بررسی قرار می گیرند.تصورات غلط از مدیریت کارآفرینیکارآفرینی موفق فقط یک ایده بزرگ نیاز دارد: ایده بزرگ فقط قسمتی از موفقیت در کارآفرینی است. درک نیازهای مراحل متفاوت فرایند کارآفرینی، استفاده از روشی سازمان یافته به منظور گسترش کسب و کار کارآفرینانه و از عهده چالش های مدیریت کسب و کارآفرینانه برآمدن، عناصر کلیدی برای موفقیت هستند.کارآفرینی آسان است: شاید فکر کنید به دلیل پیگیری علایقتان و علاقه شدید به موفقیت، کارآفرینی آسان است. تعهد، تصمیم (نیت) و سخت کوشی لازمه آن است. کارآفرینان سختی ها را تجربه می کنند و با وجود سختی ها ادامه می دهند!!بریم بخونیم : فرق ایده و فرصت چیست ؟کارآفرینی یک شرط بندی مخاطره آمیز است: کارآفرینی مخاطرات حساب شده است. کارآفرینی موفق یعنی اجتناب از مخاطرات تخمین نزده یا یه حداقل رساندن مخاطرات.کارآفرینی فقط در کسب و کارهای کوچک یافت می شود: کارآفرینی در هر اندازه سازمانی یافت می شود.کسب و کارهای کوچک و کارآفرینانه همانند هم هستند: البته تفاوت هایی بین کسب و کار کارآفرینانه و کسب و کار کوچک وجود دارد. کسب و کارهای کوچک الزاماً کارآفرینانه نیستند، خلاقیت و به دنبال فرصت ها بودن لازمه کارآفرینی است. کسب و کارهای کوچک می توانند رشد کنند و تبدیل به کسب و کار کارآفرینانه شوند. البته در مورد تعداد کارکنان نظرات مختلفی وجود دارد. مثلاً در تعریف دیگری، شرکتی با کمتر از ۵۰۰ پرسنل در حیطه کسب و کار کوچک قرار می ‌گیرد.مزایای عمده آموزش مدیریت استراتژیک کارآفرینیدستمزد: عایدی شما قطعاً بیشتر از هنگامی است که برای دیگران کار می کنید.امنیت: ادامه کسب و کار شخصی برای چند سال پیاپی، در زمان بازنشستگی نیز امنیت به همراه دارد.ایجاد دارایی: با رشد و سودآوری شرکت شما، ارزش آن بالا می رود. به مرور زمان شرکت با ارزش می شود.مزایای جنبی: مثل خودرویی برای مقاصد کاری، وام کوتاه مدت، بیمه عمر، پرداخت هزینه های تفریحی…استقلال: سرنوشت شما به دست خودتان است. رییس و کار فرما خودتان هستید. با رونق کار نگرانی های مالی شما از بین می روند.رضایتمندی: هیجان ها و چالش ها کارتان را مهیج می کند و برای شما خشنودی عمیق به بار می آورد.کارآفرینان بیشتر بر مبنای روال های اکتشافی تصمیم می گیرند. مدیران اطلاعات آماری، اعتبار و… را بررسی می کنند و رشد بیشتر در آینده را با بودجه های عددی خود مقدور می کنند. مدیریت صرف بر مبنای واقعیت ها است ولی کارآفرینی بر مبنای باورها و تجربیات مهم است. کارآفرینان جهش های ذهنی دارند و همیشه از سیستم خطی تفکر مدیریتی استفاده نمی کنند. کارآفرینان در شرایط پر ابهام و عدم قطعیت تصمیم گیری می کنند. تصمیم گیری بر مبنای واقعیت گاه رویارویی با فرصت جدید را هزینه بر و غیر ممکن می سازد. مدیریت کارآفرینی تلفیقی از این دو مقوله خواهد بود و کارآفرینی سازمانی را مطرح می کند.مدل های اجرایی استراتژی کارآفرینی سازمانی کدامند؟صاحبنظران مختلف چارچوبهای علمی و کاربردی متعددی را برای ایجاد سازمان کارآفرینانه ارائه نموده اند که در این بحث برخی از این مدل ها مورد بررسی قرار می گیرند. این مدل ها عبارتند از مدل اجرایی استراتژی کارآفرینی سازمانی کورنوال و پرلمن، مدل اجرایی استراتژی کارآفرینی سازمانی اکهلس و نِک، مدل اجرایی استراتژی کارآفرینی سازمانی کوراتکو و مدل اجرایی استراتژی کارآفرینی سازمانی تامپسون، که سعی شده است تا حد امکان درک درستی از آنها در ذهن مخاطبان ایجاد گردد.مدل اجرایی استراتژی کارآفرینی سازمانی کورنوال و پرلمن چیست؟شکل زیر چارچوب کارآفرینی سازمانی را نشان می دهد که مبنای رویکرد مدیریت استراتژیک است. اطلاعات حاصل از محیط درونی و بیرونی سازمان سرآغاز فرایند کارآفرینی سازمانی است. این اطلاعات، داده های ارزیابی گزینه های استراتژیک است و هنگامی که یک طرح استراتژیک تعیین شد، باید اجرا شود. عوامل فردی، گروهی و سازمانی که برای یک سازمان کارآفرین الزامی هستند، باید موضوع ارزیابی و اجرای یک طرح استراتژیک قرار گیرند و نتایج طرح استراتژیک برای کنترل و ارزیابی استراتژی ها مورد استفاده قرار گیرد.مدل اجرایی استراتژی کارآفرینی سازمانی اکهلس و نِک چیست؟این مدل می کوشد تا به طور مفهومی تأثیر رفتارهای کارآفرینانه فردی و ساختار سازمانی کارآفرینانه سازمان ها را مورد بررسی قرار دهد. به عبارت دیگر، این مدل توانایی سازمان برای بقا در یک محیط سرشار از نوآوری را نشان می دهد. شکل زیر تعامل رفتار کارکنان و ساختار سازمان را که عمدتا عناصر ضروری برای موفقیت کارآفرینانه سازمان هستند، نشان می دهد. موفقیت کارآفرینانه در قالب ظرفیت نواورانه – که یک سازمان را برای بازسازی خودش و بقا در بلندمدت توانا می سازد – مورد توجه قرار گرفته است.مدل اجرایی استراتژی کارآفرینی سازمانی کوراتکو چیست؟کوراتکو و همکارانش در سال ۱۹۹۳ مدل تعاملی کارآفرینی را که بر اساس سه فاکتور مشخصات سازمانی، مشخصات فردی و حادثه ناگهانی و طی ۸ گام انجام می گیرد، ارائه نمودند که در زیر به آنها اشاره می شود:مشخصات سازمانی: عبارت است از حمایت مدیریت ارشد سازمان، استقلال و آزادی در انجام کار، پاداشهای مناسب، وجود فرصت کافی برای انجام فعالیت کارآفرینانه و وجود حد و مرزهای سازمانیویژگیهای فردی: تمایل به مخاطره پذیری و ریسک جویی، تمایل به آزادی عمل و استقلال کاری، نیاز به توفیق، هدفگرایی و داشتن آرمان و نیز مرکز کنترل داخلیوقایع تسریع کننده/حادثه ناگهانی: تصمیم به انجام فعالیت کارآفرینانه در سازمان در نتیجه تعامل بین سه فاکتور ویژگیهای سازمانی و فردی و نوعی حادثه ناگهانی موجد انگیزه در کارآفرینی صورت می پذیرد.بریم بخونیم : پردرآمدترین شغل های پاره وقت کدامند ؟ترکیبات گوناگون رفتارهای کارآفرینانه چگونه است؟ترکیبات گوناگونی از این سه عامل می تواند منجر به بروز رفتارهای کارآفرینانه گردد که به ۳ حالت آن اشاره می گردد:شرایط نوع الف: شرایطی که سازمان به فناوریهای پیشرفته نیاز دارد و از طرفی مدیریت ارشد از نوآوری به شدت حمایت می نماید. در این حالت، افراد دارای توانایی انجام رفتارهای خلاقانه و کارآفرینانه، شرایط را برای شروع فعالیت مناسب می بینند.شرایط نوع ب: حالتی که در آن سازمان دچار تغییرات اساسی در ساختار و محتوا می شود و در آن نوآوری و خلاقیت تشویق و ترغیب می گردد. در این شرایط، کارکنانی که نیاز به توفیق بالایی دارند، پس از یک دوره تصلب و انجماد سازمانی و گرفتار بودن در زنجیره مقررات و قوانین خشک اداری، شرایط را برای بروز رفتارهای کارآفرینانه فراهم می بینند.شرایط نوع ج: حالتی که در آن سازمان از طرفی به واسطه برخی محدودیت های درون و برون سازمانی مجبور به کاهش هزینه ها گردیده و از طرفی بصیرت و دوراندیشی مدیریت ارشد، زمینه را برای بروز ظهور ایده های خلاقانه و نوآورانه در سطح وسیعی فراهم کرده است. در این شرایط، افرادی که نیاز به استقلال و آزادی عمل بیشتری دارند، به فعالیت های کارآفرینانه ترغیب خواهند شد. از جمله شرایط دیگری که می تواند موجب بروز رخدادهای تسریع کننده کارآفرینی گردد، می توان به وجود فضای رقابتی حیثیتی، بی ثباتی بازار یک شرکت به دلیل تغییرات ایجاد تقاضاهای جدید برای کالاها و خدمات اشاره کرد.مدل اجرایی استراتژی کارآفرینی سازمانی تامپسون چیست؟تامپسون برای شکل گیری استراتژی کارآفرینی در سازمان پنج بعد را مورد توجه قرار می دهد که وجود تمامی این ابعاد برای سازمان کارآفرینانه ضروری است. تامپسون تلاش نموده است تا شاخص های مناسب در انتخاب کارآفرینی سازمانی جهت رشد شرکت ها مشخص گردد. شاخصهای عمده کارآفرینی سازمانی در برخی از تحقیقات به ترتیب زیر هستند:نوآوری: ارائه ایده های جدید و تبدیل آنها به محصول یا خدمات جدید.ساختار: غیر متمرکز، غیر رسمی بودن و گروهی بودن کارها.فرهنگ سازمانی: از ریسک پذیری، نوآوری و ایده های جدید افراد در تمامی سطوح سازمان حمایت می شود. کار گروهی با ارزش است و مورد تشویق قرار می گیرد.اهداف و استراتژی ها: دارای بیانیه مأموریت و آرمان مشترک، مدون، واضح، منعطف، آینده نگر، مشتری گرا و مشوق تغییر و نوآوری می باشد.ریسک پذیری: تمایل به اقدامات مخاطره آمیز و بکارگیری منابع در این راه با نتایج نامطمئن می باشد.تحقیق و توسعه: ارتباط نزدیک، مستمر واحد تحقیق توسعه با مشتریان، تحقیقات بازار کارآفرینان و سایر واحدها وجود دارد و بالا بردن مخارج و هزینه های واحد تحقیق و توسعه نسبت به رقبا می باشد.فرآیند کارآفرینی سازمانی چگونه است؟فرایند کارآفرینی سازمانی بگونه ای است که روندی سنتی ندارد و باید از استراتژی کارآفرینی برای توسعه آن استفاده نمود؛ لذا سعی می شود تا عوامل تأثیر گذار بر فرایند کارافرینی سازمانی بدقت مورد بررسی قرار گیرید و عواملی که می توانند تأثیر بر روند اجرای آن داشته باشند، تحلیل گردند.عوامل فرهنگی در استراتژی کارآفرینی سازمانی کدامند؟استراتژی کارآفرینی سازمانی دارای فرآیندی است که با شناخت فرصت آغاز شده و با بهره برداری و برداشت به پایان می رسد. کارآفرین با طی هر مرحله به مراحل بالاتر دست پیدا می کند. کارآفرینان در انجام این فرآیند، باید دارای ویژگی هایی باشند تا بتوانند در کار خود موفق شوند که این شامل احساس مسئولیت و داشتن عزم و اراده، استفاده از فرصت ها، تحمل مخاطره، ابهام و عدم اطمینان، خلاقیت، اتکا به نفس و قدرت سازش، انگیزه برتری طلبی می شود. اما در انجام کارآفرینی در سازمان ها و شرکت ها موانعی وجود دارد که بسیاری از آنها ناخواسته هستند و بازخوردی از به کار گیری مدیریت سنتی به شمار می روند. در برخی مواقع این موانع انقدر مخرب است که کارافرینان ترجیح می دهند از این کار اجتناب کنند. برخی از ابعاد موانع کارآفرینی از دیدگاه فرای شامل ماهیت سازمان های بزرگ، فقدان استعداد کارآفرینانه و شیوه های نادرست پاداش است.بریم بخونیم : تدوین ماموریت شرکت چگونه است؟عوامل خلاقیت محور در استراتژی کارآفرینی سازمانی کدامند؟بسیاری از سازمان ها و شرکت ها به ضرورت خلاقیت و کارآفرینی پی برده اند. نقش و جایگاه خلاقیت به حدی است که در مغرب زمین گفته می شود «یا مرگ یا خلاقیت». بر همین اساس الگوی زیر توسط جی.او. آکینب  ارائه شده است. در این الگو عوامل سه گانه نوآوری، خلاقیت و کارآفرینی مجموعا باعث بالا بردن موفقیت تحصیلی و شغلی می شود. ایجاد و رشد خلاقیت در سازمان مستلزم وجود عوامل و شرایط مناسب است.این عوامل می توانند گوناگون باشند. عده ای معتقدند که موفقیت سازمان ها مبتنی بر وجود افراد خلاق است و بر همین اساس جذب و استخدام افراد خلاق را به سازمان ها پیشنهاد می کنند. توجه دقیق به خلاقیت، به خوبی نشان می دهد که سازمان های نوآور برای مسائلی از قبیل وقت آزاد، دسترسی به اطلاعات، آزادی عمل، سیستم پیشنهادهای مؤثر و سریع، تشویق و خطر پذیری و نوآوری و غیره اهمیت فوق العاده ای قائل هستند. توین.بی فیلسوف معروف، سال ها پیش خلاقیت را به منزله حیات یک جامعه می دانست و اعتقاد داشت که اگر جامعه نتواند از موهبت خلاقیت حداکثر استفاده را ببرد و بدتر از این اگر این توانایی را سرکوب کند، انسان دیگر از حق ذاتی خود یعنی اشرف مخلوقات بودن محروم می شود.موانع و چالش های کار آفرینی سازمانی کدامند؟موانع و محدودیت های متعددی برای حرکت به سوی کارآفرینی در سازمان ها وجود دارد، هر چند بسیاری از این موانع ناخواسته بوده و پیامد و بازخور به کارگیری فنون مدیریت سنتی در سازمان است. در برخی موارد، این موانع به قدری مخرب هستند که افراد ترجیح می دهند از رفتار کارآفرینانه اجتناب کنند. از جمله موانعی که پیش روی کارآفرینی سازمانی وجود دارد می توان به عدم حمایت مدیریت از کارآفرینی، عدم داشتن آزادی عمل در کار، سیستم نامناسب تشویق و ارائه پاداشها، ساختار خشک و مکانیکی، فرهنگ ضعیف ناسازگار و محافظه کارانه، اعمال کنترل شدید، توجه به سودهای کوتاه مدت، عدم باور به توان خلاقیت افراد، اعمال کنترل شدید، وجود فرهنگ محافظه کارانه، توجه به سودهای کوتاه مدت، و شیوه های نادرست تشویق و ارائه پاداش و مواردی از این نوع اشاره کرد.الف) کنترل شدیدزمانی که سازمان بزرگ می شود، نیاز به کنترل در آن بیشتر می شود و در نتیجه، مدیریت سازمان مجبور است استانداردهای اجرایی ثابت و کمیت پذیری را ایجاد کند. از این رو، دیوانسالاری و گزارشها، نسبت به برنامه ریزی ها برتری یافته، گزارشهای کاری، بیشتر از نتایج آن، نظرها را جلب می کند و قوانین و استانداردها نسبت به رفتار کارآفرینانه مهمتر می شود. در واقع، سازمان های با کنترل سلسله مراتبی یا کنترل مرکزی نمی توانند بر محیط رقابتی، پیچیده، پویا و نامطمئن فائق آیند و لذا اعمال کنترل شدید در سازمان می تواند یک مانع جدی پیش روی سازمان کارآفرین باشدب) سیستم تشویق و ارائه پاداشسیستم تشویق و ارائه پاداش مناسب از مهمترین عوامل مؤثر در کارآفرینی سازمان ها محسوب می شود. ترفیع و شیوه های سنتی پاداش، به ندرت می تواند برای کارآفرینان کارساز باشد. استفاده از پاداش های مناسب می تواند میل کارکنان به پذیرش ریسک های مربوط به فعالیتهای کارآفرینی سازمانی را برانگیزاند. سازمان های کارآفرین موارد ذیل را در سیستم تشویق و ارائه پاداش خود به دقت بررسی می کنند : نوع مشوقهای سیستم، شایستگی های کارکنان، تنظیم هدف های اجرایی معقول، تشویق و پاداش بر اساس عملکرد، و پیش بینی (برآورد) میزان فرصتهایی که افراد می توانند برای کسب مشوق داشته باشند.ج) فرهنگ سازمان محافظه کارانهفرهنگ سازمانی به معنای مجموعه ای از ارزشها، باورها، درک، استنباط، و شیوه های تفکر و اندیشیدن است که اعضای سازمان در آنها وجوه مشترک دارند و نمایانگر بخش نانوشته، اما محسوس سازمان است. هفت ویژگی اساسی وجود دارد که در مجموع، ماهیت فرهنگ سازمانی را در بر می گیرد: نوآوری و ریسک پذیری، توجه به جزئیات، نتیجه گرایی، مردم گرایی، گرایش به تیم، سلطه جویی و ثبات، که هر کدام از این ویژگیها بر روی طیفی از کم تا زیاد قرار گرفته اند. در واقع، اغلب مشوقها یا غیر مشوقها، برای پیگیری فرصت های کارآفرینی در شرکت های بزرگ مبتنی بر فرهنگ شرکت است.بریم بخونیم : پردرآمدترین شغل های پاره وقت کدامند ؟دنبال کردن فرصت های کارآفرینی باید در سازمان، ارزش تلقی شده، پاداش داده شوند و جریمه برای شکست ها به حداقل برسد. سازمان هایی که دارای فرهنگ محافظه کارانه، خشک و مکانیکی باشند، برای ایجاد همکاری و وحدت دچار آشفتگی می شوند، در حالیکه در سازمان هایی که فرهنگ مشوق خلاقیت و نوآوری، کار تیمی کردن و مواردی نظیر این ارزش تلقی شود موجبات موفقیت بلندمدت سازمان فراهم می گرددد) توجه به سود کوتاه مدتتوقع عمومی این است که کارآفرینی سازمانی، سودهای کوتاه مدتی را ایجاد کند. سازمان هایی که دستیابی به سودهای کوتاه مدت را معیار موفقیت سازمان بدانند و آن را به عنوان یک هدف استراتژیک در سازمان قرار دهند همواره فشار مداومی را بر کارکنان جهت دستیابی به اهداف تعیین شده وارد می کنند که این اقدامات کوتاه مدت یا تفکر کوتاه مدت می تواند به کارکنان و همچنین چشم اندازهای بلندمدت سازمان صدمه بزند. سازمان ها نیاز دارند تا سودهای کوتاه مدت را برای نوآوری های بلندمدت قربانی کنند. این امر می تواند در سرمایه گذاریهای مجدد در تکنولوژی باشد که هیچ نتیجه قابل لمسی را ایجاد نمی کند، مخصوصا در کوتاه مدت.عوامل موثر در اجرای استراتژی کارآفرینی سازمانی چیست؟با توجه به تاکیدی که در ادبیات موضوع بر اهمیت کارآفرینی سازمانی و استراتژی کارآفرینی صورت گرفته است، مقاله حاضر بر آن است تا تاثیر عوامل موثر را بر آن بررسی نماید. بدین منظور در ادامه، مدلی ارائه شده است که یکی از پر کاربردترین مدل ها در استراتژی کارآفرینی سازمانی بشمار می آید و توانسته عوامل تأثیر گذار بر استراتژی کارآفرینی سازمانی را مورد بررسی قرار دهند.نقش انگیزش در استراتژی کارآفرینی سازمانی چیست؟انگیزش از کلمه لاتین «موور » گرفته شده است. انگیزش یک فرآیند زنجیره ای است که با احساس نیاز شروع می شود، سپس خواست را بدنبال می آورد و موجب تنش و کشش می شود و در پیامد آن، اقدام برای نیل به هدف صورت می گیرد و سرانجام خواست ارضا می شود. وقتی می گوییم مدیر در کارکنان انگیزش ایجاد می کند، یعنی اقدامی را به عمل می آورد که امیدوار است خواست ها و نیازهای کارکنان را ارضا کند تا به میل او رفتار و عمل کنند. رابینز انگیزش را تمایل به سطوح بالایی از تلاش جهت دستیابی به اهداف سازمانی تعریف می کند، به شرط آنکه تلاش، توانایی برآوردن برخی نیازهای شخص را داشته باشد.پیندر نیز انگیزش را مجموعه ای از نیروهای انرژی بخش میداند که از درون و ورای وجود شخص نشات می گیرند و آغازگر رفتار مربوز به کار و تعیین کننده شدت، جهت، شکل و مداومت آن می باشند. بنابراین انگیزش فرآیندی روانشناختی و حاصل تعامل بین فرد و محیط است. اهمیت انگیزش در محیط کار، در معادله ای که بیش از نیم قرن پیش توسط مایر انتشار یافت، مشخص شد: «انگیزش ضربدر توانایی، مساوی است با عملکرد شغلی».این معادله به وضوح نشان می دهد که چرا موضوع انگیزش از مبانی حیطه های مدیریت منابع انسانی، رفتار سازمانی و روانشناسی صنعتی و سازمانی به حساب می آید. موضوع انگیزش، نقش محوری در حیطه مدیریت، به لحاظ عملی و نظری، ایفا می کند. مدیران انگیزش را بخشی جداناپذیر از معادله عملکرد در تمامی سطوح می دانند، در حالی که پژوهشگران سازمانی آنرا سنگ بنای بنیادین در توسعه نظریات سودمند در رابطه با فعالیت های مدیریتی اثربخش تلقی می کنند.نقش مهارت های فردی در استراتژی کارآفرینی سازمانی چیست؟یکی از سوال هایی که همواره مطرح می شود این است که چه اشخاصی از نظر شخصیتی کارآفرینان موفق تری خواهند بود. به زبان دیگر چرا در یک موقعیت مشابه و با یک ایده مشابه و با سطح دانش برابر، یک نفر موفق می شود و نفر دیگر موفق نمی شود؟ اگر چه مطالعات زیادی برای پاسخ به این پرسش انجام شده است ولی واقعا پاسخ یکسان و مشخصی به این سوال وجود ندارد و تنها آیتم هایی برای پی بردن به مهارت های فردی ذکر شده اند که عبارتند از: کنترل و نظم درونی، نوآوری، ریسک پذیری، توانایی اداره تغییر، تغییر محوری، پافشاری، رهبری دوراندیشی. ضمنا مهارت های مدیریتی کارآفرینان شامل برنامه ریزی و تعیین اهداف، تصمیم گیری، روابط انسانی، مهارت های مالی و حسابداری، مذاکره، توسعه می باشندبریم بخونیم : استراتژی های کسب‌ و‌ کار چیست ؟نقش حمایت محیطی ادراک شده در استراتژی کارآفرینی سازمانی چیست؟هم عوامل محیطی کلان (همانند بازار) و سیاستهای دولت و هم عوامل محیطی خرد (مثل دانشگاه) برای ایجاد کسب و کار جدید بسیار مهم هستند. عوامل محیطی می توانند فعالیت ها و استراتژی کارآفرینی را تسهیل کنند یا مانع ایجاد آنها شوند و آنها نقش مهمی در ایجاد قصد یک فرد برای تاسیس یک کسب و کار جدید ایفا می کنند.بسیاری از پژوهشگران پیشنهاد می کنند که در مطالعات قصد کارآفرینانه باید به جای محیط واقعی، تصورات فرد از محیط مورد مطالعه قرار گیرد، زیرا انتظار می رود که تصورات فرد از محیط بیشتر از محیط واقعی بر قصد کارآفرینانه تاثیر گذار باشد. یک فرد بر اساس تصورات و برداشت شخصی خود درباره محیط پیرامون، می تواند تصمیم بگیرد که آیا یک کسب و کار جدید را شروع نماید یا خیر. از جمله عوامل محیطی مهم، موانع ادراک شده و حمایت های ادراک شده می باشند. بر حسب حمایت ادراک شده، اگر افراد تصور کنند که محیط کسب و کار مناسب است، ممکن است آنها مایل به ورود در فعالیتهای کار آفرینی باشند.این فرایند به عنوان “اثر تحریک کننده” معروف است. مثلا یک محیط دانشگاهی حمایت کننده به گونه ای قصد دانشجویان را برای کارآفرین شدن تحریک می کند و آنها را به سوی تدوین و اجرای طرحهای کارآفرینی تشویق می کند. وقتی دانشجویان تصور کنند که محیط – از جمله محیط دانشگاه و شرایط اقتصادی و سیاسی- از فعالیتهای کارآفرینانه حمایت میکند، آنها بیشتر احتمال دارد که اقدام به ایجاد کسب و کار کنند.از طرف دیگر، وقتی آنها محیط را برای کارآفرینی نامساعد تصور میکنند (مثلا شرایط گرفتن وام و اعتبارات بسیار محدود کننده و مشکل باشد و یا موانع بسیار زیادی برای ورود به بازار وجود داشته باشد یا مراحل تاسیس یک شرکت بسیار زمان گیر و بروکراتیک باشد)، آنها علیرغم نگرش مثبتشان به کارآفرینی تمایل کمتری برای ایجاد کسب و کار جدید دارند. همچنین حمایت خویشاوندان یکی از عوامل محیطی مهم می باشد. مطالعات نشان میدهند که حمایت از طرف اعضای خانواده، آشنایان و دوستان با توسعه کارآفرینی ارتباط دارد و در شکل دادن نگرش مثبت نسبت به یک کسب و کار بخصوص بسیار مهم می باشدنقش پویایی محیطی ادراک شده در استراتژی کارآفرینی سازمانی چیست؟در شرایط تغییر محیط خارجی به منظور تثبیت برتری رقابتی، سازمان باید به تجدید منابع با ارزش خود بپردازد. قابلیت های پویا برای سازمانها این امکان را فراهم می آورند تا بر این تغییرات مداوم تاثیر گذار باشند. محیط های پویا و زنده موجب پرورش و بروز استعدادها، توانایی ها، مهارت ها و فرصت هایی می شوند که ممکن است تاکنون ایجاد نشده باشد. این امر از طریق تحت تاثیر قرار گرفتن کارآفرینی از پدیده های درون و بیرون سازمانی حاصل می شود.نقش نگرش در استراتژی کارآفرینی سازمانی چیست؟در تعریف نگرش چنین آمده است که نگرش، تمایل به عکس العمل یا پاسخ به یک رفتار مناسب و یا نامناسب است. نگرش عبارت است از حالتی روانی و روانشناسانه عصبی مبتنی بر تجربه است که تاثیری پویا بر فرد اعمال می کند و او را آماده واکنش نشان دادن به شیوه های ویژه در برابر برخی اشیا و وضعیتها می کند. نگرش، وضعیتی به پاسخ مساعد یا نامساعد به یک شی، شخص، نهاد یا یک رویداد است و از اولین عامل تعیین کننده نیات کارآفرینانه به شمار می آید. به بیان دیگر، نگرش عبارتست از درجه ای که شخص، رفتار مطلوب یا غیر مطلوب مورد نظر را از دیدگاه خود ارزیابی می کند. استفاده از این فاکتور در نیات کارآفرینانه به صورتی است که از دیدگاه فرد، تا چه اندازه راه اندازی کسب و کار جالب بنظر می رسد که مؤید تأثیر نگرش بر نیت به شروع یک کسب و کار کارآفرینانه میباشد.بریم بخونیم : طراحی و توسعه محصول چیست ؟به طور کلی، افراد نگرشی مثبت به کسی و کارهایی دارند که افراد دیگر آن کسب و کارها را مهم ارزیابی می کنند. پیشینه خانواده، قرار گرفتن در معرض کسب و کار دیگران و تجربه ی قبلی در زمینهی کارآفرینی در نگرش افراد نسبت به توسعه ی کارآفرینی تأثیرگذار خواهد بود. لذا هر اندازه افراد نگرش مثبت نسبت به فعالیت های کارآفرینانه داشته باشند، بدون تردید کارآفرینی را به عنوان امری شدنی و امکان پذیر درک کرده و احتمال موفقیت آن ها بیشتر می گردد.درباره علل کارآفرینی می توان به سه رویکرد متفاوت در این زمینه اشاره کرد: رویکرد شخصیتی، رویکرد جمعیت شناختی و رویکرد نگرشی، که در این بین رویکرد نگرشی از دو رویکرد دیگر جامع تر است. بر اساس این رویکرد آنچه در کارآفرینی قابل بحث است موضوع نگرش هاست و احتمال این که فرد و با یک سلسله نگرش های خاص به سمت کارآفرینی متمایل شود زیاد است. بنابراین، یک مدیریت و برنامه ریزی شایسته و درست در خصوص کارآفرینی نیاز به داشتن نگرش صحیح و مثبت در این زمینه است تا رفتار افراد را در این جهت تحت تاثیر قرار دهد.نقش هنجارهای ذهنی در استراتژی کارآفرینی سازمانی چیست؟هنجارهای ذهنی، منعکس کننده فشار اجتماعی است که شخص برای انجام دادن یک رفتار خاص، احساس می کند. بعبارت دیگر، شخص در رفتارش گروهی را به عنوان مرجع در نظر گرفته و رفتار خود را با نیازهای آنان تنظیم می کند. هنجارهای ذهنی در قالب فرهنگ جامعه جای می گیرد. فرهنگ یک جامعه را مجموعه ای عمده از افکار و فعالیت ها، ارزش ها و باورهای مشترک تعریف می کنند. این رویکرد، کارآفرینی را به زمینه فرهنگی اجتماعی مرتبط می کند و به فرهنگ به عنوان عامل تعیین کننده کارآفرینی می نگرد و برای رشد کارآفرین در یک جامعه، تناسب بین سازه های ایدئولوژیکی و رفتار اقتصادی را ضروری می داند. در مجموع، هنجارهای ذهنی به عنوان عقاید فرد، افراد و یا گروههای خاص توصیف می شود که این عقاید رفتارهایی که افراد باید یا نباید انجام دهند را مشخص می کند. بنابراین به وسیله متمرکز شدن روی هنجارهای ذهنی یعنی اثر افراد تاثیر گذار یا افراد مافوق بر افراد تحت نظر در سازمان می توان جو سازمان را بررسی کرد.نقش کنترل رفتاری ادراک شده در استراتژی کارآفرینی سازمانی چیست؟کنترل رفتاری ادراک شده همان عقاید افراد در چگونگی تسهیل کردن خلق ارزش از طریق تعام مخاطره پذیر و اقدامات فعال در محیط سازمانی در نظر گرفته می شود. از همین رو می توان تحلیل زنجیره ارزش را برای این گونه موارد  بکار برد و می توان با استفاده از این ابزار روند خلق ارزش را کنترل و پایش نمود.خلاصه مقاله استراتژی کارآفرینی سازمانیاز مهمترین ویژگی های جهان امروز، تغییرات گسترده، افزایش پیچیدگی ها و رقابت هاست و سازمان های امروزی در محیطی پیچیده و در عین حال پویا فعالیت می کنند. تحولات عظیم و مستمر از خصوصیات این محیط و فضای کسب و کار است که لزوم توجه به هماهنگی با محیط را پررنگ می کند. از سوی دیگر، اقتصاد جهانی در شرف تحول و ایجاد تغیرات ژرف و اساسی است و بالطبع سازمانهای تولیدی و خدماتی نیز از این امر مستثنی نیستند. شرایط محیطی و رقابتی به حدی پیچیده، پویا و نامطمئن است که سازمانها دیگر نمی توانند تنها با تغیرات روبنایی مانند تغییر روشها، سیستمها، ساختار، فناوری و غیره حیات و بقای بلندمدت خود را تضمین کنند.امروزه سازمان ها نه تنها، به پرورش رفتار کارآفرینانه جهت رقابت موفق در این محیط متغیر و پیچیده نیاز دارند، بلکه برای ادامه حیات و رشد، باید هرچه بیشتر خلاق و نوآور باشند. از اینرو برای این که سازمان ها در بازار، رقابتی تر عمل کنند باید رویکردی کارآفرینانه داشته باشند. لازمه بهره مندی از مزایای کارآفرینی سازمانی، شناخت دقیق عوامل تاثیر گذار بر تمایل به بروز رفتارهای نوآورانه و کارآفرینانه در سازمان است. از اینرو، مقاله حاضر به بررسی استراتژی کارآفرینی سازمانی و عوامل موثر بر تمایل به کارآفرینی سازمانی پرداخته است.مقوله کارآفرینی سازمانی و استراتژی کارآفرینی به عنوان یکی از موضوعات مهم همواره در حوزه مدیریت مورد توجه بوده است. به دلیل اهمیت موضوع در این تحقیق تلاش شد تا عوامل مختلفی که به طور مستقیم و غیر مستقیم بر تمایل به کارآفرینی سازمانی در صنعت بانکداری تاثیر دارند، مورد بررسی قرار گیرند. این عوامل عبارتند از: انگیزش، مهارت های فردی، حمایت محیطی ادراک شده، پویایی محیطی ادراک شده، نگرش، هنجارهای ذهنی و همچنین کنترل رفتاری ادراک شده. برای نشان دادن ارتباط میان متغیرها ۷ فرضیه مطرح گردید. نتایج به دست آمده از آزمون مدل على تحقیق نشان میدهد که نگرش، هنجارهای ذهنی و همچنین کنترل رفتاری ادراک شده به طور مستقیم بر تمایل به کارآفرینی سازمانی تاثیر دارند.خلاصه مدیریت استراتژیک کارآفرینیهمچنین متغیرهای انگیزش، مهارت های فردی، حمایت محیطی ادراک شده و پویایی محیطی ادراک شده به طور غیر مستقیم بر تمایل به کارآفرینی سازمانی تاثیر می گذارند. علاوه بر این مشخص گردید که متغیرهای انگیزش و مهارت های فردی بر نگرش تاثیر مثبت دارند و از طرف دیگر، متغیرهای حمایت محیطی ادراک شده و پویایی محیطی ادراک شده بر کنترل رفتاری ادراک شده تاثیر مثبت دارند که این نتایج همسو با نتایج تحقیقات محققان پیشین است. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدل به کار گرفته شده در تحقیق حاضر، عوامل موثر در اجرای استراتژی کارآفرینی سازمانی را به خوبی پیش بینی میکند و به مدیران سازمان ها به ویژه مدیران بانک ها کمک می نماید تا با شناسایی این عوامل به طراحی سیستم ها و استراتژی های مناسب برای تقویت و توسعه فعالیت های نوآورانه و کارآفرینانه در سازمان بپردازند و از این طریق بتوانند مزیت رقابتی کسب نمایند. https://virgool.io/p/xeqbztfzpjcu/%F0%9F%93%B7%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C برچسب ها: کارآفرینی کسب و کارنوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2024 10:42:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه تولید محتوا کنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-yox5ivrhikux</link>
                <description>چگونه تولید محتوا کنیم؟ تولید محتوا، عمل نهایی بازاریابی است. هنگام تولید محتوا، اطلاعات رایگان و مفیدی را در اختیار مخاطبان خود قرار می‌دهید، می‌توانید مشتریان بالقوه را به سمت خود جذب کرده و مشتریان موجود را از طریق تعامل با کیفیت، حفظ کنید.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]چگونه تولید محتوا کنیم ؟چگونه تولید محتوا کنیم ؟ برای تولید محتوا به چه چیزهای نیاز داریم؟ اصلا چطور از صفر تا صد، یک محتوا را بنویسیم؟این سوالات، از متداول‌ترین سوالاتی هستند که هرکسی در ابتدای مسیر یادگیری تولید محتوا، آن‌ها را بارها و بارها از خود و دیگران پرسیده است. در این مطلب می‌خواهیم یک چک لیست تولید محتوا به صورت کامل و جامع در اختیار شما قرار دهیم.حتما از نکاتی که در این مطلب گفته می‌شود، نکته‌برداری کنید و یک جدول کوچک از موارد مختلف بسازید.اما بیایید پیش از شروع کار، تعریف‌مان از محتوا را یکی کنیم.تولید محتوا، فرایندی است که طی آن شما ایده های جذاب برای محتوا پیدا می‌کنید، پیرامون آن محتوای متنی یا ویدئویی تولید می‌کنید و سپس آن را در قالب یک پست وبلاگ، مقاله، ویدئو یا طراحی اینفوگرافیک انتشار می‌دهید و با مخاطبان خود به اشتراک می‌گذارید.بریم بخونیم :  تکنیک سئو کلاه سفید چگونه است ؟تولید محتوا چیست و چرا باید آن را انجام دهیم؟تولید محتوا یکی از روش‌های بازاریابی دیجیتال است. شما اطلاعات رایگان و کاربردی برای مخاطبان خود ایجاد می‌کنید، مشتریان بالقوه را به وب سایت‌های فروشگاهی و تجاری‌تان می‌کشانید، مشتریان یک سایت را حفظ می‌کنید و غیره. علاوه‌بر این‌ها هزینه بازاریابی محتوایی ۳ برابر کمتر از هزینه‌های بازاریابی سنتی است و ۶۱ درصد از خریدهای آنلاین بر اثر خواندن یک وبلاگ ایجاد شده است.شرکت‌هایی که بیش از ۱۶ پست وبلاگی در ماه منتشر می‌کنند نسبت به سایت‌هایی که ۴ پست یا کمتر در ماه منتشر می‌کنند ۳٫۵ برابر ترافیک بیشتری دارند. به عبارت ساده‌تر تولید محتوا به معنای رشد و ارتقای یک کسب و کار است. تولید محتوا باید نماینگر هدفی خاص باشد که به مخاطبان شما انگیزه بدهد. تولید محتوا انواع مختلفی دارد که برای آشنایی با آن‌ها می‌توانید مقاله چگونه تولید محتوا کنیم؟ را تا انتها بخوانید.گام یکم چگونه تولید محتوا کنیم ؟مخاطب کیست و چه می‌خواهد؟محتوایی که می‌خواهید بنویسید را چه کسی قرار است بخواند؟ هر محتوایی که تولید و منتشر می‌شود، هدف و مخاطبی دارد. با خودتان روراست باشید، برای چه کسی می‌نویسید؟ چند سال دارد؟ چه علایقی دارد؟محتوایی که می‌خواهید بنویسید را چه کسی قرار است بخواند؟ هر محتوایی که تولید و منتشر می‌شود، هدف و مخاطبی دارد. با خودتان روراست باشید، برای چه کسی می‌نویسید؟ چند سال دارد؟ چه علایقی دارد؟مثلا همین الان، شما مخاطب این محتوا هستید، احتمالا جوان هستید و سالهای ابتدایی جوانی خود را می‌گذرانید، دوست دارید محتوا خلق کنید و هنوز در ابتدای راه یادگیری هستید!پس با توجه به شرایط شما، من نباید در اینجا از کانتنت کلاسترینگ و قیف بازاریابی محتوا صحبت کنم، بلکه باید مسیر درست و اصولی را به زبان ساده، به شما یادآور شوم.شما نیز باید به همین شکل مخاطب خود را مورد بررسی قرار دهید و متناسب با علایق و رفتار او تصمیم بگیرید چه موضوعی را انتخاب کنید و با چه لحنی بنویسید.مهم‌ترین کار شما در ابتدای مسیر، همین شناخت مخاطب است. انتظار نمی‌رود بدون هیچ تجربه‌ای از روز اول بدانید که دقیقا مخاطب شما چه چیزی را می‌پسندد، اما کافیست بی‌توجه به این موضوع نباشید و حداقل تلاشی در این راستا انجام دهید.به نظر می‌رسد الان می‌دانید مخاطب شما تقریبا چه کسی‌ست و چند سال دارد. اما مخاطب شما چه موضوعاتی را می‌پسندد؟ اصلا شما چه ایده‌هایی برای تولید محتوا دارید؟گام دوم چگونه تولید محتوا کنیم ؟چطور ایده پیدا کنیم؟همه‌چیز به ایده برمی‌گردد، اگر ایده‌ی شما به قدر کافی خوب و مناسب نباشد، تمام تلاشتان هدر می‌رود و شما می‌مانید و یک کوه خستگی…حتی اگر یک چشمه‌ی خودجوش ایده‌پرداز، در ذهن‌تان باشد، بازهم ممکن است موضوع کم بیاورید. اینطور که نمی‌شود! باید به دنبال یک روش اساسی و منطقی باشید.یک راه مطمئن، مطالعه است. قطعا در هر کتاب و مطلبی که می‌خواهید چند ایده‌ی جالب نهفته است که منتظر شما هستند تا آنها را کشف کنید! سعی کنید بیشتر بخوانید، هر مطلبی که دم دستتان آمد، مطالعه کنید، از تله‌تکست قدیمی گرفته تا شبکه‌های مجازی و اجتماعی امروزی!بریم بخونیم :  ابزارهای تولید محتوا کدامند؟بد نیست گاهی خلوت کنید و ایده‌های درون ذهن خود را کشف کنید، اما در عین حال می‌توانید با دیدن مردم و فضای بیرون، ایده‌های جالبی نیز به دست آورید. خودتان را محدود نکنید، نه به خلوت و نه به شلوغی! بگذارید ذهن‌تان رها باشد و به هرجا که دلش خواست پر بکشد.گام سوم چگونه تولید محتوا کنیم ؟پردازش ایده! ( انتخاب موضوع و تحقیق کلمه کلیدی )شما باید با دقت و ظرافت ایده‌ی خود را به شکل کلمات دربیاورید، کلماتی که مخاطب می‌خواهد بخواند و دوست دارد که بخواند.ایده شما در حال حاضر خام است و حتما باید پردازش شود. همانطور که ایده برای یک محتوا مهم است، پردازش درست آن نیز مهم است، به همین دلیل این گام، گامی اساسی در چک لیست تولید محتواست.شما باید با دقت و ظرافت ایده‌ی خود را به شکل کلمات دربیاورید، کلماتی که مخاطب می‌خواهد بخواند و دوست دارد که بخواند.از کجا بفهمیم کاربر این کلمات و ایده‌ی ما را می‌خواهد؟ ساده است! گوگل به ما می‌گوید.بیشترین میزان جستجو در اینترنت متعلق به گوگل است، گوگلی که این‌همه افراد از آن استفاده می‌کنند، حتما گروهی از مخاطبان ما را نیز شامل می‌شود.مثلا من می‌خواهم با مخاطبم که دانش‌آموز است، در مورد موفقیت صحبت کنم، اما دقیقا نمی‌دانم چه موضوع و عنوانی برای مقاله خود در نظر بگیرم. در این صورت بهترین راهکار مراجعه به گوگل است، اگر عبارت “دانش آموز موفق” را در گوگل وارد کنم، تصویری مشابه تصویر زیر خواهم دید.از این پیشنهادات گوگل، می‌توانید برای موارد مختلف استفاده کنید، حتی برای ایده‌یابی! حال که موضوع را انتخاب کردید، نوبت آن رسیده که کلمه کلیدی مناسب را انتخاب نمایید.هرکدام از پیشنهادات گوگل می‌تواند عبارت کلیدی اصلی محتوای شما باشد و موضوع شما حول محور آن می‌چرخد. اصلا خودتان را محدود نکنید، لازم نیست هر عبارت کلیدی حتما به تعداد مشخصی در متن تکرار شود! خودتان باشید و سعی کنید هرجا که لازم بود به عبارت و کلمه کلیدی نیز اشاره کنید. اگر محتوای شما توسط مخاطب پسندیده شود، گوگل نیز آن را دوست خواهد داشت!مهم است که به اندازه از کلمه کلیدی استفاده کنید، نه خیلی خیلی کم و نه خیلی زیاد!اما علاوه بر کلمه کلیدی اصلی، لازم است چند کلمه مرتبط دیگر، که به نوعی هم‌خانواده محسوب می‌شوند را نیز انتخاب کنید و در محتوا مورد استفاده قرار دهید. ابزارهای مختلفی برای به دست آوردن کلمه کلیدی و کلمات هم‌خانواده وجود دارد، ابزارهایی مانند گوگل ترندز و keywordtool.io .گام چهارم چگونه تولید محتوا کنیم ؟مطالعه و بررسی رقبااگر می‌خواهید از رقبا بهتر عمل کنید و بهتر دیده شوید، پس باید اول آنها را بشناسید. بهترین راه برای شناخت رقبا این است که کلمه کلیدی اصلی خود را که در گام قبل انتخاب کردید، در گوگل جستجو کنید.بریم بخونیم :  شکاف محتوا چیست ؟محتواهای نتیجه ۱ تا ۱۰ را بخوانید و نکات مهم و جالب آنها را به صورت خلاصه یادداشت کنید. همچنین توصیه می‌کنیم محتواهای انگلیسی زبان را نیز مورد مطالعه قرار دهید.سعی کنید بهتر از رقبا عمل کنید، البته اگر واقعا می‌خواهید بهتر باشید! ببینید چه مباحث و سوالاتی را بی‌پاسخ گذاشته‌اند، چه ایراداتی دارند و در چه مواردی کوتاهی کرده‌اند؛ شما کامل‌تر بنویسید.اگر محتوای دیگران را کپی کنید، چه می‌شود؟ در نهایت می‌توانید مثل آنها شوید و هیچ‌گاه بهترین نخواهید بود! پس تلاش کنید و واقعا برای کاری که انجام می‌دهید، ارزش قائل شوید.گام پنجم چگونه تولید محتوا کنیم ؟درخت محتواپیش از شروع نگارش یک محتوا، باید تیترها و زیرتیترهای آن را مشخص کنید، تنها در این صورت است که محتوای شما یک مسیر مشخص را طی می‌کند.پیش از شروع نگارش یک محتوا، باید تیترها و زیرتیترهای آن را مشخص کنید، تنها در این صورت است که محتوای شما یک مسیر مشخص را طی می‌کند و به صورت منسجم و کامل نگارش می‌شود.در حال حاضر شما موضوع کلی محتوای خود را می‌دانید، سعی کنید هر تیتر و مطلبی که به نظرتان باید در این محتوا نوشته شود را ذکر کنید.به عنوان مثال اگر می‌خواهید در مورد “تولید محتوا” مقاله‌ای بنویسید، بهتر است تیترها و بخش‌های زیر را در محتوای خود جای دهید:تولید محتوا چیست؟انواع روش‌های تولید محتواتولیدکننده محتوا کیست؟محتوا چه اهمیتی دارد؟این تیترها، درخت محتوا را تشکیل می‌دهند. (البته درخت محتوا فراتر از این‌هاست و صرفا از نام آن برای این بخش استفاده کردیم!) رقبای خود را بررسی کنید و هر بخش مهمی را که آنها توضیح داده‌اند، شما نیز توضیح دهید.البته در این مرحله فقط کافیست زیر تیترها را بنویسید و نیازی به نگارش کامل متن نیست.گام ششم چگونه تولید محتوا کنیم ؟طول محتوا و کلمات کلیدیمتریک‌ها و سنجه‌هایی مانند طول محتوا، چگالی کلمات کلیدی (تعداد دفعات تکرار کلمه کلیدی در محتوا) و کانسپت محتوا (محتوا چه نوعی‌ست؟ متن، تصویر، صوت، دوره آموزشی، ویدیو و …)، عواملی نسبی هستند و باید با توجه به رقبا این موارد را تعیین کنید.سعی کنید محتواهای رتبه ۱ تا ۱۰ نتایج جستجو را بررسی کنید، سپس ببینید به طور میانگین طول محتوای آنها چقدر است. گاهی لازم است محتوای شما کوتاه و مختصر باشد و گاهی برعکس، باید محتوایی طولانی و جامع بنویسید. اصل را بر این بگذارید که محتوای شما کاربردی باشد و در درجه دوم، سعی کنید طول آن را متناسب با رقبا تنظیم کنید.چگالی کلمات کلیدی را نیز به همین روش باید به دست آورید، سعی کنید تا حد ممکن، کم و به صورت کاملا طبیعی از کلمه کلیدی استفاده کنید. در این مورد هم بهتر است میانگینی از رقبا به دست آورید. بهرحال یک کار است که هیچوقت نباید انجام دهید آن هم این است که بیش از حد از کلمه کلیدی استفاده کنید. تکرار بیش از حد و بی مورد کلمه کلیدی (keyword stuffing) باعث می‌شود صفحه شما از نظر گوگل بی ارزش و تقلبی باشد.کانسپت محتوا هم با توجه به نتایج جستجو مشخص می‌شود. برخی محتواها باید به شکل ویدیو باشند (مانند: موزیک ویدیو)، برخی دیگر به شکل تصویر (مانند: مدل مانتو)، برخی به شکل متن (مانند: چک لیست تولید محتوا) و برخی کوتاه و خبری (مانند: اخبار ورزشی). حتما حتما عبارت کلیدی خود را جستجو کنید و ببینید اکثر نتایج به چه شکل هستند و چه کانسپتی دارند.بریم بخونیم :  چگونه تولید کننده محتوا شویم؟گام هفتم چگونه تولید محتوا کنیم ؟نگارش بدنه محتوامحتوایی که می‌نویسید حتما باید یک مسیر مشخص را طی کند، حتما هدفی برای خودتان در نظر بگیرید از یک نقطه‌ی مشخص شروع کنید و تا رسیدن به یک نقطه‌ی مشخص دیگر، ادامه دهید.وقتی می‌گوییم تولید محتوا، ذهن‌ها مستقیما به سراغ این مرحله می‌روند و فقط نگارش محتوا را تولید محتوا می‌دانند، در صورتی که می‌بینید این چنین نیست. تا اینجا، ۶ گام را طی کردیم و تازه در گام هفتم به نگارش محتوا رسیدیم.محتوایی که می‌نویسید چند بخش اصلی دارد، مقدمه، بدنه و نتیجه گیری. توصیه می‌کنیم ابتدا به سراغ نوشتن بخش اصلی و بدنه محتوا بروید و سپس نتیجه گیری و مقدمه را تکمیل کنید.در این بخش هم تاکید ما بر نحوه نگارش بدنه‌ی محتواست.محتوایی که می‌نویسید حتما باید یک مسیر مشخص را طی کند، حتما هدفی برای خودتان در نظر بگیرید از یک نقطه‌ی مشخص شروع کنید و تا رسیدن به یک نقطه‌ی مشخص دیگر، ادامه دهید.سعی کنید در تمام بخش‌های محتوا، کاربر را به شکلی جذاب به خواندن ادامه مطلب مشتاق و ترغیب کنید، خسته کننده ننویسید، خودتان را به جای مخاطب بگذارید، سعی کنید احساسات او را درگیر کنید و با داستان سرایی توجهش را به مطلب نگه دارید.در این بخش از محتوا، سعی کنید به قدر لازم از کلمات کلیدی اصلی و هم‌خانواده استفاده کنید، اما در این کار زیاده‌روی نکنید!نکته‌ی مهم دیگر این است که دقت داشته باشید تا حد ممکن، اشتباه نگارشی و املایی نداشته باشید، شایسته نیست ارزش یک محتوای خوب را به خاطر چند کلمه‌ی اشتباه، پایمال کنید.علاوه بر درست نویسی کلمات، درست نویسی جملات و عبارات نیز مهم است، نکته‌ای که باعث می‌شود یک محتوا اشتباه خوانده و فهمیده شود، عدم استفاده از علائم نگارشی است.اگر در جای مناسب و درست، از علائم نگارشی استفاده نکنید محتوای شما ممکن است بد فهمیده شود. حتما جایگاه استفاده از هر علامت را یاد بگیرید و در جای درست و موقعیت مناسب از این علائم استفاده کنید.گام هشتم چگونه تولید محتوا کنیم ؟نگارش مقدمه و نتیجه‌گیریدر این مرحله شما نگارش بدنه محتوا را انجام داده‌اید و کاملا می‌دانید محتوای شما شامل چه بخش‌هایی‌ست و چه مطالبی در آن گفته شده، اکنون می‌توانید با دست پر و خیال راحت، مقدمه را بنویسید.سعی کنید مطالب مهم و کلیات مطلب را در مقدمه بیان کنید و سوالاتی که در متن پاسخ داده‌اید را در مقدمه ذکر نمایید. در ابتدای ورود کاربر به صفحه شما فقط چند ثانیه فرصت دارید تا نظر او را جلب کنید و مخاطب را وادار به ماندن و خواندن محتوا کنید، از این چند ثانیه (کمتر از ۵ ثانیه) نهایت استفاده را ببرید.بریم بخونیم :  پرسونا کسب و کار چیست ؟راهنمای مقدمه نویسی جذاب، می‌توانید در این مورد به شما کمک کنید.اما برویم سراغ نتیجه‌گیری، کاربری که تا اینجای مطلب همراه شما مانده‌است، بیشترین پتانسیل را دارد! او از مطلب شما خوشش آمده و بهترین زمان است که از او بخواهید با شما تعامل کند. می‌توانید در بخش انتهایی و نتیجه‌گیری، ابتدا متنی کوتاه در مورد محتوایتان بنویسید و سپس از مخاطب بخواهید نظر خود را بنویسد، در خبرنامه عضو شود و … .تولید محتوا مثل مسابقه فوتبال می‌مونه!اول باید آمادگی‌های لازم قبل از بازی رو داشته باشی، بعد خیلی خوب تمرین کنی، گرم کنی و رقبای خودت رو آنالیز کنی، حالا که همه چیز آماده شده، وقت شروع مسابقه است …گام نهم چگونه تولید محتوا کنیم ؟بازبینی محتوا و انتخاب عناوینلطفا و خواهشا این مرحله را فراموش نکنید!هنگامی که محتوای خود را پس از نگارش، مجدد بررسی و بازبینی می‌کنید به راحتی متوجه مشکلاتی در آن می‌شود. مشکلاتی همچون استفاده نابجا از علائم نگارشی، اشتباه بودن جملات از نظر دستوری، اشتباهات نگارشی و … .این کار شاید حدود ۱۰ دقیقه از شما وقت بگیرد، اما قطعا نتیجه را چندبرابر بهبود می‌بخشد.سعی کنید با دقت جملات را بخوانید، آن‌ها را کوتاه‌تر و خواناتر کنید. پاراگراف‌ها را به درستی تقسیم بندی کنید و هرکاری که لازم است انجام دهید تا مخاطب از خواندن مطلب شما، خسته نشود.پس از بازبینی متن و ویرایش نهایی، وقت آن رسیده تا عنوان و تیترهای جذابی بنویسید. نوشتن تیتر را به این مرحله یعنی مرحله‌ی بعد از نگارش موکول کردیم، زیرا پیش از نوشتن یک مطلب شما دید متفاوتی نسبت به آن دارید و کامل به مطالبی که خواهید نوشت تسلط ندارید.اما حالا شما تسلط کامل دارید و می‌توانید یک عنوان کامل و جذاب برای محتوای خود انتخاب کنید. عنوان نویسی، مسئله‌ای گسترده است که در این مقاله جای نمی‌گیرد،علاوه بر عنوان اصلی، تیترها و زیرتیترهای درون محتوا را نیز بررسی و ویرایش کنید. عنوان‌ها اولین مواردی هستند که کاربر می‌بیند و به آنها توجه می‌کند.گام دهم چگونه تولید محتوا کنیم ؟انتخاب و ویرایش تصاویرتصاویر هم از نظر کاربر و هم از نظر گوگل، مهم‌اند. حتما متناسب با طول محتوای خود، از چندین و چند تصویر جذاب و مرتبط استفاده کنید.ترجیحا تصاویری استفاده کنید که کاربر چند لحظه روی آنها مکث کند و مدت زمان بیشتری در صفحه سایت شما بماند.مسئله‌ی کپی رایت در کشور ما، آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است، اما گوگل به آن توجه می‌کند. اکنون نمی‌توان گفت که یک سایت با کپی کردن تصاویر، جریمه می‌شود، اما بعید نیست در آینده‌ای نه چندان دور این اتفاق بیافتد.اگر تصاویر را از دیگر سایت‌ها کپی می‌کنید، بهتر است تا حدی آنها را تغییر دهید، حداقل رنگبندی را عوض کنید.بهرحال نکته‌ای که در مورد تصاویر مهم است این است که تصاویر مورد استفاده در محتوا باید برای کاربر جذاب باشند.بریم بخونیم :  استراتژی چیست؟تصاویری که استفاده می‌کنید، باید کیفیت خوبی داشته باشند و همچنین سایز آنها مناسب باشد و در وسیله الکترونیکی کاربر (موبایل، لپ‌تاپ یا تبلت) به خوبی نمایش داده شود.علاوه بر این موارد، حجم تصویر نباید خیلی زیاد باشد، زیرا بالا بودن حجم تصویر، سرعت لود صفحه را پایین می‌آورد و این مسئله دردسر ساز خواهد بود. می‌توانید از تکنیک لیزی لود برای حل این مشکل استفاده کنید.نکته‌ی دیگری که در مورد تصاویر باید رعایت کنید: حتما تگ آلت تصاویر را با عبارات مرتبط تکمیل کنید. هر تصویر یک تگ alt دارد که گوگل به وسیله این تگ متوجه مفهوم تصویر می‌شود. درضمن هنگامی که تصویر به هر دلیلی لود نشود، این تگ آلت به‌جای تصویر نمایش داده می‌شود.گام یازدهم چگونه تولید محتوا کنیم ؟اضافه کردن لینکپس از اتمام نگارش محتوا و انتخاب تصاویر آن، نوبت به این می‌رسد که چند لینک به محتوا اضافه کنید.پس از اتمام نگارش محتوا و انتخاب تصاویر آن، نوبت به این می‌رسد که چند لینک به محتوا اضافه کنید. لینک‌هایی که به محتوا اضافه می‌کنید در کل ۲ نوع هستند: لینک داخلی و لینک خارجی.لینک داخلی به لینکی گفته می‌شود که شما در یک صفحه از سایتتان به صفحه‌ای دیگر از سایتتان لینک ایجاد کنید.لینک خارجی نیز بدین صورت است که شما در صفحه‌ای از سایتتان به صفحه‌ای از یک سایت دیگر لینک می‌دهید.هردوی این لینک‌ها در سئوی محتوا موثر است. حتما در هر محتوا از سایتتان، به سایر محتواهای خود لینک دهید و ارتباطات داخلی زیادی بین محتواهایتان برقرار کنید.اگر منابع معتبری مورد استفاده قرار داده‌اید نیز می‌توانید به آنها لینک خارجی ایجاد کنید.نمی‌توان کمیت و تعداد مشخصی برای لینکهای یک محتوا در نظر گرفت، در مورد لینک داخلی لازم نیست خیلی خودتان را محدود کنید، هر از گاهی، هر زمان که لازم بود لینکی به دیگر صفحات سایت ایجاد کنید و نگران نباشید، لینک داخلی بسیار کارآمد و مفید است.اما برای لینک خارجی بیشتر دقت کنید و به سایت‌هایی که معتبر نیستند، اسپم هستند و یا نمی‌شناسید، لینک ندهید.گام دواردهم چگونه تولید محتوا کنیم ؟آموزش بارگذاری محتواامروزه سایت‌های بسیار زیادی از وردپرس استفاده می‌کنند، یعنی سایت را با وردپرس طراحی و مدیریت می‌کنند. بنابراین در اکثر موارد، از تولیدکنندگان محتوا انتظار می‌رود بتوانند محتواهای خود را در CMS (سیستم مدیریت محتوا) وردپرس بارگذاری کنند، بنابراین در این بخش، ما نحوه آپلود مطلب در سایت وردپرسی را به شما آموزش می‌دهیم.پس از اینکه وارد سایت و پنل ادمین شدید، گزینه‌ای تحت عنوان “نوشته ها” یا “افزودن نوشته” در نوارابزار بالای صفحه و یا سایدبار، مشاهده خواهید کرد. بهرحال باید بر روی افزودن نوشته جدید کلیک کنید. سپس صفحه‌ای مشابه زیر خواهید دید:بسته به پلاگین‌هایی که سایت استفاده می‌کند، این ویرایشگر ممکن است متفاوت باشد، اما به طور معمول چنین ویرایشگری در اختیار خواهید داشت چه در وردپرس چه در سایر سیستم‌ها.بریم بخونیم :  سئو کلاه سفید چیست؟در قسمت “افزودن عنوان” عنوانی که برای محتوای خود انتخاب کرده‌اید را وارد کنید. این عنوان با تگ h1 در صفحه مقاله شما به کاربر نشان داده می‌شود. (h1 بزرگترین تگ برای تیترها و عناوین موجود در صفحه است، بهتر است از ۱ تگ h1 در هر صفحه استفاده کنید.)متن محتوای خود را از فایل word کپی کنید و سپس در این ویرایشگر جایگذاری نمایید. به عنوان مثال ما گام ۱۰ و ۱۱ را در این ویرایشگر کپی می‌کنیم.اکنون عناوین و تیترهای متن را می‌خواهیم مشخص کنیم، گام ۱۰ و ۱۱ هر دو تیتر هستند و می‌خواهیم آنها را از نوع h2 تعریف کنیم. ابتدا متن عنوان را انتخاب می‌کنیم و سپس از سربرگ “بند” یا “سرفصل”، تیتر۲ را انتخاب می‌کنیم؛ به تصویر زیر دقت کنید.این کار را برای تمام تیترهای محتوا، تکرار کنید و بسته به نوع و اهمیت هر تیتر از تگ h1 تا h6 استفاده کنید.اکنون، لینک‌های محتوا را مجدد بررسی کنید، اگر مایل هستید کاری کنید لینکها در یک تب جداگانه باز شوند. کافیست روی هر لینک کلیک کنید، ویرایش لینک را بزنید و گزینه بازکردن در زبانه جدید را فعال کنید، مانند تصویر زیر:با زدن دکمه اینتر، در قسمت‌های موردنظر، می‌توانید به قدر کافی فاصله ایجاد کنید. مثلا بین ۲ پاراگراف.با استفاده از گزینه‌های مختلف، مانند نرم افزار ورد می‌توانید لیست‌های عددی و موردی مختلفی ایجاد کنید، قسمتی از متن را پررنگ کنید (B)، نحوه چینش متن را تغییر دهید و امکاناتی از این قبیل…اما برای اضافه کردن تصویر، هرمکانی که مایل هستید، کلیک کنید سپس گزینه “افزودن پرونده چندرسانه‌ای” یا “افزودن تصویر” را در منوی “گذاشتن” انتخاب کنید. سپس تصویری مشابه زیر نمایان می‌شود:اکنون در بخش بارگذاری، می‌توانید فایل‌ها را از سیستم انتخاب کنید، در بخش کتابخانه هم می‌توانید به فایل‌هایی که پیش از این آپلود کرده‌اید، دسترسی داشته باشید. عکس مدنظر را انتخاب کنید، در قسمت متن جایگزین یا تگ آلت، مختصری در مورد تصویر بنویسید و تایید کنید.برای اضافه کردن ویدیو از سیستم خودتان نیز می‌توانید به همین روش عمل کنید، اما اگر می‌خواهید ویدیویی که در آپارات یا یوتیوب منتشر شده را بارگذاری کنید، سپس آدرس ویدیو را کپی کنید و در بخش زیر جایگذاری کنید.گام سیزدهم چگونه تولید محتوا کنیم ؟سئوی محتوا و سایر تنظیماتاکنون که محتوا را به طور کامل بارگذاری کردیدف زمان آن رسیده که سایر تنظیمات را انجام دهید. معمولا در سایدبار سمت چپ و یا راست صفحه، گزینه‌هایی تحت عنوان “دسته بندی” و “برچسب” وجود دارد.دسته بندی یا کتگوری از قبل در سایت وارد شده است و شما باید آن دسته‌ای را که به محتوای شما مربوط است انتخاب کنید.اما برای برچسب، بهتر است در حدود ۳ برچسب اضافه کنید، برچسب‌هایی که اضافه می‌کنید، مشابه نام دسته بندی نباشند و اندکی عمومی باشند.به عنوان مثال اگر موضوع مقاله شما “ایده های راه اندازی کسب و کار اینترنتی” است، دسته بندی “کسب و کار” را انتخاب کنید و برچسب “کسب و کار اینترنتی” را وارد کنید. در همین حال، انتخاب “ایده کسب و کار اینترنتی” برای برچسب، اشتباه است.بریم بخونیم :  محتوای همیشه سبز چیست؟تصویر شاخص، یا همان تصویر اصلی محتوا نیز در این بخش مشخص می‌شود. گزینه‌ای تحت عنوان “تصویر شاخص” یا “تصویر اصلی” در سایدبار مشاهده می‌کنید، با کلیک کردن بر روی این گزینه می‌توانید تصویر مدنظر خود را بارگذاری و انتخاب کنید.برای تنظیم پلاگین سئو نیز اگر به پایین صفحه بروید، تنظیمات را خواهید دید. معمولا سایت‌های وردپرسی از پلاگین یواست سئو یا رنک مث استفاده می‌کنند. این پلاگین‌ها -تقریبا مشابه هستند و نیاز نیست نگران باشید. در ادامه پلاگین یواست سئو را آموزش می‌دهیم.در بخش کلیدواژه کانونی، همان عبارت کلیدی اصلی را باید وارد کنید. سپس کمی پایین‌تر، می‌توانید پیش‌نمایشی از محتوای خود در گوگل ببینید.“عنوان سئو” یا “عنوان متا”، همان عنوان مقاله شما در نتایج جستجوست، این عنوان با تگ h1 تفاوت دارد. تگ h1 به کاربران صفحه نمایش داده می‌شود و عنوان به تمام کاربرانی که سایت شما را در گوگل می‌بینند.“عنوان” یا همان title از نظر سئو مهم است و بهتر است از کلمه کلیدی در آن استفاده کنید و چه بهتر که این کلمه کلیدی در ابتدای عنوان آورده شود. بهرحال این عنوان را می‌توانید در بخش ویرایش اسنیپت در پلاگین یواست سئو ویرایش کنید و یا مشابه تصویری که نشان دادیم، به آن دسترسی خواهید داشت.“نامک” یا slug، آدرس صفحه است، بهتر است در آدرس صفحه نیز از کلمه کلیدی اصلی استفاده کنید، خواه به زبان فارسی، خواه انگلیسی. سعی کنید آدرس کوتاه باشد و به طور کامل صحیح. اگر آدرس طولانی باشد، قسمتی از آن حذف می‌شود.“توضیح متا” یا متا دیسکریپشن، همان متن کوتاهی‌ست که در نتایج جستجو، دقیقا زیر عنوان مطلب نشان داده می‌شود. در متا دیسکریپشن، توضیح کوتاهی در مورد مقاله بنویسید و سعی کنید از کلمه کلیدی استفاده کنید، همچنین باید جذاب بنویسید. این متن باید کاربر را ترغیب کند که بین تمام نتایج جستجو، سایت شما را برای بازدید انتخاب کند.می‌توانید در ادامه نیز چند مترادف برای کلمه کلیدی اصلی وارد کنید. همچنین این پلاگین‌ها، ایرادات محتوای شما را نمایش می‌دهند که با خواندن هر ایراد و رفع آن می‌توانید امتیاز سئوی محتوا را بهبود ببخشید.این پلاگین‌ها فقط در جهت کمک به شما هستند و گوگل کلمات کلیدی آنها و رنگ چراغ آنها را نمی‌بیند! اگر شما به قدر کافی خوب باشید، حتما در نتایج جستجو جایگاه خوبی کسب خواهید کرد.گام چهاردهم چگونه تولید محتوا کنیم ؟انتشار محتوادر همان سایدبار کنار محتوا، می‌توانید نام نویسنده را انتخاب کنید و تاریخ انتشار را تعیین کنید.اما پیش از انتشار حتما نسخه پیش نمایش محتوا را ببینید، با اینکار می‌توانید اطمینان حاصل کنید که همه چیز درست و منطقی پیش رفته است.گزینه پیش نمایش را پیدا کنید و روی آن کلیک کنید. سپس باز کردن در زبانه جدید را بزنید.اکنون برای انتشار محتوا، می‌توانید زمان مشخص کنید. تاریخ انتشار محتوا و زمان آن، قابل تنظیم هستند، به عنوان مثال اگر بر روی عبارت بی درنگ کلیک کنیم، تصویری مشابه زیر نمایان می‌شود و می‌توانیم تنظیم کنیم که در تاریخی دیگر محتوا به صورت خودکار در سایت منتشر شود.بریم بخونیم :  بازاریابی محتوایی چیست ؟بعد از تنظیم تاریخ بر روی “انتشار” یا “زمان بندی” کلیک کنید. اگر تغییری در زمان انتشار ایجاد نکنیم، محتوا همان لحظه منتشر می‌شود.تبریک می‌گوییم، شما اولین محتوای خود را منتشر کردید، اما هنوز کار ما تمام نشده است!اگر می‌خواهید محتوای شما زودتر ایندکس شود (یعنی توسط گوگل شناخته شود و در نتایج جستجو ظاهر شود)، باید آدرس آن را به سرچ کنسول بدهید. البته برای این مورد، باید دسترسی‌های لازم را داشته باشید.وارد سرچ کنسول شوید و در باکس بالای صفحه، آدرس محتوای جدید را وارد کنید. سپس درخواست index خود را ثبت کنید. معمولا اینکار باعث می‌شود محتوای شما حدود ۵ دقیقه بعد، ایندکس شود. اما احتمالا همچنان رتبه‌ای در نتایج جستجو نخواهید داشت، برای این مورد باید صبور باشید…تولید محتوا مثل مسابقه فوتبال می‌مونه!اول باید آمادگی‌های لازم قبل از بازی رو داشته باشی، بعد خیلی خوب تمرین کنی، گرم کنی و رقبای خودت رو آنالیز کنی، حالا که همه چیز آماده شده، وقت شروع مسابقه است …گام پانزدهم چگونه تولید محتوا کنیم ؟بازنشر محتواپس از اینکه محتوای شما منتشر شد، بهتر است آن را بازنشر دهید. می‌توانید این مرحله را انجام ندهید! اما توصیه می‌کنیم از سوشال مدیا و شبکه‌های اجتماعی خود برای این مورد استفاده کنید.اگر کاربران از شبکه‌های اجتماعی مختلف، بر روی لینک محتوای شما کلیک کنند و آن را بخوانند، گوگل متوجه می‌شود که محتوای شما اهمیت دارد و رتبه بهتری به آن می‌دهد. می‌توانید لینک محتوای خود را در تلگرام، اینستاگرام، لینکدین، فیسبوک و … منتشر کنید و از بازخورد دیگران استفاده ببرید.راهکار های مهم در چگونه تولید محتوا کنیم ؟خوانده شدن کامل محتوا توسط مخاطب علاوه بر اینکه نشان دهنده رضایت مخاطب از محتوای تولید شده است، باعث افزایش زمان حضور کاربران در سایت شما می شود که تاثیر مثبتی بر روی سئوی سایت خواهد داشت.با استفاده از فوت و فن ها و راهکارهایی می توانید در تولید محتوا موفق تر باشید:به مطالعه مطالب در سایت های موفق مختلف ادامه دهید.همیشه به دنبال پیدا کردن مطالب مفید و جذاب باشید. لینک مطالب را در جایی به همراه موضوع آن ذخیره کنید.چند نویسنده که در تولید محتوا در صنعت شما قوی هستند و سبک نوشتاری جذاب دارند را شناسایی کنید و نوشته های آنها را دنبال کنید. مطالعه هر چه بیشتر نوشته های قوی ، شما را در تولید محتوای جذاب تقویت می کند.چگونه یک نویسنده محتوا شویم؟این سوالی است که خیلی ها آن را مطرح می کنند. شاید باورتان نشود اما برای شروع نویسندگی محتوا تنها به یک لپ تاپ نیاز دارید. شما در همه جا می توانید اقدام به نویسندگی کنید. حتی در مسافرت!خیلی از نویسندگان محتوا گردشگرانی هستند که برای امرار معاش خود و خرج سفر خود این شغل را انتخاب کرده اند. درآمد تولید محتوا به گونه ای است که خیلی ها را پولدار کرده است. تنها باید کمی به خود ایمان داشته باشید و کمی باجسارت باشید. اولین گام برای شروع نویسندگی محتوا یادگیری وب‌گردی است.بریم بخونیم :  استراتژی تولید محتوا چیست ؟مهارت در سرچ کردن موضوع برای چگونه تولید محتوا کنیم ؟یک نویسنده محتوا باید از هیچ چیز به همه چیز برسد. فرض کنید مشتری به شما موضوعی تحت عنوان “ترک اعتیاد” داده است. مسلما شما هیچ چیز درباره ترک اعتیاد نمی دانید. پس لازم نیست استرس بگیرید و از خودتان متنفر شوید. خیلی از نویسندگان دیگر یا بهتر است بگوییم ۹۹ درصد از آنها مثل شما از خیلی مسائل، چیزی نمی دانند.برای این کار خیلی راحت اینترنت را روشن کنید و عنوان “ترک اعتیاد” را سرچ کنید. خواهید دید که هزاران سایت درباره این موضوع مطلب منتشر کرده اند. برای شروع ۵ الی ۷ سایت را باز کنید. مطالب هر یک را تک تک بخوانید. اکنون یک سری اطلاعات دستگیر شما شده است. اکنون وقت آن رسیده تا مطلب خود را طبقه بندی کنید.طبقه بندی کردن عناوین برای چگونه تولید محتوا کنیم ؟حال باید اطلاعاتی که کسب کرده‌اید را روی کاغذ بیاورید. شما می توانید تمام اطلاعات را با زبان خود بنویسید و هم می توانید از روش بازنویسی استفاده کنید. بهترین کار تلفیق کردن این دو روش است. برای طبقه بندی کردن موضوع خود نیز مراحل زیر را طی کنید:نوشتن مقدمهتعریف اعتیادتعریف عوارض اعتیاداشاره به روش های ترک اعتیادنوشتن نکاتی درباره کمپ های ترک اعتیادنتیجه گیری و پایان بندیاگر مراحل فوق را طی کنید به یک مطلب مفید دست پیدا خواهید کرد.منابع محتوای خود را با دقت انتخاب کنیدمطالب شما باید اعتبار کافی را داشته باشند. حتما سایت هایی را که انتخاب می کنید را اعتبارسنجی کنید. خیلی از سایت ها تحت عنوان سایت “زرد” مطرح هستند. حتی المقدور از سایت های زرد مطلب تهیه نکنید. زیرا این سایت ها تنها برای بالا آوردن مطالب خود و تبلیغات مطلب منتشر می کنند.آنها هرگز به کیفیت مطالب خود اهمیت نمی دهند. تنها هدف آنها ماندن در صفحات نخست نتایج گوگل است. بهترین منابع سایت های دانشگاهی، سایت های خارجی، مقالات تایید شده و کتاب ها هستند.محتوایی جذاب بنویسید برای چگونه تولید محتوا کنیم ؟هیچ گاه تمام اطلاعات خود را در همان پاراگراف های اول ننویسید. مخاطب را به خواندن ادامه مطلب ترغیب کنید. از نوشتن حشو و اضافه گویی پرهیز کنید. خواننده خیلی به شما وقت عرض اندام نمی دهد. او آمده تا به جواب سوال خود برسد.پس با مقدمه چینی کوتاه خیلی زود به اصل مطلب بپردازید. خیلی درست و جذاب عنوان بندی کنید. مخاطبان اهمیت زیادی به عنوان بندی می دهند.به پرسونای مخاطب توجه کنیدمخاطبان خود را بشناسید. اگر در حال نوشتن مطلب ورزشی هستید، باید بدانید که مخاطبان شما جوانان، نوجوانان و علاقمندان به ورزش هستند. پس باید خیلی روان، ساده، جذاب و عامیانه مطلب خود را بنویسید. هرگز در کلام خود از واژه های ثقیل استفاده نکنید.لحن نوشته خود را همان ابتدای مطلب باید مشخص کنید. بهترین لحن، لحن نیمه رسمی است. لحنی که نه خیلی خشک و رسمی باشد و نه خیلی شل و عامیانه. مطلب باید در شان یک سایت اینترنتی باشد و به مخاطب خود احترام بگذارد.بریم بخونیم :  سئو کلاه سفید چیست؟در مطلبتان زیاد سوال نپرسیدخیلی از سایت ها سوال را با سوال جواب می دهند. هنگامی که یک مخاطب سرچ می کند که علائم کرونا چه چیزهایی هستند؛ نباید مدام در مطلب خود سوال هایی از قبیل:آیا می دانید کرونا چیست؟آیا تا به حال به علائم کرونا فکر کرده اید؟آیا می دانید که کرونا چند میلیون شغل را مختل کرده؟و … مطرح کنیم.مطمئنا اگر مخاطب پاسخ این سوال ها را می دانست، هرگز به سایت شما مراجعه نمی کرد. پس به جای تولید کلمه بهتر است تولید علم کنید. خیلی ساده لیستی از علائم کرونا را تهیه و منتشر کنید. راه های درمان کرونا و اقدامات پیشگیرانه را به صورت لیست بنویسید.مخاطبان عاشق مطالبی هستند که به صورت لیست بیان شده باشند. این امر خیلی زود مفهوم مطالب را به مخاطبان القا می کند.در تولید محتوا مخاطب را خسته نکنیدخیلی از سایت ها داستان رستم تعریف می کنند. وبلاگ نویسی با رمان نوشتن زمین تا آسمان فرق می کند. فراموش نکنید که مخاطبان اینترنتی تنها چندین دقیقه در سطح وب می چرخند. آمار نشان داده است که هدف ۹۰ درصد افرادی که به گوگل مراجعه می کنند تنها دریافت پاسخ سوالات خود، تماشای فیلم، خواندن اخبار و خرید است.تنها ۱۰ درصد از روی بیکاری و سرگرمی به گوگل مراجعه کرده اند که آنها نیز ممکن است تبدیل به کاربران همیشگی یک سایت شوند. در واقع این هنر سایت ها است که چنین مخاطبانی را جذب خود کنند.تنها راه این کار نیز انتشار مطالب جذاب است.برای تولید محتوا همیشه مطالعه داشته باشیدشغل تولید محتوا مانند یک اقیانوس بی کران می ماند. شما به عنوان نویسنده باید همیشه ذهن خلاقی داشته باشید. برای این کار باید همیشه مطالعه کنید. بهترین کار این است که در سایت های تولید محتوا اقدام به مطالعه کنید. این گونه با نحوه نوشتن مطالب و لحن های مختلف اشنا می شوید.تمام مطالبی را که در سطح وب می خوانید توسط نویسندگانی چون شما منتشر شده اند. آنها نیز در ابتدا مثل شما افرادی آماتور بوده اند. اما به تلاش و پشت کار به جایی رسیده اند که مطالبشان در سایت های معروف بارگزاری می شود.برای تولید محتوای عالی استراحت کافی داشته باشیدیک نویسنده نیاز به استراحت دارد. به یاد داشته باشید که ابزار شما برای نوشتن ذهن و مغز شماست. زمانی که به ذهن خود استراحت ندهید خیلی زود خسته شده و درجا می زنید. اگر قصد دارید روزانه چندین ساعت به نویسندگی مشغول باشید، لازم است حداقل یک سوم این زمان را استراحت کنید.بریم بخونیم :  شکاف محتوا چیست ؟برای موفقیت در تولید محتوا شجاع باشیدنوشتن ترس دارد! خیلی ها به نوشته های خود اعتقادی ندارند و مدام از خود ایراد می گیرند. تا زمانی که جسارت به خرج ندهید، هرگز نویسنده نمی شوید. نویسندگی نیاز به اعتماد به نفس دارد. البته نه اعتماد به نفس کاذب!زمانی که به منابع خود اطمینان داشته باشید دیگر خیالتان از صحت موضوعات خود راحت است. تنها کاری که باقی می ماند نوشتن است. خیلی با آرامش مطالب خود را بنویسید و از صحت آن ها اطمینان داشته باشید. مطمئن باشید ظرف چند ماه به یک نویسنده قهار تبدیل خواهید شد.به علائم نگارشی توجه داشته باشیدتوجه به نکات دستور زبان یکی از ارکان نویسندگی است. یک نویسنده باید مسلط به ادبیات فارسی و قواعد آن باشد. در غیر این صورت هرگز نمی تواند یک نویسنده خوب شود. مخاطبان لحن قلم نویسنده را درک می کنند. اگر نویسنده نتواند فعل ها را به درستی در کنار هم قرار دهد آنگاه مخاطب از نوشته او خسته خواهد شد.بررسی ها نشان داده است که نحوه نوشتن روی مخاطب تاثیر می گذارد مخاطب حتی اگر سواد درست و حسابی هم نداشته باشد باز هم به شیوایی قلم پی خواهد برد.هماهنگ کردن پاراگراف های متن با همسعی کنید از این ستون به آن ستون نپرید. ابتدا یک روند اصولی برای مطلب خود در نظر بگیرید، سپس پاراگراف ها را ایجاد کنید.مثلا در نوشته های ورزشی عنوان اصلی حرف اول را می زند. همان ابتدا یک عنوان جنجالی برای متن خود انتخاب کنید. به فرض اگر می خواهید به یک صحنه مشکوک پنالتی بپردازید، ابتدا یک عنوان چالشی برای نوشته خود انتخاب کنید.سپس درباره بازی صحبت کنید:بازی در چه روزی برگزار شدبازی بین چه تیم هایی برگزار شدتیم داوری را معرفی کنیدجایگاه هر کدام از تیم ها را در جدول بیان کنیدنتیجه بازی را نیز بیان کنیداکنون وقت آن رسیده تا به نظرات کارشناسان داوری بپردازید. نظرات هر کارشناس را خیلی مرتب و به ترتیب بنویسید.در انتها نیز با یک سری جملات چالشی و جذاب مطلب خود را به پایان برسانید. بهتر است مخاطبان را به نظرسنجی دعوت کنید. به طوری که حتما نظر آنها را در خصوص صحنه پنالتی جویا شوید.انجام تمرینات برای کسب مهارت برای چگونه تولید محتوا کنیم ؟اکنون که با یک سری نکات در خصوص نویسندگی آشنا شدید در چگونه تولید محتوا کنیم ؟ بد نیست مهارت هایی را برای حرفه ای شدن بیاموزید.برای دوستان خود نامه بنویسیدیکی از روش های قدیمی برای یادگیری نویسندگی نوشتن نامه است. نوشتن نامه برای آشنایان هیچ خجالتی ندارد. از این رو شما خیلی راحت می توانید از نقص های خود مطلع شوید.سعی کنید تیتر نامه خود را انتقاد از یک موضوع در نظر بگیرید. معمولا موضوعات انتقادی کمک زیادی به کسب مهارت در نویسندگی می کنند.مطالب خود را با نوشته های قبلی خود مقایسه کنیدیکی از بهترین کارها برای عیب یابی، مقایسه مطال خود با مطالب قبلی است. انسان هر چه به جلو پیش می رود پیشرفت می کند. به گونه ای که خودش پی به اشتباهات قبلی خود می برد.فراموش نکنید که مطالب قبلی خود را با دقت بخوانید. حتی می توانید آنها را ویرایش کنید. ویرایش کردن نوشته های قبلی خود می تواند تاثیر به سزایی در پیشرفت شما داشته باشد.یک سری جملات آماده یاد بگیریدبهتر است همیشه یک سری جملات و کلمات از پیش نگاشته شده در ذهن خود داشته باشید. این جملات می توانند ذهن شما را برای پیش بردن ادامه مطلب باز کنند.معمولا نویسنده ها دچار قفل مغزی می شوند. یعنی در مواقعی ذهنشان آن ها را در نوشتن یاری نمی کند. برای این کار با تکیه بر دانش قبلی و کلمات از پیش تعیین شده می توانند ادامه مطلب را بنویسند.استفاده از دیالوگ های فیلم و رمان هابسیاری از فیلم ها دارای دیالوگ های جذاب و ماندگار هستند. بهتر است برای خود سبک نوشتن تعیین کنید. هر نویسنده ای صاحب سبک است. شک نکنید آن ها نیز از همین روش ها برای بالا بردن مهارت های خود استفاده کرده اند.رمان ها و کتاب های آموزشی نیز بهترین مرجع برای یادگیری هستند. شما در کتاب های مختلف می توانید سبک های نویسندگی گوناگون را مشاهده کنید. به شرطی که بتوانید از این نوشته ها در مطالب خود استفاده کنید.همیشه به روز باشیدسعی کنید با اتفاقات روزمره انس بگیرید. همیشه تیکه کلام های جدیدی بین مردم رواج پیدا می کند که شما نیز می توانید از آن برای نوشته های خود استفاده کنید.فرامشو نکنید که این تیکه کلام ها باید تغییر پیدا کنند و به صورت نوشتار در بیایند. البته هر تیکه کلامی باید در جای مخصوص خود مورد استفاده قرار بگیرد. هیچگاه در مطالب رسمی از این واژه ها استفاده نکنید. آموزشبهینهسازیسایت،آموزشتولیدمحتوا،آموزششبکههایاجتماعی برچسب ها: بازاریابی اینترنتی تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ سئو وب مسترینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2024 16:14:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمونه تولید محتوا چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dovawkpbisu7</link>
                <description> تولید محتوا یکی از موارد مهم و حیاتی در دنیای دیجیتال به حساب می‌آید. اما آیا همیشه به راحتی می‌توانیم محتوایی خلاقانه و منحصر به فرد ایجاد کنیم؟ نهایتاً چه چیزی می‌تواند نمونه‌ای برجسته از تولید محتوا باشد؟ در این بلاگ پست به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت و نمونه‌هایی از تولید محتوا را معرفی خواهیم کرد.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]نمونه تولید محتوا چیست؟از جمله نمونه‌ تولید محتوا می‌توان به مقالات اختصاصی و جذاب، ویدیوهای آموزشی با کیفیت، پادکست‌های جالب و متنوع، ارائه‌های تصویری منحصر به فرد و ایجاد تجربه کاربری جذاب اشاره کرد. البته تولید محتوا نه تنها در جهت جذب مخاطبان بلکه برای افزایش بازدید و رتبه سایت در موتورهای جستجو هم بسیار مهم است.با ما همراه شوید تا در این بلاگ پست، نمونه‌های برجسته تولید محتوا را به طور دقیق بررسی کنیم و ایده‌های خلاقانه برای ایجاد محتوای جذاب را به اشتراک بگذاریم.نمونه تولید محتوا چیست؟چند نمونه از تولید محتوا توسط شرکتهای بزرگحالا که تا حدودی متوجه شدیم چگونه تولید محتوا کنیم ، باید بدانیم که بهترین راه برای یادگیری و حرفه ای شدن در تولید محتوا این است که محتوای تولید شده توسط کمپانی ها و سایتهای بزرگ و کوچک را رصد کنید و نقاط قوت و ضعف در محتوای تولید شده را تجزیه و تحلیل کنید. در ادمه با چند نمونه از تولید محتوا که کمپانی های بزرگ را متجول کرده شما را آشنا میکنیم:بریم بخونیم :  تقویم محتوایی چیست؟نمونه تولید محتوا شرکت جنرال الکتریکشرکت‌های بزرگی مثل جنرال الکتریک از تاکتیک‌های مختلفی استفاده می‌کنند تا همواره در رده های بالا بمانند. یکی از تاکتیک‌های این برند ۱۳۲ ساله استفاده از Ecomagination است. Ecomagination یک سایت و انجمن برای تفکر و گفتگو در مورد فناوری‌های پاک و زیرساخت‌های پایدار است.در این سایت راه‌حل‌هایی برای آینده ارائه می‌شود، این برنامه برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ ارائه شد. سال ۲۰۰۶ آن‌ها ۱۲ میلیارد دلار بازدهی داشتند و سال ۲۰۱۰ این درآمد بالغ بر ۲۰ میلیارد دلار شد. با استفاده از محتوای این سایت جنرال الکتریک با شرکت‌ها و دولت‌های مختلف جهان ارتباط برقرار می‌کندمدیر بازاریابی جنرال الکتریک معتقد است اگر محتوای ما آنقدر خوب باشد که کاربران آن را با دوستان‌شان به اشتراک بگذارند، ما به اندازه کافی موفق شده‌ایم.نمونه تولید محتوا در کوکا کولاکوکاکولا، برند بزرگ آمریکایی که برای همگان در سراسر جهان شناخته شده است.آن‌ها چگونه توانسته‌اند همواره جزو برندهای برتر باشند؟این شرکت از سال ۱۸۸۶ روش‌های گوناگون بازاریابی را به کار برده و تنوع در استفاده از روش‌های جدید آن‌ها را تبدیل به برند ۱۳۰ ساله کرده است.روش بازاریابی کنونی کوکاکولا، روشی هدفمند و متفاوت با سایر رقبایش است. آن‌ها هسته‌ی اصلی استراتژی تبلیغاتی خود را تولید محتوا قرار داده‌اند. آن‌ها می‌دانند که در قرن کنونی تنها رمز موفقیت شرکت‌ها تولید محتوا و ایجاد مشتریان وفادار است. سری به وب‌سایت جذاب آن‌ها بزنید!آن‌ها از داستان‌سرایی یک سویه استفاده می‌کنند، هرکسی که مطالب آن‌ها را ببیند متوجه می‌شود که هدف آن‌ها از این کار فروش محصولاتشان نیست، آن‌ها از ساختن جهانی نو، ایجاد لحظات خوش و شادی، خلق ارزش‌ها و ایجاد تفاوت‌ها صحبت می‌کنند! ویدئوهایی به صورت آنلاین منتشر می‌کنند که به اندازه‌ی یک شاهکار سینمایی، سرگرم‌کننده است.نمونه تولید محتوا در لکسوسدر سال ۱۹۸۳ شرکتی تصمیم به ساخت خودروهایی با برند لکسوس گرفت. برای این شرکت رقبای زیادی در سراسر جهان وجود داشتند که برندهای قدیمی تر و شناخته شده تری به حساب می‌آمدند. آن‌ها نیازمند رفتاری متفاوت با بقیه بود. با وجود این مشکلات، لکسوس چگونه توانست در مدت بسیار کمی جزو ۱۰ کمپانی خودرو برتر جهان شود؟داستان موفقیت لکسوس از آنجا شروع شد که آن‌ها تصمیم گرفتند مجله‌ای منتشر کنند و در این مجله در مورد سفر، تجربه‌های لوکس، اتومبیل‌ها، داستان و … مطالبی منتشر کردند. محتوایی که نه تنها برای دارندگان لکسوس بلکه برای همگان ایجاد شده و شرایطی را فراهم آورده تا خوانندگان به طور مستقیم با این برند ارتباط برقرار کنند. در این مجله اصلا خبری از تبلیغ نیست و هدفب جز جلب اعتماد وجود ندارد.بریم بخونیم :  تجربه محتوا چیست؟چند نمونه تولید محتوا انجام شده01- راهنمای تهیه نسخه پشتیبان از Gmailاین مقاله آموزشی در واقع می تواند بر اساس آخرین تغییرات Google در خصوص ایمیل‌هایی باشد که از سرور این شرکت استفاده می‌کنند. شما می‌توانید یک مقاله آموزشی در این خصوص بنویسید و تولید محتوای خود را به روز کنید. در واقع موتور جستجو زمانی که متوجه شود شما به آپدیت‌های نرم افزاری و تحت وب اهمیت می‌دهید و بر این اساس تولید محتوا انجام می‌دهید، به شما رتبه‌ای بهتر خواهد داد.02- ده نکته مفید در مورد Amazon Echیکی از مقاله های انگلیسی زبانی که امسال بسیار مورد توجه قرار گرفت، بررسی نکات مربوط به خدمات Amazon Echo به شمار می رود. این مقاله در واقع باعث می شود تا کاربر شما با ترفندهای جالبی که در خصوص این سرویس در دسترس می باشد بیشتر آشنا شه و می تواند بهتر از این خدمات استفاده کند. در واقع شما می توانید این مقاله آموزشی را به صورت تولید محتوا ترجمه ای مورد استفاده قرار دهید، این مقاله هم ترجمه شده سایت zdnet است و در نهایت می توانید بسیار پر قدرت در حوزه تولید محتوا فعالیت داشته باشید.03- برنامه های برای جابجایی میان لینوکس و ویندوزیکی از مقالاتی که بسیاری از علاقمندان به سیستم عامل لینوکس را به وب سایت شما وارد می کند، معرفی برنامه هایی است که برای سوئیچ میان لینوکس و ویندوز (متداول ترین سیستم عامل رایانه) مورد استفاده قرار می گیرد. شما می توانید با معرفی 21 برنامه ای که در این خصوص وجود دارد، به کاربر خود حق انتخاب دهید و این مسئله در بازاریابی محتوا برای شما تاثیر مثبت بسیار زیادی خواهد داشت.04- 5 ترفند مخفی که تنها حرفه ای های Gmail باید بدانندتشویق کاربران به استفاده از محتوایی که شما تولید می کنید دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد. در واقع با این مقاله می توانید کاربران خود را با برخی از موارد مخفی و جذابی که در سرویس Gmail وجود دارد آشنا خواهید ساخت و در نهایت می توانید علاوه بر این که محتوای مفیدی را برای کاربران تولید می کنید، میزان ترافیک سایت خود را افزایش دهید. این مسئله به شما کمک می کند تا بتوانید عملکرد بسیار بهتری را داشته باشید. در واقع تولید این دسته از مقاله های آموزشی به رشد وب سایت شما کمک خواهد کرد.05- آموزش سریع جستجو در دسته اصلی صندوق ورودی Gmailسرویس Gmail بیشترین تعداد کاربران را در میان سرویس های ایمیل در سراسر دنیا دارد و شما می توانید با تولید محتوا آموزشی در این خصوص به نوعی کاربران را تشویق کنید که وارد وب سایت شما شوند و در زمینه این سرویس ها بیشتر اطلاعات کسب کنند. بسیاری برای اولین بار برای این که بتوانند از خدمات موبایل اندروید خود استفاده کنند از سرویس Gmail استفاده کردند ولی با توجه به میزان عملکرد بسیار بالا در این سرویس Google امروزه بسیاری از این سرویس برای ارتباط و ارسال ایمیل به دیگران نیز استفاده می کنند.بریم بخونیم :  پست مهمان چیست ؟06- آموزش سازماندهی صندوق ورودی از روی برچسب های رنگی در Gmailآموزش ترفندهای مربوط به Gmail می تواند بسیار جذاب باشد و در واقع شما می توانید ارتباط و تعامل بیشتری با تولید محتوا در این خصوص با کاربران داشته باشید. این ترفند در واقع به افرادی که وقت زیادی برای چک کردن ایمیل های خود ندارند کمک می کند تا بتوانند اطلاعات مربوطه را کسب کنند و از این روی می توان گفت که این مقاله می تواند برای بیشتر افراد جامعه کمکی باشد تا سریع تر ایمیل های خود را چک کنند.07- آموزش تبدیل پاورپوینت معمولی به استاندارد برای ارائه در 30 دقیقهتبدیل پاورپوینت های قدیمی به پاورپوینت جدید برای ارائه می تواند یکی از بهترین گزینه های پیش روی شما برای تولید محتوا باشد. در واقع پاورپوینت 3 در 4 را می توانید به صورت 9 در 16 نمایش دهید که در واقع تبدیل محتوای قدیمی به جدید است و شما می توانید یک راهنمای ساده که شامل 5 مرحله باشد را داشته باشید و در نهایت در وقت شما صرفه جویی خواهد شد تا بتوانید محتوای خود را تولید کنید.08- نحوه تبدیل کاست و CD قدیمی به فایل های جدیدتولید محتوا آموزشی و کاربردی که در زمینه نحوه تبدیل محتوای قدیمی کاست و CD به محتوای جدید است می تواند یکی از جذاب ترین مثال های تولید محتوا و مقاله نویسی به شمار رود و شما در این خصوص باید به کاربران خود توضیح دهید که چطور می توانند این تبدیل را بدون هزینه یا با کمترین هزینه انجام دهند. به خصوص برای کسانی که محتوای قدیمی دارند این محتوا می تواند بسیار مفید واقع شود و در واقع یکی از بهترین ایده های تولید محتوا به شمار می رود.09- آموزش های مربوط به الکساالکسا یک دستگاه هوش مصنوعی است که می تواند به زندگی ساده تر شما کمک کند و در واقع بسیاری از دانشجویان با استفاده از این تجهیزات می توانند بهینه تر آموزش ببینند. در واقع باید بدانید که آموزش الکسا می تواند یکی از بهترین گزینه های پیش روی شما برای تولید محتوا باشد چرا که ارائه این دستگاه روز به روز در حال افزایش است و در عین حال بسیاری از افراد به دنبال محتوای آموزشی در این خصوص می باشند و شما می توانید در این خصوص دست به محتوا نویسی بزنید.10- آموزش های کاربردی مادام العمربشر همواره باید در حال یادگیری باشد و تولید محتوا در خصوص نکاتی در زمینه زندگی بهتر می تواند گزینه ای بسیار مناسب برای سایت شما باشد و در جذب بیشتر مخاطب دارای کاربرد بسیار زیادی می باشد. پس توصیه می شود که حتما در این خصوص فعالیت داشته باشید و مقاله نویسی را آغاز کنید. این آموزش ها می تواند متناسب با موضوع سایت شما باشد و شما می توانید با تولید محتوا در این زمینه ها به صورت آموزشی کاربران بیشتری را جذب کنید.بریم بخونیم :  جریان محتوا چیست؟انواع تولید محتوا برای برندسازیتولید محتوا زیر مجموعه بسیار گسترده‌ای دارد و برای به روز ماندن در این حرفه، باید مرتباً تحقیق و مطالعه خود را ادامه دهید. تولید محتوا انواع مختلفی دارد که با توجه به هدف خود باید آن‌ها را اولویت بندی کرده و از همه یا چند مورد از آن‌ها استفاده کنید. برای برند سازی نیز انواع مختلف محتوا وجود دارد که در این بخش می‌خواهیم به برخی از مهم‌ترین و رایج‌ترین آن‌ها اشاره کنیم:تولید محتوای متنیتولید محتوای متنی یکی از رایج‌ترین انواع تولید محتوا به حساب می‌آید که پایه و مبنای تولید محتواست. تولید محتوای متنی اصول و قوانین خاص خود را دارد که بایستی حتماً رعایت شود وگرنه مخاطب در هنگام مطالعه آن سردرگم شده و ممکن است متن محتوای شما حوصله او را سر ببرد. به طور کلی تعداد کلمات استفاده شده در محتوا، ترتیب بخش‌ها، عنوان و… همگی باید از اصول محتوا نویسی تبعیت کنند. برای شناساندن برند معمولاً از این نوع محتوا کمتر استفاده می‌شود؛ زیرا در برند سازی بیشتر باید حافظه بصری مشتریان را تحت تاثیر قرار دهید؛ اما در مواردی هم که نیاز است اللخصوص برای محتواهای سایتی، این نوع محتوا می‌تواند بسیار کارآمد باشد.تولید محتوای ویدیوئی، تصویری و صوتیاین نوع تولید محتوا یعنی تولید محتوای ویدیوئی، تصویری و یا صوتی، برای برند سازی می‌تواند گزینه خوبی باشد. امروزه به دلیل اینکه بسیاری از افراد وقت کافی برای خواندن متن‌های طولانی را ندارند، تماشای یک ویدئوی مهیج و یا حتی گوش دادن به یک پادکست (محتوای صوتی) می‌تواند برای آن‌ها خوشایند باشد و این یعنی شما در شناساندن برند خود به آن‌ها موفق شده‌اید. محتوای ویدیوئی، تصویری و یا صوتی مزیت دیگری هم که دارد این است که ارتباط نزدیک‌تری بین شما و مشتریانتان برقرار می‌کند و این یعنی تحت تاثیر قرار دادن احساسات مشتری و جلب اعتماد او. این دقیقا همان چیزی است که برای برند سازی به آن نیاز دارید.ابر محتوامگاپست یا به اصطلاح ابر محتوا، نوعی از محتواست که به صورت ترکیبی انواع محتواهای گفته شده در قسمت قبل را شامل می‌شود. همان‌طور که از اسمش پیداست درواقع ابر محتوا بایستی چند برابر یک محتوای معمولی، تأثیرگذار باشد. معمولاً این نوع محتوا برای سازمان‌های نوپا و تازه تاسیس شده پیشنهاد می‌شود که می‌خواهند وارد دنیای رقابت شوند و باید چند قدم از رقبا جلوتر باشند. ابر محتوا ممکن است برای همه مجموعه‌ها ایده آل یا ضروری نباشد، اما با اطمینان می‌توان گفت که یک تاکتیک بازاریابی محتوایی بسیار موثر است. شما نیز با توجه به نیاز خود برای برند سازی حتماً نیاز به تولید محتوا در این نوع خواهید داشت.بریم بخونیم :  چرا تولید محتوا کنیم ؟شرح محصولتولید محتوای کاربردی بر مبنای شرح محصول، می‌تواند از هر نوع محتوای گفته شده استفاده کند؛ اما فقط یک هدف دارد و آن هم انتقال اطلاعات به افراد در مورد محصولات، خدمات و شرکت و درنهایت هویت برند به مشتری است. تولید محتوا بر اساس شرح محصول، مزایای زیادی می‌تواند برای برند شما داشته باشد از جمله این مزایا می‌توان به ایجاد آگاهی بیشتر در مشتری، جلب اعتماد با ارائه اطلاعات صحیح، ایجاد فضای مناسب جهت بررسی محصولات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ایجاد مشتریان وفادار و… اشاره کرد.رپورتاژ آگهیرپورتاژ آگهی، یکی از راه‌های کسب درآمد از طریق تبلیغات می‌باشد. رپورتاژ آگهی می‌تواند از نوع محتوای متنی، تصویری و یا ویدیوئی باشد که نکات کلیدی و نقطه قوت یک کسب و کار را به صورت تبلیغات نمایش می‌دهد. در رپورتاژ آگهی مخاطب را در یک مسیر مشخص همراهی می‌کنید تا به سمتی که می‌خواهید هدایت شوند و اتفاقی که می‌خواهید رقم بخورد. درواقع در یک رپورتاژ آگهی، مخاطب در ابتدا متوجه نمی‌شود که این یک محتوای تبلیغاتی است و همانند تبلیغات‌های مستقیمی که روزانه بارها با آن مواجه شده و بی تفاوت از کنارشان عبور می‌کند، نیست و این یک دلیل جذابیت رپورتاژ نسبت به تبلیغ مستقیم است.لزوم تولید محتوادر دنیای کنونی و با پیشرفت تکنولوژی و استفاده مستمر مردم از دنیای دیجیتال، بستری برای عرضه و معرفی محصولات در فضای مجازی و حقیقی ایجاد شده است و لازمه آشنایی و استفاده از این محصولات در گرو معرفی مناسب آن برای مخاطب می باشد. امروزه سفارش تولید محتوا برای معرفی خدمات و محصولات مختلف در زمان بسیار کوتاهی امکان پذیر هست، اما باید بررسی شود که آیا محتوای تولید شده دارای کیفیت لازم برای رسیدن به اهداف تعیین شده را داراست یا خیر؟ برای پلتفرم های مختلف انواع متفاوت محتوا را می توان تولید کرد و می تواند یکی از مورد بحث ترین موراد مربوط به تولید محتوا باشد.تولید محتوا از این جهت لازم و ضروری هست که باعث شناخته شدن برند شما به سراسر دنیا می شود. تولید محتوا در اینستاگرام از مهم ترین موارد تولید محتوا است.جذب مخاطب از طریق تولید محتوا یک امر اجتناب ناپذیر هست و این کار صرفا با شناساندن محصول و برند شما به مخاطب میسر می باشد. از طرفی معرفی محصولات و خدمات کسب و کار شما به مخاطب، افزایش فروش و افزایش بازدید و اعتماد مشتری به محصولات و خدمات شما می شود. از طریق تولید محتوا می توانید بازار های جدیدی را برای کسب و کارتان بیابید و فروش خود را گسترده تر نمایید.بریم بخونیم :  کلمات کلیدی دم دراز چیست ؟راز و رمز یک محتوا نویس موفقنویسنده محتوا شخصی هست که در مورد موضوع درخواستی مطلبی را می نویسد. شاید در ظاهر امر محتوا نویسی کار بسیار آسانی به نظر برسد اما در باطن این طور نیست. محتوا نویسی موفق خواهد بود که واقعا محتوایی تولید نماید که بتواند تاثیر بالایی را بر مخاطب داشته باشد و آن را جذب نماید. از ویژگی های یک محتوا نویس خوب می توان به موارد زیر اشاره کرد:مطالعه زیاداز اصلی ترین و مهم ترین ویژگی های یک نویسنده خوب این است که مطالعه زیادی در مورد موضوعات مختلف داشته باشد و آثار نویسندگان بزرگ دیگر را خوانده باشد. شما با مطالعه هست که با تجربیات نویسندگان دیگر آشنا می شوید و از نوشته های آن های الهام می گیرید تا نوشته خوبی را بنویسید. علاوه بر این دایره لغات خود را گسترده تر می نمایید و درک بهتری از موضوعی که می خواهید در مورد آن بنویسید پیدا می کنید و می توانید بهتر و گیرا تر مطلب بنویسید.شناخت مخاطبمحتوای خوب محتوایی هست که با مخاطب ارتباط برقرار کند و نیاز های خوانندگان را درک نموده و توانایی برطرف کردن آن ها را داشته باشد. قبل از نوشتن مطلب باید تصویر از مخاطب داشته باشید تا بتوانید مطلب در مورد همان مخاطب بنویسید. بدون شناخت مخاطب اگر محتوایی نوشته شود مانند پرتاب کردن تیری بدون هدف خواهد بود.شناختن رده سنی مخاطب یکی از راهکار های شناخت مخاطب هست. مطمئنا شما وقتی مطلبی را برای گروه سنی 4 تا 10 سال می نویسید باید روحیات و خصوصیات این گروه سنی را ملاک قرار دهید و نمی توان همین مطلب را برای رده سنی 25سال نیز استفاده کرد. از طرفی طرز نوشتار شما در خصوص یک نامه برای رئیس شرکتتان متفاوت از نوشتار شما برای خانوادتان هست.نگارش بصورت واضح و شفافنویسنده زمانی می تواند مطلب قابل فهم و شفافی بنویسد که ابتدا برای خودش شفاف باشد و کاملا آن را درک کرده باشد و بداند که محتوایی که می خواهد بنویسد چه پیامی را باید منتقل نماید. هر چقدر این مطلب و هدف محتوا و اطلاعات در مورد مخاطب زیاد تر باشد محتوا نیز قابل لمس تر خواهد بود و راحت تر در ذهن مخاطب جای می گیرد. یک نویسنده خوب می تواند پیچیده ترین موضوعات را با استفاده از کلمات مناسب و انتخاب تصاویر و اصطلاحات بجا به خوبی برای مخاطب قابل فهم نماید.منحصر به فرد باشدهمانطور که کارت ملی هر شخصی مختص خودش است، هر محتوایی هم که نویسنده محتوا منتشر می نماید باید مختص خودش باشد و کپی محتوا های دیگر نباشد. وقتی شما محتوای منحصر بفردی می نویسید یعنی هم به کار خودتان و هم به قانون کپی رایت احترام گذاشته اید و هم این که قوانین سئو را رعایت کرده اید. چون درصورت تشخیص محتوای تکراری گوگل آن را حذف می نماید. محتوای جدید و منحصربفرد نوشتن واقعا سخت است اما می توان با رعایت اصول بازنویسی محتواهای قبلی را بازنویسی کرد.بریم بخونیم :  شاخص‌های کلیدی عملکرد بازاریابی محتوایی چیست ؟آشنا به وردپرس و سئویک نویسنده موفق و خوب علاوه بر این که باید مهارت نویسندگی داشته باشد باید با عملکرد سئو و وردپرس نیز آشنایی داشته باشد. محتوایی که نویسنده تولید می نماید بر روی فضای مجازی منتشر می شود. سئو باعث دیده شدن محتوا می شود. یک نویسنده خوب با قوانین سئو آشنا هست و کلید واژه هایی که حداکثر ترافیک را به وبسایت شما هدایت می نماید و همچنین مرتبط با موضوع محتوای شما هست را می شناسد و از آن ها در محتوای خود استفاده می کند.محقق و پژوهشگر خوبی باشدیک نویسنده خوب باید محقق خوبی نیز باشد و قبل از شروع به نوشتار باید اطلاعات، دیدگاه ها و نظریات و آمار مربوط به موضوع را دربیاورد و در محتوای خود به کار ببرد. محتوا وقتی خوب هست و مخاطب را جذب می کند که واقعی و با اطلاعات درست نوشته شده باشد. نویسنده با تحقیق و پژوهش در مورد موضوع مورد نظر خود باید اطلاعات کافی در این زمینه را بدست بیاورد تا بتواند از آن در محتوای خود استفاده نماید. نویسنده خوب چگونگی تحقیق کردن را بلد هست و میداند که چطور به منابع اصلی و موثق دست یابد تا از این طریق بتواند محتوای خوب و شگفت انگیزی را تولید نماید.داستان سرای خوب بودنبرای اینکه محتوا ارائه شده خسته کننده و پیچیده نباشد باید طوری نوشته شود که با خلق سناریو و کاراکتر داستان سرایی شده و مخاطب را جذب نماید. نویسنده محتوایی موفق است که این مهارت را داشته باشد و داستان سرای خوبی باشد تا بتوان در مورد موضوعات مختلف داستان سرایی کرده و مخاطب را جذب نماید تا محتوا هم از حالت خسته کننده دربیاید و خواننده را سرگرم نماید و هم به هدف اصلی بازاریابی که ایجاد هویت برای برند و کسب اعتماد مخاطب است دست یابد.این ها از مهم ترین ویژگی های یک محتوا نویس خوب هست. از ویژگی های دیگر می توان به نگارش به صورت واضح و شفاف، داشتن روحیه مشارکت وهمکاری، تسلط کامل بر دستور زبان و واژگان و تسلط بر اصول خواندن و غیره اشاره کرد.مهم ترین ویژگی محتوای تاثیرگذاردر دنیای امروز محتواهای زیادی در کسب و کارهای مختلف تولید می شوند، اما صرفا تولید محتوا اهمیت ندارد باید محتوا به گونه ای باشد که بتواند مطرح شود و مورد توجه قرار گیرد. محتوای خوب و تاثیر گذار ویژگی هایی دارد که اگر رعایت شوند به بهترین شکل می توانند بازخورد داشته باشند:محتوای خوب زمانی تاثیرگذار هست که به طور کلی نوشته نشود و مخاطب خاص خود را داشته باشد. محتوا باید مشخص باشد که برای کدام رده سنی نوشته می شود. جامعه هدف آن چیست؟ و مخاطب چه هدفی را دنبال می کند، چه نیاز هایی دارد تا بتواند در راستای آن محتوا نیاز ها برطرف شوند و پاسخگوی مخاطب باشد.محتوا زمانی خوب است که برای موتورهای جست و جو و شبکه های اجتماعی بهینه سازی شده باشد. هدف از تولید محتوا این است که در صدر رتبه گوگل باشد و این زمانی اتفاق می افتد که محتوا بهینه سازی شده باشد یعنی عبارات کلیدی در محتوا به درستی استفاده شوند تا در هنگام جست و جو از طرف مخاطب محتوای شما به راحتی پیدا شود.محتوای خوب مثمرثمر و ارزشمند هست و مخاطب از آن استفاده می نماید. محتوا زمانی خوب هست که برای مخاطب ارزشمند باشد و بتواند سودی برای مخاطب داشته باشد تا مخاطب با مطالعه آن به اطلاعات بیشتری برسد.محتوای خوب ساختار مناسب دارد و خسته کننده نیست. محتوا باید ساده و قابل فهم باشد، اصول نگارشی در آن رعایت شود و مختصر و مفید نوشته شده باشد.محتوای خوب باید مخاطب را به مشتری تبدیل نماید. بعد از اتمام محتوا باید مخاطب بتواند به مراحل بعدی راه یابد و بعنوان مشتری از خدمات استفاده نماید.محتوای تاثیرگذار باید آموزنده نیز باشد و بتواند اطلاعات مخاطب را زیاد کند. محتوای خوب دارای آمار و ارقام و نمودار ها و موارد آموزشی است.بریم بخونیم :  تقویم محتوایی چیست؟چگونه با تولید محتوا برندسازی کنیم؟برای اینکه بتوانید برند خود را از طریق تولید محتوا محبوب و معروف کنید، رعایت یکسری از نکات مهم حائز اهمیت است. درواقع کاری که شما باید انجام دهید بازاریابی محتوایی است که با رعایت استراتژی‌های صحیح و اصولی به تولید یک محتوای ناب و هدف گذاری شده منجر می‌شود که دقیقه به رفع نیاز مشتری کمک می‌کند و این همان چیزی است که شما برای آن تلاش می‌کنید و در نهایت، این پروسه به سودآوری خواهد رسید. اگر محتوایی در جهت برند سازی تولید می‌شود، باید تمرکز بر هویت برند داشته باشد و این کار به دلیل تداعی کردن اسم برند در ذهن مشتری برای طولانی مدت انجام می‌شود. حال ببینیم با رعایت چه پارامترهایی می‌توان به این هدف نزدیک‌تر شد.شناسایی بازار هدفشناختن بازار هدف نه تنها برای تولید محتوا بلکه برای تمامی اقداماتی که قرار است در جهت بازاریابی انجام شود، یک امر مهم و ضروری است. شما باید بدانید مشتریان محصولات شما چه قشری از افراد را در جامعه تشکیل می‌دهند، جنسیت آن‌ها، سن و سال آن‌ها، فرهنگ و ارزش‌های جامعه آن‌ها و… تا بدانید تولید چه نوع محتواهایی می‌تواند بیشترین تاثیر را بر آن‌ها بگذارد. سپس با توجه به آن برنامه‌ریزی‌های خود را انجام دهید. مطمئن باشید که حتی اگر شما بیشترین هزینه و وقت را نیز بگذارید، بدون شناخت بازار هدف به موفقیت نخواهید رسید.شناسایی نیاز مشتریدومین مرحله بعد از شناخت بازار هدف، شناسایی نیاز مشتری است. در مرحله قبل شما تا حدودی توانستید افراد مختلف را از هم دیگر متمایز کنید. در این مرحله بایستی ببینید افراد متمایز شده به چه چیزی نیاز دارند تا بر حسب آن تولید محتوا کنید. برای مثال اگر شما در حوزه چاپ مقاله فعالیت دارید، با استناد بر نیاز مشتری، باید تشخیص دهید که فرضاً او نیاز دارد تا در ابتدا با راه و روش مقاله نویسی آشنا شود و سپس از پروسه چاپ مقاله آگاهی یابد.حال باید بر اساس همین نیازها محتوایی سئو شده و با کیفیت بالا را تولید و به مشتریان عرضه کنید. بعد از اینکه زمان‌بندی برای تولید محتوا به درستی و در حد مطلوبی تکمیل شود، مشتریان به واسطه همین محتوای تولید شده از خدمات و محصولات شما استفاده خواهند کرد. علاوه بر این با استفاده از همین محتوای تولید شده می‌توان میزان فروش و استفاده از خدمات را بالا برده و حتی از همین محتوای آموزش تولید شده درآمد زایی کرد.بریم بخونیم :  جریان محتوا چیست؟مشخص کردن تیم تولید محتوابا مشخص کردن دو مرحله قبل، حال وقت آن رسیده است که تیم تولید محتوای خود را تشکیل دهید و سرمایه گذاری خود را شروع کنید. اگر خودتان در این حوزه متخصص هستید اما بودجه کافی ندارید، می‌توانید تمامی مراحل تولید محتوا را خودتان انجام دهید؛ اما این کار نیز برای شما می‌تواند زمان بر باشد؛ اما با تشکیل یک گروه حرفه‌ای و متخصص با حوزه کسب و کار شما، این زمان می‌تواند به حداقل برسد و برعکس سودآوری طولانی مدتی داشته باشد.تولید محتوای نابدر خصوص تولید یک محتوای اصولی، کتاب‌ها و مقالات بسیار زیادی وجود دارد که می‌توانید مطالعه کرده و سپس با همسو کردن آن موارد با تحقیقات خود، محتوایی ناب بسازید. دقت داشته باشید محتواهای خود را از برندهای رقیب صرفاً کپی پیست نکنید.مشتری می‌خواهد با خواندن محتواهای شما اطلاعات جدیدی کسب کند. شما الگوهای رفتاری مشتریان خود را در مرحله قبل شناسایی کرده‌اید و می‌دانید که برای مثال محتوای ویدیوئی بیشتر تأثیرگذار خواهد بود یا محتوای متنی. در هنگام تولید محتوا به فکر فروش و کسب درآمد نباشید، بلکه در ابتدا خود را در جایگاه مشتری قرار دهید و ببینید اگر جای او بودید چه می‌خواستید بدانید و سپس اقدام به خرید کنید. مطمئن باشید اگر مرحله شناخت را در مشتری ایجاد کنید و اعتماد او را جلب کنید، مرحله فروش کار چندان سختی به شمار نخواهد آمد.استفاده از کمپین های تبلیغاتیزمانی که شما در این مرحله قرار گرفتید و احساس کردید با تولید محتوای خود، در حالت راکد قرارگرفته‌اید، باید کمی تنوع در کار خود ایجاد کنید. شبکه‌های اجتماعی برای این کار بهترین گزینه هستند. شما می‌توانید برای مثال در مناسبت‌های مختلف، کالاها و خدمات خود را در قالب هدیه برای افرادی که از نظر مشتریان شما تاثیرگذار و محبوب هستند ارسال کنید تا آن‌ها شما را معرفی و توصیه کنند. همچنین می‌توانید با ایده‌های خلاقانه و جذاب کمپین‌های تبلیغاتی را به کمک شبکه‌های اجتماعی ایجاد کنید تا بتوانید مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار دهید.برای پیشرفت برند، باید چه نوع محتواهایی کار کرد؟تا به اینجای کار احتمالاً متوجه شده‌اید که جهت پیشرفت برند خود شما درواقع بازاریابی محتوا انجام می‌دهید و جهت نیل به اهدافی که در بخش قبل توضیح داده شد، شما باید از طریق آزمون و خطا، انواع محتواها را تولید و انتشار دهید تا در نهایت دریابید که کدام‌یک از انواع محتواهای تولید شده بازخورد بیشتری برای کسب و کار شما دارد. از انواع تولید محتواهایی که برای پیشرفت برند خود می‌توانید استفاده کنید در این بخش برایتان آورده شده است:بریم بخونیم :  ابزارهای تولید محتوای آموزشی کدام است ؟تولید محتوای ویدیوئیاگرچه تولید محتوای ویدیوئی نسبت به سایر انواع تولید محتواها کار سخت و زمان بری است؛ اما امروزه با توجه به اینکه اکثر افراد وقت کافی برای خواندن متن‌های طولانی ندارند، تماشای یک ویدیوی جالب را همیشه ترجیح می‌دهند. اگر شما بتوانید ویرایش این ویدیوها را به خوبی انجام دهید و یک محتوای باکیفیت بسازید، مطمئن باشید نتیجه عالی آن را در ظرف مدت زمان کمتری مشاهده خواهید کرد. همچنین اگر شما می‌خواهید محصول خود را معرفی کنید، تولید محتوای ویدیوئی می‌تواند گزینه بسیار مناسبی برای ارائه معایب و مزایای محصول شما باشد.تولید محتوای رضایت مشتریان/ نظرسنجییک تولید محتوای ارزان اما نتیجه بخش بی شک می‌تواند تولید محتوا بر اساس رضایت مشتریان و یا نظرسنجی از آن‌ها باشد. برای خرید یک محصول و یا استفاده از خدمات یک مجموعه، مشتریان همیشه دوست دارند نظرات کسانی را که قبلاً تجربه داشته‌اند را بدانند. بر همین اساس شما می‌توانید به راحتی با مشتریان قدیمی خود ارتباط برقرار کرده از آن‌ها نظرسنجی کنید، رضایت آن‌ها را در قالب فایل صوتی، متنی و یا ویدیوئی به عنوان محتوا ارائه دهید.پست وبلاگعلیرغم پیشرفت رسانه‌های مجازی مانند اینستاگرام، تلگرام، یوتیوب و… هنوز هم قدرتمندترین پلتفرم برای جستجوی یک محصول و یا خدمات مشخص، گوگل پرچم‌دار است. برای اینکه بتوانید رتبه سایت خود را در گوگل افزایش دهید، نیاز به ساخت پست وبلاگ دارید. پست‌های وبلاگی به شما کمک می‌کنند ترافیک سایتتان را افزایش دهید، آگاهی بخشی کنید، اعتبارتان را بیشتر کرده، مشتریان بالقوه را به مشتریان بالفعل تبدیل کنید و نهایتاً برند خود را ارتقا دهید. پست وبلاگ اگر به طرز اصولی تهیه شود، مزایای زیادی می‌تواند برای کسب و کار شما داشته باشد؛ از جمله ساخت کلمات کلیدی، لینک‌های درونی، اطلاع رسانی بیشتر در خصوص کسب و کارتان بدون داشتن محدودیت‌های خاص و…اینفلوئنسر مارکتینگاینفلوئنسر مارکتینگ یکی از زیرمجموعه‌های ارتباطات بازاریابی یا Marketing Communications است. در این شیوه، کسب و کارها می‌کوشند افرادی را بیابند که بر تصمیم و رفتار مشتریانشان تأثیر می‌گذارند. سپس به کمک آن‌ها اطلاعات محصول خود یا هر نوع پیام دیگر را که می‌تواند منجر به رفتارهای مطلوب (مثلاً‌ خرید محصول یا ترویج یک رفتار فرهنگی) شود برای مخاطبان واقعی خود ارسال می‌کنند. این روش از تولید محتوا ممکن است برای شما کمی هزینه زیادی داشته باشد؛ اما اگر انتخاب درستی داشته باشید، می‌تواند در کوتاه‌مدت نتایج بسیار مطلوبی برای شما به همراه داشته باشد.تولید محتوای مسابقه‌ایتولید محتوای مسابقه‌ای یک راه جذاب برای شناساندن محصولات خود به مشتریان و پیشرفت برند شما می‌باشد. درواقع شما در این راه با برگزاری یک مسابقه نه تنها مشتریان خود را به چالش می‌کشید بلکه باعث می‌شوید تا آن‌ها با دعوت از دوستان و آشنایان خود برای مسابقه، به افزایش مشتری نیز منجر می‌شوید. همچنین این تولید محتوا بستری مناسب برای شما در جهت یافتن علایق و ترجیحات مشتریان و همچنین جمعیت شناسی آن‌ها نیز فراهم کند.بریم بخونیم :  سفر مشتری چیست ؟خلاصه نمونه تولید محتوا چیست؟حال که تا به اینجای کار با انواع محتوا در نمونه تولید محتوا چیست؟ آشنا شدید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ بهتر است با اصول مهمی که شما را تبدیل به یک محتوا نویس موفق خواهد کرد نیز آشنا شوید. به یاد داشته باشید شما اگر بهترین محتوا را هم بسیارید اما اصول محتوا نویسی را در آن رعایت نکنید نخواهید توانست با رقیبان خود در این عرصه رقابت کنید. در این بخش به چند مورد از مهم‌ترین اصول محتوا نویسی که به موفقیت بیشتر شما کمک می‌کنند اشاره می‌کنیم:داشتن اطلاعات کافی از برند خود و مخاطب های آنشناخت رقیبان و نیازهای مشتریان خود در حوزه برند شمابه روز کردن اطلاعات خود و آشنایی با آخرین تغییرات در حوزه محتوا نویسیتوانایی طراحی عکس و ویدئو و یا همکاری با فردی که در این حوزه مسلط باشد 📷نمونهتولیدمحتواچیست؟ برچسب ها: بازاریابی اینترنتی تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ سئو کسب و کار اینترنتی وب مسترینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2024 14:15:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا تولید محتوا کنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-qrbzjz2czb61</link>
                <description>چرا تولید محتوا کنیم ؟ تولید محتوا یکی از اساسی‌ترین عوامل موفقیت در دنیای دیجیتال است. با تولید محتوا می‌توانیم نیازها و مشکلات مخاطبان را حل کنیم، آن‌ها را آگاه سازیم و باعث ارتباط و تعامل بیشتر با مخاطبان شویم. تولید محتوا همچنین به ما کمک می‌کند تا به عنوان یک خبرنگار اجتماعی فعالیت کنیم و نظرات، دیدگاه‌ها و اطلاعات جدید را با دیگران در میان بگذاریم. همچنین، تولید محتوا می‌تواند به افزایش ترافیک و بازدید وبسایتمان کمک کند و در نهایت به رشد و توسعه کسب و کارمان نیز کمک می‌کند.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]چرا محتوای با ارزش تولید کنیم ؟شاید افرادی که تازه وارد حرفه تولید محتوا شده‌اند دنبال جواب مناسبی برای سوال چرا تولید محتوا کنیم ؟ باشند و مطمئنا در موتور جستجوی گوگل یا هر موتور جستجوی دیگر شروع به جستجو می‌کنند. می‌خواهیم بحث را از همینجا شروع کنیم. تنها چهار میلیارد جستجو در روز توسط گوگل انجام می‌شود. وقتی شما در نوار جستجو سوال خود را وارد می‌کنید لینک‌هایی در نتایج جستجو به شما نمایش داده می‌شود، این همان محتوا است.چرا تولید محتوا کنیم ؟بریم بخونیم : نوشتن پست مهمان چگونه است ؟محتوا بخش عمده‌ای از زندگی روزمره ما را به خود اختصاص داده است. ما با استفاده از محتوا می‌توانیم به جواب سوالات خود برسیم، آموزش ببینیم، خواسته‌ای که داریم را برآورد کنیم و بسیاری موارد دیگر. از دید یک صاحب کسب و کار، محتوا به آن‌ها امکان جذب مشتری را می‌دهد و به آن‌ها چشم اندازهای جدیدی برای توسعه کسب و کار و سایت‌شان می‌دهد و درنهایت درآمد شرکت‌شان را افزایش می‌یابد.استراتژی و هدف محتوای خود را شناسایی کنیدبدون برنامه‌ریزی و ایجاد یک استراتژی، بازاریابی تولید محتوا نکنید چون در غیراین‌ صورت شما در معرض خطر از دست دادن کاربران‌تان قرار می‌گیرید. برای پاسخ به این سوال که چگونه تولید محتوا کنیم، شما باید همه چیز را در مورد برند و نحوه تولید یک محتوای تبلیغاتی و درنهایت نحوه بازنویسی آن بدانید.مانند یک کمپین بازاریابی سنتی، استراتژی محتوای شما باید روی اهداف بازاریابی‌تان تمرکز داشته باشد. اهداف شما می‌تواند جذب بازدیدکنندگان یک سایت باشد. هنگامی که شما هدف‌تان را تعیین کردید شروع به تولید یک محتوا می‌کنید که باید با هدف شما سازگاری داشته باشد تا به شما کمک کند تا به نتیجه دلخواهتان برسید.به طور کلی اهداف خود را مشخص کنید و بعد محتوا ایجاد کنید.مخاطبان محتوای خود را بشناسید و به آن‌ها گوش بدهیددر ادامه مبحث چرا تولید محتوا کنیم ؟، ابتدا باید بدانید با چه کسی صحبت می‌کنید؟ چگونه می‌خواهید با آن‌ها صحبت کنید و در کجا می‌توانید این مخاطبان را پیدا کنید؟ کلیدِ تولید یک محتوای موفقیت‌آمیز این است که خواننده احساس کند که شما به طور مستقیم با او صحبت می‌کنید و تنها راه رسیدن به این هدف این است که با بازدیدکنندگان، مشتریان و مصرف کنندگان خود ارتباط برقرار کنید، شما باید آن‌ها را مانند دوستان قدیمی خود فرض کنید.شما باید از موانع، ترس‌ها و چالش‌های آن‌ها مطلع شوید تا بهتر بتوانید به نیازشان پاسخ دهید. به طور مثال فکر کنید که سردرد دارید، احتمالا اولین کاری که می‌کنید این است که سعی می‌کنید علت درد را پیدا کنید. شاید دچار کمبود ویتامین شده‌اید یا که بیمار شده‌اید… این تشخیص است که به شما کمک می‌کند راه‌حل بهتر را برای خود انتخاب کنید، مثلا آب می‌خورید یا که دارو مصرف می‌کنید یا استراحت می‌کنید.تبدیل بازدیدکننده به خریدارشما باید بدانید که یک بازدیدکننده، یک مسیر را طی می‌کند تا به یک خریدار تبدیل شود. این مسیر شامل آگاهی، انتخاب و تصمیم‌ گیری است. محتوای شما باید این چشم‌اندازها را به کاربر بدهد، بنابراین در هر مرحله روی محتوای خود تجدید نظر کنید. محتوای شما باید به حدی کامل باشد که هر بازدید‌ کننده‌ای احساس کند که اطلاعات مرتبطی که می‌خواسته را دریافت کرده است و دیگر نیازی به جستجوی مجدد ندارد.هدف از انتشار محتوا برقراری ارتباط با مخاطب و آشنایی او با محصولات شماست. حال محصول شما ممکنه کالا، خدمات و یا محتوای آموزشی و  حتی خبری باشد، فرقی نمیکند.پس در صورتی خواننده جذب مطلب شما خواهد شد که تمایل شما به برقراری ارتباط را از محتوا درک کند. برقراری ارتباط یک نیاز طبیعی است. خواننده در صورتی به خواندن ادامه محتوا مشتاق خواهد بود که به او ارزش افزوده ای داده باشید و او را محترم شمرده و به نیازش پاسخ داده باشید.محتوای خود را چندین بار بررسی کنیدفقط به این دلیل که تا به حال استراتژی محتوای مشخصی نداشته‌اید به این معنا نیست که محتوای شما در حال حاضر به درد نمی خورد. شما می‌توانید محتوا را بررسی کنید و آن را متناسب با یک طرح سازماندهی کنید و یک محتوای جدید خلق کنید. این فرآیند می‌تواند شامل بازنویسی متن باشد یا پر کردن شکاف‌هایی که وجود دارد تا محتوایی جذاب و متناسب با کارتان را خلق کنید.محتوا را با ساختاری مناسب بنویسیددر این مرحله شما باید باز هم مخاطب را در نظر داشته باشید. مخاطب‌تان چه نوع محتوایی می‌خواهد؟ مقاله،تصویر یا ویدئو؟ اسلایدشو یا کتاب الکترونیکی؟ روزنامه یا پادکست؟ ذهن شما باید خلاق باشد و بتواند راحت‌ترین شیوه استفاده از محتوا را پیدا کند. شما باید بسته به کانالی که می‌خواهید محتوا را در آن منتشر کنید فرمت محتوا را برای خود انتخاب کنید. برای مثال محتواهای متنی برای کانال اینستاگرام زیاد جالب نیست و شما باید بیشتر روی عکس و ویدئو وقت بگذارید.بریم بخونیم : استراتژی ساخت برند چیست ؟برای تولید محتوا وقت کافی اختصاص دهیداین که چگونه محتوای خوب تولید کنیم نکته‌ای بسیار مهم است. مهم ترین چیزی که شما باید به عنوان تولید کننده محتوا، یا کسی که می‌خواهید محتوا سفارش دهید بدانید این است که نوشتن محتوای خوب چیزی است که شما به عنوان نویسنده آن را انتخاب می‌کنید. برای این کار دو راه در پیش دارید. همچنین نکات مهمی را در رابطه با تولید محتوا چیست؟ بدانید. راه اول این است که برای تولید محتوا وقت کافی اختصاص دهید و محتوایی تولید کنید که ارزش و اعتبار کافی داشته باشید. اما راه دوم این است که زمان بیشتری صرف کنید و با دقت به جزئیات توجه کرده و محتوایی بنویسید که کاملاً بی نقص بوده و خواننده را مجذوب خود نماید.محتوای خوب در چگونه تولید محتوا کنیم ؟زمانی که به عنوان تولید کننده محتوا، به دنبال تولید محتوای خوب می باشید، باید چندین نکته را رعایت کنید. و اگر اینکه شما هم بسیار با این سوال رو به رو می شوید که محتوای خوب چه ویژگی هایی دارد. فراموش نکنید اگر قصد دارید به عنوان تولید کننده محتوا در این حوزه فعالیت داشته باشید، همیشه باید محتواهای خوب و عالی را تولید کنید تا بتوانید نظر همه را به خود جلب کنید و در این حوزه فعالیت مستمر داشته باشید و موفق باشید.چرا تولید محتوا کنیم ؟خوب گوش کنید در چگونه تولید محتوا کنیم ؟شاید بگویید که ما به عنوان تولید کننده محتوا با گوش کردن چگونه محتوای خوب تولید کنیم؟ زمانی که از شما خواسته می‌شود که در رابطه با یک موضوع خاص یک محتوا تولید کنید، می‌بایست بسیار با دقت به خواسته های کارفرما یا شخصی که سفارش تولید محتوا (Content production order) را می‌دهد، گوش کنید. باید کاملا آگاه باشید که چه نوع محتوایی را از شما درخواست دارند. هدف کارفرما از تولید محتوا به وسیله شما چیست. شما باید در رابطه با محتوایی که قصد دارید تولید کنید،موضوع آن باید برای شما باید کالا شفاف و روشن باشد. برای اینکه بتوانید یک محتوای خوب تولید کنید، باید اگر در رابطه با موضوع مورد نظر هرگونه سوال یا ابهامی که دارید را به طور شفاف بیان کنید و پاسخ مناسب را دریافت کنید. این مسئله بسیار مهم می‌باشد که محتوای تولید شده توسط شما، همانگونه که کارفرما انتظار داشته است، باشد. در بسیاری از مواقع شاهد این مسئله هستیم که بعد از اینکه کار تولید محتوا صورت می‌گیرد و به کارفرما تحویل داده می‌شود.محتوای تولید شده با آنچه که کارفرما در نظر داشته مغایرت داشته است. در این مواقع یا همکاری ها قطع می شود و یا اینکه دو مرتبه شما می بایست محتوایی مناسب نظر کارفرما تولید کنید.همیشه روی ایجاد عناوین قوی تمرکز کنیداین که چگونه محتوای خوب تولید کنیم تا حد زیادی به انتخاب عنوان و موضوع هم بستگی دارد. برای تولید محتوای خوب، انتخاب عنوان قوی و انتخاب موضوع بسیار مهم است. همیشه  برای ایجاد عنوان مناسب و قوی وقت کافی بگذارید.در انتخاب موضوع برای تولید محتوا هم می‌توانید از کارفرما بپرسید. عنوان خوب باعث خواهد شد که توجه خوانندگان و مخاطبان سایت به متن شما جلب شود. به عبارتی شما می‌توانید با یک عنوان قوی مخاطبان بیشتری را به سمت مطلب مورد نظر هدایت کرده و در نهایت اگر قصد فروش محصول یا معرفی برند خود را دارید به این هدف دست خواهید یافت.به ظواهر توجه کنید در چگونه تولید محتوا کنیم ؟اگرچه می‌گویند که یک کتاب را بر اساس جلد آن انتخاب نکنید، اما در مورد اینترنت و رسانه های اجتماعی این موضوع فرق می‌کند. زیرا ما فضا و زمان کافی برای جلب توجه کاربران و مخاطبان با طیف وسیعی از سلیقه ها را نداریم و در سایت‌ها یا در صفحات اجتماعی اگر عنوان خسته کننده یا بی ربطی را انتخاب کنیم به احتمال خیلی زیاد، کاربران از کلیک کردن بر روی عنوان محتوا صرف نظر کرده و به سراغ مطالب دیگری خواهند رفت.بریم بخونیم : استراتژی چیست؟انتخاب عنوان در چگونه تولید محتوا کنیم ؟انتخاب عنوان مناسب برای متن می‌تواند موضوع هوشمندانه‌ای باشد. زیرا عنوان محتوای شما در مکان های مختلفی قابل مشاهده خواهد بود. قبل از شروع ایجاد یک محتوا، انتخاب عنوان مناسب و عنوانی که بتوان برای موتورهای جستجو بهینه سازی کرد و همچنین مورد پسند کاربر باشد باید به عنوان اولویت اصلی تولید محتوای خوب در نظر گرفته شود. به خصوص در شبکه های اجتماعی وRSS ها و همچنین اشتراک های ایمیل این موضوع ارجحیت بالاتری خواهد داشت.در رابطه با موضوع تحقیق کنیدلازم نیست که شما برای تولید یک محتوا خوب در همه زمینه‌ها و حوزه ها سر رشته داشته باشید. اگر شما در یک حوزه حتی اطلاعات کمی داشته باشید، قطعا می‌توانید یک محتوای خوب تولید کنید، اما تنها یک شرط برای این کار وجود دارد و آن این مسئله می‌باشد، که شما به خوبی در رابطه با آن موضوع تحقیق کنید.توانایی تحقیق و بررسی را داشته باشیدامکان ندارد شما بخواهید در رابطه با موضوعی محتوا خوب تولید کنید و در اینترنت در آن زمینه محتوایی وجود نداشته باشد. بنابراین این مسئله بسیار مهم می باشد که شما توانایی تحقیق و بررسی را داشته باشید. قطعا یکی از ویژگی‌های افرادی که محتوا خوب تولید می‌کنند، توانایی آنها در تحقیق می‌باشد.به دلیل اینکه بسیار غیرمعمول می باشد که شخصی در همه حوزه ها و یا چندین موضوع توانایی این را داشته باشد که اطلاعات کامل و دقیقی را داشته باشد. اما نکته ای که در رابطه با تحقیق باید آن را مد نظر داشته باشید. استفاده از منابع دست اول و محتواهای مناسب و درست می باشد. شما به عنوان یک تولید کننده محتوا قطعا توانایی تشخیص محتواها را دارید. و می‌توانید یک محتوا خوب را از یک محتوا بد متمایز کنید.تکراری و کپی نکنید در چگونه تولید محتوا کنیم ؟در قسمت بالای مقاله چرا تولید محتوا کنیم ؟ در این رابطه صحبت کردیم که درباره موضوع مورد نظر خود تحقیق کنید، و از منابع دست اول بهره بگیرید. اما این بدین معنی نخواهد بود که شما آنچه که مطالعه کردید را کاملا منتقل کنید. یک تولید کننده محتوا، برای اینکه بتواند یک محتوا خوب تولید کند، از تمامی منابع موجود بهره می گیرد، نکته ها و ویژگی هایی خاص در مورد آن موضوع را جدا می کند.محتواهایی را که مطالعه کرده و بررسی کرده است، تجزیه و تحلیل و بررسی می کند، نکات مثبت را استفاده می کند، نکات منفی هر محتوا را شناسایی می کند و از آنها استفاده نمی کند، سپس محتوا را با توجه به مطالعات و بررسی هایی که انجام داده است، با بیان و نظرات خود و به همراه ویژگی هایی که به آن اضافه می کند، یک محتوا خوب تولید می کند.هیچ کس نمی خواهد یک مقاله کسل کننده بخواند.مانند صحبت کردن با یک دوست با مخاطب صحبت کنید.  برای اینکه بدانید چگونه یک محتوای خوب تولید کنیم؟ باید بدانید مردم بیشتر به اطلاعاتی که توسط یک دوست ارسال شده جذب می شوند تا اطلاعاتی که توسط یک فرد خشک و رسمی ارائه شده باشد. پس لطافت را چاشنی محتوا های خود کنید! حس امنیت وفاداری و اعتماد را به مخاطب بدهید. او در ابتدای مواجه شدن با سایت یا شبکه مجازی شما اول قصد آشنایی با شما را دارد! پس چه بهتر که تبدیل به یک دوست خوب شوید!کاملاً لازم است که محتوا بتواند توجه مردم را جلب کند!محتوا را باید با یک کلمه یا عبارتی شروع کنید که در نگاه اول چشم  مخاطب به سمت آن می ورد. عنوانی که توجه مردم را جلب می کند و خط به خط آن محتوا را دنبال می کنند. برای اینکه بدانیم چگونه یک محتوای خوب تولید کنیم توجه به این نکته مهم است که طوری محتوا را پیش ببرید که مخاطب را شوکه کنند یا به اندازه ای جدید و نوین باشد که مخاطب جذب محتوای شود.بریم بخونیم : کلمات کلیدی سئو چیست ؟محتوا جذاب تولید کنید در چگونه تولید محتوا کنیم؟از تمامی روش‌هایی که باعث می‌شوند محتوا شما جذاب شوند، بهره کامل را بگیرید. یک تولید کننده محتوا می‌بایست در همه محتواهایی که تولید می کند، اگر قصد دارد محتوا خوب تولید کند، می بایست خلاقیت خود را در آنها استفاده کند.هیچ فرقی ندارد شما از چه شیوه ای برای تولید محتوا استفاده می کنید. مقاله می نویسید یا محتواهای ویدئویی تولید می‌کنید و یا حتی اگر کتاب‌های صوتی و یا پادکست تولید می‌کنید. همه محتواهای شما باید جذاب باشد و عنصر خلاقیت در همه آنها دیده شود. هر شخصی در هر پلتفرمی که به دنبال محتوا می‌باشد، به دنبال محتواهایی است که تکراری نباشد، نیاز او را برطرف کند، جذاب باشد. احساس رضایت داشته باشد. به این معنی که پس از اینکه از محتوا بهره برد، احساس نکند که زمان خود را بیهوده سپری کرده است.انتخاب تصاویر پس زمینه برای تولید محتواانتخاب تصاویر پس زمینه برای تولید محتوا از دیگر نکاتی است که باعث می‌شود محتوای تولید شده شما محتوای کامل و خوبی از آب در آید. چگونه محتوای خوب تولید کنیم اگر به انتخاب تصاویر پس زمینه برای تولید محتوا که مناسب محتوا باشد توجه نکنیم؟ این نکته بسیار مهم است. همواره سعی کنید تصاویری را انتخاب کنید که علاوه بر کیفیت بالا با موضوع و عنوان مورد نظر شما مطابقت داشته باشد.انتخاب تصویر درست و مناسبانتخاب تصویر درست و مناسب به متن و محتوای شما روح می بخشد. اگر تصویری که انتخاب می‌کنید تصویر جذاب و مرتبطی باشد سبب خواهد شد که خواننده مطلب شما سر ذوق بیاید. تصاویر مناسب همچنین می توانند به درک موضوع محتوا کمک کنند. البته در انتخاب تصاویر دقت کنید که طرح و لوگو سایت یا برند بر روی تصاویر هک نشده باشد. به عبارتی رعایت قانون کپی رایت در مورد تصاویر هم بسیار مهم است.به ۳ سوال مهم پاسخ دهید!به منظور موفقیت در اینکه چرا تولید محتوا کنیم ؟  و جلب توجه مخاطبان در میان این هزاران اطلاعاتی که به آنها داده می شود، باید بتوانید محتوایی مناسب با نیاز مخاطبان ایجاد کنید. برای انجام این کار باید سه سوال مهم پاسخ داده شود:چرا باید به این محتوا توجه کنم ؟مخاطب تا دلیلی داشته باشد برای دنبال کردن مطالب و محتواهای شما در این مسیر همراه شماست. در اینکه چگونه یک محتوای خوب تولید کنید به این نکته توجه داشته باشید که مخاطب از محتوای شما خسته یا کسل نشود!چه چیزهایی را باید بدانم؟وقتی یک سوال برای مخاطب پیش می آید دنبال این است که پاسخ سوال شما در صفحه سایت شما دیده شود. محتوایی با کیفیت بدون کم وزیاد.  صریح و بدون پیچیدگی به سوال او باید پاسخ داده شود.چگونه می توانم این کار را انجام دهم؟مردم می‌خواهند در زندگی خود تغییر ایجاد کنند! پس طوری محتوا برای او خلق کنید که بتواند از آن‌ها به شکل کاربردی تری در زندگی خود استفاده کند.چرا تولید محتوا کنیم ؟ پاسخ دادن به این سه سوال را درست در ابتدای محتوایتان، شروع کنید. این کار توجه مردم را جلب می­‌کند و آنها را درگیر محتوا می­‌کند؛ زیرا آنها حس می‌­کنند مطالب ارزشمندی در محتوای شما وجود دارد.امروزه استفاده از محتوای آموزشی در سایت ها رشد بسیار بالای داشته است. همچنین کسب و کار ها و سایت هایی که محصول و یا خدماتی را به مشتریان خود عرضه می کنند از محتوای آموزشی استفاده می کنند. در این بین تولید محتوای آموزشی نیز در بین مخاطبان و کاربران سایت ها رشد بسیار بالایی پیدا کرده استچگونه محتوای خوب تولید کنیم که آموزشی باشد؟قصد داریم در این بخش از چرا تولید محتوا کنیم ؟ به این موضوع بپردازیم که چگونه محتوای خوب تولید کنیم که از نظر آموزشی از سطح علمی بالایی برخوردار باشد. چه محتوایی تولید کنیم که بهتر مطالب مورد نظر را به دیگران یاد دهیم.بریم بخونیم : پرسونا کسب و کار چیست ؟تولید محتوای خوب مستلزم این است که از یک سری از اصول و قوانین خاص که در نوشتن این گونه محتوا مهم است پیروی کنیم. محتوایی که قرار است به صورت آموزشی ارائه شود باید با دقت و ظرافت بیشتری نوشته شود. در تولید این گونه محتوا همواره سعی کنید محتوای دست اول و تازه بنویسید. از کپی کاری و ایجاد متن های خسته کننده خود داری کنید. محتوای آموزشی را بر اساس مخاطبان هدف تولید نمایید. در انتخاب عکس پس زمینه برای تولید محتوای آموزشی وسواس بیشتری به خرج دهید.ویژگی های محتوا خوب در چگونه تولید محتوا کنیم ؟ما در این مقاله  چرا تولید محتوا کنیم ؟ در رابطه با ویژگی های یک محتوا خوب (Good content) صحبت کردیم. همچنین ما بررسی کردیم که با توجه به چه نکاتی و چگونه محتوای خوب تولید کنیم . گفتیم که اگر یک تولید کننده محتوا به دنبال تولید محتوا خوب می‌باشد، می‌بایست نکاتی را رعایت کند، اگر بخواهیم نکات را به صورت خلاصه بیان کنیم می‌توانیم به این موارد اشاره کنیم که محتوا خوب باید جذاب باشد، خلاقانه باشد، یکتا و یگانه باشد، کپی محتواهای دیگر نباشد.این که چگونه محتوای خوب تولید کنیم بسیار مهم است. تولید کننده محتوا در رابطه با موضوعی که درباره آن محتوا تولید می‌کند، احاطه کامل داشته باشد. و در آخر اینکه مخاطب را در نظر بگیرد و نیازهای مخاطب را به وسیله محتوا برطرف کند.چگونه می توانیم تولید محتوای با ارزش ایجاد کنیم؟حتما میدانید که وقتی یک گلوله برفی را در برف غلط میدهید بزرگ و بزرگتر میشود. تولید محتوای با ارزش برای وبسایت هم همین شباهت را دارد.وقتی شما محتوای یا ارزشی ایجاد کنید که مخاطب را جذب کند، به صورت اتوماتیک بر ترافیک مخاطبان شما افزوده خواهد شد. تولید محتوا شامل یک فرآیند است و شما برای تکمیل این فرآیند و رسیدن به محتوای رضایت‌بخش باید همانند همان گوله برفی باشید.موارد زیر را یک به یک پیش ببرید و تا حدودی به جواب این سوال که چرا تولید محتوا کنیم ؟خواهید رسید:در حوزه‌ای که تولید محتوا می‌کنید تحقیقات داشته باشیدشما احتمالا در مورد موضوعی که می‌خواهید در مورد آن بنویسید ایده‌هایی دارید، شما علاوه‌بر داشتن ایده باید در مورد کلمات کلیدی، میزان جستجوی یک کلمه کلیدی خاص (‌KEYWORDRESEARCH) جستجو کنید و مطمئن شوید که تولید محتوا در مورد این ایده مناسب است یا خیر. یک روش خوب برای تحقیق در مورد کلمات کلیدی این است که سوالات را بر اساس موانع و اهدافتان بنویسید و در مورد میزان جستجوی این کلمات تحقیق کنید.برای این که شما به رتبه بندی خوبی در موتورهای جستجو برسید باید یک کتابخانه بسیار بزرگ از محتوا را داشته باشید که ارزشمند باشد و این به معنای تولید محتوای با کیفیت است.شما می‌توانید از ابزارهای تحقیق کلمات کلیدی مانند SEMRush یا Moz Keyword Explorer استفاده کنید. کلمه کلیدی خود را در موتور جستجو تایپ کنید و از مطالب پر طرفدار مطلع شوید. بخش جستجوهای مرتبط را در صفحات نتایج موتور جستجو بررسی کنید.به ایده اولیه محتوا خود پر و بال بدهیدحالا که کلمات کلیدی را مشخص کرده‌اید وقت آن است که در مورد ایده‌های محتوایی فکر کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که بهترین راه این است که محتوا را براساس موضوعات خوشه‌ای سازماندهی کنید. به این معنا که کلمه کلیدی اصلی را در سرخوشه قرار دهید و مطالب مرتبط با آن را در زیر خوشه‌ها قرار دهید.خوشه‌بندی موضوعات باعث می‌شود که ساده‌تر فکر کنید و یک ساختار برای دنبال کردن داشته باشید. شما می‌توانید برای ایده گرفتن کتاب بخوانید، سایت‌های رقیب را بررسی کنید یا جستجوهای بیشتری را انجام دهید.تا شروع به نوشتن نکنید اتفاقی نخواهد افتاددر اینجا ما در مورد فرآیند نوشتن صحبت می‌کنیم اما یک محتوا تنها به متن ختم نمی‌شود و می‌تواند یک ویدئو یا گرافیک یا پادکست باشد. هرچه‌ که هستند، فرآیند ایجاد کاملا مشابه است. در هنگام نوشتن شما خود را به هیچ چیزی محدود نکنید، شما می‌توانید در متنی که می‌نویسید حتی از طنز استفاده کنید. عناوین، تیترها، توضیحات متا خود را بررسی کنید.بریم بخونیم : استراتژی بازاریابی محتوا چیست ؟مطلبی که نوشته‌اید را یک دور بخوانید و خود را جای مخاطب بگذارید و ببینید متوجه می‌شوید که چه نوشته‌اید؟ محتوای منحصر به فرد ایجاد کنید و از کپی کردن مطالب پرهیز کنید، برای خود یک سبک منحصر به فرد ایجاد کنید. به خودتان اطمینان داشته باشید، سعی نکنید از واژه های قلمبه سلمبه ای که کاربر از آن سر در نمیاورد استفاده کنید، مختصر و واضح بنویسید و از نوشتن متن های گیج کننده جلوگیری کنید.حتما ، حتما محتوای تولیدی خود را ویرایش کنیدمحتوایی که تولید کرده‌اید را مرور کنید. شما ممکن است دچار اشتباه تایپی شده باشید یا دستور زبان و قواعد نگارشی را به خوبی رعایت نکرده باشید. برای فضاهای خالی، فاصله‌های اضافی جستجو کنید.در حین آپلود محتوا دقت کنیدوقتی که محتوای شما ایجاد شد شما باید آن را در جایی آپلود کنید که افراد به آن دسترسی داشته باشند. شاید کارفرمای شما یک سایت وردپرسی یا جوملا یا پرستاشاپ یا … داشته باشد. شما باید توانایی کار با این سیستم‌های مدیریت محتوا را داشته باشید. یا اگر قرار است از محتوای خود در بازاریابی ایمیلی استفاده کنید آن را به درستی در ایمیلی که می‌خواهید ارسال کنید قرار دهید.روان نویسی در تولید محتوا فراموش نشودیک از اصول اصلی که در نگارش تولید محتوا باید رعایت کنید روان نویسی است. باید مطلبی را تولید که حضم آن برای مخاطب عادی ساده و جذاب باشد. همه مخاطبان شما خوانندگان قهاری نیستند که وقتی شما از کلمات قلبمه سلمبه استفاده می‌کنید متوجه شوند .اگر مخاطب، خواندن مطلب شما برایش سخت باشد خواندن را نصفه کار رها می‌کند و به سراغ سایت‌های دیگر میرود.زمان انتشار منظمی برای تولید محتوا تعیین کنید (برنامه محتوایی)انتشار کار سختی نیست و تنها به کلیک کردن یک دکمه نیاز دارد. شما می‌توانید بلافاصله بعد از آپلود محتوایی که تولید کرده‌اید را منتشر کنید یا آن را به صورت پیش‌نویش نگه دارید و در یک روز بخصوص منتشر کنید. چیزی که مهم است و حتما باید در نظر داشته باشید این است که پست‌های مناسبتی را به موقع منتشر کنید. مثالا پستی که در مورد شب یلدا است برای ایام عید نوروز کاربردی ندارد و مسلما طرفداری هم نخواهد داشت.۹ نکته کلیدی در چرا تولید محتوا کنیم ؟۱- اولین جمله، نیروی محرکه‌ای برای خواندن محتوای شما است.قانون اینرسی در مطالعه نیز صادق است. هر چه مخاطب بیشتر می‌خواند، از تمایل و نیرویش برای خواندن ادامه مطلب کاسته می‌شود. دوست دارد که به انتهای مطلب برسد و مطالعه را تمام کند.اما مخاطبی که جذب مطلب شده باشد، به راحتی آن را رها نمی‌کند و تا انتها پیش می‌رود. جمله اول همان نیرویی است که خواننده را تا آخر محتوا می‌رساند؛ هرچه قوی‌تر باشد، اثرگذاری بیشتری خواهد داشت.ویژگی‌های انتخاب ماهرانه برای جمله ابتداییلزومی ندارد که جمله اولیه شما دقیقاً با عنوان و یا موضوع مطلبی که می‌خواهید در ادامه به آن بپردازید در ارتباط باشد. بیشتر از هر چیز باید هدفتان جلب توجه و انگیزه مخاطب به خواندن محتوا باشد. سه ویژگی زیر، ویژگی‌هایی است که استفاده از آن‌ها در جملات ابتدایی مؤثر است.مختصر نویسیاگر به متن‌های نگارنده‌های حرفه‌ای نگاهی بیندازید، خواهید دید که جملات ابتدایی را معمولاً کوتاه انتخاب می‌کنند. حتی گاهی از عبارت کوتاهی به‌جای جمله استفاده می‌کنند و یا با استفاده از یک جمله تکمیل‌نشده، خواننده را به خواندن جملات بعدی دعوت می‌کنند.گفت‌وگوشروع متن با بیان مکالمه بین دو نفر و یا به‌صورت گفت‌وگوی مستقیم با خواننده می‌تواند به گیرایی محتوای شما اضافه کند. حس ارتباط و صمیمیت را منتقل کند و یا خواننده را در فضای احساسی جدیدی وارد کند.جملات مبهم و یا سؤال‌برانگیزاگر جملات ابتدایی شما دربرگیرنده سؤال باشد و یا ابهامی در جمله وجود داشته باشد، احتمال اینکه خواننده به خواندن ادامه مطلب ترغیب شود، بیشتر خواهد بود.بریم بخونیم : تولید محتوا برای تدریس چگونه است ؟۲-  نگارش پاراگراف اول، تأثیرگذارترین قسمت محتوا، را با دقت انجام دهید.در پاراگراف ابتدایی نوشته‌هایی که بیشتر اهداف آموزشی دارند، سعی کنید مخاطب را در جریان کلیت موضوع مورد بحث در آن متن قرار دهید. در نگارش این سبک مطالب، ضمن حفظ جذابیت و بیان اهمیت محتوا، باید چارچوب خوبی برای نوشتار خود ارائه دهید، تا خواننده بداند در ادامه با چه موضوعاتی روبه‌رو خواهد شدالبته در نوشته‌هایی که جنبه بازاریابی محتوا در آن‌ها پررنگ‌تر است، نکته بالا همیشه صادق نیست. ولی آنچه لازم است انجام دهید، این است که فضای محتوای خود را به سمت موضوع اصلی هدایت کنید تا خواننده سردرگم نشود و بداند کلیت موضوع چیست.۳-  با برقراری ارتباط فردی با خواننده، به جذابیت متن خود اضافه کنید.برای برقراری ارتباط مؤثر با خواننده، فردی را به‌عنوان خواننده نوعی در ذهن خود در نظر بگیرید. به این فکر کنید که این فرد احتمالاً چه شغلی دارد و چندساله است؟ در نظر گرفتن همه این نکات به شما در نگارش مناسب کمک می‌کند.چند نکته تجربی که بهتر است در نوشتار مکالمه‌ای به آن توجه کنید:از قرار دادن فضای سفید در نوشتار غافل نشوید.این کار ضمن خسته نکردن ذهن خواننده، به توجه او به مطلب اضافه می‌کند. ضمن رعایت اختصار در نوشتن محتوا که قبلاً به آن اشاره کردیم، گاهی سعی کنید جمله جدید را از سر سطر شروع کنید.از کلمات ساده استفاده کنید.فراموش نکنید که هدف، جلب مخاطب برای مطالعه کامل محتوا است. قرار نیست دایره لغات خود را به رخ دیگران بکشید.خواننده ر ا با ضمیر دوم‌شخص خطاب کنید.این روش، توجه بیشتر شما را به خواننده نشان می‌دهد و باعث می‌شود مخاطبانتان به خواندن نوشتار شما ترغیب شوند.برای ایجاد هماهنگی ذهنی مخاطب (harmonizing) با محتوا نکات زیر را در نظر بگیرید:دقت: در مطلب خود از آمار و ارقام و یا قوانین اثبات‌شده استفاده کنید.جذابیت: مثل یک داستان جذاب و چالشی که مخاطب را با خود همراه می‌کند و مخاطب را تا انتهای داستان همراه خود می‌برد، محتوا تولید کنید.۴- با برانگیختن کنجکاوی، خواننده را به مطالعه تا انتها دعوت کنید.با ایجاد سؤال برای خواننده و برانگیختن حس کنجکاوی او می‌توانید او را تا انتهای متن مشتاق نگه دارید. اگر چاشنی کنجکاوی را به محتوای خود اضافه نکنید، خواننده کمی بعد از شروع متن، هیجان خود را از دست می‌دهد و خواندن محتوا را رها می‌کند. شما می‌توانید از تئوری “دانه کنجکاوی” در این زمینه استفاده کنید.کاربرد این تئوری به این صورت است که در انتهای هر تعداد از پاراگراف‌های متن، یک جمله کوتاه قرار دهید. آن جمله باید حاوی دلیلی برای خواندن پاراگراف بعد باشد. این جملات کوتاه می‌توانند مشابه جملات زیر باشد:توضیح می‌دهم!اما دلایل بسیاری وجود دارد!بالاخره به قسمت هیجان‌انگیز ماجرا رسیدیم.اما این پایان راه ما نبود.ولی ما شکست را نپذیرفتیم.۵- در بیان نوشته‌هایتان یک سیر منطقی در پیش بگیرید.خود را جای خواننده بگذارید و ببینید با مطالعه این محتوا چه سؤال‌هایی ممکن است برایتان پیش آید. سعی کنید پاسخ به آن سؤال‌ها را نیز به متن خود اضافه کنید. مخصوصاً برای معرفی محصولات و خدمات، این نکته بسیار تعیین‌کننده است. مهم است که بتوانید سؤالات احتمالی را پیش‌بینی کنید و یا اطلاعاتی از مشتری در این رابطه تهیه کنید و جواب‌های حساب‌شده و دقیق و کامل را، در محتوای خود بگنجانید. به یاد داشته باشید که محتوایی جذاب است که همیشه یک قدم از ذهن خواننده جلوتر باشد.۶- در تولید محتوا از اعداد استفاده کنید.بنا به پژوهشی که در مدرسه کسب‌وکار استنفورد انجام شد، استفاده از اعداد مخصوصاً در عنوان بسیار مؤثر است. بهتر است به‌جای نوشتن اعداد به فارسی از نمایش عدد به‌صورت ریاضی استفاده کنید. همچنین آمارها نشان می‌دهند که هر چه عدد به‌کاررفته در عنوان بیشتر باشد، نرخ کلیک بیشتر می‌شود.۷- محتوای متنی کمیاب بنویسید.در تیم تاکیپی متشکل از جمعی از نویسندگان محتوا و کپی رایترهای خوب، تحقیقاتی درباره اینکه چه پست‌هایی در شبکه‌های اجتماعی بیشترین طرفدار و نشر مجدد را دارد، انجام شد. نتیجه این تحقیق نشان داد که استفاده از کلمات منفی مخصوصاً در عنوان محتوا، توجه مخاطبان بیشتری را جلب می‌کند. جمله “۱۰ کار که در تابستان نباید انجام دهید!” نمونه‌ای ساده است که این ترفند را نشان می‌دهد.بریم بخونیم : آموزش رایگان کپی رایتینگ چگونه است؟۸- محتوای تعجب‌آمیز تولید کنید!تفکر خارج از چارچوب می‌تواند محتوای شما را به اثری خارق‌العاده تبدیل کند. این روش ضمن جلب‌توجه مخاطب، او را به دنبال کردن مطلب ترغیب می‌کند. بر اساس تحقیقات پژوهشگران در زمینه‌های روانشناسی، تأثیر محتوا یا هر چیز پیش‌بینی‌نشده به‌مراتب بیشتر از چیزهایی است که برایمان قابل پیش‌بینی است. بنابراین از قدرت شگفت‌زده کردن مخاطب استفاده کنید. فراموش نکنید حتی اگر نظر مخاطب، این باشد که به موضوع شما علاقه‌مند نیست و یا موضوع دیگری را بیشتر دوست دارد، تحقیقات نشان می‌دهد که خارق‌العاده نویسی توجه او را به نوشته شما بیشتر از نوشته عادی با موضوع موردعلاقه‌اش جلب خواهد کرد.۹- در ویرایش متن را مختصر کنید و منظور خود را در کلمات کمتری بگنجانید.ویرایش جزء مراحل مهم کپی‌رایتینگ است. کپی‌رایترهای ماهر زمان زیادی را صرف ویرایش متن‌های خود می‌کنند. بارها آن را می‌خوانند و تغییر می‌دهند. سعی می‌کنند که دقیقاً همان منظورها را در جملات کوتاه‌تر بیان کنند. خیلی مواقع اکثر نکاتی که گفتیم در تولید یک محتوا محقق نمی‌شود و درواقع با ویرایش مکرر آن است که می‌توانید این ویژگی‌ها را به متنتان اضافه کنید.۲ راهکار مختصر نویسی در چگونه تولید محتوا کنیم ؟ترکیب جملاتخیلی اوقات می‌توان کلمات چند جمله را با حفظ چند کلمه کلیدی که منظور را منتقل می‌کند ترکیب کرد. حذف افعال به قرینه نیز مؤثر است.حذف کلمات تکراری و یا هم‌معنیتکرار معانی ذهن خواننده را خسته می‌کند.ادی شیلر، ازجمله نگارنده‌های ماهر در زمینهٔ کپی‌رایتینگ ، در نوشته‌ای جذاب به معرفی خود پرداخته است. این نوشته نمونه خوبی است که در آن نکات بارز یک کپی‌رایتینگ خوب، مانند جملات کوتاه و استفاده بجا و خلاقانه از تصاویر و گیف ها و … را می‌توان دید.در ادامه چرا تولید محتوا کنیم ؟ بصورت مرحله به مرحله آموزش نحوه تولید محتوا  و نکاتی که برای تولید نیاز است رعایت شود را توضیح می‌دهیم:قسمت اول: محتوا را بشناسیماولین چیزی که با شنیدن نام محتوا به ذهن خطور می‌کند به احتمال زیاد تولید محتوا است. و اولین عبارتی که پس از شنیدن تولید محتوا در ذهن ما نقش می‌بندد تولید محتوا از نوع متن و نوشته است. آیا واقعاً همینطور است و محتوا صرفاً به تولید محتوا محدود می‌شود؟ پاسخ قطعا خیر است زیرا تولید محتوا یکی از بخش‌های بازاریابی محتوا است که با توجه به موضوع، لحن آن می‌تواند منجر به جذب مخاطب، جلب اعتماد او و در مراحل بالاتر می‌تواند ابزاری برای فروش و جلب اعتماد مشتریان محسوب شود.و اما سؤال بعدی این است: آیا تولید صرفاً به محتوای متنی ختم می‌شود؟پاسخ به این سؤال نیز قطعا خیر است زیرا محتوای متنی یکی از ۴قالب  اصلی تولید محتوا است و صوت، ویدئو و تصویر نیز دیگر قالب‌های تولید محتوا محسوب می‌شوند.حال وقت پرداختن به تعریف علمی محتوا است:اگر محتوا را: “ ارائه اطلاعات با یک هدف خاص به مخاطبان از طریق یک کانال و در یک فرم خاص”  تعریف کنیم پنج جزء اصلی این تعریف عبارتند از:اطلاعاتچه ایده‌هایی را منتشر می‌کنید؟ اطلاعات، ترکیبی از مهم‌ترین ایده‌هایی است که مخاطب باید آن‌ها را بداند. نیاز به دانستن جزئیات کلیدی (شواهد، توضیحات و نمونه‌ها) که از آن ایده‌ها پشتیبانی می‌کنند.هدفچرا این کار را انجام می‌دهید؟ می‌خواهید مخاطبان به چه چیزی فکر کنند؟ چه احساسی داشته باشند؟ چه کاری انجام دهند؟ محتوا زمانی بسیار موفق است که شما آن را برای رسیدن به یک هدف خاص طراحی کنید و با تمام منابع خود بر روی آن هدف خاص متمرکز شوید.مخاطببرای این محتوا مخاطب هدف شما چه کسی است؟ بسیاری از مواقع، کسب‌وکارها و برندها بدون شناخت نیاز مخاطب و توجه به او، محتوا تولید می‌کنند. افراد و مخاطبانی که می‌خواهید به آن‌ها دست یابید، دغدغه‌ها و سؤالات آن‌ها را شناسایی کنید.بریم بخونیم : برندینگ Branding چیست ؟کانالچگونه محتوا را به دست مخاطبان خود می‌رسانید؟ در شبکه‌های اجتماعی؟ وبلاگ خودتان یا وبلاگ‌های پربازدید؟ همه این‌ها بستگی حضور مخاطب شما دارد. اگر مخاطبانتان بیشتر در اینستاگرام حضور دارند، تمرکز اصلیتان باید روی اینستاگرام باشد، نه وبلاگ و نه سایر شبکه‌های اجتماعی.فرمچگونه روابط خود با مخاطب را در آخرین حالت نمایش می‌دهید؟ پس از انتخاب کانال‌ها، نوبت به نوع محتوا می‌‌رسد.. ویدئو، پست وبلاگ، مقاله یا پادکست؟ کدام‌یک؟ چگونه می‌توانید به بهترین نحو ممکن پیامتان را به گوش مخاطب برسانید؟قسمت دوم: چگونه شروع کنیمبیایید رو راست باشیم وقتی کلمه محتوا را می‌شنوید، مغزتان به چیزی جز نوشته و متن و طومار و کتاب و… فکر می‌کند؟ واقعا به گزارش فکر می‌کند؟ به پرسش‌نامه چطور؟ شاید باورپذیر نباشد ولی حقیقت دارد و محتوا قالب‌ها و فرمت‌های گوناگونی دارد همانطور که مثال زدم محتوا ممکن است یک گزارش باشد، ممکن است مسابقه فوتبال باشد، ممکن است موزیکی باشد که در حال گوش دادن به آن هستیم و از آن هم فراتر چیزی که به آن فکر می‌کنیم خود یک محتوا است. در این بخش با معرفی قالب‌های کلی محتوا  و قالبهایی که با آن میتوانید به تولید محتوای وب سایت خود بپردازید با ما همراه باشید.محتوای متنیدرتحقیقات جهانی انجام شده در حوزه محتوا و البته پژوهش‌هایی که ما در فرامحتوا انجام دادیم همواره محتوای متنی توانسته بیشترین اعتماد مخاطب را جلب کند. به همین دلیل است که مقالات پژوهشی در قالب نوشته منتشر می‌شوند. یا در بین مجموعه‌هایی که هم کتاب و هم فیلم آن‌ها موجود است، کتابشان بیشتر جنبه یادگیری و فیلم بیشتر جنبه سرگرمی را بخود می‌گیرد و به طور کلی نوشته حس اعتماد در ما برمی‌انگیزد.محتوای صوتیصوت و انواع جلوه‌های صوتی در بازاریابی محتوا می‌تواند تأثیر مضاعفی نسبت به قالب متنی داشته باشد و به همین دلیل در سال‌های طلایی رادیو بسیاری از محتواهای صوتی ازجمله کمدی، درام، کنسرت­های موسیقی کلاسیک، اخبار و گزارش‌های برای میلیون‌ها آمریکایی پخش‌شده است.محتوای ویدئوییاخیراً یکی از روندهای قابل‌توجه در رسانه‌های دیجیتال، تأکید بر تولید محتوای ویدئویی بوده است بسیاری در این زمینه معتقدند که تغییر رویه به استفاده از محتوای ویدئویی به دلیل تغییر عادات رسانه است و این مسئله که مردم کمتر به تمایل خواندن کلمات دارند در این تغییر رویه بی‌تأثیر نیست. امروزه مدیران بازاریابی محتوا به‌خوبی می‌دانند که با چارچوب‌های مشخص‌شده ، بهترین موضوع برای تولید محتواهای ویدئویی، تهیه فیلم‌های آموزشی و توضیحی، مصاحبه‌های مسئولان، فیلم‌های بدون تاریخ انقضا همچون تهیه غذا و … و ویدئوهای تبلیغاتی است.محتوای تصویریبازاریابی محتوا بصری امروزه یکی از پرطرفدارترین محتواهای بازاریابی دیجیتال است و استفاده روزافزون از رسانه‌های اجتماعی بصری مانند فیس‌بوک، توییتر، لینک دین، پینترنست، اینستاگرام و … موجب شده تا صاحبان کسب و کار و بازاریابان دیجیتال آنلاین از این نوع محتوا استفاده فراوانی برای رسیدن به اهداف خود داشته باشند.. از عوامل موفقیت محتواهای تصویری، این است که این نوع محتوا توجه‌ها را به خود جلب می‌کند و فرآیند تولید آن ساده‌تر بوده و یکنواختی محتواهای متنی را نیز ندارد. آمارها نشان می‌دهد که محتوای بصری ۹۳ درصد ارتباطات انسانی را تشکیل داده است.بازاریابی ویدیویی، آن چیزی نیست که چند سال پیش وجود داشت. امروز به ویژه برای شرکت‌هایی که قبلاً توانسته‌اند مخاطبان خود را جذب کنند، بسیار جدی‌تر و مؤثرتر شده است. تعداد زیادی از شرکت‌های کوچک برای دستیابی به اهداف خود، از بازاریابی محتوای ویدیویی استفاده می‌کنند تا از رقابت خارج نشوند.چرا فیلم؟ از آنجا که نتیجه‌بخش است و این کارایی تداوم دارد.اگر به اطراف خود نگاه کنید، خواهید فهمید که محتوای ویدیویی مانند گذشته استفاده نمی‌شود. یوتیوب به دومین موتور جستجوی بزرگ جهان تبدیل شده است.درست است، نه بینگ نه یاهو، بلکه یوتیوب جایی است که افراد بلافاصله بعد از گوگل برای جستجوی همه‌چیز سراغ آن می‌روند. آنها در جستجوی دستورالعمل‌ها، نسخه‌های نمایشی محصول، فیلم‌های مربوط به طرز کار و… هستند.بریم بخونیم : نمونه رپورتاژ اگهی چگونه است ؟در اینجا برخی از آمارهای ویدیویی دیگر، برای متقاعد کردن شما درباره قدرت ویدیوی موجود در وب آورده شده است:۸۲٪ از کاربران توییتر، محتوای ویدیویی را در سایت میکروبلاگینگ استفاده می‌کنند.۹۲٪ از بینندگان ویدیوهای تلفن همراه دوست دارند آنها را با افراد دیگر به اشتراک بگذارند.۸۷٪ از بازاریابان اینترنت برای دستیابی به اهداف تجاری خود، از محتوای ویدیویی استفاده می‌کنند.به بیان ساده این مطلب بدین معنی است که نباید به هیچ وجه بازاریابی محتوای ویدئویی را یک مزیت رقابتی منحصر به فرد برای خودتان بدانید.با گذشت زمان اکثر رقبای شما از این حربه استفاده خواهند کرد و در نتیجه این تاکتیک میبایست بخشی از استراتژی اصلی و روتین بازاریابی شما باشداگر می‌خواهید با تلاش‌های بازاریابی محتوا، موفقیت واقعی را بچشید، ارزش فیلم را نباید دست‌کم بگیرید.داستان‌گویی از طریق ویدیو در چگونه تولید محتوا کنیم ؟قبل از اینکه به نحوه استفاده از بازاریابی محتوای ویدیویی بپردازیم، مهم است که ابتدا بفهمید چه چیزی باعث کلیک ویدیو می‌شود.در حالی که دلایل زیادی وجود دارد که به ذهن خطور می‌کند، بزرگ‌ترین مورد این است که فیلم‌ها به شما اجازه می‌دهند داستان بگویید.داستان‌هایی که می‌توانید برای اتصال به مخاطب مورد نظرتان استفاده کنید. داستان‌هایی که بازاریاب می‌تواند از آن برای ایجاد برداشت‌های قدرتمند و روابط طولانی‌مدت استفاده کند. داستان‌هایی که به راحتی ارائه می‌شوند.بله، ویدیو این امکان را دارد که به چشم‌اندازها و مشتریان‌تان در درک شغل‌تان کمک کند و زمینه‌ای برای تبلیغات آینده ایجاد کند. اما این روشی شگفت‌انگیز برای پخش ایده‌هایتان با داستان‌های معنی‌دار نیز هست و این چیزی است که آن را بسیار هیجان‌انگیز می‌کند.شما به عنوان مصرف‌کننده به احتمال زیاد درگیر کدام‌یک هستید؟ ویدیویی که به نظر می‌رسد مانند قله فروش است یا روایتی که به شما ارزش محصول را می‌گوید؟مصرف‌کنندگان اکنون اگر احساس کنند زندگی‌شان پس از استفاده از آن تغییر می‌کند، بیشتر به برند گرایش پیدا می‌کنند. از نظر عاطفی با آنها در ارتباط باشید؛ این مهم است.همچنین، می‌توانید از ویدیو برای آزمایش محتوای جدید و جسورانه استفاده کنید تا مخاطبان خود را از نظر احساسی تحت تاثیر قرار دهید.از آنجا که فیلم‌ها ترکیبی از تصاویر، حرکت و صداها هستند، به شما امکان می‌دهند ارتباطات عمیق و معنادارتری با افراد برقرار کنید در حالی که برند خود را در بهترین حالت ممکن قرار می‌دهید.با این حال برای استفاده بیشتر از ویدیو و کسب موفقیت در تبلیغات ویدیویی، شرکت شما باید چگونگی استفاده از آن را به روش صحیح بداند و درک کند.قسمت سوم: در چه فرمتی بنوسیمنحوه تولید محتوا صرفاً به قالب‌های محتوا خلاصه نمی‌شود و پس از انتخاب قالب محتوا مرحله بعدی انتخاب فرمت محتوا است. بارها و بارها شاهد آن بودیم که سلیقه مشتریان تغییر کرده و به موجب آن تاکتیک‌های بازاریابی نیز دچار تحول شده‌اند. بنابراین بازاریابان باید دائما شیوه و اساس کار خود را تغییر دهند. قبل از پرداختن به نحوه تولید محتوا در هریک از فرمت‌های اشاره شده اجازه دهید با یک مثال تفاوت بین فرمت محتوا و قالب محتوا را بیان کنیم: محتوای ویدئویی یک قالب محتوا است، اما این ویدئو چه فرمتی خواهد داشت؟ گزارش؟ پخش زنده؟ یا موشن گرافیک؟ به هرکدام از موارد  گزارش، پخش زنده، موشن گرافیک و… یک فرمت محتوایی محسوب می‌شوند.حال وقت آن است که به معرفی برخی از رایج‌ترین فرمت‌های محتوایی در مقاله ای چرا تولید محتوا کنیم ؟بپردازیم:Article (مقاله)اغلب ما این مقالات را به وبلاگ یا مقالات وبلاگ می‌شناسیم که چندان بی‌ربط هم نیست و از بارزترین ویژگی‌های آن تعداد کلمات بین ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰کلمه آن، پرداختن به یک موضوع خاص و فاقد پیام تبلیغاتی بودن، است که از انواع رایج آن می‌توان مقالات چگونگی و چک لیستی اشاره کرد.ebook (کتاب الکترونیکی)حتمالا بسیار دیده‌اید که وب‌سایت‌ها کتاب‌هایی را به رایگان در اختیار شما قرار می‌دهند، البته رایگان رایگان که خیر! حداقل یک ایمیل ناقابل در ازای هر دانلود از شما خواهند گرفت. به این محتوا کتاب الکترونیکی می‌گویند و بیشتر جنبه آموزشی و کاربردی دارد. خلاصه بگویم باید محتوایی قرار دهید که از نظر مخاطب ارزش دانلود و دادن ایمیل داشته باشد. این نحوه تولید محتوا دو فایده اصلی برای وب‌سایت شما خواهد داشت: جمع‌آوری دیتابیس از مخاطبان، شناساندن برند خود به عنوان مرجع علمی نزد مخاطببریم بخونیم : نمونه رپورتاژ اگهی چگونه است ؟پادکستپادکست را می‌توان رادیوی شخصی شده نامید، به این صورت که این امکان را به فرد می‌دهد تا به محتوای صوتی مورد علاقه خود را در هر زمان که بخواهد گوش دهد. امروزه با توجه به اتلاف وقت افراد در وسایل نقلیه عمومی، پشت چراغ قرمز و… با تولید پادکست نه تنها  به وقت مردم احترام گذاشته بلکه می‌توانید اثربخشی خود را نیز افزایش دهید.موشن‌گرافیکموشن گرافیک آنچه را که معمولاً ثابت و بدون حرکت است، از طریق ترکیب انیمیشن و طراحی گرافیک به ویدیوی دیجیتال تبدیل می‌کند. سال‌ها این شیوه در فیلم‌های سینمایی و انیمیشن‌ها برای به حرکت در آوردن عناوین و پس‌زمینه‌ها و دیگر کاربرد‌ها استفاده می‌شد اما با پیشرفت بازاریابی ویدیو محور، کارکرد آن از حد فیلم‌های سینمایی و تلویزیون پا فراتر نهاد و به ابزاری پراهمیت و محبوب در ارائه محتوا تبدیل شد.نکته قابل توجه این است که بالغ بر ۴۰نوع فرمت محتوایی وجود دارد و ما در این مقاله به صورت انتخابی به ۴مورد از اثربخش‌ترین و پرکاربردترین آن‌ها پرداختیم.قسمت چهارم: چگونه مطلبمان را استاندرد کنیمتولید محتوا یکی از مهمترین عوامل رشد و بهبود رتبه وب‌سایت شما در موتور‌های جستجو بوده و به دیده شدن برند شما در صدر نتایج جستجو شده، کمک شایانی خواهد کرد. اما آیا حقیقتاً صرف آنکه محتوایی تولید کرده و آن را در سایت خود بارگزاری کنیم، مخاطب آن را خواهد دید، خواهد خواند؟گوگل بهترین ابزار برای رساندن پیام به گوش مخاطب خواهد بود و رسیدن به استانداردی که گوگل، محتوای شما را پیشنهاد دهد دقیقا تعریف بهینه‌ سازی برای موتورهای جستجو یا همان سئو است. در حقیقت محتوای سئو محور محتوایی هستند که متناسب با سلیقه و استانداردهای گوگل تولید شده و به نوعی پاسخی برای نیازها و سوالات مخاطبان شما را پوشش خواهد داد. البته برای سئو تنها نوشتن محتوای خوب کافی نیست و بخشی از آن به بیرون از سایت ما مربوط می‌شود که در این بخش سه مورد از رایج‌ترین استانداردهای سئوی درون وب‌سایت را به شما معرفی می‌کنیم و در مطالب بعدی روش‌های برای سئوی بیرون سایت معرفی خواهیم کرد:تگ عنوان Title-tagتگ عنوان، یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین عوامل برای سئو است. چرا اهمیت دارد؟ به این دلیل که به موتور جستجوگر و کاربران کمک می‌کند موضوع محتوای شما را تشخیص دهند. بنابراین کلمه‌ی کلیدی که می‌خواهید در رتبه‌بندی آن جایگاه مناسبی به دست آورید باید درون تگ عنوان باشد و حتی بهتر است تگ عنوان با آن آغاز می‌شد. براساس وب‌سایت Moz، تگ عنوان‌های با کلمات کلیدی در آغاز بهتر از تگ عنوان‌هایی که کلمات کلیدی را در پایان خود داشتند مفید بودند.توضیحات متا Meta-Descriptionتوضیحات متا، همچون یک دروازه بین موتور جستجوگر و مخاطبین شما عمل می‌کنند. اگر به‌خوبی تهیه شده باشند می‌توانند روی تعداد کلیک‌ها تأثیر بگذارند که یکی دیگر از نشانه‌های مثبت برای موتور جستجوگر است. فقط از استفاده نکردن توضیحات متای یکسان برای دو مطلب غیرهمسان در وب‌سایتتان اطمینان حاصل کنید. این موضوع می‌تواند باعث کاهش رتبه‌ی شما در موتور جستجوگر شود. موضوع دیگری که باید به آن توجه کنید آن است که حتما از کلیدواژه‌تان در توضیحات متا استفاده کنید.متن جایگزین تصویر Alt tagزمانی که موتورهای جستجوگر وب‌سایت شما را بررسی می‌کنند، امکان دیدن تصویری که شما برای مخاطبینتان به نمایش می‌گذارید برای آن‌ها ممکن نیست. چیزی که Alt tag انجام می‌دهد افزودن متنی به جای عکس است که به موتور جستجوگر  امکان فهمیدن محتوای عکس شما و دادن ارزش در سئو را به آن می‌دهد. موضوعی که در این باره باید به آن توجه کنید آن است که اگر عکس فقط جنبه‌ی زینتی و زیبایی دارد، نیازی به داشتن متن جایگزین تصویر نیست چرا که این کار به بهبود سئو وب‌سایت کمکی نمی‌کند.قسمت پنجم: چگونه از بیرون هم محتوایمان استاندارد بنظر برسددر قسمت قبل مجموعه صفر تا صد تولید محتوا به معرفی سئوی درون سایت و استانداردهای آن پرداختیم و اشاره کوچکی به سئوی بیرون سایت کردیم و اشاره کردیم که سئوی درون سایت به شیوه‌هایی از سئو گفته می‌شود که بدون دست زدن به محتوای درون وب‌سایت روی سئوی شما تاثیر می‌گذارند. حال در این قسمت به معرفی ۴ روش سئوی بیرون سایت می‌پردازیم:بریم بخونیم : نوشتن پست مهمان چگونه است ؟لینک‌سازی و حذف لینک خرابوقتی محتوایی می‌نویسید که جذاب است و به دل افراد می‌نشیند، بسیاری از آن‌ها محتوای شما را در وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی خود به اشتراک می‌گذارند و به شما ارجاع می‌دهند. این اتفاق بسیار مناسب است به بهبود رتبه شما در موتورهای جستجو کمک می‌کند، اما حواستان به این لینک‌ها باشد زیرا اگر این لینک‌ها حذف شود رتبه خوب شما نیز حذف می‌شود از آن بدتر اگر این لینک‌ها زود حذف شوند ممکن است گوگل شما را جریمه هم بکند.اطمینان از حداقلی بودن زمان عدم امکان دسترسی به وب‌سایتزمان حداکثری دردسترس بودن، نشانه قابل اعتماد بودن است که موتورهای جستجوگر به آن توجه می‌کنند. زمانی که وب‌سایت شما اغلب غیر قابل دسترس است، احتمال آن که ربات‌های گوگل برای دسترسی به وب‌سایت شما با مشکل مواجهه شوند بسیار زیاد است و این به معنی پرچم‌های قرمز در الگوریتم آن‌هاست که به معنی آن است وب‌سایت شما کار نمی‌کند. این موضوع می‌تواند به شدت مضر باشد. در بهترین حالت، رتبه‌بندی وب‌سایت شما سقوط می‌کند. قابل اعتماد بودن و ثبات موضوعاتی بسیار مرتبط هستند. که منجر به بهبود سئو وب‌سایت می‌شوند. بنابراین از داشتن سرورهای پشتیبان برای زمانی که وب‌سایت شما از دسترس خارج می‌شوند، اطمینان حاصل کنید.اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعیفعالیت در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند باعث بهبود  سئو وب‌سایت شما شود. همچنین می‌تواند باعث جذب بازدید کنندگان از طریق اطلاعات حساب کاربری شما شود. میزان دنبال‌کننده‌ها و میزان فعالیت شما در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به رتبه‌بندی شما در جستجو کمک کند.اضافه کردن نقشه‌ی سایت به گوگل وبمستراین نقشه برای موتورهای جستجوگر بسیار مفید است که از طریق آن می‌توانند دسترسی مناسبی به محتوای وب‌سایت شما داشته باشند. با اضافه کردن نقشه وب‌سایتتان در گوگل وبمستر Google webmasters می‌توانید امکان دسترسی راحت‌تر ربات‌های گوگل به وب‌سایت را به ارمغان آورید که به رتبه‌بندی صفحات جدید وب‌سایت شما بسیار کمک می‌کند که در نتیجه می‌تواند روی رتبه‌ی مربوط به کلمات کلیدی تأثیر گذار باشد.پلاگین محبوب وردپرس Yoast SEO به صورت خودکار برای شما نقشه‌ی وب‌سایتتان را تهیه می‌کند. دیگر پلاگینی که در این حوزه می‌توان به آن اشاره کرد Google sitemaps است که کاملاً تمرکز بر تهیه نقشه از وب‌سایت دارد. حتی اگر یکبار اقدام به اضافه کردن نقشه وب‌سایت خود کرده‌اید، در صورت عدم وجود صفحات جدید در موتور جستجوگر می‌توانید دوباره اقدام به این کار کنید.قسمت ششم: چگونه محتوایمان را به گوش مخاطب برسانیمبیایید فرض کنیم که صاحب بهترین محصول دنیا هستید یا بهترین خدمت روی کره زمین را ارائه می‌دهید، و  از طرفی بهترین محتوای دنیا را نیز تولید کرده‌اید، با رعایت تمامی اصول سئوی وبسایت و… . خب که چه؟ این محتوا و محصولمان را باید قاب کنیم و به دیوار بزنیم تا هرروز هنگام دیدن آن بگوییم:“واو چه محتوایی؟”قطعا پاسخ خیر است و اگر مخاطب نتواند محتوای ما را ببیند، بهترین محتوای دنیا هم به هیچ دردی نمی‌خورد. ‌به همین دلیل برخی اعتقاد دارند که انتشار محتوا از تولید محتوا مهم تر است.درواقع اگر انتشار محتوا اهمیت چندانی نداشت، شبکه های اجتماعی امروزه بیش از ۱ میلیارد کاربر فعال نداشتند. ابزارهای بسیار کاربردی مانند تبلیغات کلیکی موتورهای جستجو نظیر گوگل و یا بسیاری از بنرهایی که در سایت‌های مختلف می‌بینیم یا حتی رپورتاژهای گوناگون و محتوای مهمان وجود نداشت. از آن مهم‌تر رسالت اصلی ایمیل که به عنوان یکی از ابزارهای بسیار پرکاربرد در رساندن صدایمان به گوش مخاطب شناخته می‌شود چیزی جز انتشار محتوا نیست!همچنین پژوهش صورت گرفته از کسب‌وکارهای ایرانی توسط فرامحتوا  نشان داد که انتشار و ارزیابی محتوا یکی از بزرگترین چالش‌های آن‌ها در پیاده‌سازی فرایندهای بازاریابی محتوا است.برای انتشار محتوا راه‌های بسیاری پیش روی ماست که در زیر به معمول‌ترین آن‌ها می‌پردازیم:وبلاگوبلاگ‌ها از بهترین و امن‌ترین درگاه‌های اشتراک‌گذاری محتوا محسوب می‌شوند و طبق پژوهش‌های انجام شده توسط فرامحتوا در نمایشگاه الکامپ بیشترین اعتماد مخاطبین را در میان سایر درگاه‌های اشتراک‌گذاری محتوا مانند شبکه‌های اجتماعی و… به خود اختصاص می‌دهد. وبلاگ‌ها امکانات بیشتری از سایر شبکه‌ها در اختیار شما و البته مخاطبتانتان قرار می‌دهد، شما می‌توانید اطلاعات اضافی مانند محتوای مولتی‌مدیا، مدت زمان مورد نیاز برای مطالعه و شخصی سازی محتوا در اختیار شما قرار می‌دهد. بهترین کارکرد وبلاگ برای مخاطبین نیز دریافت اشتراک و امکان مطالعه در وسایل مختلف مانند کامپیوتر و تلفن همراه هوشمند است، البته به شرطی که وبلاگ شما رسپانسیو باشد!شبکه‌های اجتماعیشبکه‌های اجتماعی بیشترین مخاطب را در میان تمامی رسانه‌های دیگر برای به اشتراک گذاری محتوا دارند، پس اگر به دنبال مخاطب بیشتر می‌گردید بهتر است توجه ویژه‌ای به شبکه‌های اجتماعی داشته باشید. مهمترین مزیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی نیز همین موضوع به علاوه در دسترس بودن آن است.زیرا بسیاری از افراد نه وقت آن را دارند که یک محتوای ۱۰۰۰کلمه‌ای را در وبلاگ شما مطالعه کنند و نه حتی حوصله آن را دارند اما به راحتی با یک لمس می‌توانند محتوای شما را خوانده و حتی علاقه‌مندی خود را نیز نسبت به آن ابراز کنند. پس بهتر است محتوای اصلی و در واقع هسته محتوایی خود را در وب‌سایت قرار دهید و خلاصه آن را در شبکه اجتماعی به اشتراک بگذارید و در انتها برای مطالعه کامل مطلب از مخاطب دعوت کنید که به وبلاگ شما بیایدبرای طراحی هرچه ‌بهتر چگونه تولید محتوا کنیم ؟  به نکات زیر دقت کنید:تیتر و زیرتیترها را واضح و روشن بنویسید.مهم‌ترین کلمات را در ابتدای متن به‌کار ببرید. در شروع پاراگراف‌ها و زیرتیترهاکلمات و عبارات مهم را برجسته (Bold) کنید.با استفاده از رنگ و کادر و تصاویر، اهمیت بخش‌های کوچک را تقویت کنید.از فهرست‌‌های عددی، گلوله‌ای و جدول استفاده کنید.خدمات رایگانمردم دوست دارند همه چیز را به صورت رایگان دریافت کنند. باید بدانید چگونه یک محتوای خوب تولید کنید که مردم را نسبت به شما وفا دار کند؟خدماتی ارزشمند به آن ها ارائه کنید تا با خود بگویند “اگر این چیزی است که من به صورت رایگان دریافت می کنم، در صورت پرداخت پول حتماً محتوایِ شگفت انگیزی می­‌توانم بدست آورم .”محتوای رایگان شما باید بهتر از محتوای پولی ارائه شده توسط سایر افراد باشد  مطمئن باشید مخاطبان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آن‌ها را به سمت شما مایل می کند. این کار وفاداری و اعتماد مردم را به شما ایجاد می‌­کند.در این راه حریص نباشید.خلاصه چرا تولید محتوا کنیم ؟ در نهایت، همه ما می خواهیم پول کسب کنیم. اما اگر برای هر چیز کوچکی از مردم پول طلب کنید هرگز پیشرفت نخواهید کرد. ابتدا با محتوای رایگان اعتماد و وفاداری مردم را بدست آورید تا آنها خودشان در آینده برای دریافت محتوای بیشتر پول پرداخت کنند. https://virgool.io/d/qrbzjz2czb61/%F0%9F%93%B7%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%9F برچسب ها: بازاریابی اینترنتی تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ سئو کسب و کار اینترنتی وب مسترینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2024 12:35:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت ارتباط با مشتری CRM چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-crm-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-tyqq7m73buad</link>
                <description>مدیریت ارتباط با مشتری CRM یکی از روش های مختلفی است که به شرکت اجازه می­ دهد تعاملات خود را با مشتریان گذشته، فعلی و بالقوه خود مدیریت و تجزیه و تحلیل کند. یکی از جنبه­ های مهم CRM، سیستم ­های جمع­آوری داده­ ها از طیف وسیعی از کانال­ های ارتباطی مانند سایت شرکت، تلفن، ایمیل، چت، بازاریابی و رسانه­ های اجتماعی است.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]مدیریت ارتباط با مشتری CRMCRM مخفف کلمه Customer Relationship Management است، به عبارت دیگر مدیریت پایگاه داده روابط شما. این امر همچنین مدیریت ارتباط با مشتری را به یک استراتژی شرکت تبدیل می ­کند. وقتی این استراتژی را اعمال می­ کنید، مردم را کانون اصلی فعالیت­ های خود قرار می ­دهید و نه محصولات یا خدمات.اگرچه مخفف انگلیسی چیز دیگری (مشتری) را نشان می­دهد، CRM می ­تواند برای مدیریت هر نوع رابطه استفاده شود. به عنوان مثال، برای تمرکز داده­ های موجود در مورد تأمین کنندگان، حامیان مالی، اعضا، بیماران یا دانشجویان. مدیریت ارتباط با مشتری امکانات بی پایانی را ارائه می ­دهد.مدیریت ارتباط با مشتری  یکی از روش های مختلفی است که به شرکت اجازه می­دهد تعاملات خود را با مشتریان گذشته، فعلی و بالقوه خود مدیریت و تجزیه و تحلیل کند. از تجزیه و تحلیل داده­ ها در مورد سابقه مشتری با یک شرکت برای بهبود روابط تجاری با مشتریان استفاده می ­کند، به طور خاص بر حفظ مشتری و در نهایت رشد فروش متمرکز است.یکی از جنبه­ های مهم رویکرد CRM، سیستم­ های جمع ­آوری داده­ ها از طیف وسیعی از کانال­ های ارتباطی مختلف از جمله وب سایت یک شرکت، تلفن، ایمیل، چت زنده، بازاریابی و اخیرا رسانه­ های اجتماعی است. از طریق رویکرد CRM و سیستم­ های استفاده شده برای تسهیل آن، مشاغل در مورد مخاطبان هدف خود و چگونگی تأمین نیازهایشان بیشتر می ­آموزند.مدیریت ارتباط با مشتری، یک فناوری برای مدیریت کلیه روابط و تعاملات شرکت شما با مشتریان و مشتریان بالقوه است. هدف از CRM ساده است: بهبود روابط تجاری برای رشد تجارت خود. سیستم CRM به شرکت­ ها کمک می ­کند تا با مشتریان در ارتباط باشند، روندها را ساده کرده و سودآوری را بهبود بخشند.بریم بخونیم :   تست ایده چیست ؟وقتی مردم در مورد CRM صحبت می ­کنند، معمولا به آن به عنوان ابزاری که به مدیریت تماس، مدیریت فروش، بهره­وری نمایندگی و غیره کمک می­ کند، اشاره می­ کنند. اکنون ابزار CRM می­ تواند برای مدیریت روابط مشتری در کل چرخه عمر مشتری، بازاریابی گسترده، فروش، تجارت دیجیتال و تعاملات خدمات مشتری استفاده شود.یک راه حل CRM به شما کمک می­ کند تا در طول چرخه زندگی، بر روابط سازمان خود با افراد از جمله مشتریان، کاربران خدمات، همکاران یا تأمین کنندگان شامل یافتن مشتریان جدید، برنده شدن در تجارت آن ها و پشتیبانی و خدمات اضافی در طول رابطه تمرکز کنید.موارد زیر تنها نمونه‌هایی از علت‌های افزایش اهمیت مدیریت ارتباط با مشتری طی سال‌های اخیر هستند:افزایش رقابت در فضای کسب و کارکاهش فاصله کیفی بین محصولات شرکتهای مختلف (و کشیده‌شدن رقابت به حوزه‌های دیگر)افزایش کانالهای ارتباطی کسب و کارها با مشتریان و نیاز به هماهنگی بهتر بین این کانال‌ها (همان بحثی که به عنوان ارتباطات یکپارچه بازاریابی شناخته می‌شود)دسترسی بهتر مشتریان به شبکه های اجتماعی که اگر نتوانند حرف‌هایشان را به گوش شما برسانند، به سرعت ترغیب می‌شوند صدای اعتراض خود را به شکل گسترده به گوش دیگران برسانند.تعریف مدیریت ارتباط با مشتری CRM به زبان سادهتاکنون تعاریف متعددی از CRM ارائه گردیده است . CRM یک رویکرد جامع برای شناسایی، به دست آوردن و حفظ مشتری است که سازمان را قادر می‌سازد ارتباطات با مشتریان را در میان کانال‌ها، دپارتمان‌ها، کسب‌وکارها و مناطق جغرافیایی مختلف هماهنگ و مدیریت کند. CRM به سازمان‌ها کمک می‌کند تا ارزش تمامی ارتباطات با مشتریان را بیشینه کرده و عملکرد شرکت را افزایش دهد.CRM فرآیند مدیریت تمامی جنبه‌های ارتباطی شامل جست‌وجو، فروش و خدمات است که سازمان با مشتریان خود دارد. CRM به‌وسیلۀ ترکیب تمامی دیدگاه‌های ارتباط با مشتری و تبدیل آن به یک تصویر کلی، ارتباطات شرکت با مشتری را ارتقا می‌دهد و بینشی در رابطه با این نوع ارتباطات برای شرکت فراهم می‌کند.CRMنوعی استراتژی در کسب‌وکار است که سودآوری، درآمد و رضایت مشتری را از طریق سازماندهی همۀ فعالیت‌های کسب‌وکار حول گروهای مختلف مشتریان و ایجاد رفتارهایی در کسب‌وکار که درنهایت منجر به رضایت بیشتر مشتری شوند، بیشینه می‌کند.مدیریت ارتباط با مشتری CRM فرآیند مدیریت تمامی جنبه‌های ارتباطی شامل جست‌وجو، فروش و خدمات است که سازمان با مشتریان خود دارد. CRM به‌وسیلۀ ترکیب تمامی دیدگاه‌های ارتباط با مشتری و تبدیل آن به یک تصویر کلی، ارتباطات شرکت با مشتری را ارتقا می‌دهد و بینشی در رابطه با این نوع ارتباطات برای شرکت فراهم می‌کند.چهار شکل مدیریت ارتباط با مشتری CRMچیزی که اختلافات جزئی میان این تعاریف را حل می‌کند این است که CRM به چهار شکل استراتژیک، عملیاتی، تحلیلی و مشارکتی درک می‌شود.بریم بخونیم :  شاخص های کلیدی عملکرد محتوا چیست؟استراتژیک مدیریت ارتباط با مشتری CRMاستراتژیک مدیریت ارتباط با مشتری CRM بر توسعه فرهنگ تجارت مشتری مداری متمرکز است. تمرکز کسب و کار در مشتری مداری (در طراحی و اجرای استراتژی مدیریت ارتباط مشتری محور آن ها) به یک CLV بهبود یافته تبدیل می­ شود.عملیاتی مدیریت ارتباط با مشتری CRMهدف اصلی سیستم­ های مدیریت ارتباط با مشتری تلفیق و خودکار سازی فروش، بازاریابی و پشتیبانی مشتری است. بنابراین، این سیستم ­ها معمولا دارای یک داشبورد هستند که نمای کلی سه عملکرد را در یک نمای مشتری، یک صفحه واحد برای هر مشتری که ممکن است یک شرکت داشته باشد، ارائه می ­دهد.داشبورد ممکن است اطلاعات مشتری، فروش گذشته، اقدامات قبلی بازاریابی و موارد دیگر را، به طور خلاصه تمام روابط بین مشتری و شرکت ارائه دهد. مدیریت ارتباط با مشتری CRM عملیاتی از ۳ جز اصلی تشکیل شده است: اتوماسیون نیروی فروش، اتوماسیون بازاریابی و اتوماسیون خدمات.اتوماسیون نیروی فروش با تمام مراحل چرخه فروش، از ورود اطلاعات تماس اولیه تا تبدیل مشتری احتمالی به مشتری واقعی، کار می­ کند. این روش تجزیه و تحلیل ارتقا فروش را انجام می ­دهد، ردیابی تاریخچه حساب مشتری را برای فروش مکرر یا فروش آینده انجام می ­دهد و فروش، بازاریابی، مراکز تماس و فروشگاه ­های خرده فروشی را هماهنگ می ­کند. این از تلاش ­های تکراری بین فروشنده و مشتری جلوگیری می ­کند و همچنین به طور خودکار کلیه تماس ­ها و پیگیری ­های هر دو طرف را ردیابی می ­کند.تمرکز اتوماسیون بازاریابی بر کاهش روند کلی بازاریابی برای کارآمدتر کردن آن است. ابزارهای CRM با قابلیت اتوماسیون بازاریابی می ­توانند وظایف مکرر را به طور خودکار انجام دهند، برای مثال ارسال ایمیل ­های بازاریابی خودکار در زمان­ های خاص برای مشتریان یا ارسال اطلاعات بازاریابی در شبکه ­های اجتماعی. هدف از اتوماسیون بازاریابی تبدیل هدف فروش به مشتری کامل است. امروزه سیستم­ های CRM همچنین بر روی تعامل مشتری از طریق رسانه ­های اجتماعی کار می­کنند.اتوماسیون خدمات، بخشی از سیستم CRM است که بر فناوری مستقیم خدمات مشتری متمرکز است. از طریق اتوماسیون خدمات، مشتریان از طریق چندین کانال مانند تلفن، ایمیل، پایگاه دانش، درگاه ­های فروش بلیط، سوالات متداول و موارد دیگر پشتیبانی می ­شوند.تحلیلی مدیریت ارتباط با مشتری CRMنقش سیستم­ های مدیریت ارتباط با مشتری CRM تحلیلی، تجزیه و تحلیل داده ­های مشتری جمع آوری شده از طریق منابع مختلف و ارائه آن ها است تا مدیران کسب و کار بتوانند تصمیمات آگاهانه­تری بگیرند. سیستم ­های CRM تحلیلی از روش­ هایی مانند داده کاوی، همبستگی و شناخت الگو برای تجزیه و تحلیل داده­ های مشتری استفاده می­کنند. این تجزیه و تحلیل­ ها با یافتن مشکلات کوچکی که می­توانند برطرف شوند، شاید با بازاریابی متفاوت برای بخش ­های مختلف مخاطبان مصرف کننده، به بهبود خدمات مشتری کمک کنند.بریم بخونیم :  مدل OKR چیست ؟به عنوان مثال، از طریق تجزیه و تحلیل رفتار خرید مشتری، ممکن است یک شرکت ببیند که این پایگاه مشتری اخیرا محصولات زیادی را خریداری نکرده است.پس از اسکن از طریق این داده ­ها، شرکت ممکن است فکر کند که برای این زیر مجموعه از مصرف کنندگان به شکل متفاوتی بازاریابی کند، تا بتواند بهترین راه را برای سودآوری محصولات این شرکت به طور خاص برای این گروه اعلام کند.همکاری مدیریت ارتباط با مشتری CRMسومین هدف اصلی سیستم ­های مدیریت ارتباط با مشتری CRM ، درهم آمیختن ذینفعان خارجی مانند تأمین کنندگان، فروشندگان و توزیع کنندگان و به اشتراک گذاشتن اطلاعات مشتری در بین گروه ­ها / ادارات و سازمان­ ها می­باشد. به عنوان مثال، بازخورد را می­توان از تماس ­های پشتیبانی فنی دریافت کرد که می­تواند به ایجاد جهت بازاریابی محصولات و خدمات به آن مشتری خاص در آینده کمک کند.مدیریت ارتباط با مشتری CRM نوعی استراتژی در کسب‌وکار است که سودآوری، درآمد و رضایت مشتری را از طریق سازماندهی همۀ فعالیت‌های کسب‌وکار حول گروهای مختلف مشتریان و ایجاد رفتارهایی در کسب‌وکار که درنهایت منجر به رضایت بیشتر مشتری شوند، بیشینه می‌کند.CRM همکارانه (مشارکتی)مدیریت ارتباط با مشتری CRM مشارکتی بخش‌های مختلف سازمان ازجمله بازاریابی، فروش، مالی و خدمات را درگیر می‌کند و اطلاعات مشتری را میان آن‌ها به اشتراک می‌گذارد تا بدین ترتیب درک بهتری از مشتری به دست آید. برای مثال اطلاعات محصولاتی که مشتری آن‌ها را ترجیح می‌دهد می‌تواند توسط دپارتمان فروش در اختیار بخش بازاریابی گذاشته شود تا تحلیلگران با تجزیه‌وتحلیل انجام‌شده بر روی این جنبه، محصولات ترجیح داده‌شده را در اختیار مشتریان قرار دهند. CRM مشارکتی باعث ایجاد تعامل کارآمد و سازنده با مشتریان در طول تمامی کانال‌های ارتباطی می‌شود.مدیریت ارتباط با مشتری CRM برای چه کسانی است؟یک سیستم مدیریت ارتباط با مشتری CRM برای همه از جمله فروش، خدمات به مشتری، توسعه تجارت، جذب نیرو، بازاریابی یا هر شغل دیگر، راهی بهتر برای مدیریت تعاملات و روابط خارجی است که باعث موفقیت می­ شود. یک ابزار CRM به شما امکان می­ دهد اطلاعات تماس مشتری را ذخیره، فرصت­ های فروش را شناسایی، موارد مربوط به خدمات را ضبط و کمپین­ های بازاریابی را در یک مکان مرکزی مدیریت کنید و اطلاعات مربوط به هر تعامل مشتری را در دسترس هر کسی در شرکت خود قرار دهید که ممکن است به آن احتیاج داشته باشد.مولفه­ های اصلی مدیریت ارتباط با مشتری CRMمولفه­ های اصلی CRM ایجاد و مدیریت روابط با مشتری از طریق بازاریابی، مشاهده روابط هنگام بلوغ در مراحل مختلف، مدیریت این روابط در هر مرحله و تشخیص این است که توزیع ارزش رابطه با شرکت یکدست نیست. هنگام ایجاد و مدیریت روابط مشتری از طریق بازاریابی، شرکت­ ها ممکن است از ابزارهای مختلف برای کمک به طراحی سازمانی، طرح­ های تشویقی، ساختار مشتری و موارد دیگر برای بهینه­ سازی دسترسی به فعالیت­ های بازاریابی خود بهره­مند شوند.بریم بخونیم :  کلمات کلیدی دم دراز چیست ؟با تأیید مراحل متمایز مدیریت ارتباط با مشتری، مشاغل قادر خواهند بود از دیدن تعامل روابط چند گانه به عنوان معاملات متصل بهره­مند شوند. عامل نهایی CRM، اهمیت آن را از طریق حسابداری برای سودآوری روابط مشتری برجسته می­کند. از طریق مطالعه عادت­ های خاص هزینه­ های مشتریان، یک شرکت ممکن است بتواند منابع و مقادیر مختلف توجه را به انواع مختلف مصرف کنندگان اختصاص دهد.هوش رابطه­ ای یا آگاهی از انواع روابط مشتری با یک شرکت، یکی از مولفه­ های مهم در مراحل اصلی CRM است.ممکن است شرکت­ ها در گرفتن اطلاعات دمو گرافیک مانند جنس، سن، درآمد، تحصیلات و اتصال آن ها با اطلاعات خرید برای دسته­ بندی مشتریان در ردیف­ های سودآوری مهارت داشته باشند، اما این تنها یک نگاه مکانیکی شرکت به روابط مشتری است. بنابراین، این نشانه این است که شرکت­ ها معتقدند که مشتریان هنوز منابعی هستند که می­توانند برای فرصت­ های فروش بالا یا فروش متقابل استفاده شوند، به جای اینکه انسان ­ها به دنبال تعاملات جالب و شخصی باشند.سیستم ­های  مدیریت ارتباط با مشتری CRM عبارتند از:با استفاده از CRM به عنوان یک سیستم، خواهید دید که روابط شما از ارزش بیشتری برخوردار می­ شوند. هرچه اطلاعات بیشتری جمع آوری کنید، بهتر می­ توانید خدمات خود را برای این روابط هدف قرار دهید. با افزایش دفعات تماس، درگیری روابط شما با سازمان نیز افزایش می­یابد. در نتیجه، خواهید دید که روابط شما از ارزش بیشتری برخوردار می­ شوند.فناوری انبار داده که برای جمع آوری اطلاعات معاملات، ادغام اطلاعات با محصولات CRM و ارائه شاخص ­های اصلی عملکرد استفاده می ­شود.مدیریت فرصت که به شرکت کمک می­کند تا رشد و تقاضای غیرقابل پیش بینی را مدیریت کرده و یک مدل پیش بینی خوب را برای ادغام تاریخ فروش با پیش بینی­های فروش به کار گیرد.سیستم­ های CRM که فعالیت­ های بازاریابی را از طریق شبکه­ های مختلف ردیابی و اندازه گیری می­ کنند، تجزیه و تحلیل مشتری را با کلیک و فروش مشتری ردیابی می­ کنند.برخی از نرم افزارهای CRM به عنوان یک نرم افزار سرویس (SaaS) در دسترس هستند که از طریق اینترنت تحویل داده می ­شوند و به جای نصب در رایانه محلی از طریق مرورگر وب قابل دسترسی هستند. مشاغل مورد استفاده از این نرم افزار آن را خریداری نمی­ کنند، اما معمولا هزینه اشتراک مکرر را به فروشنده نرم افزار پرداخت می­ کنند.برای مشاغل کوچک، یک سیستم CRM ممکن است از یک سیستم مدیریت تماس تشکیل شده باشد که نامه­ های الکترونیکی، اسناد، مشاغل، نمابر و برنامه­ریزی برای حساب ­های شخصی را با هم ادغام می ­کند. سیستم­ های CRM موجود برای بازارهای خاص (حقوقی، مالی) غالبا بر مدیریت رویدادها و پیگیری روابط به جای بازگشت مالی سرمایه (ROI) متمرکز هستند.بریم بخونیم :  آموزش مدیریت زنجیره تامینسیستم­ های CRM برای تجارت الکترونیکی، بر وظایف اتوماسیون بازاریابی مانند نجات سبد خرید، تعامل مجدد کاربران با ایمیل، شخصی­سازی متمرکز شده ­اند.مدیریت ارتباط مشتری محور (CCRM) زیرشاخه ­ای نوپا است که به جای استفاده از اهرم مشتری، بر ترجیحات مشتری تمرکز می­کند. مدیریت ارتباط مشتری محور قصد دارد با درگیر کردن مشتریان در روابط فردی و تعاملی، ارزش افزوده اضافه کند.سیستم­ های سازمان ­های غیرانتفاعی و مبتنی بر عضویت به ردیابی عناصر تشکیل دهنده، جمع آوری کمک­ های مالی، جمعیت حامیان مالی، سطح عضویت، دایرکتوری ­های عضویت و ارتباط با افراد کمک می­ کند.CRM نه تنها فناوری و استراتژی را نشان می­ دهد، بلکه نشانگر رویکردی یکپارچه است که شامل دانش کارکنان، فرهنگ سازمانی برای به کارگیری فلسفه مدیریت ارتباط مشتری است.تصورات غلط در رابطه با  مدیریت ارتباط با مشتری CRMبرداشت غلط اول: CRM فقط بازاریابی پایگاه داده‌ها است بازاریابی پایگاه داده‌ها در ارتباط با ساخت و استفاده از داده‌های باکیفیت مشتریان برای اهداف بازاریابی است. شرکت‌ها از منابع مختلفی داده جمع‌آوری می‌کنند. این داده‌ها تأیید، پاک‌سازی، یکپارچه و سپس در کامپیوترها ذخیره می‌گردند و بعدازآن برای اهداف بازاریابی مانند بخش‌بندی بازار، هدف‌گیری، توسعه و ارتباط با مشتری استفاده می‌شوند.درحالی‌که بیشتر شرکت‌های کوچک و بزرگ از پایگاه دادۀ مشتریان استفاده می‌کنند، CRM ازلحاظ گستردگی بسیار بزرگ‌تر از پایگاه داده‌های بازاریابی است. قسمت بزرگی ازآنچه در مورد CRM تحلیلی شرح داده شد، ظاهر بازاریابی پایگاه داده‌ها را دارد؛ اگرچه بازاریابی پایگاه داده کمتر در CRM عملیاتی و استراتژیک مشهود است.برداشت غلط دوم: CRM یک فرآیند بازاریابی استنرم‌افزارهای CRM در فعالیت‌های بازاریابی بسیاری ازجمله بخش‌بندی بازار، جذب مشتری، حفظ و گسترش مشتری کاربرد دارند. اگرچه CRM عملیاتی شامل عملکردهای خدمات و فروش است.توسعۀ نرم‌افزار CRM به‌منظور پشتیبانی از مأموریت سازمان در جهت مشتری محورتر شدن، اغلب به معنی توزیع گسترده‌تر داده‌های مشتری در کل شرکت است، نه‌فقط در بخش بازاریابی. مدیریت عملیات می‌تواند از داده‌های در ارتباط با مشتریان در جهت تولید کالاها و خدمات شخصی‌سازی‌شده استفاده کند. بخش مدیریت منابع انسانی می‌تواند از داده‌های مشتریان در رابطه با محصولاتی که ترجیح می‌دهند برای جذب و آموزش نیروهای ستادی که در ارتباط مستقیم با مشتری هستند استفاده نماید. بخش مدیریت تحقیق و توسعه می‌تواند از داده‌های در ارتباط با مشتریان برای تمرکز بر توسعۀ محصولات جدید استفاده کند.داده‌های مشتریان نه‌تنها به‌منظور یکپارچه‌سازی دپارتمان‌های داخلی شرکت استفاده می‌شود، بلکه می‌تواند در میان شرکت‌های خارجی ازجمله تأمین‌کنندگان و همکاران نیز به اشتراک گذاشته شود.بریم بخونیم :  چه کسی کار آفرین است؟برداشت غلط سوم : مدیریت ارتباط با مشتری CRMموضوعی در رابطه با حوزۀ فناوری اطلاعات (IT) است با توجه به نیاز به ذخیره‌سازی، تحلیل و گزارش حجم انبوهی از داده‌ها در میان بخش‌های مختلف و همچنین شرکای سازمان در زمان کوتاه؛ هیچ شکی وجود ندارد که IT لازمۀ ایجاد CRM در بسیاری از شرکت‌ها است. تکنولوژی CRM پیشرفت می‌کند و می‌تواند پرهزینه باشد؛ بنابراین برای مدیریت ارشد بسیار آسان است که برای رهبری CRM، از IT استفاده کند.تکنولوژی CRM ابزاری برای ایجاد ارزشی بیشتر برای مشتری و شرکت فراهم می‌کند. دو بخش اصلی اکثر پروژه‌های CRM را افراد و فرآیندها تشکیل می‌دهند. افراد رویه‌هایی که توسط IT ایجاد شده است را توسعه می‌دهند و به کار می‌گیرند. IT نمی‌تواند وسیلۀ خوبی برای برخی فرآیندها و افراد ناسازگار باشد. زمانی کاربرد CRM موفقیت‌آمیز تلقی خواهد شد که شامل افرادی باشد که فرآیندی‌هایی در ارتباط با ارزش‌آفرینی برای مشتری و شرکت طراحی کرده و به کار بگیرند. اغلب این فرآیندها در بستر IT انجام می‌شوند؛ بنابراین IT بخشی از بیشتر استراتژی‌های CRM است.در نظر داشته باشید که همۀ برنامه‌های CRM، شامل IT نخواهد شد. هدف اصلی بسیاری از پروژه‌های CRM، توسعۀ روابط با مشتری‌های ارزشمند و حفظ آنان است. این مهم ممکن است به‌وسیلۀ تغییرات رفتاری در کارمندان فروشگاه‌ها، آموزش کارمندان ستادی که در ارتباط مستقیم با مشتری هستند و یا تمرکز بر ارتقای مهارت نیروهای فروش انجام گیرد و IT در هیچ‌یک از این پروژه‌ها نقشی نداشته باشد.برداشت غلط چهارم: CRMدر ارتباط با طرح‌های ایجاد وفاداری در مشتریان است طرح‌های ایجاد وفاداری در مشتریان در بسیاری از صنایع مانند اجارۀ اتومبیل، صنایع هواپیمایی، هتل‌ها و خرده‌فروشی مواد غذایی پیش‌پاافتاده هستند. مشتریان با خریدهایی که انجام می‌دهند، اعتبار دریافت می‌کنند و این اعتبارات بعداً دوباره به پول تبدیل خواهد شد. بیشتر طرح‌های وفاداری به اعضای جدیدی نیاز دارند که هنگام ورودشان به برنامه، فرم پر کنند. این اطلاعات وابسته به آمارگیری نفوس، معمولاً به همراه داده‌های خرید به‌منظور کارآمدتر شدن ارتباط با مشتریان و توسعۀ محصولات استفاده می‌شوند. اگرچه برخی کاربردهای مدیریت ارتباط با مشتری CRM در راستای طرح ایجاد وفاداری در مشتریان است، اما همۀ آن‌ها بدین منظور استفاده نمی‌شوند.طرح‌های وفاداری دو نقش را در کاربرد CRM بازی می‌کنند. اول اینکه آن‌ها داده‌هایی تولید می‌کنند که می‌تواند در فرآیند جذب، حفظ و توسعۀ مشتریان مورداستفاده قرار گیرد. دوم اینکه طرح‌های وفاداری به‌عنوان مانعی برای خروج نیز می‌توانند مورداستفاده قرار گیرند ازاین‌جهت که ممکن است مشتریانی که اعتبار زیادی کسب کرده‌اند، نسبت به قطع ارتباط خود بی‌میل باشند. اعتبار جمع شده نشان‌دهندۀ ارزش سرمایه‌گذاری مشتری در طرح وفاداری و درنتیجه در رابطۀ میان شرکت و مشتری است.بریم بخونیم :  بازار هدف  Target Market چیست؟برداشت غلط پنجم: CRM می‌تواند در هر شرکتی اجرا گرددمدیریت ارتباط با مشتری CRM استراتژیک می‌تواند در هر شرکتی اجرا گردد. هر سازمانی مایل است مشتری محورتر گردد. مدیران ارشد اجرایی می‌توانند یک چشم‌انداز، مأموریت یا ارزش‌هایی ایجاد کنند که مشتری را به قلب کسب‌وکار وارد کنند. تکنولوژی CRM ممکن است نقشی در این انتقال بازی کند و برخی شرکت‌ها به‌طورقطع از دیگران در این زمینه موفق‌تر عمل می‌کنند.صنعت بانکداری از CRM به شکل گسترده‌ای استفاده می‌کند، بااین‌حال تفاوت زیادی در میزان رضایت و میزان حفظ مشتریان بانک‌های مختلف وجود دارد.هر شرکتی می‌تواند سعی کند که CRM عملیاتی را اجرا کند. هر شرکتی که نیروی فروش دارد می‌تواند فروش، مدیریت مشتریان و فرآیندهای مدیریت ارتباطات را به شکل اتوماتیک درآورد. مسئلۀ مشابهی برای بازاریابی و فرآیندهای خدماتی برقرار است. تکنولوژی CRM می‌تواند به‌منظور پشتیبانی از کمپین‌های بازاریابی، درخواست‌های پشتیبانی و مدیریت شکایات هم به کار رود.CRM تحلیلی موضوعی متفاوت از CRM استراتژیک و عملیاتی دارد و بر مبنای اطلاعات و داده‌های در ارتباط با مشتریان است. این اطلاعات دست‌کم برای شناسایی اینکه کدام مشتریان بیشترین ارزش را در آینده ایجاد می‌کنند و برای تقسیم پایگاه داده‌های مشتریان به بخش‌هایی که بر اساس نیاز مشتیان تفکیک شده‌اند، موردنیاز است؛ سپس پیشنهاد‌های مختلف به هر گروه از مشتریان ارائه می‌گردد تا ارزش ایجادشده برای مشتری و شرکت در بلندمدت به شکل بهینه درآید. اگر این داده‌ها از دست بروند (گم شوند)، اجرای CRM تحلیلی غیرممکن خواهد شد.مدل‌های CRM جامعی تاکنون توسعه داده شده‌اند. در ادامه چهار مورد از آن‌ها معرفی می‌شود.مدل IDIC توسط Don Peppers و Martha Rogers توسعه پیدا کرد. طبق مدل IDIC، شرکت‌ها برای ساخت ارتباطات با یک‌به‌یک مشتریان باید چهار عمل انجام دهند.۱. شناسایی (Identify) مشتریان و پیدا کردن درک عمیقی از آنان.۲. تمییز (Differentiate) مشتریان از جهت میزان ارزشی که تولید می‌کنند.۳. تعامل (Interact) با مشتریان برای حصول اطمینان از اینکه به‌درستی انتظارات و ارتباطات آنان با دیگر تأمین‌کنندگان و برندها را فهمیده‌ایم.۴. شخصی‌سازی (Customize) ارتباط و پیشنهاد به هر مشتری برای حصول اطمینان از اینکه انتظارات آنان برآورده می‌شود.مدل زنجیرۀ ارزش  مدیریت ارتباط با مشتری CRMمدل فرانسیس باتل که در شکل زیر نشان داده شده است، شامل پنج مرحلۀ اصلی و چهار شرط پشتیبانی است که درنهایت به سودآوری برای مشتری منتهی می‌شود. مراحل اصلی شامل تحلیل پورتفوی مشتری، شناخت خصوصیات مشتری، توسعۀ شبکه، توسعۀ طرح ارزشی و مدیریت چرخۀ عمر مشتری است.این مراحل برای اطمینان حاصل کردن از اینکه شرکت با پشتیبانی شبکۀ تأمین‌کنندگان، شرکا و کارمندانش طرح ارزشی ایجاد کرده و مشتریان سودآور را جذب و حفظ خواهد کرد، پشت سر یکدیگر اجرا می‌شوند. شرایط پشتیبانی شامل رهبری و فرهنگ، داده‌ها و IT، افراد و درنهایت فرآیندهایی است که به به‌کارگیری کارآمد و مؤثر استراتژی CRM کمک می‌کنند.بریم بخونیم :  آمیخته بازاریابی 4c چیست؟مدل پنج فرآیندی پِین و فِرُوآدرین پین و پنی فرو مدل پنج فرآیندی CRM را توسعه داده‌اند. این مدل به شکل واضحی پنج فرآیند اصلی در CRM را شناسایی می‌کند. فرآیند توسعۀ استراتژی، فرآیند ایجاد ارزش، فرآیند یکپارچگی چندکاناله، فرآیند ارزیابی عملکرد و فرآیند مدیریت اطلاعات. دو فرآیند اول، CRM استراتژیک، فرآیند سوم CRM عملیات و فرآیند مدیریت اطلاعات CRM تحلیلی را نشان می‌دهد.مدل شایستگی گارتنرآخرین مدل جامع CRM، توسط شرکت گارتنر، شرکتی پیشرو در زمینۀ تحقیقات IT و شرکتی مشاوره‌ای متشکل از ۱۴۵۰ نفر تحلیلگر محقق و مشاور در ۸۵ کشور، ارائه شده است. شکل زیر مدل شایستگی گارتنر را نشان می‌دهد.این مدل نشان می‌دهد که شرکت‌ها برای کسب موفقیت به شایستگی‌هایی در هشت زمینه احتیاج دارند. این زمینه‌ها شامل ایجاد یک چشم‌انداز CRM، توسعۀ استراتژی‌های CRM، طراحی تجربه‌های ارزشمند مشتری، همکاری درون‌سازمانی و برون‌سازمانی، مدیریت فرآیندهای چرخۀ عمر مشتری، مدیریت اطلاعات، به‌کارگیری تکنولوژی و درنهایت توسعۀ معیارهایی که موفقیت یا شکست CRM را نشان می‌دهند.نسل‌های مختلف CRMدر این بخش تحولات مختلفی که از دهۀ ۱۹۹۰ تاکنون در CRM رخ داده است، شرح داده شده است.نسل اول (CRM) عملکردیمجموعه فعالیت‌هایی که بعداً تحت عنوان CRM مطرح گردید، ابتدا به شکل دو محصول مستقل از یکدیگر ارائه شد. «اتوماسیون نیروی فروش» و «پشتیبانی و خدمت‌رسانی به مشتری». هدف اتوماسیون نیروی فروش و پشتیبانی و خدمت‌رسانی اولیه، ارتقای خدمت‌رسانی و فروش بود؛ ولی نمی‌توانست به‌خوبی عمل نماید و بجای آن، بازار مدیریت برنامه‌ریزی منابع سازمان (Enterprise Resource Planning) در حال رشد بود.نسل دوم (Integrated Customer-facing Front-end)در این دوره (سال ۱۹۹۶) نوآوری‌های ایجادشده در CRM طی دهۀ ۱۹۹۰، با نوآوری‌های به وجود آمده در ERP تطبیق پیدا کرد و زیرسیستم‌های مستقل به شکل یکپارچه درآمد. علاوه بر تأکید ر عملکردهای فروش و خدمت‌رسانی به مشتریان، عملکرد بازاریابی نیز در این دوره مطرح شد. هدف CRM در نسل دوم تحولش، کاهش هزینۀ تعاملات با مشتریان، افزایش میزان حفظ مشتریان و ارتقای تجربۀ مشتری از محصول بود.نسل سوم (رویکرد استراتژیک)در اواخر سال ۲۰۰۲، بازار CRM شروع به رشد کرد و فاصلۀ میان ارزش ادراک‌شده توسط مشتری و ارزش ارائه‌شده به مشتری کاهش یافت. سازمان‌ها از تجربه و شکست‌هایشان در به‌کارگیری نسخه‌های پیشین CRM، یاد گرفتند.در این دوره، تکامل تکنولوژی اینترنت به پیشرفت سریع CRM کمک کرد. بسیاری از سازمان‌ها دریافتند که می‌توانند با اتخاذ رویکرد CRM استراتژیک بجای به‌کارگیری راه‌حل‌های تکنولوژیکی کورکورانه، بهره‌مند شوند. در این دوره سازمان‌ها دریافتند که هدف نهایی CRM، نه‌تنها کنترل هزینه‌ها است، بلکه رشد درآمد نیز هست.بریم بخونیم :  استراتژیک چیست ؟نسل چهارم مدیریت ارتباط با مشتری استراتژیک چابک و منعطفدر اواخر دهۀ اول قرن بیست و یکم، نسل چهارم CRM آغاز گردید. در این دوره، CRM استراتژیک به شکل گسترده پذیرفته شده و به‌عنوان جزء اصلی استراتژی بازاریابی به کار گرفته شد و تعداد روزافزونی از شرکت‌های با اندازۀ کوچک و متوسط این ابزار مدیریتی و تکنولوژی‌های هماهنگ‌کننده‌اش را برای به حرکت درآوردن کسب‌وکار خود اتخاذ کردند. چابکی، انعطاف‌پذیری و هزینۀ ثابت کم، راه‌حل این ماجرا بود. پیدایش شبکه‌های اجتماعی، افزایش سلف‌سرویس و همچنین رواج خدمات بر مبنای وب، همگی بدین معنی بود که تفویض اختیار به مشتری موضوعات جدیدی بود که سازمان‌ها باید به آن‌ها توجه می‌کردند.مفهوم ارزشارزش مشتری اساساً ارزش مشتری میزان سودی است که یک مشتری در طول عمر خود برای یک کسب‌وکار ایجاد می‌کند (گاهی مجموع سودی که یک مشتری در طول عمر خود ایجاد می‌کند نیز به‌عنوان ارزش وی تلقی می‌شود).برای مثال یک مشتری ممکن است در طول عمر خود چندین بار از یک مغازه خریداری نماید. مجموع سودی که مشتری در طول عمر خود برای آن مغازه به ارمغان آورد است، ارزش آن مشتری برای مغازه محسوب می‌شود.ارزش شرکتطبق تعریف پورتر، میزان درآمدی که بنگاه از خروجی فعالیت‌های اصلی و پشتیبانی خود به دست می‌آورد، ارزش بنگاه نامیده می‌شود.توسعه و گسترش مفهوم CRMدر اینجا لازم است به برخی مفاهیم مربوط به CRM اشاره گردد. لازم به ذکر است امروزه شبکه‌های اجتماعی نقش بسیاری کلیدی در CRM بازی می‌کنند.CLV (Customer Lifetime Value)به معنای ارزش چرخۀ عمر مشتری است که پیش‌ازاین به‌عنوان ارزش مشتری معرفی گردید.CIV (Customer Influence Value)به ارزشی که مشتری از طریق تبلیغ برند بخصوص در شبکه‌های اجتماعی ایجاد می‌کند گفته می‌شود و گاهی از CLV نیز ارزشمندتر تلقی می‌شود. اندازه‌گیری ارزشی که از این طریق برای شرکت ایجاد می‌شود بسیار دشوار است و معمولاً خیلی دقیق نیست.CRV (Customer Referral Value)به ارزشی که مشتریان از طریق برنامه‌های ایجادشده توسط شرکت برای شرکت به وجود می‌آورند گفته می‌شود. تفاوت اصلی آن با CIV این است که این ارزش قابل‌ردیابی است. برای مثال هنگام عضوت در برنامه‌ای مانند Quiz Of Kings می‌توان کد دعوت کسی که ما را با برنامه آشنا کرده است را وارد کرد. بدین ترتیب برنامه نیز مقداری اعتبار به معرفی کننده می‌دهد.CKV (Customer Knowledge Value)شخصی‌سازی امروزه نقش پررنگی را در بازاریابی ایفا می‌کند. مشتریان برندی را ارزشمند تلقی می‌کنند که بتواند یک محصول را مطابق با نیازشان شخصی‌سازی نماید؛ بنابراین نقش مهم بازخورد مشتریان انکار ناشدنی است. CKV مدلی را جهت اندازه‌گیری دانش مشتریان و بازخورد آن‌ها ارائه می‌دهد و آن را به سودآوری شرکت ربط می‌دهد. ارزشی که مشتری از طریق بازخوردهای خود برای شرکت ایجاد می‌کند، CKV نامیده می‌شود.بریم بخونیم :  پست مهمان چیست ؟سؤالی که اکثر پلتفرم‌ها هنگام عضویت در رابطه با نحوۀ آشنایی با برند از شما می‌پرسند، برای اندازه‌گیری نوع ارزش به وجود آمده توسط شما برای شرکت است.برنامه‌ریزی و پیاده‌سازی مدیریت ارتباط با مشتریانتوسعه استراتژی مدیریت ارتباط با مشتریانمراحل توسعۀ استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری به شکل زیر است.  تحلیل وضعیتاین مرحله شامل توصیف، درک و ارزیابی استراتژی مشتریان فعلی شرکت است. این تحلیل باید در سه بعد شامل مشتریان، پیشنهاد‌های بازار و کانال‌های ارتباطی، به سؤالاتی از جنس زیر پاسخ دهد.۱. در حال حاضر در کجا قرار داریم؟۲. چرا در اینجا قرار داریم؟توسعۀ چشم‌انداز CRMباید مشخص گردد که می‌خواهیم پس از اجرای برنامۀ CRM به چه چیزی دست یابیم و چشم‌انداز سازمان تعیین گردد. مشخص کردن اولویت‌ها پروژه‌های CRM بسیار گسترده‌اند؛ برای مثال در زمینه‌های مختلفی همچون فروش، بازاریابی یا خدمات کاربرد دارند.برای کاهش هزینه‌ها، افزایش کیفیت خروجی و حذف سردرگمی‌ها اولویت‌های کاری باید مشخص گردند.تعیین اهداف کمی و کیفیاهداف کمی و کیفی باید در راستای اولویت‌ها و چشم‌انداز سازمان تعیین گردند. شناسایی افراد، فرآیندها و احتیاجات تکنولوژیکی قدم بعدی شروع فرآیند شناسایی افراد، فرآیندها و احتیاجات تکنولوژیکی برای رسیدن به اهداف تعیین‌شده در گام قبل است. برای مثال اگر هدف ما افزایش تعداد مشتریان است، یک رویکرد این است که نیروی فروش خود را آموزش دهیم.توسعۀ پروندۀ کسب‌وکارپروندۀ کسب‌وکار حول هزینه‌ها و مزیت‌های به‌کارگیری CRM شکل می‌گیرد و به این سؤال پاسخ می‌دهد که «چرا ما باید در این پروژۀ CRM سرمایه‌گذاری کنیم؟» و درآمدها و هزینه‌ها را با یکدیگر می‌بیند. ساخت مبانی پروژه مدیریت ارتباط با مشتریان گام‌های این مرحله پایه‌گذاری پروژۀ (CRM) به‌صورت زیر است.شناسایی ذی‌نفعان مدیریت ارتباط با مشتری CRMذی‌نفعان شامل تمام کسانی است که با تغییرات ایجادشده توسط پروژۀ CRM می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرند یا بر آن تأثیر گذارند. مدیریت ارشد، کاربر هر سیستم جدیدی که ایجاد می‌شود، نیروهای ستادی بازاریابی، نیروی فروش، واحدهای خدمت دهنده به مشتری، شرکا، مشتریان و متخصصان IT همگی جزء ذی‌نفعان هستند. شناسایی تغییرات موردنیاز در مدیریتحتی پروژه‌های کوچک CRM نیز ممکن است چالشی در ارتباط با تغییر مدیریت ایجاد نمایند. برای مثال اتوماسیون نیروی فروش نیازمند جمع‌آوری و در داده‌هایی است که در حال حاضر به شکل فردی در کامپیوترها نگهداری می‌شوند؛ سپس این داده‌ها باید در اختیار تمامی اعضای تیم گذاشته شود.اگر نیروی فروش خیلی گسترده باشد، این افراد ممکن است حتی یکدیگر را تابه‌حال ندیده باشند. تغییر شیوۀ کاری و مقاومت آنان در برابر تغییر نیز موضوع بحث دیگری است که مدیر باید در نظر گیرد.بریم بخونیم :   تست ایده چیست ؟فرهنگ سازمان مدیریت ارتباط با مشتری CRMفرهنگ سازمان را رفتار افراد حاضر در آن می‌سازد و درواقع مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باورها و مقررات، فرهنگ سازمان را شکل می‌دهد. مطالعات اخیر نشان داده است که فرهنگ سازمانی پیش‌بینی خوبی از موفقیت یا شکست پروژۀ CRM ارائه می‌کند. فرهنگ سازمان باید متناسب با ساختار جدید، تغییر نماید.شناسایی احتیاجات مدیریت پروژهپروژۀ اجرای CRM مانند هر پروژۀ دیگری به زمان‌بندی و بودجه‌بندی احتیاج دارد. مدیر پروژه، فعالیت‌های لازم در خصوص اجرای این پروژه، زمان لازم برای انجام آن‌ها، منابع موردنیاز (شامل منابع مصرفی و غیرمصرفی) و خروجی هر فعالیت را تعیین می‌کند.شناسایی فاکتورهای حساسشناسایی فاکتورهای حساس موفقیت، لازمۀ موفقیت در هر پروژه‌ای است. فاکتورهای موفقیت، مشخصه‌ها و متغیرهایی هستند که می‌توانند بر خروجی کسب‌وکار اثر قابل‌توجهی بگذارند. این فاکتورها توسط مشاوران ارائه می‌گردند. برای مثال درگیری همۀ ذی‌نفعان در پروژه، تمرکز بر اتوماسیون فرآیندهایی که اثر زیادی بر هزینه‌ها و تجربۀ مشتری می‌گذارند.یک تعریف موردتوافق از موفقیت CRM و دیگر موارد می‌توانند جزء این فاکتورها باشد.توسعۀ برنامۀ مدیریت ریسک ادعا شده است که دو سوم پروژه‌های CRM با شکست مواجه شده است؛ پس وجود ریسک در این پروژه‌ها غیرقابل‌انکار است. در این مرحله باید ریسک‌هایی که می‌تواند منجر به شکست پروژه شود، شناسایی گردد. بعد از شناسایی این ریسک‌ها لازم است برنامه‌ریزی‌های اقتضایی صورت گیرد و استراتژی‌های تعدیل ریسک تعریف گردد.نیاز به تخصص و انتخاب شرکامدیریت ارتباط با مشتری CRM : مشخص کردن نیازها و انتخاب مناسب شرکا قدم بعدی در اجرای پروژۀ CRM است. که شامل موارد زیر می‌باشد.نقشه‌برداری فرآیند و اصلاح آناولین کار در قدم سوم، شناسایی فرآیندهای کاری‌ای است که نیاز به توجه (رسیدگی) دارند. این فرآیندها باید کاراتر و مؤثرتر گردند یا از اتوماتیک کردنشان صرف‌نظر کنیم. فرآیندهای کاری مجموعه‌ای از فعالیت‌ها است که توسط افراد یا تکنولوژی بخصوصی انجام می‌گیرد تا به خروجی مطلوب برسیم. به زبان ساده‌تر، فرآیندهای کاری شیوۀ انجام فعالیت‌ها توسط سازمان است.بازبینی داده‌ها و تحلیل فواصل پس از شناسایی فرآیندهای کاری که به رسیدگی نیاز دارند، مرحلۀ بعدی بررسی بازبینی داده‌های موردنیاز برای اجرای CRM و شناسایی کمبودها است. در این مرحله داده‌های موردنیاز برای اهداف CRM شناسایی شده و مکانی برای ذخیره این داده‌ها فراهم می‌شود. فاصلۀ میان هر آنچه موجود است و هر آنچه نیاز است ممکن است زیاد باشد.نوشتن درخواست برای پروپوزال (Request For Proposals)در این مرحله سندی تهیه می‌شود که در آن نحوۀ تفکر ما در رابطه با برنامۀ CRM خلاصه شده است. بسیاری از اطلاعات مراحل قبلی در RFP آورده می‌شود.بریم بخونیم :  آموزش مدیریت زنجیره تامینفراخوانی پروپوزالمرحلۀ بعدی دعوت از شرکای مستعد برای پاسخ به RFP نوشته‌شده است. می‌توان در RFP مشاهده کرد که پروژه‌های CRM گاهی اوقات به ورودی‌هایی از چندین پروسه، افراد و شرکای تکنولوژیکی متفاوت نیاز دارند.ارزیابی و گزینش شرکامرحلۀ بعدی انتخاب یک یا چندین شریک است. اگر RFP خوبی تهیه شده باشد، اولویت‌بندی شرکا و ارزیابی آنان راحت‌تر انجام می‌گیرد. به دو شکل می‌توان ارزیابی انجام داد: با وزن دهی به فاکتورهای مختلف، بدون وزن دهی به فاکتورها. اگر به فاکتورهای مختلف وزنی داده نشود بدین معنی است که اهمیت تمامی آن‌ها در نظر ما برابر است. بدیهی است که روش ارزیابی با تخصیص وزن مخصوص به هر فاکتور، نتیجۀ دقیق‌تری ارائه می‌دهد؛ اگرچه پرهزینه‌تر است.پیاده‌سازی پروژهتاکنون استراتژی CRM توسعه داده شده است، پروژه پایه‌گذاری شده است و نیازها و شرکای پروژه تعیین گردیده است. حال زمان اجرا است! اصلاح برنامۀ پروژهاولین کار در این مرحله اصلاح برنامۀ پروژه با کمک شرکا است. اکنون که شرکا به پروژه اضافه شده‌اند نیاز آنان را نیز باید در نظر گرفت.شناسایی نیازهای شخصی‌سازی در ارتباط با تکنولوژیبرای پاسخگویی به نیاز مشتریان لازم است تکنولوژی به کار گرفته‌شده، قابلیت شخصی‌سازی داشته باشد. اگر خریدار محصول ما، یک سازمان باشد ممکن است میلیون‌ها تومان برای خرید محصول ما خرج کرده باشد؛ حال اگر محصول ارائه‌شده به وی قابلیت شخصی‌سازی نداشته باشد و مجبور شود برای ایجاد تغییری کوچک محصول را به‌کلی عوض نماید.علاقه‌ای به خرید محصول ما نشان نخواهد داد و علاوه بر آن، مشتریان از این دسته بعضاً می‌خواهند که کدهای شخصی‌سازی‌شدۀ خودشان را در محصول داشته باشند.طراحی نمونۀ اولیه، تست، اصلاح و پخش مجددتست نسخۀ اولیه از محصولی که ایجاد شده است و دریافت بازخوردها از کاربران نهایی، مشخص می‌کند که آیا شخصی‌سازی بیشتری نیاز است یا خیر. این کار آن‌قدر صورت می‌گیرد تا محصولی مطابق با نیاز مشتری ارائه شود.ارزیابی عملکردانجام شده است؟» پاسخ داده می‌شود. در دسته از متغیرها در این مرحله می‌تواند اندازه‌گیری شود. خروجی‌های پروژه و خروجی‌های کاری. خروجی‌های پروژه در ارتباط با این است که آیا پروژه در زمان مقرر و با صرف بودجۀ مشخص‌شده، تحویل داده شده است یا خیر.ارزیابی خروجی‌های کاری به اهدافی که از قبل مشخص شده‌اند بازمی‌گردد؛ اینکه تعریف ما از موفقیت پروژۀ CRM چه بوده است و اینکه آیا به اهداف مطلوب رسیده‌ایم یا خیر.خلاصه بیشتر از  مدیریت ارتباط با مشتری CRMبرچسب ها: بازاریابی بازاریابی اینترنتی برندسازی دیجیتال مارکتینگ کارآفرینی کسب و کار کسب و کار اینترنتینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2024 09:19:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار بعد اصلی یک کارآفرین چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-p9oguywdmtol</link>
                <description>چهار بعد اصلی یک کارآفرین و تیم کارآفرین باید درست انتخاب کنید. در این حوزه شما برای طراحی کسب‌وکار چهار مولفه را حتما باید مشخص کنید.مثال‌های زیادی برای اثبات این مطلب وجود دارد. در حوزه خودروهای برقی کسی با سرمایه‌گذاری یک میلیارد دلار نتوانست، بازاری که تسلا با یک استراتژی دیگر آمد و گرفت به دست بیاورد و تمام سرمایه گذاری به سادگی روی هوا رفت، به خاطر اینکه توجه لازم به یکی از مولفه‌هایی که در رابطه با آن صحبت می‌کنیم نداشت.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]چهار بعد اصلی یک کارآفرین چیست ؟
چهار بعد اصلی یک کارآفرینشما در حوزه‌ای که وقتی می‌خواهید یک کسب‌وکار به عنوان یک کارآفرین طراحی کنید حداقل باید به چهار مولفه توجه کنید و انتخاب کنید. مهم ترین کلمه برای یک کارآفرین تکرار خواهم کرد، انتخاب است. شما همش باید انتخاب کنید و این انتخاب است که مسیر کسب‌وکار را می‌سازد.۱.      مشتری‌های شما چه کسانی هستند؟۲.     نیازشان چیست؟۳.     چه چیزی را قرار است به مخاطبین خود ارائه دهید؟۴.     و ارزشی که قرار است برایشان خلق کنید به چه صورت است؟و در واقع مارکتتان مشخص می‌کنید. تکنولوژی که به کار می‌برید از چه نوع تکنولوژی است؟ چه اتفاق آن هدف را برای شما محقق می‌کند؟ هویتتان چیست در حوزه هویت، فرهنگ و اساساً امکاناتتان چیست؟ بنیه مالیتان چقدر است؟ برندی که می‌خواهید بسازید با چه ماهیتی است؟ و اینکه شناخت دقیق از رقبایتان داشته باشید، بازار را بررسی کرده باشید و بدانید چه کسانی حضور دارند و با چه استراتژی‌هایی دارند.بریم بخونیم :  استراتژی مدل کسب و کار چیست ؟این چهار مولفه مشتری، تکنولوژی، و هویت سازمانی و رقبا، چهار بعد اصلی است که شما باید در موردشان به عنوان یک کارآفرین تصمیم‌گیری کنید.فرق میان استارت آپ ها و کمپانی ها چیست؟بین کمپانی‌ها و کلمه کارآفرینی با استارت آپ در فضای دنیا و جامعه ما با هم عجین شده است، یک فرق اساسی وجود دارد در این که کمپانی‌ها وقتی می‌خواهند یک کسب‌وکار راه بیندازند با استارتاپ‌ها به این صورت است که :کمپانی‌ها معمولاً دیتا دارند، داده های تاریخی یا دیتای قبلی دارند. از بازاری که می‌خواهند واردش شوند برداشت دارند. اما استارت آپ‌ها معمولا بدون دیتا هستند، یک تیم جوان، با انگیزه یا خبره انجام می‌دهد. این دو نقاط مثبت و منفی خودشان را دارند. کمپانی‌ها به خاطر داده های قبلی با ترس وارد می‌شوند، ممکن است دچار ترس یا خطا‌ی هاله‌ای شوند و نتوانند فرصت‌هایی که در بازار وجود دارد را ببینند، اما استارتاپ‌ها به دلیل عدم داشتن دیتاهای قبلی و نوع نگرشی که معمولاً کسب‌وکارها، کمپانی‌ها تلاش می‌کنند بر پایه دیتا تصمیم بگیرند، آنها بیشتر سعی می‌کنند حدس بزنند و راجع به رفتار بازار خلاقیت داشته باشند.مدیریت استراتژیک کارآفرینی چهار بعد اصلی یک کارآفریندو حوزه مدیریت استراتژیک و کارآفرینی، مستقل از یکدیگر رشد زیادی داشته‌اند. تأکید در هر دو حوزه بر چگونگی تطبیق سازمان با تغییرات محیطی و استفاده از فرصت‌ها برای افزایش میزان سودآوری است. در سال‌های اخیر بسیاری از صاحب‌نظران به ادغام و یکپارچه‌سازی مباحث استراتژیک با تفکر کارآفرینی پرداخته‌اند. آن‎ها معتقدند که کارآفرینی و مدیریت استراتژیک جدایی‌ناپذیرند و شناخت یکی بدون آگاهی و شناخت از دیگری دشوار به نظر می‌رسد. چهار بعد اصلی یک کارآفرینرویکرد استراتژیک به کارآفرینی باعث می‌شود تعادل بین فرصت‌آفرینی و مزیت آفرینی با تمرکز بر نوآوری حفظ شود. مفهوم کارآفرینی استراتژیک مجموعه فعالیت‌هایی را شامل می‎شود که شرکت باهدف بهره‌برداری از ابداعات و تشویق خلاقیت و نوآوری انجام می‌دهد. از سویی دیگر به نظر می‌رسد نگرش استراتژیک در کارآفرینی یک منطق مدیریتی است که مستلزم هماهنگی استراتژیک میان کارآفرینی و فعالیت‌هایی است که با امور استراتژیک یا هدف‌های سازمانی رابطه تنگاتنگ دارند.قطب نمای استراتژی‌ های کارآفرینیاین هم فرصتی است که معمولاً کلمه کارآفرینی با استارت‌آپ‌ها عجین است به خاطر این است که استارت‌آپ‌ها تلاش می‌کنند با نوآوری وارد یک بازاری شوند که معمولاً کمپانی‌ها نمی‌بینند یا شرایط و زیرساخت‌های ورود به بازار را برای این حوزه ندارند. ما بر پایه این موضوع چهار موضوعی که باید در مورد آن تصمیم‌گیری کنیم را با دوستان به اشتراک می‌گذاریم و آن هم قطب نمای استراتژی‌ کارآفرینی است.بریم بخونیم :  جذب مشتری جدید CAC چیست ؟آشنایی با چهار بعد اصلی یک کارآفرینقطب نمای استراتژی کارآفرینی چهار بعد دارد که از دو منظر سعی می‌کند فضای کسب‌وکار را تقسیم کند. این حوزه چهار قسمت پیدا می‌کند و این چهار قسمت چهار استراتژی مختلف را در هم دارد. در واقع با دو سوال این اتفاق شروع می‌شود، اینکه ما می‌خواهیم در فضای کسب‌وکار رقابت کنیم یا همکاری کنیم و اینکه می‌خواهیم دژی از تکنولوژی و زیرساخت را خودمان ایجاد کنیم یا می‌خواهیم در یک فضای وضع موجودی که کسب‌وکارهای دیگر موجود دارند، اصطلاح ترجمه فارسیش چیزی به نام طوفان در تپه هست، اینکه شما بیایید در فضای موجودی که وجود دارد مثل یک طوفان عمل کنید و روی آن فضا تاثیر بگذارید.پس دو سوال وجود دارد، یکی اینکه رقابت کنیم یا همکاری کنیم و اینکه بسازیم و یا از وضع موجود استفاده کنیم و زیرساخت‌های موجود، ترکیباً چهار بعد اصلی یک کارآفرین را به ما می‌دهد.۱ – ایجاد یک زیر ساخت جدیداولین استراتژی آنهایی که می‌خواهند زیرساخت‌های جدید را ایجاد کنند و از طریق همکاری می‌شود، اسم این استراتژی را استراتژی Intellectual Property یا دارایی‌های معنوی بگذاریم. این استراتژی معمولا بر روی نوآوری تمرکز می‌کند و پیدا کردن راهی برای خلق ارزش در بازارهای فعلی و تمرکز کردن روی ساخت نوآوری است. معمولاً این استراتژی یک کارخانه ایده است که سعی می‌کند Patent ایجاد کند، نوآوری‌هایی را ثبت کند و در اختیار کمپانی‌های بزرگ‌تر بگذارد.مثلاً چند روز قبل یکی از استارتاپ‌ها در یکی از شهرستان‌های ایران دیدم که یک موتور را با آب راه انداخته و مثال‌هایی از این دست، تلاش می‌کنند یک فناوری را می‌سازند، حق ثبت و مالکیت را برای خودشان می‌گیرند و در اختیار کمپانی‌های بزرگ می‌گذارند. مثال‌های خیلی زیادی دارد، مثال خارجی بخواهم بزنم شاید شما هر ضبط صوتی که دیده باشید که کنارش یک کلمه ای به نام Dolby دیده باشید.این یک اختراع ثبت شده است که ۵۰ سال پیش توسط آقای Dolby ثبت شده است و تمام کمپانی‌هایی که بخواهد از این زیرساخت استفاده کنند مجبور هستند به ایشان حق ثبت بدهند. پس این اتفاقی است که یک کمپانی با تمرکز برای ساخت تکنولوژی نوآورانه، یک ریزساختی ساخته و مالکیتش حق این Patentها است. این استراتژی باید اینگونه انتخاب کنید که اگر می‌خواهید در این حوزه کار کنید باید تمرکز کنید بر نوآوری و خلق ارزش برای کسب‌وکارهای موجود باشد.۲ – رقابت مستقیم با کمپانی های موجوددر تضاد این موضوع اگر بخواهیم رقابت کنیم و از آن سمت از وضع موجود استفاده کنیم، استراتژی‌ای به نام Destruction یا وقفه و شکستن بخواهیم معنی کنیم. در این استراتژی شما سعی می‌کنید وارد رقابت مستقیم با کمپانی‌های موجود شوید و از طریق سوپرایز کردن آنها و خلق ارزش برای مشتری، گوی سهم بازار آنها را کاهش دهید که شما نیاز به یک تیم با استعداد نیاز دارید که تشنه کار، تشنه‌ تغییر و تشنه هر رویارویی با هر اتفاقی باشند.بریم بخونیم :  حداقل محصول پذیرفتنی MVP چیست ؟این استراتژی نیازمند سرعت است. یعنی تیمی که هست باید از هیچ تغییر و رویارویی با هر تغییری که در بازار اتفاق می‌افتد و خودشان بعضی وقت‌ها مصوبش هستند و استراتژی‌هایی که کمپانی‌های بزرگ در مقابلشان انجام می‌دهند آمادگی‌اش را داشته باشد، انگیزه‌اش را داشته باشد، تشنه باشد، تشنه پول و جاه طلبی که بتواند این فضا را مدیریت کند. چون این فضا بسیار فضای پر چالشی است، شما وارد یک بازاری شدید که هر روز دارد از سمت کمپانی‌های بزرگ‌تر وارد چالشی می شویدکه  سعی می‌کنند شما را حذف کنند. یک جمله معروف است که می‌گوید در دنیای امروز سریع قوی را می‌خورد. این سرعت شما هست که می‌تواند تعیین کننده این استراتژی باشد.مثالی که هست، یک استارتاپ خارجی وجود داردکاری که می‌کند این است که به جای اینکه لباس توسط برندهای دنیا به فروش برسد، این استارتاپ تلاش می‌کند لباس را اجاره دهد. وقتی اجاره می‌دهد سهم مارکت بسیاری از آن کمپانی‌ها و برندهایی که در فشن دارند لباس تولید می‌کنند را کاهش می‌دهد و یک لباس را به ۱۰ نفر می‌دهد.( مثل لباس عروس) مصرف کننده بابت دریافت این موضوع خوشحال است و سهم بازار آنها را به شدت دارد دستکاری می‌کند و سهم جدیدی در بازار برای خودش ایجاد می‌کند در حالی که هیچ خلاقیتی در این حوزه وجود ندارد و دارد بر وضع موجود کار می‌کند.۳ – استراتژی خلق ارزشاگر برگردیم به همان دو سوال مهم قطب نمای کارآفرینی، رقابت کنیم یا همکاری کنیم و اینکه بسازیم و یا از وضع موجود استفاده کنیم و در قسمت بخواهیم همکاری کنیم و بر زیرساخت‌های موجود کار کنیم، این استراتژی‌ کارآفرینی به نام استراتژی خلق ارزش تعریف می کنیم. در این استراتژی معمولاً سعی می‌کنیم برای بازی نقش‌آفرینی موجود بازار تلاش کنیم که اینها در مسیری که دارند برای مشتری‌هایشان خلق ارزش می‌کنند، ما یک قسمتی از کار را بگیریم و به اینها کمک کنیم.به طور مثال آنلاین کردن یک سوپر مارکت و تولیدکنندگان و کسانی که دارند این کار را انجام می‌دهند. استارتاپ‌های که در این حوزه Market Place درست می‌کند و بازار معاملاتی درست می‌کنند که خریدار‌ها از تامین کننده‌ها جنس تهیه کنند، در واقع آن‌ها دارند با سود بیشتر تولید کنندگان و تامین کنندگان دیگر همکاری می‌کنند و خودشان هیچ ذی‌نفع مستقیم نیستند و بیزینس‌های آنها را بزرگ می‌کند و یک حاشیه سودی را برای خودشان بر می‌دارند. این هم استراتژی خلق ارزش می کنند . بسیاری از استارت‌آپ‌هایی که امروز در ایران فعالیت می‌کنند را ببینید، معمولا دارند از این استراتژی استفاده می‌کنند برای استراتژی اصلی کسب‌وکارشان است.بریم بخونیم :  پرسونا کسب و کار چیست ؟۴ – استراتژی معماری یک کسب‌وکاراستراتژی‌ کارآفرینی آخر که شاید چالشی‌ترین استراتژی باشد، استراتژی معماری یک کسب‌وکار است. استراتژی معمار استراتژی است که خلق ارزش و بازار را با همدیگر به عهده می‌گیرد و زیرساخت‌ها را خودش آماده می‌کند، بازار‌های خودش را می‌سازد و در این مسیر تمام چالش‌های پیش رویش را می‌گیرد.معمولا از طریق یک زیرساخت کامل کسب‌وکار اتفاق می‌افتد. زیرساختی که هم نوآوری دارد، هم بازار دارد و معمولاً توسط سرمایه‌گذاری‌های زیادی اتفاق خواهد افتاد.گونه‌های استراتژی کارآفرینیدر هر رشته و موضوع علمی اغلب دیدگاه‌ها، تئوری‌ها و الگوهای متنوع، تکاملی و رقیب وجود دارند که مبنا و پایه‌های اساسی آن رشته را تعیین می‌کنند. مدیریت استراتژیک کارآفرینی فرآیندی است که سازمان می‌خواهد به‌وسیله آن بین سرمایه انسانی، اجتماعی و هوشی کارآفرین با نیازهای استراتژیک سازمان ارتباط برقرار کند، در آن صورت استراتژی کارآفرینی و به تبع آن شکل‌گیری کارآفرینی سازمانی به عنوان یکی از انواع کارآفرینی که جزئی از سازمان است، نقشه‌ راهی می‌شود که رهبران سازمان برای حفظ این رابطه از آن استفاده می‌کنند.الگوهای هماهنگی استراتژی کارآفرینیموضوع هماهنگی یکی از اهداف مهم مدیریت استراتژیک و به‌عنوان عامل ایجاد هم‎افزایی در سطوح مختلف سازمان مطرح است. آنچه مدیران همه‌ی سازمان‌ها در آن اشتراک دارند، تلاش برای شکل‌دهی مجموعه‌ای هماهنگ است که بتواند اهداف گوناگون را محقق سازد. هماهنگی که بتواند در سطوح مختلف سازمان ازجمله زیرسیستم‌ها و ارتباط با سیستم‎هایی که محیط سازمان را تشکیل می‎دهند به‌طور موفق آمیزی برقرار شود و جوابگو باشد.جهت هماهنگی و انسجام بین استراتژی کارآفرینی و سایر عناصر سازمانی و فردی، لازم است تا الگویی را به‌عنوان محور قرار داد. در معرفی چند الگو برای این منظور می‌توان به الگوی بخردانه (عقلایی، سلسله مراتبی) که با نگرش عقلایی ـ منطقی و متکی بر استراتژی سازمان طراحی‌شده‌اند اشاره کرد، الگویی که به علت سهولت و سادگی و با اتکا به منطقی روشن مورد استفاده قرار می‌گیرند.الگوی فزاینده (طبیعی، دایره‌ای) الگوی دیگری است که در فرآیند تدوین استراتژی کارآفرینی، به نقش عوامل سیاسی و نهادی درون و بیرون سازمان بیشتر از محاسبات و عوامل کمی و فنی، توجه نشان می‌دهد. الگوی یکپارچه (ترکیبی، همه‌جانبه) الگوی دیگری است که به طراحان استراتژی این امکان را می‌دهد تا ضمن بهره‌مندی از مزایای هر دو الگوی بخردانه و فزاینده، با ملاک قرار دادن معیارهای محوری، اولویت‌های کلی سیستم را تعیین کرده و در استراتژی بگنجاند، به‌طوری‌که کلیه‌ی گروه‌های ذینفع مطابق مبانی و اصول موردنظر، هدایت و مدیریت شوند.با این حال، تعریف فرایند کارآفرینی در کتابهای کارآفرینی و آموزش آن در دوره‌های کارآفرینی بسیار رایج است. موارد زیر، از جمله مزایای آشنایی با فرایند کارآفرینی محسوب می‌شوند:مدرس کارآفرینی می‌تواند با تعریف فرایند، به مطالب و نکات خود، نظم بدهد و به این شیوه، ساختار مناسبی برای آموزش کارآفرینی تعریف و ترسیم کند.کسی که در کلاس کارآفرینی حاضر شده یا قصد دارد به شکلی رسمی‌تر با کارآفرینی آشنا شود، می‌تواند از فرایند کارآفرینی الهام بگیرد و ارتباط سرفصل‌های مختلف در درس کارآفرینی را بیشتر بهتر درک کند.فرایند کارآفرینی می‌تواند مانند یک چک لیست عمل کند. یعنی کسی که با کارآفرینی به شکل آکادمیک یا تجربی آشنا شده است، می‌تواند به این شیوه، نواقص خود را بیابد و برای تکمیل دانسته‌های خود، برنامه ریزی کند.فرایند کارآفرینی می‌تواند ابزار مناسبی برای عارضه یابی باشد. به این معنا که اگر کارآفرینان در مسیر خود، با مانع و مشکل جدی مواجه شدند، ممکن است با مرور این فرایند، ایده‌هایی برای خروج از بن‌بست‌ها و عبور از موانع در ذهن‌شان شکل بگیرد.بریم بخونیم :  بخش بندی بازار چیست ؟با این مقدمه، ما هم قصد داریم کمی درباره‌ی فرایند کارآفرینی صحبت کنیم.آشنایی با فرایند کارآفرینینه‌تنها بخشی از نویسندگان و متفکران حوزه‌ی کارآفرینی، با تعریفِ مفهومی تحت عنوان فرایند کارآفرینی موافق نیستند، بلکه در میان آن‌ها که به تعریف فرایند کارآفرینی پرداخته‌اند نیز، اتفاق‌نظر و توافق کامل وجود ندارد.برخی از مدل‌ها، تفاوت‌های جزئی با یکدیگر دارند و برخی دیگر، الگوهای کاملاً متفاوتی را پیشنهاد کرده‌اند.سابقه کار آفرین و کارآفرینی در ایرانطی یک دهه از اجرای برنامه SIYB توسط ILO در کشورهای مختلف جهان، بیش از صد هزار کارآفرین تحت آموزش قرار گرفته‌اند. با استفاده از الگوی SIYB و تجارب ارزنده‌ای که از اجرای آن به دست آمده و با توجه به شرایط اقتصاد ایران، چارچوبی برای تشکیل دوره‌های آموزشی کار آفرینی در ایران در قالب طرح «ستاد آموزش کارآْفرینی ایران» (SAKA) طراحی و ارائه شده است. همچنین مؤسسه کار و تأمین اجتماعی با استفاده از منابع بین‌المللی کار (ILO)، طرح آموزش کار افرین را در سال 1367 ارائه نمود و هم‌زمان با تدوین نظام جدید آموزشی، در سال 1368 «کارآفرینی» را به‌عنوان یکی از دروس رشته کار و دانش پیشنهاد کرد. در طرح آموزش و درس کارآفرینی تأکید شده است که «آموزش برای ایجاد اشتغال با مزد» دیگر تنها راه‌حل مقابله با مشکل فزاینده بیکاری نبوده و قلمرو آموزش از فرهنگ «برای دیگران کار کردن» فراتر رفته است.وزارت کار و امور اجتماعی نیز در راستای وظایف و اهداف خود، به کار آفرینی به‌عنوان یک راهکار مؤثر در ایجاد اشتغال نگریسته و در این زمینه اقداماتی به عمل آورده است. ازجمله اهم این اقدامات می‌توان به برگزاری جشنواره اشتغال و کارآفرینی در مهرماه سال 1383 اشاره کرد. این جشنواره که در تاریخ 14 و 15 مهرماه سال 1383 در مجموعه فرهنگی ورزشی وزارت متبوع با همکاری سازمان همیاری اشتغال فارغ‌التحصیلان برگزار شد، اهداف زیر را دنبال می‌کرد:شناسایی و معرفی طرح‌ها و تلاش‌گران برگزیده در حوزه اشتغال و کار آفرینیترویج و اشاعه فرهنگ کارافرینی به‌منظور ایجاد اشتغال بیشترفراهم ساختن زمینه مناسب برای رقابت سازنده در این عرصه.این جشنواره دارای برنامه‌های آموزشی و ترویجی نیز بود ازجمله سه کارگاه آموزشی در زمینه‌های:روش جذب و تأمین سرمایه برای راه‌اندازی کسب‌وکارروش تهیه طرح کسب‌وکارمدیریت توسعه بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط (SMEs)همچنین جلسات و نشست‌های تخصصی در زمینه‌های اخلاق و فرهنگ کار، مشاوره شغلی، حقوق و قوانین کار و … نیز برگزار شد.کارآفرینی چیست و کارآفرین کیست؟مدیران کارآفرین که متولیان به‌حق توسعه هستند منتظر تغییرات محیط نمی‌نشینند، بلکه خود تغییر و دگرگونی ایجاد می‌کنند، انجماد رفتارهای موجود را می‌شکنند، نگرش‌ها را تغییر می‌دهند و با اندیشه خود تغییرات را در افراد تثبیت می‌کنند. هدف آن‌ها ایجاد تحول و نوآوری در راستای منافع و اهداف سازمان است. مدیر کارآفرین نایابی و گرانی را با ابتکارات در فناوری تولید، جایگزینی مواد اولیه و سایر اقدامات بی‌اثر یا کم اثر ساخته و حتی از آن برای پیشبرد اهداف استفاده می‌کند.بریم بخونیم :  استقرار کسب و کار چیست ؟مدیران کارآفرین تسلیم محیط نیست، با پیش فعالی زمام امور را در دست می‌گیرد و سوار بر موج تغییرات محیط، به مقاصدش دست می‌یابد. در مقابل تغییرات مثبت مقاومت نکنیم، کار آفرینی را بپذیریم و برای ایرانی آرمانی و مطرح در سطح جهانی بیندیشیم و عمل کنیم.کار و کارآفرینی به معنای جدایی از کسب و کار فعلی است؟کسانی که به کار و کارآفرینی و تجارت مستقل فکر می‌کنند را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:آن‌هایی که در حال حاضر، مشغول به کار هستند.کسانی که اکنون در کسب و کار یا سازمان خاصی حضور ندارند و شاغل نیستند.گروه اول در مقایسه با گروه دوم، با یک چالش مهم هم روبرو هستند: با کسب و کار فعلی خودم چه کنم؟ به خاطر داشته باشید که کارآفرینی الزاماً با ترک شغل فعلی انجام نمی‌شود.دو گزینه‌ی دیگر هم در مورد شرایط کارآفرینی وجود دارد، که نباید از آن‌ها غافل شوید:گزینه‌ اول: کارآفرینی درون‌سازمانیاگر مدیران و همکاران شما در محل کار در شغل فعلی، هوشمندی کافی را داشته باشند، ممکن است بتوانند فضایی را ایجاد کنند که به یک کارآفرین درون سازمانی تبدیل شوید.کارآفرین درون سازمانی یا کارآفرین سازمانی (Intrapreneur) کسی است که برای ارزش آفرینی و نوآوری، ساختار و کسب و کار فعلی خود را ترک نمی‌کند و البته قدرت و اختیار بیشتری به او داده می‌شود تا بتواند ایده‌هایش را عملی کند.گزینه‌ دوم: کارآفرینی پاره وقتممکن است فضای شغل فعلی شما به‌گونه‌ای باشد که امکان کار افرینی سازمانی برایتان فراهم نشود. به این معنا که یا مدیران و اطرافیان، چنین ظرفیتی ندارند، و یا این‌که اصلاً زمینه‌‌ای که مد نظر شماست، ارتباطی با محل کار فعلی‌تان ندارد.در این حالت، یک گزینه می‌تواند کارآفرینی پاره‌وقت باشد. به این معنا که زمان‌های خارج از ساعات کار رسمی خود را به راه اندازی کسب و کار جدید اختصاص دهید.البته این شیوه‌ی کار کردن، اما و اگر‌های خودش را هم دارد. مثلاً این‌که ممکن است کار جدید، نیازمند وقت و منابع بیشتری باشد و برای مدیریت حساب و کتاب‌ها نیز به یک نرم افزار مالی نیاز باشد و نیز این‌که کارافرینی پاره‌وقت را نمی‌توان برای مدت طولانی ادامه داد و به هر حال، باید در نقطه‌ای، از کسب و کار فعلی خود جدا شوید.انواع رهیافت‌های کارآفرینیمعمولاً در زمینه و تحقیق کارآفرینی از دو رهیافت عمده استفاده می‌شود که عبارت‌اند از:رهیافت محتوایی یا صفات مشخصه (خصیصه)رهیافت فرایندی یا رفتاریرهیافت محتواییهدف از به‌کارگیری رهیافت محتوایی، متمایز ساختن کارآفرینان از غیر کار افرینان و تعیین ویژگی‌های آنان است. بر این اساس ویژگی‌های شخصیتی کارآفرین عبارت‌اند از: نیاز به توفیق طلبی، تمایل به قبول مخاطره، برخورداری از مرکز کنترل درونی، داشتن روحیه خلاق و تحمل ابهام.بریم بخونیم :  انواع استارت آپ‌ چیست ؟رهیافت فرآیندیهدف از به‌کارگیری این رهیافت، تمرکز بر شناسایی فعالیت‌های کارآفرینان و بیان ماهیت کار آفرین است. در قلمرو مطالعه این رهیافت، بررسی همه عوامل اثرگذار در تأسیس یک شرکت جدید، مانند محیط، فرد، فرایند و سازمان مدنظر قرار می‌گیرد. برای مثال مواردی نظیر دسترسی به سرمایه، حضور کارآفرینان مجرب، وجود نیروی کار ماهر (ازنظر فنی)، میزان دسترسی به عرضه‌کنندگان، مشتریان یا بازارهای جدید بررسی می‌شوند. افراد نیز از نظر دارا بودن خصوصیات کار آفرینی مورد بررسی قرار می‌گیرند. حالا که با انواع رهیافت های کارآفرینی آشنا شدید، باید در مورد باور‌ها و تصورات غلط در مورد کار آفرینی بدانید.تصورات غلط در کارآفرینی چیست؟کارآفرینی موفق فقط یک ایده بزرگ نیاز دارد: ایده بزرگ فقط قسمتی از موفقیت در کار آفرینی است. درک نیازهای مراحل متفاوت فرایند کارآفرینی، استفاده از روشی سازمان‌یافته به‌منظور گسترش و مدیریت کسب و کار کارآفرینانه و از عهده چالش‌های مدیریت برآمدن، عناصر کلیدی برای موفقیت هستند.کار افرینی آسان است: شاید فکر کنید به دلیل پیگیری علایقتان و علاقه شدید به موفقیت، فرایند کار افرینی آسان است. تعهد، تصمیم (نیت) و سخت‌کوشی لازمه آن است. کارآفرینان سختی‌ها را تجربه می‌کنند و باوجود سختی‌ها ادامه می‌دهند!!کارآفرینی یک شرط‌بندی مخاطره‌آمیز است: کارافرینی مخاطرات حساب‌شده است. کارآفرینی موفق یعنی اجتناب از مخاطرات تخمین نزده یا به حداقل رساندن مخاطرات.کار آفرین فقط در کسب‌وکارهای کوچک یافت می‌شود: کار آفرینی در هراندازه سازمانی یافت می‌شود.کسب‌وکارهای کوچک و کارآفرینانه همانند هم هستند: البته تفاوت‌هایی بین کسب‌وکار کارآفرینانه و کسب‌وکار کوچک وجود دارد که جدول زیر برخی از آن‌ها را نمایش می‌دهد: smallBusinessEntrepreneurialVentureمالکیت،مدیریتوسرمایه‌گذاریمستقلوجودنوآوریتعدادکارکنانکمتراز100نفراهداف،سودآوریورشدهستندبرنوآوریتأکیدنمی‌کندفرصت‌هاراجستجومی‌کندتأثیرکمبرصنعتاشتیاقبهمخاطرهپذیری در تعریف کارافرینی، کسب‌وکارهای کوچک الزاماً کارآفرینانه نیستند، خلاقیت و به دنبال فرصت‌ها بودن لازمه کار افرینی است. کسب‌وکارهای کوچک می‌توانند رشد کنند و تبدیل به کسب‌وکار کار آفرینانه شوند. البته در مورد تعداد کارکنان نظرات مختلفی وجود دارد. مثلاً در تعریف دیگری، شرکتی با کمتر از 500 پرسنل در حیطه کسب‌وکار کوچک قرار می‌گیرد.معنی کار افرین چه تفاوتی با مدیریت صرف دارد؟کار آفرین ها بیشتر بر مبنای روال‌های اکتشافی تصمیم می‌گیرند. مدیران اطلاعات آماری، اعتبار و… را بررسی می‌کنند و رشد بیشتر در آینده را با بودجه‌های عددی خود مقدور می‌کنند. مدیریت صرف بر مبنای واقعیت‌ها است ولی هدف یک کارآفرین بر مبنای باورها و تجربیات مهم است.بریم بخونیم :  گزاره فروش منحصر به فرد چیست؟کارآفرینان جهش‌های ذهنی دارند و همیشه از سیستم خطی تفکر مدیریتی استفاده نمی‌کنند. کارافرینان در شرایط پر ابهام و عدم قطعیت تصمیم‌گیری می‌کنند. تصمیم‌گیری بر مبنای واقعیت گاه رویارویی با فرصت جدید را هزینه‌بر و غیرممکن می‌سازد. مدیریت کارآفرینی تلفیقی از این دو مقوله خواهد بود و کارآفرینی سازمانی را مطرح می‌کند.عوامل کلیدی کارآفرینیشش عامل کلیدی در مورد کار آفرینی وجود دارد که عبارت‌اند ازشناخت هدفداشتن افقبه‌کارگیری خلاقیت‌های ذهنیجامعه‌گرا و جامعه‌پذیر بودنشهامت، ابتکار، امیدوار و ریسک‌پذیر بودنواقع‌بینانه برخورد کردن با تفاوت بین خلاقیت‌ها و فرصت‌هامزایا و منافع در فرایند کارآفرینی چیست؟کار افرینی عامل ترغیب و تشویق سرمایه‌گذاری است.کار آفرینی عامل تحریک و تشویق حس رقابت است.کار آفرینی عامل تغییر و نوآوری است.کار افرینی باعث ایجاد اشتغال می‌شود.کارآفرینی کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد.کار افرینی موجب توزیع مناسب درآمد می‌شود.بنا بر منافع مذکور، امروزه در تمام سرمایه‌گذاری‌های دنیا سعی بر این است که مغزهای متفکر صنعتی را شناسایی و جذب کنند به دلیل اینکه دنیای امروز، جهان علم و تکنولوژی است و ارزش اصلی تولید در مغز انسان‌ها نهفته است.انواع کارآفرینی و اهداف اصلی کارآفرینانانواع کارآفرینی را به دو دسته فردی (مستقل) و سازمانی تقسیم می‌کنند. آنچه تاکنون گفته شد به‌صورت عام بود. اما به شکل جزئی‌تر تفاوت‌هایی میان این دو نوع کار آفرینی وجود دارد.شغل کارآفرینی چیست؟کارآفرینی سازمانی نیز بر اساس نوآوری است. کار افرین مستقل به دنبال این است که بازار محصولات را درید قدرت خویش بگیرد ولی کارآفرین سازمانی علاوه بر بازار بر مسائل سازمانی نیز باید فائق آید. در سازمان کار آفرینی منابع برای اجرای ایده‌ها راحت‌تر تخصیص می‌یابد. در سازمان کارآفرین، کیفیت در همه ابعاد نهادینه شده است.در این سازمان خودانتخابی وجود دارد و کارآفرینان منتظر دستورات از بالا نیستند، سرپرستان نیز منابع و زمان را در اختیارشان می‌گذارند. مثلاً در جنرال موتورز کارکنان اجازه دارند تا 15% وقت خود را صرف پروژه‌های منتخب کنند. درواقع خودشان کار را شروع می‌کنند ولی کار واگذار نمی‌شود و فرد از ابتدا تا انتها در تیم پروژه باقی می‌ماند. در چنین سازمانی انجام دهنده تصمیم می‌گیرد چراکه وقتی لایه‌های سازمانی زیاد باشد سرعت تصمیم‌گیری پایین می‌آید.کارآفرینی سازمانی فرایندی است که در آن محصولات یا فرایندهای نوآوری شده از طریق ایجاد فرهنگ کار افرینی در یک سازمان، به ظهـور می‌رسند. کارآفرینی سازمانی از منابـع و حمـایت سازمان برخـوردار است. نوآوری می‌تواند در زمینه محصولات جدید، فرایندهای سازمانی و روش‌های مدیریتی باشد. در سازمان کارآفرین همه کارآفرین‌اند و مدیر کارآفرین در رأس قرار دارد.بریم بخونیم :  ماموریت شرکت چیست ؟کارآفرین سازمانی کسی است که تحت حمایت یک سازمان، محصولات، فعالیت‌ها و تکنولوژی جدید را کشف و به بهره داری می‌رساند.انواع کار آفریننوظهور (در آغاز یک کسب‌وکار قرار دارد)مبتدی (سابقه کسب‌وکار قبلی ندارد)کهنه‌کار (سابقه فعالیت در کسب‌وکار دارد)ترتیبی یا زنجیره‌ای (دائماً در حال تغییر کسب‌وکار است)مجموعه‌ای (کسب‌وکار اصلی را حفظ می‌کند و کسب‌وکارهای دیگری (اضافی) را آغاز می‌کند)یک کارآفرین در هر شرایط و مرحله‌ای که باشد، باید در مورد مدیریت درست هزینه‌ها و مالیات شرکت ها بداند.فرهنگ کارآفرینی در کسب و کار کارآفرینیکارآفرینی به فرهنگ خاصی نیاز دارد و افراد تمایل و توانایی کمی در زمینه کار افرینی دارند. همچنین افراد در مقابل تغییر مقاومت می‌کنند (رفتار سازمانی). به همین علت و با توجه به اهمیت کارآفرینی در اقتصادهای نوین (شرکت‌های کوچک و متوسط) دولت‌ها درصدد آموزش‌های لازم برمی‌آیند. موفق‌ترین کشور در این زمینه امریکا است.متأسفانه در کشور ما روحیه “کارمندی و رئیس- مرئوس”وجود دارد تا کارآفرینی و ریسک‌پذیری. فرهنگ را باید مجموعه‌ای از باورها، آیین‌ها، اندیشه‌ها، آداب‌ورسوم و ارزش‌های حاکم بر جامعه دانست. فرهنگ در سطح جامعه و گروه و در تعامل میان آن‌ها معنا می‌یابد و شیوه برقراری ارتباط بین افراد را بیان می‌کند.فرهنگ نظامی فکری است که در رفتار افراد نمود پیدا می‌کند. در نگرشی کلی «فرهنگ شیوه زندگی» است از این رو فرهنگ در حال تحول است. ارتباط میان فرهنگ و کارافرینی از دو سو قابل‌بحث است. از یک‌سو تأثیری که کارآفرینی بر تحولات فرهنگی جامعه دارد و از سوی دیگر بستر فرهنگی جامعه برای پذیرش این مقوله. کارآفرینی با ایجاد فرصت‌های شغلی، تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی، زمینه‌ای برای ارتقای سطح فرهنگ استبا برآورده شدن نیازهای اولیه زندگی زمینه برای بروز نیازهای عالی ایجاد می‌شود که با هدایت در مسیر درست موجب شکوفایی افراد می‌شود (سلسله نیازهای مزلو). نوآوری از خصوصیات کارآفرینی است و موجب تولید خدمات و محصولات متنوع می‌شود، محدوده انتخاب گسترده‌تر شده و زندگی آسان‌تر می‌شود.با بالا رفتن سطح رفاه و آسایش، اوقات فراغت افراد بیشتر می‌شود و بیشتر به فعالیت‌های فرهنگی می‌پردازند. این امر در درازمدت موجب افزایش سطح فرهنگی جامعه می‌شود. از سوی دیگر شکل‌گیری کارآفرینی روش‌های خاصی را می‌طلبد که بر پایه ارزش‌های ویژه‌ای استوار شده است.فرهنگ سازمانی کار آفرینی یعنی چه؟باورها، ارزش‌ها و هنجارهای رفتاری بین اعضای سازمان که بر روش انجام کار آنان تأثیر می‌گذارد فرهنگ سازمانی نامیده می‌شود. فرهنگ یک درک است. افراد فرهنگ سازمان را بر اساس آنچه در سازمان می‌بینند، می‌شنوند و تجربه می‌کنند، درک می‌کنند. اگرچه افراد کارهای متفاوتی در سازمان دارند، تعریفی مشابه از فرهنگ سازمان خود دارند. هر طور که سازمان درک شود فرهنگش توصیف می‌شود.بریم بخونیم :  پرسونا کسب و کار چیست ؟اشکال فرهنگ سازمانینوآوری و مخاطره پذیری: مقداری که کارکنان به نوآوری و مخاطره پذیری تشویق می‌شوند.توجه به جزئیات: میزانی که از کارکنان انتظار می‌رود کارهایشان را از طریق بررسی و توجه به جزئیات با دقت انجام دهند.خروجی گرایی: مقداری که نتایج و خروجی‌ها مهم‌تر از روش‌ها و فرایندهای استفاده شده است.مردم‌گرایی: چقدر تصمیمات سازمانی، تأثیر بر افراد سازمان را هم در نظر می‌گیرند.تیم گرایی: میزانی که کارها به‌جای افراد توسط گروه‌ها انجام می‌شود.پیش‌گامی: میزانی که افراد سازمان پیش‌گام هستند و حس رقابت دارند نه اینکه آسان‌گیر باشند.ثبات: مقداری که تصمیمات سازمانی و اقدامات بر حفظ وضع موجود و ایستادگی در مقابل تغییرات تأکید می‌کنند. برای مثال یک سازمان می‌تواند اهمیت زیادی به ثبات بدهد ولی به تیم گرایی کمتر. اینکه یک سازمان به هر یک از این موارد چه مقدار اهمیت می‌دهد تصویری ترکیبی از فرهنگ سازمان ایجاد می‌کند.مشکلات و موانع شرایط کارآفرینی در سازمانطبیعت ناپیوستگی در سازمان‌های بزرگ: وجود مشکلات ارتباطی میان کارکنان و مدیریت. به دلیل وجود لایه‌های متعدد برای تصمیم‌گیری، امکان از بین رفتن ایده در هر قسمت سازمان وجود دارد.منافع کوتاه‌مدت: در سازمان‌های بزرگ سود کوتاه‌مدت معیار موفقیت است (برای جلوگیری از کاهش ارزش سهام)عدم وجود فرهنگ کارافرینی: کارآفرینان زندگی پرخطری را ترجیح می‌دهند ولی سازمان آن‌ها را تشویق نمی‌کند.ویژگی‌های شخصیتی مدیران کارآفریندر این مورد در تعریف کار آفرین نظرات زیادی در دسترس است ولی در بسیاری از موارد توافق وجود دارد. انگیزه بالا، اعتمادبه‌نفس زیاد، توانایی درگیرشدن برای مدت طولانی، سطح انرژی بالا، درجه بالای ابتکار، توانایی هدف‌گذاری، متعادل در پذیرش ریسک و مصر برای حل مشکلات. در تقسیم‌بندی دیگر، اصرار و پیگیری زیاد، میل و توانایی خود رهبری و نیاز نسبی به استقلال، میل به پول و مقام، شک اندک به خود، نگرانی ناچیز، توانایی خطر کردن بدون دلواپسی، انجام کار بیش از نیاز و بیشتر از دیگران و …نقش خانواده در توسعه کار و کارآفرینیکار آفرینی فرایندی اکتسابی است و خانواده در شکل‌گیری این فرایند نقش اساسی دارد. خانواده می‌تواند پویایی و تحرک را به عمق وجود افراد تحت نفوذ خود تزریق کند، طوری که فرد و جامعه در محیطی هماهنگ به تعامل بپردازند قالب‌های اجتماعی نوآورانه شکل گیرد. نقش خانواده به‌عنوان کانون ایجاد نوآوری و خلاقیت در افراد انکارناپذیر است. تحقق این امر بستگی به میزان توجه والدین به فرزندان از تولد تا شکل‌گیری شخصیت آن‌ها دارد. وقتی والدین در عرصه کسب‌وکار تلاش‌گر ظاهر شوند نتایج آن تأثیر مثبتی بر فرزندان دارد و باعث می‌شود آن‌ها ذهن خود را به ادامه حرفه والدین یا شغلی جدید معطوف کنند.بریم بخونیم :  جذب مشتری جدید CAC چیست ؟برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ارزش تلقی می‌شود. چنین طرز تلقی از دنیای اطراف ذهن فرد را به خلق ایده‌ای نو و استقلال اقتصادی دگرگون می‌سازد. نوجوان یا جوان ایده خود را در خانواده مطرح می‌کند. می‌تواند از تجربیات والدین و احتمالاً از حمایت مالی و اجتماعی آن‌ها بهره ببرد. میزان تحصیلات، نوع شغل والدین، ساخت خانواده، روابط والدین و فرزند، درآمد خانواده و میزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل‌گیری فرهنگ کار در خانواده تأثیر دارد. به ثروتمندان توصیه می‌شود اجازه دهند فرزندانشان طعم سختی را بچشند، با مشکلات روبرو شوند، شکست را احساس کنند و مقدار اندکی از سرمایه خود را در اختیار آنان بگذارند. در خانواده‌های ثروتمند فرزندانی بوده‌اند که خود، این رویه را پیش‌گرفته‌اند. بسیاری از افراد موفق در کسب و کار و کارآفرینی از طبقه محروم جامعه ظاهر شده‌اند.تجارب فرایند کار افرینی چند کشور جهاناولین کشوری که ترویج فرهنگ کار آفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد ژاپن بود. اولین مؤسسه در توکیو در سال 1956 میلادی آغاز به کار کرد. در سال 1958 سازمان آموزش‌وپرورش ژاپن طرحی را برای اشاعه فرهنگ و اهمیت کارآفرینی تحت عنوان سربازان فداکار اقتصادی ژاپن، پیاده و اجرا کرد. بر اساس این طرح از افراد از سطح دبیرستان‌ها به مسئله کار آفرین پرداخته و آموزش دیدند که در حین تحصیل چگونه کار کنند و به دنبال کسب سود باشند و چگونه کشورشان را از وابستگی صنعتی رهایی دهند. به‌تدریج مسئله و تعریف کارآفرینی در ژاپن به سطح دانشگاه‌ها هم کشیده شد. اکنون در ژاپن بیش از 250 مؤسسه بزرگ کار افرینی وجود دارد.بین سال‌های 1970 تا 1992 میلادی بیش از 96 درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برتر تبدیل کند توسط کارآفرینان صورت گرفت. البته ناگفته نماند حمایت‌های دولت هم در این زمینه نقش مهمی داشته است. در انگلستان، دولت به دانشگاه‌ها جهت آموزش و کار آفرینی یارانه‌هایی می‌پردازد. در هلند، برای پرسنل SME آموزش‌های حرفه‌ای گذاشته شد به‌طوری‌که در سال 1998، 32 درصد از SME درگیر آموزش حرفه‌ای بوده‌اند. همچنین در ایتالیا، 855 دوره کسب‌وکار برای 10000 نفر شرکت‌کننده در بیش از 20 دانشگاه ارائه شده است.خلاصه چهار بعد اصلی یک کارآفرین 📷چهاربعداصلییککارآفرین برچسب ها: کارآفرینی کسب و کارنوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2024 08:40:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Minimum viable product چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/minimum-viable-product-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-r3rdukneqdkm</link>
                <description>حداقل محصول قابل ارائه به چه معناست؟ بحث Minimum Viable Product که با مخفف MVP شناخته می‌شود، نامی آشنا در زمینه تحلیل کسب و کار و ارتباط با مشتری است. این اصل را به جهت ارائه محصول به مشتری با حداقل امکانات لازم در نظر می‌گیرند.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]Minimum viable product چیست ؟ابتدا پیش از هر چیزی، پاسخ می‌دهیم MVP چیست و چه کاربردی دارد. MVP مخفف Minimum Viable Product به معنای «حداقل محصول قابل پذیرش» است. این اصطلاح توسط فرانک رابینسون (Frank Robinson) ابداع شد و اریک ریس رواج‌دهنده‌ی اصلی آن در جهان شناخته می‌شود. او معنای حداقل محصول قابل ارائه را به صورت زیر تعریف می‌کند:« Minimum viable product حداقل محصول قابل پذیرش نسخه‌ای از محصولی جدید است که تیم‌ها برای جمع‌آوری حداکثر میزان اطلاعات معتبر از بازخوردهای مشتریان و آگاهی از نوع رفتار آنان نسبت به محصول مورد نظر با صرف کمترین تلاش و هزینه عرضه می‌کنند.»Minimum viable product به طور مثال از Minimum viable productممکن است شما ایده خوبی برای یک محصول، پلتفرم، برنامه تلفن همراه یا تجارت الکترونیکی داشته باشید. این ایده باعث رشد شرکت شما می‌شود و علاوه بر این به روسای شما نشان می‌دهد که چه کارمندی با انگیزه‌ای هستید. شما می‌خواهید این ایده را سریع به واقعیت تبدیل کنید.بنابراین شما با یک بخش فناوری اطلاعات در شرکت خود صحبت می‌کنید. چند جلسه خواهید داشت و چندین ایمیل را رد و بدل خواهید کرد. سپس برآوردی از آنها دریافت می‌کنید  مبنی بر اینکه آنها به دو ماه مرحله شروع، چهار ماه کدگذاری و سه منبع تمام وقت نیاز دارند تا زمانی که بتوانند محصول را راه‌اندازی کنند. شما کار خود را به بهترین نحو انجام داده‌اید.بریم بخونیم :  شرکت دانش‌ بنیان چیست؟اما این زمان زیادی است و هزینه زیادی نیز در برخواهد داشت. به این معنی که مدیران شما به احتمال زیاد ایده یک محصول را حتی قبل از اینکه فرصتی برای آزمایش یا تحقق آن را ببینند، رد می‌کنند.به خاطر داشته باشیدMinimum viable product همیشه لازم نیست یک روند طولانی و گران‌قیمت را برای رسیدن به ایده‌های ناب خود طی کنید. با استفاده از مبحث حداقل محصول قابل ارائه، می‌توانید ایده خود را با مشتریان واقعی آزمایش کنید و با بازخورد سریع آنها محصولی را بسازید که آنها به سادگی دوست داشته باشند.حداقل محصول پذیرفتنی«حداقل محصول پذیرفتنی» (Minimum Viable Product) می‌تواند یک ابزار بسیار عالی برای مدیریت ریسک در ایجاد یک محصول جدید و توسعه آن باشد. MVP، حداقل چیزی است که می‌توان در قالب محصول به مشتریان در بازار هدف نشان داد و بازخورد آن‌ را مشاهده کرد. به طور کلی MVP یک سیکل پنج مرحله‌ای است که شامل ایده‌پردازی، تولید نمونه، ارائه، جمع‌آوری داده‌ها و تحلیل آن‌ها است. این سیکل تا زمانی که منجر به تولید محصولی مطلوب بازار نشود ادامه می‌یابد. در این متن قصد داریم تا نگاهی اجمالی بر دلایل نیاز ما به MVP، اشتباهات رایج در آن و چگونگی ایجاد اولین و حداقل محصول در بازار داشته باشیم.MVP چیست و چرا اهمیت دارد؟در عمل، Minimum viable product مفهوم MVP ساده به نظر می‌رسد و آن هم به این صورت است که یک شرکت محصولی را برای استفاده کاربرانش به بازار عرضه، و تا حد امکان تلاش می‌کند تا نظرات و بازخوردهای آنان را نسبت به محصول مذکور جمع‌آوری و تحلیل کند. حال می‌گوییم که هدف MVP چیست. هدف MVP این است که حداقل محصول قابل پذیرش از جانب مخاطب را به گونه‌ای تولید کند که کارکرد اصلی را ارائه دهد. اما در عین حال، تمام ویژگی‌های اضافی را که در ابتدا توسط تیم طراحی شده بود، نداشته باشد و این، مفهوم و تعریف MVP از نظر بازاریابی است.حال سؤال اینجاست که علت موفقیت رویکرد Minimum viable product چیست؟ دلیل موفقیت رویکرد حداقل محصول قابل ارائه این است که پس از ارائه محصول قابل پذیرش، اگر عملکرد کلیدی آن مطابق انتظار نباشد یا نیاز کاربران را برآورده نکند، صرف بودجه برای بهبود نسخه‌های ثانویه محصول معنایی برای کسب‌وکار ندارد و تولید نهایی آن منتفی می‌شود.در ادامه بیان می‌کنیم نظر استندیش گروپ (Standish Group) درباره‌ی استفاده از رویکرد Minimum viable product چیست. استندیش گروپ در این باره اعلام کرد: برای درک میزان پولی که می‌توانید با استفاده از رویکرد حداقل محصول قابل عرضه برای کسب‌وکارتان پس‌انداز کنید، کافی است به خاطر داشته باشید که بیش از ۴۵درصد  از عملکرد قسمت‌های مختلف محصول در همه‌ی محصولات آی‌تی توسط اکثر کاربران هرگز کشف نمی‌شوند.بریم بخونیم :  ماموریت شرکت چیست ؟حال دانستید Minimum viable productچیست و چه مزیتی دارد، باید این را هم بدانید از آنجاکه کمینه محصول پذیرفتنی به استارتاپ‌ها کمک می‌کند تا با صرف کمترین زمان و هزینه‌ی ممکن فرضیه‌ی اصلی خود را آزمایش کنند، بعد از راه‌اندازی این رویکرد، سه حالت وجود دارد که ممکن است با آن‌ها روبه‌رو شوند. این حالت‌ها عبارت‌اند از:اگر فرضیه کاملا درست باشد و مردم به محصول نیاز داشته باشند: توسعه ادامه می‌یابد؛اگر این فرضیه فقط تا حدودی درست باشد: دریافت بازخورد از مشتریان به تغییر و اصلاح ایده‌ی استارتاپ کمک می‌کند؛اگر این فرضیه رد شود: شرکت مربوطه دست‌کم می‌تواند تا ۹۰درصد  از بودجه‌ای را پس‌انداز کند که برای پیاده‌سازی کامل ایده موردنظرش اختصاص داده بود.مراحل ساخت یک Minimum viable productهیچ‌کس دوست ندارد زمان و پول خود را صرف ساختن محصولی کند که کسی حاضر نباشد آن را خریداری کند. نظرسنجی از دیگران یکی از راه‌حل‌های این مشکل است؛ اما از آنجایی که تفاوت زیادی بین حرف زدن و عمل کردن وجود دارد، این راه نمی‌تواند بازخورد مناسبی به سازندگان محصول بدهد. بنابراین ساختن یک MVP می‌تواند کمک زیادی در این زمینه به شما ارائه دهد. اما برای ساخت یک Minimum viable product چه نکاتی را باید در نظر بگیریم؟قدم اول: هدف و مخاطبان خود را تعریف کنیداولین قدم برای ساخت یک MVP این است که طرح یا ایده‌ی کسب‌و‌کار خود را به‌طور  کامل تعریف کنید. خود را جای مشتری بگذارید و از خودتان ۲ سؤال پرسید: چرا من به این محصول احتیاج دارم؟ این محصول چگونه به من کمک می‌کند؟ پاسخ دادن به این ۲ پرسش، نیازهای مشتری و هدف از ساختن محصول را برای شما مشخص خواهد کرد.قدم دوم: رقبای خود را بشناسیداگر در حال حاضر محصولاتی مشابه با محصول یا خدمات شما در بازار وجود دارد، باید آن‌ها را به خوبی تحلیل کنید. گاهی اوقات کارآفرینان به دلیل ایمانی که به خاص بودن ایده‌ی خود دارند، فراموش می‌کنند که باید ابتدا بازار رقابت را بررسی کنند. ابزارهای مختلف زیادی وجود دارند که می‌توانید به وسیله‌ی آن‌ها ترافیک سایت رقبای خود را بررسی کنید.قدم سوم: مسیر حرکت مشتری‌ها را تعیین کنیدبررسی مسیر حرکت مشتری‌ها (user flow) در وب‌سایت، این امکان را به شما می‌دهد که بدانید کدام قسمت‌های وب‌سایت خود را باید تقویت کنید. به‌عنوان مثال، وب‌سایت Zappos که اندکی قبل از آن نام بردیم فروشگاه معروف آنلاین کفش است که اولین فعالیت خودش را با یک Minimum viable product آغاز کرد. هدف از راه‌اندازی این وب‌سایت این بود که مشتری‌ها بتوانند کفش‌های خود را به‌صورت آنلاین خریداری کنند. بنابراین آن‌ها باید بر مواردی مانند: پیدا کردن کفش مناسب، خریدن کفش، مدیریت سفارش‌ها و تحویل دادن سفارش‌ها تمرکز می‌کردند. امروزه ابزارهای زیادی وجود دارند که برای تشخیص((user flow به شما کمک می‌کنند.بریم بخونیم :  آمیخته بازاریابی 4p چیست؟قدم چهارم: لیستی از امکانات ضروری تهیه کنیدبعد از اینکه مسیر حرکت مشتری را تعیین کردید، باید لیستی از امکانات ضروری هر بخش تهیه کنید. معمولا هر بخش از یک سری امکانات اصلی و فرعی تشکیل شده است. آن‌ها را به صورت یک لیست مشخص کنید. امکاناتی را که دارای بیشترین ضرورت هستند،در بالای لیست و موارد کم‌اهمیت‌تر را در پایین لیست قرار دهید. درنهایت با توجه به اولویت ویژگی‌ها برای ساختن آن‌ها اقدام کنید. فراموش نکنید که باید به همه‌ی موارد لیست خود رسیدگی کنید.قدم پنجم: بسازید، امتحان کنید و یاد بگیریدبعد از مشخص شدن طرح اولیه و ساخته شدن محصول، نوبت به امتحان کردن آن‌ می‌رسد. این بخش به دو مرحله‌ی آلفا و بتا در Minimum viable product تقسیم‌ می‌شود. در بخش آلفا مهندسان کیفیت‌سنجی محصول را امتحان و مشکلات آن را مطرح می‌کنند. بعد از رفع مشکلات و در بخش بتا، محصول در اختیار کاربران قرار می‌گیرد و بازخوردهای آن‌ها طی ۱ یا ۲ هفته بررسی می‌شود. درنهایت مشکلات مطرح‌شده برطرف می‌شوند و محصول ارائه می‌شود. مراحل امتحان کردن و یاد گرفتن می‌توانند بعد از عرضه‌ی محصول، چندین بار تکرار شوند.چرا ما به حداقل محصول پذیرفتنی نیاز داریم؟شاید باور نکنید اما اینستاگرام، توییتر و… از ابتدا به این شکل نبودند. آن‌ها در مقیاسی بسیار کوچک عرضه و با گذشت زمان، کم‌کم به نسخه کنونی و فراگیر تبدیل شدند. اندرو بوندارنکو، روزنامه‌نگار در حوزه فناوری، درباره MVP این گونه اظهار نظر کرد:از اشتباهات رایج در Minimum viable product  اجتناب کنیدانسان جایزالخطاست؛ اما با پیدایش اینترنت، می‌توان از اشتباهات دیگران در سراسر جهان استفاده کرد و از تکرار آنها در MVP خود جلوگیری نمود. در ادامه تعدادی از اشتباهات رایج را بررسی خواهیم کرد:استفاده از یک تیم بی‌تجربهآغاز کار با یک MVP، به این معنا نیست که شما اجازه دارید برای کاهش هزینه‌های خود از تیم فنی با تخصص و توانایی‌های کمتر بهره بگیرید. معمولاً روی حداقل محصول پذیرفتنی که به بازار عرضه می‌کنید، بازخوردهایی را از سمت جامعه‌ی کاربران خود دریافت خواهید کرد. در صورتی که تیم فنی قدرتمندی نداشته باشید، نمی‌توانید از این بازخوردها استفاده کرده و آنها را در قالب بهبودهایی روی MVP خود اعمال کنید. به زبان دیگر و به شکل ساده، تیم فنی‌تان باید شامل مهندسین و طراحان واقعی باشد که رفته رفته بتوانند یک MVP را به سمت بدل شدن به یک محصول نهایی سوق دهند.MVP را در جهت درست ایجاد کنیدجالب است بدانید که برای پیاده‌سازی، توسعه و عرضه‌ی Minimum viable product یک راه درست و یک راه اشتباه وجود دارد. در روش صحیح سعی می‌شود روی پذیرفتنی بودن حداقل محصولی که در حال آماده سازی است تاکید گردد [به این معنا که حداقل محصولی را به کاربر ارائه کنیم که برای او کاربردی باشد]. اما در شیوه‌ی اشتباه مشکل از زمانی آغاز می‌گردد که تمرکز استارتاپ‌ها به سمت ساخت یک حداقل می‌رود و تنها تلاش می‌کنند بی‌هدف یک MVP را آماده کنند.بریم بخونیم :  حداقل محصول پذیرفتنی MVP چیست ؟انتخاب اشتباه روش توسعهMVP زمانی بهترین بازدهی را خواهد داشت که بازخوردهای حاصل از مصرف‌کنندگان، به طور مستقیم بر توسعه محصول تاثیر داشته باشد. به این فرآیند «توسعه آزمون محور» (Test Driven Development یا در اصطلاح TDD) نیز گفته می‌شود. TDD به عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان «توسعه چابک» (Agile Development) صورت می‌گیرد.MVP خود را به MMP ارتقا دهیددر نهایت باید بگوییم یک MVP زمانی موفق خواهد بود که بتواند یک محصول آماده ارائه را ایجاد کند. اما کدام مرحله از حلقه «ساخت، سنجش و آگاهی» (build-measure-learn) می‌تواند به تولید محصول نهایی منجر شود؟ در پاسخ به این سوال برای برخی از استارت‌آپ‌ها می‌توان گفت وقتی که به «حداقل محصول قابل عرضه» (Minimum Marketable Product) دست پیدا کنید.برای دستیابی به حداقل محصول قابل عرضه Minimum viable product باید بر روی مشکلی که قصد حل آن را دارید تمرکز کنید و یک راه‌حل مختصر و مفید ارائه کنید. سپس از خود بپرسید: کوچک‌ترین یا کم‌ترین مشکل پیچیده‌ای که مشتری بابت حل آن حاضر به پرداخت هزینه‌ است چیست؟ معدود محصولاتی هستند که در دنیای دیجیتال می‌توان آن‌ها را محصول نهایی دانست، اما MMP برای بیشتر آن‌ها می‌تواند نقطه عطف مهمی در این فرآیند به شمار آید؛ وقتی که برای اولین بار مردم حاضر می‌شوند تا محصول شما را خریداری کنند.نمونه‌هایی از استارتاپ های موفقی که با Minimum viable product آغاز شدندAirbnbاین خدمات آنلاین اجاره کوتاه مدت ملک، در ابتدا به صورت وب سایتی ساده بود که سه نفر در آن تبلیغات اجاره تخت بادی را ارسال می‌کردند. سپس سه مهمان دیگر به آنها اضافه شد که می‌خواستند آپارتمانشان را اجاره دهند. سازندگان سایت که به مخاطبان هدف رسیده بودند به دنبال طراحی مجدد پلتفرمشان رفتند. امروزه Airbnb حدود ۱۵۰ میلیون کاربر و ۴ میلیون مکان برای اجاره دارد که ارزش کل کسب و کارش به ۳۰ میلیارد دلار می‌رسد.Uberاین اپلیکیشن موبایل برای یافتن، تماس گرفتن و پرداخت پول تاکسی است. اوبر در سال ۲۰۱۰ فقط روی متصل کردن مشتریان به رانندگان تاکسی و پرداخت کرایه درون اپلیکیشن متمرکز بود. حالا کارکرد این اپلیکیشن به GPS ، مقصدهای چندگانه، رانندگی اشتراکی، ردیابی آنلاین و غیره هم توسعه یافته است.Spotifyاسپاتیفای خدمات صوتی بخش آنلاین است. دنیل اک به دنبال طراحی پلتفرمی بود تا کاربران بتوانند با هزینه‌ای اندک، موسیقی مجاز را منتشر کنند. دوستان و اعضای خانواده اولین افرادی بودند که این اپلیکیشن را امتحان کردند. هنگامی که این ایده گرفت، توسعه دهندگان هم آن را در اختیار مخاطبان گسترده‌تری قرار دادند. امروزه این پلتفرم خدمات حوزه موسیقی، پخش ویدئو و پادکست را ارائه می‌دهد که در ۷۹ کشور سراسر جهان در دسترس است.بریم بخونیم :  گزاره فروش منحصر به فرد چیست؟dropboxDropbox یکی از معروف‌ترین مثال‌های ارائه‌ی حداقل محصول پذیرفتنی است. سازنده‌ی این محصول، درو هیوستون، برای اینکه بتواند نظر مشتری‌ها را نسبت به ایده‌ی اشتراک‌گذاری فایل‌ها جویا شود، مجبور بود به خیابان برود و با پرس‌و‌جو کردن از مردم، مستقیما از آن‌ها بازخورد بگیرد. ولی او و اعضای تیمش در عوض یک ویدئوی ۳ دقیقه‌ای درست کردند و مشخصات محصول خود را به‌طور کامل توضیح دادند. همین موضوع باعث شد تقاضا برای محصولی که هنوز تولید نشده بود در عرض تنها یک شب از ۵ هزار نفر به ۷۵ هزار نفر برسد.airbnbبرایان چسکی و جو گبیا در سال ۲۰۰۷ تصمیم گرفتند یک کسب‌و‌کار جدید راه‌اندازی کنند. آن‌ها پول زیادی برای شروع نداشتند و حتی قادر به پرداخت مبلغ اجاره‌ی آپارتمان خود در سانفرانسیسکو هم نبودند. آن‌ها از کنفرانس طراحی که قرار بود در شهرشان برگزار شود، مطلع شدند و ایده‌ی جالبی ارائه دادند. ایده‌ی آن‌ها این بود که به افرادی که در این کنفرانس شرکت می‌کنند، محل ارزانی برای اقامت پیشنهاد دهند.آن‌ها از آپارتمان خود عکس گرفتند و آن را در یک وب‌سایت ساده قرار دادند و در کمال تعجب مشاهده کردند که ۳ نفر برای اجاره‌ی چند روزه‌ی خانه‌ی آن‌ها درخواست دادند. این محصول اولیه چشم‌اندازی از نیازهای مردم و بازار را به آن‌ها نشان داد. آن‌ها متوجه شدند که بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند در خانه‌ی شخص دیگری اقامت کنند تا اینکه اتاقی با مبلغ بیشتری در هتل اجاره کنند. همین موضوع به آن‌ها کمک کرد تا بتوانند استارتاپ خود به نام AirbedAndBreakfast را راه‌اندازی کنند.مراحل ساخت یک Minimum viable productهیچ‌کس دوست ندارد زمان و پول خود را صرف ساختن محصولی کند که کسی حاضر نباشد آن را خریداری کند. نظرسنجی از دیگران یکی از راه‌حل‌های این مشکل است؛ اما از آنجایی که تفاوت زیادی بین حرف زدن و عمل کردن وجود دارد، این راه نمی‌تواند بازخورد مناسبی به سازندگان محصول بدهد. بنابراین ساختن یک MVP می‌تواند کمک زیادی در این زمینه به شما ارائه دهد. اما برای ساخت یک MVP چه نکاتی را باید در نظر بگیریم؟قدم اول: هدف و مخاطبان خود را تعریف کنیداولین قدم برای ساخت یک MVP این است که طرح یا ایده‌ی کسب‌و‌کار خود را به‌طور کامل تعریف کنید. خود را جای مشتری بگذارید و از خودتان ۲ سؤال پرسید: چرا من به این محصول احتیاج دارم؟ این محصول چگونه به من کمک می‌کند؟ پاسخ دادن به این ۲ پرسش، نیازهای مشتری و هدف از ساختن محصول را برای شما مشخص خواهد کرد.بریم بخونیم :  کارآفرینی سازمانی چیست ؟قدم دوم: رقبای خود را بشناسیداگر در حال حاضر محصولاتی مشابه با محصول یا خدمات شما در بازار وجود دارد، باید آن‌ها را به خوبی تحلیل کنید. گاهی اوقات کارآفرینان به دلیل ایمانی که به خاص بودن ایده‌ی خود دارند، فراموش می‌کنند که باید ابتدا بازار رقابت را بررسی کنند. ابزارهای مختلف زیادی وجود دارند که می‌توانید به وسیله‌ی آن‌ها ترافیک سایت رقبای خود را بررسی کنید.قدم سوم: مسیر حرکت مشتری‌ها را تعیین کنیدبررسی یوزرفلو یا مسیر حرکت مشتری‌ها در وب‌سایت، این امکان را به شما می‌دهد که بدانید کدام قسمت‌های وب‌سایت خود را باید تقویت کنید. به‌عنوان مثال، وب‌سایت Zappos یک فروشگاه معروف آنلاین کفش است که اولین فعالیت خودش را با یک MVP آغاز کرد. هدف از راه‌اندازی این وب‌سایت این بود که مشتری‌ها بتوانند کفش‌های خود را به‌صورت آنلاین خریداری کنند. بنابراین آن‌ها باید بر مواردی مانند: پیدا کردن کفش مناسب، خریدن کفش، مدیریت سفارش‌ها و تحویل دادن سفارش‌ها تمرکز می‌کردند. امروزه ابزارهای زیادی وجود دارند که برای تشخیص یوزرفلو به شما کمک می‌کنند.قدم چهارم: لیستی از امکانات ضروری تهیه کنیدبعد از اینکه مسیر حرکت مشتری را تعیین کردید، باید لیستی از امکانات ضروری هر بخش تهیه کنید. معمولا هر بخش از یک سری امکانات اصلی و فرعی تشکیل شده است. آن‌ها را به صورت یک لیست مشخص کنید. امکاناتی را که دارای بیشترین ضرورت هستند،در بالای لیست و موارد کم‌اهمیت‌تر را در پایین لیست قرار دهید. درنهایت با توجه به اولویت ویژگی‌ها برای ساختن آن‌ها اقدام کنید. فراموش نکنید که باید به همه‌ی موارد لیست خود رسیدگی کنید.قدم پنجم: بسازید، امتحان کنید و یاد بگیریدبعد از مشخص شدن طرح اولیه و ساخته شدن محصول، نوبت به امتحان کردن آن‌ می‌رسد. این بخش به دو مرحله‌ی آلفا و بتا تقسیم‌ می‌شود. در بخش آلفا مهندسان کیفیت‌سنجی محصول را امتحان و مشکلات آن را مطرح می‌کنند. بعد از رفع مشکلات و در بخش بتا، محصول در اختیار کاربران قرار می‌گیرد و بازخوردهای آن‌ها طی ۱ یا ۲ هفته بررسی می‌شود. درنهایت مشکلات مطرح‌شده برطرف می‌شوند و محصول ارائه می‌شود. مراحل امتحان کردن و یاد گرفتن می‌توانند بعد از عرضه‌ی محصول، چندین بار تکرار شوند.چگونه یک Minimum viable product بسازیم؟۱- ساختن ویدئویک ویدئو می‌تواند چندین هزار کلمه را در مدت زمان خیلی کمی به مخاطب منتقل کند. کافی است پیغام خود را دقیقا مشخص کنید و آن را در قالب یک ویدئو درست کنید. بهتر است که ساخت ویدئو به افراد حرفه‌ای سپرده شود؛ اما اگر بودجه‌ی کافی ندارید، خودتان هم می‌توانید این کار را انجام دهید.بریم بخونیم :  جذب مشتری جدید CAC چیست ؟۲- ساختن صفحه‌ی فرودصفحه‌ی فرود، محلی است که کاربران بعد از کلیک کردن روی آگهی تبلیغاتی در یک وب‌سایت دیگر یا ایمیل خود، به آنجا هدایت می‌شوند. وظیفه‌ی صفحه‌ی فرود این است که ارزش پیشنهاد شما را به کاربر نشان دهد و او را برای عمل کردن ترغیب کند. صفحه‌ی فرود هم یک ابزار تبلیغاتی و هم یک MVP است. این صفحه ارزش محصول شما، استدلال و حتی قیمت محصول شما را ارزیابی می‌کند.۳- MVP جادگر آزzapposاین روش زمانی انجام می‌شود که شما آیتمی مشابه محصول واقعی خود به معرض نمایش بگذارید؛ اما تولید محصول را بعد از ایجاد تقاضا انجام دهید. همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، وب‌سایت فروش آنلاین کفش Zappos نیز از همین روش برای ساختن MVP خود استفاده کرد. مؤسس این شرکت در مرحله‌ی اول راه‌اندازی فروشگاه آنلاین خود از یک انبار برای ذخیره کردن کفش‌های خود استفاده نکرد. او به فروشگاه‌های مختلف تولیدی کفش رفت و با هماهنگی آن‌ها از محصولاتشان عکس گرفت و در وب‌سایت خود قرار داد. او بعد از گرفتن سفارش مشتری‌ها، به همان فروشگاه‌ها مراجعه می‌کرد، کفش‌ها را می‌خرید، سپس بسته‌بندی می‌کرد و برای مشتری‌ها می‌فرستاد. این تجربه، دید خوبی از بازار خرید آنلاین کفش به مؤسس این شرکت ارائه داد و توانست از این طریق فرضیات خود را امکان‌سنجی کند.۴- MVP کارپردازfood on tableبه‌جای ارائه‌ی یک محصول می‌‌توانید با سرویس‌های دستی شروع کنید. این سرویس باید دقیقا شامل مراحلی باشد که مردم برای استفاده از محصول شما باید طی کنند. به‌عنوان مثال Food on table وب‌سایتی است که به صورت هفتگی لیستی از دستور تهیه غذا و مواد غذایی که در فروشگاه‌های اطراف شما به حراج گذاشته شده‌اند، برایتان ارسال می‌کند. همان‌طور که می‌دانید ایجاد هماهنگی میان دستور تهیه غذا و فروشگاه‌های مواد غذایی کار سختی است. بنیان‌گذاران این وب‌سایت نیز از ابتدا برای همه‌چیز برنامه‌ریزی نکردند.این دو بنیان‌گذار ابتدا با صاحب چند فروشگاه صحبت کردند و مشتری‌های علاقه‌مند را پیدا کردند. آن‌ها هر هفته به فروشگاه سر می‌زدند و یک دستور تهیه غذا را که مواد اولیه‌‌ی آن حراج شده بود، از فروشگاه دریافت می‌کردند و برای کاربران به صورت ایمیل ارسال می‌کردند. آن‌ها هر هفته از کاربران خود بازخورد می‌گرفتند و متوجه می‌شدند که چه کارهایی برای پیشرفت وب‌سایت خود باید انجام دهند. آن‌ها به مرور زمان مشتری‌های خودشان را افزایش دادند تا جایی که مجبور شدند برای فرآیند‌های خود برنامه‌نویسی کنند. و درنهایت توانستند کسب‌و‌کار خو را به‌طور گسترده در سراسر کشور پخش کنند.بریم بخونیم :  مدیریت ارتباط با مشتری CRM چیست ؟مزایای ایجاد Minimum viable product چیست؟۱– بازگشت سرمایه یا ROI بالا، با ریسک پاییناین مورد بدین معناست که در سریع‌ترین زمان ممکن و با کمترین ریسک، حداکثر ارزش ممکن را در محصولی ایجاد می‌کنید. به‌عبارت‌دیگر، بهتر است قبل از اینکه محصول نهایی را به مشتری ارائه دهیم، نیازهای مشتری را شناسایی کنیم و محصول را مطابق با نیازهای او بسازیم.قبل از اینکه ۱۰ امکان و ویژگی جدید در محصول خود قرار دهید، نظرات و نیازهای مشتریِ خود را درمورد محصول جویا شوید، چراکه ممکن است مشتریان ۱ یا ۲ مورد از ویژگی‌های مدنظر شما را بخواهند و به گنجاندن ۸ ویژگی دیگر در محصول، نیازی نباشد. با نساختن آنچه موردنیاز مشتری نیست، می‌توانید در هزینه و زمان صرفه‌جویی کنید.۲- کاهش زمان و هزینه‌ توسعه‌ محصولابتدا درمورد ایده‌ خود تصمیم نهایی بگیرید و بعد به‌سراغ توسعه‌ محصول بروید. هرگز قبل از اطمینان از رفع نیازهای مشتری یا حل مشکل موجود، به تیم‌سازی و فروش و بازاریابی محصول نپردازید.۳- درجریان‌گذاشتن سریع مشتریانزمانی که اولین محصول خود را ساختید، آن را در معرض دید مشتریان قرار دهید تا هم مشتریان‌تان را زودتر بشناسید و هم نیازهای واقعی‌شان را. پس از این مرحله می‌توانید محصولی بسازید که دقیقا مدنظر مشتری است. در این مرحله، بازخورد مشتری، برای تکمیل ساخت محصول نهایی کمک خوبی به شما می‌کند.مزایای شناخت مشتری:اخذ بازخورد سریع‌تر درمورد محصول یا خدمات خود؛تشکیل ساده‌تر کمپین‌های تبلیغاتی در فرایند فروش؛شناخت راحت‌تر بازار هدف.پیداکردن متقاضیان اولیه‌ محصولنسخه‌ تکمیل‌نشده‌ محصول خود را تنها در اختیار مشتریان خاص خود قرار دهید و نه هرکس. (استیو بلنک)قبل از رونمایی از محصول، باید بدانید افرادی که در همان گام نخستِ عرضه، خواهان محصول شما هستند، چه کسانی‌ا‌‌ند.این افراد در واقع فارغ از اینکه محصول اولیه‌‌تان کمبودهایی دارد و هنوز نسخه‌ نهایی آن محسوب نمی‌شود، اولین کسانی هستند که مشتاقانه به‌دنبال حل مشکل‌شان از طریق محصول یا خدمات شما هستند. اگر بتوانید این متقاضیان اولیه را که همیشه هم وجود دارند، شناسایی کنید، تشکیل کمپین‌های تبلیغاتی برای جذب افرادِ بیشتر، ساده‌تر خواهد بود، چراکه از طریق همین افراد می‌توانید کم‌وکاستی‌های محصول خود را شناسایی و اصلاح کنید.اشتباهات مصطلح درباره Minimum viable product:۱. MVP همان پروتوتایپ استبرخی از دوستان Minimum viable product را با Prototype یکی در نظر می گیرند در حالیکه تفاوت های ذاتی دارند.Prototype یک نمونه اولیه ساخته شده از ایده شماست با این هدف که به افرادی که میخواهید عضو تیمتان کنید یا اگر مثلا پدر و مادر شما کنجکاو بودند که بچه ما دارد چکار می کند آن را نشان بدهید و بدون توضیح زیادی، طرف مقابل ایده ای از کاری که قرار است در آینده انجام دهید داشته باشد.بریم بخونیم :  تست ایده کسب و کار چیست ؟در مقابل، Minimum viable product نمونه ای از محصول است که همزان که تیم ایده را چکش کاری می کند، و بعد از اینکه پروتوتایپ ها را کنار گذاشتند شروع می کنند به ساختن. Minimum viable product آن نمونه ای از محصول است که عملکرد اصلی و به قول معروف، جانمایه ایده شما را در خود دارد و حداقل آن مورد، کار هم می کند. مخاطب MVP مشتریان احتمالی هستند تا آن جانمایه ایده را ببینند و بررسی کنند آیا در مسیر رقع «نیازی» که شما تشخیص داده اید دارند، قرار دارد؟ یا نه؟ و به شما فیدبک بدهند.اضافه بر آن، به ویژه در نرم افزارها، Prototype بیشتر با استفاده در UI طراحی می شود ولی وقتی کار جدی تر شد، MVP ساخته می شود که فقط UI نیست بلکه Backend دارد. توسعه ی Minimum viable product برای مثال بر اساس SCRUM در Sprintهای هفتگی که خروجی قابل ارائه بدهند برنامه ریزی و انجام می شود و در پایان آن اسپرینت، آنچه ساخته شده به مشتری داده می شود تا تست کند و جهت بهتر شدند فیدبک بدهد.۲. ظاهر Minimum viable product چندان مهم نیستاین یک جمله خطرناک است چرا که افراد را به سمت ساختن چیزی نازیبا هدایت می کند. واقعیت امر این است که اولین چیزی که مشتری احتمالی از محصول شما می بیند، ظاهر آن است و از آنجایی که ظاهر تاثیر روانی بسیار زیادی دارد، وقتی مشتری یک چیز زشت را ببیند، به صورت ناخوآگاه نسبت به آن جبهه می گیرد و حس خوبی پیدا نمی کند در نتیجه هر نظری هم که بدهد چندان مفید نخواهد بود.۳. اولین Minimum viable product که ساخته شد بروید سراغ جذب سرمایهساختن MVP یک کار یکباره نیست. خیلی ها با درست کردن یک MVP مانند مشق شب، یا رفع بهانه های شتابدهنده ها یا سرمایه گذاران برخورد می کنند که هرچه سریعتر آن را از سر خود باز کنند و بروند سر اصل مطلب که جذب سرمایه باشد. که این اشتباه است. اولا MVP یک موجودیت در حال تکامل و تغییر مداوم است و با یکی دو نسخه تمام نمی شود و دوما اصل مطلب ساختن چیزی است که کشش بازار را اثبات کند که سرمایه گذار را توجیه کند.۴. Minimum viable product نسخه کوچکتر محصول نهایی استبعضی از برنامه نویسان در ساختن MVP فکر می کنند در مسابقات برنامه نویسی شرکت کرده اند و قرار است مهارت های شخصی آنان را در برنامه نویسی بسنجند. در نتیجه مدام به فکر بهینه کردن کدها و الگوریتم ها، و گشتن به دنبال بهترین زیرساخت ها یا چارچوب های نرم افزاری هستند. در حالیکه عقل حکم می کند تنها زمانی باید سراغ این تکنولوژی های برتر و فریمورک های پیشرفته تر و پرهزینه تر از لحاظ زمان و پول برویم که مطمئن باشیم تا حدودی که اصل داستان معتبر است و در مقیاس کوچک می توان کاری کرد.بریم بخونیم :  طرح های کارآفرینی چیست ؟۵. Minimum viable product یک نمونه محصول نصفه و نیمه است که با کمک مشتریان کامل می شودوقتی به اطرافمان نگاه کنیم می بینیم که محصولات و خدمات متعددی فضای فکری مردم را در بر گرفته است و هر یک از این محصولات بر روی گرفتن سهم بیشتری از مشتری صدها تاکتیک و تکنیک ریز و درشت انجام می دهند. بنابراین، مشتریان احتمالی شما وقتی MVP شما را می بینند در زمینه فکری خود با صدها محصول کامل و زیبا و بی نقص موجود در بازار مقایسه می کنند در نتیجه به یک محصول نصفه و نیمه و پر از ایراد اهمیتی نمی دهند تا بخواهد آن را امتحان کند و به شما فیدبک بدهد.البته این جمله با تعاریف رایج در حوزه Lean تعارض دارد که دلیل این تعارض، انعکاس نادرست و ناقص نوشته ها و حرف های تئوری پردازان لین استارتاپ است. و باید دقت کنیم تنها زمانی مشتریان احتمالی ممکن است به یک MVP نصفه و نیمه و پر از ایراد عکس العمل نشان دهند و بخواهند آن را آزمایش کنند که نیازی که تشخیص داده شده است بسیار زیاد و گرفتاری مردم از نداشتن راه حل مناسب خیلی عمیق باشد. در این صورت، آن ها از امتحان کردن یک راه حل «واقعا نوآورانه» حتی اگر ایراداتی هم داشته باشد استقبال خواهند کرد.۶. صفحه فرود، ویدیو یا پاورپوینت انواع Minimum viable product هستندخیلی جاها و در خوشفکری هم مثالی از ویدیوی دراپ باکس و یا صفحه فرود سایت هایت های مشهور زده شده که قبل از اینکه محصولی ساخته بشه، در اختیار مردم قرار داده شده و مردم از آن استقبال کرده اند. این موارد MVP نیستند چرا که نمی توان آن را در اختیار مشتریان احتمالی قرار داد تا از آن استفاده کنند. این ها بیشتر، ابزارهایی برای جلب مشتریان و نظرسنجی محسوس یا غیرمحسوس برای بررسی اینکه آیا نیازی در بازار وجود دارد یا نه، می باشند.مثلا چند نفر دکمه خرید را کلیک کرده یا چندتا ایمیل جمع آوری شده یا مشتری ها از کدام صفحه به کدام بخش رفته اند. این موارد همانطور که در شماره ۵ گفته شد زمانی می توان MVP بحساب آورد که راه حل و یا ایده مانند دراپ باکس بسیار نوآورانه باشد وگرنه درباره کارهایی مانند فروشگاه اینترنتی یا اپ درخواست خودرو که مشتریان نمونه های خیلی خوب آن را در حال تجربه کردن هستند، نمی توانند نقش درستی در سنجش رفتار و عکس العمل مشتریان داشته باشند.بریم بخونیم :  جذب مشتری جدید CAC چیست ؟نمودار مدل کسب و کاربوم مدل کسب و کار برای نقشه‌برداری از اجزا و فعالیت‌های اصلی شرکتی که شروع به کار می‌کند، استفاده می‌شود. minimum viable product را می توان با استفاده از اجزای انتخاب شده از بوم مدل کسب و کار طراحی کرد:minimum viable product و مشتریانمشتریان روی بوم مدل کسب و کار مشخص می کنند که برای چه کسانی ارزش پیشنهادی در نظر گرفته می شود. استفاده از حداقل مفهوم قابل دوام در اینجا برای تعیین اینکه آیا بخش مشتری منتخب واقعاً آن محصول را می‌خواهد، چه از طریق پرسشنامه یا راه‌اندازی آزمایشی، مفید خواهد بود. هر روشی که انتخاب شود، نکته کلیدی در استفاده از MVP این است که در حین یادگیری تا حد امکان، کمترین هزینه را صرف کنید، بنابراین در این مورد با کمترین هزینه ممکن، بازار را معتبر کنید.minimum viable product و گزاره ارزشپیشنهاد ارزش به جزئیات آنچه که یک کسب و کار به مشتریان خود ارائه می دهد – چه خواسته هایی را برآورده می کند یا چه مشکلاتی را حل می کند، توضیح می دهد. در این مورد، استفاده از MVP بیشتر بر قابلیت‌های فنی محصول تمرکز می‌کند (اینکه آیا چنین ارزشی با استفاده از محصول قابل ارائه است یا خیر)، همانطور که در مورد Rippa قبلاً توضیح داده شد.minimum viable product و کانال هادر زبان بوم مدل کسب‌وکار، کانال‌ها به روش‌هایی اشاره می‌کنند که از طریق آن یک کسب‌وکار ارزش را به مشتریان خود ارائه می‌کند. بنابراین، از MVPها در اینجا برای آزمایش اینکه آیا روش پیشنهادی جدید ارائه ارزش (به عنوان مثال کانال‌های جدید توزیع، نوآوری‌ها در زنجیره تامین) کار می‌کند یا خیر، استفاده می‌شوند.minimum viable product و ارتباطهمانطور که از نام آن پیداست، روابط به این اشاره دارد که چگونه یک تجارت مشتریان خود را با ارائه درمان و مراقبتی که انتظار دارند، جذب و حفظ می کند. از MVPها در اینجا برای یادگیری استفاده می شود که آیا مشتریان بهتر از یک روش جدید ایجاد رابطه قدردانی می کنند، و با مفهوم Minimum viable product مطابقت دارد، این آزمون به دنبال یادگیری تا حد امکان است در حالی که کمترین ارزش ویژه برند، شهرت یا هزینه های ممکن را قربانی می کند.انتقادات به minimum viable productبرخی تحقیقات نشان داده‌اند که انتشار زودهنگام یک Minimum viable product ممکن است به شرکت آسیب بیشتری برساند تا زمانی که شرکت‌ها در معرض خطر تقلید توسط یک رقیب هستند و موانع دیگری برای تقلید ایجاد نکرده‌اند. همچنین نشان داده است که بازخورد منفی در مورد یک Minimum viable product می تواند بر شهرت شرکت تأثیر منفی بگذارد.بریم بخونیم :  شرکت دانش‌ بنیان چیست؟بسیاری از توسعه دهندگان محصولات موبایل و دیجیتال اکنون از MVP انتقاد می کنند زیرا مشتریان به راحتی می توانند از طریق پلتفرم ها (مانند فروشگاه های برنامه) بین محصولات رقیب جابجا شوند. همچنین محصولاتی که حداقل استاندارد کیفی مورد انتظار را ارائه نمی دهند نسبت به رقبایی که با استاندارد بالاتری وارد بازار می شوند پایین تر هستند. محدودیت قابل توجه MVP ریشه در رویکرد آن دارد که به دنبال آزمایش ایده های خود در بازار است. از آنجایی که ایده های محصول جدید کسب و کار را می توان از آزمایش آن ها استنباط کرد، این روش ممکن است برای محیط هایی که حفاظت از مالکیت معنوی محدود است (و محصولات به راحتی تقلید می شوند) مناسب نباشد.یک Minimum viable product درست، چگونه است؟همانطور که اشاره شد، یک Minimum viable product قبل از هر چیزی به مشتریان احتمالی درستی نیاز دارد تا آن را امتحان کنند. این یعنی، هر کسی برای اینکه Minimum viable product شما را تست کند و نظر بدهد مناسب نیست. اقوام درجه یک و دوستان نزدیک را به کل فراموش کنید و دنبال مشتریانی بگردید که نیازی که شما دارید رفع می کنید را دارند و برای رفع آن دچار گرفتاری هستند. آن ها کسانی هستند که با روی باز و صادقانه به شما نظرات و احساس خود را از کار کردن با Minimum viable product می دهند چرا که امیدوارند بلکه محصول شما بتواند در آینده گرفتاریشان را حل کند یا نیازشان را رفع نماید.خلاصه مقاله Minimum viable productMinimum viable product با این رویکرد، اگر می خواهید بدانید که MVP برای یک خودروی برقی چیست و شامل چه چیزهایی می شود، باید به نیازی که پشت این محصول نهفته است دقت کنید. در واقع، نیاز اصلی: حمل و نقل راحت و کم هزینه بدون آلایندگی فسیلی است نه لزوما داشتن خودرو برقی. چرا که خودروهای بادی، خورشیدی و یا حتی دوچرخه هم می تواند این نیاز را رفع کند. بنابراین، اولین MVP شما، یک اتوموبیل بنزینی نیست که یک موتور برقی را روی آن نصب کرده باشید و یک چرخش پنچر باشد و شیشه هایش شکسته باشند. بلکه MVP اول شما می تواند یک دوچرخه باشد که در بهترین حالت یک موتور برقی روی آن نصب شده و گاهی می توان بجای پدال زدن، از موتور استفاده کرد. 📷Minimumviableproduct برچسب ها: بازاریابی بازاریابی اینترنتی کارآفرینی کسب و کار کسب و کار اینترنتینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2024 12:57:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل ذهنی کارآفرینان چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ha9gxvppmz5v</link>
                <description>مدل ذهنی کارآفرینان چیست ؟ : کارآفرینی برای هر شخصی مناسب نیست. شخصی که کارآفرین می‌شود باید مستقل بوده و روحیه‌ی جنگجو داشته باشد. این فرد باید برای کاری که انجام می‌دهد اشتیاق زیادی داشته باشد و هیچ شک و تردیدی به دلش راه ندهد. با همه‌ی این‌ها می توان گفت سختی و مشقت تنها بعد کارآفرینی نیست و دستاوردهای زیادی برای فرد از جمله رشد شخصیتی خواهد داشت. سوالی که پیش می‌آید این است که یک فرد برای تبدیل شدن به یک کارآفرین چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ درست است که برخی مهارت‌های اکتسابی هستند و در طول مسیر کامل می‌شوند اما طرز تفکر افراد را نباید در این مسیر نادیده گرفت.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]مدل ذهنی کارافرینان چیست ؟توصیف فرایند تفکر فردی دربارهٔ چگونگی کار در دنیای واقعی است. مدل ذهنی نمایشی از جهان پیرامون، روابط بین بخشهای مختلف آن و درک مستقیم یک فرد در مورد اقدامات خود و نتایج آن می‌باشد. مدل‌های ذهنی می‌توانند رفتار را شکل دهند و رهیافتی را برای حل مشکلات (مشابه با یک الگوریتم شخصی) و انجام وظایف ایجاد کنند.مدل ذهنی نوعی نماد داخلی یا نمایش واقعیت خارجی است، فرضیه‌ای که نقش مهمی در شناخت، استدلال و تصمیم‌گیری بازی می‌کند. کنت کریک در سال ۱۹۴۳ پیشنهاد کرد که ذهن «مدل‌های کوچک» واقعیت را برای پیش‌بینی رویدادهایی که استفاده می‌کند، ایجاد می‌کند.جی رایت فرستر مدل‌های ذهنی عمومی را تعریف کرد:تصویر جهان اطراف ما، که در ذهن خود نگه می‌داریم فقط یک مدل است. هیچ‌کس در سر خود همه جهان، دولت یا کشور را تصور نمی‌کند. او فقط مفاهیم و روابط بین آن‌ها را انتخاب کرده و از آن‌ها برای نشان دادن سیستم واقعی استفاده می‌کند (فرستر، ۱۹۷۱).در روانشناسی، اصطلاح مدل‌های ذهنی گاهی اوقات برای اشاره به بازنمایی‌های ذهنی یا شبیه‌سازی ذهنی به‌طور کلی استفاده می‌شود. در موارد دیگر از آن برای اشاره به مدل‌های ذهنی، استدلال و نظریه مدل ذهنی استدلال که توسط فیلیپ جانسون – لیرد و روث م.جی. بایرن توسعه یافته‌است، استفاده می‌شود.بریم بخونیم :  تست ایده کسب و کار چیست ؟علاقه به کار کردن از سنین جوانییکی از ویژگی‌های مشترک تمام کارآفرینان موفق این است که این افراد از سنین کم به کار کردن علاقه دارند. ارسطو لومیس (Aristotle Loumis) طراح عینک‌های برند Ellison زمانی که تنها ۱۰ سال داشت به فکر راه‌اندازی کسب‌وکار افتاد. او با دوستانش توافق کرده بود که در طول هفته سه مرتبه کارهای سخت آن‌ها را انجام دهد و در هر بار ملاقات آن‌ها هفت دلار پول دریافت کند. مهارتی که او در انجام دادن کارها داشت به زودی در میان تمام دوستانش زبانزد شد و تعداد مشتری‌هایش به اندازه‌ای زیاد شد که توانست هفته‌ای ۵۰۰ دلار درآمد داشته باشد. او گفته است: «خانواده‌ی من از نظر مالی درآمد زیادی نداشتند اما همیشه به سخت‌کوش بودن خود افتخار می‌کردند.»تشخیص موضوعات پرطرفدار و رو به رشدکارآفرینان دائما تغییرات محیط اطراف خود را در نظر می‌گیرند و در تلاش هستند تا نیازهای دیگران را برطرف کنند. آدام ریویتز (Adam Rivietz)، هم‌بنیان‌گذار شرکت Paid است. این شرکت در سطح جهانی در امور مرتبط با بازاریابی اینفلوئنسرها فعالیت می‌کند و با شرکت‌های بزرگی مانند کوکاکولا، مایکروسافت و ایربی‌اندبی همکاری داشته است. پایگاه داده‌ی این شرکت از اطلاعات ۱۵ هزار اینفلوئنسر در ۱۰۵ کشور جهان نگهداری می‌کند و برای همکاری این افراد با شرکت‌های بزرگ واسطه می‌شود.ریویتز می‌گوید در تابستان سال ۲۰۱۱ متوجه شد دخترانی که در شهر محل اقامتش زندگی می‌کنند، نوعی گل‌سر از جنس پر به موهای خود می‌بندند. او تصمیم گرفت هزاران دلار روی ایده‌ای که در سر داشت سرمایه‌گذاری کرده و از مغازه‌های فروشنده‌ی لوازم ماهیگیری تزئیناتی از جنس پر تهیه کرد تا به صورت آنلاین به سالن‌های آرایشگاهی بفروشد. او در عرض چند هفته متوجه شد که تصمیم‌گیری درستی طبق غریزه‌اش داشته است و تمام محصولات به فروش رفت.فکر کردن در مقیاس بزرگذهن‌های منطقی به دنبال این هستند که از ریسک اجتناب کنند و در یک شرایط امن و دور از حاشیه کار کنند. اما کارآفرینان به دنبال پیدا کردن فرصت‌های مناسب و بالقوه هستند. شرکت Paid پیش از اینکه کسب‌وکارش را جهانی کند، مدل خود را روی تنها یک اینفلوئنسر امتحان کرده بود.اولین اینفلوئنسر شرکت، دختری بود که از دوران دبیرستان با او آشنایی داشت و او توانسته بود ۷۵ هزار فالوئر در طول یک سال جذب کند. شرکت به او پیغام داده و از او خواسته بودند تا به‌عنوان آژانس استعدادش فعالیت کنند. بعد از پیدا شدن اولین مشتری و پرداخت حقوق به اینفلوئنسر مورد نظر تصمیم گرفتند کار خود را گسترش داده و به چند اینفلوئنسر دیگر نیز پیشنهاد دهند. طبق گفته‌ی ریویتز، آن‌ها به ۷۰۰ اینفلوئنسر اینستاگرام که آدرس ایمیل خود را در قسمت بیوگرافی ذکر کرده بودند پیشنهاد دادند. در عرض یک هفته، ۵۰۰ نفر از آن‌ها برای همکاری اعلام آمادگی کردند.ارتباط با افرادی که انگیزه‌ی بالایی دارندطبق گفته‌ی تیم فریس (Tim Ferriss)، نویسنده‌ی آمریکایی، هر فردی میانگینی از پنج مردمی است که با آن‌ها همکاری دارد. کارآفرینان موفق می‌دانند وجود انرژی منفی می‌تواند به شدت روی کاری که انجام می‌دهند تأثیر بگذارد. به عنوان مثال حرکت هواپیما را در نظر بگیرید. بادی که در قسمت عقب هواپیماها جریان دارد کمک می‌کند تا در مسیر درست قرار بگیرد و بادهایی که در قسمت جلو هستند باعث می‌شوند هواپیما دیرتر به مقصد خود برسند. کارآفرینان دقیقا می‌دانند که با چه افرادی باید همکاری داشته باشند. کسانی که مانند بادهای عقب هواپیما ار فعالیتشان حمایت کرده و آن‌ها را در مسیر درست هدایت کنند تا زودتر به هدف نزدیک شوند.استفاده از ارتباطات برای پیشرفتزمانی که محصولی توسط یک دوست پیشنهاد می‌شود احتمال خرید آن چهار برابر افزایش پیدا می‌کند. کارآفرینان بزرگ این واقعیت را همیشه در ذهن داشته و با استفاده از قدرتی که در شبکه‌ی اجتماعی دارند محصولات خود را به فروش می‌رسانند. یکی از دلایل رشد شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک این بود که کاربرانش در مورد کارایی‌های آن با دوستان خود صحبت می‌کردند و استفاده از آن را به یکدیگر پیشنهاد می‌دادند. شرکت Paid نیز بر مبنای ارتباط کار می‌کند و اینفلوئنسرها را به شرکت‌های متقاضی تبلیغات پیشنهاد می‌دهد.بریم بخونیم :  پردرآمدترین شغل های پاره وقت کدامند ؟سریع اقدام می‌کنندیکی دیگر از ویژگی‌های مشترک تمام کارآفرینان موفق این است که سریع دست به عمل می‌زنند و همچنین کارها را با سرعت بالایی پیش می‌برند. درصورتی‌که افراد معمولی مدت زمان زیادی را برای انجام کارهای خود صرف می‌کنند. ویژگی دیگر کارآفرینان این است که به همه چیز پاسخ مثبت می‌دهند و معتقدند درهای شرکت به روی هر کار جدیدی باز است.البته این به این معنا نیست که بدون فکر کردن و در نظر گرفتن عواقب تصمیم می‌گیرند. آن‌ها تنها ضررهایی ناشی از صبر کردن را می‌دانند و به همین دلیل کارها را با سرعت بالاتری پیش می‌برند. آن‌ها به قانون ۸۰/۲۰ اعتقاد دارند و نهایت استفاده را از یک روز کاری می‌برند. قانون ۸۰/۲۰ می‌گوید ۸۰ درصد نتایجی که می‌گیریم نتیجه‌ی ۲۰ درصد کارهایی است که انجام می‌دهیم.افراد رویاپردازی هستندکارآفرینان افراد رویاپردازی هستند که با این کار سعی دارند تأثیر هر کاری را افزایش دهند. زمانی که دیگران محدودیت‌ها را می‌بینند آن‌ها از فرصت‌ها استفاده می‌کنند. هیچ‌کس در سال ۲۰۰۱ فکر نمی‌کرد دستگاه پخش موسیقی به نام آیپاد ارائه شود که بتواند هزار آهنگ را در خودش جای دهد.زک بنسون (Zach Benson)، کارآفرین موفقی است و می‌گوید: «رویا پردازی یعنی معتقد باشید که می‌توانید چیزی که لیاقتش را دارید به واقعیت تبدیل کنید.» او همچنین می‌گوید: «من تا به حال با صدها اینفلوئنسر اینستاگرام همکاری داشته‌ام. شاید فکر کنید نحوه‌ی زندگی بسیاری از افرادی که در اینستاگرام فعالیت می‌کنند نمایشی است اما من با آن‌ها کار کرده‌ام و می‌دانم که واقعیت دارد. خودم همیشه آرزوی داشتن این سبک زندگی را داشتم و امروزه توانسته‌ام به بزرگ‌ترین آرزویم دست پیدا کنم.»مدل ذهنی شما چیست؟آیا شما فردی هستید که عاشق چالش‌ها هستید و از امتحانات جدید دور نمی‌شوید؟ آیا شما علاقه‌مند به ایجاد مهارت‌های جدید در طول عمر خود ‌‌هستید؟ یا از کسانی هستید که فکر ‌‌می‌کنند هوش و خلاقیت و استعداد داده‌های ایستا هستند که شخص با آن متولد ‌‌می‌شود؟ یعنی آن‌ها با گذشت زمان نمی‌توانند به طور قابل‌توجهی تغییر کنند و ثابت هستند.جواب سؤالات، تعیین‌کننده نوع مدل ذهنی شماست که یا ایستا و ثابت است یا پویا و رشدپذیر. این دو ذهنیتی است که اساس کار یک روانشناس مشهور جهان، «کارول دوک» ‌‌‌‌هست. روانشناسی که ‌‌می‌نویسد: «بیست سال تحقیقات به من نشان داده است که دیدگاهی که شما برای خودتان اتخاذ ‌‌می‌کنید، تأثیر عمیقی بر نحوه پیشبرد زندگی شما دارد.»./مدل ذهنی کارآفرینان چیست ؟ – آکادمی راد_files/frame.htmlابتدا نگاهی دقیق‌‌تر به آنچه این دو ذهنیت بیان ‌‌می‌کنند داشته باشیم:مدل ذهنی ایستاالگوی ذهنی ایستا ریشه در این عقیده دارد که استعدادهای اساسی شما ذاتی است و شما با آن‌ها متولدشده‌اید و تغییر نمی‌کند. فکر می‌کنند که انسان‌ها ذاتاً استعداد پزشکی، نویسندگی، فوتبالیست و غیره دارند. با تلاش میانه خوبی ندارند این افراد از ترس انتقاد، چیزهای جدید زیادی را امتحان نمی‌کنند.مدل ذهنی رشدپذیرکسانی که الگوی ذهنی رشدپذیر دارند معتقدند که هوش و یادگیری آن‌ها با گذشت زمان رشد ‌‌می‌کند و بر این باورند که توانایی‌ها را ‌‌می‌توان توسعه داد. ضمناً آن‌ها ‌‌می‌دانند که تلاش آن‌ها تأثیر مستقیمی در موفقیت دارد. اگر فردی استعداد موسیقی ندارد با گذاشتن انرژی و زمان می‌تواند یاد بگیرد. این الگوی فکری تأکید ‌‌می‌کند که خصوصیات اساسی فرد نقطه شروع است و آن‌ها را ‌‌می‌توان با تلاش و همت زیاد تقویت یا جبران کرد.مثالی برای مدل ذهنی رشدپذیر و ایستادو نفر را در نظر بگیرید که کارفرما بودند و با بدهی‌های زیاد ورشکست می‌شوند. یکی از آن‌ها به دنبال راه‌های مختلف می‌رود و به طریقی بدهی خود را پرداخت می‌کند و با سرمایه اندک دوباره کار خود را شروع می‌کند و بهتر از قبل به درآمد بالایی می‌رسد، اما دیگری هنوز در همان شکست باقی‌مانده و نتوانسته از آن اتفاق گذر کند.بریم بخونیم :  استراتژی چیست؟اتفاق کاملاً مشابه برای دو نفر پیش می‌آید اما آن‌ها دو واکنش کاملاً متفاوت از یکدیگر را بروز می‌دهند. برای یکی از آن‌ها ورشکسته شدن از بهترین اتفاقات زندگی بود که به او کمک کرده است تا بتواند درآمد میلیاردی کسب کند. برای دیگری هم ممکن است ورشکستگی از بدترین اتفاقات زندگی بود.باید بدانیم موفقیت بدون رنج کشیدن و تلاش کردن به دست نمی‌آید. ساختار ذهن این‌گونه هست که تنبلی و راحتی را دوست دارد و به‌محض اینکه فرد با یک‌بار تلاش شکست می‌خورد و می‌خواهد دوباره شروع کند ذهنش مقاومت می‌کند که به سمت این کار نرود. اگر این فرد دارای الگوی ذهنی ثابت باشد، تسلیم می‌شود ولی فرد با ذهن رشدپذیر این مقاومت را می‌شکند و ذهن خود را مهار می‌کند و به مسیر خود ادامه می‌دهد.تفاوت مدل ذهنی رشدپذیر و ایستاافراد با الگوی ذهنی ثابت بر این باورند که اگر در اموری خوب نیستند، مشکلشان ذاتی است ولی افراد با مدل ذهنی رشد معتقدند که هرکسی ‌‌می‌تواند در هر کاری خوب باشد، زیرا توانایی‌های فرد کاملاً ناشی از اقدامات و کوشش‌های اوست و می‌دانند که این توانایی را دارند که با تلاششان، استعداد و شعور را توسعه دهند.افرادی که دارای ذهنیت ثابت هستند از چالش‌ها جلوگیری ‌‌می‌کنند، زیرا باعث ‌‌می‌شود احساس کنند استعداد و هوشمندی ندارند. آن‌ها وقتی کار سخت ‌‌می‌شود، علاقه خود را از دست ‌‌می‌دهند و به‌راحتی تسلیم ‌‌می‌شوند. افرادی که دارای طرز فکر رشد هستند، به دنبال چالش ‌‌می‌روند، زیرا ‌‌می‌دانند که رشد ‌‌می‌کنند و یاد ‌‌می‌گیرند و وقتی کارها سخت‌‌تر ‌‌می‌شود، بیشتر انگیزه پیدا ‌‌می‌کنند.بنابراین، این مقایسه نشان ‌‌می‌دهد که موفقیت برای کسانی که تلاش می‌کنند، حاصل ‌‌می‌شود. این دقیقاً به همین دلیل است که باید در هر زمینه‌ای روی توسعه الگوی ذهنی رشد کار کرد.مدل ذهنی انسان‌های موفقمدل ذهنی انسان‌های موفق رو به رشد هست و دائم تغییر می‌کند و به سمت مدار بالاتری حرکت می‌کند. در زمینه کسب‌وکار، فردی ایده ده‌میلیونی به ذهنش می‌رسد و با موفقیت آن را اجرا می‌کند. این کامیابی سکوی پرش آن‌ها می‌شود و به دنبال نوآوری و یادگیری مداوم می‌رود. در این مسیر در ذهنش تغییراتی ایجاد می‌شود و یک پله بالاتر می‌رود و ایده صدمیلیونی به فکرش خطور می‌کند.ذهن این‌گونه افراد به یک ذهن ثروتمند و قدرتمند تبدیل می‌شود و اگر به آن‌ها یک میلیارد پول داده شود، می‌دانند با آنچه باید بکنند و چگونه آن را به جریان بیندازند. به دلیل داشتن خلاقیت، دست به کارهای بزرگ می‌زنند. اگر شکست بخورند درس می‌گیرند و از پیش رو برمی‌دارند و روش خود را در مسیرشان اصلاح می‌کنند و به شکل بهتر و اثربخش‌تری آن مسیر را می‌پیمایند.مثال بارز از انسان موفق که در ابتدای مقاله آورده شد «توماس آلوا ادیسون» است که بعد از ۹۹۹ بار آزمون‌وخطا توانست لامپ را اختراع کند. ناکامی‌ها او را متوقف نکرد بلکه از هر شکستی یک بازخوردی دریافت کرد و تا پیروزی دست از تلاش برنداشت. وقتی ادیسون به موفقیتی دست پیدا می‌کرد به او انگیزه می‌داد و خود را به چالش می‌کشید این‌گونه بود که توانست  1368 اختراع را در ایالات‌متحده آمریکا و اروپا به ثبت رساند.مدل ذهنی انسان های شکست خوردهدر مقابل انسان‌های شکست‏ خورده که دارای مدل ذهنی ثابت هستند فکر می‌کنند توانایی و هوش آن‌ها پایین است. وقتی با چند بار تلاش به نتیجه نمی‌رسند متوقف می‌شوند و سعی نمی‌کنند که روش خود را اصلاح کنند. اگر آن‌ها در کاری موفق شوند به موفقیت امروز خود قانع می‌شوند و به دنبال رشد و پیشرفت نمی‌روند و وضع فعلی خود را حفظ می‌کنند.تمرین و تلاش کلیدواژه موفقیت است. تمرین کردن باعث رشد و قدرتمندتر شدن انسان‌ها در هر زمینه‌ای می‌شود.اهمیت توسعه مدل ذهنی رشدپذیربدون شک ذهن ما یکی از قدرتمندترین چیزهایی هست که خدا در وجودمان به ودیعه گذاشته است. طرز فکر ما درباره خود، بر رفتار و نحوه برخورد با رویدادها اثر ‌‌می‌گذارد و درنهایت زندگی ما را شکل می‌دهد. اهداف زندگی و کاری که در طول زمان با آن‌ها انجام ‌‌می‌دهیم، ناشی از این اصل اساسی است. الگوی ثابت در ذهن شما مانع از ایجاد تغییرات مثبت در زندگی‌تان ‌‌می‌شود. اگرچه داشتن الگوی ذهنی رشد، راه‌حل آسانی برای هر مشکلی نیست ولی کار سخت را برای رسیدن به اهداف خود آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کند و به شما اطمینان ‌‌می‌دهد که برای رسیدن به اهداف بلندپروازانه باید به آن اعتماد کنید.بریم بخونیم :  استراتژی های توسعه کسب و کار چیست ؟واضح است، افراد دارای مدل ذهنی رشدپذیر به دلیل دیدگاه‌های خود بیشتر به دنبال یادگیری و نوآوری هستند. آن‌ها برای رشد کردن و پیشرفت به ذهن خود اجازه ‌‌می‌دهند که فرصت‌های بیشتری را جستجو کند. در اینجا همچنین حائز اهمیت است که کارآفرینان به پرورش الگوی ذهنی تیم خود توجه کنند. مدیران پروژه باید روی این موضوع کار کنند که اشتباهات مضر نیستند بلکه آن‌ها وسیله‌ای برای یادگیری روش‌های بهتری برای انجام کارها هستند.مثالی از توسعه مدل ذهنی رشدپذیراز اوایل سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۱۲، نوکیا یکی از قدرتمندترین شرکت های دنیا و بزرگ‌ترین تولیدکننده گوشی‌های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن ۸۰ درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت ۴۲ دلار و ارزش این شرکت ۲۵۰ میلیارد یورو بود. نوکیا یک شرکت فوق‌العاده قوی با مدیرانی کار بلد و حرفه‌ای بود که کارشان را به خوبی انجام می‌دادند. اما متأسفانه امروزه به خوبی کار کردن و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند. آن‌ها نتوانستند تغییرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه را که به‌واسطه شرکت‌های سامسونگ و اپل آورده شدند را پیش‌بینی کنند. شرکت‌های اپل و سامسونگ تا چند سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی‌کردند. اما آن‌ها شرکت‌های یادگیرنده‌ای بودند و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می‌گشتند. خیلی سریع گوشی‌های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم قابل‌توجهی از بازار گوشی‌های تلفن همراه را به خود اختصاص دادند.شرکت نوکیا هیچ کار خطایی انجام ندادند ضعف آن‌ها در عدم یادگیری، رشد و تغییر مداوم و سریع بود .به خاطر همین نه‌تنها شانس خود برای رسیدن به موفقیت را ازدست‌داده بلکه شانس بقا را نیز از دست دادند. نوکیا به‌واسطه موفقیت چشمگیری که داشت شکست خورد.شرکت نوکیا قربانی موفقیت خود شد.تغییر مدل ذهنیهمان‌طور که میدانیم ما هم‌اکنون در عصر اطلاعات، اطلاعاتی که به‌واسطه تکنولوژی به‌عنوان ابزار اهرم قرارگرفته، هستیم. به همین دلیل جهان به‌سرعت در حال تغییر است و دانش‌های جدید اضافه می‌شود. اگر ما دارای مدل ذهنی ثابت باشیم مثل شرکت نوکیا حذف می‌شویم. پس باید خود را تغییر بدهیم و به دنبال یادگیری باشیم. یادگیری سبب باز شدن درهای جدیدی به روی ما می‌شود و باورهای محدودکننده ذهنی حذف می‌گردد. این‌گونه هست که دید ما در نتیجه مدل ذهنی‌مان تغییر می‌کند.ماکس پلانک می‌گوید: هر وقت نحوه نگاه شما به دنیای اطراف تغییر کند، دنیای اطراف شما تغییر می‌کند.گسترش مدل ذهنی رشدپذیرحال که اهمیت مدل فکری رشدپذیر را متوجه شدیم می‌خواهیم به روش‌های کاربردی برای توسعه و گسترش الگوی ذهنی رشد بپردازیم.توسعه عادات جدیدکارها را شروع کنید تا عادت‌های جدید را ایجاد کنید. به استعدادها و مهارت‌های خود اعتماد کنید تا به شما در راه هموار کردن فرصت‌های جدید، بهتر کمک کند. هنگام کار روی یک پروژه، افق یادگیری خود را گسترش بدهید.بریم بخونیم :  طرح های کارآفرینی چیست ؟در آغوش کشیدن چالش‌هاچالش‌ها بهترین دوستان جدید شما هستند که نقاط ضعفتان را به شما نشان می‌دهند که آن‌ها را بپذیرید تا بتوانید بر ضعفتان غلبه کنید و استعدادهایتان شناخته شود. چالش‌ها باعث ناراحتی ما ‌‌می‌شود و این به نفع ماست که ما را به سمت رشد سوق ‌‌می‌دهد.کنجکاو بودنهمان‌طور که آلبرت انیشتین ‌‌می‌گوید: «من استعداد خاصی ندارم. من فقط از روی علاقه کنجکاوم». برای اینکه تمرکز خود را روی رشد و یادگیری نگه‌دارید، کنجکاو شوید. این‌یکی از اساسی‌‌ترین مواردی است که به شما کمک ‌‌می‌کند تا به‌راحتی از یک طرز تفکر ایستا به الگوی ذهنی پویا منتقل شوید؛ مانند یک کودک شروع به سؤال کنید و دنیاهای جدیدی را کشف کنید که در مقابل شما آشکار خواهد شد.دنبال تأیید دیگران نباشید.فرد با طرز فکر ثابت نیاز به اعتبار ثابت از دیگران دارد. این همان چیزی است که شما باید از آن خلاص شوید. انرژی خود را صرف تأیید افراد دیگر نکنید. آن‌ها فقط شما را از اهداف واقعی‌تان منحرف ‌‌می‌کنند. انتقاد مثبت را شروع کنید و بازخورد بخواهید. این امر به شدت چشم‌انداز شما از رشد را بهبود ‌‌می‌بخشد.از اشتباهات افراد دیگر بیاموزید.اگر خود را با افراد دیگر مقایسه کنید، در حال نابودی هستید. به دنبال افرادی باشید که این کار را کرده‌اند و از اشتباهات آن‌ها بیاموزید، آن‌ها را به‌عنوان کسی که یک درس ارزشمند برای شما ارائه ‌‌می‌دهد، در نظر بگیرید.۱۴ تغییر ذهنی که برای کارآفرین شدن لازم داریدمهمترین تفاوت بین یک کارآفرین و کارمند در مدل های ذهنی آنها و نحوه برخورد با مسائل و اتفاقات است. مهم نیست که استعداد شما و ایده کسب و کار شما در چه حدی است؛ اگر از نظر ذهنی آماده کارآفرین شدن نیستید پس شانس زیادی برای موفقیت ندارید. در این مطلب در مورد ۱۴ تغییر و تفاوت ذهنی که برای کارآفرین شدن لازم و ضروری است صحبت خواهیم کرد:۱-شما مسئول همه تصمیمات هستید؛ خوب یا بدکارآفرینان بر خلاف کارمندان می توانند از هیچ چیز دستاورد بزرگی ایجاد کنند. اما لازمه این امر گرفتن تصمیمات بزرگ است. شما نمی توانید منتظر اتفاقات باشید؛ یا این که منتظر باشید که به شما بگویند چه کنید شما باید اتفاقات را مدیریت کنید. کارآفرینان موفق می دانند که فرصت ها ممکن است سریع از بین بروند پس حص تصمیم گیری سریع خود را تقویت میکنند.۲-شما در آن واحد باید هم دید بلندمدت داشته باشید هم دید کوتاه مدتوقتی برای دیگران کار میکنید تنها باید مسئول انجام دادن امور جاری هستید. به عنوان یک کارآفرین شما باید رو به جلو فکر کنید؛ در مورد خطرات و موقعیت هایی که گوشه و کنار وجود دارند فکر کنید و براساس عدم قطعیت تصمیم گیری کنید. شما باید در نظر داشته باشید که هر کاری که امروز میکنید بر وضعیت کسب و کار شما، سه ماه یا حتی پنج سال دیگر تاثیرگذار خواهد بود.۳-احساس ناامنی کردن اکنون منطقه امن شما استبه عنوان یک کارمند شما “داخل جعبه” فکر میکنید، طبق روال و قائده کار میکنید. اما وقتی کارآفرین هستید دیگر جعبه ای وجد ندارد. آنچه دیگران نمی بینند را باید ببینید، ایده های جدید تست کنید، به حوزه های جدید سر بزنید، ریسک کنید و پا را از منطقه امن خود فراتر بگذارید. برای انجام موارد فوق باید شجاعت داشته باشید، جسور و نترس باشید و علی رغم شکست و مایوس شدن به کار خود ادامه دهید.بیرون از جعبه فکر کنید!۴-یادگیری یک سفر ادامه دار استکارمندان یک تعریف خاص شغل دارند، مهارت های مشخصی را لازم دارند و بس. اما کارآفرین بودن نیاز به یادگرفتن مهارتهای جدید دارد. مثلا ایجاد یک پایگاه داده، جلب توجه سرمایه گذاران، یافتن بازار برای ایده هایتان، استفاده از تکنولوژی های جدید، ایجاد وبسایت و … شما باید دراین مسیر مدام یاد بگیرید و هیچ عذری پذیرفته نیست.بریم بخونیم :  کارآفرینی سازمانی چیست ؟۵-اعداد دروغ نمی گویندوقتی کارمند هستید نیاز نیست زیاد به اعداد دقت کنید اما وقتی کارآفرین هستید باید با اعداد زندگی کنید، این اعداد هستند که شما را زنده نگه میدارند. میزان سود، هزینه ها و درآمد است که باید برای شما مهم باشد. اما بدون توجه به اعداد و راهنمایی آنها شما نمی توانید به خوبی کسب و کار خود را راهنمایی کنید.۶-کار خود را دوست داشته باشید اما بی طرف باشیدوقتی کارمند هستید لازم نیست عاشق کار خود باشید اما یک کارآفرین باید عاشق کار خود باشد. اگر عاشق کار خود نباشید نمی توانید تلاش و انرژی کافی را صرف کار کنید. اما توجه کنید که علاقه به کارتان شما را از حقیقت دور نکند. نباید مثل یک کارمند برای خود کارکنید باید بلکه باید با چشم باز و بدون تعصب کسب و کار خود را هدایت کنید. مواظب باشید که مبادا عشق شما به کارتان قضاوت شما را خدشه دار کند.۷-از شکستن قوانین لذت ببریدکارمندان نباید قوانین را بشکنند. اما کارآفرینان اگر می خواهند دستاورد بزرگی داشته باشند نباید به شرایط فعلی و چارچوب ها علاقمند باشند؛ آنها باید مدام قوانین و چارچوب ها را زیر پا بگذارند و کارها و امور را به صورت متفاوتی انجام دهند. برای این امر باید یک دید بلندمدت و جامع داشته باشید، مدام به آنسوی افق نگاه کنید و به تغییر شرایط موجود علاقه مند باشید.۸-زمان خطی نیستیک کارمند هر روز باید ۸ ساعت کار کند و در باقی اوقات نیازی به کار کردن ندارد اما یک کارآفرین مدام باید در ارتباط با کار خود باشد حتی اگر پشت میز خود نباشد. مدام باید به کار خود فکر کند، با افراد مرتبط با کار خود در ارتباط باشد و امور کار خود را پیش ببرد. فرجه و استراحتی وجود ندارد و کارافرین باید خود را برای ساعات متمادی کار کردن آماده کند.۹-همین حالا شروع کنیدخیلی ها مواردی که ذکر شد را جدی نمی گیرند و تغییر ذهنی برای کارآفرین شدن را شروع نمی کنند. همین امروز تغییر ذهنی خود را شروع کنید، حتی اگر کارمند هستید اقدام کنید و اگر ممکن است یک کسب و کار کوچک را در کنار کار اصلی خود ایجاد کنید؛ با اینکار می توانید فرصت تقویت مهارت های لازم برای کارآفرینی را در خود ایجاد کنید و هنوز فضای امنیت شغلی خود را داشته باشید. البته که باید دیر یا زود این امنیت را رها کنید.۱۰ – با دیگران مشورت کنید و از توصیه‌های آنان بهره ببرید.گاهی اوقات با مسائلی مواجه می‌شوید که در رابطه با آن مسائل می‌توانید به حس درونی خود اعتماد کنید، اما در مقابل، زمان‌هایی نیز وجود دارد که باید به توصیه‌های دیگران توجه کنیم. در نظر داشتن این توصیه‌ها در یکسری از موقعیت‌ها مانند تصمیم‌گیری درباره مسائل مالی و سرمایه‌گذاری، انتخاب‌های کلی برای آینده خود و یا آینده کسب وکارتان کار عاقلانه‌ای به نظر می‌رسد.شرکت شیپ (shyp) در سانفرانسیسکو مثالی در این زمینه است. این شرکت با بی‌توجهی به توصیه‌های دیگران در زمینه پایداری مدل کسب وکار، فروپاشی خود را رقم زد. بعدها کوین گیبون ( Kevin Gibbon ) مدیرعامل این شرکت در وبلاگ خود در این باره نوشت. وی گفته بود: نزدیکان و اطرافیانم مدام به من و کسب وکارم هشدار می‌دادند که استراتژی تعقیب مصرف کنندگان استراتژی غلطی است. من در ابتدا گوش نکردم. اما در نهایت توصیه آنها را به کار بستم. بزرگترین حسرت من این است که چرا زودتر به این توصیه‌ها توجه نکردم. شرکت شیپ افزایش ۶۲ میلیون دلاری در سرمایه را تجربه کرد اما با این وجود در سال ۲۰۱۸ تعطیل شد.بریم بخونیم :  استراتژی کارآفرینی چیست؟۱۱- خودتان را دست کم نگیرید (به خودتان باور داشته باشید)موقعیت اجتماعی‌ای را تصور کنید که دیگران با شما صحبت نمی‌کنند و به یکدیگر نیز توصیه می‌کنند که با شما هم‌صحبت و هم‌کلام نشوند؛ زیرا تمام مدت درباره خودتان و کسب وکارتان صحبت می‌کنید. در دنیا چیزی خسته کننده‌تر از گفت و گوی یک طرفه وجود ندارد. شاید دوست نداشته باشید این نقش نفرت انگیز را که سبب می‌شود دیگران از شما فاصله بگیرند، ایفا کنید.پس سعی کنید یک طرفه صحبت نکنید اما همیشه برای صحبت درباره کسب وکارتان آماده باشید. برتنی هرست ( Brittany Hearst ) مولف کتاب پرفروش اینفلوئنسر و مگا اینفلوئنسر می‌گوید: اگر شما داستان خود را نگویید، شخص دیگری برای شما داستان تعریف می‌کند. پس کاملا به عهده شماست که گفت وگو را مدیریت و کنترل کنید یا اینکه صرفا شنونده باشید و گریه کنید.۱۲- نقاط قوت خود را به کار گیرید.کارآفرینان به دو موضوع واقفند؛ آن‌ها می دانند که از عهده همه کارها بر نمی‌آیند و همچنین می‌دانند که نباید همه کارها را به تنهایی انجام دهند. ایشان دو دلیل را برای این امر ذکر می‌کنند: اولین دلیل این است که در طول روز، زمان کافی برای انجام همه امور وجود ندارد. دومین دلیل این است که ما ذاتا در برخی از امور بهتر از دیگران هستیم پس بهتر است در حیطه استعدادهایمان حرکت کنیم.البته پیش می‌آید در مسیر زندگی و فعالیت‌هایمان در موقعیت‌های مختلف قرار می‌گیریم و مجبور به ایفای نقش‌های متفاوتی می‌شویم. اگر در امور محاسباتی ضعیف هستید، لزومی ندارد که به حسابداری و امور مالی بپردازید. می‌توانید یک نرم افزار حسابداری که خیلی گران هم نیست، تهیه کنید و انجام امور محاسباتی را به دیگری بسپارید. حقوق و دستمزد، اظهارنامه مالیاتی یا پیش‌بینی جریان نقدینگی چیزی نیستند که بخواهید یاد بگیرید یا روی آن کار کنید. بهتر است در حیطه استعداد و توانمندی‌های خود حرکت کنید و در باقی امور از دیگران کمک بگیرید و یا کار را برون سپاری کنید.۱۳- شبکه ارتباطی خود را ایجاد کنید.کج خلقی‌های خود را کنار بگذارید و تعامل خود را با شبکه ارتباطیتان حفظ کنید. هر کارآفرینی می‌داند که در مسیر کارآفرینی‌اش تنهاست، اما این را هم می‌داند که به تنهایی از عهده همه امور بر نمی‌آید. توانایی شما برای راه اندازی یا توسعه محصولات و خدمات، ایجاد حرکت در بازار، استخدام تیم یا بازخوردهای کلیدی همگی مرتبط با شبکه ارتباطی شماست. ساخت شبکه ارتباطی از اهمیت بالایی برخوردار است.اما به یاد داشته باشید تلاش‌های بی‌هدف برای ارتباط با افراد مختلف سودی برایتان ندارد. در واقع کیفیت مهم‌تر از کمیت است. به یاد داشته باشید ایجاد شبکه ارتباطی برای بسیاری از انسان‌ها امری دلهره آور است. در اینجا دو نکته را در راستای تقویت ذهنیت کارآفرینی بیان می‌کنیم.• از میان شبکه ارتباطی خود، سه نفر را که می دانید از گفت وگو با ایشان سود می‌برید، انتخاب کنید و برای مثال دوشنبه‌ها با ایشان به گفت و گو بپردازید. این موضوع می‌تواند در قالب یک مکالمه تلفنی باشد یا اینکه گفت وگویی ساده در حین صرف ناهار. ممکن است مدت زمان زیادی از آخرین ارتباطتان با اعضای شبکه ارتباطی‌تان گذشته باشد. با ارسال یک پیامک یا ایمیل مجددا این ارتباط را شکل دهید. این کار کمتر از ۱۰ دقیقه طول می‌کشد.• دو نفر خارج از شبکه ارتباطی خود که از لحاظ حرفه‌ای مورد تحسینتان هستند و یا به ایشان علاقه دارید، انتخاب کنید و برای مثال جمعه‌ها با ایشان وقت بگذرانید و به گفت و گو بپردازید. این علاقه بدین معناست که شما دوست دارید آن‌ها را در شبکه ارتباطی خود داشته باشید، زیرا در حیطه مرتبط با فعالیت شما کار کرده‌اند.به عنوان مثال اگر بخواهید وبلاگ خود را راه اندازی کنید و یا کتابی بنویسید، فکر کنید چه کسی یا چه کسانی دقیقا همین کار را انجام داده‌اند؟ این لیست به اندازه تصورات شما بی پایان است و تعجب خواهید کرد اگر بدانید ارتباط با این افراد تاثیرگذار چقدر آسان است. اما بسیاری از مردم زحمت امتحان این موضوع را به خود نمی‌دهند.بریم بخونیم :  چه کسی کار آفرین است؟۱۴- هدف خود را مشخص کنید.به تعیین یک هدف بپردازید. بله، یک هدف! یک هدف معقول و منطقی.برنامه ۵ساله زندگی خود را فراموش نکنید. اگر در ابتدای مسیر، هدف خیلی بزرگی برای خود تعریف کنید، کارتان سخت می‌شود و همین امر به مرور مایه دلسردیتان می‌شود. در عوض از خود بپرسید: تنها چیزی که دوست دارید در نود روز آینده به آن برسید چیست؟ فقط به یک مورد اشاره کنید. سپس لیستی از تمام امور و مواردی که از هدف شما حمایت می‌کند تهیه کنید. یکی از آن موارد را انتخاب کنید و از امروز شروع کنید. مهم نیست که چقدر کوچک است. هنر ساده شروع کردن، به خودی خود شما را به جلو سوق می‌دهد.زیبایی طرز تفکر کارآفرینان در این است که به یادگیری‌ خاص و آموزش رسمی نیاز ندارد. فقط باید استعدادهای ذاتی که همه مان از آن برخوردار هستیم را به کار ببریم و نظم و انضباط را با آن همراه کنیم.فارغ از اینکه در چه مرحله‌ای هستید و یا چه رویایی دارید، باید به خاطر داشته باشید که رئیس شما هستید و مانع اصلی نیز خود شما هستید. مابقی فقط بازی‌های ذهن است.مدل ذهنی کارآفرینانمدل ذهنی شما چیست؟آیا شما فردی هستید که عاشق چالش‌ها هستید و از امتحانات جدید دور نمی‌شوید؟ آیا شما علاقه‌مند به ایجاد مهارت‌های جدید در طول عمر خود ‌‌هستید؟ یا از کسانی هستید که فکر ‌‌می‌کنند هوش و خلاقیت و استعداد داده‌های ایستا هستند که شخص با آن متولد ‌‌می‌شود؟ یعنی آن‌ها با گذشت زمان نمی‌توانند به طور قابل‌توجهی تغییر کنند و ثابت هستند.جواب سؤالات، تعیین‌کننده نوع مدل ذهنی شماست که یا ایستا و ثابت است یا پویا و رشدپذیر. این دو ذهنیتی است که اساس کار یک روانشناس مشهور جهان، «کارول دوک» ‌‌‌‌هست. روانشناسی که ‌‌می‌نویسد: «بیست سال تحقیقات به من نشان داده است که دیدگاهی که شما برای خودتان اتخاذ ‌‌می‌کنید، تأثیر عمیقی بر نحوه پیشبرد زندگی شما دارد.»ابتدا نگاهی دقیق‌‌تر به آنچه این دو ذهنیت بیان ‌‌می‌کنند داشته باشیم:مدل ذهنی ایستاالگوی ذهنی ایستا ریشه در این عقیده دارد که استعدادهای اساسی شما ذاتی است و شما با آن‌ها متولدشده‌اید و تغییر نمی‌کند. فکر می‌کنند که انسان‌ها ذاتاً استعداد پزشکی، نویسندگی، فوتبالیست و غیره دارند. با تلاش میانه خوبی ندارند این افراد از ترس انتقاد، چیزهای جدید زیادی را امتحان نمی‌کنند.مدل ذهنی رشدپذیرکسانی که الگوی ذهنی رشدپذیر دارند معتقدند که هوش و یادگیری آن‌ها با گذشت زمان رشد ‌‌می‌کند و بر این باورند که توانایی‌ها را ‌‌می‌توان توسعه داد. ضمناً آن‌ها ‌‌می‌دانند که تلاش آن‌ها تأثیر مستقیمی در موفقیت دارد. اگر فردی استعداد موسیقی ندارد با گذاشتن انرژی و زمان می‌تواند یاد بگیرد. این الگوی فکری تأکید ‌‌می‌کند که خصوصیات اساسی فرد نقطه شروع است و آن‌ها را ‌‌می‌توان با تلاش و همت زیاد تقویت یا جبران کرد.مثالی برای مدل ذهنی رشدپذیر و ایستادو نفر را در نظر بگیرید که کارفرما بودند و با بدهی‌های زیاد ورشکست می‌شوند. یکی از آن‌ها به دنبال راه‌های مختلف می‌رود و به طریقی بدهی خود را پرداخت می‌کند و با سرمایه اندک دوباره کار خود را شروع می‌کند و بهتر از قبل به درآمد بالایی می‌رسد، اما دیگری هنوز در همان شکست باقی‌مانده و نتوانسته از آن اتفاق گذر کند.اتفاق کاملاً مشابه برای دو نفر پیش می‌آید اما آن‌ها دو واکنش کاملاً متفاوت از یکدیگر را بروز می‌دهند. برای یکی از آن‌ها ورشکسته شدن از بهترین اتفاقات زندگی بود که به او کمک کرده است تا بتواند درآمد میلیاردی کسب کند. برای دیگری هم ممکن است ورشکستگی از بدترین اتفاقات زندگی بود.بریم بخونیم :  مدیریت استراتژیک کارآفرینی چیست ؟باید بدانیم موفقیت بدون رنج کشیدن و تلاش کردن به دست نمی‌آید. ساختار ذهن این‌گونه هست که تنبلی و راحتی را دوست دارد و به‌محض اینکه فرد با یک‌بار تلاش شکست می‌خورد و می‌خواهد دوباره شروع کند ذهنش مقاومت می‌کند که به سمت این کار نرود. اگر این فرد دارای الگوی ذهنی ثابت باشد، تسلیم می‌شود ولی فرد با ذهن رشدپذیر این مقاومت را می‌شکند و ذهن خود را مهار می‌کند و به مسیر خود ادامه می‌دهد.تفاوت مدل ذهنی رشدپذیر و ایستاافراد با الگوی ذهنی ثابت بر این باورند که اگر در اموری خوب نیستند، مشکلشان ذاتی است ولی افراد با مدل ذهنی رشد معتقدند که هرکسی ‌‌می‌تواند در هر کاری خوب باشد، زیرا توانایی‌های فرد کاملاً ناشی از اقدامات و کوشش‌های اوست و می‌دانند که این توانایی را دارند که با تلاششان، استعداد و شعور را توسعه دهند.افرادی که دارای ذهنیت ثابت هستند از چالش‌ها جلوگیری ‌‌می‌کنند، زیرا باعث ‌‌می‌شود احساس کنند استعداد و هوشمندی ندارند. آن‌ها وقتی کار سخت ‌‌می‌شود، علاقه خود را از دست ‌‌می‌دهند و به‌راحتی تسلیم ‌‌می‌شوند. افرادی که دارای طرز فکر رشد هستند، به دنبال چالش ‌‌می‌روند، زیرا ‌‌می‌دانند که رشد ‌‌می‌کنند و یاد ‌‌می‌گیرند و وقتی کارها سخت‌‌تر ‌‌می‌شود، بیشتر انگیزه پیدا ‌‌می‌کنند.بنابراین، این مقایسه نشان ‌‌می‌دهد که موفقیت برای کسانی که تلاش می‌کنند، حاصل ‌‌می‌شود. این دقیقاً به همین دلیل است که باید در هر زمینه‌ای روی توسعه الگوی ذهنی رشد کار کرد.مدل ذهنی انسان‌های موفقمدل ذهنی انسان‌های موفق رو به رشد هست و دائم تغییر می‌کند و به سمت مدار بالاتری حرکت می‌کند. در زمینه کسب‌وکار، فردی ایده ده‌میلیونی به ذهنش می‌رسد و با موفقیت آن را اجرا می‌کند. این کامیابی سکوی پرش آن‌ها می‌شود و به دنبال نوآوری و یادگیری مداوم می‌رود. در این مسیر در ذهنش تغییراتی ایجاد می‌شود و یک پله بالاتر می‌رود و ایده صدمیلیونی به فکرش خطور می‌کند. ذهن این‌گونه افراد به یک ذهن ثروتمند و قدرتمند تبدیل می‌شود و اگر به آن‌ها یک میلیارد پول داده شود، می‌دانند با آنچه باید بکنند و چگونه آن را به جریان بیندازند. به دلیل داشتن خلاقیت، دست به کارهای بزرگ می‌زنند. اگر شکست بخورند درس می‌گیرند و از پیش رو برمی‌دارند و روش خود را در مسیرشان اصلاح می‌کنند و به شکل بهتر و اثربخش‌تری آن مسیر را می‌پیمایند.مثال بارز از انسان موفق که در ابتدای مقاله آورده شد «توماس آلوا ادیسون» است که بعد از ۹۹۹ بار آزمون‌وخطا توانست لامپ را اختراع کند. ناکامی‌ها او را متوقف نکرد بلکه از هر شکستی یک بازخوردی دریافت کرد و تا پیروزی دست از تلاش برنداشت. وقتی ادیسون به موفقیتی دست پیدا می‌کرد به او انگیزه می‌داد و خود را به چالش می‌کشید این‌گونه بود که توانست  1368 اختراع را در ایالات‌متحده آمریکا و اروپا به ثبت رساند.مدل ذهنی انسان های شکست خورده در مدل ذهنی کارآفریناندر مقابل انسان‌های شکست‏ خورده که دارای مدل ذهنی ثابت هستند فکر می‌کنند توانایی و هوش آن‌ها پایین است. وقتی با چند بار تلاش به نتیجه نمی‌رسند متوقف می‌شوند و سعی نمی‌کنند که روش خود را اصلاح کنند. اگر آن‌ها در کاری موفق شوند به موفقیت امروز خود قانع می‌شوند و به دنبال رشد و پیشرفت نمی‌روند و وضع فعلی خود را حفظ می‌کنند.تمرین و تلاش کلیدواژه موفقیت است. تمرین کردن باعث رشد و قدرتمندتر شدن انسان‌ها در هر زمینه‌ای می‌شود.اهمیت توسعه مدل ذهنی رشدپذیربدون شک ذهن ما یکی از قدرتمندترین چیزهایی هست که خدا در وجودمان به ودیعه گذاشته است. طرز فکر ما درباره خود، بر رفتار و نحوه برخورد با رویدادها اثر ‌‌می‌گذارد و درنهایت زندگی ما را شکل می‌دهد. اهداف زندگی و کاری که در طول زمان با آن‌ها انجام ‌‌می‌دهیم، ناشی از این اصل اساسی است. الگوی ثابت در ذهن شما مانع از ایجاد تغییرات مثبت در زندگی‌تان ‌‌می‌شود. اگرچه داشتن الگوی ذهنی رشد، راه‌حل آسانی برای هر مشکلی نیست ولی کار سخت را برای رسیدن به اهداف خود آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کند و به شما اطمینان ‌‌می‌دهد که برای رسیدن به اهداف بلندپروازانه باید به آن اعتماد کنید.بریم بخونیم :  تست ایده کسب و کار چیست ؟واضح است، افراد دارای مدل ذهنی رشدپذیر به دلیل دیدگاه‌های خود بیشتر به دنبال یادگیری و نوآوری هستند. آن‌ها برای رشد کردن و پیشرفت به ذهن خود اجازه ‌‌می‌دهند که فرصت‌های بیشتری را جستجو کند. در اینجا همچنین حائز اهمیت است که کارآفرینان به پرورش الگوی ذهنی تیم خود توجه کنند. مدیران پروژه باید روی این موضوع کار کنند که اشتباهات مضر نیستند بلکه آن‌ها وسیله‌ای برای یادگیری روش‌های بهتری برای انجام کارها هستند.آیا شما ویژگی های یک کارآفرین را دارید؟قبل از ادامه‌ی بحث مدل ذهنی کارآفرینان، لطفاً هفت توصیف زیر را بخوانید: (۱)دوستدارمفعالیتیراکهازآنلذتمی‌برمبهکسبوکارخودمتبدیلکنم(۲)حاضرمدرموقعیتمشاورکسبوکارفعالیتکنم(۳)اگرپولومنابعداشتهباشم،حاضرمیککسبوکارموجودرابخرمومدیریتکنم(۴)دوستدارمیکشعبه‌یجدیدیایکنمایندگیازیککسبوکارموجودرابگیرم(۵)چونروحیه‌یکارآفرینیدارم،دوستدارمکسبوکارخودمراراهبیندازم(۶)توانمندی‌هاییدارمکهبازاربهآنهانیازداردومی‌توانآن‌هارابهکسبوکارتبدیلکرد(۷)دوستدارمیکچشماندازتعریفکنموبرایمحققکردنآنتلاشکنم اکنون سعی کنید این هفت ویژگی را به ترتیبی که شما را توصیف می‌کنند مرتب کنید.به عبارت دیگر، ترتیب موارد این فهرست هفت‌گانه را به شکلی تغییر دهید که بتوانید بگویید:نخستین مورد، تقریباً توصیف خود من است.مورد دوم هم توصیف من است؛ اما کمتر از مورد اول.و به ترتیب که پایین بیاییم آخرین مورد کمتر از سایر موارد، ویژگی من محسوب می‌شود.(شاید هم چند مورد پایین فهرست اصلاً ویژگی شما نباشد)به هر حال، صرفاً هدف این تمرین مرتب کردن این هفت مورد بر اساس ویژگی‌ها و ترجیحات شما است.بعد از اینکه موارد فوق را فهرست کردید، شماره‌ی آن‌ها را در پایین این درس (یا روی یک برگ کاغذ) ثبت کنید .بریم بخونیم :  مدیریت استراتژیک کارآفرینی چیست ؟لازم نیست توضیح طولانی بنویسید؛ همین که شماره‌ها را بنویسید کافی است. مثلاً:توصیف‌های بالا به ترتیب زیر در مورد من درست است:۵ ← ۶ ← ۴ ← ۳ ← ۱ ← ۲ ← ۷اینکه کدام ویژگی‌ها در بالای فهرست ما قرار می‌گیرند چندان مهم نیست.آن ویژگی‌ها قاعدتاً در مسیر کارآفرینی مانع ما نخواهند شد و اتفاقاً می‌توانند موتور محرک فعالیت و کارمان باشند.آنچه باید اکنون جدی بگیریم و بیشتر در موردش فکر کنیم، دو یا سه یا چهار موردی است که در پایین فهرست قرار گرفته است. چون ممکن است این موارد روزی در بخشی از مسیر کارآفرینی، ما را با مشکل مواجه کنند.هر یک از این موارد را پیش چشم خود بگذارید و سعی کنید سناریوهایی را تصور کنید که هر یک از آنها ممکن است به مانعی در مسیر شما تبدیل شوند.موارد زیر تنها چند مثال هستند که می‌توانند ذهن شما را بیشتر باز کنند:مورد (۱) در قسمت‌های پایین فهرست من قرار گرفته است.بنابراین اولویت من در کارآفرینی، مشغول شدن به فعالیتی که از آن لذت می‌برم نیست. احتمالاً این باعث می‌شود که در درازمدت، کارآفرینی از من انرژی بسیار بگیرد و مرا مستهلک کند. یا مدام لازم داشته باشم از کار فاصله بگیرم و درآمد و خروجی کارم را در جای دیگری که از‌ آن لذت می‌برم خرج کنم و این خود به مانعی در مسیر کار من تبدیل شود.مورد (۲) در قسمت‌های پایین فهرست من قرار گرفته است.معمولاً کسی که به کارآفرینی فکر می‌کند، اهل اقدام و عمل است و از اینکه صرفاً صحبت کند و دیگران اقدام کنند لذت نمی‌برد. اما مسیر کارآفرینی به علت‌های مختلفی ممکن است در مقاطعی با مشاوره گره بخورد. ممکن است برای کسب تجربه و آشنا شدن با فضا، مجبور شوم مدتی در مقام مشاور در کنار دیگرانی که به کارهای مشابه مشغولند کمک کنم. تحمل موقعیت مشاور در شرایطی که خود را لایق اجرا می‌دانم ساده نیست.ضمن اینکه ممکن است کسب و کار من شکست بخورد. اگر به ایده‌ی خود دلبسته باشم، یک راه ادامه‌ی مسیر این است که مدتی در موقعیت مشاور در کنار سایر فعالان بازار یا حتی رقبای سابق کار کنم. اما با توجه به اینکه مورد دو را در قسمت پایین فهرست نوشتم، ممکن است تحمل چنین شرایطی برای من دشوار باشد یا حتی انگیزه‌ی من را برای ادامه‌ی کار و تلاش کردن و شکست‌ خوردن‌های بعدی تا رسیدن به موفقیت بگیرد.سناریوی دیگر هم این است که باید بتوانم گاهی کنار کارمندان خود بایستم و فقط مشورت دهم و اجازه دهم که آنها تصمیم نهایی را بگیرند و اجرا کنند. حالا که تحمل موقعیت مشاور برای من سخت است، احتمالاً بعداً در محیط کار با تفویض اختیار و کمک به رشد همکارانم مشکل خواهم داشت.مورد (۳) در قسمت‌های پایین فهرست من قرار گرفته است.پول دادن و در اختیار گرفتن یک کسب و کار موجود به این معناست که بسیاری از بخش‌های مجموعه مطابق خواست و سلیقه‌ی من نباشد.وقتی کسب و کاری رشد می‌کند و جلو می‌رود، حتی اگر از نظر عرفی اختیار مطلق در تغییر و اصلاح آن داشته باشیم، بخش‌های زیادی از آن را نمی‌توان در کوتاه مدت تغییر داد.یک سناریوی محتمل این است که من بعداً در محیط کار، با تحمل ساختارهایی که کنترل و اصلاح آنها خارج از اختیار من هستند مشکل پیدا کنم.همچنین احتمالاً اگر روزی رقیبی داشته باشم که منطق و استراتژی حکم کند آن را بخرم و به مجموعه‌ی خود بیفزایم، در اجرایی کردن این کار ناتوان خواهم بود. شاید هم از آن کارآفرین‌هایی بشوم که رقیب را می‌خرند و درب شرکت او را می‌بندند که این نوع رفتار می‌تواند آغاز سقوط شغلی من باشد.مورد (۴) در قسمت‌های پایین فهرست من قرار گرفته است.تأسیس یک شعبه‌ی جدید یا اخذ نمایندگی به معنای کارآفرینی در یک چارچوب محدود است. در شرایطی که قوانین و دستورالعمل‌ها از بیرون دیکته می‌شود.بریم بخونیم :  استراتژی چیست؟الان که می‌بینم این مورد در پایین فهرست من قرار گرفته، نگران شرایطی هستم که قواعد متعدد از بیرون به من تحمیل شود. واقعیت این است که هیچ نوع کسب و کاری به صورت کامل در اختیار کارآفرین نیست. بسیاری از کسب و کارها و صنایع، به شدت در سیطره‌ی قوانین و مقررات دولتی هستند. امروز آنها را نمی‌بینم؛ اما فکر می‌کنم حالا که تحملِ تحمیلِ بیرونی را ندارم، فشارهای چارچوب تنگ قواعد بیرونی روزی من را در کار خسته و فرسوده خواهد کرد.شاید هم به یکی از آن کارآفرین‌های شکست‌خورده‌ای تبدیل شوم که مدام در مصاحبه‌ها از همکاری نکردن دولت یا همراه نبودن قوانین حاکمه می‌گویم.بر خلاف تصور رایج، کارآفرینی رهایی از همه‌ی چارچوب‌ها نیست. بلکه رهایی از چارچوب کارمندی و ورود به چارچوبی سخت‌تر، متغیر و گاه بی‌منطق‌تر از گذشته است. چارچوبی که اقتصاد کشور یا شیوه‌ی فعالیت رقبا به کارآفرین تحمیل می‌کند.مورد (۵) در قسمت‌های پایین فهرست «شما» قرار گرفته است.روحیه‌ی کارآفرینی یک عبارت عینی نیست، بلکه یک اصطلاح ذهنی است و برای هر کس معنای خودش را دارد.اما سوال اینجاست که با هر تعریفی که در ذهن دارید این چه معنایی دارد که روحیه‌ی کارآفرینی را جزو ویژگی‌های خود نمی‌دانید؟چه ویژگی‌هایی را به عنوان روحیه‌ی کارآفرینی تجسم کرده‌اید که خود را از آنها دور می‌بینید؟فکر کردن به همین ویژگی‌ها که خودتان را مصداق آنها نمی‌دانید، می‌تواند راهنمای خوبی برای پیش‌بینی سناریوهای نامطلوب آتی باشد.مورد (۶) در قسمت‌های پایین فهرست «شما» قرار گرفته است.ممکن است گاهی فکر کنیم داشتن یک ایده‌ی خوب یا مهارت در مدیریت برای اینکه ما به کارآفرین تبدیل شویم کافی است.اما باید به خاطر داشته باشیم که این نوع کارآفرینی حتی اگر موفقیت‌آمیز باشد، معمولاً پس از مدتی به کسب و کاری تبدیل می‌شود که کارآفرین را به سادگی می‌توان از آن حذف کرد.حتماً برای شما هم پیش آمده است که دوستان و آشنایانی داشته باشید که مثلاً با مشارکت یکدیگر کاری را آغاز کرده باشند و اکنون گله‌مند هستند که هنگام میوه دادن کار، شرکا آنها را کنار گذاشته‌اند.این نوع افراد کسانی هستند که صرفاً روی ایده یا رابطه یا توانایی ارتباطی و مدیریتی و مواردی از این دست حساب کرده بودند و شرکا توانسته‌اند با کم‌ترین درد و زحمت، ایشان را کنار بگذارند.اما معتقد باشید که توانمندی‌های شما و نیازهای بازار یک تلاقی مهم و ارزشمند دارد، احتمالاً به غیرقابل جایگزین یا دیرجایگزین در کسب و کار خود تبدیل می‌شوید.البته سناریوهای دیگری هم برای ضربه خوردن از این ناحیه وجود دارد که با کمی فکر کردن می‌توانید آنها را تصور کنید.مورد (۷) در قسمت‌های پایین فهرست «شما» قرار گرفته است.داشتن چشم‌انداز را می‌توان از دو منظر نگاه کرد.یکی داشتن نگاه کلان است که قاعدتاً می‌تواند کمک مهمی در رشد و موفقیت کسب و کار باشد. اینکه صرفاً در جزئیات غرق نشویم و مسیر بلندمدت کسب و کار را هم ببینیم و در تصمیم گیری‌ها نگاهی سیستمی و بلندمدت داشته باشیم.اما نکته‌ی دومی هم وجود دارد که آن هم مهم است.در مواردی که مشکلات متعدد به وجود می‌آیند و چالش‌های فراوان پیش روی ما قرار می‌گیرند، چیزی که می‌تواند به ما انرژی بدهد تا برای غلبه بر این مشکلات بکوشیم، تصویر بلندمدت از اهداف و کسب و کار ماست.درست مانند کسی که به قله‌ی کوه فکر می‌کند و سنگی را که پیش پاست، کوچک می‌بیند. اما اگر کارآفرینی را به شکل فعالیتی روزمره ببینیم که فقط ما را از دنیای کارمندی جدا می‌کند و آرزوهای بلندپروازانه نداشته باشیم، احتمالاً هر مانع کوچکی، مانند سنگی بزرگ بر مسیر کار ما خواهد بود و پس از مدتی، انرژی و انگیزه‌ی خود را برای ادامه‌ی مسیر از دست می‌دهیم.تغییر مدل ذهنیهمان‌طور که میدانیم ما هم‌اکنون در عصر اطلاعات، اطلاعاتی که به‌واسطه تکنولوژی به‌عنوان ابزار اهرم قرارگرفته، هستیم. به همین دلیل جهان به‌سرعت در حال تغییر است و دانش‌های جدید اضافه می‌شود. اگر ما دارای مدل ذهنی ثابت باشیم مثل شرکت نوکیا حذف می‌شویم. پس باید خود را تغییر بدهیم و به دنبال یادگیری باشیم. یادگیری سبب باز شدن درهای جدیدی به روی ما می‌شود و باورهای محدودکننده ذهنی حذف می‌گردد. این‌گونه هست که دید ما در نتیجه مدل ذهنی‌مان تغییر می‌کند.ماکس پلانک می‌گوید: هر وقت نحوه نگاه شما به دنیای اطراف تغییر کند، دنیای اطراف شما تغییر می‌کند.خلاصه کلام مدل ذهنی کارآفرینان چیست ؟حال که در آموزش مدل ذهنی کارآفرینان چیست ؟ اهمیت مدل فکری رشدپذیر را متوجه شدیم می‌خواهیم به روش‌های کاربردی برای توسعه و گسترش الگوی ذهنی رشد بپردازیم.توسعه عادات جدیدکارها را شروع کنید تا عادت‌های جدید را ایجاد کنید. به استعدادها و مهارت‌های خود اعتماد کنید تا به شما در راه هموار کردن فرصت‌های جدید، بهتر کمک کند. هنگام کار روی یک پروژه، افق یادگیری خود را گسترش بدهید.در آغوش کشیدن چالش‌هاچالش‌ها بهترین دوستان جدید شما هستند که نقاط ضعفتان را به شما نشان می‌دهند که آن‌ها را بپذیرید تا بتوانید بر ضعفتان غلبه کنید و استعدادهایتان شناخته شود. چالش‌ها باعث ناراحتی ما ‌‌می‌شود و این به نفع ماست که ما را به سمت رشد سوق ‌‌می‌دهد.کنجکاو بودنهمان‌طور که آلبرت انیشتین ‌‌می‌گوید: «من استعداد خاصی ندارم. من فقط از روی علاقه کنجکاوم». برای اینکه تمرکز خود را روی رشد و یادگیری نگه‌دارید، کنجکاو شوید. این‌یکی از اساسی‌‌ترین مواردی است که به شما کمک ‌‌می‌کند تا به‌راحتی از یک طرز تفکر ایستا به الگوی ذهنی پویا منتقل شوید؛ مانند یک کودک شروع به سؤال کنید و دنیاهای جدیدی را کشف کنید که در مقابل شما آشکار خواهد شد.دنبال تأیید دیگران نباشید.فرد با طرز فکر ثابت نیاز به اعتبار ثابت از دیگران دارد. این همان چیزی است که شما باید از آن خلاص شوید. انرژی خود را صرف تأیید افراد دیگر نکنید. آن‌ها فقط شما را از اهداف واقعی‌تان منحرف ‌‌می‌کنند. انتقاد مثبت را شروع کنید و بازخورد بخواهید. این امر به شدت چشم‌انداز شما از رشد را بهبود ‌‌می‌بخشد.از اشتباهات افراد دیگر بیاموزید.اگر خود را با افراد دیگر مقایسه کنید، در حال نابودی هستید. به دنبال افرادی باشید که این کار را کرده‌اند و از اشتباهات آن‌ها بیاموزید، آن‌ها را به‌عنوان کسی که یک درس ارزشمند برای شما ارائه ‌‌می‌دهد، در نظر بگیرید. 📷مدلذهنیکارآفرینانچیست؟ برچسب ها: کارآفرینی کسب و کارنوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2024 12:14:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رپورتاژ آگهی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%A7%DA%98-%D8%A2%DA%AF%D9%87%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-mjow48a1bfzy</link>
                <description>رپورتاژ آگهی چیست؟ دانشنامه سایت Entrepreneur رپورتاژ آگهی را به‌عنوان «یک اطلاعیه از سوی بخش روابط عمومی که با هدف اطلاع رسانی فعل و انفعالات شرکت به عموم مردم در رسانه‌های خبری و سایر انتشارات مرتبط و هدفمند منتشر شده» تعریف می‌کند.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]رپورتاژ آگهی چیست؟بر اساس تعریف یک مرجع دیگر موسوم به «دانشنامه کسب‌وکارهای کوچک»، اظهارات مختصر و مفید رپورتاژ آگهی باید «طرح کلی یک داستان خبری را به سبک معمول روزنامه نگاری داشته باشد.»رپورتاژ آگهی یا Advertorial یکی از شیوه های سنتی تبلیغات آفلاین است که با کمی تغییر در سبک استفاده به فضای آنلاین هم راه پیدا کرده است. پیش از این کسب و کارها برای معرفی محصول و خدمات خود به افراد، از روزنامه و مجلات خبری جهت انتشار یک متن تبلیغاتی استفاده میکردند؛ متنی که در ظاهر کاربردی و یا خبری بود، اما در باطن اشاره ای غیر مستقیم به روش رفع نیاز یا سوال مخاطب داشت. در حال حاضر، از این روش به عنوان یکی از روشهای قدرتمند تبلیغات بومی، استفاده میشود. روشی که اصلیترین مزایای آن عبارت هستند از: افزایش آگاهی از برند، رفع نیاز مخاطب و بهبود رتبه سئو سایت.انتشار رپورتاژ آگهی یک روش مؤثر برای انتقال مطالبی (درباره شرکت) به عموم مردم است که «ارزش خبری» دارند. این در گذشته عمدتاً از طریق رسانه‌های خبری چاپی انجام می‌گرفت؛ اما امروزه اینترنت کانال‌های متعددی را برای پخش اطلاعیه‌ها و خبررسانی به جامعه گسترده‌تری از مشتریان بالقوه فراهم کرده است.روشهای مختلفی برای انتشار رپورتاژ آگهی وجود دارد، مانند محتوای متنی یا ویدئویی. اما از آنجایی که محتوای متنی هنوز هم گل سر سبد گوگل در نظر گرفته میشود، انتخاب اول بسیاری از افراد، نگارش متنی کاربردی هم برای رفع نیاز کاربر و هم برای قرار دادن لینک و گرفتن بک لینک از سایت مد نظرشان است. در صورتی که برای تهیه و تعیین استراتژی لینک سازی به دنبال اطلاعات بیشتری در خصوص سوال رپورتاژ آگهی چیست؟و تفاوت آن با بک لینک هستید، در ادامه این مطلب همراه ما باشید.بریم بخونیم :  نمونه رپورتاژ اگهی چگونه است ؟همان‌طور که می‌توان حدس زد رپورتاژ آگهی یا رپورتاژ خبری در واقع نوعی از تبلیغات متنی در قالب یک گزارش و خبر است. سایت مشهور Entrepreneur در تعریف خود از رپورتاژ آگهی این گونه می‌گوید که:رپورتاژ آگهی (رپورتاژ خبری) در واقع اطلاعیه‌ای است که از سوی واحد روابط عمومی با هدف اطلاع‌رسانی اتفاقات کسب و کار به مردم در رسانه‌های مختلف و انتشارات مرتبط و هدفمند منتشر می‌‌شود.در واقع رپورتاژ خبری نوعی تبلیغات همسان است که به صورت یک گزارش یا رپورتاژ خبری نوشته می‌شود و البته باید از نظر تبلیغاتی یک فرد متخصص و خبره روی آن کار کند. شما در رپورتاژ آگهی مخاطبان‌تان را در یک مسیر مشخص همراهی می‌کنید تا به سمتی که می‌خواهید هدایت شوند و اتفاقی که می‌خواهید رقم بخورد.به خبر تبلیغاتی گفته میشود که جهت معرفی خدمات و محصولات کسب و کار ها نوشته میشود و در سایت های خبری پربازدید منتشر میشود .خرید رپورتاژ آگهی چه تاثیری در سئو و بهبود رتبه سایت در گوگل دارد؟ و چرا در تمام دنیا به عنوان یکی از موثرترین تکنیک ها برای بهبود رتبه سایت در جستجوی گوگل استفاده میشود؟چطور یکی از بهترین روش های بازاریابی آنلاین و برندینگ است که شرکت های مختلف برای کسب اعتبار بالاتر و جلب مشتری بیشتر استفاده میکنند ؟محتوای رپورتاژ، با هدف تبلیغات غیر مستقیم و صد البته رفع نیاز مخاطب، تهیه شده و در کنار سایر محتواهای موجود در وب سایت، منتشر میشود. این مدل از تبلیغات از سال ۱۹۱۵ تا کنون در رسانه های چاپی مورد استفاده قرار گرفته است. اما در فضای آنلاین، از آن به عنوان روشی جهت تبلیغات بومی یا محتوای اسپانسری یاد میشود.به معنی گزارش است که از کلمه ریپورت گرفته شده است ، repotrage یک کلمه فرانسوی است .رپورتاژ در حوزه تبلیغات اینترنتی و سئو سایت به عنوان یک گزارش یا مصاحبه برای معرفی برندها یا اشخاص در سایت های خبری مطرح شده است و بصورت یک حبر تبلیغاتی منتشر میشود.همچنین یکی از بهترین روش‌های تبلیغات اینترنتی و برندسازی است که بزرگترین برندهای دنیا برای معرفی محصولات و خدمات جدید خود از آن استفاده میکنند و به این دلیل تاثیرگذاری بالایی دارد که نوعی تبلیغات غیرمستقیم است و مخاطبان در زمان مشاهده آن بیشتر اعتماد میکنند و کل مطلب را مشتاقانه مطالعه میکنند .درواقع رپورتاژ آگهی یک خبر تبلیغاتی است که در قالب یک مصاحبه یا گزارش و یا مقاله در خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری پربازدید منتشر میشود که شامل یک تیتر جذاب ، چند پاراگراف متن و عکس و هایپرلینک فالو میباشد.چگونه رپورتاژ آگهی جذاب بنویسیم؟برای نوشتن یک رپورتاژ آگهی جذاب علاوه بر موارد گفته شده در قسمت قبلی باید نکات مهم دیگری را در نظر داشته باشید.ساده و روان‌نویسیانتخاب لحن و ادبیات درستکیفیت بالای محتوای متنیشناسایی صحیح مخاطبانانتخاب خوب موضوع جذاب و به‌روزنتیجه گیری و کال تو اکشن صحیحرعایت اصول نگارشی و درست‌نویسیدر مواقعی که خبر خاصی وجود ندارد، چگونه یک رپورتاژ آگهی تهیه کنیم؟معمولاً این‌طور گفته می‌شود و شنیده‌ایم که برای ثبت چیزی در ذهن مشتری بالقوه باید هفت بار وی را در معرض آن چیز قرار بدهیم. به همین دلیل، لازم است که تا جایی که می‌توانید و به‌دفعات متناوب پیام خود را در برابر مخاطب هدفتان قرار بدهید؛ اما مسئله اینجاست که طبیعتاً همیشه اتفاق یا رویداد خاصی در شرکت شما در جریان نیست.در چنین شرایطی باید از نوع دیگری از رپورتاژ آگهی استفاده کنید که اگرچه کمتر رایج است، اما به‌اندازه رپورتاژ آگهی‌های خبری تأثیر دارد: «رپورتاژ آگهی گزارشی».در رپورتاژ آگهی گزارشی یک داستان خبری می‌نویسید که یک ایده کلی دارد. به‌عنوان مثال می‌توانید تاریخچه‌ای از شرکت خود به همراه نقل‌قول‌های مرتبط از مدیران آن را در قالب یک گزارش تنظیم و منتشر کنید.توجه داشته باشید که این نوع از رپورتاژ آگهی نیز باید ارزش خبری داشته باشد؛ لذا باید اطلاعاتی را ارائه بدهید که برای بازار هدف کاربردی و سودمند است. به‌عنوان مثال به‌جای تأکید بر سوابق کاری بیشتر باید بر تجربه عملی و اطلاعات مربوط به پشت صحنه کسب‌وکار تمرکز شود.برای نوشتن رپرتاژ آگهی علاوه بر رعایت قوانین نگارشی و ویرایشی باید بتوانید به گونه‌ای بنویسید که مخاطب را به خرید کالا یا خدمات برندتان ترغیب کنید. به این منظور از این راهنما برای نوشتن رپرتاژ استفاده کنید.مخاطب خود را کاملا بشناسیددر روند تولید محتوا به صورت کلی شما باید ابتدا شخصیت یا همان پرسونای مخاطب خود را تجزیه و تحلیل کنید. این مساله در مورد نوشتن رپرتاژ آگهی بیشتر نمود پیدا می‌کند. تولید محتوا اهداف مختلفی دارد. اما هدف از تولید رپرتاژ، جذب مشتری و بالا رفتن فروش و سودآوری است. به همین خاطر رپرتاژ از اهمیت بیشتری برخوردار است. برای اینکه شما بتوانید به بهترین نحو روی مخاطب خود تاثیر بگذارید، باید شخصیت او را کاملا درک کنید و بدانید که با چه چیزی تحت تاثیر قرار می‌گیرد. بنابراین لازم است پیش از آنکه ساخت رپرتاژ آگهی، رپورتاژ تبلیغاتی یا رپرتاژ خبری را آغاز کنید، حتما در مورد پرسونای مخاطب خود به خوبی تحقیق کنید. شناخت مخاطب اولین گام برای نوشتن یک رپرتاژ موفق است.سعی کنید صادق باشید . فراموش نکنید که رپرتاژنویسی دروغ  نویسی نیستبریم بخونیم :  گپ محتوایی  Content gap چیست ؟بسیاری از افراد تصور می‌کنند هنر رپورتاژنویسی ساختن افسانه‌های قابل‌باوری در مورد محصول یا خدمات، برای متقاعد کردن مشتری است. این تصور کاملا اشتباه است. هر گونه تبلیغات دروغین یا بزرگنمایی شده باعث می‌شود محل انتشار شما اعتبار خود را از دست بدهد. شما خودتان را جای مخاطب قرار دهید. تصور کنید که یک بار به حرف یک بررسی تخصصی عمل می‌کنید و نتیجه عکس می‌گیرید. این کار را چند بار تکرار خواهید کرد تا متوجه دروغ بودن آن شوید؟پس از مدتی کوتاه دیگر اعتماد خود را از دست می‌دهید و دیگر حتی به آن منبع انتشار مراجعه نمی‌کنید. با توجه به اینکه هر منبعی که رپرتاژ شما را منتشر می‌کند روی اعتماد مخاطبان خود حساس است؛ پس به واقعی بودن محتوای رپورتاژ نیز اهمیت خواهد داد. پس برای اینکه اعتماد مخاطب خود را از دست ندهید، به هیچ عنوان در نوشتن رپرتاژ نباید دروغ بگویید.در واقع نیازی به دروغ نیست. در درجه اول باید از کیفیت محصول خود مطمئن شوید چون هر چقدر هم در تبلیغات موفق عمل کنید، نمی‌توانید مشتریان وفاداری برای کالا یا خدمات بی‌کیفیت داشته باشید. می‌توانید کمی در کیفیت کالا یا خدمات خود بزرگنمایی به خرج دهید و یا بیشتر در مورد مزایای آن صحبت کنید. به عنوان مثال در یک مقایسه بی‌طرفانه، شما می‌توانید معایب برند مورد نظر را کمتر نشان دهید و مزایای آن را بزرگ‌تر از چیزی که هست معرفی کنید. با این کار هم به صورت کلی مزایا و معایب محصول مورد نظر را بررسی کرده‌اید و هم مشتری را به سمتی که می‌خواهید سوق داده‌اید.در کنار مخاطب قدم برداریدبرای اینکه رپرتاژ شما نتیجه بخش باشد، باید ابتدا در کنار مخاطب قرار بگیرید. بسیاری از افرادی که قصد تبلیغ یک محصول یا خدمات را دارند، خودشان را رو به روی مخاطب قرار می‌دهند. با این کار، مخاطب تصور می‌کند که شما قرار است یک محصول نامرغوب را با چرب‌زبانی به او بفروشید. اما زمانی که شانه به شانه و کنار او حرکت کنید و از مشکلات راه برای او بگویید، مشتری شما را به دید یک یاور می‌بینید. یاوری که قرار است در زندگی به او کمک شایان توجهی کند و خرید کردن یا نکردن را به خودش واگذار می‌کند. باید در تمام بخش‌های رپرتاژنویسی این مساله را در ذهن خود داشته باشید و به آن شاخ و برگ دهید.نیاز مخاطب را هدف قرار دهیدپس از اینکه شخصیت مخاطب خود را تجزیه و تحلیل کردید، نوبت به شناخت نیاز‌های او می‌رسد. در این بخش شما باید ابتدا نیاز‌های مخاطب را به صورت کامل بیابید و در رپرتاژ خود، آنها را به صورت کاملا نامحسوس هدف قرار دهید. به عنوان مثال زمانی که ساخت رپرتاژ برای یک برند خودروسازی، می‌توانید ببینید که مخاطبین شما، از حضور در ترافیک‌های سنگین رنج می‌برند. پس در حین مقایسه سه برند مختلف خودروسازی، در مورد برند مد نظر چنین بگویید که این خودرو با رعایت اصول ارگونومی طراحی شده است.بریم بخونیم :  نحوه انتخاب کلمات کلیدی چگونه است ؟بنابراین در مسیرهای طولانی و پرترافیک کمتر دچار خستگی و آسیب به مفاصل و ستون مهره‌ها خواهید شد. با این کار، مخاطب بدون اینکه متوجه شود، جذب برندی که می‌خواهید می‌شود و در عین حال هیچ دروغی به او گفته نشده است. این یعنی شما باید نیاز مخاطب را بیابید و ببینید که کدام قابلیت محصول یا خدماتی که قصد نوشتن رپرتاژ برای آن را دارید، چنین نیازی را رفع می‌کند. پس همان نیاز را هدف قرار دهید و احساسات مخاطب را تحریک کنید.رپورتاژ آگهی چه تاثیری در سئو سایت دارد؟همان گونه که چندین بار در این مطلب اشاره کردیم، رپورتاژ آگهی یکی از بهترین راه‌های موثر در سئو سایت است. علت اصلی این موضوع از آنجایی نشات می‌گیرد که شما وقتی رپورتاژ خود در کانال‌های توزیع محتوا و به ویژه سایت‌های پرمخاطب منتشر می‌کنید، این سایت‌ها به شما لینک فالو می‌دهند و از آنجایی که مطلب شما همیشه در صفحه اول گوگل نمایش داده می‌شود و سایت منتشر کننده اعتبار خیلی خوبی دارد، در نتیجه وضعیت سئوی سایت شما خیلی بهتر می‌شود.تعرفه و قیمت رپورتاژ آگهی چقدر است؟هر سایتی برای نمایش رپورتاژتان از شما هزینه دریافت می‌کند. تعرفه رپورتاژ آگهی در سایت‌های مختلف حتی با زمینه‌های کاری مشترک، ممکن است متفاوت باشد چرا که با توجه به نبود یک مرجع برای مشخص کردن تعرفه و قیمت ثابت، هر وب‌سایتی بنا بر قوانین داخلی خود قیمتی پیشنهادی برای انتشار رپورتاژ آگهی در نظر می‌گیرد. شخصی که می‌خواهد رپورتاژ آگهی سفارش دهد اول از هر چیز به کیفیت سایت توجه می‌کند. به همین علت افراد معمولا قدرت دامنه (Domain Authority) و قدرت صفحه (Page Authority) وب‌سایت‌های مختلف را با هم مقایسه می‌کنند تا سایت مناسبی را برای نمایش انتخاب کنند. تعرفه رپورتاژ در سایت‌های ایرانی از ۲۰۰ هزار تومان تا ۲٫۵ میلیون تومان بسته به سایت، متفاوت است. 📷رپورتاژآگهیچیست؟ برچسب ها: بازاریابی اینترنتی تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ سئو کسب و کار اینترنتی وب مسترینوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2024 09:53:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمونه رپورتاژ اگهی چگونه است ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%A7%DA%98-%D8%A7%DA%AF%D9%87%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rjtlkbn5edi5</link>
                <description>نمونه رپورتاژ اگهی چگونه است ؟ رپورتاژ آگهی یکی از روش‌های موثر تبلیغاتی است که کسب‌وکارها از آن برای جذب مشتریان استفاده می‌کنند. در سال‌های اخیر، با پیشرفت فناوری و اینترنت، رپورتاژ آگهی نقش مهمی در افزایش فروش و شناخته‌شدگی برندها و محصولات داشته است. اما به هر حال، شاید برخی از شما از این روش تبلیغاتی هنوز آگاهی کافی نداشته باشید و بخواهید بدانید که رپورتاژ آگهی چه مزایایی دارد؟نمونه رپورتاژ اگهی چگونه است ؟نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]نمونه رپورتاژ اگهی چگونه است ؟طبیعتا کمپین‌های روابط عمومی به هر شکلی که پیاده شوند اهمیت زیادی دارند. یکی از دلایلی که باعث اهمیت زیاد رپورتاژ آگهی می‌شود، فراگیر بودن این روش است که می‌توانید متن را در طیف وسیعی از رسانه‌های آفلاین و آنلاین منتشر کنید.البته رپورتاژ خبری یا رپورتاژ آگهی مزایای زیادی دارد که در ادامه به برخی از مهمترین مزایای آن اشاره می‌کنیم:دیده شدن بیشتربا توجه به فراگیر بودن و جامعیت رپورتاژ آگهی که در بالا به آن اشاره کردیم، شما می‌توانید کانال‌های توزیع محتوای زیادی را چون سایت‌های پربازدید و پرمخاطب، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های مکتوب و… انتخاب کنید تا بتوانید طیف وسیعی از مخاطبان را هدف قرار دهید. بنابراین انتشار رپورتاژ آگهی شانس دیده شدن برند و محصولات شما را چندین برابر می‌کند و یکی از کارکردهای اصلی رپورتاژ برندسازی و آگاهی از برند است.مناسب برای همهیکی دیگر از مزایای مهم رپورتاژ آگهی است که همه کسب و کارها، چه کوچک و چه بزرگ می‌توانند با اهداف مختلف از این روش استفاده کنند. فرقی نمی‌کند کسب و کار شما یک نمونه B2B یا B2C باشد، مهم این است که با انتشار یک رپورتاژ آگهی قدرتمند می‌توانید حرف خود را به گوش مخاطبان زیادی برسانید.برندسازی و افزایش اعتبار برندهمان طور که پیشتر اشاره کردیم یکی از مهمترین مزایای انتشار رپورتاژ در کانال‌های پرمخاطب توزیع محتوا این است که آگاهی از برند شما بیشتر می‌شود. ضمن اینکه تداوم انتشار رپورتاژ می‌تواند به افزایش اعتبار برند شما کمک کند.هزینه مناسبرپورتاژ خبری نسبت به برخی از روش‌های دیگر هزینه مناسب‌تری دارد و حتی اگر رپورتاژ آنقدر قوی و جذاب باشد که بتواند مخاطبان بیشتری جذب کند، بسیاری از کانال‌های توزیع محتوا آن را منتشر خواهند کرد. شما با یک هزینه معقول می‌توانید پیام خود را به گوش مخاطبان هدف‌تان برسانید، نرخ تبدیل و وضعیت سئوی سایت را بهبود بخشید.بهبود سئوانتشار رپورتاژ آگهی یکی از بهترین و موثرترین روش‌ها در گرفتن بک لینک و بهبود سئو خارجی سایت است. علت اصلی این مسئله اینجاست که وقتی رپورتاژ خود را در یک سایت پرمخاطب منتشر می‌کنید و روی کلمات کلیدی موردنظرتان لینک می‌دهید، می‌توانید از یک سایت معتبر لینک فالو (Follow) داشته باشید. ضمن اینکه متن رپورتاژ شما در نتایج گوگل رتبه خوبی خواهد داشت.بریم بخونیم :  تحقیق کلمات کلیدی چیست ؟هنگام تهیه رپورتاژ آگهی به چه نکاتی باید توجه کنیم؟پیش از انتخاب صحیح کانال‌های توزیع محتوا برای انتشار رپورتاژ و رساندن پیام به مخاطب، یک مرحله مهم به نام آماده‌سازی و تدوین رپورتاژ وجود دارد از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. برای تهیه رپورتاژ آگهی نکات مهمی وجود دارد که باید به آنها توجه کنیم و در ادامه به چند مورد مهم اشاره خواهیم کرد.رعایت ساختاربرای نوشتن هر نوع متنی، ساختار مشخصی وجود دارد که شما باید اصول درست آن را رعایت کنید. رپورتاژ نیز از این قاعده مستثنی نیست و باید گام به گام بتوانید ساختار درست آن را از لحظه شروع تا نقطه پایان و نوشتن کال تو اکشن (CTA) رعایت کنید.مقاله یا خبر بنویسیدقرار نیست به صورت مستقیم تبلیغاتی را منتشر کنیم و ما همان طور که از نام رپورتاژ آگهی پیداست، به دنبال این هستیم که اطلاع رسانی، تبلیغات و برقراری ارتباط با مخاطبان از طریق متنی که ماهیت خبری و مقاله‌ای دارد انجام شود.کپی نکنیدتمام ارزش یک رپورتاژ آگهی خوب در تولیدی و منحصربه‌فرد بودن آن است. به هیچ عنوان نباید رپورتاژ شما کپی باشد یا شباهت زیادی به نمونه رپورتاژهای دیگر داشته باشد.استفاده کلمات کلیدیحتما در طول رپورتاژ آگهی خود از کلمه کلیدی اصلی و کلمات کلیدی هم‌خانواده آن استفاده کنید تا مخاطب شما خیلی زود متوجه شود که تمرکز شما روی چه مواردی است. ضمن اینکه موضوع روی بهبود سئوی سایت موثر است.‌ارزش‌ آفرینی و کاربردی بودندر طول رپورتاژ خود بعد از بیان مشکلات و ارائه یک سری از حقایق باید نکاتی را درج کنید که برای مخاطب ارزش افزوده ایجاد کند و از سوی دیگر کاربردی باشد. یعنی باید طوری مخاطب را کنجکاو کنید که ترغیب شود ببیند برند، محصولات و خدمات شما چه نیازی را از او برطرف می‌کند.تیتر  جذاب بنویسیدهیچ چیز به اندازه یک تیتر جذاب نمی‌تواند مخاطب را به بازکردن لینک رپورتاژ و خواندن تمام آن ترغیب کند. نوشتن تیتر و لید حرفه‌ای و جذاب کار ساده‌ای نیست و قطعا به همکاری یک متخصص نیاز خواهید داشت.استفاده از المان‌های تصویریدر رپورتاژ هم مانند یک مقاله یا خبر باید از المان‌های تصویری به ویژه عکس‌های جذاب و مرتبط با موضوع رپورتاژ و کسب و کار خودتان استفاده کنید.کوتاه و مفید بنویسیدیکی دیگر از نکاتی که هنگام تهیه رپورتاژ آگهی باید در نظر بگیرید این است که مطلب شما طولانی نشود. در واقع مخاطب در قالب یک رپورتاژ دنبال حل مشکل خود می‌گردد و حوصله ندارد یک مطلب طولانی بخواند.درباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.نوشته‌های بیشتر از داود ستوده راد</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Thu, 04 Apr 2024 17:27:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل OKR چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@academyrad/%D9%85%D8%AF%D9%84-okr-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-m1gk0rwsqegn</link>
                <description>مدل OKR چیست ؟ : OKR مخفف عبارت Objective &amp; Key Results بوده و به معنای “اهداف و نتایج کلیدی” است. در مدل او کی آر، راهکارهایی برای تعریف و پیگیری اهداف و ارزیابی نتایج آن‌‌ها معمولاً به صورت فصلی (۳‌ماهه) و سالانه وجود دارد.هر سازمان و شرکتی در کسب‌و‌کار خود، اهدافی را دنبال می‌کند و همواره در پی ایجاد هماهنگی بین افراد سازمان خود است. قطعا هرچه آن سازمان گسترده‌تر و زیر مجموعه‌های بیشتری داشته باشد؛ امکان پیچیدگی بیشتری برای ایجاد هماهنگی در بین افراد جهت پیشبرد اهداف وجود دارد و مستلزم صرف زمان زیادی است. در این زمان استفاده از OKR می‌تواند نقش زیادی در جهت ایجاد هماهنگی در سازمان ایفا ‌کند.نمایش فهرست این آموزش : [نمایش]OKR چیست؟هر سازمان و شرکتی در کسب‌و‌کار خود، اهدافی را دنبال می‌کند و همواره در پی ایجاد هماهنگی بین افراد سازمان خود است. قطعا هرچه آن سازمان گسترده‌تر و زیر مجموعه‌های بیشتری داشته باشد؛ امکان پیچیدگی بیشتری برای ایجاد هماهنگی در بین افراد جهت پیشبرد اهداف وجود دارد و مستلزم صرف زمان زیادی است. در این زمان استفاده از OKR می‌تواند نقش زیادی در جهت ایجاد هماهنگی در سازمان ایفا ‌کند.OKR مخفف عبارت Objective &amp; Key Results بوده و به معنای “اهداف و نتایج کلیدی” است. در مدل او کی آر، راهکارهایی برای تعریف و پیگیری اهداف و ارزیابی نتایج آن‌‌ها معمولاً به صورت فصلی (۳‌ماهه) و سالانه وجود دارد.تکنیک OKR که ایده‌ی آن برای اولین بار در سال ۱۹۷۰ توسط اندی گراو (Andy Grove) در شرکت اینتل مطرح شد، مدیریت بر مبنای اهداف و نتایج کلیدی است. ۲۹ سال بعد در سال ۱۹۹۹ جان دوئر(John Doerr) در کمپانی بزرگ گوگل با اندکی تغییرات آن را معرفی کرد.بریم بخونیم :  برنامه ریزی کارآفرینی چیست ؟شرکت گوگل با استفاده از روش OKR توانست تعداد کارمندان خود را از ۴۰ نفر به ۶۰۰۰ نفر افزایش دهد و حدود ۲۰ سال است که از این روش جهت پیشبرد اهداف سازمان خود استفاده می‌کند.علاوه بر اینتل و گوگل، لینکدین، توئیتر و اسپاتیفای هم از OKR، استفاده می‌کنند. البته این‌طور نیست که تنها شرکت‌های ارائه‌دهنده سرویس‌های دیجیتالی و آنلاین از سیستم OKRاستفاده ‌کنند؛ شرکت‌هایی مانند والمارت، تارگت و گاردین هم با کمک مدل OKR اهداف سازمانی خود را مدیریت می‌کنند.اوکی آر در واقع یک فرآیند مدیریت رهبری بسیار موفق است که هدف آن اتصال سازمان، دپارتمان، تیم و اشخاص و یک معیار برای اندازه‌گیری میزان دستیابی به اهداف و تبدیل معیارهای کیفی به پارامترهای کمی است.روش OKR تنها برای سازمان‌ها کاربرد ندارد و می‌توان از سیستم OKR برای پیشبرد اهداف فردی هم استفاده کرد. در روش OKR، اهداف سازمان کاملا ملموس، واضح و دقیق تعریف می‌شود و هر شخص با اطلاع از وظایف و مسئولیت‌های مربوط به خود، برای تحقق این اهداف مشخص تلاش می‌کند.مشخص کردن اهداف در سیستم OKR سبب می‌شود هر شخص به طور کامل از وظایف خودش آگاه باشد و با تمرکز کامل و بدون انحراف به انجام دادن وظایفش مشغول شود.OKR شامل لیستی از ۳ تا ۵ هدف با بالاترین اولویت برای هر شخص است که هر کدام از این اهداف، دارای ۳ تا ۵ زیر هدف و نتیجه کلیدی قابل اندازه‌گیری است.هر نتیجه کلیدی شامل یک نمره‌ی پیشرفت است که از (( ۰-۱۰۰٪ یا ۰ تا ۱٫۰ )) بوده و میزان حصول به نتیجه را نشان می‌دهد.در این روش یک رهبر و یا مدیر وجود دارد که تیم را هدایت و راهبری می‌کند. نمره قابل قبول برای هر OKR بین ۰٫۶ تا ۰٫۷ است. اگر افراد همواره نمره ۱ بگیرند؛ بدین معناست که OKR آن‌ها به اندازه کافی جاه‌طلبانه نبوده است.و اکنون OKR‌ها به عنوان یک سیستم هدفگذاری قوی مطرح هستند که هم بر اصولMBO  و هم SMART تکیه دارند.روش OKR تنها برای سازمان‌ها کاربرد ندارد و می‌توان از سیستم OKR برای پیشبرد اهداف فردی هم استفاده کرد. در روش OKR، اهداف سازمان کاملا ملموس، واضح و دقیق تعریف می‌شود و هر شخص با اطلاع از وظایف و مسئولیت‌های مربوط به خود، برای تحقق این اهداف مشخص تلاش می‌کند. مشخص کردن اهداف در سیستم OKR سبب می‌شود هر شخص به طور کامل از وظایف خودش آگاه باشد و با تمرکز کامل و بدون انحراف به انجام دادن وظایفش مشغول شود.بریم بخونیم :  شرکت دانش‌ بنیان چیست؟OKR شامل لیستی از ۳ تا ۵ هدف با بالاترین اولویت برای هر شخص است که هر کدام از این اهداف، دارای ۳ تا ۵ زیر هدف و نتیجه کلیدی قابل اندازه‌گیری است.هر نتیجه کلیدی شامل یک نمره‌ی پیشرفت است که از (( ۰-۱۰۰٪ یا ۰ تا ۱٫۰ )) بوده و میزان حصول به نتیجه را نشان می‌دهد.در این روش یک رهبر و یا مدیر وجود دارد که تیم را هدایت و راهبری می‌کند. نمره قابل قبول برای هر OKR بین ۰٫۶ تا ۰٫۷ است. اگر افراد همواره نمره ۱ بگیرند؛ بدین معناست که OKR آن‌ها به اندازه کافی جاه‌طلبانه نبوده است. از طرف دیگر اگر افراد همواره نمراتی در بازه ۰ تا ۰٫۳ بگیرند؛ به این معنا است که OKR منطقی تعریف نشده و دستیابی به آن غیر ممکن بوده است. تعریف منطقی و مشورتی این معیارها یکی از عوامل اصلی موفقیت متد OKR است.OKR ـ Objective &amp; Key Results (اهداف و نتایج کلیدی)، روشی برای تعریف و پیگیری اهداف و نتایج آن‌­ها است که معمولاً به صورت فصلی (۳ ماهه) و سالانه تعریف می­‌شود. این روش ابتدا در Intel ابداع شد. اما امروزه در شرکت­‌های بسیاری ازجمله گوگل، لینکدین، توییتر، اوراکل، زیگنا و … به­ کار می­‌رود. در واقع این شرکت­‌ها از KPI، به OKR سوئیچ کرده­‌اند که عمومی هستند. بدین معنی که هر شخصی در شرکت باید قادر به دیدن این باشد که فرد دیگری در شرکت روی چه موضوعی کار می‌­کند (و کارها در گذشته چگونه انجام شده است). تدوین OKR از بالاترین سطح سازمان شروع می­‌شود و با OKR تک تک افراد سازمان خاتمه می­‌یابد. OKR افراد به پروفایل وی (شماره تلفن، ایمیل و ..) متصل است. علاوه بر اینکه OKR های این فصل، OKR های فصول قبل یا سال­‌های قبل نیز در دسترس می­‌باشد. ۱۳ سال است که در گوگل از مکانیزم OKR استفاده می‌­شود.اهداف (Objectives) در OKR چیست؟برای این‌که بدانید هدف در OKR چیست و چه تعریفی دارد، باید بگوییم در این مدل نتیجه‌ای را که سازمان باید در آینده به آن دست پیدا کند، هدف می‌نامند. هدف در این مدل، قوانین واضح و مشخصی وضع می‌کند که برای افراد انگیزه ایجاد کند. در این‌جا می‌توان هدف را مانند مقصدی در نظر گرفت که در یک نقشه مشخص است.«باید به کجا بروم؟»یک هدف وجود دارد که مقصد شما را توصیف کرده و یک مسیر واضح را مشخص می‌کند. آن را مانند یک نقطه خاص مثلا شهر نیویورک بر روی نقشه در نظر بگیرید. حال که دانستید هدف در OKR چیست و آن را توضیح دادیم، در ادامه نیز قصد داریم چند نمونه از اهداف را ذکر کنیم.بریم بخونیم :  طرح های کارآفرینی چیست ؟نمونه‌هایی از اهدافساخت اولین موشک قابل استفاده مجدد؛دستیابی به سرپرستی فروشندگان؛انتشار محبوب‌ترین نرم‌افزار آیفون؛دستیابی به سود بیشتر نسبت به سال گذشته؛مشهورشدن به‌عنوان یک نوآور بین‌المللی.نتایج کلیدی (Key Results) در OKR چیست؟برای این‌که توضیح دهیم نتایج کلیدی در OKR چیست و چه کارکردی دارد، باید بگوییم نتایج کلیدی ابزار سنجشی است که با دو معیار شروع و پایان آن، می‌توان پروسه رسیدن به هدف را سنجید. نتایج کلیدی را می‌توان همانند علامت‌های راهنما در نظر گرفت که نشان می‌‌دهند فاصله ما با هدف چقدر است.«چگونه بفهمم که به مقصد خود نزدیک شده‌ام؟»نتایج کلیدی به شما نشان می‌دهند که چگونه به سمت مقصد خود در حال حرکت هستید و چقدر با هدف خود فاصله دارید. نتایج کلیدی را همانند تابلوهای راهنما در نظر بگیرید که میزان فاصله بر آن‌ها درج شده‌ است. حال که پاسخ دادیم نتایج کلیدی در OKR چیست و چه کارکردی دارد، در ادامه نمونه‌هایی از نتایج کلیدی را نیز آورده‌ایم.نمونه‌هایی از نتایج کلیدیدستیابی به موفقیت در تست‌های موتور به میزان ۹۹ درصد؛دستیابی به ارزش‌گذاری بازار به میزان ۱۵۰ میلیون واحد پولی؛جلب توجه شرکت اپل در بازار اختصاصی نرم‌افزارهای سازمان؛عقد حداقل ده قرارداد هرکدام به ارزش صد هزار واحد پولی؛نام بردن از فرد در حداقل سه روزنامه بین‌المللی در ده کشور.اقدام (Initiative) در OKR چیست؟وظایفی را که بر نتایج کلیدی، تاثیر دارند و باید انجام شوند، اقدام می‌گویند. اگر هدف و نتایج کلیدی، علائم راهنما باشند، اقدام را می‌توان کارهایی در نظر گرفت که به رسیدن فرد به مقصد خاص کمک می‌کند. مثل سوار ماشین شدن یا راندن یک قایق.«برای رسیدن به مقصد، باید چه کارهایی انجام دهم؟»برای این‌که بدانید اقدام در فرایند OKR چیست و چه مزیتی دارد، باید بگوییم به مجموعه کارهایی که با انجام‌دادن آن‌ها بر نتایج کلیدی تاثیر می‌گذاریم، اقدام می‌گویند. اقدام را همانند دستورالعمل‌هایی در نظر بگیرید که انجام آن‌ها برای رسیدن به مقصد ضرورت دارد.نمونه‌هایی از اقدامطراحی و ساخت یک پمپ توربوی جدید؛مصاحبه با پنج نامزد مدیریت بازاریابی ارشد؛استخدام یک گروه بهینه‌سازی نرم‌افزارهای اپل؛ایجاد یک وثیقه فروش جدید؛برگزاری پنج کمپین تبلیغی روابط عمومی سازمانی یا فردی.تاریخچه‌ای کوتاه از اهداف و نتایج کلیدیحال که دیگر می‌دانیم OKR چیست و چه فرایندی دارد، بهتر است با تاریخچه‌ی این روش نیز آشنا شویم. اهداف و نتایج کلیدی یا همان OKR به زمانی دورتر یعنی سال ۱۹۵۴ تعلق دارد که پیتر دراکر (Peter Drucker)، مدیریت بر مبنای هدف (MBO) را به وجود آورد. در سال ۱۹۶۸، اندرو گرو (Andrew Grove) موسس اینتل که همزمان به‌عنوان مدیرعامل اینتل (Intel) مشغول به کار بود، مدل MBO را به مدل OKR که ما الان می‌شناسیم تغییر و توسعه داد.بریم بخونیم :  استراتژی ساخت برند چیست ؟در سال ۱۹۷۴ جان دوئر (John Doerr) به اینتل پیوست و در آن زمان، مدل اهداف و نتایج کلیدی را فرا گرفت. پس از آن دوئر به اولین موسسان گوگل پیوست و به‌عنوان مشاور گوگل در اولین روزهای پیدایش این شرکت، آغاز به کار کرد. دوئر تکنیک اهداف و نتایج کلیدی را به لری پیج (Larry Page) و سرگی برین (Sergey Brin) معرفی کرد که مدل OKR را در گوگل پیاده‌سازی کردند و تا الان از آن استفاده می‌کنند. اگر می‌خواهید بدانید مزیت روش OKR چیست و چه تاثیری بر کسب‌و‌کار و فرهنگ سازمان‌ها دارد، در ادامه با ما همراه باشید.مزایای مدل اهداف و نتایج کلیدیمزایای اثرگذار بر کسب‌و‌کاراگر می‌خواهید بدانید مزیت OKR چیست و چه تأثیری بر کسب‌و‌کار دارد، باید بگوییم که تحقیقات فعلی نشان می‌دهد در مقایسه بین کارکنانی که از این مدل استفاده می‌کنند و آن مجموعه‌ای که از این مدل استفاده نمی‌کنند، گروه اول نتایج بسیار موثری در زمینه کاری خود داشتند که در نتیجه، کارایی و سود بیشتری به‌دست آورده‌اند. در واقع از گروه‌هایی که از هدفگذاری به روش OKR استفاده نمی‌کنند، درخواست شده تا در دوره‌های بعدی از این پروسه استفاده کنند.مزایای فرهنگیحال که دریافتیم OKR چیست و مزایا و تأثیرات مثبت آن بر کسب‌و‌کار‌ها را بررسی کردیم، در ادامه بهتر است مزایای فرهنگی OKR بر سازمان‌ها را نیز مرور کنیم. بیشترین تأثیر استفاده از OKR  در سازمان‌هایی که مدیریتی بر مبنای اهداف ندارند، تغییر فرهنگی‌ست که موجب می‌شود به جای تمرکز بر خروجی به نتایج عملکرد کلی توجه شود. تکنیک اهداف و نتایج کلیدی باعث ایجاد تمرکز، شفافیت و ترتیبی کلی برای تمام فعالیت‌های درون سازمان می‌شود. این سه شاخص با یکدیگر ترکیب شده و باعث افزایش مسئولیت هر فرد شاغل در سازمان خواهند شد.ترازبندی استراتژیک: اهداف و نتایج کلیدی باعث می‌شود که مدیران و کارکنان تمام فعالیت‌هایی را که برعهده دارند، مرتب‌سازی و مشخص کنند. در نتیجه تمام افراد شاغل در مجموعه، در یک مسیر مشخص به سمت هدف حرکت خواهند کرد؛اجرای متمرکز: پیاده‌سازی اهداف و نتایج کلیدی باعث می‌شود که با اولویت‌بندی فعالیت‌ها، مهم‌ترین فعالیت‌ها که بیشترین تاثیر را دارند، مشخص شده و انجام آن‌ها در بالاترین رده اهمیت قرار بگیرد؛افزایش مسئولیت کارکنان: هنگامی که افراد فعالیت بیشتری در راستای اجرای هدف برعهده داشته باشند، به‌بهترین نتایج ممکن دست پیدا می‌کنند. OKR کمک می‌کند که تمام افراد استراتژی را درک کرده و در راستای آن با یکدیگر تعامل کنند.مزایایی مدل OKR چیست؟ :نظم فکری در سازمان شکل می­‌گیرد. اهداف اصلی مسطح می­‌شوند.به تمامی افراد سازمان گفته می‌شود که چه چیزهایی مهم است. درنتیجه ارتباطات به ­طور صحیح و واضح برقرار می­‌شود.شاخص­‌هایی برای اندازه­‌گیری پیشرفت سازمان ایجاد می­‌گردد که بر اساس آن‌ها مشخص می‌شود که تا چه اندازه از اهداف اصلی­ سازمان فاصله داریم.تلاش­‌هایی که در سازمان اتفاق می‌­افتد، متمرکز می‌شوند. درواقع کل افراد سازمان را در کنار هم نگه می­‌دارد.بریم بخونیم :   تست ایده چیست ؟نمره مورد قبول برای هر OKR ، بین ۰.۶ تا ۰.۷ است؛ اگر افراد همواره نمره ۱ بگیرند، بدین معنی است که اهداف آن‌ها به­ اندازه کافی جاه­‌طلبانه نبوده است. نمره ۰.۴ نیز نمره بدی است. اما نمرات پایین نباید مورد تنبیه یا بازخواست قرار گیرند؛ بلکه به این موضوع باید به عنوان داده استفاده کرد تا OKR بعدی بهتر تعریف شود.در پایان هر فصل ممکن است key resultها به نمره ۱ نرسیده باشند. لذا باید در فصل بعدی این موارد را پوشش داد.نکته­‌ای که حائز اهمیت این است که OKR مترادف ارزیابی کارکنان نیست. بلکه در رابطه با اهداف سازمان و چگونگی مشارکت کارکنان در آن اهداف است. ارزیابی عملکرد به­ معنی چگونگی انجام کارها توسط کارکنان در بازه زمانی مشخص است و باید از OKR‌هایشان مستقل باشد. توجه کنید که OKR طراحی نشده است تا به ­عنوان ابزاری علیه کارکنان بکارگرفته­ شود، بلکه ابزاری برای انگیزش و هماهنگی افراد در همکاری با یکدیگر می­‌باشد.فرمول اصلی OKRفرمول این مهم در نظر جان دوئر تعیین یک هدف است که “آنچه می‌خواهم انجام دهم” معنا می‌شود و نتایج کلیدی “چگونگی انجام این کار” است. بنابراین، با این تعاریف هدف فقط چیزی نیست که شما می‌خواهید به آن برسید. بلکه باید راهی برای اندازه‌گیری میزان موفقیت شما نیز باشد. بحث تعیین اOKR که توسط شرکت‌های فناوری پذیرفته شده است، می‌تواند به مشاغل کمک کند تا در یک صنعت با سرعت بالا و همیشه در حال تغییر در مسیر خود قرار بگیرند، در حالی که همواره نوآوری را نیز مد نظر دارند.مولفه‌های اصلی OKRاین مهم از یک هدف یا چشم انداز بالا پشتیبانی می‌کند که در عین حال باید قابل اندازه‌گیری، انعطاف‌پذیری، شفاف و به دور از آرزوهای دور و دراز باشند.همچنین به طور معمول توسط رهبری سازمان ایجاد می‌شود و هرگز به جبران خسارت یا بررسی عملکرد وابسته نیست. در نهایت، تعیین OKR به مشاغل کمک می‌کند تا اهدافی را طراحی کنند، که اگر بلندپروازانه هم باشند، قابلیت دسترسی دارند. سپس در دستیابی به نتایج در طول سه ماه تمرکز می‌کنند.یکی از اصطلاحات جدید در فرهنگ‌های سازمانی OKR است. این اصطلاح به معنی اهداف و نتایج کلیدی است که در دنیای امروز استراتژی مدیریتی محبوبی به حساب می‌آید و به وسیله آن می‌توان اهداف یک سازمان را تعیین کرد. هدف OKR‌ها اتصال تیم‌ها و کارکنان بخش‌های مختلف با اهداف کلی شرکت و تبدیل آنها به نتایج قابل ‌اندازه‌گیری است.مدل OKR چیست و به چه معنی است؟OKR یا همان نتایج کلیدی، اولین بار توسط اندی گروو، مدیرعامل شرکت «اینتل» مطرح و اجرا شد. از آن پس OKR ها در بسیاری از شرکت‌ها از جمله گوگل، لینکدین ، اوراسل و توئیتر مورد استفاده قرار گرفتند.بریم بخونیم :  اهمیت توسعه محصول چیست ؟بسیاری از OKR ها اهداف یک سازمان را پیش می‌برند و براساس آن همه می‌دانند که انتظارات کلی در محل کار چیست. OKR ها عمومی هستند، به این معنی که وقتی تعیین شوند، همه به سمت آن حرکت کرده و از کار دیگران آگاه می‌شوند.این اهداف و نتایج کلیدی شامل لیستی از اهداف سطح بالا است. در زیر هر هدف باید ۳ تا ۵ نتیجه کلیدی قابل اندازه‌گیری وجود داشته باشد. به دنبال آن هر نتیجه کلیدی را می‌توان با نمره ۰ تا ۱۰۰٪ اندازه‌گیری کرد.این نتایج کلیدی معمولاً بخشی از فرآیند برنامه‌ریزی سه ماهه هستند، اگرچه برخی از شرکت‌ها OKR های سالانه یا فصلی نیز تعیین می‌کنند. باید این نکته را در نظر گرفت که امکان تعیین OKR در همه شرکت‌ها و سازمان‌ها وجود ندارد و اندازه‌گیری نتایج کلیدی فقط مخصوص سازمان‌هایی است که هر تیم یک مدیر دارد. به این وسیله مزایای زیادی از بهره‌وری و تمرکز گرفته تا پیشرفت فرهنگ شرکت به دست می‌آید.ساختار مدل OKR به چه صورت است؟ساختار OKR بسیار ساده است:ابتدا باید ۳ تا ۵ هدف اصلی در سطح شرکت، تیم یا به طور شخصی وضع کنید.اهداف باید بلندپروازانه، کیفی و قابل اجرا در زمان محدود باشند.برای هر هدف باید نتیجه‌ای قابل اندازه‌گیری و قابل دستیابی تعریف کنید که رسیدن به آن غیرممکن نیست.نتایج OKR می‌تواند مبتنی بر رشد، عملکرد یا تعامل باشد.نتایج به صورت عدد به نمایش درمی‌آیند و می‌توانند نشان دهند که آیا کاری انجام شده است یا خیر.OKR در مقابل KPIبه گفته آدا چن رخی، بنیانگذار COO، ” مفاهیم OKR (اهداف و نتایج کلیدی) و KPI (شاخص‌های کلیدی عملکرد) از نظر ظاهری مشابه هستند، اما شاخص‌های کلیدی عملکرد برای اندازه‌گیری “سلامت برنامه کسب و کار” در نظر گرفته شده است”. او می‌گوید شاخص‌های کلیدی عملکرد براساس گزارشات اندازه‌گیری شده و هدف کمتری بر اساس ماهیت دارند.چگونه از مدل OKR استفاده کنید؟پس از تعریف مدل OKR،  اهداف و نتایج اصلی خود را با همه در میان بگذارید تا همه به درکی مشترک برسند. افراد پس از شروع کار باید شاخص‌های نتیجه خود را به صورت منظم و ترجیحاً هفتگی به‌روزرسانی کنند. باید ۷۰ تا ۷۵٪ از نتایج حاصل شده باشد و این عدد به ۱۰۰٪ نرسد. چون نشان می‌دهد که اهداف به اندازه کافی بلندپروازانه تعیین نشده‌اند.در صورت لزوم باید به صورت مرتب اهداف را مرور کرده و انعطاف‌پذیر باشید و اگر شرکت، تیم یا اهداف شخصی شما تغییر کرد، OKR ها را هم تغییر دهید. استفاده منظم از این اهداف باعث می‌شود به زمان زیادی برای اجرای آنها لازم نباشد. همچنین وقتی آنها را به صورت مرتب اندازه می‌گیرید می‌توانید از پیشرفت‌شان مطمئن شوید.بریم بخونیم :  مهارت های کارآفرینی چیست ؟چگونه اهداف درست را تعیین کنید؟منابع انسانی یک شرکت می‌تواند به میزان قابل توجهی در تمرکز، بالا بردن تعامل و تعهد کارکنان نقش ایفا کند، نقشی که اهمیت آن از استخدام‌های درست و حفظ استعدادها کمتر نیست. بیایید نگاهی به بهترین موضوعات حوزه منابع انسانی برای تعیین اهداف و نتیجه‌گیری کلیدی بیاندازیم:این اهداف در حوزه منابع انسانی شامل تعهد شغلی، حفظ کارمندان، استخدام استعدادهای برتر، بهره‌وری کارکنان، توسعه شغلی، تعیین فرهنگ، فرآیند بررسی عملکرد و ایجاد تعادل در زندگی کاری است.بگذارید موضوع را برایتان بازتر کنیم. برای مثال شما قصد دارید دو هدف را برای تیم منابع انسانی تعیین ‌کنید، یکی بهبود حقوق و مزایا و دیگری افزایش رضایت از مزایا.به منظور کسب موفقیت در این اهداف باید چه نتایجی را اندازه بگیرید؟سطح حقوق و دستمزد مشخصهزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی کارکنانبررسی حقوق آن‌ها با استانداردهای فعلی صنعتویژگی های یک برنامه مدل OKR خوب چیست؟با توجه به موارد گفته شده، باید پیش از آغاز هر فصل، اهداف و معیارهای دستیابی برای هر شخص مشخص شوند. در استفاده از OKR باید توجه داشته باشید که این روش به هیچ عنوان به معنی ارزیابی کارکنان نیست. یعنی OKR به عنوان ابزاری برای مقابله با کارکنان نبوده و برعکس باید موجب افزایش بهره‌وری و ایجاد انگیزه می شود. چند نکته در مورد OKR ها بسیار مهم و حائز اهمیت است و در واقع می توان آن ها را از ویژگی های یک او کی آر مناسب دانست:معیار های دستیابی به این اهداف باید کاملا منطقی تدوین شوند و ابزار لازم برای رسیدن به آنها وجود داشته باشد. این اهداف نه باید رویایی و دست نیافتنی باشند و نه باید پیش پا افتاده و ساده باشند.سیستم OKR باید یک متد پاداش محور (Bonus) برای کارمندان باشد و اگر این اهداف محقق نشد به عنوان جریمه لحاظ نشود.در حد امکان باید از معیارهای غیر کاری و مرتبط به مسائل رفتاری نیز در این OKR ها استفاده کرد.تفاوت اصلی OKR و KPI در دسترسی همگانی آن است. به این صورت که OKR های افراد برای تمام کارمندان سازمان شفاف و در دسترس است ولی KPI هر شخص صرفا مختص به خود اوست و پرسنل دیگر در جریان آن نیستند.یک مثال برای درک بهتر OKRواضح است که تعیین این مدل OKR ها مستلزم آگاهی کامل از ماموریت های سازمان است تا مطابق با آنها پیش رود و برای هر شرکت، هر واحد و هر شخص (بسته به شرایط مختلف) متفاوت است. حالا اما به عنوان یک مثال:بریم بخونیم :  نحوه ارتباط با مشتری چگونه است ؟به منظور روشن تر شدن موضوع، فرض کنید که شما برای برنامه تبلیغات شبکه های اجتماعی خود قصد افزایش تعداد کاربران خود را دارید. حال می خواهیم با توجه به توضیحاتی که پیش تر داده ایم به سراغ OKR برویم.برای حل این مشکل، نیاز به شاخص های قابل اندازه گیری (Countable measures) است تا بتوان دقیقا در مسیر مشخص قدم برداشت. شاخص هزینه جذب مشتری (CAC) که سود حاصل از فروش در آن دخیل است، یکی از گزینه های مناسب برای اندازه گیری آن است.در واقع هدف ما حفظ مشتری خشنود به‌ شرط کنترل قیمت اجناس است. کل مثال فوق در قالب استاندارد OKR به شکل زیر مستند یا ضبط (Record) می‌شود. توجه کنید که همواره امکان تنظیم مجدد اهداف در فواصل کوتاه وجود دارد و نیازی به سخت‌گیری و مطالعات پیچیده برای کشف معیارهای ۱۰۰% صحیح نیست. بنابراین ساده‌ترین و در دسترسی‌ترین معیارها را انتخاب کنید. به طور مثال:هدف (Objective):افزایش کاربران شبکه های اجتماعی(برای انتخاب هدف توجه داشته باشید می بایست به این سوال پاسخ دهید که دستاورد نهایی چیست؟)دستاوردهای کلیدی (Key Results):(برای انتخاب KR می بایست پاسخ این سوال را بدهید. چگونه می توانیم دستیابی به آن هدف را اندازه گیری کنیم؟)کاهش نرخ دی اکتیو و از دست رفتن کاربر از ۱۰ به ۲ درصد(unfollow)افزایش ترافیک روزانه ارگانیک (بدون هزینه) از ۴۰۰ به ۱۴۰۰ (Follow)افزایش متوسط بازدید پست ها برحسب کاربر فعال از ۷۰ به ۱۵۰(Avg.reach/post)بهبود اشتیاق کاربر (کاربرانی که اطلاعات پروفایل خود را کامل می‌کنند) از ۴۰ به ۸۰ درصد(Engagement)علاوه بر تمام این موارد، هماهنگی با افراد تیم و بخش های دیگر را نیز می توان به عنوان پارامتر های ارزیابی OKR در نظر گرفت. همچنین همراهی با سازمان و مسائل رفتاری اخلاقی نیز در این لیست جای دارند.مزایای استفاده از مدل OKR چیست؟از مزایای استفاده از این روش می توان به موارد زیر اشاره نمود:تمرکز تلاش ها و فعالیت های سازمانشکل گیری یک نظام فکری مناسب در شرکتامکان اندازه گیری میزان دسترسی به اهدافمشخص شدن اهداف اصلی شرکتنکته دیگر آن که برای رسیدن به این اهداف نیازمند ابزاری هستیم که بسیاری از آن ها در نرم افزار های CRM وجود دارد. این سیستم ها به عنوان نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری، ماژول های مختلفی برای پیگیری وظایف، یادآوری ها و مدیریت بخش های گوناگون سازمان داشته و ابزار تکنولوژیک کسب و کارها حتی در زمان دورکاری می باشدنکات کلیدی در مورد OKR‌هابریم بخونیم :  آمیخته بازاریابی 4p چیست؟*اهداف به طور معمول به صورت سه ماهه تنظیم می‌شوند هر چند بعضی شرکت‌ها هر ماه اهداف و نتایج کلیدی را تعیین می‌کنند اما این می‌تواند به شدت فشارآور باشد چون برنامه‌ریزی زمان‌بر است. بنابراین بهتر است یک  OKRسه ماهه تنظیم و سپس اطمینان حاصل کنید که حدود ۱۰ درصد پیشرفت طی هر ۱۳ هفته حاصل می‌شود.*هیچ فردی در سازمان نباید بیش از ۳ تا نهایت ۵ هدف در هر سه ماه داشته باشد با ۵ نتیجه کلیدی یا کمتر برای هر هدف.*OKR‌ها باید توسط مالک هر OKR اولویت‌بندی شوند.*اهداف باید خاص و بلندپروازانه باشند.*زمانی که نتایج کلیدی تکمیل شوند الزاما اهداف نیز برآورده شده‌اند.*OKR ها می توانند برای هر شرکتی فارغ از اندازه آن کار کنند.برنامه‌ریزی یکدوره اجرای OKR در یک سازمان متوسطمرحله یک: طوفان فکری OKR‌های سالیانه و سه ماهه اول شرکت (۴ تا ۶ هفته قبل از شروع دوره‌ی سه ماهه)رهبران ارشد شروع به طوفان ذهنی  اوکی آرها در سطح بالای شرکت می‌کنند. ظرف مدت یک هفته اطلاعاتی که لازم است از بخش‌های مختلف در اختیار آن‌ها قرارمی‌گیرد و در یک برنامه یک تا سه روزه که معمولا خارج از شرکت برگزار می‌شود طی یکسری جلسات چالشی این اهداف مورد تصویب گروه مدیران ارشد قرار می‌گیرد. مشاوران در این بخش نقش فعالی بازی می‌کنند. خروجی این جلسه هم اوکی آر سالانه و سه ماهه است که همزمان تصویب می‌شود. بهترین شکل برگزاری این جلسه به صورتی است که پیش‌بینی OKR های تیم‌های اصلی سازمان با مشارکت رهبران آن‌ها در این بخش استخراج شده باشد و علاوه بر OKR مشترک در مرحله بعدی در اختیار تیم‌ها قرارگیرد.مرحله دوم: مطلع کردن افراد از OKR‌های سال و سه ماهه اول (سه هفته قبل از دوره سه ماهه)در یک جلسه عمومی موارد کلی به اطلاع همه کارکنان می‌رسد. در مواردی که اندازه سازمان این نیاز را به وجود آورد جلسات در گروه‌های کوچک جهت اطلاع رسانی تشکیل می‌شوند. البته بهتر است که مدیرعامل یا نماینده او در همه جلسات حاضر باشد.مرحله سوم: تهیه OKRتیمی (دو هفته قبل از دوره سه ماهه)ابتدا در جلسات تیمی OKR سازمان مورد تحلیل تیم‌‌ها قرار می‌گیرد. سپس هر تیم OKR خودش را تهیه نموده و رهبران تیم‌ها از همسویی آن با OKR سازمان اطمینان پیدا می‌کنند. نتیجه معمولا با متولی OKR در سازمان یا تیم رهبری، بازبینی و تصویب می‌شود.مرحله چهارم: تهیه OKR فردی (یک هفته قبل از دوره سه ماهه)هر فردی مطابق با اهداف تیم برای خود OKR فردی را تعیین می‌کند. سپس افراد در جلسات جداگانه با مدیران خودشان مذاکره و آن را نهایی می‌کنند.بریم بخونیم :  چرخه عمر کسب و کار چیست ؟مرحله پنجم: ثبت پیشرفت‌ها و دنبال کردن اطلاعات (طی دوره سه ماهه)در طی دوره افراد پیشرفت را می‌سنجند و به اشتراک می‌گذارند. مشارکت‌کنندگان به صورت تناوبی پیگیری می‌کنند که چه میزان به OKRها دست پیدا کرده‌اند. اگر دستیابی نامحتمل به نظر برسد، ممکن است نیاز به تنظیم مجدد وجود داشته باشد.مرحله ششم: تحلیل و ارزیابی و امتیاز دهیدر پایان دوره، مشارکت‌کنندگان پیشرفتشان را ارزیابی می‌کنند، در جلسات مشترک در این خصوص به هم بازخور می‌دهند و در همین زمان OKR های دوره بعد را تعیین می‌کنند.چطور OKR به افزایش اشتیاق سازمانی کمک می‌کند؟هر ساله نظرسنجی‌های گالوپ، نشان می‌دهد که در محیط های کاری امروز عدم وجود اشتیاق کارکنان موضوعی جدی است. کمتر از یک سوم کارکنان آمریکایی مشتاق به کارخود هستند و در محل کار خود فعالانه مشارکت دارند، متاسفانه آمار دقیقی در خصوص ایران نداریم اما از روی شواهد می‌توان حدس زد که این آمار در ایران وخیم‌تر است! در مورد میلیون‌ها نفری که اشتیاق کمتری دارند، نیمی‌از آن‌ها حاضرند برای کمتر از بیست درصد اضافه حقوق شرکت خود را ترک کنند.احساس عدم اشتیاق در کسب و کار یک مشکل فلسفی انتزاعی نیست؛ بلکه در نتیجه‌ی نهایی کسب و کار کاملا تاثیر‌گذار است. گروه‌های کاری دارای مشارکت بالا، بسیار سودآور هستند و ترک کار کمتری دارند. براساس تحقیقات منتشر شده دیلویت نگهداشت و مشارکت در کار به مساله شماره دو در ذهن رهبران کسب و کار تبدیل شده است و تنها مساله‌ای که از آن مهمتر است ساختن رهبری جهانی است. امادقیقاچگونهمی‌توانمشارکتایجادکرد؟بررسیدوسالهشرکتدیلویتنشانمی‌دهدهیچعاملیبیشاز“اهدافمعینوواضحکهنوشتهشدهوآزادانهبهاشتراکگذاشتهمی‌شوند”تاثیرگذارنیست.اهدافباعثهم‌راستایی،شفافیتورضایتشغلیمی‌شوند. اگر اهداف به ماموریت تیم ارتباط پیدا کند، به نتایج و ضرب العجل‌ها اهمیت داده شود، بازخورد دادن ترویج شود، پیروزی‌های کوچک و بزرگ جشن گرفته شود و مهمتر از همه محدودیت‌ها با گذاشتن اهداف چالشی عقب رانده شود، ما وادار خواهیم شد برای دست‌یافتن به چیزی که ممکن است خارج از دسترس‌ به نظر برسد تلاش کنیم.  این هدفی است که OKR دنبال می‌کند.نکته پایانی این که اوکی آر راه حلی سحرآمیز نیست. نمی‌تواند جایگزین تصمیم‌گیری منطقی، رهبری قدرتمند یا فرهنگ کاری خلاقانه شود. اما اگر این اصول درجای خود باشند می‌تواند شما را به اوج قله برساند.شناسائی نتایج کلیدیهنگامی که اهداف خود را تعیین کردید، باید نتایج اصلی را کشف کنید. از تبدیل نتایج کلیدی خود به لیست کارها خودداری کنید، در عوض روی نتایج مربوط به اولویت‌های کاری تمرکز کنید. نتایج کلیدی شما باید توضیح دهد که چگونه بعضی از کارها نتایج مطلوبی را ایجاد می‌کنند.بریم بخونیم :  شرکت دانش‌ بنیان چیست؟برای اینکه اهداف خود را قابل اندازه‌گیری کنید، باید هر یک از اهداف و نتایج مورد نظر خود را در نظر بگیرید. از آنجا که اهداف ذاتاً کیفی هستند، شما می‌خواهید روشی عینی برای سنجش موفقیت ایجاد کنید.همچنین برای دست یابی به هر نتیجه کلیدی باید یک رهبر در تیم وجود داشته باشد. این شخص مسئول ردیابی پیشرفت و یافتن راه‌هایی برای دستیابی به نتیجه مطلوب است.چه چیزی یک OKR خوب ایجاد می‌کند؟OKR به معنی انعطاف پذیری است، به این معنی که این موارد می‌توانند با اولویت‌های شما تنظیم شوند. پس از تأیید OKR، اگر احساس می‌کنید یا کاملاً مطمئن هستید که می‌توانید نتایج کلیدی مورد نظر را حتما به دست آورید، اطلسیان پیشنهاد می‌کند که هدف را به میزان ۳۰ درصد افزایش دهید. اگر مطمئن نیستید که اهداف، نتایج خود را برآورده خواهند کرد، به این معنی است که احتمالاً دیدگاه‌های خود را به اندازه کافی دقیق تنظیم نکرده‌اید.ما از OKR برای شکل دادن به اهداف کسب و کار خود در طول سال استفاده می‌کنیم و سپس، با مجهز شدن به این اهداف سطح بالا، وظایف و پروژه‌های جداگانه را برای هر تیم ایجاد می کنیم. این گام ما را قادر می‌سازد تا با درک چگونگی ارتباط با اهداف گسترده‌تر در شرکت، به هر پروژه نزدیک شویم.باید مطمئن شوید که هر ماه OKR را بررسی می‌کنید تا همه چیز رو به جلو حرکت کند. بهتر است نمره پایان سه ماهه را برای هر نتیجه کلیدی پیش‌بینی کرده تا نحوه ردیابی، قضاوت در مورد هرگونه مشکل یا تنظیم اولویت‌ها در صورت لزوم را قضاوت کنید. میانگین نمره تمام نتایج کلیدی شما، نمره کلی شما برای آن هدف خاص است.بهترین روش‌های تعیین OKRچن رخی می‌گوید، از OKR برای تعیین اهداف فردی و تیمی استفاده می‌شود تا به کارمندان کمک کند کار را در محیط‌های چابک اولویت‌بندی کنند. صنعت فناوری به سرعت گام برمی‌دارد، بنابراین مهم است که تمرکز خود را روی مهمترین اولویت‌ها حفظ کنیم.OKR به عنوان ابزاری برای اولویت‌بندی برنامه‌ها و تعریف نتایج مطلوب از آن اهداف ارزشمند هستند. در این برنامه‌ریزی هدف و موارد مطلوبی را که می‌خواهید با کار خود تحت تأثیر قرار دهید (نتایج کلیدی) تعیین می‌کنند.اطلسیان لیست زیر را برای تنظیم OKR ارائه می‌دهد:مشتری را در اولویت قرار دهیداز جاه طلبی صرف نظر نکنیدOKR را با برنامه‌های بزرگتر شرکت گره بزنیددر هر مرحله تعیین OKR به اندازه کافی مد نظر باشداگر نمی‌توانید اهداف را اندازه بگیرید، نتایح به دست آمده مناسب نیستندنتایج کلیدی حاصل تلاش مدوام تیم استبریم بخونیم :  مهارت های کارآفرینی چیست ؟وقتی OKR شما کامل شد، می‌خواهید آنها را ارزیابی کنید تا بفهمید چه عواملی موثر بوده و در آینده باید چه عواملی را تغییر دهید. از خود و تیم خود بپرسید که آیا اهداف شما به اندازه کافی بلند پروازانه بوده است؟ نتایج کلیدی قابل اندازه‌گیری است؟ OKRای نادیده گرفته شده؟  آنها را با استراتژی سازمان مطابقت دهید تا سازمان احساس کند در OKR سرمایه گذاری مناسبی انجام شده است. حتما آنچه را که در این فرایند آموخته‌اید به عنوان تجربه به همراه برنامه‌ریزی و نحوه استفاده از آن برای سه ماهه بعدی مشخص کنید.اشتباهات رایج در مدل اهداف و نتایج کلیدی یا OKR چیست؟اگر می‌خواهید بدانید اشتباهات رایج در OKR چیست و چرا رخ می‌دهند، در ادامه با ما همراه باشید. در پیاده‌سازی OKR چند اشتباه رایج وجود دارد که در این‌جا به اختصار به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.تنظیم نتایج کلیدی غیرقابل سنجش: فرمول اصلی جان دوئر را فراموش نکنید؛ تمام نتایج کلیدی باید قابل اندازه‌گیری باشند؛تعریف مدل اهداف و نتایج کلیدی بیش از حد: مدل OKR یک لیست معمول برای هر فعالیت ممکن نیست، تنها مهم‌ترین و اصلی‌ترین هدف و اولویت خود را با مدل اهداف و نتایج کلیدی پیاده‌سازی کنید؛تعریف فعالیت‌ها به‌عنوان نتایج کلیدی: نتایج کلیدی یک فعالیت خاص نیست بلکه یک نتیجه موفق از کارهایی است که پیش از این انجام شده است؛تعریف مدل OKR به‌صورت آبشاری: مدل اهداف و نتایج کلیدی به‌صورت آبشاری قابل تعریف نیست. به تیم خود اعتماد کنید، و به آن‌ها کمک کنید که در حد توان خود در انجام فعالیت‌ها مشارکت کنند؛ساخت اهداف و نتایج کلیدی به‌صورت مستقل: تیم‌ها در زمان پیاده‌سازی مدل OKR باید با یکدیگر گفت‌وگو کنند. در غیر این صورت، رسیدن به یک ترتیب دلخواه محال خواهد بود؛شروع کار و ترک آن: با OKR همانند قول‌های ابتدای سال خود رفتار نکنید. تکنیک هدف و نتایج کلیدی باید به‌عنوان فرهنگ سازمان معرفی، اجرا و در فواصل منظم بررسی شود؛سنجش از طریق این مدل: مدل اهداف و نتایج کلیدی ابزار سنجش کارکنان نیست. شما باید با استفاده از آن، سیستم سازمان را مدیریت کنید؛تقلید کورکورانه از گوگل: تنها یک راه مشخص برای پیاده‌سازی OKR وجود ندارد. حتی در شرکت گوگل با توجه به تیم‌های مختلف، پیاده‌سازی‌های متفاوتی وجود دارد. پس ابتدا تیم و سازمان خود را بشناسید و بهترین مدل اهداف و نتایج کلیدی را که با نیازهای شما منطبق است، انتخاب و پیاده‌سازی کنید.سخن آخر درباره اهداف و نتایج کلیدیدر مقاله مدل OKR چیست ؟ به‌طور کامل توضیح دادیم روش OKR چیست و چه مزایایی برای سازمان‌ها دارد. برای مدیریت سازمان و رسیدن به اهداف متفاوت، روش‌ها و مدل‌های متفاوتی وجود دارد. یکی از این روش‌ها سیستم اهداف و نتایج کلیدی است. با توجه به سازمان خود و مواردی که در این‌جا مطالعه نمودید، آیا این روش را برای سازمان‌تان مفید می‌دانید؟ از تجربه‌های مدیریتی و مدل‌های مورد استفاده خود برای ما و خوانندگان بگویید. 📷مدلOKR برچسب ها: کارآفرینی کسب و کارنوشته‌های بیشتر از داود ستوده راددرباره داود ستوده رادفریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.</description>
                <category>آکادمی راد</category>
                <author>آکادمی راد</author>
                <pubDate>Thu, 04 Apr 2024 16:50:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>