<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عادل شکیبایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@adel.shakibaee</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:24:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/853293/avatar/6GMJc2.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عادل شکیبایی</title>
            <link>https://virgool.io/@adel.shakibaee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چه کسی باد کاشته است؟ مقصر تنش های سیاسی و نظامی مقابل ایران کیست</title>
                <link>https://virgool.io/@adel.shakibaee/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%B1-%D8%AA%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-bm4v68rybqvp</link>
                <description>این روزها با سنگین تر شدن حجم تهدیدهای آمریکا وکاهش احتمال و امید موفقیت مسیر مذاکره و توافق در مسیر دیپلماتیک کلید واژه مشترک رسانه های معاند که اشتراک عجیبی با برخی از بدنه‌های روشنفکری و دانشگاهی و رسانه های داخلی نیز دارد یک چیز است: &quot;کسی که باد بکارد طوفان درو می‌کند&quot; واین جمله به این معنی است که جمهوری اسلامی و مسئولان آن که ۴۷سال باد کاشته اند و تنش آفرینی کرده اند الان باید هم منتظر طوفانی باشد که نتیجه عملکرد گذشته خود آنهاست.اما  صرف نظر از تاریخ پر فراز و نشیب جنایات آمریکا در دنیا و روابط خصمانه اش با ایران اگر در همین برهه از تاریخ و در همین موقعیت نگاهی ساده به اظهارات کنونی طرف آمریکایی بیندازیم به خوبی مشخص می‌شود که چه کسی باد کاشته است مقامات امریکایی و در راس آنها رییس جمهور آنها می گویند:o    ما اجازه داریم تعیین کنیم که شما در چه حوزه فناوری و تجارت وارد شوید و در چه حوزه ای به  هیچ وجه و تا چه حدی به عنوان مثال کشوری که نفت دارد لزومی ندارد وارد هیچ عرصه ای از فناوری هسته ای شود!o    ما حق داریم بگوییم ابزار دفاعی شما چگونه باشد که ما خوشمان بیاید (در صورتی که دشمن شماره یک شما هم هستیم و در همین مدت اخیر به کشور شما هم مستقیم و هم غیر مستقیم حمله نظامی کرده ایم)o    ما حق داریم که منطقه شما را آنگونه که منافع ملی مان اقتضا می­کند تغییر دهیم خاورمیانه جدید بسازیم و منطقه را به گونه ای باز طراحی کنیم که غرب آسیا  دارای بیشترین نفع و کم ترین ضرر و خطر  و مناسب ترین جغرافیا سیاسی برای ما باشد ولی شما نباید در این دخالت ما در منطقه شما  و همسایگانتان و در مورد خانه خودتان دخالتی داشته باشیدo    ما باید بتوانیم رییس جمهور های جهان را هر موقع خواستیم بدزدیم در کشور ها کودتا کنیم به هر کشوری خواستیم حمله نظامی کنیم، حکام دست نشانده تعیین کنیم در کشور ها پایگاه نظامی داشته باشیم منابع هر کشوری را خواستیم بگیریم به هر کشوری خواستیم جنگنده ها و بمب های سنگین برای نسل کشی بدهیم روابط تجاری جهانی را با پول و سیستم اعتباری خودمان تنظیم کنیم هر کشوری را خواستیم تحریم کنیم و شما در همه این موارد نباید به ما انتقاد کنید یا بخواهید کارهایی انجام دهید که اجرای نقشه های ما با چالش مواجه شوند.اینجا اصلا بحث ایدئولوژی را هم که بخواهیم بگذاریم کنار هر ایرانی وطن خواه و ملی گرا چه موضعی باید داشته باشد؟ اگر حاکمیت فقط و فقط به منافع ملی ایرانیان بخواهد توجه کند چه باید بکند باید این شرایط تحقیر آمیز و دیکته بیگانه و  اظهارات مداخله جویانه او را بپذیرد و سر‌خم کند  یا زیر بار آن نرود ؟در کدام حالت منافع ملی بیشتر تامین می­شود؟اصلا اگر به تعارض منافع ملی و منافع فردی برای حکمران ایرانی در این شرایط بیندیشیم منافع فردی حکمران در شرایطی که پشت پرده با قدرت چنین قلدری سازش کند بیشتر تامین می­شود یا خود را در معرض انواع خطر ها قرار دهد و بگوید سر منافع ملی کوتاه نمی آیم؟در کدام حالت بیشتر می‌توان به نیت ضد منافع ملی و خودخواهانه وی تردید کرد ؟واقعیت آن است که برخی از این تحلیلگر ها خود بخشی از مسئله و مشکل هستند و در این گونه مواقع بجای اینکه از  سر انصاف و اخلاق علمی مواضع ساده انگارانه گذشته خود و خوشبینی های متوهمانه ای که نسبت به آمریکا و نظام های بین المللی داشته اند بازگردند و در آنها بازنگری کنند(که البته تعدادی از آنها این کار را کرده اند) خود را از مسئولین جدا می‌کنند و با گردنی فراز اظهار می دارند که&quot; مسئولین  نتوانسته‌اند برای کشور بازدارندگی کامل ایجاد کنند مگر نه در چنین مواقعی طرف به خودش اجازه تهدید کردن ایران را نمی‌داد&quot; در حالی که همین تفکر تا چندی پیش توسعه صنایع موشکی و نظامی را اقدامی تنش آفرین و بر هم زننده توافق با آمریکا معرفی می‌نمود و حال عجیب است همین ها دم از ضعف بازدارندگی می­زنند و گاهی هم می­گویند ما باید قدرت هسته ای هم می داشتیم. باید پذیرفت که بخشی از بازدارندگی توسط سنگ اندازی و جنجال های همین افراد نتوانسته است تقویت شود و رشدکند صدا هایی که هر نگرانی امنیتی بالقوه  مهمی را توهم توطئه نام می داد و از اقدام به موقع و مناسب برای آن شانه خالی می­نمود و جامعه را هر کجا که توانست و دستش رسید عقب انداخت که نمونه آن فضای مجازی بدون حکمرانی حداقلی فعلی است که یکی از نقاط ضعف ما در برابر بیگانگان شده است و اگر هم این افراد چنین مواضعی نداشته اند  ناامید کردن جامعه و القا  موضع شکست و تحقیر به مردم در اثر تحلیل های دور از واقعیت و سیاه نمایانه و کتمان ظرفیت ها و افتخارات ملی خود عامل کوچکی برای کاهش آمادگی و انسجام ملی نیست.پس موضع آمریکا روشن است زورگویی و قلدری حال وقتی یک قلدری از کسی چیزی بخواهد و به آن نرسد آیا به سرعت پشیمان می‌شود و باز می‌گردد؟  مخصوصا در موقعی که آن طرف مقابل لقمه چرب و نرمی باشد و مانع کلیه اقدامات قلدر مآبانه وی باشد قضیه حادتر می‌شود و معلوم است که تهدید می‌کند و اگر بتواند ضربه هم می‌زند چه اینکه صرفا با خواهش و گفتگو در مذاکره به جایگاه فعلی اش نرسیده است که الان بخواهد آن را ادامه دهد. منطق کلی آمریکا زور است حال اول می­گوید با زبان خوش تسلیم شود و اگر نشد تهدید می‌کند و حتی ممکن است حمله هم بکند ولی در هیچ یک از این مراحل مقصر طرف مظلوم و مورد طمع نیست بلکه طرف طماع و قلدر و  ستمگر استتنها اشتباهی که مظلوم در این موقع می‌تواند بکند همراهی با ظالم است که در صورت قبول زورگویی او محقق می­شودچه اینکه ظلم پذیران نیز در عمل ظالمان شریک اند چون اگر  زورگو به سراغ هر کس می‌رفت او در برابرش کوتاه نمی آمد و طرف های مورد طمع با هم یکدست می‌شدند دیگر امکان بوجود آمدن چنین قدرت قلدری اصلا بوجود نمی آمدپس از هر طرف نگاه کنیم آمریکا قلدر باد کاشته است و الان اگر طوفانی در پیش باشد نتیجه کاشته های او خواهد بود.</description>
                <category>عادل شکیبایی</category>
                <author>عادل شکیبایی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Feb 2026 21:17:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد اندیشه های دکتر علی مدنی زاده</title>
                <link>https://virgool.io/@adel.shakibaee/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-r1tmnpwtljso</link>
                <description>آقای دکتر علی مدنی زاده در گفتگو با علی ظاهری بیرگانی در برنامه شیوه با موضوع قیمتگذاری ارز در تاریخ15دی1403 نکاتی را اشاره کردند که در ذیل بررسی خواهیم کرد.1-سیاست گذار های دنیا همه از یک رنگ اند: این همان نگرش سکولار و غیر دینی به تاریخ و حکومت ها است در این نوع نگاه بین موسی و فرعون و علی و معاویه هیچ فرقی وجود ندارد طبق این نگاه  حکومت ها همگی شان فاسدند و به دنبال منافع شخصی خود هستند و در ظاهر برای جلب نظر مردم کارهایی هم برای تامین منافع عمومی انجام می­دهند و یا اینکه همه حکومت های دنیا عادل اند و به دنبال بیشترین منافع عمومی هستند و فرض میانی هم طبق منطق دینی پذیرفته نیست یعنی نمی­توانیم بگوییم بخشی از یک حکومت عادل و بخش دیگر ظالم است ولذا هر دو این حالت ها حداقل در اندیشه اسلامی مردود اند د رمنطق اسلامی حاکم یا عادل است و یا ظالم و حالت بینابینی هم ندارد این نوع نگاه به همین نقطه متوقف نمی شود و نتایج گسترده ای را در ادامه به همراه خود خواهد داشت.2-نرخ ارز معلول است و علت نیست:این یکی از ریشه های مهم و رایج بدفهمی اقتصادی است که پشتوانه علمی و اثباتی هم ندارد طبق این دیدگاه ابتدا چاپ پول بی رویه صورت می­گیرد سپس بر اثر این حجم نقدینگی تورم ایجاد می­شود و لاجرم این تورم نرخ ارز را افزایش می دهد در صورتی که اگر به اقتصاد ایران و تکانه های اقتصادی توجه کنیم می بینیم که قضیه کاملا بر عکس است و شوک های ارزی باعث افزایش هزینه ها و چاپ پول شده و تورم ایجاد کرده است یک استدلال نقضی بر این ادعا صحبت ترامپ درباره چین است که چین با پایین نگه داشتن ارز خود دارد از ما کلاه برداری می­کند پس این نشان می­دهد که یک کشور می­تواند ارز را مدیریت کند این دیدگاه از علت مشکل وقتی در اجرا راه حل بیاید بسیار مشکل آفرین می شود همانگونه که ایشان گفتند اول باید رشد نقدینگی را کم کنیم بعد بریم سراغ ارز اگر علیت رشد نقدینگی از سمت افزایش نرخ ارز باشد همانگونه که در مقاطع مختلف داده های اقتصاد ایران این را نشان می دهد اصلا امکان کاهش نرخ رشد نقدینگی وجود ندارد که بتوان بعد از آن به سراغ ارز رفت و این راهکار حتما  به نتیجه نخواهد رسید چون مثل این است که حجم انباری گندمی که یک موش بزرگ دارد را بخواهیم بدون افزایش گندم ها ثابت نگه داریم.3-برای کاهش نقدینگی باید بَرج را کم کرد :باید پرسید دقیقا در مقیاس حاکمیتی منظور ارز برج چیست و ایشان دقیقا بودجه چه بخشی را می خواهد حذف کنند تا رشد نقدینگی کاهش یابد چون حرف کلی در این گونه موارد کارایی ندارد.4-مجلس با زیاد شدن بودجه کاسه گرفته و هزینه تراشی کرده:درست است که مجلس ها عموما لایحه بودجه دولت را افزایش می دهند اما این افزایش چقدر بوده و آیا می توانیم رشد نقدینگی را از این میزان اندک ناشی بدانیم؟ اگر این عامل باعث بروز تورم است چرا به صورت شوک و ناگهانی این اتفاق می افتد؟ همانطور که در تصویر زیر می بینیم میزان افزایش هزینه های مجلس قابل توجه نیست.تفاوت بین بودجه تقدیمی دولت و بودجه که در در نهایت مجلس تصویب کرده است در سال14045-ما یارانه های زیادی داریم که مرتبا هم در حال افزایش است:خوب باید پرسید ریشه این افزایش یارانه ها تنوع و حجم بیشتر یارانه هاست و یا کاهش ارزش آنها موجب شده که یارانه ها مرتبا در حال افزایش باشد؟از دل چنین تحلیلی می دانید چه در می آید؟ حذف و یا کاهش یارانه ها و باقی ماندن علت اصلی که همان کم ارزش شدن پول است یعنی وضعیت اقتصادی مردم روز به روز بدتر شود و پولشان کم زور جان شود ولی یارانه ها هم همزمان نه تنها افزایش ناشی از تورم را تجربه نکند بلکه آنها روز بروز کمتر شود و حذف شود انتظار دارید منطقا همین حالا بدون اینکه اجرا شده باشد این نسخه  وضعیت سفره مردم را چه کند؟6-روسیه با ابزار سیاست های کلان شوک های ارزی را جمع کرد :اگر به همین سادگی بود چرا سیاستگذاران ما با یک سیاست کلان شوک ها را در طول دولت های مختلف نتوانسته اند جمع کنند؟آیا سایر سیاست های روسیه از جمله کنار گذاشتن دلار و جایگزینی روبل و روش های پرداختی دیگر، انحلال بانک های ناتراز و در پیش رفتن رویه خنثی کردن تحریم هیچ کمکی به عبور ان از شوک های ارزی و اقتصادی اش نداشت؟7- شما ارز را مثلا کنترل کنی مگر طلا و زمین را  هم میتوانی کنترل کنی؟ این باور هم برگرفته از همان فرض غیر واقعی بازار آزاد است ایشان حتما اطلاع ندارند که خرید و فروش بالای حجم مشخصی از طلا در کشور های متعددی جرم است و زمین هم قوانین سخت گیرانه ای دارد به طوری که در  تعدادی ازکشور ها اصلا زمین را به کسی نمی فروشند  فرض ذهنی ایشان این است همه باید همه چیز ازاد باشد و با حکمرانی نمی تواند اقتصاد را سامان داد و این فرض باعث شده کنترل تقاضا را محال تصور کنند.8-فولاد مگر‌انحصار دارد یا پتروشیمی؟: اتفاقا این سوال در جهت خلاف مواصع ایشان است و نشان می­دهد در زمینه هایی هم که به ظاهر انحصار وجود ندارد ما وضعیت مطلوبی نداریم و یکی از مشکلات سیاست گذاری ما دسترسی به موقع به ارز صادراتی همین صنایع است.9- برای ارز یه نرخی باید دولت بزاره ک صف طولانی نشه:  این نگاه به سیاست گذاری در راستای همان نگاه غیر واقعی است یعنی اصلا فرض کنترل تقاضا را نمیتواند لحاظ کند نتیجه این طرز تفکر می­شود که چون ما باید هر نوع تقاضایی از ارز را تامین کنیم پس قیمت ارز را درصد بسیار کمی از سوداگران بر کل جمعیت ایران تحمیل کنند. و ارزش آن را روزبه روز کاهش دهند.10-ما جلو تجارت را گرفتیم بعد میگیم چرا قاچاق  میشودکجا دنیا یخچال قاچاق است؟ این حرفی است که درست است سالهای پیش منطق مبتنی بر اقتصاد متعارف و لیبرالیستی برای آن توجیه های مشهوری داشت اما با شدت گرفتن جنگ تعرفه ای هنوز جای تعجب دارد که ایشان آن را بکار می­برند ایشان منظورشان این است که واردات باید ازاد باشد و اگر هم صنایع داخلی از بین رفتند اشکالی ندارد این نوع نگاه کشور را به مرور از هر نوع تولیدی خالی می­کند ودر هر زمینه ای کشور ما  وابسته می­شود و زمینه های اشتغال فراوانی  هم از بین می رود همان شرایطی که در زمان قاجار گرفتار آن شدیم ولی دقت کنید مهم این است که آزادی اقتصادی وتجاری حاکم باشد.11- پیغمبر هم هم تجارت میکردند پس این مبنا را قبول دارند: این یکی از عجیب ترین دیدگاه های ایشان است مگر کسی اصل تجارت را زیر سوال برده که تجارت پیغبر را شاهد می آورند ؟و اساسا اگر کسی متوجه نباشد که چه تفاوتی بین سرمایه داری و دیدگاه اسلامی در اقتصاد وجود دارد در بسیاری از مبانی تفکر اقتصادی دچار خطالی در تحلیل می­شود اگر تفاوت بین مالکیت و نظام توزیعی را بین نظام سرمایه داری و اسلامی ندانیم واقعا هیهات است.و در نهایت اگر اسلام را مبدع و مشوق بازار آزاد ادعایی لیبرالیسم کنیم دچار التقاط بدی شده ایم.</description>
                <category>عادل شکیبایی</category>
                <author>عادل شکیبایی</author>
                <pubDate>Tue, 13 May 2025 03:49:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد اندیشه های دکتر غنی نژاد در باب ملی شدن نفت(6)</title>
                <link>https://virgool.io/@adel.shakibaee/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%AA6-xt42pogwotbu</link>
                <description>جمله ای ایشان گفتند که جمله مهمی است و مجال زیادی برای پرداختن دارد &quot;حق و باطل مال این دنیا نیست&quot; این جمله تکلیف بسیاری از گفتگو ها و اختلافات سیاسی و اقتصادی ایران امروز ماست حقیقت ماجرا این است که در اندیشه ها و مبانی  دین اسلام و انقلاب اسلامی حق و باطل حضور پر رنگی دارد اما در ادبیات علوم انسانی غربی هیچ جایگاهی برای این مفاهیم کلیدی تعبیه نشده است و این علوم تلاش می کنند همه دولت ها را یک جور تحلیل کنند و نهایتا شاخص هایی از دولت خوب معرفی کنند و کشور ها را بر اساس آن رتبه بندی کنند اما هیچ طیف متضادی ندارند اما حقیقت عالم آن است که حق و باطل وجود دارد آن هم در هر زمان و مکان ولی چون این ها مفاهیم اعتباری اند نباید دنبال مصادیق عینی آنها بگردیم در زمان حضرت موسی(ع) هم فرعون یک پادشاه عادی سرزمین مصر بوده عادی به این معنی که روی پیشانی اش حک نشده بوده که او باطل و ظالم استمجسمه فرعون و حضرت موسی نیز یک انسان مبارز از سطح معمول جامعه بوده است در نگاه قرآنی لشکر حق و لشکر باطل وجود دارد در نگاه روایات لشکر عقل و لشکر جهل وجود دارد که اینها در هر زمانه ای مصادیقی دارند پس اعتقاد به چنین گزاره ای با اسلام نمی تواند سازگار باشد و البته نباید هم سازگار باشد چون هر کدام این  نگاه ها از یک جهان بینی متفاوت رشد کرده  ونتیجه شده اند مشکل جایی پدید می آید که ایشان می خواهند محصولات جهان بینی غربی را در یک جامعه اسلامی پیاده سازی کنند انواع تعارضات و مشکلات از این التقاط پدید می آید.</description>
                <category>عادل شکیبایی</category>
                <author>عادل شکیبایی</author>
                <pubDate>Sat, 10 May 2025 00:37:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد اندیشه های دکتر غنی نژاد در باب ملی شدن نفت(5)</title>
                <link>https://virgool.io/@adel.shakibaee/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%AA5-srnoifys0i54</link>
                <description>ایشان در بخشی از صحبت هایشان گفتد انقلاب 57 بزرگترین اشتباه تاریخی ایران بود و اگر امام سکان آن را بر عهده نگرفته بود چپ ها و مارکسیست ها کاری میکردند که الان دیگر ایرانی باقی نمانده بود اینکه این تفکر به جایی می رسد که انقلاب اسلامی را بزرگترین اشتباه تاریخی می داند حایز اهمیت است مخصوصا اگر آن فرد اندکی با تاریخ معاصر ایران آشنا باشد و وضعیت نابسامان ،متزلزل و وابسته ایران را به دول انگلیس و روس و بی کفایتی حکام آن بداند هر اتفاقی را که ایران را صرفا از آن وضعیت خارج کرده باشد اشتباه نمیداند ایران سرزمینی است که در هر دو جنگ جهانی اول و دوم بدون اینکه کوچترین جانب داری از طرفین جنگ بکند اشغال میشودبیاننیه رسمی دولت ایران در جنگ جهانی دوم و وقتی در این سرزمین یک جاده خاکی مال رو میخواسته احداث شود بین سفارت های انگلیس و روس و دربار به قدری نامه رد و بدل می شده  که توان گرم کردن یک  شومینه را داشته حال این کشور که نهضت های نافرجامی مثل شرطه و ملی شدن صنعت نفت را هم پشت سر گذاشته و به انقلاب57 رسیده چه می شود که به زعم ایشان اشتباه کرده  البته جای سوال دارد یکی از نکات برجسته ای که در اندیشه های ایشان وجود دارد که از لیبرالیسمی که ایشان به آن ارادت دارند نشات گرفته ساختن یک هیولای ترسناک از مارکسیست است که البته در هیولا بودنش هم شکی نیست ولی سرمایه داری در تاریخ خودش حتما بیش از مارکسیسم جنایت کرده کشور های بسیاری را استعمار کرده،حاکمیت های ملی گوناگونی را فروپاشانده و مردمان بسیاری را کشته و نقشه های بسیار بیشتری علیه  منافع مردم کشیده است و فقط این شانس را داشته که با تغییر چهره خودش و ساختن سنتز های مختلف رنگ عوض کند مثلا اگر حالتی را در نظر بگیریم که بجای امام لیبرال ها زمام این کشور را در دست میگرفتند  آیا الان ایران پیشرفته ترین کشور دنیا بود؟این خوش بینی متوهمانه به سرمایه داری و کشور های سردمدار آن ریشه بسیاری از مشکلاتی است که ایشان در اندیشه های خود گرفتار آن شده اند و بطور مثال باعث شده اندیشه های مارکس و مکتب مارکسیست بسیار تیره و منفور باشد و در دانشکده ای اقتصادی دانشگاه های ما هم هیچ اثری از انها نباشد ولی آموزه های مکتب لیبرالیسم تماما و بدون کوچکترین اصلاحی در آنها رایج و دایر و معتبر باشد و به عنوان علم اقتصاد معرفی شود.</description>
                <category>عادل شکیبایی</category>
                <author>عادل شکیبایی</author>
                <pubDate>Fri, 09 May 2025 01:35:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد اندیشه های دکتر غنی نژاد در باب ملی شدن نفت(4)</title>
                <link>https://virgool.io/@adel.shakibaee/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%AA4-qcjocakqmhuo</link>
                <description>طبق اظهارات ایشان انگلستان از ملی شدن صنعت نفت ایران سود برده و واقعه28 مرداد1332 هم اصلا کودتا نبوده به چند دلیل اول آنکه در تعریف کوتا باید شخص اول مملکت یا (head of state)برکنار شود ولی در ایران نخست وزیر برکنار شد و دلیل دومشان آن است که سرویس اطلاعات انگلستان(MI6) اسناد کودتا را منتشر نکرده است عجیب است که اعتراف خود امریکا و انگلیس مبنی بر کودتا را هم نشانه عدم صداقت آنها می دانند چرا که به زعم ایشان ملی شدن صنعت نفت به نفع انگلستان است و  ایرانیان اگر این واقعه را کودتا بدانند باز به نفع انگلستان است و پس از این دودلیل خاطره ای را هم چاشنی صحبت های خود کردند که یکی از مقامات انگلستان به یک ایرانی پس از این واقعه می­گوید دست اول بازی بریج[1] را ما بردیم در صورتی که اگر ملی شدن صنعت نفت به نفع ایران بود باید میگفت دست اول را شما بردید! تناقضی که در صحبت های مطرح شده وجود دارد این است که اعتراف به کودتا توسط خود کشور های نامبرده را ایشان قبول نمی کنند ولی وقتی یکی از آنها می گوید دست اول بازی را ما بردیم قبول می کنند اگر بناست بر طبق حرف آنها قضاوت کنیم پس چگونه یکی را قبول و دیگری را رد می کنید؟ چگونه عقلانی است بپذیریم کشوری 86 درصد نفت کشوری دیگر را به سادگی تصاحب می کرده و بعداز قطع این منبع درآمدی بسیار جذاب این قطع شدن را به نفع خودش بداند؟  عدم انتشار اسناد کودتا توسط سرویس اطلاعاتی انگلستان هم دلیل خوبی برای کودتا نبودن این واقعه و یا خوشحال شدن انگلستان پس از ملی شدن صنعت نفت نیست و میتواند دلایل بسیاری از جمله حفظ محرمانگی برای انجام کودتا های دیگر در کشور های مختلف داشته باشد  و سازمان اطلاعاتی آمریکا پس از 60 سال اسنادی از کودتا را از قضا منتشر کرده است&quot; این اسناد ایفای نقش سازمان سیا را در این کودتا اثبات می‌کند این سازمان به برنامه‌ریزی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران کمک جدی کرده است. اشاره صریح به نقش سیا در یک کپی از سوابق داخلی این سازمان با عنوان «مبارزه برای ایران» آمده است! همچنین از دیگر مواردی که سیا منتشر کرده است؛ شامل فایل‌هایی از «کرمیت روزولت»، افسر ارشد میدانی سیا در ایران و در حین کودتاست. این اسناد جزئیات جدید و همچنین عمیقی را در خصوص اقدامات این آژانس اطلاعاتی پیش و پس از عملیات فراهم می‌کند[2]همانطور که در تصویر میبینید حضور تانک در خیابان حتما خبر از یک جابجایی سیاسی عادی نمی دهد آن هو در غیاب حضور اعلی حضرت همایونی!تصوری از فضای دوستانه و دموکراتیک  خیابان ها در کودتا28 مردادجدا از این بحث های حاشیه ای این واقع برای ما ایرانیان حائز اهمیت است که یک نخست وزیر قانونی و مردمی با یک فشار کاملا عیان خارجی با زور نظامی برکنار می شود آن هم توسط آمریکا که مصدق صادقانه از او درخواست کمک و همراهی می کند و حزب او هم  که حتی  مذهبی هم نیست و ربطی هم به انقلاب اسلامی و امام خمینی ندارد توسط بیشترین فشار ها قرار می گیرد و نفتی که در 86درصد منافعش در اختیار یک کشور بیگانه بوده در یک اقدام تاسف برانگیز طبق کنسرسیوم بعدی به دو کشور بیگانه اهدا می شود اصلا آیا می توان به این فکر کرد که چنین صنعت مهمی کاملا در اختیار کشور های دیگر باشد و کشور صاحب منابع بتواند پیشرفت کند؟آیا می توان پذیرفت نقطه آغاز مشکل آمریکا با ایران پس از واقعه تسخیر سفارت صورت گرقت؟[1] نوعی بازی با ورق پاسور که در دو تیم دو نفره بازی میشود[2] کودتای ۲۸ مرداد؛ درسی که ۷۰ ساله شد ،رامین عبداله شاهی خبرگزاری مهر</description>
                <category>عادل شکیبایی</category>
                <author>عادل شکیبایی</author>
                <pubDate>Thu, 08 May 2025 01:04:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد اندیشه های دکتر غنی نژاد در باب ملی شدن نفت(3)</title>
                <link>https://virgool.io/@adel.shakibaee/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%AA3-ddhimas0pczb</link>
                <description>آقای دکتر غنی نژاد در نشست ملی شدن صنعت نفت در دانشگاه شکست در نهضت ملی شدن صنعت نفت را تماما به مصدق و توهمات وی نسبت دادند که او نباید با ابرقدرت زمان در می افتاده است و جالب است که هیچ اشاره ای به نقش امریکا در این ماجرای تاریخی نداشتند واقعیت ماجرا آن است که دکتر مصدق وقتی با تبعات سنگین قطع وابستگی  نفت ایران به انگلستان مواجه می­ شود که توقف فروش نفت یکی از آنها بوده دست به دامان امریکا می ­شود و به خیال اینکه امریکا برای مقابله با انگلستان کشوری آزادی خواه و همراه و قابل اعتماد است وی دیداری با رییس جمهور وقت تدارک می ­بیند.دیدار مصدق با ترومن رییس جمهور وقت ایالات متحده اما همین امریکامدتی پس از این دیدار مقدمات کودتا 28 مرداد را می چیند  و از پشت به وی خنجر می­زند و یک نخست وزیرملی گرایی که پشتوانه مردمی و قانونی داشته را با کودتا و اشوبگری اراذل و اوباش برکنار می­کند و بعد از آن دادگاهی برای محاکمه اش تشکیل می­دهد و بعد از این قضایا مشکل نفت ما بدتر هم می­شود چرا که پای امریکا هم در سهم خواهی و غارت منابع ملی ما و دخالت در تمام امور کشوری باز می­شود برای مبارزه و شکنجه مخالفین سیاسی ساواک را در ایران تشکیل می­ دهد.با در نظر گرفتن این حوادث دیگر نمی­توان این تحلیل را پذیرفت که ایران با شرایطی روبرو بود که یک قدرت خیلی پرزور و با نفوذ داشت نفتش را غارت می­کرد و چون زورش به وی نمی­رسید نباید با او در می افتاد و همه بدختی هایی هم که دچارش شد ناشی از همین توهم زور داشتن و در نظر نگرفتن واقعیات است بلکه برعکس خوشبینی و عدم تحلیل دقیق ابرقدرت نوظهوری چون امریکا و اشتراک منافع آن با انگلستان و اعتماد و اطمینان بی پشتوانه به وی نهضت ملی ایران را به انحراف کشاندو زحمات چندین ساله آنان را هدر داد هر چند با اینکه این نهضت به اهداف مهمش نرسید اما زمینه ساز حرکت ها و مبارزه های زیادی بعد از خود شد.</description>
                <category>عادل شکیبایی</category>
                <author>عادل شکیبایی</author>
                <pubDate>Wed, 07 May 2025 01:28:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد اندیشه های دکتر غنی نژاد در باب ملی شدن نفت(2)</title>
                <link>https://virgool.io/@adel.shakibaee/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF2-ygfpbmllfhjh</link>
                <description>آقای دکتر غنی نژاد در نشست ملی شدن صنعت نفت در دانشگاه شیراز گفتند ایران با وجود اینکه بزرگترین دارنده منابع نفت و گاز در جهان است گاز ندارد و وارد کننده بنزین است و این فاجعه است. درست است که ناترازی های انرژی بطور متناوب چند سالی یکبار در کشور پدید می آید و موجب می­ شود در فصول سرد گاز کم فشار شود و این نقیصه البته باید برطرف شود اما این نتیجه گیری فاجعه آمیز از این قضیه صحت دارد؟ واقعیت آن است که ایران به  یک باره دارنده این منابع طبیعی نشده و بیش از 100 سال است که منابع انرژی در آن کشف شده است ولی کل تعداد شهر هایی که قبل از انقلاب سال57 گاز داشته اند 9 شهر معادل 30 درصد خانوار های شهری بوده و هم اکنون به1216 شهر معادل نزدیک100 درصد خانوار های شهری رسیده در روستا ها قبل از انقلاب  تنها ۳ روستا  دسترسی به گاز داشته اند ولی در حال حاضر این عدد به ۳۴۸۸۴ روستا و با سطح پوشش به ۸۵ درصد از جمعیت روستایی  رسیده است.در کل ایران از پوشش 20 درصدی کل کشور به گاز به عدد95 درصد رسیده است تصویر زیر نیز دسترسی مردم به گاز را در چند مورد از کشور ها نشان می ­دهد.درصد مردم تحت پوشش گاز در 3 کشور بزرگ دارای منابع گاز طبیعی و ترکیهحقیقت آن است که ایران هم اکنون با داشتن 38 هزار کیلومتر پیچیده ترین شبکه گازرسانی دنیا را در اختیار دارد یعنی حتی بسیار بیشتر از روسیه که اقلیم بسیار سردتری دارد و اولین دارنده منابع گاز دردنیاستاین آمار وقتی معنی دار تر میشود که سهم دسترسی جمعیت این کشور ها را به سوخت پاک بررسی کنیم که برق  و منابع پاک دیگر چون اتانول را نیز شامل می شوندسهم دسترسی مردم به سوخت پاک در  ایران ترکیه چین روسیه آمریکا و میانگین جهانی از سایتourworld in data  پس اوضاع ایران از نظر دسترسی به مردم نهتننها  فاجعه آمیز نیست بلکه شایسته تقدیر است. دسترسی عموم مردم یک کشور به یک انرژی پاک و آسان یکی از دستاورد های بزرگ و قابل ستایش هر حکومتی است و البته وقتی اکثر قریب به اتفاق مناطق یک کشور به چنین شبکه سراسری متصل هستند تامین این انرژی در مقاطع اوج مصرف کار پر چالشی خواهد بود که در برخی از دولت ها با غفلت از افزایش ظرفیت ها مواردی این چنین پیش آمده است اما در حالت معمول و روتین کل ایران دسترسی کامل به انرژی دارند ایران هم می توانستد کمتر از نیمی از مردم برخوردار کشور را از این انرژی بهره مند کند و هرگز هم قطعی و افت فشار را تجربه نکند اما دسترسی عادلانه به این موهبت طبیعی برای تمامی آحاد کشور از زمان های بسیار ناچیزی که شبکه دچار افت فشار و یا قطعی می شود حتما بهتر است. ایده جمهور اسلامی ایران توزیع منابع برای همه ملت است و جای سوال دارد که چرا چنین وضعیتی توسط ایشان نادیده گرفته می­ شود و موارد بسیار کوچکی که ناترازی پیش می آید فقط دیده می شود؟</description>
                <category>عادل شکیبایی</category>
                <author>عادل شکیبایی</author>
                <pubDate>Mon, 05 May 2025 22:49:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد اندیشه های دکتر غنی نژاد در باب ملی شدن نفت(1)</title>
                <link>https://virgool.io/@adel.shakibaee/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF1-g909imlclvtd</link>
                <description>آقای دکتر غنی نژاد در نشست ملی شدن صنعت نفت در دانشگاه شیراز گفتند که صنعت نفت ما ملی نشد بلکه دولتی شد و این وضعیت بدتری را برای ما بوجود آورد و انواع ناسزاها را به مصدق نسبت دادند که او متوهم  بوده و این اقدام را از سر عوام فریبی و در نظر نگرفتن واقعیات انجام داده است اگر شرایط ایران را قبل از ملی شدن صنعت نفت مرور کنیم می توانیم قضاوت واقع بینانه تری نسبت به این ادعای ایشان داشته باشیم طبق قرارداد نفتی شرکت نفت ایران انگلیس که تماما در اختیار انگلستان بوده است 86 درصد درآمد نفت ایران به این شرکت می­رسیده است که طبق اذعان خود ایشان همین سهم هم در آن دوران به ایران داده نمی شده است و قابل توجه است که این درصد ناچیز هم درب خانه تک تک ملت ایران پست نمی­شده است بلکه در اختیار حکومت دیکتاتوری پهلوی قرار می­گرفته است حال چگونه می­توانیم بپذیریم که باقی ماندن در چنین شرایطی بهتر از امضای ملی شدن صنعت نفت است؟  مورد دیگر اینکه نفت ملی اگر به معنای دولتی نیست دقیقا به چه معنایی است آیا باید مردم در برابر چاه های نفت بشکه بیاورند و تک تک نفت خام را از آنجا تحویل بگیرند تا بتوانیم به این صنعت ملی بگوییم؟ریشه این تحلیل غلط البته متضاد دانستن مطلق دولت و ملت است که هیچ تفاوتی بین دولت ها قایل نیست و همه آنها را خائن در حق ملت میداند حال آنکه حقیقت چنین نیست و دولت ها البته در تامین منافع ملی با یکدیگر تفاوت های اساسی دارند و راهی جز دولتی کردن چنین منبع طبیعی عملا وجود ندارد و باز اینکه نفت در اختیار دولتی حتی خائن ولی ملی باشد بهتر نیست نسبت به اینکه نفت در اختیار دولت بیگانه و اجنی قرار بگیرد؟ البته پیشنهاد جایگزین ایشان بسیار عجیب تر بود ایشان گفتند باید ما می رفتیم و با انگلستان برای افزایش سهم مان از نفت چانه می زدیم در صورتی که خود دکتر مصدق می­گوید اگر انگلستان پیشنهاد تقسیم مساوی درآمد نفتی با ایران را هم قبول می­کرد من دست به چنین اقدامی نمی­زدم . البته معلوم است کشوری که اکثر قریب به اتفاق ثروت ملی کشور دیگر را به رایگان و بدون کوچکترین مقاومت غارت می­کند حاضر نیست سهمش را از این غارت کاهش دهد این تحلیل را زمانی با قطعیت می توان پذیرفت که انحصار استخراج و حمل و نفت و فروش نفت نیز مجددا به اذعان خود ایشان در آن زمان در دستان انگلستان بوده و قدرت شماره یک نظامی جهان هم بوده است و البته پر واضح است نفوذ سیاسی این دولت هم در داخل کشور سهم قابل ملاحظه ای داشته واقعا خنده دار نیست در چنین شرایط کسی انتظار موفقیت چانه زنی و مذاکره را داشته باشند معلوم نیست ریشه این خوش بینی متوهمانه در کجاست؟ این نگاه کودکانه به ابرقدرت ها و تعامل با آنها متاسفانه امروز نیز نسبت به مذاکره وجود دارد و این اصل روشن که همواره در طول تاریخ وجود داشته سانسور می­شود چیزی که مذاکره را بین دولت ها پیش می­برد نه ادا و اطوار های دیپلماتیک  و سخنان قلمبه و سلمبه مبنی بر قطع باج دادن به چشم آبی ها و چنین لفاظی هایی است بلکه قدرت و جایگاه اقتصادی و سیاسی دولت ها و پشتیبانی مردمی آنهاست که تعیین می­کند یک تعامل و مذاکره بین دو کشور چگونه پیش برود و به نفع کدام یک تمام شود.</description>
                <category>عادل شکیبایی</category>
                <author>عادل شکیبایی</author>
                <pubDate>Mon, 05 May 2025 01:25:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>