<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عادله قدسی زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@adeleh</link>
        <description>این روزها در تلاشم زباله کمتری تولید کنم...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 08:51:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/93751/avatar/XMOk8V.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عادله قدسی زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@adeleh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پرواز در آسمان کم ارتفاع خیال</title>
                <link>https://virgool.io/@adeleh/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-ugceyfheli1o</link>
                <description>بچه که بودم، یکی از سرگرمی‌های اصلی من ساختن دنیاهای خیالی بود. برای خودم سرزمینی تصور می‌کردم که ساکنانش زندگی خودشان را داشتند. حاشیه‌های قالی رنگارنگمان هم اغلب اوقات شهرشان بود. اهالی سرزمین هم بسته به حال و هوای هر روزم اشیاي متفاوتی بودند، تیله، نخود و لوبیا، قاشق و چنگال‌ها، محتویات جامدادی یا مهره‌های شطرنج.ادامه‌ی بازی این طور بود که مثلا تیله‌ها را بر اساس اندازه و رنگ به خانواده‌های مختلفی تقسیم می‌کردم و مثل زندگی عادی، بچه‌ها مدرسه می‌رفتند و پدر و مادرها سر کار بودند. گاهی هم برای گردش می‌رفتند پیک نیک روی گل‌های وسط قالی.کامپیوتر که خریدیم این بازی جای خودش را به The sims داد. تا چند سال بعد که یادم نیست چرا از sims دل بریدم و سراغ تیله‌هایم رفتم ولی باز هم دنیایی که می‌ساختم چندان دور از آنچه که خودم تجربه می‌کردم نبود.این چند روز مدام داشتم فکر می‌کردم که دنیای خیالی من چطور است، نتیجه این بود که خیالم آن‌قدر پرواز نمی‌کند که یک چشم اضافه، بال، دم یا هر ویژگی دیگری به آدم‌ها بیفزاید. ولی به چند سال قبل خودم که نگاه می‌کنم، جایی که الان نشسته‌ام خیلی نزدیک به همان خیال‌های دست‌نیافتنی‌ محدود به شرایط بود.حتی یک گربه هم به زندگی‌ام اضافه شده که حتی در خیال‌هایم هم نبود.چند جهان خیالی در تصویر پنهان شده؟آنقدر که حافظه‌ام یاری می‌کند، عادله‌ی ده سال پیش دانشجوی رشته‌ای بود که هیچ‌جوری دوست‌داشتنی نبود، طبیعتا آینده‌ی شغلی‌اش هم تفاوت چندانی با خود رشته نداشت. آن سال‌‌ها کار کردن در حوزه‌‌ای که دوستش داشته باشم آن‌قدر برایم آرزوی دوری بود که ترجیح می‌دادم به آن فکر هم نکنم.ناامید از اینکه روزی در حرفه‌ای مشغول باشم که اندکی قابل دوست داشتن باشد، رفتم سراغ کارهایی که خوشحالم کند، سفر، دیدن آدم‌ها، اوریگامی و آخر هم نوشتن. کورسوی امیدی هم نداشتم که ترکیب این‌ها من را به شغلی برساند که دوستش داشته باشم.ولی امروز که دارم این کلمات را می‌نویسم کارم را تا حد امکان دوست دارم. نوشتم تا حد امکان، چون از یک جایی به بعد با خودم کنار آمدم که هر کاری، حتی اگر تیله‌بازی باشد، وقتی تبدیل به شغل آدم می‌شود بعد از مدتی آن روی ناخوشش را به آدم نشان می‌دهد و بخش‌هایی دارد که دوستش نداریم، یا کمتر دوستش داریم.تجربه‌های ناخوشی هم داشتم از محیط کار که کم کم داشتم به این باور می‌رسیدم که همکارها را باید تحمل کرد و سطح توقعم از تعامل با آنها از همین حد فراتر نمی‌رفت. ولی این روزها نه تنها می‌توانم همکارهایم را تحمل کنم، بلکه مدام خوشحالم از اینکه به بهانه‌ی کار فرصت تعامل با تک تکشان برای من فراهم شده. طبیعتا این روابط همیشه خوشایند نیست ولی حتی در موارد نادر جنگ و دعوا هم ته دلم خوشحالم که در این محیط هستم.اگر از نزدیک، یا حتی دور، با من آشنا باشید، می‌دانید که به محیط زیست اهمیت زیادی می‌دهم، فعلا هم تمرکزم روی کم کردن تولید زباله است. الان هم اگر بخواهم بال و پر خیالم را باز کنم، بیش از چند متر پرواز نمی‌کند ولی از همین ارتفاع کم، دوست دارم آینده‌ی خیالی‌ام را این طور تصور کنم که کسب‌وکارهای زیادی هستند که در فعالیت‌های مختلفشان، تاثیر بر محیط زیست را هم در نظر می‌گیرند و سعی می‌کنند تا حد امکان کمتر به محیط زیست‌ آسیب برسانند. مثلا شاید تهیه غذاها، خوراکی‌های خوشمزه را در ظرف‌های معمولی به دست مشتری برسانند و آخر روز برای پس گرفتن ظرف‌ها بیایند. یا بیشتر محصولات به صورت فله‌ای و در بسته‌بندی‌های خودمان قابل تهیه باشد. اینکه خودم هم در چنین حوزه‌ای مشغول به کار باشم دیگر همانجایی‌ است که به سقف می‌خورم.از نگاه عادله‌ی ده سال پیش، زندگی امروز چند گام بزرگ هم از تمام آنچه که تصور می‌کردم بهتر است. برای همین کمی شجاعانه‌تر می‌خواهم به دنیای خیالی فکر کنم، کسی چه می‌داند، شاید چند سال دیگر بال‌دار هم شدیم به جای گام برداشتن، برای جابجایی پرواز کردیم.</description>
                <category>عادله قدسی زاده</category>
                <author>عادله قدسی زاده</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jun 2021 17:38:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در باب لذت تا زدن کاغذ (اوریگامی چه فایده‌ای دارد؟)</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%BA%D8%B0-%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-gpne1wco0tck</link>
                <description>آشنایی بسیاری از ما با اوریگامی به سال‌های نخست زندگی برمی‌گردد. به آن روزهایی که با یک تکه کاغذ، ساده ترین شکل‌های اوریگامی‌ را می‌ساختیم؛ موشک، قایق، نمکدان. البته هنوز علما سر اسم مورد آخر به نتیجه نرسیده‌اند، برخی آن را فالگیر و قندان می‌نامند.بگذریم. حرفه‌ای‌ترها البته شکل‌های پیچیده‌تری هم می‌ساختند، مثلا قورباغه‌ای که می‌پرید یا موشک‌های پیشرفته‌تر. به هر حال، به خاطر اینکه امکانات کمی برای ساختن اشکال به کمک کاغذ‌وتا نیاز بود، این سرگرمی جزء تفریح های پرطرفداری بود که بزرگترها برای سرگرم کردن کوچکترها سراغش می‌رفتند.متاسفانه هرچه‌قدر از دنیای کودکی دور شدیم، فاصله‌ی ما با اوریگامی هم بیشتر شد. دغدغه‌های زیادی به تدریج وارد زندگی شدند که دیگر مجالی برای فکر کردن به این سرگرمی سرزمین‌های دور نداشتیم. شاید هم فکر کردیم فایده‌ای ندارد و سعی کردیم جای آن را با تفریح‌هایی پر کنیم که احساس مفید بودن به ما بدهند.در هر صورت، اوریگامی، فایده‌هایی دارد که از آن‌ها غافل هستیم. هرچند فایده‌های اوریگامی طوری نیست که با قسم و آیه از شما خواهش کنیم برای عزیزانتان بفرستید تا جانشان را نجات دهید و چند روزی به عمرشان اضافه کنید، اما آن‌قدر ارزش دارد که حال و هوای یک غروب جمعه دلگیر را عوض کند. چند تا از مزیت‌های اوریگامی را در ادامه برایتان می‌نویسم، باشد که رستگار شوید.۱-مدیریت استرسوقتس شروع به ساخت یک شکل با تا زدن کاغذ می‌کنید، دو طرف ذهن شما درگیر ماجرا می‌شوند. درگیر بودن هر دو دست شما حین ساختن یک شکل اوریگامی باعث می‌شود سمت چپ و راست مغز به کار بیفتند تا به دستان شما فرمان دهد مراحل کار را پیش ببرد. همانطور که مشغول تا زدن کاغذ هستید، ذهن و بدن شما راهی برای تمرکز پیدا می‌کنند. با ادامه کار و شکل گیری کاردستی شما، حس بهتری خواهید داشت. احساس رضایت ناشی از تکمیل یک فعالیت باعث می‌شود از تشویش و نگرانی که دچار آن بودید، رها شوید.۲-حضور در لحظهاوریگامی باعث می‌شود نسبت به آنچه در لحظه اتفاق می‌افتد آگاه‌تر باشیم. ساختن شکل‌های مختلف به کمک اوریگامی باعث می‌شود در هر لحظه، روی هر تا که به کاغذ می‌زنیم تمرکز کنیم و تمام توجه خود را به آن اختصاص دهیم. تا زدن اشکال جدید اوریگامی باعث می‌شود سعی کنیم با تمام حواس روی مراحل کار تمرکز کنیم تا به نتیجه مورد نظر برسیم. این کار باعث می‌شود احتمال موفقیت ما در ساخت اشکال اوریگامی بیشتر باشد و در نهایت حس بیشتری داشته باشیم. این روزها محرک‌های زیادی سعی می‌کنند توجه ما را به گذشته یا آینده معطوف کنند. شاید به همین خاطر زیستن در لحظه در تمام زندگی ممکن نباشد، اما اوریگامی به شما امکان چند لحظه زندگی در حال را هدیه می‌کند.۳- شکیباییصبر انگار گمشده‌ی این روزها است. یکی از ارزش‌های اساسی بسیاری از کسب و کارها سرعت آن‌هاست. همه در تلاش هستند تا زمان صبر کردن ما را تا حد امکان کاهش دهند. خب، اوریگامی این طور نیست. وقتی شروع به ساختن یک شکل اوریگامی می‌کنیم، میانبری وجود ندارد که ما را سریع به نتیجه برساند. برای این که شکل مورد نظر را بسازیم، باید تمام مراحل را به ترتیب طی کنیم. کم پیش نمی‌آید که لازم باشد یک کار را چندبار تکرار کنیم. البته نتیجه دلچسب آخر کار باعث می‌شود خاطره خوشی در ذهن ثبت شود و مشتاق تکرار تجربه‌های مشابه باشیم. اگر شما هم احساس می‌کنید که بی‌قراری‌تان بیشتر از قبل شده، پیشنهاد می‌کنم اوریگامی را امتحان کنید، شاید به تدریج کمک کرد که صبورتر شوید.۴- حس خوب به خودشاید به نظر بدیهی یا پیش پا افتاده بیاید، اما هربار که یک شکل اوریگامی می‌سازید، صدایی درون ذهنتان به شما می‌گوید : دمت گرم، تمومش کردی.همین صدا باعث می‌شود نسبت به خودتان احساس بهتری داشته باشید. علاوه بر این، یاد گرفتن مدل‌های مختلف اوریگامی باعث می‌شود در جمع‌های مختلف، موضوعی برای سرگرم کردن دیگران داشته باشید که کمک می‌کند عزت نفس شما افزایش یابد. آموزش یک شکل اوریگامی به دیگران فعالیت لذت بخشی است که ممکن است سریع به آن معتاد شوید. با یاد گرفتن اوریگامی می‌توانید به شخصیت مورد علاقه بچه‌ها تبدیل شوید (البته این گزینه اختیاری است!).یک بار یکی از دوستانمان سر نهار شروع کرد به تعریف کردن از خاصیت‌های سماق، گفت که کمک می‌کند لاغر شویم و فشار خون را کنترل می‌کند و خواص دیگری که یادم نیست. دوست دیگری هم همان طور که مشغول سماق پاشیدن به غذایش بود گفت ما سماق رو برای مزه‌اش می‌خوریم.حکایت من هم همین است و امیدوارم برای شما هم همین‌طور باشد. درست است که اوریگامی تاثیر مثبتی بر جسم و جان آدمی می‌گذارد. اما من برای لذتش سراغ اوریگامی می‌روم!دلم نیامد این نوشته را بدون یادآوری از کازیه تمام کنم. کازیه وبسایتی است که چند سال پیش برای آموزش اوریگامی راه انداختم، بعد از مدتی یک فروشگاه نقلی هم کنارش راه انداختم. به اندازه یک دانشگاه از همین وبسایت یاد گرفتم. ولی متاسفانه این روزها گوشه و کنارش تار عنکبوت بسته، امیدوارم یک روزِ زود بروم سراغش و گرد و خاکش را بگیرم.</description>
                <category>عادله قدسی زاده</category>
                <author>عادله قدسی زاده</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 18:20:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دست‌هاتو با لباست خشک کن</title>
                <link>https://virgool.io/neviseshfamily/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D8%B4%DA%A9-%DA%A9%D9%86-zpc7gpx1m7sc</link>
                <description>بخشی از زمان من در نویسش، به رتق و فتق امور مربوط با زباله‌ها می‌گذرد. از روزی که راجع به زندگی بی‌‌‌زباله در نویسش صحبت کردم، دوستان در نویسش نسبت به زباله‌ها حساس‌تر شده‌اند. به ندرت زباله‌های خشک و تر در سطل اشتباهی دیده می‌شوند. کار خشک کردن زباله‌ها هم به همین خاطر راحت‌تر شده است.مرحله بعدی برای زمینه کاهش پسماند در نویسش، کاهش مصرف دستمال کاغذی است.یک قاعده کلی که هنگام مصرف هر چیزی باید در نظر داشته باشیم این است که تا حد امکان، از کالاهایی که تنها یک بار قابلیت مصرف دارند، بپرهیزیم.ما به اشتباه فکر می‌کنیم محصولات سلولزی چون تجزیه می‌شوند، پسماند‌های آن‌ها چندان به محیط زیست آسیب نمی‌زند.متاسفانه این‌طور نیست.بیشتر دستمال‌هایی که ما مصرف می‌کنیم بازیافتی نیستند و به طور مستقیم از قطع درختان به دست آمده‌اند. درختانی که برای رشد آن‌ها آب زیادی مصرف شده است. علاوه بر این فرآیند تولید دستمال کاغذی از چوب درخت هم، به انرژی و آب نیاز دارد. ممکن است در این میان مواد شیمیایی هم پایشان به ماجرا باز شود.به نظر می‌رسد هزینه کمی که برای دستمال کاغذی از جیبمان می‌پردازیم، مانع توجه به هزینه زیادی است محیط زیست برای تولید آن پرداخت می‌کند.عادت کرده‌ایم که رول‌ها و جعبه‌های دستمال کاغذی را دم دست خود قرار دهیم. این کار باعث می‌شود مدام یک دستمال کاغذی را از جعبه بیرون بکشیم و سریع روانه سطل زباله کنیم.چند دلیل رایج مصرف دستمال کاغذیبیشتر ما ناخودآگاه سراغ جعبه دستمال کاغذی می‌‌‌رویم. رایج‌‌‌ترین بهانه‌‌‌ها برای بیرون کشیدن یک دستمال از جعبه این موارد هستند:خشک کردن دستخشک کردن آب روی کابینتتمیز کردن لکه روی کابینت یا میزجمع کردن زباله یا چیزی که روی زمین ریختهدر بیشتر مواردی که سراغ دستمال کاغذی می‌رویم، بدون آن هم کارمان راه می‌فتد. مثل بسیاری از چیزهای دیگر، نیاز به دستمال کاغذی هم از آن نیازهای غیر ضروری است. کافی است مدتی دستمال کاغذی را از جلوی چشم برداریم، زود متوجه می‌شویم که بدون دستمال کاغذی هم زندگی‌مان چیزی کم ندارد.بعد از اینکه از دوستان نویسشی خواهش کردم (خواهش به این صورت که قول دادم که اگر یک بسته دستمال کاغذی تا آخر دی ماه تمام نشود، شیرینی خواهم داد!) که دستمال کاغذی کمتری مصرف کنند، چند بار این سوال پیش آمد که دستمان را با چی خشک کنیم؟جواب این بود که با لباس!البته چند روز پیش زهرا لطف کرد و برای هر کدام از ما، یک دستمال حوله‌ای کوچک تهیه کرد. از آن روز لااقل برای خشک کردن دست، کسی سراغ دستمال نمی‌رود.دستمال‌هایی که زهرا برایمان خریدهدر واقع به عنوان کسی که تلاش می‌کند پسماند خود را کاهش دهد، مدت کوتاهی صبر کردن برای خشک شدن دست، چندان طاقت فرسا نیست.با هر بار مصرف دستمال کاغذی، تمام انرژی و منابعی که برای تولید آن مصرف شده، روانه سطل زباله می‌‌‌شود و این پایان ماجرا نیست. پسماندها هم هزینه دارند. از هزینه و سوختی که برای جابجایی پسماندها صرف می‌‌‌شود که بگذریم،‌ به مرحله تجمیع پسماندها می‌‌‌رسیم.ما تا حد امکان زباله‌‌‌ها را از محل زندگی خود دور می‌‌‌کنیم. زباله‌‌‌هایی که ما روزانه تولید می‌‌‌کنیم شانس کمی برای بازیافت دارند. بیشتر آن‌‌‌ها جایی دور از شهرها و روستاها دفن می‌‌‌شوند یا سوزانده می‌‌‌شوند.سوزاندن زباله‌‌‌ها باعث آلودگی هوا می‌‌‌شود. شیرابه ناشی از زباله‌‌‌ها نیز وارد خاک و آب‌‌‌های زیرزمینی می‌‌‌شود.این‌ها هم هزینه‌هایی است که ما برای مصرف دستمال کاغذی پرداخت می‌کنیم. البته دستمال کاغذی شاید سهم کمی از این هزینه‌ها را داشته باشد، اما کاری که از دست ما بر می‌‌‌آید، همین کاهش اندک زباله‌‌‌هاست.امیر از امید حرف زده بود. راستش من هنوز به زندگی روی کره زمین امید دارم. برای همین سعی می‌‌‌کنم تا جایی که از دستم بر می‌‌‌آید، زمین را برای نسل‌‌‌های بعدی قابل سکونت نگه دارم.کاری که این روزها از دستم بر می‌‌‌آید در حد کاهش مصرف دستمال کاغذی است. شاید نتیجه آن چندان بزرگ نباشد ولی باز هم به از نشستن باطل است.</description>
                <category>عادله قدسی زاده</category>
                <author>عادله قدسی زاده</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jan 2020 16:37:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی‌زباله در نویسش</title>
                <link>https://virgool.io/neviseshfamily/%D8%A8%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%B4-ccufncwqyzfk</link>
                <description>بعضی آدمها هستند که وقتی وارد یک محیط جدید می‌شوند، سعی می‌کنند تا حد امکان محیط را مطابق میل خود تغییر دهند. مثل من که از اولین روز ورودم به نویسش سعی کردم آنجا را به سبک زندگی خودم نزدیک‌تر کنم.من مدتی است که سعی می‌کنم زباله کمتری تولید کنم. در جلسه مصاحبه نویسش، وقتی برایم یک بطری آب معدنی آوردند خواهش کردم که برایم یک لیوان آب بیاورند. در مدت کوتاهی که در نویسش هستم سعی کردم زباله‌ها را تفکیک کنم، زباله‌های تر را رطوبت گیری کنم و از تولید پسماند تا حد امکان پیشگیری کنم.هنوز تا آرمانشهر خودم فاصله زیادی دارم. با این وجود همکاری دوستان تیم نویسش ستودنی است. در همین چند روز می‌بینم که بچه‌ها هم به زباله‌ها حساس‌تر شده‌اند و برای مدیریت زباله‌ها به من کمک می‌کنند. شاید عبارت مدیریت زباله به نظرتان ترکیب عجیبی بیاید، ولی کافی است تا کمی با زباله‌ها سر و کله بزنید تا متوجه شوید که سر و سامان دادن به زباله‌ها واقعا نیاز به مدیریت دارد. بگذارید کمی با جزییات بیشتر برایتان توضیح دهم.اولین کاری که انجام دادم تفکیک زباله‌های تر و خشک بود. میلاد زحمت تهیه یک سطل برای زباله تر را کشید. قبل از این یک سطل بزرگ برای تمام زباله‌ها در نویسش وجود داشت. این سطل را برای زباله‌های خشک گذاشتیم. قرار دادن یک سطل کوچک برای زباله‌های تر مزیت‌های مختلفی دارد. خصوصا برای فضاهای کوچکی که تعداد نفرات کم است. این کار باعث میشود تا سطل سریع‌تر خالی شود و به خاطر تجمع زباله‌های چند روز، بوی بدی در فضا نپیچد. علاوه بر این می‌توان از پلاستیک‌هایی که در خرید‌های روزمره دریافت می‌کنیم به عنوان کیسه زباله استفاده کرد و دیگر نیازی به تهیه کیسه زباله نیست.کار دیگری که انجام می‌دهم، رطوبت گیری از زباله‌های تر است. خوشبختانه در دفتر نویسش فضای کافی برای این کار داریم. پسماند تر زیادی هم تولید نمی‌کنیم، برای همین خشک کردن زباله‌های تر چندان کار دشواری نیست. زباله‌های تری که در دفتر نویسش تولید می‌شوند بیشتر شامل تفاله چای و قهوه، پوست میوه و گاهی هم بقایای غذا است. یکی از ظرف‌های آلومینیومی حاصل از سفارش غذا را شسته‌ام. زباله‌های تر را داخل آن می‌گذارم و پشت پنجره قرار می‌دهم تا خشک شود.اگر مهمانی نداشته باشیم، این ظرف را روی شوفاژ قرار می‌دهم تا سریع‌تر رطوبت گیری شود.رطوبت گیری از زباله‌ها مانع از تولید شیرابه می‌شود. علاوه بر این بوی بد زباله‌ هم حذف می‌شود. فایده دیگر خشک کردن زباله کاهش حجم زباله است که نیاز به کیسه زباله را کاهش می‌دهد. اگر مدتی زباله‌ها را خشک کنید متوجه می‌شوید که اصلا نیازی به کیسه زباله نخواهید داشت. البته این کار نیازمند حدی از بلوغ پسماند صفری است که هنوز در نویسش به آن دست نیافته‌ایم. امیدوارم رسیدن به این مرحله در نویسش زیاد طول نکشد.کارهای دیگری هست که امیدوارم در آینده بتوانم در زمینه مدیریت زباله در نویسش انجام دهم. اینجا به آن‌ها اشاره می‌کنم به امید این که چند ماه بعد بیایم و خبر از انجام آن‌ها بدهم.حذف کیسه برای زباله‌های تراگر خشک کردن زباله خوب پیش برود و پسماندهای غذایی را حذف کنیم به راحتی می‌توانیم زباله‌های تر را در سطل بدون کیسه بریزیم.جایگزین کردن دمنوش‌های کیسه‌ای با دمنوش‌های بازهر دمنوش کیسه‌ای یک نخ، مقوا، منگنه و کیسه را به زباله‌ها اضافه می‌کند. بعضی برندها هم یک لایه پوشش غیر قابل بازیافت دور هر دمنوش می‌پیچند. با جایگزین کردن دمنوش‌های باز به راحتی می‌توان از تولید این زباله‌ها پیشگیری کرد.تفکیک انواع مختلف زباله‌های قابل بازیافتزباله های قابل بازیافت شامل کاغذ، مقوا، آلومینیوم، درب بطری، شیشه و…هستند.تفکیک زباله‌های خشک بر اساس نوع آن‌ها باعث می‌شود بازیافت بهتر انجام شود. برخی از مواد با کیفیت بالا بازیافت می‌شوند مانند؛ آلومینیوم و شیشه.شستن ظروف یکبار مصرف آلومینیومی و شیشه‌ای پیش از قرار دادن آن‌ها در سطل برای بازیافت ایده‌ال است.کاغذ و مقوا هر کدام جداگانه قابل بازیافت هستند و بهتر است جداگانه نگهداری شوند.درهای بطری هم جداگانه قابل بازیافت هستند و خیریه‌هایی مانند هستمت درهای بطری را تحویل می‌گیرند و با پول حاصل از فروش آن برای نیازمندان ویلچر تهیه می‌کنند.قبل از شروع تفکیک زباله لازم است زباله‌های تولیدی را شناسایی کنم و ببینم کدام آن‌ها قابل حذف هستند.از زمانی که حرکت در مسیر پسماند صفر را شروع کرده‌ام، مرحله به مرحله سعی کرده‌ام تولید زباله را در زندگی‌ام کاهش دهم، تدریجی بودن این کار باعث شد تا این مسیر برایم دشوار نباشد. همکاری دوستان نویسش برای کنار آمدن با خرده فرمایشات زباله‌ای من، شایسته تقدیر است. توجه آن‌ها به خواسته‌های مختلف من برای سامان دادن به زباله‌ها دلگرمی بزرگی برای من است که باعث می‌شود هر روز قدم دیگری در این راه بردارم.</description>
                <category>عادله قدسی زاده</category>
                <author>عادله قدسی زاده</author>
                <pubDate>Fri, 06 Dec 2019 09:25:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>