<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدعلی اعرابی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@aerabi</link>
        <description>توسعه‌دهنده‌یِ نرم‌افزار، دانشجویِ دانش‌هایِ رایانیکِ دانشگاهِ فرایبورگ، پیش‌تر دانشجویِ منطقِ شریف و برنامه‌سازِ تیمِ مدیریتِ منابعِ انسانیِ کافه‌بازار، علاقه‌مند به زبان‌شناسی و زبان‌هایِ باستانی.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:33:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/47147/avatar/oTVtHj.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدعلی اعرابی</title>
            <link>https://virgool.io/@aerabi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تنوینِ فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/ppparsi/%D8%AA%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86%D9%90-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-fjgde4nygwl5</link>
                <description>[این متن در سالِ ۱۳۸۷ خورشیدی / ۲۰۰۸ میلادی نوشته شده‌است.]تنوین (nunation) [در فارسی: نونـِش] در دستگاهِ عربی اعرابِ رفع و نصب و جر است، هر گاه با نون «ن» تلفظ گردند. از میانِ این سه، می‌توان گفت که تنوینِ مجرور در فارسی کاربرد ندارد، چنان که به سختی می‌توان عبارتِ «علی ای حالٍ» را در فارسی رایج دانست، و نیز اگر رواجِ آن را بپذیریم، هیچ فارسی‌زبانی آن را «علی ای حالِن» نمی‌خواند. تنوینِ مرفوع را نیز جز در چند عبارتِ انگشت‌شمار عربیِ محض در فارسی نمی‌توان یافت. مانندِ «سلامٌ علیکم» و «مسئلةٌ» و «مضافٌ الیه»، که این‌ها گر چه در فارسی استفاده می‌شوند، ولی عربی محسوب می‌شوند، و فارسی‌شان بدونِ تنوین است، چون «سلام علیکم» /salαm aleykom/. و اما می‌رسیم به تنوینِ منصوب در قیدهایِ عربی و عربی‌تبار که در فارسی فراوان کاربرد دارد و نیز موضوعِ اصلیِ بحث ما اند.از نگرگاهِ زبانی این نکته‌یي است جالب که ایرانیان برخی تنوین‌هایِ نصب را، چه در نوشتن و چه در سخن گفتن، حذف کرده‌اند و تنها الف «ا» ـِ آن‌ها را نگه داشته‌اند، یا به اصطلاحِ نحویان قلب به الف کرده‌اند، چون «حالاً» /hαlan/ که شده‌است «حالا» /hαlα/؛ و گاه قیدهایي بر شیوه‌یِ عربی ساخته‌اند که در عربی نیست، مانند ِ «اکثراً»؛ و گاهی واژه‌هایِ بی‌گانه و غیرعربی را به قیاسِ عربی با تنوین به کار برده‌اند، چون «زباناً» و «خانوادتاً» و «تلفناً». لازم به ذکر است که هیچ نفوذِ بی‌گانه تا پایه‌یي در زبان نداشته باشد، اعمال‌شدنی نیست. پس باید در زبانِ فارسی به دنبالِ زمینه‌یي بگردیم تا رواجِ تنوینِ منصوب را توجیه کنیم. ابتدا مسأله را از نگرگاهِ آواشناسیک (فونولوژیک) بررسی می‌کنیم و سپس به دنبال توجیهِ مورفولوژیک-معناشناسیک می‌رویم.می‌توان گفت که در فارسی صدایِ «ـَن» /an/ زیاد است: مفردهایی چون «تن» و «زن» و «من» و «روشن» و «گردن» و غیره؛ انبوه مصدرها که به «ـَن» /an/ ختم می‌شوند؛ سوم شخصِ جمع که در زبانِ محاوره به این صدا پایان می‌پذیرد. حال آن که صداهای ِ «ـٌن» /on/ و «ـِن» /en/ به‌نسبت زیاد نیستند. در نتیجه زیادیِ صدایِ «ـَن» /an/ در فارسی امکانِ جای‌گزینیِ تنوین منصوب را بیش‌تر کرده‌است تا مرفوع و مجرور.در فارسی رابطه‌یِ شگفت‌انگیزي بینِ جمع و قید هست، و تک‌واژهایِ سازنده‌یِ این‌ها یکی است. نشانه‌یِ جمع «ـ‌ها»، در پهلوی «îha-»، نخست نشانه‌یِ قید بود و سپس در پهلویِ واپسین کارِ پس‌وندِ جمع‌ساز را نیز بر عهده گرفت. ولی در فارسیِ نوین هنوز کاربردِ قیدیِ خود را به طورِ کامل از دست نداده‌است، چون در واژه‌هایي مانندِ «تنها» (به‌تن، یک‌تنه، به یک تنی) و «تازگیها» (به‌تازگی). هم‌چنین تک‌واژِ جمع‌ساز «ـان» چه بسا کارِ قید را انجام می‌دهد، چون در «بامدادان» و «ناگاهان» و «جاویدان» و «بهاران»، که همه‌گی قیدِ زمان اند. ولی پس‌وندِ «ـانه»، در پهلوی «ânag-»، که در حقیقت اضافه‌یِ اجزایي بر تک‌واژ «ـان» است، در فارسی فراوان دیده می‌شود و هیچ گونه محدودیتي ندارد، مانندِ «سالانه» یا «سالیانه» و «ماهانه» یا «ماهیانه» و «شاهانه» و «جانانه» و «مستانه». از سویِ دیگر، تک‌واژِ «ـان» نشانه‌یِ صفتِ فاعلی نیز هست. و صفتِ فاعلی در فارسی فراوان به عنوانِ قید کاربرد دارد، مانندِ «او روان سخن می‌گوید.». کاملن ممکن است که وجودِ «ـان» به عنوانِ تک‌واژِ قیدساز، «ـَن» تنوینِ منصوبِ قیدیِ عربی، را در رواج یاری کرده باشد. کاربردِ واژه‌هایِ فارسی و بی‌گانه‌یِ ناعربی با تنوینِ منصوبِ قیدی نیز بر همین پایه توجیه‌پذیر است: «ناچاران» = «ناچارن»، «تلفنان» = «تلفنن»، «گاهان» = «گاهن». [دقت کنید که کاملن می‌توان تنوینِ منصوبِ قیدسازِ عربی را، «ـان» وندِ قیدسازِ فارسیِ مخفف‌شده دانست. برایِ نمونه در «گاهان»، اگر تخفیف در نخستین مصوت صورت گیرد، واژه به شکلِ «ناگهان» در خواهد آمد، صورتِ رایجِ امروزینِ واژه؛ و اگر تخفیف در مصوتِ دیگر صورت گیرد، واژه به صورتِ «گاهن» در خواهد آمد، که در فارسیِ امروزین رایج است.]پس باید «تنوینِ منصوبِ قیدیِ فارسی» را از مفهومِ کلیِ تنوینِ عربی جدا دانست و آن را بومیِ زبانِ فارسی و محصولِ یک بومی‌سازیِ طبیعی برشمرد. پس در نوشتار نیز باید به این مسأله توجه کرد و «تنوینِ فارسی» را با نونِ فارسی نوشت، که نه نتها این روش بر پایه‌یِ «اصل هم‌خوانی گفتار و نوشتار» درست‌تر است، بل‌که برایِ نمونه «ناچاراً» در دستگاهِ عربی غلط به حساب می‌آید یا «اکثراً» نادرست است (چه تنوینِ عربی به صفت بر وزنِ اَفعَل ملحق نمی‌شود)، حال آن که «ناچارن» و «اکثرن» در فارسی متداول اند و درست و قابلِ توجیه.واژه‌نامه:فونولوژی (Phonology) (Φωνολογία): در برگردانِ فارسی دقیقن معادلِ «آواشناسی» است، از آن‌جا که فون (phone) (φωνή) در زبانِ یونانی به معنایِ «آوا» است، و واژه‌یِ جدیدِ تلفن (Telephone) از ترکیبِ واژه‌یِ یونانیِ تِله (tele) (τῆλε) به معنایِ «دور» و فون ساخته شده‌است. و این اصطلاح در زبان‌شناسی جایي «واج‌شناسی» ترجمه می‌شود، آن‌جا که بحث رویِ فونم (Phoneme) (Φώνημα) («واج») است.مورفولوژی (Morphology) (Μορφολογία): در برگردانِ فارسی دقیقن معادلِ«ریخت‌شناسی» یا «ساخت‌شناسی» است، از آن‌جا که مورف (morphe) (μορφή) در زبانِ یونانی به معنایِ ریخت و فرم است، و نام خدایِ اسطوره‌ییِ یونانی مورفیوس (Morpheus) (Μορφεύς) بر همین اساس ساخته شده‌است. این اصطلاح در زبان‌شناسی، «تک‌واژشناسی» ترجمه می‌شود، از آن‌جا که مورفم (Morpheme) (Μόρφημα) را «تکواژ» گفته‌اند.</description>
                <category>محمدعلی اعرابی</category>
                <author>محمدعلی اعرابی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Aug 2019 04:53:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مورتال کمبتِ ۱۱ برایِ DLC به یک ابرتبه‌کارِ DC نیاز دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/cafegame/why-does-mk11-need-a-dc-supervillain-as-dlc-character-xaghm42jcsyo</link>
                <description>[نسخه‌ی انگلیسیِ متن در Medium]زماني را به خاطر دارم که شرکتِ Midway آخرین نسخه‌یِ بازیِ مورتال کمبت را تبلیغ می‌کرد: MK vs DC، مورتال کمبت در برابرِ دنیای DC. در آن زمان من یک طرفدارِ مورتال کمبت بودم و تقریبن چیزي از DC نمی‌دانستم. حتا نمی‌دانستم دنیایي به نامِ DC هست. تنها مارول را می‌شناختم، زیرا فیلم‌هایِ X-Men را دنبال می‌کردم. از DC، تنها Batman و Superman را می‌شناختم، و حتا Joker برایم تازه‌گی داشت. حتا Catwoman را به سختی می‌شناختم، و نامي از Wonder Woman یا Captain Marvel یا Flash یا Darkseid نشنیده بودم. بازیِ MK vs DC علتي بود که من دنیای DC را کشف کردم، و دانستم در قیاس با مارول، چه دنیایِ شگفت‌آوري ست، و چه کیفیت و ژرفایي دارد.هم‌اکنون نزدیک به ۱۰ سال از آن زمان می‌گذرد، و من یک طرفدارِ سرسختِ DC ام. تا کنون ساعت‌ها انیمیشنِ DC تماشا کرده‌ام. همه‌یِ بازی‌هایِ Batman و Injustice را بازی کرده‌ام. و کتابي در بابِ ۷۵ سال تاریخِ DC خوانده‌ام.ضعف‌هایِ MK vs DCبازیِ MK vs DC برای گردِ هم آوردنِ طرفدارانِ دو ژانر بازیِ خوبي بود. داستاني خوب داشت و علتي برایِ بودن و زیستن. داستان توضیح می‌دهد چرا دو دنیا به هم برخورد کردند، و این منطقی بود که کاراکترهایِ یک دنیا به کاراکترهایِ دنیای دیگر اعتماد نداشته باشند. اگر این بازی را برای نمونه با سریِ Marvel vs Capcom قیاس کنیم، که در آن‌ها کاراکترهایي از دنیاهایِ بسیار متفاوت بدونِ هیچ توضیحِ منطقی ناگهان در یک جبهه کنارِ هم می‌جنگند، باید پذیرفت Midway رسالتِ خود را به درستي به فرجام رسانده‌است.تنها ضعفِ MK vs DC خشونت بود. کاراکترهایِ مورتال کمبت به شدت خشن و پرخاشگر اند، در حالي که اکثرِ کاراکترهایِ DC از چارچوبي اخلاقی پیروی می‌کنند و کشتنِ آدم‌ها برایشان گناهي نابخشودنی ست. نمونه‌یِ بسیار خوبِ چنین اخلاقي سریِ بازیِ Injustice است، که در آن Superman یک نفر را می‌کشد و تبدیل می‌شود به ابرتبه‌کارِ بازی. این کاراکترها برخلافِ شخصیت‌هایِ مورتال کمبت همدیگر را قیمه-قیمه نمی‌کنند. به همین علت سازنده‌گانِ بازی مجبور شدند تا تعادلي میانِ دو ژانر برقرار کنند، و خشونتِ کلیِ بازی را پایین بیاورند، که سببِ خشمِ طرفدارانِ مورتال کمبت شد.مورتال کمبت در DC یا DC در مورتال کمبتخشونت علتِ اصلیِ غیبتِ شخصیت‌های DC در بازی‌های مورتال کمبت است، به ویژه از زمانِ MK vs DC که مورتال کمبت زیرِ بیرقِ Warner Brothers منتشر می‌شود. هر چند همه‌یِ بازی‌هایِ Injustice میهمان‌هایي از دنیایِ مورتال کمبت داشتند: Scorpion در Injustice: Gods among us و Raiden و Sub-Zero در Injustice 2. علتِ اصلی این است که طرفدارانِ Injustice به دل نمی‌گیرند اگر Scorpion حریفِ خود را زنده-زنده کباب نکند. اما اگر کسي Batman را به یک نسخه از Mortal Kombat دعوت کند، او باید دستِ کم دو fatality اجرا کند، هر چند اخلاقِ حرفه‌یی‌ش به او اجازه نمی‌دهد حتا کسي را بکُشد، چه برسد به این که Cassie Cage را شقه-شقه کند و به قصابِ محل بفرستد.مشکلِ دیگرِ حضورِ Batman در یک بازیِ مورتال کمبت، این است که Scorpion می‌تواند قهرمانِ محبوبِ دل‌ها را به دو نیمه‌یِ برابر قسمت کند، و Baraka می‌تواند مغزش را از جای دربیاورد و برایِ صبحانه میل کند. هیچ یک از طرفدارانِ DC، به ویژه از میانِ قشرِ خردسال، دوست ندارد چنین صحنه‌هایي را ببیند، یا به کباب‌ترکیِ قارچ و Batman فکر کند.MK version of Doctor Fate is called Doctor Fatality.اما باید توجه کرد که همه‌یِ این مشکلات تنها وقتي رخ می‌دهند که یک ابرقهرمان به مورتال کمبت دعوت شود. دنیایِ DC جنایتکارِ بی‌رحم و وحشی کم ندارد: Joker با یک دیلم Jason Todd را تا مرزِ کشتن کتک زد و پیکرِ نیمه‌جان‌ش را منفجر کرد، DeathStroke از دو شقه کردنِ مردم ابایي ندارد، و Dead-Shot مزدور است. شرط می‌بندم کسي از دیدنِ دو شقه Joker ناراحت نشود.نتیجه‌گیریبه همین علت به یک ابرتبه‌کار در بازی‌های مورتال کمبت نیاز است. آن‌ها می‌توانند بی‌رحم و خشن باشند، و همچنان طرفدارانِ دو ژانر را جابه‌جا کنند.</description>
                <category>محمدعلی اعرابی</category>
                <author>محمدعلی اعرابی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2019 00:06:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هکسره</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%87%DA%A9%D8%B3%D8%B1%D9%87-o8d4hag6bfgo</link>
                <description>نوشتن یا ننوشتنِ اداتِ اضافت («دوستِ من») و حالتِ سوم‌شخصِ مفردِ فعلِ اسنادیِ «ایدن» (یا اصطلاحن «های بدل از است»؛ «خونه گرمه» / «خونه گرم ه»)، و شیوه‌یِ نوشتنِ این دو، به مسأله‌یي بسیار بحث‌برانگیر تبدیل شده‌است. مسأله عمومن این است که اهلِ زبان سهون اداتِ اضافت را به صورتِ «ه» در زنجیره‌یِ اصلیِ خط می‌نگارانند، و این سببِ خشمِ خط‌بانان و توئیتریان و روشنفکر(نمای‍)‍ان می‌شود؛ ایشان باور دارند که اداتِ اضافت همانا کسره است. چنین است که واژه‌یِ «هکسره» ایجاد شده‌است، و به استفاده‌ی «نادرست» ـِ ه به جایِ کسره دلالت دارد؛ برایِ نمونه در نوشته‌یِ «کتاب آبیه من» هکسره شده‌است.  کافی ست در توئیتر «#هکسره» را بجویید تا با مسأله و ژرفایِ آن بهتر آشنا شوید.علتِ پیدایشِ هکسرهتا حدودِ ۱۰ سالِ پیش، حقِ نشر در اختیارِ عده‌یِ کمي از پارسی‌زبانان بود. تنها رسانه‌هایِ نوشتاری رسانه‌هایِ چاپیِ کاغذی بودند، زبانِ نوشته‌ها «پارسیِ نوشتاری» بود و نه «پارسیِ گفتاری»، و این نوشته‌ها پیش از چاپ ویراسته می‌شده‌اند. این رویه سبب می‌شد که خط همواره در چارچوبِ خاصی حرکت کند. حتا تغییراتي که به درستی و توسطِ فرهخته‌گان پیشنهاد می‌شد، سال‌ها زمان نیاز داشت تا کم‌کم استفاده شود.برایِ نمونه می‌توان به نامه‌یِ شادروان بهمنیار اشاره کرد، که در آن برای نمونه پیشنهاد می‌شود «خانه‌ی من» به جای «خانهٔ من» استفاده شود. این نامه در زمانِ حکومتِ رضاشاه پهلوی به فرهنگستانِ نخست پیشنهاد شد، و حدود ۷۰ سال طول کشید تا به کتاب‌هایِ درسی راه یابد. جالب‌تر این که پس از به رسمیت شناخته‌شدنِ پاره‌یي از این پیشنهادات توسطِ وزارتِ آموزش و پرورش، فرهنگستانِ زبان و ادبِ پارسی با انتشارِ کتابِ «دستورِ خطِ فارسی» رسمن همه‌یِ این پیشنهادها را رد می‌کند.فضایِ حاکم بر شیوه‌یِ خط و نوشتارِ ویراسته چنین ایستا و جامد است و توسطِ ادیبانِ سنت‌گرا هدایت می‌شود، ادیباني که عقیده دارند زبان آن است که در کتاب سعدی نوشته شده، نه آن که در کوچه استفاده می‌شود. و نیز عقیده دارند درست آن است که پدران‌مان می‌کرده‌اند، و پدران‌شان. و نیز در میانِ ایشان سن بر دانش و فرهنگ دلالت می‌کند. نگاهي بیفکنید به بزرگواراني که در نوشته شدنِ «دستورِ خطِ فارسی» ـِ مصوبِ فرهنگستان نقش ایفا کرده‌اند، میانگین سن این بزگواران ۹۰ سال و اندي ست. هیچ جایِ تعجب نیست که در سراسرِ «دستورِ خطِ فارسی» سخني از نیم‌فاصله نمی‌شود. اکثرِ بزگواراني که در نوشته شدنِ این کتاب دستي داشته‌اند، یا با حروف‌چینیِ رایانیک بیگانه اند، یا به آن اهمیت نمی‌دهند. حال در چنین فضایي، اینترنت و شبکه‌هایِ اجتماعی رشد می‌کنند. اهلِ زبان فرصت می‌یابند که بنویسند، و ویراسته نشوند. اهلِ زبان اکنون بیش از آن که کتابِ ویراسته بخوانند، کپشنِ زیرِ پستِ اینستاگرام می‌خوانند. و خود نیز کپشنِ زیرِ عکس می‌نویسند. با رهایی از سایه‌یِ سنگینِ ادیبان اکنون خط نیز می‌تواند مانند زبان سیرِ طبیعیِ تکاملِ خود را طی کند.هکسره طبیعی ستاکنون پرسشي که پیش می‌آید این است که پس از رها شدنِ جریانِ خط و نوشتار، چرا این مشکلِ خاص پدیدار شده‌است؟ اگر بپذیریم که هکسره نادرست و ناهنجار است، چرا هیچ ناهنجاریِ دیگري در این ابعاد مشاهده نمی‌شود؟ چرا «وکسره» نداریم؟ چرا «یافتحه» نداریم؟ علت آشکار است: از نظر آوایی، اداتِ اضافت و صورت سوم شخص مفرد فعل «ایدن»، دقیقن یکسان اند، حتا از نظرِ فشارِ هجایی (استرسِ رویِ هجا).فشارِ هجاییدر زبانِ پارسی، فشار (استرس) همواره رویِ هجایِ پایانیِ واژه است، مگر در فعل (که گویی چند واژه است) و در هنگامِ تأکید. حتا اداتِ اضافت هم که در خط نوشته نمی‌شود ولی یک واژه‌یِ مستقل است، از این قاعده پیروی می‌کند. برایِ نمونه این دو جمله را قیاس کنید: «کتابِ من رو بیار» و «کتابه رو بیار». در جمله‌یِ نخست، فشار رویِ هجایِ دومِ «کتابِ» است، که نشان می‌دهد «کتابِ» یک واژه نیست (دستِ کم از نظر آوایی). در جمله‌یِ دیگر، فشار رویِ هجایِ سوم «کتابه» است، که نشان می‌دهد اداتِ معرفت واژه‌یِ جدیدي نیست. معناشناسی هم این دو مشاهده را تأیید می‌کند. اکنون قیاس کنید با «این یه کتاب ه». تلفظِ «کتاب اه» (در معنایِ اسنادی) دقیقن یکسان است با تلفظِ «کتابِ».اداتِ اضافت در خطِ پهلویدر زبانِ پارسیِ میانه نیز که از خطِ پهلوی استفاده می‌شده‌است، اداتِ اضافت واژه‌یي مستقل شمرده می‌شده و با نمادي که کاملن از دو واژه‌یِ کناریِ خود مستقل است نموده می‌شده‌است.کارنامه‌یِ اردشیرِ بابکان، نوشته‌شده به دو خط. توجه کنید که در خطِ پهلوی اداتِ اضافت واژه‌یي مستقل است. از گذشته، فاصله‌گذاریِ میانِ واژه‌ها در نوشتار امري مهم تلقی می‌شده‌است؛ چه در خطِ پهلوی، و چه در خطِ میخیِ پارسیِ باستان که جداکننده‌یِ میانِ واژه‌ها نمادي منحصر داشته‌است.چه باید کرد؟رسالتِ اصلیِ خط بازتاباندنِ گفتار است، بی هیچ کم و کاست. این که در خطِ کنونیِ ما چهار نماینده برایِ آوای «z» وجود دارد، ضعفِ بزرگي ست. این که نیمي از مصوت‌ها در خط نموده نمی‌شوند ضعفِ بزرگ‌تري ست. و این که در کتاب‌هایِ شیوه‌یِ خطِ پارسی، اصلي می‌یابیم به نامِ «اصلِ پرهیز از التباس و اشتباه»، نشان می‌دهد که خطي که توسط ادیبان نگهبانی می‌شود تا چه اندازه می‌تواند ساختارگریز و بی‌منطق باشد: این اصل می‌گوید «واژه‌هایي که یکسان تلفظ می‌شوند، ولی متفاوت اند، باید تا جایِ ممکن متفاوت نگاشته شوند». به سببِ همین اصل است که «صد» با صاد نوشته می‌شود، ولی «سده» با سین، هر چند بخشِ نخستِ «سده» همان «صد» است. عددِ «صد» را با صاد می‌نویسند تا با «سد» به معنایِ بند و آبگیر اشتباه / شبیه / ملتبس نشود.متأسفانه، سازوکارِ عجیبِ خطِ کنونیِ ما، این که این خط برایِ یک زبانِ ترکیب‌پذیرِ هندی-اروپایی نامناسب است (و تنها برایِ زباني قالبی مانندِ عربی تحمل‌پذیر است)، و این که خط اصلن برایِ زبانِ عربی ایجاد شده‌است و بدونِ تغییراتِ اساسی برای زبانِ پارسی به کار می‌رود، همه سبب شده‌اند که برایِ تأکید بر اضافت و نمودنِ آن در زنجیره‌یِ اصلیِ خط گزینه‌هایِ زیادی نداشته باشیم.صورتِ سوم‌شخصِ مفردِ فعلِ ایدنفعلِ اسنادیِ «ایدن» که هم‌معناست با فعلِ «استن»، در پارسی به فراوانی به کار می‌رود. در پارسیِ نو، فعلِ استن تنها به صورتِ سوم‌شخصِ مفرد، «است»، به کار می‌رود، هر چند همه‌یِ صورت‌هایِ فعلِ ایدن زایا اند و به کار می‌روند: «امروز مریض ام»، «تو بیمار ای»، «هوا امروز خوب اه»، «ما چه خوب ایم»، و غیره. باید به دو نکته اشاره کرد. یکم این که واژه‌هایِ مستقل باید جدا از هم نوشته شوند. این اساسی‌ترین اصلِ خط، بعد از تطابقِ آوایی است. به این اصل حتا در کتابِ «دستورِ خطِ فارسی» ـِ فرهنگستان نیز به درستی اشاره شده‌است. و این اصل از زمانِ پیدایشِ خطِ میخیِ پارسیِ باستان بسیار مهم و محترم است. نکته‌یِ دوم این که فعل مهم‌ترین و مستقل‌ترین جزءِ جمله است. اگر کسي به استقلالِ اداتِ اضافت شک کند، هیچ کس به استقلالِ فعل شکي ندارد. به همین روی، صورتِ درست‌تر این است که بنویسیم «امروز مریض ام» و نه «امروز مریضم»، هر چند صورتِ دوم هم غلط نیست، تنها اصلِ استقلالِ واژه‌ها را نقض کرده‌است.اما پیروی از صورتِ نخست مشکلِ دیگري پدید می‌آورد: سوم‌شخصِ مفرد، که تنها یک مصوت است. بنا بر قواعدِ خطِ عربی، هر گاه واژه با مصوت آغاز شد، باید با الفي نگاشته شود که اصطلاحن «الفِ نرم» نام دارد، به این معنا که همزه نیست. پس: ام، ای، اه، ایم، اید، اند. این صورت، «اه»، که سازگار است با قواعدِ خط، نازیبا و عجیب است؛ برایِ نمونه یک آوا ست، ولی با دو نماد نموده می‌شود. مشکلِ دیگرِ آن هم این است که هرگز نمی‌توان آن را از «اَه» متمایز کرد؛ تنها می‌توان با اعراب‌گذاری «اَه» را از آن تمیز داد.اداتِ اضافتمتأسفانه، در آغازِ پذیرشِ خطِ عربی برای زبانِ پارسی، اداتِ اضافت در زنجیره‌ی اصلیِ خط وارد نشده‌است. احتمالن علتِ اصلیِ چنین چیزی نبودِ سازوکارِ خوبي مطابق با قواعدِ خطِ عربی بوده‌است، درست مانندِ «اه» که سخن آن رفت. برایِ وارد کردنِ اداتِ اضافت در زنجیره‌یِ اصلیِ حروف، می‌توان گزینه‌هایِ زیر را بررسی کرد:۱. اه: «کتاب اه من». این گزینه‌یِ بسیار دور-از-ذهن، درست‌ترین گزینه است: هم آواشناسانه درست است و هم ریخت‌شناسانه.۲. ئه: «کتاب ئه من». این گزینه پذیرش‌پذیرترین گزینه است. هر چند بنا بر قواعدِ خطِ عربی، الفِ نرم را با همزه‌یِ رویِ کرسی نمی‌نگارانند، ولی اساسن به علتِ واجی نبودنِ همزه در پارسی می‌توان از این اصل گذشت، چنان که در خط اویغوری چنین کرده‌اند، و این گزینه چه بسا برایِ اهلِ زبان از «اه» زیباتر و درک‌پذیرتر است: کرسیِ همزه بر حرکتِ آن بهتر دلالت می‌کنند، و این صورت با «اَه» نمی‌آمیزد. این صورت همچنین بسیار شبیه است به نگارشِ اداتِ اضافت در خطِ پهلوی. با این صورت اصلِ استقلالِ واژه‌ها و اصلِ پرهیز از اشتباه هم رعایت شده‌است.۳. ه: «کتاب ه من».۴. ـه: «کتابه من». این صورت همان هکسره است. در این روش اصلِ استقلالِ واژه‌ها و اصلِ پرهیز از اشتباه هر دو نقض شده‌اند، که نقض شدنِ یکي بد است و دیگري خوب. ولی این صورت با قواعدِ خطِ عربی سازگار است.در گزینه‌هایي که بررسی شد کوشیده شد ترتیب بیان‌گرِ سازگاری با اصولِ زبان و خط باشد. نکته‌یِ شایسته‌یِ توجه این است که از نگرگاهِ ریخت‌شناسی (مورفولوژی) و آواشناسی و معناشناسی، «کتابه من» درست‌تر است از «کتابِ من»، ولی صورتِ دوم تاریخی‌تر است. به هر روی، هر دویِ این دو صورت بسیار بهتر اند از ننوشتنِ اداتِ اضافت: «کتاب من».چرا هکسره نکوهیده است؟علتِ اصلیِ تازیدنِ تازیان بر هکسره، سهوی بودنِ آن است، و در نتیجه استفاده‌یِ ناسازگار از آن. پارسی‌زبانان تنها به طورِ ناخودآگاه و از سرِ نیازي که توضیحي برای آن ندارند، هکسره می‌کنند. پس اغلب می‌نویسند «کتابه خوب من»، و نه «کتابه خوبه من»، یعنی یک‌جا هکسره می‌کنند و در جایي دیگر نه. استفاده‌یِ ناسازگار از هکسره سبب می‌شود ناهنجاری به نظر آید. و اگر کسي بر هکسره‌نویسان خرده گیرد، دفاعي از خود ندارند. اگر کسي همه‌ی ادات‌های اضافت را به «ه» بنویسد، کمتر بر او خرده گرفته خواهد شد.علتِ دیگرِ نکوهیدنِ هکسره اصلِ پرهیز از اشتباه است. زبان‌بانان از مشتبه شدنِ اداتِ اضافت به صورتِ سوم‌شخصِ مفردِ فعلِ ایدن ناخشنود می‌شوند.نتیجه‌یِ پایانیخطِ کنونیِ ما برایِ نوشتنِ زبان‌مان، به ویژه زبانِ تغییریافته‌مان ناکارآمد است، و این سبب می‌شود اهلِ زبان بکوشند نارسایی‌ها را با روش‌هایي برطرف کنند که معمولن با قواعدِ زبان ناسازگار است. هکسره یک فرآیندِ طبیعی است که با استفاده از آن اهلِ زبان می‌کوشند یک عنصرِ بسیار مهم ولی همیشه غایب را به خط بازگردانند. چنین فرآیندي در زبان به رسمیت شناخته می‌شود و آن را سببِ تحولِ و تکاملِ زبان می‌دانند، ولی در خط نکوهیده می‌شود. پس شاید خوب است به خاطر بداریم هکسره‌کننده‌گان نادان نیستند، چه بسا ذهن‌هایي پویا دارند، هر چند خود ندانند.</description>
                <category>محمدعلی اعرابی</category>
                <author>محمدعلی اعرابی</author>
                <pubDate>Sat, 18 May 2019 01:42:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>