<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های افرا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@afra-deznaby</link>
        <description>یکی که هر از گاهی می‌نویسه. :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:06:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/411762/avatar/QGYEoR.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>افرا</title>
            <link>https://virgool.io/@afra-deznaby</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فیدبک با چاشنی صداقت ، ساده و آسون و خوشمزه!</title>
                <link>https://virgool.io/@afra-deznaby/%D9%81%DB%8C%D8%AF%D8%A8%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%A2%D8%B3%D9%88%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%85%D8%B2%D9%87-itbssfflaaug</link>
                <description>فیدبک در محیط کارفیدبک یا به اصطلاح اداریش بازخورد یکی از عناصر حیاتی توی دوام یه شرکت محسوب میشه . اگر به رشد خودتون و البته شرکتتون اهمیت میدین از فیدبک به جا غافل نشین. فیدبک درست انتظارات رو مشخص می کنه و بهمون کمک میکنه تا از اشتباهاتمون یاد بگیریم و در راهی درست صاحب اعتماد به نفس شیم.انواع فیدبکفیدبک لزوما منفی نیست و اگر با دیده باز نگاه کنیم ، می تونیم کلی فیدبک خوب هم به همکارامون بدیم. البته که رائه ی فیدبک خوب چالشای کمتری نسبت به نوع منفی داره. برای یه فیدبک خوب کافیه که کلمات درستی انتخاب کنین و همکارتون رو برای دستاوردهای خوبی که توی کارش داشته تشویق کنید. سعی کنید به اعضای جونیورتر شرکتتون فیدبک های مثبت بیشتری رو انتقال بدین تا از بودن توی فضای تخصصی نا امید نشن و روند رشد اعتماد به نفسشون توی مسیر درستی قرار بگیره. فیدبک مثبت به همکارتون این حس رو میده که تلاشش داره دیده میشه ، حداقل از سمت شما!زمانی که شرایط مثبت هست به مراتب ساده تره که از همکارانتون تشکر کنین ، هنر واقعی زمانیه که شرایط زیاد مطلوب نباشه و شما با یک فید بک مثبت بتونید تضادها رو کاهش بدین. حواستون به مرز باریک بین فیدبک مثبت و پاچه خواری هم باشه : )قسمت اصلی ماجرا دادن فیدبک منفیه ! به هر حال این قسم از فیدبک به خاطر ناخوشایند بودنش زیاد محبوب نیس نه برای کسی که مطرحش میکنه و نه برای کسی که قراره بشنوه . اگر متوجه شدین که دارین از مطرح کردن فیدبک منفی فرار می کنین ، باید بگم که این ذات طبیعی انسان هاست که از حل کردن مسائل سخت دوری کنند ولی متاسفانه باید بدونین که با ادامه ی این روش ، کلاف مشکلتون قراره پیچیده تر بشه.طیف فیدبکی!فیدبک های سازندهفیدبک سازنده بهترین هدیه ای است که یک مدیر میتونه به اعضای تیمش ببخشه . اگر این فیدبک به درستی انتقال پیدا کنه ، رفتارهای مثبت رو تقویت میکنه ، عملکرد نادرست رو تصحیح میکنه و فرهنگ درست توی تیم شما تشکیل میشه. بسیاری از مدیرها ترجیح میدن از دادن فیدبک های سازنده دوری کنن ، تا درگیر مشکلی که در ادامه میگم نشن. یکی از همکارای با سابقم  میگفت جونیوری رو تحت آموزش داشته تا جایگزینش توی شرکت شه ، نهایتا بازخوردی که از اون فرد گرفته این بوده که رفته به مدیر مستقیمش گفته آقا معلم دست از سرم برنمی داره! خلاصه که قدر مدیرایی که صادقانه بهتون بازخورد میدن رو بدونین ، اونا میتونن صبر کنن تا شما حسابی اشتباه کنین و خودتون رو از چشم بندازین اما طاقت نیاوردن و صادقانه بهتون فیدبک دادن.یه مدیر خوب با فیدبکهای درست شما رو مثل سوپرمن از شر مشکلات نجات میده!چطور میشه فیدبک های مناسبی مطرح کنم؟کار نیکو کردن ، از پر کردن است. برای اینکه بتونین فیدبک های حرفه ای در اختیار همکارانتون قرار بدین بهترین تمرین اینه که خودتون رو جای ایشون قرار بدین.با خودتون فکر کنین اگر این بازخورد رو میگرفتم اولین واکنشم چی بود؟ اگر ناراحت میشدین ، فکر کنید تا فیدبکتون دارای مناسب ترین لحن ممکن باشه چون قصدتون بهتر کردن اوضاعه نه آزار دادن کسی .اگر اخیرا با فردی به تعارض خوردین بهتره از دادن فیدبک بهش اجتناب کنین چون ممکنه همکارتون دید شخصی به مساله پیدا کنه ، اجازه بدین اون تعارض کمرنگ بشه و بعد به سراغ بازخورد برین تا به همکارتون این حس رو ندین که دنبال اشتباهاتش هستین.کار نیکو کردن ، از پر کردن است!چند توصیه کاربردی برای مطرح کردن فیدبکبدون وقفه عمل کنینبهترین زمان برای ارائه فیدبک ، زمانیه که وقفه کوتاهی پس از انجام یک رفتار(وقوع اتفاق) و مشاهدش سپری میشه. اصلا هفته ها و ماه ها صبر نکنید تا رفتار بدی که شده رو توی خودتون حضم کنین. بسته به جدیت و جنس موضوع نهایتا می تونید تا جلسه ی هفتگیتون صبر کنید ولی بازم توصیه میشه اگر موضوع خیلی جدیه زودتر از این زمان اقدام کنین.زمان و مکان درست رو انتخاب کنیناین مورد از اون واجباته که باید حواسمون بهش باشه. شما می تونید برای یک جلسه ی رسمی یک هفته قبل برنامه ریزی کنید و یا اینکه فیدبکتون رو طی یک صحبت دوستانه در حال صرف چایی  با همکارتون مطرح کنید، انتخاب با شماست و فقط کافیه مطمئن بشید که دیگران در جریان گفت و گوی شما نیستن.به صورت شفاف صحبت کنید.هیچ کس دوست نداره بازخوردی مبهم بگیره. به عنوان مثال اگر به همکارتون بگین بدجنس ، نه سازنده است و نه موثر. قبل از شروع بحث حتما مطمئن شید که مثال هایی واقعی از رفتار با خاصیت بیان شده رو میتونید بیان کنین و با ادامه ی تاثیراتی که توی تیمتون ایجاد میکنه می تونین راهکارهایی جایگزین رو بگین که روابط سریعتر مثبت شن .افعال منفی به کار نبرینافعال منفی به کار نبرین ، مثلا نگین  &quot;تو نباید...&quot; یا &quot;من فکر نمی کنم...&quot; . این مدل از کاربرد زبان افراد رو توی وضعیت دفاعی قرار میده و ممکنه باعث بشه که همکارتون فیدبک شما رو نامحترمانه بدونه و در فاز دیگه به اون توجهی نکنه.افعال مثبت به کار ببرینوقتی فیدبکی با افعال مثبت دریافت می کنیم مغز ما تحریک میشه تا ادامه ی بحث رو بشنوه . برای موثر بودن صحبتتون سعی کنید حداقل به اندازه فیدبک های منفی ، فیدبک مثبت هم به شنوندتون منتقل کنین. مهم ترین نقطه در کنار انتقال فیدبک منفی اینه کهدر کنارش راهکاری هم پیشنهاد بدین تا هم به همکارتون کمک کرده باشین و هم باعث خجالتش نشین.حرف مختصر آخر به امید مفید بودنیه رابطه دو طرفه توی محیط های کاری سالم وجود داره. رشد و تعالی سازمانی که توش کار میکینم باعث رشد و تعالی ما میشه و هر چقدر ما خودمون رو توی حیطه کاری توسعه بدیم ، سازمانمون رو توسعه دادیم. فیدبک دادن و گرفتن یکی از بهترین راهکارهاییه که باعث میشه خودمون رو توسعه بدیم ، فرهنگ های زشتی مثل زیرآبزنی ایجاد نشه و آدما با اعتمادی که به هم دارن به صورت مستقیم حرفاشونو به هم بزنن.</description>
                <category>افرا</category>
                <author>افرا</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 18:19:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لازم نیست فرشته نجات ، قربانی یا آدم بده شی!</title>
                <link>https://virgool.io/@afra-deznaby/%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D8%B4%DB%8C-vykho3nworqb</link>
                <description>وضعیت اقتصادی کشور ، شرایط فرهنگی و اجتماعی تاثیرای زیادی روی آدما دارن. یکی از اولین جاهایی که این شرایط منفی میتونن نمود پیدا کنن ، محیط کار هست. اخیرا دوستان دیگرم در حیطه منابع انسانی هم در این مورد صحبت های بسیاری می کنند که رفتار همکاراشون توی محیط کار به طرز عجیبی بین سه حالت در حال نوسان هست.حالت اول که با پرخاش شدیدی معمولا همراه هست و به اون عنوان نقش آزارگر اطلاق شده ، با توجه به نوع تعاملات در محیط های کاری مختلف این نقش می تونه تبدیل به یک زیرآبزن حرفه ای هم بشه .حالت دوم ناجی هست که مثل یک فرشته ی به تمام معنا با نهایت فداکاری میاد و کمک به بقیه رو اولویت کار خودش قرار میده ، با توجه به اینکه عملکرد این نقش اگر تطابق کامل با فرهنگ اون محیط نداشته باشه باید انتظار مشکلات جدیدی رو داشته باشین ، توصیه میشه که این نقش رو جدی بگیرید.آخرین حالت هم مربوط میشه به نقش قربانی ، این افراد حس دلسوزی بقیه رو نسبت به خودشون جلب می کنن و همیشه لغت هایی راجع به بیچاره ، بی تقصیر و بد شانس رو موقع توصیف خودشون به کار میبرن که نهایتا ممکنه تبدیل به یه بهونه ثابت برای از زیر کار در رفتن بشه.تحلیل رفتار افراد در محیط کار یکی از پیچیده ترین مقوله های ممکنه ولی شاید این الگو که مستقیما مثلث کارپمن هست ، بتونه شما رو توی مدیریت تعاملات کاریتون کمک کنه :)مثلث کارپمناستفن کارپمن چند دهه قبل این مثلث رو توسعه داد که مثل تمام مثلث های دیگه سه تا گوشه داره که سه نقش مورد بحث رو معرفی می کننقربانی ، ناجی و آزارگرkarpman drama triangle شخصیت قربانی همیشه خودش رو من بیچاره خطاب می کنه ، پیامدهای تصمیمش رو به عهده نمی گیره و با رشد حس قربانی بودنش به دنبال یه ناجی می گرده که اون رو از شرایط بحرانی رها کنه ، با افزایش کمک به قربانی فرد ناجی باید منتظر تغییر موضع ایشون به آزارگر هم باشه. متاسفانه مشکل اساسی افراد قربانی در حل مساله ، تصمیم گیری و عدم قطعیت عنوان شده که باعث میشه این افراد نتونن از پس حل مشکلات بر بیان. اگر همچین فردی داخل محیط کارتون هست با منابع انسانیتون مشورت کنید تا خدایی نکرده نقش ناخواسته ناجی به مسئولیت هاتون اضافه نشه و منابع انسانی با یک استراتژی مناسب اقدام به بالا بردن عزت نفس همکارتون کنه . از طرفی قربانی ها می تونن به خاطر اعتماد به نفس کمشون خیلی ساکت بشن ، این اتفاق فرصت مناسبی برای نقش آزارگر فراهم میکنه تا بالا سرش سبز بشه و هی به قربانی بگه میدونستم اینجوری میشه ، تقصیر توئه و ....یکی از نشونه های که میتونه منابع انسانیا رو تحریک کنه که متوجه حضور قربانی توی محیط کار بشن اینه که اکثریت نیروها توی وضعیت خاصی باشن مثلا این وضعیت میتونه سنیور ایج بودن باشه ، تراز تخصصی تیم باشه و یا هر مورد دیگه ای که اقلیت سازمان خودش رو توش جونیور بدونه ، حواستون به جونیورهای سازمانتون خیلی باشه چون راحت تر می تونن توی دام قربانی بیفتن و هزینه هایی رو به سازمان شما تحمیل کنن که گاهی جبرانش راحت نیس .در بین این نوسان ها جالب ترین شخصیت برای من ، شخصیت فرشته ناجی محسوب میشه. نقش ناجی با نهایت حسن نیتش به قربانی کمک می کنه و با ادامه این روند متاسفانه به تداوم مشکلات کمک میکنه. نقش ناجی نیاز مبرمی داره که به بقیه کمک بکنه و این باعث میشه قربانی تبدیل به موجودی وابسته به این نقش بشه و چرخه ی کاهش اعتماد به نفسش ادامه پیدا کنه. باگ اصلی ناجیها اینه که به جای تمرکز روی مشکل اصلی ، روی افراد و به خصوص قربانی ها متمرکز میشن. این باگ از اونجایی ناشی شده که نقش ناجی یه پیش داوری داره نسبت به این موضوع که هر موقع نشانه های قربانی رو توی کسی دید اون همیشه حق داره و با مشاهده ی نشونه های آزارگر توی یه فرد اون ادم برای همیشه تبدیل میشه به قطب منفی و اشتباه.نقش آزارگر که منفی ترین گوشه این مثلث به شمار میاد ، مثل یه شکارچی حرفه ای دنبال یه قربانی می گرده تا خشم و عصبانیت خودش رو تخلیه کنه. با تداوم حضور این نقش توی سازمان می تونین شاهد گسترش فرهنگ زیرآبزنی ، کنترلگری غیر منطقی ، حفظ نشدن حریم شخصی افراد و کاهش اعتماد افراد حاضر در سازمان در ابعاد مختلف باشین. بدترین حالت ممکن زمانی اتفاق میفته که شخصیت آزارگر به عنوان مدیر توی محیط کاری ظاهر باشه و قربانی هم جونیوری باشه که در چنگال این شکارچی مخوف اسیر بشه . نقش آزارگر در حالی که شعار من مدیرم من مدیرم سر میده و بقیه رو سرزنش میکنه ، باعث پاشیده شدن و نابودی تیم های مختلف میشه.چندتا راهکار عملی از مثلث کارپمن· اگر همکارتون که باهاش تعامل مشکلداری دارین ، توی سه تا نقش نوسان نکرد ، حتما با مشورت منابع انسانی سازمانتون راه حل مشکل رو جای دیگه ای جست و جو کنین.· اکثر ما آدما وقتی از شرایط مختلف خسته میشیم ، تبدیل به بازیگران نقش قربانی میشیم و با تداوم این نقش نقاط ضعف خودمون رو می شناسیم و اگر فرهنگ کاری درستی توی محل کارمون حاکم نباشه ، تبدیل به آزارگرهای مخوفی هم خواهیم شد. بهترین راه ممکن برای اینکه وارد این لوپ نشیم اینه که فیدبک های مناسبی بدیم و پذیرای فیدبک های مخالف خودمون هم باشیم .· اگر نمی خواین یه ناجی با تعصب اشتباه باشین ، وقتی همکارتون با یه مشکل اومد سمتتون به حل مساله اولویت بدین نه تعیین اینکه طرف حق کدومه . تبدیل به شونه ای برای گریه نشید که به درست انجام شدن کارها اهمیتی نمیده .· یه ناجی محبوب و البته حرفه ای خودش نمیره توی دل مشکلات که لقمه آماده رو تحویل قربانی بده ، سعی کنید از ناجی بودن تبدیل به مربی ای بشید که به قربانی کمک میکنه تا با یه روش منطقی خودش مشکلش رو حل کنه ، اینجوری اعتماد به نفس قربانی رو هم افزایش میدین.· اگر ناراحت هستین و حس قربانی بودن دارین توی مسائل منطقی ، همیشه یادتون باشه که بزرگترین ناجی شما خودتون هستین پس قبل اینکه کلاف روابط کاریتون به هم ریخته شه آرامشتون رو کسب کنید و به دنبال حل مساله باشید . اگر مشکلی که باهاش مواجهید ماهیت خاصی داره یعنی مثلا مورد ازار جنسی قرار گرفتین و... می تونید به منابع انسانی انتقال بدید تا طبق مقرات شرکت برخورد شه و مراحل قانونی رو طی کنه.حرف مختصر آخر به امید مفید بودنهمیشه خودتون رو دوست داشته باشین ، برای خودتون ارزش قائل شید و بدونید شما لایق یک محیط کاری بدون درام هستید.</description>
                <category>افرا</category>
                <author>افرا</author>
                <pubDate>Mon, 09 Aug 2021 15:18:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو که درخت نیستی ، جایت را عوض کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@afra-deznaby/%D8%AA%D9%88-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D9%88%D8%B6-%DA%A9%D9%86-opkr7syqpncv</link>
                <description>چیزی که معمولا آن را قبول داریم این است که برای فردی در آستانه 27 سالگی زندگی مفهوم جدیدی پیدا می کند و معمولا سنگین و رسمی می شود ...حدود دو ماه پیش بود که سایه ای ساده و آرام درهای اتاق فکرم را نیمه باز کرد و رفت ، خوب یادم است که بی خیال دراز کشیده بودم و داشتم کتاب &quot;آخرین ملکه چین&quot; را می خواندم در قسمتی از کتاب نوشته بود : تسوه سی  از امپراطور متنفر بود ولی دلش برایش می سوخت.همین یک عبارت کافی بود تا مرا به دنیایی دیگر ببرد ، خودم را با تسوه سی  مقایسه کردم نه اینکه خودم را لای پارچه های ابریشمی ملکه وار تصور کنم؛ نه !داشتم فکر می کردم که چرا در موقعیتی می مانیم که ما را عذاب می دهد و خودمان را از دست مشکلاتی که دیر یا زود قرار است زمین گیرمان کند ، نجات نمی دهیم؟بعد به خودم گفتم به خودت تکانی بده تو که درخت نیستی! به شغلم فکر کردم و دیدم خیلی وقت است که دیگر برایم دلچسب نیست ، اینهمه درس خوانده ای دختر ! همسر همراهم مثل همیشه حمایتی اندک ولی کارساز کرد و با جمله ای من را راهی ماجراجویی های جدیدم کرد : تو بیشتر از اینها میرزی ، تصمیم گرفتم بلند شوم و کاری برای خودم بکنم تا از شر امپراطوری مشکلات ذهنم راحت شوم ، راستی من چند قدمی از تسوه سی هم جلوترم چون دلم به حال امپراطور نمی سوزد!</description>
                <category>افرا</category>
                <author>افرا</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jan 2021 13:29:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>