<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سپیده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@afscharis</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 13:46:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1712029/avatar/1QYr11.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سپیده</title>
            <link>https://virgool.io/@afscharis</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دربارۀ تغییر جنسیت</title>
                <link>https://virgool.io/@afscharis/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%80-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA-i75idoopncul</link>
                <description>یکی از اقوام خیلی نزدیکم که اینستاگرام داره، چند وقت پیش با یه لحن متعجب و افسوس‌بار و لب و لوچۀ آویزون گفت:&quot; دیدی شهره لرستانی تغییر جنسیت داده شده مازیار؟ آخه تو این سن دیگه؟&quot;راجع به این موضوع خیلی فیلم ساخته شده، هم توی ایران هم توی دنیا. ولی من از نوجوونی‌هام همچین چیزی رو شناختم.من و خواهر کوچیکم توی یه مدرسه بودیم. توی کلاس خواهرم یه &quot;دختر&quot; چشم آبی بود که خیلی پسرونه بود. هم چهرش، هم رفتاراش. همیشه هم ناراحت بود. دخترا هم توی مدرسه عاشقش میشدن. خواهرم که از دبستان با اون توی یه کلاس بود. می‌گفت از همون سالای خیلی بچگی به دوستاش میگفته که پسره ولی خانوادش تهدیدش میکردن که اینو نگه. وقتی خانوادش میومدن تا کارنامشو بگیرن از ترس پاشو مینداخت رو پاشو دستشو میزد زیر چونش و مثل دخترا ظریف میشست تا خانوادش دعواش نکنن. این کارا هم مادرش یادش داده بود. خواهرم میگفت یه بار که دوستش خیلی ناراحت بوده، گفته که خاله‌هاش و مادرش براش صفحۀ فیسبوک درست کردند و آرایشش کردند و عکساشو گذاشتن تا بهش بباورونند که دختره.من خودم که دبیرستان بودم، یه هم‌مدرسه‌ای داشتم که اونم همین مشکلو داشت. موهاش کوتاه بود و هیچوقت روسری سر نمی‌کرد و هر کلکی می‌زد تا مانتو و روسری نپوشه. اون موقعها مثل الان تی‌شرت‌های اُورسایز و شلوارهای گشاد مد نبود و خیلی سخت بود مانتو و روسری نپوشی. این براش خیلی مشکل به وجود میاورد و ما هم که بهش میگفتیم چرا به خاطر راحتی خودت مانتو و روسری نمیپوشی جواب میداد:&quot;مگه من دخترم که روسری سر کنم؟&quot; میزان غمگین بودن این جواب (و البته احمقانه بودن سوال ما) خیلی واضحه و نیاز به هیچ توضیحی نداره. این دوست هم دنبال این بود تا از خونه فرار کنه، تا بدون آبروبری از خانوادش از بلاتکلیفی دربیاد. پشت دستشویی یه جای باریک و دنج بود که برای دست‌شستن باید اونجا میرفتیم. بیشتر اوقات این هم‌مدرسه‌ای اونجا بود و یواشکی اهنگ گوش میداد و نگاهش هم همیشه فکری و غمگین و کمی هم خشمگین بود.یه بار هم دریا پلاژ خانومها بودیم و خانومها به یه بچه شک کردند و برای اینکه نگاه نامحرم به بدنشون نیوفته غرور اون بچه رو له کردند و لختش کردند و نمیدونم چطوری بچه رو با مادرش از ساحل پرت کردند بیرون.و توی دانشگاه هم یه هم‌دانشکده‌ای بود که در ظاهر پسر بود و همه تا از کنارش رد میشدن با انزجار میگفتن چرا این عین دو جنسه‌هاست؟  اتفاقاً اون هم‌دانشکده‌ای هم نگاهش همیشه فکری و غمگین بود.اولین بار از اون هم‌مدرسه‌ای شنیدم که عمل تغییر جنسیت توی ایران قانونیه ولی خانواده‌ها به خاطر ترس از آبروشون مخالفت می‌کنند.مشکلات دو جنسه‌ها فقط توی ایران نیست. یادمه یه بار مطلبی میخوندم که میگفت کسانی که تغییر جنسیت دادند و خانوم شدن باز هم نیروی بدنیشون از خانومها بیشتره و نباید با خانومها توی رقابت ورزشی شرکت کنند.آیا دوجنسه بودن خودش یکی از شوخی‌های دنیا نیست و به اندازۀ کافی دردناک و مشکل‌ساز نیست؟ آیا خود اون آدم با حس جدا افتادگی از تمام آدمای اطرافش که یکی از تلخ‌ترین حسهای دنیاست  نباید دست و پنجه نرم کنه؟آیا این رفتار با اینکه از انسانی که نقص عضو داره رو بگیریم فرقی داره؟وقتی به این فکر می‌کنم که این عمل قانونیه ولی خانوادۀ همچین آدمهایی بیشترین مشکلو برای این افراد به وجود میارن از خودم میپرسم آبرو چیه؟ حرف مردم چیه؟ که به خاطرش آدما سر دخترشون و زنشونو میبرن، یا زندگی‌ای که کلش یه چشم به هم زدنه رو حروم میکنن.به اون شخصی که میگفت تو این سن چرا شهره لرستانی تغییر جنسیت داد همۀ اینایی که اینجا نوشتم رو نگفتم. بهش گفتم که شاید تا این سن کسایی که بودن که نمیذاشتن (کسایی که برای آدم عزیزند و آدم نمیخواد ناراحتشون کنه چون بهشون احساس دین میکنه).</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jul 2022 13:49:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عقد &quot;مثلاً&quot; آریایی</title>
                <link>https://virgool.io/@afscharis/%D8%B9%D9%82%D8%AF-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%A7%D9%8B-%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-qvvkskwlhocn</link>
                <description>چند سالیه که هر عروسی‌ای که میریم، یه قسمت جدیدی به این سیرک عروسی اضافه شده به اسم عقد آریایی. حس رضایت و تحسین و وطن‌پرستی عروس و داماد و مهمانها اما ناشی از یه جهل خنده‌دار و اطلاع نداشتن از عقد باستانی و آریاییه. در واقع اون عقدی که عروس و داماد رو به روی هم می‌ایستن و به آب و باد و خاک سوگند یاد می‌کنند، یک کاریکاتور به شدت مسخره از عقد مسیحیان و البته یک ایدۀ تجاری خیلی خوب برای تیغ‌زدن افرادیه که اطلاعاتشونو از شبکه‌های اجتماعی جمع می‌کنند. همونایی که مدام دربارۀ آزادی و رفاه در زمان کوروش و داریوش صحبت می‌کنند  ولی اسم چهار پادشاه هخامنشی دیگه رو بپرسی نمی‌دونند.چند وقت پیش یک فیلمی دیدم که دیگه واقعا نمی‌تونم تو کلمات حسمو راجع بهش بیان کنم. عروس و داماد لباس عربی پوشیده بودند و عقد مثلاً آریایی می‌کردند و می‌گفتند چون یک عمر ما آریاییها به شیوه عربی عقد کردیم...(ایموجی محو شدن تو افق) حالا عقد سنتی‌ای که عروس هی می‌ره توش گل و گلاب میاره چقدر آریایی و چقدر عربیه؟چرا بالای سر عروس داماد سه تا خانم (و نه سه تا آقا) می‌ایستند (و نمی‌شینند) و چرا قند می‌سایند؟ در ایران باستان سه الهه وجود داشتند به نامهای آناهیتا، میترا و سپندارمزد. مردم اعتقاد داشتند که  این سه تا الهه موقع بستن پیمان ازدواج به زمین میان و شیرینی تو سفره زندگی اون دو نفر میذارن. به همین دلیل حتما خانومن چون نمایندۀ الهه‌ها هستند و حالت ایستاده سه تا خانم و حالت نشستن عروس و داماد یه جوری نسبت برتر الهه‌ها رو نشون میده.چرا عروس بار سوم باید بله بگه؟ چون عدد 3 برای ایرانیان مقدس بوده. و هرچیز مقدسی در جهان سه تاست. اهورامزدا 3 بال داره، یا مثلاً گفتار و رفتار و پندار نیک، یا گذشته و حال و آینده یا پدر و مادر و فرزند. به همین دلیل عروس بار سوم بله میگه که اصطلاحاً براش شانس بیاره. اون خطبه عربی قدیمها به زبان فارسی و توسط موبد خونده میشده. امروزه هم چون ما شناسنامه‌ای مسلمان هستیم گریزناپذیره.این عقدی هم که به اسم آریایی به خورد ملت میدن کاملاً کاریکاتوری از عقد مسیحی‌هاست که روبه روی هم می‌ایستند و سوگند یاد می‌کنند.درسته که لباس سفید عروس و یا پرتاب گردن گل هم مال فرهنگ ما نیست. ولی لااقل بهشون هم نمیگیم آریایی!نمایشی که تو ایران بهش میگن عقد آریایی نماد جهل و جهل و جهله. امیدوارم مراسم به این قدمت و اصالت که مثل قصهای که سینه به سینه منتقل میشه به ما رسیده، با این ایده تجاری مزخرف و دروغین فراموش نشه.</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Fri, 22 Jul 2022 20:37:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>