<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های افشین براتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@afshinbarati</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 17:33:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3395/avatar/2sKi5t.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>افشین براتی</title>
            <link>https://virgool.io/@afshinbarati</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه یک برند قدرتمند بسازیم!؟ (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@afshinbarati/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-jczxrbmazier</link>
                <description>brand برنددر طول تاریخ، برندهای متعددی پس تولد و در دوران نوجوانی شکست خورده‌اند و این آمار در بیش از 80% برندها اتفاق می‌افتد، با وجود تمام تلاشی که از سوی مدیران و همکاران مجموعه شکل می‌گیرد راه به جایی نبرده‌اند، عموماً کسب و کارهایی هستند که نهایتا 10-15 نفر شاغل هستند و مدیران این دست مجموعه‌ها پس از تعطیل شدن شروع به پرخاشگری و اعتراض در سطح جامعه می‌زنند و جملاتی مانند اینجا نمی‌شود کار کرد، نمی‌گذارند، دولت حمایت نمی‌کند، مردم کالای داخلی نمی‌خرند و... را عامل اصلی دلزدگی و دور شدن دیگران از فضای کسب و کار خواهند داشت، در صورتی که مشکل اصلی ایجاد ارزش پیشنهادی مناسب و رعایت مراحل برندسازی است.برخی از اشخاص و مجموعه‌ها به اشتباه شروع فرایند برندسازی را با مواردی همچون هویت بصری، طراحی پلن کسب و کار و استراتژی برند و نظایر آن شروع می‌کنند، در صورتی که هنوز به مواردی همچون چرایی کسب و کار؟ چه چیز؟ و برای چه کسی؟ پاسخ مناسبی داده نشده است و فاصله زیادی تا رسیدن به مراحل قیف مشتری از جمله علاقه‌مند شدن، توجه کردن، قصد کردن، ارزیابی و خرید اتفاق میفتد.در مقاله‌ای با نام تعاریف متمایز دنیای برند!! برند را به این شکل تعریف کردیم، به مجموعه رفتارهای یکسان سازمانی و فردی که در یک دوره زمانی، سبک زندگی خود را به مخاطب ارائه می‌دهد و مخاطب ما را به آن رفتارها می‌شناسد، می‌توان گفت وارد فرایند برندینگ شده‌ایم، مجموعه این رفتارها شامل کیفیت کالا، طراحی کالا و بسته بندی و خدماتی، پشتیبانی است که به مشتری عرضه می‌شود، مانند ارتباط و پاسخ دهی به مشتریان و کل فرهنگی که برای مشتریان می‌سازیم. در مقاله تعاریف متمایز دنیای برند تعاریف متعدد برند در علوم مختلف را بررسی کردیم، جهت مطالعه بیشتر به آن مراجعه کنید.  برند brandمراحل ساخت برند قدرتمند؟شروع به اقدام، بدون دانستن چرایی؟ چه چیزی؟ و برای چه کسی؟ نشان از آن دارد که کسب و کار و تیم برندینگ با چشم بسته با سرعت بالا در حال حرکت معکوس در بزرگراهی شلوغ هستند و به سرعت در حال نابود کردن منابع (مالی/ زمانی) مجموعه هستند.&quot;ندانستن&quot; ؛ بزرگترین عامل شکست مجموعه‌ها در دنیای کسب و کار امروز است، ابتدا تیم برندینگ باید شناخت کاملی از ذهنیت صاحبین کسب وکار، رقبا و بازار داشته باشد (تحقیقات برند یا Research Brand)، تا بتواند با شناخت کامل و انتخاب استراتژی مناسب و اصولی دست به اقدامات مورد نیاز بزند که با مشکلاتی همچون تمام شدن منابع و بدون مشتری ماندن تولید و خدمات مواجه نگردد. به جرات می‌توان گفت، مرحله تحقیقات یا Research مهمترین و در صدر تمام مراحل فرایند برندینگ محسوب می‌شود و به ما کمک می‌کند با خودشناسی و رسیدن به ژن برند یا Brand Essence) DNA Brand) ، قطب نمای برند (Brand Compass)، فرهنگ شرکت (Company Culture)، شخصیت برند (Brand Personality) و... راه برای دیگر مراحل فرایند برندینگ بسیار هموار خواهد شد و عموما به اشتباه از آخرین مرحله برندینگ یعنی طراحی هویت‌ بصری (Brand Visual Identity)، شروع به کار می‌کنند. البته فشارهای صاحبین کسب‌وکار هم بی‌دلیل نیست، که چرا هنوز کاری نکرده‌اید و زمان در حال از دست رفتن هست، متاسفانه این اتفاق تشدید می‌‎شود.جوهره، عصاره و یا ژن برند(‌Brand Essence) و حتی استراتژی برند، باید کشف و یا استخراج شود و قابل تزریق یا برچسب زدن نیست. خودشناسی برند، یعنی توجه به درون مجموعه و پیدا کردن ژن‌های اصلی و تاباندن نور به آن‌هاست. با لایه برداری درون سازمانی به گوهری به اسم جوهره برند یا DNA BRAND می‌رسیم که عامل اصلی رشد و موفقیت در هر کسب و کاری است.برندسازی brandingداستان برندینگ با چرایی؟ (Why) شروع می‌شود، محصول و یا خدمات ما چه مشکلی را حل خواهند کرد؟هویت بصری، طرح مدل کسب و کار، استراتژی برند، استراتژی تبلیغات و یا هر آنچه که بتوان در مورد آن در فرایند کسب و کار و برندینگ فکر کرد، ولی نتوانیم به چرایی مخاطبین؟ (چرا از این کسب و کار خرید کنم؟) پاسخ دهیم چیزی جز یأس و شکست در انتظار ما نخواهد بود. چه ارزش و در واقع سودی به مخاطبین ارائه می‌دهیم!؟ آیا مشکلی از آنها حل می‌کنیم!؟چه چیز (What) خلق خواهیم کرد؟زمانی که ندانیم چه چیزی قرار است خلق کنیم برند ما جایگاه مناسبی کسب نخواهد کرد، گاها در مرحله خلق محصول و خدمات، کسب و کارها به اشتباه بر ویژگی‌ و خصوصیات(Feature) محصولات متمرکز هستند در صورتیکه منفعت یا مزیت (Benefit) هست که مخاطبین را به مرحله تصمیم‌گیری و اقدام به خرید قیف مشتری هدایت می‌کند، در مرحله اول قرار است منافع برند برای مخاطب جذاب باشد، بعد از پاسخ به این سوال به سراغ سوال چه محصول و خدمتی به مخاطب ارائه می‌گردد، باید پاسخ داده شود.برای چه کسی؟ (Who)بیش از 90% برندها به جواب واضحی نمی‌رسند، مخاطب اصلی برند ما چه کسانی هستند؟ در نظر گرفتن همه مردم یعنی هیچ کس و نشان می‌دهد که نتوانسته ایم به هیچ کدامیک از 3 سوال مهم مراحل شروع برندینگ پاسخ دقیقی داده باشیم.مخاطبین باید از نگاه جمعیت‌شناسی (Demography)، روانشناختی (Psychologically) و سبک زندگی (life style)، شناخت علائق درونی در هرم مازلو و اینکه در کدام طبقه هرم مازلو قرار گرفته اند، شناخت علائق عاطفی؟ علائق محبت و دوستی ها؟ اجتماعی که دوست دارد آنجا باشد؟ نیز بررسی گردد. (در مقاله ای با نام، اهمیت یافتن مخاطب هدف و طراحی پرسونا مخاطب!؟ به مسئله شناخت مخاطب مفصل پرداخته شده است).چه کسی؟ (Who)، هدف آشنایی با سبک زندگی و علایق مخاطب هدف است، سعی کنیم به ساده‌ترین شکل ممکن به 3 سوال مهم &quot;راه حل؟ چگونه؟ و برای چه کسی؟&quot; را دقیق پاسخ دهیم، پس از پاسخ مناسب به سوالات بالا می‌توان ادعا کرد وارد فرایند برندینگ شده‌ایم، پس از رسیدن به پاسخ سوالات با تکیه بر  3 مرحله کلید فرایند برندینگ (مخاطب شناسی، هدف گذاری و جایگاه‌یابی)، به مرحله طراحی هویت برند (Brand Identity) و تصویر برند (Brand Image) را براساس اطلاعات بدست آمده آغاز می‌کنیم، با توجه به شناخت بوجود آمده به شدت همه مراحل طراحی، بازاریابی، طراحی کمپین و... با دقت و سرعت بالا و البته هزینه های جانبی کمتری انجام خواهد گرفت.تا زمانی که صاحبین کسب و کار و یا تیم برندینگ با کمک صاحبین کسب و کار نتوانند پاسخ مناسبی برای سوالات مطرح شده پیدا کنند، زمان مناسبی برای ورود به فرایند کسب و کار و برندینگ نیست، در غیر این صورت هزینه (مالی و زمانی) زیادی بدون کسب نتایج مورد نظر به مجموعه‌ها تحمیل خواهد شد. پاسخ دقیق به سوالات بیان شده سنگ زیربنای ساختمان هر برندی است، خوشحال میشیم در مورد مسایل گفته شده بیشتر با هم صحبت کنیم.</description>
                <category>افشین براتی</category>
                <author>افشین براتی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Sep 2022 16:25:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت یافتن مخاطب هدف و طراحی پرسونا مخاطب!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@afshinbarati/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-knwtcdyhigny</link>
                <description>تحقیقات بازار - market researchقبل از آغاز فرایند کسب و کار، بازاریابی، برندینگ و... و از دست دادن منابع زمانی و مالی فراوان و کم شدن انگیزه مجموعه، در ابتدا باید اقدام به خودشناسی مجموعه، رقبا و شناخت نیازمندی‌های مخاطبین را مورد هدف قرار دهیم و با شناخت توانمندی‌های درونی و شناخت مشکلات بازار و رقبا قسمتی از جامعه را به عنوان مخاطب هدف برای ارائه راه حل کسب و کارمان انتخاب کنیم که بتوانیم بیشترین تعامل و سودآوری را برای ما داشته باشند، از این رو شناخت دقیق مخاطب هدف یکی از پرچالش‌ترین قسمت‌های هر کسب و کار است.شاید موضوع تحقیقات یا Research در فرایند کسب و کار خیلی ساده و کم اهمیتی به نظر برسد و متاسفانه مدیران مجموعه‌ها توجه بسیار کمی به آن داشته و به عنوان یک قسمت بی‌ثمر و هزینه‌بر به آن نگاه می‌کنند و همین موضوع به نظر بی‌اهمیت، پاشنه آشیل تعداد زیادی از کسب و کارهای بزرگ و کمپین‌های تبلیغاتی است که بودجه بالایی برای آنها صرف می‌شود.زمانی که اطلاعات کافی از مخاطبین خود در دست داشته باشید، می‌توان با چشم باز استراتژی و محتوای مناسب‌تری برای آن‌ها تولید کنیم و محتوا تولید شده از تاثیرگذاری بالایی برخوردار خواهد بود که باعث تبدیل خواننده به لید یا حتی مشتری خواهد شد. در صورت نداشتن اطلاعات کافی و عدم ایجاد پرسونای مخاطب، مجبور هستیم به صورت فرضی و چشم بسته دست به اقداماتی نظیر (فرایند کسب و کار، بازاریابی، برندینگ و...) بزیم و مجموعه را با رسیک‌های مالی و زمانی جبران ناپذیری روبرو کنیم.هر مخاطب مشکلات و دردهایی دارد ولی ما راه حل همه مخاطبین نیستیم؛ در بازاریابی انتخاب همه مخاطبین مساوی است با هیچ کس!! این نکته همیشه به عنوان بزرگترین درس ورود به حوزه بازاریابی یاد می‌شود.بخش‌بندی بازار و اهمیت آن!؟بخش‌بندی بازار به معنای قرار دادن مخاطبان هدف با ویژگی‌های مشابه در یک گروه است. تقسیم‌بندی بازار به شما اجازه می‌دهد تا با توجه به ویژگی هر گروه کمپین را سفارشی‌سازی کنیم.مهم‌ترین معیارهای بخش‌بندی بازار به موارد بازار تقسیم می‌شود 1. اطلاعات جمعیت‌شناسی Demographics (سن، جنسیت، موقعیت جغرافیایی، سطح تحصیلات و...)، 2. روانشناختی Psychologically (شخصیت،نوع تفکر، ارزش‌ها، اهداف، انتظارات و...) شناسایی این موارد در مقایسه با ویژگی‌های جغرافیایی و جمعیت‌شناختی به مراتب دشوارتر است، 3. سبک زندگی life style (پوشش، تفریحات، سفر، موسیقی و...). توصیه میشه به مخاطب صورت طیفی نگاه کنیم، چقدر خوشبین هستند؟ چقدر قیمت براشون مهم؟ یعنی کیفیت و سلامتی براشون مهم نیست؟ سخت متقائد می‌شوند؟ انسان‌ها را به صورت تک بعدی نبینیم، برای رسیدن به نتیجه مثبت بهتر است مخاطبین را به صورت کمی ببینیم و با دید کیفی بهشون بُعد دهیم که بتوانیم با شناختی بهتری تصمیم گیری کنیم. برای شناخت دقیق مخاطبین، توصیه می‌شود از روش‌های مرسوم مانند پرسشنامه، مصاحبه عمیق، پرسش و پاسخ و... به صورت مستقیم سوال پرسیده نشود، مانند چه مقدار مطالعه دارید؟ یا چه میزان غذا مصرف می‌کنید؟ و... عموماً با جواب‌هایی روبرو می‌شویم که طرف مقابل همشه به عنوان ایده‌آل ذهنی خود آنها را در ذهم پروردانده و به همین خاطر اصطلاحی پیش امد به اسم Ice Cream Question ، ولی در واقعیت اتفاقات دیگری در حال انجام است.6 سوال برای کمک به شناخت مخاطب هدف:1.  چه کسانی هستند؟ 2. سختی ها، مشکلات و تمایلات مخاطبین هدف چیست؟ 3. روزانه اطلاعاتی که نیاز دارند را از کجا پیدا می کنند؟ 4. مزایای محصولات یا خدمات شما چیست؟ 5. چه چیزی باعث منفی شدن توجه آنها می شود؟ 6. به چه کسانی اعتماد می کنند؟پرسونا personaپرسونا؟پرسونا شخصی است که ممکن است به چیزی که شما پیشنهاد می دهید علاقه مند باشد و به برند شما ارتباط برقرار کند. باید روی او تاثیر بگذاریم تا به مشتری شما تبدیل شود. اغلب کسب‌وکارها برای نشان دادن گروه‌های مختلف مخاطبان هدف، چندین پرسونای مخاطب ایجاد می‌کنند. هیچ اجبار و محدودیتی در تعداد پرسونای مخاطب وجود ندارد، اما پیشنهاد می‌شود که حتماً بین 2 تا 5 گروه ایجاد کنید. البته، تعدادشان می‌تواند به 20 نیز برسد، اما در نظر گرفتن تعداد زیادی پرسونای مخاطب ممکن است باعث سردرگمی شود. تعداد پرسونا، به مخاطبینی که با استفاده از استراتژی بازاریابی، قصد تارگت کردن آن‌ها را دارید، بستگی دارد.مزایای ایجاد پرسونای مخاطبپی بردن به چالش‌ها، نیازمندی‌ها و علاقه‌مندی‌های مخاطبین.درک درست از آنچه مخاطبان مایل به یادگیری آن‌ها هستند.شناخت دقیق مخاطبین و در نهایت، تقسیم‌بندی آن‌ها به گروه‌ها با خصوصیات مشترک.برای محصولات خود مشتری پیدا نکنید، بلکه برای مشتریان خود، محصول تولید کنید.Seth Godinروش‌های جمع‌آوری اطلاعات برای طراحی پرسونا؟مصاحبهپرسشنامهدسترسی به شبکه‌های اجتماعی مخاطبتست A/Bکوکی‌هاهمیشه تلاش می‌کنیم نکاتی را پیدا کنیم برای رسیدن به اهداف که به عنوان دغدغه های ذهنی و مشکلات، مانند رفتارهای روزانه ، نحوه برخورد با مسائل و... پی ببریم برای شناخت هر چه بهتر مخاطب از جمله در کجا؟ در چه ساعتی؟ و با چه پیامی؟ توجه مخاطب را جذب کنیم. در واقع می‌توان گفت داستان شناخت مخاطب هدف کل داستان بازاریابی، برندینگ و محتوا را تحت تاثیر قرار می‌دهد، در صورتی که به دنبال نتایج دلخواه و جلوگیری از نابودی سرمایه‌های (مالی و زمانی) و رشد و توسعه مجموعه خود  هستیم، راهی به جز شناخت مخاطبین و تحقیقات بازار کمک کننده مسیر درست کسب و کارمان نداریم.</description>
                <category>افشین براتی</category>
                <author>افشین براتی</author>
                <pubDate>Tue, 13 Sep 2022 15:46:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تله تولید!؟ باتلاق هر کسب و کار!!</title>
                <link>https://virgool.io/@afshinbarati/%D8%AA%D9%84%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%84%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-xjj5lfx0vhrx</link>
                <description>Production trap - تله تولیدمتاسفانه همیشه از گوشه و کنار بازار و شهرک‌های صنعتی خبرهای تعطیل شدن، فروش تجهیزات، املاک  و حتی ورشکستگی دیده‌ایم و جملاتی مانند بازار خراب است، نمی‌گذارند، اذیتمان می‌کنند و... به گوشمان می‌خورد، همین اخبار ناامید کننده مشکلات مالی و اجتماعی فراوانی برای صاحبین کسب‌وکار و نیروهای آن سازمان  ایجاد می‌کنند.شنیدن چنین اخبار ناامید کننده‌ جو روانی بدی به جامعه القا می‌کند، بسیاری از سرمایه‌هایی که می‌تواند موتور محرک جامعه و تولید باشد به بازارهای سوداگری روانه می‌شوند و باعث ایجاد مشکلات اقتصادی و اجتماعی عمیق‌تری در آینده نزدیک خواهند شد، برای حل چنین مشکلاتی باید در جای دیگری به دنبال آن بگردیم!!همگی از شرایط اقتصادی کشور، تحریم‌ها و مشکلات منطقه‌ای خبر داریم، ولی در گوشه و کنار اسم مجموعه‌های پویا و با شرایط اقتصادی مناسب زیادی به گوشمان می‌خورد که به مرور زمان رشد و توسعه مناسبی  هم پیدا کرده اند، مشکل از کجاست!؟در واقع، مجموعه‌های ما گرفتار تله تولید شده‌ اند و به اشتباه کلیه منابع مالی، زمانی و نیروی انسانی خود را صرف خرید کالا، تجهیزات، مواد اولیه و پروسه‌های تولید کرده‌ و حجم زیادی از تولیدات خود را در انبارها دپو کرده و منتظر خریدار هستیم و هیچ منابع و زیرساختی را در جهت توسعه بازاریابی، توسعه محصول و برندینگ که می‌تواند موتور محرکه هر مجموعه باشند را چشم‌پوشی کرده‌ایم.تله تولید، عامل اصلی مشکلات زیادی در مجموعه‌ها به خصوص تولیدکننده‌ها شده و آنان را مجبور کرده با کمترین قیمت ممکن و گاها با ضرر تولیدات خود را به جهت ادامه حیات مجموعه به فروش برسانند.مجموعه‌هایی که در بازار خود ارتباطات قوی ایجاد کرده‌اند، به خوبی خود را معرفی کرده، برند مناسبی ایجاد کرده، استراتژی بازاریابی و کسب و کار مناسبی در پیش گرفته اند، همیشه نقدینگی مناسبی در جهت توسعه کسب و کار و محصولات خود در دست دارند و کمتر دچار مشکلات اقتصادی می‌شوند.تولید کنندگانی موفق خواهد بود که، همیشه فروش آنان از تولیدشان جلوتر باشد و تولیدی متناسب با نیاز بازار و مصرف کنندگان داشته باشند و این مهم زمانی اتفاق می‌افتد که قبل از هرگونه اقدامی در جهت تولید، با تولید نمونه محصول اولیه (mvp)، نظرات خریداران را در محصولات اعمال کنیم و قبل از هرگونه تولیدی، پیش فروش محصولات اتفاق افتاده باشد، در چنین شرایطی کمتر واحدی دچار مشکلات اقتصادی خواهد شد.بیش از 70 درصد از کسب و کارها در جهان شکست می خورند و اولین دلیل شکست آنها، ساخت محصولی است که مشتری ندارد. (استیو بلنک)لازم نیست کلیه مراحل تولید را در مجموعه خود انجام دهیم، در همه مراکز و شهرک‌های صنعتی، مجموعه هایی هستند که خطوط تولیدشان ظرفیت‌های خالی فراوانی دارند و منتظر همکاری در ساخت هستند، فقط کافی است مواد اولیه تامین و فروش مناسبی را ایجاد کنیم. می‌توان با برون سپاری تولید، حجم زیادی از منابع مالی که به صورت آورده شخصی یا وام های بانکی هستند را در جهت توسعه بازاریابی، توسعه محصول و برندینگ مجموعه در جهت موفقیت و توسعه کسب‌وکار خود برنامه ریزی نماییم. </description>
                <category>افشین براتی</category>
                <author>افشین براتی</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jun 2022 20:32:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحول دیجیتال، فاصله زیادی با دیجیتالی شدن دارد!! (Digital Transformation)</title>
                <link>https://virgool.io/@afshinbarati/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-digital-transformation-xolhhwhcxpgn</link>
                <description>تحول دیجیتال - digital transformationهدف اصلی استفاده از فناوری اطلاعات و دیجیتالی شدن، افزایش بهره‌وری و بهبود تجربیات مشتریان است. در فرایند طرح تحول دیجیتال در شرایطی که کارکنان سازمان ذهنیت مناسبی برای تغییر نداشته باشند و رویه‌های سازمانی کنونی ناقص باشند، شروع فرایند تحول دیجیتال به سادگی نواقص سازمان را بزرگتر نشان خواهد داد. نکات پیشرو به ما کمک می‌کند، با کمک و راهبری اصول &quot;تحول دیجیتال&quot; سازمان‌هایی براساس اطلاعات دقیق و توانمندسازی درون سازمانی داشته باشیم. هدف نهایی در تحول دیجیتال بر 3 اصل زیر حاکم است:تحول در تجربه مشتری.تحول در فرایندهای عملیاتی سازمان (بهره‌وری سازمان).تحول در مدل کسب‌ و‌ کار.نکته 1: قبل از هرگونه سرمایه گذاری، استراتژی کسب و کار خود را مشخص کنیم!!رهبرانی که هدفشان ارتقای عملکرد سازمانی از طریق استفاده از فناوری های دیجیتال، اغلب یک ابزار خاص در ذهن خود دارند، &quot;سازمان ما به یک استراتژی یادگیری ماشین نیاز دارد؟&quot; در تحول دیجیتال، اصل در داشتن یک استراتژی منعطف کسب و کار است که بتوانیم با افزایش بهره ­وری و افزایش درآمد مجموعه، هر لحظه تجربه بهتری برای مخاطبانمان ایجاد کنیم، &quot;Digital Transformation&quot; به دنبال کاهش زمان تولید، افزایش سرعت ورود به بازار و بهبود استفاده از داده ها در زنجیره تامین هر مجموعه است.نکته 2: اهرم‌های داخلیسازمان‌هایی که به دنبال تحول هستند (دیجیتال و...)، اغلب به اشتباه دنبال وارد کردن ارتشی بیرون از مجموعه خود هستند؛ مشاوران تمایل دارند راه‌حل‌هایی را به نام «بهترین شیوه‌ها» به کار ببرند.رویکرد اصلی در تحول یک سازمان، تکیه بر توانمندسازی نیروهای درون سازمانی است؛ کارمندان دانش دقیقی از فعالیت‌های روزانه‌ سازمان خود دارند و بهتر از هر فردی خارج از سازمان می‌دانند چه فعالیت‌هایی در روند کاری یک مجموعه کارساز هست یا نیست!! بهترین ارتش در مسیر تحول دیجیتال در هر کسب و کاری، همکاران سازمانی شما هستند.نکته 3: طراحی تجربه مشتری، از بیرون به داخلاگر هدف اصلی در &quot;تحول دیجیتال&quot; بهبود رضایت و نزدیکی با مشتریان است، قبل از هر تلاشی باید با بررسی های عمیق از نگاه مشتریان سازمان نقاط مثبت و منفی سازمان را بررسی و به صورت تفکیک شده مشخص نماییم. با روش‌هایی همچون مصاحبه مستقیم، پرسشنامه و... عملکرد بخشی را ارزیابی، نیازهای سازمان را شناسایی و اولویت بندی نماییم.وقتی سازمان ارتباط نزدیک با مشتریان خود داشته باشد و در این مسیر حرکت ‌کند، مشتریان پیشرفت سازمان را مرحله به مرحله پیگیری می‌کند و ارتباط بهتری با ما برقرار خواهند کرد.رهبران سازمان انتظار دارند پیاده‌سازی یک ابزار یا اپلیکیشن به تنهایی رضایت مشتریان را افزایش دهد.تجربیات گذشته نشان می‌دهد، بهترین راه برای به حداکثر رساندن رضایت مشتریان، انجام اصلاحات کوچک در نقاط مختلف چرخه خدمات است؛ تنها راه دانستن اینکه کجا و چگونه باید تغییرات را اعمال کنیم، از طریق دریافت اطلاعات گسترده و عمیق (مصاحبه مستقیم، بررسی رفتار، پرسشنامه و...) از کارکنان و مشتریان است.تحول دیجیتال - digital transformation  نکته 4: ترس از، جایگزین شدن!!زمانی که کارکنان سازمان احساس کنند &quot;تحول دیجیتال&quot; می‌تواند شغل آنان را تهدید کند، ممکن است آگاهانه یا ناخودآگاه در برابر تغییرات مقاومت کنند و مسیر تحول دیجیتال را به یک مسیر ناکارآمد هدایت کنند. مدیران و معاونین هر مجموعه در صورتی که با &quot;نقاط قوت&quot; مسیر تحول دیجیتال آشنا نباشند یا به این مسیر شک کنند، تلاشی برای به ثمر رسیدن آن نخواهند داشت و هدفشان حفظ و ارتقا جایگاه سازمانی خود خواهند بود. شناخت این گونه ترس‌ها در سازمان، بسیار برای رهبران سازمان حیاتی است که بتوانند به سازمان خود القا کنند،.&quot;فرآیند تحول دیجیتال&quot; فرصتی است در جهت ارتقا تخصص کارکنان، متناسب با روند پیشرو سازمان و همچنین بازار کار پیشرو، با نشان دادن مسیر مثبت سازمان به کارکنان، آنان با اشتیاق بیشتر در همه مراحل تحول دیجیتال همراهی خواهند کرد که منجر به افزایش سرعت عملکرد و کاهش هزینه‌های سازمانی خواهد شد.   با کمک گرفتن از تکنیک‌های گیمیفیکیشن در بین کارکنان، روحیه سازمانی و همراهی کارکنان را افزایش     داد، همین امر کمک بسیاری در افزایش فروش و رضایت مشتریان خواهد داشت.درس 5: ایجاد فرهنگ استارتاپی، در سازماناستارتاپ‌های سیلیکون­‌ولی، به خاطر تصمیم‌گیری چابک، نمونه سازی سریع و ساختار سازمانی مسطح خود معروف هستند. فرآیند &quot;تحول دیجیتال&quot; ذاتا نامشخص است، تغییرات باید سریع و موقت انجام شوند و هر لحظه در حال بهبود فرایند باشید؛در طرح تحول دیجیتال بسیار با اهمیت است، تصمیمات سریع گرفته شود و گروه‌هایی از سراسر سازمان درگیر آن شوند که سلسله مراتب سنتی گذشته، مانع روند سیر تحول دیجیتال در سازمان نگردد. توصیه می­‌شود، جهت جلوگیری از تداخلات سازمانی یک ساختار سازمانی مسطح در نظر گرفته شود و تصمیمات مستقل و سریع ابتدا در ساختار داخلی و سپس در کل سازمان اجرا و نتایج آن بررسی گردد.نیاز به چابکی و نمونه‌سازی سریع(MVP)، بیش از سایر ابتکارات &quot;مدیریت تغییر&quot; در سازمان شما نتیجه بخش خواهد بود، بسیاری از فناوری‌های دیجیتال را می‌توان سفارشی‌سازی کرد. با توجه به اطلاعات به دست آمده رهبران در کمترین زمان ممکن تصمیمات مناسب‌تری خواهند گرفت.&quot;کدام بخش کسب‌‌ و کار نیاز به تغییر فناوری جدید در جهت افزایش کارایی و سود بیشتر سازمان دارد&quot;...سوال مهم در شروع طرح تحول دیجیتال!!؟ فرایند تحول دیجیتال در هر سازمان همیشه به این سمت می‌رود که، تغییرات و انتقال فناوری باید به صورت مرحله‌ای اجرا شود یا کامل!؟ هدف از اجرای طرح تحول دیجیتال افزایش کارایی، بهبود تجربه مشتری و تغییر مدل کسب‌وکار است و برای رسیدن به بهترین راه‌حل‌ها نیازمند آزمایش­‌های گسترده در هر مرحله از پروسه تحول دیجیتال هستیم.یکی از استراتژی‌هایی که در کسب وکارهای پویا و با رشد سریع در همه لایه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد،  استراتژی کایزن یا همان بهبود مستمر کسب‌و‌کار (اجرا، بازخورد و اصلاح) است. در چرخه طول عمر کسب‌و‌کار، پیوسته در حال اصلاح، بهبود شرایط سازمانی و تغییر شرایط ممکن هستند.دلیل اصلی وجود ساختار سازمانی مسطح، افزایش سرعت شناسایی مشکلات و تصمیم گیری سریع و مناسب در جهت بهبود شرایط ممکن خواهد بود، ساختارهای تصمیم‌گیری‌ چند لایه مانع شناسایی، تصمیم گیری سریع و اصلاح به موقع  مشکلات در سازمان خواهد بود.تحول دیجیتال، موقعی برای سازمان‌ها کارساز خواهد بود، که رهبران به اصول اولیه آن پایبند باشند؛ قبل از اتخاذ هر تصمیمی در مورد نوع و چگونگی استفاده از ابزارهای دیجیتالی، باید روی تغییر ذهنیت، فرهنگ سازمانی و فرآیندهای سازمانی تمرکز داشته باشیم.                 “ آن چیزی که کارکنان ما تصور می‌کنند، آینده سازمان ما را هدایت خواهد کرد، نه چیز دیگری!!”</description>
                <category>افشین براتی</category>
                <author>افشین براتی</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jun 2022 16:10:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعاریف متمایز دنیای برند!! Distinctive Definitions of the Brand World</title>
                <link>https://virgool.io/@afshinbarati/%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-v3tn7tsej7bb</link>
                <description>برند - تمایز - Brandبرند تعاریف متفاوت و گوناگونی دارد، هر فرد و مجموعه ای به فراخور نوع فعالیت و سابقه خودش، تعریف جدیدی ایجاد کرده است و تعاریف قبلی را مورد اصلاح و تغییر قرارداده است. معمولاً نحوه‌ی تعریف برند،‌ بستگی به این داشته است که چه شخصی آن را تعریف کرده از چه زاویه ای به این حوزه نگاه کرده باشد.از نگاه مصرف کننده، دیدن و شنیدن نشانه های مرتبط با برند، چه چیزهایی برایش تداعی می‌شود، وقتی در مورد خودرو با طراحی خاص، باوقار، کلاسیک، ایمن و... گفته می‌شود، کمتر ذهن به سمت خودرو تولید داخل می‌رود.مدیران اقتصادی و مالی، برند را بخشی از سرمایه نامشهود سازمان در نظر می‌گیرند و در تراز نامه‌های سالیانه قرار می‌دهند و در زمان فروش کسب و کار مورد توجه قرار می‌گیرند. از نگاه هویتی، کل سازمان می‌کوشد در راستای هویتی و اهدافی که برای سازمان خود در نظر گرفته، برندی متناسب با هویت خود را ایجاد و توسعه دهد.برندینگ از نگاه شخصیت شناسی، برند همه ویژگی‌های انسانی را دارد، شخصیت‌های درون‌گرا و برون‌گرا، محافظه کار و اهل تقلید، خلاق و ریسک پذیر، شاد و سرزنده، رسمی و خشک، وحشی و سرکش و... به جرأت می‌توان گفت هر صفتی را که به توان به یک انسان نسبت دارد میتوانیم در مورد یک برند نیز به کار ببریم.از نگاه مدیریت رابطه و رابطه شناسی، کلیه مباحثی که در مورد روابط انسان‌ها با هم می‌خوانیم را می‌توانیم در مورد رابطه مشتری با یک برند را به عینه ببینیم، گاهی یک رابطه را به صورت تفننی و گذرا می‌بینیم و گاهی هم به چشم دائمی و ادامه دار، در برخی از روابط نقش حامی داریم و ممکن در برخی از روابط به دنبال شکایت و انقام و... به جرات می‌توان گفت همه این جنس روابط انسانی در برخورد با برندها دیده میشود.برند - تمایز - brandگاهی مدیران احساس می‌کنند برای مطرح شدن و فزایش حس برند و کاریزما در جامعه لازم هست حتما از یک برند خاص و گران خودکار و پوشاک استفاده کنند و همین امر باعث افزایش حس برند در جامعه می‌شود، در صورتی که جامعه امروزی با پیشرفت تکنولوزی و افزایش دسترسی آسان به اجناس دیگر داشتن خودکار و پوشاک لوکس و گران قیمت گاها تاثیر ضد برند هم در جامعه را دارد. بسیاری از برندهای لوکس دنیا، عملاً به بخشی از فرهنگ مصرف مدیران تبدیل شده‌اند و می‌تواند منافع اقتصادی بلندمدتی برای مالکان برند به همراه داشته باشد، در صورتی که برندها باید به اینگونه ابزاری برای ایجاد هویت جمعی قدرتمند‌تر، استفاده کنند.وقتی از سطح کلان به بحث فرهنگ نگاه می‌کنیم،‌ برند و برندسازی فراتر از معادلات ساده و اولیه کسب و کار است و کمک می‌کند که برخی صفات و ویژگی‌ها، در سطح کلان به یک فرهنگ نسبت داده شود.زمانی آلمان، برای مردم دنیا تداعی کننده همت و پشتکار در جهان بود. زمانی خودرو آلمانی و لوازمات صنعتی و خانگی با هویت کیفیت و دقت خود، به کشور آلمان اعتبار می‌داد، ولی امروزه روند کاملا معکوس شده و این نام آلمان هست که به اجناس تولید شده آن کشور اعتبار می‌دهد.انجمن بازاریابی امریکا سالها قبل، برند را به این صورت تعریف کرد:برند یعنی یک نام، عبارت، نشانه یا علامت یا ترکیبی از آنها که با هدف متمایز کردن یک کالا یا خدمت از سایر کالاها و خدمات یک فروشنده یا برای ایجاد تمایز میان کالا و خدمت یک فروشنده با کالا و خدمات سایر فروشندگان به کار گرفته شود.امروز برای همه عیان است که این تعریف خیلی ساده تر از نگاه امروزی به مسئله برندینگ است، در کتاب های مدیریت برند واژه‌های بسیاری به این تعریف افزوده شده است، برخی برندینگ را متمایز کردن خود از دیگران محدود کرده اند، شاید بهتر است هر کدام به فراخور اهداف و دغدغه های خود از واژه های گفته شده بیان کنیم که در بند بحث‌های بیهوده‌ و بی‌خاصیت نیفتیم.به مجموعه رفتارهای یکسان سازمانی و فردی که در یک دوره زمانی، سبک زندگی خود را به مخاطب ارائه می‌دهد و مخاطب ما را به آن رفتارها می‌شناسد، می‌توان گفت وارد فرایند برندینگ شده‌ایم، مجموعه این رفتارها شامل کیفیت کالا، طراحی کالا و بسته بندی و خدماتی، پشتیبانی است که به مشتری عرضه می‌شود، مانند ارتباط و پاسخ دهی به مشتریان و کل فرهنگی که برای مشتریان می‌سازیم.وقتی مجموعه رفتارهای یکسان سازمانی و فردی که در یک دوره زمانی، یک سبک زندگی را به مخاطب ارائه می‌دهد و مخاطب ما را به آن رفتارها می‌شناسد و آن را در قالب یک نماد هویت بصری (لوگو یا نشان)، رنگ سازمانی، لحن و صدای برند (Tone of Voice) و صدایی که ما را حس می‌کنند و می‌بیند.به مجموعه این فعالیت‌ها که در یک دوره زمانی به صورت ثابت انجام می‌گیرد می‌توان گفت وارد فرایند برندینگ شده‌ایم، این ساده ترین تعریفی است که می‌توان به کلمه برند نسبت داد.همیشه این نکته را در ذهن داشته باشیم تا زمانی که چیزی برای اندیشیدن، بیان کردن و تصور کردن نداشته باشیم نمی‌توانیم به چرایی محیط اطرافمان پاسخ مناسبی دهیم و برندی قدرتمند و پویایی خلق کنیم و اکیدأ توصیه می‌شود وارد فرایند برندسازی نشویم، همین امر عامل سرخوردگی و ضرر مالی زیادی بر ما و مجموعه مان خواهد شد.</description>
                <category>افشین براتی</category>
                <author>افشین براتی</author>
                <pubDate>Mon, 23 May 2022 13:27:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به دنیای بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ ورود کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@afshinbarati/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-qossicxcclie</link>
                <description>مارکتینگ / marketingیادگیری اصول بازاریابی (کتاب مدیریت بازاریابی، فیلیپ کاتلر)یادگیری زبان انگلیسی در حد فهم مفاهیم  شرکت در دوره های آموزشی و کارآموزیبرای شروع دیجیتال مارکتینگ اول از همه باید مباحث اولیه بازرایابی را یاد بگیریم و متوجه شویم بازاریابی چیه و چکار می‌کند؟در این زمینه کتاب‌های زیادی هست ولی چیزی که فکر میکنم برای شروع مناسب باشه کتاب مدیریت بازاریابی &amp;quot;فیلیپ کاتلر&amp;quot; باشه که ذهنیت کلی خوبی در مورد بازاریابی بدست میاریم. در صورتی که در حد متوسطی درک زبان انگلیسی داشته باشیم برای استفاده از رفرنسها، مباحث روز و ابزارها خارجی رشد سریعتری خواهیم داشت، البته که می‌توان از Translate، گوگل هم استفاده کرد مسلماً اشتباهاتی هم دارد.ورکشاپ / workshopشرکت در دوره های آموزشی بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ برای آشنایی با مطالب و نه ورکشاپ ها در زمان شروع، البته به وفور فیلم های آموزشی رایگان و غیر رایگان زیادی در این حوزه وجود داره که میتونیم استفاده کنیم و در زمان و هزنیه هامون صرفه‌جویی مناسبی داشته باشیم، فقط به این موضوع توجه کنیم که اشخاص زیادی در این حوزه تولید محتوا کرده‌اند جستجو کنیم و از دیگران مشاوره بگیریم که انتخاب مناسبی داشته باشیم و از هر محتوایی استفاده نکنیم، اشخاص خوشنام و با تجربه‌ای تولید محتوا های با کیفت مناسب آموزشی وجود دارد.کسانی باید در ورکشاپ‌ها شرکت کنند که با مفاهیم اولیه بازاریابی کاملا آشنا باشند و هدف از شرکت در ورکشاپ ها کامل کردن علم و تخصصشان باشد؛ بهترین حالت شرکت در دوره‌های کارآموزی است که بتوانیم مطالب یاد گرفته را به‌ صورت عملی و اجرایی در فضای عملیاتی به کار ببریم. دنیای کار عملی و واقعی کاملا متفاوت از دنیای آموزشی است و از کارآموزی غافل نشوید حتی به صورت رایگان، مکانی که برای کارآموزی انتخاب می‌کنید در رشد و توسعه فردی و تخصص بسیار با اهمیت است.ادامه دارد...</description>
                <category>افشین براتی</category>
                <author>افشین براتی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Nov 2019 13:05:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باورهایی که باعث می‌شود به رویاهیمان نرسیم!!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@afshinbarati/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-j8gqsjb8qki4</link>
                <description> 1- موفقیت یک شبه اتفاق می‌افتد:در مواقعی داستان هایی در جامعه بیان می‌‌گردد، مثلا یک برنامه نویس یک شبه برنامه ای را نوشته و با مبلغ هنگفتی به فروش رسانده است، وقتی بیشتر تحقیق می‌کنیم متوجه می‌شویم آن فرد قبل از آن در چندین پروژه بزرگ و با تیم های قدرتمندی کار کرده است، از لحاظ تحصیلات در سطح بالایی قرار دارد (فوق لیسانس و دکترا)، چندین سال در این حوزه فعالیت داشته، ماجراهای بسیاری را می توان اینگونه یافت که مردم فکر می کنند یک فرد موفق یک شبه به موفقیت دست یافته اند. در صورتی که آن فرد حداقل 10 سال در آن زمینه فعالیت داشته و آن موفقیت یک شبه همه چیزی است که فرد در طول سال های زیادی طی کرده و در آن زمان بدست آورده است.2- توقع داشتن از دیگران در تصمیم گیری:همیشه مردم می خواهند به ما کمک کنند؛ مانند خانواده، دوستان، همکاران و… همه دارای نظراتی هستند که چگونه راه زندگیمان را انتخاب کنیم و به کدام سمت برویم، ولی این ما هستیم که باید مسیر زندگیمان را پیدا و انتخاب کنیم. هیچ فردی پاسخ کامل و مناسبی برای زندگی ما ندارد و این تصمیم را باید خودمان بگیریم، در این روند مسیرهای بیشماری وجود دارد.3- عدم تصمیم گیری برای داشتن استقلال:در موقعی که به رشد تضمین شده دست پیدا کرده ایم و کارها بخوبی پیش می رود و به شرایط پایدار رسیده‌ایم، باید تلاش کنیم تیم منسجمی جمع کنیم که میزان بازدهی را افزایش دهیم، این زمانی است که به نظم کاری رسیده ایم و زمان مستقل شدن فرا رسیده است.4- یقین به این که همه اشتباهات، از دیگران است:بسیاری از ما ممکن است بگوییم، ایده بسیار خوبی داشتیم ولی هیچ سرمایه گذاری، علاقه به سرمایه گذاری روی آن ایده را ندارد، محصول بسیار خوبی تولید کرده‌ایم ولی در بازار مردم علاقه ای به خرید محصول ما ندارند و فروش خوبی هم نداریم و یا من نمی‌تونم تیم خوبی پیدا کنم و نفراتی که پیدا کرده ام پایینتر از سطح انتظارم هستند، در صورتی که اگر ما رویایی داشته باشیم این وظیفه ما بوده که به انتظاراتی که داریم دست پیدا کنیم، مسلماً پیدا کردن و متقاعد کردن اشخاص با استعداد بسیار مشکل است، در صورتی که سرمایه گذاری بروی ایده ما سرمایه گذاری نکند و نتوانیم محصولمان را در بازار به فروش رسانیم، مطمئنا مشکل از ما بوده. اگر ما رویایی در ذهنمان داریم باید برای آن بجنگیم، تا به حال کسی به تنهایی نتوانسته به اهدافش برسد و موفق شود و اگر به هر دلیلی نتوانیم به اهداف و آرزوهایمان برسیم مطمئناً مشکل از ما بوده.ما مسئول رویاهای خودمان هستیم.استیون ایلوپ مدیرعامل اسبق نوکیا؛ ما هیچ اشتباهی مرتکب نشده‌ایم، اما به هر حال ورشکست شدیم.هدف - باور - موفقیتکلام آخر: تنها چیزی که بسیار مهم است رویای ماست.زمانی که یک تیم کوهنوردی قصد صعود دارد وقتی با تلاش بسیار به قله می رسند بسیار خوشحال هستند و جشن می‌گیرند در زمانی کمتر از یک دقیقه پس از صعود با وجود خستگی بسیار به یکدیگر نگاه می‌کنند که برگردیم، داستان زندگی درباره “اهداف” نیست بلکه درمورد “رسیدن به اهداف” است، باید از مسیرمان لذت ببریم اکثرا فکر می‌کنیم لحظه موفقیت نقطه اوج خوشحالی است و باید جشن بگیریم در صورتی که رسیدن به هدف یک لحظه زود گذر است، در صورتی که زندگی اصلا احساسی زود گذر نیست و تنها راهی که ما به همه رویاهایمان خواهیم رسید شادی و لذتی است که در تک تک لحظات رسیدن به هدف خواهیم داشت، این بهترین راه برای لذت بردن از همه لحظات زندگی است.مطمئنا هر فردی در راه رسیدن به اهداف خود سختی های بسیاری تحمل کرده و لغزش هایی داشته است، در صورتی که مسیر درست را انتخاب کرده باشد باید خوشحال بود و جشن بگیریم، البته در زمانی کوتاه و توقف نکنیم و به مسیر خود ادامه دهیم برای رسیدن به اهداف بعدی و شاید بزرگتر، در صورتی که اشتباه و لغزشی داشته باشیم در کمترین زمان ممکن باید مسیر خود را تغییر دهیم (Pivot) و راه درست را انتخاب کنیم، این را بدانیم هر چیزی که باعث می‌شود بیاموزیم و جشن بگیریم، مسیر لذت بخش تری در انتظارمان خواهد بود.باور موفقیت یک شب و اینکه شخص دیگری پاسخی برای ما داشته باشد، باور اینکه وقتی رشد کردیم تضمینی برای به ثبات رسیدن همه چیز خواهد بود و اینکه همه اشتباهات توسط دیگران رخ می‌دهد و ما مبری از هرگونه اشتباهی هستیم، باور اینکه فقط اهداف مهم هستند نه مسیر رسیدن به اهداف، در آخر همه چیز نابود خواهد شد، نه به هیچ کدامیک از اهداف خواهیم رسید و نه لذتی از زندگیمان برده‌ایم. با ما در ماربینو همراه باشید.</description>
                <category>افشین براتی</category>
                <author>افشین براتی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Apr 2018 15:17:42 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>