<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های aghidati komision</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@aghidatikomision</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:26:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/284852/avatar/npohpm.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>aghidati komision</title>
            <link>https://virgool.io/@aghidatikomision</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فتح اندلس</title>
                <link>https://virgool.io/@aghidatikomision/%D9%81%D8%AA%D8%AD-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3-jufwq3oeehzo</link>
                <description>اهالی قدیمى اندلس از قوم ایبر بودند از این رو این شبه جزیره را ایبری می‌نامند. شبه‏ جزیره‏ ایبرى، براى دولت روم بسیار ارزشمند بود ؛ چرا که این منطقه نزدیک اروپا و آفریقا واقع شده و محل اتصال این دو قاره به یکدیگر است.رومیان تا قرن پنجم میلادى بر اندلس حکومت کردند، تا اینکه گوت ها در قالب مهاجم، وارد شبه‏ جزیره شدند و رومیان را اخراج کردندو  بدین ترتیب، اندلس در قرن ششم میلادى، به تصرف گوت درآمد. پادشاهان گوت بسیار مستبد و زورگو بودند. ظلم و ستم آنان مردم را به ستوه آورده بود. اروپا در گرداب مخالفت با علم غوطه‏ ور بود. کلیسا در قرون وسطی به تفتیش عقاید و تفحص در باورها و ایمان مردم می پرداخت. بسیاری از مردم خصوصاً دانشمندان در دادگاه‌های تفتیش عقاید متهم به ارتداد، شرک و جادوگری می‌شدند و شکنجه و نهایتا اعدام به صورت‌های بسیار غیر انسانی در انتظارشان بود .در سال ۸۹ هجری قمری ، زمانی که &quot;ولید بن عبدالملک&quot; خلیفه اموی بر مسلمانان حکومت می‌کرد.به دستور او &quot;موسی بن نصیر&quot; بر شمال آفریقا حکومتی اسلامی بنا کرده بود که به دنبال کشورگشایی و ترویج اسلام اسپانیا را برای مقصد بعدی برگزید. یکی از فرماندهان به نام &quot;طارق بن زیاد&quot; فرمان داشت تا اسپانیا را فتح کنند. وی نیز با سپاه اندکى از مردان جنگى، با کشتی از تنگه‏‌ى جبل طارق گذشتند و نبردشان را آعاز نمودند و در مدت 4 سال کل منطقه اندلس را فتح کردند.لذا به هنگام حمله مسلمانان در سال هفتصد و چهارده میلادی، اکثر شهرهای مهم و بزرگ دروازه های خود را به روی سپاه اسلام گشودند و برای رهایی از حاکمان فاسد خویش به عقائد و شعارهای الهام بخش مسلمانان پناه آوردند.با ورود مسلمانان سرنوشت این منطقه تغییر اساسی کرد.مسلمانان پس از فتح اندلس، آزادی مسیحیان و یهودیان اهل این سرزمین را تضمین کردند و با گرفتن جزیه و خراج اسلامی، آن ها را در پناه خود در آوردند  رفتار اسلامی و نیک مسلمانان با مسیحیان به گونه ای بود که آنان در طول حکومت مسلمانان بیش از هر زمان دیگری آزادی و امنیت داشتند.اختیار اموال، معابدشان محفوظ بود و فقط در موارد تخلف از قوانین اسلامی در محکمه های ویژه ای، مطابق قوانین خودشان محاکمه می شدند. این آزادی مذهب مسیحیان را به مسلمانان نزدیک ساخت به نحوی که ازدواج میان مردان جامعه اسلامی با زنان مسیحی امر رایجی بود. فراتر از آن برخی مسیحیان نام های اسلامی برای خود برگزیدند.مسلمانان اندلس با یهودیان نیز با مسالمت رفتار می کردند. هنگامی که کشتار یهودیان بر برخی از نواحی اروپا آغاز شد، عده ای از آنان به اندلس پناهنده شدند، و مسلمانان با آغوش باز از آنان حمایت و امنیتشان را تأمین کردند.به دنبال فتح اندلس هنر و فرهنگ در این منطقه شکوفا شد.با پذیرش ارزش ها و  سنت های اسلامی، زندگی مردم بسرعت دگرگون شد. بطوریکه شهرهای قرطبه (Córdoba)، طلیطله (Toledo) و غرناطه (Granada) به مراکز شکوفایی علمی، فرهنگی و هنری تبدیل و معارف اسلامی از این نقاط به سرزمین های اروپایی مسیحی به خصوص فرانسه و آلمان صادر شد.نهضت علمى اى که با ورود اسلام به اندلس پدید آمده بود، با شکوفا کردن استعدادهاى مردم، اندیشمندان بنامى چون ابن رشد، ابن عربى، ابن سید بطلمیوسى، حیان بن خلف قرطبى، عبدالحمید بن عبدون اندلسى و... را به یادگار گذاشت. در کتابخانه قرطبه (Córdoba)، چهارصد هزار کتاب  وجود داشت و این حجم در اندلس اسلامی در شرایطی بود که بزرگ ترین کتاب خانه های اروپای مسیحی پیش از قرن دوازدهم، بیش از چند صد کتاب نداشته اند.اسلام در اندلس، منشا پیشرفت ها، شکوفایی ، شکل گیری نظامات اجتماعی و باعث پیشرفت عمران این سرزمین شد. لذا شهرها از لحاظ وسعت، ذخایر عمومی و امور ارتباطی بسرعت ترقی کردند. با توسعه فعالیت‏هاى اقتصادى در بخش‏هاى گوناگون صنعت، ریسندگى و بافندگى نیز از رشد چشم‏گیرى برخوردار شد. نساجی غرناطه (Granada) آن چنان شهرتی داشت که پارچه هایش به نقاط مختلف اروپا صادر می شد. ورود پارچه های با کیفیت عالی و تنوع پرجاذبه به بازارهای اروپا موجب شد پوشش های افراد مسیحی این قاره به جامعه های مسلمانان شباهت یابد.  شیشه گری نیز در اندلس رونق فزاینده ای داشت. مسلمانان با انتقال شیوه ای نوین کشاورزی، زندگی روستایی این سرزمین را متحول کردند. گذشته از این اروپاییان در توسعه کشاورزی و فنون زراعت از ابتکارهای مسلمانان اندلس بهره بردند و گیاهانی چون کتان، شاهدانه و زغفران از این ناحیه، راهی اروپا شد و کشت آنها رواج یافت. رونق کشاورزی بر بازرگانی اثر گذاشت و بنادر مالاگا (Málaga)) یا مالقه و آلمریا (Almería)) به مراکز پر جنب و جوش صدور کالاهای تجاری، تبدیل شد. کالاهای ساخته شده اسپانیایی به سایر بخش های اروپا صادر می شد و برخی اجناس و اقلام اندلس، حتی در بازارهای مکه، بغداد و دمشق به چشم می خورد.وجود بناهای عظیم در اندلس نیز حاکی از قدرت و ذوق و ابتکار مسلمانان بود. ستون های عظیم، طاق های هلالی، مناره ها، گنبدها و تزئینات گچی، حاکی از هنر معماری مسلمانان اندلسی است. البته بخشی از میان این مکان عبادی، پس از غلبه مسیحیان بر مسلمانان اندلس، تخریب شد، تا جای آن را کلیسای اعظم بگیرد، اما بخش وسیعی از آن تقریباً به همان وضعی که در پایان قرن نهم میلادی داشت باقی مانده است.اندلس اسلامی، با تمام ابهت و شکوهی که داشت، پس ازهشتصد سال، با ترویج فساد و بی بند و باری و تباه شدن فکر و اندیشه مسلمانان، بطور کامل فرو ریخت. این ظهور و غروب اسلامی در یک کشور اروپایی در بردارنده درس ها و عبرت های فراوانی برای مسلمانان امروز می باشد. شهید مطهری، اندیشمند بزرگ تاریخ معاصر در این باره می گوید:&quot; تاریخ بشر نشان می دهد که هر گاه قدرت های حاکم می خواهند جامعه ای را تحت سلطه خود قرار دهند و آن را استثمار کنند، تلاش می کنند تا روح جامعه را فاسد کنند و برای این منظور تسهیلات شهوت رانی را برای مردم مهیا می کنند و آن ها را به شهوت رانی ترغیب می کنند. نمونه عبرت انگیزی از این شیوه زشت، فاجعه ای بود که در اسپانیای مسلمان برای مسلمانان اتفاق افتاد. مسیحیان برای خارج کردن اسپانیا از دست مسلمانان ، از همین راه واردعمل شدند. ... و به این ترتیب توانستند عزم، اراده، نیرو ، شجاعت، ایمان و پاکی روح مسلمین را از میان بردارند آن ها را به آدم هایی زبون، ضعیف، شهوت ران ، شراب خوار و زن باره مبدل کنند و پرواضح است که غلبه و پیروزی بر چنین مردمی کار دشواری نیست. &quot;</description>
                <category>aghidati komision</category>
                <author>aghidati komision</author>
                <pubDate>Wed, 02 Jun 2021 13:34:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی &quot;جزء‌اولِ&quot; قرآن کریم با محوریتِ &quot;انسان‌شناسی&quot; و موضوع &quot;صبر&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@aghidatikomision/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%B2%D8%A1-%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%90-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%90-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-ugzfksw6yby1</link>
                <description>?وَ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبرِْ وَ الصَّلَوهِ (۴۵- بقره)در سختی ها و مشکلات زندگی از صبر و نماز مدد بگیرید.?حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «مصیبت یکی است و اگر بی‌تابی کنی، دو تا می‌شود.» (غرر الحکم، جلد۴، صفحه ۵۶۲)**این قسمت: 《صبر》?پيشرفتِ فناوري در جهان امروز، باعثِ افزایش رفاه و روحيه راحت‌طلبی آدمیان شده...حتی در این میان بد نیست به کم شدن آستانه ی تحمل هم گریزی زد.در مقابل انسانها خواسته یا نا خواسته در دوران زندگی‌اشان، با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند،از ابعاد اجتماعي گرفته تا ابعاد محيطي، شغلي، خانوادگي، و بعضا تجربه بسیاری از ناكامي‌ها...? ولی نکته طلایی زندگی این است که، متوجه بالا بردنِ توان درونی انسان با صبر کردن باشیم!↩براي روشن شدن معنای صبر هم بايد رابطه آن را با مفاهيمي مانند «شرح و سعه صدر»، «استقامت»، «حلم»، «كظم غيظ» و «عفت و كنترل شهوت» بیابیم.↩شرح صدر و سعه صدر «حالت رواني خاص» و صبر «عمل و فرايندِ نگه‌داري نفس بر اين حالت» است.?زمانی که در زندگی با مشکلاتی رو به رو می شویم لازم است که آستانه ی تحمل‌مان را بالا برده، خشم و شهوت را نیز کنترل کنیم.↩پاداش این تحمل، حالتِ خاص رواني به اسم عفت است .✨حال،یکی از  موقعیت هایی که ما در آن با صبر امتحان می‌شویم، همین از بین رفتن توازن بين منابع دروني و محيطی است.یعنی،محیط به ما آن واکنشی را که انتظارش را داریم نشان نمی‌دهد و طبیعتا برای انسان فشار روانی ایجاد می‌کند.که علت آن: عدم هماهنگی بین توانایی های زیستی و روانی ما با موقعیت‌مان است. ?حال اگر تعادل برقرار شود، در پی فشار موقعيتي بالا، میزانِ بردباری انسان هم افزوده می‌شود و دیگر خبری از فشار روانی نخواهد بود .↩بنابراين، اگر فردي صبوری پیشه کند، كمتر به فشار رواني مبتلا خواهد شد.⚡️تلنگر امروز هم همین است:دوست عزیز با صبوری، با محیط، وفق پیدا کن، تا کم تر اذیت شوی!?و به خاطر داشته باش، که حضرت علی (ع)فرمودند: «کسی که زره صبر بپوشد، حوادث روزگار بر او راحت می‌شود.» (غررالحکم، جلد ۶۲۹۵)?بررسی &quot;جزء‌اولِ&quot; قرآن کریم با محوریتِ &quot;انسان‌شناسی&quot; و موضوع &quot;صبر&quot;</description>
                <category>aghidati komision</category>
                <author>aghidati komision</author>
                <pubDate>Wed, 14 Apr 2021 15:27:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>▫️ماجرای فتح خیبر</title>
                <link>https://virgool.io/@aghidatikomision/%EF%B8%8F%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%AA%D8%AD-%D8%AE%DB%8C%D8%A8%D8%B1-rtyhhxcapnbl</link>
                <description>برایتان از دهستانی بزرگ که دارای زمین های زراعتی و نخلستان های بسیار وچشمه های جاری بود، سخن میگویم!یهودیان آن را آباد کرده بودند و هفت قلعه محکم نیز در این زمین ها ساخته بودند که مردان جنگجوی زیادی در تمام قلعه ها می زیستند.و چون خیبر کلمه ای است عبرانی به معنای قلعه آن را خیبر مینامیدند.این را نیز بگویم که منطقه از لحاظ سیاسی، به گونه ای بود که یک نفر بر تمام سکنه هفت قلعه حکومت میکرد و همگی پیرو فرمان رییس قلعه قموص بوده اند.حال اگر از از وصف ارتش اسلام بخواهم بگویم، باید تعریف کنم که،همینکه از حدیبیه برگشتند، مدتی را در مدینه خستگی گرفتند و سپس متوجّه خیبر شدند.آن زمان خیبر مرکز آشوبهای نظامی و تحریکات و جنگ افروزی ها علیه مسلمانان شده بود.شنیده ام که میگویند:حدود دو ساعت از ظهر گذشته بود که به افسران ارتش فرمان داده شد، واحدهای خود را به طرف خیبر حرکت دهند، ارتش بایستی راه صهبا را بپیماید و در رجیع توقف کند و منتظر رسیدن ستاد فرماندهی باشد.در وادی صهبا مسجدی برای پیغمبر صلی الله علیه و آله بنا میکنند و حضرت در آنجا نماز میگزارد و آنگاه طبق دستور به پیشروی ادامه میدهند. مقصود لشگریان خدا از این خط سیر، این بود که از حمله احتمالیِ عشیره غطفان که هم پیمان یهودیان بودند جلوگیری شود و نیز نقشه ای که برای کمک به یهود کشیده اند به هم بخورد.غطفانیان پس از پیمودن سه فرسنگ راه، فکری برسرشان زد که دیگر رفتن را صلاح ندیدند و به سرعت به محلّ خود برگشتند.یحتمل فکر می کردند که اگر به طرف خیبر بروند، مسلمان ها حتما وارد قبیله شده، زنانشان را اسیر می کنند و کلیه دارایی آنها را ضبط و به غارت می برند؛ از این جهت پیمان شکنی را بر زیان مالی ترجیح داده، بازگشتند و لشکر اسلام بدون برخورد به مانع، پیشروی خود را ادامه داد.آنطور که شنیدهام میگویند، ساختمان قلعه های خیبر بسیار محکم بوده و هر یک درِ بسیار بزرگ و سنگینی داشته است؛ به طوری که وقتی بسته می شد، ورود به قلعه ممکن نبوده است. هر قلعه ای را برای ذخیره یک چیز اختصاص داده بودند؛ یکی مخصوص ذخیره آذوقه، یکی محلّ آلات جنگی، یکی دیگر جای اسبان و وسایل نقلیه. مرد و زن یهودی نیز در چند قلعه دیگر ساکن بودهاند. با این اوصاف راه یافتن بدون تجهیزات به داخل این قلعهها دشوار بود و تلفات سنگینی برای لشکر اسلام به بار میآمد.یهود آنقدر آذوقه در انبارهای قلعه زخیره داشت که محاصره کارساز نبود و اگر به درازا میکشیدمسلمانان به زانو در میآمدند.  کمی به اذان صبح مانده بود و هنوز هوا تاریک و مردم در خواب بودند، که ارتش اسلام در اطراف قلعه ها و زمین های زراعتی خیبر موضع گرفتند. پیغمبر اسلام در تمام جنگ ها عادت داشتند که اگر شب بالای سر دشمن می رسیدند، به حمله نمی پرداختند و دستور می دادند تا صبح نشود به لشکر دشمن تعرض ننمایند. ارتش اسلام از حیث عدد در مقابل یهود بسیار اندک بوده و با آنها نسبت یک سیزدهم داشته است؛ ولی با این حال، همین عده کم بر یهودیان غلبه کردند فاتح خیبر شدند.در روز نبرد کشاورزانی که با بیل و کلنگ و آلات و افزار از قلعه برای سامان دادن به زراعتشان بیرون آمدند با لشکر اسلام مواجه شدند که قلعه را  محاصره کرده بودند.باخود گفتند:ـ اینها کیستند؟ سرباز، سواره، پیاده.ـ شاید غطفان هستند.و شاید قشون اسلام متوجّه ما شده است و اینها برای کمک آمده اند؟!ـ نه، نه، اینها یهودی نیستند.یکی از آنها بی درنگ متوجّه شد. فریاد زد محمّد است، به خدا قسم، و اینها لشکریان او هستند !و از ترس، بیل و کلنگِ خود را جا گذاشته، فرار کردند. این خبر به سرعت در تمام قلعه ها پیچید. پیامبر اسلام همینکه بیل و کلنگ و آلات و افزار خراب کردن در قلعه را در دست آنها دید، برای اینکه روحیه سربازان خود را تقویت کند گفت: به خدا قسم خیبر را خراب کردم! ما شب بر سر هر دشمنی برویم، بدا به روز آنها.پیامبر صلی الله علیه و آله پس از اینکه ارتش را آماده نبرد کرد، سر به آسمان گرفت و گفت:ای خدای آسمان ها و آنچه آسمان بر آن سایه انداخته.ای خدای زمین ها و آنچه زمین ها از بلندی ها به خود گرفته اند.ای خدای شیاطین و آنچه شیطان ها گمراه ساخته اند.ای خدای باد و آنچه بادها پراکنده اند.ما از تو خیر و آنچه در آن است می خواهیم و از بدیِ این دِه و آنچه در آن است به تو پناه می بریم.بسم اللّه گفتند و فرمان حمله  از سوی رسول الله داده شد. اوّلین قلعه مورد حمله، قلعه ناعم بود و یهودیان از بالای درِ همین قلعه، سنگ آسیای دستی را بر سر یکی از سرداران اسلام که محمّد بن مسلمه نام داشت، انداختند و او را به شهادت رساندند.میگویند سربازان آنچنان، با شهامتِ تمام می جنگیدند که در طی دو سه حمله، دو قلعه نسبتا محکم را از یهود گرفتند و هر چه در قلعه ها بود تصرّف کردند؛ زن، بچه، ظرف، فرش، اسب، الاغ و... ولی مشکل بزرگی برای ارتش پیش آمده بود. گرسنگی همه را تهدید می کرد. سربازها کم کم سست می شدند. در هیچ یک از سه قلعه اشغال شده خوردنی یافت نمی شد نمایندهای انتخاب شدتا به حضور پیغمبر رفته و گزارش گرسنگی و بی آذوقگیِ را به ایشان دهد.  پیشرفت و پیروزی ارتش بسته به چند انبان جو یا خرما بود. قلعه ای که محلّ آذوقه یهودی ها است، هنوز گرفته نشده. پس چه باید کرد؟پيامبر پس از شنیدن گزارشات فرماندهان سر بر آسمان کردند و فرمودند:خدایا! تو حال اینان را می دانی، اینها از فشار گرسنگی توانِ خود را از دست داده اند، من هم چیزی که به کارشان بخورد، در دست ندارم.پروردگارا! بزرگ ترین قلعه را که خوراک و روغن و گوشت فراوان داشته باشد به تصرف آنها درآور !پیغمبر این دعا را کرد و در بامداد دیگر قلعهای که محل ذخیره خوراک بود را فتح کردند، بدین طریق لشکر از گرسنگی نجات یافت.با این حال روحیه یهود به کلّی متزلزل نشده بود و تصمیم گرفتند تا آخرین نفس بجنگند. هر قلعه ای که به دست مسلمانان می افتاد، فراری ها آنچه را که می توانستند با خود برداشته، به قلعه دیگر پناه می بردند. مسلمانان چهار قلعه را تصرف کرده بودند و سه قلعه در محاصره باقی مانده بود. شنیدهام که در بین مردان نامی یهود دو برادر بودند که شجاع ترین مردان یهود بودند به نام های مرحب و حارث که هردو در قلعه قموص که قریب به ۲۰ روز در محاصره مسلمانان بود سکونت داشتند. هر روز یک تن از افسران ارشد مأمور گرفتن قلعه می شد و شکست خورده برمی گشت. یک روز هم عمر رفت و شکست خورده بازگشت. او کوشش می کرد گناه را به گردن سپاهیان بیندازد و سپاهیان هم می گفتند: ترس عمر سبب شد که ما شکست خوردیم. پیغمبر تصمیم گرفت فردا کار را یکسره کند و قلعه قموص را بیش از این در محاصره نگاه نداردو فرمان زیر را صادر کرد:«فردا پرچم را به دست کسی می دهم، که خدا و رسول را دوست می دارد و خدا و رسول نیز او را دوست می دارند. او حتما پیروز شده و شکست نخواهد خورد.»تمام افسران و فرماندهان آرزو می کردند فردا صبح پرچم به دست آنها داده شود. می گویند عمر گفته است: هیچ روزی فرماندهی را مانند آن روز دوست نداشتم.فردا صبح، برخلاف انتظار دیدند پیغمبر پسر عموی خود علی را می خواهد.به ایشان اطلاع دادند که علی بیمار است.ـ چه بیماری دارد؟ـ درد چشم، خیلی هم سخت است. به طوری که نمی تواند پیش پای خود را ببیند !ـ فورا حاضرش کنید ! نزد علی علیه السلام رفتند و او را در حالی که چشمانش را با دستمال بسته بود و یکنفر دستش را گرفته و می کشید، حاضر کردند. پیغمبر علی را پیش خود خواند و آب دهنش را به چشمانش کشید و فوری بهبود یافت. و به او گفت: بسوی آنان حرکت کن و چون به قلعه آنان رسیدی، ابتدا آنان را به اسلام دعوت کن.علی(ع) پرچم را می گیرد و با سربازان تحت فرمان خود به سوی قلعه می رود. نخستین کسی که از یهودیان همراه با کاروان خود بر مسلمانان حمله کرد، حارث بود.مسلمانان پا به فرار گذاشتند؛ ولی امیرالمؤمنین علیه السلام به تنهایی میان میدان ایستادهر دو ضرباتی به یکدیگر زدند و سرانجام حارث به ضربت شمشیر امیر المومنین علیه السلام کشته شد. و قلعه قموص پس از بیست روز محاصره به دست مسلمانان افتاد.مرحب به میدان آمد و رجز خواند:در و دیوار خیبر می داند که من مرحب هستم؛ سراپا‌سلاح و پهلوان کار آزموده، غالبا ضربه می زنم و گاهی هم ضربه می خورم.امام علی علیه السلام پیش آمد و فرمود :من همان کسی هستم که مادرم مرا حیدر خوانده.صدای ضربات شمشیر و نیزه های دو قهرمان اسلام و یهود وحشت عجیبی در دل ناظران به وجود آورد.ناگهان شمشیر بُرنده و کوبنده علی(ع) بر فرق مرحب فرود آمد و مرحب کشته شد. یهودیان وحشت زده به قلعه پناهنده شدند و فوراً درب قلعه را بستند.میگویند:علی علیه السلام دری را از جای کند، که چهل نفر قدرت انتقال آن را نداشتند.امیرالمؤمنین علیه السلام  فرمود:به خدا سوگند من دروازه خیبر را با قدرت جسمانی و انرژی حاصل از غذا ، از‌جای نکندم؛ بلکه من به قوّه مَلکی و روحی که به نور پروردگارش، روشن است تأیید و حمایت شدم. یهود در نگاهداری آخرین قلعه ها پافشاری زیادی کردند؛ زیرا اموال باقی مانده، در این قلعهها جمع شده‌ بود. چهارده روز گذشت و این دو قلعه در محاصره ماندند. پیغمبر اسلام برای اینکه کار محاصره را پایان دهد و دشمن را مجبور به تسلیم بنماید؛ دستور داد منجنیق ها را به طرف قلعه نصب کنند.یهودیان فهمیدند که مقاومت بی فایده است لذا بهتر دیدند که راه مسالمت آمیزی را برای فرار از خطر پیش بگیرند که هم از مرگ نجات یابند و هم تا آنجا که ممکن است بهره ای از مال ها ببرند. این بود که پیشنهاد متارکه را به اردوی پیغمبر فرستادند و ضمنا شرایط متارکه را خواستند و بالأخره عهدنامه متارکه جنگ روی 6 ماده که تماما به نفع مسلمانان بود، امضا گردید ولی در حقیقت می توان این مصالحه را «تسلیم بدون شرط» تعبیر کرد.متن پیمان:1 ـ آنچه از وسایل نقلیه، امتعه، وجوه نقدی و جواهرات در داخل قلعه ها موجود است به پیغمبر اسلام واگذار می شود.2 ـ یهودیان با یک پیراهن که به تن پوشیده اند، از قلعه خارج شوند و جای آنها را سپاهیان اسلام بگیرند.3 ـ یهودیان موظفند، محلّ دفینه و ذخایر و اماکن و اموال و اسلحه را به مسلمانان نشان دهند.4 ـ هر گاه پس از رسیدگی معلوم شد یهودیان در اجرای مقررات ماده 3 تخلّف ورزیده اند یا تقلبی کرده اند محکوم به اعدام خواهند شد.5 ـ هر زمان پیغمبر اسلام بخواهد می تواند یهود را از خیبر خارج سازد.6 ـ در مقابل این تعهدات پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله حقوق زیر را برای یهود امضا می کند:۱: پس از امضای پیمان، بلافاصله به ارتش فرمان عدم تعرّض داده می شود.۲: ظرف اجرای مقرّرات ماده 3، تا موقعی است که ارتش اسلام در قلعه ها مشغول تفتیش است و پس از انجام کار یهود حق دارند به داخل قلعه بروند.۳: یهود حق دارند اطفال خود را همراه خود ببرند و کسی از سپاهیان متعرض آنها نخواهد شد.پس از امضای پیمان، بلافاصله نبرد پایان یافت و زمین های وطیح و سلالم چون به دست سپاهیان فتح نشده بود، مخصوص پیامبر اسلام گردید ولی باقی زمینها به نسبت، بین مسلمانان تقسیم گشت.</description>
                <category>aghidati komision</category>
                <author>aghidati komision</author>
                <pubDate>Mon, 08 Mar 2021 17:02:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتکاف رجبیه</title>
                <link>https://virgool.io/@aghidatikomision/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81-%D8%B1%D8%AC%D8%A8%DB%8C%D9%87-qhjq445laaln</link>
                <description>«در این شرایط کرونایی و تعطیلی اجتماعات، از دعاهای ماه رجب در خانه ها غفلت نشود» _حضرت آیت الله خامنه ای _سال گذشته همین ایام بود که کم کم داشتیم وسایل خود را جمع می کردیم و آماده ی حضور در مراسم معنوی اعتکاف می شدیم. غافل از اینکه نمی دانستیم چرخ روزگار چه خوابی برایمان دیده و اکنون دومین سال است که امکان حضور در مساجد را نداریم.&quot;اعتکاف&quot; یعنی به اشاره او آمدن و به امر او رسیدن و به اذن او رفتن.این ایام، ایام شکوفا شدن فطرت و بیرون آمدن از بلاتکلیفی عبد است. پس اگر خداوند چنین مقدر کرده است که مدتی را به اذن او از این فیض برخوردار نباشیم، بیایید فرهنگ &quot;اعتکاف&quot; را با خود به بیرون از مساجد بیاوریم و داخل منازل و امور خویش نهادینه کنیم.این فرهنگ، همان روحیه و نگرشی است که &quot;اعتکاف&quot; در مسجد می توانست برای ما ایجاد کند.هر چه ما با خودمان و با اذن و تحت امر پروردگارمان از دنیا فاصله بگیریم، دنیایمان هم آسوده تر می شود. عبور از سختی های دنیا نیز برایمان سهل تر می شود. مانند همین روزه ای که از اعمال مستحب و بسیار سفارش شدهٔ این ایام است. با اذن خودت نمی خوری و نمی آشامی و خودت را مقید و متعهد به اعمالی که انجام می‌دهی میدانی. &quot;اعتکاف&quot; یعنی همین ٣ روز روزه گرفتن از دنیا. روزه گرفتن از شهر و کوچه و بازار. روزه گرفتن از خانه و کار. وقتی ما در &quot;اعتکاف&quot; خودمان را در مسجد محصور می کردیم و از زندگی عادی خارج می شدیم، انگار یک فرصتی برای ما بود که از دنیا فاصله بگیریم و به آن نگاه کنیم. تا غرق در دنیا هستیم، نمی توانیم عمیقاً آن را مطالعه کنیم. &quot;اعتکاف&quot; برای ما، تمرین دسته جمعیِ عبادت فردی بود. امسال می توانیم به جای استفاده از فضای مسجد، ٣ روز در منزل وقت بگذاریم و دنبال صاحبخانه بگردیم. با خود زمزمه کنیم : «ای خدایی که نمی بینمت، نمی یابمت، نمی چِشَمَت... ! تو کجا هستی؟ کی وجودت را لمس خواهم کرد؟ کی حضورت را بیشتر حس خواهم کرد؟ کی می فهمم تو چگونه هستی...؟»</description>
                <category>aghidati komision</category>
                <author>aghidati komision</author>
                <pubDate>Wed, 24 Feb 2021 22:53:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اَین الرجبیون</title>
                <link>https://virgool.io/@aghidatikomision/%D8%A7%D9%8E%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AC%D8%A8%DB%8C%D9%88%D9%86-azthkrmrtips</link>
                <description>?در کشاکش روزگاری که درد پشت درد و غم پشت غم ردیف می‌شد.پروردگار، شهری را به عابدانش عطا کرد...ملائکه کرور کرور عطاِ غیر قابل باور و رحمت بر زمین نشسته را می‌دیدند و در توصیف این ماه گفته اند که: هرگونه کشت و کشتار و جنگ در این ماه حرام است و نباید هیچ خونی از بینی هیچ مخلوقی جاری شود!✨به راستی که &quot;رجب&quot; را خداوند به زیباترین حالت آرایید.?در توصیف این ماه باید گوش فرا دهیم به سخنان اساتید بزرگ و شرح حال زیبایی برکتِ رجبیه را از ایشان بشنویم:?استاد اخلاق آیت الله حق شناس روایت میکنند که خداوند از بندگانش می‌خواهد در این یک ماه گله و شکایت هیچ بنده ای را به درگاه حضرت حق نیاورند!چرا که پروردگار حق تعالی می‌خواهد آدمیان را به بخشندگی دعوت کند.و ندا می‌رسد که بنده من، ای اشرف مخلوقات، شاید توهم لایق صفت رحمان و رحیم شدی.در این بین راهکارِ رحیم بودن هم خداوند به ما داده، روزه!اگر هم نتوانستی به ازایش در این ماه هر روز صدقه ای به دست سائل بده.همانا دیدن سائل چنان سیقلی به قلبت میکشد که بهترین تراشکار و مخرج کارِ زمینی ها نمی‌تواند چنین الماسی از تو بسازد.?لازم است از بیانات رهبر انقلاب هم یاد کنیم که ایشان فرموده‌اند: شکر گزار خداوند باش  و بدان از برکات ماه رجب شکرگزاری و توسل به درگاه خداوند است.و به تقویت و پیوند و ارتباط قلبی با پروردگار بپرداز که در حقیقت، رجب عید کسانی است که قصد به اصلاح قلوب خود دارند.?از قول آقای فیاض بخش هم می‌توان گفت: چنان در رجب آراسته باش، گویی که مهمانِ خانهِ حق تعالی شده ای.در این ایام باید، لباس خوب بپوشی، بوی خوب بدهی و حتی مراقب خاک و غبار لباست هم باشی..!چنان که به مهمانی وارد شده ای و ملاحظات می‌کنی!و بدان که تو به با ارزش ترین مهمانی خدا دعوت شده ای!&quot;اولین شب جمعه&quot; را قدر دان!خداوند فرموده این شب را برای تویِ بنده اختصاصا آفریدم و آن را &quot;لیلة الرغائب&quot; نامیدم تا بخواهی و من آنقدر به تو عطا کنم، کرم کنم و ببخشم که ندانی چه گنجینه عظیمی چگونه و در چه حال بر وجودت و بر زندگی ات نازل شده...?آیت الله فاطمی نیا هم در باب توبه و مغفرت در این ایام فرموده اند:یکی از ذکر هایی که توجه به معنایش در تحقق تاثیرش موثر است، ذکر نورانی &quot;یا مُقیل العَثَرات&quot; است.این ذکر به این معناست که خدایا تو لغزشها را اقاله می‌کنی و اقاله کردن چنان است که گویی هیچ گناهی نداشته ای و هیچ گناهی مرتکب نشده ای...و توصیه شده اگر در قنوت و یا سجده، توبه کرده و این ذکر را بگویید توفیقاتی که گاهی با گناه سلب می‌شود، به شما باز می‌گردد.?گمشده لیبی، امام موسی هم نکته‌ای مطرح کرده و گفتند: در مسئله مغفرت دو بحث است که عاملِ گناهِ کبیره می‌شود:ابتدا ناامیدی از بخشش خدا و دیگری فراموشی عقاب و جزای خدا.ایشان یادآور شده اند که: در همه حال خوف و رجا را باهم، هم‌زمان باید در دل زنده نگه داشت و اگر فراموش شد، فاتحه این مدل بندگی را باید خواند.?در آخر لازم است به حکایتی نقل شده از پیغمبر اسلام حضرت محمد(ص) بپردازیم که از قول ایشان شنیده شد: در آسمان هفتم ملکی ست که &quot;داعی&quot; نام دارد.و وظیفه او انتقال پیام الهی به بندگان است.هنگامه ی ماه رجب که می‌شود، شب تا صبح را ندا می‌دهد:_طوبی للذاکرین_طوبی للطاعینخداوند هم با او هم نوا میشود.و می‌فرماید: من در همه حال همراه کسانی هستم که اطاعتم میکنند‌ و با من همراه اند‌.در این میان خداوند به ماه &quot;رجب&quot; اشاره کرده و می‌فرمایند: این ماه، از آن من است و رحمت من بر آسمانِ دلِ هر مومنی سرازیر است...هرکس از بندگانم راهنما بخواهد، راهنمایش میشوم.و ریسمان الهی پهن است برای هرکس که دست به سمتِ آن بلند کند.و در نهایت در این ماه می‌توان به خدا رسید‌‌‌....حاج اقا مجتبی تهرانی هم در این باره، توصیه کرده‌اند:《باید درونت را زیر و رو کنی!》اگر اهل سماع باشی، ندای داعی و پروردگار را می‌شنوی و اگر نبودی رجب فرصت اهل سماع شدن است. فقط لازم است که به درونت بنگری!*چه خوب است که از برکات و فضائل این ماه و انجام آداب ویژه آن غافل نشویم.التماس دعا??</description>
                <category>aghidati komision</category>
                <author>aghidati komision</author>
                <pubDate>Tue, 16 Feb 2021 09:29:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اَین الرجبیون</title>
                <link>https://virgool.io/@aghidatikomision/%D8%A7%D9%8E%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AC%D8%A8%DB%8C%D9%88%D9%86-f20w6n9q1wji</link>
                <description>?در کشاکش روزگاری که درد پشت درد و غم پشت غم ردیف می‌شد.پروردگار، شهری را به عابدانش عطا کرد...ملائکه کرور کرور عطاِ غیر قابل باور و رحمت بر زمین نشسته را می‌دیدند و در توصیف این ماه گفته اند که: هرگونه کشت و کشتار و جنگ در این ماه حرام است و نباید هیچ خونی از بینی هیچ مخلوقی جاری شود!✨به راستی که &quot;رجب&quot; را خداوند به زیباترین حالت آرایید.?در توصیف این ماه باید گوش فرا دهیم به سخنان اساتید بزرگ و شرح حال زیبایی برکتِ رجبیه را از ایشان بشنویم:?استاد اخلاق آیت الله حق شناس روایت میکنند که خداوند از بندگانش می‌خواهد در این یک ماه گله و شکایت هیچ بنده ای را به درگاه حضرت حق نیاورند!چرا که پروردگار حق تعالی می‌خواهد آدمیان را به بخشندگی دعوت کند.و ندا می‌رسد که بنده من، ای اشرف مخلوقات، شاید توهم لایق صفت رحمان و رحیم شدی.در این بین راهکارِ رحیم بودن هم خداوند به ما داده، روزه!اگر هم نتوانستی به ازایش در این ماه هر روز صدقه ای به دست سائل بده.همانا دیدن سائل چنان سیقلی به قلبت میکشد که بهترین تراشکار و مخرج کارِ زمینی ها نمی‌تواند چنین الماسی از تو بسازد.?لازم است از بیانات رهبر انقلاب هم یاد کنیم که ایشان فرموده‌اند: شکر گزار خداوند باش  و بران از برکات ماه رجب شکرگزاری و توسل به درگاه خداوند است.و به تقویت و پیوند و ارتباط قلبی با پروردگار بپرداز که در حقیقت، رجب عید کسانی است که قصد به اصلاح قلوب خود دارند.?از قول آقای فیاض بخش هم می‌توان گفت: چنان در رجب آراسته باش، گویی که مهمانِ خانهِ حق تعالی شده ای.در این ایام باید، لباس خوب بپوشی، بوی خوب بدهی و حتی مراقب خاک و غبار لباست هم باشی..!چنان که به مهمانی وارد شده ای و ملاحظات می‌کنی!و بدان که تو به با ارزش ترین مهمانی خدا دعوت شده ای!&quot;اولین شب جمعه&quot; را قدر دان!خداوند فرموده این شب را برای تویِ بنده اختصاصا آفریدم و آن را &quot;لیلة الرغائب&quot; نامیدم تا بخواهی و من آنقدر به تو عطا کنم، کرم کنم و ببخشم که ندانی چه گنجینه عظیمی چگونه و در چه حال بر وجودت و بر زندگی ات نازل شده...?آیت الله فاطمی نیا هم در باب توبه و مغفرت در این ایام فرموده اند:یکی از ذکر هایی که توجه به معنایش در تحقق تاثیرش موثر است، ذکر نورانی &quot;یا مُقیل العَثَرات&quot; است.این ذکر به این معناست که خدایا تو لغزشها را اقاله می‌کنی و اقاله کردن چنان است که گویی هیچ گناهی نداشته ای و هیچ گناهی مرتکب نشده ای...و توصیه شده اگر در قنوت و یا سجده، توبه کرده و این ذکر را بگویید توفیقاتی که گاهی با گناه سلب می‌شود، به شما باز می‌گردد.?گمشده لیبی، امام موسی هم نکته‌ای مطرح کرده و گفتند: در مسئله مغفرت دو بحث است که عاملِ گناهِ کبیره می‌شود:ابتدا ناامیدی از بخشش خدا و دیگری فراموشی عقاب و جزای خدا.ایشان یادآور شده اند که: در همه حال خوف و رجا را باهم، هم‌زمان باید در دل زنده نگه داشت و اگر فراموش شد، فاتحه این مدل بندگی را باید خواند.?در آخر لازم است به حکایتی نقل شده از پیغمبر اسلام حضرت محمد(ص) بپردازیم که از قول ایشان شنیده شد: در آسمان هفتم ملکی ست که &quot;داعی&quot; نام دارد.و وظیفه او انتقال پیام الهی به بندگان است.هنگامه ی ماه رجب که می‌شود، شب تا صبح را ندا می‌دهد:_طوبی للذاکرین_طوبی للطاعینخداوند هم با او هم نوا میشود.و می‌فرماید: من در همه حال همراه کسانی هستم که اطاعتم میکنند‌ و با من همراه اند‌.در این میان خداوند به ماه &quot;رجب&quot; اشاره کرده و می‌فرمایند: این ماه، از آن من است و رحمت من بر آسمانِ دلِ هر مومنی سرازیر است...هرکس از بندگانم راهنما بخواهد، راهنمایش میشوم.و ریسمان الهی پهن است برای هرکس که دست به سمتِ آن بلند کند.و در نهایت در این ماه می‌توان به خدا رسید‌‌‌....حاج اقا مجتبی تهرانی هم در این باره، توصیه کرده‌اند:《باید درونت را زیر و رو کنی!》اگر اهل سماع باشی، ندای داعی و پروردگار را می‌شنوی و اگر نبودی رجب فرصت اهل سماع شدن است. فقط لازم است که به درونت بنگری!*چه خوب است که از برکات و فضائل این ماه و انجام آداب ویژه آن غافل نشویم.التماس دعا??</description>
                <category>aghidati komision</category>
                <author>aghidati komision</author>
                <pubDate>Mon, 15 Feb 2021 07:03:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخ اسلام شناسی (غزوه بنی نضیر)</title>
                <link>https://virgool.io/@aghidatikomision/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%BA%D8%B2%D9%88%D9%87-%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%B6%DB%8C%D8%B1-xv3zlsml27bh</link>
                <description>بنی نضیریان یهودیان ساکن جنوب شرقی مدینه بودندبه واسطه‌ی قلعه و مزارع و نخلستان و ثروت و دارایی، قدرتِ بزرگی به شمار می‌رفتند...با پیامبر(ص) پیمان عدم تعرض و دوستی بسته بودند قرار بود بر ضد مسلمانان اقدامی نکنند و کسی را علیه ایشان تحریک ننمایند.اما بعد از شکست مسلمان در احد و کشته شدن رجال علمی بسیار خوش‌حال بودند و قصد داشتند شورشی بر پا کنند تا به دیگر قبائل بفهمانند اتحاد و وحدت در مدینه وجود ندارد و می‌توان حکومت نوپای اسلام را سرنگون ساخت...دوباره زبان یهود به استهزای مسلمانان باز شده بود و آنان را مورد شماتت قرار می‌دادند...و با نقش‌های شومشان به دنبال قتل پیامبر(ص) بودند...اقدام به ترور پیامبر(ص) روشن ترین مظهر خیانت یهودیان بود و توطئه‌هایشان پیمان شکنی آنان را تلقی می‌کرد...رفتار و حرکات یهودیان خود اعلان جنگ بود...علی(ع) به دستور رسول خدا(ص) به سوى بنى نضیر حرکت کرد... پیامبر اکرم(ص) در پى‌آمد و دژهاى بنى نضیر را محاصره کردند...قطعا فرماندهی سپاه و پرچمدار رسول خدا(ص) بودنِ علی(ع) موجب رعب و وحشت یهودیان شده بود...خيمه رسول خدا را در دورترين نقطه محله بنی خطمه برپا کردند...بازهم ایشان از شبیخون‌ها و تیرهای یهودیان در امان نبودند...شجاعت و دلاوری‌های علی(ع) بود که باعث شد تیراندازانی که خیمه‌ی رسول خدا را نشانه گرفته بودند دستگیر شدند و سربریدیشان را به دستور پیامبر(ص) در یکی از چاه‌های بنی خطمه انداختند... همین مسئله علت فتح دژ‌های بنی نظیر بود...کینه‌ی اینها بیش از پیامبر از علی(ع) بود که با رشادتهای خود امید ناچیزشان را نا امید می‌کرد...قریب به ۲۱ روز محاصره بودند...پیامبر (ص) به مسلمانان دستور داد تا تعدادی از درختان خرماى بنى نضیر را بریده و آتش بزنند. یهودیان فریاد برآوردند که: اى محمّد، تو مردم را از تباهى و فساد در زمین باز مى ‌داشتى. حال چه شده که درختان خرما را قطع مى‌ کنى و مى سوزانى؟!همانجا بود که آیه‌ی«ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکتُمُوها قائِمَةً عَلى‌ أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِیخْزِی الْفاسِقِینَ»(آنچه از درختان خرما بریدید یا آن‌ها را بر ریشه‌ هایشان بر جاى نهادید، به فرمان خدا بود، تا نافرمانان را خوار گرداند.) نازل شد...بعد از این غزوه مقرر شد که یهودیان قلعه و زمین‌های زراعی ونخلستان‌های خود را برای مسلمانان باقی بگذارند و مدینه را ترک کنند.هنگامی که از قلعه‌ی خود با خفت مجبور به خروج شدند، پیامبر به آنها اجازه داد تا هر چه اموال منقول دارند با خود ببرند، آنها حتی درهای خانه‌های خود را هم از جا درآوردند و هر چه داشتند را نابود کردند و بدون اینکه کسی با آنها کاری داشته باشد رفتند...غزوه بنی نضیر یکی از غزوات پیامبر با یهودیان بود که در آن بدون ریختن خونی و تاختن اسبی سپاه اسلام به پیروزی رسید.</description>
                <category>aghidati komision</category>
                <author>aghidati komision</author>
                <pubDate>Sun, 08 Nov 2020 11:16:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صَبرِ مُحَمَّد (صَلَّی اَللّهُ عَلیهِ وَ آلهِ و سَلَّم)</title>
                <link>https://virgool.io/@aghidatikomision/%D8%B5%D9%8E%D8%A8%D8%B1%D9%90-%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8E%D9%85%D9%91%D9%8E%D8%AF-%D8%B5%D9%8E%D9%84%D9%91%D9%8E%DB%8C-%D8%A7%D9%8E%D9%84%D9%84%D9%91%D9%87%D9%8F-%D8%B9%D9%8E%D9%84%DB%8C%D9%87%D9%90-%D9%88%D9%8E-%D8%A2%D9%84%D9%87%D9%90-%D9%88-%D8%B3%D9%8E%D9%84%D9%91%D9%8E%D9%85-wo8ltphhoxcd</link>
                <description> میان سردی و تاریکیِ گناه بودیم.قلبمان مثل سنگ بود.آمدی با خودت نور آوردی، رحمت آوردی.رحمتی نه فقط محدود به ما بلکه به وسعت تمام جهان، زمانیکه روح الامین ندا آورد؛ وَ ما أَرْسَلْناک إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ، آغاز ماموریتِ مهربانیِ تو بود.“امین” و “امن” و “مومن” آنقَدَر دنیا خطابت کردخدا طاقت نیاورد و سرانجام انتخابت کردتو مهربان ترین بودی، منذر و مُبَّشِر برای ماو مارا بشارت دادند که أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ شمایید و از آن‌روز سختی برای شما آغاز شد...بنی بشرِ محتاجِ محبت که شما مأمنش بودید، آزارتان داد.انذار دادنمان :بى‌گمان، كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مى‌رسانند، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خفت‌آور آماده ساخته است.نفهمیدیم.برای شما ندا آمد صبر کن محمد...جانت به سختی افتاد تا سر به راهمان کنید.زخم برداشتید تا هدایتمان کنید.درد کشیدید، اهانت شنیدید، شاید ما مسیر هدایت را ببینیم و امان از بنی بشرِ همیشه نابینا.خشکسالی و قحطی حجاز را، برکت و سبزی بخشیدید.نمک به سفره ها آوردید و جاهلیتِ نمک نشناس، باز هم مثل همیشه نمکدان شکست.باز شما را صبر بخشیدند و برایتان آیه فرستادند؛ که مى‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند، اما تو آرام باش حال آنكه خدا، گر چه كافران را ناخوش افتد، نمیگذارد. نور خود را كامل خواهد گردانید.تو تنها نیستی محمد...صبر پیشه کن، نورِ اَلله خاموش شدنی نیست و مسیرِ هدایتت بن بست نیست،نتیجه خواهی دید...گذشت زمان و نسل ما رسید.نسلی که میانِ عطر و بوی انقلابِ سیدروح الله، دردِ فقدان دین را بهتر چشید.غمِ نداشتنِ هوایی از جنس فریادِ اعتقادش...روزگاری که همه ی جهان یک دست شده بودند برای خفه کردنِ نورِ الهی و نتوانستند.چهل سال گذشت، ظاهر اعتراض ها اسم پویش به خود گرفت، تجمع ها در فضای نمایه کاربری صورت گرفتنوشتار های تابلو ها را هشتگ ها به دوش میکشیدند، اما بازهم دست دشمن آنجا بود.درست زمانی که همه دنیا لباس حاج قاسم را به تن کرده بودند.با همان دست های خونی و شعار های آزادی بیان، قصد سفید کردن شهر سیاه پوش را داشتند اما مگر میشود، که نمی شود!جهالت، همه ی دنیا را گرفت و سیدعلی جاهلیت مدرن خواندش.دنیا ویرانه شده بود، تاریخ ها به میلادی میگشتند، قطب‌نماها سمت غرب را نشان میدادند، غرب زدگی همه عالم را گرفته بود، به جهان اول و دوم و سوم تقسیم‌مان کرده بودند که از حوالی میدان شان دو مارس، همان جایی که ناپلئون را به خاک سپردند، هول و حوش برجی که به نام سازنده اش ایفل خوانده شد از فرانسه صدایی شما را به سخره گرفت.همه جهان قد علم کرد که پا قلم کند، که به چه جراتی؟به چه حقی؟به چه عقیده ای؟محمد را ؟ او که بهترین عالم بود و بهتر از اون نیامد و نام خاتم جز او به کسی تعلق نگرفت.باز ادعای آزادی بیان؟آخر چرا مگر کسی مانع مسیحیت بود؟ مانع یهود ؟ مانع ادیان بود؟گفتید آزادی بیان وَ زنان را به جرم حجاب محروم از شغل و تحصیل کردید.گفتید یا پیشرفت یا حجاب؟ معلوم است عقبی را به دنیا نمی دهند.این سالها، همه درگیر بودند و حق ها ناحق میشدند.تازگی برایتان نوشتیم و چند سال است با خود از عشق به شما به تمام زبان های جهان میگوییم.اما محمدا، علی (ع) تو را اجوَدالمُستَمطرین خواند، که کرمت مثل بارش باران است.حال باز شما را کوچک شمردند...باز ما را شرمنده ی رحمت و مهربانیت کردند.باز خاکروبه از بام خانه ها ریختند و اینبار نه بر سر شما که بر سر مااما ما صبر شما را نداریم!این قوم اهل هدایت نیستند.هزینه ها کردند تا جهنم را برای خودشان بخرند، بهای بهشت که پیشکششاناز غضب خداوند نترسیدند و باز به عزیزترین بنده اش اهانت کردند.کورخواندند، ساکت نمی‌ نشینیم.پرچم اسلام را، بر کوچه ها مانبر شهرمانبر کشورماننقش محمدٌ رسول الله و علیٌ ولی الله را، بر فراز بلند ترین ارتفاعاتشان علم میکنیم.بقیع را پس میگیریمبلاد کفر را مدینه فاضله میکنیم به رهبری اسلام، وَ روزی قدم به قدمِ صاحب الزمان، دنیای فانی را گلستانِ عصر ظهور و خواستگاه تمدن نوین اسلامی خواهیم کرد.اعوذ بالله من الشیطان الرجیممُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًامحمد [ص‌] پيامبر خداست؛ و كسانى كه با اويند، بر كافران، سختگير [و] با همديگر مهربانند. آنان را در ركوع و سجود مى‌بينى. فضل و خشنودى خدا را خواستارند. علامت [مشخصّه‌] آنان بر اثر سجود در چهره‌هايشان است. اين صفت ايشان است در تورات، و مثَل آنها در انجيل چون كشته‌اى است كه جوانه خود برآورد و آن را مايه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‌هاى خود بايستد و دهقانان را به شگفت آورد، تا از [انبوهى‌] آنان [خدا] كافران را به خشم دراندازد. خدا به كسانى از آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده‌است.</description>
                <category>aghidati komision</category>
                <author>aghidati komision</author>
                <pubDate>Wed, 28 Oct 2020 00:58:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهادت عمار یاسر</title>
                <link>https://virgool.io/@aghidatikomision/%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%B1-dcqww13unjpi</link>
                <description>⚠️باید مثل عمار هوشیار بود و فهمید که وظیفه چیست...?رهبرانقلاب: چرا شما عمار را «سلام‌اللَّه‌علیه» میگویید، ولی نسبت به یکی دیگر از صحابی - رفیق عمار - که او هم از مکه بوده و در مکه کتک خورده است، «سلام‌اللَّه‌علیه» نمیگویید؟چون عمار در وقت حساس اشتباه نکرد و فهمید؛ ولی او اشتباه کرد.?ببینید، خط عمار را خط مستقیم میگویند. به نظر من، عمار هنوز هم ناشناخته است.?عمار یاسر را خود ماها هم درست نمیشناسیم. عمار یاسر، یک #حجت قاطعه‌ی الهی است.?من در زندگی امیرالمؤمنین(علیه‌الصّلاةوالسّلام) که نگاه کردم، دیدم هیچ‌کس مثل عمار یاسر نیست؛ یعنی از صحابه‌ی رسول‌اللَّه، هیچ‌کس نقش #عمار_یاسر را در طول این مدت نداشت. آنان زنده نماندند، ولی ایشان حیات بابرکتش ادامه پیداکرد.?هر وقت برای امیرالمؤمنین یک مشکل ذهنی در مورد اصحاب پیش آمد - یعنی در یک گوشه شبهه‌یی پیدا شد - زبان این مرد، مثل سیف قاطع جلو رفت و قضیه را حل کرد. در اول خلافت حضرت همین‌طور، در قضایای جمل و صفین هم همین‌طور، تا در صفین به شهادت رسید. باید مثل عمار هوشیار بود و فهمید که #وظیفه چیست.امام_خامنہ_اے ۱۳۷۰/۵/۳۰? نهم صفر سالروز شهادت عمار_یاسر در سال ۳۷ هجری قمریعمّار بن یاسرعمّار بن یاسر (نام کامل:عمار بن یاسر بن عامر بن مالک) ملقب به ابوالیقظان، از صحابیون محمد پیامبر اسلام و بعدها از طرفداران علی بن ابی طالب گردید.ویژگـی های ظاهـری عمـاراو قامتی بلند و موزون, چشمانی درشت و زیبا و چهره ای گندم گون داشت و در اواخر عمر, رعشه ای براندامش عارض شد. کم حرف و اندیشمند بود و بسیار این ذکر را تکرار می کرد:(به خدای رحمان پناه می برم از فتنه).فضایل عمار:روایاتی از پیامبر اسلام(ص) در فضایل عمار نقل شده است؛ از جمله اینکه آن حضرت فرمودند بهشت مشتاق علی، عمار، سلمان و بلال است. همچنین از پیامبر(ص) نقل شده است که فرمود:عمار با حق است و حق با عمار، عمار گرد حق می چرخد هرجا که باشد، و قاتل عمار در آتش است.عمار با پیامبر صاحادیث و گفته های پیامبر حاکی از عمق ایمان عمار است. در جان او این شعله زبانه می کشید که باید برای نجات دادن جامعه غرق شده در دریای تاریکیها، تلاش نماید. عمار از همان اوان همپای دعوت پیامبر خدا شد. او که به سوی یگانگی خداوند که هیچ شریکی ندارد و ایمان به خداوند عزوجل و تصدیق رسالت نبوت خود دعوت می کرد.حوادث دوران زندگی عمار1 – عمار از کسانی بود که در آغاز اسلام ، مسلمانی خود را آشکار کردند سران قریش او را که یاوری نداشت به شدت شکنجه می کردند و به بند می کشیدند تا عبرت دیگران شود تا حدی که یکبار مجبور شد علیرغم میل باطنی خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله تبری جوید. همه مفسران گفته اند که این آیه درباره او نازل شده که خدای تعالی فرمود:(مگر آن کسی که مجبور شد در حالی که قلبش مطمئن به ایمان بود.2 – او از نخستین افرادی بود که به مدینه مهاجرت کرد و از کسانی بود که به سوی دو قبله نماز خواند.3 – او اولین کسی بود که در خانه خود مسجدی برای نماز ساخت و نیز از اولین کسانی که در اسلام مسجد ساختند.4 – در جنگهای بدر، احد، خندق و همه جنگهای دیگر شرکت داشت و در جنگ بدر، رشادت فوق العاده ای از خود نشان داد و از مشرکان ، حارث بن زمعه و علی بن امیه و ابا قیس بن فا که بن مغیره و عامر بن حضرمی هم پیمان بنی مغیره (69) و یزید بن تمیم یا پسر عبدالله تمیمی هم پیمان بنی مخزوم را کشت و ابوالعاص بن نوفل بن عبد شمس را اسیر گرفت .5 – پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه و آله و شکل گرفتن فتنه سقیفه بنی ساعده طرفدار امیرالمومنین علیه السلام بود و حاضران را به بیعت با آن حضرت فراخواند و یکی از چهار نفری بود که سر خود را تراشیده فرمان حضرت علی علیه السلام را لبیک گفت و یکی از دوازده نفری بود که با جلوس ابوبکر به عنوان خلیفه بر منبر رسول خدا مخالفت کرد.6 – هنگامی که اراذل و اوباش به خانه امیرالمومنین علی علیه السلام حمله کردند عمار و مقداد و سلمان و ابوذر و بریده اسلمی به کمک امام علیه السلام شتافتند.7 – او یکی از خواص حضرت امیرالمومنین بود که شبانه و بطور مخفیانه همراه آن حضرت بر پیکر مطهر صدیقه طاهره نماز خوانده و او را به خاک سپردند.8 – در جنگ با مرتدان حقیقی – نه آنان که از حکومت ابوبکر ناراضی بودند و متهم به ارتداد شدند – شرکت جست و پس از آنکه جمعی از بنی حنیفه را کشت ، گوش خود را از دست داد.9 – در زمان حکومت عمر بن خطاب ، والی کوفه شد و در فتح شهر تستر شرکت داشت و سرپرست سوارکاران بوددر اعزام ارتش برای فتح ری و دستبی و نهاوند و غیر آن کوشا بود. گروهی از منافقان مانند جریر بجلی به او تهمت زده و از او سعایت کردند و در نتیجه عمر او را به بهانه آنکه آگاه به سیاست نیست ، عزل کرد هنگامی که عمار به مدینه بازگشت ، عمر گفت :آیا از اینکه ترا معزول کردم ناراحت شدی ؟عمار گفت :هم آن زمان که مرا به سرپرستی کوفه واداشتی و هم آن زمان که مرا از کار بر کنار کردی ، ناراحت شدماین کنایه ای لطیف بود حاکی از اینکه تولیت و عزل ، حق عمر نیست بلکه باید به دست امام بر حق (امیرالمومنین علی علیه السلام ) باشد.10 – در جریان شورای شش نفره ، عمار چون قهرمانی به دفاع از حق امیرالمومنین علی علیه السلام برخاست و در سخنرانی شورانگیز خود که از زیباترین خطبه هاست آمادگی خویش را برای دفاع و جنگیدن در رکاب امام علیه السلام اعلان کرد این هنگامی بود که بازیگران شورا، عثمان را به عنوان خلیفه سوم تعیین کردند.11 – او از نخستین کسانی به شمار می رود که حق را آشکار نمود و با حاکمان نرمش نکرد و از قدرت آنها نهراسید علیه سیاست عثمان و بدعت های او اعتراض کرد در نتیجه عثمان او را مورد ضرب و شتم قرار داد و با لگد به شکم و عورت او زدند به طوری که دچار فتق شده و بیهوش ‍ گردید12 – وقتی ابوذر به دستور عثمان به ربذه تبعید شد با وجود نهی عثمان از تودیع و مشایعت او، عمار در مراسم خداحافظی با دوست دیرینه اش ابوذر شرکت کرد و عثمان تصمیم گرفت تا او را نیز مانند ابوذر تبعید کند، اما با مخالفت شدید امیر مومنان علی علیه السلام و بنی مخزوم و مسلمانان دیگر روبرو شد و به اجبار از این کار منصرف شد.13 – هنگامی که آتش انقلاب علیه عثمان شعله ور گردید، عمار در میان انقلابیون حضور داشت و در قتل عثمان شرکت کرد.14 – عمار پی از قتل عثمان ، برای بیعت با امیرمومنان علی علیه السلام شتافت و از آن حضرت خواست تا امتناع کنندگان از بیعت را تحت فشار قرار دهد، همچنین وی برای امتناع کنندگان دلیل می آورد و آنها را بشدت سرزنش می کرد.15 – هنگامی که فتنه ناکثین (بیعت شکنان ) به اوج رسید امیرمومنان علی علیه السلام بعضی از اصحاب مورد اعتماد خود را (که از زمره آنها عمار یاسر بود) جمع کرد و با آنان مشورت کرد. عمار و اصحاب اشاره کردند که بهتر است به سوی کوفه حرکت کنند و حضرت امر فرمود که جارچیان برای حرکت جار بزنند.16 – عمار همراه امام حسن مجتبی علیه السلام به امر امیرمومنان به سوی کوفه حرکت کرد مالک اشتر و قیس بن سعد پس از ایشان رفتند تا ابوموسی اشعری که در آنجا مردم را از پیوستن به امیر مومنان علی علیه السلام باز داشته بود عزل کرده و مردم را به جنگ با ناکثین برانگیزد. عمار سخنرانی کرد و با دلایل استوار ومحکم مردم را برانگیخت و ابوموسی را از منبر پایین کشید.17 – عمار شعله سرکش جنگ و سوارکاری قدرتمند بود. امیر مومنان علی علیه السلام مسئولیت های جنگی فراوانی را در جنگ جمل به عهده او نهاد و او به هنگامی که حضرت از ذی قار به بصره حرکت کرد و در خریبه فرود آمد. همراه هزار سوار جنگاور، فرماندهی میمنه سپاه امیر مومنان را به عهده داشت . نیز وقتی دیگر حضرت او را بر همه سپاه فرماندهی داد و باز در صبح پنجشنبه یا جمعه دهم جمادی الاولی یا جمادی الاخر، از سال 36 هجری که با دشمن روبرو شد عمار را بر میسر سپاه فرماندهی داد و زمانی که تنور جنگ گرم شد عمار رشادت فوق العاده ای از خود بروز داد.18 – عمار در جنگ جمل تعداد زیادی از دلیران لشکر عایشه را کشت مانند:شیطان سپاه جمل و پهلوان خونریز آنها عمرو بن یثربی و عثمان الضبی و بشر بن عمرو الضبی و…، همچنین امام علیه السلام و اصحاب دلیر آن حضرت در کشتن شتر عایشه شرکت داشت .19 – پس از آنکه خداوند جمع ناکثین را در هم شکست و قاسطین سر بر آوردند امیر مومنان علی علیه السلام با اصحاب خود برای رفتن به سوی شام مشورت کرد و عمار از اولین کسانی بود که به رفتن و جنگیدن با معاویه رای داد.20 – عمار یکی از محورهای اصلی جنگ صفین بود. امام علیه السلام او را در اول صفر سال 37 هجری هنگامی که فرماندهان را تعیین می فرمود، فرمانده سواران لشکر و پیادگان کوفه قرار داد.عمار در جنگ روز جمعه سوم صفر سال 37 ه‍ فرمانده سپاه بود و با سپاه شام که در آن روز عمرو عاص آن را اداره می کرد، جنگید. جنگ شدت یافت تا آنکه تاریکی شب دو سپاه را از هم جدا نمود و پیروزی در این جنگ با عمار و سپاه اسلام بود در جنگ روز هفتم صفر سال 37 هجری ، قاریان قرآن همراه عمار و قیس بن سعد و عبدالله بن بدیل با سپاه معاویه می جنگیدند.پاسخ عمار به شبهه های یهودیاندشمنان اسلام با روش های گوناگون می کوشیدند تا یاران رسول خدا(ص) را به تردید دچار سازند. یکی از ترفندهای منافقان و دشمنانی چون یهودیان این بود که می کوشیدند با طرح شبهه، در اعتقاد مسلمانان تزلزل ایجاد کنند. آورده اند پس از شکست مسلمانان در جنگ احد، شماری از یهودیان با عمار یاسر و حذیفه بن یمان دیدار کردند و به آنان گفتند:«آیا آنچه در جنگ احد بر سر شما آمد، ندیدید؟ این جنگ نشان داد که محمد(ص) پیامبر خدا نیست و جنگ او مانند جنگ دیگر فرمانروایانی است که گاهی شکست می خورند و گاهی پیروز می گردند. بنابراین، از چنین دینی [که سست و فاقد توان غیبی است] دست بردارید. آیا خسارت هایی که بر شما وارد شد، برای اینکه از ایمان و اسلام دست بردارید، کافی نیست؟»حذیفه بن یمان با اینکه در شمار یاران باشخصیت و بزرگ پیامبر بود، با شنیدن این حرف ها ناراحت شد و در حالی که ایشان را لعن می کرد، از مجلس خارج شد. ولی عمار یاسر ماند و به شبهه ای که آنها مطرح کردند، این گونه پاسخ داد:«ای یهودیان، محمد(ص) در جنگ بدر به اصحاب خود وعده ی پیروزی داد؛ به شرط آنکه صبر و پایداری پیشه کنند. چون مسلمانان در آن جنگ پایداری کردند، پیروز شدند. در جنگ احد نیز پیامبر به شرط صبر و پایداری وعده ی پیروزی را داده بود، ولی گروهی از مسلمانان، لحظه ای دستور پیامبر خدا را نادیده گرفتند و از جنگ دست کشیدند و به آن شکست تلخ دچار شدند. اگر آنان از محمد پیروی می کردند، بدون تردید باز پیروز میدان بودند». یهودیان چون از پاسخ عمار غافل گیر شدند، به او گفتند:‌«آیا [پیامبر] با پیروی افرادی مانند تو بر بزرگان قریش پیروز می شد، با اینکه ضعف و ناتوانی از ظاهر و امکانات ناچیز شما آشکار است؟ این شکست بدون تردید از کم شماری نیرو و امکانات جنگی تان بود، نه به سبب سرپیچی از پیامبرتان». عمار به آنان پاسخ داد:«سوگند به خدا، با پیروی از پیامبر بی شک به هدفمان می رسیم. خداوند توانا وعده داده است که هر کس از دستورهای وی پیروی کند، پیروز می شود و وعده ی خدا حق است».وقتی عمار با عنایت پیامبر اکرم(ص) توانست به گونه ای معجزه آسا، سنگ بزرگی را که چند برابر وزنش بود، بردارد، برخی از یهودیان حاضر، به معجزه بودن این کار اعتراف کردند و همان جا ایمان آوردند. اما برخی باز بر عناد و انکار خود پای فشردند. عمار خواست با ایشان درگیر شود، ولی پیامبر اکرم(ص) فرمود:«ای عمار، خداوند می فرماید:&quot;عفو و گذشت کنید تا خداوند فرمان خویش(جهاد) را بفرستد&quot;شهادت عمار یاسرعمار یاسر (ع) در «جنگ صفین» اجازه نبرد از امیرالمؤمنین گرفت. عمار احساس کرده بود که اینک زمان شهادت او رسیده است. عمار یاسر از امیرالمؤمنین سئوال کرد یا امیرالمؤمنین امروز همان روزی است که پیامبر برایم تعریف کرده است؟امام ،عمار را در آغوش کشید و با او وداع کرد و آخرین توشه خود را - بنا بر پیش بینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ـ که شیر بود نوشید و ندا داد الیوم القی لاحبه محمدا و حزبه؛ امروز، دوستان، محمد و حزب او را دیدار می‏کنم.او پس از نبردی دلاورانه سرانجام به شهادت رسید. شهادت عمار یاسر، گرچه در حضرت امیر و یارانش شدیداً اثر گذاشت و آنان را غمگین ساخت، ولی در تزلزل روحیه سپاه شام و رسوا نمودن معاویه هم بسیار مؤثر بود.عمار یاسر، این شیرمرد شجاع، در 94سالگی به آستان پروردگارش عروج کرد و خطی از حماسه و ایمان و ولایت را برای همیشه، پیش روی رهروان حق باز کرد.ارکان اربعه شیعه چه کسانی بودند و چرا چنین لقب گرفتند؟?ارکان اربعه شیعه به چهار شخصیت بزرگ شیعه گفته می‌شود که افتخار آن را داشتند به عنوان نخستین معتقدان به ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام شناخته شوند و شیعه با آن‌ها شناخته شود.?این شخصیت‌های بزرگوار عبارتند از سلمان فارسی، ابوذر غِفاری، مقداد بن أسود و عمار یاسر که سلام خدا بر همه آن‌ها باد. از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم حدیث است که به امیرمومنان فرموده بود که &quot;یا علی! انتَ و شیعُتک هم الفائزون&quot; واژه شیعه برای پیروان حضرت علی علیه‌السلام در لسان رسول خدا به کار برده شده است و این چهار نفر که در تعابیری و احادیثی از پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم آمده است که بهشت مشتاق زیارت آن‌ها هست به سبب پایداری بر امر ولایت امیرمومنان علیه‌السلام و دفاع جانانه از حقانیت آن وجود مقدس پس از رحلت نبی اکرم و خیانت و توطئه پلید سقیفه به عنوان ارکان اربعه شیعه شناخته شدند که از نظر مقام بالاترین مقام را دارند.#عقیدتی</description>
                <category>aghidati komision</category>
                <author>aghidati komision</author>
                <pubDate>Sun, 27 Sep 2020 18:19:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهادت عمار یاسر</title>
                <link>https://virgool.io/@aghidatikomision/%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%B1-p4wmdodcudgn</link>
                <description>⚠️باید مثل #عمار #هوشیار بود و فهمید که #وظیفه چیست...?رهبرانقلاب: چرا شما عمار را «سلام‌اللَّه‌علیه» میگویید، ولی نسبت به یکی دیگر از صحابی - رفیق عمار - که او هم از مکه بوده و در مکه کتک خورده است، «سلام‌اللَّه‌علیه» نمیگویید؟ چون عمار در وقت حساس اشتباه نکرد و فهمید؛ ولی او اشتباه کرد.?ببینید، خط عمار را خط مستقیم میگویند. به نظر من، عمار هنوز هم ناشناخته است.?عمار یاسر را خود ماها هم درست نمیشناسیم. عمار یاسر، یک #حجت قاطعه‌ی الهی است.?من در زندگی امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) که نگاه کردم، دیدم هیچ‌کس مثل عمار یاسر نیست؛ یعنی از صحابه‌ی رسول‌اللَّه، هیچ‌کس نقش #عمار_یاسر را در طول این مدت نداشت. آنان زنده نماندند، ولی ایشان حیات بابرکتش ادامه پیداکرد.?هر وقت برای امیرالمؤمنین یک مشکل ذهنی در مورد اصحاب پیش آمد - یعنی در یک گوشه شبهه‌یی پیدا شد - زبان این مرد، مثل سیف قاطع جلو رفت و قضیه را حل کرد. در اول خلافت حضرت همین‌طور، در قضایای جمل و صفین هم همین‌طور، تا در صفین به شهادت رسید. باید مثل عمار هوشیار بود و فهمید که #وظیفه چیست. #امام_خامنہ_اے۱۳۷۰/۵/۳۰? نهم صفر سالروز #شهادت جناب #عمار_یاسر در سال ۳۷ هجری قمریعمّار بن یاسرعمّار بن یاسر (نام کامل:عمار بن یاسر بن عامر بن مالک) ملقب به ابوالیقظان، از صحابیون محمد پیامبر اسلام و بعدها از طرفداران علی بن ابی طالب گردید.ویژگـی های ظاهـری عمـاراو قامتی بلند و موزون, چشمانی درشت و زیبا و چهره ای گندم گون داشت و در اواخر عمر, رعشه ای براندامش عارض شد. کم حرف و اندیشمند بود و بسیار این ذکر را تکرار می کرد:(به خدای رحمان پناه می برم از فتنه).فضایل عمار:روایاتی از پیامبر اسلام(ص) در فضایل عمار نقل شده است؛ از جمله اینکه آن حضرت فرمودند بهشت مشتاق علی، عمار، سلمان و بلال است. همچنین از پیامبر(ص) نقل شده است که فرمود:عمار با حق است و حق با عمار، عمار گرد حق می چرخد هرجا که باشد، و قاتل عمار در آتش است.عمار با پیامبر صاحادیث و گفته های پیامبر حاکی از عمق ایمان عمار است. در جان او این شعله زبانه می کشید که باید برای نجات دادن جامعه غرق شده در دریای تاریکیها، تلاش نماید. عمار از همان اوان همپای دعوت پیامبر خدا شد. او که به سوی یگانگی خداوند که هیچ شریکی ندارد و ایمان به خداوند عزوجل و تصدیق رسالت نبوت خود دعوت می کرد.حوادث دوران زندگی عمار1 – عمار از کسانی بود که در آغاز اسلام ، مسلمانی خود را آشکار کردند سران قریش او را که یاوری نداشت به شدت شکنجه می کردند و به بند می کشیدند تا عبرت دیگران شود تا حدی که یکبار مجبور شد علیرغم میل باطنی خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله تبری جوید. همه مفسران گفته اند که این آیه درباره او نازل شده که خدای تعالی فرمود:(مگر آن کسی که مجبور شد در حالی که قلبش مطمئن به ایمان بود.2 – او از نخستین افرادی بود که به مدینه مهاجرت کرد و از کسانی بود که به سوی دو قبله نماز خواند.3 – او اولین کسی بود که در خانه خود مسجدی برای نماز ساخت و نیز از اولین کسانی که در اسلام مسجد ساختند.4 – در جنگهای بدر، احد، خندق و همه جنگهای دیگر شرکت داشت و در جنگ بدر، رشادت فوق العاده ای از خود نشان داد و از مشرکان ، حارث بن زمعه و علی بن امیه و ابا قیس بن فا که بن مغیره و عامر بن حضرمی هم پیمان بنی مغیره (69) و یزید بن تمیم یا پسر عبدالله تمیمی هم پیمان بنی مخزوم را کشت و ابوالعاص بن نوفل بن عبد شمس را اسیر گرفت .5 – پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه و آله و شکل گرفتن فتنه سقیفه بنی ساعده طرفدار امیرالمومنین علیه السلام بود و حاضران را به بیعت با آن حضرت فراخواند و یکی از چهار نفری بود که سر خود را تراشیده فرمان حضرت علی علیه السلام را لبیک گفت و یکی از دوازده نفری بود که با جلوس ابوبکر به عنوان خلیفه بر منبر رسول خدا مخالفت کرد.6 – هنگامی که اراذل و اوباش به خانه امیرالمومنین علی علیه السلام حمله کردند عمار و مقداد و سلمان و ابوذر و بریده اسلمی به کمک امام علیه السلام شتافتند.7 – او یکی از خواص حضرت امیرالمومنین بود که شبانه و بطور مخفیانه همراه آن حضرت بر پیکر مطهر صدیقه طاهره نماز خوانده و او را به خاک سپردند.8 – در جنگ با مرتدان حقیقی – نه آنان که از حکومت ابوبکر ناراضی بودند و متهم به ارتداد شدند – شرکت جست و پس از آنکه جمعی از بنی حنیفه را کشت ، گوش خود را از دست داد.9 – در زمان حکومت عمر بن خطاب ، والی کوفه شد و در فتح شهر تستر شرکت داشت و سرپرست سوارکاران بوددر اعزام ارتش برای فتح ری و دستبی و نهاوند و غیر آن کوشا بود. گروهی از منافقان مانند جریر بجلی به او تهمت زده و از او سعایت کردند و در نتیجه عمر او را به بهانه آنکه آگاه به سیاست نیست ، عزل کرد هنگامی که عمار به مدینه بازگشت ، عمر گفت :آیا از اینکه ترا معزول کردم ناراحت شدی ؟عمار گفت :هم آن زمان که مرا به سرپرستی کوفه واداشتی و هم آن زمان که مرا از کار بر کنار کردی ، ناراحت شدماین کنایه ای لطیف بود حاکی از اینکه تولیت و عزل ، حق عمر نیست بلکه باید به دست امام بر حق (امیرالمومنین علی علیه السلام ) باشد.10 – در جریان شورای شش نفره ، عمار چون قهرمانی به دفاع از حق امیرالمومنین علی علیه السلام برخاست و در سخنرانی شورانگیز خود که از زیباترین خطبه هاست آمادگی خویش را برای دفاع و جنگیدن در رکاب امام علیه السلام اعلان کرد این هنگامی بود که بازیگران شورا، عثمان را به عنوان خلیفه سوم تعیین کردند.11 – او از نخستین کسانی به شمار می رود که حق را آشکار نمود و با حاکمان نرمش نکرد و از قدرت آنها نهراسید علیه سیاست عثمان و بدعت های او اعتراض کرد در نتیجه عثمان او را مورد ضرب و شتم قرار داد و با لگد به شکم و عورت او زدند به طوری که دچار فتق شده و بیهوش ‍ گردید12 – وقتی ابوذر به دستور عثمان به ربذه تبعید شد با وجود نهی عثمان از تودیع و مشایعت او، عمار در مراسم خداحافظی با دوست دیرینه اش ابوذر شرکت کرد و عثمان تصمیم گرفت تا او را نیز مانند ابوذر تبعید کند، اما با مخالفت شدید امیر مومنان علی علیه السلام و بنی مخزوم و مسلمانان دیگر روبرو شد و به اجبار از این کار منصرف شد.13 – هنگامی که آتش انقلاب علیه عثمان شعله ور گردید، عمار در میان انقلابیون حضور داشت و در قتل عثمان شرکت کرد.14 – عمار پی از قتل عثمان ، برای بیعت با امیرمومنان علی علیه السلام شتافت و از آن حضرت خواست تا امتناع کنندگان از بیعت را تحت فشار قرار دهد، همچنین وی برای امتناع کنندگان دلیل می آورد و آنها را بشدت سرزنش می کرد.15 – هنگامی که فتنه ناکثین (بیعت شکنان ) به اوج رسید امیرمومنان علی علیه السلام بعضی از اصحاب مورد اعتماد خود را (که از زمره آنها عمار یاسر بود) جمع کرد و با آنان مشورت کرد. عمار و اصحاب اشاره کردند که بهتر است به سوی کوفه حرکت کنند و حضرت امر فرمود که جارچیان برای حرکت جار بزنند.16 – عمار همراه امام حسن مجتبی علیه السلام به امر امیرمومنان به سوی کوفه حرکت کرد مالک اشتر و قیس بن سعد پس از ایشان رفتند تا ابوموسی اشعری که در آنجا مردم را از پیوستن به امیر مومنان علی علیه السلام باز داشته بود عزل کرده و مردم را به جنگ با ناکثین برانگیزد. عمار سخنرانی کرد و با دلایل استوار ومحکم مردم را برانگیخت و ابوموسی را از منبر پایین کشید.17 – عمار شعله سرکش جنگ و سوارکاری قدرتمند بود. امیر مومنان علی علیه السلام مسئولیت های جنگی فراوانی را در جنگ جمل به عهده او نهاد و او به هنگامی که حضرت از ذی قار به بصره حرکت کرد و در خریبه فرود آمد. همراه هزار سوار جنگاور، فرماندهی میمنه سپاه امیر مومنان را به عهده داشت . نیز وقتی دیگر حضرت او را بر همه سپاه فرماندهی داد و باز در صبح پنجشنبه یا جمعه دهم جمادی الاولی یا جمادی الاخر، از سال 36 هجری که با دشمن روبرو شد عمار را بر میسر سپاه فرماندهی داد و زمانی که تنور جنگ گرم شد عمار رشادت فوق العاده ای از خود بروز داد.18 – عمار در جنگ جمل تعداد زیادی از دلیران لشکر عایشه را کشت مانند:شیطان سپاه جمل و پهلوان خونریز آنها عمرو بن یثربی و عثمان الضبی و بشر بن عمرو الضبی و…، همچنین امام علیه السلام و اصحاب دلیر آن حضرت در کشتن شتر عایشه شرکت داشت .19 – پس از آنکه خداوند جمع ناکثین را در هم شکست و قاسطین سر بر آوردند امیر مومنان علی علیه السلام با اصحاب خود برای رفتن به سوی شام مشورت کرد و عمار از اولین کسانی بود که به رفتن و جنگیدن با معاویه رای داد.20 – عمار یکی از محورهای اصلی جنگ صفین بود. امام علیه السلام او را در اول صفر سال 37 هجری هنگامی که فرماندهان را تعیین می فرمود، فرمانده سواران لشکر و پیادگان کوفه قرار داد.عمار در جنگ روز جمعه سوم صفر سال 37 ه‍ فرمانده سپاه بود و با سپاه شام که در آن روز عمرو عاص آن را اداره می کرد، جنگید. جنگ شدت یافت تا آنکه تاریکی شب دو سپاه را از هم جدا نمود و پیروزی در این جنگ با عمار و سپاه اسلام بود در جنگ روز هفتم صفر سال 37 هجری ، قاریان قرآن همراه عمار و قیس بن سعد و عبدالله بن بدیل با سپاه معاویه می جنگیدند.پاسخ عمار به شبهه های یهودیاندشمنان اسلام با روش های گوناگون می کوشیدند تا یاران رسول خدا(ص) را به تردید دچار سازند. یکی از ترفندهای منافقان و دشمنانی چون یهودیان این بود که می کوشیدند با طرح شبهه، در اعتقاد مسلمانان تزلزل ایجاد کنند. آورده اند پس از شکست مسلمانان در جنگ احد، شماری از یهودیان با عمار یاسر و حذیفه بن یمان دیدار کردند و به آنان گفتند:«آیا آنچه در جنگ احد بر سر شما آمد، ندیدید؟ این جنگ نشان داد که محمد(ص) پیامبر خدا نیست و جنگ او مانند جنگ دیگر فرمانروایانی است که گاهی شکست می خورند و گاهی پیروز می گردند. بنابراین، از چنین دینی [که سست و فاقد توان غیبی است] دست بردارید. آیا خسارت هایی که بر شما وارد شد، برای اینکه از ایمان و اسلام دست بردارید، کافی نیست؟»حذیفه بن یمان با اینکه در شمار یاران باشخصیت و بزرگ پیامبر بود، با شنیدن این حرف ها ناراحت شد و در حالی که ایشان را لعن می کرد، از مجلس خارج شد. ولی عمار یاسر ماند و به شبهه ای که آنها مطرح کردند، این گونه پاسخ داد:«ای یهودیان، محمد(ص) در جنگ بدر به اصحاب خود وعده ی پیروزی داد؛ به شرط آنکه صبر و پایداری پیشه کنند. چون مسلمانان در آن جنگ پایداری کردند، پیروز شدند. در جنگ احد نیز پیامبر به شرط صبر و پایداری وعده ی پیروزی را داده بود، ولی گروهی از مسلمانان، لحظه ای دستور پیامبر خدا را نادیده گرفتند و از جنگ دست کشیدند و به آن شکست تلخ دچار شدند. اگر آنان از محمد پیروی می کردند، بدون تردید باز پیروز میدان بودند». یهودیان چون از پاسخ عمار غافل گیر شدند، به او گفتند:‌«آیا [پیامبر] با پیروی افرادی مانند تو بر بزرگان قریش پیروز می شد، با اینکه ضعف و ناتوانی از ظاهر و امکانات ناچیز شما آشکار است؟ این شکست بدون تردید از کم شماری نیرو و امکانات جنگی تان بود، نه به سبب سرپیچی از پیامبرتان». عمار به آنان پاسخ داد:«سوگند به خدا، با پیروی از پیامبر بی شک به هدفمان می رسیم. خداوند توانا وعده داده است که هر کس از دستورهای وی پیروی کند، پیروز می شود و وعده ی خدا حق است».وقتی عمار با عنایت پیامبر اکرم(ص) توانست به گونه ای معجزه آسا، سنگ بزرگی را که چند برابر وزنش بود، بردارد، برخی از یهودیان حاضر، به معجزه بودن این کار اعتراف کردند و همان جا ایمان آوردند. اما برخی باز بر عناد و انکار خود پای فشردند. عمار خواست با ایشان درگیر شود، ولی پیامبر اکرم(ص) فرمود:«ای عمار، خداوند می فرماید:&quot;عفو و گذشت کنید تا خداوند فرمان خویش(جهاد) را بفرستد&quot;شهادت عمار یاسرعمار یاسر (ع) در «جنگ صفین» اجازه نبرد از امیرالمؤمنین گرفت. عمار احساس کرده بود که اینک زمان شهادت او رسیده است. عمار یاسر از امیرالمؤمنین سئوال کرد یا امیرالمؤمنین امروز همان روزی است که پیامبر برایم تعریف کرده است؟امام ،عمار را در آغوش کشید و با او وداع کرد و آخرین توشه خود را - بنا بر پیش بینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ـ که شیر بود نوشید و ندا داد الیوم القی لاحبه محمدا و حزبه؛ امروز، دوستان، محمد و حزب او را دیدار می‏کنم.او پس از نبردی دلاورانه سرانجام به شهادت رسید. شهادت عمار یاسر، گرچه در حضرت امیر و یارانش شدیداً اثر گذاشت و آنان را غمگین ساخت، ولی در تزلزل روحیه سپاه شام و رسوا نمودن معاویه هم بسیار مؤثر بود.عمار یاسر، این شیرمرد شجاع، در 94سالگی به آستان پروردگارش عروج کرد و خطی از حماسه و ایمان و ولایت را برای همیشه، پیش روی رهروان حق باز کرد.ارکان اربعه شیعه چه کسانی بودند و چرا چنین لقب گرفتند؟?ارکان اربعه شیعه به چهار شخصیت بزرگ شیعه گفته می‌شود که افتخار آن را داشتند به عنوان نخستین معتقدان به ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام شناخته شوند و شیعه با آن‌ها شناخته شود.?این شخصیت‌های بزرگوار عبارتند از سلمان فارسی، ابوذر غِفاری، مقداد بن أسود و عمار یاسر که سلام خدا بر همه آن‌ها باد. از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم حدیث است که به امیرمومنان فرموده بود که &quot;یا علی! انتَ و شیعُتک هم الفائزون&quot; واژه شیعه برای پیروان حضرت علی علیه‌السلام در لسان رسول خدا به کار برده شده است و این چهار نفر که در تعابیری و احادیثی از پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم آمده است که بهشت مشتاق زیارت آن‌ها هست به سبب پایداری بر امر ولایت امیرمومنان علیه‌السلام و دفاع جانانه از حقانیت آن وجود مقدس پس از رحلت نبی اکرم و خیانت و توطئه پلید سقیفه به عنوان ارکان اربعه شیعه شناخته شدند که از نظر مقام بالاترین مقام را دارند.#محمدحسین_رجبی_دوانی</description>
                <category>aghidati komision</category>
                <author>aghidati komision</author>
                <pubDate>Sun, 27 Sep 2020 17:42:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>