<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین قربانمهر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@aghorbanmehr</link>
        <description>از سال ۱۳۸۵ به صورت جدی وارد دنیای برنامه نویسی شدم. در ابتدا با دات نت به صورت حرفه ای شروع کردم و این روزها در زمینه برنامه نویسی وب اپلیکیشن فعالیت دارم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:54:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/648653/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین قربانمهر</title>
            <link>https://virgool.io/@aghorbanmehr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راه اندازی پروژه لاراول با پنل ادمین مترونیک راستچین RTL</title>
                <link>https://virgool.io/@aghorbanmehr/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D9%86%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%86%DB%8C%D9%86-rtl-a0f3tx53jocv</link>
                <description>Metronic 8 Laravel admin panel RTL setupتصویر نسخه RTL پنل ادمین مترونیک نصب شده در لوکال هاست خودم.سلام به همگی.من دو روزی درگیر نصب پنل ادمین مترونیک Metronic نسخه آخر یعنی ۸.۰.۳۸ در لاراول بودم و طبق داکیومنت رسمی خود سایت سازنده پنل مترونیک keenthemes.com داشتم پیش میرفتم.هر کاری میکردم خطا میداد. و در نهایت فقط موفق شده بودم پنل چپ چین رو بالا بیارم.خلاصه بعد از کلی جستجو و تلاش متوجه شدم هیچکس به نتیجه نرسیده یا اگر رسیده روش حل مشکلش رو به اشتراک نگذاشته!خواستم اینجا بهتون بگم که من چطور مشکل رو حل کردم.امروز همه چیز رو پاک کردم! آخرین نسخه انگلیسی رو از سایت babiato.io دانلود کردم و فولدر لاراول رو با دموی ۱ برداشتم و گذاشتم داخل فولدر پروژه ام. فولدر از ابتدا خام! بعد طبق داکیومنت خود مترونیک پیش رفتم ولی با چند تغییر!نکته بسیار مهم: حتما نیازمندی های پروژه رو دقت کنید و ورژن های مورد نیاز رو در زمان نصب رعایت کنید!خب حالا بریم سر تغییراتی که دادم!۱. قبل از اجرای فرمان &quot;npm run dev&quot; رفتم داخل مسیر پروژه و yarn رو نصب کردم و بعدش فرمان &quot;yarn add --dev del&quot; رو اجرا کردم. چون اگر نصب نباشه به del ایراد میگیره و خطا میده!۲. و بعدش به جای فرمان npm run dev که داخل مستندات نصب گفته من فرمان &quot;npm run dev --rtl --demo1&quot; شما میتونید هر دمویی رو که میخواهید رو جایگزین کنید!۳. بعد از اون نسخه های RTL فایل های CSS در فولدر public ایجاد میشن.۴. در مستندات نصب نسخه RTL خود مترونیک گفته که باید در مسیر config/demo1/general.php برید و در آرایه assets آدرس CSS ها رو به ورژن rtl تغییر بدید که اشتباه محض هست!خود مترونیک در نسخه ۸ به بعد طوری طراحی شده که وقتی درخواست RTL میگیره به صورت خودکار خوشد یک rtl به url میسر فایل های CSS اضافه میکنه و اگر شما هم این تغییر رو بدید آدرس میشه public/demo1/css/style.bundle.rtl.rtl.css و این کار رو خراب میکنه!۵. در مرحله بعد باید برید به آدرس app/helpers.php to و تابع isRTL رو پیدا کنید و خروجی رو true کنید! مثل کد زیرfunction isRTL(){return true;}۶.پروژه رو سرو کنید و &quot;php artisan serve&quot; البته میدونید دیگه! باید قبلش هم یک دیتابیس بسازید داخل فایل .env مشخصات دیتابیس رو وارد کنید و بعد هم ماگریشن رو با  سیدر ران کنید که بتونید ظاهر خوبی از پنل ادمین بگیرید! اینجوری: php artisan migrate:fresh --seedامیدوارم به کارتون بیاد و حسابی لذت ببرید خوش باشید.</description>
                <category>امیرحسین قربانمهر</category>
                <author>امیرحسین قربانمهر</author>
                <pubDate>Thu, 19 May 2022 19:27:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع من در دنیای کامپیوتر قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@aghorbanmehr/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-acjmhm4jkuzo</link>
                <description>محیط برنامه نویسی با زبان QBasicالان سال ۱۳۷۶ هست و من امیرحسین ۱۴ ساله غرق در دنیای کامپیوتر و با کدهای ساده کیو بیسیک خودم رو سرگرم کردم. سعی میکنم خودم رو متمایز از بقیه کنم و به جای بازی تنها در خانه و command and conquer با تکه کدهای کیوبیسیک و کار کردن با دستورات محیط DOS در چشم بقیه یک پسربچه حرفه ای در زمینه کامپیوتر هستم.به تصور خیلی ها عجوبه و یا یک نابغه!ولی خب من فقط خیلی دوست داشتم خالق باشم و از مخلوق خودم لذت ببرم.عشق میکردم وقتی یک حلقه مینوشتم و در خروجی میدیدم که یک ماشین که تعدادی حرف X  و O کنار هم چیده شده در صفحه حرکت میکنه و در انتهای صفحه به یک تکه سنگ میخوره و پودر میشه میریزه زمین!یا وقتی که یک ۲۰ سوالی مینوشتم که در انتهای میتونست بگه برنده شدی یا نه. یا یک ماشین حساب ساده.همین حس خالق بودن و همین لذت بود که من رو بیشتر و بیشتر در دنیای کامپیوتر غرق کرد. از همه اینها بهتر آقای عظیمی معلم کامپیوترم در یاران امام بود که خیلی مشوقم بود و با تشویق و تعریف و تمجیدهاش بهم بیشتر انگیزه میداد. این موضوع ادامه داشت تا وقتی که ۱۸ سالم شد و من با مدرک دیپلم رفتم مجتمع کامپیوتر پایتخت سر کار. اونجا دو نفر خیلی هوام رو داشتند منوچهر و محمود. بهم یاد دادند که چطور کامپیوتر رو اسمبل کنم و چطور ویندوز نصب کنم و چطور درایورهاش رو نصب کنم! اون موقع همه با ویندوز ۹۵ کار میکردند که اولین سیستم عامل گرافیکی مایکروسافت بود و بزرگترین تعریفی که ازش میکردند این بود که این DOS نیست! خودش یک سیستم عامل مجزاست! البته ویندوز ۹۸ هم اومده بود و خیلی ها دیگه آپدیت کرده بودند به ویندوز ۹۸ و اگر کسی بلد بود درایورهای فلاپی و سی دی رام و وب کم و صدا و گرافیک رو نصب کنه خیلی شاخ بود. و من همه اینها رو از محمود و منوچهر یاد گرفته بودم. محمود کارهای عجیب غریبی میکرد. مثلا چند مدل مختلف سیستم میبست با سخت افزارهای مشخص و بعد با نورتون گوست ازشون یک ایمیج میگرفت و بعد هر وقت کسی سیستم میخواست یکی از اون کانفیگ ها رو بهش پیشنهاد میداد و بعد از گرفتن سفارش، پروسه عذاب آور نصب ویندوز و درایورهاش رو که معمولا بالای ۵ ساعت طول میکشید رو در کمتر از ۲۰ دقیقه، با باز کردن یک ایمیج تموم میکرد! البته در ماه های آخر که اونجا بودم ویندوز XP هم اومده بود و من متخصص نصب درایورهاش شده بودم.اولین پک نرم افزاری ایران رو هم درست کرده بودیم و اونجا و میفروختیم! البته من فقط میفروختم! اسمش پک آچار فرانسه بود. بعدش یعنی اواخر سال ۸۱  با همون مدرک دیپلم رفتم سربازی و اونجا هم به خاطر اطلاعاتم در زمینه کامپیوتر تونستم جایگاه خوبی پیدا کنم. بعد از سربازی رفتم توی یک موسسه تهیه غذا به اسم قریشی استخدام شدم. کارم عقد قرارداد بود و اونجا هم در زمینه کامپیوتر خیلی توی کارهای فنی کمک میکردم تا زمانی که یک روز هومن از شرکت &quot;به اندیش&quot; برای کارهای شبکه و نصب نرم افزار ثبت سفارشات قریشی که روی دلفی بود و توسط همون شرکت نرم افزاری به‌اندیش نوشته شده بود، اومد دفتر من، یعنی شعبه پل رومی قریشی. مدیر بخش نرم افزار شرکت به اندیش هم آقای رضایی بود که بعدها خیلی ازش براتون تعریف میکنم.اینقدر کارهایی که هومن میکرد، برام جذاب بود که حسابی مخش رو میخوردم! قشنگ میدونستم بدترین روزهای زندگی هومن روزهایی بود که قرار بود بیاد دفتر من برای نصب سرور و این کارها! میدونید چی میگم؟ حس یک عاشقی رو داشتم که بعد از چند سال دوباره عشقش رو پیدا کرده! ولی ایندفعه  راه ارتباط گرفتن با عشقش رو بهتر بلده!نه هومن رو نمیگماااا! منظورم کامپیوتره! :))از اینجا به بعد داستان من در دنیای کامپیوتر جذاب میشه.ادامه دارد....</description>
                <category>امیرحسین قربانمهر</category>
                <author>امیرحسین قربانمهر</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 19:03:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع من در دنیای کامپیوتر قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@aghorbanmehr/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-sml1v5fbfdcp</link>
                <description>سلام.من امیرحسین هستم. متولد ۲۱ تیر ۱۳۶۲. من یک برنامه نویس هستم و قصد دارم داستان زندگی حرفه ایم رو تعریف کنم. از شروع تا کنون. منظورم از حرفه ای، کاری هست! نه اینکه من خیلی آدم حرفه ایی باشم!برای اونهایی که میخوان وارد این حرفه بشن حرفهایی دارم...خب داستان من از خرید اولین کامپیوترم شروع میشه.من اولین کامپیوترم رو سال ۱۳۷۶ در سن ۱۴ سالگی به قیمت ۱ میلیون تومان از پدرم هدیه گرفتم. البته فقط برای من نبود. ولی من دوست دارم فکر کنم که فقط به خاطر من خریده شده بود. اینجوری حس بهتری به داستان پیدا میکنم.اون کامپیوتر یک کامپیوتر از سری X86 بود با پردازنده ۴۸۶ و ۸ مگ رم و ۴ گیگ هارد و فلاپی درایو ۳.۵ اینچی و یک سی دی درایو با سرعت ۲ ایکس. خلاصه خیلی پیشرفته بود.سیستم عامل روش DOS بود. و با NC داخل فولدرها میچرخیدم. البته بعدا ۸ تا فلاپی دیسک از شرکت کفاسیستم به دستم رسیده بود که روش ویندوز ۳.۱ بود. البته سیستم عامل نبود ولی خب یک رابط کاربری گرافیکی خیلی خوب در زمان خودش بود که روی DOS مینشست و کلی کار با کامپیوتر رو لذتبخش تر میکرد. مهندسی که اومده بود کامپیوتر و نصب کنه و تحویل بده پرسید کی قراره با کامپیوتر کار کنه؟پدرم من رو نشون داد.اون بنده خدا گفت عموجون میخوای بازی کنی باهاش؟بابام بهش گفت نه شما بلند شو ببین میخواد باهاش چی کار کنه.من هم نشستم فلاپیی که دستم بود رو گذاشتم توی درایو و QBasic رو نصب کردم و براش یک کمی کد زدم. در حد اینکه چندتا دایره و خط کشیده بشه. من اولین بار کار با کامپیوتر رو توی مدرسه یاران امام زیر نظر معلم کامپیوترمون آقای عظیمی یاد گرفتم. ایشون بهم برنامه نویسی رو یاد داده بود. و این شروع من در دنیای کامپیوتر بود.</description>
                <category>امیرحسین قربانمهر</category>
                <author>امیرحسین قربانمهر</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 00:33:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>