<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یه دانشجو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ah2000</link>
        <description>یه دانشجوی ساده که شوق نوشتن داره</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:49:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>یه دانشجو</title>
            <link>https://virgool.io/@ah2000</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کوسه‌های انتخابات</title>
                <link>https://virgool.io/@ah2000/%DA%A9%D9%88%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-yvqlknkqoq2s</link>
                <description>بسم رب المستضعفینکوسه‌های انتخاباتبه قلم علیرضا عسگرینکته: متن زیر ساخته ذهن متوهم نویسنده است و دنیای موازی با واقعیت را ترسیم کرده و بعید است مسئولین پاکدست ما اینگونه باشند؛ ابداً! در صورت تشابه نیز تکذیب میشود...بگذارید همین ابتدا از دنیای واقعی گزاره‌ای را از یک اجنبی قرض بگیریم و برویم سراغ تخیلات خودمان. سفیر فرانسه در مصاحبه با روزنامه کاروکارگر و در بحبوحه مذاکرات وین گفته بود:«تلاش میکنیم برجام قبل از انتخابات ریاست جمهوری احیا شود.» سفیر فرانسه خیلی خوب اوضاع فعلی کشورمان را ترسیم کرده. هر تلاش و دعوایی قبل از انتخابات ریاست جمهوری و برای تاثیر در انتخابات ریاست جمهوری...بیایید باهم چند مثال را مرور کنیم. بعد از انتخاب بایدن و اعلام صریح او در مقابل دوربین‌ها پیرامون اینکه همه تحریم‌ها علیه ایران را برنمی‌دارد و بعد از نرمش برخی در داخل کشور، رهبری در موضع گیری صریح گفتند که سیاست قطعی ایران در قبال برجام اینگونه خواهد بود: طرف مقابل همه-نه بخشی- تحریم‌ها را بردارد ما راستی آزمایی میکنیم و بعد به برجام و تعهداتمان باز میگردیم. حتی این سیاست قطعی برای کسانی که بوی انتخابات به مشامشان رسیده بود هم دچار تفسیر شد! برخی برای اینکه این سیاست قطعی را برای طرف مقابل توضیح دهند و شفاف کنند(!) تصمیم گرفتند که با طرف مقابل مذاکره(!) کنند. اینکه چرا به جای احیای برجام، مذاکرات احیا شد سفیر فرانسه دنیای واقعی به خوبی پاسخ داده. جالب‌تر آنکه بوی تند انتخابات گزاره راستی آزمایی را هم به وسط میدان دعواهای سیاسی انداخته و مجلس شورای اسلامی برای آن بازه زمانی حداقل 3 الی 6 ماهه(موکول به بعد از انتخابات) و رئیس جمهور محترم بازه خیلی کوتاه(اتمام قبل از انتخابات) را تعریف کرده. در حالی که به گفته برخی کارشناسان نه آن 6 ماه طولانی مجلس و نه آن بازه کوتاه و چند روزه رئیس جمهور درست است. از بحث مذاکرات خارج شویم و گذری هم به قوه‌ها و نهادهای دیگر بیندازیم. به مجلس که نگاه می‌کنیم می‌بینیم به اندازه یک تیم فوتبال برای انتخابات اعلام آمادگی کرده‌اند و مجلس باترکیب کامل در انتخابات ریاست جمهوری حاضر خواهد شد. البته فعلا اوضاع کاپیتان مجلس(رئیس مجلس) برای بازی مشخص نیست. و این آرایش انتخاباتی احتمالا برخی شایعه‌ها مانند اینکه برخی مصوبه‌های مجلس با توجه به بازی‌های انتخاباتی تصویب شده را پیرامون مجلس راس امور ایجاد می‌کند و دامن برخی نمایندگان پاکدست را نیز می‌گیرد! سری هم به مجمع تشخیص مصلحت نظام بزنیم. علی رغم آنکه چندماهی است بحث کارشناسی پیرامون fatf تمام شده، مرکز مطالعات مجمع نظر نهایی خود را به مجمع اعلام کرده و از دولت هم نظر را پرسیده‌اند و کلی پیرامون آن بحث شده مجمع هر دفعه به بهانه‌ای رای گیری را به عقب انداخته، علی رغم آنکه به گفته یکی از اعضای مجمع سعی می‌شود فضا برای جلسه مجازی(با توجه به تعطیلی ناشی از محدودیت‌های کرونایی) فراهم شود اما به علت همراه نبودن برخی اعضای مجمع راه به جایی نمی‌برد. اصلاً این فکر اشتباه را نکنید که علت این تاخیر علاقه وافر برخی اعضای تاثیرگذار مجمع برای حضور چندباره در عرصه انتخابات و سفید نگه داشتن خود و از دست ندادن رای در صورت تصویب/عدم تصویب است؛ اصلا! نیم نگاهی هم به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیندازیم. مدتی قبل فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا(ص) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به بهانه احتمال حضور در انتخابات و برای آنکه شائبه‌ای متوجه نهاد سپاه نشود استعفا م‌یدهد. بعد معاون سیاسی سپاه، سردار جوانی با اشاره به این استعفا گفت منفک کردن سعید محمد از قرارگاه خاتم به دلیل تخلفش بود؛ سخنگوی سپاه به نوعی تکذیب می‌کند، نماینده ولی فقه در سپاه تایید! به هر حال جمیع نقیضین محال است آقایان به این توجه داشته باشید.میگویند کوسه وقتی بوی خون را استتشمام کند برای رسیدن به منشا خون و طعمه احتمالی خود هر کاری می‌کند و هیچ چیز مانع او نیست. بلاتشبیه برخی سیاستمداران دنیای واقعی مثال خوبی برای رویدادهای خیالی است که اشاره کردم؛ این بوی انتخابات باعث می‌شود که برخی به اصطلاح احزاب جز منافع حزبی خود هیچ چیز را نبینند، هیچ چیز مانع آنها نباشد و منافع ملی را فدای منافع حزبی کنند. در آن حد که برخی اعضای حزبی به نام اصولگرایان برای پیروزی در انتخابات سعی می‌کنند مشارکت را (که از اصلی‌ترین ارکان جمهوری اسلامی است) پایین نگه دارند و اعضای حزب دیگری به نام اصلاحطلبان با پرداخت به مسائل زردی همچون فیلترینگ ، دیوارکشی در خیابان و... مردم را از رقیب خود بترسانند. ضمنا این وقاحت در حدی است که این بانیان و تَکرارکنندگان وضع موجود برای آنکه به طعمه انتخاباتی خود برسند به منتقدان وضع موجود تبدیل شده‌اند و پروژه گذر خود از رئیس جمهور فعلی را مدت‌هاست آغاز کرده‌اند.این کوسه‌های انتخاباتی از مردم انتظار دارند که تامین کننده طعمه برای آنان باشند در حالی که اگر گرسنه و زخمی باشند مردم نیز طعمه‌ آنان خواهند شد. این میان باید از هر نوع دلسوزی نسبت به این کوسه‌‌ها پرهیز کرد و باید سعی کنیم تا حد ممکن از آنها دور شویم و به سمت افرادی غیر از این افراد کوسه‌مانند برویم...</description>
                <category>یه دانشجو</category>
                <author>یه دانشجو</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 09:21:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی</title>
                <link>https://virgool.io/@ah2000/%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%B3%D8%AD%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%A8%DB%8C-p6kkdma13jks</link>
                <description> آخرشباست.ساعتحدود12؛گروهبیدارباشراچکمی‌کنموآدرسمی‌دهم؛بلوکواتاقوتخت.بعدزنگگوشیرامی‌گذارمروی3:30،همانحوالیازخوابمی‌پرم.می‌رومسروقتگوشیکهبقیهرابیدارنکند....چشمهابازوبسته،لباسمی‌پوشمشانهزدهنزدهمی‌زنمبیرونقدممی‌زنمونفسمی‌کشم..عمیق..نسیمبامدادیمی‌خوردبهصورتم.پدربزرگممی‌گفتشفاستاینباد،شفامی‌گیرم.می‌آیمدمبلوک2،سرقرار.کسینیست.زودآمده‌ام.کم‌کمعلیرضاپیدامی‌شودومی‌فهممیکربعیمانده.آدرسدوسهتاازبلوکدوایهارامیگیرمومیرومسروقتشان.دستگیرهراپایینمیآورمبیهیچصدایی،کانّآمدمعیاری.نجوا،نوازش،تشر،سقلمه،نیشگون..بالاخرهبیدارمیشودومیرویمپاییندمبلوک.هفتنفرشدیم.یکیمیماندبارفقایشبیاید.راهمیافتیم.وارداتاقنگهبانیمیشویم.نگهبانگردنشکجشدهبهیکطرفوچشمهایشبسته.راستخواباست.گوشهچشمیبازمیکند.بیداروخوابوراندازمانمی‌کند.زیرلبسلاممیدهیموراهمانرامیکشیمبهکوچهباغکاج.سرازیرمیشویمپایین.همچونشبگردان.دنبالچهمیگردیم؟؟اینوقتصبحما،اینجا،دورازوطنپیچاولراردمیکنیم.بعدازپیچدومبحثفروکشمیکندوسکوتهستوسکوت.بازشفابهصورتممی‌خورد.چراغخانههاخاموشوسکوتحکم‌فرماست.ازآنهاکهدلتنمیآیدبشکنیمگراینکههمقدمتارزششراداشتهباشد...بچههایهیئتارزششرادارند.سکوترامیشکنموحرفمانگلمیکند.گزمی‌کنیمولذتمی‌بریم؛بیخیالدنیاومافیهاقدممیزنیم.ناصرخانراردمی‌کنیمومی‌پیچیمبهخیاباناصلی.سرماهوریزمی‌کنددرجانم.زیپکاپشنراتازیرگلوبالامیکشموکلاهشرامیاندازمبالا.رویسرم.ردمی‌شویموکم‌کممی‌رسیمبهسردرانرژی.نگهبانبیداراست.اسممینویسیموواردمیشویم.بازشفا.تاچشمکارمیکندکسینیست.سرازیرمیشویمپایین.میرسیمبهحیاطمسجد.فوارههایحوضدلبریمی‌کنند.نگاهشمیکنیسیرسیربعدکنارحوضمینشینی.دستمیبریازاینزلالشفابخشبرمی‌داریومی‌ریزیسرجایش.وضومیگیری.سرما،رعشهبراندامتمی‌اندازداماارزششرادارد.پشتسرتسماورگذاشتهاندبااستکانهاینقلی.یادخانهمادربزرگوکرسیوسماوروسرمایاستخوانسوزروستای‌مانبخیر.چایبرمیداریالحقکهآبحیاتاستاندراینظلمتشب.میرویداخل.خوشوبشگرمیمیکنیبابچههاکهآغوشبازشانهمیشهپذیراست.لامپهاراکم‌کمخاموشمیکنند.میخزیبهگوشهایوتکیهمیدهیبهستونفیروزهایرنگ.کاپشنترامیاندازیپشتت.دستهاراحلقهمیکنیبهزانوها.اگرچکمهداشتیمیانداختیشانگردنت.قاسمیانمیآید.فلشگوشیاشراروشنمیکندعبارادرمیآوردوبیتکلفمینشیند.مفاتیحبازمی‌کندوکمیلمیخواند.دعایتوبهکاران اینجا خودتی و خودش. سفره دلت را وسط تحبس الدعا و تنزل البلا باز می کنی. آخ که چه دلچسب است درد و دل با «او» از غربت و دوری از خانواده. از فلان استاد و فلان مشکل که زندگی ات به‌ آن گره خورده، تا جای خالی یک همدم و همسفر که کنارت سخت احساس می‌شود. از او که....بگذریم..از همه جا که گفتی، می گویی اوستا کریم! شما که خیلی مشتی هستی، خودت روال کن زندگی ما را .. هماهنگه؟از این صحبت ها می گذری و حال آقایت را می‌پرسی: آقا جان ببخشید این نوکر را دیر به دیر سر می‌زند. برای سلامتی و تعجیل در فرجش دعا می کنی. بعد ذهنت خالی می شود و دلت صاف.حالا تویی و یاد کردن خیل آنهایی که دوستشان داری و دعایشان می کنی. بعضی ها را به طور«ویژه»این وسط یکی دوباری هم پلک هایت سنگین می شوند. آخ که چقدر می چسبد وسط مناجات و روضه، رویا دیدن. حالا می رسیم به قسمت خوشمزه ماجرا. مجیری کیک یزدی ها را با شیرکاکائو گرم می گذارد روی میز خروجی. با بچه ها حلقه زدیم آنجا و گپ مان گل انداخته. از هر دری سخن برود، صفاست. به قول رفیقمان: «حضور مجلس انس است و دوستان جمع اند» بعد یکی داد می زند :طرشت ..طرشتمی زنیم بیرون سبکبار شدیم. باز هم شفا.....می آییم خوابگاه نگهبان بیدار است. وارد می شویم و راهمان را می کشیم به نمازخانه. ته دیگ ندبه به ما رسیده و افسوس شنیدن این الحسن و این الحسین با صدای برادر حجت مانده به دلمان. سفره را می اندازند. عدسی است. می نشینیم دورش. از هر دری سخن برود صفاست...امروز 8 فروردین 99 است. همه آنچه که خواندید، خواهش دل بود و خاطره ذهن. ساعت 4 از خواب دل می کنم. گوشی را برمی دارم نت را روشن می کنم به قول رفیقمان- که خدا شفایش بدهد از دست این پنج حرفی- نوتیف ها سرریز می کند پایین. می روم وارد صفحه ای می‌شوم که قرار است مرهمی باشد بر بی‌قراری هایمان و حاج آقا قاسمیان مناجات بخواند. آدم غریبی اش می کند وقتی هیچ کس نیست در هیئت.رفیقمان می گوید «بعد منزل نبود در سفر روحانی» می گویم چرا هست . برای من که هنوز رشد نکرده ام بعد منزل هست. صدای علیرضا و سبحان و نفس گرم حاج رضا را کدام صفر و یکی جبران می کند؟ کدام بیت و بایتی یک دورهمی ما ساده ما را جبران می کند؟ کدامشان جای رفقای بامرام هیئت را میگیرند؟خلاصه که دلم برای همه تان تنگ شده حتی شما دوست عزیزلعنت به این ویروس منحوسمی گذرد این روزها ... خدا جای حق نشسته دل قوی دار رفیق............راضی نمی شوم به نگاهی ز تو، بیاتا قصه جنون مرا فاش سازی‌اشالتماس دعای فرجیاعلی</description>
                <category>یه دانشجو</category>
                <author>یه دانشجو</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 15:49:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیرمرد پرحاشیه!! جرمی کوربین، شخصیتی متفاوت و جذاب در جایی که انتظار نمی‌رود</title>
                <link>https://virgool.io/@ah2000/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%B1%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF-faa378txivdm</link>
                <description>سرزنده و شاداب و به‌رغم حدود هفتاد سال سن، هنوز انقلابی است. کارکشته است و تجربه‌ی حدود 35 سال نمایندگی مجلس را دارد. الکل نمی‌نوشد؛ خیلی اوقات کراوات نمی‌زند؛ با دوچرخه و اتوبوس و کیف روی دوشش به مجلس می‌آید. علی‌رغم خیلی از سیاست‌مداران غربی، ته‌ریش می‌گذارد. پیرمرد متینی که حتی میان رقبایش هم قابل احترام است. برخی کارهای غیراخلاقی «جانسون» را انجام نمی‌دهد. عکس معروفش با چفیه را چند روز بعد از اینکه به ضیافت شام انگلیس - رژیم صهیونیستی دست رد زد، در حال سخنرانی در راهپیمایی در اعتراض به بیانیه‌ی بالفور در لندن گرفته است. خلاصه، ظاهرش خیلی حزب‌اللهی است؛ امّا «جرمی کوربین» چگونه به رهبری حزب کارگر انگلستان رسید؟بعد از سقوط «هارولد ویلسون» در 1976 با توطئه‌ی راست‌ها، بیش از دو دهه قدرت در انگلیس به دست حزب محافظه‌کار و «جیمز کالاهان» افتاد. سیاست کاملاً سودمحور و بورژوازی آمریکا یی در این دوره حاکم بود. حزب کارگر در انتخابات‌های پیاپی شکست می‌خورد تا جایی که تغییری تاریخی در استراتژی کلّی حزب بین سال‌های92 تا 97 رقم خورد. آنها تصمیم گرفتند به جای مقابله با تباهی راست‌گرایان (به زعم خودشان) تبدیل به رقیب تباهی راست‌گرایان شوند. در این دوران «جان اسمیت» و بعد از او معاون جوانش «تونی بلر» به تعدیل و تغییر سیاست‌های کلّی حزب پرداختند. سپس تونی بلر و بعد از او «جیمز براون» به قدرت رسید. در این فاصله، تفکّر سنّتی حزب، چه میان توده‌ها و چه در سپهر پارلمانی منکوب شد. حالا حزب کارگر کاملاً محافظه‌کار شده بود؛ به ویژه در مسائلی مثل دولت رفاه، از مواضع پیشین کوتاه آمد و بی‌چون‌وچرا با بوش پسر در حمله به عراق و افغانستان همراهی کرد.درسال 2010 این سیاست برخلاف داشتن دولت در حزب شکست خورد؛ یعنی قدرت بدون اکثریت. درسال 2015 یکی از «backbencher»های مجلس و از اعضای حزب کارگر به پشتوانه‌ی خشم فروخفته‌ی هم‌حزبی‌های سنّتی و تجربه‌ی شکست‌های گذشته، بعد از تغییراتی که در سیستم رای‌گیری حزب به وجود آمد، درعین ناباوری همگان، به رهبری حزب رسید. می‌گفتند نمی‌تواند بماند، امّا مانده است.هزینه‌ی انتخاباتی‌اش از کمترین‌ها بود. طرفدار سیاست‌های رفاهی، مسکن برای همه، آموزش و درمان رایگان، ملّی کردن راه‌آهن و افزایش مالیات ثروتمندان است. توهّمات چپ قرن بیستمی ندارد. بیش از آن که «اصلاح طلب» باشد، «انقلابی» و «شورشی» بر ضد ساختار است. او سیستم بلر و «تاچر» (به دور از فقرا) را قبول ندارد. ظاهراً به فقرا و قشر آسیب‌پذیر جامعه توجه دارد؛ سرکشی او به آسیب‌دیدگان سیل اخیر و انتقادهای تندش درباره‌ی انفعال دولت به جانسون شاهدی بر این مدعاست.نظرات منحصر به فردی نسبت به فلسطین داشته و طرفدار به رسمیت شناختن استقلال فلسطین است. به همین دلیل طبقه‌ی حکّام بریتانیا را نقد می‌کند. لابی‌های صهیونیستی سعی دارند به خاطر این دیدگاه از او چهره‌ی ضددین بسازند. او پا را از این فراتر گذاشته و گفته که در یمن «جنایت جنگی» رخ می‌دهد و کشورهای غربی در آن سهیم‌اند و باید فروش اسلحه را متوقّف کنند. او یک مبارز ضدسلطه و امپریالیسم است. تمرکز سیاست خارجی انگلیس روی آمریکا و «انگلوساکسون»هاست و او با این تمرکز مخالف است و گفته که جانسون اقتصاد و سلامت را به آمریکا می‌فروشد. از جنبش ضد«آپارتاید» در آفریقای جنوبی دفاع می‌کند. با حمله به افغانستان و عراق مخالف است و حتّی با تحریم‌ علیه ایران مقابله می‌کند. بعد از شهادت حاج قاسم می‌گوید: «هیچ توجیهی برای اینکه کشوری علیه کشور دیگر، «ترور هدفمند» کند، وجود ندارد. معامله‌ی قرن را تحکیم استعمار غیرقانونی صهیونیست‌ها می‌داند. به مقابله با مسلمان‌ستیزی در انگلیس، پولی‌شدن دانشگاه‌ها و حقوق نابرابر زنان در انگلیس می‌پردازد. از نظر او رویکرد ناتو « ابتدا بمب، سپس صحبت» است. کوربین برخلاف محافظه‌کاران وارد جنگ اقتصادی چین و آمریکا نمی‌شود و به گفت‌وگوهای سیاسی غیرعلنی تاکید دارد.او مدّتی کارشناس و مجری «Press TV» بود. مخالفان همین را علم عثمان کردند و گفتند پس از به قدرت رسیدن اطلاعات طبقه‌بندی شده‌ی کشور را در اختیار ایران و روسیه قرار خواهد داد. در حالی که این شبکه در سال اول، (زمانی که کوربین در آن بود) از چپ‌های زیادی دعوت می‌کرد (که با آنها دشمن مشترک داشت). او با یک جانبه‌گرایی آمریکا مبارزه می‌کند. همچنین انتقادهای جدّی به حقوق بشر در ایران دارد. کوربین و نزدیکانش علاقه‌مند به رابطه با ایران هستند؛ چنان که در سال 92 همراه هیئتی از انگلستان برای مراسم تحلیف آقای روحانی به ایران آمد.کوربین در حفظ انسجام حزبش مشکل دارد؛ زیرا حرف‌های غیرعادی «ترسناک» کم ندارد؛ خیلی‌ها به رویه‌های گذشته خو کرده‌اند. برای جوان‌های حزب البته جذاب و برای «پدرخوانده»های حزب، ساختارشکن و ترسناک است. به همین دلیل، بدون پشتوانه‌ی قوی «تنها» مانده است. این‌گونه است که بلر، نخست‌وزیر اسبق و از اعضای حزب به بقیه می‌گوید: «سوسیالیسم انقلابی کوربین را کنار بزنید.» لذا از داخل حزب سعی بر کودتا علیه او شده است.وقتی این تفاوت نظرها عادی نیست و به بنیان‌های سرمایه‌داری اعتراض می‌کند، او دیگر «خودی» نیست؛ پس طبیعی است که از اندیشکده‌های آمریکایی گرفته تا رئیس سابق «MI6» از نخست‌وزیر شدنش نگران باشند.‌با همه‌ی حرف و حدیث‌ها بالاخره دسامبر 2019 فرا رسید. یک طرف مبارزی با سابقه‌ی 40 سال مبارزه‌ی ضداستعماری که آرمان‌گرایی و عدالت‌خواهی باعث گرایش جوانان حومه‌ی انگلیس به او شد و یک طرف فردی به ظاهر ملّی‌گرا، پوپولیست، حامی منافع بانک و سرمایه داران و اشراف و نماینده‌ی طبقه‌ی بورژواهای انگلیس (طبقه‌ی طرفدار استعماری که به چرچیل سجده می‌کند، طبقه‌ای که بی‌رودربایستی دلتنگ غارت دنیا توسط امپراتوری بریتانیاست).کوربین در انتخابات به بازی رسانه‌ها تن نداد و خواست سیاست‌ها و اصولش مرکز توجه باشند. تمرکزش در انتخابات روی بهبود معیشت طبقه‌ی متوسط و محرومان و مبارزه با سیاست‌های نئولیبرالی در آموزش و درمان بود.عصر ما، عصر سلطنت رسانه و صاحبان آن است. سرمایه‌داری همه چیز را «طوری چیده که در حالی که فکر می‌کنی آزادی، درچارچوب و پازل آنها باشی.»پیرمرد به‌رغم بسیج صدها هزار جوان در قالب جنبشی تحت عنوان «momentum» نتوانست از زیر سلطه‌ی امپراتوری رسانه‌ای سرمایه‌داران درآید. رسانه‌ها سعی کردند از او یک چهره‌ی ترسناک، یهودی‌ستیز و ... بسازند و تخریبش کنند؛ چرا که می‌توانست منفعت طبقه‌ی حکّام را به خطر بیندازند. بازی رسانه‌ای باعث شد مستضعفین و شهروندان درجه‌ی دوی انگلیس، انتخابات را به رسانه‌های تحت نفوذ سرمایه‌‌داری ببازند. سرانجام هم جانسون و حزب محافظه‌کار، 362 کرسی از 650 کرسی مجلس را تصاحب کند.مسئله اینجاست که هر قدر در غرب آرمان‌هایتان را فریاد بزنید و مرگ بر سرمایه‌داری بگویید، با شما کاری ندارند. امپراتوری شما را (مثل حکومت‌های کمونیستی) خفه نمی‌کند تا حرفی نزنید؛ کاری می‌کند صدایتان شنیده نشود. با هزار مدل تبلیغاتی، از ایجاد بمب‌های خبری تا دوگانه‌های مسخره و دغدغه‌سازی بیهوده و سرگرمی‌های تخدیرکننده ، تا استفاده از جذابیت‌های جنسی و موسیقی و فیلم مخدر برای سرگرم‌کردن جوانانی که اگر رهایشان کنی، فطرت عدالت‌خواه انسانی‌شان، «آرمان‌های سرمایه‌داری» را به صلّابه می‌کشد.اینجا بورژواها هستند که صدا دارند. به قول تحلیل‌گری: «در غرب برای شنیده شدن صدایتان نیازمند بلندگوهایی هستید که هرکدام چند میلیارد دلار هزینه‌ی اولیه دارد. باید به بلندگوی یکی از جناح‌های سرمایه وصل باشید. به BBC، به CNN، به فاکس و ... . در واقع در غرب توده‌ها توسط رسانه‌ها سرکوب می‌شوند، نه دادگاه‌ها.»پیرمرد و حزبش 203 کرسی از مجلس را از آن خود کردند. او این انتخابات را غم‌انگیز نامید و گفت نمی‌خواهد در انتخابات بعدی رهبر حزب باشد، امّا تا انتخاب رهبر بعدی می‌ماند. باید دید ادامه‌ی کار این پیرمرد پرحاشیه به کجا خواهد کشید؟!منابع :مقاله علی علیزاده ، مصاحبه دکتر محید تفرشی ، مقاله هاتف خالدی، yjc.ir</description>
                <category>یه دانشجو</category>
                <author>یه دانشجو</author>
                <pubDate>Tue, 24 Mar 2020 16:12:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بودجه 99 با ما چه می‌کند ؟؟؟ تصویب با طعم اصل 85</title>
                <link>https://virgool.io/@ah2000/%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-99-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%84-85-ykfnrryws4na</link>
                <description>دی ماه سال 96 را به یاد دارید ؟ انفجار قیمت دلار و سقوط آزاد ارزش پول ملی یادتان هست ؟ اعتراضات آبان ماه امسال را که قطعا یادتان هست ...این‌ها و مشکلات تورم که سالهاست شاهد آن هستیم، به همراه نابسامانی‌های اقتصادی، قسمتی از دستاورد!های عدم تخصیص صحیح بودجه و کسری هنگفت آن است. امروزه اهمیت بودجه بر همگان واضح است. بودجه‌ای که اگر درست تخصیص نیابد، می‌تواند زمینه‌ساز نابسامانی اقتصادی ( حتی اجتماعی) و رکود باشد.بودجه 99 کم منتقد ندارد؛ از یک دانشجوی که بودجه را بررسی کرده تا معاون دفتر مطالعات مرکزپژوهش‌های مجلس که می‌گوید :« این بودجه یا یک شوخی بزرگ است یا خیانت است!»کسی چه می‌داند، شاید رئیس سازمان برنامه و بودجه هم منتقدش باشد. اتفاقاتی که در این چندساله برای بودجه می‌افتاد، قابل تامل است و گاهی تاسف بار. در این مقاله به دنبال بیان دقیق مشکلات بودجه نیستیم که در این باره سخن فراوان گفته اند. صرفا از دیدگاه یک دانشجو که کمی اخبار و تحلیل‌ها را دیده، بودجه و آنچه برسرش گذشت را بررسی اجمالی می‌کنیم.یک پژوهشگر حوزه بودجه درباره ابعاد اصلاح ساختاری بودجه اظهار داشت: « در اصلاح ساختار بودجه ۹۹ قرار بود چند کار مهم انجام شود. اولاً قرار بود راه‌های تأمین منابع پایدار جایگزین درآمد نفت شود و همچنین وابستگی به نفت کاهش یابد. ثانیاً در بعد هزینه‌ای، قرار بود هزینه‌ها شفاف شود. ثالثاً قرار شده بود در بودجه ۹۹ بالاخره برای وابستگی صندوق بازنشستگی برنامه‌ریزی شود که وابستگی صندوق بازنشستگی از بودجه کمتر شود اما اثری از این اصلاحات ساختاری در بودجه دیده نمی‌شود.سیدعلی روحانی ادامه داد: برخی اصلاحات جزئی انجام شده اما نمی‌شود به آن اصلاح ساختار گفت مثلاً در سال‌های گذشته از صادرکنندگان مواد خام مالیات دریافت نمی‌شد اما امسال این قشر نیز مشمول مالیات می‌شوند.»برداشت‌های بی‌رویه از صندوق توسعه به عناوین مختلف انجام می‌شود ، درکنارآن کاهش سهم نفت از بودجه به لاغرتر شدن صندوق می‌انجامد و استقراض‌هایی که از صندوق انجام ‌می‌شود، روند را تشدید می‌کند و سرمایه ملی را که برای محرومان و مستضعفان و پیشرفت کشور کنار گذاشته شده ، روزبه روز آب می‌شود.وجود دلار 4200 تومانی در سال 99 بحث برانگیز و عجیب است. این طرح خود زمینه ایجاد فساد و رانت و تبعیض را در کشور ایجاد می‌کند در کنار اینکه ده و نیم میلیارد دلار از دلارهای نفتی سال 99 را خرج خواهد کرد.رقم فروش اموال دولت درسال 99 حدود 12 برابر این رقم در سال 98 است که به نظرمی‌رسد دست دولت را خالی تر از قبل خواهد کرد و اگر فروش شرکت‌های دولتی هم مدنظر باشد طبق پژوهش‌ها به کاهش نرخ رشد اقتصادی می‌انجامد.دولت برای سال آینده رقم فروش نفت را یک میلیون بشکه در روز اعلام کرده درصورتی که الان این رقم زیر 500 هزار بشکه است و در شرایط تحریم معلوم نیست باقی قرار است کجا و به چه کسانی فروخته شود و کسری بودجه را به ارمغان خواهد داشت.از طرفی برنامه ششم، سقف مجاز فروش اوراق را برای دولت‌ها 50 هزارمیلیارد تومان تعیین کرده، در صورتی که رقم فروش اوراق سال آینده 80 هزارمیلیارد است و این تخلفی آشکار است .بودجه با همه حرف و حدیث‌ها، از دولت به مجلس آمد و به کمیسیون تلفیق رفت. با تصویب کمیسیون، لایحه بودجه 99 به صحن آمد. بهارستانی ها به بودجه اقبال نکردند و طرح رد شد. بعد به علت شیوع کرونا، هیئت رئیسه مجلس، بنا به پیشنهاد ستاد مبارزه با کرونا جلسات مجلس را لغو کرد. ( حالا مملکت مانده بود بی‌مجلس و بودجه!! )لایحه رد شده طی حرکتی عجیب از رئیس مجلس، به جای رفتن به دولت برای اصلاح، به کمیسیون بازگشت. بعد خواستند طبق اصل 85 تصویب این لایحه را به جای صحن به کمیسیون بسپارند، اما این خود نیازمند تصویب مجلس است و آن هم نیازمند تشکیل جلسه .لذا رئیس مجلس دست به کار شد و نامه‌‌ای به رهبری نوشت و درآن اجازه خواست که مصوبه کمیسیون را به عنوان مصوبه مجلس به شورا بفرستد. در آن‌جا می‌گوید که با نمایندگان صحبت کردم و موافق این کار بودند. همچنین تشکیل جلسه غیرحضوری را زمان‌بر و خلاف آیین نامه مجلس می‌داند. رهبری هم برای این که شرایط «بدتر» نشود، این اجازه را می‌دهد.اما اینجا سوالاتی مطرح می‌شود کهاولا مجلس قدرت تشکیل یک جلسه با رعایت اصول بهداشتی را ندارد و هنوز در راس امور است ( ومصوبه‌ای را که مستقیم با اقتصاد و معیشت مردم و آینده مملکت در ارتباط است، اصل 85ای می‌کند) ؟ حال آن با وجود کرونا هنوز برنامه‌ تلویزیونی داریم که با چند صد تماشاگر هنوز به ضبط خود ادامه می‌دهد و گفته شده که با رعایت اصول بهداشتی این کار ادامه می‌یابد چون شادی مردم در این ایام مهم است. آیا معیشت یک ساله مردم مهم نیست ؟؟؟ثانیا تشکیل یک جلسه اینترنتی اینقدر سخت و زمان‌گیر است ؟ سازوکار #تماس_تلفنی مطابق کدام آیین نامه است ؟رییس مجلس و کمیسیون حتی به تصویب سه‌دوازدهم هم راضی نشدند تا مجلس بعدا درباره باقی بودجه تصمیم بگیرد؛ با این توجیه که بازنشستگان با حقوق سال قبل تحت فشار خواهندبود.درنظر داشته باشید که اگر دولت و مجلس بودجه 98 را اصلاح می‌کردند، اوضاع اقتصادی و اجتماعی ‌خیلی بهتر می‌شد امید است که این اتفاق تکرار نشود.چنانچه به نظرمی‌رسد، کسری بودجه 99 از 98 کمتر نخواهدبود. باید دید روش مدیریت دولت برای کسری بودجه چیست ..اگر عملکرد دولت مثل 98 باشد، باید انتظار فجایعی مثل آبان 98 را داشت.برای کاهش کسری راه‌هایی وجود دارد که یکی از آنها اصلاحات اساسی نظام مالیاتی مثل لغو معافیت‌های مالیاتی بی‌مورد( مثل برخی هنرمندان میلیاردر و موسسات آموزشی ) و دریافت مالیات برثروت و CGT است. زیرا به نظر می‌رسد در نظام مالیاتی ما، بار اصلی روی دوش کارمندان و بازنشستگان و پرستاران و کارگران و .... است و میلیاردرها و دلال‌های بزرگ و سرمایه‌داران درصد کمتری نسبت به سایر کشورها مالیات می‌دهند. اما این امر درصورتی تحقق می‌یابد که دولت به حمایت‌های این اقشار نیاز نداشته باشد.همچنین دریافت معوقات بانکی که به طورمثال چهارپنج برابر رقمی بود که دولت از افزایش نرخ بنزین به‌دست می‌آورد.پژوهش‌ها نشان می‌دهد که سه‌راه عمده برای تامین کسری بودجه وجود دارد؛ حساب ذخیره ارزی که استفاده از آن با رشد اقتصادی همراه بوده، واگذاری شرکت‌های دولتی که کاهش رشد اقتصادی را درپی داشته و فروش اوراق قرضه باعث افزایش کیفیت محل هزینه‌کرد پول توسط دولت شده است.اما به هرحال استفاده از پایه پولی و خلق پول، آثار زیان‌باری در اقتصاد داشته است.باید دید دولت چه رویه‌ای در پیش خواهدگرفت....البته از رویه یکسان انتظار دستاورد جدید نیست.</description>
                <category>یه دانشجو</category>
                <author>یه دانشجو</author>
                <pubDate>Wed, 11 Mar 2020 18:06:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>