<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سپهر ماهوش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ahmadreza_mahvash</link>
        <description>طراح و توسعه دهنده وب، کمی دیجیتال مارکتر. پیگیر اقتصاد و بازاریابی. اهمال کار و کمال گرا . گیمر قدیمی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 09:20:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/23662/avatar/Bwympy.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سپهر ماهوش</title>
            <link>https://virgool.io/@ahmadreza_mahvash</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استایل استور، داستان مهاجرت از دیجی کالا - قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@ahmadreza_mahvash/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-pmc0bqccf2tj</link>
                <description>حدود چند ماه قبل، حدودا شهریور ۱۴۰۲ دوستم علی به من زنگ زد، گفت که : از شرکا خودم جدا شدم و میخوام سایت خودم رو در زمینه فروش لباس زیر مردانه و زنانه و در کل اکسسوری پوشاک راه اندازی کنم. علی ۵ ساله که فروشنده دیجی کالا است و در کنارش نیاز به یک وب سایت اختصاصی داشت.نسخه موبایل - بهمن ۱۴۰۲علی، رو از طریق حمید برادرش می شناختم، هم دانشگاهی دانشکده شهید مهاجر اصفهان، معروف به نر کده (چون فقط برای پسرا پذیرش داره 😁) .تازه کتاب اصول بازاریابی، فیلیپ کاتلر (خدایگان بازاریابی 🏅) رو تموم کرده بودم، و پر از شور و شوق برای پیاده‌سازی تمام آن چیزی که یاد گرفته بودم در صحنه نبرد واقعی بودم.کتاب اصول بازاریابی - فیلیپ کاتلربه نظرم، بچه هایی که به راه اندازی کسب و کار و استارتاپ ها علاقه دارند، حتما باید اصول اولیه Marketing رو مطالعه کنند. حتی برنامه نویس ها که کارشون صرفا فنی است.به علی گفتم :  برای انتخاب نام فروشگاه، یکم خلاقیت به خرج بده . یه کاری کن نام برند بیان گر هدف و رسالتش باشه و تا حدی بشه به خاطر سپردش.بعد از چند روز کند و کاو و همفکری و این که معمولا ما ایرانی ها باید حتما آوا و شیوه تلفظ برند به گوش مون آشنا باشه، رسیدیم به نامStyle Storeشبیه به AppStoreرفتیم سراغ ثبت دامنه، stylestoreرربا صاحب دامنه استایل استور صحبت کردیم و مبلغ ۷ میلیون تومن رو پیشنهاد کرد. علی به من گفت به نظرت بخریم ؟ گفتم اسم و نام تجاری خوب قطعا ارزشش رو داره . بلاخره stylestore.ir رو ثبت کردیم. اومدیم سراغ طراحی لوگو، با هشتگ #طراحی_لوگو در اینستاگرام سرچ زدیم و یه خانم گرافیست پیدا کردیم .اینستاگرام گردیگفتیم چون در آینده میخوایم ثبت برند کنیم، لطفا لوگو تایپ فارسی واسمون بزنین 🙏🤗 درصورتی که توجه نداشتیم خود نام برند انگلیسیه 😁🤭 چند روزی صبر کردیم و چند طرح این خانم گرافیست واسه مون فرستاد . من چون آدم کمال گرایی هستم، تقریبا میشه گفت هیچ کدوم رو نپسندیدم . ولی علی لوگو زیر رو پسندید : لوگو استایل استورخلاصه منم بعد از ایراد های فراوان به ناخوانا بودن، نداشتن پیام مشخص و اصلاحات دیگه لوگو رو بگی نگی تایید کردم.۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومن هم هزینه لوگو شد، که هنوزم من باش مشکل دارم . اما خب کارفرما لوگو رو دوست داره و من بیشتر از این نمی تونستم گیر بدم.اومدیم سراغ انتخاب قالب وردپرس مون. من یه دیدگاهی داشتم که باید قالب ایرانی خرید، چون بومی سازی شده و با افزونه های داخلی سازگاره در صورتی که بعد نظرم تغییر کرد . تجربه اول - قالب وردپرسمتاسفانه طراحان قالب ایران اغلب: یا پشتیبانی ضعیفی دارند😢یا دیر به دیر آپدیت میدن 🤷یا کلا قالب رو رها می کنند به امید خدا 🤔سورس قالب رو رمزنگاری می کنن، در نتیجه جز خودشون هیچکس نمی تونه قالب رو کاستوم کنهبعد از خرید و تست چند قالب ایرانی و پشتیبانی ضعیف اون ها و تجربه بد از وب سایت راست چینبه خاطر پشتیبانی ضعیف و پاسخ دیر به دیر تیکت ها تصمیم گرفتیم یک قالب خارجی رو انتخاب کنیم.تجربه دوم - هاست وردپرس و ووکامرس هاست های زیادی رو تست کردیم، که هر کدام یه مشکلی داشتند، وردپرس بخصوص در کنار ووکامرس منابع اختصاصی قابل توجهی میخواد‌ که کلا بنده شما رو از میزبانی وب سایت تون در دیتا سنتر های داخلی منع می کنم . گول مسائلی مثل : هاست داخل پرسرعت تره، معافیت های مالیاتی برای وب سایت داخلی، گوگل اولویت میده به سرور داخلی و ... رو نخورید.نت افراز خوبه یا نه ؟اگه واسه یه سایت ساده شرکتی ساده بخواید، بد نیست. ولی منابع سرور هاشون به شدت برای وردپرس و فروشگاه اینترنتی پایینه ولی از حق نگذریم پشتیبانی بدی نداشتند.پارس پک چطور بود ؟پارس پکبر خلاف تبلیغات شون، و کلاسی که برای مشتری میگذارن به معنای واقعی کلمه : به درد نخور و مضخرف.ما پلن های ابری شون با منابع بالا رو سفارش دادیم و هر بار یه پله بالا می رفتیم به امید این که وب سایت فروشگاهی مون با سرعت بالا برای مشتری لود بشه.پشتیبانی شون اصلا وجود کندی رو به گردن نمی گرفت و هر دفعه جواب تیکت رو یه نفر میداد. یه کلاف سردرگم که واقعاً ما رو به غلط کردن انداختند.ایران سرور کیفیت داشت ؟پس از مهاجرت های مختلف و تحقیقات مفصل بین رقبا و وب سایت های مشابه، متوجه شدیم هیچی مثل دیتا سنتر هتزنر آلمان برای یه وب سایت تقریبا متوسط فروشگاهی با ۱۲۰۰ قلم محصول مثل استایل استور، پاسخگو نیست.از این جهت که هتزنر آلمان ما ایرانی ها رو تحریم کرده تصمیم گرفتیم از یه شرکت واسط ایرانی مثل : ایران سرور، هاست ابری شون رو بگیریم. که روی هتزنر آلمان قرار داره .در کل بد نبوده، پشتیبانی خوبی دارند، ولی مرتب چند روز یکبار دچار افت سرعت هستیم و هزار تا بهینه سازی و کش و تصاویر فرمت webp بازم مشکل داریم . اما ایران سرور قابل تحمله فعلا.تا بعد که از خود هتزنر آلمان خرید کنیم.پایان قسمت اول ...</description>
                <category>سپهر ماهوش</category>
                <author>سپهر ماهوش</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 04:14:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا یادگیری برنامه نویسی واقعا سخت و طاقت فرسا است ؟</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%88-%D8%B7%D8%A7%D9%82%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-wrraaqmboqin</link>
                <description>مقاله جالبی خواندم درباره شخصیت برنامه نویسان ، که خانم &quot;  نلی بولز  &quot; در نیویورک تایمز نوشته است . همچنین وب سایت خوب ترجمان آن را ترجمه کرده است (اینجا) . نویسنده مطلب(نلی بولز) ، در این مقاله به شرح کتابی به نام coders که توسط یه بابایی به نام Clive Thompson نوشته شده پرداخته . نویسنده کتاب که از قضا روزنامه نگار سمجی هم هست و دوست دارد سر از کار آدم ها در بیاورد این دفعه رفته سراغ برنامه نویسان و با دیدی انسان شناسانه قصد دارد شخصیت این قشر از انسان ها را موشکافانه بررسی کند .Clive Thompson - برنامه نویسان (coders) کتابنویسنده کتاب وارد دنیا و زندگی برنامه نویسان می شود و حتی شروع به یادگیری برنامه نویسی می کند تا به این پرسش پاسخ دهد که واقعا انقدر که برنامه نویسان پز می دهند ، برنامه نویسی کاری جادویی و سخت است و هر کسی از آن سر در نمی آورد ؟ بعد از آن تجربه خود را با خوانندگان کتابش این گونه به اشتراک می گذارد : &quot; برنامه نویسان می گویند فلان برنامه باگ دارد ! نگو منظورشان همان علامت : است که بعد از دستور if یادشان رفته بگذارند  ! &quot;نویسنده کتاب در ادامه راه ، برنامه نویسی را کاری لذت بخش توصیف می کند که فقط نیاز به توجه و دقت بیشتر دارد نه هوشی به اندازه آلبرت انیشتن ! و توضیح میدهد که حتی در پیشرفته ترین شرکت های فناوری دنیا افرادی با تفکر پوسیده وجود دارند که هنوز مرد سالاری را ترویج می دهند و می گویند : برنامه نویسی به درد زنان نمی خورد چرا که نمی توانند از آن سر در بیاورند ! و در ادامه توصیف خود از برنامه نویسان آمریکایی که دیده می گوید : با آن که آنها خود را بسیار باهوش می بینند ولی ضعف های انسانی شان در برنامه هایی که تولید کرده اند نفوذ پیدا کرده است .تا اینجا بحث این کتاب بود . حالا من (احمدرضا ماهوش) که در هنرستان رشته کامپیوتر و پس از آن کاردانی رشته کامپیوتر گرایش نرم افزار را در دانشکده فنی شهید مهاجر اصفهان گذرانده ام و وارد برنامه نویسی تحت وب شده ام تجربه خودم را برای شما شرح می دهم .گفته نویسنده کتاب را تایید میکنم . برنامه نویسی کاری جادویی نیست که کسی نتواند انجام دهد .فرمول موفقیت در برنامه نویسی این است : علاقه + یادگیری + تمرین + تمریناعتراف می کنم که قبل از این که وارد دنیای برنامه نویسی شوم ، برنامه نویسان را آدم هایی با ضریب هوشی بالا ، بدون اشتباه و بسیار کامل می دانستم ولی سخت در اشتباه بودم .14 سالم بود (سال 1387) . به خانواده ام گفتم به کامپیوتر علاقه دارم و باید وارد این رشته شوم . سال تحصیلی شروع شد. یک معلم ریشی و لاغر اندام آمد سر کلاس برنامه نویسی . شروع کرد از برنامه نویسی گفتن و این که باید ریاضیات تان قوی باشد و قدرت تحلیل بالایی داشته باشید و گرنه موفق نمی شوید و سریع رفت روی تخته و شروع به نوشتن یک مسئله ریاضی کرد و آن را با شیوه ای به نام &quot;فلوچارت&quot; حل کرد !بچه ها به هم نگاه می کردند و فضای کلاس کاملا سنگین شد(یکسری دایره ، مربع و عدد روی تخته بود) . همه چشم به تخته دوخته بودیم و با کنجکاوی همراه با هنگی :) به تابلو نگاه می کردیم . انگار دنیا روی سرمان خراب شده بود ... تمام آن رویاها که مثل بیل گیتس برنامه نویس بشویم در ذهن مان نقش بر آب شد . چند روزی گذشت و ما واقعا به این نتیجه رسیدیم در برنامه نویسی استعدادی نداریم . بخصوص من که ریاضی ام زیاد قوی نبود بیش از پیش اعتماد به نفس ام را از دست دادم ... و افسوس خوردم چرا خداوند هوش بالای 140 به من نداده تا برنامه نویس شوم چون علاقه زیادی به آن داشتم .(حالا که فکرش را می کنم به حال خودم میخندم :)روزها گذشت و معلم جدیدی برای کتاب دیگرمان که آن موقع نامش &quot; برنامه سازی 3 &quot; بود انتخاب شد . مردی آمد سر کلاس ... به جای این که ما را از برنامه نویسی بترساند نمونه کار های خودش را نشان ما داد . با زبان سی شارپ برای یک قرض الحسنه برنامه ای نوشته بود که دکمه start ویندوز را از جا کنده بود و دکمه خودش را به جای آن گذاشته بود (هنوز هم ایده اش شگفت انگیز است) ... شخصیت متین و باوقاری داشت . از او سوال کردیم برنامه نویسی به چه چیز نیاز دارد ؟ گفت علاقه و تمرین و کمی کار روی قدرت تحلیل مسئله !گفتیم ضریب هوشی مهم نیست ؟ گفت علاقه جای همه چیز را می گیرد . به ما یاد داد در دنیای برنامه نویسی برای هر آدمی جا هست ! حتی برای هنرمندان !...آدم هایی که مثل من علوم انسانی شان خوب بود باید وارد مدیریت پروژه می شدند .آدم های هنری و نازک نارنجی در طراحی رابط کاربری برنامه بی نظیر بودند و هیچکس به گرد پایشان نمی رسید. و آدم های درون گرا و کم حرف به درد حل مسائل پیچیده میخوردند !برای همه جا بود ... راستش بعد از یکسال تمرین به جایی رسیدیم که برای خودمان ویروس کوچکی نوشتیم که مدام درب سی دی رام را باز و بسته کند و ریجستری ویندوز را دستکاری کند ... ! باید اعتراف کنم ما هم وقتی مبتدی ها را می دیدیم میخواستیم برنامه نویسی را کاری جادویی جلوه دهیم که هر کسی نمی تواند یاد بگیرد ! یه نوع کلاس گذاشتن بیخودی و احمقانه که بیشتر برنامه نویسان در تله آن می افتند و دوست دارند همه پشت سرشان بگویند وای طرف برنامه نویس است حتما خیلی باهوش است . کاری که اولین معلم مان با ما کرد و دوست داشت همه چیز را پیچیده جلوه دهد . البته منظور من این نیست که برنامه نویسی پیچیدگی ندارد ! ولی انسان ها پیچیده تر از آن هستند فقط اعتماد به نفس ندارند . و گرنه این موجود دوپا وقتی علاقه به انجام کاری داشته باشد از پس هر کاری بر می آید .می گویند در رزوگار قدیم آدمی بوده که دانش و هوش و استعداد خاصی نداشته . یکروز به جایی تکیه می دهد و خیلی اتفاقی مورچه ای را می بیند که شاید 100 بار یک مسیر را از دیوار بالا میرود و به پایین می افتد و انقدر این کار را تکرار می کند که موفق می شود . جرقه ای در ذهن مرد ایجاد می شود که من از این مورچه کوچک کمترم ؟ و میگویند آن مرد بعد از آن با تمرین و زحمت فراوان از دانشمندان و مشاهیر عصر خود می شود .کلام آخرم با مبتدی ها یا کسانی که میخواند برنامه نویسی را شروع کنند است :نترسید و اعتماد به نفس داشته باشید . یک معلم خوب پیدا کنید تا اصول اولیه را به خوبی به شما آموزش دهد . قدرت تحلیل و حل مسئله تان را با تمرین مداوم بالا ببرید . کد هایی که دیگران نوشته اند را بخوانید و تحلیل کنید . تمرین ، تمرین و تمرین کلید موفقیت است . و اگر روزی برنامه نویس بزرگی شدید بدانید کجا بوده اید و برای دیگران از کلمات قلمبه صلمبه استفاده نکنید . انگار پیچیده نمایی عادت بسیاری از ما شده !! مثل کسانی نباشید که درس فلسفه را می خوانند و فقط سعی در پیچیده جلوه دادن فلسفه دارند ... برنامه نویسی هم مثل فلسفه است ... اگر با ذوق و علاقه آن را یاد بگیرید ، برایتان آسان می شود . </description>
                <category>سپهر ماهوش</category>
                <author>سپهر ماهوش</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jul 2019 16:57:41 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>