<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ahmadreza karami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ahmadrezakarami97</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 23:28:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/258661/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ahmadreza karami</title>
            <link>https://virgool.io/@ahmadrezakarami97</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قیمت گذاری محتوای متنی و چالش‌های پیش روی آن</title>
                <link>https://virgool.io/@ahmadrezakarami97/%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A2%D9%86-fghbv0a9s6tx</link>
                <description>این روزها چالش بزرگی که نویسندگان با آن روبرو هستند، قیمت محتوای متنی است. متاسفانه صاحبان کسب و کار مدیران محتوا، استراتژیست‌ها و متخصصان این حوزه محتوای متنی را به چشم فرزند ناخوانده‌ی بازاریابی دیجیتال می‌بینند. تا بحال افراد توانمند دلسوزی همچون نیما شفیع‌زاده، یاور مشیرفر و میلاد ماهیار از جنبه‌های کیفی و کمی این موضوع را پرداخته کرده‌اند. در این نوشته، اما من بیشتر در پی آن هستم که به دلایل نگرش نادقیق نسبت به نویسندگان محتوای متنی بپردازم که به راستی ریشه‌ی درخت کسب و کارند و بنیاد دیجیتال مارکتینگ از اساس بدون آن پایدار نخواهد بود.چرا محتوای متنی اینقدر مهم است و جدی نگرفتن آن از اساس خطاست؟همه‌چیز از متن آغاز می‌شود. بدون متن هیچ‌چیزی وجود ندارد. به کمک متن بود که انسان‌ها توانستند روزبه‌روز آگاه‌تر شوند و حق خود را از حاکمان ظالم در طول تاریخ بگیرند. اصلا یکی از ملاک برتری پادشاهان نسبت به مردم عادی‌، سوادشان بود. این تنها گوشه‌ای از اهمیت تاریخی متن است که حتی امروزه نیز به داد مردم تحت ستم در بسیاری از کشورها رسیده. سخن را کوتاه می‌کنم؛ به گمانم اثر بزرگ متن آنقدر گویاست که نیاز به بیان من نباشد.اما به دوران حاضر برگردیم. چرا محتوای متنی پایه‌ی کسب‌وکار را شکل می‌دهد؟ می‌دانیم که کسب و کار برای رشد به انواع محتوای متنی، صوتی، عکس و ویدیویی نیاز دارد. شاکله‌ی همه‌ی این محتواها متن است. از محتوای متنی که بگذریم، برای تولید محتوای صوتی و پادکست به متن آن نیاز دارید و هیچ ویدیویی بدون سناریوی سنجیده، اثربخش نخواهد بود. با کمی اغماض می‌توان تصویر را از این مقوله جدا کرد که البته امروزه پیوند متن و تصویر ناگسستنی است و بدون این دو هیچ‌گونه فرزندی که همان مشتری کسب کار است، پدید نخواهد آمد. پس می‌بینید که ردپای متن و محتوای در جای جای کسب و کارهای اینترنتی هویداست.دیدگاه غالب کارفرمایان نسبت به نویسندگان محتوای متنی؛ کجای کار را اشتباه می‌رویم؟گروهی از کسانی که در زمینه‌ی بازاریابی دیجیتال کار می‌کنند، نویسندگان محتوای را در حکم کارگران کسب و کار می‌بینند که بدون هیچ زحمتی متنی می‌نویسند و به زعم آن‌ها، این گروه از افراد فقط ترجمه می‌کنند. باوجود اینکه می‌پذیرم در ترجمه کاستی‌های فراوانی داریم، اما به هیچ‌روی فعالان محتوای متنی را نمی‌توان با مترجمان یکی گرفت و کار آن‌ها را در حد ترجمه بی‌ارزش کرد.ایراد اصلی که به نگرش وارد می‌کنم، عدم درک درست نسبت به فرایند تولید محتوای متنی و بایسته‌های آن است. محتوا قبل از نوشته شدن همتای جنینی است که برای رشد و بالندگی نگهداری و مراقبت می‌خواهد.بازیگران عرصه‌ی فریلنسری چه نقشی بازی می‌کنند؟‌اگر حتی یک ماه باشد که وارد عرصه‌ی محتواپیشگی شده باشید، حتما نام سایت‌های پونیشا و انجام می‌دم به گوشتان خورده است، مگر نه؟‌ راستش را بخواهید تعداد این سایت‌ها آنقدر زیاد است که به ذکر معروف‌ترین‌شان قناعت کردم. بخشی از بار سنگین دیدگاه غلط کارفرما را همین سایت‌های فریلنسری به دوش می‌کشند. در این‌گونه سایت‌ها، افراد بی‌شماری خود را در قواره افراد متخصص جا می‌زنند و خدمات خود را با قیمت بسیار کمی ارائه می‌کنند. این کارشان دو ایراد دارد. اول اینکه میزان قیمت را کاهش می‌دهد و در این بین متخصصان کار بلد نیز به پای بی تجربگی آن‌ها می‌سوزند. از طرف دیگر قیمتی در ذهن کارفرما ثبت می‌کند که به هیچ‌عنوان رنگ واقعیت ندارد.حتی خود من با وجود اینکه به گمان کارشناسان انجام می‌دم فریلنسر سطح ویژه بودم، قیمت‌های بی‌نهایت ناچیزی را دریافت می‌کردم. این شد که تصمیم گرفتم در این پلتفرم فعالیت نکنم. امروز که این مطلب را می‌نویسم، دیدم عضویتم را به فریلنسر عادی تقلیل داده‌اند. از چنین پلتفرم‌هایی بیش از این هم انتظار نمی‌رود. آن‌ها به دنبال کسانی می‌گردند که حاضرند شندرغاز پول بگیرند و بنویسند. همان داستان سوازندن تر و خشک با هم.  حضور پررنگ فعالان حوزه‌ی تولید محتوای متنیمتاسفانه وقتی سیستم شفاف نباشد و هر کس ساز خودش را کوک کند،‌ زمینه برای واسطه‌گری فراهم می‌شود. افرادی که خود زمانی نویسنده بوده‌اند و حال سودای دلالی به سرشان زده است. این افراد که خود را متخصصان محتوا و سئو معرفی می‌کنند، اغلب قیمت تولید محتوای متنی را کاهش می‌دهند. این گروه با گفتن جمله‌هایی که تولید محتوای متنی کار شاقی نیست و نویسندگان محتوا بازنویسی می‌کنند، قصد دارند اهمیت محتواپیشگان را ناچیز بشمارند. برخی نیز دست به تمسخر محتوای متنی زده و می‌گویند یعنی برای «از، به، با» هم کلمه‌ای فلان تومن گرفته‌اند؟ متاسفانه اکوسیستم تولید محتوای متنی از این دست آدم‌ها چه ضربه‌ها که نخورده است. کسانی کلمات را خوار می‌کنند و به سخره می‌گیرند. گروهی که صحبتش را کردم، معمولا خود را در قامت یک مدیر محتوا جا می‌زنند و با دریافت پروژه‌های سنگین، پول نسبتا هنگفتی به جیب می‌زنند. برای این گفته خودم هم سند دارم. هر کس در این باره شک داشت، می‌تواند مستقیم با خودم تماس بگیرد. در اینجا لازم است این را بگویم که مخاطب من به هیچ‌عنوان مدیران محتوا و متخصصان سئو نیست که کارمند رسمی یک سازمان هستند. گفتم تا دیر نشده این موضوع را گوشزد کنم تا بلکه سوتفاهم پیش نیاید.آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ این وسط چکاره هستند؟ شرکت‌های ارائه کننده خدمات بازاریابی دیجیتال نیز در این قضیه دست دارند. چطور؟ با دادن پول ناچیز به تولیدکننده اصلی. چنین کسب و کارهایی قیمت معقولی برای خدمت‌های خود تعریف می‌کنند اما از طرف تولید‌کننده محتوا لنگ می‌زنند. یعنی بخشی از پول را در ازای بازاریابی برای نویسندگان برای خود برمی‌دارند. البته من به این موضوع نقدی ندارم و حقشان است؛ منتها به نظرم بهتر باشد که در سیستم قیمت‌گذاری خود تجدید نظر کنند. بالا بردن قیمت مرجع، چیزی است که به آن نیاز داریم. شکاف اعتمادی بین کارفرما و نویسنده؛ مانعی بزرگ در مسیر شاخص نفر- ساعتفضای بی‌اعتمادی بین کارفرما و نویسنده نمی‌گذارد همتای جهانیان از شاخص قیمتی نفر- ساعتی استفاده کنیم. کارفرما پیش خودش می‌گوید از کجا بفهمم که با من روراستی و همه‌ی این زمان را می‌نوشتی؟ این موضوع به ویژه دامن فریلنسرها را گرفته چون کارفرما نمی‌بیند او چگونه کار می‌کند. فکر می‌کنم این پرسش کاملا بجاست. همیشه کسانی وجود دارند که از اعتماد دیگران سواستفاده می‌کنند؛‌ اما نباید فراموش کرد که این تفکر بسیار سنتی است و دیگر ملاک کار کردن به ارزشی اختصاص دارد که فرد ایجاد می‌کند. در ادامه بیشتر این جنبه از کلاف پیج در پیچ محتوا را باز می‌کنم.عقب ماندن از تورم؛ بزرگ‌ترین عامل در لزوم افزایش قیمت محتوای متنیبه چند سال گذشته نگاه کنید و ببینید که چگونه قیمت کالاها چند برابر شده. البته این چند برابر شدن قیمت در کشورمان ید طولایی دارد و به هیچ عنوان منحصر به چند سال اخیر نیست. دلیلش نیز تورم ساختاری‌ است که نظام اقتصادی ایران دارد. نظام بانکی ایران ایراد ساختاری دارد و به دلیل وابستگی بانک مرکزی به دولت و نهادهای قدرت، در ایران همواره افزایش نقدیندگی داریم. افزایش نقدینگی نیز بزرگ‌ترین عامل تورم و گرانی کالاهاست. با این وجود به نظر می‌رسد که تا اصلاح ساختار راهی بجز افزایش قیمت خدمات وجود ندارد. در این فضا، عواملی که برشمردم، ظلم بزرگی به نویسندگان محتوای متنی می‌کنند. آن‌ها همچنان می‌گویند که نیازی نیست قیمت محتوا را افزایش داد و این‌گونه نویسندگان محتوا از تورم عقب می‌مانند و روز به روز فقیرتر می‌شوند. در نتیجه،‌ انگیزه خود را از دست می‌دهند و کیفیت محتوای‌شان به شدت افت می‌کند.چه باید کرد؟ اگر دقت کرده باشید، بیشتر دلایلی که در بالا گفتم،‌جنبه روانی دارند. یعنی دیدگاه افراد فعال و غیر فعال در حوزهٔ محتوا هر دو ایراد دارد. بزرگ‌ترین کاری که از همهٔ محتوانویسان برمی‌آید این است که تا می‌توانند درباره‌ی این موضوع بحث و بررسی کنند تا آگاهی اولیه شکل بگیرد. بخصوص افراد تازه‌کاری که به هر قیمتی کار می‌کنند باید از این قضیه خبردار شود. باید به این درک برسیم که همه‌چیز از کلمه شروع می‌شود و بدون کلمه، بنای هیچ کسب و کاری سرِ پا باقی نمی‌ماند. شاید بپرسید بعدش چی؟ راهکار عملی‌تری سراغ نداری؟ پاسخم مثبت است. افراد دلسوزی پیش از من درباره نحوه قیمت‌گذاری صحبت کرده‌اند. مثلا نیما شفیع‌زاده در این پست پس از بررسی دلایل کم بودن قیمت تولید محتوای متنی قیمت پایه محتوا را کلمه‌ای ۱۵۰ تومن دانسته است. یاور مشیرفر نیز در لنکدین خود فرمولی برای محاسبه ارائه داده که وزن محتوا هم در آن تاثیرگذار است. نظر من هم ترکیبی از این دو است. یعنی حتما باید قیمتی پایه‌ای باشد و ارزش کلیدی محتوا را هم در نظر بگیریم. دو حالت وجود دارد: یا فرد فریلنسر است یا کارمند. روش پیشنهادی من؛ دموکراتیکش کنبرای کارمندان دست به دامن کتاب حرف‌هایی به دخترم درباره‌ٔ اقتصاد می‌شوم. نویسندهٔ این کتاب پیشنهاد می‌کند شرکت باید اعضا را نیز در سود خود شریک کند. نوعی سهام تشویقی که فرد در مدت قراردادش از شرکت می‌گیرد و پس از ترک شرکت نیز قرارداد به پایان می‌رسد. اما برای فریلسنرها موضوع قدری پیچیده‌تر است. برای این قشر تعلق خاطر به شرکت معنایی ندارد و بیشتر کارها پروژه‌ای و موقت است. اما چگونه می‌توان ارزش محتوای این گروه را اندازه گرفت؟ مگر نه اینکه بخشی از محتواپیشگان را همین گروه تشکیل می‌دهند؟ پس باید چاره‌ای اندیشید. به نظر من ارزش برخی از محتواها بویژه محتوای سبز که مستقیم در فروش شرکت موثر است باید اندازه‌گیری شود. رپورتاژ،‌صفحه محصول، صفحهٔ فرود برخی از این دست محتواهاست. با وجود نرم‌افزارهای آنالیز کاربران تا حدی می‌توان این ارزش را اندازه گرفت و به ازای فروش، بخشی از سود را به نویسندهٔ محتوا بدهیم. سخن پایانیدرست است که این حرف‌ها فعلا روی کاغذ است و تا عمل فاصلهٔ زیادی دارد؛ اما وقتی آدم‌های بیشتری نظرات خود را به اشتراک بگذارند، قطعا می‌توان از دلِ آن به شکلی فهمیدنی از نحوهٔ محاسبهٔ قیمت محتوا رسید. همان چیزی که یاور مشیرفر آن را فرمولی محساباتی می‌داند که در آینده قرار باشد هوش مصنوعی حسابش کند. امیدوارم در آینده شاهد روزهای بهتری برای محتواپیشگان ایران‌زمین باشیم. </description>
                <category>ahmadreza karami</category>
                <author>ahmadreza karami</author>
                <pubDate>Fri, 20 May 2022 19:20:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ريست كردن هندزفری بلوتوث هایلو w1 در دو گام</title>
                <link>https://virgool.io/@ahmadrezakarami97/%D8%B1%D9%8A%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B2%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%AB-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%84%D9%88-w1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88-%DA%AF%D8%A7%D9%85-ajg7smors9bg</link>
                <description>حل مشکل وصل نشدن هندزفری بلوتوث هایلو W1امروز می‌خواهم درباره‌ی حل مشکل هندزفری بلوتوث هایلو w1 ‌برایتان بگویم. خب همانطور که می‌دانید، هایلو یکی از برندهای زیر مجموعه‌ی شیائومی است که هندزفری‌های با کیفیت و قیمت مناسبی به بازار عرضه می‌کند. سه چهار ماه بود که این هندزفری بلوتوث را خریده بودم و واقعا کیفیتش عالی بود و از کار کردن با آن لذت می‌بردم؛ تا اینکه یک روز دیدم یکی از هندزفری‌ها کار نمی‌کند. شاکی شدم و به خودم لعنت فرستادم که چرا هندزفری این برند گمنام را خریدم. امروز دیگه صبرم تمام شد و گفتم بروم در گوگل چرخی بزنم شاید فرجی شد و این مشکل آزاردهنده را حل کردم. خلاصه، سرتان را در نیاورم؛ رفتم سراغ گوگل جان و تایپ کردم: حل مشکل هندزفری هایلو w1.  متاسفانه بجز یکی دو ویدئوی ۱۵ ثانیه‌ای از یوتیوب و یه وید‌ئو دو دقیقه‌ای از آپارات چیزی پیدا نکردم. البته از حق نگذرم، دلیل مشکل و راه حل آن را پیدا کردم؛ فهمیدم که دلیل اینکه یکی از هندزفری‌ها کار نمی‌کند، سینک نبودن آن‌هاست و اینکه باید حتما آن را ریست کنم.وقتی دیدم مشکلم با این ویدیو آپارات هم حل نشد، اول احساس ناامیدی کردم؛ اما بعد از آن با خودم گفتم: تو که دفترچه‌ی این هندزفری رو داری؛ برو ببین ننوشته چجوری باید این رو ریست کرد. شاید ریست کردن مدل W1‌ فرق می‌کنه. خوشبختانه حدسم درست بود. در ادامه دو گام بسیار ساده برای ریست این هندزفری رو با هم مرور می‌کنیم. گام اول: قرار دادن هندزفری در کیس شارژر برای ریست هندزفری بلوتوث هایلو W1 ، اول باید آن را در کیس شارژر قرار بدید و به مدت ده ثانیه روی دکمه‌ها فشار بدید تا چراغ هندزفری سفید بشه. مرحله اول ریست هندزفری بلوتوث هایلو W1 گام دوم: اتصال هندزفری به گوشی یا کامپیوتروقتی چراغ هندزفری به صورت سفید رنگ درآمد، آن را کیس شا‌رژر بیرون میاریم و به گوشی یا لپ‌تاپ وصل می‌کنیم. می‌بینید که مشکل عدم اتصال هندفری‌ها حل شده و می‌تونید دوباره از گوش دادن به موزیک و پادکست لذت ببرید. اگر احیانا مشکل حل نشد، دوباره مراحلی را که گفتم، تکرار کنید؛ حتما حل می‌شه. راستش را بخواهید، حل این مشکل اینقدر برای خودِ من هیجان‌انگیز بود که تصمیم گرفتم فورا آن را با شما هم به اشتراک بگذارم. شاد و پیروز باشید. </description>
                <category>ahmadreza karami</category>
                <author>ahmadreza karami</author>
                <pubDate>Tue, 29 Mar 2022 17:09:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پلنر ۱۴۰۱ هدفمند (دانلود PDF)؛ بهترین ابزار برای رسیدن به تعادل در زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@ahmadrezakarami97/%D9%BE%D9%84%D9%86%D8%B1-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B1-%D9%87%D8%AF%D9%81%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-nir0ws8alzdn</link>
                <description>میشه دلم می‌خواست بتونم تمام نیازهام رو  در یک قالب واحد بگنجونم. دیگه از اینکه مدام از کاغذ به موبایل و از موبایل به کاغذ کوچ کنم، خسته شده بودم. بعد از بارها تجربه، به این نتیجه رسیدم که من آدم یادداشت‌برداری الکترونیکی نیستم و کاغذ رو ترجیج می‌دم. پلنرهای زیادی توی بازار وجود داشتند ولی هیچ‌کدوم کامل از نظر نبودند و دید همه‌جانبه‌ای به موضوع برنامه‌ریزی و پلنر نداشتند. به خاطر همین، تصمیم گرفتم که سمت این محصولات نروم تا اینکه با هلی تاک آشنا شدم. پلنر هلی‌ تاک واقعا نسبت به محصولات دیگه‌ی بازار چند پله جلوتر بود؛ پس تصمیم گرفتم که امتحانش کنم. دو سال دفتر هلی تاک رو خریدم ولی هر بار بعد از دو سه ماه استفاده، کنارش می‌ذاشتم. دلیل: چون به این نتیجه رسیدم که این هم کامل نیست. حالا که روح کمال‌گرایی به وجودم رخنه کرده بود، تصمیم گرفتم پلنر شخصی خودم رو درست کنم. پرده‌ی اول: داستان شکل‌گیری پلنر؛ کانتکت استراکچر یا محتوای ساختار یافته چند هفته پیش که اولین مصاحبه‌ی تصویری محمدرضا شعبانعلی رو می‌دیدم، با یه نکته‌ی جالب روبرو شدم. آقای شعبانعلی در پاسخ به یکی از مصاحبه‌کنندگان درباره روند آینده محتوا به مفهوم کلیدی content structure ‌اشاره کرد. کانتنت استراکچر، نقشه‌ی راه یادگیری برای یک موضوع خاص هست؛ یعنی مثلا اگر تصمیم گرفتید مدیریت استراتژیک یاد بگیرید،‌ من به شما کوتاه‌ترین مسیر آموزش رو می‌گم. بهتره این قسمت رو از زبان خود آقای شعبانعلی ببینید و لذت ببرید.  https://aparat.com/v/z3kIj بعد از دیدن این ویدیو به عقب که نگاه کردم، خودم رو در حال استفاده از این روش دیدم؛  چون قبلا هم بخش‌های مختلف یک موضوع رو به هم پیوند داده بودم و اون مفهوم رو برای خودم شخصی سازی می‌کردم؛ پس به این نتیجه رسیدم که برای پلنر هم چنین کاری انجام بدم. پرده‌ی دوم: ساختار پلنر شخصی من از چه چیزهایی تشکیل شده؟ با توجه به اینکه در کل به زمینه‌های مختلف توسعه‌ی فردی علاقه دارم، درباره‌ی آن کتاب‌های زیادی خوندم و هنوز هم می‌خونم. البته در کنار اون، گذراندن درس مدیریت زمان متمم هم تاثیر قابل توجهی روی فراهم کردن ملات لازم برای ساختمان پلنر واسه‌ام فراهم کرد. اینجور شد که آستین‌هام رو بالا زدم و طراحیش رو آغاز کردم. پلنر شخصی من از سه قسمت تشکیل می‌شد: برنامه پیشنهادی متمم، پلنر هلی تاک، کتاب فرمول برنامه‌ریزی و بخشی از روز نوشته چه باید کرد در سایت محمدرضا شعبانعلی. پازل برنامه ریزی توی ذهنم شکل گرفته بود. از هلی تاک برای بخش اهداف سالانه،‌ چرخ زندگی، بازخورد ماهانه، بازخورد سه ماهه و بازخورد سالانه استفاده کردم. برای برنامه‌ریزی دست به دامن برنامه‌ی روزانه، هفتگی و ماهانه‌ی متمم شدم و برای بازخورد هفتگی از کتاب فرمول کمک گرفتم. در ادامه تک این بخش‌ها رو توضیح می‌دم چون داشتن اطلاعات درباره‌اش کمک زیادی برای فهم داشتن یک پلنر می‌کنه. روزهای مهم سال؛‌دیگه هیچ رویداد مهمی رو فراموش نمی‌کنیددر زندگی همه‌ی ما روزهایی وجود داره که نسبت به ایام دیگه‌ی سال اهمیت بیشتری داره. بهتره توی این صفحه تنها روزهایی رو بنویسید که براتون خیلی مهم هستن؛ مثلا تولد اعضای خانوداه، دوستان نزدیک و یا عروسی دوستانتون. خلاصه مهم‌ترین رویدادهای سال رو اینجا بنویسید.چرخ زندگی؛ رازِ رسیدن به تعادل در زندگی فردی و شغلی  هدف اصلی چرخ زندگی، رساندن انسان به تعادل در جنبه‌های مادی‌، معنوی، شغلی و فردی است. طبق قرارداد برای هر کدام از جنبه‌های زندگی عددی وجود داره که به کمک آن می‌توانیم وضعیت خودمون رو بررسی کنیم. چرخ زندگی هر آدمی نقاط قوت و ضعفی داره که در طول زمان به این وضعیت رسیده. شما نمی‌تونید هیچ آدمی رو پیدا کنید که در تمام زمینه‌ها عملکرد خوبی داشته باشه؛ ایده‌ی چرخ زندگی هم بر این اساس طراحی شده که سرمون رو که مثل کبک در برف هست، بیرون بیاریم و به تمام جنبه‌های زندگی نگاه کنیم. با پر کردن این قسمت، می‌فهمید که در کدام زمینه‌ها به بهبود نیاز دارید و روی چه جنبه‌ای از زندگی باید وقت بیشتری بذارید تا به رضایت درونی برسید. توضیح اینکه بحث اصالت وجود به جنبه‌های معنوی انسان‌ها برمی‌گرده که می‌تونه شامل هر چیزی از جمله مذهب، مدیتیشن و عرفان باشه. در درباره‌ی ارتباط با محیط زیست هم قرار نیست کار خارق‌العاده‌ای انجام بدید؛ همین که مثلا آشغال کمتری بریزید یا از کیسه‌ی پارچه‌ای استفاده کنید یا زباله‌های تر و خشک رو تفکیک کنید، کافیه. اهداف سالانه؛ به کمک فیلتر هدفگذاری اسمارت،‌ اهداف هوشمندانه‌ای تعیین کنید.در این بخش در تمام زمینه‌های چرخ زندگی هدفگذاری کنید و هدف‌هاتون رو از فیلتر هدفگذاری اسمارت بگذرونید. مثلا در زمینه‌ی روابط عاطفی هدف می‌گذاریدکه با یک آدم آشنا شوید. برای این کار به سواد عاطفی نیاز دارید. مثلا می‌گید چند تا کتاب بخونم، چند تا دوره بگذرونم و چند بار توی چه مکان‌هایی برم که بتونم رابطه ایجاد کنم؛ یعنی بعضی اهداف برای محقق شدن به زمینه نیاز دارن و با گذراندن آن از فیلتر اسمارت می‌توان میزان دستیابی به اون هدف رو اندازه گرفت. برنامه ریزی ماهانهدر بخش برنامه ریزی ماهانه، ما تقویم اون ما رو جلو رومون داریم تا رویدادهای مهم اون ماه رو یادداشت کنیم. دقت کنید که فقط و فقط رویدادهای مهم رو یادداشت کنید. در بخشی دیگه به کارهایی اشاره شده که بهتره توی این ماه انجام بشن؛ مثلا تصمیم دارید کتابی رو بخونید و می‌دونید که امکانش وجود داره اون رو حداکثر توی یک ماه تموم کنید؛ حالا ممکنه زودتر هم اون کتاب خونده بشه. برای دوره‌های آموزشی یا افزایش یا کاهش وزن هم می‌تونید این روند رو پیاده‌سازی کنید؛ مثلا با خودتون می‌گید من تو این ماه باید دو کیلو کم کرده باشم. نمونه برنامه ماهانهدر قسمت دیگه که اهمیت فوق‌العاده‌ای داره، بخش عادت‌ها رو داریم. در هر ماه سه عادت رو گنجوندم چون واقعیتش اینکه بیشتر از این مقدار نه مفیده و نه قادر هستید اون رو انجام بدید. من که خودم نتونستم؛ اگه شما تونستید، توی بخش کامنت بهم بگید تا منم از شما یاد بگیرم. حالا چطور عادت ایجاد کنیم؟ به کتاب پر کاربرد عادت‌های اتمی بر‌می‌گردم؛ جایی که نویسنده از چرخه‌ی عادت می‌گه. این قسمت از نوشته‌ی الهه حسامی میارم که خلاصه‌ی این کتاب رو به خوبی بیان کرده. فرآیند اجرای عادت در مغز ما چجوریه؟برای اینکه بتونیم راحت‌تر با عادتامون برخورد کنیم بهتره اول بدونیم که اصلا فرآیند عادت توی مغز ما چجوری اجرا میشه. https://virgool.io/d/nir0ws8alzdn/%F0%9F%93%B7%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA با یه مثال این چرخه رو توضیح میدم: فرض کنین شما به شبکه‌های اجتماعی اعتیاد دارین.نشانه(سرنخ) : یک نوتیفیکیشن جدید برای شما میاد و صداشو میشنوین.انگیزه(تمایل) : دوست دارین سریعاً چک کنید چه کسی به شما پیام داده و محتوای اون چیه.پاسخ: گوشی رو از جیبتون درمیارین و پیام رو میخونین.پاداش : حس خوبی میگیرین از این کار.چجوری با دونستن این چرخه راحت‌تر با عادتامون برخورد کنیم؟آقای کلیر معتقده زمانی که ما در معرض سرنخ‌های زیادی هستیم، مقاومت می‌کنیم که عادت بدمون رو ترک کنیم. در حالی که راحت‌ترین راه این هست که تا جایی که میشه سرنخ هارو حذف کنیم. ما نمی‌تونیم سیگار نکشیم وقتی یک بسته سیگار داخل جیبمون هست. نمی‌تونیم اینستاگرام رو چک نکنیم وقتی برنامش رو نصب کردیم. نمی‌تونیم کتاب بخونیم وقتی اصلا کتابی جلوی چشممون نیست و قفسه کتاب‌ها در دورترین نقطه خونست.نویسنده تاکید میکنه که تا جایی که می‌تونین سرنخ‌های مفید رو آشکار و شفاف کنین. اگر قراره کتاب بخونین اون رو بزارین روی بالش تا شب قبل از خواب مطالعه کنین، اگر باید آب زیاد بخورین در پررفت و آمدترین نقاط خونه بطری آب بزارین تا هروقت رد شدین آب بنوشید، اگر زیاد بازی ویدیویی میکنین بعد از هربار استفاده کنسول رو جمع کنین و بزارید یه جای سخت تا دفعه بعد در دسترس نباشه.برای دسترسی به ورژن کامل این نوشته روی خلاصه کتاب عادت‌های اتمی نوشته الهه حسامی کلیک کنید. اگر درباره‌ی عادت ساختن چیزی نمی‌دونید، حتما کتاب عادت‌های اتمی جیمز کلیر رو هم بخونید. برنامه‌ریزی هفتگی؛ آشنایی با قدرت روتین‌های روزانهدر برنامه‌ی هفتگی تاکید زیادی بر روی روتین‌ها شده چون این روتین‌ها هستن که در نهایت عادت‌های ما رو شکل میدن و به سمت اهدافمون هدایت می‌کنن. بهتره روتین‌ها رو به کارهایی که دوست دارید و همچنین اهداف‌تون متصل کنید تا بتونید بیشترین بهره رو از اون ببرید. متمم مطلب به غایت جالبی درباره‌ی قدرت روتین‌های روزانه در زندگی نوشته که توصیه می‌کنم حتما بخونید. توضیح اینکه در پلنر برنامه ریزی روزانه و گزارش شبانه؛‌اختیار زندگی خود را در دست بگیرید در برنامه‌ی روزانه سعی همه چیز رو جای بدم؛ در این صفحه، کارها رو به چهار قسمت تقسیم کردم که همون ماتریس آیزن‌هاور به زبان خیلی ساده است. اما یکی از بخش‌هایی که خودم خیلی خیلی دوسش دارم، گزارش شبانه است. اجازه بدید در اهمیت نوشتن گزارش شبانه، بریده‌ای از سخنان آقای شعبانعلی در این باره رو با هم بخونیم.نقل به مضمون از محمدرضا شعبانعلی «هر چقدر هم بکوشیم از اخبارها و رویدادها به دور باشیم، باز هم بخشی از این خبرها و رویدادها به گوش‌مان می‌رسد. تعدادی از آن‌ها هم، مستقیم روی کار و زندگی‌مان تأثیر می‌گذارند.همین حجم از خبرها هم کافی است که ما را در جریان خود غرق کنند و ما را از وضعیت «انسان آگاه انتخاب‌کننده و کنش‌گر» به یک «موجود مرده‌ی واکنش‌گرا» تبدیل کنند.موجود مرده‌ی واکنش‌گرا درست مثل کسی است که از هر سو چوبی بر سر و تن او می‌کوبند و او فقط فرصت دارد که «آخ» بگوید و دیگر نمی‌تواند به هیچ چیز دیگر فکر کند.من برای خودم روش ساده‌ای دارم که در چنین شرایطی به کار می‌گیرم تا کمی از «غرق شدن در رویدادها و همراه شدن با موج اخبار و حوادث» دورتر شوم.هر شب قبل از خواب، دو تا پنج تصمیم را که در آن روز گرفتم می‌نویسم و کنار هر کدام می‌نویسم که آلترناتیو دوم که انتخاب‌نشده چه بوده است.مثلاً می‌نویسم:امروز به دیدار …….. رفتم. این انتخاب را در حالی انجام دادم که می‌توانستم آن سه ساعت را برای … صرف کنم. اما ترجیحم دیدنِ …. بود.امروز  یک ساعت وقت برای دیدن برنامه‌ی شبکه‌ی …… صرف کردم. این یک ساعت را می‌شد برای …. صرف کرد. الان که فکر می‌کنم کاش همان کار را می‌کردم.امروز یک ساعت کتاب … را خواندم. می‌شد این یک ساعت را در گروه واتس‌اپی با دوستانم گپ بزنم. از این‌که کتاب خواندم راضی‌ام.امروز یک ساعت کتاب … را خواندم. می‌شد در این یک ساعت، به پنج نفر از دوستانم پیام بفرستم و شاید با یکی از آن‌ها قرار بگذارم. انتخاب بهتر این بود که امروز کتاب نخوانم و آن کار را انجام دهم. »بازخورد هفتگی، ماهانه، فصلی و سالانه؛‌ ابزاری جادویی برای ماندن در مسیر اهدافیکی از شگفتگی‌های زندگی هدفند و با برنامه، استفاده از قدرت جادویی بازخورد، پیگیری رسیدن به اهداف است. در بخش قبل به گزارش هفتگی اشاره کردم؛‌اما مگر بازخورد گرفتن به همین محدود می‌شود؟ قطعا خیر. بارها پیش آمده که اول هفته هدفگذاری می‌کنیم و آخر هفته از خودمون رضایت نداریم. بازخورد گرفتن، اشکالات شما در تعیین اهداف غیر واقع‌بینانه رو نشون میده و به شما میگه کجاها اشتباه پیش رفتید و چه کارهای متفاوتی باید انجام بدید تا دوباره در مسیر قرار بگیرید. جمع بندیحرف درباره‌ی هدف‌گذاری و برنامه ریزی اونقدر زیاد هست که می‌شه تا فردا صحبت کرد اما دوست دارم در همین نقطه توقف کنم. در این مقاله سعی کردم تا جایی که امکانش هست،‌ راهنمایی درباره‌ی پلنر شخصی خودم بگم؛‌البته نمی‌دونم تا چه اندازه موفق بودم؛ بقیه موارد و سوال‌ها رو به بخش کامنت‌ها واگذار می‌کنم. اگر سوالی درباره‌ی این پلنر که فایلش رو پایین می‌ذارم، داشتید، حتما ازم بپرسید؛‌ در‌ صورتی‌ که جوابش رو بدونم، حتما پاسخ می‌دم. امیدوارم که به کمک این ابزار بتونید به تمام آرزوها و هدف‌های قشنتگون برسید.  https://drive.google.com/file/d/13TqoGZc-X8DYzWSOsN78SYhwbS9wxgFF/view?usp=sharing آپدیت جدید؛ نسخه خلاصه‌ی پلنرتصمیم گرفتم برای کسانی که علاقه‌مند به چاپ این پلنر هستند، نسخه‌ی خلاصه‌ی آن بدون برنامه‌ریزی روزانه رو قرار بدم. با آرزوی موفقیت و رسیدن به اهداف در سال آینده. https://drive.google.com/file/d/12NVpnF0_PVsvFJnzjgXpJbtv0I9qruby/view?usp=sharing &amp;amp;lt;br/&amp;amp;gt;</description>
                <category>ahmadreza karami</category>
                <author>ahmadreza karami</author>
                <pubDate>Thu, 17 Mar 2022 16:52:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بالاخره علم بهتره یا ثروت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ahmadrezakarami97/science-or-wealth-vtk4ngrgg7z2</link>
                <description>از هر کس بپرسید، حداقل یک بار این سوال را در دوران تحصیل خود شنیده است. سوالی به ظاهر کلیشه‌ای که در فرهنگ‌های مختلف پاسخ متفاوتی دارد. در این مقاله جنبه‌های مختلف این موضوع را بررسی کرده و سعی می‌کنیم به آن پاسخ دهیم.نقش جامعه در انتخاب علم یا ثروتشرایط جامعه و مردم یک کشور نقش مهمی در انتخاب هر کدام دارد. در جامعه‌ای که اقتصاد پویایی داشته و مردم از حداقل‌ها برخوردارند، شاید علم پیروز باشد. در صورتی‌که در جوامع توسعه نیافته و در حال توسعه عموم مردم ثروت را انتخاب می‌کنند. به نظر می‌رسد تا زمانی که جامعه در رفع نیازهای حداقلی خود موفق نباشد، نمی‌تواند به علم فکر کند. هرم مازلو به بهترین شکل ممکن این موضوع را نشان می‌دهد. هرم مازلو و تاثیر آن در گرایش جامعه به علم همانطور که می‌بینید، در صورتی که نیازهای لایه اول هرم رفع نشود، مردم فرصتی برای پرداختن به علم پیدا نخواهند کرد. در کشورهای توسعه نیافته و حکومت‌های توتالیتر علم جایگاهی ندارد. بنابراین حتی اگر فردی علم را انتخاب کند، در نهایت مجبور به مهاجرت می‌شود. پس همیشه مردم این جوامع به هر قیمتی سعی می‌کنند ثروت‌اندوزی کنند. حکومت‌ها چه نقشی در ترویج علم یا ثروت دارند؟ساختار سیاسی و اقتصادی کشورها نقش عمده‌ای در گرایش مردم به سمت علم یا ثروت دارند. کشوری که برای علم ارزش قائل است، روی بخش تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری می‌کند. در نتیجه شهروندانش انگیزه‌ای مضاعف پیدا خواهند کرد. در واقع وقتی علم در جامعه‌ای حکمفرما شد، ثروت را نیز به همراه خود می‌آورد. پیشرفت روزافزون تکنولوژی نتیجه گرایش کشورها به سمت علم است.بالاخره علم بهتر است یا ثروت؟در یک جامعه نرمال که مردم شرایط اقتصادی مناسبی دارند، علم انتخاب بهتری است. دلیل مهمی برای این ادعا وجود دارد. اول اینکه علم بر خلاف ثروت از بین نمی‌رود. در صورتی که ثروت از بین رفتنی است. یعنی هر چقدر ثروت هم که داشته باشید، بدون داشتن علم مدیریت سرمایه روزی به پایان می‌رسد. تحقیقات نشان داده هر چه افراد ثروت بیشتری داشته باشند، بیشتر مصرف می‌کنند. در نهایت اگر نتوانند ثروت خود را مدیریت کنند، در نهایت آن را از دست خواهند داد.جمع بندی؛ بررسی برتری علم یا ثروت برای افراد و ساختارهای سیاسیحال که جوانب مختلف این سوال کلیشه‌ای را بررسی کردیم، قصد داریم به آن پاسخ دهیم. ابتدا از ساختارهای سیاسی شروع می‌کنیم. در ساختارهای سیاسی علم جایگاه ویژه‌ای دارد. به نظر می‌رسد که داشتن ثروت بدون علم و تکنولوژی بلای جان کشورهای در حال توسعه شده است. کشورهایی که عموما از نظر منابع طبیعی غنی هستند و همین باعث شده به سمت علم نروند.اما وقتی به سراغ افراد که می‌رویم، باید با یک نگاه تازه به آن نگاه کنیم. امروزه در عصر انفجار اطلاعات قرار داریم. به لطف اینترنت دسترسی به دانش بسیار ارزان است. شما به راحتی می‌توانید بدون رفتن به دانشگاه علم مربوط به آن حوزه را کسب کنید. اما چیزی که در نهایت تعیین کننده خواهد بود، مهارت است.امروز شما باید بتوانید از علم خود استفاده کنید تا بتوانید در آن حوزه حرفی برای گفتن داشته باشید. وقتی در انجام کاری مهارت پیدا کنید، به هیچ‌عنوان آن را از دست نخواهید داد. درست شبیه رانندگی یا موسیقی که وقتی آن را یاد گرفتید، دیگر فراموشش نمی‌کنید. در نتیجه می‌توان گفت که علم قدم اول برای رسیدن به ثروت است. همچنین چون از بین نمی‌رود، برتری بیشتری نسبت به ثروت دارد.</description>
                <category>ahmadreza karami</category>
                <author>ahmadreza karami</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jan 2022 21:54:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>