<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین سنایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ahsanaei</link>
        <description>نوشته های یک دانشجوی دیجیتال مارکتر...سعی می کنم توی مسیر یادگیری هر چیزی که حس کردم بدرد شما هم میخوره رو اینجا منتشر کنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-29 02:42:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/344674/avatar/ZKx51g.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین سنایی</title>
            <link>https://virgool.io/@ahsanaei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک راهنمای کامل برای نوشتن کپشن اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DA%A9%D9%BE%D8%B4%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-l7dtymg99hny</link>
                <description>منبع: نوینمی‌گویند: عکس‌ها باید با آدم حرف بزنند...واقعاً کی اولین بار این جمله رو گفته؟!الان من اگر یه عکس بگذارم توی پیجم و زیرش هیچی ننویسم، چجوری قراره با مخاطبم ارتباط برقرار کنم؟نه واقعاً، اینطوری موفق نمیشم. نه تنها باید کپشن بنویسم، بلکه باید اصول کپشن نوشتن را هم یاد بگیرم...نوشتن کپشن اینستاگرام، آنقدرها هم که همه متخصص‌ها بزرگش کرده‌اند، سخت نیست. ما هم اینجاییم که مثل همیشه، به زبان ساده و با کلی مثال، زیر و بم نوشتن یک کپشن خوب و عالی را به شما یاد بدهیم.کپشن اینستاگرام چیست؟به متنی که زیر پست‌های اینستاگرام می‌نویسیم تا توضیحات بیشتری را در مورد آن پست به مخاطب بدهیم، کپشن اینستاگرام می‌گوییم. کپشن اینستاگرام شامل متن، ایموجی، #هشتگ و @منشن است.خب عکس زیر را نگاه کنید. در اینجا بلاگر ایرانی (صدف بیوتی) را میبینیم که جلوی یک موشک عکس گرفته است. اما در کپشن برای مخاطب‌هایش توضیح می‌دهد که ناسا او را دعوت کرده تا پرتاب موشک را تماشا کند و فیلم لحظه پرتاب موشک را برای مخاطب‌هایش هم به صورت لایو نمایش دهد. صدف در کپشن خود، هم از ایموجی استفاده کرده، هم از هشتگ و منشن.اما یادتان باشد که هرشخص باید بر اساس نوع پیج و مخاطب‌هایش، کپشن بنویسد. در ادامه کاملاً همه چیز را بریتان توضیح می‌دهیم.آموزش نوشتن کپشن اینستاگرامخب، خوش آمدید به جذاب‌ترین بخش مقاله، یعنی آموزش کپشن نویسی....لطفاً صدای درام رول را خودتون تو پس زمینه ذهنتون پلی کنید :) بعدش هم ویدیو زیر را ببنید که یکی از جذاب‌ترین و کاربردی‌ترین آموزش‌های ما در زمینه نوشتن کپشن برای اینستاگرام است.اما در ادامه قرار است یاد بگیریم که یک کپشن خوب، چطور می‌تواند برای شما لایک، کامنت، فالوئر و ارزش بیشتری را ایجاد کند.یک قدم برو عقب و مخاطبت را بشناساز هر متخصصی که بپرسید به شما می‌گوید که در تمام بیزینس‌ها، شناخت مخاطب اولین قدم است. یعنی شما بدون این که شناخت درستی از مخاطبتان داشته باشید، نباید قدم از قدم بردارید.این کار زمان‌بر بوده و لازم است قبل از آن، کمی با فالوئرهایتان گفتگو کنید. برای مثال، ما میدانیم که مخاطب‌هایی که نوین را در اینستاگرام دنبال می‌کنند، یک سری ویژگی مشخص دارند:می‌خواهند بیزینس خود را شروع کنند.زیاد دنبال کار کارمندی نیستند.می‌خواهند کسب‌وکار آنلاین خود را راه‌اندازی کنند.به دنبال یادگیری روش‌های تبلیغ آنلاین هستند.به کار تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی علاقه دارند.به همین دلایل، کپشن‌هایی که در اینستاگرام می‌نویسیم، فقط و فقط برای آنهاست، نه شخص دیگر!خب شخصی که هنوز مخاطب‌هایش را به خوبی نمی‌شناسد باید چکار کند؟تحقیق، تحقیق و تحقیق!در ساده‌ترین حالت ممکن می‌توانید چند وقت یکبار در یک استوری، از مخاطب‌های خود بپرسید که به چه محتوایی علاقه دارند.باید بفهمید که هدف مخاطب‌ از فالو کردن شما چیست؟ چه چالش‌هایی دارد؟ نقاط ضعفش کجاست؟ جواب دادن به این سوالات هم در تولید محتوای اینستاگرام به شما کمک می‌کند و هم در کپشن نویسی.پیشنهاد می‌کنیم که یک فایل وُرد باز کنید و تمام ویژگی‌های شخصیتی فالوئرهایتان را در آن بنویسید. این کار به شما کمک می‌کند که هروقت احتیاج داشتید و حس کردید که دارید از مسیر اصلی خارج می‌شوید، به آن فایل برگردید و دوباره بررسی‌اش کنید.مواردی که باید در این فایل بنویسید شامل این موضوعات است:مشتری یا فالوئر ایده‌آل من چه کسی است؟موانع و مشکلاتی که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند، چه چیزهایی هستند؟چه اهدافی دارد؟چه مواردی باعث می‌شود به اهدافش نرسد؟به چه چیزهایی علاقه دارد؟چه چیزهایی می‌خواهد؟پس همانطور که گفتیم، شناخت مخاطب به تحقیق احتیاج دارد و زمان‌بر است. پس باید از همین لحظه این پروسه را استارت بزنید تا سریع‌تر به نتیجه برسید.شروع کپشن باید طوفانی باشدیادتان باشد که اگر می‌خواهید مخاطب کپشن شما را بخواند، باید آن را به جذاب‌ترین شکل ممکن، شروع کنید.حتما دیده‌اید که اینستاگرام، ابتدا دو جمله اول کپشن را به مخاطب نشان می‌دهد و او برای مطالعه کل کپشن، باید روی گزینه «more» یا «بیشتر» را کلیک کند. اینستاگرام 2,200 کاراکتر را در اختیار شما گذاشته تا هرچه در چنته دارید را رو کنید، پس جذاب بنویسید و کنجاوی ایجاد کنید، مخصوصاً آن دو خط اول را.در ادامه چند ترفند به شدت باحال و کاربردی را به شما یاد می دهیم.یک جمله بنویسید که بقیه را زیر سوال ببرد: چرا بقیه بلاگرها انقدر محتوایشان زرد است؟سوالی بنویسید که ذهن مخاطب را درگیر کرده است:چطوری کپشن بنویسیم که لایک و کامنت بیشتری بگیرد؟جمله‌ای بنویسید که کنجکاوی ایجاد کند:دیروز یک نفر گفت که می‌خواهد اکانت من را آنفالو کند، اما...حقه‌ای بزنید که مخاطب را ترغیب به خواندن کند:کپشن رو نخون! :) / کپشن رو باز نکن...همانطور که در تمام این مثال‌ها دیدید، عنوان کپشن باید انقدر جذاب باشد که که مخاطب حسابی کنجکاو شود و حتماً روی دکمۀ more کلیک کند.حالا این مثال‌ها را ببینید:هرکدام از این پیج‌ها مخاطب‌های خاص خودشان را دارند. فرقی نمی‌کند که بلاگرید، رستوران دارید، فروشگاه اینستاگرامی هستید یا مغازه گلفروشی؛ هر کسب‌وکاری که دارید باید اول مخاطب‌هایتان را بشناسید و با استفاده از نکاتی که گفتیم، کپشن‌های جذاب بنویسید.از شما می‌خواهیم که دوباره به عکس بالا نگاه کنید و بگویید که هرکدام با استفاده از کدام ترفند، کپشن خود را شروع کرده‌اند؟خب، حالا که موضوع برایتان کاملاً جا افتاد، بهتر است برویم سراغ نکتۀ بعدی.محتوا و کپی‌رایتینگ قویبرای شروع این بخش ابتدا باید این دو موضوع را قشنگ برایتان باز کنیم.خیلی ساده برایتان می‌گوییم، محتوای شما باید مخاطب‌کُش باشد. یعنی مستقیماً مخاطب ایده‌آل شما را هدف قرار دهد و او را شیفتۀ شما کند. خب ما برای این موضوع یک مقالۀ فوق‌العاده کامل و کاربری داریم به اسم «همه چیز درباره تولید محتوا در اینستاگرام»  که پیشنهاد می‌کنیم برای یادگیری دقیق این موضوع، حتماً آن را بخوانید.مسئله دوم، کپی‌رایتینگ!مهارتی که یادگیری آن برای هر کسی که می‌خواهد کسب‌وکاری داشته باشد، لازم است. برای این کار، شما باید با نوشتن خو بگیرید و ذوق نوشتن را دوباره در خود بیدار کنید.تمام جملات جذاب تبلیغاتی که روی بیلبوردها، سایت‌ها و عنوان‌های پست اینستاگرام می‌بینید با استفاده از کپی‌رایتنیگ نوشته شده‌اند. ما در وبلاگ سایت نوین، یک مقاله فوق‌العاده جذاب و پرطرفدار، به اسم «چگونه در مدتی کوتاه به یک کپی رایتر حرفه‌ای تبدیل شویم؟» داریم که مطمئنناً خیلی خیلی کمکتان می‌کند.2 تکنیک کپی رایتینگ برای کپشن اینستادر این قسمت می‌خواهیم چند تکنیک کاربردی درباره نوشتن کپشن را باهم بررسی کنیم. اگر این نکات را ندانید، هیچ‌کدام از پست‌هایتان بازخوردی که می‌‌خواهید را نمی‌گیرند!تکنیک اول؛ آینده‌ مشتری را برایش ترسیم کنیدهمیشه 2 تا نقطه در ذهن مخاطب وجود دارد، نقطه A و B. یادتان باشد که مخاطب شما همیشه در نقطه اول ایستاده است و می‌خواهد به نقطه B برسد.کاری که شما باید انجام دهید، آن است که در کپشن‌های خود این موضوع را در نظر بگیرید و آیندۀ مخاطب را برایش ترسیم کنید. یعنی به او بگویید که اگر از محصولات/خدمات شما استفاده کند، آینده‌اش چه تغییری خواهد کرد!به مثال زیر توجه کنید:این کپشن یکی از پست‌های اینستاگرام نوین است. همانطور که میبینید، ما در این کپشن سعی کرده‌ایم به مخاطب بفهمانیم که آیندۀ کسب‌وکارش، با بازاریابی هر روز بهتر و بهتر میشود. حالا در این مسیر می‌تواند از ما هم کمک بگیرد و می‌داند که اگر از محصولات ما استفاده کند، کسب‌وکارش سریعتر پیشرفت خواهد کرد.مزیت این روش آن است که خیلی راحت، درِ صحبت با فالوئرهایتان را باز می‌کند. چون حالا آن‌ها کنجکاو شدند تا به شما دایرکت بزنند و درباره محصولاتتان ازتان سوال بپرسند.تکنیک دوم؛ حس ترس ایجاد کنیداین تکنیک یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین نکاتی است که باید در کپشن‌نویسی رعایت شود. در اصل بهتر است بگوییم که اگر از آن استفاده نکنید، هیچوقت پیشرفت نمی‌کنید!باید کپشن‌های خود را طوری بنویسید که مخاطب حس کند اگر از محصول/خدمات شما استفاده نکند، از دنیا عقب می‌ماند. مخاطب باید حس کند که فوراً باید به حرف شما گوش دهد.برای مثال، ما در کپشن زیر سعی کردیم به مخاطب بفهمانیم که اگر به حرف ما گوش ندهد، حسابی ضرر می‌کند و پول از دست می‌دهد.وقتی فالوئر این کپشن را می‌خواند، اولش کمی می‌ترسد...به خود می‌گوید نکند من هم همچین اشتباهی کنم! پس فوراً کپشن را می‌خواند و حتی ممکن است وارد سایت‌مان شود و آموزش‌های مربوط به این موضوع را هم بررسی کند.یا اگر به کپشن زیر دقت کنید، می‌بینید که ما درباره 5 اشتباه نابود کننده حرف می‌زنیم. مخاطب با دیدن این کپشن به خود می‌گوید...نکند من دارم این اشتباهات را انجام می‌دهم! باید فوراً این پست را ذخیره کنم تا یادم بماند هیچوقت این کارها را نکنم! حتی ممکن است با نوین تماس بگیرم و از آن‌ها کمک بخواهم!میبینید، به همین راحتی، قدم به قدم به فروش نزدیک‌‌تر می‌شوید.تونی رابینز می‌گوید: «مردم برای درد نکشیدن بیشتر از لذت بردن تلاش می‌کنند.»مثلاً اگر همه به ما بگویند که ورزش کن، برای سلامتی‌ات خوب است، عمراً گوش نمی‌کنیم! اما کافی است که یک دکتر به شما بگوید، اگر ورزش نکنی تا دو ماه آینده حتماً سکته خواهی کرد :) قول می‌دهم فردای آن روز، ساعت 6 صبح، در حال دویدن برای ما دست تکان می‌دهید!می‌بینید، گاهی باید کاری کنید که در ذهن مخاطب جرقه‌ای زده شود و کمی بترسد...از فالوئر، یک چیزی بخواهیدهمیشه یادتان باشد که در کپشن‌های خود، یک درخواستی هم از مخاطب بکنید. از او بخواهید کاری را برایتان انجام دهد. مثلاً یک سوال بپرسید و به او بگویید در کامنت‌ها جوابتان را بدهد، یا خیلی ساده‌تر از مخاطب بخواهید که پست‌تان را لایک کند، برایتان کامنت بگذارد، برای دوستانش بفرستند و پست را سیو کند.اما در دنیای اینستاگرام و کپشن‌نویسی چطور می‌توانیم از این تکنیک به صورت خلاقانه‌تری استفاده کنیم؟ بهتر است با مثال توضیح دهیم:در کپشن سمت راست، می‌بینید که ما در آخر متن، از فالوئرهایمان خواسته‌ایم تا به سایت نوین بروند و ثبت‌نام کنند یا به ما دایرکت بدهند.کپشن سمت چپ که برای یکی از موفق‌ترین بلاگرهاست، دو «فراخوان عمل» دارد و بسیار هوشمندانه نوشته شده است. او ابتدا از فالوئرهایش خواسته که در کلاس‌های او ثبت‌نام کنند و در ادامه با لحن خیلی صمیمی از مخاطبش یک سوال ساده، کلی و تعاملی پرسیده است. سوالی که آدم را به فکر فرو می‌برد و دوست دارد به آن پاسخ دهد!طریقه نوشتن کپشن اینستاتا اینجای مقاله یاد گرفتیم که کپشن باید یک شروع هیجان انگیز و یک پایان هدفمند داشته باشد. حالا می‌خواهیم روش‌های کپشن نوشتن برای اینستاگرام را باهم بررسی کنیم.کپشن‌ شما می‌تواند موضوع پست را بگوید، توضیحات محصول را بدهد یا یک داستانی را تعریف کند.موضوع پست را بگوییددسته اول که خیلی ساده است؛ همه ما از همینجا شروع می‌کنیم. هروقت می‌خواهیم پست یا استوری بگذاریم، دنبال یک متن مرتبط با عکس می‌گردیم. تفاوتش در این است که در توصیف عکس، هرچه واقعی‌تر باشید، بهتر است. اینطوری مخاطب هم با شما احساس نزدیکی بیشتری می‌کند، چون می‌داند که دارید یک موضوع شخصی را با اون به اشتراک می‌گذارید.برای مثال، این پست یاسمن که یک پیج آموزش زبان انگلیسی دارد را ببینید:همانطور که خودش هم در کپشن می‌گوید، بعد از کلی زحمت و تلاش، توانسته برای خودش یک خانه نقلی اجاره کند و کلی از این بابت خوشحال است. او با شیرین‌ترین لحن ممکن این اتفاق را برای مخاطب توضیح می‌دهد و حتی در آخر می‌گوید، از اینکه می‌تواند در لوکیشن جدیدی برای فالوئرهایش ویدیو ضبط کند بسیار خوشحال است.توضیحات محصول یا خدمات را بنویسیداین روزها پیج‌های زیادی را میبینیم که کسب‌وکار خود را در اینستاگرام راه‌اندازی کرده‌اند. اما نباید فراموش کنید که حتی اگر قرار است یک مداد هم بفروشید، کپشن‌های غیر حرفه‌ای ‌می‌توانند به راحتی مشتری‌هایتان را بپرانند.پس اگر شما هم در اینستاگرام، فروشگاه اینترنتی دارید، نکات زیر را به هیچ وجه از دست ندهید.مشخصات محصولتان را ساده، اما کامل توضیح دهید.حتماً قیمت محصول را بنویسید. (قیمت در دایرکت وقت شما و مشتری‌تان را می‌گیرد!)بهانه نیاورید، اگر قیمت‌ها نوسان دارند؟ کپشن را ادیت کنید. می‌توانید مدیریت این کار را به ادمین پیج بسپارید. اما اگر به هر دلیلی قیمت ننوشتید، حتماً در کپشن بگویید که برای اطلاع دقیق از قیمت باید به شما دایرکت بزنند.موجودی محصول را حتماً در کپشن قرار دهید.نحوه ارسال محصول را کامل توضیح دهید.مزیت‌های محصول‌تان را هم حتماً بگویید.خب همانطور که در عکس بالا مشخص کردیم، پیج‌های فروشگاهی اینستاگرام بهتر است که توضیحات محصولشان را به کامل‌ترین شکل ممکن در کپشن بنویسند. اصلاً طبیعی است که وقتی مشتری شما عکس محصول را می‌بیند، در کپشن دنبال اطلاعات بیشتر بگردد. پس نباید او را نا‌امید کنید، در عوض باید مسیر خرید را برایش تا جای ممکن آسان کنید.(برای همین است که می‌گوییم از جمله‌هایی مثل «قیمت در دایرکت» استفاده نکنید، چون ممکن است مشتری سختش باشد به شما پیام دهد و حتی اگر پیام بدهد هم، مدتی طول می‌کشد تا جوابی از سمت شما بگیرد...این اتلاف وقت به ضرر شما است.)داستان‌سرایی در کپشن اینستاگرامتا به حال شده که در اطراف خود با آدم‌هایی روبرو شوید که داستان یک اتفاق را طوری برایتان تعریف کنند که حس کنید واقعاً آنجا بودید؟ اینجور آدم‌ها قصه‌گوهای ماهری هستند که ما از گوش دادن به داستان‌هایشان، هیچوقت خسته نمیشویم.حالا فرض کنید که یک کسب‌وکار با تکنیک داستان‌سرایی (Storytelling)، چقدر می‌تواند روی ذهن مخاطب تأثیرگذار باشد.به مثال زیر توجه کنید:داستان سرایی یا روایت‌گری، یکی از جذاب‌ترین روش‌های تعامل با مخاطب است. کاربران اینستاگرام چشم‌شان به دیدن کپشن‌های معمولی، عادت کرده است؛ پس چه بهتر که با گفتن یک داستان، غافل‌گیرشان کنید.اگر اهل قلم باشید می‌دانید که یک داستان خوب، شامل 3 عنصر اصلی است:1. همیشه یک قهرمان دارد.2. حتماً یک چالش سر راه آن قهرمان قرار می‌گیرد.3. لحن نویسنده با توجه به اتفاقاتی که می‌افتد تغییر می‌کند.نکته!!!هرچقدر هم که داستان‌سرایی قرار است نویسنده درونتان را بیدار کند، فراموش نکنید که قدرت در ساده‌نویسی است. پس به هیچ وجه داستان را پیچیده نکنید و کلمات قلمبه سلمبه را هم دور بریزید.مرتب نوشتن کپشن اینستاگرامحتماً پیش خودتان می‌گویید، چه اهمیتی دارد که کپشن اینستاگرام مرتب نوشته شود!!!پس بگذارید از خودتان بپرسیم، کدام یک از کپشن‌های زیر را راحت‌تر می‌خوانید؟معلوم است که خواندن کپشن سمت راست، بسیار راحت‌تر است.بگذارید یک موضوع را خیلی رک به شما بگوییم. مرتب نوشتن، باعث می‌شود که مخاطب کپشن شما را بخواند یا به راحتی از آن رد شود. مخصوصاً اگر قرار است، کپشن طولانی بنویسید. پس ساده از کنار این مسئله رد نشوید.نحوه صحیح مرتب نوشتن کپشنوقتی می‌دانید که قرار است کپشن پست‌تان طولانی شود، سعی کنید بین خطوط فاصله ایجاد کنید.بعضی‌ها برای این کار از نقطه استفاده می‌کنند که خیلی هم خوب است و ایرادی ندارد، اما پیشنهاد ما چیست؟اگر طرز استفاده از این دکمه را یاد بگیرید، دیگر به نقطه گذاشتن بین خطوط هم نیازی ندارید و کپشن‌هایتان هم ظاهر زیباتری پیدا می‌کند. در ادامه به شما آموزش می‌دهیم که چطور می‌توانید کپشن‌ها مرتب‌تری بنویسید.جمله‌ای که می‌خواهید را تایپ کنید.یک خط بیایید پایین‌تر.دکمه نیم‌فاصله را یکبار فشار دهید.دوباره یک خط دیگر پایین بیایید و جمله بعدی را بنویسید.با این کار کپشن شما مرتب‌تر خواهد شد و دیگر بین خطوط خبری از نقطه‌های اضافی هم نیست.دکمه نیم‌فاصله را ندارید؟همه کیبوردهای اندورید که این دکمه را دارند، پس فقط باید زبان کیبوردشان را فارسی کنند تا این دکمه را ببیند.بقیه کاربران هم 2 راه دارند:یا باید کیبورد گوگل (Gboard) را نصب کنند و از دکمه نیم‌فاصله استفاده کنند.خب حالا که یاد گرفتید چطوری باید یک کپشن تر و تمیز بنویسید، بهتر است برویم سراغ یک مثال!یکی از اینفلوئنسرهایی که اکثر اوقات کپشن‌های طولانی می‌نویسد، «نبات» است و حسابی حواسش هست که چشم فالوئر خسته نشود و کپشن را راحت بخواند.همین حالا می‌توانیم حدس بزنیم که اگر نبات قرار بود مانند عکس سمت چپ، کپشن بنویسد، هیچ‌کس کپشن‌هایش را نمی‌خواند.البته که مخاطب‌ها باید خیلی شما را دوست داشته باشند که کپشن‌های طولانی شما را بخوانند :)به هرحال، این اینفلوئنسر هم راه درازی آمده تا به اینجا رسیده است. پس ترجیحاً تا جایی که می‌شود خلاصه بنویسید.راستی به نظر شما جای چندتا ایموجی در کپشن نبات خالی نیست؟در قسمت بعد برایتان توضیح می‌دهیم که چطور باید از این همه شکلک جور واجور استفاده کنید.استفاده درست از ایموجیدومین کاری که می‌توانید برای مرتب‌تر شدن کپشن اینستاگرام خود انجام دهید، استفاده از ایموجی‌ها است.ما دنیایی از ایموجی داریم که روز به روز هم دارد به تعدادشان اضافه می‌شود، اما به نظرتان درست است که برای جذاب‌تر شدن و رنگی رنگی شدن کپشن‌هایمان، یک عالمه ایموجی در متن کپشن استفاده کنیم؟ معلوم است که نه!استفاده بیش از حد از ایموجی، اتفاقاً برعکس عمل می‌کند و باعث می‌شود اصل مطلب اصلاً خوانده نشود. برای مثال، به دو کپشن زیر نگاه کنید.خود شما، کدام کپشن را راحت‌تر می‌خوانید؟در کپشن سمت چپ، به قدری رنگ و نوشته دیده می‌شود که اصلاً چشم آدم درد می‌گیرد و متن اصلی، بین آن همه ایموجی گم شده است.نکته دوم!!!از ایموجی‌های مربوط به متن استفاده کنید. مثلاً اگر قرار است درباره محصول خود توضیح دهید، استفاده از شکلک خنده و قلب و گل، بی معنی است!راز کپشن را فهمیدیم...در این مقاله باهم یادگرفتیم که چطور می‌شود یک کپشن درست و حسابی نوشت که در آخر ما را قدم به قدم مخاطب نزدیک می‌کند و فروشمان هم افزایش میابد. یادتان باشد که درآمدزایی از اینستاگرام، فقط به کپشن نوشتن و پست گذاشتن محدود نمی‌شود. پیشنهاد می‌کنیم که کمی در صفحه «آموزش‌های اینستاگرام» بگردید تا مقاله‌ها و ویدیوهای بیشتر ما را در آنجا ببنید.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jul 2022 20:13:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش اینستاگرام مارکتینگ؛ اصول بازاریابی در اینستاگرام به زبان ساده</title>
                <link>https://virgool.io/biography/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-kjg5ywpdnxqn</link>
                <description>منبع: یکتانتبرای شناخت اینستاگرام مارکتینگ و استفاده از آن، ابتدا باید خود اینستاگرام را بشناسیم. پس نگاهی داشته باشیم به شروع به کار این شبکه اجتماعی و آمار و ارقام آن. از زمان رونمایی اینستاگرام یعنی سال 2010، جهان با طوفانی از تغییرات در شبکه‌های اجتماعی رو به رو شد. اکثر افرادی که اهل شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک و توئیتر بودند در آن عضو شدند و حتی افرادی که اولین برخورد خود با اینترنت را داشتند، اولین شبکه اجتماعی که در آن عضو شدند، اینستاگرام بود.دلایل استقبال فوق‌العاده از این شبکه اجتماعی کاملا مشخص نیست اما مهمترین آن، این بود که دیگر نیازی به خواندن متن بلند نبود و مدت کوتاهی برای دیدن صدها محتوا کافی بود. اما حالا استفاده‌های بسیار مختلفی (جدا از دیدن تصاویر) از اینستاگرام می‌شود که یکی از مهمترین آن‌ها بازاریابی اینستاگرام است. اما آیا واقعا بازاریابی و تبلیغ در اینستاگرام ارزش هزینه کردن دارد؟ یا بهتر است هزینه را به بیلبوردهای سطح شهر اختصاص دهیم؟ برای فهمیدن این موضوع بیایید نگاهی به آمار و ارقام در ایران و جهان بی‌اندازیم:اینستاگرام مارکتینگآماری که تا سال 2018 وجود دارد نشان می‌دهد 24 میلیون کاربر ایرانی در اینستاگرام وجود دارند یعنی 30% جمعیت کل کشور که تا اواخر 2020 به 54% نیز رسید.ایران هفتمین کشوری‌ست که بیشترین آمار کاربر فعال در اینستاگرام را دارد.به طور متوسط کاربران روزانه 30 دقیقه در اینستاگرام هستند.80 درصد کاربران، کالا و خدمات را در اینستاگرام سرچ می‌کنند.اینستاگرام چهارمین برنامه نصب‌شده توسط کاربران در دنیاست و رتبه نهم سرچ گوگل را دارد.200 میلیون کاربر اینستاگرامی حداقل 1 پروفایل تجاری (یا فروشگاه آنلاین) را دنبال می‌کنند.هرچند تمام این آمار مربوط به ایران نیست، اما در تمام دنیا کاربران اینستاگرامی در حال دست و پنجه نرم کردن با همین موضوعات هستند و با توجه به این اعداد و ارقام به نظر می‌رسد بازاریابی در اینستاگرام ایده خوبی باشد و هدف بازاریابی یعنی ارتباط با مشتری بالقوه، معرفی محصولات و نهایتا افزایش فروش و کسب سود را محقق می‌کند. (چنانچه قصد اجرای تبلیغات در اینستاگرام را دارید، می‌تواند از پلن‌ها و تعرفه‌های یکتانت آگاهی کسب نمائید)اینستاگرام مارکتینگ چیست؟دیجیتال مارکتینگ اینستاگرام، روشی جدید برای صاحبان کسب‌ و کار است تا با مخاطبان هدف خود ارتباط برقرار کرده و محصولات خود را در قالبی جدید معرفی کنند. البته این مفهوم تنها به معرفی محصولات محدود نمی‌شود و برای این نوع بازاریابی باید ارتباط منطقی با مخاطب و مشتری برقرار کنید. مثل اطلاع‌رسانی به مشتری، نشان دادن باطن کسب و کار، احترام به نظرات و تجربیات مشتری و مواردی که در ادامه توضیح خواهیم داد.بازاریابی در اینستاگرام را به دو روش می‌توان انجام داد:تبلیغ کسب و کار از طریق اینفلوئنسرها و سلبریتی‌های اینستاگرامتولید محتوای اصیل در صفحه خود و تلاش برای افزایش دنبال‌کننده‌ها با استفاده از ارتقاء صفحهبهترین نوع بازاریابی اینستاگرامی، استفاده از هر دو روش مذکور با استفاده از یک استراتژی منظم است. یعنی ابتدا صفحه خود را به حدی از پیشرفت برسانید، ظاهر آن‌ را مرتب کنید، محتوای مفید و موثر تولید کنید و سپس برای معرفی خود از صفحات محبوب اینستاگرام استفاده کنید.آموزش اینستاگرام مارکتینگ به زبان سادهایجاد صفحه تجاری (business account) اولین قدم شماست، که امکان دسترسی به اطلاعات مفیدی در مورد صفحه و رفتار کاربران با محتوا را می‌دهد.تولید محتوا اصیل باعث می‌شود ارتباط بهتری با مخاطب خود برقرار کنید. مخاطبان همیشه قدر محتوایی که برای آن زحمت کشیده شده باشد را می‌دانند. بهتر است برای پست‌ها و استوری‌ها قالب معینی در نظر بگیرید که منحصر به کسب‌وکار شما باشد.چیدن یک استراتژی درست مهمترین اقدام برای بازاریابی‌ست این استراتژی شامل نقشه‌ای از صفحه شما برای تولید محتوا و تبلیغ در دیگر صفحات اینستاگرام است، برای راحتی بیشتر یک جدول تقویمی که سه ستون(مشابه صفحه اینستاگرام) دارد درست کنید و تعیین کنید که در هر مربع (پست) چه محتوایی جای می‌گیرد، محتوا چه شکلی دارد، در چه روزی تبلیغ خواهید کرد و چه کپشنی برای محتوا خواهید نوشت.اگر قصد تبلیغ صفحه خود را دارید، فراموش نکنید که این تبلیغ با بیلبوردهای سطح شهر متفاوت است پس برای این کار در مورد مخاطب، هدف و فردی که برای تبلیغ به آن مراجعه می‌کنید فکر کنید.آپدیت‌ها و امکانات جدید اینستاگرام را بدانید و از آن‌ها استفاده کنید، این موضوع نشان می‌دهد که شما برای رضایت مخاطب تلاش می‌کنید و سعی در ایجاد محتوای جدید و ناب دارید.روش‌های بازاریابی در اینستاگرامتا اینجای مقاله شما با نکاتی در مورد استراتژی و رعایت اصول اینستاگرام با ما همراه بودید. حالا شما روی سکوی پرش قرار دارید و با پروموت کردن پیجتان می‌توانید به افزایش فالوور و در نهایت افزایش فروش محصول یا خدماتتان بپردازید. در اینجا به  روش‌ها و نکاتی اشاره شده که بتوانید برای کسب‌و‌کار خود از طریق اینستاگرام بازاریابی کنید:تبلیغات بازدیدییکی از روش های تبلیغات افزایش فالوور اینستاگرام را می توان همین استفاده از تبلیغات بازدیدی به شمار آورد. در این روش شما فقط به ازای تعداد بازدید محتوای تبلیغتان هزینه پرداخت می‌کنید و نه بیشتر! در واقع تبلیغ شما در پست‌ها و استوری‌های پیج‌های پرفالوور اینستاگرامی نمایش می‌گیرد و شما تنها به ازای هر 1000 بازدید هزینه پرداخت می‌کنید. با استفاده از تبلیغات بازدیدی جریان شما می‌توانید پیج‌های مرتبط با برندتان را شناسایی کرده و به بهترین نحو آن را اجرا کنید. کافیست در جریان ثبت‌نام کنید.تبلیغ توسط اینفلوئنسرهادر این مرحله شما با شناسایی  اینفلوئنسرهایی که مرتبط با کسب‌و کار شما هستند، می‌توانید تبلیغات انجام دهید و درصد زیادی از فالوورهای آن‌ها را جذب کنید. البته پیداکردن این اینفلوئنسر مناسب و تعرفه‌هایی که برای پست یا استوری دارند، به این آسانی‌ها هم نیست و بسیار زمان‌بر و خسته کننده به نظر می‌رسد. شما می‌توانید از خدمات اینفلوئنسر مارکتینگ جریان استفاده کنید. هزینه این تبلیغات براساس این که قصد همکاری با چه اینفلوئنسری را داشته باشید، متغیر است. در جریان، لیست و هزینه تبلیغات اینفلوئنسرها به همراه اطلاعات آن‌ها گردآوری شده است تا شما بتوانید با توجه به بودجه خود، بهترین تبلیغات را اجرا کنید.برگزاری مسابقاتچه راهی بهتر از اینکه اجازه دهید کسی محصول شما را امتحان کند و مشتری شود؟ مسابقاتی را اجرا کنید که برای شرکت در آن‌ها نیاز است که شخصی حساب کاربری شما را دنبال کند یا با هشتگ شما پست بگذارد.برگزاری لایوبه نمایش گذاشتن یک محصول یا خدمات جدید با استفاده از لایو اینستاگرام فکر کنید. سپس، با قرار دادن لینک خرید در بیو، کاربران را به خرید سوق دهید. همچنین، فراموش نکنید که از لینک در بیو اینستاگرام و همچنین نکات برجسته استوری اینستاگرام خود استفاده کنید، زیرا این موارد می توانند فالوورها را به وب سایت، وبلاگ و صفحات محصول شما متصل کنند.در آخر دکمه اشتراک گذاری اجتماعی اینستاگرام را در وب سایت خود قرار دهید و اینستاگرام خود را در سایر سیستم عامل‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید.مزایای اینستاگرام مارکتنیگ برای کسب و کارهااگر هنوز برای صرف وقت و هزینه برای صفحه اینستاگرام خود مردد هستید، شاید دانستن موارد زیر برای تصمیم‌گیری شما تاثیرگذار باشد. فراموش نکنید که حتی اگر تصمیم خود را گرفته‌اید نیز باید با جزئیات آن آشنا باشید:1- معرفی برند و آگاهی‌بخشی در مورد آناینستاگرام فضایی در اختیار شما می‌گذارد تا برند یا فروشگاه خود را در چشم دیگران به نمایش گذارید و در واقع آن را ثبت کنید؛ حتی اگر تعداد دنبال‌کننده‌های شما زیاد نباشد باز هم ثبت برندتان در اینستاگرام، معرفی خوبی برای کسب‌وکارتان محسوب می‌شود.2- افزایش رتبه SEO در گوگلوقتی صفحه خود را در اینستاگرام ثبت کنید، امکان این وجود دارد که افراد با جستجوی نام یا هشتگ‌های شما، صفحه‌تان در اینستاگرام را ببینند و مشتری شما شوند.۳. ارتباط مستقیم با مخاطبانپیش از محبوبیت اینستاگرام، فروشگاه‌های آنلاین در تلگرام، واتساپ و یا از طریق تماس تلفنی با مخاطبان خود آن‌ هم به شکل جزئی در ارتباط بودند اما با ایجاد اکانت اینستاگرام می‌توانید با مخاطب خود ارتباط برقرار کنید و علاوه بر ایجاد اعتماد، سوالات و مشکلات آن‌ها را در مورد محصول خود رفع کنید. (چنانچه قصد گذاشتن لینک تلگرام در بیو اینستاگرام را دارید، مطالعه این مقاله را از دست ندهید!)۴. تسلط بیشتر بر برنددر حال حاضر که استفاده از اینستاگرام گسترش یافته، ایجاد اکانت برای کسب‌وکارتان قدرت و اعتبار بیشتری به شما می‌دهد؛ حتی اگر محتوای زیادی در آن تولید نکنید. در واقع نشان‌دهنده تسلط برند شما بر تمام پلتفرم‌هایی‌ست که مخاطبان در آن جا حضور دارند.۵. کاهش هزینه‌هااگر قصد تبلیغ و یا بازاریابی داشته باشید، روش‌هایی مثل تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردهای سطح شهر، پخش و چسباندن تراکت، هزینه بسیاری بر دوش شما خواهد گذاشت، در حالی که بازاریابی در اینستاگرام هزینه چندان زیادی ندارد؛ اما تلاش و ممارست بیشتری می‌طلبد و تاثیرگذاری آن زمان‌بر است.۶. محلی برای به اشتراک گذاشتن جزئیاتاگر صفحه اینستاگرام نداشته باشید چطور می‌خواهید روند تولید محصول، معرفی اعضای تیم، داستان کسب‌وکار و مواردی از این دست، طوری که مخاطبان آن را ببینند و برای دیگران نیز بفرستند را منتشر کنید؟ اینستاگرام فضای بسیار مناسبی برای این مطالب است.۷. اطلاع‌رسانی همگانیاز طریق صفحه اینستاگرام خود می‌توانید در مورد تخفیف‌ها، محصولات جدید، روند پیشرفت، اتفاقات مهم، برندگان قرعه‌کشی و مواردی از این دست اطلاع‌رسانی کنید.۸. پشتیبانی و خدمات مشتریاناگر در صفحه اینستاگرام خود خدمات پشتیبانی ارائه دهید، خواهید دید که چه تعداد افراد در مورد محصولات شما نیاز به شفاف‌سازی و حل مشکل دارند. در حالی که بدون صفحه اینستاگرام، افراد ممکن است از سوال‌کردن یا دریافت خدمات منصرف شوند.نکات مهم در اجرای استراتژی بازاریابی اینستاگرامبسیاری از کسب و کارها بدون هیچ استراتژی‌ای فعالیت خود را در اینستاگرام شروع می‌کنند فقط به این دلیل که بقیه هم در این شبکه حضور دارند؛ اما شما این اشتباه را نکنید. فقط با یک استراتژی از پیش تعیین شده است که می‌توانید در بستر اینستاگرام به اهداف بازاریابی خود برسید. پس برای اینکه سبک کنحصر بفردی از خود بجای گذارید این استراتژی‌ها را در نظر بگیرید:۱. اهداف خود را برای حضور در اینستاگرام تعیین کنیدقبل از شروع پست گذاشتن در اینستاگرام، از خود (یا تیمتان) بپرسید: چرا در اینستاگرام هستید؟ برای موفقیت درازمدت در اینستاگرام، باید  اهداف مشخصی داشته باشید تا بتوانید زمان، انرژی و سرمایه‌گذاری پولی خود را توجیه کنید. ممکن است اهداف شما فروش محصولات، اشتراک‌گذاری نمونه کارها، آگاهی از برند و… باشد. دلیلش هرچه باشد، آن را مشخص کنید. وقتی دلیل حضور خود را تعیین کردید، می توانید بدانید که چگونه عملکرد خود را اندازه گیری کنید و از ابزارهای Instagram Analytics استفاده کنید.۲. مخاطبان هدف خود را مشخص کنیدوقتی مخاطبان کسب‌وکارتان را بشناسید، انگیزه‌ها و نقاط درد آن‌ها را درک می‌کنید و محتوایی تولید می‌کنید که مخاطب ارتباط بیشتری با آن برقرار می‌کند و ترغیب به خرید یا دنبال کردن شما می‌شود. سن، مکان، جنسیت، سطح درآمد، علایق و نیاز مخاطب را در نظر بگیرید. اگر نمی‌دانید در ابتدا به چه شکل مخاطبان خود را بشناسید، رویدادهای محبوب و هشتگ های مورد علاقه‌ی مرتبط با کسب و کار خود را رصد کنید. ببینید چه کسانی از این هشتگ ها استفاده می کنند و با آنها درگیر هستند. پروفایل آن‌ها را بررسی کنید. همچنین می‌توانید به دنبال‌کننده‌های رقیب خود نگاهی بیندازید.۳. تجزیه و تحلیل رقابتی انجام دهیدبعد از اینکه مخاطبان اینستاگرام خود را مشخص کردید، یک تحلیل رقابتی انجام دهید تا ببینید سایر بازاریابان در زمینه‌ی حرفه‌ی شما چه پست‌هایی می‌گذارند. اگر از قبل رقبای برتر خود را می‌شناسید، با بررسی پروفایل اینستاگرام آن‌ها شروع کنید. اگر نه، عبارات مرتبط با تجارت و صنعت خود را جستجو کنید تا اکانت‌های مشابه را بیابید. یک ممیزی سریع از حساب‌های مرتبط انجام دهید تا ببینید چه پست‌هایی بیشترین تعامل را دارند، از چه هشتگ‌های پرطرفداری استفاده می‌کنند، کپشن‌هایشان چیست، هر چند وقت یک‌بار پست می‌‌گذارند و روند رشدشان به چه صورت بوده و هست.این اطلاعات می‌تواند به عنوان معیاری باشد برای شما که رشد بهتری را تجربه کنید. افزودن محتوای منحصر به فرد به این ترکیب به کسب و کار شما کمک می کند تا از بقیه متمایز شود. (چنانچه قصد یادگیری و آموزش نوشتن کپشن در اینستاگرام را دارید، مطالعه این مقاله می‌تواند شما را راهنمایی کند!)۴. یک اکانت بیزینسی در اینستاگرام بسازیدشما می‌توانید در اینستاگرام دو نوع اکانت شخصی و بیزینسی داشته باشید. اکانت‌های بیزینسی مزیت‌ها و امکانات بیشتری برای کسب‌وکارها دارد. اکانت‌ بیزینسی برای اجرای استراتژی دیجیتال مارکتینگ در اینستاگرام یک نعمت به حساب می‌آید. به‌عنوان مثال، شما می‌توانید عملکرد اکانت خود را در لحظه ارزیابی کنید و اطلاعات بیشتری درباره رفتار فالوورهای خود کسب کنید.برای ساختن اکانت بیزینسی در اینستاگرام ابتدا روی «Settings» و سپس روی «Account» کلیک کنید. در این بخش کافی است که روی «Switch to Professional Account» کلیک کنید تا اکانت شما به اکانت بیزینسی تبدیل شود.شما برای افزایش اثربخشی استراتژی دیجیتال مارکتینگ در اینستاگرام به یک اکانت تجاری بی‌نقص نیاز دارید. برای داشتن چنین پروفایلی به نکات زیر دقت کنید:از ۱۵۰ کاراکتر بیو برای معرفی کسب‌وکارتان بهره ببرید. در این بخش به نام، محصول یا خدمتی که ارائه می‌دهید و مزیت کسب‌و‌کارتان نسبت به بقیه برندها اشاره کنید.در انتخاب عکس پروفایل خود وسواس به خرج دهید. سایز عکس شما باید ۱۱۰ در ۱۱۰ پیکسل باشد تا به خوبی نمایش داده شود. اگر از لوگوی خود استفاده نمی‌کنید، عکسی را انتخاب کنید که نشان دهد شما در چه حوزه‌ای فعالیت می‌کنید.لینک وب‌سایت خود را در بیو به مخاطب ارائه کنید. بیو اینستاگرام تنها جایی است که به غیر از استوری می‌توانید لینکی قابل کلیک در اختیار مخاطب بگذارید.از امکانات اکانت بیزینسی استفاده کنید. موضوع کسب‌وکارتان را مشخص کنید و اطلاعات تماس و دکمه فراخوان عمل را فعال کنید. از این فرصت برای برقراری ارتباط با مشتریان بالقوهٔ خود غافل نشوید.۵. نقشهٔ راه تولید محتوای خود را ترسیم کنیدمحتوا در هر جایی و زمانی پادشاه است. ترسیم نقشهٔ راه تولید محتوا یکی از مهم‌ترین مراحل تدوین استراتژی دیجیتال مارکتینگ در اینستاگرام به حساب می‌آید. اگر چه این پلتفرم بصری است؛ اما شما نباید تصاویر خود را بدون کپشن در میدان نبرد رها کنید.ابتدا به موضوع و پیامی که می‌خواهید ارائه دهید فکر کنید. به‌عنوان مثال، شما می‌توانید محصولات خود را در اینستاگرام به نمایش بگذارید فرهنگ سازمانی خود را نشان دهید یا مخاطب خود را سرگرم کنید.شما باید در گام بعدی تصمیم بگیرید که از کدام قالب محتوا برای نزدیک شدن به هدفتان استفاده کنید. اینستاگرام به شما اجازه می‌دهد تا محتواهایتان را به صورت پست اسلایدی، ویدیوهای کوتاه، ویدیوهای بلند یا تصویر تک ارائه کنید.لایک تصاویر در اینستاگرام حدود ۲۷ درصد بیشتر از ویدیوها است؛ هر دوی آن‌ها به یک میزان کامنت می‌گیرند. با این حال، این آمار وحی منزل نیست و ممکن است برای شما چیز متفاوتی رقم بخورد. محتواهایتان را در قالب‌های مختلف ارائه کنید و سپس نرخ تعامل هر کدام را ارزیابی کنید.۶. یک برند ثابت در اینستاگرام بسازیدمحتوای تصادفی یا از هم گسیخته مخاطبان شما را گیج می‌کند و باعث از دست دادن فالوورهای شما می‌شود. برای جلوگیری از این امر، زیبایی برند را در حساب اینستاگرام خود حفظ کنید. با فکر کردن در مورد شخصیت برند خود، مشخص کنید که چگونه به نظر برسد. ارزش های برند شما چیست؟ مشتریان و کارمندان شما چگونه برند شما را تعریف می‌کنند؟ آیا شما جسور، بازیگوش، سرسخت یا ماجراجو هستید؟ به این نمونه‌ها دقت کنید:شخصیت برند Apartment Therapy  روشن، تمیز و منظم است و حساب آن هر سه ویژگی را منعکس می کند. در حالت ایده‌آل، زیبایی‌شناسی برند به شناسایی برند شما کمک می‌کند؛ به این معنی که شخصی می‌تواند تصویر شما را در فید خود ببیند و فوراً بدون دیدن نام بداند که متعلق به شماست.زیبایی شناسی برند فقط به تصاویر بصری اعمال نمی شود. همچنین سعی کنید تصاویری را با در نظر گرفتن روایت برند خود پست‌گذاری کنید. گنجاندن داستان‌های جذاب در کپشن‌ها می‌تواند برند شما را قابل قبول‌تر کند.به عنوان مثال، فید Red Bull دارای تعداد زیادی تصاویر و ویدیوهای پر انرژی است که به داستان برند آن ارزش دو چندان می‌دهد.۷. تقویم محتوایی خود را بچینیدارائه مداوم محتوا شرط لازم و کافی موفقیت دیجیتال مارکتینگ در اینستاگرام است. مخاطب شما انتظار دارد که پست‌های شما منظم و طبق برنامه منتشر شوند. اغلب کسب‌وکارها ۱/۵ بار در هر روز محتوا منتشر می‌کنند. شما برای حفظ ثبات و نظم به یک تقویم محتوایی نیاز دارید.می‌توانید از ابزارهایی مانند ترلو، گوگل شیت یا اکسل برای طراحی تقویم خود استفاده کنید. تقویم خود را با سایر اعضا به اشتراک بگذارید تا چیزی از قلم نیفتد. شما باید بدانید چه نوع محتوایی را در چه قالبی و در چه روزی منتشر کنید. تقویم محتوایی به شما کمک می‌کند تا زمان کافی را به تهیه و تولید محتوا اختصاص دهید. از این رو، شما چند گام جلوتر از امروز خود حرکت می‌کنید و برای هر ترندی در آینده آماده خواهید بود.۸. تعداد فالوورهای اینستاگرام خود را افزایش دهیدافزایش فالوورهای شما به زمان و انرژی جدی نیاز دارد. ممکن است وسوسه شوید که راه آسان را انتخاب کنید و فالوور بخرید؛ اما هیچ‌وقت این کار را نکنید! خرید فالوور در واقع باعث ایجاد تعامل و دیده شدن پست‌های شما نمی‌شود. (تغییرات اخیر API اینستاگرام به طور خودکار آن فالوورها را حذف می‌کند!). در ادامه نکاتی را آورده‌ایم که می‌توانید فالوور واقعی بگیرید:مطمئن شوید که نام کاربری شما قابل تشخیص و جستجو باشد. اگر افراد نتوانند شما را پیدا کنند، نمی‌توانند شما را دنبال کنند! بیوگرافی خود را کامل کنید. این آخرین چیزی است که یک نفر قبل از اینکه تصمیم بگیرد شما را دنبال کند می‌بیند؛ بنابراین مطمئن شوید که چه کسی هستید و چه کاری انجام می‌دهید.هنگامی که پروفایل شما بهینه شد، شروع به ارسال پست کنید. این ایده خوبی است که قبل از اینکه واقعاً با مردم درگیر شوید، پیج خود را با ده تا 15 پست با کیفیت پر کنید. اگر کاربران از پروفایل شما بازدید کنند و آن را خالی ببینند، احتمالاً شما را دنبال نخواهند کرد.حالا شروع به دنبال کردن پیج‌هایی کنید که به شما علاقه‌مند هستند و به تجارت شما مربوط می‌شوند. اینستاگرام را مانند یک جامعه در نظر بگیرید و به دنبال کسب‌وکارهای دیگر در حرفه‌ی خود یا تأثیرگذارانی باشید که ممکن است از محصول یا خدمات شما لذت ببرند. همان‌طور که اکانت‌ها را دنبال می‌کنید، اینستاگرام موارد مرتبطی را پیشنهاد می‌کند که می‌توانید آن‌ها را نیز دنبال کنید.پس از اینکه یک اکانت کاربری را دنبال کردید، با محتوای آن ارتباط برقرار کنید. این طبیعی‌ترین راه برای جلب توجه به حساب اینستاگرام خود بدون اسپم است. وقتی حسابی را دنبال می‌کنید یا با آن تعامل دارید، مالک حساب اعلانی دریافت می‌کند. این می تواند باعث شود آن‌ها حساب شما را بررسی کنند و شروع به دنبال کردن شما کنند. همیشه از فالوورهای خود با پاسخ دادن به نظرات آن‌ها و درگیر شدن با محتوای آن‌ها قدردانی کنید.دیگران را تشویق کنید تا محتوای شما را به اشتراک بگذارند. از سفیران برند دعوت کنید تا حساب شما را به اشتراک بگذارند تا توسط مخاطبان آن‌ها نیز دیده شوید.۹. فالوورهای خود را به مشتری تبدیل کنیدافزایش لایک و کامنت در اینستاگرام نشان می‌دهد که شما نیمی از راه را درست رفته‌اید. با این حال، نرخ تعامل بالا به معنای فروش بیشتر نیست. شما باید بتوانید فالوورهای خود را به مشتری تبدیل کنید.هنگام تدوین استراتژی دیجیتال مارکتینگ در اینستاگرام به پست‌های تبلیغاتی توجه کنید. شما برای تبدیل فالوور به مشتری در کنار پست‌های تعاملی به آن‌ها هم نیاز دارید. محصولات فعلی و جدید خود را در اینستاگرام به فالوورها نشان دهید و از مزیت‌های آن‌ها بگویید. شما همچنین می‌توانید آن‌ها را با ارائهٔ تخفیف به خرید محصول ترغیب کنید.از قابلیت لینک در بیو استفاده کنید و فالوورها را به صفحهٔ فرود کمپین هدایت کنید. یک لینک به شما اجازه می‌دهد تا چند لینک مختلف را در یک صفحه در اختیار فالوورها بگذارید. همانطور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، فروشگاه بانی‌مد از این قابلیت برای معرفی جشنواره‌ها و تخفیف‌های خود استفاده کرده است.فکر نکنید چیدن استراتژی کاری فوق تخصصی و عجیب است، یک کاغذ بردارید و تمام موارد بالا را در آن یادداشت کنید، خواهید دید که داشتن یک برنامه، تا چه حد عملکرد اینستاگرامی شما را بهبود می‌بخشد.اصول بازاریابی در اینستاگرامبرای این‌ که بتوانید حداکثر استفاده را از اینستاگرام کنید باید با اصول دیجیتال مارکتینگ در اینستاگرام و جزئیات آن آشنا باشید:۱. به ظاهر صفحه خود اهمیت دهیددر اینستاگرام، ظاهر همه چیز است؛ بیو صفحه، تصویر پروفایل، هایلایت‌ها، لینک سایت، تلفن، آدرس و ایمیل خود را ثبت کنید، هر چه بیشتر از امکانات اینستاگرام استفاده کنید، حرفه‌ای‌تر و قابل اعتمادتر به نظر می‌آیید.۲. در زمان مناسب پست بگذاریددر قسمت insight صفحه خود می‌توانید بفهمید که مخاطبان شما چه زمان آنلاین هستند. زمان پست‌گذاری به نوع کسب‌و‌کار شما بسیار مرتبط است. در ایران معمولا بهترین زمان، آن‌هایی است که افراد در تایمی خارج از ساعت کاری یا در وقت استراحت باشند. تصویر زیر گزارشی از هاب‌اسپات در این باره است.۳. محتوای منحصر‌به‌فرد تولید کنیداگر در تلگرام کانال دارید یا در بلاگ سایت نیز محتوا منتشر می‌کنید، سعی کنید برای اینستاگرام محتوایی متفاوت از آن‌ها تولید کنید که با توجه به امکانات و مخاطبان اینستاگرام باشد.۴. محتوا تولید شده توسط کاربر را جدی بگیریدمحتوای تولید شده توسط کاربر است که یا در حال استفاده از محصول شماست یا معرفی آن. این محتوا بیشترین اعتماد را در مخاطبان دیگر ایجاد می‌کند. مثل # سولاته‌ـ‌باهامه از کاله که طرفداران این محصول، عکس‌های خود را با این هشتگ به اشتراک می‌گذارند.۵. با مخاطب ارتباط برقرار کنیددر دایرکت‌ها، کامنت‌ها و سوالات استوری با مخاطب خود ارتباط برقرار کنید، البته سعی کنید زیاد صمیمی نشوید تا حس ناامنی در مخاطب ایجاد شود.۶. از insights اینستاگرام استفاده کنیدصفحات تجاری اینستاگرام گزینه‌ای به نام insight دارند که کمک زیادی به استراتژی‌های بلند مدت شما می‌کند، مثل جنسیت مخاطبان، زمان آنلاین بودن، تعداد مراجعه به سایت از طریق صفحه، تعداد افرادی که از طریق یک پست یا استوری فوروارد شده به صفحه شما آمده‌اند، تعداد افرادی که پست شما را ذخیره کرده‌اند و اطلاعاتی از این دست. این آمار را به شکل هفتگی و ماهانه بررسی کنید تا ببینید استراتژی‌های شما تا چه حد موثر است و چه تغییراتی نیاز دارد.۷. از هشتگ‌ها برای بیشتر دیده‌شدن استفاده کنیدهشتگ یکی از قدرتمندترین ابزارهای دیجیتال مارکتینگ در اینستاگرام است. اغلب افراد از هشتگ‌ها برای پیدا کردن پست‌های مرتبط با یک موضوع مشخص استفاده می‌کنند. به همین دلیل، سعی کنید هشتگ‌های مرتبط با حوزهٔ کاری خود را شناسایی و از آن‌ها در جای مناسب استفاده کنید.قدرت هشتگ به این معنا نیست که شما باید از تعداد زیادی هشتگ نامرتبط زیر تمام پست‌های خود استفاده کنید. با انجام چنین کاری نه تنها از چشم مخاطب می‌افتید بلکه باید منتظر جریمه‌های اینستاگرام هم باشید.شما همچنین می‌توانید با استفادهٔ مکرر از هشتگ اختصاصی خودتان آن را میان مخاطبان خود جا بیندازید. به‌عنوان مثال، می‌توانید نام کمپین تبلیغاتی یا حتی نام کسب‌وکار خود را به یک هشتگ تبدیل کنید.۸. از استوری‌ اینستاگرام بهره ببریداستوری‌ ابزاری ارزشمند برای اجرای استراتژی دیجیتال مارکتینگ در اینستاگرام است؛ شما می‌توانید از آن‌ها برای افزایش نرخ تعامل و جمع‌آوری بازخورد مشتریان بهره ببرید. استیکر نظرسنجی (Poll) و از من سوال بپرس (Ask me a question) به شما کمک می‌کند تا بفهمید مخاطبان شما به چه چیزی بیشتر نیاز دارند یا رضایت آن‌ها را بسنجید.علاوه بر این، شما می‌توانید از استوری برای معرفی محصول یا خدمت جدید خود استفاده کنید. استیکر شمارش معکوس (CountDown) به شما در القای حس انتظار در مخاطب کمک می‌کند.عمر استوری‌های اینستاگرام بسیار کوتاه است. با این حال، شما می‌توانید از قابلیت هایلایت (Highlight) استفاده کنید تا استوری شما برای مدت بیشتری به مخاطب نشان داده شود. اغلب کسب‌وکارها رشته‌ استوری‌هایی برای تخفیف‌ها و دسته‌بندی محصولات منتشر می‌کنند. سپس، با هایلایت کردن آن‌ها به مخاطبان خود اجازه می‌دهند تا با حوصله و دقت زیاد آن‌ها را بررسی کنند.۹. از لینک در بیو اینستاگرام غافل نشویدلینک در بیو اینستاگرام یکی از جذاب‌ترین ابزارها برای کسب‌وکارهایی است که می‌خواهند ترافیک وب‌سایت خود را افزایش دهند. اینستاگرام محل بسیار خوبی برای نمایش لینک در نظر گرفته است. هنگام تدوین استراتژی دیجیتال مارکتینگ در اینستاگرام از این قابلیت غافل نشوید.اینستاگرام به شما اجازه می‌دهد که تنها از یک لینک در بیو استفاده کنید. با این حال، ابزارهای مختلفی مانند یک‌لینک به شما کمک می‌کنند تا نهایت استفاده را از این فرصت ببرید. شما همچنین می‌توانید در استوری‌ها و پست‌های خود از مخاطب بخواهید که از طریق لینک در بیو از محصولات شما دیدن کند. (چنانجه قصد گذاشتن چند لینک در یک لینک در بیو اینستاگرام را دارید، مطالعه این مقاله را از دست ندهید)۱۰. کامنت‌ها را پین کنیدپین کردن نظرات یکی از جدیدترین ویژگی‌های اینستاگرام است که به شما کمک می‌کند تا اعتماد مخاطبان را جلب کنید. اینستاگرام به شما اجازه می‌دهد تا سه نظر را پین کنید. برای مثال، شما می‌توانید نظرات مثبت مخاطبان خود را پین کنید و از آن برای جلب توجه مشتریان بالقوه بهره ببرید.  پرسیدن سوال از فالوورهای پیج یکی دیگر از روش‌های افزایش نرخ تعامل است. این قابلیت به شما اجازه می‌دهد که کامنت‌های جذاب و خاص را پین کنید. (چنانچه تمایل به بالا بردن کامنت اینستاگرام دارید، مطالعه این مقاله را به شما پیشنهاد می‌کنیم!)شما همچنین می‌توانید از این قابلیت برای مراقبت از تصویر برند خود و دفع خطر نظرات هرز استفاده کنید. فراموش نکنید که نباید نظرات منفی یا نارضایتی‌های مشتریان خود را پنهان کنید. شما حتی می‌توانید به نظرات منفی پاسخ دهید و پاسخگو بودن خود را با پین کردن آن نظر به سایر مخاطبان نشان دهید.ابزارهای لازم برای اجرای دیجیتال مارکتینگ در اینستاگرامیکی از دغدغه‌هایی که ممکن است داشته باشید، تولید محتوایی است که مخاطب پسند باشد و از طرفی بتوانید این روند را ادامه دهید تا اهداف بازاریابی شما محقق شود. درواقع تولید و انتشار منظم محتوای باکیفیت و در پی آن تبلیغات، کلید رسیدن شما به فالوورهای واقعی و هدفمند است. در این قسمت از مقاله قصد داریم چند ابزار مهم به شما معرفی کنیم که بتوانید به اهداف ذکرشده برسید.1- ابزارهایی برای ادیت عکس و ویدیواگر با ابزارهایی مثل فتوشاپ و ایلاستریتور آشنایی ندارید، اشکالی ندارد. در اینجا چند اپلیکیشن ساده و حرفه‌ای را برای شما آورده‌ایم که به‌راحتی می‌توانید کار با آن‌ها را یاد بگیرید و بدون دغدغه محتوایتان (پست، استوری و ویدیو) را انتشار دهید:اپلیکیشن Canva (web, IOS, Android): این اپلیکیشن در هر سیستم عاملی هم برای موبایل و هم دسکتاپ قابل اجراست. با استفاده از قالب‌های حرفه‌ای این برنامه که هم به‌صورت رایگان و هم پولی است، می‌توانید بهترین پست‌ها و استوری را ایجاد کنید.اپلیکیشن (Web, IOS, Android) Adobe Spark Post: این اپلیکیشن هم قابلیت اجرا در موبایل و دسکتاپ را دارد و از شرکت ادوبی است. برای کارکردن با این برنامه هم نیازی به دانش گرافیک بالایی نیست و به‌راحتی می‌توانید پست‌ و استوری‌های خاص و زیبایی بسازید. همچنین پست‌های متحرک با فونت و قالب‌های متنوع طراحی کنید. این برنامه هم رایگان است و نسخه پولی آن امکانات بیشتری را در اختیارتان قرار می‌دهد.اپلیکیشن InShot ((iOS and Android: کمتر کسی است که اینستاگرام داشته باشد و از این برنامه بسیار کاربردی استفاده نکرده باشد. این‌شات یکی از بهترین برنامه‌ها برای ویرایش ویدیو است و تمام امکانات مهمی که برای ویرایش نیاز است را دارد؛ از جمله اضافه کردن موزیک به ویدیوها. خیلی راحت می‌توانید عکس و ویدیوها را باهم ادغام کرده و یک کلیپ زیبا بسازید. خروجی را نیز در آخر می‌توانید متناسب با سایز ویدیو و تصاویر در اینستاگرام بگیرید.ابزارهایی برای زمان‌بندی پست و استوریاین ابزارها به شما کمک می‌کنند که بتوانید به‌صورت مستمر با انتشار محتوای خود در اینستاگرام، تعامل بهتری با مخاطب برقرار کرده و علاوه بر صرفه‌جویی در وقت، انتشار هیچ محتوایی را از دست ندهید. ابزارهای زیادی وجود دارند که در اینجا به نمونه‌ی خارجی و ایرانی آن اشاره می‌کنیم:نوین هاب: پلتفرمی است که برای مدیریت همه‌ی شبکه‌های اجتماعی ازجمله اینستاگرام، می‌توانید با آپلود تمام اجزای محتوایی که باید انتشار دهید (عکس و ویدیو و کپشن و…) از آن استفاده کنید.SocialBee: می‌توانید با استفاده از ویرایشگر انبوه، همه پست‌ها را در یک دسته به‌طور هم‌زمان ویرایش کنید که باعث صرفه‌جویی در زمان می‌شود. SocialBee همچنین دارای ویژگی‌های عالی تجزیه‌وتحلیل و گزارش اینستاگرام، URLهای کوتاه سفارشی، ردیابی URL و موارد دیگر است.Buffer Publish: این برنامه یک تقویم محتوای کاملاً رایگان را در اختیار بازاریابان اینستاگرام و رسانه‌های اجتماعی قرار می‌دهد. می‌توانید از آن برای برنامه‌ریزی و همکاری در محتوای اینستاگرام و مدیریت سایر جنبه‌های کمپین‌های خود مانند اولین نظرات در پست، شبکه فروشگاه و موارد دیگر استفاده کنید.3- پلتفرم‌هایی برای تبلیغات و افزایش فالوورهیچ شکی نیست که با انتشار مداوم محتوای باکیفیت به تعداد قابل قبولی از فالوورهایتان برسید. ولی بعد از مدتی می‌بینید که با ادامه‌ی این کار آن‌چنان تغییری در افزایش فالوور نخواهید داشت و روند رشد پیجتان بسیار کند می‌شود. اینجاست که تبلیغات مؤثر به کمک شما می‌آید. پلتفرم‌هایی هستند مثل جریان که با ارائه‌ی تبلیغات بازدیدی و تعرفه‌ای به شما کمک می‌کنند متناسب با کسب‌وکارتان بتوانید در پیج‌های بزرگ یا به‌وسیله‌ی اینفلوئنسرها تبلیغات هدفمند داشته باشید. قطعاً با تبلیغات، روند رشد قابل‌ملاحظه‌ای را تجربه خواهید کرد.جمع‌بندیبا وجود 25 میلیون کاربر فعال اینستاگرام در ایران، نمی‌توان تاثیر این شبکه اجتماعی بر ذهن، نحوه زندگی و تصمیم‌گیری افراد را نادیده گرفت. محیطی که تا سال‌ها قبل جایی برای به اشتراک گذاشتن تصاویر روزمره افراد بود حالا به بخشی از زندگی اصلی آن‌ها تبدیل شده و قدرت و دسترسی زیادی پیدا کرده‌است.متدهای جدید بازاریابی بر ارتباط موثر با مخاطبان تاکید دارد تا بتواند علاوه بر اقناع آن‌ها برای خرید،  آن‌ها را تبدیل به مشتریان وفادار کند. پس اگر تا الان برای کسب‌وکارتان صفحه اینستاگرام نداشتید یا استراتژی‌ای نداشتید، الان وقت چیدن استراتژی است. برای راحتی این کار می‌توانید از متخصص آن کمک بگیرید. ما نیز در یکتانت پلتفرم جدیدی با نام “جریان“ برای تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی به خصوص اینستاگرام ایجاد کرده‌ایم و می‌توانیم برای ارتقا صفحه اینستاگرام کسب‌وکارتان به شما کمک کنیم. پس همین حالا با ما تماس بگیرید.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jul 2022 19:58:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی محتوا چیست؟ مراحل و انواع کانتنت مارکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%86%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-beycnpkciyux</link>
                <description>منبع: یکتانتهمه ما وبلاگ‌ها را از سال‌های سال قبل با ورود سیستم‌های بلاگینگ ایرانی به یاد داریم. امروزه اما این وبلاگ‌نویسی از حد دل‌نوشته‌ها و خاطرات یک شخص فراتر رفته است و اکثر کسب‌وکارها به بازاریابی محتوایی روی آورده‌اند. هنگامی که محتوایی آموزنده و مفید را از طریق وبلاگ کسب‌و‌‌کار خود به اشتراک می‌گذاریم، خواه ناخواه در چشم مشتریان در قالب یک کارشناس جلوه خواهیم کرد و این امر نه تنها پای بازدیدکنندگان را به وبلاگ شما باز خواهد کرد، بلکه می‌تواند این خوانندگان مشتاق را به خریدارانی بالقوه نیز تبدیل کند.وقتی مطالبی را به رایگان به اشتراک می‌گذارید، به کسب‌وکار خود اجازه می‌دهید تا در ذهن خوانندگانِ وبلاگ اعتمادسازی کند. هرچه باشد شما نکات و اطلاعات کسب‌و‌کاری را که در آن فعالیت می‌کنید، به رایگان در اختیار مخاطبان می‌گذارید. پس چرا به شما اعتماد نکنند؟ در این مطلب درباره اینکه content marketing چیست و چگونه می‌توان از مزایای آن بهره برد، مطالبی را با هم مرور خواهیم کرد.بازاریابی محتوایی چیست؟این نوع از بازاریابی با اطلاعات سر و کار دارد و کسب‌‌وکار یا برند می‌کوشد با به‌ اشتراک گذاری مطالب آموزشی، سرگرم کننده یا آگاهی‌بخش، به خوانندگان کمک کوچکی کند. نتیجهٔ این کار می‌تواند در قالب تغییر رفتار مخاطبان و یا آن‌گونه که بازاریابان مایلند، به شکل تصمیم‌گیری برای خرید خود را نشان دهد. در حقیقت در این نوع بازاریابی، مردم را به خرید مجبور نمی‌کنیم؛ بلکه به آن‌ها کمک می‌کنیم تا بهترین تصمیم را بگیرند و شاید بهترین تصمیم آن‌ها در این میان، خریداری از ما باشد.به تعریفی که «مؤسسه‌ی بازاریابی محتوایی» (Content Marketing Institute) ارائه داده است، توجه کنید:«هدف این شیوه از بازاریابی، جذب و نگهداری مشتریان به‌وسیله تولید و سازماندهی محتوای ارزشمند و مناسب به نیتِ تغییر یا تقویت رفتار مشتری است. این نوع بازاریابی، فرایندی مستمر است که در راهبرد کلی بازاریابی شما به بهترین نحو جای می‌گیرد و بر مالکیت رسانه متمرکز است نه اجاره‌ٔ آن.»در سال 2016، تعداد اندکی از کسب‌وکارها به نیروی معجزه‌آسای کانتنت مارکتینگ تردید داشتند؛ اما واقعیت آن است که تنها معدودی از شرکت‌ها از این نوع بازاریابی، با مهارت و تخصصی که واقعا نیازمند آن است، بهره می‌گیرند. این راهنما، به شما نشان خواهد داد که چگونه می‌توانید برند خود را پیروزمندانه تبلیغ و ترویج کنید و مشتریان باکیفیت‌تری دریافت کنید و روابط میان خود و مشتری را از این طریق ارتقا دهید.فلسفه بازاریابی محتوابازدهی سرمایه برای کانتنت مارکتینگ می‌تواند بسیار شگفت‌انگیز باشد. این بازگشت سرمایه شما را قادر می‌سازد تا محتوایی تکمیلی برای بازاریابی در شبکه‌ها‌ی اجتماعی فراهم کنید و با تولید محتوای مطلوب روی وبسایت، به رتبه‌ی خوبی در موتورهای جست‌وجو دست یابید و سئوی خود را تقویت کنید. در واقع، بسیاری از شرکت‌ها باید حجم عظیمی از تلاش‌های سئوی خود را بر تولید مطالب با ارزش متمرکز کنند.تفاوت بازاریابی محتوایی با تبلیغاتاز نظر مفهومی «تبلیغات» تفاوت بسیار زیادی با «بازاریابی» دارد. تبلیغات فقط می‌توانند بخش کوچکی از بازاریابی را تشکیل دهند. در واقع وقتی صحبت از بازاریابی می‌شود، ذهن باید به سمت یک برنامهٔ جامع و همه‌جانبه برود که مطابق با یک استراتژی نوشته شده است و اجرا می‌شود. شما در بازاریابی محتوایی به دنبال این نیستید که شخصی را مجبور به خرید کنید یا بخواهید محصولتان را بدون مقدمه به او معرفی کنید. در این نوع بازاریابی شما تلاش می‌کنید تا با افزایش دانش مخاطب یا کاربری که  وب‌سایت شما را می‌خواند، در او احساس نیاز ایجاد کنید و او را به شناخت محصول یا خدمتتان ترغیب کنید.  تبلیغات به این صورت عمل نمی‌کنند. آن‌ها ناگهان سر راه شما ظاهر می‌شوند و به شما پیشنهاد می‌کنند از محصول A استفاده کنید.انواع بازاریابی محتواییراه‌های زیادی برای اجرای بازاریابی محتوایی وجود دارد. این‌که می‌خواهید از کدام استفاده کنید، به استراتژی شما یا سازمانتان مربوط است. در قسمت پایین به ۵ روش معمول آن اشاره می‌کنیم.شبکه‌های اجتماعیاینکه بیش از ۳/۵ میلیارد نفر از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، کانتنت مارکتینگ از طریق شبکه‌های اجتماعی را به خوبی توجیه می‌کند. پلتفرم‌های زیادی برای اجرای این روش بازاریابی وجود دارند از جمله اینستاگرام، لینکدین، یوتیوب، تلگرام و غیره. این پلتفرم‌ها برای شما شرایطی را فراهم می‌کنند که بتوانید کانتنت‌های متنی، تصویری و ویدیویی تولید کنید و آن‌ها را با مخاطبانتان به اشتراک بگذارید. برای مثال یکی از موسسه‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی بسیار فعال است و مطالب خوبی در اختیار مخاطبانش قرار می‌دهد، پیج car.ir است.اینفوگرافیککانتنت مارکتینگ از راه تولید اینفوگرافیک می‌تواند بسیار موثر باشد. با این روش تولید محتوا می‌توانید  کسانی را که به دنبال اطلاعات جمع و جور می‌گردند (که این روزها تعدادشان به شدت رو به افزایش است) به خود جذب کنید. یکی از بهترین نمونه‌های فارسی در این زمینه تکراسا است. به هر کدام از اکانت‌های آن در هر شبکه‌ٔ اجتماعی سر بزنید می‌توانید انواع و اقسام اینفوگرافیک‌ها را مشاهده کنید.بلاگقسمت بلاگ‌ هر وب‌سایتی راه خوبی برای نشان دادن حسن نیتتان به مخاطب است. در اختیار قرار دادن اطلاعاتی که دستیابی به آن‌ها شاید برای مخاطب کمی سخت باشد بهترین راهی است که می‌توانید در او اعتماد ایجاد کنید و با پاسخ دادن به پرسش‌های مخاطب می‌توانید او را به خود نزدیک کنید.بلاگ‌های ایرانی و خارجی زیادی وجود دارند که این ارتباط را با مخاطب ساخته‌اند؛ مانند هاب‌اسپات، نوین و بک‌لینکو. این اعتماد در سطح اعتماد به مطالب بلاگ نمی‌ماند، بلکه نام شما را در ذهن مخاطب حفظ می‌کند (اصطلاحا به آن top of mind می‌گویند) و باعث می‌شود هنگام نیاز به محصول یا خدمات شما، نامتان را به خاطر بیاورد.پادکستبله، پادکست‌ها هم به نوعی کانتنت هستند و خبر خوب این است که این روزها طرفداران زیادی پیدا کرده‌اند. بسیاری از کسب‌وکارها امروزه پادکست را به عنوان یکی از کانال‌های بازاریابی محتوایی خود در نظر گرفته‌اند. با استفاده از این روش می‌توانید اطلاعاتی را که می‌خواهید به مخاطبتان بدهید، در گوشش زمزمه کنید و شریک لحظات فراغت آن‌ها باشید. برای مثال پادکست‌های dmboard و .. می‌توانند نمونه‌های خوبی باشند.ویدیوحتما این جمله را زیاد شنیده‌اید که یک تصویر به اندازه‌ٔ هزار کلمه ارزش دارد. این جمله را هم از ما بپذیرید که یک ویدیو گاهی به اندازهٔ هزار تصویر می‌ارزد. با توجه به جذابیت بصری‌ و شنوایی که ویدیوها می‌توانند داشته باشند، می‌توانند مخاطب را بیشتر از متن یا تصویر هیجان‌زده کنند.  از برندهایی که در ساخت ویدیو بسیار خوب عمل کرده‌اند می‌توان به بنز و bmw اشاره کرد.مزایای بازاریابی محتوایی1- بهبود سئوی سایتشما برای بهبود سئو، کارهای زیادی می‌توانید انجام دهید، اما برای افزایش قدرت سئوی وب‌سایت شما، هیچ‌چیز بهتر از تولید محتوا نیست و کاملا هم درست است. کانتنت به بیان ساده، یعنی اطلاعات. هدف گوگل این است که متناسب‌ترین و با کیفیت‌ترین اطلاعات را با جست‌وجوهای کاربران تطبیق دهد. اما اگر مطلبی با چنین ویژگی‌هایی تولید و توزیع نکنید، شانسی برای رتبه‌یابی نخواهید داشت و از چشم کاربران دور خواهید ماند.نیل پاتل (Neil Patel)، که پیشتر در مطلب دیجیتال مارکتینگ چیست از او شنیده بودیم، ارتباط میان بازاریابی محتوایی و سئو را چنین توضیح می‌دهد:«سئو نیازمند محتواست. کانتنت مارکتینگ هم یعنی محتوا. سئو بدون کانتنت معنی ندارد. شما نیازمند واژگان، نوشتارها، مطالب و کلیدواژه‌ها هستید. می‌دانم که خیلی کلیشه‌ای شده است، اما باید بگویم: محتوا، سلطان است (Content Is King).»شما در موتورهای جستجو، به خاطر واژگان مشخصی که در مطالب نوشتاری خود دارید، رتبه کسب می‌کنید. مطالب بیشتر به معنی کلمات کلیدی بیشتر است؛ بدین‌ترتیب، فرصت بیشتری برای رتبه‌یابی در گوگل پیدا می‌کنید. از این روست که برای بازاریابی تولید محتوای موفق، پژوهشِ کلیدواژه‌ها از اهمیت اساسی برخوردار است.دیگر عامل مهم در بهبود سئو، دریافت لینک است. هنگامی که وب‌سایت‌های دیگر به سایت شما لینک می‌دهند، گوگل شما را به عنوان منبعی معتبر به شمار آورده و در نتیجه آن را در رتبه‌بندی لحاظ می‌کند.دیگر اینکه، گوگل وب‌سایت‌ها و منابعی را ترجیح می‌دهد که پیوسته به‌روزرسانی می‌‌شوند. از این رو، وقتی به شکلی مرتب محتوا منتشر کنید، وب‌سایت شما رتبه‌ بالاتری کسب خواهد کرد. از سوی دیگر، اگر از انتشار مطالبتان دست بکشید، گوگل چنین می‌پندارد که وب‌سایت شما تعطیل و غیرفعال است و از این رو، رتبه‌ی شما را کاهش می‌دهد تا از دسترسی مردم به محتوای دستِ چندم جلوگیری کند.2- بهبود خدمات مشتریاگر بر این باورید که تولید محتوا صرفا راهی برای جذب مشتریان آینده است، کاملا در اشتباه هستید. یک استراتژی کانتنت مارکتینگ خوب شامل منابعی برای مشتریان موجود نیز می‌شود؛ از جمله:مطالب آموزشی: این مطالب با نمایش محصولات و خدمات شما، به خوانندگان کمک می‌کنند تا بیشترین اطلاعات را در مورد آن‌ها کسب کنند.پرسش‌های متداول: پرسش‌های متداول، موضوعات محتوایی خوبی هستند؛ چرا که می‌توانید زمان مناسبی را برای پاسخ‌گویی دقیق به پرسش‌های متداول صرف ‌کنید و وقتی مشتری از شما پرسشی دراین‌باره می‌پرسد، آن مطلب را برای او ارسال ‌کنید. افزون بر این پرسش‌های متداول، ترافیک ارگانیک بالایی نیز برای سایت شما به ارمغان می‌آورند.به‌روزرسانی‌های انجمن: به‌اشتراک‌گذاری مطالب آموزشی یا صرفا اطلاع‌رسانی به مشتریان/مصرف‌کنندگان، حسی از یک انجمن و اجتماع را القا می‌کند و هم‌زمان، برند شما را نیز به شیوه‌ا‌ی اصیل تبلیغ می‌‌کند.3- بهبود روابط عمومیاینترنت موانعی را که در گذشته مانع از رسیدن صدای کسب‌و‌کارها به مشتریانِ هدف می‌شد، از میان برده است. در گذشته، تبلیغ کردن در تلویزیون دشوار یا بسیار گران قیمت بود؛ اما اکنون می‌توانید یک ویدئو را به راحتی روی یوتیوب یا اینستاگرام بارگذاری کنید و پیام خود را به رایگان به میلیون‌ها نفر در کره‌ی زمین برسانید. همین موضوع در مورد اخبار و آگهی‌ها نیز صادق است. امروزه برای برقراری ارتباط با مشتریان و هواداران خود به مدیر روابط عمومی نیازی ندارید.پست‌های وبلاگی جای روزنامه‌ها را گرفته‌اند. لایو اینستاگرام جایگزین کنفرانس‌های خبری سنتی شده است. همه‌ی آنچه برای روابط عمومی نیاز دارید، زیر انگشتان دست‌تان به صورت رایگان قرار دارد!4- تبدیل سرنخ‌ها (لید) به مشتریبا بهره‌مندی از یک راهبرد بازاریابی محتوایی نیرومند، کسب‌وکارها می‌توانند فرایند جلب مشتری را با فراهم آوردن محتوایی که نیازهای مخاطب را در هر مرحله از فرایند کسب‌وکار تأمین ‌کند، بهبود بخشند.بازاریابان سنتی، پیش‌تر قابلیت این شیوه از مارکتینگ را زیر سؤال می‌بردند، اما اکنون به تاثیرگذاری آن پی برده‌اند و به جای نقد آن، تلاش خود را بر چگونگی اجرای آن متمرکز کرده‌اند. اما آنچه در کانتنت مارکتینگ اهمیت دارد این است که کانتنت باید قابل بازاریابی باشد تا امور به‌درستی پیش برود؛ محتوای ضعیف تاثیری منفی بر اعتبار کسب‌وکار خواهد داشت و چه بسا کارکردی وارونه پیدا کند. باید ببینید که آیا مطلب شما از دیگر مطالب متمایز خواهد شد؟ آیا سودآوری در پی خواهد داشت؟سه نکته‌‌ی زیر، به شما کمک می‌کند تا با تولید محتوایی هوشمند، سرنخ‌ها را به فروش تبدیل کنید:۱. مخاطب خود را شناسایی کنیدچه کسانی به احتمال زیاد به مشتریان شما تبدیل خواهند شد؟ هدف این است که محتوایی تولید کنید که مردم مایلند دریافت کنند و به هیچ وجه رویکرد بازاریابی مستقیم ندارد.با طرح چنین پرسش‌هایی کار را آغاز کنید:‌مشتریان ایده‌آل من چه نقشی در محل کار دارند؟علاقه‌مندی‌ها و چالش‌های آن‌ها چیست؟بیشتر وقت آنلاین خود را کجا می‌گذرانند؟ترکیب جمعیتی‌شان به چه گونه است؟با پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها، می‌توانید اطلاعاتی در مورد مشتریانِ بالقوه‌ی خود کسب کنید؛ اطلاعاتی که شیوه‌ی تولید کانتنت را برای آن‌ها تسهیل می‌کند. جست‌و‌جوی پاسخ‌هایی هوشمندانه برای این پرسش‌ها، هدف‌گیری شما را برای شخصی‌سازی محتوا و نزدیک‌تر ساختن شخصیت‌ها به تصمیم خرید، بهبود می‌بخشد.۲. نقاط درد مخاطبان را شناسایی کنیدتیم فروش یا مدیران حساب‌های مشتریان، بهتر از هر کس دیگری از چند و چون کمبودها و نقاط درد مشتریان شما آگاه‌اند. شاید زمان آن رسیده که با آن‌ها خصوصی دیدار کنید و در این مورد اندکی بیاموزید. برای اینکه سرنخ‌ها را به طور کارآمد به مجرای فروش سوق دهید، باید زبانشان را بدانید. محصول یا خدمت شما چه چیزی دارد که آن‌ها را جذب می‌کند؟ کدام مشکلشان را رفع می‌کند؟دلیل اهمیت شناسایی نقطه‌ی درد برای موفقیت بازاریابی شما این است که می‌تواند مشتریان عادی را از مشتریان صحیح متمایز کند. باید مطمئن باشید که مشتریانِ هدف شما مشتریانی هستند که کسب‌وکار شما می‌تواند راهکاری مناسب به آن‌ها ارائه کند.چرا این مسئله این‌قدر مهم است؟ خُب روشن است؛ چون مشتریان راضی مسلما هرگز به اعتبار کسب‌وکارها آسیب نمی‌زنند و تأمین رضایت آن‌ها همواره باید اولویت نخست شما و کسب‌و‌کارتان باشد.۳. راهکار ارائه کنیدشما باید کانتنتی تولید کنید که وقتی حضور ندارید سخنگوی شما باشد؛ منابعی متمایز که آن‌قدر قوی هستند که پرسش‌های مخاطبان را به سرعت و سهولت پاسخ می‌‌گویند. شما باید از محتوای خود برای ترسیم تصویری از راهکارهای راهبردی بهره بگیرید؛ راهکارهایی هوشمندانه که مخاطبان برای کاهش نقاط درد خود به آن‌ نیاز دارند.به عنوان یک ارائه‌دهنده‌ی راه‌کار با فراهم آوردن محتوایی صحیح و راهگشا قادر خواهید بود رابطه‌ا‌ی ارزشمند با مشتریانِ بالقوه برقرار کنید. این‌گونه نه تنها می‌توانید خود را از سایر رقبا متمایز کنید، بلکه خواهید توانست تا در محبوب‌ترین جایگاه ممکن قرار بگیرید.با بهره‌مندی از بینشی که برای هدایت محتوای آتی به دست آورده‌اید، در خواهید یافت که زمان و نیرویی که برای تولید محتوا صرف می‌کنید، سرانجام به سود شما تمام خواهد شد. اما همواره توجه داشته باشید که باید حتما از رویکردهایی استفاده کنید که هدف‌شان صرفا تبلیغ ارزش‌های محصول یا خدمات نباشد. بنابراین، بیشتر به آموزش بیندیشید نه فروش.هرچه بیشتر به مخاطب خود راهنمایی و کمک کنید، احتمال اینکه در آینده به وبسایت شما بازگردد و در نهایت به مشتری تبدیل شود بیشتر خواهد بود.اصول بازاریابی محتواییکانتنت جذاب یکی از سه دلیلی است که مردم برندها را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند. پس، از اهمیت و ضرورت تولید محتوای باکیفیت هرگز نمی‌توان غافل شد. برای تولید کانتنت باکیفیت باید به اصولی توجه کنید که در زیر به آن‌ها اشاره می‌کنیم.۱. مزیت ایجاد کنیدمحتوای شما باید ارزش واقعی داشته باشد که می‌تواند شامل اطلاعات مفید، مطالب آموزشیِ کاربردی یا حتی سرگرمی باشد. کانتنت شما باید از نکاتی برخوردار باشد که توجه خواننده و در نهایت کسب‌وکارش را جلب کند. مقالات آموزشیِ کاربردی با عنوان‌هایی که با «چطور» آغاز می‌شوند، به طور ویژه در جلب مشتری کارکرد بالایی دارند.چرا؟ برای اینکه مردم پیوسته به دنبال اطلاعات جدید هستند و در نتیجه، مقالاتی که به طور شایسته بتوانند نیازهای اطلاعاتی آن‌ها را تامین کنند، بسیار ارزشمند هستند. این مقالات نه تنها واکنشِ خوبی از سوی مردم برمی‌انگیزند، بلکه به کسب‌وکارها نیز کمک می‌کنند تا اعتبار کسب کنند. اگر بتوانید پاسخ‌هایی شایسته برای پرسش‌های شخصیت‌های خریدار خود فراهم کنید، احتمال اینکه در آینده باز هم برای دریافت اطلاعات به نزد شما بازگردند، بالا خواهد رفت.هر چه بیشتر بتوانید به مردم راهنمایی کنید یا مطالبی آموزنده و سودمند به افراد ارائه دهید، آن‌ها تصویر بهتری از برند شما خواهند داشت و با اشتیاقی بیشتر، به تبلیغِ دهان به دهان برای برند شما خواهند پرداخت!۲. سرعت عمل داشته باشیدسرعت از آن رو عاملی نیرومند است که مردم را وادار به اقدام و واکنش می‌کند. شما باید با محتوای خود، حس سرعت عمل را در افراد ایجاد کنید.تمام تلاش‌تان را به کار ببندید تا مطلب شما مخاطب را وادار به اقدام و واکنش کند. بکوشید اطلاعات مناسب و تازه‌ای به دست آورید که در عین حال که حساس به زمان است، از ارزش بالایی نیز برخوردار باشد. بنابراین، اگر فرصتی با محدوده‌ی زمانی سراغ دارید، هر چه سریع‌تر آن را با مخاطبان خود به اشتراک بگذارید.هر آنچه خوانندگان شما را به واکنش وادارد برای شما مطلوب است؛ چرا که به احتمال زیاد آن‌ها را ترغیب خواهد کرد تا در مورد مطلب بعدی (و کال تو اکشن) شما اقدام کنند.۳. برای محتوای خود منبع ذکر کنیدحقیقت این است که مردم شیفته‌ٔ حقایق هستند. ممکن است شما مطالب زیادی از خود داشته باشید، اما بهتر است برای گفته‌های خود منابعی هم ذکر کنید. بهره‌گیری از داده‌های گوناگون به عنوان منابع مطالب‌تان، راهی مؤثر و آسان برای افزودن به حجم کانتنت و دست به دست شدن آن است. این منابع می‌تواند آمار و ارقام باشد و یا نمودار. از آن‌ها در تولید محتوا بهره بگیرید تا مردم نیز شما را جدی بگیرند. با این کار فرایند خوانش را هم ساده می‌کنید. هدف شما این است که مردم به برند شما اعتماد کنند. پس برای آمار و شواهد خود، منابع موثق ذکر کنید تا به متن یا مطلب خود غنا بخشید.۴. کنجکاوی مخاطب را ارضا کنیدمخاطب شما در پی اطلاعاتی است که زندگی را برایش آسان‌تر و خوشایندتر ‌کند و راهکارهایی را برای مشکلاتش فراهم ‌کند. از این کنجکاوی بهره بگیرید. عناوینی برگزینید که مردم به‌سادگی از کنارش نمی‌گذرند. این بدین معناست که واقعا از بیرون به قضایا نگاه کنید.علاوه بر رفع مشکلات خواننده، باید بکوشید تا راهی برای حفظ جذابیت کانتنت پیدا کنید. پاسخ‌گویی به پرسشی که درباره‌اش اطلاعات دارید آسان است؛ اما ارائه‌ٔ اطلاعات به شکلی تازه و خلاقانه اثربخش‌تر است.مردم به دیدگاه‌های واقعی شما به عنوان یک متخصص کسب‌وکار یا موضوعی که بر آن اِشراف دارید، بسیار اهمیت می‌دهند و در پی شنیدن سخنان تکراری و کلیشه‌ای نیستند. پس، کنجکاوی آن‌ها را تغذیه کنید و حقیقت را به آن‌ها بگویید. کنجکاوی یکی از دلایل تاثیرگذاری برندسازی شخصی در بازاریابی محتوایی است. مردم کنجکاوند بدانند پشت برندهایی که خریداری می‌کنند چه کسانی نشسته‌اند.۵. احساسات را برانگیزیددرحالی‌که نباید تمام محتوای خود را صرف احساسات و عواطف کنید، باید بدانید اطلاعاتی که احساسات را بر می‌انگیزند، می‌توانند بسیار مؤثر باشند. هنگامی که سخن از فرایند خرید به میان می‌آید، احساس، انگیزه‌‌بخشِ اصلی است. با این حال، مهم است که از احساسات چنان بهره‌گیری شود که مردم حس نکنند از عواطف آن‌ها سوءاستفاده شده است. بنابراین سعی کنید با قلم، دوربین یا هنر خود عواطف را برانگیزانید و در عین حال، با رویکردی منطقی و خردگرایانه برای خود اعتبار و اعتماد به همراه آورید.احساسات و عواطف، شما را یاری می‌کنند تا یک مطلب نیرومند خلق کنید و احتمال به اشتراک‌گذاری آن را از سوی مخاطبان خود افزایش دهید؛ چرا که مخاطب به طور طبیعی مشتاق است دیگران را در عواطف خود سهیم کند. بهره‌برداری از عواطف بدین معنا نیست که همواره بکوشید اشک در چشمان خوانندگان‌تان حلقه بزند یا احساس ترس و نگرانی کنند؛ بلکه برای هریک از عواطف و احساسات، محتوایی جداگانه بیافرینید.جف بولاس (Jeff Bullas)، مطالعه‌ای موردی را درباره‌ی به‌کارگیریِ شوخ طبعی در کانتنت مارکتینگ به اشتراک گذاشته که دستاورد آن را می‌توانید در اینجا مطالعه کنید:‌« از آنجا که پژوهش‌هایی که از وارتون (Wharton) به دست آمده نشان می‌دهد که اغلب افراد مزاح و شوخ طبعی را دوست دارند و چنین محتوایی را به طور مرتب به اشتراک می‌گذارند، به‌کارگیری شوخ طبعی به شدت مؤثر است. شرکت‌های بزرگ همواره از ترفند شو‌خ‌طبعی بهره می‌گیرند تا برند خود را از دیگر برندها متمایز کنند.»آن‌ها می‌دانند که شوخ طبعی می‌تواند حاوی کارکردهای زیر باشد:‌جلب توجه کند.واکنشی هیجانی و عاطفی را برانگیزد و افزون بر خوشحالی مخاطب، باعث برقراری ارتباط میان او و برند شما شود.نشان دهد که شما نیز یکی از آن‌ها هستید و به عنوان عضوی از جامعه، همان دغدغه‌ها را دارید.در ذهن‌ها می‌ماند و به اشتراک گذاشته می‌شود و اگر از ترفند شوخ‌طبعی در همه‌ی صفحات شبکه‌های اجتماعی خود بهره بگیرید، شمار فالورهایی که جذب می‌کنید، افزایش خواهد یافت.نمونه‌‌ی زیر نشان می‌دهد که شرکت هواپیمایی ویرجینیا ایرلاینز چگونه برای تبریک عید به مخاطبان خود از شوخ‌طبعی بهره گرفته است. یکی از کارمندان این شرکت، به جای چراغ‌قوه از پاهای بوقلمون  برای هدایت هواپیما در باند فرودگاه استفاده کرده است. یک نکته را نباید فراموش کنید و آن اینکه نباید در شوخ‌طبعی، بی‌نزاکتی به کار رود و به مخاطب بی‌احترامی شود. هدف از شوخ‌طبعی تنها سرگرمی است.مراحل اجرای کانتنت مارکتینگدر ادامه در ۱۰ مرحله به شما می‌گوییم چطور می‌توانید بازاریابی محتوایی را اجرا کنید:۱. هدف خود را مشخص کنیداولین جمله‌ی کلیشه‌ای در مراحل بازاریابی این است که هدف خود را مشخص کنید؛ اما این واقعا مهم است که اهداف خود را مشخص کنید. یک مثل معروف می‌گوید: «اگر هدفی نداشته باشی، به هرجا برسی، همان‌جا مقصد توست!» شما که نمی‌خواهید عاقبت کارتان این باشد. پس بدون معطلی یک کاغذ و قلم بردارید، با هر کسی که لازم است در این باره صحبت کنید و هدفتان را بزرگ روی همان کاغذ بنویسید. مثلا: هدف ما از کانتنت مارکتینگ این است که وب‌سایت خود را به همه معرفی کنیم (که در دنیای بازاریابی به آن «آگاهی از برند» می‌گویند)۲. پرسونای خود را بشناسیدشناخت پرسونا، دومین مرحله از تمام کارهایی است که در بازاریابی دیجیتال انجام می‌شود. اگر ندانید برای چه کسی می‌خواهید محتوا خلق کنید، چطور می‌خواهید به هدفتان برسید؟ قطعا تولید محتوا برای یک آقای ۵۰ ساله با یک دختر نوجوان ۱۵ ساله متفاوت است.  پس بهتر است همین حالا مشخص کنید می‌خواهید چه گروهی از آدم‌ها را به خودتان جذب کنید.۳. استراتژی مخصوص کانتنت مارکتینگ را بچینیدحالا که هدفتان را بزرگ روی کاغذ نوشته‌اید و پرسونایتان هم مشخص است وقت این است که استراتژی بچینید. نه، نترسید. استراتژی مثل یک برنامهٔ دقیق است که قرار است شما را به هدفتان برساند. خیلی پیچیده‌اش نکنید. مشخص کنید می‌خواهید از کجا شروع کنید، چه ابزاری در اختیار دارید و می خواهید به کجا برسید. اگر هم به کمک بیشتری نیاز دارید، مقاله‌ٔ استراتژی دیجیتال مارکتینگ را بخوانید و طبق آن عمل کنید.۴. کانال‌هایی را که می‌خواهید در آن‌ها فعال باشید را مشخص کنیدانتخاب این کانال‌ها بستگی به پرسونای کسب‌وکار شما دارد. مثلا همه می‌دانند که اگر بخواهید نسل جوان بین ۱۷ تا ۳۰ سال را مخاطب خود قرار دهید، بهترین جا اینستاگرام است. یا اگر مخاطب شما جامعهٔ افراد مسن هستند شاید حتی بخواهید برایشان نامه بفرستید و آن‌ها را به یاد دوران خوش جوانی بیندازید! مشخص کنید که می‌خواهید در کدام کانال‌ها فعالیت کنید و آن‌ها را به استراتژی خود اضافه کنید.۵. یک تیم قوی بسازیداینکه بخواهید کانتنت مارکتینگ را یک نفره انجام دهید مثل این است که تنهایی بخواهید یک کشتی را هدایت کنید. اینطوری وقتی دارید بادبان‌ها را تنظیم می‌کنید، یادتان می‌آید که لنگر را جمع نکرده‌اید یا وقتی در طوفان گیر می‌کنید، کسی نیست که سکان کشتی را به دست بگیرد.یک تیم کانتنت لازم است افراد زیر را در خود جای دهد:استراتژیست محتوامدیر محتوانویسنده یا حتی تیم نویسندگانکپی رایترسرپرست شبکه‌های اجتماعیکارشناس سئوطراح گرافیکعکاس و تولیدکننده‌ٔ ویدیو۶. ایده بپردازید!حالا نوبت این است که یک جلسهٔ طوفان فکری راه بیندازید و ایده‌هایتان را مطرح کنید. بگویید می‌خواهید دربارهٔ چه موضوعاتی با مخاطبان خود صحبت کنید، آیا می‌خواهید یک ویدیو بسازید؟ می‌خواهید دربارهٔ چه موضوعی باشد؟ در بلاگتان چطور؟ می‌خواهید چه مطالبی منتشر کنید؟ درباره‌ٔ این مسائل صحبت کنید و ایده‌هایتان را یک جا بنویسید تا از ذهنتان نروند.۷. یک تقویم محتوایی درست کنیدکانتنت کلندر نقشه‌ٔ راه شماست. این  تقویم به شما کمک می‌کند بدانید در هر روزی قرار است چه مطلبی را در کدام کانال منتشر کنید. پیشنهاد می‌کنیم تقویم‌ مطالب سایت را از تقویم شبکه‌های اجتماعی جدا کنید.۸. بنویسید، عکس بگیرید و ویدیو بسازیدخیلی راحت از روی تقویمتان  پیش بروید و محتواهای متنی، تصویری و ویدیویی خود را آماده کنید.۹. محتوایتان را منتشر کنید و آن را ترویج دهیدباز هم طبق تقویم، تصاویر، متون و ویدیوهایتان را در کانال‌های مربوطه منتشر کنید. یادتان نرود قرار نیست همه وارد صفحه‌ی شما در شبکه‌ٔ اجتماعی شوند یا بلاگ شما را هر روز باز کنند؛ پس محتواهایتان را در کانال‌های مختلف ترویج (پروموت) کنید. این مرحله می‌تواند نقش به‌سزایی در نتیجه‌ گرفتن از کانتنت مارکتینگ داشته باشد.۱۰. کانتنت‌های خود را آنالیز کنیدنتیجه‌ٔ کارها را بدون آنالیز متوجه نمی‌شوید. این که آیا توانسته‌اید به هدف خود برسید یا نه، فقط از طریق تجزیه و تحلیل نتایجی که به دست آورده‌اید ممکن است.  پس بهترین کار این است که تنبلی نکنید، این نتایج را تجزیه‌ و تحلیل کنید و بهینه‌سازی‌های لازم را انجام دهید.راهکارهایی برای کشف ایده‌ٔ کانتنت مارکتینگبرای تولید محتوایی تأثیرگذار، همواره باید به دو عامل کیفیت و پیوستگی نظر داشت. در واقع، میان نحوه‌ی  وبلاگ‌نویسی و میزان ترافیک دریافتی وبسایت شما یک همبستگی مستقیم وجود دارد.پاملا ووهان (Pamela Vaughan)، مدیر وبلاگ بازاریابی ربایشی در Hubspot می‌گوید:«وقتی نوبت به وبلاگ‌نویسیِ کسب‌وکاری می‌شود، تردیدی نیست که پیوستگی مهم است. ببینید که شرکت‌هایی که وبلاگ‌نویسی را از 3 تا 5 بار در ماه به 6 تا 8 بار در ماه افزایش داده‌اند، چطور توانسته‌اند سرنخ‌های فروش خود را تقریبا دوبرابر‌ کنند. پیوستگی علاوه بر کمیت، باید در کیفیت محتوا نیز لحاظ شود. اگر به این واقعیت توجه کنید که گوگل چقدر بر کیفیت کانتنت تأکید دارد، دیگر از این سخن شگفت‌زده نخواهید شد. از آنجا که بازاریابان در تمام مطالب تولیدی خود باید بر کیفیت تأکید کنند، افزایش حجم کانتنت به تنهایی چندان راهگشا نخواهد بود. کیفیت و کمیت باید هماهنگ با یکدیگر پیش روند و از ساختاری هماهنگ و منسجم برخوردار باشند. بدیهی است که از سال 2013 به این سو، این نکته اهمیتی روزافزون پیدا کرده است.»با این همه تاکیدی که بر هماهنگی و انسجام کیفیت و کمیت کانتنت می‌شود، امروز بسیاری از بازاریابان و صاحبانِ کسب‌وکار با چالش بزرگِ تولید مداوم ایده‌های تازه روبه‌رو هستند. همه‌‌ی این ایده‌ها قرار است از کجا تامین شوند؟ خوشبختانه چندین راه وجود دارد که می‌توانید ایده‌هایی را شناسایی کنید.۱. تحقیق کلمه‌ی کلیدی مناسبتحقیق کلمه‌ی کلیدی برای شناسایی ایده‌های محتوایی عالی است؛ اما انتخاب کلمات کلیدی با رتبه‌ی بالا، شما را به جایی نخواهد رساند حتی اگر آن‌ها را به‌خوبی در متن کانتنت بگنجانید. باید بدانید که بر سر این‌گونه کلمات کلیدی، رقابتی تنگاتنگ وجود دارد که وقت شما را هدر می‌دهد، مگر اینکه شرکتی مانند اپل یا نایکی باشید. در عوض، آنچه باید هدف بگیرید، انتخاب عبارات کلیدی طولانی است. این‌گونه عبارات کلیدی، از سه یا چهار کلمه تشکیل شده و کاملا به کسب‌و‌کار تخصصی شما مرتبط هستند.ابزار کلمات کلیدی گوگل به شما کمک می‌کنند تا با جست‌و‌جوی یک کلمه‌ی کلیدی، علایق جالبی را کشف کنید. برای نمونه، می‌توانید با بهره‌گیری از ابزار کلمه‌ی کلیدی، واژگانی را بیابید که عموما برای یافتن محتوای سایت شما جست‌و‌جو می‌شوند.اگر وبلاگی در مورد کنسول بازی‌های ویدیویی دارید، کلمات کلیدی مانند PS4 یا XBOX ONE را آنجا پیدا می‌کنید. اما شاید تعجب کنید وقتی ببینید کلمات کلیدی دیگری نیز مانند «اپلیکیشن‌های آی‌فون برای دویدن» هم ممکن است مکررا برای یافتن محتوای شما به‌ کار روند. این بدین معناست که باید محتوایی تولید کنید که مناسب این کلمات کلیدیِ تازه‌کشف‌شده باشند! اما در هر حال، شما باید این کلمات را با برند خود هماهنگ نگه دارید. پس، چشم‌اندازی برای خود برگزینید و همراه با آن حرکت کنید.۲. فروش و حمایت از مشتریاعضای تیم فروش که به طور مرتب با مشتریانِ بالقوه و مشتریان کنونی شما در ارتباط هستند، منبعی عالی برای ایده‌های وبلاگ به شمار می‌روند. هفته‌ای یک‌بار، تیم خود را جمع کنید و از آن‌ها بپرسید:‌مطلب یا پرسش جدیدی در کامنت‌ها وجود دارد یا نه؟سرنخ‌های فروش و مشتریان با چه چالش‌هایی روبه‌رو هستند؟آیا کسی می‌خواهد یا می‌تواند نقد یا مطالعه‌ی‌ موردی مثبتی ارائه کند؟از سوی دیگر، با ایجاد یک صفحه‌ گسترده‌ی دیجیتالی می‌توانید از اعضای تیم‌تان بخواهید که پرسش‌ها یا ایده‌های محتوایی خود را در آن مطرح کنند. این کار ممکن است در ابتدا دشوار باشد، اما وقتی به فرهنگ‌سازی در شرکت خود ادامه دهید، درمی‌یابید که کارمندان فروش و پشتیبانی شما می‌توانند مطالب خوبی برای وبلاگ شما تدارک ببینند.۳. بررسی داده‌های تاریخیکسانی که از گوگل آنالیتیکس کمک می‌گیرند، قادر خواهند بود تا داده‌های تاریخی کانتنت خود را به‌سرعت و سهولت به دست آورند و به‌دقت بررسی کنند که چه موضوعاتی از همه موفق‌تر بوده‌اند. برای نمونه، چنین داده‌هایی می‌توانند کمک‌کننده باشند:زمان ماندن در صفحهکامنت‌هاشمار بازدیدها از صفحاتنرخ پرش یا Bounce rateاین مقیاس‌ها تصویری روشن از نحوه‌ی عملکرد یک پست وبلاگی خاص یا یک موضوع کلی ارائه می‌کنند.۴. پاسخ به پرسش‌های مشتریانِ آتیاز شبکه‌های اجتماعی برای شناخت بهتر مشتریانِ بالقوه‌ی خود بهره بگیرید. از آن‌ها سؤال بپرسید! همچنین از پاسخگویی به کامنت‌های کاربران برای طرح دیدگاه‌ها، پرسش‌ها و چالش‌ها بهره بگیرید.۵. تجربه‌های موفق مشتریانبرای پیشبرد فروش، هیچ ابزاری بهتر از بیان نظرات و نمایش رضایت مشتریان از محصول یا خدمات شما نیست. این راهبرد را دستِ‌کم نگیرید و به خوبی به‌ کار ببندید.۶. اخبار صنعتخوانندگان خود را با ارائه‌ی اخبار لحظه‌ به لحظه‌‌ی صنعت و کسب‌و‌کار خود به‌روز نگه دارید.۷. گوگل آلرتاز سامانه‌ی رایگان شرکت گوگل (Google Alerts) برای پایش اصطلاحات صنعت و رصد کردن موضوعاتی که درباره‌شان بحث می‌شود، بهره بگیرید.۸. فعالیت در شبکه های اجتماعیحضور فعال در شبکه‌های اجتماعی همچون اینستاگرام و تلگرام برای کشف‌های ایده‌های جدید گزینه مناسبی است. لینکدین پلتفرمی برای حرفه‌ای‌ها فراهم می‌کند و از این رو، شما را با ایده‌های بیشتری آشنا می‌سازد. همچنین در توئیتر می‌توانید عبارت‌های معینی را هشتگ کنید و ببینید دیگران چه می‌گویند و از آن برای تولید محتوا الهام بگیرید.همچنین می‌توانید در شبکه‌های اجتماعی گوناگون خود، از مردم پرسش‌هایی بپرسید. بازخوردهایی که از مخاطبانِ هدف خود دریافت می‌کنید، منبعی بی‌نهایت ارزشمند به شمار می‌رود.۹. توجه به پاسخ‌ها و واکنش‌ها در وبلاگ‌های دیگرخود را عادت دهید تا وبلاگ‌های دیگرانی را که در صنعت شما حضور دارند، به طور مداوم بخوانید. نه تنها محتوای تولید‌شده را بخوانید، بلکه نظرات و کامنت‌ها را نیز به‌دقت مطالعه کنید.۱۰. رصد کردن ایمیل‌ها/ تماس‌های تلفنیاز این دو مجرا چه نوع درخواست‌هایی مطرح می‌شود؟ از همکاران شرکت خود که پاسخ این پرسش را می‌دانند بپرسید و درخواست‌هایی را که در این دو مجرا مطرح می‌شوند، یادداشت کنید.۱۱. بازیافت محتوای موجودبنابر گفته‌ٔ CMI حدود ۶۴٪ کانتنت مارکترهای B2B گزارش داده‌اند که با چالش تولید محتوای کافی روبه‌رو هستند؛ راهکار مقابله با این چالش به نظر ما در این است که محتوای موجود را بازیافت کنیم.بازیافت، ساده‌ترین و به‌صرفه‌ترین راه برای افزایش تولید محتواست بدون اینکه بخواهید کیفیت را فدای کمیت کنید. شما می‌توانید با یافتن راهی برای بهره‌برداری مجدد از مطالب موجود، به خلق منابع جدید و الهام‌بخش اقدام کنید.کتاب‌های الکترونیکی‌ یا مقالات طولانی‌تان را تقسیم کنیدبرای اینکه از کتاب‌های الکترونیکی خود بیشترین بهره را ببرید، آن‌ها را به پست‌های وبلاگی مجزا با ارزشی برابر تقسیم کنید. تقسیم کردن پیشنهادهای بلندمدت، یک تکنیک بازاریابی است که اکثرا آن را به کار نمی‌برند؛ شما با به‌کارگیری این تکنیک، می‌توانید به‌سادگی با تغییر رسانه‌ به ارزش‌آفرینی ادامه دهید.کتاب‌های الکترونیکی، ممکن است برای برخی از مخاطبان پرحجم به نظر برسد؛ اما هضم پست‌های وبلاگی که جنبه‌ا‌ی خاص از یک مشکل کلی را بررسی می‌کنند، می‌تواند برای اکثر مخاطبان راحت‌تر باشد. در اینجا نیز مانند هر تقسیم‌بندی دیگری، بسته به مجرایی که قصد انتشار محتوا را در آن دارید، به اندکی بازسازی قالب نیاز خواهید داشت.برای مقالات وبلاگ خود آرشیو درست کنیدفعلا از کلافه کردن مغز خود برای یافتن ایده‌های جدید دست بردارید و لطفی در حق خودتان بکنید: ‌وبلاگ خود را آرشیو کنید. احتمالا شمار زیادی کتاب الکترونیکی در اختیار دارید که می‌خواهید آن‌ها را به شکلی تازه به رایگان منتشر کنید. اما پیش از اینکه مقالات موجود خود را غربال کنید، آنالیتیکس وبلاگ را بررسی کنید تا ببینید آیا پست‌های خاصی بوده‌اند که بیشترین بازدید یا به‌اشتراک‌گذاری را به همراه داشته‌اند.هدف این است که نه تنها مقاله‌ای را که عملکرد خوب داشته کشف کنید، بلکه چندین مقاله را نیز که با موضوع آن مقاله هم‌پوشانی دارند، پیدا کنید. اگر بتوانید به ازای هر موضوع، 3 تا 5 مقاله جمع کنید، بیش از نصف راه را پیموده‌اید. با اینکه می‌توانید مقالات را به شکل اصلی‌شان به کار ببرید، اما چند دقیقه صبر کنید و آن‌ها را بازبینی و بازسازی کنید. مثلا آمار و ارقامی جدید به آن بیفزایید، عنوان را تغییر دهید و یا چند جمله را که گمان می‌کنید سر و شکل بهتری به مقاله می‌دهند، پس‌ و ‌پیش کنید.در هر رویکردی که به کار می‌گیرید، حتما برای سهولت خوانشِ مجموعه‌ی از مقالات، به پیوستگی کاربردی میان آن‌ها توجه کنید. با این کار، گسست طبیعیِ موجود میان مقالات را از بین می‌برید و از پیوستگی همه‌ی مقالات با هم اطمینان خواهید یافت. همچنین، شما می‌توانید چندین نمودار، تصویر و آرایه‌ی گرافیکی هم به مقاله بیفزایید؛ با این تغییرات، در پایان خواهید دید که یک کتاب الکترونیکی جدید برای به‌اشتراک‌گذاری با خریداران خواهید داشت!محتوایی همیشه سبز توسعه دهیدهمیشه‌سبز کنایه از محتوایی ماندگار و همیشگی است که تاریخ مصرف ندارد (شاید مثل این مطلب). این مطالب، اطلاعاتی با کیفیت ‌بالا و ماندگار را با مخاطب به اشتراک می‌گذارد. بر خلاف مطلبی که تاریخ مصرف و انقضا دارد. Evergreen content نه تنها برای کسب‌وکارتان، ارزش بلندمدت به ارمغان می‌آورد، بلکه این ظرفیت را نیز دارد که نیازهای مشتریان‌تان را در طول زمان برآورده کند.در دنیای آرمانی، هر آنچه تولید می‌شود ماندگار خواهد بود؛ اما دنیای ما این‌گونه نیست. بنابراین، اگر از تهیه‌ و انتشار گزارش در مورد موضوعات داغ و گرایش‌های روزِ صنعت به خاطر نگرانی از انقضای تاریخ مصرف‌شان پرهیز کنید، به مزیت رقابتی کسب‌وکار خود لطمه خواهید زد. باید بدانید که دنیای کسب و کار روزانه تغییر می‌کند، از این رو، درک مزیت محتوای ماندگار و تقویت ارزش آن با یافتن راهکارهای خلاقانه، یک اصل کلیدی در کانتنت مارکتینگ است.به جای اینکه از این نکته‌ی کوچک بازاریابی به‌سادگی بگذرید، آن را در به‌روزرسانی‌های شبکه‌های اجتماعی، لینک‌های وبلاگ، کتاب‌های الکترونیک، وبینارها و پرسش‌های تکراری در نظر بگیرید. انتشار و بازیافت محتوای ماندگار این امکان را برای کسب‌وکار شما فراهم می‌کند تا رهبری صنعت را به دست بگیرید و سطح رضایت مشتریان‌تان را افزایش دهید.مخاطبان جدیدی را هدف بگیریدتعداد شخصیت‌های خریدارتان، نه تنها بازتابی از کسب‌وکار شماست، بلکه محصول یا خدمات متمایز شما را هم نشان می‌دهد. درحالی‌که برخی کسب‌وکارها تنها یک شخصیت خریدار را شناسایی می‌کنند، سایرکسب‌وکارها به دنبال هدف‌گیری 3 یا 4 شخصیت خریدار هستند.برای آن‌هایی که به دنبال جذبِ بیش از یک شخصیت خریدارند، تولید محتوایی که همه‌ی شخصیت‌های خریدار را هدف قرار دهد، بسیار دشوار است؛ چرا که برخی از تولیداتتان ممکن است با تعدادی از شخصیت‌های خریدار شما ارتباط برقرار کند اما چندان خوشایند بقیه نباشد. اینجاست که باید در اندیشهٔ content recycling باشید. مثلا ممکن است پیش‌تر یک کتاب الکترونیکی را منتشر کرده باشید که اکثر مخاطبان را جذب کرده باشد، اما چه‌ بسا این رویکرد در بلندمدت همه را راضی نکند.بنابراین، به جای اینکه بخشی از مخاطبانِ هدف خود را رها کنید، کانتنت را به شکلی بازیافت کنید که مناسب مشتریانی باشد که پیش‌تر از اصل محتوا استقبال نکرده‌اند. اجازه ندهید مشتریان‌تان عقب بیفتند؛ یادتان باشد که تنها با رسیدن به پتانسیل کامل مخاطبان‌تان، می‌توانید به بازگشت سرمایه‌ی بالاتری دست پیدا کنید.۱۲. تبلیغ محتوای تولید شده در شبکه‌‌های اجتماعیتولید محتوا مهم است، اما اینکه بتوانید پیام خود را به خریداران برسانید، موضوع دیگری است. بهترین راه برای تبلیغ و ترویج مطالبتان، بهره‌گیری از رسانه‌های اجتماعی است. کانتنت مارکترها در شرکت Moz توصیه‌ها‌ی زیر را بیان کرده‌اند:‌کانال درست را انتخاب کنیدبرخی از کانتنت‌ها برای اینستاگرام مناسب هستند و برخی دیگر برای توییتر و برخی هم برای هر دو. شما باید مخاطب خود را به اندازه‌ای بشناسید که بدانید دوست دارد چه چیز را در کجا ببیند. اگر هنوز چنین شناختی ندارید، به آزمون و تجربه بپردازید تا چنین شناختی را از مخاطبان خود کسب کنید.در زمان‌های مناسب پست بگذاریداینستاگرام، توییتر و لینکدین در نسخه بیزینس خود آمارهایی به شما ارائه می‌دهند. از این اطلاعات می‌توانید به خوبی درباره زمان مناسب گذاشتن پست کسب تجربه کنید.از هشتگ استفاده کنیدبا اینکه بهره‌گیری افراطی از هشتگ‌ها خوب نیست، اما خود هشتگ‌ها راه خوبی برای جلب مخاطبان جدید هستند. بررسی کنید تا ببینید کدام هشتگ‌ها برای صنعت و کسب‌وکارتان مناسب‌ترند (اما در هر بار بیش از دو هشتگ به کار نبرید).ابزارهای مورد نیاز برای راه‌اندازی کمپین‌های کانتنت مارکتینگبرای شروع کار در این حوزه لازم است به چند ابزار این حوزه مسلط باشید. البته که ابزارهای سختی نیستند، پس نگران نباشید و فقط شروع کنید.سیستم مدیریت محتوا (CMS): این سیستم‌ها روی سایت شما نصب می‌شوند و شما با استفاده از آن‌ها می‌توانید مطالب خود را بدون نیاز به تیم IT روی سایت بارگذاری کنید، عکس و ویدیو بین آن‌ها بگذارید و به شکلی که می‌خواهید منتشر کنید.نرم‌افزارهای مدیریت پروژه: این نرم‌افزارها به شما کمک می‌کنند بدانید کارها در چه حالی هستند و آیا همه‌چیز مطابق تقویم محتوایی پیش می‌رود یا خیر. یکی از این نرم‌افزارها که بسیار مورد اقبال عمومی قرار گرفته است، trello است. ترلو نسخه‌ٔ تحت وب دارد و شما می‌توانید از هر جایی به آن دسترسی داشته باشید و کارهایتان را پیگیری کنید. در این محیط می‌توانید ستون‌های مختلف ایجاد کنید، پروژه‌ها را به این ستون‌ها اضافه کنید و با هم‌تیمی‌های خود یک روال ثابت برای استفاده از آن در نظر بگیرید.ابزار تجزیه و تحلیل: درباره‌ٔ مزایای آنالیز پیش‌تر صحبت کردیم. از معروف‌ترین ابزارهایی که می‌توانید برای تجزیه و تحلیل از آن استفاده کنید، گوگل آنالیتیکس است. استفاده از این ابزار به آموزش مقدماتی احتیاج دارد؛ اما ابزاری بسیار کاربردی و همه فن حریف است.نرم‌افزارهای طراحی: برای طراحی عکس‌ها، اینفوگرافیک‌ها و ویرایش ویدیوهایتان به این ابزارها احتیاج پیدا خواهید کرد. از برخی از این نرم‌افزارهای طراحی می‌توان به adobe photoshop  و adobe illustrator نام برد. برای ویرایش ویدیوها هم می‌توانید از adobe premier استفاده کنید.چطور افراد بیشتری را به اشتراک‌گذاری محتوای خود ترغیب کنید؟ترغیب مردم به هم‌رسانی (share) مطالب ما در شبکه‌های اجتماعی دشوار است. در واقع، حتی شرکت‌های صاحب‌نامی همچون کوکاکولا نیز بخش عظیمی از بودجه‌ی بازاریابی خود را برای خلق راهبردهای درگیری در شبکه‌های اجتماعی صرف می‌کنند.بازاریابی رسانه‌های اجتماعی مفهومی مبهم و گیج‌کننده است؛ اما یک موضوع را فراموش نکنید که هدف اصلی شما باید همواره درگیر کردن مخاطب با کانتنت باشد. هرچه شمار هواداران و کاربران شبکه‌های اجتماعی که با محتوای شما تعامل برقرار می‌کنند افزایش یابد، بازاریابی شبکه‌های اجتماعی هم بازدهی کلان‌تری خواهد داشت.۱. اتخاذ رویکردی راهبردی در مورد پلاگین‌های اجتماعیدر محیط اینترنتی امروزه، برخورداری از آیکن‌هایِ به‌اشتراک‌گذاری محتوا در شبکه‌های اجتماعی برای قابلیت بازاریابی وبسایت شما یک ضرورت است. بازاریابان در آسان کردن فرایندها برای خوانندگانِ آنلاین مهارت بسیار خوبی پیدا کرده‌اند؛ به بیان دیگر، شما اگر خواهان رقابت هستید، باید راحتی خوانندگان را در نظر بگیرید.شما باید گزینه‌های به‌اشتراک‌گذاری را در بالا و پایین محتوای خود قرار دهید تا قابلیت دیده‌شدنِ آن‌ها را افزایش دهید و دسترسی خوانندگان را در هر کجای صفحه که هستند، بالا ببرید. اگر وبلاگ شرکت شما در وردپرس کار می‌کند، می‌توانید پلاگین‌های شناساییِ خودکار را بسته به پلتفرم‌هایی که کاربران هنگام بازدید از کانتنت شما در آن قرار دارند، اجرا کنید و آن‌ها را به ‌هم‌رسانی مطالب در شبکه‌های اجتماعی یا دریافت اشتراک بلاگ‌ پست‌های خود ترغیب کنید.۲. اشتراک‌گذاری محتوای حساس به زمانپست‌های شبکه‌های اجتماعی شما از پست‌‌گذاری حساس به زمان سود می‌برند. پژوهشی که از سوی Buddy Media انجام شده، نشان می‌دهد که برندهایی که خارج از ساعات کاری محتوا پست کرده‌اند، 20 درصد افزایش نرخ درگیری داشته‌اند. زمان اوج درگیری برندها هم یکسان نیست. با این حال، شما می‌توانید با اجرای آزمون A/B در تلاش‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی انجام می‌دهید، دقیقاً تعیین کنید که چه زمانی هواداران یا فالورهای‌تان بالاترین نرخ پاسخ‌دهی را به مطالب‌تان دارند. با این کار می‌توانید در موردنیازهای مخاطبانِ هدف خود در داخل پلتفرم مورد نظر به اجماع برسید.۳. سنجش اثربخشی محتوای اشتراک گذاری‌شدهملاحظه‌ی دیگر نوع محتوا و نیز نحوه‌ٔ به‌اشتراک‌گذاری آن است. برای نمونه، پست کردن به‌روزرسانی یک وبلاگ در فیسبوک می‌تواند یکی از دو نتیجه‌ی زیر را در پی داشته باشد:‌یا بی‌اثر خواهد بود و دیده نخواهد شد.یا واقعا فرصتی ناب برای مشارکت هواداران شما فراهم می‌کند.نگرش ما به آنچه به اشتراک می‌گذاریم و واکنش‌های ناشی از آن صرفا نباید در فضای داخلی شرکت ابراز ‌شود. صرف اینکه در مورد به‌اشتراک‌گذاری محتوا هیجان‌زده باشیم، کافی نیست؛ باید این هیجان را در مطالب خود ابراز کنیم. هنگام به‌روزرسانی وضعیت صفحه‌ی هواداران‌تان، پست کردن لینکی با عنوان «به‌روزرسانی وبلاگ» بسیار بیهوده و غیر مؤثر است. به جای این کار، با یک ویژگی متمایز و منحصربه‌فرد، مخاطب را به کنش‌گری برانگیزانید و با بهره‌گیری از تبلیغات اجتماعی، اشتیاق و علاقه‌ در او ایجاد کنید.برای نمونه، فرض کنیم شما مقاله‌ای در مورد راهبردهای تولید سرنخ فروش نوشته‌اید. برای پست کردن لینک این مقاله، باید وضعیت خود را به‌روزرسانی کنید و چیزی در مورد خود لینک بگویید. آنگاه نوشتار وضعیت شما این خواهد بود: «‌سرنخ‌های بیشتر یعنی فروش بیشتر. مروری بر موفق‌ترین راهبردهای تولید سرنخ 2011. با ما همراه باشید و با ایده‌های قدرتمند در عمل آشنا شوید.»۴. مشوق‌هایی برای درگیرسازیفیسبوک، توییتر و یوتیوب ویژگی‌های مشترکی دارند که اساسا اثربخشی فعالیت‌های شما را چند برابر می‌کنند. یک کاربر، مطلبی را با کاربر دیگر به اشتراک می‌گذارد و این چرخه ادامه می‌یابد. برای اینکه بتوانید به این شکلِ تصاعدی دیده شوید، باید طی پویش یا دوره‌ای معین تا جایی که می‌توانید جنب‌و‌جوش داشته باشید. برای این کار، هیچ روشی بهتر از فراهم کردن مشوقی برای برانگیختن کنش از سوی مخاطب نیست. در زیر نمونه‌هایی ارائه می‌کنیم که می‌توانید از آن‌ها در پست‌های خود بهره بگیرید:‌مسابقه‌هاشرط‌بندی‌هاجوایزهدایای رایگانقرعه‌کشی هایا هر چیز دیگری که به ذهن‌تان می‌رسد. انگیزشِ شخصیت‌های خریدار باعث افزایش درگیری آن‌ها می‌شود و کسب‌وکار شما را در موقعیت بهتری برای دیده‌شدن قرار می‌دهد.هر چند وقت یک بار باید به بازاریابی محتوایی بپردازید؟پاسخ این پرسش خیلی کوتاه است؛ تا جایی که می‌توانید وبلاگ بنویسید. فرقی هم نمی‌کند که هفته‌ای سه‌بار می‌نویسید یا دو بار در روز.  در کل، هرچه تعداد بیشتری محتوای با کیفیت بنویسید، نتایج مثبت را سریع‌تر خواهید دید.آیا باید تولید محتوا را برون‌سپاری کرد و به آژانس‌های تولید محتوا سپرد؟برون‌سپاری تولید محتوا در واقع مشابه برون‌سپاری بازاریابی است. اگرچه این موضوع هم ممکن است مزایایی برای شما به همراه داشته باشد ولی ایده‌آل آن است که از فریلنسرها و آژانس‌های مربوطه مشورت بگیرید ولی در نهایت کار را خودتان انجام دهید. در مطلب آموزش بهینه سازی سایت توضیح داده‌ایم که چرا نباید کار سئو برون‌سپاری شود. به همان دلایل کانتنت مارکتینگ را هم بهتر است برون‌سپاری نکنید. اما گاهاً در مواردی پیش می‌آید که برون‌سپاری بخشی از فرآیند می‌تواند مفید واقع شود که در این صورت حتماً مطلب سفارش تولید محتوا را بخوانید.جمع بندیپس از همه‌ی مطالبی که گفته شد، اکنون دیگر نسبت به ضرورت و اهمیت کانتنت مارکتینگ کوچک‌ترین تردیدی به دل ندارید. تنها چیزی که باید رعایت کنید این است که بر اصول کانتنت مارکتینگ مسلط شوید. بار دیگر این نکات را اینجا جمع بندی می‌کنیم:تدوین یک استراتژی محتوایی اصولی همراه با تیم‌تانشناسایی شخصیت‌های خریدار یا مخاطبان هدفتعیین نوع کانتنتی که برای بازار شما بهترین کارکرد را دارد و تولید باکیفیت آن‌ها به طور پیوستهترویج‌ (پروموت) مطالب از طریق شبکه‌های اجتماعیبهره‌گیری از کانتنت مارکتینگ در تمام مراحل چرخه‌ی خریدیافتن راه‌هایی برای درگیر کردن مشتریان با بهره‌گیری از UGC یا User Generated Contentسنجیدن، آزمودن، بهبود بخشیدن و تکرار کردن</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jul 2022 18:38:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی کمپینی که میلیونی شد!</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-mgs9ohljw8pl</link>
                <description>یادمه اولین بلیط آنلاین اتوبوسی که گرفتم با مستر بلیط بود؛ از همون موقع به این برند حس خوبی پیدا کردم و بعد از اون هم تقریبا همیشه از خودش بلیط گرفتم.چون واقعا لذت اولین خریدش بهم چسبید.خب بگذریم امروز میخوام یکم راجب به کمپین &quot;دو رقمی سفر کن&quot; مستر بلیط حرف بزنم.کمپین دو رقمی سفر کن مستر بلیط:داستان کمپین از جایی شروع شد که مستر بلیط خواست فیچر جدید اپ‌ش رو معرفی و پرموت کنه.توی فیچر جدید اپ؛ افراد می‌تونن سفرهای لحظه آخر که از 10 درصد تخفیف تا 90 درصد هست رو ببینند.مستر بلیط تصمیم گرفت برای معرفی این فیچر و همینطور برای بهتر شدن اوضاع کرونا و رونق پیدا کردن بازار فروش بلیط؛ یک کمپین 360 درجه طراحی کنه.چرا دو رقمی سفر کن؟دلیل نام گذاری کمپین به نام دو رقمی سفر کن این بود که مستر بلیط به سه شهر تهران، کیش و مشهد پرواز هایی با قیمت زیر 100هزارتومان رو هر دو ساعت یکبار در قسمت سفرهای لحظه آخر اپ ارائه می‌کرد.هدف کمپین چی بود؟هدف اصلی کمپین آشنا سازی کاربران با فیچر جدید اپ که سفرهای لحظه آخر رو نشون میده بود.کمپین دو رقمی سفر کن مستر بلیطرسانه های که برای این کمپین استفاده شد:این کمپین یک کمپین TTL یا 360 درجه بود یعنی هم از رسانه های سنتی و انبوه استفاده شده و هم از رسانه های دیجیتالی و با مخاطبان خاص تر.رسانه هایی که ازش برای پروموت کمپین استفاده کردند:اینستاگرام و توییتر(اینفلوئنسر)گوگل ادز (ریتارگتینگ، اینمارکتینگ و عمومی)تبلیغات اد نتورک(همسان،بنری،ریتارگتینگ)فیکس بنر در سایت های پر مخاطبتبلیغات نصب اپلیکیشناس ام اس مارکتینگهمکاری با پارتنرهای بزرگحضور در وب سایت های تخفیفیدعوت به اقدام کاربران در کمپین چی بود؟هدف اصلی کمپین اینگیج شدن کاربران با فیچر سفر لحظه آخر بود اما بعد از اینکه کاربران اینگیج می شدند و وارد لندینگ پیج میشدن؛ از اونها دعوت به ثبت اطلاعات ، درباره شهر مبدا و مقصد به همراه شماره تلفن میشد تا بلیط های دو رقمی رو دوساعت زودتر از دیگران ببینند.با جمع آوری این اطلاعات در کمپین‌های ریتارگتینگ آینده آنها رو هدف قرار میده.بنر های جذاب کمپین:یکی از نکات جالب و خلاقانه این کمپین بنرهای جذابی بود که از شخصیت‌های مشهور استفاده شده بود در حالی که عدد 2 یا همون علامت ویکتوریا (پیروزی) رو نشان می‌دهند.دستاورد های کمپین دو رقمی سفر کن:طبق گزارشی که مستر بلیط منتشر کرده در این کمپین تونستن به این دست آوردها برسند:407 هزار بازدید‌‌عددی از لندینگ پیجبه دست آوردن 192 میلیون ایمپرشن که عمده آنها در شبکه های اجتماعی و ادنتورک‌ها بود.37400 نصب اپلیکیشن46800 لیدبا توجه به اهدافی که برای کمپین گذاشته شده بود میتونیم طبق آمارها بگیم که مستر بلیط به هدفش رسید و حتی بیش از چیزی که میخواست رو تونست به دست بیاره.درس هایی که می تونیم از این کمپین بگیریم:1.انتخاب کردن درست و دقیق هدف.2.طراحی و انتخاب رسانه ها بر اساس هدف کمپین.3.رصد و مستند سازی نتایج کمپین.4.طراحی جذاب و خلاقانه آرت ورک‌ها.5.تولید محتوای اختصاصی متناسب با استراتژی هر رسانه.6.استفاده همزمان از چندرسانه.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Sat, 14 May 2022 22:26:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آگاهی از برند چیست ؟ و چگونه اندازه گیری می‌شود؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-kriv8eeuemab</link>
                <description>آگاهی از برند یکی از اون کلماتی هست که بعضی از آژانس های تبلیغاتی عاشقشن.زمانی که هر جوریی که حساب میکنن متوجه میشن کمپین افتضاحی رو داشتن و ROI منفی بوده؛ از کلمه Brand awareness یاری میگیرن و برای آرامش دادن به خود و کار فرمای محترم ازش استفاده می‌کنن.&quot;عب نداره؛ عوضش Brand awareness ایجاد کردیم&quot; این جمله همیشگی اونا برای مواقعی هست که میبینن کمپین هیچ نوع آورده ای نداشته.اما آیا واقعا آگاهی از برند ایجاد شده؟ اگه ایجاد شده ، چقدر تونستیم ایجاد کنیم؟ چجوری میتونم آگاهی از برند کسب وکارم رو حساب کنم؟تو این مقاله خیلی کوتاه سعی می‌کنم به این سوالات جواب بدم.آگاهی از برند چیست؟!خودتون رو تصور کنید که در یخچال سوپر مارکت رو باز کردید و میخاید یه دونه ماست بخرید.کدوم ماست رو برمیدارید؟!!ماستی که نمیشناسید یا ماستی که نام برند او را میشناسید و تصویری از آن برند در ذهن شما ثبت شده است.به احتمال زیاد شما ماستی رو برمیدارید که به برندش احساس بهتری داشته باشید ؛ حالا این احساس از توصیه های بلاگر های شبکه های اجتماعی میتونه تولید شه تا تبلیغات در تلوزیون و توصیه های مادرتون.دقیقا به همین دلیل هست که برندها در صنعت های مختلف در حال کار کردن روی برندشان هست و دوست دارند مشتریانشان آنها را به ویژگی هایی که آنها دوست دارند بشناسند.بعنوان مثالولوو: خودرویی ایمنرولزرویس: ماشین سوپر لوکستسلا: ماشینی از آینده و برای کمک به حفظ محیط زیستتویوتا: با دوام با کیفیت و مقرون به صرفهدر واقع میتونیم بگیم که یکی از هدف های اصلی آگاهی از برند&quot; ایجاد حس تمایز در محصول خود نسبت به رقبا هست و در نتیجه انتخاب شدن اون توسط مشتریان&quot;چه تمایزی؟اینکه ما میخایم ما رو بین رقبا مون به چه چیزیی بشناسند بستگی به استراتژی ما و استراتژی بازاریابی مون داره.بعنوان مثال برند ولوو با تحلیل وضعیت موجود و منابع خودش فهمیده که میتونه نیاز های قشری از بازار که دنبال امنیت در خودرو هستن رو راحت تر رفع کنه.پس سعی کرده به شکلی روی برندش کار کنه که همه اون رو به این ویژگی بشناسند.&quot;حواسمون باشه هر برند یک هویت داره و ما نمیتونیم برندی داشته باشیم؛ برای همه نیاز و خواسته ها&quot;آگاهی از برند از سه قسمت تشکیل شده:1.آگاهی از نام تجاری خود2.آگاهی از ارائه محصول شما3.آگاهی از ویژگی های برند خود (یعنی آنچه شما را از رقبا متمایز می کند)هدف ما این هست که قسمت سوم برسیم تا مخاطب هامون تمایز ما با رقبامون رو تشخیص بدهند؛ این ایده آل ترین حالت در آگاهی از برند هست.چگونه آگاهی از برند رو اندازه گیری کنیم؟!بسته به حوزه ای که در آن کار میکنید می تواند متفاوت اما چندتا راه مرسوم برای اندازه گیری آگاهی از برند رو باهم مرور می‌کنیم اما قبل از اون باید بگم که کلا آگاهی از برند متریکی کمی و خیلی دقیق نیست.1.نظر سنجی ها:برندها می توانند با طراحی پرسشنامه های آنلاین در ایمیل،شبکه های اجتماعی ، وب سایت و... سوال هایی از مشتریان خود بپرسند در رابطه با اینکه :· برند آنها را در چه چیزی متمایز می بینند نسبت به رقبا؟!· تصویری که از برند آنها دارند چه چیزی هست؟· خدمت و محصول اصلی که برند آنها میفروشد چیست؟باید حواسمون باشه که سوالات تا حد امکان کوتاه باشه تا مخاطب خیلی راحت بتونه به صورت صحیح جواب بده.همینطور می‌تونیم به صورت اتفاقی در جاهایی که مخاطبان بالقوه مون وجود دارند از آنها بپرسیم که :· آیا تا بحال نام برند ما به گوششان خورده ؟· اگر اره ، از کجا و چه چیزی راجبش شنیده است؟· میتونه خدمت و محصول اصلی برند ما رو بگه؟اطلاعاتی که بعد از پاسخ به این پرسشنامه ها جمع آوری می‌شود میتونه به ما در اینکه از نظر آگاهی از برند در کجا هستیم و باید در ادامه چه کمپین ها و فعالیت هایی رو اجرا کنیم خیلی کمک می‌کنه.مثلا اگر همه برند ما رو فقط به چندتا محصول میشناسند باید در کمپین های بعد سعی کنیم دیدگاه اونا رو نسبت به این ماجرا تغییر بدیم.پرسلاین(سامانه پرسش آنلاین)2.سوشال لیسینیگ:با استفاده از ابزار‌های سوشال لیسینیگ می‌تونیم متوجه بشیم که در شبکه های اجتماعی مثل تلگرام(البته هنوز خیلی ها میگن پیام رسانه)،تئویتر و اینستاگرام و... چه چیزی راجب برند ما و رقبا میگن.همینطور از این طریق می‌توانیم متوجه بشیم که مخاطبان ما اکثر راجب کدوم یکی از ویژگی های برند ما صحبت می کنند و براشون جذاب هست؟ و همینطور کدوم ویژگی ناراحتشون میکنه؟!3.گوگل(آنالیتیکس و ترندز)گوگل در اینجا هم یار و یاور ما هست ؛ با استفاده از بررسی ورودی های دایرکت گوگل آنالیتیکس می‌تونیم متوجه بشیم که حدودا چند نفر اسم ما رو به صورت مستقیم سرچ کردند و وارد سایت ما شدند؟ چقدر نسبت به قبل رشد داشتیم؟همینطور میتونیم بفهمیم که از چه سایت هایی بیشترین ارجاع رو به سایت خودمون داشتیم و آن سایت ها راجب ما چی گفتند؟گوگل آنالیتیکسابزار بعدی گوگل برای اندازه گیری آگاهی از برند، گوگل ترندز هست.با استفاده از گوگل ترندز می‌تونیم متوجه بشیم که تو چه بازه زمان هایی سرچ نام برند ما زیاد شده؟ در چه مناطق و شهر های زیاد شده؟!گوگل alertکلام آخرتو این نوشته باهم تعریف آگاهی از برند رو مرور کردیم و مثال زدیم.سه قسمت مهم از آگاهی از برند گفتیم.و بعد چندتا از متداول ترین راه های اندازه گیری آگاهی از برند رو مرور کردیم.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Tue, 03 May 2022 14:07:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهبود مرحله به مرحله نرخ تبدیل(با مثال واقعی)</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-xemypxwnfso2</link>
                <description>خیلی از کسب وکار ها ورشکست کردند فقط به خاطر توجه نکردن به همین نکته ساده یعنی نرخ تبدیل.خیلی از کسب وکار ها به امید داشتن فروش بیشتر به صورت دائمی در تلاش هستند برای بیشتر کردن ترافیک وب سایتشون از طریق سئو،تبلیغ به روش های مختلف و...اما آیا واقعا اینقدر هزینه برای افزایش ترافیک بدون توجه به نرخ تبدیل کار منطقیه؟!قطعا واسه کسب وکار‌ی که منابع محدودی داره نه.(یعنی همه‌ی کسب وکار ها)من تو این مقاله میخام به صورت عملی درباره‌ی بهبود نرخ تبدیل یا CRO برای کسب وکاری که براش کار میکنم صحبت کنم.فقط تو این مقاله اشاره‌ی به تعاریف ، اصطلاح و مراحل بهبود نرخ تبدیل و... نمیکنم چون به اندازه کافی راجبش منابع خوب و عالی هست.منابع :hubspotbacklinkomozoptimizelyمرحله صفر:اول از همه قبل از هر کاری باید مسیر مشتری یا قیف فروش کسب وکار رو ترسیم کنم تا بتونم نقاط ریزش، اصطحکاک و نقاط کلیدی و موثر برای تبدیل شدن و همینطور اصلی ترین موانع برای رشد نرخ تبدیل رو شناسایی کنم.توی مقاله قبلی راجب مسیر مشتری صحبت کردم پس اینجا دیگه بیشتر از این راجبش صحبت نمیکنم.مرحله یک:بعد از اینکه مسیر مشتری رو شناسایی کردم، نیاز به اطلاعات دارم تا بتونم متوجه شم: بیشترین نقاط ریزش در کجاست؟! چرا؟! آن افرادی که تبدیل به مشتری شدن برای چی ما رو انتخاب کردن؟! صفحات مهم و پر ترافیک و نرخ تبدیل آن ها رو شناسایی کنم. کاربران در سایت ما چکار می کنند و چرا؟!!من سه منبع رو برای بدست آوردن اطلاعات انتخاب کردم:1.نظر سنجی از مشتریان2.گوگل آنالیتیکس3.گرفتن اطلاعات از مدیران کسب وکارجمع آوری اطلاعاتبا اطلاعاتی که به دست آوردم مشکلات اصلی که بنظرم موجب کاهش نرخ تبدیل و یا رشد نکردنش هست رو یادداشت می کنم:1.داشتن   Bounce rate 87% که میشه گفت در حوزه ما فاصله کمی با فاجعه نداره.به عبارت دیگر 87% بازدید کننده‌ هایی که وارد سایت ما می‌شود با مطالعه یک صفحه از سایت خارج می شوند. خیلی از صفحات پر ترافیک ما BOUNCE 90-100 درصد هم داره.2. با وجود ورودی روزانه نسبتا معقول(200-400 نفر) هیچ کاری رو برای لید کردن و حفظ ارتباط‌مون با آنها انجام ندادیم.3. طراحی بد، زیبا نبودن سایت و به سختی پیدا کردن مطالبی که کاربر به دنبال آن هست.4. لندینگ پیج با محتوای کم که مخاطب رو قانع نمیکنه و همینطور پاس ندادن ترافیک از صفحات دیگر به یکی از مهم ترین صفحات یعنی لندینگ پیج.5. استفاده خیلی کم از عکس در بلاگ و جاهایی هم که استفاده میشه در 90درصد موارد عکس ها بسیار کم کیفیت هستند.6. طراحی صفحه نخست بسیار تو ذوق زننده و هیچ گونه راهنمایی نکردن به بازدید کننده برای آدرس دادن به مخاطب برای رفتن به جایی از سایت که قصد دارد برد.7.بیش از هشتاد درصد یوزرها در سایت ما New visitor هستند، به عبارت دیگه بیش از هشتاد درصد از کاربران که یک بار از سایت ما دیدن می کنند دیگر وارد سایت ما نمی شوند.8. و...مرحله دوم:خب حالا به مرحله صفر مراجعه می‌کنیم و با توجه به مسیری مشتری که ترسیم کردیم از قدم اول تا آخر شروع می‌کنیم به حساب کردن نرخ تبدیل ها برای تمام مراحلی که مشتری طی می کند.بعنوان مثال از قدم اول که وارد بلاگ می‌شوند چند نفر از بازدید کننده ها وارد لندینگ پیج میشن؟چند نفر از آنها با ما تماس می‌گیرند؟!چند نفر از آنهایی که تماس گرفتن تبدیل به مشتری شدن؟؟و...این نرخ تبدیل ها رو قبل از انجام هر گونه کاری برای بهبود به دست میاریم و یادداشت میکنیم.مرحله سوم:خب حالا وقت آن است با اطلاعاتی که در مرحله اول به دست اوردیم، فرضیه هایی رو مطرح کنیم برای بهبود نرخ تبدیل وب سایت.احتمالا با دیدن مشکلاتی که مطرح شد که در مرحله اول گفتیم به ذهن شما هم کلی ایده برای بهبود نرخ تبدیل اومده؛ این از معجزات بدست آوردن اطلاعات خوب هست.فرضیه اول:تعویض قالب وب سایت، چون قالب قدیمی شده بود و خیلی از از مشکلات زیبا سازی سایت با یک قالب زیبا و کاربردی حل میشه.همینطور خیلی از ایده های جدیدی که برای سایت داشتیم با گذاشتن یک قالب خوب حل میشد.فرضیه دوم:گذاشتن پیشنهادی جذاب در ازای شماره تلفن واتساپ شان؛ میتونیم در سایت بارها و پاپ آپ های مقالات مرتبط پیشنهادهای جذاب‌مون رو به آنها نشان بدهیم تا بتونیم ارتباط مان را با آنها حفظ کنیم.چون خیلی از بازدید کننده ها در همان موقع آماده خرید نیستند و ما باید با حفظ ارتباط هر موقع که آماده خرید بودن در گزینه های اول آن ها باشیم.فرضیه سوم:ما در شبکه های اجتماعی یوتیوب و اینستاگرام فعالیت خوبی داریم در خیلی از مواقع ممکن است شخصی با یک سرچ ساده مشکلش بر طرف بشه و بخاد صفحه رو ببنده و دیگه هیچ وقت کارش به سایت ما نیفته اما ما میتونیم با تبلیغ شبکه های اجتماعی‌مون در سایت بارها و فوتر های بلاگ‌مون آنها رو ترغیب به دنبال کردن ما در شبکه های اجتماعی کنیم و بتونیم با آنها ارتباط مون رو حفظ کنیم.فرضیه چهارم:وب سایت ما مخاطبان بالقوه متفاوتی دارد از افرادی که می خواهند آموزش ببینند تا افرادی که در آن حوزه مشغول به کار هستند و نیازهای دیگری دارند.قطعا نیاز ها، خواسته ها و توقعات هر کدوم از این افراد متفاوت هست و ما نمیتونیم یک لندینگ پیج و یک پیشنهاد رو به همه‌ی آنها نشون بدیم.یکی از کارهایی که سایت های مثل ما که مخاطبان سایت شان افرادی با نیاز های متفاوت هستند؛ می تونن برای افزایش نرخ تبدیل انجام بدن.ساختن لندینگ پیج های اختصاصی برای هر گروه از مخاطبان و با پیشنهاد و Tone of voice  های متناسب برای هر گروه از مخاطبان.فرضیه پنجم:صفحه نخست سایت ما، به شکل واقعا تو ذوق زننده‌ و زشتی طراحی شده و به هیچ عنوان قابلیت هدایت گری مخاطبان به مسیری که میخان رو نداره.عکس های به شدت بی کیفیت اسلایدر، در ناخودآگاه مخاطب حس بدی رو نسبت به سایت ایجاد میکنه.پس یک اسلایدر با طراحی زیبا که بتونه بازدید کننده ها رو به سمت هدفشون تا حد زیادی راهنمایی کنه؛ میتونه توی نرخ تبدیل تاثیر خیلی زیادی داشته باشد.به خصوص برای ما که صفحه نخست مون رو در تمام شبکه های اجتماعی گذاشتیم.تصویر مشتری عصبانیفرضیه ششم:در مسیری که مشتری هامون طی می‌کنند(در مقاله قبلی توضیح دادم) لندینگ پیج های اختصاصی ما یکی از مهم ترین صفحات ما در تبدیل هست.اول از همه باید ورودی که برای لندینگ پیج میفرستیم به صورت هوشمندانه تر و بیشتر باشه.ما میتونیم در وسط تمامی مقالات مون لندینگ پیج های مرتبط شون رو معرفی کنیم.بعنوان مثال اگر موضوع مقاله درباره‌ی رشته الکترونیک هست ما میتوینم در  آن مقاله لندینگ پیج آموزش تعمیرات موبایل رو تبلیغ کنیم.همینطور میتونیم در شبکه های اجتماعی مون مثل اینستاگرام به این صورت که در قالب چند استوری آنها رو تحریک می‌کنیم و سپس آدرس لندینگ پیج مون رو برای آنها بزاریم.خب ورودی ها رو فرستادیم به لندینگ پیج ها، حالا نوبت بهینه سازی نرخ تبدیل هست.چون محصولات ما جز محصولات آموزشی هست و همینطور قیمت‌شون هم خیلی پایین نیست . باید لندینگ پیجی طراحی کنیم که به طور کامل بتونه مشتری رو قانع کنه و به تمام دغدغه ها،سوالات و نگرانی هاش جواب کافی بده.بعنوان مثال یکی از متداول ترین نگرانی ها که ما توی افرادی که باهامون تماس می گیرند متوجه شدیم ترس از یاد نگرفتن و به تبع اون ترس از اینکه نتونن وارد بازار کار بشن.ما باید ترس ها ،نگرانی ها ، سوالات پر تکرار و مهم و دغدغه های مخاطبمون رو شناسایی کنیم و در لندینگ پیج بتونیم جوابی کامل به آنها بدهیم.همینطور یک چت آنلاین باید بزاریم در لندینگ برای اینکه کاربر اگه هر سوالی داشت بتونیم سریع جوابش رو بدیم.لندینگ پیجفرضیه هفتم:اگر شما بخاید چیزی رو از کسی بخرید یا در دوره آموزشی شرکت کنید اما بین چند گزینه گیر کردین.به آموزشگاهی راحت تر اعتماد می کنید که نظرات مثبت زیادی درباره آن وجود داره؟! یا آموزشگاهی که هیچ نظری راجب خودش رو منتشر نکرده؟!قطعا جواب گزینه اول هست. ما باید در لندینگ پیج ها قسمتی رو اختصاص بدیم به نظر افرادی که در دوره های ما شرکت کردن؛ میتونه به صورت ویس یا ویدئو باشه.همینطور میتونیم تعداد کارآموزهایی که تا به حال از پیش ما فارغ تحصیل شدن رو در لندینگ اعلام کنیم، تا بتونیم بیشتر اعتماد مخاطب رو جلب کنیم.فرضیه هشتم:با توجه به مسیر مشتری که ترسیم کردم(در مقاله قبلی)، مشتری ها بعد از دیدن لندینگ پیج تماس خواهند گرفت برای دریافت اطلاعات بیشتر.دکمه تماس یکی از قسمت های مهم توی لندینگ پیج هست که باید با رنگ بولد و متفاوت از رنگ پس زمینه باشد همینطور باید برای افرادی که با موبایل در حال بازدید از لندینگ پیج هستند، قابلیت تماس با ضرب زدن رو داشته باشد.فرضیه نهم:استفاده از کال تو اکشن(CTA) های سود گرا. استفاده از کال تو اکشن هایی که سود و منفعتی که مخاطب قراره بهش برسه رو خیلی زود متوجه بشه.بعنوان مثال بجای کال تو اکشنی با این متن &quot; ثبت نام در دوره آموزشی&quot; میتونیم از کال تو اکشن &quot; میخام تعمیرکار شم&quot; استفاده کنیم.CTAفرضیه یازدهم:بیش از 80 درصد ورودی های سایت ما از بلاگ مون هست.قطعا کار اشتباهیه اگر به پر ترافیک ترین کانال‌مون توجه‌ای نکنیم؛ بلاگ ما محتوای خوب و کاربردی داره اما خب خیلی از مطالبمون با ساختار متنی درستی نوشته نشده یا با گذشت الان نیاز به آپدید داره. باید کل بلاگ مون رو بررسی کنیم و تمامی محتوا هایی که از ساختار نوشتاری درستی ندارند رو اصلاح کنیم. میتونیم از پر ترافیک ترین بلاگ ها شروع کنیم.یکی دیگه از اشکالات بلاگمون استفاده نکردن از عکس های درست و با کیفیت هست که باعث از بین رفتن جذابیت بلاگ و سایت‌مون شده.مرحله چهارم:خب تا اینجا یک سری فرضیه هایی برای بهبود نرخ تبدیل رو گفتیم، هر چند که بهبود نرخ تبدیل یک فرایند هست که باید به صورت دائمی پیگیری شه.حالا که فرضیه ها رو مطرح کردیم شاید این سوال برامون پیش بیاد که از کجا باید شروع کنیم؟!فرضیه ها رو چطور اولویت بندی کنیم:یک روشی که در یک از سایت های منبع گفته بود بنظرم راهکار خوبیه واسه این سوال.امتیاز دادن بر اساس سه پارامتر:راحتیتاثیر گذاریپر ترافیک بودنبا امتیاز هایی که با این 3 پارامتر به فرضیه های مختلف میدیم؛ میتونیم بفهمیم که از کدوم یکی از این فرضیه ها شروع کنیم.فرضیه پنجم:خب حالا نوبت تست کردن فرضیه هاس. هر کدوم از این فرضیه ها رو باید با A/BTest مشخص کنیم که واقعا تاثیری در بهبود نرخ تبدیل داشته ؟! اگر داشته با نرخ تبدیل قبل از اجرای فرضیه‌مون (که در مرحله دوم به دست اوردیم) مقایسه می کنیم. تا ببینیم که آیا واقعا ارزش هزینه‌ی که کردیم رو داشته یا نه؟!!نتیجه گیریتو این مقاله سعی کردم اون کارایی که به صورت عملی برای بهبود نرخ تبدیل سایتی که براش کار میکنم براتون توضیح بدم.از شروعش که ترسیم سفر مشتری بود تا آخر که ارزیابی کردیم.ممنون که تا پایان مقاله همراه م بودید، بهم انرژی میدید اگر نظر مثبت یا انتقادی تون رو برام در کامنت ها بزارید.راسی این مقاله بخشی از تمرین من در دوره آموزش آنلاین دیجیتال مارکتینگ در سایت mydmc بود.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Mar 2022 10:24:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراحل مشخص کردن KPI  کسب وکار من</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-kpi-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-mry5xawhwmdp</link>
                <description>سلام من امیرحسین سنایی هستم؛ برای کسب‌وکاری که در آن کار می‌کنم و همین‌طور برای تمرین دوره‌ی آموزش آنلاین بازاریابی دیجیتال MYDMC.قیف فروش و kpi سایت رو مشخص کردم و تصمیم گرفتم با شما به اشتراک بزارم.(البته نتونستم از کسب وکار اسمی بیارم اما حوزه کسب وکار مربوط به آموزش های الکترونیکی هست)برای اینکه بتونم معیار های کلیدی کسب وکار یا همون kpi رو به درستی انتخاب کنم، اول اهداف سازمانی و عملیاتی رو مشخص کردم و بعد از اون مسیر سفر مشتری رو برای منبع درآمدی‌های متفاوتی که داریم ترسیم کردم؛ سپس kpi ها رو طبق اهداف و مسیر مشتری کسب‌وکار تعیین کردم.اهداف سازمانی:سازمان سه جریان درآمدی دارد:1.تربیت و آموزش کارآموز:1.5 برابر کردن تعداد کار آموزهای ثبت نامی نسبت به سال پیش در همان ماه؛ تا 3 ماه آینده.2.فروش لوازم و فایل های آموزشی:رساندن فروش ماهانه بین 10-20 میلیون تا 3 ماه آینده.3.فروش ابزارآلات:فعلا فقط برای افرادی که پیش ما آموزش می بینند بازاریابی می کنیم.3.افزایش درآمد از یوتیوب:ماهی 10- 20میلیون یا 670 یورو تا سه ماه آینده.(البته چون سابسکرایبر های نسبتا خوب و زیادی داریم این مبلغ رو زدم)اهداف در لایه اجرایی:1.لید کردن 5-10درصد بازدید کننده های سایت.2.لید کردن 10-20 درصد فالورهای اینستاگرام.2.1 افزایش نرخ تبدیل لیدها به مشتری.3.کار کردن روی نرخ تبدیل و بازدید کننده های لندینگ پیج.4. رساندن bonce rate به 20-30%.قیف فروش آموزشگاه:قیف فروش محصولات آموزشی:قیف فروش فروشگاه ابزار آلات:حالا با مشخص کردن اهداف و مسیر مشتری خیلی راحت میتونم kpi هایی حیاتی سایت که برای کسب وکار خیلی مهمه رو مشخص کنم. ها Kpi در لایه سازمان:1.میزان فروش هر ماه نسبت به ماه گذشته.(برای تمام اهداف جدا جدا حساب می شود)2.تعداد تماس برای ثبت نام دوره آموزشی، برای استعلام هزینه قیمت. ها KPI در لایه اجرایی:1.site traffic: lead Ratioچند درصد از ترافیک سایت تبدیل به لید میشن2.social media traffic(and conversion rates)ترافیک شبکه های اجتماعی و نرخ تبدیل‌شون· کانورژن ریت نرخ تبدیل دایرکت ها.· کانورژن ریت نرخ فالورا.· کانورژن ریت استوری های.3.lead-to-customer ratioچند درصد از لید ها رو تونسیم به مشتری تبدیل کنیم؟!4.landing page conversion rate and visitorنرخ تبدیل صفحات لندینگ پیج.5.میزان )CACهزینه جذب هر مشتری) و نرخ تبدیل هر کمپین رو محاسبه می کنیم.6.تست کردن مارکت پلیس ها و پلتفرم های مختلف از نظر مقدار فروش در هر کدوم7. کاهش bounce rate، افزایش ریتارگیتینگ ویزیتور، افزایش AVGبهبود قیف فروش آموزشگاه:طبق شکلی که بالا کشیدم مسیر احتمالی هر کاربر برای تبدیل شدن به مشتری به ترتیب در کانال های مختلف متفاوت هست.حالا میتونیم باهم به ترتیب ایده هایی برای بهتر شدن نرخ تبدیل در هر گام از قیف فروش رو لیست کنیم.از اینستاگرام شروع میکنیم.مرحله اول:تولید محتوای کاربردی و جذاب برای جذب مخاطبین هدف.گذاشتن مسابقه های مختلف برای معرفی ما به دوستاشون.اینفئولنسر مارکتینگ و تبلیغات در پیج های هم حوزه.مرحله دوم:ساخت محتواهای آموزشی تعاملی.تعامل با مخاطبین از طریق استوری ها.جواب دادن به سوالات مطرح شده در کامنت ها و دایرکت ها.مرحله سوم:بهینه سازی محتوای لندینگ پیج و رفع نقاط درد و ابهام مخاطب.سایتمرحله اول:بهینه سازی سایت و تولید محتوا کاربردی و کاربر پسند و seo روی کلمات کلیدی کسب‌وکار.تبلیغ لندینگ پیج در لا‌به‌لای بلاگ،سایت بارها و به صورت فوتر.آپدید کردن محتواهای گذشته سایت.بقیه مراحل مانند نمونه قبل هست.توی مقاله بعدی به صورت مفصل تری راجب نرخ تبدیل، بهبود نرخ تبدیل و  CRO وب سایت باهم صحبت می‌کنیم.ممنون که وقت تون رو گذاشتید و تا آخر این مقاله با من همراه بودید.حتما نظر خودتون رو برام بزارید</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Thu, 10 Mar 2022 01:39:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی A/BTest در یک مثال واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-abtest-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-ashlsupqkfyq</link>
                <description>قطعا شما هم تا حالا تجربه چنین انتخاب سختی بین یک عالمه گزینه ها رو داشتید.زمانی ما به سختی انتخاب کردن پی می بریم که گزینه های زیادی رو ‌برای انتخاب کردن داشته باشیم. دقیقا مثل انتخاب غذا بین یک عالمه غذای خوشمزه.فرقی نداره مدیر هستید یا کارمند قطعا در طول کارتان با موقعیت‌های زیادی که باید بین این یا اون یکی را انتخاب کنید مواجه شدید.البته در خیلی وقت ها فقط این و اون نیست و پای صدها و هزارن گزینه دیگه در میان هست.مثال هایی از سوالاتی بین این یا اون که ممکنه برای شما هم پیش اومده باشد.در کسب وکارهای اینترنتی هم این اتفاق برای ما زیاد اتفاق میفتد بعنوان مثال:  نرخ تبدیل زمانی که رنگ غالب سایت سبز باشد بهتره یا آبی؟ آیا مخاطبان با لحن خودمونی ارتباط بیشتری میگیرن یا رسمی؟ بهتره که پول پست رو رایگان کنم یا اینکه محصول رو با قیمت کمتری بفروشم؟ و هزارن سوال دیگه.برای پیدا کردن جواب این نوع سوال ها که جوابش برای کسب وکارهای مختلف متفاوته(به خصوص در کسب وکارهای اینترنتی) از A/BTest استفاده می کنیم.ه A/BTestچیست؟  در واقع اگر بخام خیلی ساده بگویم A/BTest  یک آزمون عملی برای بدست آوردن و مقایسه تجربه مشتریانمون.به این صورت که شما یکبار A را امتحان می کنید یکبار هم B و با بدست آوردن نرخ تبدیل و معیار های مختلفی که دارید مقایسه می کنید که کدام بهتر است.بعنوان مثال شما مدیر یک فروشگاه اینترنتی لباس زنانه هستید می‌خواهید تعدادی از محصولات را در صفحه نخست سایت‌تون بگذارید اما نمی دونید که کدوم یکی از این دسته ها مورد استقبال بیشتری قرار می‌گیره.ارزون ترین ها رو بزارید؟ یا پرفروش‌ترین ها؟ یا جدیدترین ها؟ یا ترکیبی از همه‌ی این ها ؟ با آزمون A/BTest به راحتی می‌تونید تجربه و نرخ تبدیل(مثلا تعداد فروش) رو در حالت های مختلف با هم مقایسه کنید تا بتونید بهترین تصمیم رو بگیرید.خیلی نمی خام وارد تعریف A/BTest بشم و بیشتر در این مقاله قصد دارم که راجب مثال هایی برای گزینه های A/BTest در فروشگاه اینترنتی خودم با هم صحبت کنیم.اما پیشنهاد میکنم حتما سری به این منابع بزنید.vwo.comoptimizely.comwikipedia.orgcrazyegg.comقبل از A/BTest این رو حتما باید بدونید:قبل از اینکه بخایم اصلا راجب A/B Test فکر کنیم باید اول از همه قیف فروش یا مسیر مشتری کسب وکار مون رو بکشیم تا یک مسیر فرضی از مخاطب ایده‌ آل‌مون داشته باشیم. سپس باید نرخ تبدیل رو در هر یک از مراحل به دست بیاریم تا بتونیم گلوگاه‌های حساس رو شناسایی کنیم، تصویر زیر نمونه‌ای از تصویری هست که کاربران در فروشگاه اینترنتی من  و احتمالا در اغلب فروشگاه ها اینترنتی طی می‌کنند.بعد از تمام اینکارها ما میخایم برای بهبود نرخ تبدیل یا همون CRO اقدام کنیم.اونجا هست که ما فرضیه هایی رو مطرح می‌کنیم برای بهبود نرخ تبدیل مون در گلوگاه ها، برای اینکه متوجه بشیم کدوم یک از فرضیه‌ها و ایده‌ها تاثیری بیشتری بر بهبود نرخ تبدیل دارد ما به سراغ A/BTest می رویم.در این مقاله &quot;بهبود نرخ تبدیل&quot; به صورت کامل توضیح دادم؛ پیشنهاد می‌کنم حتما مطالعه کنید.هونطور که گفتم بدون داشتن قیف فروش یا مسیر مشتری و نداشتن نرخ تبدیل در تمامی مراحل ها، صحبت درباره‌ی A/BTest هیچ معنایی ندارد.گزینه های A/B Test کسب وکار من:این مسیر مشتری فروشگاه اینترنتی من هست،که با فلش های سبز و قرمز به ترتیب نرخ تبدیل و نرخ ریزش در هریک از مراحل رو نشون دادم(توضیح کامل در مقاله).در ادامه میخام درباره‌ی ایده های A/BTest برای فروشگاه اینترنتیم صحبت کنم.1.ایده A/BTest اولاولین قسمتی که بعد از اسلایدر در صفحه نخست وجود داره، جدیدترین محصولات است.A/Btest یی که در این مرحله قصد داریم انجام بدیم تست کتگوری های مختلف از محصولات هست، بعنوان مثال پرفروش ترین محصولات رو بزاریم یا محصولاتی که بیشترین تخفیف رو خوردن.با استفاده از A/BTest حالت های مختلف رو تست می‌کنیم و بعد از مقایسه نرخ تبدیل حالت های مختلف یکی از آنها را بعنوان بهترین حالت انتخاب می‌کنیم.2.ایده A/BTest دومهمونطور که می‌بینید هر کدوم از کالاهای ما در قسمت کتگوری با یک عکس منحصر به فرد هست و این ممکنه یک حالت بهم ریختگی رو به مخاطب میده.ایده ما برای A/BTest دوم دو این هست که هر کدوم از عکس های محصولات با یک حالت منظم مثل عکس پایین که عکس تمامی محصولات از نظم خاصی برخوردار هستند رو تست کنیم.3.ایده A/BTest سومهمونطور که می‌بینید محصولاتی که در یک ردیف وجود دارد 6 تا هست و ممکن است این شلوغی باعث شود که کاربران به همه‌ی ردیف توجه کافی نکنند و نتونن محصول مورد نظرشان رو پیدا کنند. ایده A/BTest سومی که قصد دارم انجام بدهم کمتر کردن تعداد محصولات در ردیف است. مانند شکل زیر  که تعداد محصولات در هر ردیف فروشگاه دیجی کالا و آمازون 3 و 4 هست.4.ایده A/BTest چهارماین ایده مربوط به زمانی هست که کاربر در قسمت product می‌باشد. در این قسمت ما یک سری توضیحات و اطلاعات مختلف درباره‌ی میدهیم. اما بهتره که با توجه به محصول و مخاطبامون لحن‌مون خودمونی باشه یا رسمی؟کوتاه وکاربردی توضیح بدیم بهتره یا بلند و مفصل؟آیا از عکس استفاده کنیم بهتره یا ویدئو یا هر دوش؟اینها سوالاتی هست که در بخش توضیحات محصولات باید با A/BTest حالت های مختلف بهش جواب بدیم.5.ایده A/BTest پنجمما در فروشگاه اینترنتی‌مون زیر هر محصول بخش محصولات مرتبط را قرار دادیم.اما آیا این باعث منحرف شدن مخاطب از مسیر فروش نمی‌شود یا برعکس منجر به فروش کالاهای بیشتر می‌شود؟این سوالی است که با A/BTest حالت ها و مقایسه نرخ تبدیل در دو حالت باید جواب آن را به دست بیاریم.6.ایده A/BTest ششمهر کاربر برای اینکه محصول مورد نظرش رو خریداری کنه باید فرایندی رو طی کنه از اضافه کردن در سبد خرید تا وارد کردن اطلاعات و پرداخت.خیلی از کاربران شاید در وسط این مراحل خسته بشن و طی کردن این همه راه حوصله شون رو سر ببره و کلا بیخیال بشن.همانطور که می بینید دیجی کالا و خیلی از فروشگاه های مطرح اینترنتی برای جلوگیری از این اتفاق، مسیری رو که کاربر باید برا رسیدن به هدفش طی کنه رو مانند مسیری به نمایش میزاره تا کاربر با دیدن این مسیر حس بهتری پیدا کنه و این حس رو پیدا کنه که فقط دو مرحله مونده تا تموم بشه و به هدفش برسه.نتیجه گیریصحبت از A/BTest به تنهایی هیچ فایده‌ای ندارد. A/BTest تنها بخشی از فرایند بهبود نرخ تبدیل یا CRO  است و اگر غیر از این باشد هدر دادن منابع هست.پس هدف اصلی ما افزایش نرخ تبدیل هست و تمام این کارها بخاطر این هدف هست.در نظر داشته باشید برای A/BTest این مراحل باید از حداقل کاربر مورد نیاز برای تست کردن برخوردار باشیم که برای وب سایت حدودا 10هزار نفر هست.توضیح بیشتر در مقاله &quot;بهبود نرخ تبدیل&quot;این بخشی از تمرین من برای دوره بازاریابی دیجیتال در دوره mydmc بود.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Fri, 12 Nov 2021 12:43:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آثار شگفت انگیز نرخ تبدیل (به همراه مثال واقعی)</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-czakujy6hlbp</link>
                <description>لحضه ای خودتون رو جای این کودک تصور کنید، با کلی شوق و ذوق کاسته تون رو پر از آب می کنید اما در عرض چند ثانیه تمامی زحماتتون به هدر میره.مهم نیست شما چقدر تلاش می‌کنید و آب بیشتری در کاسه تون می‌ریزید، در نهایت شما هیچ وقت به هدفتون نمی رسید.وضعیت خیلی از کسب وکار ها به خصوص کسب وکارهای اینترنتی هم دقیقا مشابه داستان این پسر بچه هست. کلی تلاش می‌کنند، هزینه های زیادی برای کسب وکارشون میکنن اما در نهایت هیچ وقت به هدفشون نمی‌رسند چون که ظرف آن ها هم پر از حفره هست.در واقع یکی از بزرگترین تفاوت های کسب وکار های موفق با کسب وکار های که ورشکست میشن دقیقا مربوط به همین موضوع ساده یعنی نرخ تبدیل است.بهبود نرخ تبدیل یا(conversion rate optimization )CRO چیست؟نرخ تبدیل در واقع نسبت تعداد افرادی که اقدام مورد نظر شما ( خرید،فالو، عضویت در خبرنامه و...) را انجام داده اند به کل بازدید کنندگان ضرب در 100 هست.فرض کنید که یک مغازه کفش فروشی دارید که روزانه 50 نفر وارد آن می‌شوند و 10نفر از این 50نفر از شما خرید میکنند. در واقع شما 10نفر از 50 نفر رو به خریدار تبدیل کرده اید.نرخ تبدیل مغازه‌ی شما = 10/50 *100=20درصد است. پس میتوان حدس زد که اگر شما نرخ تبدیل تان را مثلا از 20درصد به 30درصد بهبود بدید.خریداران شما از 10 به 15 مشتری تبدیل می شوند.همونطور که در مثال هم متوجه شدید بهبود نرخ تبدیل یا CRO فقط مختص کسب وکار ها و فروشگاه های اینترنتی نیست.همه چیز درباره ی نرخ تبدیل و بهبود نرخ تبدیل:در سایت های زیادی چون hubspot، optimizely ،moz ،crazyegg و neilpatel درباره‌ی چیستی و چرایی بهبود نرخ تبدیل یا CRO و روش اجرای آن به طور کامل صحبت شده است.(برای مطالعه کافیه روی اسم هاشون کلیک کنید. پیشنهاد میکنم که حتما مطالعه کنید)اما من نمیخوام دوباره تمامی اون تعاریف رو اینجا بنویسم در عوض میخوام در قالب یک case study ، فروشگاه اینترنتی خودم رو از تحلیل نرخ تبدیل تا ایده هایی برای بهبود نرخ تبدیل یا CRO رو در یک مقاله بیان کنم.بهبود نرخ تبدیل فروشگاه اینترنتی من:کسب وکار من هم مثل خیلی از کسب وکار های اینترنتی دیگه برای رسیدن به تبدیل اصلی(برای کسب وکار من فروش هست)، تبدیل های کوچک و بزرگ زیادی رو باید در مسییر طی کنه.(افرادی که دکمه اضافه شدن به سبد خرید رو میزنن یا افرادی که عضو خبرنامه می شوند و... جز همین تبدیل های کوچک هستند)پس برای اینکه گیج نشیم و بتونیم یک تحلیل خوب از نرخ تبدیل کسب وکارمون داشته باشیم بهتره از یک مدل استفاده کنیم. من از مدل مسیر حرکت مشتری که عادل طالبی در دوره بازاریابی دیجیتال معرفی کرده استفاده میکنم.اگر مسیر یک مشتری ایده آل فرضی رو بخام در فروشگاه اینترنت‌یم متصور شم، میتونم تصویری شبیه این تصویر باشه.این مسیر رو با استفاده از سایت canva ترسیم می‌کنم تا بتونیم راحت تر تحلیلش کنم.حالا یک مسیر احتمالی از افرادی که وارد فروشگاه می شوند و خرید می کنند، دارم.نوبت حساب کردن نرخ تبدیل ه هر کدوم از مراحل هست، با کمک گوگل آنالیتیکس نرخ ریزش و تبدیل هر یک از مراحل رو به دست میاریم تا بتونیم تشخیص بدیم که کجاها نرخ تبدیل پایینی دارم یا به عبارت دیگه کجاها نرخ ریزش یا حفره های بیشتری وجود داره و باید آن ها را بهبود بدیم.((تمامی اعداد فرضی هست))خب الان باهم تک تک مراحلی که بازدیدکنندها طی می کنن تا تبدیل به مشتری بشن رو طی می کنیم، همینطور دلیل های که موجب کاهش یا افزایش نرخ تبدیل میشوند رو بیان می کنیم.1.خانه(HOME)تقریبا اولین تصویری ذهنی که مخاطبان از سایت ما پیدا می کنند صفحه‌ی HOME هست.در اینجا میتونیم ورودی ها رو به دو دسته تقسیم کنیم:1.افرادی که به خاطر رفع نیازشان به سایت ما آمدن.2.افرادی که از سرکنجکاوی و یا به طور اشتباهی وارد سایت ما می شوند.کار ما با دسته اول هست،با نگاه کردن به مسیر مشتری ترسیم شده متوجه می‌شویم.که در این مرحله 30 درصد ریزش داریم. (اعداد نوشته شده به رنگ مشکی نشان دهنده‌ی ریزش می‌باشد.)برای بهبود نرخ تبدیل در این مرحله میتونیم از متخصصین UI برای بهبود نرخ تبدیل یا همون CRO کمک بگیریم، اما ایده‌هایی هم هست که میتوان با A/B test آنها رو پیاده کرد تا با آن ها نرخ تبدیل مان را بهبود بخشیم.ایده هایی برای بهبود نرخ تبدیل(CRO):1.گذاشتن اسلایدر جذاب و ترغیب کننده که بتواند مزیت رقابتی و تفاوت ما را به صورت خیلی ساده و صریح با رقبا بیان کنه قطعا میتونه تاثیری زیادی در بهبود تبدیل افراد در این مرحله داشته باشد.2.در بخش پیشنهادهای شگفت انگیز میتوانیم پرفروش ترین محصولات مان را بگذاریم یا پر تخفیف ترین محصولات‌مان را بگذاریم تا مانع از ترک صفحه شود.2.دسته بندی(category)همونطور که در عکس می بینید 200 نفر از این نقطه به صورت مستقیم بدون اینکه مراحل قبل رو طی کنن وارد قسمت کتگوری شدن،مثلا ممکنه با سرچ اسم محصول در گوگل به صورت مستقیم وارد این صفحه شده باشن.اما اتفاق ناخوشایندی که منو به فکر فرو میبره، نرخ ریزش 50 درصدی هست.(عدد مشکی رنگ)چرا 50 درصد افرادی که واردی صفحه کتگوری میشن بقیه مراحل رو ادامه نمیدن؟قطعا جواب قطعی رو باید با A/B Test مختص فروشگاه خودمان در بیاریم.اما بیاید ایده هایی که ممکنه به بهبود نرخ تبدیل یا CRO کمک کنه رو بیان کنیم(فراموش نکنید که اینها فقط در حد ایده هست و باید با A/Btest سنجیده بشه)ایده هایی برای بهبود نرخ تبدیل(CRO):1.گذاشتن فیلتر های مختلف برای تصمیم گیری راحت تر.در صفحه کتگوری ما فیلتر هایی برای دسته بندی محصولات نداریم و این ممکنه که مخاطب رو بین دریایی از محصولات غرق کنه و مخاطب از این سردرگمی خسته شه و صفحه رو ببنده. بعنوان مثال ما میتونیم فیلتر های مثل برند، قیمت، نوع محصول و... رو برای راهنمایی بیشتر به مخاطبان قرار بدهیم.همونطور که می بینید دیجی کالا با استفاده از فیلتر های مختلف تونسته خیلی خوب به مخاطباش در جهت تصمیم گیری برای محصول مورد نظرشون کمک کنه.2.درست کردن دسته بندی های مختلف، مشتریانی که از ما خرید می‌کنند برای نیاز های مختلفی خرید می‌کنند. بعنوان مثال در فروشگاه ما افرادی هستند که می خواهند برای آشپرخانه شان لوازم روشنایی بخرند،عده دیگری می خواهند برای دکوراسیون مغازه شان لوازم روشنایی بخرند. بهتر هست با درست کردن دسته بندی هایی مطابق نیاز های مشتریان مان به آنها در انتخاب بهتر و راحت تر کمک کنیم.3.گذاشتن عکس های جذاب و با کیفیت از محصولات، به خصوص در محصولات احساسی و حسی مثل خرید شال، لباس و... تاثیر بسازی دارد.3.محصول(Product)در این مرحله بازدید کننده روی یکی از محصولات کلیک کرده و وارد صفحه محصول شده.در این مرحله بازدید کننده با خوندن مشخصات محصول،دیدن عکس محصول،خوندن نظر کاربران و مقایسه قیمت محصول با سایر رقبا تصمیم می گیرد که محصول مورد نظر را بخرد یا نه؟نرخ ریزش 80 درصدی که در این مرحله وجود دارد کمی وحشت ناک است.برای بهبود نرخ تبدیل اول از همه باید دلیل ریزش رو شناسایی کنیم.با جمع آوری اطلاعات مختلف از گوگل آنالیتیکس و محاسبه و نظر سنجی از بازدید کننده ها میتوان دلایل نرخ ریزش 80 درصدی بازدید کننده ها رو شناسایی کرد و نرخ تبدیل رو با رفع دلایل شناسایی شده بهبود بخشید.اما بیاید باهم چند ایده برای بهبود نرخ تبدیل در این مرحله بدهیم.ایده هایی برای بهبود نرخ تبدیل(CRO):1.گذاشتن یک ویدئو بررسی کامل محصول و توضیح دادن تمام مزیت هایی که محصول میتونه برای خریدار به وجود بیاره. این کار میتونه خیلی به نرخ تبدیل مخاطبان کمک کنه.به چند دلیل:1.1 گذاشتن ویدئو بررسی، باعث افزایش ماندگاری افراد در سایت می شود و احتمال خریدشان بیشتر می شود.1.2 افراد به انسان ها و یک ارتباط انسانی تا یک سری نوشته اعتماد بیشتری می کنند.1.3 در متن شاید خیلی از ویژگی ها و مزیت های محصول قابل انتقال نباشه یا سخت تر باشه. اما در ویدئو انتقال مزیت های محصول و ایجاد احساس در مخاطبان خیلی راحت تر هست.2.آیا قیمت ما منصفانه هست،نسبت به قیمت رقبا منصفانه هست؟3.شاید در آن لحضه مخاطب سوالی در ذهنش داشته باشد که جوابش در توضیحات محصول نبوده، باید راه های ارتباطی راحت و سریع رو برایش مثل چت در واتساپ، چت آنلاین سایت گذاشته باشید.(البته با پاسخ گویی سریع)4.یکی از استراتژی ها برا فروش بیشتر قرار دادن امتیاز هر محصول در کنار آن محصول است. هچنین تاکید کنیم که این امتیاز رو خریدارن دادند.4.سبد خرید(Basked)خب کاربر تا اینجا از یکی از محصولات خوشش اومده و وارد سبد خریدش کرده اما تا زمانی که پول رو پرداخت نکنه کار تموم نشده.همونطور که میبنید در این مرحله 50% نرخ ریزش داریم.همونطور که قبل تر هم گفتم دلیل های مختلفی میتونه داشته باشه که حتما باید با بررسی و تحلیل از طریق برنامه هایی مثل گوگل آنالیتیکس یا مصاحبه با کاربران به آن دلایل رسید.اما بیاید ایده هایی که برای بهبود نرخ تبدیل در این مرحله داریم رو مرور کنیم.ایده هایی برای بهبود نرخ تبدیل(CRO):1.احتمالی که وجود دارد این است که خیلی از کاربران از محصول مورد نظر خوششان آمده و آن را وارد سبد خریدشان هم کردن و الان کلا یادشان رفته.ما می توانیم با ارسال یک SMS کد تخفیف برای کسانی که بیشتر از مثلا 2 روز از اضافه شدن محصول در فروشگاه شون میگذره و تسویه نکردن، نرخ تبدیل رو بهبود ببخشیم.5.ثبت نام(REG)منظور از REG، ثبت نام کردن یا در واقع همان مرحله‌ای که کاربر اطلاعات شخصی و آدرس مون رو وارد می کند.در این مرحله 33%ریزش داریم. شاید از خودمون بپرسیم خب این خوبه یا بده؟در واقع خیلی جواب دقیقی نداره اما جوابی که وجود داره هر نرخ تبدیل یا CRO ی که داشته باشیم، میتونیم آن را باز هم بهبود بدیم.ایده هایی برای بهبود نرخ تبدیل(CRO):1.خیلی از کاربران در این مرحله به خاطر ثبت نام های طولانی و اطلاعات خواسته شده غیر منطقی، در این مرحله با خرید خداحافظی میکنن.بعنوان مثال چرا من باید برای خرید یک تیشرت کد ملی م رو بدم؟ اگر هم دلیل واقعا مهمی داره پس بهتره توضیحی در کنارش برای کاربرامون بدیم.6.چک نهایی(Check out)در این مرحله کاربر با چک کردن اطلاعاتی که وارد کرده و قیمت محصول و هزینه پست دکمه تایید نهایی رو میزنه و به درگاه پرداخت بانکی وصل میشه. در واقع در این مرحله کاربر با خرید فقط یک قدم فاصله داره.کاربرانی که تا این مرحله آمدن فیلتر های زیادی رو رد کردن پس معلومه که انگیزه خرید بالایی دارند.نرخ ریزش در این مرحله مهم تر از هر مرحله دیگه ای هست چون کاربران در این مرحله به مراتب خیلی با انگیزه تر از دیگر کاربران در مراحل دیگه بودن.ایده هایی برای بهبود نرخ تبدیل(CRO):در این مرحله نمیشه به صورت کلی ایده هایی را مطرح کرد، در واقع باید با آنالیز و مصاحبه بتونیم دلیل رفتار کاربران رو شناسایی کنیم.1. گذاشتن پست رایگان در این مرحله میتونه به مخاطب حس یک خرید خوب بده و باعث انگیزه بیشتر اون برای زدن دکمه خرید بشه.7.پرداخت‌ یا بانکدر این مرحله کاربر ما وارد درگاه پرداخت اینترنتی شده در اینجا 3 حالت وجود داره:1.اوکی یا ok: مبلغ مورد نظر رو پرداخت کرده و خرید انجام شده.2.اوکی نشده یا NT ok: موفق به پرداخت مبلغ نشده و از صفحه درگاه پرداختی اینترنتی خروج پیدا می کنه، در این جا یا دوباره وارد درگاه پرداخت اینترنتی میشه یا وارد مرحله سه میشه.3.خارج شدن یا EXIT: در این مرحله به کلی از خرید منصرف میشه و صفحه رو میبنده.یکی دیگر از مراحلی که مثل مرحله ی CHECK OUT نرخ ریزش آن بسیار مهم هست مرحله BANK یا پرداخت می باشد.چون که کاربران این دو مرحله بعد از کلی طی کردن کلی مسیر به این مراحل رسیدن پس باید قدر آنها را بدانیم و نرخ تبدیل رو در این مراحل خیلی جدیی تر بگیریم.ایده هایی برای بهبود نرخ تبدیل(CRO):1. خیلی از کاربرها بخاطر ترس از لو رفتن اطلاعات یا فیشینگ، از خرید از فروشگاه های اینترنتی بخصوص از فروشگاه هایی که برای بار اول هست که می خواهند ازآن ها خرید کنند میترسیند.میتویند با گذاشتن نماد‌های اعتماد خود مثل اینماد و... احتمال پرداخت کاربران رو بیشتر کنید. همچنین اگر افراد زیادی تا به حال از شما خرید کرده اند می‌تونید تعداد کل افرادی که تا به حال از شما خرید کرده اند رو با نام مثلا 5 نفر آخر رو قبل از رفتن در صفحه درگاه پرداخت بزارید.طبق تئوری گله‌ای زمانی که بفهمند افراد زیادی یک کار رو قبل از آنها انجام داده اند،راحت تر قانع می‌شوند که آن کار را انجام بدهند.جمع بندیدر این مقاله سعی کردم براتون مدل مسیری مشتری رو که در دوره بازاریابی دیجیتال یاد گرفته بودم رو روی سایتم پیاده کنم، مدلی که نشون میده یک مخاطب ایده آل فرضی از لحضه ورود تا لحضه‌ی خرید (یا هر اقدام مورد نظر ما)چه مراحلی رو طی میکنه.سپس با استفاده از گوگل آنالیتکس نرخ تبدیل هر کدوم از این مراحل رو حساب کردیم تا بدونیم کجاها و چجوری باید نرخ تبدیل یا CRO مون رو افزایش بدیم.فراموش نکنید که فرضیه هایی که مطرح کردیم باید با A/B test تست بشود و سپس تصمیم گیری کنیم. در مقاله بعدی درباره A/B test درباره فرضیه های مختلف صحبت کردم.این نوشته بخشی از تمرین من در دوره آموزشی بازاریابی دیجیتال بود.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Oct 2021 22:16:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر قصد دیجیتال مارکتر شدن دارید در این دوره ها شرکت نکنید.</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-aft3ouozyuyd</link>
                <description>سردرگمی،نگرانی،استرس و اضطراب اولین حس هایی هست که با اولین سرچ &quot;آموزش دیجیتال مارکتینگ&quot;در گوگل و اینستاگرام و دیدن تنوع دوره ها با تنوع مدرسین دوره به شما حمله میکنه اما نگرانی نیازی نیست چون...نگرانی نیاز نیست چون فقط تعداد کمی از این دوره ها ویژگی یک دوره واقعا کاربردی دیجیتال مارکتینگ را دارند پس عملا نیازی نیست که بین صد ها یا حتی هزارن دوره مختلف یک دوره رو انتخاب کنید.تو این مقاله تمامی ویژگی های یک دوره خوب و کاربردی آموزش دیجیتال مارکتینگ و یک دوره بد و غیر کاربردی دیجیتال مارکتینگ رو به شما میگم تا با خیالی راحت تر تصمیم بگیرید که در چه دوره آموزشی برای دیجیتال مارکتر شدن شرکت کنید.اهمیت دیجیتال مارکتینگدیجیتال مارکتینگ در چندسال اخیر نه در ایران بلکه در کل جهان با سرعت عجیبی در حال پیش رفتن است.رشد صعودی دیجیتال مارکتینگ دلایل مختلفی داره از جمله اینکه مردم دیگر فقط نمی خواهند یک کالا را خریداری کنند، بلکه آنها می خواهند با برند آن کالا ارتباط برقرار کنند،به هر حال چرایی این قضیه موضوع بحث ما در این مقاله نیست.مهم این هست که روند آنلاین شدن کسب کار ها با سرعت در حال انجام شدن هست و این روند فرصت های شغلی زیادی رو(چه بعنوان کارآفرین،چه بعنوان کارمند) در دنیا و همینطور ایران به وجود آورده است.این روند بزرگ شغل های جذاب و پولساز زیادی رو به تازگی به وجود آورده که یکی از اصلی ترین آنها همین دیجیتال مارکتینگ(بازاریابی دیجیتال)می باشد.چرا برای یادگیری دیجیتال مارکتینگ باید در دوره دیجیتال مارکتینگ شرکت کنیم؟برای یادگیری دیجیتال مارکتینگ راه های زیادی وجود داره مثل کارآموزی،شرکت در دوره و بینار های رایگان،خواندن کتاب های مختلف و...اما این راه معایبی بزرگی دارد از جمله:زمان زیادی که باید جهت صحیح و خطا کردن صرف شه.مطالب به صورت جزیره ای می باشد و به صورت جامع و پیوسته نیست.ممکن است در کارآموزی بیشتر درگیر فعالیت های غیر از دیجیتال مارکتینگ شوید یا اطلاعات به صورت قطره قطره داده شود و فرایند آموزش را خیلی طولانی کنن. و...به همین جهت شرکت در یک دوره معتبر و کاربردی آموزش دیجیتال مارکتینگ به دلیل اینکه یک فرایند آموزشی پیوسته هست و نیازی به صحیح و خطا کردن ندارد، یکی از بهترین راه های موجود یادگیری بازاریابی دیجیتال می باشد.بهترین دوره آموزشی دیجیتال مارکتینگ کدام است؟خب رسیدیم به یکی از بزرگترین دغدغه‌های افرادی که می‌خواهند وارد دیجیتال مارکتینگ شوند و بازاریابی دیجیتال را به خوبی یاد بگیرند، یعنی انتخاب دوره آموزشی مناسب.اگر شما هم در این مرحله هستید و احساس سردرگمی می کنید، نگران نباشید شما تنها نیستید.من در ادامه تعدادی از ویژگی های یک دوره آموزشی کاربردی رو براتون لیست می کنم تا خیلی راحت بین دوره های مختلف تصمیم بگیرید.مهم ترین معیار ها برای انتخاب بهترین دوره دیجیتال مارکتینگ در ایراناگر می خواهید در یک دوره دیجیتال مارکتینگ کاربردی شرکت کنید حتما به داشتن این معیارها توجه کنید:1.مدت زمان دوره:معمولا مدت زمان دوره های مختلف از 50ساعت تا 200 ساعت است اما به این نکته توجه داشت باشید که دیجیتال مارکتینگ گستره زیادی از تکنیک ها، روش ها و ابزار های مختلف هست، قطعا نمیشه در یک مدت 1-3 ماه تمامی این موارد رو گفت مگر اینکه خیلی فشرده گفته شه یا از مطالبی زیادی رد شد .همانطور که همه ما می دانیم، یادگیری یعنی تغییر بینش شما، تغییر بینشی که منجر به تغییر رفتار شما شود.پس توصیه می‌کنم اگر به دنبال یادگیری و کسب در‌آمد از طریق بازاریابی دیجیتال هستید، سراغ دوره‌های 1-3 ماه نروید.2.پشتیبانی دوره به چه صورت است؟این که شما در حین گذراندن دوره سوال خاصی برای تان پیش نیاید احتمال کمی دارد اما هنگامی که در کسب وکار‌‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مختلف بعنوان بازاریاب دیجیتال مشغول ارزش آفرینی هستید، قطعا سوالات و ابهامات زیادی برای‌تان پیش می‌آید که نیاز دارید از یک فرد خبره و با‌تجربه مشورت بگیرید.قطعا شما در مسیر رشدتان به یک فرد خبره و با تجربه نیاز دارید تا سوال ها و ابهام های ذهن‌تان را حل کنید. پس حتما به مدت پشتیبانی دوره و کیفیت پشتیبانی دوره بعنوان یک پارامتر کلیدی خیلی دقت کنید.3.مدرس دوره کیست؟چند سوال مهم که باید قبل از شرکت در دوره جواب‌ش رو پیدا کنید:1.آیا تنها منبع درآمدی و شغل مدرس آموزش دادن است؟اگر اینطور هست به احتمال زیاد دوره به دلایل مختلف، دوره ی خوبی برای یادگیری نمی باشد.2.مدرس دوره چه کسی است؟بعد از دیدن اسم مدرس دوره سریعا اسم اون رو در گوگل همینطور هشتگ اسمش رو در شبکه های اجتماعی مختلف سرچ کنید و ببینید که درباره‌ش چه چیزهایی گفته شده است و  می‌شود.3.چند سال سابقه دارد؟متاسفانه خیلی از افراد با گذراندن یکی دو دوره‌ی آموزشی و خواندن چند کتاب خود را استاد و پدر یک حوزه معرفی می کنند، مراقب باشید که در دام این افراد نیافتید.مهم است کسی که به شما آموزش می‌دهد صحبت هایش از جنس تجربه و دانش باشه و نه فقط تکرار چند جمله‌ی که در کتاب ها خوانده است.4.در چه جاهایی؟ به چه عناوین شغلی سابقه کار داشته؟ و چه دستاوردهایی داشته؟ مهم است که بدانید که اصلا تجربه موفقیت آمیزی داشته یا نه.متاسفانه افراد زیادی به دلیل جذابیت و داغ بودن حوزه دیجیتال مارکتینگ ، با تجربه و دانش حداقلی پا به عرصه ی آموزش گذاشتند. پس به تعداد لایک ها،فالورها و... بعنوان پارامتری مهم برای تصمیم گیری نگاه نکنید و سعی کنید رزومه ی آن فرد را در در نظر بگیرید.4.سرفصل های دوره:همانطور که پیش تر گفتم دیجیتال مارکتینگ گستره زیادی از روش ها و ابزارهای مختلف است،پس حتما اگر در ابتدای راه هستید باید در یک دوره جامع شرکت کنید تا احاطه شناخت شما روی ابزارها و روش های مختلف بازاریابی آنلاین کافی و در حد یک دیجیتال مارکتر واقعی باشد.توجه داشته که در دوره های دیجیتال مارکتینگ شما مفاهیم مثل روش های بازاریابی، فروش، ارتباط و دسترسی به مخاطبان در فضای آنلاین رو باید بیاموزید پس سر فصل هایی مثل طراحی سایت یا برنامه نویسی ربطی به دیجیتال مارکتینگ نداره.یک نمونه از سر فصل های یک دوره قابل قبول:مبانی بازاریابی دیجیتالبهینه‌سازی فرآیندهای دیجیتال(بهینه سازی برای موتورهای جستجو)سئوبازاریابی محتوایی و فرمت‌های محتوابازاریابی ویدئویی یا  Video Marketingبازاریابی با فایل‌های صوتی و پادکستبازاریابی پیامکیبازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگبهینه‌سازی نرخ تبدیل در کسب و کارهای  آنلاینفرآیندهای  A/B Testingبازاریابی در شبکه‌های اجتماعیتبلیغات در رسانه‌های دیجیتال و رپورتاژ آگهیتبلیغات کلیکی و انواع آنتبلیغات در گوگل - گوگل‌ادزموضوعات مدیریتی مرتبط با کسب و کار آنلاینموضوعات حقوقی مرتبط با کسب و کارهای آنلایناستراتژی در کسب و کارهای آنلاینشما بعنوان یک دیجیتال مارکتر باید با تمامی این سرفصل‌ها آشنایی داشته باشید اما نیازی نیست که در تمام این سرفصل ها متخصص شوید، در واقع شما باید در یک تا چند‌تا از سرفصل های زیر خود را عمیق و متخصص کنید.(بهینه سازی برای موتورهای جست وجو)سئوتبلیغات در گوگل (گوگل‌ادز)بازاریابی متحواییکپی‌رایتینگ (موثرنویسی/اثربخش نویسی)شبکه‌های اجتماعیطراحی، اجرا، تحلیل و بهینه‌سازی کمپین‌های تبلیغاتیهیچ دیجیتال مارکتری نیست که بتواند ادعا کند که در تمامی سرفصل های که یک دیجیتال مارکتر نیاز دارد متخصص است و اگر چنین ادعایی کند احتمالا کذب است.پس مراقب باشید اگر دوره ای که می خواهید در آن ثبت نام کنید فقط توسط یک نفر تدریس می شود به احتمال قوی دوره کاربردی نخواهد بود.5.اگر می خواهید پولدار شوید در این دوره شرکت کنید:متاسفانه ما سیل زیادی از افرادی رو داریم که به صرف شنیدن موفقیت چند نفر سریع می خواهند وارد آن حوزه شوند و در مدت کوتاهی به موفقیت برسند، سیل هایی مانند بورس، استارت آپ ها، ارزهای دیجیتال و...کمی تکراری هست اما واقعیت دارد &quot;هیچ موفقیتی یک شبه نیست&quot; یا حداقل بیش از 95درصد موفقیت ها یک شبه نبوده و نیست.قطعا دیجیتال مارکتینگ هم مانند هر کار دیگه‌ی برای متخصص شدن، نیاز به زمان و تلاش مستمر دارد.پس اگر  به صرف پولدار شدن دارید به سمت دیجیتال مارکتینگ می آید شاید بهتر باشه کمی بیشتر فکر کنید و با چند نفر از افراد خبره این حوزه  مثل آقای عادل طالبی، علیرضا کاظم زاده، هادی مرادی، صحبت کنید همینطور دوره ای آموزشی که به شما وعده پولدار شدن در مدت کوتاهی داده احتمالا دوره ای نیست که بتونید روش حساب باز کنید.6.شبکه سازی:تعدادی زیادی از مدیران کسب وکار های آفلاین و آنلاین در دوره های آموزشی دیجیتال مارکتینگ شرکت می کنند، اغلب آنها برای تکمیل نیرو انسانی کسب وکارهایشان یا کسب وکاریی که اداره می‌کنند از همین شبکه سازی هایی که با افراد مختلف در دوره های مختلف کرده اند استفاده می کنند.پس یکی از ویژگی هایی که اگر دوره ای داشته باشد میتوانید آن را بعنوان یک مزیت بزرگ نگاه کنید،داشتن قابلیت شبکه سازی با دیگران در دوره هست.7.حل تمرین و بررسی آن:فکر کنید شما تمام تئوری ها رو به خوبی بلد باشید اما زمانی که بعنوان دیجیتال مارکتر در شرکتی کار می کنید هیچ کاری را به صورت عملی نتوانید انجام بدهید.چه کسی به حرف های‌تان اهمیت می‌دهد زمانی که هیچ کدوم از آنها را به صورت عملی نتوانید پیاده کنید؟ درسته هیچکس. پس به یاد داشته باشید که کنار یادگرفتن تئوری ها باید تجربه کار عملی هم داشته باشید تا در کسب وکارها و پروژهای واقعی به مشکل نخورید.8.مدرکی که دوره ارائه می کند:کشور ما پر شده است از مدرک به دستان نابلد،اهمیت مدرک دیگر مثل سابق نیست و کسب وکار ها به توانایی های شما توجه می کنند به خصوص در حوزه های مثل گرافیک، دیجیتال مارکتینگ، طراحی سایت و کارهای فنی دیگر مدرک داشتن هیچ اهمیتی ندارد.نتیجه گیریاول از همه براتون آرزوی موفقیت می کنم و تبریک میگم که در جهت توسعه و رشد شخصی خودتون هستید.دقت کنید که دوره های دیجیتال مارکتینگ زیادی وجود داره اما تعداد اندکی از آنها به معنای واقعی یک دوره دیجیتال مارکتینگ(بازاریاب دیجیتال)واقعی می باشد.در آخر هم اگر بخام یک دوره رو بهتون پیشنهاد بدم، دوره ای هست که در حال حاضر خود کارآموز آن هستم.دوره بازاریابی دیجیتال عادل طالبی. اگر تمایل به شرکت در این دوره داشتید میتونید با  زدن کد t36248    15 درصد تخفیف بگیرید.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Sep 2021 01:41:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معیارهای کلیدی کسب وکار من:</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-rxji5sdmjrkc</link>
                <description>KPIاین مطلب جز تکلیف من در دوره ی بازاریابی دیجیتال عادل طالبی می باشد.سلام من امیرحسین سنایی هستم و یک فروشگاه اینترنتی در زمینه وسایل روشنایی دارم.در این مقاله قصد دارم kpi هایی که در شروع برای فروشگاه اینترنتیم چیدم رو با شما در میان بگذارم.هدف سازمانی :رسیدن به فروش 3-5 میلیون تا یک سال آینده و تبدیل شدن به برندی که هر کسی که تا حالا از ما محصولی خریده باشد بتواند آن را توصیه کند.هدف عملیاتی:برای رسیدن به این اهداف طبق برآوردی که داریم باید این اقدامات رو انجام بدهیم:1.رسیدن به 4 هزار فالور در اینستاگرام با نرخ اینگیجمنت بالا تا یک سال آینده.2. بهبود سئو فروشگاه روی اکثر کلمات و عبارات کلیدی در یک سال آینده.3.حضور فعال در پلتفرم های واسط.4.حفظ ارتباط با مشتریان با پرسیدن تجربه‌ی آنها از خرید و ارائه کد تخفیف برای خرید های بعدی دوستانش؛ بازگشت به خرید 20-30 درصد از مشتری ها در یک سال آینده.کسب وکار من KPI:1.نرخ تبدیل بازدید کننده به فروش هر ماه.2.میزان فروش از طریق پلتفرم های واسط  نسبت به ماه گذشته.(single layer&amp;multi layer)3.نرخ تبدیل فالور به مشتری.4.درصد افرادی که از کد تخفیف های ارسالی استفاده کردن نسبت به افرادی که استفاده نکردن.5.میزان درصد بالا بودن در کلمات و عبارات کلیدی به نسبت کلمات و عباراتی کلیدی که در آن بالا نیستیم.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Sun, 26 Sep 2021 14:30:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیف فروش فروشگاه اینترنتی من</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%D9%82%DB%8C%D9%81-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%86-kdij7j0vvutn</link>
                <description>این مطلب جز تکلیف من در دوره ی بازاریابی دیجیتال عادل طالبی می باشد.سلام من امیرحسین سنایی هستم و یک فروشگاه اینترنتی در زمینه وسایل روشنایی دارم.قیف فروش یکی از ملزومات هر کسب وکار هست تا بتونه یک تصویر کلی از فرایندهای که یک فرد غریبه طی می کنه تا تبدیل به مشتری شه رو برای اداره کسب وکار به وجود بیاورد.هر چند تا به امروز اصلاحات زیادی در قیف فروش صورت گرفته است اما در این مقاله قصدی برای اشاره به آنها ندارم.قیف فروش کسب وکار من:1. آگاهی2. رفتن صفحه محصولات و چک کردن محصولات موجود3. چک کردن قیمت محصولات موجود با فروشگاه های دیگر4. تحقیق و کسب اطلاعات درباره ی برند محصول5. اقدام به خرید6. رضایت از خرید و توصیه به دیگران یا خرید مجددکارهای که در مرحله اول باید انجام شود: تولید محتوای کاربردی در شبکه های اجتماعی. کار کردن روی سئو سایت. تبلیغات(اینفئولنسر مارکتینگ،تبلیغات بنری،رپورتاژ و...)کارهایی که باید در مرحله دوم انجام دهیم: چک کردن مداوم و هر روز موجودی محصولات. اطمینان پیدا کردن از سرعت و بهینه بودن برگه صفحه محصولات.کارهایی که در مرحله سوم باید انجام شود: زیر نظر داشتن قیمت رقبا. عضو شدن در پلتفرم هایی مقایسه ای مثل ترب.کارهایی که باید در مرحله چهارم انجام شود: گذاشتن اطلاعاتی از برند محصول برای اطمینان هر چی بیشتر مخاطب.کارهایی که باید در مرحله پنجم انجام شود: اطمینان از سالم بودن درگاه پرداخت.کارهایی که باید در مرحله ششم انجام شود: حفظ ارتباط با مخاطب پس از خرید از طریق ایمیل و شبکه های اجتماعی. درخواست از مشتری برای گذاشتن نظرش در وب سایت و دادن کد تخفیف بعنوان هدیه. اختصصاص دادن کد معرفی به هر یک از مشتریان.ممنون از وقتی که گذاشتید.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Sep 2021 16:44:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیست ابزارهایی که یک دیجیتال مارکتر نیاز دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@ahsanaei/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-r5xoilehisxh</link>
                <description>ابزارآلات دیجیتال مارکترطبق تعریفی که آقای طالبی برای بازاریابی دیجیتال کردند((انتخاب و استفاده هوشمندانه و خلاقانه از ابزارهای در دسترس دیجیتال برای رسیدن به اهداف بازاریابی)) می توان  گفت که در واقع وظیفه یک دیجیتال مارکتر یا بازاریاب دیجیتال اول از همه انتخاب ابزارهای درست متناسب با منابع و اهداف کسب وکار هست.پس یک بازاریاب دیجیتال(دیجیتال مارکتر)باید تمامی ابزارها رو بشناسه تا بتونه بر اساس منابع و اهدا کسب وکار از ابزارهای مناسب استفاده کنه.بخاطر همین من تو اینترنت چرخیدم و لیستی از ابزارهای مورد نیاز بازاریاب دیجیتال رو جمع آوری کردم البته که کامل نیست اما خیلی هم ناقض نیست،همچنین در آخر منابع هم زدم که اگر دوست داشتین بیشتر راجب ش بخونید بتونین پیداش کنین.1.ابزارهای ایمیل مارکتینگایمیل جز اون ابزارهایی هست که هنوز با گذشت این هم سال از تاسیس ش کاربرد خودش رو حفظ کرده،شاید حالا درسته نوع کار کرد کمی متفاوت شده باشه اما هنوز هم خیلی از افراد ازش استفاده می کنن.همینطور تقریبا همه ی فروشگاه ها و وب سایت های اینترنتی هم از این ابزار کاربردی برای ارسال خبرنامه،فاکتور،پشتیبانی،پیام های تبلیغاتی و... استفاده می کنند.در ادامه چندتا از ابزارها رو برای ارسال ایمیل و ایمیل مارکتینگ رو با هم مرور می کنیم.نجوا:نجوا یک سرویس ایرانی ارسال ایمیل انبوه و پوش نوتیفیکیشن است که متعلق به گروه یکتانت هست. نجوا رابط کاربری خوب، امکان تست A/B، زمان‌بندی ارسال و دسته‌بندی کاربران دارد.هزینه: پنل پایه این سرویس با امکان ارسال ۳ هزار ایمیل در ماه رایگان است. پلن‌های قیمت بالاتر از ۴۵۰ هزار تومان در ماه شروع می‌شود.پاکت:یکی دیگر از ابزارهای ایمیل مارکتینگ ایرانی پاکت هست که مال  گروه کاموا هست. پاکت امکاناتی مثل امکان A/B تست، قالب‌های آماده، اتوماسیون بازاریابی و دسته‌بندی مخاطبان دارد.هزینه: از 200هزارتومان در ماه شروع می شود.2.ابزارهای تحلیل وب سایت و بازدید کنندهقطعا بعد از اجرا کردن هر حرکتی روی وب سایت مون یا برای وب سایت مون باید باید ببنیم کاری که کردیم چه نتیجه ای داشته؟ یا اصلا نتیجه ای داشته یا نه؟ پس اینجا ابزارهای تحلیل وب سایت و بازدید کننده به کمک مون می آن تا بفهمیم که اشتباه زدیم یا چی؟Google Analytics:مهمترین ابزار تحلیل وب سایتی که هر وبمستری باید بلد باشه قطعا گوگل آنالیتیکس هست.با این ابزار می‌تونید رفتار کاربران در وبسایت، بازدیدها، میزان ورودی از منابع مختلف، کمپین‌های تبلیغاتی، موقعیت جغرافیایی و خلاصه هرچیزی که مربوط به تحلیل و رصد کاربران خود نیاز دارید را به بیارید.هزینه: سرویس آنالیتیکس رایگان است اما برای وبسایت‌های بزرگ که خدماتی فراتر از سرویس معمولی نیاز دارند Analytics 360 معرفی شده که هزینه ۱۵۰ هزار دلار در سال دارد. البته برای اغلب وبسایت‌ها سرویس رایگان امکاناتی فراتر از نیاز دارد.گوگل تگ منیجر:گوگل آنالیتیکس بدون گوگل تگ منیجر کاربرد زیادی ندارد. آنالیتیکس به تنهایی نمی‌تواند آمار تمام اتفاقاتی که در وبسایت می‌افتد و جزئیات رفتار کاربران را ثبت و گزارش کند.اینجاست که تگ منیجر به عنوان یک واسطه بین سایت و آنالیتیکس وارد می‌شود. با ایجاد تگ‌های مختلف در این سرویس می‌توانید اطلاعات کوچکترین اتفاق مثل کلیک روی دکمه را به آنالیتیکس بفرستید.متریکس:متریکس یکی از ابزارهای دیجیتال مارکتینگ ایرانی است که در این زمینه کمک بسیاری به استارت‌آپ‌ها می‌کند. متریکس به عنوان یک ابزار تحلیلگر شخص ثالث(Third Party)، تلاش می‌کند تا نتایج کمپین‌ها در هر یک از کانال‌ها و شبکه‌های تبلیغاتی را به صورت گزارش‌هایی شفاف و قابل فهم به تبلیغ‌دهندگان ارائه دهد. عملکرد این سرویس‌های شمارنده به دور از قضاوت و به صورت کاملاً بی‌طرف است؛ بنابراین می‌توانید به این شمارنده (Tracker) مثل تمام سرویس‌های مشابه بین‌المللی اطمینان کنید.قیمت: از 180هزارتومان شروع می شود.3.بهترین ابزارهای سئو(seo) بخش بزرگی از کار دیجیتال مارکترها جذب مشتری از طریق موتورهای جستجو به ویژه گوگل است. ابزارهایی که در این بخش معرفی کردیم مهمترین موارد در سئو و بهینه‌سازی سایت هستند.گوگل سرچ کنسول:سرچ کنسول ابزاری است که حضور وبسایت‌ها در نتایج جستجوی گوگل را رصد و عیب‌یابی می‌کند. با سرچ کنسول می‌توانید ببینید کاربران با جستجوی چه کلیدواژه‌هایی به سایت شما وارد می‌شوند، رتبه صفحات شما در نتایج جستجو چطور است و در کل وبسایت شما از نظر گوگل در وضعیت مناسبی هست یا نه.هزینه: رایگان.ماز(moz) :ماز مجموعه‌ای از خدمات رایگان و غیررایگان برای سئو و تحلیل رقبا است. با ابزارهای رایگان ماز می‌توانید برخی کارها مثل تحقیق کلیدواژه، بررسی بک‌لینک‌ها و ... انجام دهید. خدمات اصلی و قدرتمند ماز در حالت غیر رایگان (MOZ Pro) ارائه می‌شود.هزینه: بعضی خدمات رایگان هستند و سرویس Pro از ۹۹ دلار ماهانه شروع می‌شود.افزونه Yoast seo:افزونه یوست مخصوص سیستم‌ مدیریت محتوای وردپرس است و هر صفحه را از نظر کلیدواژه، لینک‌های داخلی یا خارجی و رعایت نکات سئو بررسی می‌کند.هزینه: در نسخه رایگان امکانات اولیه و ضروری قابل استفاده است. هزینه نسخه غیررایگان ۱۹۹ دلار در سال است.اسکیما:کدهای اسکیما کدهایی برای نشانه‌گذاری صفحات با هدف درک شدن توسط موتورهای جستجو و نمایش محتوا در قالب‌های خاص است. مثلاً با کد اسکیما به گوگل می‌گویید این مقاله درباره ابزارهای دیجیتال مارکتینگ است. گوگل هم با این کد می‌فهمد این یک راهنما در حوزه بازاریابی است. تنوع کدهای اسکیما زیاد و در حال اضافه شدن است.وقتی از این کدها استفاده کردید، باید مطمئن شوید که از نظر گوگل قابل شناسایی است. اگر کدها درست جاگذاری نشده باشند یعنی گوگل هم نمی‌تواند آن را تشخیص دهد. به همین دلیل گوگل ابزاری را برای تست اسکیما ساخته است.mobile friendly test:بعد از به‌روزرسانی الگوریتم Mobile First Index در موتور جستجوی گوگل، گوگل به وبسایت‌‌های سازگار با صفحات موبایل رتبه بالاتری داد. بهینه‌سازی وب برای موبایل راهکارهای متنوعی مثل ریسپانسیو کردن دارد. برای اطمینان از این که وبسایت شما از نظر گوگل برای موبایل‌ها مناسب است، می‌توانید از ابزار  mobile friendly test استفاده کنید. کافی است آدرس صفحه دلخواه را وارد کنید و بعد از تست ایرادهای احتمالی را برطرف کنید.هزینه: رایگانابزارساخت لینک UTM:بهترین روش برای این که لینک‌های خود را رصد کنید، تعداد کلیک‌ها، منبع کلیک و نوع لینک را بدانید، استفاده از لینک‌های یو تی ام است. این لینک‌ها علاوه بر آدرس معمولی، اطلاعاتی اضافی دارند که در ابزارهایی مثل گوگل آنالیتیکس قابل شناسایی است.بعنوان مثال اگر به دو اینفلوئنسر تو اینستاگرام تبلیغات دادین توی گوگل آنالیتیکس فقط میزنه n تا مخاطب از اینستاگرام اومده اما با لینک های UTM دیگه به ریز اطلاعات دسترسی دارید و می تونید بفهمید که از هر اینفلوئنسر چند نفر اومدن.آدرس: ابزار ساخت لینک UTM نوینآدرس: ابزار ساخت یو تی ام گوگل4.ابزارهای مدیریت و تحلیل شبکه های اجتماعی:وقتی بخواهید چندین شبکه اجتماعی را همزمان مدیریت کنید کارتان خیلی سخت می‌شود.ابزارهای مدیریت شبکه‌های اجتماعی دقیقاً با همین هدف ساخته شدند تا به راحتی بتوانید چندین پروفایل را در شبکه‌های اجتماعی مختلف همزمان مدیریت کنید. بعضی از این سرویس‌ها امکان تولید محتوای سریع هم دارند و بعضی فقط ابزاری برای آمارگیری و تحلیل پیشرفته هستند.نوین هاب:نوین‌هاب سرویس ایرانی مدیریت شبکه‌های اجتماعی است. پلتفرم نوین‌هاب به شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های مختلفی مثل اینستاگرام، تلگرام، توییتر، یوتیوب، پیام‌رسان بله، گپ و ... متصل می‌شود. می‌توانید پست‌های خود را زمانبندی کنید و آمار پیشرفت هرکدام را زیر نظر بگیرید همینطور کسب وکار های بزرگ زیادی مانند تیز لند از این سرویس استفاده می کنند.هزینه: از 49هزارتومان ماهانه شروع می شود.اینفلوئنسر مارکتینگ:در این پلتفرم‌ها شما می‌توانید به خوبی اینفلوئنسر مارکتینگ انجام دهید و با توجه به موضوع تبلیغ موردنظر خود، با اینفلوئنسر مناسب ارتباط برقرار کنید و تبلیغات خود را به دست میلیو‌ن‌ها کاربر در فضای شبکه‌های اجتماعی برسانید.ابزارهای موجود قابل استفاده در زمینه تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی عبارت‌ اند ازتگرو:این ابزار ایرانی در شبکه های اجتماعی مختلفی(تویئتر،پادکست ها،اینستاگرام و...) اینفلوئنسردارد.هزینه: بستگی به نوع خدمات دارد.5.ابزارهای تست سرعت وبسایتهرچه سایت تان سریع تر باشد احتمال موندن کاربران و رفتن آنها به جاهای مختلف وب سایت بیشتر است؛همچنین گوگل به سایت های که سرعت بالاتری دارند رتبه بالاتری می دهد.Gtmetrix:یکی از معروف‌ترین ابزارهای سنجش سرعت سایت جی‌تی‌متریکس است. با جی‌تی‌متریکس می‌توانید گزارش کاملی از بارگذاری بخش‌های مختلف هر صفحه از وبسایت و عملکرد کل وبسایت مشاهده کنید. در نسخه رایگان می‌توانید تا ۲۰ بار در روز درخواست گزارش سرعت وبسایت کنید.هزینه: در حالت رایگان می‌توانید تا ۳ وبسایت را به پروفایل خود اضافه کنید و مرتب بررسی کنید. امکانات کامل‌تر از ۱۵ دلار ماهانه شروع می‌شود.۶. سرویس‌های تبلیغات کلیکی، ریتارگتینگ و ...Google Ads:گوگل ادز کارآمدترین سرویس تبلیغات کلیکی دنیا است. دلیل این کارآمدی هم ساده است؛ گوگل بزرگترین موتور جستجوی دنیا است و تبلیغات شما هر روز در کنار نتایج جستجو به میلیون‌ها کاربر نمایش داده می‌شود.بازدهی گوگل ادز نسبت به سایر روش‌های تبلیغات کلیکی نسبتاً بالاتر است و به همین دلیل بهترین گزینه برای جذب کاربر و افزایش فروش است.یکتانت:یکتانت سه نوع تبلیغ کلیکی ارائه می‌دهد: تبلیغات همسان، تبلیغات استاندارد عادی و کمپین‌های محصول (که در واقع یک نوع ریتارگتینگ است.)تبلیغات همسان از نوع بنری هستند و با عنوان‌هایی مانند «مطالب پیشنهادی از سراسر وب» و «پیشنهاد روز» منتشر می‌شوند.تبلیغات محصول، بیشتر برای فروشگاه‌های اینترنتی کاربرد دارد و جزء تبلیغات ریتارگتینگ محسوب می‌شود. در کمپین‌های ریتارگتینگ، بر خلاف کمپین‌های بنری عادی، تبلیغات شما تنها به کاربرانی نمایش داده می‌شود که حداقل یک بار وارد وب‌سایت شما شده‌اند و احتمالاً به محصولات و خدمات شما علاقه‌مند بوده‌اند. در روش ریتارگتینگ، کاربر تبلیغات محصول مرتبط با بازدید‌های قبلی خودش را می‌بیند.هزینه: هزینه‌‌های تبلیغات در مراحل طراحی کمپین و ثبت سفارش مشخص می‌شود.صبا ویژن:شرکت صبا ویژن زیرمجموعه صبا ایده و همکار آپارات است. بخشی از خدمات تبلیغاتی صبا‌ویژن تبلیغات کلیکی در حدود ۱۴ هزار وبسایت ایرانی است. طبق توضیحات نوشته در وبسایت صباوبژن، سیستم تبلیغاتی آنها کلیک‌ها و بازدیدهای غیرواقعی را شناسایی می‌کند و به همین دلیل کارایی بالایی دارد.هزینه:هزینه‌‌های تبلیغات در مراحل طراحی کمپین و ثبت سفارش مشخص می‌شود.7.ابزارهای کوتاه کننده لینکشاید برای شما هم پیش اومده باشه که بخاین یک لینکی رو برای کسی ارسال کنید اما موقع ارسال متوجه میشین که لینک دو خط کاراکترهای عجیب و غریب هست؛دقیقا کار کوتاه کننده ی لینک همینه که اینارو کوتاه کنه همینطور آمارهای کلیک رو لینک هم به شما نشون میده.Yun:یون کوتاه کننده لینک ایرانی و کاملاً رایگان است. لینک‌های کوتاهی که در یون می‌سازید قابلیت رمزگذاری، تعیین تاریخ انقضا و تغییر آدرس به شکل دلخواه دارند.هزینه: رایگان8.ابزارهای پشتیبانی و چت آنلاین وب سایت هاکاربرهای امروز بی حوصله تر از هر زمان دیگه ای هستند و میخان که خیلی سریع جواب سوال های شان رو بگیرند؛مگر نه میرن سراغ رقیب هامون یا شاید هم اگر محصول مهمی نباشه براشون کلا از خرید اون محصول منصرف شن.چت آنلاین دقیقا برای همین مشکل درست شده، قطعا هر کسی زودتر و بهتر به سوالات مشتری جواب بده،برنده است.برای اینکار گزینه های خوب زیادی وجود داره که دو مورد خوبش رو می گیم.رایچت:رایچت یک سرویس ایرانی با ویژ‌گی‌های متنوع برای پشتیبانی مشتریان و پاسخگویی آنلاین است. رایچت دارای اپلیکیشن‌های قابل نصب روی رایانه و موبایل‌ها است یا می‌توانید از طریق ربات تلگرام به پیام‌ها جواب دهید. ویژگی جالب دیگر رایچت امکان تنظیم پیام‌های هوشمند و زماندار برای کاربرانی است که به سایت شما وارد شده‌اند.بسته‌های حرفه‌ای و تجاری رایچت امکانات پشتیبانی تیمی کاملی مثل انتقال گفتگو بین اپراتور،‌ تعریف پاسخ‌های آماده و ... دارد.هزینه: هزینه: یک بسته رایگان با امکانات محدود دارد. بسته‌های حرفه‌ای از ۳۷ هزار تومان ماهانه شروع می‌شود.گفتینو:امکانات کامل پشتیبانی و چت آنلاین را در اختیار شما می‌گذارد. شما می‌توانید اپراتورها را به صفحه‌های دلخواه اختصاص دهید. به علاوه امکان ارسال فایل صوتی هم فراهم کرده است.هزینه: هزینه: بسته رایگان محدودیت یک اپراتور و ۱۰۰ مکالمه در ماه دارد.9.ابزارهای مدیریت پروژهمدیریت پروژه‌ها و کارها در بازاریابی دیجیتال بدون ابزارهای مدیریت پروژه تقریباً غیرممکن است. مخصوصاً اگر تیم بزرگی دارید و تمام کارها نیاز به نظارت و پیگیری دارند مدیریت سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. اپلیکیشن‌ها و سرویس‌های محبوب مدیریت پروژه مبتنی بر سیستم کانبان کار می‌کنند. سیستمی که در آن کارها در سه ستون تقسیم می‌شوند. این ستون‌ها به ترتیب برای انجام، درحال انجام و انجام شده هستند.ترلو:بسته رایگان ترلو به کاربران اجازه می‌دهد به تعداد نامحدود بُرد برای خودشان بسازند و هم‌تیمی‌های خودشان را اضافه کنند. در هر برد ترلو می‌توانید هر تعدادی که نیاز دارید ستون بسازید و پروژه‌های خود را مرحله‌بندی کنید. هر کارت نماینده یک کار است که باید انجام شود. افرادی که عضو یک کارت می‌شوند یعنی در این کار مشارکت دارند.هزینه: بسته پایه رایگان است اما امکان آپلود فایل بیش از ۱۰ مگابایت ندارد و می‌توانید فقط از یک افزونه استفاده کنید. بسته‌های غیررایگان با امکانات کامل از ۱۰ دلار ماهانه شروع می‌شود.تسکولو:تسکولو رقیب ایرانی ترلو است. امکانات اولیه تسکلو مشابه ترلو است. ترلو قابلیت اتصال به سرویس‌های بیشتری دارد اما تسکولو امکان تماس ویدیویی و مدیریت پروژه بیشتری را فراهم می‌کند.هزینه: بسته پایه رایگان است. بسته‌های حرفه‌ای از ۹ هزار تومان ماهانه شروع می‌شود.10.ابزارهای تحقیق کلمات کلیدی:فهمیدن نیاز کاربران قبل از تولید محتوا یک مرحلۀ الزامی و ضروری است. بدون تحقیق و استفاده از کلماتی که کاربران بیشتر جستجو می‌کنند، عملاً محتوای شما هیچ فایده‌ای ندارد.Google Keyword Planner :کیورد پلنر بخشی از پلتفرم تبلیغاتی گوگل ادز است. اگر بخواهید در گوگل ادز یک کمپین تبلیغاتی راه‌اندازی کنید نیاز به تحقیق کلیدواژه و رصد آمار جستجوی کاربران دارید؛ ابزار کیوردپلنر با همین هدف به گوگل ادز اضافه شده است. در کیورد پلنر می‌توانید آمار جستجوی عبارت‌های مختلف را به صورت دقیق مشاهده کنید.هزینه: کیوردپلنر برای همه کاربران گوگل فعال است اما تا زمانی که یک کمپین فعال در سرویس گوگل ادز نداشته باشید، آمار ارائه شده دقیق نخواهد بود.Google Trends:گوگل ترند ابزاری است که شرکت گوگل با آن آمار موضوعات و عبارت‌های جستجو شده را گزارش می‌کند. این ابزار به صورت پیش‌فرض عبارت‌های پرجستجو را براساس موقعیت مکانی و دوره‌ای زمانی نمایش می‌دهد. به علاوه می‌توانید آمار مربوط به جستجوی یک یا چند عبارت موردنظر خودتان را بررسی کنید.هزینه: رایگان.۱۱. ابزارهای گزارش:گزارش‌نویسی و ارائه گزارش به مشتری یا کارفرما در پروژه‌‌‌های دیجیتال مارکتینگ جزو کارهای مهم اما تکراری و بعضی وقت‌ها سخت است.گوگل در سال‌های اخیر برای این نیاز هم سرویسی به نام دیتا استودیو ایجاد و معرفی کرد.Google Data Studio:دیتا استودیو سرویس جدید گوگل برای تهیه گزارش‌های پویا از پروژه‌های دیجیتال مارکتینگ یا سایر پلتفرم‌ها و منابع مختلف است. با دیتا استودیو می‌توانید گزارش‌هایی خود را در قالب جدول و نمودار بسازید و نکته قابل توجه این است کهاین گزارش‌ها به صورت خودکار به‌روزرسانی می‌شوند. دیتا استودیو قابلیت اتصال به سرویس‌هایی مثل گوگل آنالیتیکس، سرچ کنسول و ... دارد.هزینه: رایگانکانوا(canva):دیجیتال مارکتر ها در مواقع زیادی نیاز به تولید محتوا دارند مثل ارائه به کارفرما،برای گروه های مختلف در شرکت، برای پرسنال برندینگ خود در شبکه اجتماعی های مختلف و... کانوا ابزاری که با داشتن هزاران قالب آماده برای طراحی های مختلف ک باچند تا دراگ اند دراپ ساده می توان هر چیزی که نیاز داشتیم رو طراحی کرد.۱۲. سرویس‌های نظرسنجی،پرسشنامه و فرم سازپیدا کردن سوالات مناسب برای پرسشنامه، نظرسنجی و تحقیق از مشتریان به تنهایی کاری سخت و نیازمند فکر است؛ از آن سخت‌تر طراحی فرم‌ها و پرسشنامه‌‌ای است که در کمترین زمان ممکن بهترین نتیجه و با کمترین خطا را داشته باشد. سرویس‌ها نظرسنجی و فرم‌ساز بخش اجرایی و طراحی را برای شما آسان می‌کنند.پرس لاین:پرس‌لاین امکان ساخت پرسشنامه‌های تعاملی‌ و با امکانات متنوع را می‌دهد. ساخت و طراحی پرسشنامه با این سرویس بسیار آسان است و نیاز به دانش فنی ندارد.هزینه: در نسخه رایگان می‌توانید یک پرسشنامه بسازید. بسته‌های حرفه‌ای از ۷۵ هزار تومان ماهانه شروع می‌شود.13.ارسال پوش نوتیفکیشن:پوش‌ نوتیفیکیشن پیامی شبیه به پیام کوتاه (SMS) است که می‌تواند شامل عکس، تیتر و متن کوتاهی باشد که به کاربران شما ارسال می‌شود و آنها را به وب‌سایت یا اپلیکیشن‌تان باز می‌گرداند. روزانه میلیون‌ها پوش نوتیفیکیشن تبلیغاتی و غیر تبلیغاتی برای کاربران مختلف در سراسر دنیا ارسال می‌شود. می‌توانید از بسترهای مختلف ارسال پوش نوتیفیکیشن استفاده کنید و تعامل خود را با کاربران افزایش دهید.نجوا:با استفاده از سرویس نجوا می توانید برای مخاطبان پوش نوتیفکیشن ارسال کنید.با کمک پلتفرم‌های ارسال پوش نوتیفیکیشن همانند نجوا می‌توانید نرخ بازگشت کاربران به سایت، میزان فروش و ترافیک سایت‌تان را افزایش دهید و با ارسال نوتیف به میلیون‌ها کاربر، حضورتان را به آن‌ها یادآوری کنید.خب امیدوارم که مطلب مفیدی بود باشه.در ضمن این یکی از تمرین های دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال عادل طالبی بود که تو دوره گفته شده بود.اگر دوست داشتین میتونین مقاله های دوستان هم دوره ام هم بخونید:طبق تعریفی که آقای طالبی برای بازاریابی دیجیتال کردند((انتخاب و استفاده هوشمندانه و خلاقانه از ابزارهای در دسترس دیجیتال برای رسیدن به اداف بازاریابی)) می توان  گفت که در واقع وظیفه یک دیجیتال مارکتر یا بازاریاب دیجیتال اول از همه انتخاب ابزارهای درست متناسب با منابع و اهداف کسب وکار هست.پس یک بازاریاب دیجیتال(دیجیتال مارکتر)باید تمامی ابزارها رو بشناسه تا بتونه بر اساس منابع و اهدا کسب وکار از ابزارهای مناسب استفاده کنه.بخاطر همین من تو اینترنت چرخیدم و لیستی از ابزارهای مورد نیاز بازاریاب دیجیتال رو جمع آوری کردم البته که کامل نیست اما خیلی هم ناقض نیست،همچنین در آخر منابع هم زدم که اگر دوست داشتین بیشتر راجب ش بخونید بتونین پیداش کنین.خب امیدوارم که مطلب مفیدی بود باشه.در ضمن این یکی از تمرین های دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال عادل طالبی بود که تو دوره گفته شده بود.اگر دوست داشتین میتونین مقاله های دوستان هم دوره ام هم بخونید:نوید،خانم کیانا کاویانی.منابع:نوین هاب،یکتانت.</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Wed, 11 Aug 2021 18:06:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا دوره ی دیجیتال مارکتینگ عادل طالبی را انتخاب کردم؟</title>
                <link>https://virgool.io/mydmcir/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-l9gygizrqqi2</link>
                <description>سلام من امیرحسین سنایی هستم و تصمیم گرفتم که دلیل و داستان شرکت کردنم در دوره بازاریابی دیجیتال رو براتون بگم.اون موقع ها(سال94-96) جو راه اندازی استارت آپ و کار آفرینی خیلی شدید شده بود و تقریبا هر کسی رو که میدیدی می خواست یک استارت آپ راه اندازی کنه و تقریبا 95درصد این افراد از جمله خودم فقط ایده داشتن بدون هیچ دانشی.از ترم 1 دانشگاه(سال 97) مثل خیلی از آدم های دیگه  تو فکر راه اندازی یک کسب وکار اینترنتی و پولدار شدن از این راه بودم.ایده های مختلفی میومد تو ذهنم بعضی هاشون رو تا مرحله نزدیک به استارت هم جلو بردم(مثل راه اندازی صبحانه بیرون بر، فروش بک کاور موبایل توی اینستاگرام و...)ترم 2 دانشگاه بودم که با پسرخالم تصمیم گرفتیم که بالاخره یک ایده ای رو راه استارت بزنیم ؛ ایده ای که داشتیم تخفیف محصولات آموزشی و دیجیتال بود. در واقع یک سایتی دقیقا مثل تخفیفان رو تو نظرمون داشتیم منتها فقط برای محصولات دیجیتال(غیر فیزیکی) بعنوان مثال دوره های آموزشی،توسعه فردی،کتاب الکترونیک و...استراتژی که برای سایت مون(kadweeb.ir) میدیدم این بود که تولید محتوای متنی می کنیم بعد کلی ترافیک می گیریم و محصولات دیگران رو میاریم تو سایتمون با تخفیف میفروشیم و پور سانتمون رو میگیریم به همین راحتی و خوشمزگی. http://kadweb.ir/ با چندتا کلیپ آموزشی تو اینترنت با کمک وردپرس سایت رو راه انداختیم و آوردیم بالا(البته الان تو یک جمله این رو خوندین ولی باور کنین همین کار برای منی که هیچ چیز بلد نبودم نزدیک به دو روز طول کشید.)اومدیم جلوتر جلوتر به مشکلاتی بر خورده بودیم که اصلا موقع استارت کسب وکار حتی به ذهنمون هم رجوع نمیکرد و اصلا نمیدیمشون.میگفتن باید سئو کنی؟ اما سئو دیگه چی بود واقعا؟ مگه سئو همون تکرار کلمات تو مقاله نیست؟یا مثلا برنامه ریزی کرده بودیم که هفتگی دو مقاله 5هزار-7هزار کلمه ای رو باید آپلود کنیم(شنیده بودیم مقالات بلند ترافیک خوبی میگیره) اما چجوری باید مقاله مینوشتیم؟ یا مینوشتیم و آپلود میکردیم اما هیچ ویویی نمیگرفت،اشکال از کجا بود؟و هزارتا مشکل دیگه.یک سال گذشت تا فهمیدیم که چقدر رویایی فکر می کردیم.تصوری که موقع شروع سایت مون داشتیم این بود که بعد از یکسال درآمد ماهانه حداقل بالای 5میلیون داشته باشیم.اما یکسال گذشت و اینجور که نشد هیچ، امیدی هم نبود که در آینده بتونیم به این هدف برسیم.فهمیدیم که کلا اشتباه زدیم و اصلا به همین راحتی ها هم که بعضی ها میگن نیست.تصمیم گرفتیم اول از همه یک دیجیتال مارکتر(بازاریاب دیجیتال)حرفه ای بشیم و چندین سال کارمندی کنیم بعد اگر دوست داشتیم بریم سراغ راه اندازی کسب وکار.شروع کردیم به گشتن دنبال یه دوره خوب آموزش بازاریابی دیجیتال؛ یک روز که تو اینستاگرام می چرخیدم به صورت کاملا اتفاقی متوجه شدم که ظاهرا  آقای طالبی یه دوره آموزشی بازاریابی دیجیتال راه اندازی کردن.(من آقای طالبی رو خیلی نمی شناختم؛فقط چندبار تو استوری آدم هایی که توی دیجیتال مارکتینگ آدم های شناخته شده ای بودند دیده بودم که از ایشون تعریف کردن)بعد از یک تحقیق و پرس و جو فهمیدم این دوره همون چیزیه که میخام، دوره آموزش بازاریابی دیجیتال آقای طالبی رو گرفتم و واقعا هر هفته که میگذره از خرید این دوره راضی تر میشم.یکی از جذابیت های که  این دوره نسبت به دوره های دیگه برام داشت این بود که دوره یکساله بود و کم کم با انجام پروژه های مختلف یاد میگریی، در حال حاضر هم من ماه دوم هستم.توی این دوماه راجب بازاریابی صحبت شد همینطور یک سری منابع گفته شد برای مطالعه بهتر و بیشتر ، درباره ی تعریف بازارایابی دیجیتال؛هاست ها،cms های مختلف و کاربرد شون،sms مارکتینگ،مارکت پلیس ها،فکس مارکتینگ،لید جنریشن و وبلاگ ها صحبت کردیم.(که اتفاقا همین متنی که نوشتم از تمرین های همین بحث وبلاگ هست.)با اینکه تا الان فقط مقدمات دوره بوده و هنوز  به صورت جدیی وارد بحث نشدیم اما من به شدت از شرکت در این دوره آموزشی بازاریابی دیجیتال خوشحالم.ممنون از آقای طالبی عزیز.خوشحال میشم باهم بیشتر در ارتباط باشیم.(اینستاگرام،توییتر) اگه نظری یا سوالی داشتی حتما زیر همین پست ثبت کن(هر دوش بهم انرژی میده)</description>
                <category>امیرحسین سنایی</category>
                <author>امیرحسین سنایی</author>
                <pubDate>Thu, 08 Jul 2021 15:44:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>