<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های aidinrahmani285</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@aidinrahmani285</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 05:08:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>aidinrahmani285</title>
            <link>https://virgool.io/@aidinrahmani285</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه کودکان را از سرطان والدین آگاه کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@aidinrahmani285/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-twakc6etwrgi</link>
                <description>کودکان عموما نسبت به تغییرات ناگهانی محیطی خود و رفتار اطرافیان بسیار حساس هستند. به هنگام ابتلای هر یک از والدین به سرطان مسائلی چون مراجعه فرد مبتلا به پزشک، غیبتهای روزانه، تغییرات ظاهری، تغییرات عاطفی و ... مورد توجه کودکان قرار خواهند گرفت و برای آنها سوالات فراوانی را ایجاد خواهد کرد. این احساس برای کودکانی که در زمان سلامت والدین مورد توجه قرار می گرفتند بیشتر خواهد بود لذا بهتر است در مورد سرطان خود تا جایی که می توانیم با آنها صادق باشیم و حتی به صورت ظاهری، خود را عادی جلوه دهیم. اکثر کودکان چیزی در مورد سرطان نمی دانند، دچار نوعی حالت سردرگمی هستند و با اطلاعاتی که از اطرافیان کسب می کنند، امید خواهند داشت که سرطان بیماری قابل درمانی باشد، لذا در میان گذاشتن مسئله بیماری با کودکان بسیار حائز اهمیت است چرا که کودکان از آنچه والدین می پندارند آگاه تر هستند و اغلب مسالهی والدین را به سرعت متوجه می شوند. به خاطر داشته باشیم که کتمان کردن یا انکار مشکل در این شرایط صرفا برای آنها تولید اضطراب، ترس و بی اعتمادی خواهد کرد ضمن آنکه مخفی نگاه داشتن بیماری از شخص بیمار هم انرژی زیادی می گیرد، نیروی زیادی که بیمار برای مقابله با بیماری و عوارض درمانی آن نیاز دارد. کودکان ممکن است از اینکه در بیماری ما مقصر بوده اند یا هیچ کسی دیگر مراقب آنها نیست ترسیده و نگران باشند یاشاید احساس کنند که چون مانند سابق برایشان وقت صرف نمی کنیم (مثل وقتی که قبلا برای یک خرید اسباب بازی دخترانه ساده میذاشتیم اما الان مجالش نیست) پس دوستشان نداریم و یا از اینکه نمی دانند چه اتفاقی در حال افتادن است مضطرب شوند. در این شرایط بهتر است تا برای بیان صحیح موضوع بیماری به کودکمان برنامه ریزی کنیم چرا که حفظ اعتماد فرزندان، یکی از مهم ترین مسائل در این شرایط دشوار است.سرطان والیدن و آگاه کردن کودکبرخی از کودکان بسیار وابسته اند، بعضی دیگر در مدرسه یا خانه دچار مشکل می شوند. در این موارد می توانیم معلم یا مشاور راهنمای مدرسه را در جریان قرار دهیم. مهم است که ارتباطمان با کودک همچنان پر رنگ باشد. به نظر می رسد برنامه ای خوب برای انتقال اطلاعات به کودکان می تواند شامل موارد زیر باشد:1. بیان اطلاعاتی درباره سرطان به زبان ساده: مطرح نمودن اطلاعات مختصری از نام بیماری، محل ابتلا به سرطان در بدن، اقدامات درمانی که باید انجام داد، مقایسه آن با سایر بیماریها و اینکه کودک از صحبتهای والدین چه چیزی را استنباط کرده است می تواند از ابهام بیماری و به طبع هراس های کودک بکاهد.2. درگیرشدن بااحساسات و نگرانی های کودک: والدین باید درصدد باشند تا با برقراری یک رابطه صمیمانه با کودک، او را تشویق به بروز نگرانی ها، احساسات و مسائلی از این دست نمایند و برای آنها فضایی به وجود آورند تا بتوانند به راحتی در این باره صحبت نمایند.3.شناخت اثرات تغییراتجسمی و روحی بیمار در طول درمان بر کودکان:  پس از ابتلای والدین به سرطان، کودکان می بایست تا درک درستی از عوارض بیماری، اثرات و تغییرات روحی و جسمی که ممکن است در طول مدت درمان داشته باشند، بیابند و اطمینان یابند که همیشه از آنها مراقبت خواهد شد. لازم است والدین کودک را در این مسیر آماده ساخته و باور داشته باشند که او در کنار دیگر اعضای خانواده از پس این مشکل برخواهد آمد، همچون سابق به ادامه فعالیتهای خود خواهد پرداخت و ارتباطات، بازی های کودکانه اش را رها نخواهد ساخت. به طور کلی می توان در راستای سازگار کردن کودکانمان با این بیماری و پذیرش آن، متناسب با این موقعیت واکنش های زیر را نشان دهیم:صادق باشیم. به فرزندانمان بگوییم که مریض هستیم و پزشکان در حال درمان ما هستند.به آنها خاطرنشان سازیم که بیماری ما تقصیر آنها نبوده است و آنها در ایجاديانابودی این بیماری دخالتی ندارند.تأکید کنیم که دوستشان داریم.به آنها را به صحبت کردن در مورد احساساتشان تشویق کنیم.به آنها بگوییم که طبیعی است اگر خشمگین، پریشان و ناراحت یا حتی وحشت زده باشند.آنها باید اطمینان یابند که هرگونه واکنش احساسی و افکاری که در مورد مردن یا زنده ماندن والد خود می کنند در این زمان از سوی آنها طبیعی است و آنها در صورت تمایل آزادند تا درباره احتمال مرگ ناشی از بیماری والد خود نیز صحبت کنند.به وضوح و بدون ابهام بافرزندمان حرف بزنیم زیرا آنها زیادنمی توانند بر موضوعی متمرکز شوند. از کلماتی استفاده کنیم که برای آنها قابل درک باشدبه آنها تأکید کنیم که همچنان از آنها مراقبت می شود و تنها نمی مانند.به فرزندمان بگوییم که می تواند هر سؤالی بپرسد و ما کاملا صادقانه پاسخگوی او خواهیم بود. در واقع، عدم گفتن حقیقت در مورد بیماری، ممکن است کودک ما را بیشتر بترساند، زیرا کودکان معمولا برای تعبیر تغییرات و تحولات، به ترس ها و تخیلات خود پناه می برند.سعی کنیم تا مکالمات روزمره عادی خود را با کودکمان همچنان داشته باشیم. (این مقاله را ببینید)اطلاعات بیماری را مرحله به مرحله متناسب با فهم آنان در اختیارشان قرار دهیم. خوش برخوردی در بیان کردن مسئله بیماری به کودک و آماده سازی او حتی به صورت رفتاری تکراری در گذر زمان نباید فراموش شود.&gt;&gt; دلنوشته نویسنده: بیماریم وسیله ای شد تا بسیاری از چیزهایی که میخواستم فرزندانم یاد بگیرند، به آنها بیاموزم. من، به جای پنهان کاری یا صرف جنگیدن با چالش ها، از شرایط موجود استفاده کردم تا به فرزندانم بیاموزم در شرایط دشوار امیدوار باشند، تغییر ظاهر انسان ها به معنی تغییر قلب و روح آنها نیست و اینکه اگر اوضاع خوب پیش نرفت، تلاش خود را بکنند و خود را ببخشند. دوره درمان من، زمان خوبی بود برای اینکه به آنها بگویم، «دوستتان دارم و تمام تلاشم را می کنم که در کنارتان بمانم».منبع: مجله خوب &quot;کودک سالم&quot; </description>
                <category>aidinrahmani285</category>
                <author>aidinrahmani285</author>
                <pubDate>Sun, 22 Nov 2020 19:37:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا این 5 اشتباه را درباره فرزند خود نکنید</title>
                <link>https://virgool.io/@aidinrahmani285/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-5-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-u7s8lunesd21</link>
                <description>اشتباه والدین1. &quot;تلاش برای بهترین دوستان فرزندانمان&quot;این مسئله زمانی برجسته می شود که والدین &quot;نقش خود را متوقف می کنند&quot; چراکه توانایی پذیرفتن مسئولیت های خود را ندارند. گرچه گاهی اوقات تصمیماتی که باب میل کودکان هزینه بر است اما اگر می خواهیم کار خود را به عنوان والدین خوبی انجام دهیم ، به جای اینکه با ترس از عدم تأیید، تصمیمات نادرست بگیریم، باید بپذیریم ما باید کار درست را انجام دهیم و کودکان هم ممکن است عصبانی می شوند و گاهی اوقات تصمیمات ما را دوست ندارند.2. &quot;پس از امتناع تسلیم شوید&quot;باید به فرزند خود بیاموزید &quot;نه&quot; های والدین قابل بحث نیستند و بازگشتی وجود ندارد. استفاده از &quot;نه&quot; برای پدر و مادر ها بسیار مهم است و این اولین قانون اساسی است که باید رعایت شود. و از طرفی هم در نظر داشته باشید تحقق وعده هایی که با آنها توافق کرده ایم نیز بسیار مهم است.3. &quot;زندگی فرزندان ما مال ماست&quot;کودکان موجودات منحصر به فردی هستند ، مواظب باشید که بیش از حد محافظت نکنید. خلیل جبران: &quot;در مورد کودکان&quot; &quot;فرزندان شما فرزندان شما نیستند ، آنها پسران و دختران زندگی هستند که خواهان خود هستند. آنها از شما نمی آیند ، اما از طریق شما و حتی اگر آنها با شما باشند متعلق به شما نیستند. شما می توانید عشق آنها را به آنها ببخشید ، اما نه افکار شما ، زیرا آنها اندیشه های خاص خود را دارند. شما می توانید بدن آنها را میزبانی کنید، اما روح آنها را نه. شما می توانید مانند آنها تلاش کنید اما سعی نکنید آنها را مانند خود بسازید.4. &quot;مراقب فرزندهای عالی باشید&quot;کودکانی که احساس بزرگی در ما ایجاد می کنند که ما را راضی می کند، ممکن است نیازهای دوران خود را فراموش کنند، احساسات ما را با احساسات خود اشتباه بگیرند و تعهداتی فراتر از مسئولیت های مربوط به سن خود داشته باشند. این کودکان اغلب فکر می کنند که مدام باید کاری کنند تا بزرگترها آنها را دوست داشته باشند ... مراقب عواقب این مسئولیت بیش از حد باشید تا کودکان از نیازها و پرورش های مربوط به دوران خود دور نمانند.5. &quot;دیگران را قضاوت نکنید&quot;ما از وقایعی که در پشت خانواده های نزدیک به ما سر می گذارند نمی دانیم، یا اینکه آیا اگر ما هم  در موقعیت آنها قرار  میگرفتیم، بهتر عمل می کردیم؟! بنابراین از نتیجه گیری ها و تعصبات عجولانه بر حذر باشید ، آنها متحدان یک آموزش اصیل هستند.اگر دنبال موارد بیشتر هستید، برای مطالعه بیشتر کتاب والدین سمی را پیشنهاد می کنم.</description>
                <category>aidinrahmani285</category>
                <author>aidinrahmani285</author>
                <pubDate>Fri, 06 Nov 2020 20:08:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فحاشی کودک: چگونه با آن برخورد کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@aidinrahmani285/%D9%81%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-yp9xjgfkhwhq</link>
                <description>فحاشی کودکفحاشی در کودکاناستفاده از سخنان ناسزا یا زشت، تقریباً یک رفتار طبیعی ازنظر رشد و نمو برای کودکان در دوران کودکی میانه و اوایل نوجوانی است. برای این جوانان، فحش دادن اغلب نشانه زرنگ بودن است و به این معناست که آن­ها از اینکه کمی بد باشند نمی­ترسند. فحش برای تحت تأثیر قرار دادن دوستان مورداستفاده قرار می‌گیرد و می‌تواند بخشی از روابط همسالان باشد. اغلب کودکان خردسال معنای کلماتی را که استفاده می‌کنند نمی‌دانند، اما به‌هرحال، آن‌ها را زمانی که دیگران استفاده کرده‌اند شنیده‌اند. خوشبختانه به نظر می‌رسد این پدیده با بالغ شدن کودکان جذابیت خود را ازدست‌داده و فروکش می­کند. بااین‌حال، تا آن زمان، جوانان اغلب از شوكه شدن والدین خود با سخنان فحاشی كه خارج از خانه آموخته‌اند خوشحال می‌شوند. (به خاطر داشته باشید که والدینی که در خانه از کلمات ناسزا استفاده می­کنند، به فرزندان خود نیز همین کار را می‌آموزند و نباید از کودک خود تعجب کنند.) واضح است که گروه کوچک‌تری از کودکان «اصلاح‌ناپذیر» هستند که فحش می‌دهند. آن‌ها علاوه بر بددهنی، ازنظر شخصی و اجتماعی مشکلات بسیاری دیگری نیز دارند. به گفته مشاوران این جوانان ممکن است بیشتر در معرض فحش و عصبانیت نسبت به افراد دیگر باشند (پدیده‌ای متفاوت از استفاده از چند فحش در زمان ناامیدی). هرگز نباید فحش و ناسزاگویی که متوجه شخص دیگری است را تحمل کرد.راهکارهایی که والدین می‌توانند انجام دهنددر اینجا چند پیشنهاد برای کمک به شما در مدیریت مشکل فحش دادن وجود دارند:قانونی را وضع کنید که «هیچ فحش و ناسزایی در خانه ما گفته نخواهد شد». به این معنا که تحت هیچ شرایطی ناسزاهایی را که خشمگینانه شخصی را هدف قرار داده است تحمل نکنید. اگر این اتفاق افتاد، برای متوقف کردن، کودک بلافاصله به اتاق خود منتقل شود. بددهنی جزئی در ناامیدی، تقریباً یک رفتار طبیعی انسان است. اگرچه شاید نامناسب باشد، اما در برخی خانواده‌ها امری عادی است. اگر این سبک شخصی شما باشد، برایتان دشوار خواهد بود که چیز دیگری را به کودک خود یاد دهید. هنگامی‌که کودک شما بددهنی می­کند، باخشم و نفرین خود واکنش نشان ندهید. همچنین، شستن دهان کودک با صابون به‌وضوح، کاری نادرست و بی‌اثر است.üدر بعضی مواقع، ممکن است احساس کنید که کودک، برای تحریک شما از فحش استفاده می‌کند. در این موارد، نادیده گرفتن او ممکن است مؤثرترین استراتژی باشد. به کودک خود ابراز نارضایتی کنید و برای فحش ندادن به او پاداش دهید. نمودارهای ستاره‌ای و پول روش‌های مفیدی هستند. به‌عنوان‌مثال، از یک شیشه سکه استفاده کنید که وی بتواند در پایان دو هفته به دست آورد. برای هر روزی که در این مدت بددهنی نکرد، دو سکه اضافی در شیشه قرار می‌گیرد. اما هر بار که او فحش داد، سکه­ها برداشته می‌شوند. کودک شما به‌سرعت موضوع را درک می­کند.چرا بچه‌ها این کار را می‌کنندکودکان خردسال غالباً بددهنی می­کنند زیرا در حال کشف زبان هستند. آن‌ها ممکن است یک کلمه جدید را شاید برای درک معنای آن آزمایش کنند. بعضی‌اوقات فحش دادن به‌طور تصادفی زمانی اتفاق می‌افتد که کودکان در حال یادگیری گفتن کلمات هستند. کودکان همچنین ممکن است در تلاش باشند احساسی مانند ناامیدی را بیان کنند. یا ممکن است آن‌ها به‌سادگی این کلمه را بگویند زیرا به نظر خنده‌دار می‌آید یا همراه با نشان دادن واکنش است. همچنین ممکن است کودکان هنگام فحش دادن از دیگران تقلید کنند.راهکارهای بلندمدت در مورد فحاشی کودکاناگر خانواده شما قوانینی درباره فحش دادن دارد، وقتی فرزند شما از زبان غیرقابل‌قبول استفاده می‌کند، راحت‌تر می‌توان اشاره کرد. به‌عنوان‌مثال، ممکن است بگویید، «لطفاً از یک کلمه بهتر استفاده کنید» یا «ما از چنین کلماتی استفاده نمی‌کنیم». و اگر قوانین مربوط به فحش دادن برای بزرگ‌سالان و همچنین کودکان اعمال شود، برای کودکان کمتر گیج‌کننده است. اگر می‌خواهید فرزندانتان از فحش دادن اجتناب کنند، شما و دیگر بزرگ‌سالان در خانه خود نیز باید از آن اجتناب کنید.وقتی متوجه شدید فرزندتان با عصبانیت یا ناامیدی مقابله می‌کند، ستایشش کنید. به‌عنوان‌مثال، اگر فرزندتان به شما گفت كه یكی از همبازی­هایش از سخنان فحش برای اذیت كردن او استفاده می‌کند، كودك خود را به خاطر دور شدن از شرایط و استفاده نکردن از این واژه‌ها ستایش كنید.ازآنچه کودک شما تماشا می‌کند، گوش می‌دهد و با آن بازی می‌کند، آگاه باشید. این به معنی نظارت و بررسی رتبه‌بندی در تلویزیون، فیلم و سایر مالتی مدیا و موسیقی است. همچنین داشتن یک تلویزیون و رایانه و سایر دستگاه‌ها در بخشی از خانه که می‌توانید آن‌ها را به‌راحتی ببینید، ایده خوبی است.فحش دادن برای جلب‌توجهاگر کودک شما فحش می‌دهد، زیرا توجه شما را جلب می‌کند یا واکنش خوبی از شما می­بیند، بهتر است مطمئن شوید که هیچ واکنشی نشان نمی‌دهید. از خندیدن یا عصبانی شدن خودداری کنید. آرام باشید و کلمه را نادیده بگیرید. وقتی کودک از زبان مؤدبانه استفاده می‌کند توجه و تمجید کنید.فحش دادن از روی عصبانیت و ناامیدیاگر بددهنی به دلیل عصبانیت یا ناامیدی است، می‌توانید به کودک خود کمک کنید تا این احساسات را نام‌گذاری کند - به‌عنوان‌مثال، «می‌بینم که تو واقعاً عصبانی هستید / ناامید شده‌ای». همچنین برای کودک شما مهم است که بداند احساس این احساسات طبیعی و درست است. اما بهتر است کودک، احساسات خود را با استفاده از کلمات مناسب‌تر بیان کند.با ناامیدی می‌توانید از طریق مراحلی برای مرتب‌سازی مشکلات برای فرزند خود صحبت کنید. به‌عنوان‌مثال، اگر اسباب‌بازی خود را گم‌کرده است، به او پیشنهاد کنید که در آخرین مکانی که بازی می‌کرده، سپس در اتاق‌خواب و غیره نگاه کند. می‌توانید راه‌های دیگری برای کنار آمدن با عصبانیت و ناامیدی به فرزند خود بیاموزید. این می‌تواند شامل شمردن تا 10، نفس کشیدن عمیق، یا صحبت کردن در مورد احساسات دشوار باشد. همچنین می‌توانید کودک خود را به استفاده از کلمات جایگزین که توهین‌آمیز نیستند تشویق کنید. به‌عنوان‌مثال، شما می‌توانید کلمه جسور یا حتی کلمات خنده‌داری را که شما و فرزندتان باهم می‌سازید پیشنهاد دهید.چه موقع به دنبال راهنمایی اضافی باشیدبه‌خودی‌خود فحش دادن نشانه اختلال عاطفی نیست. بااین‌حال، اگر مشکلات دیگری وجود داشته باشند – مانند دروغ گفتن مزمن، سرقت مزمن، یا مشکل در همسالان - بددهنی ممکن است نشانه دیگری از یک اختلال روانی یا اجتماعی باشد. در این شرایط، در مورد مشاوره (چه درمانی فردی و چه خانوادگی) با پزشک متخصص اطفال صحبت کنید.منبع:https://www.healthychildren.org/English/family-life/family-dynamics/communication-discipline/Pages/Swearing.aspx</description>
                <category>aidinrahmani285</category>
                <author>aidinrahmani285</author>
                <pubDate>Mon, 14 Sep 2020 14:54:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش نقاشی به کودکان 3 تا 6 سال: یک راه ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@aidinrahmani285/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-3%D8%AA%D8%A76%D8%B3%D8%A7%D9%84-gyeg51wgdad8</link>
                <description>راه‌هاي بسيار متفاوتي براي آموزش نقاشي كودكان وجود دارد. بهترين كار در قدم اول تفكيك گروه‌هاي سني است. زيراتفاوت سن يعني تغيير باورها، خيال‌ها و روياها. مثلا باور و شناخت يك كودك 6 ساله از دنيا، با يك كودك 11 ساله متفاوت است.آنچه در آموزش نقاشی به کودکان اهمیت دارد نظارت بر روند پیشرفت آن‌ها و پیشنهاد روش‌های جدید است. در شش سال نخست زندگی کودک، آموزش نقاشی تنها به فراهم آوردن زمان، مکان، ابزار لازم و تشویق محدود می‌شود. در سال‌های بعد می‌توانید شروع به آموزش مهارت‌های جدید به کودک کنید؛ مهارت‌هایی نظیر نقاشی کردن مشاهدات، تمرین پرسپکتیو و کشیدن صحیح نسبت‌ها. نباید کودکان را مجبور به تغییر سبک یا دیدگاه کنید. از کار آن‌ها انتقاد نکنید یا سعی نکنید آن‌ را تصحیح کنید. بیش از هرچیز آن‌ها را تشویق کنید، به کارشان نظارت کنید و از آن‌ها سوالات باز بپرسید. این سوالات باعث می‌شود کودک به‌عنوان یک هنرمند جزئیات و احتمالات بیشتری را ببیند و تصور کند. اما تصحیح و داوری ممنوع!ترسیم و نقاشی از روی الگوهای نقطه ای یکی از راه های ساده اما تاثیرگذار برای آموزش به دست گرفتن قلم و نقاشی به کودکان 3 تا 6 ساله است. کودک را تشویق کنید تا نقطه ها را به هم وصل کند و پس از تکمیل آن را رنگ آمیزی کند. اما کار شما به عنوان والدین اینجا تمام نشده است. نقاشی‌های کودک را به دیگران نشان دهید و از آن‌ها نگهداری کنید. با نصب  کارهای هنری کودک روی دیوار او متوجه اهمیت و جذابیت کارهایش می‌شود. لازم نیست  تمامی نقاشی‌ها را به دیوار بزنید. از کودک بپرسید کدام‌یک از نقاشی‌ها را  می‌خواهد به دیوار بزند و یا یک نمایشگاه متغیر درست کنید و نقاشی‌ها را  هفتگی یا ماهیانه عوض کنید. نمونه نقاشی‌های کودک را در جایی نگهداری کنید  تا او بتواند روند پیشرفت آن‌ها را ببیند.6 الگوی زیر می توانند به عنوان اولین الگوهای نقطه ای در اولین پست من در ویرگول برای شما باشد. با دنبال کردن نقاط روی این الگوها کودکان یاد می گیرند مداد خود را هدایت کنند. مجدد یادآوری می کنیم فراموش نکنیم انتظار نمی رود همه نقاط به طور دقیق به یکدیگر وصل شوند، گاهی نیز ممکن است حرکت دست کودک مداد را از روی خط منحرف کند اما در وهله اول مهم این است که جهت حرکت مداد برای تعقیب خط درست باشد:برای دیدن عکس در اندازه بزرگتر اینجا را کلیک کنید.</description>
                <category>aidinrahmani285</category>
                <author>aidinrahmani285</author>
                <pubDate>Mon, 23 Mar 2020 14:10:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>