<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عاطفه کاشفی کیوان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@akashefi87</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 16:47:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/38744/avatar/6Q40w8.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عاطفه کاشفی کیوان</title>
            <link>https://virgool.io/@akashefi87</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زندگی شستن یک بشقاب است!</title>
                <link>https://virgool.io/@akashefi87/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%B3%D8%AA%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B4%D9%82%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ljvlpylsjors</link>
                <description>به کارهای ظاهراً ساده و پیش‌پا‌افتاده‌ای که در طول روز انجام می‌دهی جور دیگری نگاه کن. نگاه بدبینانه: شاید زمانی برسد که انجام همین کارهای به ظاهر ساده برایت به آرزو تبدیل شود.نگاه خوش‌بینانه: زندگی همین لحظه‌ی اکنون است، نه گذشته و نه آینده پس آن را دریاب.</description>
                <category>عاطفه کاشفی کیوان</category>
                <author>عاطفه کاشفی کیوان</author>
                <pubDate>Sat, 28 Mar 2020 20:20:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر قهرمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@akashefi87/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-jxjyohg9kgp5</link>
                <description>من مطالعه‌ی چندانی در ادبیات کشورهای دیگر ندارم، اما آنچه از کتاب‌ها، فیلم‌ها و داستان‌های مختلف برداشت کرده‌ام این است که انسان‌ها در همه‌ جای دنیا و در همه‌ی اعصار، در مقاطعی از زندگی‌شان درگیر جنگ با یک اژدهای درونی بوده‌اند! جنگی که مانند یک سفر (درونی) است و یک اتفاق یا حادثه می‌تواند آغازگر این سفر باشد. در میانه‌ی راه امدادهای غیبی‌ایی وجود دارد که همان الهامات قلبی تو است. امکان دارد افرادی هم در هیئت یاری‌گر یا مربی ظاهر شده و در رسیدن به مقصد تو را یاری کنند. ساده انگارانه است که اگر تصور کنی در این سفر از هجوم وسوسه‌ها برای بازگشت به حاشیه‌ی امنِ خود در امان هستی. (عقده‌ی مادر) اما اگر مردِ راه باشی بعید است لذت کشف، مرگ و تولد دوباره را به چند وسوسه، ارزان بفروشی و اینجاست که تحول اتفاق می‌افتد و تو شایسته‌ی دریافت هدیه‌ی ایزدبانو می‌گردی.و این هنر آفرودیت (کیمیاگر) وجودِ هر انسان است که مسِ وجود او را به طلا بدل می‌کند. برایم از سفر(های) قهرمانی‌ات بنویس.</description>
                <category>عاطفه کاشفی کیوان</category>
                <author>عاطفه کاشفی کیوان</author>
                <pubDate>Fri, 27 Mar 2020 18:05:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیدی آن قهقهه‌ی کبک خرامان حافظ  که زِ سَر پنجه‌ی شاهین قضا غافل بود</title>
                <link>https://virgool.io/@akashefi87/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D9%82%D9%87%D9%82%D9%87%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%A8%DA%A9-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%90-%D8%B3%D9%8E%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B6%D8%A7-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%AF-w9uglz4tvn4c</link>
                <description>زمانی که از شدت ذوق و خوشحالی در فضا سیر می‌کنی و خودت رو خوشبخت‌ترین آدم روی زمین می‌دونی ولی در یک چشم برهم‌زدن انگار همه چیز زیر و رو میشه و اون نسیمی که دل‌نواز بود به باد تندی تبدیل میشه و با خودش ابرهای تیره همراه میاره؛ ابرهایی که از قضا به این زودی هم قصد ترک کردن آسمان زندگی‌ات رو ندارن و تو مبهوت می‌مونی که چی شد و چه اتفاقی افتاد؟! اینجاست که انگار عقل حضرت حافظ هم به جایی قَد نداده و میشه فهمید که تنها من نیستم که از درک این مساله عاجزه؛ چون می‌فرمایند: بس بگشتم که بپرسم سببِ دردِ فراق مُفتی عقل در این مسئله لایعقل بود! نمی‌دونم حضرت حافظ چقدر با من موافق هستن اما نتیجه‌ای که از این دردِ مشترک عایدِ من شده، عاقل‌تر شدن، بزرگ‌تر شدن و صبورتر شدن من بوده. کمک کرده تا از &quot;من&quot;، &quot;من&quot; بهتری ساخته بشه. جمله‌ای هست منسوب به حضرت علی (ع) که می‌فرمایند: حکمت وزیدن باد، رقصاندن شاخه‌ها نیست بلکه امتحان ریشه‌هاست.و من احساس می‌کنم ریشه‌های محکم‌تری پیدا کردم!</description>
                <category>عاطفه کاشفی کیوان</category>
                <author>عاطفه کاشفی کیوان</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 17:58:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ستایش آب هویج!</title>
                <link>https://virgool.io/@akashefi87/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A2%D8%A8-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AC-bcnn4amvtc4u</link>
                <description>نارنجی است چون از قدیم گفته‌اند: از کوزه همان برون تراود که در اوست! ترکیبی جان‌بخش و گوارا خصوصاً اگر عطش داشته باشی یا از فرط بیماری رنجور شده باشی یا به هر حال جانت در طلبِ مایعی گوارا باشد. در زمان نوشیدن تو گویی که زمان متوقف می‌شود؛ افکار پریشان برای لحظاتی دست از سَرت برمی‌دارند و روحت فرصتی می‌یابد برای نفس کشیدن! تمام که می‌شود کمی با آدم قبل از نوشیدن آب هویج فرق کرده‌ای؛ نگاهت به دنیای اطرافت کمی فرق کرده؛ دیگر زندگی، بیماری یا ... در پیش چشمانِ تو به دشواری گذشته نیست. تصور می‌کنم چیزهای دیگری هم در زندگی هستند که خاصیت آب هویج را دارند. از جمله‌ی آن‌ها دوستان خوب، فیلم‌های خوب، کتاب‌های خوب و ... .اما امان از کتاب‌های خوب! همان‌ها که صادقانه و خالصانه تو را به دنیای خود دعوت می‌کنند، گاهی داستان زندگی تو روایت می‌کنند و گاهی راه‌حلی، روزنه‌ی امیدی چیزی پیش پای تو می‌گذارند... .از میان این فضایل بیشتر از همه این خصلت رو دوست می‌دارم که تو را قضاوت نمی‌کنند! این کتاب‌های خوب بهترینِ دوستانند و بی‌نظیر مثل آب هویجِ مذکور! </description>
                <category>عاطفه کاشفی کیوان</category>
                <author>عاطفه کاشفی کیوان</author>
                <pubDate>Wed, 25 Mar 2020 12:03:56 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>