<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amirhosein Kheirkhah</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@akheirkhah</link>
        <description>همکار سازمان مدیریت صنعتی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 11:56:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/143657/avatar/JhlsZu.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amirhosein Kheirkhah</title>
            <link>https://virgool.io/@akheirkhah</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه در محل کار بهتر استراحت کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-xkwgkyw4emhr</link>
                <description>استراحت‌های کاری دوره‌ای در طول روز می‌تواند رفاه و عملکرد را افزایش دهد، اما تعداد بسیار کمی از ما آنها را به طور منظم رعایت و یا از موثرترین انواع آن استفاده می‌کنیم. مروری سیستماتیک بر بیش از ۸۰ مطالعه در مورد وقفه در کار، برخی از بهترین شیوه‌ها را برای استفاده بهینه از زمان به دور از وظایفمان، از جمله مکان، زمان، و نحوه ارائه می‌کند. همچنین نکاتی را برای مدیران و سازمان‌ها ارائه می‌کند تا کارکنان خود را تشویق کنند تا استراحت‌های مکرر و مفیدی داشته باشند.از دید بسیاری از ما، مولد بودن به معنای صرف زمان بیشتر برای کار است. به نظر می رسد که هر چه زمان بیشتری را صرف امور شغلی کنیم، بهره وری بیشتری می توانیم داشته باشیم. و جای تعجب نیست که ادبیات رایج مملو از توصیه هایی در مورد چگونگی به حداکثر رساندن زمان در کار است. به عنوان مثال، &quot;روال روزانه مدیران عامل&quot; اغلب شامل مواردی مانند بیدار شدن در ساعت ۴ صبح، کار در تعطیلات آخر هفته و حتی &quot;مهم بودن اینکه چند بار به دستشویی می روید&quot; است. برای مقابله با حجم کاری روزافزون، بسیاری از کارگران تصمیم می‌گیرند که ناهار را کنار بگذارند و یا بعد از ساعت کاری بمانند.اما هزینه همواره درگیر کار بودن (و انجام آن به خوبی!) زیاد است. بر اساس نظرسنجی اخیر Aflac، بیش از نیمی از کارمندان (۵۹٪) در این شرایط احساس فرسودگی می کنند. نامزدی و ازدواج برعکس شده و در میان کارگران ایالات متحده رو به کاهش است. به طور نگران کننده ای، هم فرسودگی شغلی بالا و هم نرخ درگیری پایین با عملکرد ممانعت شده است. این نکته مهم است که با حفظ عملکرد چه کاری می توانیم انجام دهیم تا بهزیستی خود را هم افزایش دهیم؟مکث کردن کار به جای پیوسته کار کردن ممکن است به هر دو جنبه کمک کند. در تجزیه و تحلیل بیش از ۸۰ مطالعه، نشان می دهد که توقف کار در طول روز می‌تواند به بهبود رفاه و همچنین انجام کارهای بیشتر کمک کند. برخلاف روایت رایج در مورد ساعات کاری طولانی، تحقیقات ما نشان می‌دهد که استراحت در ساعات کاری نه تنها عملکرد را کاهش نمی‌دهد، بلکه می‌تواند به افزایش آن کمک کند.چرا استراحت برای رفاه و عملکرد مفید است؟ مانند باتری هایی که نیاز به شارژ مجدد دارند، همه ما منابع فیزیکی و روانی محدودی داریم. وقتی باتری‌های ما تمام می‌شود، ما احساس خلاء،خستگی و استرس‌ می‌کنیم. کار در زمانی‌که انرژی بسیار کمی ‌باقی مانده، بر رفاه و عملکرد فشار وارد می کند.یک کارگر که تلاش می‌کند تا وظایف را علی‌رغم حالت تهی‌شده به پایان برساند، قادر به انجام آن نبوده و حتی مرتکب اشتباه می‌شود، در نتیجه کار بیشتر و حتی منابع کمتری برای انجام همان وظایف باقی می‌ماند. این  بدان معناست که هر چه بیشتر کار کنیم، بهره وری کمتر و خسته تر می‌شویم. خبر خوب این است که استراحت کردن  می تواند به کارکنان کمک کند تا خستگی و کاهش بهره وری خود را شارژ کنند. با این حال، همه وقفه ها از نظر تأثیر برابر نیستند.چه نوع استراحتی برای بهبود رفاه و عملکرد موثرتر است؟ استراحت های کاری اشکال مختلفی دارند: ورزش کردن، مرور شبکه های اجتماعی، پیاده روی کوتاه، معاشرت با دیگران، چرت زدن، خوردن ناهار و غیره. با این حال، بررسی سیستماتیک نشان  می دهد که همه اینها به یک اندازه موثر نیستند. به عبارت دیگر، نحوه توقف کار مهم است.  در  اینجا برخی از عناصر متداول استراحت وجود دارد که باید در نظر بگیرید:طول و زمان استراحت استراحت طولانی تر لزوماً مساوی با استراحت بهتر نیست. رها شدن از کار فقط برای چند  دقیقه اما به طور منظم (استراحت کوتاه) می تواند برای جلوگیری از خستگی و افزایش عملکرد کافی باشد. به عنوان مثال، کارگران می‌توانند صرفاً با حرکات‌ کششی استراحت های کوتاهی  داشته باشند. علاوه بر این استراحت‌های کوتاه‌ در صبح مؤثرتر هستند، در حالی که استراحت‌های طولانی‌تر در اواخر بعد از ظهر مفیدتر هستند. این به این دلیل است که خستگی  در طول روز کاری بیشتر می‌شود و برای شارژ مجدد به زمان استراحت بیشتری در بعدازظهر نیاز داریم.محل استراحت محل استراحت می تواند تفاوت بزرگی از نظر بازیابی ایجاد کند. هر دو حرکات کششی پشت میز  و بیرون رفتن برای یک پیاده روی کوتاه مشابه به نظر می‌رسند، اما ممکن است تفاوت قابل توجهی در پتانسیل شارژ مجدد داشته باشند. بررسی ها نشان می دهد که استراحت در فضای باز و لذت بردن از فضای سبز برای شارژ مجدد منابع کارکنان بسیار بهتر از ماندن صرف پشت میز است.فعالیت را قطع کنید درگیر شدن در فعالیت بدنی در طول استراحت برای بهبود رفاه و عملکرد موثر است. ورزش یک ابزار ریکاوری با ارزش ویژه برای کارهای سخت ذهنی است. با این حال، اثرات مثبت این نوع استراحت کوتاه مدت است و کارکنان باید به طور منظم ورزش کنند تا از  مزایای آن برخوردار شوند. علیرغم این مزایا، ورزش ترجیح داده شده ترین راه برای گذراندن استراحت در میان کارکنان نیست. بررسی ها نشان می‌دهد که مرور رسانه‌های اجتماعی رایج‌ترین نوع وقفه است – تقریباً همه (۹۷٪)  درگیر این فعالیت هستند. با این حال، محققان  دریافتند که پیمایش در رسانه‌های اجتماعی در طول تعطیلات کاری می‌تواند منجر به خستگی عاطفی شود. ⬅️صفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Mon, 04 Mar 2024 15:58:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنبه های مدیریتی تولید</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-pa11umn2e61p</link>
                <description>✍️چند سال پیش در صنعت نساجی، یک کارخانه مدرن در محیطی نسبتاً محدود و پرسنل کم توسط گروهی سرمایه دار راه‌اندازی شد که عمده عملیات در آن مکانیزه بود. این کارخانه که در ابتدا بسیار جذاب و مدرن به نظر می‌رسید با همه شهرتی که به دست آورده بود، عمری طولانی نداشت و بعد از مدتی کوتاه تولیدی از آن در بازار مشاهده نمی‌شد. کارخانه‌های فرسوده و از دور خارج شده در اطراف شهرها یا مکان‌های مختلف دیده‌ می‌شود که شرایطی مشابه نمونه ذکر شده دارند و عملاً اتلاف سرمایه و منابع به نظر می‌رسند حال اگر در آنها دقت کنیم متوجه می‌شویم که به کار بردن مواد اولیه برای تولید آنهم تولیداتی که به زودی از دور خارج می‌شوند به واقع حرکت نادرستی است و اتلاف واقعی منابع است که به دلیل سادگی تولید و در دسترس بودن مواد اولیه اشتها برای راه‌اندازی و عرضه محصول آنها بسیار زیاد است و شیوع دارد به طور مثال بطری‌ها و ظروف پلاستیکی برای کارخانجات تولیدی و رفع نیاز خود مردم تولید شده که در هر مکان می‌توان اصل و یا آثار آنها را دید که هم دور ریز منابع است و هم قیمت‌ها را بالا می‌برد و هم مصیبت زباله بر دوش شهرداری‌ها قرار می‌گیرد. برای نمونه انواع روغن‌های خوراکی و صنعتی که محتوای آنها مشابه است و احتمالاً حتی از یک منبع نیز تهیه می‌شوند با اسامی مختلف و در بطری‌های با اشکال و اندازه و رنگ‌های متفاوت در بازار توزیع می‌گردد و اغلب دیده می‌شود که خریدار هم از کیفیت بهتر و یا بدتر آنها اطلاعی ندارد و با پرسش از فروشنده‌ها یکی را انتخاب می‌کند. برای هر اتوموبیل تعدادی قطعه لازم است که باید هرچند وقت یکبار تعویض شود. این وضعیت در بقیه مصنوعات نیز وجود دارد که به زباله‌های خانگی می‌افزاید. از مقدمه مقاله به خوبی می‌توان دریافت که هدف چیست. منظور اصلی استفاده ماده اولیه‌ای است که دور ریز هستند ولی به سادگی می‌تواند در اختیار قرار گیرد و دیگر اینکه طراحی یک یا چند کارخانه این ضرورت را یادآور می‌شود که بر اساس محاسبات لازم و طراحی دقیق ساخته شده و مورد بهره‌برداری قرار گیرد. این نکته اگر رعایت نشود اولین اثر نامطلوب آن تولید زباله‌های فراوان است که در بالا ذکر شد. دو مورد دیگر نیز باید مورد توجه قرار گیرد یکی محل کارخانه است که آلوده کننده نباشد و وسعت لازم را داشته و امکان انتقال برق و آب و فاضلاب به محل و پارکینگ در آن در نظر گرفته شده باشد و دیگر تکنولوژی و یا خرید تکنولوژی جهت راه‌اندازی کارخانه است که این موضوع از اجزاء اصلی این طرح است. تکنولوژی را می‌توان از مطالعه در کشورهای مختلف و صنایع مشابه انتخاب کرد و با همکاری تکنسین‌های فروشنده تکنولوژی که وجودشان برای مدتی ضروری است، تولید به شکل انبوه آغاز گردد.تهیه و غربال مواد اولیه و دسته‌بندی آنها امری است که هم به مدیری کارآمد نیاز دارد و هم کارکنانی که با دقت این فرآیند را به انجام رسانند. قطعاً جمع‌آوری، حمل، دسته‌بندی از جهت جنس و اندازه بخش‌هایی است که در تهیه مواد اولیه کاربرد دارد البته وسائل حمل مواد که به ضرورت انتخاب می‌شود نباید از نظر دور شود علاوه بر این  در محل کارخانه سوله یا سوله‌های مختلفی مورد نیاز است که هم باید به سهولت در آنها وارد و یا از آنها خارج شد ضمناً فاصله و مسیر تا محل تولید هم نکته‌ای است که در ساخت سوله‌ها باید در نظر گرفته شود. فروش تولیدات کارخانه چندان کار پیچیده‌ای نیست که هر از چندی قیمت موارد مورد نیاز ساخت و تولید افزایش می‌یابد و محصولات کارخانه ایجاد شده می‌بایست متناسب با کیفیت محصولات قیمت‌های متفاوت را تعیین و عرضه نماید قطعاً اگر در ابتدا استقبال چندان زیادی مشاهده نشود موجب نگرانی نیست و با کمک نمایندگی‌های فروش می‌توان این نگرانی را برطرف نمود حتی به جز مسئله توزیع موضوع صادرات نیز نکته‌ای بس مهم است.وقتی کلیت این مدل و کاربردی بودن آن مورد تائید قرار گرفت این خط تولید در زمینه‌های گوناگون راه‌اندازی گردد. قطعات فلزی همچون آهن و آلومینیوم و یا لاستیک از زمینه‌هایی است که می‌توان به تناسب نیاز آنها در کشور در مورد تولید آنها اندیشه کرد.امیرحسین خیرخواه</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jul 2021 10:14:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرار از مسئولیت</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-qkt0hdjgt7fx</link>
                <description>✍️ بعضی مدیران خصوصاً مدیران پر مشغله یا چند کاره رفتارهایی دارند که به دلیل بروز ناهماهنگی و مشکل در بخش‌ها و واحدهای زیرمجموعه‌شان به فرار از مسئولیت توسط مدیر تعبیر می‌گردد. عناوینی چون، مسئولیت گریزی و یا بی‌اعتنایی به موانع و مشکلات تلقی کارکنان از اینگونه مدیران است. در مقابل ممکن است برخی مدیران نیز مشکلات را ناشی از کمبود اختیارات خود بدانند و بر سیستم فشار وارد سازند که اختیاراتشان در حد کفایت باشد و یا اختیارات جدیدی به آنها تفویض شود. ادعای این مدیران بدان دلیل است که به لحاظ نبود و یا کمبود اختیار سیستم در یک بروکراسی پیچیده برای هر موضوعی درگیر می‌شودکه روند چرخش امور را طولانی می‌سازد. هیچکدام از مواردی که به آنها اشاره رفت غیر واقعی نیست و قطعاً نمونه‌هایی از هر دو دسته و عوارض آنها در موارد بسیار دیده شده یا وجود دارد.در این یادداشت قصد، اشاره به پدیده‌ای است که ظاهر و انگیزه متفاوتی در پشت آن قرار دارد که به واقع انسان دچار این مشکل می‌شود که هدف آیا سازمان و بنگاه و حل سریع مشکلات است و یا تدابیر اتخاذ شده به دلایل دیگر مانند نا آشنایی مدیر با مسئولیت‌های محوله یا فرار از فشار مسئولیت‌های وقت‌گیر و ایجاد فضای تنفس و نهایتاً به دلیل عواقب برخی تصمیمات، فرار از تصمیم‌گیری و یا اختیارات مدیران است.اگر به درون برخی بنگاه‌ها دقت کنیم ممکن است به شرایطی به شرح زیر برخورد نماییم که تا حدی غیرعادی یا غیر لازم است ولی برای هر یک دلایلی ارائه می‌شود که جهت پذیرش آنها باید دقت کافی به خرج داد.به طور مثال:۱-نمودارهای سازمانی گسترده با پست‌ها و مشاغل زیاد و به تبع آن نیروهای فراوان و تقسیم کارها و اجزای زیاد.۲-پیشنهاد و یا انتصاب افرادی به سمت‌های نو و تازه در بنگاه که ضرورت این انتصاب‌ها (معاونت‌ها و مدیریت‌ها) محل تردید است.۳-تدوین مقررات دست و پا گیر که شاید هدف آن بیشتر تدقیق امور و اطمینان از سلامت عمل باشد ضمن آنکه باعث فراغت برای مدیران بالادستی نیز می‌شود.۴-تشکیل انواع کمیسیون‌ها، کمیته‌ها، شوراها و جلسات منظم و شناسنامه‌دار و واحدهای وابسته و غیره که مدیران و کارکنان دارای پست مشخص در یک یا چند تای آنها عضویت دارند لیکن مسئولیت‌های محوله به همه اینها بیشتر ظاهر بالغ کردن تصمیمات، بهینه‌سازی رویه‌ها و درکل نوعی دموکراتیزه کردن دستگاه می‌باشد. ضمن تاکید بر اینکه وجود این تشکل‌ها در برخی موارد ضروری است لیکن مطلوبیت آنها وقتی است که با هدف مشخص ایجاد شده و تصمیمات آنها جدی گرفته شود و قصد فرار از مسئولیت یا اختیار، انگیزه تشکیل آنها نباشد.البته به جز موارد بالا که وجود حساب شده آنها محل تردید نیست، تفویض اختیار و تعیین نماینده و شرکت دادن افراد به جای مدیر در جلسات غیر جذاب و یا کم اهمیت، وسیله‌ای است که مدیر می‌تواند برای فراغت خود از آن بهره‌مند شود. به هر حال در همه این موارد اگر منطق قوی وجود داشته باشد و تصمیمات متخذه توسط این گوشواره‌ها کاملاً مورد پشتیبانی قرار گیرد، شاید برای بهره‌وری بالاتر امور و منطقی‌تر و اصولی‌تر شدن تصمیمات و اقدامات مفید باشد.امیرحسین خیرخواه</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 13:34:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیر، مدیرعامل، مدیرکل و ...</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D9%84-%D9%88-q08xpunyvwuq</link>
                <description>✍️ این اسامی که هر یک به دسته‌بندی خاصی مرتبط است شاید در کل یک معنی می‌دهد و آن پذیرش مسئولیت اعمال و رفتار منطبق با برنامه ریزی فرد متصدی است. عمده مشاغل از جهت اقدام، محدودیت دارند. آنکه مدیرعامل است در واقع مجری تصمیمات گروهی به عنوان عضو هیئت مدیره می‌باشد و یا آنکه رئیس است، اقداماتش بر اساس قوانین و مقررات مصوب دستگاه‌های قانون‌گذار انجام می‌شود. آنکه سمت سرپرستی دارد پیداست که گروه و یا مجموعه‌ای خط مشی، دستورالعمل و آیین‌نامه تدوین می‌کنند و سرپرست فردی پاسخگوست و باید آنچه وظیفه دارد به انجام رساند. مدیرکل یک بخش از سلسله مراتب اداری است که بیشتر به سازمان‌های دولتی مرتبط است. سوال در آن است که پس مدیر و مدیریت و رئیس و غیره، کجا قرار دارند وآنچه به صورت رایج، مدیری و مدیریت نامیده می‌شود، کجا قرار گرفته. واقع این‌است که مدیریت یک مجموعه است و در یک نظام سازمانی متناسب با ضوابطی که تعیین شده، اداره می‌گردد. مدیریت خوب و بد و یا متوسط، حاصل عملکرد یک مجموعه را نشان می‌دهد. اگر ارزیابی آن باشد که هم ضوابط و مقررات متناسب با ظرفیت یک سازمان تنظیم شده و مسئول کل به گونه‌ای عمل کرده و یا انگیزه‌ای ایجاد نموده که حاصل آن موفقیت و پیروزی و غلبه بر مشکلات همراه با جهت‌گیری به سمت بالااست مدیریت موفق بوده و ارتباط این شرایط به انتصابات، نظارت، هدایت و اندیشه کارساز مدیر مرتبط است، به طور خلاصه می‌توان گفت این فرد حواسش بر همه‌جا هست و قطعاً کج‌روی ها را تشخیص و اصلاح می‌کند و برنامه درست و عملی، تدوین و یا تصویب نموده به طوریکه زیرمجموعه را به سمت بالندگی و پیشرفت، پیش می‌راند. سازمانی با چنین مدیریت، موفقیت داشته و توانسته هم مقامات بالایی و یا زیرمجموعه خود را راضی نگه دارد ضمن آنکه خود از آنچه بر مبنای تصمیماتش عمل شده خوشحال است. شایان ذکر است که مدیر موفق کسی نیست که همه را راضی کند، بلکه فردی است که مجموعه‌ای را ممتاز و در مسیر پیشرفت قرار دهد. تزریق فکر بکر و کارساز، تدوین دستورکارهای اثرگذار، روابط اجتماعی مقبول با کارکنان و مشتریان، نظارت سیستماتیک همه اجزای یک مدیریت شایسته است که در نهایت موفقیت از دل آن ساخته می‌شود و این را نیز باید در نظر داشت که مدیر اندیشه ورز کسی است که بر محدودیت‌ها غلبه می‌کند چراکه اگر امکانات همواره فراهم باشد هر فرد متوسطی می‌تواند مدیری کارآمد جلوه کند.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Sat, 03 Apr 2021 09:28:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت مراسم و همایش‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7-oqylxqa7uq02</link>
                <description>✍️ در سازمان‌ها، ادارات و منازل هر از چندی مراسمی برگزار می‌شود که حسب مناسبت و میزان مهمانان و تشریفات و هزینه‌های در نظر گرفته شده برنامه، پرشکوه و یا ساده برگزار می‌گردد. برای مثال جشن‌های عروسی، تولد، فارغ‌التحصیلی، اعطای نشان، ارتقاء رتبه از بخش‌های آن است. اگر بخواهیم این سلسله را ادامه بدهیم مواردی چون تولد، خواستگاری و انواع مشابه را نیز چه در خانواده‌ها و چه در مراکز رسمی، دولتی و غیردولتی بخش‌هایی است که در این قالب حسب مورد اجرا می‌گردد. علی‌رغم عنوان و ظاهر ساده، اینگونه برنامه‌ها چندان هم ساده نیستند و نیازمند مدیریت شایسته می‌باشند که خود آدابی دارد که برگزارکننده و یا مدیر، مسئولیت مهمی را می‌پذیرد و هرچه این مراسم با شکوه‌تر، اقتصادی‌تر و نیز توجه به رعایت تمام ظرائف مهمانی باشد همه سلیقه مدیر را مورد تقدیر قرار می‌دهند و خود نیز با خاطره خوش مراسم را ترک می‌کنند. اگر نیاز به تقسیم‌بندی اینگونه برنامه‌‌ها باشد نهایتاً مسئولیت آن به مدیر واگذار می‌شود که می‌توان به بخش‌های زیر اشاره کرد:۱- فضای مراسم و حال و هوایی که بنا به تشخیص مدیر باید برقرار باشد.۲- شخص مدیر که معمولاً فرد شناخته شده‌ای است که از بین فامیل و یا از کارکنان و مدیران یک سازمان و یا فردی که به لحاظ حرفه‌ای بودن از شرکت‌ها دعوت می‌گردند.۳- انتخاب محل که لازم است متناسب تعداد مدعوین باشد.۴- توجه به زمان و نیز فراهم آوردن محل پارکینگ و تعیین مسئول برای سالم ماندن اموال مدعوین.۵- منوی غذا که متناسب با سرمایه‌گذاری انجام شده، تناسب مجلس و تعداد مهمان تعیین می‌گردد.۶- آرایش محل و مواردی چون نورپردازی، گل‌آرایی و غیره که مدیر متناسب با برنامه آن را تدارک می‌کند.این برنامه‌ها بسیار حساس هستند چراکه دیده شده افرادی که جلسه را ترک می‌کنند هر دسته‌ای از آن برداشتی خاص دارند و اگر مدیر به تمام دقایق توجه داشته باشد و چک‌ لیست او چیزی کم نداشته باشد و از همه مهم‌تر در همه‌جا، همه بخش‌ها را زیر نظر بگیرد، مراسم برای همه خاطره‌انگیز خواهد بود.نقش مدیر در مراسم بسیار با اهمیت است و خصوصاً همکارانی که برای خود انتخاب می‌کند و در ایستگاه‌های مناسب آن‌ها را مستقر می‌سازد، بر جلوه و انتظاری‌که از محل می‌رود به شدت می‌افزاید. زمانی نیاز به شادی است که وقتی برای سکوت و ادای احترام و نهایتاً بخش خاصی ممکن است خاص ابراز حزن و اندوه باشد. درهم ریختن این بخش‌ها از اعتبار مجلس می‌کاهد و مدیر با تجربه برای هر برنامه و یا بخشی از هر برنامه پیش‌بینی خاص دارد و همین دقت نظر است که اگر به خوبی و درستی بدان توجه شود، تقدیر و سپاسگزاری از مدیر مجلس، از وظایف مسئول و یا مسئولان است.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Wed, 24 Feb 2021 11:10:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت مروارید</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-bjisj4mjmcc9</link>
                <description>✍️ توان پایداری در دوستی یکی از موفقیت‌های بزرگ برای هر فرد انسانی است. دوستی حسب نظر عمده انسان‌های دنیا دیده و سرد و گرم چشیده ارزشی بسیار والا دارد و در این نسخه قصد پرداختن به دوستی عاطفی مد نظر نیست، بلکه آنچه در نظر دارم مورد مداقّه قرار دهم، آمیزه‌ای است از فونداسیون عاطفی و اثربخشی و فایده دوطرفه می‌باشد. این بحث از این جهت مورد توجه قرار می‌گیرد که دوستی واقعی بسیاری از خلاء‌های زندگی را پر می‌کند و در بسیاری موارد می‌تواند پشت‌گرمی، قوت قلب، نگرانی‌های عمومی زندگی و حتی اقتصادی را ترمیم و یا تعمیر نماید.به واقع برخورداری و توانمندی در حفظ یک دوستی استوار ارزشی بس والا دارد و بسیاری از نگرانی‌ها و افسردگی‌ها و شکست‌هایی که در بستر حیات انسان را می‌پیچاند و علاقه به زندگی را تا حد بسیار زیادی کاهش می‌دهد ناشی از عدم برخورداری از دوستان ثابت‌قدم می‌باشد.به کار بردن واژه مدیریت برای کمک به تشریح و تحلیل و نتیجه‌گیری مطلوب واژه مناسبی است، به شرط آنکه موارد راهنما به خوبی شناسایی و خطوط آن همواره به عنوان نقشه راه مورد عنایت قرار گرفته و در واقع فرآیند مدیریت شود. ۱- دوستی نمی‌تواند یک‌طرفه باشد بلکه واژه «مناسب» «مطلوب‌تر» است. بسیار دیده شده که دوستان نزدیک به لحاظ توقعاتی‌ که شاید حل و رفع آن از طرف مقابل بر نیاید و یا امکان‌پذیر نباشد، رشته ارتباط را از یک طرف گسسته‌اند.۲- دوست عمدتاً یک راهنمای بی‌غرض و یا یک مددکار مخلص است و به آن جنبه اقتصادی دادن به شرط برآورده نشدن خواسته تا ترمیم و برگشت به شرایط قبل زمانی طولانی خواهد داشت و شاید اساساً در این مسیر این رشته گسسته و برگشت‌پذیر نباشد.۳- دوستی واقعی نیاز به اثبات دارد و صرف یکی دو مهمانی و خوردن دو فنجان چای نمی‌تواند پایدار کننده رفاقت باشد شاید د این‌گونه موارد و این‌گونه ارتباطات با یک خداحافظی ساده موضوع خاتمه یابد.۴- هر یک از اعضای شریک در یک پیمان دوستی باید نهایت تدبیر را بکار گیرد تا لغزشی در این ارتباط ایجاد نشود. دوستی پایدار در واقع حرکت روی لبه یک تیغ و یا قدم زدن بر روی یک طناب است.۵- علاوه بر موارد ذکر شده موضوعات اطلاعاتی دو طرف نیز از اهمیت ویژه برخوردار است در واقع این‌ها همه شرط لازم برای یافتن و نگهداری دوست واقعی است.۶- اینکه صحبت از اعتماد و کمک و ایستادن به پای دوست، شاید ظاهری کدر داشته باشد، ولی این نباید ما را به سمت نتیجه‌ای رهنمون سازد که مرز دوستی صرفاً احوال‌پرسی گرم و نشست و برخواست لذت‌بخش است. نزدیکی عاطفی واقعی و توقعی که از آن می‌رود از هر جهت و از جمله موضوعی، انتها ندارد به شرط آنکه این ارتباط درست فهمیده شود و به واقع دیدار دوستان، روح را شادی بی‌افزاید و دیدار دوست همچون پیدا گردن درّی گرانبها در دل یک صدف باشد.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Tue, 09 Feb 2021 19:20:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره مدیریت در کشور آلمان</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-ahfbeujd0tsf</link>
                <description>✍️ کشور نازی‌های سابق مثل دیگر کشورها نهادهای حکومتی با همان اسم و رسم متداول را دارند و این نهادها در مناطق مختلف استقرار یافته و به کمک حکومت در می‌ِآیند. حکومت یا دولت ظاهراً با بهره‌گیری عصاره فکری نیروهای شاغل در این مراکز به کشور اول اروپا تبدیل شده‌اند و در اتحادیه اروپا تقریباً حرف اول را کشور آلمان می‌زند. ولی آیا واقعاً مطلب پیش گفته چنین است و صحیح است و حاکمان متناسب با تدبیر و ارائه طریق کارشناسان و اهل فن این کشور بزرگ که در دو جنگ جهانی شرکت داشته و هم‌اکنون نیز زیباترین و کارآمدترین محصولات صنعتی را تولید می‌کند به پا نگه‌داشته‌اند؟این کشور که دوبار از قدرت به زیر کشیده شده چرا مجموعه‌ای دشمن در اطراف خود سازمان نداده و برعکس تقریباً نه از طریق نظامی بلکه به لحاظ هنر کشورداری و رفتارهای سیاسی جایگاهی رفیع یافته است. مقامی که در اکثر کنفرانس‌ها و اجلاس‌ها بر صدر می‌نشیند و نظرات و رایزنی‌های خود را به دیگران دیکته می‌کند. در کشور آلمان همانگونه که گفته شد مطابق قانون نهادها و سازمان‌ها و شرکت‌هایی وجود دارند ولی در حال حاضر که همه چیز بر وفق مراد مردمان است و آب در دل کسی تکان نمی‌خورد نظام آموزشی، نیروهای کار را تربیت می‌کند و صدها هزار شرکت کوچک و بزرگ و متوسط در اینجا مشغول فکر هستند تا سهمی متناسب از بازار جهانی را بردارند.در آلمان گفته شده که سالانه حدود چهارصدهزار شرکت جدید ایجاد و چیزی در همین حدود منحل می‌گردد چراکه آنها کارآفرینند و کارآفرین نه سرخورده می‌شود و نه از پای می‌نشیند. در کنار بنگاه‌ها و موسسات موجود در این کشور، نهادهای سنتی فراوانی از گذشته تا حال وجود داشته‌اند که هر کدام عده‌ای کارمند ناراضی دارند و این کارمندان به شکل روتین کار کرده و به دنبال ایده‌پردازی نو نیستند ولی از آنجا که بعضی امور کشور به موجب قانون باید توسط همین مراکز انجام شده و گزارش‌های زیاد دولتی برای مطالعه دولت‌مردان ضروری است، این بخش را به عهده داشته و این مشاوران مدیریت معمولاً کارهای تکراری انجام می‌دهند و بالاخره بازنشسته شده و از دستگاه خارج می‌گردند. از چند سال پیش شرایط در آلمان تغییر کرده و شکل دیگری برپا شده است و با پویایی خود شرایط جدید را در کشور مستقر ساخته‌اند.مدیر یکی از این شرکت‌های سنتی که کار مشاوره مدیریت انجام می‌دهد، گفته است که نسل ما مدت‌هاست که منقرض شده و به جای ما شرکت‌هایی چون مکنزی، پرایس واترهاوس و دیگران کارها را به پیمان می‌گیرند و این مشاوران سخت‌کوش و خوش‌فکر در کنار دولتیان قرار دارند و امور را به نحو شایسته‌ای به جلو می‌برند. امروزه دنیا واقعاً نمی‌تواند در دایره تنگ گذشته احساس رشد و ترقی کند. اگر قرار است نه مشاوره مدیریت که اصل مدیریت هر روز مسیری نو بگشاید و صنعتی و یا خدمتی را متحول کند و مدیرانی کارآمد را بر راس بنشاند، نیاز به همین است که مشاوره مدیریت درون‌زا نباشد و از تعالیم آنها گروه گروه مشاوران واقعی بنگاه‌ها را سرویس دهند. نیاز امروز آن است که پذیرای فکر و اندیشه کارآمدترین مشاوران در هر نقطه جهان باشیم و به قولی که در میان ما ایرانیان نیز دهان به دهان می‌چرخد، اگر علم در چین یا هند هم باشد، باید از آن یاری طلبید و مسیر ترقی گشود.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Sun, 07 Feb 2021 18:06:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربرد واژه مدیریت</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-qy4fadymaoy0</link>
                <description>✍️ به عبارت‌هایی‌که بعضاً از برخی تریبون های روابط جمعی شنیده می‌شود گوینده هرگاه برای ادامه صحبت خود واژه کم می‌آورد از کلمه مدیریت استفاده می‌برد. من مدیریت را می‌فهمم و وقتی از این کلمه نابجا بهره‌برداری می‌گردد به خوبی متوجه این لغزش می‌شوم که علت بهره‌گیری از این کلمه چیست همانگونه که در چهار پنج سال اخیر واژه پارادایم همین وضعیت را پیدا کرده است. بسیاری از مدیران یا دانشوران مدیریت به این واژه بسیار علاقمند هستند و حتی کار به جایی رسیده که در بسیاری سمینارهای مدیریتی که برگزار می‌شود هر از چند جمله واژه پارادایم به زبان گوینده خطاب به حضار انتقال می‌یابد و پارادایم در محتوای سمینار صرف عنوان می‌گردد.در کنار این موضوع اصل واژه مدیریت نیز چنین سرنوشتی پیدا کرده است. برای مثال اگر مشکلی در جایی بروز کند توصیه می‌شود که در خصوص رفع مشکل بهتر است به جای راه‌حل‌های متفاوت، موضوع مدیریت شود یا به طور مثال در مواقعی که مسئله‌ای گرفتاری در جریان کارها ایجاد کرده است اهل فن یا شبه اهل فن علاقمندند عنوان کنند که بله این مشکل بهتر است مدیریت شود ولی اینکه مدیریت شود یعنی چه کاری باید صورت گیرد، توضیحی داده نمی‌شود و بخش پیچیده آن به صاحب مسئله سپرده می‌گردد. حال مدیریت ممکن است واژه زیبایی باشد ولی در مورد مدیریت مهم است که محتوا چیست و از مدیریت چه انتظاری می‌رود و کاربرد این واژه چگونه پدیده مطرح شده را رفع و رجوع می‌سازد. به هر حال و البته این واژه به قدری ظرفیت دارد که از آن در ادبیات نوین و رافع مشکل انتظار به فعل و انفعالات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی داشت و با یک نگاه کل نگر و دانش افراد متخصص بهره‌برداری لازم به عمل آورد نهایت اینکه یک شرط باید حتماً مورد عنایت قرار گیرد و آن این است که از مدیریت به عنوان یک کلمه کور و در هر شاخه‌ای و در هر زمانی که کار به گرفتاری افتاده است، استفاده نگردد.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Sat, 06 Feb 2021 17:46:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان پیچیده</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-pmkt8xzwtypp</link>
                <description>✍️ هیچ فکر کرده‌اید که در ادوار پیشین علی‌رغم مشکلات فراوان در انتقال اطلاعات، افرادی شاخص ظهور کرده‌اند که دنیا را به حیرت وا داشته و هنوز هم افکار و آثار آنها محور عمده تحولات جهانی است. فلاسفه یونان تا روم و اروپا، شعرا و نویسندگان پارسی زبان، مخترعین و مکتشفین بزرگ، فیزیک‌دانان، اهل هندسه و نهایتاً هنرمندان از این جمله‌اند. اندازه دنیا و طول و عرض آن قطعاً کوچکتر از حال نبوده ولی به تدریج و بعد با سرعت سرسام‌آور جمعیت جهان افزایش یافته، به طوری که شاید هزاران هنرمند و عالم و فیلسوف وجود دارند و در این یکصد سال اخیر بسیار زیاد و در تمام نقاط منشاء گسترش دانش و تکنولوژی بوده‌اند. با افزایش جمعیت، سرعت رشد دانش،گسترش تکنولوژی، متناسب با نیاز جوامع مختلف، اتفاقاتی رقم زده شده که انسان را گیج و منگ می‌کند. انواع راه‌ها و شاه‌راه‌ها، اتصال برق، سدهای بزرگ و کوچک و حرکت جریان آب به تمام نقاط، وقایع دریاها و اقیانوس‌ها، هواپیماها و فضانوردها، اتوموبیل با زرق و برق و تلفبق علوم و تکنولوژی صدها هزار و یا میلیون‌ها واحد تجاری و بانک و موسسات مالی، سراسر گیتی را پوشانده است و تکنولوژی این امکان را فراهم ساخته تا انبوه محصولات، فرآیندهای تولید و کسب و کارهای بسیار گوناگون به نوعی سامان یابند. ولی آیا اندیشیده‌اید که اگر یکی از فاکتورهای اصلی مثل تکنولوژی یا تولید یا کشاورزی و غذا و یا جمعیت و دانش و غیره اوج بگیرد و از مدار خارج شود، چه مصیبت‌های بزرگی در انتظار مردمان است. اکنون که با بضاعت موجود مدیریت کلان دنیا در حال چرخش است، هرگاه پیچ رادیو یا تلویزیون را باز کنید، صحبت از هشدار و جنگ و بیماری همراه با فقر و ثروت‌های کلان و یا سازه‌های بدیع را به چشم می‌بینید. یک آفت کوچک که مهاجرت نام دارد و ناشی از برهم خوردن نظم در یک گوشه‌ای از دنیاست، سران کشورهای عمده را به وحشت می‌اندازد و جنایت‌های بزرگ خلق می‌گردد. همین اخبار محدود هم که به برکت وسائل ارتباط جمعی به گوش ما می‌رسد اگر درست تحلیل شود و کسی بخواهد آینده را پیش‌بینی کند، وحشت وجودش را فرا می‌گیرد و این درحالیست که خلقیات و اعمال شنیع گروه بزرگی از جوامع در نظر گرفته نشده‌است.این چند خط شرح مصیبت فقط از آن جهت بود که بدانید مدیریت در چه وضعیتی قرار دارد. همه انتظار دارند که این پازل توسط مدیران کاردان تنظیم و چیده شود بدون آنکه وزن و دشواری آن را بسنجند. چیزی که اکثراً به ذهن مردمان می‌رسد این تصور است که «تغییر» راه‌حل است که البته ممکن است باشد ولی با چه شرایطی؟امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jan 2021 14:29:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهبری خوب عبارت است از پرسیدن سوالات خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A8-mfpwh7yzmhfz</link>
                <description>? توانایی پرسیدن سوالات الهام بخش و پرمحتوا، برای هر رهبری یک ضرورت است. با مطرح کردن چنین سوالاتی میتوانید افراد را کمک به کشف فرصت‌های مهمی نمایید که در سازمان‌تان هنوز درباره آنها بحثی نشده است.چند مثال :?چه فرصتی برای تغییر وجود دارد تا بتوان ارزش بیشتری را نسبت به گذشته بدست آورد؟ ?نیازهای تازه و برآورده نشده مشتریان ما چه نیازهایی هستند و آیا میتوان با یک کسب وکار کاملا جدید آنها را تامین کرد؟ ?چگونه می‌توانیم منابع طرفین سوم را تقویت کنیم تا انواع نیازهای مشتریان‌مان تامین شود؟ ?چگونه می‌توانیم از محصولات و خدمات استاندارد و در حد بازار عمده به سمت محصولات و خدمات سفارشی برای تامین نیازهای تک تک مشتریان‌مان حرکت کنیم؟?چگونه میتوانیم شبکه‌هایی برای عرضه راه‌اندازی کنیم که در واکنش به مشکلات ناگهانی در زمینه تولید یا لاجستیک انعطاف‌پذیر باشند؟?چگونه فناوری حسگر را تقویت نماییم تا بتوانیم شاهد نحوه استفاده مشتریان از محصولات‌مان باشیم؟ و چگونه میتوانیم از این اطلاعات برای تحویل ارزش بیشتر و گسترش اطمینان استفاده کنیم؟ پرسیدن سوالات متعدد نشانه ضعف نیست، بلکه نشان میدهد شما به دنبال بهبود وضعیت سازمان خود فراتر از حد امروز آن هستید. می‌توانید اعتبارتان را افزایش دهید و از شواهد و مدارکی بگویید که نشانگر روال های طولانی‌مدت و اساس سوالات شما هستند، برای مثال فناوری‌های نوین که فرصت های جدید را ایجاد می کنند، یا تغییر در ویژگی‌های مردمی که بعضی نیازهای مهم تامین نشده را در میان مشتریان نمایان می‌سازد. برداشته شده از” انجام رهبری خوب با پرسیدن سوالات صحیح و مناسب است، نوشته جان هاگل - هاروارد بیزنس ریویوصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jan 2021 16:28:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر نظام‌های حقوق و دستمزد</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B2%D8%AF-bebzf0ihl9mo</link>
                <description>✍️ چند روز پیش به یکی از شعب بانک برای انجام کاری مراجعه داشتم. چون کسی جز من در بانک نبود دیدم اعضاء شعبه که پشت گیشه‌ها نشسته بودند دم از حقوق و دستمزد خود می‌زدند که زندگی‌شان تامین نمی‌شود. کارکنان شعبه متوسط ۳۵ سال سن داشتند. فردی که من روبروی او نشسته بودم تا کارم را انجام دهد گفت من و شاید هم‌ردیفانم حدود ۵ تا ۶ میلیون تومان در ماه حقوق می‌گیریم ولی پدر من که تازه بازنشسته شده حقوقی معادل ۱۱ و نیم میلیون تومان دریافت می‌دارد. همگی بر این وضع نقد و انتقاد داشتند. من اگر فرصت داشتم علت را برایشان توضیح می‌دادم. کارم تمام شد و از بانک بیرون آمدم. قدری پیاده در کنار خیابان قدم زدم و با تامل گفتم سیستم حقوق و مزایای کارکنان چه ایراداتی دارد؟ در همان چند قدم پیاده‌روی نکات زیر به ذهنم رسید:۱- بین دو نفر با شرایط کار مساوی، آنکه مجرد است از مزایای کمتری برخوردار است و اضافات فرد متاهل البته چندان اثرگذار نیست.۲- هرچه سن فرد بالاتر می‌رود علی‌رغم آنکه بهره‌وری کارش پایین می‌آید، حقوقش بالاتر می‌رود.۳- کسی که مسئولیت سنگین مالی دارد، هم باید اعتماد مدیریت و کارکنان را جلب کند و هم حقوق هم‌طراز افراد مشابه خود از جهت سابقه و تحصیل را دریافت نماید.۴- در سیستم‌های دولتی که میلیون‌ها حقوق‌بگیر وجود دارند و بین آنها تفاوت‌های جدی در کیفیت کار هست، حقوق یکسان پرداخت می‌شود.... از این دست بسیار در نظرم آمد. شاید بخش خصوصی واقعی که درآمدزا نیز باشد متناسب‌تر به افراد کارآمد حقوق می‌پردازد و اختیار آن را نیز دارد. ولی در کنار این نکات سوالات زیر نیز بی‌جواب ماند:۱- افراد با حقوق محدود از چه راه هزینه‌های سرسام آور زندگی خود را تامین می‌کنند؟۲- اجاره‌خانه نجومی و منازل چند میلیاردی، قیمت‌های گزاف برای هر چیز که لااقل تا حدی از بخش متوسط و حقوق‌بگیر از آنها بهرمند می‌شوند، چگونه تامین می‌شود؟البته ثروت خانوادگی، ارث و میراث، مشاغلی که از نظر درآمد بی‌ در و دروازه پول پارو می‌کنند شاید یخشی از جواب مسئله باشد. ولی اینها بخش محدود از سوال را جواب می‌دهد. شاید دولت کوچک و گسترش بخش خصوصی یکی از راه‌ها باشد و یا کنترل و نظارت مالیاتی، راه‌کار به نظر آید و نهایت اینکه دولت برای همه مردم پدر باشد و با نگاه یکسان و برقراری تعرفه‌های درآمدی و یا بیمه‌های اثرگذار و نهایتاً معیارهای منطقی برای پایه‌های حقوق در مقابل کار، راه‌حل مسئله باشد. ولی این امور چندان ساده نیست. حداقل آنکه اگر کسی بداند راهی برای درآمد بالاتر  در داخل و یا خارج کشور باشد، برای کسب آن درنگ نمی‌کند. توصیه می‌کنم در صورتیکه مسئولیت اجرای پروژه های تعیین حقوق و دستمزد در دستور کارتان قرار گرفت، خیلی دقت کنید و از شیوه‌های رایج در این راه دور شوید.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jan 2021 08:58:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیرسازی</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-yrj4ljmtsnwa</link>
                <description>✍️ آنچه سهم بزرگی در توسعه و پیشرفت کشور دارد برخورداری از مدیران شایسته، کاردان و ماهر است. در این مسیر در عمده دانشگاه‌های ما دانشکده‌های مدیریت از دیرباز دایر شده و معمولا پذیرش دانشجو در این دانشکده‌ها زیاد است و با این همه فارغ‌التحصیلان، این مراکز سهم محدودی در مجموعه مدیریت کشور دارند که دلایل بسیار زیادی دارد، عدم هماهنگی دروس با فعالیت‌های بنگاه‌ها، ورودی‌های ضعیف و سخت‌گیری محدود در کلاس‌ها و در نهایت کمبود هیئت علمی ماهر و حرفه‌ای به گونه‌ای که دانشجویان را برای فعالیت در نقش مدیر آماده کنند. اگر هدف مراکز آموزشی و دانشکده‌های مدیریت مهارت آموزی همراه دانش‌آموزی باشد، برنامه‌های تدوین شده قطعاً نتیجه مطلوب‌تری خواهد داشت.به جز نکات بالا اساساً نمی‌توان انتظار داشت که فارغ‌التحصیل تازه رها شده بتواند مسئولیت سنگینی بپذیرد مگر آنکه چند سالی در صنعت و یا خدمات هدف، فعالیت کرده باشد تا به زیر و بم کارها آشنا شده و آنچه از این راه آموخته با دانش و مهارت قبلی خود ترکیب و برای پذیرش مسئولیت مدیریت اعتماد به نفس داشته باشند. از آنجاکه بخش خصوصی و حتی بعضی بخش‌های دولتی از پذیرش افراد بی تجربه ابا دارند، تجربه‌ای در گذشته‌ها وجود داشت و آن ایجاد هولدینگ‌ها و صنایع مادر توسط دولت بود که معمولاً مراجعین استخدام را آسان می‌پذیرفتند. چراکه سود، هدف نبود و بیشتر همراه کار، کارآموزی نیز در دستور کار مدیران ارشد قرار داشت. در این اماکن معمولاً درصد زیادی از ورودی‌ها بعد از دو سه سال خارج شده و جذب بخش خصوصی می‌شدند و بسیاری مدیران لایق از این مسیر در واقع به بخش خصوصی هدیه شدند.علاوه بر این در خیلی از کشورها دوره‌های خاص آموزش و پرورش مدیریت دائر می‌شود که محدودیت سنی و بعضی شرایط دانشگاه‌ها را ندارند ضمن آنکه به علت تسلط به زبان و نیز تجربه کاری، دانشجویان به سرعت با تازه‌های مدیریت آشنا شده و به عنوان MBA و یا DBA آماده‌تر از قبل، مسئولیت می‌پذیرند.ظاهراً فارغ‌التحصیلان ماهر MBA برای مدیریت مورد تقاضای بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی هستندکه این کار یک عمل شدنی‌است و به شرط جدیت و کیفیت درخور توجه، برای کشور ما یک راه حل تجربه شده‌است.در نهایت باید به این نکته نیز تاکید کرد که تقویت جدی بخش خصوصی و کوچک‌ شدن دولت، زمینه توسعه جامعه مدیران ارزشمند را فراهم خواهد ساخت.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jan 2021 10:04:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توفیق در مشاوره از طریق متد تغییرات شکلی</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%AA%D8%AF-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D9%84%DB%8C-lbxoqmig0mmp</link>
                <description>✍️ در حرفه مشاوره و در سازمان‌های انجام دهنده این حرفه، معمولاً تقاضایی به دستگاه مشاور ارسال و یا ارائه می‌شود و از مشاور خواسته می‌شود طرح را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و راه‌کار و یا راه‌کارهای رفع مانع و مشکل و یا شرایط بهبود فعالیت سازمان کارفرما را تدوین و به وی ارائه دهد.روش شرکت‌های داخلی برخورداری از کارشناسان و مشاوران استخدامی خود برای انجام پروژه‌هاست و البته در بیشتر موارد که تخصص و یا دانش انجام کار و یا مشکل بودن انجام پروژه، شرکت را با مانع مواجه می‌سازد، برون‌سپاری چه با شرکت‌ها و یا بیشتر افراد به عنوان راه‌کار انتخاب می‌گردد.اگر از دایره شرکت‌های رسمی داخلی خارج شویم، به شیوه‌های متفاوتی برای کمک به آنها می‌توان انتخاب کرد. ترکیب مشاوران مدیریت و یا کارشناسان مدیریت همراه با گروه‌ها و نیروهای متخصص در پروژه‌ها، شرایطی ایجاد می‌کنند که هر کدام از این دو دسته و یا حتی ترکیب آنها، حل مشکل و یا انتخاب متدولوژی و یا روش‌های کار را ساده می‌سازند.در گزارشی که مدیر یک شرکت مشاور آلمانی داده، ترکیب مشاوره و آموزش برای انجام فعالیت است. این مدل که برای خود گونه‌های متفاوتی را پیش پای شرکت می‌گذارد، توفیق در فعالیت مشاوره از کانال آموزش به کارکنان صورت می‌گیرد که آنها با راهنمایی گروه اصلی کار را به طور عمیق شناسایی کرده و نتیجه می‌گیرند.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jan 2021 09:17:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا شما از دسته افرادی هستید که آرزوی تغییر شغل به یک شغل کاملا متفاوت را دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-vpszbmfgamf0</link>
                <description>? آیا شما از دسته افرادی هستید که آرزوی تغییر شغل به یک شغل کاملا متفاوت را دارد؟ جالب است بدانید که بسیاری از مردم رویای مشابه شما را دارند. اما آنها هرگز حرکتی در این راستا انجام نمی دهند.زمانی که شما یک شغل کاملا متفاوت با شغل قبلی را آغاز نمایید، هزینه چنین تغییری معمولا بسیار بالاست و احتمال موفقیت در این شرایط بسیار بعید تخمین زده می شود. در این شرایط جواب صحیح این نیست که شما یک شبه شغل فعلی خود را رها کنید بلکه پاسخ صحیح این است که هر دو شغل خود را به صورت هم زمان پیش ببرید. داشتن دو حرفه می تواند بهتر از یکی باشد.شاید شما به عنوان یک استراتژیک محتوای تمام وقت مشغول به کار باشید و در کنار آن به تولید داده نیز بپردازید.شاید شما تیمی را در طول روز مدیریت نمایید و در کنار آن گاهی شب ها به تدریس یک درس مشغول شوید.مشغول دو کار کاملا متفاوت بودن موجب می شود که علاوه بر آموختن مهارت های جدید، افزایش شبکه ارتباطات انسانی و افزایش خلاقیت، رضایت مندی بیشتری را در محیط کار تجربه کنید. زمانی که شما به حس کنجکاویتان پاسخ مثبت می دهید، شور و شوق و نشاط در هر دو شغلتان جاری می گردد. به عبارت دیگر زمانی که شما دو شغل را هم زمان انجام می دهید ممکن است هر دو شغل را بهتر از قبل به سرانجام برسانید.برگرفته از &quot; چرا شما باید (حداقل) دو شغل داشته باشید&quot; اثر کبیر سهگالبرداشت شده از صفحه اینستاگرام:@harward_business_reviewصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jan 2021 09:15:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میان پرده</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-psvxlwuazmml</link>
                <description>✍️ امروز می‌توان وضع و حال جوانان خصوصاً در کشورهای صنعتی و پیشرفته را چنین تصویر کرد که زنده ماندن و حیات داشتن به کار بستگی دارد، صبح که می‌شود خیل عظیمی از کودکان تا دانشجویان دانشگاه‌ها با اراده‌ای محکم وظیفه خود می‌دانند که پس از بیدار شدن و صبحانه مختصری که خوردند، به سوی مدرسه و آموزشگاه حرکت کنند و ساعت‌ها به آموختن بپردازند. جوانان با رده سنی بالاتر را می‌توان صبح خیلی زود در ایستگاه‌ها و تونل‌های مترو و یا در حال دویدن برای سوار شدن دید و یا در ایستگاه‌های اتوبوس در صف‌های طویل که همگی به سوی کارخانه و مراکز صنعتی عازمند و تولیداتی که در سرار جهان به زیبایی عرضه می‌شود حاصل دست همین افراد است. سایرین نیز تا سنین بالا دست به‌کارند و ثروت ملی از راه نوعی همکاری آنها حاصل می‌شود. شب که می‌شود برای تمدد اعصاب و کمی تفریح خیابان‌ها را پر می‌کنند و هر گروهی به راهی می‌خزد و نهایتاً خسته که شدند به خانه باز می‌گردند و منتظر فردا می‌شوند. اینها عمدتاً در خانه‌های بی‌پیرایه و وسایل غیر لوکس و در حد نیاز زندگی به ادامه حیات می‌پردازند و به دنبال اتوموبیل‌های لاکچری و لباس‌های برند معروف نیستند. آنها زندگی را در کار و تلاش و خوش گذرانی متناسب می‌دانند و برای روزی که در آن هستند تلاش می‌کنند و کمتر به فکر جمع‌آوری پول برای سال‌های بعدی زندگی خود هستند. مالیات می‌دهند، پول آب و برق و گاز و عوارض شهرداری و خیلی چیزهای دیگر را به موقع می‌پردازند. غرض از طرح این مقدمه زمینه‌سازی برای یک مقایسه بود. اکنون به برکت تکنولوژی و اختراعات متنوع و مکانیزه شدن امور، ماشین در خدمت بشر است و بشر در خدمت ماشین. ولی اگر به یکصد سال پیش و کمی بیشتر در کشور خودمان نگاهی بی‌افکنیم دنیا رنگ دیگری داشته است. کار بر روی زمین، آزادی مفرط، پلیس و ژاندارم کمتر، زندگی خصوصی بدون دخالت دولت و دولت‌های کوچک، خودکفایی،  مراقبت از آب، درخت و زمین و نهایتاً برگرفتن میوه و محصول مستقیم از بوته درخت بوده است. شب نشینی، دوستی‌های پایدار ، روابط فامیلی از طریق ازدواج‌های اینچنین و آمد و شد به خانه‌های یکدیگر بدون تشریفات و نه چند قفله کردن خانه. شهر بدون ترافیک و راه‌های نزدیک و حل و فصل دعاوی نه از طریق دادگاه بلکه از راه کدخدامنشی و خیلی چیزهای دیگر که شاید خاطره‌اش برای افراد با سن بالا نیز فراموش شده باشد. باید پرسید کدام زندگی لذت بیشتری دارد و در چه شرایطی از طبیعت می‌توان لذت برد. من قضاوت نمی‌کنم چون هر کدام مزیت‌های خود را دارند ولی ممکن است روزی برسد که آنچه امروز پیشرفت می‌دانیم و زندگی را پیچیده و غیر قابل تحمل می‌کند، همه را بدانجا برساند که چه خوب بود به گذشته بر می‌گشتیم و از آرامش و لذت بیشتری برخوردار بودیم.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Sat, 16 Jan 2021 21:22:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیران! سعی کنید کمتر «ترسناک» به نظر بیایید</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-muzbhpxy31kt</link>
                <description>? اگر شما یک مدیر هستید، فارغ از اینکه چقدر با کارمندانتان صمیمی باشید یا نباشید، احتمالا آنها از شما می‌ترسند و دلیل آن موقعیت سازمانی شماست. و زمانی که افراد تحت تاثیر ترس باشند، کمتر ایده جدیدی ارائه می‌کنند و یا به مشکلات موجود اشاره می‌کنند.همواره به خاطر داشته باشید که عنوان شغلی شما بر روی نحوه برداشت دیگران به حرکات شما تاثیر گذار است. به عنوان مثال، ممکن است اگر شما یک سوال سخت و چالشی در مورد یک پروژه مطرح کنید، یک کارمند ارشد شما آن را به عنوان یک نقد سازنده تلقی کند اما یک کارمند تازه کار شما همان موضوع را صرفا به عنوان یک تنبیه انتقادی متوجه شود. همچنین باید این نکته را در نظر داشته باشید که همکارانتان ممکن است چه برداشت‌هایی از حالات چهره و زبان بدن شما داشته باشند. آیا ممکن است کارمندان شما، اخمی که هنگام فکر کردن می‌کنید را با ترش¬رویی حاصل از عصبانیت اشتباه بگیرند؟ از یکی از همکاران مورد اطمینان خود بخواهید تا در رابطه با حالاتی از زبان بدن شما که ممکن است به اشتباه تفسیر شود به شما بازخورد دهد. همچنین می¬توانید قبل از اینکه حرکات غیرارادی بدنتان ایجاد سوتفاهم کند از آن جلو بزنید و بگویید: &quot;می¬دانم که وقتی فکر می¬کنم ، اخمو می¬شوم ، اما به این معنی نیست که ناراحت هستم.&quot; همچنین به واکنش¬هایی که در برابر سوالات و نظرات از خود نشان می¬دهید کاملا آگاه باشید. برخورد بد شما در برابر یک سوال یا درخواست چالشی موجب می¬شود تا افراد در آینده کمتر با شما صحبت کنند.برگرفته از مقاله : مدیران ، شما از آنچه فکر می کنید ترسناک تر هستید. “Managers, You’re More Intimidating Than You Think,” by Megan Reitz and John Higgins.برداشت شده از صفحه اینستاگرام:@harward_business_reviewصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Sat, 16 Jan 2021 21:18:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-lg0pbmwopskz</link>
                <description>✍️ استراتژی بخش مهمی از فرآیند مدیریت بنگاه است. در واقع در شرایط منطقی معمولاً اقداماتی که در جهت رسیدن بنگاه به هدف یا هدف‌های اصلی دستور کار قرار می‌گیرد استراتژی و یا استراتژی‌های بنگاه می‌نامند. در برخی بنگاه‌های اقتصادی که مجموعه برنامه‌ریزی استراتژیک را برای خود تدوین کرده‌اند همانند چشم‌انداز که شاید مجموعه چند بعدی است، برای استراتژی نیز خط مشی‌های گوناگون را ترسیم و به بدنه شرکت ابلاغ می‌سازند و یا در برنامه می‌آورند.ولی زمانی استراتژی اثرگذار است که محدود بوده و بتواند جمع کارکنان را در مسیر خاستگاه و انتظار اساسی از بنگاه قرار دهد. به طور مثال اگر بگوییم استراتژی بنگاه ما صرفاً سود است، تمام برنامه ها و فرآیندها به گونه‌ای تنظیم و اجرا می‌شود که سود بنگاه تامین گردد. همانند بسیاری از شرکت‌های چینی. حال اگر بخواهیم محصول ما با کیفیت و اشتهار برند شرکت تولید شود، قطعاً استراتژی مدیریتی در همین مسیر خواهد بود. علت آنکه در موارد زیادی آیتم‌های استراتژی نسبتاً زیاد می‌باشد این نکته است که بعضی از جنبه‌های استراتژی در جایگاه دوم و سوم قرار می‌گیرند و برای توجه به این جنبه‌ها این موارد نیز در مجموعه قرار داده می‌شود. به طور مثال شرکتی که محصول با کیفیت و مشتریان خاص می‌خواهد، توجه به بازار، مسئله قیمت تمام شده، نیروی کار ماهر و دقت و همینطور توسعه و برون‌سپاری نیز می‌تواند از استراتژی‌های شرکت باشد.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jan 2021 09:29:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-a0xcz3w32hbo</link>
                <description>✍️ بعضی مدیریت را امری فطری می‌دانند که به شکل کاریزما در فرد بروز می‌کند و کارکنان عمده تابعیت‌شان به علت خصوصیت‌های فطری مدیر است. البته اینکه کاریزما در مدیریت موثر است تردید نیست ولی تمام مسئله به این امر مربوط نیست و یا مشاوران کارآزموده در کنار مدیر قرار دارند و یا خود تجربه کافی در کاری که مدیریتش را عهده دار است به قدر کافی دارد و در نهایت دانش مدیریت و بهره‌گیری از یافته‌های مدیریت نوین که از طریق آموزش حاصل می‌شود نیز باید در نظر داشت.در بعضی حِرّف، اندام، صداو لباس و ظاهر مدیر او را تا حدی ممتاز می کند. به علاوه اینکه مدیر از خصوصیاتی اخلاقی برخوردار است که نوعی اخوت با او برقرار می‌شود و کارکنان، او را چون برادر، خواهر، پدر دوست دارند و به تصمیمات او احترام می‌گذارند و مطمئن هستند که آنچه پیشنهاد یا امر می‌کند به نفع همه است و در اقداماتش حقوق کارکنان و سهم و اثر آنها را دیده و منظور نموده است. این دسته از مدیران نیز نیازمند آموزش‌های مقدماتی مدیریت و تخصصی هستند و لازم است برای اعتلای دستگاه تحت مدیریت‌شان مبانی و ابزار را بدانند و در خود تقویت کنند و همینطور در طول کار نیز همواره تازه‌ها و تجارب مدیران موفق را زیر نظر داشته باشند.دسته‌ای از مدیران نیز وجود دارند که نوعی ترس در سیستم و زیرمجموعه خود حاکم می‌کنند و حتی کارکنان را به جاسوسی همدیگر و دادن اطلاعات از رفتار دیگران به مدیر را توصیه می‌کنند. می‌توان گفت تا حد بسیار زیادی این سبک مدیریت جایگاه خود را از دست داده و برای خود مدیران نیز جذابیت ندارد. به هر حال همین افراد نیز اگر خود را تجهیز به تجارب دیگر مدیران موفق و دانش مدیریت و اتفاقاتی که در صحنه مدیریت می‌افتد مجهز بنمایند قطعاً این ترکیب شخصیتی و اکتسابی، شاید حدی از توفیق را با خود همراه داشته باشد.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jan 2021 09:27:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باور مدیران</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-lxqxgxkgrfxj</link>
                <description>✍️ حرفه مشاوره مدیریت، یا به دلیل عدم کارآمدی و اثربخشی و یا به جهت نبود باور ساز و کارهای آن، در کشور وضعیت مناسبی ندارد و در حدود سی سال اخیر به طور سینوسی گاه اندکی رشد داشته و گاه به اغماء رفته است. آنچه در مورد یک طرح و سرنوشت آن که شاید به حدود 15 سال پیش مربوط می‌شود، نمونه‌ای از برداشت فوق است. یکی از شرکت‌های بزرگ و هولدینگ و خودروسازی موضوعی تحقیقی-مشاوره‌ای را به شرط آنکه مشاور خاصی از استادان به نام و مرحوم کشور انجام دهد به شرکتی سپرده بود. کار سنگین و استاد با اخلاق و عالم که شاید تعداد اندکی از این دست در حوزه اقتصاد کشور ما صاحب نظر بودند، انجام طرح را می‌پذیرد و پس از بررسی‌ها و مصاحبه‌ها و مطالعه مدارک و بازدید از سایت، نهایتاً حاصل کار در چند جلد برای ارائه کارفرما که همان مدیرعامل شرکت باشد آماده می‌شود. با پیگیری زیاد عوامل شرکت، مدیرعامل فرصتی را برای استماع نظرات مشاور و در واقع پرزنت طرح تعیین می‌کند و قرار می‌‌شود این جلسه در دفتر وی انجام پذیرد. در روز موعود آقای دکتر به همراه همکارانی که در این طرح مشارکت داشتند به دفتر مدیرعامل می‌روند و منشی ایشان ضمن پذیرایی درخواست می‌کند منتظر بمانند تا مدیر برای شنیدن نتایج طرح اعلام آمادگی کند. پس از مدتی طولانی مدیریت عامل شرکت خودروساز بدون آنکه با افراد حاضر سلام و علیکی بنماید منشی خود را به داخل می‌خواند و وی پس از خروج از دفتر به آقایان می‌گوید که مدیر ما امروز مشغله زیادی دارد ضمن آنکه بسیار علاقمند است ارائه نهایی طرح را بشنود. منشی می‌افزاید که من درب اتاق انتظار به دفتر مدیر را نیمه باز می‌گذارم و ایشان نیز ضمن انجام امور فوری به سخنان شما نیز توجه کامل خواهند داشت لطف بفرمائید از همینجا نکات و نتایج مهم طرح را مطرح و ایشان نیز با نظر به باز بودن در و کم بودن فاصله مطالب را خواهند شنید. آقای دکتر ... که مرد بسیار با اخلاقی بودند و شرایط حاکم بر صنعت را در آن زمان خوب درک می‌کردند، می‌پذیرند. وسایل اولیه را به اتاق انتظار می‌آورند و ایشان نیز با احساس مسئولیت نتایج حاصله از مطالعات خود را با صدای کمی بلندتر به سمع می‌رساند و جناب مدیرعامل که در پشت میز خود نشسته و مشغولند نیم نگاهی نیز به این صحنه دارند تا کار تمام می‌شود. در خاتمه مدیر شرکت خیلی زود با یادداشت تشکرآمیزی نتایج را می‌پذیرند و کار این پروژه بزرگ خاتمه می‌یابد. این سبک برخورد به شکل‌های گوناگون و در سازمان‌ها و موسسات مختلف اتفاق می‌افتد و نباید آن را یک استثنا دانست ضمن آنکه در این مورد خاص حس مسئولیت مشاور قطعاً حاصل اثرگذاری داشته است معهذا خوب است توجه کنیم که خدمات مشاوره دو سو دارد: کارفرما که باید بداند چه می‌خواهد و پیگیر آن باشد و مشاور که مسئولانه سعی در ارائه راهکار و یا رفع مشکل کارفرما باشد. در این صورت است که می‌توان امیدوار بود این حرفه به تدریج و بر اثر تاثیری که در بهبود و پیشرفت بنگاه‌ها می‌گذارد جای خود را باز کرده و خدمات و صنعت نیز از آن بهره‌مند می‌شوند.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jan 2021 09:25:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشم‌انداز</title>
                <link>https://virgool.io/@akheirkhah/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-s10fhadfc6bt</link>
                <description>✍️ چشم‌انداز واژه‌ای زیبا که در سال‌های اخیر در ادبیات مدیریت جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. وقتی صحبت از تدوین استراتژی و خط مشی برای هر شرکتی بشود مورد اول بحث چشم‌انداز است. از نظر تشابه شاید آن را بتوان با قانون‌های اساسی کشورها خصوصاً کشورهای جهان سوم مقایسه کرد. چراکه معمولاً تا حد زیادی آرمانی است و آرزوها و توانی که اصلاً به وجود آن اطمینان نیست، سطور این چشم‌انداز را پر می‌کنند. این‌ها که گفتم شاید قدری طنز درونش باشد، ولی خیلی از واقعیت حداقل در تعداد زیادی از بنگاه‌ها دور نیست. وقتی مشاور، مدیر ارشد و دیگر مدیران را به دور میز می‌نشاند و از آنها می‌خواهد ستون‌های چشم‌انداز را بنا کنند و آینده پیش رو را ترسیم سازند، کلمات و عبارات ضعیف و واقعیت‌های ناگزیر در کلام مدیران جایی ندارند. چراکه واقعاً می‌خواهند سازمان پیشرو داشته باشند. ولی زمانی این چشم‌انداز از طریق برنامه‌ها و در راستای خط مشی و استراتژی دست یافتنی می‌شود، که هم اراده و مدیریت مصمم و کارآمد باشد و هم ابزارها و نیازها در رسیدن به مقصود با دشواری زیاد همراه نشود. سرمایه و نقدینگی، مشارکت، نیروی انسانی کارآمد، تکنولوژی پیشرفته و به روز، نظام‌های مدیریتی کارساز و همیشگی، بخشی از ضروریات تحقق یک چشم‌انداز است. لیکن اگر همه چیز به مفروضات احاله شود و قوانین ثابت و محکم وجود نداشته باشد و یا ثروت نه از راه کار، بلکه از رانت و رابطه حاصل شود و یا شرکت در رسیدن به آرمان‌ها با مشکلاتی چون توصیه‌های مقامات و بکارگیری نیروهای تحمیلی وابسته گردد و یا وقتی صحبت از سرمایه می‌آید نگاه همه به موجودی بانک برای دریافت وام‌های کلان باشد، این دورنما همیشه دورنماست و سراب. مهم‌ترین اصل در توفیق شرکت‌ها واقعی بودن کسب و کار و برخورداری مدیران از جرات و جسارت برای تصمیم‌گیری است و سرمایه‌گذار باید با اراده ریسک منطقی را بپذیرد و در میان راه به انحراف نرود، در غیر این صورت چشم‌انداز را می‌توان قاب رنگ رو رفته و گرد گرفته‌ای دانست که به در و دیوار سازمان‌ها آویزان است و به جرات می‌توان گفت کمتر کسی با دقت آن را مطالعه کرده است.امیرحسین خیرخواهصفحه ما رادر اینستاگرام دنبال کنید:instagram.com/amirhosein.kheirkhah</description>
                <category>Amirhosein Kheirkhah</category>
                <author>Amirhosein Kheirkhah</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jan 2021 09:24:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>