<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ARAD</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@akheyriyan62</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 15:49:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4535588/avatar/hi4cmv.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ARAD</title>
            <link>https://virgool.io/@akheyriyan62</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سکوت‌ کافی است|یاداشتی از اراد</title>
                <link>https://virgool.io/@akheyriyan62/current-situation-iran-arad-cakppqkohmll</link>
                <description>کشور ما سال‌هاست در چرخه‌ای از محدودیت‌ها و فشارها گرفتار شده.صدای بسیاری از مردم، چه جوانان و چه سالخوردگان، یا شنیده نمی‌شود یا خفه می‌شود.مسئله فقط کمبود آزادی‌های فردی یا اقتصادی نیست؛مسئله فقدان امکان انتخاب واقعی، تصمیم‌گیری مستقل و شفافیت است.مردمی که نمی‌توانند آزادانه فکر کنند، تصمیم بگیرند و نقد کنند، جامعه‌ای شکننده خواهند بود.من آراد، به صراحت می‌گویم:حمایت من از سکولار دموکراسی، نه فقط یک ایده است، بلکه یک ضرورت است.جامعه‌ای که دین و دولت را جدا کند، حقوق شهروندان را تضمین کند و مکانیزم‌های شفاف برای عدالت و پاسخگویی داشته باشد، تنها راهی است که می‌تواند آینده‌ای امن و پایدار بسازد.انتقاد از نظام به معنای دشمنی نیست؛بلکه تلاشی‌ست برای ساختن ایران بهتر، جایی که شهروندان بتوانند آزادانه فکر، حرف و انتخاب کنند.امید ما در پرسیدن، در اعتراض مدنی و در باور به قانون و انسانیت نهفته است.— آرادثبت یک احساس جمعی، نه یک ادعاثبت یک احساس جمعی، نه یک ادعا</description>
                <category>ARAD</category>
                <author>ARAD</author>
                <pubDate>Sun, 01 Feb 2026 01:11:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کشوری با چراغ روشن و هوای کم | یادداشتی از آراد</title>
                <link>https://virgool.io/@akheyriyan62/current-situation-iran-arad-gjpk08ko62c3</link>
                <description>جهت بی عکس بودن.این یادداشت تلاشی‌ست از طرف من، آراد، برای ثبت صادقانه‌ی احساسی که این روزها بسیاری از ما تجربه می‌کنیم.ما در چه وضعیتی زندگی می‌کنیم؟این روزها حالِ کشور شبیه اتاقی‌ست که چراغش روشن است اما هوا ندارد.همه چیز دیده می‌شود، اما نفس کشیدن سخت است.اقتصاد فقط عدد و نمودار نیست؛وقتی قیمت‌ها هر روز بالا می‌روند، در واقع «آینده» گران می‌شود.جوانی که کار ندارد، خانواده‌ای که امنیت ندارد، سالمندی که امید به فردا ندارد—این‌ها آمار نیستند، انسان‌اند.مسئله فقط تحریم یا مدیریت نیست؛مسئله فرسودگی روانی یک جامعه است.وقتی مردم بیشتر از آن‌که درباره «رؤیا» حرف بزنند، درباره «بقا» صحبت می‌کنند، یعنی زنگ خطر مدت‌هاست به صدا درآمده.اعتماد ترک برداشته.سرمایه اجتماعی مثل شیشه است؛ وقتی شکست، با چسب هم مثل قبل نمی‌شود.مردم خسته‌اند، نه بی‌علاقه.ساکت‌اند، نه بی‌فهم.عصبانی‌اند، چون احساس می‌کنند دیده نمی‌شوند.اما با همه این‌ها، هنوز چیزی باقی مانده:توانِ فکر کردن، نوشتن، پرسیدن.جامعه‌ای که سؤال می‌پرسد هنوز زنده است.شاید تغییر از همین‌جا شروع شود؛از گفتنِ صادقانه‌ی «این وضعیت عادی نیست».از نرمال‌سازی نکردنِ رنج.از این‌که به خودمان دروغ نگوییم.ویرگول جای فریاد نیست،اما می تواند جای ثبت حقیقت باشد‌.— آرادثبت یک احساس جمعی، نه یک ادعااما می‌تواند جای ثبت حقیقت باشد.</description>
                <category>ARAD</category>
                <author>ARAD</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jan 2026 22:44:51 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>