<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اکرم جوکار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@akramjokar50</link>
        <description>برای تولیدکننده محتوای متنی، هر جا واژه‌ها باشن وطن همون‌جاست؛ مثلا همین ویرگول!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 23:19:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/962749/avatar/pyLrZk.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اکرم جوکار</title>
            <link>https://virgool.io/@akramjokar50</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سرنوشت مسافر عجیب وانت دوکابین بابا</title>
                <link>https://virgool.io/@akramjokar50/%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%B1-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7-qfh1qppeokxs</link>
                <description>از دید یک کودک سه‌‌ساله، دنیا پر از شگفتی و ماجراهای تاثیرگذار است. افتادن برگ پاییزی از درخت یا ازدست‌رفتن قدرت پرواز پروانه، بعد از لمس بال‌های رنگارنگش، می‌تواند شگفت‌انگیز باشد و یک علامت سوال بزرگ را در ذهن ظاهر کند. برای من هم دیدن سرنوشت غم‌انگیز مسافر کوچکمان، بی‌نهایت عجیب، تاثیرگذار و دردناک بود. آن‌قدر که بعد از گذشت چند دهه، هنوز همه‌ اتفاقات و احساسات آن روز را به خاطر دارم.خاطره مسافرت با خودروی جدید و مسافر کوچک ماماجرا از جایی شروع شد که یک روز ظهر، احتمالا اواخر زمستان، بابا با خودروی بزرگ جدیدش به خانه آمد. این خودرو، با آن‌چه قبلا دیده بودم تفاوت زیادی داشت. یک وانت دوکابین سفیدرنگ که قد من به سطح صندلی‌هایش هم نمی‌رسید. به محض اینکه این خودروی عجیب در گوشه حیاط پارک شد، برادرهایم در چشم‎‌به‌هم‌زدنی غیبشان زد. تنها صدای بلند عجیبی، بین صدای خنده‌هایشان شنیده می‌شد. کمی طول کشید تا متوجه شوم کجا غیبشان زده است. بزرگترها مشغول بررسی کابین خودرو بودند و پسرها فضای باربری پشت وانت را کشف می‌کردند. کمی بعد، من هم همراه با آن‌ها درحال جست‌وخیز روی کف فلزی قسمت باربری خودرو بودم. از بازی جدید خوشمان آمده بود و حسابی ذوق‌زده بودیم؛ مخصوصا اینکه خودروی نو، احتمالا به‌معنی گردش‌های بیشتر هم بود.همه‌چیز خوب پیش رفت و چند روز بعد، راهی سفر شدیم. هنوز هم زمان‌هایی که از زندگی بزرگسالی خسته می‌شوم، با غرق‌شدن در خاطرات کودکی، تلاش می‌کنم آن تصویرها را شفاف‌تر به یاد بیاورم. در این میانه، خیال‌پردازی و بازی‌های ذهنی به کمکم می‌آیند تا تکه پازل‌های کوچکی که در پس‌زمینه ذهنم مانده کنار منطق بزرگسالانه‌ام بچینم و خاطرات را به روایت‌های کامل‌تری تبدیل کنم. درست مثل خاطره آن روز زیبای بهاری که روی پاهای مامان نشسته بودم و از پنجره خودرو، فضای سبز اطراف جاده را تماشا می‌کردم.از جشن عروسی یکی از اقوام که در شهر دیگری برگزار شده بود، برمی‌گشتیم. قرار بود ناهار را بین راه بخوریم. خودرو پر بود از وسایل سفر، سبد پیک‌نیک، رختخواب و رخت و لباس‌های ما بچه‌های قد و نیم‌قد خانواده. شیشه پنجره تا نیمه باز بود و نسیم گرم بهارِ جنوب، درون کابین می‌چرخید. بابا ماشین را کنار جاده نگه داشت. پسرها تَروفرز درها را باز کردند و به میان سبزه‌ها و گل‌های کنار جاده جست زدند. کمی بعد من هم روی زمین بودم و تلاش می‌کردم بر ترس دورشدن از مامان و بابا غلبه کنم. آن‌ها مشغول خالی‌کردن وسایل و آماده‌سازی ناهار بودند و من باهیجان برادرهایم را درحال بازی تماشا می‌کردم.سفره ناهار که پهن شد، همگی مشغول غذاخوردن شدیم. ترکیبی از دلپذیری هوای بهاری زیر سایه خنک درخت و طعم غذای خوشمزه‌ میزبان، ما را غرق سکوت کرده بود. همگی در آرامش ناهار می‌خوردیم و صدای آرام وزش باد میان علفزار و برگ درختان را می‌شنیدیم. کمی بعد، صدای ضعیفی، شبیه به جیک‌جیک گنجشک شنیدیم. بابا به دنبال صدا رفت و برادرهایم با هیجان او را همراهی کردند. بالاخره سرچشمه صدا، بین شاخه‌های شکسته درخت روی زمین و لابه‌لای علف‌های بلندِ پشت درخت پیدا شد. چند دقیقه بعد، یک جوجه کوچک با پرهای به‌هم‌چسبیده و ظاهر نامرتب بین دست‌های بزرگ بابا بود. قلب پرنده تندتند می‌تپید؛ اما از جایش تکان نمی‌خورد. حتی وقتی مامان، ظرف آب را نزدیک نوکش گرفت هم تلاشی برای نوشیدن نکرد.بابا جوجه را روی یک تکه دستمال نرم گذاشت و به سراغ درخت رفت. بین شاخه‌های بالایی درخت، درست در همان محلی که جوجه روی زمین افتاده بود به دنبال چیزی می‌گشت. همان‌طور که سرش را بالا گرفته بود و چشم‌هایش بین شاخه‌ها می‌چرخید، گفت: « احتمالا از لونه‌ش افتاده پایین. شاید پدر و مادرش همین اطراف باشن.» همه ساکت مانده بودیم و به تلاش‌های بابا نگاه می‌کردیم. برای یک دختربچه، دوراهی سختی بوده که دعا کند زودتر لانه پرنده پیدا شود و به آغوش مادرش برگردد یا بخواهد آن را برای خود نگه دارد. به پاهای مامان چسبیدم و به چشم‌های غمگین و پلک‌های نیمه‌باز جوجه نگاه کردم.بابا گفته بود: « احتمالا بلبل باشه». من صدای بلبل‌ها را دوست داشتم. در جنوب کشور، بهار که از راه می‌رسد، همزمان با طولانی‌شدن روزهای پرنور سال و گرم‌شدن هوا پرنده‌ها با شور و شوق بیشتری آواز می‌خوانند. پرواز گنجشک‎‌ها و بلبل‌ها در شروع روز آسمان را دیدنی‌تر می‌کند. پرستوها را بیشتر اوقات، عصر و نزدیک غروب می‌توان در آسمان دید. مثل کبوترها که دسته‌جمعی با هم پرواز می‌کنند. بابا عاشق طبیعت است و پرنده‌ها را بهتر می‌شناسد. وقتی به دشت و صحرا می‌رویم، می‌تواند از فاصله‌ی زیاد هم، از روی صدا یا ظاهرشان آن‌ها را تشخیص دهد. مثلا می‌گوید: « گوش کنین! این صدای کاکایوسفه.» بعد برایمان داستان برادری را می‌گوید که دربه‌در و شهربه‌شهر به دنبال برادر گمشده‌اش « یوسف» می‌گردد و او را صدا می‌زند. حکایت‌های بابا را این‌طور که بعد از دیدن یک نشانه به یاد می‌آورد و برایمان تعریف می‌کند، دوست دارم.جست‌وجوی بابا بی‌نتیجه ماند. صدای پرنده‌ دیگری هم از آن نزدیکی شنیده نمی‌شد. بین بوته‌های اطراف هم خبری از لانه پرنده‌‌ها نبود. مامان گفت: « دیر می‌شه. هنوز راه زیاد داریم تا خونه». بابا هم به این نتیجه رسید که احتمالا خانواده بلبل‌ها با فرزندان سالم خود پرواز کرده‌اند و از آن‌جا رفته‌اند.  دوباره همگی سوار خودروی غول‌پیکرمان شدیم. با این تفاوت که این‌بار سرنشین دیگری هم روی دستمال کوچکی، درون داشبورد نشسته بود. درِ داشبورد را نیمه‌باز گذاشته بودند تا جوجه نفس بکشد. همگی امیدوار بودیم مسافر کوچکمان زنده بماند. بتوانیم به او کمک کنیم تا دوباره جان بگیرد و بتواند مثل بقیه اعضای خانواده‌اش پرواز کند. شاید بعد می‌توانست برود و آن‌ها را پیدا کند. شبیه به برادر یوسف که هنوز با امیدواری از این درخت به آن درخت، از این دیوار به آن دیوار می‌پرید و « کاکایش» را صدا می‌زد.بعد از صرف ناهار و گذراندن ماجرای هیجان‌انگیز پیداشدن جوجه‌بلبل، وقت استراحت بود. پلک‌هایم مثل پلک‌های دوست کوچک جدیدمان سنگین شد. همان‌طور که نگاهم روی جوجه مانده بود، چشم‌هایم را بستم و در بغل مامان به خواب رفتم.بیدار که شدم رنگ آسمانِ پشت شیشه تغییر کرده بود. خورشید، دیگر گوی آتشین زردرنگِ پرتوانی نبود که نشود به آن نگاه کرد؛ به توپ گرد قرمزرنگی تبدیل شده بود که روی خط افق افتاده است. درست شبیه به توپ دوپوسته برادرهایم، زمانی که غروب‌ها از کوچه برمی‌گشتند و آن را گوشه حیاط رها می‌‌کردند. توپ همان‌جا روی زمین می‌ماند تا فردا دوباره به بازی بچه‌های کوچه جان ببخشد.از شیشه‌ی جلوی خودرو دیدم بابا از ماشین پیاده شده بود. نشسته بود کنار جاده و دستمال زردرنگی را بالای علف‌ها می‌تکاند. درِ داشبورد نیمه‌باز مانده بود. شبیه به دهان نیمه‌باز برادرهای خسته‌ام که روی صندلی عقب غرق خواب بودند. خبری از مسافر کوچک توی داشبورد نبود. بابا سوار شد و در خودرو را محکم بست. هیچکس حرفی برای گفتن نداشت. گریه‌ام گرفته بود. از سواری و وانت دوکابینی که می‌شد با آن به گردش رفت و با بچه‌های فامیل پشت باربرش بپربپر کرد خسته شده بودم. دلم می‌خواست خانه خودمان بودیم. کنار مامان و بابا و برادرهایم توی رختخواب نرممان می‌خوابیدیم. اصلا مگر همه‌ی بچه‌ها نباید در خانه خودشان باشند؟ مگر کار خودروها این نیست که بچه‌های کوچک را به خانه‌یشان برساند؟ پس چرا نمی‌رسیدیم؟ سرم را روی سینه مامان گذاشتم و گریه کردم. آن‌قدر گریه کردم تا دوباره به خواب رفتم.#دنده_عقب_با_اتو_ابزار</description>
                <category>اکرم جوکار</category>
                <author>اکرم جوکار</author>
                <pubDate>Fri, 21 Nov 2025 22:41:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه دختر بلور در شهر پنبه‌ای | برای همراهی با یلدای دوست‌داشتنی</title>
                <link>https://virgool.io/@akramjokar50/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-tzrt2ia1rm4w</link>
                <description>یکی از رسم‌های قشنگِ شب یلدا قصه‌گوییه. منم می‌خوام به مناسبت نزدیک‌شدن به این شب زیبا و کمپین یلدای دوست‌داشتنی ویرگول، براتون یه قصه کوتاه تعریف کنم. از اون قصه‌ها که مامان‌بزرگ‌ها شب‌های یلدا درحالی‌ تعریف می‌کنن که ظرف بزرگ انار دون‌شده یا آجیل رو برای بچه‌ها و نوه‌ها می‌آرن یا وقت خواب لحاف چل‌تکه قدیمی رو روی بچه‌ها می‌کشن.البته نه به اون قشنگی! آخه من نه تجربه قدیمی‌ها رو دارم، نه هنوز مامان‌بزرگ شدم که بتونم مثل اونا با عشق قصه بگم؛ ولی قول می‌دم با تمام عشقم به واژه‌ها، قصه‌ها و قصه‌دوست‌ها براتون این ماجرا رو تعریف کنم.دختری در مزرعه پنبهقصه دختر بلور در شهر پنبه‌اییکی بود، یکی نبود. یکی که نه؛ یه شهری بود. مردم شهر همه زیبا، مهربون و سخت‌کوش، ولی بی‌نهایت ترسو بودن و اصلا به هم نزدیک نمی‌شدن. چرا ترسو؟ آخه تنشون از جنس بلور بود. از همین سنگ‌های شفاف درخشان که با ضربه محکم می‌شکنه یا هنرمند با تراش‌دادنش جواهرات و آثار هنری می‌سازه.مردم شهر همیشه می‌ترسیدن با ضربه‌ای، تلنگری، چیزی یه گوشه از تنشون جدا بشه یا ترک برداره. به همین دلیل از گذشته‌های دور دوتا قانون داشتن. یکی اینکه دیوار و کفِ تمام خیابون‌ها، کوچه‌ها، پارک‌ها، خونه‌ها و ساختمون‌ها، خلاصه زمین و زمان باید با پنبه پوشونده می‌شد. قانون دوم هم این بود که کسی حق نداشت بدون دلیل، بیشتر از فاصله یک دست کامل، یعنی از بازو تا نوک انگشت، به دیگری نزدیک بشه.همه مردم شهر این قانون‌ها رو بلد بودن و بهش احترام می‌ذاشتن. اصلا یه‌جورایی از اینکه راهی پیدا کرده بودن که بدون ریسک و دردسر، کنار هم توی یه شهر زندگی کنن خوشحال بودن. فقط گاهی، اونم گاهی دلشون برای صدای «دیلینگ» برخوردِ دوتا بلور با هم تنگ می‌شد.دختر بلور و اولین دیلینگ زندگی‌اشهر کدوم از مردم شهر، کار و باری داشتن. یکی پنبه‌بان بود و هر روز از صبح تا شب کوچه، خیابون و همه جاهای عمومی شهر رو پنبه‌پوش می‌کرد. یکی دیگه بلورهای آسیب‌دیده‌ای که قانون‌شکنی یا بی‌احتیاطی کرده بودن بند می‌ا‌نداخت* و...بیشتر مردم شهر توی مزرعه‌های پنبه دورتادور شهر کار می‌کردن. بین اونا یه زوج بلوری خوشبخت هم بودن که بعد از سال‌ها، عشقشون با تولد یه دختر زیبا به بار نشسته بود.اسم این دختربچه «دختر بلور» بود؛ شیرین، دوست‌داشتنی و حسابی بازیگوش. همه مردم شهر دوستش داشتن؛ ولی... تقریبا همه از بازیگوشی و جسارتش می‌ترسیدن. تا می‌دیدن داره از دور میاد، داد می‌زدن:- « آخ! آخ! دختر بلور داره میااااد. در برید که الان می‌خوره بهتون.»دختربچه آتیش‌پاره قصه ما همیشه شاد و عاشق مردم شهر بود؛ مخصوصا بابابلوری و مامان‌بلوری خودش. روی حرف هیچکس، نه نمی‌آورد؛ مگر وقت‌هایی که بهش می‌گفتن: «این کار رو نکنی‌ها! خطر داره!». مثلاً چه کارهایی؟خب! دختر بلور دوست داشت از شاخه درخت‌ها بالا بره، جاده پنبه‌ای بین شهر تا مزرعه رو تندتر از همه بچه‌ها و بزرگ‌ترها با دو طی کنه و موقع آوازخوندنِ آروم خانم‌های پنبه‌چین و آقایون پنبه‌زن* تاب بخوره، بچرخه و برقصه.مامان‌بلوری و بابابلوری که عزیزدُردونه‌شون رو از جونشون هم بیشتر دوست داشتن مدام دنبال دخترک می‌رفتن و پنبه‌های بیشتری دورش و سرراهش می‌گذاشتن.روزی از روزها دختر بلور، همین‌طور که داشت توی مزرعه پنبه می‌چرخید و سبدهای پنبه جمع‌شده رو جابه‌جا می‌کرد یه‌دفعه تنش به تخته‌سنگ بزرگِ کنار درخت قدیمی دشت برخورد کرد و ...- دیلییییینگ!پنبه و بلوردیلینگ دیلینگصدای بلند این ضربه شدید، توی دشت ساکتی که فقط صدای وزش نسیم، لای بوته‌های پنبه ازش به گوش می‌رسید، پیچید و پیچید تا به شهر رسید. برای یه لحظه تمام بلوری‌های توی مزرعه و شهر ساکت و بی‌حرکت شدن. فقط چشم‌ها بود که می‌چرخید. این بلندترین دیلینگی بود که بیشتر مردم شهر توی عمرشون شنیده بودن.صدا همه رو غافلگیر و وحشت‌زده کرد؛ ولی کی‌ها از همه بیشتر؟ آفرین! مامان‌بلوری و بابابلوری. اونا وقتی صدای ضربه رو شنیدن به هم خیره شدن و آرزو کردن این صدایی نباشه که حدس می‌زنن؛ اما وقتی سرشون رو برگردوندن و دختر بلور رو دیدن که پای تخته‌سنگ، نقش زمین شده با عجله به سمت اون دویدن.می‌تونید حدس بزنید چی شد دیگه؟ عجله برای بلوری‌ها خطرناک‌ترین کار ممکنه. محاله دوتا بلوری توی یه مسیر باسرعت حرکت کنن و تنشون به هم برخورد نکنه. اینجا هم همین اتفاق افتاد و درست چندقدمی دخترک، مامان‌بلوری و بابابلوری به هم خوردن و ...- دیلینگ دیلینگاین صدا هم توی دشت پیچید و تا دوردورها رفت؛ اما مثل صدای اول باعث وحشت مردم نشد. همه دلتنگ شنیدن این صداها بودن و البته نگران حال خانواده بلوری قصه ما! پس بریم بشنویم از حال دختر بلور که حتما شما هم مثل مامان و بابا و همشهری‌هاش نگران حالش هستید.یه شهر، یه دشت، یه جمع بلوری خوشحالدختر بلور با برخورد به تخته‌سنگ و به‌زمین‌افتادن، احساس تازه‌ای رو تجربه کرده بود. اول یه صدای بلند شنید. بعد تمام تنش لرزید. بعدتر هم دنیا دور سرش چرخید و چرخید و چرخید... وقتی این چرخش داشت آروم‌تر می‌شد دوباره صدای دیلینگ جدید به گوشش رسید.سرش رو چرخوند و دید مامان‌بلوری و بابابلوری چندقدم اون‌ورتر روی زمین افتادن. روی تن مامان و باباش ‌ترک خیلی کوچولویی دیده می‌شد که احتمالا به‌زودی، شاید هم با کمک بندزن‌ها خوب می‌شد.دخترک به خودش نگاه کرد. پاهاش سرجاشون بودن. هنوز هم دوتا دست داشت. تنه‌ش تا جایی که خودش می‌تونست ببینه سالم و بدون ترک و شکستگی بود. چشم‌هاش کل دشت و بلوری‌هایی که با تعجب بهش خیره شده بودن رو خوب می‌دید و انگار هنوز دنیا مثل قبل بود. فقط یه شوق عجیبی توی قلب دخترک می‌تپید و خوشحال بود که تن بلوریش اون‌قدرها هم که همه فکر می‌کردن ضعیف نیست.با خنده به طرف مامان و باباش رفت و درحالی‌که باهیجان داشت دوباره ماجرا رو تعریف می‌کرد، کمک کرد تا از زمین بلند بشن. همه بلوری‌ها از دیدن سلامتی و خوشحالی دختر بلور و خانواده‌ش خوشحال شدن. توی راه برگشت از مزرعه همه بلوری‌ها می‌خندیدن، دور خودشون می‌چرخیدن و آواز می‌خوندن. این وسط صدای چندتا دیلینگ دیگه هم توی دشت پیچید. همون صدایی که همگی خیلی وقت بود که دلتنگ شنیدنش بودن.مردم شهر پنبه‌ای، شبِ یلدای اون سال خاطره تازه‌‌ای برای تعریف‌کردن داشتن. ماجرای دختر جسوری که همیشه شاد و پر از شور زندگی بود و از هیچ ضربه‌ای هم نمی‌ترسید.+ تو هم توی یلدای دوست‌داشتنی ویرگول شرکت کن!*بندانداختن: بندزنی، هنر یا مهارتیه که در گذشته، برای به‌هم‌چسبنوندن قطعات شکسته ظروف سفالی یا چینی انجام می‌شد. بندزن‌ها صنعتگرانی ماهر بودن که ظروف شکسته را به چرخه مصرف برمی‌گردوندن.*پنبه‌زنی: حلاجی یا پنبه‌زنی صنعت دیگه‌ای از گذشته‌هاست که برای ازهم‌جداکردن پنبه یا کرک‌های درون تشک، لحاف، بالش یا متکا انجام می‌شد. حلاج یا پنبه‌زن، با استفاده از دستگاهی کمان‌شکل متشکل از بدنه‌ای چوبی و سیم فلزی، الیاف پنبه را از هم باز می‌کرد تا برای استفاده نرم‌تر بشن.</description>
                <category>اکرم جوکار</category>
                <author>اکرم جوکار</author>
                <pubDate>Thu, 19 Dec 2024 15:42:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر به اعماق محتوا | تجربه شرکت در دوره بازاریابی محتوایی باشگاه محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@akramjokar50/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%82-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-butjmxsoto55</link>
                <description>باشگاه محتوا را که می‌شناسید؟! عنوان اغراق‌آمیز یا فریبنده‌ای انتخاب نکرده‌اند. واقعیت همین است که از اسم‌ورسم‌ش برمی‌آید. در آکادمی باشگاه محتوا تلاش می‌شود محتواپیشه‌های کاربلد و آشنا به تکنیک‌های خلق محتوا برای وب و شبکه‌های اجتماعی پرورش داده شوند. یاران هر فصل این باشگاه، در 14 دوره گذشته با گذراندن مراحل مشخص برای حضور در بازار دیجیتال مارکتینگ ایران آماده شده‌اند.این متن را منِ اکرم جوکار برای شما می‌نویسم که در فصل چهاردهم، به‌مدت 6 هفته با این دوره بازاریابی محتوایی همراه بوده‌ام و این روزها درگیر آماده‌سازی پروژه پایانی آن هستم. این مجموعه، مثل هر باشگاه پدرومادردار دیگری که می‌شناسید اصول و دستورالعمل‌های منحصربه‌فردی دارد. آشنایی با مبانی، پیش از ثبت‌نام می‌تواند برای شما راهگشا و دلگرم‌کننده باشد.نوشته‌ای که درحال‌خواندن آن هستید، گریزی به جزئیات تجربه‌های حضور من در دوره جامع بازاریابی محتوای باشگاه محتوا و مرور فعالیت‌هایی است که در آن انجام داده‌ام. مطالعه این متن احتمالاً برای شمایی مفید خواهد بود که هنوز دربارۀ شرکت در دوره مردد هستید، یا مطمئن نیستید پس از ثبت‌نام چه چیزهایی در انتظارتان است.تجربه شرکت در دوره جامع بازاریابی محتواییمن به چه امیدی در این دوره شرکت کردم؟بگذارید از ب بسم‌الله برای‌تان بنویسم. آشنایی من با این آکادمی تخصصیِ آموزش بازاریابی محتوایی به چند سال قبل برمی‌گردد. زمانی که تازه داشتم مفاهیمی مثل نویسندگی، محتوانویسی و بازاریابی از طریق محتوا را درک می‌کردم و قدم به این مسیر می‌گذشتم.در طول 3 سال‌ فعالیت به‌عنوان کارشناس محتوا، جسته‌وگریخته آموزش دیده‌ام و دوره‌های متفاوتی را هم گذرانده‌ام؛ دوره سئو مقدماتی و کپی‌رایتینگ مکتبخونه، دوره بازاریابی محتوایی کانون ایران نوین و...دوره کارآموزی را هم زیرنظر مدیر محتوای یکی از فروشگاه‌های آنلاین گجت‌های هوشمند گذرانده‌ام، اما دوره‌ای به جامعیت و انسجام این کورس آموزش بازاریابی محتوایی را ندیده‌ بودم.اگر خاطرتان باشد حدود 2ونیم سال پیش، مسابقه محتوابازها یا جی‌تاک از سوی پلتفرم الوکانتنت برگزار شد. آن روزها تازه داشتم راه خودم را در بازاریابی پیدا می‌کردم و حضور در جمع 50 نفر اول مسابقه برای من موفقیت نسبتاً خوبی بود.بعد از آن هم با تیم‌های محتوایی و سئوپیشه‌های زیادی همکاری کردم و چرخ زندگی‌ام را با نوشتن محتوا می‌گذراندم، اما این‌ تلاش‌ها برای حرفه‌ای‌شدن و رسیدن به جایگاه شغلی پسندیده کافی نبود.بلیط سفر به باشگاه محتوامن، مثل بسیاری از آدم‌های نسلِ قبل خودم و شاید نسل بعدی‌ها در دوره نوجوانی با کتاب‌های «ژول‌ ورن» آشنا شدم. نویسندۀ داستان‌های پرهیجان علمی-تخیلی که مخاطب را تا رسیدن به مقصد شخصیت اول داستان با خود همراه می‌کرد.یکی از کتاب‌های عجیب و جذاب ژول ورن «سفر به اعماق زمین» است. این کتاب، ماجراجویی یک تیم کاشف را روایت می‌کند که چطور برای رسیدن به هدف‌شان تا عمق زمین سفر می‌کنند؛ کمی شبیه به سفر ماجراجویانۀ ما به اعماق دنیای بازاریابی محتوایی.داشتم برای شما داستان عضویت در باشگاه را تعریف می‌کردم. یک‌روز با دیدن استوری باشگاه محتوا در اینستاگرام، از مهلت زمانی و شرایط ورود به فصل 14 این آکادمی آگاه شدم. با خودم گفتم: این هم فرصتی که به دنبالش هستی!متن آزمون ورودی را خیلی ساده و دلی نوشتم و در تلگرام به شماره‌ای که مشخص شده بود فرستادم. بعد هم چند سوال ساده را جواب دادم و بروشور دوره را دریافت کردم.حدود 5 روز بعد پیامی برای شرکت در مصاحبه ویدیویی گرفتم و 2روز بعد از آن هم در گوگل‌میت گفت‌وگوی بسیار کوتاهی با آقای داریان و خانم قویمی داشتم. بچه‌های دوره، این دو عزیز را با عنوان مامان و بابای باشگاه محتوا می‌شناسند. خودتان بعداً متوجه می‌شوید چرا!روز بعد پیامی با موضوع ریز نمرات و اعلام رتبه دریافت کردم که خبر از این داشت به‌عنوان نفر دوم فصل 14 پذیرفته‌ شده‌ام. این به معنای حضور در بین 12 نفر اول آزمون ورودی و بهره‌مندی از بورسیه نفر دوم تا چهارم بود.بعد از این مرحله هم روال معمول ثبت‌نام دوره‌ها با همکاری پشتیبان خوب باشگاه سپری شد و در زمان مقرر به کانال و گروه‌های دوره اضافه شدم و شروع سفر مهیج تازه!مسیر سفر  یک تولیدکننده محتوابرنامه آموزشی و نگرانی دربارۀ شرکت در وبینارهابعد از پیوستن به گروه تلگرامی دوره به محتوایی، ازجمله تقویم آموزشی دسترسی پیدا کردم. در این فایل برنامه 6هفته پیش رو با جزئیات سرفصل‌ها و دروس اصلی و تقویتی، نام مدرس‌های هر مبحث و چشم‌انداز کلی مسیر نوشته شده بود.یکی از چالش‌های جدی من کمبود زمان و حجم بالای کارها و وظایفی بود که برعهده داشتم. تازه دوره هنرآموزی کاشی هفت‌رنگ را هم زیر نظر یکی از برجسته‌ترین استادکارهای این حرفه شروع کرده بودم و واقعاً نمی‌خواستم هیچ فرصتی را از دست بدهم.از سوی دیگر پروژه‌ها و تسک‌های تولید محتوایی که ازقبل پذیرفته بودم را هم باید بی‌کم‌وکاست در زمان معین تحویل می‌دادم. روزهای شروع همراهی من با آموزش‌های آکادمی محتوا همزمان شده بود با یکی از شلوغ‌ترین و پرچالش‌ترین روزهای عمرم.امروز که به پشت سر نگاه می‌کنم، می‌بینم قطعاً بدون نظم و دسته‌بندی‌های دقیق محتوای کورس آموزشی امکان استفاده از تمام آموزش‎ها را نداشتم. بااین‌حال به هر شکل ممکن تلاش کردم خودم را به وبینارهای آنلاین برسانم و نکته‌ای را از دست ندهم.در طول دوره بازاریابی محتوا باشگاه چه گذشت؟برنامه آموزشی ما تنها شامل جلسات رسمی با ساعت‌های محدود و مشخص نبود. راستش را بخواهید بی‌انصافی است اگر خروجی دوره را، طبق روال معمول با مجموع مدت زمان جلسات یا طول دوره توصیف کنیم.آقای داریان و هلیا جان انواع قالب‌های آموزشی را با نظم بسیار دقیق و چیدمان مرتب به‌گونه‌ای کنار هم چیده‌اند که شما می‌توانید از روش‌های مختلف و براساس نیاز، اندوخته‌های علمی و مهارت‌های قبلی و البته باتوجه به سبک زندگی کنونی خود بیشترین بهره را از دوره ببرید.به‌طور خلاصه شما در این کورس با قالب‌های آموزشی زیر سروکار خواهید داشت:· وبینارهای آنلاین هفتگی، دو روز در هفته، شب‌ها و در زمان مشخص؛· فایل ضبط‌شدۀ وبینارهای آنلاین؛· وبینارهای تکمیلی، با ارائه مربی‌های مهمان متخصص در هر حوزه و زیرشاخه‌های بازاریابی دیجیتال؛ اغلب به‌صورت تمرین‌محور و تعاملی؛· فایل‌های ویدیویی ضبط‌شده برای آموزش عملی استفاده از ابزارهای مورد نیاز تولید محتوا یا جلسات مهم فصل‌های پیشین؛· مقالات و انواع محتوای تولیدی باشگاه، مرتبط با سرفصل‌های هر هفته که پیش‌ازاین در وب‌سایت یا شبکه‌های اجتماعی منتشر شده‌اند؛· نمونه یا تمپلت‌های واقعی و کاربردی برای نگارش انواع محتوا، ازجمله تقویم محتوایی برای وبلاگ و سوشال مدیا، سندهای استراتژی محتوایی و...·  فایل‌های تکمیلی راهنما.اگر باشگاه محتوا را در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه اینستاگرام دنبال کنید، می‌توانید نمونه‌هایی از جلسات ویدیویی آن را ببینید و با اطمینان و شناخت بیشتری وارد باشگاه شوید.تجربه شخصی من در استفاده از این محتواهای آموزشی شاید کمی از سایر همراهان این فصل متفاوت باشد، اما اگر شاغل یا دانشجو هستید یا زندگی پرمشغله‌ای دارید ممکن است به شما دید بهتری بدهد. در غیر این‌صورت می‌توانید از بخش بعدی بگذرید و به‌سراغ قسمت‌های پایانی مقاله بروید.چطور خودم را به مشق‌ عشق‌های هفتگی رساندم و امتیازها را گرفتم؟با کمترین میزان تردید به شما می‌گویم مشق عشق باشگاه محتوا یکی از جذاب‌ترین، کاربردی‌ترین و قوی‌ترین بخش این دوره است.بیرون از این محیط، اگر خوش‌شانس باشید شاید بتوانید با دردسرهای فراوان و صرف وقت و احتمالاً هزینه زیاد به اطلاعاتی که در این دوره مطرح می‌شود دست پیدا کنید. اگر باز هم خوش‌شانس‌تر باشید ممکن است بتوانید منتور یا مربی خوبی هم داشته باشید که مسیر را به شما نشان دهد، اما همۀ حرفه‌ای‌ها، در هر حوزه‌ای رمز موفقیت را یک چیز می‌دانند: تمرین، تمرین و باز هم تمرین.تمرین‌های هفتگی باشگاه به مشق عشق معروف و یکی از نقاط قوت دوره هستند. اینجا هم انتخاب اسم دقیق و سنجیده‌ای است و می‌تواند شهادت بدهم یاران جدی و پرتلاش فصل 14 با عشق و علاقه این تکالیف را آماده و در زمان مشخص ارسال می‌کردند. باورتان نمی‌شود؟! سری به تویئتر بزنید و هشتگ باشگاه محتوا را سرچ کنید تا نظرات هفتگی اعضای دوره را بخوانید.تمرین محتوانویسی و خلق محتوای ارزشمندامتیازهایی که باید شکار کنیدسفر ماجراجویانه که بدون چالش نمی‌شود. اینجا هم باید دست‌به‌کار شوید و چیزهای بنویسید و بسازید که فکرش را هم نمی‌کردید به‌ این زودی از شما بخواهند. مثلاً ساخت یک اپیزود پادکست کامل، از صفر تا صد برای من یکی کار آسانی نبود، اما امتیاز کامل که هیچ، امتیاز تشویقی آن را هم گرفتم.در این بخش روش شخصی خودم را برای استفاده از آموزش‌ها می‌توانم به‌صورت زیر برای‌تان خلاصه کنم:1. شب‌ها، در مسیر برگشت از کتابخانه یا محل کار به خانه درحالی‌که اینترنت دیتای گوشی موبایلم مدام قطع‌ووصل می‌شد کلاس‌های آنلاین را دنبال می‌کردم. اصلاً دوست نداشتم فرصت ارتباط مستقیم و تمرین‌های تعاملی سر کلاس آنلاین را از دست بدهم.2. روزهای بعد فایل ضبط‌شده را با دقت بیشتری می‌دیدم و جزوه‌برداری می‌کردم. با این روش دروس اصلی را طبق جدول آموزشی گذراندم. متاسفانه فرصت تماشای بسیاری از کلاس‌های تقویتی را نداشتم، اما بعد از تحویل پروژه پایانی حتماً به سراغ آن‌ها خواهم رفت.3. مشق عشق‌ها اغلب نیاز به دقت و تمرکز بالایی دارد. گاهی لازم بود بخش‌هایی از ویدیوی کلاس را دوباره ببینم، مقالات تکمیلی را بخوانم یا از تمرین‌های سایر یاران باشگاه محتوا در فصل‌های قبلی ایده بگیرم.4. بیشتر مشق عشق‌ها را نمی‌توانستم در یک نشست تکمیل کنم و بازبینی و ویرایش آن‌ها به روز پایانی می‌کشید. البته خیلی تلاش می‌کردم کار را برای ساعت‌ها یا دقایق آخر نگذارم. فقط هم بحث گرفتن امتیاز کامل فرستادن تمرین در زمان مشخص‌شده نبود؛ نظم و تعهد به برنامه باید جز ویژگی‌های رفتاری هر تولیدکننده محتوا باشد. بااین‌حال معمولاً شب‌ها زمان مناسب‌تری برای ارسال فایل بود.5. هریک از یاران باشگاه در زمان شروع دوره، به گروه یک کمک‌مربی اضافه می‌شوند تا بتوانند سوال‌های خود را از ایشان بپرسند و برای نوشتن مشق عشق‌ها کمک بگیرند. بازخورد و نتیجه هر مشق عشق را هم کمک‌مربی به من منتقل می‌کرد. پس از گذراندن این مراحل، اگر فرصتی دست می‌داد به سراغ تکلیف‌های قبلی می‌رفتم و تلاش می‌کردم با همراهی کمک‌مربی اشکالات مطرح‌شده را برطرف کنم.جوکار! خوبش را گفتی، بدش را هم بگو!نمی‌خواهم مثل معلم‌های سختگیر قدیمی خط‌کش چوبی را در هوا بچرخانم، کف دستم بکوبم و بگویم: «20 مال خداست...» بعد هم شما را دعوت کنم تا با میل کمال‌جویانۀ خود بجنگید.واقعیت‌ها را باید آن‌چنان که هست پذیرفت و به دیگران نشان داد. شما یک‌شبه ورزشکار حرفه‌ای نمی‌شوید. نمی‌توانید با دوماه باشگاه‌رفتن به وزن و اندام موردپسندتان برسید یا رکورد وزنه‌بردار المپیکی را بزنید. پس باشگاه محتوا هم برای شما جادو نمی‌کند، اما اگر زرنگ باشید و به‌درستی از محتوای آموزشی و فرصت  بهره‌مندی از تجربیات مدرس‌های باتجربه و متخصص آن استفاده کنید، همه‌چیز می‌تواند بهتر از انتظارتان پیش برود.با کمی پشتکار و برنامه‌ریزی آن‌قدری از تلاش‌های چندهفته‌ای خود نتیجه می‌گیرید که دیگر دل‌تان نخواهد این مسیر را رها کنید. ازاین‌گذشته احتمالاً در پایان این کورس شما دیگر راه را از چاه می‌شناسید و در مسیر مطمئن‌تری قرار گرفته‌اید.علاوه‌براین اگر تازه‌کار باشیدیا تجربه تولید محتوا نداشته باشید، باشگاه به شما کمک می‌کند رزومه قابل قبولی آماده کنید و فرصت کارآموزی را به شما می‌دهد.از  یادگیری تا بازار کار«سخت، ولی شدنی» شرح حال من استبرای من و برخی از هم‌دوره‌ای‌هایم در روزهای ابتدایی برنامه هفتگی باشگاه محتوا سنگین به‌نظر می‌رسید. به‌طورخاص اگر شاغل باشید شاید به انگیزۀ قوی‌تری نیاز باشد تا بتوانید خود را به کلاس‌ها برسانید و مشق عشق‌ها را با کیفیت خوب تحویل دهید.البته حجم آموزش‌ها به‌خوبی مدیریت شده بود و دسته‌بندی دروس به درس‌های اصلی و تقویتی کمک می‌کرد راحت‌تر اولویت هر مبحث را پیدا کنیم.حالا پس از گذراندن 6هفته پرتکاپو و یادگیری بسیاری از نکات تازه و جالب توجه، خوشحال هستم که هنوز بعضی از دروس تقویتی برای من باقی مانده و محتواهای آموزنده و کاربردی بیشتری برای تثبیت آموخته‌ها و پرداختن به جزئیات ظریف‌تر در اختیار دارم.در این مقاله، به‌رسم سال‌های دیرینه و روزانه‌نویسی در وبلاگ شخصی تلاش کردم به‌طور جامع، شفاف و بی‌پرده تجربه شخصی‌ام از حضور در این دوره بازاریابی را بنویسم؛ به این امید که به‌قدر وسع خودم بر کیفیت یادگیری شما و فعالیت‌های باشگاه محتوا اثرگذار باشم.طبیعی است در طول دوره انتقادها و پیشنهادهایی برای افزایش کیفیت آن به ذهن‌مان می‌رسید. مامان و بابای باشگاه با روی باز پذیرای نظرات ما بودند و به ما برای بیان دیدگاه‌ها، یادگیری عمیق و حضور جدی‌تر در بازار دیجیتال مارکتینگ قوت قلب می‌دادند.در پایان ضمن قدردانی از زحمات مدیران تنها باشگاه محتوایی ایران، تمام مربیان، کمک‌مربی‌ها و یاران همراه فصل چهاردهم برای شما همراهان آینده این باشگاه آرزوی موفقیت دارم. اگر سوالی داشتید یا فکر کردید ممکن است بتوانم به شما در این مسیر کمک کنم، حتماً در بخش نظرات همین پست بنویسید یا در لینکدین به من پیام دهید.</description>
                <category>اکرم جوکار</category>
                <author>اکرم جوکار</author>
                <pubDate>Sat, 28 Sep 2024 13:12:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>33 نکته طلایی برای فروش لباس در اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@akramjokar50/33-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-xinz6lhhyw05</link>
                <description>اینستاگرام یک رسانه اجتماعی بی‌نظیر برای فعالان حوزه مد و پوشاک است. محتوای تصویری بیش از هر نوع دیگری از محتوا مشتریان بالقوه را به خرید اینترنتی مشتاق می‌کند. اگرچه تعداد کاربران اینستاگرام بیشمار است و می‌توانید مشتریان زیادی پیدا کنید؛ اما بازار رقابت هم داغ است. بنابراین برای موفقیت در این بازار باید نکات مهمی را به خاطر بسپارید.در این پست قرار است این نکته‌‌ها و تکنیک‌های فروش لباس در اینستاگرام را مرور کنیم. به همین دلیل به این فکر کردم که چطور می‌توانیم این کار را به بهترین و کاربردی‌ترین شکل انجام دهیم. بیایید خودمان را جای خریدار پوشاک بگذاریم و نقاط ابهام یا نگرانی‌هایی را که ممکن است درباره کسب‌وکار شما داشته باشد بررسی کنیم. آن وقت شاید راحت‌تر بتوانیم توجه و رضایت مشتری را جلب کنیم.تجربه‌ای مشابه خریدحضوری برای مخاطب خلق کنید بازم یه فروشگاه اینترنتی دیگه! اما نه...! انگار این یکی با بقیه فرق داره!برای اینکه در بازار مد و پوشاک موفق شوید باید از سایر رقبا یک سر و گردن بالاتر باشید. اما چطور؟یک: برای فروش کالایی مثل لباس باید توضیحات لازم را بدهید و به مخاطب بگویید چه نوع لباسی می‌فروشید؟ برای این منظور پست‌های ویدئویی یا ریلز اینستاگرام مناسب‌تر است.دو: توضیحات دقیق‌تری برای محصولتان بنویسید تا اعتماد بیشتری جلب ‌کنید. مردم برای جمع‌آوری اطلاعات توضیح محصول را می‌خوانند. بنابراین هرچه به جزئیات بیشتری اهمیت بدهید مشتریان مردد به خرید مشتاق‌تر می‌شوند.سه: برای فروش در اینستاگرام باید کالاها در برابر دید افراد مناسب قرار بگیرد. این فرد مناسب مخاطب هدف یا مشتری بالقوه کسب‌وکار شما است.چهار: تصویر باکیفیتی از محصول پست کنید. تصاویر خاص و منحصربه‌فرد، واضح، چشم‌نواز، رنگی و خلاقانه شما را از سایر رقبا متمایز می‌کند.یه پیج بود لباس‌های خوبی می‌فروخت. کدوم بود؟ چرا پیداش نمی‌کنم؟!پنج: نام کسب‌وکار یا برند شما در ایجاد تمایز و به‌یادماندنی‎بودن موثر است. هنگام انتخاب نام مناسب برای کسب‌وکارتان این نکات را در نظر بگیرید:خوش‌آهنگ و ساده باشداملای ساده آن در ذهن مخاطب بماند و هر بار به‌راحتی بتواند آن را جست‌وجو کندبا نوع کسب‌وکار و هویت برندتان سازگار باشدبهتر است کوتاه باشداز کلماتی استفاده کنید که در دایره واژگانی مخاطبان شما قرار دارد و برای آن‌ها قابل درک استشش: با نوشتن بیو قوی و حرفه‌ای به مخاطب نشان دهید کسب‌وکارتان چه هدفی را دنبال می‌کند. سعی کنید آن‌قدر جذاب و تاثیرگذار بنویسید که در ذهن مخاطب بمانیدهفت: تا جایی که می‌توانید لوگویا تصویر پروفایل و تم رنگی پست‌ها را طوری انتخاب کنید که با نام کسب‌وکار یا صفحه کاری شما سازگاری داشته باشد.هشت: داستان کسب‌وکارتان را برای مخاطب تعریف کنید. این کار نشانه واقعی و مورد اعتماد بودن شما است. همچنین با سرگرم‌کردن مخاطبان ارتباط بهتری بین شما و آن‌ها شکل می‌گیرد.نه: لحن کسب‌وکار خودتان را داشته باشید. این لحن معمولا با هویت کسب‌وکار و نوع جامعه هدف بیزینس‌تان بیشترین هماهنگی را دارد. به زبان ساده، محترمانه و صمیمانه با مخاطب گفت‌وگو کنید؛ اما چهره حرفه‌ای کسب‌وکارتان را نگه دارید.این پیج چه لباس‌های قشنگی داره! چه فایده؟! اینا فقط توی عکس قشنگنده: به مخاطب اطمینان بدهید واقعی هستید. اگرچه استفاده از فیلتر استوری اینستاگرام وسوسه‌برانگیز است؛ اما مشتری می‌خواهد رنگ و کیفیت واقعی کالا را ببیند. یکی از نگرانی‌های او این است که لباسی که در تصویر می‌بیند با آن‌چه برایش می‌فرستید تفاوت داشته باشد. اگر بتوانید خیال او را راحت کنید قدم موثری برای جلب اعتماد مشتریان برداشته‌اید.یازده: وقتی تصمیم به خرید پوشاک دارید؛ تنخور آن هم برایتان اهمیت دارد. پس بهتر است برای فروش آنلاین هم لباس را بپوشید و آن را در محیطی واقعی بدون فیلتر و جلوه‌های بصری اغراق‌شده نمایش دهید.از کجا معلوم راست بگن؟ چه‌جوری بهشون اعتماد کنم آخه؟!دوازده: در صداقت و راست‌گویی جادویی هست که شما را ماندگار می‌کند. اگر می‌خواهید کار فروش در اینستاگرام را جدی و دائمی یا برای مدتی طولانی ادامه دهید باید با مشتریان خود روراست باشید.سیزده: مخاطب باید ویژگی‌های لباس مثل جنس پارچه، کیفیت دوخت، اندازه‌های دقیق لباس، کیفیت زیپ و دکمه و وجود هرگونه زدگی یا لکه روی آن را بداند. فراموش نکنید مشتری آنلاین شانس پرو لباس در رختکن واقعی را از دست داده است. پس طوری از جزئیات دقیق صحبت کنید انگار همین الان هم آن را در دست دارد.چهارده: کپشن مرتبط با تصاویر پست‌ها بنویسید. روی تاثیرگذاری بر احساسات مخاطب تمرکز داشته باشید؛ اما نیازی نیست بیش از حد احساسی بنویسید.پانزده: کپشن اینستاگرام نهایتا 2200 کاراکتر- حروف و ایموجی‌ها- ظرفیت دارد. البته این تعداد کاراکتر کپشن برای توضیح محصول یا کالایی که برای فروش می‌گذارید کافی به‌نظر می‌رسد. بیشتر کاربران حتی همین اندازه را هم نمی‌خوانند. پس تا جای ممکن متن را کوتاه بنویسید.فروش اینترنتی لباس در اینستاگرامنه! فکر نمی‌کنم این لباس برای من مناسب باشهشانزده: از همه امکانات و مهارت‌هایتان استفاده کنید، تا بدون فریب‌دادن مشتری، لباس‌های خود را جذاب و کاربردی نشان دهید.هفده: عکس‌های زیبا، با نور کافی و در زاویه مناسب می‌تواند جلوه عالی به محصولی که می‌فروشید بدهد. از نورپردازی عکسی که منتشر می‌کنید مطمئن شوید. مشتری بالقوه باید بتواند با یک نگاه تشخیص دهد این همان چیزی است که به آن نیاز دارد. عکس باکیفیت کلید جذب مشتریاست؛ پس زمان و توجه کافی برای تصاویر محصول خود بگذارید. به‌هرحال اینستاگرام پلتفرمی تصویرمحور است.باز من یه هشتگ رو دنبال کردم اینستاگرام هر چی پست بی‌ربطه بهم نشون داد!هجده: قدرت استفاده از هشتگ در کپشن را دست کم نگیرید. هشتگ‌ها کمک می‌کنند تا پست‌های شما در معرض دید افراد بیشتری قرار بگیرند.نوزده: از هشتگ زیادی پرهیز کنید؛ وگرنه ممکن است اینستاگرام پست‌های شما را اسپم در نظر بگیرد. این یعنی تلاش‌تان بی‌نتیجه می‌ماند.بیست: بعضی فروشنده‌ها دغدغه تعداد هشتگ در کپشن اینستاگرام دارند. به‌جای هشتگ‌های بیشتر روی هشتگ اختصاصیمرتبط با هر پست و کسب‌کارتان تمرکز کنید. این کار احتمال اینکه افراد مناسب و مخاطب هدف شما را پیدا کند بالاتر می‌برد.بیست و یک: برای یافتن هشتگ عالی به فعالیت‌های سایر همکاران خود و اینفلوئنسرهای حوزه مد و پوشاک توجه کنید.من همین لباس رو می‌خوام. حالا باید چکار کنم؟بیست و دو: CTA یا کال تو اکشن شفافی بنویسید. کال تو اکشن کاری است که شما به‌عنوان ادمین اینستاگرام یا مدیر کسب‌وکار از مخاطب می‌خواهید انجام دهد. مثلا بخواهید برای خرید آیتم خاصی در دایرکت به شما پیام دهد یا از روی لینک موجود در بیو به وب‌سایت فروشگاهتان برود. اینکه از او دعوت کنید پست‌های قبلی و استوری یا هایلایت‌های شما را ببیند، لایک کند و... هم نوعی کال تو اکشن است.بیست و سه: تلاش کنید کال تو اکشن جذاب‌تری تعیین کنید. افراد زیادی حوصله قیمت‌پرسیدن و چت‌کردن در دایرکت اینستاگرام را ندارند. بهتر است جواب خیلی از سوالات مشتری احتمالی را در کپشن و استوری بگویید. از سایز دقیق لباس گرفته تا ویژگی‌هایی که ممکن است به آن توجه زیادی نشود. در این حالت تماس با شما تنها برای نهایی‌کردن خرید خواهد بود.بیست و چهار: با مخاطب دوست باشید و برای خرید بهتر به او کمک کنید. آن‌ها این نکته را متوجه می‌شوند که هدف شما فقط فروش نیست و به فکر آن‌ها هستید. این ارتباط قدرت کم‌نظیری در بازاریابی دارد. پس برای انتخاب لباس مناسب همراه آن‌ها باشید. استفاده از جدول انتخاب سایز و نوشتن توضیح محصول دقیق کار را آسان‌تر می‌کند.بذار ببینم آخرین پست‌شون چه روزی بوده!بیست و پنج: به‌عنوان یک فروشنده حرفه‌ای باید درباره موضوع، سبک و زمان‌بندی انتشار پست‌ها برنامه‌ریزی کنید.بیست و شش: هر روز آنلاین باشید. پست منتشر کنید، استوری بگذارید و به کامنت‌ها و پیام‌های دایرکت رسیدگی کنید. فروشنده واقعی همواره کالاها و محصولات خود را در دسترس مشتریان می‌گذارد. این کار کمک می‌کند تا سریع‌تر محصولاتتان را به فروش برسانید و مردم به کسب‌وکارتان علاقمند شوند. پس با انتشار منظم پست و استوری علاوه‌بر اهمیت‌دادن به الگوریتم‌ اینستاگرام اعتماد مخاطب و مشتریان بالقوه کسب‌وکارتان را هم جلب می‌کنید.بیست و هفت: با پیج‌های دیگر برای تبلیغات همکاری کنید. با سایر فروشنده‌های اینترنتی تعامل داشته باشید.بیست و هشت: در مدیریت پیج اینستاگرامی  و تولید محتوا سبک خودتان را داشته باشید. هویت برند یا کسب‌وکار تا اندازه‌ای متاثر از شخصیت خالق آن، داستان کسب‌وکار و نوع محصول، کالا یا خدماتی است که ارائه می‌دهد. پس سبک کار خاص خودتان را بسازید و آن را به مخاطبان ارائه دهید.بیست و نه: اگر بودجه کافی دارید می‌توانید از اینفلوئنسر یا میکرو اینفلوئنسرها کمک بگیرید. میکرو-اینفلوئنسربه فردی گفته می‌شود که در شبکه‌های اجتماعی طرفداران قابل توجهی دارد؛ اما معمولاً تعداد فالوورهای او محدود به 1000 تا 100000 نفر است.به پیام‌های مشتریان باحوصله و دقت پاسخ دهیدچرا جواب نمیده!!! حتما پولم رو بالا می‌کشه؛ لباس هم برام نمی‌فرسته!سی: مطمئن شوید تمام پیام‌های دایرکت را در زمان مناسب خوانده‌اید. از لحن مناسب برای ارتباط با مشتریان استفاده کنید. بهتر است هنگام جواب‌دهی به دایرکت پیام‌های شخصی برای آن‌ها بفرستید. هیچ‌چیز مثل یک پیام ذخیره‌شده و تکراری نمی‌تواند ذوق مخاطب را کور کند و اعتمادش را از بین ببرد. بنابراین مثل فروشنده واقعی باشید نه یک ربات پاسخگو!سی و یک: مشتری‌های فعلی را راضی نگه‌دارید. مشتری وفادار و ثابت بهترین منبع درآمد و کمکی برای فعالیت‌های بازاریابی شما خواهد بود.سی و دو: قیمت‌گذاری برای فروش لباس در اینستاگرام هم بسیار مهم است. هنگام فروش اینترنتی لباس باید قیمت مناسبی تعیین کنید. مراقب باشید قیمتی گران یا ارزان‌تر از ارزش واقعی کالا نگذارید. معمولا قیمت‌های در محدوده متوسط فروش موفق‌تری دارند.گذاشتن تخفیف زیاد یا ارزان‌فروشی بهترین استراتژی نیست. با این کار ارزش برندتان را پایین می‌آورید. مردم دنبال کالایی با کیفیت خوب و قیمت منصفانه هستند. نحوه قیمت‌گذاری اجناس مشابه در اینستاگرام و پلتفرم‌های دیگر را بررسی کنید و ایده بگیرید. فراموش نکنید قیمت‌گذاری یکی از فاکتورهای مهم برای خرید و فروش آنلاین است.بذار ببینم کانال تلگرامی هم دارن؟! میشه به‌جای دایرکت اینستاگرام توی واتس‌آپ بهشون پیام بدم؟سی و سه: ممکن است رشد کسب‌وکار در اینستاگرام سخت باشد. گاهی فروشنده‌ها از شبکه‌های اجتماعی دیگر برای معرفی پیج اینستاگرامی و افزایش فالوور استفاده می‌کنند. همچنین ممکن است در بازه‌های زمانی خاصی دسترسی به اینستاگرام سخت‌تر شود. بنابراین می‌توانید فروشگاه اینترنتی خود را در پلتفرم دیگری- مثل وب‌سایت یا کانال تلگرامی- هم راه‌اندازی کنید. اینستاگرام را بخشی از فروشگاه‌ آنلاین‌تان بدانید یا می‌تواند برای شما نقش ابزار بازاریابی را داشته باشد.از تجربیات گذشته خود و نظرات مشتریان فعلی ایده بگیریددر این پست نکات فروش لباس در اینستاگرام را جمع‌آوری کردم. بخشی از این نکته‌ها حاصل مطالعه منابع دست اول بازاریابی دیجیتال و بخشی تجربه شخصی من یا دوستانم از خرید اینترنتی لباس بود. حتی تجربه‌های تلخ و ناموفق هم می‌توانند ایده‌های خوبی به ما بدهند. بنابراین تلاش کردم از آن‌ها برای کمک به رشد کسب‌وکار شما استفاده کنم.بدیهی است این پست می‌تواند خیلی طولانی‌تر و پربارتر از این باشد. اما راستش را بخواهید من هم مثل شما چندان آدم باحوصله‌ای نیستم. پس توجه به نکته‌ها و ایده‌‌های بیشتر را به خودتان می‌سپارم.صفحه من، رستن مدیا در اینستاگرامبرای موفقیت در بازاریابی دیجیتال و فروش بیشتر باید یاد بگیرید اتفاق‌های پیرامون خود را خوب ببینید، حرف‌های مخاطب هدف یا مشتریان بالقوه و فعلی کسب‌وکارتان را خوب بشنوید و با تجزیه و تحلیل رقبا و بازاری که در آن فعالیت دارید هر روز کسب‌وکار خود را بهتر و کارآمدتر کنید.من که به موفقیت شما بسیار خوش‌بین هستم. حالا که به دنبال یادگیری نکات فروش در اینستاگرام هستید شک ندارم از پس آن برمی‌آیید. جز این بود تا انتهای این متن را نمی‌خواندید. پس دوست دارم بیشتر در این‌باره تحقیق کنم و محتوای بیشتری برایتان بسازم. با این هدف برخی از نکته‌های حوزه بازاریابی اینستاگرامی را در پیج اینستاگرام خودم، رستن مدیا منتشر می‌کنم. اگر Rastan.Media را در اینستاگرام جست‌وجو کنید می‌توانید با من همراه شوید.</description>
                <category>اکرم جوکار</category>
                <author>اکرم جوکار</author>
                <pubDate>Thu, 01 Jun 2023 23:16:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای نوشتن توضیح محصول تاثیرگذار برای فروشگاه آنلاین+ چند مثال</title>
                <link>https://virgool.io/@akramjokar50/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D9%84-f33rzj7qbkk1</link>
                <description>یکی از روش‌های بازاریابی دیجیتال تهیه صفحه محصول مناسب و تاثیرگذار برای وبسایت فروشگاهی است. صفحه معرفی محصول جزئیات زیادی را دربرمی‌گیرد؛ از طراحی گرافیک خوب، رعایت نکات سئو و طراحی وبسایت گرفته تا نوشتن توضیح محصول یا همان متن کوتاه معرفی ویژگی‌ها و مزیت‌های محصولات. مجموعه این عوامل کمک می‌کند تا محصولات فروشگاه آنلاین به دست مخاطب هدف برسد، اعتماد او را جلب کند و فرایند فروش انجام شود.توضیح محصول یکی از انواع محتوای متنی است که هر تولیدکننده محتوا باید با نحوه نوشتن آن آشنا باشدبه عنوان یک محتوانویس یا بازاریاب محتوایی باید بتوانید متن توضیح محصول موثر و قوی بنویسید. معرفی خوب شانس فروش محصولات را افزایش می‌دهد. به همین دلیل کسب‌وکارهای آنلاین اهمیت آن را می‌دانند و پروژه‌های زیادی را به بازاریابان محتوایی می‌سپارند.در این متن دربارۀ این بحث می‌کنیم که منظور از توضیح محصول چیست و چطور باید آن را بنویسیم؟ علاوه بر این با بررسی چند نمونه توضیح محصول در وبسایت‌های متنوع آماده نوشتن می‌شویم.توضیح محصول چیست؟احتمالا تجربه خرید از فروشگاه‌های آنلاین دارید یا دست کم مواردی را در این فروشگاه‌ها جستجو کرده‌اید. پس حتما در صفحه محصول مورد نظر اطلاعاتی راجع به آن خوانده‌اید. متن کپی تاثیرگذاری که به اختصار توضیح می‌دهد آن محصول چیست؟ چه نیازی را برآورده می‌کند و چگونه به شما در حل مشکلتان کمک می‌کند؟به این متن توضیح یا معرفی محصول (product description) می‌گویند. هدف از این نوشته توضیح ارزش محصول است و به‌عنوان یکی از آخرین مراحل قیف فروش بازدیدکننده وبسایت را متقاعد می‌کند تا دکمه خرید یا افزودن به سبد خرید را بفشارد.همان‌طور که می‌بینید لحظۀ مهمی است؛ هم برای مشتری و هم صاحب کسب‌وکار. خالق بخشی از این پروسه و یکی از افراد تاثیرگذار در این اتفاق شما هستید. پس به بهترین شکل آن را انجام دهید.یک متن توضیح محصول قوی مخاطب را متقاعد می‌کند تا با اطمینان دکمه خرید را بفشاردنوشتن توضیح محصول را از کجا شروع کنیم؟هر محصول جزئیات زیادی دارد که بازدیدکننده‌ها مشتاق هستند با آن‌ها آشنا شوند. بنابراین لازم است داستانی برای مخاطب هدف تعریف کنید و نشان دهید مشکل یا درد او را می‌شناسید. در قدم بعدی با اشاره به این نقطه دردناک تصویری از رفع مشکل یا درد در ذهن مخاطب بسازید. در این داستان محصولی که قرار است به فروش برسد، همان راه حل کلیدی است که مخاطب به دنبال آن تا وبسایت شما آمده.چطور توضیح محصول جذاب و تاثیرگذار بنویسیم؟روش نگارش توضیح محصول چند نکته برجسته دارد؛ که در ادامه آن‌ها را بررسی می‌کنیم.یک: برای پرسونای مشتری بنویسیددر بازاریابی اصطلاح پرسونای مخاطب یا مشتری را زیاد می‌شنویم. معنای پرسونا شخص یا اشخاص فرضی (نمادین) است که مخاطب هدف کسب‌وکار یا محصول شما به حساب می‌آیند. هر بازاریاب محتوایی باید روش‌های شناخت پرسونا را بداند و متن خود را به‌صورت هدفمند بنویسد.بنابراین باید بدانید چه کسی داستان شما را می‌خواند؟ چه دردها و نیازهایی دارد؟ دغدغه‌های اصلی و نگرانی‌های او چیست؟پس از یافتن این اطلاعات اولیه روی نقاط درد و هدف پرسونا از خرید متمرکز شوید و با توجه به این اطلاعات موثرترین توضیح محصول را آماده کنید. علاوه بر این باید زبان پرسونای مشتری خود را بشناسید.فرض کنیم می‌خواهید دربارۀ یک کالای بهداشتی مثل «محلول دهان‌شویه کودک» توضیح محصول بنویسید. به نظر شما مشتری چنین محصولی چه کسی است؟ احتمالا والدین کودک. چه نیازی او را به سمت خرید این محصول هدایت کرده است؟ چه دغدغه‌هایی دارد؟ هنگام استفاده از این محصول ممکن است با چه مشکلاتی مواجه شود؟ شما می‌توانید چه تصویری از رفع این نیاز و حل مشکل برای او بسازید؟نمونه‌ توضیح محصول آرایشی- بهداشتیهمان‌طور که می‌بینید برای تاثیرگذاری و ایجاد یک رابطۀ همدلانه با مخاطب باید شناخت خوبی از پرسونا داشته باشید. تصویر زیر بخشی از معرفی محصولی از مثال بالا است؛ که از وبسایت فارماکده انتخاب شده. به نظر شما در آن چه نکات مثبتی هست؟ اگر شما نویسندۀ این متن بودید چه نکات دیگری به آن اضافه می‌کردید؟مثال توضیح محصول بهداشتیدو: معجزه خلاقیت در بازاریابی را دست کم نگیریدفرایند بازاریابی نیاز به ایده‌های خلاقانه دارد. بازاریابی محتوایی، نوشتن محتوای متنی و به طور خاص توضیح محصول‌نویسی، هم از این قاعده مستثنی نیست. داستان معرفی محصول شما یک تجربه یا احساس را به مخاطب منتقل می‌کند. تلاش کنید احساس و تجربه خوبی برای بازدیدکننده‌های وبسایت خلق کنید.تمام هنر نویسندگی‌تان را به کار بگیرید و تصویری در ذهن مخاطب بسازید که او را سر شوق آورد. فکر کردن به اینکه این محصول چرا و چگونه تولید شده و چطور قرار است گره از کار مشتری باز کند می‌تواند به شما کمک کند تا متن بهتری بنویسید و تصویر شفافی در ذهن بازدیدکننده وبسایت بسازید.نمونه‌ای از توضیح محصول در حوزه لوازم دیجیتالگاهی هدف ما نوشتن توضیح محصولی با ویژگی‌های خاص برای طیف ویژه‌ای از مخاطبان است. مثلا تصور کنید می‌خواهید برای یک دستگاه «کتابخوان الکترونیک پرچم‌دار» معرفی محصول بنویسید.حالا فکر می‌کنید مخاطب شما چه کسی است؟ به چه نکاتی اهمیت می‌دهد؟ چقدر با تکنولوژی و اصطلاحات فنی آشنا است و چه انتظاراتی از کتابخوان دلخواهش دارد؟ چطور صحبت می‌کند و شما باید با چه لحنی متن‌تان را بنویسید؟تصویر زیر بخشی از محتوای توضیح محصول فروشگاه تخصصی گجت‌های هوشمند کمکس وان است. به نظر شما چه نکته‌هایی در این متن رعایت شده؟ چقدر خلاقانه و جذاب است؟ چه نقطه‌ضعف‌هایی دارد؟مثال معرفی محصول دیجیتال سه: جزئیات مهم هستندهنگام نوشتن توضیح محصول به جزئیات خاص توجه کنید. همه چیز را شفاف توضیح دهید. از زیاده‌گویی پرهیز کنید و عبارت‌های کلی، مبهم و کلیشه‌ای را کنار بگذارید. هر جملۀ شما باید اطلاعات دقیقی دربارۀ محصول یا برند به بازدیدکننده بدهد.نکته کلیدی اینجاست؛ نوشتن فهرستی از ویژگی‌های محصول کافی نیست. روی مزیت‌های منحصربه‌فرد، که راه حل مشکل مخاطب شما است، تمرکز کنید. علاوه براین مخاطب باید احساس خوبی از تصویری که متن شما در ذهنش ترسیم کرده داشته باشد. هر چه جزئیات بیشتری بنویسید، تصویر بهتری می‌سازید و اعتبار بیشتری هم به محصول می‌دهید.مثال توضیح محصول برای ساعت مچیدر تصویر زیر نمونه معرفی «ساعت مچی» از وبسایت فروشگاهی ایران تایمر را می‌بینید. به نظر شما آیا متن اطلاعات لازم برای خرید را به مشتری می‌دهد؟ خواندن آن چه احساسی در مخاطب ایجاد می‌کند؟مثال توضیح محصول اکسسوری زنانه و مردانهچهار: محصول‌نویسی و بهینه‌سازی موتور جستجوبه عنوان یک خالق محتوای متنی احتمالا با سئو (SEO) آشنایی دارید و اهمیت آن در محتوانویسی را می‌دانید. سئو در نگارش توضیح محصول هم مهم است. مشتری احتمالی شما محصولی را در مرورگر خود جستجو می‌کند. موتورهای جستجو به او فهرستی از لینک وبسایت‌هایی با محصولات مشابه نمایش می‌دهد. ما می‌خواهیم محصول شما در صدر این فهرست باشد و مشتری از شما خرید کند. بنابراین باید به بهینه‌سازی توضیح محصول خود توجه کنید.برای این منظور تحقیق کلمات کلیدی انجام دهید. کلمه کلیدی باید به طرز هوشمندانه در عناوین، توضیحات متا، متن جایگزین تصویر و متن توضیح محصول استفاده شود.همچنین باید بدانید کاربری که قصد خرید چنین محصولی دارد آن را با چه عبارتی جستجو می‌کند. رقبای شما از چه کلیدواژه‌هایی استفاده می‌کنند. متخصصان سئو و بازاریابان محتوایی معمولا از ابزارهای تحقیق کلمات کلیدی کمک می‌گیرند. شاید بد نباشد شما هم بیشتر با این ابزارها آشنا شوید؛ اما برای شروع با مطالعه محتوای رقبا و تجزیه و تحلیل متن‌های حرفه‌ای به درک بهتری از رفتار مخاطب هدفتان برسید.نمونه زیر مثال توضیح محصول حوزه پوشاک از وبسایت تیپکا است. به نظر شما نویسندۀ آن نکات سئو محتوا را رعایت کرده؟ نقاط ضعف و قوت این متن چیست؟مثال معرفی محصول پوشاکپنج: اصل اثبات اجتماعی و نقش آن در محصول‌نویسیهمان‌طور که در فضای آفلاین و خرید سنتی به نظرات اطرافیان و تجربه‌های آنان از خرید کالا یا استفاده از یک سرویس اهمیت می‌دهیم، کاربران فضای دیجیتال هم چنین رفتاری دارند. قبل از خرید مایل هستند بدانند مشتریان پیشین شما چه نظری دربارۀ خرید و استفاده از محصول داشته‌اند. هر چه نظرات مثبت و بازخوردهای بهتری گرفته باشید احتمال خرید بازدیدکننده وبسایت بالاتر می‌رود.گنجاندن این نظرات و تجربیات در توضیح محصولی که می‌نویسید یا اضافه‌کردن بخش نظرات در صفحه محصول تصمیم‌گیری را برای مخاطبان آسان‌تر می‌کند. اگر نسبت به این مسئله بی‌تفاوت باشید بازدیدکننده نیاز به تحقیق بیشتری احساس می‌کند. بنابراین تلاش کنید تمام اطلاعاتی که مشتری به آن نیاز دارد در صفحه محصول بگنجانید. نقل قول‌ها دربارۀ برند، امتیازات و افتخارات، نظرات کاربران و...نمونه‌ای از توضیح محصول در حوزه لوازم خانهتصویر زیر نمونه توضیح محصول «اجاق گاز رومیزی» است که از وبسایت فروشگاه استیل البرز انتخاب شده. با توجه به توضیحات بالا شما چه نکات منفی و مثبتی در متن این معرفی می‌بینید؟مثال معرفی محصول لوازم آشپزخانهشش: متنی بنویسید که آسان‌تر خوانده شودبازدیدکننده فروشگاه آنلاین هنگام خرید همان‌قدر که دنبال اطلاعات بیشتر و دقیق است دنبال راحتی هم هست. این یکی از برتری‌های خرید آنلاین نسبت به خرید سنتی است. درنتیجه باید تلاش کنید تا جای امکان خواندن توضیح محصول را برای کاربران وبسایت آسان کنید.متن طولانی ننویسید. از کلمات ساده و جملات کوتاهی استفاده کنید که با یک اسکن چشمی به راحتی قابل فهم باشند.در صفحه معرفی محصول از قالب‌های بصری؛ مثل برجسته‌کردن متن، فضای خالی و نقاط توپر یا بولت پوینت‌ها استفاده کنید. هرچه کپی معرفی محصول شما آسان‌تر نوشته شود احتمال اینکه افراد بیشتری وقت بگذارند و آن را بخوانند هم افزایش می‌یابد.نمونه معرفی محصول در حوزه کالاهای برقینمونه زیر از وبسایت فروشگاهی سالار کالا انتخاب شده. اطلاعات فنی محصول مورد نظر که یک دستگاه چرخ گوشت برقی است در پایان متن چشمگیر است؛ اما به نظر شما سایر نکاتی که پیش از این بررسی کردیم هم در این متن رعایت شده؟ آیا لحن متناسب با پرسونا انتخاب شده؟ متن به حد کافی خلاقانه هست؟ اگر شما نویسندۀ این متن بودید چه نکات دیگری به آن اضافه و چه بخش‌هایی را حذف می‌کردید؟مثال توضیح محصول کالای الکتریکیهفت: از تصاویر و طرح‌های گرافیکی بهره ببریدبرای انتقال مفهوم و اطلاعات همیشه نیاز نیست به متن متکی بمانید. می‌توانید بخشی از این مفاهیم را با نمادها و کارهای گرافیکی نمایش دهید. تصویر زیر نمونه‌ای از به‌کارگیری تصاویر گرافیکی در معرفی محصول است. در این مثال از نمونه خارجی استفاده شده است.افزودن تصاویر حاوی اطلاعات محصول به صفحه معرفی توجه مخاطب را جلب می‌کندهشت: از ارزیابی نتیجه کارتان غافل نشویدمزیت روش‌های بازاریابی دیجیتال این است که همه چیز در آن قابل سنجش و ارزیابی است. هنگامی که محتوایی را در فروشگاه اینترنتی یا شبکه اجتماعی خود منتشر می‌کنید پارامترهای متنوعی برای سنجش موفقیت کارتان دارید. رنکینگ صفحه در موتورهای جستجو، ورودی‌های ارگانیک، نرخ تبدیل و نرخ رها کردن سبد خرید مثال‌هایی از این سنجه‌ها است. شما باید یکی از این سنجه‌ها را به‌عنوان ملاک ارزیابی موفقیت کارتان انتخاب کنید.بنابراین پس از نوشتن معرفی محصول کار شما تمام نشده و باید میزان بازخورد توضیح محصولتان را بسنجید. می‌توانید نسخه‌های متفاوتی تهیه کنید و با تست A/B میزان کارآمدی هر یک را بررسی کنید.تمرین محصول‌نویسی را از همین لحظه شروع کنیداین متن که دربارۀ چگونگی نوشتن معرفی محصول و نکات مهم محصول‌نویسی نوشته شده، برداشت من از مقالۀ وبسایت هاب‌اسپات با عنوان « هشت استراتژی برای نوشتن توضیح محصول که باعث درآمدزایی می‌شود» است. همیشه یاد گرفتن این نکات برای من بسیار جذاب بوده و دوست دارم دربارۀ آنچه یادگرفته‌ام بنویسم.امیدوارم بتوانیم با بهره‌گیری از این نکته‌ها صفحه‌های معرفی محصول خواندنی بسازیم و تجربه لذت‌بخشی از خرید برای بازدیدکننده‌ها و صاحبان وبسایت‌های فروشگاهی خلق کنیم.برای درک بهتر هر نکته تلاش کردم چند نمونه موفق توضیح محصول را به متن اضافه کنم. می‌توانید این مثال‌ها را به دید یک تمرین هم ببینید و کپی خودتان را برای آن‌ها بنویسید. همچنین اگر جای نکته‌‌ای را در این مطلب آموزش محصول‌نویسی خالی دیدید، خوشحال می‌شوم آن را در بخش نظرات همین پست برای من و مخاطبان توضیح دهید.</description>
                <category>اکرم جوکار</category>
                <author>اکرم جوکار</author>
                <pubDate>Thu, 10 Nov 2022 09:30:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور کت زمستانی زنانه انتخاب کنیم؟ 5 نکته طلایی برای خرید کت زنانه</title>
                <link>https://virgool.io/@akramjokar50/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-5-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-zlszmgxqwm2n</link>
                <description>بسیاری از افراد زمستان را فصل مورد علاقۀ خود می‌دانند. من هم جز همین دسته هستم. از صدای باران، سُرخوردن قطره‌ها روی شیشۀ پنجره و لذت گرم‌کردن دست‌ها با یک لیوان چای یا قهوۀ داغ که بگذریم پوشیدن لباس‌های شیک و استایل‌های جذاب زمستانی زیبایی فوق‌العاده‌ای دارد. اما انتخاب و خرید لباس زمستانی چندان هم کار آسانی نیست. مثلا برای خرید یک کت زمستانی زنانه باکیفیت نکات زیادی را باید در نظر بگیریم.از آنجا که معمولا لباس‌های زمستانه جنس پارچه و دوخت محکمی دارند و قیمتشان نسبت به پوشاک بهاره و تابستانه بالاتر است، معمولا انتظار داریم ماندگاری خوبی هم داشته باشند. بنابراین نحوۀ انتخاب چنین لباسی مهم است؛ مخصوصا اگر مثل من اهل صرفه‌جویی هم باشید. در این مطلب دربارۀ نکات خرید آنلاین کت زمستانه زنانه بحث می‌کنیم تا با انتخاب یک پالتو یا کت زنانۀ شیک با قیمت مناسب به استقبال سردترین روزهای پاییز و زمستان امسال بروید.راهنمای انتخاب و خرید لباس زمستانیانواع کت زمستانی زنانهپالتو یا کت‌ زمستانی بالاپوش‌های ضخیمی هستند که با توجه به جنس پارچه، مدل و طرح به انواع مختلفی دسته‌بندی می‌شوند. کت پشمی، ابریشمی، روبدوشامی، بارانی، چرمی، کت ارتشی، کت‌هایی با یقۀ خز و مخمل، کاپشن، پارکا و پافر مشهورترین مدل‌های کت زنانه مناسب فصل پاییز و زمستان هستند.نکات خرید کت زمستانی زنانههنگام خرید تمرکز بر جنس، کیفیت دوخت و پارچه، ماندگاری و دوام، میزان گرم‌کنندگی، طراحی منحصربه‌فرد، سایز و تناسب مدل با اندام فرد مهم‌ترین نکات‌ هستند. در ادامه کمی بیشتر این موارد را توضیح می‌دهیم.یک: به جنس مواد اولیه توجه کنیداولین نکته جنس پارچه کت زمستانی است. بسیاری از پارچه‌ها با نسبت بالای نایلون خاصیت گرمابخشی خوبی ندارند. این محصولات معمولا قیمت ارزان‌تری دارند، اما اگر در منطقۀ سردسیر زندگی می‌کنید گزینۀ خوبی برای زمستان نیستند.هنگام خرید آنلاین برای تشخیص جنس پارچه به راهنما یا توضیحات محصول توجه کنید. پارچه‌هایی که درصد پشم یا پنبۀ بیشتری دارند شما را بهتر گرم می‌کنند. لباس‌هایی که درصد پشم کمتری دارند برای فصل‌های بهار و پاییز مناسب‌تر هستند.کت‌هایی با درصد پلی‌استر بالا را با تردید بیشتری بررسی کنید. هنگامی که پلی‌استر در ترکیبات پارچه باشد ممکن است ظاهر زیبایی به لباس بدهد؛ اما این نوع پارچه‌ها معمولا فرصت تنفس به بدنتان نمی‌دهد. به علاوه پارچه‌های پلی‌استری آن‌چنان که باید گرم نمی‌کنند. بنابراین هنگام فعالیت بدنی زیاد عرق می‌کنید و زمانی که فعالیت کمتری داشته باشید ناچار به تحمل سرما هستید.اگر در منطقه‌ای زندگی می‌کنید که بارش برف و باران زیاد است، کت با پارچۀ ضد آب و آستر خوب انتخاب‌ مناسب‌تری است. در این شرایط کت‌ چرم و بارانی زنانه هم را می‌توانید جز گزینه‌های خریدتان بگذارید.همان‌طور که اشاره شد یکی از نشانه‌های فروشگاه‌ لباس آنلاین معتبر داشتن راهنمای محصول با توضیحات دقیق است. زمان خرید به جزئیات این بخش توجه کنید.کت با پارچۀ ضد آب و آستر خوب انتخاب‌ مناسبی برای مناطق پربارش استدو: تناسب کت با اندام شما مهم استهنگام انتخاب کت زمستانی زنانه جذاب علاوه بر زیبایی و گرم‌بودن باید به تناسب آن با اندام‌تان توجه کنید. لباسی بپوشید که اجازۀ حرکت آزاد دست و بازو را به شما بدهد و فعالیت‌های روزانه را محدود نکند. برای اینکه بتوانید دستتان را بالا بیاورید، روی صندلی بنشینید و از جای‌تان بلند شوید، ولی همچنان خوش‌استایل به نظر برسید، باید به نوع کت و جزئیات سایزبندی لباس توجه ویژه داشته باشید.فاصله سرشانه از زیر بغل، اندازۀ دور سینه، بلندی لباس و... را در جدول توضیحات محصول بررسی کنید و با اندازه‌های خود مطابقت دهید.به‌علاوه شما با پوشیدن کت باکیفیتی جذاب‌تر می‌شوید که برای اندام شما مناسب باشد. مثلا برای افراد ریزنقش با اندامی ظریف کت‌های کمربنددار و بلندی تا سر زانو جذابیت بیشتری دارد.انتخاب کت زمستانی خوب  فعالیت‌های روزانۀ شما را محدود نمی‌کندسه: طراحی و کاربردی‌بودن کت را در نظر بگیریدپیش از انتخاب به این فکر کنید کت‌ را برای چه جاهایی و با چه لباس‌هایی می‌خواهید بپوشید. مثلا اینکه بتوانید زیر کت زمستانی یک بافت یقه‌اسکی یا لباس کار بپوشید مهم است. در این حالت باید مدلی انتخاب کنید، یک سایز بزرگتر، که فضای کافی برای این منظور داشته باشد.از روی راهنمای انتخاب سایز فروشگاه می‌توانید مناسب‌ترین سایز لباس را انتخاب کنید. در صورت نیاز پیش از تکمیل فرایند خرید از پشتیبانی سایت مشاوره بگیرید.چهار: هنگام انتخاب کت بادوام و ماندگار به سبک و مدل آن هم توجه کنیدگفتیم که پوشاک زمستانی معمولا ماندگاری بالاتری دارند و گاهی چندین سال برای ما کار می‌کنند. از این جهت می‌توانیم انتخاب یک مدل از بین انواع کت زمستانی زنانه موجود در بازار را به چشم نوعی سرمایه‌گذاری و خرید اقتصادی هوشمندانه ببینیم. بنابراین کتی انتخاب کنید که بتوانید آن را با استایل‌های شیک متفاوتی تطبیق دهید.حتما شما هم دوست دارید همیشه لباس‌های مطابق مد روز بپوشید. خرید کت با رنگ‌ و طرح کلاسیک چنین مزیتی دارد. می‌توانید آن را با هر رنگی ست کنید و هر بار جذاب و شیک‌پوش به نظر برسید. متخصصان مد و فشن رنگ‌های خنثی مانند مشکی، خاکستری، شتری و سرمه‌ای را برای این نوع لباس پیشنهاد می‌دهند. رنگ‌های سفید و کرمی هم فوق‌العاده هستند؛ البته اگر بتوانید آن‌ها را به حد کافی تمیز نگه دارید.با انتخاب طرح و رنگ کلاسیک خرید اقتصادی و هوشمندانه‌تری داشته باشیدجزئیاتی که باید در نظر بگیریداگر دربارۀ خرید کت زمستانی زنانه طرح کلاسیک به نتیجه رسیدید، احتمالا ناچارید قید یک‌سری جزئیات را بزنید. مثلا زیپ، دکمه‌های چشمگیر، خز و یقه‌های منحصربه‌فرد.جیب‌های تزئینی هم جز همین جزئیات است. من عاشق جیب‌های بزرگ هستم. خیلی وقت‌ها نقش کیف را بازی می‌کنند و کلید، گوشی موبایل و کارت بانکی را در دل خود جای می‌دهند. از آن مهم‌تر تصور اینکه یک روز سرد دست‌های یخ‌زده‌ام را درون جیب‌های جادار و گرم کتم فرو ببرم حس خوبی به من می‌دهد.با وجود پیشنهادی که دربارۀ انتخاب رنگ‌های خنثی و طرح‌های کلاسیک شد فراموش نکنید این شما هستید که تصمیم نهایی را می‌گیرید. کت‌های رنگی و کت خز هم زیبایی خاص خود را دارند و شما را شاداب و سرزنده‌‌تر نشان می‌دهند. بنابراین اگر محدودیت انتخاب ندارید این مدل کت‌های زنانه را هم بررسی کنید.کت‌های رنگی شما را شاداب و سرزنده‌تر نشان می‌دهندپنج: چقدر می‌خواهید هزینه کنید؟اینترنت به شما امکان می‌دهد قیمت انواع کت و پالتو‌های زنانه را بررسی و مدل‌های متنوع را با هم مقایسه کنید. همان‌طور که اشاره کردیم هدف انتخابی مقرون‌به‌صرفه است. البته این به معنای خرید ارزان‌ترین کت زمستانی زنانۀ بازار نیست.گاهی خرید پوشاک باکیفیت، ولی گران‌قیمت، درواقع سرمایه‌گذاری بخشی از پولتان است. این لباس بارها پوشیده می‌شود و همراه وفاداری برایتان خواهد بود. باوجود این باید در نظر بگیرید قرار است هر روز آن را بپوشید و احتمالا اطرافیان‌تان شما را با این لباس می‌شناسند.همان‌طور که گفتیم خرید لباس گرم زمستانه کمی چالش‌برانگیز است؛ اما جایزۀ گذراندن این چالش را در یک روز سرد زمستانی می‌گیرید. وقتی که با خیال راحت، با استایل شیک و جذابتان در فضای آزاد قدم می‌زنید.چرا خرید پوشاک از فروشگاه آنلاین را پیشنهاد می‌کنیم؟امروزه خرید اینترنتی لباس آسان‌تر شده است. تنوع محصولات و فروشگاه‌های قابل اعتماد به شکل شگفت‌انگیزی بیشتر شده. فروشندگان روش‌های بهتری برای نشان‌دادن جزئیات محصول خود و همچنین برقراری ارتباط با مشتریان پیدا کرده‌اند. افراد بیشتری به این شیوۀ مدرن خرید پوشاک علاقمند شده‌اند و امتیازهای آن را به‌خوبی می‌دانند.خرید اینترنتی به شما حق انتخاب بیشتری می‌دهد. می‌توانید گزینه‌های فراوان را با دقت و حوصله بررسی و با هم مقایسه کنید. از مشاوره‌های رایگان فروشنده‌ها کمک بگیرید و فرایند خرید و ارسال محصول را هرلحظه و هرجا به‌صورت آنلاین پیگیری کنید. از همه مهم‌تر محصول دلخواه‌تان را با تخفیف‌های دلچسب و مناسب‌ترین قیمت بخرید.خرید اینترنتی لباس علاوه بر مزیت‌های فراوانش، با سبک زندگی مدرن هماهنگی بیشتری داردچگونه کت زمستانه‌ای انتخاب کنیم که با اندام و استایل ما هماهنگ باشد؟در این پست دربارۀ مهم‌ترین نکات خرید کت زمستانی زنانه به صورت آنلاین نوشتم. حالا شما باید تصمیم بگیرید کدام مورد برایتان اولویت دارد؟ دنبال محصولی باکیفیت و ماندگار هستید یا دوست دارید کت زمستانی ارزان، ولی مد روز، ‌بپوشید؟حتما شما هم تجربه‌های تلخ و شیرین زیادی از خرید اینترنتی دارید. می‌توانید همین جا آن‌ها را با دوستان‌ خود به اشتراک بگذارید و فروشگاه اینترنتی پوشاک زمستانه معتبری که می‌شناسید، یا به‌تازگی خرید لذت‌بخشی از آن داشته‌اید، را به ما معرفی کنید.</description>
                <category>اکرم جوکار</category>
                <author>اکرم جوکار</author>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2022 11:22:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آقا! خانم! شما روزی چند کلمه محتوا می‌نویسید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@akramjokar50/%D8%A2%D9%82%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%AF-jihjy6kxed0m</link>
                <description>یک سال و چند ماه از روزی که اولین دستمزدم را بابت نوشتن یک بلاگ‌پست گرفتم می‌گذرد. برخلاف نظر خیلی‌ از افراد، نوشتن محتوای متنی حرفه‌ای کار ساده‌ای نیست. دست کم برای من نبود. اوایل هر روز از خودم می‌پرسیدم بقیه هم همین اندازه وقت صرف نوشتن یک محتوای 1000کلمه‌ای می‌کنند؟ آیا نتیجۀ کارم ارزش مدت زمانی را که صرف تحقیق، نگارش و ویرایش متن می‌کنم دارد؟ زیادی کند نیستم؟ سایر محتوانویس‌ها روزی چند کلمه می‌نویسند؟ آیا می‌توانم با این روند محتوانویسی را به دید یک شغل تمام‌وقت ببینم؟ برای محتوانویس‌شدن باید صبور بودسوال‌ها تمام نمی‌شد و زمان کندتر از همیشه می‌گذشت. احساس می‌کردم بیش از هر چیز نیاز به منتور یا شخصی دارم که با بازخوردهای موثر و به‌جا من را برای ادامۀ حرکت در مسیر درست محتوانویسی هدایت کند. اما آن‌چه بیش از همه به منِ کارآموز محتوا کمک کرد صبوری، کنجکاوی و نوشتن محتواهای متنوع بود.البته یک شانس بزرگ هم داشتم. کارم را با تیمی پویا و یک مدیر محتوای صبور شروع کردم. بسیاری از اصول اولیه و مبانی بازاریابی محتوا را کنار آن‌ها یاد گرفتم. اما خیلی زود از تیم جدا شدم تا در مسیر پرتلاطم فریلنسری کسب تجربه کنم.عشق کافی نیست. محتوانویسی یک حرفه‌ است!به‌عنوان محتوانویس کارم را خیلی دوست دارم؛ چون از جنس ساختن و خلق‌کردن است. هر بار متنی می‌نویسم احساس می‌کنم چیز تازه‌ای پدید آمده که بخشی از وجود من است. اما این احساس با تمام شکوه و درخشندگی‌اش کافی نیست. چرا؟محتوانویسی یک پیشه است. شما زمانی کارشناس محتوای حرفه‌ای می‌شوید که بتوانید نیاز کارفرما و مخاطب را برآورده کنید. از آن مهم‌تر پس از مدتی کیفیت زندگی‌تان به این کار وابسته است. اگر تولید محتوا را شغل می‌دانید و خودتان را شاغل، باید پایان هر ماه خرج و دخل‌تان با هم جور باشد. آه! چه کار دشواری!شما در روز چند محتوا می‌نویسید؟روزهای اول ماشین حساب را برمی‌داشتم و حساب می‌کردم اگر روزی nکلمه بنویسم، هفته‌ای چه‌قدر می‌شود؟ ماهی چه‌قدر؟ پس به‌ازای کلمه‌ای x تومان، درآمد ماهانه‌ام می‌شود فلان مقدار. فکر می‌کنم خیلی هم کار عجیبی نیست. اما تخمین‌زدن درآمد محتوانویسی که به‌صورت پروژه‌ای کار می‌کند، به این سادگی‌ها نیست. چند باری هم سراغ باتجربه‌ها رفتم تا مطمئن شوم بقیه هم مثل من هستند؛ یا دست کم در دوره‌ای از زندگی حرفه‌ای خود چالش‌های مشابهی را تجربه کرده‌اند.اما همچنان دیدن آگهی‌های شغلی برای جذب محتوانویسی که بتواند روزانه چند محتوا تحویل بدهد و 2 تا 4 هزار کلمه بنویسد حسابی ناامیدم می‌کرد. چاره‌ای نبود. من می‌خواستم یک کارشناس محتوای باتجربه، خلاق و درجه یک شوم. پس باید به کیفیت کارم اهمیت بیشتری می‌دادم.محتوانویسی ترجمه یا انشانویسی نیست!در این یک سال و چند ماه گذشته روزهای کاملا متفاوتی داشته‌ام. بعضی روزها بیش از 3500 کلمه نوشته‌ام. گاهی به‌سختی 700 کلمه از یک متن طولانی را در قالب پاسخ‌های کوتاه، جملات پراکنده و تعداد زیادی کلیدواژه جمع‌آوری کرده‌ام.شما سر هر دورۀ آموزش مبانی محتوانویسی که بنشینید دربارۀ اهمیت تحقیق کلمات کلیدی، شناخت مخاطب محتوا و نیازهایش، بررسی و تحلیل رقبا، انتخاب درست کلمات و استفاده از عبارت‌های متناسب با لحن برند و بسیاری نکات دیگر می‌شنوید. اگر خودتان دست‌به‌کار شوید و بخواهید این مراحل را یک‌به‌یک طی کنید می‌بینید هر مرحله نیازمند صرف زمان و توجه است.پس طبیعی است وقتی سفارش نوشتن محتوایی با موضوع جدید می‌گیریم نیاز به زمان زیادی برای انجام این مراحل داریم. با این حساب شما بگویید! در یک روز عادی، به‌طور میانگین 8 ساعت کاری، می‌توان چند محتوا با موضوع متفاوت نوشت؟بیشتر بخوانید تا بهتر و سریع‌تر بنویسیدپس از مدتی متوجه شدم معمولا ساده‌ترین نوع محتوا برای من نوشتن دربارۀ موضوعاتی است که پیش از این مصرف‌کنندۀ آن محتوا بوده باشم. مثلا نوشتن متن‌های معرفی محصول برای فروشگاه‌های محصولات آرایشی-بهداشتی زمان کمتری از من می‌گیرد. هم به این دلیل که دانش‌آموختۀ رشتۀ شیمی آلی هستم، هم اینکه پیش از محتوانویس‌شدن برای خرید محصولات بهداشتی و آرایشی مدت زیادی تحقیق و مطالعه می‌کردم.رسیدن به این نکتۀ ساده، و تا حدی بدیهی، از هر ترفندی که دیگران به من یاد داده بودند بیشتر به‌کارم آمد. حالا هر وقت بخواهم متن تازه‌ای بنویسم چند دقیقه یا چند ساعت زمان می‌گذارم تا بببینم بقیه چه‌طور دربارۀ آن نوشته‌اند.گاهی به شبکه‌های اجتماعی پربازدید در ایران، که محتواهای فارسی نسبتا خوبی دارند، مثل اینستاگرام یا یوتیوب هم سر می‌زنم. خیلی وقت‌ها اینکه بدانیم موضوع چه‌قدر بکر است، یا چه‌اندازه اشباع شده، روی کیفیت کار، سرعت نگارش و میزان تمرکز ما بر جزئیات اثر می‌گذارد.از این گذشته متوجه می‌شویم مخاطب چه محتوایی نیاز دارد، به چه چیزهایی توجه بیشتری نشان می‌دهد و رقبا از چه کلیدواژه‌ها و تکنیک‌هایی نتیجۀ بهتری گرفته‌اند.هرچه بیشتر دربارۀ موضوعی تحقیق کنید نوشتن محتوا راحت‌ و سریع‌تر می‌شودتو یک محتوانویس حرفه‌ای هستی باید بتوانی دربارۀ همه‌چیز بنویسیاینکه در حال حاضر از محتوانویس انتظار می‌رود دربارۀ همۀ موضوعات بنویسد هنوز هم من را کمی ناراحت می‌کند. نمی‌دانم دیگران چه‌طور می‌توانند به اینکه دربارۀ سیسمونی کودک بنویسند یا فروش تجهیزات و ماشین‌آلات کشاورزی فکر نکنند.با وجود این همان‌طور که قبلا اشاره کردم نوشتن در حوزه‌های متنوع چالش آموزنده‌ای بود. کمترین نتیجۀ این کار برای محتوانویس افزایش مهارت تحقیق است. قدرت سرچ در اینترنت و یافتن سر نخ‌هایی که دیگران آن‌ها را به‌سختی می‌بینند می‌تواند به تولید متن‌های خلاقانه، مبتنی بر نیاز مخاطب، کمیاب و باارزش در وب فارسی کمک کند.پس اگر بتوانیم چنین مهارتی را در خود تقویت کنیم و متن‌های کاربردی و منحصربه‌فردی بنویسیم ارزش کارمان بالاتر می‌رود.سطح خودتان را تعیین کنید؛ احتمالا کارفرما شما را پیدا می‌کنددر عنوان این بخش کلمۀ «احتمالا» کمی برجسته‌تر به چشم می‌آید. این‌طور نیست؟! حقیقت این است که اگر از این قید استفاده نمی‌کردم، ممکن بود خودم هم فراموش کنم هنوز اول راه هستم و این صرفا ثبت تجربیات کاری من در یک سال اول فعالیت در حوزۀ بازاریابی محتوایی است.برگردیم سر اصل ماجرا. تصور کنید فردی می‌خواهد سفارش ساخت یک قفسه چوبی یا کتابخانه را به نجاری بدهد. بنابراین برای انتخاب نجار با دوست خود مشورت می‌کند. اگر من آن دوست باشم اولین سوالی که می‌پرسم این است:قفسۀ چوبی را برای انباری می‌خواهید یا سالن پذیرایی؟اینکه به یک قفسه نیاز داشته باشید که وسایل به‌هم‌ریختۀ انباری را در آن کمی سروسامان بدهید؛ یا کتابخانه‌ای ظریف و خوش‌ساخت برای سالن پذیرایی روی تمام تصمیم‌های بعدی تاثیرگذار است.احتمالا قفسۀ انباری مورد نظر صرفا باید چارچوب محکمی داشته باشد. اگر کمی زیبا بود هم چه بهتر! اما کتابخانۀ سالن پذیرایی یا اتاق کار معمولا جایگاه باارزش‌ترین کتاب‌ها، وسایل تزئینی، هدیه‌های دوستان، سوغاتی‌های سفر و یادآور خاطرات خوش و احتمالا چند تابلوی عکس از آدم‌های دوست‌داشتنی زندگی‌مان است.معمولا چنین قفسه‌ای توجه مهمان‌ها را به خود جلب می‌کند. شاید چند دقیقه‌ای روبه‌روی آن بایستند و دربارۀ تک‌تک محتویات آن با شما صحبت کنند. شاید از دیدن برخی از بخش‌ها هیجان‌زده شوند و مثلا کتابی را از کتابخانه بردارند و آن را ورق هم بزنند.قفسه‌هایی که در این مثال گفتم می‌تواند همان محتوایی باشد که من و شما می‌نویسیم. یا به عبارتی من و شما می‌توانیم نجارهایی باشیم که قفسه‌های چوبی برای کاربردهای متفاوت می‌سازیم. این کارفرما است که باید به این سوال جواب دهد که چه‌نوع قفسه‌ای و برای چه کاربردی می‌خواهد و چه‌اندازه حاضر است بابت آن زمان و هزینه بپردازد.محتوانویسی بی‌شباهت به هنرهایی مثل نجاری نیستهر نجار روزانه چند قفسه چوبی می‌سازد؟حالا تصور کنید در مثال بالا مشتری بعد از بردن سفارش به کارگاه‌مان برگردد و از کیفیت کار اعلام نارضایتی کند. یا از این هم بدتر، دیگر برای برداشتن کلاه‌اش هم سراغ کارگاه‌مان نیاید. چرا؟ چون طبقه‌های قفسه‌ بعد از مدتی کج شده و تحمل وزن هیچ وسیله‌ای را ندارد. ظاهر تکراری و غیر جذاب کتابخانه هم نه‌تنها توجه کسی را جلب نمی‌کند؛ بلکه برای خود مشتری هم چندان دلپسند نیست.آیا در چنین شرایطی توجیهاتی از این دست که منِ نجار برای گذران زندگی و تامین مخارجم باید هر روز قفسه‌های بیشتری بسازم قابل قبول است؟ آیا محصول چوبی بادوام و خوش‌ساختی که می‌تواند سال‌ها محبوبانه مورد استفاده قرار گیرد ارزش صرف وقت بیشتری ندارد؟اگرچه جواب سوال فقط به نجار برنمی‌گردد، اما هر نجاری باید استانداردهای کارش را بلد باشد و آن‌ها را به‌درستی اجرا کند. آن‌وقت مشتری براساس نیازش انتخاب می‌کند محصولی باکیفیت، که زمان زیادی صرف تولید آن شده، می‌خواهد یا محصولی که در سریع‌ترین زمان، اما با رعایت استاندارد، ساخته شده است.تصمیم نهایی با شما استاین من و شما هستیم که باید انتخاب کنیم می‌خواهیم کدامیک از این دو نجار باشیم. بازار به محصول هر دو نیاز دارد؛ چون هر خانه‌ای هم انباری دارد، هم سالن پذیرایی. بنابراین کار هر دو نفر ارزشمند است. بازار محتوا هم کسب‌وکارهای کوچک و نوپایی دارد که نیازمند محتوایی هستند که در زمان کوتاه‌تری آماده شوند. همین‌طور محتواهای جذاب و خلاقانه‌ای می‌خواهد که نتیجۀ رقابت را به نفع یک کسب‌وکار تغییر دهد.حالا شما بگویید! یک محتوانویس باید در هر روز چه‌تعداد کلمه یا چه‌تعداد محتوا بنویسد؟ یا هنگام گرفتن سفارش پروژه و ارزش‌گذاری روی محتوای متنی کلمه‌ای چند حساب کند؟</description>
                <category>اکرم جوکار</category>
                <author>اکرم جوکار</author>
                <pubDate>Sun, 28 Aug 2022 19:21:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند نکته‌ی مهم برای نوشتن داستان کودک</title>
                <link>https://virgool.io/@akramjokar50/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-sprefibgis7o</link>
                <description>آن چه در این مقاله می‌خوانیم:روابط علت و معلولی در داستان فانتزیموضوع داستانانتخاب زبان مناسب کودکاندازه‌ی جمله‌هارمز جذابیت داستان کودکانتخاب نامساختار داستانیشخصیت‌پردازی و فضاسازیپایان داستانداستانی بنویس که برای مخاطب کودک جذاب باشد. نوشتن داستان برای کودکان و نوجوانان گرچه کار جذابی به نظر می‌رسد، ولی در عمل چندان هم ساده نیست. شاید حجم کم کتاب‌های کودک و سادگی شیوه‌ی بیان داستان‌هایی که از کودکی به خاطر داریم سبب شده تا به اشتباه فکر کنیم که نوشتنشان نباید کار سختی باشد. در حالی که نویسندگی هم مانند هر کار دیگری هنگامی که به صورت حرفه‌ای دنبال شود با چالش‌های فراوانی روبرو است. نکات بسیاری وجود دارد که در ابتدای ورود به این حوزه از چشم نویسنده‌ی جوان دور می‌ماند. در این یادداشت با چند نکته برای پرهیز از این اشتباه‌های رایج آشنا می‌شویم.چفت و بست‌های دنیای فانتزیت را محکم کن.بسیاری از داستان‌های کودک در فضایی فانتزی شکل می‌گیرند. فضایی که در آن حیوانات و اشیا به سخن می‌آیند و با از سر گذراندن ماجراهای بامزه و جذاب مخاطب کوچک را با خود همراه می‌کنند. در دنیای فانتزی رخ دادن اتفاقات جادویی مثل به زمین آمدن یک پسربچه‌ی بامزه از سیاره ب 612 و حرف زدنش با روباه، جغرافی‌دان، پادشاه و خلبان چنان که در داستان شازده کوچولو می‌بینیم چندان غریب و باورنکردنی نیست. با این وجود یکی از اولین دام‌های پیش پای نویسنده‌ی تازه‌قلم بی‌توجهی به روندهای علت و معلولی در داستان فانتزی است. نکته‌ی مهم اینجاست، داستان فانتزی همانند داستان‌های رئال نیاز به منطق داستانی دارد. هر ماجرا باید سر جای خود و با دلیل از پیش مشخص نوشته شود تا در ذهن مخاطب داستان ایجاد ابهام نکند. خبر بد اینکه اگر نویسنده نسبت به چفت و بست‌های جهانی که خلق می‌کند بی‌توجه باشد سوالات بسیاری در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود و این سردرگمی باعث بی‌علاقگی کودک می‌شود. پس بهتر است هوشیار باشید و جهان داستانیتان را به درستی طراحی کنید.موضوع داستانت را بشناس.نویسنده باید پیش از نوشتن، طرح داستانی منسجمی آماده کند و در آن طرح تنها به یک موضوع بپردازد. داستان کودک کوتاه‌تر از آن است که بیش از یک موضوع را پوشش دهد. ساختار ذهن کودکان هنوز به آن اندازه شکل نگرفته که همزمان موضوعات مختلف را به صورت موازی دنبال کند. نویسنده‌ی باهوش می‌داند که خط اصلی داستانش چیست و داستان حول چه موضوعی می‌گردد.چون که با کودک سر و کارت فتاد...حتما این بیت از مولانا، شاعر بزرگ پارسی، را شنیده‌اید که« چون که با کودک سر و کارت فتاد / هم زبان کودکی باید گشاد». به عنوان یک نویسنده‌ی کودک باید این یک بیت را مدام در خاطر داشته باشید و سر لوحه‌ی کارتان قرار دهید. داستان شما باید به زبان ساده، روان و متناسب با حال و هوای کودکان نوشته شود. کودکی که تازه چند سالی است زبان باز کرده و شمار واژگانی که شنیده و درک می‌کند چندان زیاد نیست نمی‌تواند مانند بزرگسالان همه‌ی واژگان را درک کند. پس بهتر است در داستان کودک به دایره‌ی واژگانی محدود کودک توجه نمایید و داستان را با لحنی کودکانه و متناسب با فضای داستان روایت کنید.جمله‌های کوتاه و اثر گذار بنویس.بعد از واژه، جلمه‌ها واحد معنادار یک متن هستند. درک معنای جمله‌های مرکب و دارای قواعد پیچیده برای کودکان، کاری سخت و حوصله سربر است. پس تا می‌توانید از جمله‌های کوتاه با یک فعل استفاده نمایید. جمله‌ها باید به سادگی قابل درک و به هم مرتبط باشند و به مرور داستانتان را پیش ببرند.مثل بعضی از معلم‌های غرغرو نصیحت نکنید.هیچ آدمی علاقه‌ای به نصیحت شنیدن ندارد به ویژه هنگامی که کودک یا نوجوان باشد. پس اگر می‌خواهید داستانتان تا انتها خوانده شود، مراقب باشید در نوشتن داستان از مستقیم‌گویی و پند و اندرز دادن به مخاطب خودداری کنید. همچنین لحن داستانتان نباید گزارش‌گونه، خشک و رسمی باشد. تا جای امکان به فضای دنیای کودکان نزدیک شوید، خط قرمزهایی که والدین و مربی‌ها برای کودک می‌گذارند را به خوبی بشناسید و گاهی به این محدوده نزدیک شوید. به عنوان مثال بچه‌ها، شخصیت‌های ناقلایی که گاهی رفتارهای جسورانه و ساختارشکنانه انجام می‌دهند را بیش‌تر دوست دارند و با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری می‌کنند.جذاب‌ترین نام را انتخاب کن.اولین جرقه‌ی ارتباط بین مخاطب با داستان شما از طریق نام داستان است. این نام روی جلد است که به داستان شما شانس خوانده شدن می‌دهد. تلاش کنید برای داستانتان نامی ساده، خوش‌آهنگ، کنجکاوی‌برانگیز و مرتبط با موضوع داستان انتخاب نمایید. نامی که در ذهن کودک بنشیند و برایش قابل درک باشد و تا مدت‌ها آن را به ذهن بسپارد.ساختار داستان را درست بچین.نگارش داستان کودک نیز مانند داستان بزرگسال نیاز به رعایت اصول و قواعد داستان‌نویسی و توجه به عناصر داستانی وجود دارد. داستان هر چند کوتاه باید آغاز، میانه و پایان داشته باشد. داستانتان باید بحران جدی و کشمکش داشته باشد و کنش و واکنش شخصیت‌ها به طور منظم به پیش‌برد داستان کمک کند. همان‌طور که در بالا اشاره شد داستان کودک معمولا یک موضوع، یک هدف و یک گره داستانی دارد.فضا و شخصیت‌های داستانت را بشناس.ضعفی که در داستان‌های نویسندگان جوان و کم‌تجربه مشاهده می‌شود ضعف در فضاسازی و شخصیت‌پردازی داستان است. گویی هر جای داستان به گرهی برمی‌خورند شخصیت جدیدی وارد داستان می‌کنند و یا فضای تازه‌ای خلق می‌کنند. این مورد از موارد جدی است که باید هوشیارانه به آن توجه داشته و از آن پرهیز کنید. داستان کودک بهتر است با یکی دو شخصیت که برای کودک جذاب و آشنا باشد روایت شود.پایان خوش و به یاد ماندنی بنویس.بهتر است پایان داستان را به صورتی بنویسید که نه چنان ساده باشد که کودک از ابتدا آن را پیش‌بینی کند و نه چنان دشوار که داستان در ذهنش بی‌جواب باقی بماند. نکته‌ی مهم‌تر اینکه نتیجه‌گیری را باید به خود کودک واگذار کنید تا در ذهن خود با تحلیل داستان به مفهوم داستان پی ببرد و ضمن درس گرفتن از داستان لذت کشف ماجرا را نیز تجربه کند.</description>
                <category>اکرم جوکار</category>
                <author>اکرم جوکار</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jun 2021 22:50:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>