<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پوریا شریفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alaki</link>
        <description>برنامه‌نویس و مدیر پروژه نرم‌افزار. علاقه‌مند به عکاسی، دوچرخه‌سواری، اسنوبرد، سفر، بسکتبال و طبیعت. شاید هم یه دوست خوب!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 19:36:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/5169/avatar/ILh24H.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پوریا شریفی</title>
            <link>https://virgool.io/@alaki</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هر آنچه برای شروع ورزش اسنوبرد/اسکی باید بدونیم</title>
                <link>https://virgool.io/@alaki/snowboarding-uspjebenmobc</link>
                <description>برای کسی که عاشق طبیعت و کوهستان و هوای سالم و ورزش و هیجانه، قطعا زمستون، فصل سرما نیست، زمستون فصل اسکیه و معمولا برای رسیدن‌ش لحظه‌شماری می‌کنه. من اسکی و اسنوبرد رو از سال ۸۰ شروع کردم و امسال نوزدهمین سالی بود که برای باریدن برف لحظه‌شماری کردم. اسکی برای من بهترین آرام‌بخش و بهترین راه‌حل برای بریدن از مشکلات زندگی و درگیری‌های فکری روزمره‌س. از لحظه‌ای که صبح زود از خواب بیدار میشم و آماده میشم برای اسکی، تا لحظه‌ای که از خستگی و گرمای دوش آب‌‌گرم بعد از اسکی خوابم می‌بره، به هیچ چیزی غیر از زیبایی، طبیعت بکر، هوای سالم و خوب، ورزش، هیجان، جاده، موزیک خوب و لذت از زندگی نمی‌تونم فکر کنم! اسکی برای من تنها وسیله‌ایه که این امکان رو بهم میده تا برای حدود یک روز کامل، از این دنیا و هر چیزی که بهش مربوطه، جدا و رها بشم و آزادانه احساس پرواز کنم.به همین دلیل، تو همه‌ی این سال‌ها، سعی کردم دوست‌های زیادی رو با این ورزش آشنا کنم و تلاش کردم ترغیب‌شون کنم که حداقل برای یک بار هم که شده، این موهبت رو امتحان کنن. معمولا این موقع از سال که میشه، خیلی از دوستان سوال‌هایی از قبیل «از کجا اسنوبرد/اسکی رو شروع کنم؟ چطوری یاد بگیرم؟ چقدر هزینه داره؟» و بقیه‌ی سوال‌های معمول در مورد اسکی و اسنوبرد می‌پرسن و منم سعی می‌کنم در حد توان و دانش و تجربه‌ام، راهنمایی‌شون کنم. به همین دلیل تصمیم گرفتم که سوال‌های مهم و نکات کلی و جواب‌های پرتکرار درباره‌ی نحوه‌ی یادگیری و شروع ورزش اسنوبرد/اسکی رو در قالب این مطلب بنویسم و امیدوارم که این مطلب بتونه وسیله‌ای بشه که آدم‌های بیشتری از این لذت بی‌بدیل بهره و حظ ببرن.خب بریم سراغ سوال‌ها و جواب‌هایی که بر اساس اطلاعات و تجربه‌ی شخصی محدود خودم سعی کردم پاسخ‌شون رو بدم و لازمه بگم که قطعا امکان داره که پاسخ‌های جامع و کاملی نباشن. از کجا باید اسنوبورد/اسکی رو شروع کنم؟به نظر من این سوال می‌تونه سرآغاز شکل‌گیری یک تحول در سبک زندگی هر آدمی باشه!‌ و جالب اینه که اصلا جواب سختی نداره! اما مهم‌تر از جواب این سوال، کاریه که شما بعد از شنیدن‌ش انجام میدید. معمولا یا فراموش می‌کنید که همچین سوالی پرسیدید یا به فکر فرو می‌رید و تو ذهن‌تون دنبال اولین روز خالی و اولین فرصت ممکن برای امتحان کردنش می‌گردید. بهتون پیشنهاد می‌کنم که، برخلاف عموم افرادی که این سوال رو مطرح می‌کنن، شما رویکرد دوم رو انتخاب کنید و ادامه‌ی این متن رو بخونید.خب، اما واقعا از کجا شروع کنیم؟ از اینجا که یه روز رو، با دوستی که تجربه‌ی اسکی یا اسنوبرد داره یا حتی به تنهایی، هماهنگ و مشخص کنید و شب قبلش یه شام سبک بخورید و زود بخوابید و صبح اون روز، ساعت ۶ از خواب بیدار بشید و یه صبحونه‌ی مقوی ولی کم‌حجم بخورید، یه لباس گرم، سبک و نه چندان ضخیم (ترجیحا لباس‌های لایه ۱ و ۲ کوهنوردی) بپوشید و به سمت پیست اسکی حرکت کنید. اگه تهران زندگی می‌کنید، پیشنهادم بهتون پیست اسکی توچال هست که هم خیلی نزدیکه و هم به نظر من، بهترین پیست اسکی برای آموزش و یادگیری هست.معمولا تمام پیست‌های اسکی، در قسمتی که بلیت ورودی می‌فروشن، مدرسه‌ی اسکی یا محلی برای اجاره‌ی لوازم اسکی دارن. لازم نیست از چیزی بترسید و دو دل باشید، فقط مدرسه اسکی یا محل اجاره‌ی لوازم اسکی رو پیدا کنید، وارد بشید و به مسئول اونجا بگید که مربی و لوازم می‌خواهید برای اون روز و بعدش دیگه همه چی به عهده‌ی مربی شما خواهد بود و لازم نیست کار دیگه‌ای بکنید. واقعا سخت نیست، با طی کردن این مراحل، می‌تونید اون روز رو تبدیل به یکی از خاطره‌انگیزترین روزهای زندگی خودتون کنید.برای شروع باید مربی بگیرم؟راستش من خودم هیچ وقت مربی نگرفتم و با نگاه کردن به آموزش‌های ویدئویی و افرادی که خوب اسکی میکردن و بعدها اسکی کردن پشت سر این آدم‌های حرفه‌ای و تمرین زیاد، به مرور، اسکی رو یاد گرفتم. اما در پاسخ به این سوال حتما و حتما خواهم گفت که بله، برای شروع حتما مربی بگیرید. چیزی که مربی به شما تو ۴ یا ۵ جلسه یاد میده و مهارتی که شما تو این مدت کسب می‌کنید، اگه بخواهید خودتون یاد بگیرید، بسته به استعدادتون، یک یا دو سال طول خواهد کشید و به شخصه معتقدم که یادگیری اصولی هر چیزی بهتر از یادگیری تجربی خواهد بود. اسکی ورزش خطرناکیه؟ سرد نیست تو اون همه برف تو نوک کوه؟این دو سوال خیلی سوال‌های شایعی هست و عموما افرادی این دو سوال رو می‌پرسن که دنبال دلیل برای اسکی نکردن می‌گردن! در جواب سوال اول باید بگم که اسکی کردن، به نظر من، تا وقتی که به سطح خیلی حرفه‌ای نرسیدی و فکر نکردی که خیلی خفنی، هیچ ترس و خطر عمده‌ای نداره و در حد معمول ورزش‌های دیگه ممکنه خطر و حادثه به همراه داشته باشه. به‌طور مثال زمین خوردن روی سنگ و خاک و سطوح سخت و ناهموار در ورزش دوچرخه‌سواری، به مراتب خطرناک‌تر و پر‌آسیب‌تر از زمین خوردن در اسکی هست.در جواب سوال دوم باید بگم که، زمستون و کوهستان در زمستون سرده، اما نه برای کسی که تو شرایط مناسب جوی رفته اسکی و لباس مناسب پوشیده و داره ورزش میکنه و بدن‌ش کامل گرم شده. صادقانه بگم، در طول سال‌هایی که اسکی کردم، شاید به اندازه‌ی انگشت‌های یک دستم پیش نیومده که سردم بشه و از سرما بلرزم! اون هم مواقعی بوده که یا آفتاب نبوده و باد زیادی هم می‌وزیده و روی سیژ بودم نه در حال اسکی کردن یا مریض بودم و سرما خورده پا شدم رفتم اسکی! پس با توجه به تجربیات خودم می‌تونم بگم که نه، سرد نیست و بهونه‌ی سرما به هیچ وجه پذیرفته نیست!برای شروع چه لوازمی لازمه؟ باید حتما همه رو بخرم؟این دو سوال یکی از اصلی‌ترین سوال‌هاییه که معمولا پرسیده میشه و عموما هم تصور اشتباهی ازش وجود داره. اصلی‌ترین وسایل لازم و ضروری، که بدون اون‌ها نمیشه اسکی کرد یا توصیه نمیشه بدون اون‌ها اسکی کنید، این‌ها هستن:چوب اسنوبرد/اسکیفیکس اسنوبرد/اسکیبوت یا کفش اسنوبرد/اسکیعینک مخصوص اسکیدستکش ضدآب و ضدسرمای اسکیکاپشن ضدآبشلوار مخصوص اسکیتمامی لوازمی که بالا نوشتم، قابل اجاره کردن هستن و پیشنهاد میکنم که برای یکی دو دفعه‌ی اول که می‌خواهید اسکی رو امتحان کنید، هیچ لوازمی نخرید و بعد از گذروندن جلسات اول، در صورتی که مطمئن شدید می‌خواهید این ورزش رو ادامه بدید، اقدام به خرید وسایل، که معمولا هم ارزون نیستن، بکنید.نکته‌ی مهم در مورد اجاره‌ی لوازم تو شرایط کنونی، بحث بهداشت و تمیزی لوازم اجاره‌ای هست که برای لوازم اصلی مثل چوب و بوت اسکی زیاد مهم نیست، اما در مورد لباس باید بگم که راستش خودم هم حساس هستم و به راحتی نمیتونم از لباس‌های اجاره‌ای استفاده کنم. پیشنهادم برای رفع این مشکل اینه که از دوستان نزدیک‌تون که سایزشون به شما می‌خوره، برای یکی دو دفعه‌ی اول، لباس‌هاشون رو قرض بگیرید و با خیال راحت با اون لباس‌ها اسکی کنید. توجه کنید که استفاده از لوازمی مثل کلاه ایمنی مخصوص اسکی یا Helmet و لباس لایه‌ی زیرین یا Base Layer به شدت توصیه میشه اما ضروری نیست. به شخصه توصیه میکنم که هرگز، با هر سطحی از توانایی و تجربه، بدون کلاه ایمنی، اسکی نکنید.اسنوبرد بهتره یا اسکی آلپاین؟ کدوم آسون‌تره؟این سوال در کل محل مناقشه و زامبی‌بازی دوست‌داران اسکیه! و از اونجایی که من زامبی نیستم تو هیچ زمینه‌ای(واقعی D:) بنابراین چیزهایی که میگم در این بخش، صرفا نظر و تجربه و نتیجه‌ی بررسی‌های من هست و هر کسی بر اساس تجربه‌اش می‌تونه پاسخ متفاوتی بده. نکته‌ی مهمی که باید در پاسخ این سوال مدنظر قرار داد اینه که من ۱۹ ساله اسنوبرد می‌کنم و فقط ۳ بار اسکی آلپاین رو امتحان کردم، بنابراین در مورد اسکی آلپاین نمی‌تونم نظر درستی بدم.اما واقعا اسنوبرد بهتره یا اسکی آلپاین؟ به نظر من، هر کدوم رو که آدم وقت بذاره و تمرین کنه و درست یاد بگیره و بتونه لذتی که مدنظرش هست رو ازش ببره، همون بهتره و بهترین جواب «فرقی نمی‌کنه» هست.اما در پاسخ این سوال که «کدوم یکی یادگیری‌ش و انجام دادنش آسون‌تره؟» باید بگم که قطعا برای من که سال‌ها اسنوبرد کردم، اسنوبورد آسون‌تره و می‌تونم بگم که جواب کاملا نسبی به این سوال میشه داد و در واقع بهتر بگم که نمیشه جواب قاطعی به این سوال داد. بنابراین سعی میکنم، در ادامه، تا حدی مزایا و معایب هر کدوم رو به صورت کلی بگم و نتیجه‌گیری رو به خودتون بسپرم. چیزی که واضحه اینه که تکنیک‌ها و فنون اسکی آلپاین خیلی بیشتر از اسنوبرد هستن و یادگیری و تمرین همه‌ی اون‌ها خیلی زمان‌بر هستن و تسلط به همه‌شون قطعا نمی‌تونه کار آسونی باشه. از اون طرف تکنیک‌های اسنوبرد خیلی کمتر هستن و تو مدت زمان کمتر و با تمرین کمتری میشه تسلط خوبی بهش پیدا کرد.میزان تسلط آدم، به منظور کنترل خودش و چوب اسکی در شرایط مختلف در اسکی آلپاین خیلی بیشتر هست. در واقع استفاده از عضلات کمر، دست و هردو پا، به همراه بهره جستن از باتوم‌های اسکی، امکان کنترل و تسلط بیشتر در شعاع دایره حرکت زیادی رو به آدم میده. اما در اسنوبرد، عمده‌ی فشار کنترل بر روی کمر هست و آدم مجبوره که تعادل خودش رو با استفاده از عضلات کمر و دوپایی که دایره حرکت خیلی کمی دارن و نسبت به هم قفل و ثابت هستن، حفظ کنه و خودش و اسکی رو کنترل کنه.با توجه به مواردی که خیلی کلی بهشون اشاره کردم، اگه بخوام جواب این سوال رو به صورت خلاصه و در قالب نظر شخصی خودم بدم، می‌تونم بگم که به نظر من، یادگیری اسکی آلپاین به نسب اسنوبرد سخت‌تر هست ولی بعد از یادگیری، اسنوبرد فشار بیشتری به آدم وارد میکنه و اسنوبرد کردن از اسکی آلپاین تا حدی سخت‌تره. شاید به همین دلیل هست که از یه سنی به بعد، اسنوبرد سخت میشه و کمتر میشه آدم‌های سن بالاتری رو دید که به راحتی اسنوبرد کنن (البته یه دلیل این مساله هم اینه که حدود ۳۰ سال از اختراع اسنوبرد میگذره و قاعدتا آدم‌های مسن زیادی وجود ندارن که از سن کم اسنوبرد کرده باشن) و به همین دلیل هم تصمیم دارم از آخر این فصل شروع کنم به اسکی آلپاین یاد گرفتن که بتونم سال‌های بیشتری از این لذت بی‌حد و اندازه بهره ببرم. چقدر طول میکشه تا اسنوبرد/اسکی یاد بگیرم؟جواب این سوال برای هر کسی میتونه به نسب انرژی و وقتی که میذاره و میزان استعدادی که داره و تمرینی که میکنه متفاوت باشه. من به شخصه افرادی رو دیدم که تو یک الی دو جلسه تکنیک‌های اصلی رو یاد گرفتن و تونستن به سطح قابل قبولی برسن و همچنین افرادی رو دیدم که با سال‌ها اسکی کردن، پیشرفت خاصی نکردن و تکنیک‌ها رو درست انجام نمیدن.اما به‌طور خلاصه باید بگم که به‌طور معمول ۴ الی ۵ جلسه آموزش دیدن و تمرین کردن در کنار مربی کافیه و بعد از اون همه چیز به خودتون و میزان وقتی که میذارید و تعداد ساعاتی که تمرین می‌کنید بستگی داره و لازمه که بدونید شاید هیچ وقت پروسه‌ی یادگیری اسکی تمومی نداشته باشه و پیشرفت تو این ورزش و لذت بردن حداکثری، می‌تونه هدف مناسبی برای ادامه دادنش باشه. هزینه‌ی اولیه اجاره یا خرید لوازم ضروری، و هزینه‌ی مربی و استفاده از پیست حدودا چه‌قدره؟شاید کلیدی‌ترین و مهم‌ترین سوالی که متاسفانه ممکنه علاقه‌ی آدم به اسکی رو تحت شعاع قرار بده، ذهنیت موجود و پاسخ به همین سوال و موضوع باشه. متاسفانه اسکی هیچ‌وقت ورزش ارزونی نبوده و همیشه خیلی اشرافی و مخصوص طبقه‌ی خاصی از جامعه به نظر اومده. اما به نظر من، میشه با مدیریت هزینه‌ها، خیلی معقول‌تر و با هزینه‌ی کمتر به این ورزش گرون پرداخت و ازش لذت برد. متاسفانه با شرایط کنونی اقتصادی مملکت ما و قیمت ارز و بی‌ارزش شدن پول کشور و عدم واردات کالاهای غیرضروری از کانال‌های رسمی، هزینه‌های خرید لوازم و تجهیزات خیلی گرون‌تر از سال‌های قبل شده و تهیه و خرید اون‌ها سخت‌تر. اما به جرات میتونم بگم که هزینه‌ی خرید لوازم اسکی زیاد با ورزشی مثل دوچرخه‌سواری که خیلی هم اشرافی به‌نظر نمیاد، متفاوت نیست و میشه با همون مبلغی که معمولا یه دوچرخه‌ی ورزشی و تجهیزات و ملزومات‌ش رو تهیه کرد، چوب اسکی و لوازم‌ش رو هم خریداری کرد. به‌طور کلی، برای شروع، اگه بخواهید همه لوازم ضروری رو خریداری کنید، فکر میکنم به مبلغی حدود ۲۰ میلیون تومن نیاز خواهید داشت. واضحه که با این مبلغ، لوازم ضروری و با کیفیت خیلی معمولی میشه خریداری کرد که برای شروع بسیار خوب و مناسب هستن.اما آیا راهی وجود داره که بشه کمتر هزینه کرد؟ باید بگم که بله، متاسفانه یا خوشبختانه، آدم‌های زیادی هستن که اسکی رو شروع میکنن و لوازم کامل هم خریداری میکنن و بعد از چند مرتبه اسکی کردن، متوجه میشن که زیاد هم علاقه ندارن و بدشون نمیاد لوازم‌شون رو بفروشن. پیج‌های اینستاگرامی زیادی هست که لوازم اسکی دست دوم می‌فروشن و اگه هم یه سری به سایت دیوار بزنید، می‌بینید که آگهی‌های زیادی برای فروش لوزام اسکی وجود داره. به نظر من میشه لوازم خیلی نو و کم‌کارکردی از این کانال‌هایی که گفتم تهیه کرد و هزینه‌های خرید لوازم رو کاهش داد.باز هم جا داره که تاکید کنم، اول اسکی آلپاین و اسنوبرد رو با لوازم اجاره‌ای یا قرضی امتحان کنید که ببینید کدوم رو بیشتر دوست دارید و آیا اصلا می‌خواهید ادامه‌ش بدید یا نه، بعد اگه تصمیم‌تون برای ادامه جدی بود، به فکر خرید لوازم بیفتید.غیر از هزینه‌ی لوازم، هزینه‌های مربی و بلیت پیست هست که برای هر روز اسکی کردن باید پرداخت بشن. البته واضحه که تا ابد نیاز به مربی نخواهید داشت و از وقتی که به سطح مطلوب و مورد انتظار خودتون رسیدید، دیگه لازم نیست مربی بگیرید. بلیت پیست‌ها هر سال از طرف بهره‌بردارهای هر پیست جداگانه اعلام میشه و میشه گفت که هر ساله رشد چشم‌گیری هم به نسب نرخ تورم واقعی دارن. امسال و در حین نوشتن این مطلب، بلیت پیست اسکی توچال، روزانه از ۱۱۰ تا ۱۸۰ هزار تومن برای روزهای مختلف و بلیت پیست‌های دربندسر و دیزین، روزانه ۲۵۰ هزار تومن و بلیت پیست شب دربندسر ۱۵۰ هزار تومن هست. هزینه‌ی مربی هم بسته به نوع و درجه‌ی مربی متفاوت هست و از ساعتی ۱۰۰هزار تومن به بالاست. برای شروع از صفر خیلی تفاوتی نمیکنه که شما مربی معمولی یا خیلی حرفه‌ای بگیرید، معمولا برداشتن کلاس با مربی که ارزونتر براتون تموم میشه، می‌تونه بهترین انتخاب برای شروع از صفر باشه.در مورد قیمت لوازم اجاره‌ای هم میشه تقریبا با روزی ۲۰۰ الی ۳۰۰ هزار تومن تمامی لوازم مورد نظر رو اجاره کرد.تو این مطلب سعی کردم که در حد اطلاعات و تجربه‌ای که دارم، هرآنچه که برای دونستن و تصمیم‌گیری برای انجام ورزش مثل اسکی لازمه که بدونید رو بنویسم. قطعا این مطلب خلاصه‌ای بیش نیست و ساعت‌ها میشه راجع به این مطلب حرف زد و گفتگو کرد. تو مطلب بعدی، در مورد انواع مختلف اسنوبرد و نحوه‌ی انتخاب اسنوبرد مناسب برای سنین و شرایط بدنی و سطوح مختلف خواهم نوشت و به بررسی و مقایسه‌ی انواع اسنوبردها و موارد استفاده‌ی هر کدوم می‌پردازم که فکر می‌کنم مطلب جالب و خوندنی بشه.اگه سوالی داشتید در خدمتم و خوشحال میشم بپرسید و بتونم به نحوی کمکی در این زمینه کنم.شاد باشید و در حد امکان از زندگی لذت ببرید و لذت امروز رو به فردا میندازید...</description>
                <category>پوریا شریفی</category>
                <author>پوریا شریفی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Feb 2021 05:18:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رکاب‌زدن ایمن‌تر رو از خودمون شروع کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@alaki/%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-pbmuw9ydy2iq</link>
                <description>تو پست قبلی، داستان از سر گرفتن دوچرخه‌سواری پس از سال‌ها رو براتون نوشتم و شرح دادم که چی شد دوباره رکاب‌زدن رو شروع کردم و گفتم که این شروع دوباره، چه نقش مهمی توی زندگی من ایفا کرده. همچنین اشاره کردم که رعایت نکات ایمنی، برای تداوم این نقش و لذت، چه جایگاهی داره و قرار شد که راجع به تجربیات اندک خودم و نتایجی که برای رکاب‌زدن ایمن‌تر، تا این لحظه بهشون رسیدم رو، با شما به اشتراک بذارم و در موردشون با هم صحبت کنیم. به نظر من، در گام اول، به عنوان یک دوچرخه‌سوار، باید این امر بدیهی رو پذیرفت که مسئولیت تمامی مشکلاتی که برای دوچرخه‌سواران توی شهر وجود داره، همه و همه از سمت رانندگان و عابرین‌پیاده و عدم وجود زیرساخت‌های مناسب‌شهری و ... نیست و بخش عمده‌ای از این مشکلات، به‌خاطر عدم آگاهی و آموزش کافی دوچرخه‌سوارن هست. اغلب ما، تصور می‌کنیم که دوچرخه‌سواری بلدیم و دوچرخه‌سواری در شهر قانون و مقررات خاصی نداره که در واقع سرمنشا خیلی از مشکلات موجود، همین طرز فکر اشتباه هست. به همین منظور، توی این نوشته، سعی می‌کنم کمتر در مورد مشکلات زیرساختی و فرهنگی صحبت کنم و بیشتر به مسائل مربوط به خود دوچرخه‌سوارها بپردازم و به بعضی از نکاتی که دونستن‌شون رو برای خودم تبدیل به چک‌لیست دوچرخه‌سواری در شهر کردم، به‌صورت مختصر، اشاره کنم.پیش از شروع به دوچرخه‌سواری، دوچرخه‌سواری و تمامی قوانین و مقررات محیطی رو که می‌خواهیم در اون دوچرخه‌سواری کنیم رو یاد بگیریم.همون‌طور که گفتم، یکی از مهمترین اصول انجام هرکاری، آگاهی از قوانین و مقررات و باید و نبایدهای اون کار هست. به عنوان مثال، شما نمی‌تونید توی استخر شیرجه بزنید و شنا کنید، تا زمانی که شنا بلد نباشید و آگاهی کافی به باید و نبایدهای شنا توی استخر نداشته باشید. همچنین، شما با بلد بودن شنا و دونستن قوانین و مقررات و باید و نبایدهای شنا توی استخر، نمی‌تونید توی دریا یا رودخونه شنا کنید و لازمه که شنا کردن در رودخونه و باید و نبایدهای اون رو بلد باشید. بنابراین، پیش از شروع دوچرخه‌سواری در هر محیط جدیدی، تکنیک‌های دوچرخه‌سواری صحیح و متناسب با اون محیط رو به‌صورت کامل و جامع، یاد بگیرید و آگاهی خودتون رو از کاری که قرار انجام بدید، سعی کنید به بالاترین سطح ممکن برسونید و با تمامی خطرهای بالقوه و بالفعلش آشنا بشید و راه‌کارهای برون‌رفت و جلوگیری از وقوع اون‌ها رو یاد بگیرید و آمادگی ذهنی حضور در اون محیط رو برای خودتون ایجاد کنید.از تجربه‌های دیگران نهایت استفاده را ببریم.عموما دانش به دو دسته تقسیم میشه. نوع اول، دانش تئوریک یا دانش مکتوب هست که هر انسانی با مطالعه و خوندن قوانین و مقررات و ملزومات و فرضیات اون حیطه، می‌تونه سطح آگاهی خودش رو در اون زمینه بالا ببره. اما همیشه دانش تئوری و دانش مکتوب، همه‌ی اون چیزی نیست که انسان برای تسلط کافی به حیطه‌ی مورد نظرش احتیاج داره. نوع دیگه‌ای از دانش با نام «دانش ضمنی» وجود داره که معمولا در گفتار عموم، از اون به عنوان «تجربه» یاد میشه. انسان برای پیشرفت و افزایش آگاهی و تسلط کامل به هر حیطه‌ای، نیاز به تمرین، آزمون و خطا و بررسی حالت‌های مختلف داره. چیزی که خروجی اون «تجربه» هست و در واقع تجربیات کسب شده، عامل اصلی ایجاد تفاوت و اختلاف سطح، بین افرادی که میزان دانش تئوری یکسانی از یک حیطه دارند، خواهد شد. برای مثال، همون‌طور که یک بازیکن بسکتبال، با تمرین هر چه بیشتر پرتاب سه‌امتیازی، می‌تونه توانایی و ضریب موفقیت پرتاب‌های خودش را بالا ببره و توانایی خودش رو در اون زمینه بالا ببره، یک دوچرخه‌سوار هم می‌تونه با تمرین هر چه بیشتر و مرور تکنیک‌های دوچرخه‌سواری، توانایی بدنی و دانش دوچرخه‌سواری خودش رو بالا ببره. اما کسب برخی تجربه‌‌ها، با آزمون و خطا و تمرین بیشتر امکان‌پذیر نیست. چرا که کسب اون تجربه، نیازمند وقوع شرایط خاصی هست که همیشه در دسترس نیست و گاها می‌تونه تجربه‌ی پرهزینه‌ای باشه. به عنوان مثال، تجربه‌ی تصادف در دوچرخه‌سواری و توانایی کنترل و برون‌رفت یا جلوگیری از وقوع تصادف، می‌تونه تجربه‌ای باشه که باعث بشه تا آخر عمر دیگه نتونید دوچرخه‌سواری کنید. بنابراین، پیشنهاد من اینه که در گام اول، سطح دانش تئوریک خودتون رو به حد قابل قبولی برسونید، سپس تمرین منظم رو برای ارتقای توانایی و دانش خودتون هرگز فراموش نکنید و در گام آخر، از تجربه‌های دیگران در شرایط عادی و شرایط خاص، نهایت استفاده رو بکنید و سعی کنید که با تصور و تجسم ذهنی اون شرایط ویژه و پیش‌بینی عکس‌العمل مناسب خود و عوامل محیطی، با توجه به تجربه‌های دیگران، توانایی ذهنی خودتون رو برای پیش‌گیری و مواجهه با اون شرایط ویژه، بدون تجربه‌ی بعضا گران‌قیمت مشابه، به بالاترین حد ممکن برسونید.ما دوچرخه‌سوار نیستیم، ما راننده‌ی یک وسیله‌ی نقلیه هستیم.یکی از مهم‌ترین فاکتورهایی که به رشد و افزایش آگاهی و سطح هوشیاری من، در دوچرخه‌سواری شهری، کمک زیادی کرده، جا انداختن این طرز فکر توی ذهنم بوده که «من هم راننده‌ی یک وسیله‌ی نقلیه‌ی شهری هستم، نه صرفا یک دوچرخه‌سوار». با تغییر این طرز فکر، رویکرد من در دوچرخه‌سواری شهری تفاوت زیادی کرده و به نظر خودم، پس از این تغییر رویکرد، دوچرخه‌سواری امن‌تری رو توی خیابون‌های شهر تجربه کرده‌ام. واقعیتی که وجود داره اینه که اغلب قوانین راهنمایی و رانندگی، برای خیابون‌ها و شهرها وضع شده‌اند نه برای ماشین‌ها و وسایل نقلیه. پس من هم به عنوان یک راننده‌ی وسیله‌ی نقلیه‌ی درون شهری، ملزم به رعایت تمامی این قوانین وضع شده هستم و از حقوق کاملا مساوی در مقایسه با سایر رانندگان وسایل نقلیه برخوردارم. من معتقدم که رعایت این قوانین توسط دوچرخه‌سواران، به شکل چشمگیری از حادثه‌هایی که برای دوچرخه‌سواران در سطح شهرها رخ میده کم خواهد کرد و یکی از عوامل موثری هست که همراه با آموزش دوچرخه‌سواری باید به همه‌ی دوچرخه‌سواران آموزش داده بشه. رعایت قوانین عبور از تمامی انواع تقاطع‌ها، چراغ‌های راهنمایی رانندگی، قوانین گردش به سمت‌های مختلف، حفظ فاصله‌ی ایمنی با وسیله‌ی نقلیه‌ی جلویی، حرکت بین خطوط، جلوگیری از توقف ناگهانی، عدم توقف در محل‌های توقف ممنوع، عدم حرکت در مسیرهای خلاف جهت و ممنوع و رعایت سایر قوانین عرف موجود، عواملی هستند که می‌توانند حادثه‌های دوچرخه‌سواری درون‌شهری رو، به حداقل ممکن برسونند.تمرکز و توجه ۱۰۰درصدی و کامل به دوچرخه‌سواری و رعایت قوانین، هرگز کافی نیست.ما حتی به عنوان یک دوچرخه‌سوار شهری کاملا حرفه‌ای و آگاه و باتجربه، با رعایت کامل تمامی قوانین دوچرخه‌سواری شهری و توجه به تمامی باید و نبایدهای آن، هرگز در امان نیستیم و همیشه خطر در کمین ماست. نکته‌ای که عموما بهش در دوچرخه‌سواری شهری توجه لازم و کافی نمی‌شه، اینه که ما و توجه و تخصص و تجربه و تسلط کامل‌مون به دوچرخه‌سواری، فقط و فقط در بهترین حالت، ۵۰درصد تضمین امنیت ما در دوچرخه‌سواری رو شامل میشه و ۵۰درصد مابقی، مربوط به محیطی هست که در اون دوچرخه‌سواری می‌کنیم و خود این محیط هم به شدت تحت تاثیر سایر عوامل موجود تاثیرگذار درون خود هست. توجه داشته باشیم که رانندگان سایر وسایل نقلیه شهری، نظیر موتورسیکلت، انواع خودرو، اتوبوس، کامیون و...، عموما دوچرخه‌سوار نیستند و چیزی از دوچرخه‌سواری نمی‌دونن. بنابراین، درکی از میزان کنترل ما بر روی دوچرخه‌مون و شرایطی که داریم در اون دوچرخه‌سواری می‌کنیم، ندارند و انتظار درک کردن ما و توجه به ما و وضعیت‌مون، از سوی سایر رانندگان، عملا انتظاری بیهوده و بعضا خطرناک خواهد بود. ما هرگز نباید روی آگاهی و میزان آشنایی با فرهنگ دوچرخه و دوچرخه‌سواری، درک وضعیت دوچرخه‌سوار و حتی دیده شدن و احترام به دوچرخه‌سوار از سوی سایر رانندگان وسایل نقلیه، کوچک‌ترین حسابی بکنیم. پیش از شروع به دوچرخه‌سواری شهری و رعایت تمامی موارد ذکر شده تا این لحظه، ما به عنوان یک دوچرخه‌سوار، بایستی علاوه بر تمرکز به دوچرخه‌سواری و رعایت قوانین از سوی خودمون، آگاهی محیطی خودمون رو به شدت بالا ببریم و به تک‌تک وسایل نقلیه‌ی دور و برمون توجه کنیم و رفتار اون‌ها رو به شدت زیرنظر داشته باشیم تا بتونیم به موقع عکس‌العل لازم رو نشون بدیم و از حوادث احتمالی خطرناکی که در کمین ما هستند، جلوگیری کنیم.مهارت‌های مهم و ریز دوچرخه‌سواری شهری را «درست» یاد بگیریم و به‌صورت مداوم تمرین کنیم.برخلاف چیزی که به نظر میاد و با توجه به مواردی که گفته شد، دوچرخه‌سواری شهری، نه تنها ساده نیست، بلکه بسیار هم سخت و پیچیده هست و داشتن تمرکز، مهارت و توانایی‌های زیادی رو می‌طلبه. به عنوان مثال، یکی از مهارت‌های کلیدی و ضروری در دوچرخه‌سواری شهری، که ممکنه از سوی دوچرخه‌سوار زیاد بهش بها داده نشه، مهارت نگاه کردن به اطراف و به ویژه، پشت‌سر هست. مهارتی که بدون داشتن تسلط کافی بهش، دوچرخه‌سواری شهری رو بسیار خطرناک خواهد کرد. عموما، دوچرخه‌سوارهای کم‌تجربه‌تر، در زمان نگاه کردن به پشت‌سر، به‌صورت ناخودآگاه، نمی تونن فرمان دوچرخه رو صاف نگه دارن و فرمان رو به صورت‌ناخودآگاه، به سمتی که سر گردش میکنه، منحرف می‌کنن و عدم داشتن توانایی کنترل فرمان دوچرخه در این حالت، به شدت خطرناک هست و ممکنه باعث ایجاد حادثه‌ بشه. توانایی ثابت نگه داشتن فرمان دوچرخه در زمان برگردوندن سر به اطراف یا پشت‌سر، توانایی هست که به راحتی و با تمرین مناسب و اختصاص زمان کافی برای یادگیری، به دست خواهد اومد، ولی عموما از سوی دوچرخه‌سوارها، زیاد بهش توجه نمیشه و وقت لازم کافی برای یادگیری بهش اختصاص نمیدن. موارد زیادی از این قبیل برای یادگیری و تسلط وجود داره که لازمه از سوی دوچرخه‌سوار لیست بشه و شروع به یادگیری‌شون کنه تا بتونه تجربه‌ی لذت‌بخش‌تر و ایمن‌تری رو از دوچرخه‌سواری شهری داشته باشه.مواردی که ذکر شد، مواردی هستند که تا به امروز سعی کردم در موردشون فکر کنم و نتیجه‌ی بررسی این سوال هستند که «یک دوچرخه‌سوار، چه مواردی رو باید رعایت کنه تا سهم خودش رو از حادثه‌های درون‌شهری به حداقل ممکن برسونه؟». تا این لحظه و با توجه به تجربه‌ی نه‌چندان زیاد من، تصور می‌کنم که شایع‌ترین عوامل حادثه در دوچرخه‌سواری شهری، نشات گرفته از عدم توجه به موارد فوق هستند و توجه ویژه به نکات گفته شده، برای خودم به شخصه، باعث شده که لذت بیشتری از دوچرخه‌سواری شهری ببرم و احساس امنیت و آرامش بیشتری رو در حین رکاب زدن در شهر برای من به همراه داشته باشه. امیدوارم شما هم نظرات و تجربیات خودتون رو با بقیه به اشتراک بذارید و همه با هم و با کمک و هم‌فکری هم‌دیگه، کمک کنیم تا دوچرخه‌سواری امن‌تری رو تجربه کنیم.</description>
                <category>پوریا شریفی</category>
                <author>پوریا شریفی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Sep 2020 02:41:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو چرخ زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@alaki/%D8%AF%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%AE-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-wchmf7rtwysp</link>
                <description>خیلی از ماها برای به دست آوردن‌ش شاگرد اول شدیم، چه شب‌هایی که با تجسم رکاب زدن تو خیابون و حس باد روی صورت‌مون و لای موهامون خوابیدیم و چه لذت‌هایی که از داشتنش بردیم و چه حسرت‌هایی که با نداشتنش خوردیم.اما به مرور، گذر زمان در کنار غرق شدن تو دغدغه‌ها و گرفتاری‌ها و مشکلات بی‌پایان روزمره، دقیقا چیزی رو که به اشتباه «زندگی» صداش می‌زنیم، فرصت لذت بردن از زندگی واقعی و تجربه‌ی شادی‌ها و حس‌های خوب زندگی واقعی رو ازمون گرفت و باعث شد که همه‌ی آرزوهای قشنگ و ساده‌ی کودکی‌مون رو فراموش کنیم و یادمون بره که تجربه‌ی حس‌های کوچیک عالم کودکی، هنوز هم چقدر می‌تونن لذت‌بخش و شادی‌آفرین و موثر باشن.داستان دوباره‌ی دوچرخه تو زندگی من، از جایی شروع شد که داشتم سعی می‌کردم که یک دوره‌ی سخت تلاطم درونی رو به کمک یکی از بهترین دوستان متخصصم پشت سر بذارم و به پیشنهاد اون دوست خوب، تصمیم گرفتم که دوباره فرصت تجربه‌ی لذت‌های ساده‌ و در دسترس دوران کودکی‌ام رو به خودم بدم و معنی و مفهوم واقعی «زندگی» رو، همون‌جوری که آخرین بار ازش لذت برده بودم، دوباره تکرار و بازآفرینی کنم.فکر می‌کنم لازم به شرح و توضیح نباشه که دوچرخه‌سواری، با تزریق احساس شور و شعف و شادی، همراه با تلاش برای یادگیری بیشتر و مبارزه برای افزایش توان جسمانی و به چالش کشیدن خود، تا چه حد تونست که توی تغییر سبک و نگاه و نگرش به زندگی امروزم موثر باشه و به چه میزان به برون‌رفت از وضعیتی که گرفتارش بودم، کمک کنه و تبدیل به وسیله‌ای برای بیشتر اهمیت دادن به خودم و میزان رضایتم از زندگیم بشه.با شروع دوباره به رکاب‌زدن، دوچرخه تبدیل شد به بهترین همراه و هم‌سفر من برای کشف و فتح مسیرهای جدید، چیزی که یکی دیگه از لذت‌های نسبتا فراموش شده‌ی زندگیم به حساب میومد. یواش یواش شروع کردم به مشخص کردن مسیرهای مختلف و متفاوت کوچیک و جدید برای گردش و پیمایش و حتی سفر. شروع این داستان با تعیین مسیرهایی به کوچیکی رفتن سر کار ، سر زدن به خونه‌ی مادر و دوستان شروع شد و با پیمایش طول و عرض شهر و مسیرهای بیرون‌شهری ادامه پیدا کرد و داشت رفته‌رفته، تبدیل به تلاش برای پیمودن مسیرهای بین‌شهری می‌شد که تو روز جهانی دوچرخه‌سواری، حادثه‌ای تلخ، ونوس زرین‌خاک، یکی از بهترین و حرفه‌ای‌ترین دوچرخه‌سواران کشورمون رو، در حالی که مشغول تمرین درون‌شهری بود، ازمون گرفت. حادثه‌ای که با تلخی خودش، به ناگاه ثابت کرد که این دو چرخ زندگی، می‌تونه تبدیل به دو چرخ پایان زندگی هم بشه و مواجهه با چنین واقعیتی، تو اون شرایط، برای من به شدت متاثرکننده و ناراحت‌کننده بود. این حادثه‌ی تلخ باعث شد که از یک طرف با حساسیت بیشتری مسیرهایی رو که مدنظرم هستند رو انتخاب کنم و از طرف دیگه، به یادگیری قوانین و مقررات دوچرخه‌سواری شهری و بین‌شهری بپردازم و در عین حال، خطرات احتمالی این نوع از دوچرخه‌سواری رو بیشتر مطالعه و بررسی کنم و کمتر بی‌مهابا به دوچرخه‌سواری شهری بپردازم و درنهایت به بررسی علل و دلایل رخ‌داد چنین حادثه‌هایی فکر کنم.بعد از این حادثه‌ی ناگوار، ذهنم، به‌صورت ناخودآگاه، شروع به مرور روزانه‌ی تمام اتفاقاتی که در حین دوچرخه‌سواری تجربه کرده‌ بودم و ساده از کنارشون گذشته بودم، کرد. اتفاقاتی نظیر آزارهای کلامی، رفتاری و عدم توجه عمدی یا غیرعمد راننده‌ها به دوچرخه‌سوارهای کنار مسیر. بارها با خودم فکر کردم که این همه کج‌رفتاری در قبال دوچرخه‌سواری که همه‌ی سعی‌ش سلامت نگه‌داشتن روح و روان و جسم خودش و طبیعت و هوای محیط‌زیستش هست، منصفانه نیست و حتما دلایلی وجود داره که درک لازم و کافی برای احترام و پذیرش این امر، توی بخشی از جامعه، وجود نداره. دلایلی فراتر و ریشه‌ای‌تر از دلایلی که به کرات در موردشون صحبت شده و همه‌ی ما مطالب و مقاله‌های مختلفی درباره‌شون دیدم و درموردشون شنیدیم. بررسی و تجزیه‌ تحلیل ذهنی حوادث ناخوش‌آیند اخیر دوچرخه‌سواری و پیدا کردن علل و یافتن راه‌کار برای جلوگیری ازشون، همراه شد با دعوت به شرکت در کمپین «رکاب‌سفید» که فرصتی رو در اختیار من قرار داد که به صورت جدی‌تر، بررسی‌های ذهنی خودم رو به‌صورت مکتوب دسته‌بندی کنم و در قالب این نوشته، با شما خواننده و علاقه‌مند به دوچرخه‌سواری عزیز، به اشتراک بذارم.در همین راستا، تو پست‌های بعدی، سعی می‌کنم که نتیجه‌ی این درگیری‌ها و تفکرهای ذهنی نشات گرفته از تجربیات نه‌چندان زیاد خودم و خوندن و شنیدین تجربیات دوستانم رو، در قالب پست‌های چندسطری مکتوب کنم و با شما به اشتراک بذارم. امیدوارم که با هم بتونیم، ایمن‌تر و صحیح‌تر از دوچرخه‌سواری لذت ببریم و بتونیم کاری کنیم که نفرات بیشتری هم این لذت رو تجربه کنن.</description>
                <category>پوریا شریفی</category>
                <author>پوریا شریفی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Sep 2020 02:22:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری یه عکس خوب از ماه‌گرفتگی با گوشی موبایل بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alaki/moon-photography-eia2gxeivniz</link>
                <description>*عکس تزئینی است و تقریبا گرفتن همچین عکسی با گوشی‌های موبایل معمولی غیرممکنه!بعد از اینکه امروز صبح دیدم که بیشتر تایم‌لاین توییتر و اینستاگرامم پر شده از تلاش‌های ناموفق برای گرفتن عکس خوب با استفاده از گوشی موبایل از ماه‌گرفتگی دیشب، تصمیم گرفتم که این مطلب رو بنویسم و شرح بدم که چجوری میشه یه عکس خوب از ماه‌گرفتگی با گوشی موبایل‌تون بگیرید.البته لازمه که بدونید ماه‌گرفتگی خیلی دیر به دیر رخ میده و یه ماه‌گرفتگی کامل و طولانی، ممکنه در طول عمر یک آدم، فقط و فقط یک‌بار اتفاق بیفته! البته منظورم این نیست که خوندن این مطلب دیگه ممکنه به دردتون نخوره، بلکه معتقدم که دونستن هر چیزی بهتر از ندونستن هست و اینکه با خوندن این مطلب می‌تونید از گرفتن عکس با گوشی همراه‌تون  از ماه، تو شب‌هایی که ماه کامله یا موقعیت‌های ماه‌گرفتگی‌های معمولی یا کامل و طولانی دیگه (اگه خوش‌شانس و خیلی جوون باشید)، لذت ببرید.نکته‌ی مهم دیگه اینه که بدونید عکاسی توی تاریکی و عکاسی از ماه و سیاره‌ها و ستاره‌ها مواردی هست که دانش عکاسی و شناخت مثلث نور و تجهیزات لازم رو برای گرفتن یه عکس خوب می‌طلبه. در واقع عکس‌های خیلی قشنگ و خوشگلی که تو تاریکی شب از ماه‌گرفتگی و کهکشان راه‌شیری و ستاره‌‌ها و سیاره‌ها(مثل عکس هدر این مطلب) می‌بینید، عکس‌های حرفه‌ای هستن که با تجهیزات حرفه‌ای گرفته شدن و قاعدتن نباید انتظار گرفتن همچین عکس‌هایی رو از گوشی موبایل‌تون داشته باشید! (حتی اگه چیزی بیشتر از ۱۱ میلیون تومن بابت خرید یه گوشی آیفون ۱۰ داده باشید)خب، بریم سراغ مراحل کار:نکته‌ی اول و مهم برای هر گونه تصویر برداری تو نور کم، فارغ از اینکه با چه نوع دوربین و تجهیزاتی عکاسی می‌کنید اینه که حتما و حتما احتیاج به سه پایه برای دستگاه‌تون دارید. خوش‌بختانه انواع و اقسام سه‌پایه‌های جمع و جور برای تلفن‌های همراه با قیمت‌های نسبتا مناسب وجود داره و تهیه‌ش تا این لحظه که دارم متن رو می‌نویسم کار دشواری نیست و تو بیشتر مغازه‌های فروش گوشی تلفن همراه و تجهیزات جانبی تلفن همراه امکان‌پذیر هست.نکته‌ی بعدی اینه که تنظیمات پیش‌فرض دوربین گوشی شما خیلی جنرال و کلی برای تصویربرداری‌های معمولی تنظیم شده و قطعا برای گرفتن عکس از ماه‌گرفتگی تنظیم نشده. بنابراین باید تنظیمات گوشی تلفن همراه‌تون رو در حالت دستی یا Manual قرار بدید. البته باید توجه داشته باشید که بیشتر تلفن‌های همراه ممکنه چنین امکانی رو نداشته باشن و باید از نرم‌افزارهای کمکی که امکان عکاسی با تنظیمات دلخواه رو به شما میده، روی گوشی‌تون استفاده کنید. برنامه‌هایی نظیر Camera+ یا ProCam می‌تونن چنین قابلیتی رو در اختیار شما قرار بدن.مرحله‌ی بعدی، مرحله‌ی تنظیم دوربین گوشی همراه و آماده‌سازی اون برای عکاسی از ماه هست. قبل از توضیح چگونگی این تنظیمات باید یه مختصری در مورد مثلث نور و تاثیر اون تو عکاسی یخورده توضیح بدم، در نتیجه اگه اطلاعات کافی در مورد ISO و Shutter Speed و Aperture دارید، می‌تونید این پاراگراف رو نخونید. همه‌ی ما می‌دونیم که تمام تصاویری که با چشم‌مون می‌بینیم، حاصل ترکیب نورهایی هست که در محیط اطراف ما وجود داره و از طریق چشم جذب میشه و پس از پردازش مغز، توسط ما دیده میشه. در واقع چشم حاوی ابزاریه که میزان و شدت ورودی نور رو تنظیم می‌‌کنه تا ما بتونیم در نهایت، تصویر مناسبی رو از محیط اطرافمون ببینیم. این در حقیقت همون کاری هست که بشر مدل‌سازی‌ش کرده و تو جعبه‌ای به اسم دوربین قرارش داده. هر تصویر گرفته شده توسط هر دوربینی، حاصل پردازش مقدار نور تابیده شده به سنسور دوربین هست. اگه این نور زیاد باشه، تصویر سفید و اگه کم باشه تصویر سیاه میشه. تو نور روز، به دلیل اینکه نور در محیط خیلی زیاد هست، ورود نور تنها تو چند صدم ثانیه کافیه برای گرفتن یه عکس شفاف و واضح. اما گرفتن عکس تو تاریکی شب قدری متفاوت هست. با توجه به توضیحاتی که گفتم، کاملا مشخصه که برای گرفتن عکس توی شب، مقدار نور خیلی بیشتری(بستگی به میزان تاریکی داره) نیاز هست تا تصویر خوب و واضحی گرفته بشه. این دقیقن کاری هست که دوربین‌ها با استفاده از Shutter Speed انجام میدن. هر چه سرعت باز و بسته شدن شاتر دوربین کمتر باشه، نور بیشتری به سنسور دوربین تابیده میشه. درو اقع هر چقدر محیط اطراف تاریک‌تر باشه، احتیاج به باز بودن شاتر دوربین به مدت طولانی‌تری خواهد بود. دقیقا به همین دلیل هست که وجود سه‌پایه برای عکاسی توی شب لازم و ضروریه، چون اگه گوشی رو دست باشه و شاتر دوربین مدت زمان زیادی باز باشه، لرزش دست باعث میشه که عکس صاف و شفافی گرفته نشه. تا اینجه به این نتیجه رسیدیم که شاتر اسپید دوربین را باید رو مناسب‌ترین تایم که به نظر من حداقل ۱/۶۰ هست قرار بدیم.آیتم بعدی تو تنظیمات دوربین، Aperture هست که با استفاده از بازوهای دیافراگم لنز دوربین،میزان نور ورودی به سنسور رو تنظیم می‌کنه. در واقع اپرچر به روزنه‌ای میگن که بازوها و پره‌های دیافراگم دوربین در وسط خودش ایجاد میکنه. هر چقدر این روزنه بزرگتر باشه نور بیشتری به سنسور دوربین تابیده میشه و هر چقدر کوچیک‌تر باشه نور کمتر. با توجه به این توضیحات و توضیحات قبلی در مورد عکاسی تو شب و نور کم، میشه این نتیجه رو گرفتن که تنظیمات  Aperture هم برای جذب حداکثری نور، باید در کوچک‌ترین حالت ممکن و قابل پشتیبانی توسط دوربین گوشی شما قرار بگیره(توضیحات در مورد Aperture و کاربردهاش کامل نیست و فقط در حد مورد نیاز این نوشته بیان شده). البته این توضیحات رو برای دوربین‌های گوشی‌هایی گفتم که لنزشون و پره‌های دیافراگم لنزشون امکان تغییر و تنظیم دارن. گوشی‌هایی که امکان تنظیم اپرچر رو دارن معمولا باید این مقدار رو روی حداقل Aperture 1.8 بذارن. البته قابل ذکره که بیشتر گوشی‌های مدرنی که امکان تنظیم دستی برای بازوهای دیافراگم رو ندارن، به صورت پیش‌فرض از مقادیر پایین و ثابت اپرچر که همون ۱.۸ یا ۱.۴ هست سود میبرن و جای نگرانی برای تنظیم نشدن این آیتم وجود نداره.آیتم بعدی ISO هست. حتما تا حالا دیدید که عکس‌هایی که توی شب با گوشی همراه‌تون می‌گیرید، دون‌دون‌های رنگی دارن و از کیفیت به مراتب پایین‌تری نسبت به عکس‌هایی که تو روز گرفتید برخوردارن. این دقیقن به این دلیل هست که گوشی شما سعی میکنه که کمک‌تون کنه و با زدن یه کلیک و بدون دونستن موارد بالا و بدون داشتن سه‌پایه و تجهیزات خاص عکاسی، حتی توی تاریکی، به سرعت، یک عکس در بهترین حالت ممکن بگیره و تحویل‌تون بده. همون‌طور که گفتم، عکاسی توی شب نیاز به جذب نور بیشتری داره و این امر بدون سه‌پایه و تنظیم عوامل شرح داده شده‌ی بالا غیرممکنه و عکس‌های با سرعت بالا توی شب، بدون شک موشن خواهند داشت و کیفیت خوبی نباید داشته باشن. حالا سوال اینه که پس چجوری دوربین‌های تلفن‌های همراه، با وجود موارد شرح داده شده، حتی توی شب، عکس خوب و با کیفیتی می‌گیرن و تحویلمون میدن؟ جواب سوال ISO هست. ایزو در واقع یک تراشه هست که می‌تونه ضعف وجود نور محیطی رو جبران کنه و کمبود نور رو توی عکس‌هایی که نور کمتری به سنسور تابیده شده رو تقویت و شبیه‌سازی کنه. ایزو هم توی برنامه‌های کمکی عکاسی تو تلفن‌های همراه قابل تنظیم هست. طبیعیه که هر چقدر دخالت ایزو توی تصویر کمتر باشه، تصویر واقعی‌تر و شفاف‌تر و واضح‌تری تولید خواهد شد. هر چقدر میزان ایزو بالاتر باشه، دوربین سعی میکنه که ضعف‌های وجود نور تو تصویر رو به صورت دیجیتالی شبیه‌سازی و برطرف کنه. این دقیقا همون دون‌دون‌های رنگی هست که تو عکس‌هایی که تو شب میگیرید نمایان میشه.اما حالا که ما می‌تونیم میزان ورود نور به سنسور رو کنترل کنیم و از سه‌پایه برای جلوگیری از لرزش گوشی همراه استفاده می‌کنیم، نیازی به ISO بالا نداریم و می‌تونیم برای گرفتن عکس شفاف‌تر و بهتر، مقدار ISO رو روی حداقل ۱۰۰ یا ۲۰۰ تنظیم کنیم و دخالت این تراشه رو روی خروجی عکس‌مون به حداقل برسونیم.خب تا این لحظه و با انجام این تنظیمات، میشه گفت که دوربین تقریبن آماده‌ی عکس‌برداری از ماه و ماه‌گرفتگی شده. اما یک نکته‌ی خیلی مهم هنوز وجود داره و اون نکته‌ی مهم، فاصله‌ی ماه تا دوربین گوشی ما هست. این فاصله خیلی زیاد هست و معمولا عکاس‌های حرفه‌ای با دوربین‌ها و لنزهای حرفه‌ای فقط می‌تونن بزرگترین تصویر با جزئیات دقیق رو از ماه ثبت کنن. لنزهایی که فاصله‌ی کانونی بیشتر ۴۰۰ میلی‌متر و حدود ۸۰۰ میلی‌متر دارن و می‌تونن تصویر ماه رو به نزدیک‌ترین حد ممکن برسونن. دوربین‌های تلفن‌های همراه، به دلیل تطابق با چشم انسان، با شبیه‌سازی استانداردهای چشم انسان و فاصله‌ی کانونی چشم انسان ساخته میشن. فاصله‌ی کانونی که بین ۴۰ تا ۵۸ میلی‌متر هست. یه مقایسه‌ی کوچیک بین این دو بازه‌ی عددی کاملن مشخص میکنه که چرا عکس‌های گرفته شده از ماه با استفاده از گوشی تلفن همراه کوچیک هستن. نکته‌ی خیلی مهم اینه که تا جایی که من میدونم بیشتر تلفن‌های همراه، به صورت پیش‌فرض، لنزی ندارن که امکان بزرگ‌نمایی اپتیکال یا همون تغییر فاصله‌ی کانونی رو داشته باشن (اینجا می‌تونید لیستی از گوشی‌هایی رو ببینید که امکان زوم اپتیکال دارن). به همین دلیل، اگه گوشی شما قابلیت زوم اپتیکال نداره(مدل گوشی‌تون تو این لیست نیست)، از زوم کردن تصویر به صورت دستی روی صفحه‌ی تلفن همراه‌تون جدن خودداری کنید، به خاطر اینکه زومی که دارید انجام میدید در واقع زوم دیجیتال هست و فقط کیفیت تصویر‌تون رو کاهش خواهد داد.اما راه حل برای گرفتن عکس نزدیک‌تر از ماه چیه؟ دو راه حل وجود داره. راه‌حل اول، استفاده از لنزهایی هست که برای نصب رو گوشی‌های تلفن همراه تولید شدن و تعدادشون هم خیلی زیاد هست و تولید این‌گونه لنزها این روزها خیلی رقابتی شده و نتیجه‌ی رقابت خیلی جذاب! با یه جستجوی ساده تو گوگل می‌تونید تنوع تعداد بالای این محصولات رو پیدا کنید و ببینید.راه حل دوم یه خورده به نظرم جذاب‌تره اما زمان و حوصله‌ی بیشتری می‌خواد. توی اینترنت انواع و اقسام روش‌های ساخت لنزهای تله‌فوتو برای گوشی‌های همراه وجود داره و با پیدا کردن یکی از اون‌ها و ساختن لنز خودتون، می‌تونید لذت عکاسی از ماه رو چند برابر کنید.اما اگه هیچ کدوم از دو راه‌حل بالا رو نخواستید انجام بدید مهم نیست، ما قصد داریم تلاش کنیم با تلفن همراه‌مون عکس با کیفیت‌تر و بهتری به نسبت عکس‌‌هایی که دوست‌هامون با موبایل گرفتن و به اشتراک گذاشتن، بگیریم. پس بریم سراغ مراحل بعد.بعد از اینکه تجهیزات‌مون وتنظیمات گوشی تلفن همراه‌مون رو برای عکس گرفتن آماده کردیم، نوبت به گرفتن عکس می‌رسه. پیشنهاد میکنم اگه میخوایید مدت زیادی عکاسی کنید، گوشی‌تون رو روی Airplane Mode بذارید. بعد یک فضا و زاویه‌ی مناسب برای قاب عکس و گرفتن عکس‌تون پیدا کنید و سه‌پایه رو تو زاویه‌ای که می‌خوایید تنظیم کنید (هر چقدر تو فضای تاریک‌تری باشید بهتره و سعی کنید نور محیط اطراف در حداقل حالت ممکن باشه).بعد از محکم کردن سه‌پایه و قاب‌بندی عکس‌تون، روی تصویر ماه روی صفحه‌ی لمسی تلفن‌همراه‌تون Tap کنید(با انگشت یه بار روی ماه بزنید) تا دوربین تلفن همراه شما روی ماه فوکس کنه و به عنوان سوژه انتخاب‌ش کنه (یادتون باشه که از زوم دیجیتال کردن اجتناب کنید).بعد دکمه گرفتن عکس رو فشار بدید و عکس خودتون رو بگیرید و تمام.حالا شما می‌تونید تو زاویه‌های مختلف و با دستکاری جزئیات تنظیمات دوربین تلفن‌همراه خودتون و با استفاده از آزمون و خطا، بهترین عکس ممکن رو با گوشی تلفن همراه‌تون بگیرید. اما باید توجه داشته باشید که نباید انتظار معجزه از تلفن همراه‌تون داشته باشید.بهتون پیشنهاد می‌کنم اگه خوندن این مطلب براتون جذاب بود، در اسرع وقت یه دوربین DSLR تهیه کنید و به عکاسی بپردازید! چون که با خوندن همین مطلب، تا حدود زیادی با مبانی پایه‌ای عکاسی آشنا شدید و با داشتن یه دوربین DSLR و یه لنز تله‌ی مناسب و با رعایت همین موارد ساده که اینجا گفتم، می‌تونید انتظاری که از گرفتن عکس از ماه دارید رو (شبیه عکس هدر این مطلب) برآورده کنید.</description>
                <category>پوریا شریفی</category>
                <author>پوریا شریفی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jul 2018 13:48:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>