<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد کشاورز شاهباز</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alebfa</link>
        <description>از طایفه بی خبرانم، در حلقه صاحب نظرانم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:47:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/109751/avatar/xzgnMF.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد کشاورز شاهباز</title>
            <link>https://virgool.io/@alebfa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بهترین فیلم های داریوش مهرجویی قبل و بعد از انقلاب</title>
                <link>https://virgool.io/@alebfa/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D9%88-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-w8nauurfo4l2</link>
                <description>داریوش مهرجویی از پیشگامان موج نوی سینمای ایران و بدون شک یکی از بهترین فیلم سازان تاریخ ایران است. او با فیلم «دزدان دوچرخه» ویتوریو دسیکا مجذوب جادوی سینما شد و بعد از گرفتن دیپلم به کالیفرنیای آمریکا رفت تا در دانشگاه UCLA سینما بخواند، اما بعد از مدتی مغلوب کشش فلسفه شد و مسیرش را عوض کرد. حضور در آمریکا فرصتی برای مهرجویی بود تا بزرگانی همچون ژان رنوار را درک کند. او سال 1345 به تهران برگشت و در 28 سالگی نخستین فیلم خود را به نام «الماس 33» ساخت که موفقیتی برای او به همراه نداشت. او برای دومین تلاش خود به سراغ «گاو» رفت تا نه با ساخت یکی از ماندگارترین آثار تاریخ سینمای ایران، ظهور کارگردانی جوان و صاحب سبک را نوید بخشد.اگر علی حاتمی را شاعر سینمای ایران بدانیم، بیراه نخواهد بود که از داریوش مهرجویی به عنوان فیلسوف سینمای ایران یاد کنیم. او در زمان حیاتش با خلق شخصیت هایی ماندگار و چندلایه که در تقابل های درونی و بیرونی گرفتارند، تلاش کرد تا مضامین فلسفی انسان گرایانه را به اشکال گوناگون در آثارش بگنجاند، اما خود سرانجام گرفتار سبعیتی باورنکردنی شد که تیغ بر تنش کشید.زندگی هنری مهرجویی هم مانند بسیاری دیگر از هنرمندان بالا و پایین داشته است. در اینجا 8 تا از بهترین فیلم های داریوش مهرجویی را آورده ایم.گاو (1348)امتیاز IMDB 7.9گاو دومین فیلم سینمایی داریوش مهرجویی و از پرچمداران «موج نوی سینمای ایران» است. داستان گاو برگرفته از کتاب «عزاداران بَیَل» غلام حسین ساعدی و درباره مردی روستایی است که چند روزی بیرون از روستا می رود و در نبود او گاوش که گویی همه چیز او بود می میرد. اهالی روستا که از دلبستگی مش حسن به گاوش خبر داشتند، تصمیم می گیرند که گاو را دفن کنند، اما به مش حسن بگویند که فرار کرده است. مش حسن این جدایی را باور نمی کند و در فراغ گاو، حالش دگرگون شده و خود را در طویله حبس می کند، تا جایی که دیگر خودش را «گاو مش حسن» می داند.این فیلم داریوش مهرجویی اگرچه از بودجه دولتی بهره مند بود و از سوی وزارت فرهنگ مورد تحسین قرار گرفت، اما چون تصویری که ارائه می کرد باب میل مقامات وقت نبود، یک سال را در توقیف گذراند. غزاله سلطانی، مستندساز، مهرماه 1398 در ماهنامه «فیلم»، خاطره عزت الله انتظامی از توقیف فیلم گاو را این گونه نقل کرد: «فیلم «گاو» رو توقیف کرده بودن. یه روز ساعت شش صبح خونه دوستم رضا تجدد، همسر مهین تجدد، با دکتر مجیدی وزیر علوم قرار گذاشتیم، با داریوش رفتیم و ماجرا رو بهش گفتیم. گفت من با هویدا حرف می‌زنم که به شاه بگه که فیلم رو نمایش بدن. بعد از چند وقت پیغوم داد که هویدا صحبت کرده و شاه گفته فیلم «گاو» رو نمایش بدین ولی مردم اگه شلوغ کردن برش دارین و دیگه نشون ندین، اون هم فقط تو سینما کاپری. حالا من تو دانشکده‌ام و سر کلاس نشستم، هی بچه‌ها میان خبر میارن که دم سینما کاپری صفه و غلغله شده. منم دل تو دلم نبود که آخرش چی میشه. که وسط کلاس بچه‌ها واسم خبر آوردن آخر فیلم همه هورا کشیدن و کلی تشویق کردند.»اگرچه گاو پیش از انقلاب توقیف شد، اما برخی بر این باورند که تداوم حیات سینما در دوران پس از انقلاب تا اندازه ای مدیون این فیلم داریوش مهرجویی و طرفدار غیرقابل انتظار آن بوده است. آیت الله خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی، در اردیبهشت 1359 در دیدار با مدیران رادیو و تلویزیون گفت: «ما همه چیز داریم. من غالباً فیلمهایی که‏ ‏خود ایرانیها درست می کنند به نظرم بهتر از دیگران است. مثلاً فیلم «گاو»‏‎‎‏ آموزنده‏‎ ‎‏بود. اما حالا این فیلم ها باید حتماً از امریکا و یا از اروپا بیاید با یک بی بندوباری، تا‏‎ ‎‏روشنفکران غربزده شاد شوند.»هامون (1368)امتیاز IMDB 7.9حمید هامون که درگیر نوشتن رساله اش درباره عشق و ایمان است، خود دچار سرگشتگی شده و این سرگشتگی زندگی عاطفی او با همسرش مهشید را هم تحت تاثیر قرار می دهد. حمید هامون اما رفیقی به نام علی عابدینی دارد که تکلیفش با خودش مشخص است و آرمان هایش را بر دنیایش مقدم داشته است. علی تکیه گاه و نقطه عطفی برای حمید است.ایده‌ اصلی فیلم داریوش مهرجویی از کتاب «ترس و لرز» سورن کی‌یرکگور گرفته شده است. فیلم هامون اولین تجربه بیتا فرهی جلوی دوربین بود و همچنین اولین کار درخشان خسرو شکیبایی بود که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را هم برای او به ارمغان آورد. هامون در نظرسنجی های شماره 100 و 200 ماهنامه فیلم از سوی خوانندگان به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران انتخاب شد و در نظرسنجی سال 1383 حمید هامون به عنوان ماندگارترین شخصیت تاریخ سینمای ایران نام گرفت. جالب اینکه رتبه دوم این نظرسنجی هم به «مش حسن» از فیلم «گاو» رسید.اجاره نشین ها (1366)امتیاز IMDB 7.7کمدی پرستاره مهرجویی در میانه دهه جنگ زده شصت حال و هوایی دیگر به سینمای شعاری ایران داد. اجاره نشین ها اولین فیلم مهرجویی پس از بازگشت به ایران بود و این در حالی بود که اولین فیلم پس از انقلاب او، مدرسه ای که می رفتیم، هنوز در توقیف بود. مهرجویی درباره بازگشت به ایران گفته بود: «محمدمهدي دادگو و عزت‌الله انتظامي مرتب پيغام مي‌دادند و دعوت مي‌کردند برگردم. ما هم با هول و ولا برگشتيم و ديديم اوضاع برعکس تبليغات غلطي که آنجا در جريان بود، چندان هم نامساعد نيست.»اجاره نشین ها روایت یک آپارتمان رو به زوال است که مالکش درگذشته و مباشرش که حالا اداره آپارتمان را در اختیار دارد، حاضر نیست دست به تعمیر آپارتمان بزند. در مقابل او مستاجرانی از اقشار و طبقات مختلف قرار دارند که آنها هم هرکدام ساز خودشان را می زنند. ارجاعات و اشارات سیاسی فیلم، آن را از یک کمدی صرف فراتر می برد.ایرج راد می گوید که علی رغم حوادث فراوانی که در فیلم رخ می دهد، در هیچ کجا از جلوه های ویژه یا بدلکار استفاده نشده است، به طوری که در یک صحنه او برای چند دقیقه بیهوش می شود.فیلمبرداری اجاره نشین ها چند ماه به طول می کشد. در یکی از روزها گوگوش که هنوز در ایران به سر می برد، به صحنه ساخت فیلم می رود. گوگوش می گوید: «بعد از انقلاب خودم را سر فیلمبرداری اجاره نشین ها به کارگردانی داریوش مهرجویی رساندم. کلی با نادره (حمیده خیرآبادی) حرف زدم، خاطرات مان را زنده کردیم، این آخرین باری بود که او را دیدم.»لیلا (1375)امتیاز IMDB 7.5داستان «لیلا» اقتباسی از رمان مهناز انصاریان است که داریوش مهرجویی به آن ظرافت بیشتری بخشیده است. لیلا و رضا در یک مراسم پخت شله زرد با یکدیگر آشنا می شوند و مدتی بعد ازدواج می کنند. آنها متوجه می شوند که لیلا نمی تواند بچه دار شود و این آغاز ماجراهای بعدی می شود. لیلا قصه ای زنانه است و در ادامه بانو، سارا و پری است که همگی حول محور یک زن می چرخند. لیلا اولین همکاری لیلا حاتمی با داریوش مهرجویی بود. نقش رضا را هم علی مصفا بازی کرد. لیلا حاتمی و علی مصفا، دو سال پس از ساخت فیلم لیلا، با یکدیگر ازدواج کردند.درخت گلابی (1376)امتیاز IMDB 7.5اقتباسی دیگر، این بار بر اساس داستان کوتاهی از گلی ترقی که به ناتوانی محمود در تمام کردن کتابش می پردازد. محمود شایان برای تمام کردن کار کتاب به باغ پدریش می رود، اما درخت گلابی قدیمی باغ هم ناتوان از ثمر دادن است. او در باغ مدام به گذشته پرت می شود، جایی که داستان عشق او به دختر عمه اش پرورده می شود و بعدها در گرداب سیاست غرق می شود.مهرجویی در «درخت گلابی» یک ستاره دیگر را به سینمای ایران معرفی می کند: گلشیفته فراهانی. البته مهرجویی این کشف را مدیون محمدرضا شریفی نیا به عنوان دستیار کارگردان بوده که به طور اتفاقی در خانه خانواده فراهانی با گلشیفته 14 ساله رو به رو می شود و علی رغم مخالفت مادرش، او را برای ایفای نقش «میم» به مهرجویی پیشنهاد می کند.سنتوری (1389)امتیاز IMDB 7.5باز هم دوراهی و این بار دوراهی معروف سنت و مدرنیته. علی که در یک خانواده مذهبی و بازاری بزرگ شده، شیفته سنتور است. علاقه او به ساز زدن با مخالفت خانواده رو به رو می شود و او در نهایت مجبور می شود که با ترک خانواده، علاقه اش را دنبال کند. علی که اکنون به نوازنده ای شناخته شده تبدیل شده، عاشق هانیه می شود، اما قرار نیست ساز زندگی او همیشه کوک باشد.سنتوری که برداشتی آزاد از کتاب «عقاید یک دلقک» هاینریش بل است، با حاشیه های فراوانی رو به رو شد. نام آن قرار بود «علی سنتوری» باشد، اما به دلایل نامشخص به «سنتوری» تغییر کرد. سنتوری اگرچه در جشنواره فجر به نمایش درآمد و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بهرام رادان و سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را برای مهرجویی به ارمغان آورد، اما از اکران عمومی آن جلوگیری شد. مدتی بعد سی دی فیلم به صورت غیرقانونی وارد بازار شد و بالاخره پس از سکته قلبی و مرگ ناگهانی تهیه کننده آن، فرامرز فرازمند، اجازه پخش آن در شبکه خانگی داده شد. این توقیف و حواشی آن چنان برای مهرجویی سنگین بود که مجبور شد پیش روانکاو برود. او گفت که «از سینمای جدی دوری خواهد کرد و دیگر برایش مهم نیست چه اثری در کارنامه اش ثبت می شود» و همان هم شد. به باور بسیاری از منتقدان، سنتوری آخرین کار درخشان فیلسوف سینمای ایران بود.دایره مینا (1353)امتیاز IMDB 7.4دایره مینا اولین فیلم رنگی داریوش مهرجویی و اولین نماینده ایران در اسکار بود. مهرجویی پس از «گاو» یک بار دیگر سراغ غلام حسین ساعدی رفت و این بار «آشغالدونی» او را جلوی دوربین برد. علی که ساکن یکی از محلات فقیرنشین حاشیه تهران است، پدرش را برای درمان به بیمارستان بزرگی می برد، اما نمی تواند او را بستری کند. آنها که سرگردان شده اند، با شخصی به نام سامری رو به رو می شوند و به واسطه او پایشان به تجارت خون باز می شود که به انحطاط علی می انجامد.مهرجویی اگرچه سعی کرده بود با ایجاد تغییراتی در داستان اصلی که به همکاری علی با ساواک می پرداخت از حساسیت فیلم بکاهد، اما یک بار دیگر گرفتار تیغ سانسور و توقیف شد. فیلم داریوش مهرجویی بالاخره در سال 1356 پروانه نمایش گرفت و به واسطه حضور «فروزان» که ستاره آن روزها بود، توانست فروش خوبی در گیشه داشته باشد. البته موفقیت دایره مینا به گیشه محدود نبود و تحسین منتقدان را هم به همراه داشت.مهمان مامان (1382)امتیاز IMDB 7.1فضای شلوغ و سرخوشانه مهمان مامان برای بسیاری یادآور اجاره نشین ها بود. البته برخلاف رویارویی همسایه ها در یک ساختمان عمودی، شاهد همکاری و همدلی آنها در یک حیاط قدیمی دلباز هستیم. مادر خبردار می شود که قرار است خواهرزاده اش به همراه نوعروس مهمانش باشند، اما او آمادگی پذیرایی از آنها را ندارد. اگرچه مادر به سرعت خانه را برای ورود مهمان ها آماده می کند، اما تعارف کردن های همسرش، یدالله، برای اینکه مهمان ها شام هم بمانند، سرآغاز ماجراهای فیلم می شود.مهمان مامان که اقتباسی از داستانی نوجوانانه نوشته هوشنگ مرادی کرمانی است، توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم بیست و دومین جشنواره فیلم فجر را از آن خود کند.منبع: حرف مرد</description>
                <category>حامد کشاورز شاهباز</category>
                <author>حامد کشاورز شاهباز</author>
                <pubDate>Thu, 19 Sep 2024 17:40:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مکانیسم ماشه؛ شلیک همزمان به مغز برجام و قلب نظم آمریکایی</title>
                <link>https://virgool.io/@alebfa/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%B4%D9%87-%D8%B4%D9%84%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-jsp1cwfazvww</link>
                <description>عکس یادگاری مذاکره کنندگان توافق هسته ای ایرانتلاش آمریکا برای فعال کردن مکانیزم ماشه یا «اسنپبک» موضوعی نیست که تنها به برجام و ایران مربوط باشد، بلکه رویه‌های شورای امنیت، حقوق بین الملل و حتی در نگاهی وسیعتر، نظم جهانی را نشانه گرفته است.دولت دونالد ترامپ که از ماه‌ها پیش تلاش گسترده‌ای را برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران پیش گرفته بود، با شکست خوردن در عرصه دیپلماسی و ناکام ماندن قطعنامه‌های پیشنهادیش به شورای امنیت، بار دیگر راه یکجانبه گرایی را پیش گرفته است.تحریم تسلیحاتی ایران ۱۸ اکتبر (۲۷ مهر ماه) به پایان می‌رسد و پس از آن این کشور می‌تواند به خرید و فروش سلاح‌های متعارف بپردازد، اما دولت ترامپ که از زمان خروج از توافق هسته‌ای سیاست فشار حداکثری را برای به زانو درآوردن ایران دنبال کرده است، می‌خواهد به هر ترتیبی که شده این تحریم‌ها را تمدید کند.آمریکایی‌ها که نتوانسته اند این مسیر را با همراهی دیگر اعضای شورای امنیت پیش ببرند اکنون در اقدامی بحث برانگیز و با تفسیری نامعقول از بند بازگشت خودکار تحریم‌ها که در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت تعبیه شده، قصد دارند این اقدام خود را مشروع جلوه دهند.این تفسیر آمریکایی‌ها البته با مخالفت شدید کشور‌های باقی مانده در برجام و حتی دیگر اعضای شورای امنیت که در تراز قدرت‌های جهانی هم نیستند مواجه شده است.اختلاف بر سر مکانیسم ماشه از کجا نشات می‌گیرد؟پاراگراف ۱۰ قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت که به موجب آن شش تحریم مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران لغو شدند، «چین، فرانسه، آلمان، روسیه، پادشاهی متحده، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ایران (مشارکت کنندگان در برجام)» را تشویق می‌کند که اختلافات خود در اجرای تعهدات برجامی را از طریق رویه‌های مندرج در این توافق حل و فصل کنند.در پاراگراف ۱۱ این قطعنامه هم بار دیگر تاکید شده است «دولت‌های مشارکت کننده در برجام» می‌توانند در صورتی که نقض تعهد چشمگیری رخ داد، برای بازگرداندن تمام تحریم‌های بین المللی پیش از برجام اقدام کنند.اعلام خروج رسمی آمریکا از برجام با امضای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا،اختلاف میان آمریکا و دیگران بر سر عبارت «مشارکت کنندگان در برجام» است. ایران و دیگر طرف‌های برجام می‌گویند آمریکا رسما در در سال ۲۰۱۸ از این توافق خارج شده است و دیگر مشارکت کننده در آن محسوب نمی‌شود. آمریکا، اما مدعی است که از برجام خارج شده، اما از امضاء کنندگان قطعنامه شورای امنیت است که به لحاظ فنی همچنان نافذ است و در نتیجه می‌تواند برای فعال کردن مکانیسم ماشه به آن متوسل شود. از میان ۱۴ عضو دیگر شورای امنیت تنها جمهوری دومینیکن موافق این تفسیر واشنگتن رای داده است و کشور‌های دیگر از جمله اندونزی، نیجر، آفریقای جنوبی، تونس، ویتنام و سنت وینسنت و گرنادینز حاضر نشده اند تسلیم این ادعا شوند.از آنجا که پیش آمدن چنین وضعیتی از زمان تولد سازمان ملل متحد تا کنون بی سابقه بوده است، بنابراین رویه‌ای هم ایجاد نشده است که بتوان به آن استناد کرد. در نتیجه آنچه پیش خواهد آمد هنوز روشن نیست.مسعود براتی، کارشناس مسائل تحریم، در این رابطه به «رجانیوز» می‌گوید: «در این وضعیت تنها ماده‌ای که قابل استناد است ماده ۲۷ سازمان ملل است که به نحوه‌ی عمل شورای امنیت می‌پردازد. در این ماده سه بند وجود دارد. در بند دوم می‌گوید در مواردی که موضوع آیین‌نامه‌ای باشد باید ۹ کشور رای مثبت بدهند. در بند سوم بیان می‌کند که در موضوعات غیرآیین نامه‌ای باید ۹ رای مثبت باشد به علاوه ۵ رای مثبت اعضای دائم شورای امنیت.»او توضیح می‌دهد: «اینجا مشارکت کننده بودن یا نبودن آمریکا در برجام که  طبق ماده ۱۱ شرط ارائه نوتیفیکیشن (اطلاعیه یا گزارش) به شورای امنیت است یک بحث کاملا تفسیری از قطعنامه ۲۲۳۱ است. این ماهیتش آیین‌نامه‌ای است. آمریکایی‌ها یک سناریو چیده‌اند مبنی بر اینکه اگر ما نوتیفیکیشن را به شورای امنیت دادیم و بعد کشور دیگری مثل روسیه و چین یک قطعنامه آیین نامه‌ای و تقسیری آورد که بگوید طبق قطعنامه ۲۲۳۱ آمریکا نمی‌تواند مکانیزم ماشه را فعال کند و نوتیفیکیشن به شورای امنیت بدهد، من به عنوان عضو دائم می‌توانم آیین نامه‌ای بودن این قطعنامه را وتو کنم و آن را به بحث غیرآیین‌نامه‌ای تبدیل کنم و در مسیر بررسی این قطعنامه غیرآیین‌نامه‌ای از حق وتوی خودم برای رد کردن آن استفاده کنم. یعنی دو بار حق وتو استفاده کند که اصطلاحا دابل وتو یا وتوی مضاعف به آن می‌گویند. آمریکایی‌ها چنین سناریویی برای حالت بدبینانه در نظر گرفته اند که جان بولتون نسبت به همین معترض می‌شود و می‌گوید این کار شان حق وتو را مخدوش می‌کند و نباید آمریکا این کار را بکند.»به گفته براتی «حالت دیگر هم این است که کسی مخالفت نکند و بعد آمریکا نوتیفیکیشن را وارد عمل کند و اتفاق بعدی بیافتد. الان این اظهار نظرات کشور‌های مختلف از نظر شکل حقوقی خیلی اثرخاصی ندارد و فقط یک اعلام نظر است. باید کشوری پیش قدم شود و یک قطع نامه آیین نامه‌ای ارائه بدهد.»ریچارد گوان، کارشناس مسائل سازمان ملل هم پیش از این در گفتگو با «خبرگزاری فرانسه» وضعیت عجیب تری را مطرح می‌کند که طی آن انتظار می‌رود اندونزی به عنوان رئیس دوره‌ای شورای امنیت با دیگر اعضا درباره این که آیا آمریکا حق فعال کردن ماشه را دارد، مشورت کند. جواب اعضا مشخصا منفی خواهد بود و ممکن است که اندونزی تصمیم بگیرد شکایت آمریکا را مطرح نکند. در نتیجه آمریکا مجبور می‌شود دست به اقدام عجیب تری بزند: پیش نویس قطعنامه‌ای را برای رفع تحریم تسلیحاتی ایران ارائه کند و خودش این قطعنامه را وتو کند و در نتیجه مکانیسم ماشه فعال شود!با توجه به آنکه دیان دیجانی ، سفیر اندونزی و رئیس دوره‌ای شورای امنیت سازمان ملل متحد روز سه‌شنبه چهارم شهریور گفته است، با توجه به مخالفت ۱۳ عضو با اقدام آمریکا برای فعال کردن مکانیسم ماشه درباره ایران، این شورا در «جایگاهی نیست که اقدامات بیشتری» را انجام دهد، اکنون توپ در زمین آمریکا است که خود قطعنامه مورد نظرش را ارائه کند و یا جمهوری دومینیکن را وادار به چنین امری کند.بازگشت قطعنامه‌های تحریمی چه تاثیری بر ایران خواهد داشت؟با این مکانیسم تمامی قطعنامه‌های تحریم شورای امنیت علیه ایران که از سال ۲۰۰۶ وضع شده و با برجام معلق شده بودند باز‌می‌گردند.این قطعنامه‌ها ایران را ملزم می‌کنند تمامی فعالیت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای  خود را، شامل غنی سازی اورانیوم  و برنامه‌های تحقیق و توسعه، متوقف کند و انتقال هر کالایی که به این فعالیت‌ها یا توسعه سامانه‌های شلیک سلاح هسته‌ای کمک کند را ممنون می‌کند. ایران از توسعه موشک‌های بالستیک منع می‌شود و افراد و نهاد‌های درگیر در برنامه موشکی و هسته‌ای ایران در فهرست تحریم قرار خواهند گرفت و تحریم تسلیحاتی ایران از نو برقرار خواهد شد.این قطعنامه‌ها همچنین از کشور‌های جهان می‌خواهند کشتی‌های باری از ایران یا به مقصد ایران را بازرسی کنند و محموله‌های غیرقانونی را توقیف کنند.صحنه معروف دوئل فیلم خوب، بد، زشتمکانیسم ماشه: خوب، بد زشتگوان که عضو اندیکشده «گروه بحران بین المللی» است درباره اقدام یکجانبه احتمالی آمریکا و مخالفت دیگر اعضای شورای امنیت می‌گوید: «ما وارد دوره بسیاری عجیبی خواهیم شد که در آن دو جهان متفاوت وجود خواهد داشت.»او به طور خلاصه این طور توضیح می‌دهد: «یک جهان ایالات متحده خواهد بود که در آن تحریم‌ها علیه ایران بازگردانده شده اند و یک جهان دیگر خواهد بود که بیشتر اعضای شورای امنیت، و من فکر می‌کنم در واقع بیشتر اعضای مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در آن وجود دارند و چنین چیز‌هایی در آن رخ نخواهد داد.»این جهان دوپاره مانند بسیاری از امور دیگر به انتخابات آمریکا هم گره خورده است. احتمالا ایران و دیگر اعضای باقی مانده برجام مدتی را صبر خواهند کرد به این امید که دونالد ترامپ با کاخ سفید خداحافظی کند و واشنگتن تحت رهبری جو بایدن به ترتیبی به این دوپارگی پایان دهد و بار دیگر نظم جهانی مبتنی بر چندجانبه گرایی، هرچند با محوریت آمریکا، جان بگیرد.در غیر آن صورت، همه چیز به توانمندی و اراده طرفین باز می‌گردد. چنانچه آمریکا بتواند خواست خود را عملی کند، مکانیسم ماشه نه تنها شلیک نهایی به قلب برجام، بلکه تیری بر پیکر نحیف حقوق بین الملل و نظم آمریکایی نهادمحور پس از جنگ جهانی دوم خواهد بود و یک‌جانبه‌گرایی غیرمسئول به ویژگی بارز نظام بین الملل بدل خواهد شد و چنانچه دیگران، به ویژه چین و اروپایی ها، بتوانند آمریکا را عقب برانند، ضربه‌ای مهلک به هژمونی هشتاد ساله این کشور وارد خواهد شد و چه بسا مقدمه‌ای باشد برای ظهور یک نظم غیرآمریکایی.توجه: این مطلب ابتدا در سایت «پارسینه» منتشر شده است.</description>
                <category>حامد کشاورز شاهباز</category>
                <author>حامد کشاورز شاهباز</author>
                <pubDate>Wed, 26 Aug 2020 13:10:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه‌گیری کرونا چگونه سیاست‌های فاشیستی راستگرایان را برملا کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alebfa/%D9%87%D9%85%D9%87%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%85%D9%84%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-l29twfntfna6</link>
                <description>ژائیر بولسونارو، رئیس جمهور برزیل
بر خلاف رهبری موثری که از سوی آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، مون جائه این، رئیس جمهور کره جنوبی، و تکنوکراسی اقتدارگرایانه سنگاپور دیده‌ایم، ملی گرایان راستگرا برخوردی با بیماری کرونا داشتند که طی ده‌ها مشاهده نشده بود: سیاست‌های فاشیستی مقابله با بیماری. و البته هیچ کس به اندازه «ژائیر بولسونارو»، رئیس جمهور برزیل، به چنین سیاستی پایبند نبود.درست است که برخی دیگر از رهبران جهان از جمله رئیس جمهور نیکاراگوئه، دانیل اورتگا، و دیکتاتور‌های بلاروس، ترکمنستان و کره شمالی هنوز هم انکار می‌کنند که کرونا ویروس یک تهدید است، اما در بین منکران ویروس کرونا، بولسونارو جایگاه خاص خودش را دارد.گذشته از مسائل دیگر، اخیراً  وزیر بهداشت برزیل، لوئیز ماندنتا، صرفاً به خاطر حمایت از اقدامات خفیف فاصله گذاری اجتماعی، از سوی بولسونارو کنار گذاشته شد. به نظر می‌رسد که رئیس جمهور برزیل در حال تقلید از همتای آمریکایی خود، دونالد ترامپ است که اخیراً یک مقام بهداشتی را به دلیل مقاومت در برابر تلاش‌های او برای یک درمان غیرقابل اعتماد برای بیماری کرونا،   برکنار کرده بود.ترامپ و بولسونارو همان انگیزه‌های سیاسی را در مواجهه با کرونا هم دارند و خود را بالاتر از علم و تخصص می‌دانند. گرچه «راهبردهای» آن‌ها ظاهرا متفاوت هستند، اما هر دو یک پیشینه تاریخی فاشیستی دارند، که حول محور کیش شخصیت رهبری و اسطوره عظمت ملی می‌گردد؛ عظمتی که ظاهراً توسط بین الملل گرایی و ​​لیبرالیسم (که فاشیست‌ها آن را با کمونیسم برابر می‌دانند) به خطر افتاده است.در سراسر جهان، واکنش‌های رهبران راست افراطی به همه گیری کرونا، عناصر اصلی ایدئولوژی فاشیستی را نشان می‌دهد. پس از آنکه اعضای حزب راست گرای ناسیونالیست «وُکس» اسپانیا در گردهمایی‌های سیاسی خود آلوده شدند، پادتن‌های خود را نماد مبارزه کشور علیه یک مهاجم خارجی معرفی کردند. خاویر اورتگا اسمیت، از رهبران وکس، گفت که «پادتن اسپانیایی من در نبرد با ویروس‌های لعنتی چینی هستند.»به همین ترتیب، بولسونارو در اولین سخنرانی مهم خود در مورد بیماری کرونا (در تاریخ ۲۴ مارس) ادعا کرد که برزیل در برابر ویروس آسیب پذیری ویژه‌ای ندارد. او گفت که بر خلاف ایتالیای ضعیف با «تعداد زیادی از سالخوردگان»، برزیل امروز «همه چیز را برای این که ملتی بزرگ باشد دارد.» بولسونارو سپس سابقه ورزشی خود را مطرح کرد و به این ترتیب یک معیار فاشیستی دیگر را نمایان ساخت: رهبر کشور به عنوان تجسم سلامتی و قدرت ملت.دکتر فائوچی، مرد مورد اعتماد آمریکایی‌ها در مقابله با کرونا، همراه دونالد ترامپ و مایک پنس
علاوه بر این، در سیاست فاشیستی، واقعیت صرفاً ابزاری است که از طریق آن می‌توان به تبلیغ ایدئولوژی و دفاع از سلطه پرداخت.  همان طور که هیتلر در کتاب «نبرد من» مطرح می‌کند، «دولت ملی به علم تنها به عنوان ابزاری برای افزایش غرور ملی نگاه خواهد کرد.»جدای از برزیل و ایالات متحده، یک دموکراسی بزرگ دیگر، در واقع بزرگترین دموکراسی جهان، که تحت حاکمیت راست گرایان قرار گرفته، هند است.  نخست وزیر نارندرا مودی و حزب حاکم بهاراتیا جاناتا، از این بیماری برای پیشبرد سیاست اهریمن‌نمایی مردم مسلمان هند استفاده کرده اند.برای این منظور، دولت مودی علناً گسترش ویروس کرونا در هند را به جلسات «جماعت تبلیغی» مسلمانان نسبت می‌دهد، در حالی که جلسات مشابه گروه‌های هندو را نادیده می‌گیرد. رعنا ایوب، روزنامه نگار، می‌گوید جای شگفتی نیست که توییتر پر شده است از هشتگ‌های «کروناجهاد» و «زیست جهاد».این دلیل خوبی است که نشان می دهد چرا برخی از رسانه‌ها از بولسونارو که در انتخاات سال ۲۰۱۸ پیروز شد به عنوان «ترامپ استوایی» یاد می‌کنند. نزدیکی بولسونارو با ترامپ هرگز واضح‌تر از این نبوده است. هنگامی که ترامپ در اواخر ماه مارس خواهان بازگشایی آمریکا تا فرارسیدن «عید پاک» شد، بولسونارو به سرعت از او تقلید کرد.اما برخلاف ترامپ، بولسونارو واقعاً این مسیر را دنبال می‌کند. ترامپ اگرچه غالبا به به تمایلش برای قدرت مطلق اشاره کرده است، اما همواره از این موضع عقب نشینی کرده است. در مقابل، بولسونارو در حمایت از مداخله ارتش برزیل برای منحل کردن کنگره و دادگاه‌ها به اعتراضات عمومی می‌پیوندد. او در اصل هم ذات ترامپ است و کاری را می‌کند که ترامپ تنها می‌تواند درباره آن خیال پردازی کند و با توجه به اینکه فاشیسم در تصورات یک رهبر برای تسلط کامل ریشه دارد، بولسونارو اکنون در رسیدن به این موقعیت از استاد خود پیشی گرفته است.آزار و اذیت مسلمانان توسط هندوهای تندرو پیش از شیوع کرونا
پیام دولت مودی مبتنی بر یک دروغ توهین آمیز است، اما پیامد‌های بسیار گسترده‌ای برای مسلمانان هند دارد. پیش از ورود ویروس کرونا هم مسلمانان هدف سیاست تبعیض آمیز دولتی قرار داشتند. علاوه بر تلاش رسمی دولت برای محروم کردن میلیون‌ها مسلمانان از حق شهروندی خود، هند شاهد اوج گیری خشونت‌های غیرقانونی علیه مسلمانان، از جمله کشتار گسترده آن‌ها همزمان با سفر ترامپ به این کشور، بوده است.در سیاست فاشیستی، اعضای گروه‌هایی که مورد نفرت فاشیست‌ها قرار دارند، اغلب به عنوان حامل بیماری به تصویر کشیده می‌شوند. نازی‌ها یهودیان را این گونه توصیف می‌کردند، و دولت‌های راستگرای امروزی هم مهاجران و اقلیت‌ها را هدف قرار می‌دهند. در ایتالیا، یعنی کشوری که نخستین رژیم فاشیستی در آن پا گرفت، ماتئو سالوینی از حزب راستگرای «لیگ»،  در ماه فوریه اظهار داشت که «اعطای مجوز ورد به مهاجران از آفریقا، جایی که وجود ویروس [کرونا] تایید شده، اقدامی غیرمسئولانه است.» این اظهارات در حالی مطرح شد که در آن زمان ۲۲۹ مورد تایید شده مبتلا به کرونا در ایتالیا شناسایی شده بودند، در صورتی که فقط یک مورد در تمام آفریقا وجود داشت.جای تعجب نیست که دولت ترامپ نیز از بحران کرونا برای تقویت موضع مهاجرستیزی خود استفاده کرده است و حتی ورود مهاجران قانونی را هم متوقف کرده است.رهبران سیاسی همیشه وسوسه می‌شوند که دشمنان آشنای ایدئولوژیک را مقصر مشکلات بدانند، زیرا این رویکرد، انسجام روایت آن‌ها را فراهم می‌کند. اما همانطور که «هانا آرنت» به ما یادآوری می کند، «ناتوانی اصلی تبلیغات تمامیت­خواهانه این است که نمی‌تواند این اشتیاق توده‌ها برای جهان [معنایی] کاملاً بدون تناقض، قابل فهم و قابل پیش بینی را تحقق بخشد، بدون آن که مغایرتی جدی با عقل سلیم داشته باشد.»اکنون که ایالات متحده ۶۰ هزار مرگ اثبات شده مرتبط با ویروس کرونا را پشت سر گذاشته، واقعیت خودش را در مقابل تبلیغات اثبات کرده است. اما همان طور که از تاریخ به یاد داریم، هیچ تضمینی وجود ندارد که عقل سلیم بر فاشیسم غلبه پیدا کند.منبع: پروجکت سیندیکیتنویسندگان: فدریکو فینچلستین، استاد تاریخ کالج «نیو اسکول» نیویورک، و جیسون استنلی، استاد فلسفه دانشگاه ییل.توجه: این مطلب نخست در پارسینه منتشر شده است.</description>
                <category>حامد کشاورز شاهباز</category>
                <author>حامد کشاورز شاهباز</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2020 18:49:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حداقل حقوق کارگران در سال ۹۹؛ ناعادلانه و غیرقانونی</title>
                <link>https://virgool.io/@alebfa/%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%82%D9%84-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-%D9%86%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-xx13ydmxs7pu</link>
                <description>کارگری در یک کوره آجرپزیسرانجام روز‌ها بحث و جدل نمایندگان دولت، کارفرمایان و کارگران در شورای عالی کار برای تعیین حداقل حقوق کارگران در سال ۹۹ با خبر افزایش ۲۱ درصدی حداقل مزد روشن شد تا انتقاد و ناامیدی بسیاری از کارگران را به همراه داشته باشد.اساس تعیین دستمزد به شیوه سه جانبه یا «تری پارتیزم» به کشور‌های سرمایه داری در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم باز می‌گردد که به منظور مقابله با تهدیدات کمونیسم، تلاش می‌شد به این صورت خواسته‌های کارگران در مناسبات تولیدی مورد توجه قرار بگیرد و از کشیده شدن آن‌ها به احزاب چپگرا جلوگیری شود. این سازوکار پیش از آن هم در مقاوله نامه‌های سازمان بین المللی کار ذکر شده بود و در مقاوله ۱۹۷۰ هم مورد تاکید قرار گرفت.در ایران نیز بر اساس ماده ۴۱ قانون کار مصوب سال ۱۳۶۹، تعیین دستمزد در جلسه شورای عالی کار و با دو شرط صورت می‌گیرد:۱- حداقل مزد کارگران با توجه به درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌شود.۲-  حداقل مزد بدون آن که مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگی‌های کار محول شده را مورد توجه قرار دهد باید به اندازه‌ای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام می‌شود را تامین نماید.در سال‌های گذشته مبنای تعیین دستمزد در شورای عالی کار تنها بند ۱ ماده ۴۱ بوده و تلاش کارگران برای وارد کردن بند ۲ در محاسبات ناکام مانده بود، اما در سال ۹۹ تعیین دستمزد در یک روند کاملا غیرقانونی بدون توجه به هیچ یک از شرایط قانون کار و بدون امضای نمایندگان کارگران و تنها با تایید نمایندگان دولت و کارفرمایان به تصویب رسید. اتفاقی که به گفته علی خدایی، نماینده کارگران، در سال ۸۷ هم رخ داده بود، اما دولت نهم با ایجاد تغییری در آیین‌نامه شورای عالی کار و اضافه شدن رئیس سازمان استاندارد به سه نماینده دیگر دولت، تصمیم گرفته شد اگر اکثریت آرا یعنی ۷ نفر از ۱۰ نفر اعضای اصلی شورای عالی کار مصوبه را امضا کردند، قابلیت اجرا پیدا کند تا به این ترتیب عملا امضای کارگران برای تعیین حداقل دستمزد بی اثر شود.افزایش ۲۱ درصدی حداقل حقوق کارگران در سال ۹۹ در حالی تعیین شده است که طبق اعلام بانک مرکزی، میزان تورم سال ۹۸ معادل ۴۱.۲ درصد بوده است؛ بنابراین یک محاسبه ساده نشان می‌دهد، کارگران در سال ۹۹ در واقع بیشتر از ۲۰ کاهش حقوق را نسبت به ابتدای سال ۹۸ تجربه می‌کنند. ضمن اینکه باید این موضوع را هم در نظر داشت که حتی افزایش ۴۱ درصدی حقوق تنها در صورتی می‌توانست زندگی کارگران را در سطح سال گذشته نگه دارد که از فروردین ۹۹ تورم به صفر درصد می‌رسید. در غیر این صورت با توجه به افزایش روزانه و ماهانه قیمت ها، افزایش سالانه دستمزد‌ها چیزی جز به سخره گرفتن زندگی کارگری نیست.از طرف دیگر و طبق بند ۲ ماده ۴۱ که حداقل دستمزد باید بر اساس رقم سبد معیشتی یک خانوار متوسط (۳.۳ نفر در حال حاضر) تعیین شود،  ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومان کمترین رقمی است که باید برای یک کارگر در نظر گرفته شود. این رقم که در جلسه پنجم اسفند کمیته مزد شورای عالی کار و با فشار نمایندگان دولت و کارفرمایان و بر خلاف نظر نمایندگان کارگران مصوب شده بود، در تعیین حداقل مزد سال ۹۹ حتی مورد توجه پیشنهاد دهندگانش هم قرار نگرفت، و محمد شریعتمداری، وزیر کار، پس از پایان جلسه اعتراف کرد که مزد تعیین شده تنها ۵۵/۶ درصد از هزینه‌های زندگی کارگران را تامین می‌کند.سهم دستمزد در هزینه تمام شده کالادر حالی که کارگران با اشاره به قانون کار و همچنین اوضاع معیشتی خود، افزایش حقوق ۲۱ درصدی را ناکافی می‌دانند، کارفرمایان هم عنوان می‌کنند که افزایش بیشتر دستمزد‌ها موجب فشار به واحد‌های تولیدی و در نتیجه اخراج کارگران می‌شود، بنابراین بهتر است کارگران بیشتری با حقوق کمتر کار کنند، تا آن که کارگران کمتری با حقوق بیشتر.حسین سلاح ورزی، نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران، در همین رابطه می‌گوید: «هرچند که به نظر می‌رسد براساس مصوبه شورای عالی کار، امسال افزایش حداقل دستمزد نسبت به سال ۹۸ معادل ۲۱ درصد بوده، اما درواقع با لحاظ کردن سایر آیتم‌ها، هزینه‌های پرسنلی و دستمزد که توسط کارفرمایان پرداخت می‌شود عملا بیش از ۴۰ درصد افزایش می‌یابد. چنین هزینه‌هایی خارج از توان فعلی کسب‌وکار‌ها و بنگاه‌های تحت فشار است.»اصغر آهنی‌ها، نماینده کارفرمایان در شورای عالی کار، نیز در این زمینه به ایرنا گفت: «در اقتصاد چند بخش داریم؛  صنایع خرد، کوچک و متوسط، خدمات و صنایع بزرگ.»وی افزود: «در صنایع بزرگ عموما بین یک تا ۱۰ درصد قیمت تمام شده تولید مربوط به دستمزد است. اما در صنایع کوچک و خرد و متوسط بین ۳۰ تا ۵۰ درصد و در بخش خدمات بیش از ۵۰ درصد است.»بر خلاف نظر کارفرمایان، علی چمنی، از نماینده کارگران، می‌گوید بر اساس بررسی‌ها، میانگین تاثیرگذاری دستمزد در قیمت تمام شده بین ۵ تا ۶ درصد است.او با بیان این که یکی از ترفند‌ها در تعیین مزد همین بحث نقش ۵۰ درصدی دستمزد در بهای تمام شده است، اضافه کرد: «سال گذشته افزایش حقوق ۳۶.۵ درصدی تصویب شد؛  همان موقع شایعه شد که این افزایش دستمزد موجب ریزش نیرو خواهد شد و کارگاه‌ها توان پرداخت ندارند و تعطیل می‌شود، اما بررسی‌ها بعد از ۱۱ ماه نشانگر روند رو به رشد اشتغال در کشور است.»وی افزود: «زمانی که قدرت خرید جامعه کارگری که ۵۰ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهد، کاهش می‌یابد، رکود اقتصادی افزایش می‌یابد. بنابر این باید به صورت ملی به موضوع نگاه کنیم؛  در حالیکه در جلسه شورای عالی کار برخی از کارفرمایان در جلسات تنها کارخانه و واحد تولیدی خود را در نظر می‌گیرند و آن را به کل جامعه تسری می‌دهند.»سید جواد نوفرستی، اقتصاددان و استاد دانشگاه هم با اشاره به اینکه سهم دستمزد در قیمت تمام شده‌ی کالا‌ها به کمتر از ۴ درصد می‌رسد، به ایسنا گفت: «حتی اگر ۱۰۰ درصد حداقل دستمزد افزایش یابد، هزینه نیروی انسانی در قیمت تمام شده کالا‌ها حدود ۳ درصد افزایش می‌یابد. با این حال کارفرمایی که در چند نوبت از سال قیمت کالای خود را افزایش می‌دهد، بر سر ۳ درصد افزایش قیمت تمام شده کالای تولیدی خود مقاومت می‌کند.»حداقل حقوق یا حداقل دریافتی، کارگران چرا ناراضی اند؟سلاح ورزی نایب رئیس اتاق بازرگانی، در رابطه با افزایش دستمزد‌ها بر این باور است که در سال ۱۳۹۹حداقل دستمزد ۲۱ درصد افزایش پیدا کرده، اما دریافتی به ۲ میلیون ۸۷۰ هزار تومان افزایش یافته است که به معنای افزایش ۳۲ درصدی دریافتی کارگران در سال ۱۳۹۹ خواهد بود.   کمک هزینه اقلام مصرفی (خواربار) از ۱۹۰ به ۴۹۰ افزایش یافت. پایه سنواتی از ۷۰ تومان به ۱۷۵ افزایش یافت. حق هر فرزند  از ۱۵۱ به ۱۸۳ هزار تومان افزایش یافت.«تجارت نیوز» هم مدعی است بررسی‌ها هم نشان می‌دهد هرچند پایه حقوق کارگران در سال ۹۹ به میزان ۲۱ درصد نسبت به سال ۹۸ افزایش یافته، اما مجموع دریافتی ماهانه کارگران شامل حقوق پایه، حق اولاد، پایه سنواتی، بن کارگری و کمک هزینه مسکن در مقایسه با سال ۹۸ بیش از ۳۲ درصد بیشتر شده است و بنابراین حداقل دریافتی کارگران با نرخ تورم ۳۴.۸ درصدی مرکز آمار فاصله چندانی ندارد.گذشته از اینکه ماده ۴۱ قانون کار مرجع نرخ تورم را صراحتا بانک مرکزی می‌داند و نه مرکز آمار، کارگران به چنین محاسبه‌هایی ایرادات دیگری هم وارد می‌کننند. نخست آنکه حداقل دستمزد (پایه) باید چشمگیر باشد، چرا که این رقم مبنای تصمیم‌گیری افزایش حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی و مبنای تصمیم‌گیری بنگاه‌های خرد کشور است، و دیگر این که بسیاری از کارگران، سنوات و حق اولاد دریافت نمی‌کنند که در این صورت، حقوق دریافتی این افراد با توجه به هزینه‌های روزمره بسیار کم خواهد بود.مسئله عدالت و تفاوت حقوق کارگران و کارمندانموضوع دیگری که موجب گلایه کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی شده است، تفاوت در میزان افزایش حقوق آن‌ها با کارمندان دولت و بازنشستگان کشوری و لشکری است.علی اکبر لبافی، کارشناس مسائل اقتصادی، با اشاره به افزایش حقوق شاغلین و بازنشستگان خدمات کشوری به ایسنا گفت: «اواخر سال گذشته شاغلین خدمات کشوری با افزایش ۵۰ درصدی در حقوق‌ها مواجه شدند و فارغ از آن یک افزایش ۱۵ درصدی هم تحت عنوان افزایش سالیانه از ابتدای فروردین ماه در حقوق‌های آن‌ها لحاظ شد و در نهایت مجلس نیز کف حقوق کارمندان دولت را دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان تصویب کرد، اما انتظار جامعه کارگری و مشمولان قانون کار این بود که آن‌ها هم بتوانند به کف دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برسند و این افزایش در نظام حقوق و دستمزد تامین اجتماعی لحاظ شود.»علی خدایی، دیگر نماینده کارگران در شورای کار هم در گفتگویی با خبرگزاری فارس مسئله پایه حقوق کارمندان را مطرح کرد: «خواسته اصلی ما عمل به قانون و اجرای ماده ۴۱ قانون کار است، اما وقتی در مذاکرات دیدیم که به نتیجه‌ای نمی‌رسیم و نمی‌توانیم مصوبه شورا را بپذیریم، گفتیم حداقل رقم مصوبه کمیسیون تلفیق برای کارمندان و بازنشستگان دولت که ۲.۸ میلیون تومان در ماه است را مصوب کنید که مورد قبول واقع نشد.»وعده روحانی برای برابری مزد و تورمبی تدبیری دولت و ناامیدی کارگراندولتی که با شعار «تدبیر و امید» زمام امور را در دست گرفت و رئیس جمهوری که سال ۹۲ با بیان اینکه «برابری دستمزد‌ها با نرخ تورم وعده دولت نیست و قانون است و باید اجرا شود» توانست رای کارگران را به سوی خود بکشد، اکنون با هدایت چهره‌های شناخته شده نئولیبرال، در جریان تعیین دستمزد کارگران بی تدبیری خود را بیش از پیش نمایان ساخت.تصمیم دولت و کارفرمایان در رابطه با حداقل دستمزد کارگران برای سال ۹۹ نه تنها غیرقانونی و خلاف ماده ۴۱ قانون کار بوده، بلکه ناعادلانه و کمتر از افزایش حقوق کارمندان دولت هم بوده است.جدای از اینها، به نظر می‌رسد مسئولان همچنان درکی از وضعیت زندگی و معیشت طبقات فرودست جامعه ندارند و اعتراضات آبان ماه گذشته که حاصل یک بی تدبیری دیگر از طرف دولت بود، خللی در خواب سنگین آن‌ها به وجود نیاورده است.کارگران در سال ۹۹ اولین حقوق را در حالی دریافت خواهند کرد که نسبت به همین زمان در سال گذشته یک پنجم از توان خرید آن کاسته شده است و این رقم هر ماه بیشتر هم خواهد شد. نادیده گرفتن حق کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در برخورداری از حداقل‌های زندگی چنانچه به حوادث اجتماعی تلخی، چون آبان ماه ۹۸ منجر شود، قطعا هم برای دولت و هم برای کارفرمایان خسارات بیشتری را به همراه خواهد داشت و اجرای عدالت و قانون نه تنها الزامی، بلکه حتی در شرایط بحرانی کنونی هم در راستای منافع ملی کشور است.این مطلب نخست در پارسینه منتشر شده است.</description>
                <category>حامد کشاورز شاهباز</category>
                <author>حامد کشاورز شاهباز</author>
                <pubDate>Sat, 11 Apr 2020 14:45:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا در دوراهی آزادی و امنیت</title>
                <link>https://virgool.io/@alebfa/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-czpjpfipzg5l</link>
                <description>اسکناس پانصد تومانی با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»یک- عوضش امنیت داریم! این اصطلاح آشنای سالهای اخیر هربار پس از افزایش انتقادات نسبت به وضع موجود، از طرف مدافعان وضعیت مطرح شده و حالا به ضرب المثلی در فضای سیاسی ایران تبدیل شده است. تضاد و تعامل میان آزادی و امنیت و در نهایت یافتن تعادلی میان آنها موضوع تازه ای نیست. مسئله تقریبا ساده است: چقدر از آزادی، چقدر از امنیت؟هرچه قدر مسئله ساده است،جواب مسئله دشوار است.رابطه میان این دو از لحظه های نخست شکل گیری انقلاب 1357 و شکل گیری جمهوری اسلامی هم  محل سوال بود. در حالی که انقلابیون شعار استقلال و آزادی سر می دادند، حکومت پهلوی آنها را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی سرکوب می کرد؛ چه اتفاق آشنایی!پس از انقلاب هم این دوگانه برقرار بود. در قانون اساسی حق اجتماعات غیرمسلحانه مجاز شناخته شده و حتی اعلام حکومت نظامی، جز در موارد استثنایی آن هم با تصویب مجلس برای سی روز، ممنوع شده است. با این وجود، ناامنی  های پس از انقلاب و نهایتا وضعیت ویژه جنگ موجب شد تا عملا خواست آزادی زیر سایه سنگین امنیت قرار بگیرد اما پایان جنگ و تحولات اجتماعی پس از آن یک بار دیگر آزادی خواهی را به فضای سیاسی و مدنی کشاند و از آن پس جدال این دو حساستر هم شد. دو- در حالی که بسیاری از محدودیت های اجتماعی در رابطه با زنان، اقلیت های مذهبی و دگرباشان جنسی بر اساس اصول اسلامی توجیه می شدند، آزادی اندیشه و بیان نه تنها تضادی با اسلام نداشت بلکه بسیاری از رهبران مذهبی و ایدئولوگ های انقلاب اسلامی هم بارها بر آن تاکید کرده بودند.اینها گفته های مرتضی مطهری است:«یکی از مقاصد انبیاء به طور کلی و به طور قطع این است که آزادی اجتماعی را تامین کنند و با انواع بندگی ها و بردگی های اجتماعی و سلب آزادی هایی که در اجتماع هست مبارزه کنند.»«آزادیِ تفکر ناشی از همان استعداد انسانیِ بشر است که می‌تواند در مسائل بیندیشد. این استعداد بشری حتماً باید آزاد باشد؛ پیشرفت و تکامل بشر در گرو این آزادی است.»آیت الله بهشتی کلامی صریحتر دارد:«بعضی چیز‌ها هست که عنوان ثانوی برنمی دارد. این هم عنوان ثانوی برنمی دارد. یعنی برطبق آنچه ما از اسلام می‌شناسیم هیچ حکومتی تحت هیچ شرایطی حق ندارد آزادی انتقاد از رهبران را از دست مردم بگیرد. این در اسلام دُگم است. رفقا این مهم است. «ما در شرایط فوق العاده هستیم، با دشمن‌های مختلف روبه رو هستیم، حکومت نظامی اعلام می‌کنیم»؛ این در اسلام نیست.»و آیت الله طالقانی حتی به کمترین استثنائاتی هم که گاه در اندیشه دیگران، همچون مطهری و بهشتی، دیده می شد، بهایی نمی دهد:«لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی، هر که، هر چه می خواهد، بگوید، هر مسلکی آنهایی که می ترسند از اینکه دیگران در مقابل اندیشه هایشان، حرفی نزنند، کاری نکنند، یا آزادی نمی دهند، برای این است که از نارسایی مکتبشان می ترسند، اسلامی که می گوید: قد تبین الرشد من الغی، دیگر برای چه وحشت داشته باشیم. برو هر چه می خواهی تحقیق بکن یهودی هستی، بهایی هستی، طبیعی هستی، مسیحی هستی، زرتشتی هستی، مادی هستی، آزادی در فکر کردن.»با چنین پیشینه ای، محدود کردن آزادی اندیشه و بیان با استناد به اصول و مفاهیم اسلامی چندان ممکن نبود. از این رو ساکت کردن منتقدان و روزنامه ها به بهانه دیگری نیاز داشت که غالبا زیر اتهاماتی چون اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقدسات و توهین به مقامات مسئول جمع می شد.محدودیت ها اما طیف نسبتا گسترده ای را در بر می گرفت: ممنوعیت نقد هسته قدرت، تاریخ انقلاب، تاریخ جنگ، فعالیت های نظامی، برنامه هسته ای، سیاست های منطقه ای، سیاست های ضدآمریکایی و ضداسرائیلی و حتی مسائل اجتماعی و اقتصادی به زعم برخی حساسیت برانگیز همچون موضوع کرونا.با این وجود، سانسورهای رسانه ای با ظهور و فراگیر شدن شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها، کارکرد خود را تماما از دست دادند و حتی به ضد خود بدل شدند. اگر یک دهه پیش پنهان کردن موضوعی به بهانه های امنیتی ممکن و موثر بود، اکنون تقریبا هیچ چیز قابل پنهان کردن نیست: نه برخورد قهرآمیز با معترضان آبان ماه، نه خطای انسانی در سرنگونی هواپیمای مسافربری و سه روز سکوت مقامات، نه شیوع کرونا.سه- کرونا از چین آغاز شد. «لی ونلیانگ» پزشکی بود که متوجه شیوع این بیماری مرموز شد، اما از سوی مقامات امنیتی تحت فشار قرار گرفت تا آن را شایعه بخواند، چرا که نشست حزب کمونیست در راه بود. شایعه اما چنان واقعیت مرگباری به خود گرفت که به تیتر ثابت رسانه ها بدل شد، و مرگ «لی» یکی از این هم تیترها بود.یادبود دکتر لی ونلیانگ چین به قرنطینه ووهان روی آورد و بسیاری از کشورها به قرنطینه چین. اما ایران نه تمایلی به این امر داشت و نه احتمالا به خاطر وابستگی اقتصادی و سیاسی به پکن، توان آن را. کرونا پس از چندین روز قوت قلب دادن رسمی به مردم، سرانجام در قم خودش را نشان داد.اگرچه ظهور کرونا در ایران به طور رسمی از سوی مسئولان تایید شد و وزارت بهداشت پس از آن تلاش کرد خود را در رابطه با گسترش آن، شفاف و مسئولیت پذیر نشان دهد، اما غبار دهه ها سانسور و تحریف رسانه ای که در ماه های گذشته به اوج خود رسیده بود، دیگر تن به شفافیت نمی داد.عجیب آن که مقاومت در مقابل روایت رسمی هم از جانب مخالفان و هم مدافعان حکومت صورت می گیرد. مخالفان آمارها را غیرواقعی می دانند، و مدافعان توصیه ها را نادیده گرفته و به گرمی خوری و حرم لیسی روی آورده اند. پیدا کردن لوازم بهداشتی از یافتن نخود سیاه هم سخت تر شده و قیمت پرتقال خونی کم کم از پول خون مستضعفان انقلاب کرده هم بیشتر می شود.دهه ها سانسور و محدود کردن آزادی رسانه ها و فعالان سیاسی و اجتماعی که به بهانه حفظ امنیت صورت گرفت، حالا خود به بزرگترین معضل امنیتی کشور بدل شده است. کسی توجیهات گران شدن بنزین را نمی پذیرد، سکوت سه روزه درباره سرنگونی هواپیما را درک نمی کند، و اخبار رسمی درباره کرونا را باور نمی کند. چهار- سه هفته پیش و در ایام سالگرد پیروزی انقلاب، آنچه جلب توجه می کرد، درج بنرهایی درباره «اقتدار و امنیت» در کنار آرم شبکه های تلویزیونی بود. پس از آن هم رهبری در سخنانی درباره مشارکت مردم در انتخابات، نه یک بار بلکه چهار بار، خواستار حضور مردم در پای صندوق رای به خاطر «امنیت کشور» شدند.حضور در انتخابات البته آن طور که باید و شاید نبود. تنها در 10 استان بیشتر از پنجاه درصد و در 21 استان دیگر کمتر از نیمی از مردم پای صندوق رای رفتند. این آمار در مناطقی که شاهد اعتراضات خشونت آمیز آبان ماه بود، بدتر هم بود: در تهران، البرز و کردستان کمتر از یک سوم مردم در انتخابات شرکت کردند و در شهر مذهبی قم که پایتخت روحانیت و مرجعیت است، مشارکت 43 درصدی نشان داد نتیجه سیاست تحدید آزادی چه بوده است.پنج- آزادی گرفته شد و قرار بود عوضش امنیت داشته باشیم.</description>
                <category>حامد کشاورز شاهباز</category>
                <author>حامد کشاورز شاهباز</author>
                <pubDate>Tue, 03 Mar 2020 03:34:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خداحافظ ویرگول، سلام ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/@alebfa/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-msbmkl7kzegk</link>
                <description>سلام. همین دیروز بود که در وداع با وبلاگ سیزده ساله ام نوشتم: این نه، اون... این، نه اون.... مسئله از همین ویرگول شروع شد که قرار بود مثل یک نیش ترمز قبل از دست انداز ساندویچی عمل کند، اما نبود تا بین زمین و آسمان معلق شوم. «این نه اون» تعلیقی بود بین تمام «این ها» و «اون ها»، فاصله ای میان هر تصمیم برای آدمی که باور داشت «هر لحظه» جبراً در حال تصمیم گیری است... سیزده سال زمان کمی نیست، زمان زیادی هم نیست. برای جانی که می خواهد فوق آخرش 80-90 سالی خاک بازی کند، 13 سال زمان زیادی است. برای دیکتاتور بزرگ که 14-15 میلیارد سالش را فقط خرج همین زمین آبی- خاکی کرده 13 سال به شمردنش هم نمی ارزد. زمان، این دیکتاتور بزرگ و مالک بزرگترین ذخایر ویرگول جهان، در همین 13 سالی که شوخیش هم برایش زشت است، چنان سخاوتمندانه ویرگول ها را میان «این ها» و «اون ها» می گذارد که کم کم پاهایت به زمین می چسبد، چه برسد به تعلیق.دل کندن از جایی که انبار خاطرات سیزده سال تلخ و شیرین است ساده نبود، اما وقتش رسیده بود. وعده دادم روزی و جایی دوباره بنویسم، اما فکرش را نمی کردم آن روز امروز و آنجا اینجا باشد.از بانمکی زمانه است که در روز گفتن از ویرگول و وداع با وبلاگ، شبانه در میان وبلاگ های به روز شده بلاگفا چشمم می خورد به مطلبی درباره ویرگول. اسمش را شنیده بودم، اما آدرسی که به صفر و یک (io) ختم می شود، در این زمانه دیجیتال مارکتینگ زده و تولید محتوازده، برای یک نفر که در سخاوتمندانه ترین حالت خودش را وبلاگ نویس خطاب می کرد، یک جوری دافعه داشت.برای پست اول روده درازی خوب نیست. دیروز، نالان از ویرگول ها با بلاگفا خداحافظی کردم و امروز به «ویرگول» سلام می کنم. امیدوارم بمانم. سلام.</description>
                <category>حامد کشاورز شاهباز</category>
                <author>حامد کشاورز شاهباز</author>
                <pubDate>Mon, 23 Dec 2019 17:17:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>