<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ali--g</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@algh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:49:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2965/avatar/dG9OZS.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ali--g</title>
            <link>https://virgool.io/@algh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درباره‌ی فیلم تصادف (۱۹۹۶)</title>
                <link>https://virgool.io/@algh/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%81-%DB%B1%DB%B9%DB%B9%DB%B6-zhpifrrilpzb</link>
                <description>فیلم کرش - دیوید کراننبرگ (1996)فیلم تصادف (Crash) به کارگردانی دیوید کراننبرگ در سال ۱۹۹۶ موفق به دریافت جایزه‌ی هیأت داوران جشنواره‌ی کن شده است. فیلم در مورد گروهی از آدم‌ها است که از تصادف ماشین‌ها لذت جنسی می‌برند. در ادامه قسمت‌هایی از کتاب «رویای آهن» از Olivier Père که برای خودم جذاب‌تر بوده‌اند را ترجمه کرده‌ام:    به نظر می‌رسد انسان‌ها در اقلیت قرار دارند. جامعه‌ای کوچک و ایزوله در محیطی شهری - صنعتی که توسط ماشین‌ها و به خصوص اتومبیل‌ها مورد هجوم قرار گرفته‌اند. بالارد (یکی از شخصیت‌های فیلم) از بالکن خانه‌ی خود ترافیک بی‌امان اتومبیل‌ها را در اطراف شهر نظاره می‌کند و نتیجه می‌گیرد که جریان اتومبیل‌ها افزایش پیدا کرده است؛ مثل انتشار ویروس در بدن یک موجود زنده. کراننبرگ در این فیلم احتیاجی به افکت‌های سینمایی خاص برای نشان دادن حضور ماشین‌ها و بیگانگی انسان‌ها ندارد. مثل هر سینماگر حرفه‌ای دیگر، سینمای کراننبرگ واقعیت را آنچنان که هست (در این فیلم اتوبانی شلوغ از اتومبیل‌ها) نشان می‌دهد.برای نشان دادن سردی احساس‌ها و ارزش‌ها که شخصیت‌های فیلم درگیر آن هستند، کراننبرگ آن‌ها را صحنه‌های خلوت (مثل اعضای یک فرقه) و بدون حضور‌ فیزیکی انسان‌های دیگر نشان می‌دهد. این اتفاق در سکانس بیمارستان، بعد از اولین تصادف و زمانی که کاترین به ملاقات همسر خود می‌رود کاملا مشهود است. بالارد تنها بیمار یک خوابگاه خیلی بزرگ است. نبود انسان‌ها در دیالوگ هم خود را نشان می‌دهد (بالارد به کاترین می‌گوید که ما در یک بیمارستان متعلق به فرودگاه هستیم که برای حوادث هوایی ساخته شده است). در این سکانس و در نبود روابط بین انسان‌های دیگر، متوجه از دست رفتن ارتباط کاترین و بالارد با هم‌نوعان خود می‌شویم. رابطه‌ی جنسی به تنها نوع رابطه‌ی این افراد خلاصه می‌شود که برای پایان دادن به ناامیدی‌ها آن‌ها ناکافی به نظر می‌رسد.         در ادامه‌ی کتاب می‌خوانیم: تصادف فرمی تکراری و سریالی به خود گرفته است. به نظر می‌رسد که فیلم به دنبال آن است که برای رسیدن به موفقیت یا حداقل نتیجه‌ای قابل قبول، یک تجربه باید به صورت‌های مختلف تکرار شود. تکرار در فیلم علاوه بر نمایش شرارت شخصیت‌ها، نشان می‌دهد که برای رسیدن به موفقیت باید در آرامش و به طور مکرر یک اتفاق را بازتولید کرد تا در هر بار تکرار به بهبود و انتقال تجربه بپردازیم. با تکرار حرکت‌های یکسان و دیالوگ‌های یکسان، شخصیت‌های فیلم وارد یک چرخه‌ی کنکاش با فرجامی ناامید‌کننده می‌شوند؛ همانند صحنه‌ی آخر فیلم که لذت همراه با مرگ با هم اتفاق می‌افتد.   </description>
                <category>ali--g</category>
                <author>ali--g</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jul 2020 12:10:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سولاریس: سرگیجه‌ی زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@algh/%D8%B3%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%AC%D9%87%DB%8C-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-wiatwkhagged</link>
                <description>جورج کلونی در نقش کریس کلوین - سولاریس (۲۰۰۲)چند وقت پیش به اپیزود جدیدی از رادیو نیست با محوریت دو فیلم Ad Astra و Solaris گوش دادم که باعث شد در مورد فیلم سولاریس مطالب بیشتری بخوانم. مقاله‌ی سولاریس از استیون سودربرگ (۲۰۰۲): تامل و سرگیجه‌ی زمان از فلوریان لوپز خیلی خوب به تمام جزییات فیلم پرداخته است. در ادامه قسمت‌هایی از مقاله که به نظرم جذاب بوده‌اند را ترجمه کرده‌ام:  سولاریس داستان یک ناتوانی است؛ نه فقط ناتوانی یک فرد بلکه ناتوانی به صورت عام که از وجود پروتاگونیست داستان فراتر می‌رود. در حقیقت، به بار کشیدن این ناتوانی یک اتفاق فردی نیست و بالعکس همانطور که جلسه‌ی گروهی تراپی اول فیلم نشان می‌دهد یک اتفاق دست‌ جمعی تلقی می‌شود. آدم‌ها در حضور یک روانشناس به بازگویی اندوه‌ها و پریشانی‌های خود می‌پردازند. فرای تفاوت‌های فردی، این آدم‌ها رنج واحدی دارند که پروتاگونیست را دچار تشویشی افزون‌تر می‌کند. بنابراین، فرجام کریس کلوین [نام پروتاگونیست داستان] بدون شک جنبه‌ی عمومی خواهد داشت. بیایید حضور سیاره‌ی زاینده، پایان مرگ و بازگشت دوباره‌ی ریا [نام همسر فوت شده‌ی کریس کلوین] را فراموش کنیم. از داستان چیزی جز رنج محتوم کاراکتر‌ها و جاودانگی عشق در زمان (و جمله‌ای از دیلان توماس که کریس در اولین برخورد با ریا به زبان می‌آورد: چیرگی مرگ جایی ندارد) چیزی باقی نمی‌ماند.            در ادامه‌ی مقاله، لوپز اضافه می‌کند: فیلم سعی ‌می‌کند که تشویش‌های انسان‌ها رو به تصویر بکشاند و مشکلات زمان ما را یادآوری کند. اولیور دنیس (نویسنده‌ و تاریخ‌نگار کانادایی) در ستایش داستان سولاریس می‌گوید که سولاریس استعاره‌ای است که وضعیت حال ما را نشان می‌دهد. همچون کریس کلوین و ریا ما خود را در برابر جهانی می‌بینیم که نه به حرف‌های ما گوش می‌کند و نه به سوالات ما پاسخی می‌دهد. ما در برابر جهانی قرار گرفته‌ایم که سوالات خودمان را دوباره از خودمان می‌پرسد، وهم‌ها و آشفتگی‌های خودمان را به خودمان برمی‌گرداند. ما در جهانی دیجیتال زندانی شده‌ایم که همچون سولاریس از درک بیولوژیک ما خارج است.  [.....] کاراکتر‌ها در سولاریس، به خصوص ریا، ذات اصلی خود و وجود بیولوژیک خود را از دست می‌دهند. یک تصویر خیالی خارج از محدوده‌ی زمان و مکان، ریا سوژه‌ای انسانی خودمختار نیست. ریا حرف می‌زند، بو می‌کند، گریه می‌کند اما ریا یک تصویر از روی خود ریا است، یک نسخه‌ی دوم بدون داشتن ویژگی‌های ذاتی نسخه‌ی اصل. با این تفاسیر ریا چیزی فرای انسانیت است. ریا به ناتوانی انسان اشاره می‌کند.   https://podcasts.google.com/feed/aHR0cHM6Ly9hbmNob3IuZm0vcy9hZDZiMzcwL3BvZGNhc3QvcnNz/episode/Mjg2YzFkYjMtNzA1Mi00NmRiLTgxNzUtYzQ0NGRiOGJiM2Y3?ved=2ahUKEwilmqvH88nqAhXN4YUKHTi6DrIQkfYCegQIARAF  https://open.spotify.com/album/7vgPMuPh0HhZM9E1jkF6Mw?si=L1nBdsVEQ6CHyvcnyr55_w </description>
                <category>ali--g</category>
                <author>ali--g</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jul 2020 16:18:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحران کرونا ویروس و ۶ روند رو به رشد برای تحول سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@algh/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%88-%DB%B6-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-prvyviuut9wk</link>
                <description>بحران اپیدمی کروناویروس Covid-19 و تغییر سازمانیبحران اپیدمی Covid-19 یک اتفاق تاریخی به حساب می‌آید که پایان یک عصر و آغاز عصری دیگر را شروع می‌کند. عصر جدید همراه با ریسک‌های جدید، اولویت‌های جدید و فرصت‌های نوین خواهد بود؛ همانند واقعه‌ی ۱۱ سپتامبر، عصر جدید قدمی به سمت ماجرایی سیاسی و اقتصادی جهانی خواهد بود. احتمالا افراد زیادی امید خود به جهانی شدن را از دست می‌دهند. با شروع اپیدمی کرونا ویروس  قطعا شرکت‌ها در سازمان‌دهی فعالیت‌های خود آسیب‌پذیری شدید از این بحران‌ها را مدنظر قرار می‌دهند. اولین تاثیر اپیدمی کرونا بر روی اقتصاد بین‌المللی بازنگری در زنجیره‌ی تامین صنایع مختلفی چون مواد غذایی، مواد دارویی، انرژی و آماده‌سازی سرویس‌های فناوری‌محور خواهد بود. شرکت‌های فعال در این صنایع به دنبال کاهش ریسک‌ در مناطق با وضعیت بهداشتی نامناسب و/یا با توجه به وضعیت ژئوپولیتیک خواهند بود. توجه به این عوامل قطعا از سمت سرمایه‌گذارها و شرکت‌های بیمه با جدیت پیگیری می‌شوند. دومین تاثیر که البته در زمان طولانی‌تری خود را نمایان می‌کند مربوط به استراژی‌های توسعه‌ی جغرافیایی شرکت‌ها است. شرکت‌ها با احتمال زیاد بر روی توسعه‌ی محلی/منطقه‌ای با توجه به کاهش فاصله‌ی جغرافیایی برای کاهش ریسک‌های انسانی و مالی متمرکز خواهند شد. سومین تاثیر به سازمان‌دهی فعالیت‌های درون‌سازمانی ارتباط پیدا می‌کند. بحران Covid-19 ضرورت توجه به سازمان‌دهی‌های افقی، غیرمتمرکز و چابک را افزایش داده است. بدلیل سرعت بالا، شدت هنگفت و جهانی بودن این بحران، سازمان‌‌های هرمی‌شکل با سلسله مراتب زیاد آسیب‌پذیری بالایی از خود نشان می‌دهند. این سازمان‌ها باید روند‌های موجود و امتحان‌شده در شرکت‌های کوچک و متوسط و استارپ‌ها را در نظر بگیرند. ۱- سازمان‌دهی کاری منعطف: شرکت‌ها به سمت ترکیب حضور فیزیکی و کار از راه دور حرکت می‌‌کنند. شرکت‌های پیشروتر به کارمندان خود اجازه‌ی کار از راه دور و حضور فیزیکی افراد در صورت لزوم را می‌دهند. با وجود ابزارهایی مثل Hangout, Whereby, Webex برای ویدیوکنفرانس و ابزارهایی نظیر Slack, Trello, Notion با هدف مدیریت کارهای تیمی نه تنها قرارهای ملاقات، بلکه کارگاه‌ها و کارهای گروهی هم به راحتی آماده‌ی مجازی شدن هستند.۲- ساخت تیم‌های کوچک کارآفرینی خودگردان: در این حالت گروه‌های کاری بدون واحد تصمیم‌گیری مرکزی و بدون طی سلسله مراتب سازمانی در زمان‌های بحرانی به فعالیت خود ادامه می‌دهند. در مورد این تیم‌ها تحقیقات زیادی صورت گرفته است و شرکت‌های مطرحی چون گوگل و اسپاتیفای از چنین سازمان‌دهی استفاده کرده‌اند؛ به عنوان مثال اسپاتیفای گروه‌های کاری متشکل از ۶-۷ متخصص (squad) و خوشه‌ای (tribus) از این گروه‌های کاری تشکیل داده است. مهم‌ترین چالش این نوع از سازماندهی کم‌رنگ شدن مرز میان زندگی حرفه‌ای با زندگی خصوصی است.۳- افزایش آزادی عمل مشارکت‌کنندگان: افزایش آزادی شامل افزایش مسئولیت‌پذیری جهت پیدا کردن محرک‌ها نوآوری و برای مدیریت وضعیت‌های مشکل خواهد بود. به طور ویژه، فعالیت‌های مدیریتی به سمت افزایش خودگردانگی متمرکز و وظایف مدیریتی به سمت coaching در مقابل نظارت‌گری (supervision) تغییر خواهند کرد. برنامه‌های کارآفرینی سازمانی (intra-preneur) به شرط طراحی و حمایت خوب ابزاری قدرتمند برای انتشار فرهنگ‌های نوآوری و مسئولیت‌پذیری هستند. ۴- افزایش تمرکز بر روش‌های فعالیت‌های جمعی: روش‌های فعالیت‌های جمعی به مشارکت‌کنندگان اجازه‌ی فعالیت موثر در سازمان‌های خودگردان و کارآفرینانه را می‌دهد. این روش‌ها بر روی هوش جمعی استوار هستند و در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی توسعه پیدا کرده‌اند. به عنوان نمونه می‌توان design thinking، Growth hacking و چابکی سازمان را به عنوان نمونه‌ای از این روش‌ها مثال زد. با اینکه روش‌های جمعی قدمت زیادی دارند ولی به دلیل استفاده‌ی پایین در بیشتر شرکت‌ها تمرین نشده‌اند و بنابراین بهبود‌های کمی در طول زمان دیده‌اند. در سازمان‌های کارآفرین و غیرمتمرکز شاهد استفاده گسترده‌تر از این روش‌ها خواهیم بود. ۵- فرهنگ‌ سازمانی با تمرکز بر خیرخواهی، یکدلی و پذیرش افراد: ویژگی‌ بحران‌هایی از جنس Covid-19 آن است که همه‌ی افراد جامعه متاثر می‌شوند، کارمندان نه تنها در داخل سازمان بلکه در زندگی شخصی خود با بحران دست و پنجه نرم می‌کنند. سازمان‌ها با یک پارادوکس اخلاقی روبه‌رو می‌شوند: افزایش توجه به وضعیت کارمندان تا چه حد اخلاقی است و ورود به حیطه‌ی شخصی فرد محسوب نمی‌شود؟ ۶- قابلیت تمرکز بر ارزش‌های متناسب و اجرایی کردن آن‌ها: انتخاب ارزش‌های متناسب به شرکت‌ها در مقاومت در برابر شرایط شدید استرسی همچون شرایط فعلی کرونا ویروس کمک می‌کند. شرکت‌ها توجه بیشتری به تعهد با ذی‌نفعان خود (مشتریان، تامین‌کنندگان، سهام‌داران و غیره) از منظر مطابقت با ارزش‌های سازمانی خود نشان می‌دهند. نتیجه‌ی این اتفاق می‌تواند لغو یا تمدید قراردادها باشد. بحران بهداشتی پیش روی ما محرکی برای تغییرهای بزرگی است که ما را از گذشته‌ی خود جدا می‌کند. شش روند معرفی شده در این مقاله، پایه‌های تغییرهای مثبت سازمانی، تغییرهای ماهیتی رهبری و در نهایت تغییر پارادایمی را در آینده‌ای نه چندان دور نشان می‌دهند. مقاله‌ی حاضر، ترجمه‌ای از مقاله‌ی به اسم &quot;La crise du coronavirus va accélérer les 6 tendances de la transformation des entreprises&quot; است. https://www.linkedin.com/pulse/la-crise-du-coronavirus-va-acc%C3%A9l%C3%A9rer-les-6-tendances-de-galvani/</description>
                <category>ali--g</category>
                <author>ali--g</author>
                <pubDate>Fri, 20 Mar 2020 23:28:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا صنعت داروسازی به طور سنتی سودآور هست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@algh/%D8%B3%D9%88%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-jgkw0eij2e5y</link>
                <description>هفته‌ی پیش در کلاس مدیریت استراتژی، به مطالعه‌ی موردی صنعت داروسازی رسیدم. نویسنده‌ی مطالعه با بررسی شرکت‌هایی مثل Pfizer می‌پرسد، چرا صنعت داروسازی به صور سنتی همیشه سودآور بوده و هست و آیا این وضعیت ادامه خواهد داشت؟ بد نیست بدانید که ROIC یا بازده سرمایه در صنعت داروسازی نزدیک به ۲۰ درصد است (صنعت هوانوردی کم‌تر از ۵ درصد است). در نتیجه این صنعت به یکی از سودآورترین صنایع تبدیل شده که در طول سالیان مختلف این وضعیت خود را حفظ کرده است. با تحلیل گروه‌های استراتژیک در این صنعت می‌توان مشاهده کرد که دو دسته‌ی کلی از شرکت‌های داروسازی در حال فعالیت هستند. گروه اول شرکت‌هایی با پول و سرمایه‌ی بالا هستند که تمرکز خود را بر روی نوآوری در تولید داروها گذاشته‌اند. این گروه از شرکت‌ها (Sanofi, Pfizer, gsk و غیره) با سرمایه‌گذاری بالا در بخش تحقیق و توسعه، به دنبال افزایش طول عمر انسان‌ها هستند. برای مثال شرکت Pfizer در سال ۱۹۹۷ داروی Lipitor را برای کاهش کلوسترول خون معرفی کرد و این دارو تا سال ۲۰۰۶ به تنهایی ۱۲.۵ میلیارد دلار فروش داشته است. از طرفی دیگر داروهایی از این دست به دلیل وجود انواع پتنت‌های ثبت شده، امکان تولید توسط رقبا وجود ندارد؛ بنابراین Pfizer یکه‌تاز یک بازار مشخص می‌شود. از بین تمامی تولیدات Pfizer، فقط ۸ محصول ۵۵ درصد از سود شرکت را به همراه می‌آورند که به داروهای بلاک‌باستر معروف هستند. گروه دوم از شرکت‌ها به دلیل نداشتن سرمایه‌ و قدرت زیاد، داروهایی را تولید می‌کنند که مشابه آن‌ها در بازار وجود دارند. این شرکت‌ها به تولید داروهای Generic مشغول می‌شوند. در حقیقت شرکت‌های این دسته با سرمایه‌ی اندک وارد حوزه‌ی تحقیق و توسعه می‌شوند تا داروهایی را تولید کنند که مشابه آن‌ها در بازار توسط شرکت‌ها بزرگ‌تر به فروش می‌رسند. واضح هست که درآمد کلی این شرکت‌ها خیلی کم‌تر از شرکت‌های دسته‌ی اول است. با تحلیل ۵ نیروی رقابتی پورتر هم می‌توان این صنعت را تحلیل کرد. به دلیل وجود تامین‌کننده‌های متعدد، قدرت چانه‌زنی از آن‌ها گرفته شده است. مشتریان هم قدرت چانه‌زنی ندارند چرا که باید دارو را برای سلامتی خود بخرند. به دلیل هزینه‌بر بودن بالای این صنعت عملا بازیگر‌های جدیدی وارد این صنعت نمی‌شوند و کالای جایگزین دیگری برای داروهای شیمیایی نیست (داروهای گیاهی یا صنعت بیوتکنولوژی خطر بالقوه‌ای هستند ولی هنوز کارآمدی داروهای شیمیایی سنتی را ندارند). رقبای فعلی هم درگیر تولید دارو برای بیماری‌های گوناگونی هستند که در بیشتر مواقع هم‌پوشانی خاصی با هم ندارند. بنابراین کاملا مشخص است که چرا تا به امروز صنعت داروسازی تا این حد سودآور بوده است؛ به هر حال همه‌ی ما برای زنده بودن به تولیدات این شرکت‌ها نیازمندیم و با هر قیمتی خواستار تولیدات آن‌ها هستیم. اما این وضعیت ادامه خواهد داشت؟ مطالعه‌ی موردی مورد بحث درباره‌ی آینده صنعت حرفی نمی‌زند ولی مطلب مهمی را مطرح می‌کند؛ با افزایش هزینه‌های تولید دارو‌های جدید (زمان رسیدن به محصول نهایی در این صنعت به ۱۴ سال رسیده است) چالش اساسی در مورد نوآوری و بازگشت سرمایه خواهد بود. برای جمع‌بندی به مطلبی از کتاب Factfulness اشاره می‌کنم: شرکت‌های داروسازی بزرگ در سرتاسر دنیا با کاهش سودآوری مواجه شده‌اند. بیشتر این شرکت‌ها تمامی تمرکز خود را بر روی تولید و توسعه‌ی داروهایی متمرکز کرده‌اند که انقلابی به حساب می‌آیند و می‌توانند طول عمر انسان‌ها را افزایش دهند. من تلاش می‌کنم که به آن‌ها نشان دهم که اتفاق بزرگ بعدی در جهت افزایش طول عمر انسان‌ها (و متعاقبا افزایش سودآوری شرکت‌های دارویی) از طریق پیشرفت در مدل کسب‌و‌کاری آن‌ها و نه از طریق پیشرفت‌های دارویی به دست می‌آید. مناطقی مانند کرالا در هندوستان میلیون‌ها انسان برای مبارزه با بیماری‌های ساده به داروهای ساده با قیمت پایین نیاز دارند، اما شرکت‌های بزرگ داروسازی توجهی به این مناطق نمی‌کنند.   </description>
                <category>ali--g</category>
                <author>ali--g</author>
                <pubDate>Sun, 21 Oct 2018 11:45:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا نباید مستر تیستر را در اینستاگرام فالو کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@algh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%A7%D9%84%D9%88-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-fkgckgf5s146</link>
                <description>مستر تیستر چهره‌ای شناخته شده در فضای اینستاگرام است. حمید سپیدنام خالق شخصیت مستر تیستر وارد رستوران‌های مختلف (با دعوت یا بدون دعوت؟؟؟) می‌شود و گزارش‌هایی از تجربه‌ی غذا خوردن خود تهیه می‌کند. قاعدتا گزارش‌های مستر تیستر در معرفی و افزایش یا در مواردی (شاید) کاهش فروش یک رستوران تاثیر خواهد داشت. دنبال‌کننده‌های این صفحه هم احتمالا به دنبال نظرات مستر تیستر از یک رستوران به رستورانی دیگر می‌روند. در این میان اما برنده‌ی اصلی رستوران‌هایی هستند که از ابزار تبلیغاتی مستر تیستر استفاده می‌کنند و بازنده‌ی ماجرا فالویرهای مستر هستند. چرا؟ ۱- تبلیغ برنامه‌ی غذایی ناسالم برای دنبال‌کننده‌ها: مستر تیستر مستقیما برنامه‌ای غذایی را تبلیغ می‌کند که نتیجه‌ای جز چاقی نخواهد داشت. در شرایطی که یکی از عوامل خطرآفرین برای سلامتی انسان‌ها چاقی بوده و آمار اضافه وزن در ایران دو برابر میانگین جهانی است، مستر تیستر عکس یک ظرف گوشت را منتشر می‌کند و می‌نویسد: وقتی صحبت گوشت پسران کریم مشهد باشه دیگه مستر نقرس مقرس حالیش نیست???❤️ آب گوشت با پیاز یادت نره جدا بگیریبا اینکه حمید سپیدنام به گفته‌ی خودش از نقرس و احتمالا اضافه وزن رنج می‌برد دوباره به رستوران می‌رود، غذایی پرکالری سفارش می‌دهد و گوشت می‌خورد. مستر ادعا می‌کند این رفتار به عشق فالویرهای خودش بوده و به خاطر آن‌ها به رستوران‌های مختلف می‌رود در نتیجه خیلی نگرانی سلامت خودش نیست. اما این رفتار عملا مستر را تبدیل به مبارزی در برابر سبک زندگی سالم تبدیل کرده!۲- خالی شدن جیب دنبال‌کننده‌ها: هدف راه‌اندازی صفحه‌ی مستر معرفی رستوران‌های خوب بوده تا مشتری انتخاب درست‌تری داشته باشد. با این حال بیشتر غذا‌ها و رستوران‌های معرفی شده در این صفحه از متوسط قیمت یک پرس غذا یا رستوران در سطح شهر بالاتر هستند. در ضمن مستر با پیشنهادهای روزانه‌ی خود، دنبال‌کننده‌های خود را به تکرار رفتار رستوران‌خوری تشویق می‌کند. بنابراین دنبال‌کننده‌ هم باید وارد رستوران‌های گران‌تر شود و هم این رفتار خود را در هر بازه‌ی زمانی تکرار کند. نتیجه‌ی آن چیزی جز خالی شدن جیب مشتری نخواهد بود. ۳- گرفتن لذت کشف رستوران‌ها و مزه‌های جدید از دنبال‌کنند‌ه‌ها: یکی از لذت‌های اصلی زندگی من کشف رستوران‌های جدید و خوردنی‌های جدید است. برای این‌کار در بیشتر اوقات از Foursquare و رکامندیشین‌های گوگل استفاده می‌کنم. اما کار مستر با شبکه‌های اجتماعی کاملا متفاوت است. جدای از بحث گرفتن پول از رستوران یا نگرفتن پول، مستر تجربه‌ی شخصی خود را از رستوران‌هایی می‌نویسد که حالا می‌توان ادعا کرد برای تمامی آن‌ رستوران‌هایی که در اینستاگرام حضور دارند چهره‌ای شناخته شده است؛ تجربه‌ی یک سلبریتی با تجربه‌ی فرد عادی متفاوت خواهد بود! در طرف مقابل و در Foursquare ما تجربه‌های مختلف از افراد مختلف با سطح‌های درآمدی مختلفی را می‌خوانیم که با ما به اشتراک گذاشته‌اند. روایت یک‌طرفه‌ی مستر از یک رستوران قطعا لذت کشف آن رستوران را از دنبال‌کننده می‌گیرد. دنبال‌کننده‌ی مستر عملا هم سلامتی، هم پول و هم لذت خود را در این ماجرا از دست می‌دهد. در سوی دیگر ماجرا رستوران‌دارها از ابزار مستر برای تبلیغ و افزایش مشتری‌های خود استفاده می‌کنند و رفتار خود را در برابر مشتری هیچ‌وقت تغییر نخواهند داد. </description>
                <category>ali--g</category>
                <author>ali--g</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jan 2018 22:00:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکترا در فرانسه</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-g43cgpvxjigk</link>
                <description>معمولا دانشجوهایی که به فرانسه می‌آيند سوالات زیادی در مورد نحوه‌ی‌ ادامه‌ی تحصیل در مقطع دکترا می‌پرسند. مطلب زیر صرفا تجربه‌ی شخصی من به عنوان دانشجوی دکترا در فرانسه هست؛ این احتمال وجود دارد که دانشگاه‌هایی یا دپارتمان‌هایی در فرانسه از این قوانین پیروی نکنند چرا که معمولا هر دانشگاهی سیاست خاص خود را در پذیرش دانشجوی دکترا دارد. *کاملا واضح است که دانستن زبان فرانسه اگر هم زبان مورد نیاز شما برای نوشتن تز دکترا نباشد یک امتیاز ویژه به حساب می‌آید. وظیفه‌ی پذیرش دانشجوهای دکترا در دانشگاه‌های فرانسه بر عهده‌ی اکول‌های دکترا است، به عنوان مثال اکول دکترای مدیریت، اقتصاد، علوم پایه یا مهندسی. برای رسیدن به مقطع دکترا شما به سه مورد مختلف نیاز دارید: استاد راهنما، منبع مالی و لابراتوار تحقیقاتی. برای ثبت‌نام در اکول دکترا شما به هر سه‌ی این موارد نیاز دارید. اما چگونه می‌توان این موارد را پیدا کرد؟‌۱- اکول‌های دکترا معمولا هر ساله به تعدادی مشخص از متقاضیان بورس تحصیلی اعطا می‌کنند. بسته به اکول مدنظر نحوه‌ی انتخاب متقاضی بر اساس آزمون کتبی - شفاهی یا شاید روش‌های دیگر خواهد بود. با گرفتن پذیرش شما هم منبع مالی خواهید داشت (خود اکول)، هم لابراتوار و استاد راهنمای شما مشخص می‌شود. برای پیدا کردن زمان‌بندی پذیرش باید با اکول تماس بگیرید. احتمالا زمان شروع به کار شما سپتامبر خواهد بود. ۲- بورس‌های متفرقه‌‌ی دولتی همچون بورس‌های منطقه‌ای (Regionale): منابع مالی این بورس‌ها معمولا خارج از اکول هستند. برای پیدا کردن این نوع بورس‌ها باید با دانشکده مکاتبه کنید و معمولا هم پوزیشن‌ها رقابتی با تعداد محدود هستند. ۳- بورس‌های مراکز تحقیقاتی: مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه (CNRS) در کنار سایر مراکز پژوهشی برای انجام پروژه‌های تحقیقاتی خود محقق دکترا و پست‌دکترا استخدام می‌کنند. زمان اقدام و شروع به کار شما بسته به مرکز می‌تواند فرق کند. برای پیدا کردن موقعیت‌های خالی در CNRS به آدرس (https://twitter.com/EmploiCNRS) مراجعه و برای پیدا کردن موقعیت‌های خالی در مراکز پژوهشی دانشگاه به (https://www.abg.asso.fr/fr/candidatOffres/list/type_offre/2) مراجعه کنید. ۴- بورس CIFRE: در فرانسه سازو‌کاری طراحی شده که شرکت‌های مختلف با همکاری لابراتور‌های دانشگاهی می‌توانند محقق‌های جوان را استخدام کنند. معمولا این محقق‌ها در اکول مربوطه ثبت‌نام می‌کنند و کار خود را در فضای شرکت دنبال می‌کنند. در این شرایط دارندگان بورس CIFRE علاوه بر استاد راهنما در دانشگاه یک مدیر مستقیم در شرکت هم دارند. این نوع از بورس به شدت رقابتی است، حقوق آن بالاتر انواع دیگر بورس خواهد بود و در انتها هم با احتمال زیاد در همان شرکت استخدام خواهید شد. برای پیدا کردن موقعیت‌های خالی به (http://www.anrt.asso.fr/fr/offres-et-candidatures-7846) مراجعه کنید. ۵- موقعیت‌های خالی و بورس‌های اتحادیه‌ی اروپا: اتحادیه‌ی اروپا بورس‌های متنوعی دارد که با همکاری دانشگاه‌های مختلف در سطح اتحادیه‌ معرفی می‌شوند، معروف‌ترین آن‌ها بورس Marie-Curie است. برای پیدا کردن موقعیت‌های خالی در دیگر مناطق اتحادیه‌ی اروپا به آدرس (https://euraxess.ec.europa.eu/) یا (https://academicpositions.eu/)مراجعه کنید. </description>
                <category>ali--g</category>
                <author>ali--g</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jan 2018 23:08:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>