<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های الگویار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@algoyar</link>
        <description>دوست آموزشی تو</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 22:55:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/33184/avatar/rhRidM.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>الگویار</title>
            <link>https://virgool.io/@algoyar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازاریاب‌های گوگل چطور از اضطراب شما بهره می‌برند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@algoyar/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-fhvska2tqitz</link>
                <description> امروز از هرچهار نفری که از گوشی هوشمند استفاده می‌کنند سه نفرشان گوگل را به عنوان پاسخی برای نیازهای لحظه ایشان انتخاب می‌کند. بنابراین برای بازاریاب‌ها مهم است که بتوانند از این بی‌حوصلگی افراد در حین استفاده از گوشیشان استفاده کنند. آنها باید در این میکرولحظه ها حضوری موثر داشته باشند، همین لحظاتی که شما از همراهتان برای آرام شدن حس آزار دهنده‌ی نداشتن “فلان چیز” در همین لحظه، استفاده می‌کنید.- این “چیز” می‌تواند یک جنس در لحظات پایانی حراج باشد یا مسیر یک مغازه که به زودی بسته می‌شود یا اطلاعات یک کلاس درحال تکمیل ظرفیت و یا هرچیز دیگری.همانطور که گوگل توضیح می‌دهند، این میکرو لحظه ها، “لحظاتی هستند که فرد مصمم بوده و تصمیمات در همین لحظات گرفته می‌شود و اولویت بندی‌ها در آن صورت می‌گیرد.” هرچند در این میان احساسات شما در آن زمان نیز تاثیر زیادی در انتخاب‌ شما دارد.در واقع هدف گوگل و بازاریاب‌ها اینست که در زمان‌هایی که به درستی فکر نمی‌کنید، تا جای ممکن پول بیشتری از شما به جیب بزنند و این کار را از طریق تبلیغات انجام می‌دهند. امروز گوگل به بازاریاب‌ها می‌آموزد تا چطور این میکرو لحظه ها را علیه‌تان استفاده کنند. بدین منظور آگهی ها متناسب با هیجانات و روحیات شما در لحظه به کار می‌روند و همچنین باید مطمئن شوند که هر بار که شما دچار هیجان شدید حتما در آنجا حضور داشته باشند.شاید متوجه این قضیه نباشید اما شما در روز حدود 150 میکرو لحظه را تجربه می‌کنید و تبلیغات را در طی اکثر آنها مشاهده خواهید کرد. این تبلیغات آنچه شما بدنبالش هستید را در گوشتان زمزمه می‌کنند و احساساتی که شاید از خود واقعی‌تان دور باشند را بیدار میکنند. در عین حال متناسب با سن، جنسیت، درآمد، موقعیت مکانی و سابقه جست‌وجوی شما هستند. بازاریاب‌هایی که قادر به ارائه‌ی تبلیغاتشان در همین لحظات هیجانات روزمره‌تان نباشند سریع از دور خارج می‌شوند.قبلا هم از سردرگمی و گرفتاری افراد برای سوق دادن آنها به سمت خرید محصولات و فراموش کردن مشکلاتشان استفاده می‌شد و این کار به خودی خود چیز تازه ای نیست. ولی آنچه امروز شاهد آن هستیم استفاده حداکثری از کوچکترین سردرگمی افراد می‌باشد که تا به حال چنین چیزی را شاهد نبوده‌ایم و در چند سال اخیر بخاطر یک سری شرایط ممکن شده است:تعداد گوشی های موجود در دسترس مشتری های بالقوه از حد بحرانی عبور کرده‌ است.رابطه ما با گوشی هایمان تغییر نموده است.ارتباط ما با گوگل نیز دچار تحول شده است.یک مثال پایه برای میکرو لحظه ها که هر بازایابی آرزوی بدست آوردن چنین لحظه ای را دارد، آن لحظه ایست که شما در یک مغازه در حالی که کفشی را پایتان کرده اید، متوچه می‌شوید که دارند مغازه را می‌بندند. در آن لحظه شما مطمینید که این کفش ها همان مدل جدیدی هستند که به دنبالش بودید اما راجب نظر دیگر افرادی که ازین کفش استفاده کرده‌اند اطمینان ندارید. قبل از اینکه هزینه چند صد دلاری این کفش ها را بدهید باید مطمین شوید که بقیه هم از این کفش ها راضی بوده‌اند. حتی ممکن است فردی در همان از این کفش ها استفاده می‌کند اما به هرحال شما به حرف گوشیتان بیش از حرف مردم توجه می‌کنید(همه ما اینطور هستیم).زمانیکه بلندگو اعلام می‌کند که مغازه در 5 دقیقه آینده بسه خواهد شد، شما در این لحظه ی سردرگمی و درماندگی به گوگل روی می‌آورید و مدل کفش خود را جست‌وجو می‌کنید. در همین حال صفحه نتایج به همراه تبلیغات ما بالا می‌آید.در این میان در بین بازاریاب‌ها نیز بر سر موقعیت اول در آگهی ها نیز جدالی در حال انجام است زیرا تنها دو موقعیت اول از اهمیت برخوردارند و اکثر کاربران به تا پایین صفحه نتایج را مشاهده نمی‌کنند.در همین حال یک بازاریاب در جایی از جهان رقابت بر سر میکرو لحظه‌ی شما را برنده می‌شود.شما در حال کلیک بر روی لینکی هستید که داخل آن قرار است نظر دیگر مصرف کنندگان را ببینید، اما در لحظه آخر چشمتان به قیمت زیر لینک میخورد. دقیقا همان کفش با قیمت 25 دلار ارزان تر از مغازه. همین کافیست تا شما تصمیم خود را بگیرید و به سرعت از مغازه خارج شوید و همانجا در ماشینتان از طریق تبلیغ کفشتان را بخرید.یک بازاریاب در جایی از جهان رقابت بر سر میکرو لحظه‌ی شما را برنده می‌شود. جایزه‌ی این پیروزی پول شما خواهد بود و در کنار آن یک امتیاز مثبت در اکانت adword آنها اضافه می‌شود تا پس از این تبلیغات آن بازاریاب در میکرو لحظه‌های احتمالی آینده برای شما از اولویت بالاتری برخوردار باشد.گاهی درماندگی‌ای که در میکرو لحظه‌ها به افراد تحمیل می‌شود، روندی طبیعی دارد. مثل مثال مغازه کفش فروشی.گاهی نیز روندی غیر طبیعی در میان است،  مثل حالتی که شمارش معکوسی و یا زرق و برقی ساختگی در تبلیغ وجود دارد که با احساساتی مانند ترس و شک و تردید از شما بهره می‌برد.برخی از صنایع خدماتشان وابسته به وجود همین میکرولحظه‌های می‌باشد. یکی از این موارد قفل سازهایی هستند که سالیان سال برای استثمار افرادی که کلیدشان را جا گذاشته‌اند از آگهی های گوگل بهره برده‌اند.زمانیکه شما تنها به منظور خلاص شدن از شر یک موضوع آزار دهنده به بازاری نیاز پیدا می‌کنید، تلفن شما مرهم درد شما می‌باشد.برای مثال، یک بازاریاب موفق که در کار قفل سازی می‌باشد، می‌داند که باید پیشنهادات خود را بیشتر معطوف به زنانی کند که بعد از اتمام ساعات اداری بر روی تلفن خود به دنبال کمک می‌گردند. آنها می‌دانند این زنان که بیرون خانه خود مانده‌اند، عمدتا بسیار خسته‌اند، احتمالا فرزندانشان هم همراهشان است و احتمالا جایی هم برای رفتن ندارند. به عبارتی آنها برای علاج مشکلشان حاظرند هر نرخی را بپردازند.حتی ممکن است پس از تماس مشتری با بازاریاب، او مشخصات این مشتری را به قفل ساز دیگری بفروشد که مبلغی چند برابر آگهی از فرد مورد نظر بخواهد و با بهره برداری از شرایط نا مطلوب و درمتندگی فرد مقابل این قیمت جدید را به او تحمیل کند و تا زمان پرداخت مبلغ درب خانه را برای او باز نکند. هرچند که این کار نوعی تخلف حساب می‌شود.بازاریاب‌های کاربلد می‌دانند که تنها حضورشان در تمام لحظاتی که به چیزی ملموس در لحظه نیاز پیدا می‌کنید، کافی نمی‌باشد. بازاریاب‌هایی که در سطح اول جهان مداوم میکرو لحظه‌ها قرار دارند می‌دانند که میل شما به خرید، رفتن با انجام کاری، تنها دلیلی نیست که شما در مواقع نیاز به گوشی‌تان روی می‌آورید نیست.امروزه مصرف‌کنندگان به طور متوسط حدود 4.7 ساعت در روز را پای گوشی‌هایشان می‌گذرانند. شرط می‌بندم که بیشتر این زمان به قصد خرید محصول یا بررسی موردی پیش از پایان فروش یک محصول و… صرف نمی‌شود. مدت قابل توجهی از این ساعات صرف گذران وقت و بخاطر سر رفتن حوصله تان پای گوشی می‌گذرد. فردی موفق به بهره برداری بهتر از میکرولحظه‌ها است که از خوراندن آگهی هایش به شما زمانیکه خسته هستید(یعنی زمانیکه قصد انجام کار خاصی ندارید و احساساتی هم نیستید) بپرهیزد.شما حتی لازم نیست گوگل را باز کنید تا مورد بهره برداری قرار بگیرید.اما بازاریاب ها می‌خواهند تبلیغات را در زمان دیگری که شما با احساساتتان سردرگم شده‌اید مثلا در تجربه لحظات ناخوشایند اجتماعی به شما ارایه کنند. همه ما دفعات زیادی در روز دچار این لحظات ناخوشایند می‌شویم: در آسانسور، حین ایستادن در صف غذاخوری، زمانیکه یک غریبه در قطار روبروی ما می‌نشیند و یا زمانیکه همکارمان راجب آخر هفته‌مان از ما سوال می‌کند. زمانیکه شما در بازار هستید و به دنبال کالایی بجز پایان اضطرابتان نیستید، گوشیتان مرهم شما می‌باشد.حتی لازم نیست گوگل را باز کنید تا مورد بهره برداری قرار بگیرید.حتی اگر به وبگردی بپردازید،جی میل یا یوتیوب بروید، یک آگهی گوگل به شما نشان داده خواهد شد. روی این آگهی کلیک کنید یا نکنید، شما تحت تاثیر آن قرار می‌گیرید، به عنوان یک بیننده حساب می‌شوید و وارد مسیری انحرافی شده اید که چند روز و چند کلیک تا در تغییر عقیده‌تان بیشتر فاصله ندارید.برگرفته از : لینکعکس از : لینک</description>
                <category>الگویار</category>
                <author>الگویار</author>
                <pubDate>Wed, 03 Apr 2019 17:43:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابتدا باید چه زبان برنامه نویسی را یاد بگیریم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@algoyar/%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-stfrodvobb2k</link>
                <description> هممممم پس میخوای برنامه نویسی یاد بگیری!احتمالا از دوستای برنامه نویست هم خواستی که بهت پیشنهاد و توصیه کنن ولی جواب های متفاوتی شنیدی.اونا معمولا وسط توضیحاتشون از اصطلاحاتی استفاده می کنن که تا حالا نشنیدی.(مثلا شیء گرایی چیه؟)اینجا براتون یه اینفوگرافی ساده و قابل فهم آماده کردیم که بسته به علاقه و هدفتون، بهترین انتخاب رو پیشنهاد میده تا بتونید اولین زبان برنامه نویسیتون رو انتخاب کنید.اطلاعاتی مثل سختی یادگیری، محبوبیت و حقوق متوسط برای هر زبان برنامه نویسی رو هم ارائه کردیم.توجه: یه برنامه نویس خوب باید حداقل چند تا زبان برنامه نویسی رو یاد بگیره تا بتونه راه حل های مختلفی رو برای روبرو شدن با مشکلات یاد بگیره. اون همینطور به پیشرفت تکنولوژی ادامه می ده و رشد می کنه. این فقط آغاز سفر برنامه نویسی شماست. به سادگی یکی رو انتخاب کنید و شروع به برنامه نویسی کنید!اکثر برنامه نویسان خوب، برنامه نویسی نمی کنند که پول بگیرند، فقط چون برنامه نویسی براشون سرگرم کننده و لذت بخشه این کار رو می انجام می دهند.لینوس توروالدز(خالق لینوکس)اینفوگرافیک با کیفیت بالا را از کانالمون دانلود کنید: https://t.me/algoyar </description>
                <category>الگویار</category>
                <author>الگویار</author>
                <pubDate>Thu, 07 Mar 2019 20:20:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الگوریتم، آره یا نه؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@algoyar/%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D8%A2%D8%B1%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-nr9a4t6ljvi2</link>
                <description>به عنوان یک برنامه نویس خوب، مهمه که اکثر الگوریتم های پایه ای رو بلد باشین و طریقه استفاده آنها رو بدونین. اگر شما روی یک بخش مهم یک نرم افزار کار میکنید، باید بتونین تخمین بزنین که چقدر باید نرم افزارتون سریع اجرا بشه. شما باید بتونین الگوریتم هایی که استفاده کردین رو تجزیه و تحلیل کنین تا بتونین تخمین درستی از اجرای برنامه خودتون داشته باشین. علاوه براین، شما باید جزئیات الگوریتم های سنگین تر رو بدونین تا اگه تو آینده نرم افزارتون پاسخگو نبود از اون ها استفاده کنین.ولی ممکنه به مشکل هایی بر بخورین که به الگوریتمی نیاز داشته باشن که تا بحال درباره آن ها مطالعه نداشتین، الان باید با فکر کردن و استفاده از الگوریتم های قدیمی یک الگوریتم جدید برای مشکل جدیدتون پیدا کنین. هر چقدر الگوریتم بیشتری بلد باشین و درک خوبی ازشون داشته باشین باعث میشه راحت تر و سریع تر جواب برای مشکلاتتون پیدا کنین. درک بیشتر هم رابطه مستقیم داره با زمانی که روی اون الگوریتم صرف کردین تا مسلط بشین.دونستن الگوریتم برای برنامه نویسان حرفه ای یک مزیت محسوب میشه که شرکت های بزرگ به اون اهمیت زیادی قائلن. ما در آینده در درباره زمینه های زیر برنامه هایی داریم:آموزش صحیح زبان های برنامه نویسیآموزش تحلیل و آنالیز پیچیدگیآموزش ساختمان داده ها و آنالیز آن هاآموزش بخش های مهم در زمینه الگوریتم هادر پست های بعدی با ما همراه باشید.برگرفته از : لینکعکس از: لینک</description>
                <category>الگویار</category>
                <author>الگویار</author>
                <pubDate>Sun, 03 Mar 2019 14:13:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 دلیلی که باید از لینوکس استفاده کنیم:</title>
                <link>https://virgool.io/@algoyar/10-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-s5kagyvx8mmt</link>
                <description>تا چند سال قبل لینوکس اساسا برای سرور‌ها استفاده می‌شد و برای دسکتاپ مناسب نبود. اما رابط کاربری و سهولت استفاده از آن در طول چند سال گذشته به طور مداوم بهبود یافته است. به طوری که امروزه توسط صدها هزار نفر از مردم در سراسر جهان استفاده می شود. در اینجا به 10 دلیل برای اینکه چرا باید از لینوکس استفاده کنیم اشاره می‌کنیم.امنیت بالا:نصب و استفاده از لینوکس ساده ترین راه برای جلوگیری از ویروس ها و بدافزارها است. در هنگام توسعه لینوکس جنبه های امنیتی در نظر گرفته شده و نسبت به ویندوز بسیار کمتر آسیب پذیر است.برنامه ها نمی توانند تنظیمات سیستم و پیکربندی را تغییر دهند، مگر اینکه کاربر به عنوان root (معادل با administrator در ویندوز) وارد شده باشد. شما می توانید بدون نگرانی در مورد سیستم خود از اینترنت استفاده کنید.دلیل این سطح امنیتی بالاتر این است که لینوکس نرم افزار متن باز است و کد اصلی برای بررسی در دسترس است. تعداد زیادی از توسعه دهندگان در سراسر جهان از کد لینکس اطلاع دارند، بدین معنی است که بسیاری از معایب قبلا کشف شده است.  ۲- پایداری بالا:سیستم عامل لینوکس دقیقا مانند همان زمانی که اولین بار آمد، حتی بعد از چندین سال نیز اجرا می شود. اکثر ما باید تجربه کرده باشیم که سیستم تازه نصب شده ویندوز بسیار سریع عمل می کند و همان سیستم پس از شش ماه تا یک سال کند می شود.uptime برای سرورهای لینوکس بسیار زیاد است و در دسترس بودن آن حدود 99.9 درصد است. بر خلاف ویندوز، شما نیازی به راه‌اندازی مجدد یک سرور لینوکس پس از هر بروز رسانی یا patch ندارید. به همین دلیل، لینوکس دارای بیشترین تعداد سرورهای موجود در اینترنت است. بر اساس یک مقاله در وب سایت zdnet ، 96.3 درصد از 1 میلیون سرور موجود وب در لینوکس در حال اجرا هستند. بیست و سه وب سایت از بیست و پنج وب سایت برتر در جهان نیز در لینوکس اجرا می‌شوند. دو وب سایت باقی مانده live.com و bing.com هستند که متعلق به مایکروسافت هستند!۳- سهولت تعمیر و نگهداری:همه انواع لینوکس دارای مخزن نرم افزاری مرکزی خود هستند که برای به روزرسانی سیستم و حفظ امنیت آن استفاده می شود. به روز رسانی سیستم ویندوز نسبت به سیستم لینوکس کار آنچنان آسانی نیست. همچنین، در ویندوز، تمام نرم افزارها مانند Acrobat Reader و Firefox باید به صورت جداگانه به روز شوند.۴- اجرا شدن بر روی هر سخت افزار:با هر نسخه جدید از سیستم عامل ویندوز، تعداد زیادی از سیستم های سخت افزاری منسوخ شده اند، زیرا مشخصات فنی آنها دیگر برای اجرای آخرین سیستم عامل ویندوز مناسب نیستند. لینوکس استفاده از منابع سیستم را بسیار کارآمد می کند. نصب لینوکس می تواند برای کاربران و برای نیازهای سخت افزاری خاص سفارشی شود. روش نصب بسیار انعطاف پذیر است و به کاربران اجازه می دهد که ماژول هایی را که می خواهند نصب کنند انتخاب کنند. این اجازه می دهد تا لینوکس را حتی بر روی سخت افزار قدیمی نصب کنند، در نتیجه به به کارگیری بهینه از تمام منابع سخت افزاری کمک می کند.۵- رایگان بودن:لینوکس کاملا رایگان است و کاربران نیازی به پرداخت هزینه هر چیزی ندارند. تمام نرم افزارهای اساسی مورد نیاز یک کاربر معمولی و حتی یک کاربر پیشرفته در دسترس هستند. حتی نرم افزار حرفه ای معادل برای چاپ، ویرایش عکس، ویرایش صوتی و ویرایش ویدیو در دسترس است. شرکت ها می توانند بدون هزینه از این نرم افزار استفاده کنند و هزینه های IT خود را بطور قابل توجهی کاهش دهند.۶- متن باز بودن:مهمترین جنبه لینوکس این است که کد منبع آن در دسترس است و آن را در دسته بندی FOSS (نرم افزار رایگان و متن باز) قرار می دهد. چندین کشور در حال توسعه نسخه های خود از لینوکس هستند. این در نهایت به این کشورها کمک می کند تا سیستم عامل های خود را برای مناطق تخصصی یا استراتژیک مانند دفاع، ارتباطات و غیره، توسعه دهند.جنگ سایبری نقش مهمی در جنگ در آینده ایفا خواهد کرد. استفاده از سیستم عامل های کامپیوتری و نرم افزارهای ارتباطی می تواند در عرض چند روز، از لحاظ نظامی و اقتصادی، کشور را به زانو درآورد. از این رو، استفاده از ابزارهای FOSS برای امنیت هر کشور حیاتی است. چندین کشور از جمله چین، روسیه و کوبا سیستم عامل خود را بر اساس لینوکس توسعه می دهند.۷- سهولت استفاده:برخلاف اعتقاد عمومی که لینوکس تنها برای افراد حرفه ای است، اکنون کاربر پسند بوده و یک رابط گرافیکی خوب (GUI) دارد. لینوکس تقریبا تمام قابلیت هایی که ویندوز دارد را دارا می‌باشد. در صورتی که از بعضی از برنامه های کاربردی استفاده می کنید که فقط در ویندوز اجرا می شوند، می توانید Wine (Windows Emulator) را نصب کنید، که با استفاده از آن شما می توانید این برنامه ها را روی یک سیستم لینوکس اجرا کنید.۸- سفارشی سازی:گزینه های متعدد برای تصاویر پس زمینه، آیکون ها و پانل های دسکتاپ وجود دارد. نسخه های لینوکس محبوب ترین مرورگرها در دسترس هستند. فلسفه لینوکس بر اساس استفاده از چندین برنامه کوچک است، که هر یک از آنها بسیار خوب عمل می کند. اما این برنامه ها می توانند برای نوشتن برنامه ها و ابزارهای بسیار قدرتمند ترکیب شوند. ادمین های سیستم می توانند از رابط خط فرمان قدرتمند لذت ببرند و اسکریپت های روتینی برای کار‌های مختلف بنویسند.9-آموزش:این جنبه بسیار مفید برای دانش آموزان است، زیرا آنها می توانند قبل از اصلاح و گسترش کد با نیازهای خود، این نرم افزار را مطالعه کنند. این امر همچنین به آنها کمک خواهد کرد تا درون سیستم عامل و نرم افزار یاد بگیرند. این فرایند در توسعه نرم افزار جدید و کمک به نوآوری بر اساس نیازهای محلی کمک خواهد کرد. حتی اگر کاربران برنامه نویس نباشند، می توانند با کمک به اسناد، ترجمه و آزمایش، به لینوکس کمک کنند.لینوکس می تواند یک ابزار آموزش فوق العاده برای مدارس و کالج ها باشد، زیرا نرم افزار رایگان برای کمک به آموزش در دسترس است. نرم افزار های اختصاصی برای محاسبات مانند MATLAB بسیار گران هستند ولی جایگزین هایی مانند Scilab و GNU Octave وجود دارد.10- پشتیبانی:لینوکس در اینترنت از طریق انجمن های مختلف پشتیبانی کاملی دارد. هر گونه سوال در انجمن ها معمولا سریع پاسخ داده می‌شود، زیرا بسیاری از داوطلبان آنلاین بوده و به دلیل شور و شوق زیاد در تلاش برای حل مشکلات دیگران هستند.برگرفته از : لینکعکس برگرفته از : لینکبرای خواندن مطالب مشابه میتونین به کانال تلگرامی ما سربزنین: https://t.me/algoyar </description>
                <category>الگویار</category>
                <author>الگویار</author>
                <pubDate>Thu, 28 Feb 2019 02:05:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوگل چگونه اطلاعات شما را ردیابی می کند</title>
                <link>https://virgool.io/@algoyar/%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-y0ljtmjmhlio</link>
                <description>زمانیکه ژورنالیست های غیرحرفه‌ای در مورد سیستم الکسای آمازون یا خانه‌ی گوگل بدبینانه سخن می‌گویند از جملاتی همچون: «حتی اورول (Orwell) نیز قادر به پیش‌بینی این قضیه نبود که روزی برادر بزرگ تر (Big Brother) را مشتاقانه به حریم خانه هایمان خواهیم آورد.» استفاده می کنند.آنچه که این افراد در محاسباتشان دخیل نمی‌کنند آنست که اشتیاق ما برای معاوضه‌ی حریم شخصی با آسایش، با ظهور دستیاران مجازی شروع نشد. شروع این موضوع به اوایل قرن 21 باز می‌گردد، زمانیکه مردم-در قبال دسترسی به محصولات گوگل و دیدن تبلیغات مرتبط‌تر-اجازه دادند تا گوگل به تمام اطلاعات آنها دسترسی یابد.اطلاعات شخصی‌‌ای که گوگل برای بازاریاب‌ها فراهم می‌نماید، به حدی است که با کمک آنها استنتاج های بهتری راجب شما می‌تواینم انجام دهیم حتی نسبت به حالتی‌که با میکروفون یا دوربینی شما را تحت نظر بگیریم.تا به‌حال زمینه برای استخراج اطلاعات دیگران، برای بازاریاب‌ها، مانند الان فراهم نبوده است. امروز درهر ثانیه 40 هزار جست‌وجو در گوگل صورت می‌گیرد. به عبارتی در هر روز 3.5 میلیارد جست‌وجو و 1.2 تریلیون جست‌وجو در سال صورت می‌گیرد.وقتی شما در گوگل به جست‌وجو می پردازید، جستار شما به یکی از مراکز داده می‌رود، جاییکه تا هزار کامپیوتر در حال همکاری برای بازیابی نتایج و ارسال آنها برای شما می باشند. تمام این فرآیند در کمتر از یک پنجم ثانیه رخ می‌دهد.بیشتر مردم متوجه نمی‌شوند که درست در زمانیکه این فرآیند در حال انجام است، پروسه ای به مراتب سریع‌تر و پیچیده‌تر در پشت صحنه در حال انجام است: یک مزایده در حال به وقوع پیوستن است.درست به اندازه بازه‌ی زمانی‌ای که شما از گوگل استفاده می کرده‌اید، گوگل در حال ساختن “پروفایل شهروندی” برای شما بوده است.هر جستار اینترنتی شامل کلمات کلیدی است و کلمات کلیدی ای که شما وارد کرده‌اید مورد مناقشه‌ی تبلیغ‌کنندگان مختلف است. هر تبلیغ کننده‌ای که محصولی مرتبط با کلمات کلیدی شما مدنظرتان معرفی کند می‌خواهد تا تبلیغش دیده شود و مخاطبان بیشتری را به خود جذب کند. سپس مانند کارتون که اسباب بازی‌ها پیش از ورود صاحبشان به هر زحمتی شده به جاهای اولیه‌ شان باز می‌گردند، آگهی ها نیز موقعیت خود را پیش از نمایش گزیده نتایج روی صفحه نمایشتان، نهایی می کنند.به طور کلی چهار نتیجه‌ی اولِ سرچِ شما، همگی تبلیغات پولی هستند.زمانیکه روی یک تبلیغ کلیک می‌کنید، اطلاعات شما به دست بازاریاب‌های موتور جست‌وجو می‌افتد، جاییکه برای همیشه در یک اکانت AdWords ذخیره می‌شود و هرگز پاک نمی‌شود. اطلاعاتی از شما که گوگل به آنها دسترسی دارد به شرح زیر می‌باشند:سن شمادرآمدتانجنسیتتانوضعیت پدر و مادریتانوضعیت روابطتانتاریخچه مرورگرتان (کوتاه مدت و بلند مدت)ابزارتان(گوشی، تبلت، کامپیوتر، تلویزیون)محل فیزیکی‌تانسن بچه‌تان(شیرخواره، کودک نوپا و…)میزان موفقیت شما در دبیرستانمدرک تحصیلی‌تانساعتی(از شبانه روز) که از گوگل استفاده می‌کنیدزبانی که با آن سخن می‌گوییداینکه آیا به تازگی برایتان اتفاق تأثیرگذاری در زندگی رخ داده یا نه؟وضعیت مالکیت مسکن شماشغل موقت شماعین کلماتی که شما در سرچ گوگل وارد می‌کنیدعناوین و محتوای سایت‌هایی که شما از آنها بازدید می‌کنیدمحصولاتی که می‌خریدمحصولاتی که نزدیک بوده است بخریدنوع وای فای شمامیزان نزدیکی شما به دکل مخابراتیسابقه‌ی نرم‌افزارهای نصب شده‌تانمدت زمانیکه روی نرم‌افزارهای خاص می‌گذرانیدسیستم عاملتانمحتوای ایمیلتانمدت زمانیکه در سایت‌های خاصی سپری می‌کنیداینکه آیا در حال نقل و انتقال هستید(مثلا به یک خانه‌ی جدید)اینکه آیا در حال نقل و انتقال هستید(مثلا در حال پیاده‌روی یا سوار بر قطار)به درازای مدت زمانیکه شما از گوگل استفاده می‌کرده‌اید گوگل درحال درست کردن پروفایل شهروندی برای شما بوده است.این پروفایل شامل موارد زیر می‌باشد:تاریخچه‌ی جست‌وجوی صوتی شماتمام سرچ‌های گوگلی که تابحال انجام داده‌ایدتمام تبلیغاتی که تابحال دیده و یا بازکرده‌ایداماکنی که در سال گذشته به آنها رفته‌ایدتمام تصاویری که ذخیره کرده‌ایدتمام ایمیل های ارسالی تاندر سال 2019 ما به ایجاد ایده‌آلی برای بازاریابی بر اساس موتور جست‌وجو نزدیک شده‌ایم که همان تخصیص چند دستگاهه(multidevice attribution) می‌باشد. زمانیکه این تکنولوژی وارد صحنه شود، تبلیغات و جست‌وجو ها با هم عجین می‌شوند-نه تنها در بین کانال‌ها (مانند:اجتماعی، طبیعی و ایمیل) بلکه حتی در میان دستگاه‌ها (مثلا از موبایل به تبلت به لپ‌تاپ به تلویزیون به دسکتاپ).بسته به وفاداری شما به یک برند خاص، به عنوان مثال تلویزیون شما یک فرکانس بالا در حین یک سری تبلیغات خاص ایجاد می‌نماید که در محدوده شنوایی انسان نمی‌باشد و تنها به کمک یک تلفن در آن نزدیکی بررسی است. اگر تبلیغی برای برند نایک درحال پخش در تلویزیون باشد و شما گوشی خود را بردارید و “کفش‌ نایک” را در گوشی خود گوگل کنید مسیر ارتباطیِ شما از تلویزیون با گوشی لینک می‌شود.برخلاف نفوذِ نظارت بر تقریباً تمام جنبه‌های زندگی ما، اطلاعات اندکی در مورد اینکه واقعاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است در دسترس عموم قرار گرفته است.بازاریاب‌ها در حال حاظر با کمک تغییرات فرکانسی که از گوشی شما به دکل های مخابراتی می‌رسد می‌دانند که آیا شما هر روز برای کارتان مسافت زیادی را طی می‌کنید یا نه. به کمک این موضوع نیز به شما تبلیغاتی را نشان می‌دهند که مورد توجه دیگر افرادی است که شرایطشان مشابه شما است مثلا: هدفون، کیف چرم دست دو برای لپ‌تاپ و یا دستمال گردن.یک محصول خاص را به کمک گوشیتان جست‌وجو کنید و سپس به طور حضوری به یک مغازه سربزنید. این کار را با همین ترتیب انجام دهید، و احتمالا شاهید خواهیم بود که گوگل با استفاده از مکان‌یاب گوشی شما تبلیغ مورد نظر را که شما روی آن کلیک کرده بودید را به محصول خریداری شده توسط شما در مغازه مرتبط کند.به منظور فراهم کردن جزئیات بیشتر در مورد خریدهای حضوری(آفلاین) برای بازاریاب‌ها، گوگل سرمایه‌ی زیادی صرف بدست آوردن اطلاعات کارت‌های اعتباری کرده است. این کمپانی تأیید کرده که به بیش از 70 درصد از فروش های صورت گرفته با کارت‌های اعتباری و قرضه از طریق “مشارکت‌های طرف سومی” دسترسی دارد که آماری عجیب و در عین حال جالب توجه می‌باشد.در دسامبر 2008 Hal Roberts، یکی از اعضای مرکز Berkman Klein برای اینترنت و جامعه در هاروارد راجب تبلیغات گوگل با عنوان “نظارت خاکستری” صحبت کرد. رابرتز گوگل را به عنوان “یک سیستم جمع‌آورنده‌ی آگاهی” معرفی کرد که همراه با بازاریاب‌ها اطلاعات شما را استخراج و جمع آوردی می‌کند. اما برعکس دیگر گونه های نظارت، گوگل قادر به کشتن شما یا انداختن شما در زندان نمی‌باشد.آگهی های گوگل را بخاطر دشوار بودن استخراج اطلاعاتشان برای هر کاربر، نظارت خاکستری نامیده شدند. هرچند رابرتز گفت که این قضیه “یک نقش محوری در ایجاد یک مباحثه‌ی اجتماعی آنلاین” بازی می‌کند. پس از گذشت ده سال تشخیص بهره‌برداری حاصل از آگهی های گوگل سخت‌تر نیز شده است. به رغم ورود نظارت به تقریباً تمام جنبه‌های زندگی ما، اطلاعات اندکی راجب اینکه واقعاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است در دسترس عموم می‌باشد.مردم به گوگل چیزهایی می‌گویند که هیچ جای دیگری به آنها اعتراف نمی‌کنند- نه برای همسرشان، نه دکترشان، نه حتی روان پزشکشان.در طی این سری همه چیزهایی که در مورد نیمه‌ی پنهان موتورهای جست‌وجو میدانم را به شما خواهم گفت. من به زبانی ساده خواهم گفت که گوگل و آگهی‌های آن چطور”پشت پرده” کار می‌کنند تا اطلاعات شما را دنبال کنند.به عنوان یکی از افرادی که داخل این سیستم فعالیت کرده است راجب چیزهایی که اکثریت مردم نمی‌دانند مثل: اینکه تبلیغات گوگل چگونه توسط بازاریاب‌های موتورهای جست‌وجو مورد سو استفاده قرار گرفته و اینکه این پلتفرم چگونه اطلاعات مردم را به فروش می‌گذارد صحبت خواهم کرد. کارهایی که گوگل برای درست کردن تبلیغاتش انجام داده را پوشش خواهم داد. در نهایت هرآنچه شما نیاز به انجام آن دارید تا از این استخراج داده ها توسط گوگل جلوگیری نمایید را مطرح خواهم کرد.امروزه مردم به گوگل چیزهایی می‌گویند که هیچ جای دیگری به آنها اعتراف نخواهند کرد. اما کاربران این شبکه در صورتی که بدانند این تله تا کجا ها گسترده شده است در استفاده از این موتور جست‌وجو انقدر بی‌درنگ عمل نمی‌کنند. با محیا کردن این اطلاعات امیدوارم که خوانندگان بتوانند به جایی برسند که دیگر گوگل تنها گزینه آنها برای گفتن رازها،ترس‌ها، امید و آرزوهایشان نباشد.در انتهای این سری خوانندگان قادر به ارزیابی مجدد ارتباطشان با گوگل خواهند بود و اگر برخی از آنها احساس کنند گوگل همچنان موتور جست‌وجوی آنها است، این بار آنها هستند که قادر به استفاده از این سیستم هستند و نه برعکس این موضوع.برای خواندن مطالب مشابه میتونین به کانال تلگرامی ما سربزنین: https://t.me/algoyar </description>
                <category>الگویار</category>
                <author>الگویار</author>
                <pubDate>Tue, 26 Feb 2019 20:29:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه مثل یک برنامه نویس فکر کنیم- مبحث تکنیک حل مسئله</title>
                <link>https://virgool.io/@algoyar/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AB%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%85%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-xpkui9cimqxj</link>
                <description>اگر علاقه‌مند به برنامه نویسی هستید احتمالا قبلا این جمله‌ی معروف از استیو جابز را شنیده اید که میگوید:&quot;هر کسی در این کشور باید یاد بگیرد تا یک کامپیوتر را برنامه نویسی نماید، زیرا این کار چگونه اندیشیدن را به شما یاد می دهد.&quot;شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که «فکر کردن مثل یک برنامه نویس به چه معناست؟» و «شما چگونه می توانید مثل یک برنامه نویس فکر کنید؟»در اصل این طرز تفکر درباره‌ی یافتن راه حلی کارآمد تر برای حل مسئله است. در این پست ما به معرفی مسیر رسیدن به این طرز تفکر می پردازیم. در انتهای این پست شما خواهید دانست که قدم به قدم چه مسیری را طی کنید مسائل را به روش کاراتری حل نمایید.اهمیت تکنیک حل مسئله چیست؟حل مسئله یکی از اصلی ترین مهارت های یک برنامه نویس می باشد. همه ما مشکلاتی داریم که طرز برخورد ما با آنها به طرزی دل بخواهی می باشد. در صورتی که سیستمی از پیش تعیین شده برای حل مسایل نداشته باشید احتمالا برای حل مسائل از روند زیر پیروی خواهید کرد:امتحان کردن یک پاسخ برای مسئله.اگر این پاسخ درست نبود پاسخ دیگری را امتحان کنیم.اگر پاسخ بعدی هم درست نبود مرحله دوم را تکرار کنیم تا پاسخ درست را پیدا کنیم.شاید برخی مواقع این روش کارساز باشد، اما در عمل این روند علاوه بر اینکه راه مناسبی برای حل مسئله نمی باشد، زمان زیادی نیز از شما به هدر می دهد.بهترین راه حل در وهله اول داشتن یک چارچوب خاص، و پس از آن تمرین آن می باشد.&quot;تقریبا برای تمام کارفرما ها، مهارت های حل مسئله از اولویت بالایی برخوردارند. کارفرمایان مهارت های حل مسئله را مهمترین معیار ارزیابی مد نظر قرار می دهند ... حتی مهمتر از تبحر در زبان برنامه نویسی، رفع باگ ها و طراحی سیستم.تشریح تفکر محاسبه گرایانه (computational thinking) یا همان قابلیت تقسیم یک مسئله بزرگ و پیچیده به بخش های کوچک تر، به اندازه( و حتی بیشتر از) مهارت های معیار دیگر، برای انجام کار اهمیت دارد.&quot;Hacker Rank (2018 Developer Skills Report)یک چارچوب کلی داشته باش:برای پیدا کردن چارچوب مناسب، من از راهنمایی های Tim Ferriss در کتاب “The 4-Hour Chef” استفاده کردم. این قضیه منجر به مصاحبه ی من با دو چهره ی تأثیر گذار شد: C. Jordan Ball (نفر اول یا دوم در میان بیش از 65000 کاربرCoderbyte ) و  V. Anton Spraul (نویسنده‌ی کتاب:  “Think Like a Programmer: An Introduction to Creative Problem Solving”)من در جریان مصاحبه از هردو یک سوال را پرسیدم و جوابشان به سوال بسیار شبیه هم بود!!! به زودی شما هم با این دو نفر آشنا خواهید شد.البته این بدان معنی نیست که آنها تمام کارهایشان را مثل هم انجام میدادند. همه افراد متفاوت از یکدیگرند. شما نیز متفاوت از دیگران خواهید بود، اما اگر با اصولی که همگی معتقدیم مناسب هستند کار خود را شروع کنید، مسیر طولانی تری را در زمانی کوتاه تر طی خواهید کرد.&quot;بزرگترین مشکل برنامه نویس های تازه وارد از نظر من، تمرکز آنها بر روی دستورات به جای یادگیری فن حل مسئله می باشد.&quot;V. Anton Spraulسوال اینجاست که زمانیکه با یک مشکل جدید مواجه میشوید چه باید بکنید؟۱- درک کردنبدانید که دقیقا چه چیزی خواسته شده است. سختی بیشتر سوالات بخاطر مشکل ما در درک آنها است. به همین خاطر این اولین قدم در حین مواجه شدن با مسائل می باشد.به طور کلی می توان گفت زمانیکه ما مسئله را به زبانی ساده و به راحتی بتوانیم شرح دهیم میتوانیم بگوییم آن مسئله را درک کرده ایم. احتمالا برای شما هم اتفاق افتاده است که در حل یک مسئله به مشکل برخورده باشید و در این حالت شروع به توضیح صورت مسئله برای خودتان بکنید، تا اینکه گره کار را پیدا کنید. اکثر برنامه نویس ها این قضیه را تجربه کرده اند.بخاطر همین موضوع است که شما باید مسئله‌تان را روی کاغذ بنویسید، نموداری برای آن بکشید و یا حتی آن را برای فرد دیگری شرح دهید (و حتی در برخی موارد برای یک شی مثل اردک پلاستیکی یا همان تکنیک rubber duck )&quot;اگر قادر به تشریح چیزی به زبانی ساده نباشید، در حقیقت آنرا درک نکرده اید.&quot;Richard Feynman۲- برنامه ریزی:بدون داشتن یک برنامه مشخص و به امید اینکه به طریقی کار را پیش خواهید برد برای حل مسئله نشتابید. ابتدا راه حل خود را برنامه ریزی کنید!هیچ کاری نمی تواند به شما کمک کند اگر شما قادر نباشید مراحل کارتان را قدم به قدم برنامه ریزی کنید. در برنامه نویسی این بدان معنیست که همان ابتدای کار دست به کار نشوید و فرصتی دهید تا ذهنتان مسئله را آنالیز کرده و داده های موجود را بررسی نماید. برای طراحی یک برنامه خوب باید پاسخ این سوال را بیابید:&quot;در صورتی که داده‌ی X را داشته باشیم، چه مراحلی لازم است تا خروجی Y حاصل شود؟&quot;تذکر: کامنت ها یکی از کاربردی ترین ابزاری هستند که می توانند برنامه نویسان را در این زمینه یاری کنند.۳- تقسیم بندی:این قدم مهمترین مرحله در میان تمام مراحل می باشد.هرگز تلاش نکنید که یک مسئله بزرگ را حل کنید. بجای آن سعی کنید آنرا به مسائل دیگری که حل آنها بسیار راحت تر است تقسیم کنید. سپس هر کدام از این بخش های آسان تر را یکی پس از دیگری حل کنید. در این مسیر سعی کنید با بخش ساده تر شروع کنید یعنی مسئله ای که یا جواب آنرا می دانید و یا می توانید راحت تر به جواب آن برسید. همچنین واضح است که مسئله ای ساده تر است که حل آن به حل دیگر مسئله ها وابسته نیست.زمانیکه تمام این مسئله های کوچکتر را حل کردید، پاسخ های مسائل ساده تر را کنار هم بگذارید تا به حل مسئله ی اصلی برسید. این تکنیک در واقع سنگ بنای حل مسئله می باشد پس آنرا به خاطر بسپارید.&quot;اگر می توانستم به تمام برنامه نویسان تازه کار یک مهارت حل مسئله بیاموزم، آن تکنیک، روش کاهش (پیچیدگی) مسئله می بود. برای مثال فرض کنید شما یک برنامه نویس تازه کار هستید و از شما خواسته شده تا یک برنامه بنویسید که ده عدد بگیرد و سومین عدد بزرگ میان آنها را مشخص کند. برای یک برنامه نویس تازه کار، اینکار همراه با چالش های زیادی همراه خواهد بود، هرچند که تنها با دستورات پایه ای برنامه نویسی قابل انجام است.اگر در حل مسئله ای به مشکل برخورده اید باید آنرا به چیزی ساده تر تبدیل کنید. بجای سومین عدد بزرگ، چطور است که بزرگترین عدد را بیابید؟ آیا هنوز هم انجام آن سخت است؟ در مورد پیدا کردن بزرگترین عدد بین سه عدد چطور؟ و یا حتی عدد بزرگتر بین دو عدد؟مسئله را تا جایی که بدانید چطور آنرا حل کنید ساده کنید و راه حل آنرا بنویسید. سپس مسئله را به مرور گسترش دهید و به تبع آن راه حل خود را نیز اصلاح کنید تا زمانیکه به نقطه اولی که از آن شروع کرده بودید برسید (مسئله اصلی).&quot;-  V. Anton Spraul۴- گیر افتادن:تا به اینجای کار شاید این سوال برایتان پیش آمده باشد که اگر مسائل کوچکتر جایگزین را هم نتوانیم حل کنیم چه کنیم؟اول یک نفس عمیق بکشید و بعد از آن بدانید که این امری عادی است و برای همه ممکن است رخ دهد!فرق افراد مختلف اینست که یک برنامه نویس یا تحلیلگرِ بهترِ مسائل، در تقابل با این ضعف ها وکاستی ها بیشترکنجکاو است و مضطرب نمی باشد.در حقیقت در حین مواجه شدن با چنین گره هایی در کارتان می توانید از این 3 نکته استفاده نمایید:مشکل یابی (debug) :  قدم به قدم حل خود را چک کنید و سعی کنید پیدا کنید کجای کار را اشتباه رفته اید. برنامه نویس ها اینکار را مشکل یابی (debugging) می گویند.&quot;هنر مشکل یابی، دریافتن آنست که شما در واقع به برنامه تان گفته اید چه کاری را انجام دهد به جای چیزی که فکر می کنید به آن گفته اید تا انجام دهد.&quot;Andrew Singerارزیابی مجدد:  یک قدم به عقب برگردید و مسئله را از دید دیگری مجدداً بررسی نمایید. آیا چیزی هست که منجر به رسیدن به روندی معمول‌تر و راحت‌تر گردد؟&quot;گاهی ما چنان در جزییات یک مسئله غرق می شویم که از کنار اصول کلی تری که همان مسئله را در سطحی عمومی تر حل می نمایند به سادگی عبور می کنیم.مانند مثال قدیمی راجب جمع تعداد زیادی از اعداد صحیح متوالی،1+2+3+...+n ، که جوانی به نام گاوس سریع متوجه شد که حاصل آن مطابق n(n+1)/2 بدست می آید و به واسطه ی آن از تحمل مشقت انجام جمع اعداد راحت شد.&quot;C. Jordan Ballتذکر: راه دیگر ارزیابی مجدد شروع از صفر می باشد. یعنی هر آنچه دارید را کنار بگذارید و از نو با نگرشی تازه به مسئله بنگرید. مطمیئن باشید که خودتان نیز باورتان نخواهد شد این روش چقدر تاثیرگذار است.تحقیق:  مهم نیست که با چه مشکلی روبرو شده اید، یک نفر احتمالا قبلا آنرا حل کرده است و تنها کافیست آن فرد/حل را پیدا کنید(به عبارتی گوگل اش کنید). در واقع حتی زمانیکه مسائل را خودتان حل کنید هم اینکار را انجام دهید (اینکار می تواند بار آموزشی بالایی برای شما داشته باشد).هشدار: به دنبال راه حلی برای مسئله اصلی تان نباشید بلکه راه حل مسائل آسانتر را جست و جو کنید.چرا؟ چون تا زمانیکه به چالش کشیده نشوید چیزی یاد نخواهید گرفت و اگر چیزی یاد نگیرید تنها وقتتان را هدر داده اید.تمرین:انتظار نداشته باشید تنها پس از گذر یک هفته در کار خود خبره شوید. اگر می خواهید در کار حل مسئله ماهر شوید، زیاد مسئله حل کنید! تمرین، تمرین و تمرین. تنها مدتی طول می‌کشد تا اینکه بتوانید به راحتی تشخیص دهید هر سوال با چه راه حلی سریع‌تر به‌ نتیجه می‌‌رسد.  چطور تمرین کنیم؟ باید گفت که تعداد انتخاب ها بسیار زیاداست. شطرنج، پازل، سوالات مسابقات، سودوکو، مونوپولی، بازی های ویدیویی و...در حقیقت یک الگوی معمول بین افراد موفق عادتِ حلِ سوالچه (micro problem) است. برای مثال Peter Thiel شطرنج بازی می کند و Elon Musk بازی های ویدیویی انجام می دهد.&quot;Byron Reeves گفت که: «اگر بخواهید ببینید که رهبری تجارت ها در سه تا پنج سال آینده چگونه خواهد بود، نگاه کنید که در بازی های آنلاین چه اتفاقی رخ می دهد.»با جهشی به امروز، Elon [Musk]، Reid [Hoffman]،Mark Zuckerberg و بسیاری دیگر اذعان کرده اند که بازی ها زیربنایی برای موفقیت آنها در ساخت کمپانی هایشان بوده است.&quot;Mary Meeker (2017 internet trends report)اما آیا این بدان معناست که شما تنها باید بازی های ویدیویی انجام دهید؟ اصلا و ابدا.پس اهمیت بازی های ویدیویی در چیست؟ باید گفت که اهمیت آنها در حل مسئله است!پس، کاری که باید انجام دهید یافتن یک راه دررو برای تمرین کردن است. چیزی که به شما اجازه دهد تا تعداد زیادی سوالچه (micro problems) حل کنید.برای مثال، من از چالش های کد زنی لذت می برم و هر روز سعی می کنم حداقل یک چالش را حل کنم(معمولا در  Coderbyte)همانطور که گفتم تمام مسائل از الگوهای مشابه بهره می گیرند.نتیجه گیری:این تمام کاری بود که باید انجام دهید! حالا شما در مورد «فکر کردن مثل یک برنامه نویس» بیشتر می دانید. همچنین می دانید که مهارت حل مسئله یک مهارت بسیار مهم برای سرمایه گذاری جهت رشد و بارور سازی توانایی هایتان می باشد.علاوه بر این، الان شما می دانید که چه کاری انجام دهید تا مهارت های حل مسئله خود را تمرین کنید!در نهایت امیدوارم با مسائل زیادی برخورد کنید. بله، درست میبینید. حداقل حالا می دانید چطور آنها را حل کنید!(همچنین، یاد میگیرید که با هر پاسخ، شما پیشرفت بیشتری می کنید.)&quot;درست زمانیکه فکر می کنید به سلامتی از سد یک مانع رد شده اید، مانعی دیگر سر راهتان قرار می گیرد. اما همین قضیه است که زندگی را هیجان‌انگیز می کند.[...]زندگی فرآیند عبور از همین موانع است-که مانند جبهه های مجهزی پشت سر هم هستند و ما باید از آنها عبور کنیم.هر بار چیزی یاد خواهید گرفت.هر بار قدرت، ذکاوت و دید شما تکامل می یابد.هر بار که قدری در این رقابت پیش می روید. تا زمانیکه تمام آنچه باقیست خود شمایید: بهترین نسخه ی شما.&quot;Ryan Holiday (The Obstacle is the Way)حالا شروع به حل مسائل کنید!و با آرزوی موفقیت برایتان.برای خواندن مطالب مشابه میتونین به بلاگ ما سربزنین: لینک</description>
                <category>الگویار</category>
                <author>الگویار</author>
                <pubDate>Sat, 23 Feb 2019 20:23:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>