<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Alguien</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alguien</link>
        <description>جایی برای تخلیه افکار اسیدی یک XNTJ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 00:18:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1284131/avatar/HvOU0H.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Alguien</title>
            <link>https://virgool.io/@alguien</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مرگ، غروب یا طلوع؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alguien/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%BA%D8%B1%D9%88%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%B9-oxuajmfwz5ow</link>
                <description>کاش میشد یه دور بمیریم، بریم اونور، بفهمیم چی در انتظارمونه.بفهمیم اصلا این دنیا ارزش زندگی کردن داره؟ارزش اینو داره که کلی بخاطرش بجنگیم؟ارزش اینو داره که همش این در و اون در بزنیم تا بتونیم چیزایی که دوس داریمو داشته باشیم؟کاش میشد ببینیم اونور چی منتظرمونه؛ اینجوری شاید یکم انگیزه میگرفتیم واسه زندگی، شاید قدر لحظه هامونو بیشتر میدونستیم...شایدم برعکس، میفهمیدیم این دنیا همش خوابه و سعی میکردیم زودتر ازین خواب بیدار بشیم...یه لحظه چشاتونو ببندید.فرض کنید ذهنتون هیچ پیشفرضی نداره درباره مرگ...نه اسلامی هست که بگه بعد از مرگ برزخ و بعد بهشت و جهنمه و...نه با تناسخ اشنایی داریهیچیِ هیچی.اونوقت فکر میکنی بعد مرگ چه اتفاقی برات میوفته؟</description>
                <category>Alguien</category>
                <author>Alguien</author>
                <pubDate>Sat, 13 Nov 2021 12:31:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:)</title>
                <link>https://virgool.io/@alguien/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-pubhbfmvuugd</link>
                <description>نشستم رو تختم؛ تکیه دادم به دیوار... دلم گرفته.خواستم برم بیرون قدم بزنم. خواستم موزیک گوش بدم؛ دستمو بردم گوشی و هندزفری رو از گوشه تخت برداشتم؛ چند ثانیه گذشت... دستمو نگاه کردم؛ خالی بود.سرمو تکیه دادم به دیوار و چشمامو بستم.تصور کردم تو خیابون مورد علاقم دارم قدم میزنم. دستمو میکنم تو جیب پالتوم و هندزفریمو در میارم و میذارم تو گوشم. میرم تو موزیک پلیر و یه آهنگو رندوم پلی میکنم و میذارم رو شافل؛ هرچی باشه، فقط میخوام یه صدایی تو گوشم باشه. یکی یکی آهنگا تو ذهنم مرور میشن...&quot;قشنگه رد پای عشق بیا بی چتر زیر برف...&quot;&quot;اونقدر قلبم قبره...&quot;&quot;in case you didn&#x27;t know...&quot;با مرور هر کدوم حالم هم عوض میشه.میرسم خونه؛ هندزفریمو درمیارم؛ چشامو باز میکنم...انگار از خواب بیدار شدم. چند ثانیه طول میکشه تا به محیط عادت کنم. آفتاب غروب کرده...چه همه راه رفتم!</description>
                <category>Alguien</category>
                <author>Alguien</author>
                <pubDate>Mon, 01 Nov 2021 19:43:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>