<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی آزادی منش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ali.azadimanesh</link>
        <description>استراتژیست و مشاور برند</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:06:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/141486/avatar/C4Yx9S.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی آزادی منش</title>
            <link>https://virgool.io/@ali.azadimanesh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تصویر برند و ریزداده</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.azadimanesh/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-g4obe2dyykac</link>
                <description>ستاره ها را مردم می دهند نه شمااونهم به زور خودتان روی دیوار بچسانید.ریزدادهیاSmall dataآقای مارتین لینداستورم هم در کتابی با همین نام به این موارد اشاره داره و صد البته در مدل های برندسازی هم می توان اشاره هایی از آن را یافت. بحث کلی این است که در ذهن مخاطبان شما ادراک توسط ریزداده ها ایجاد میشود. در تجربه استفاده از هتل ها در ایران موضوع مهمی که به زیاد به چشم می خورد ستاره های قلابی ای هست که ما به خودمان میدهیم. در خیلی از صنایع مخصوصا صنعت هتلداری چیزی که خیلی مهم هست توجه به ریزداده ها ست.چرا فکر می کنیم مشتری نمی فهمد. چرا فکر می کنیم اینها عادی ست و مهم ستاره های روی دیوار هتل هست.در اسلاید ها عکس هایی از دو هتل ۵ ستاره در دو شهر مختلف قرار دادم.خودتان قضاوت کنید.علی آزادی منشاستراتژیست و مشاور برند</description>
                <category>علی آزادی منش</category>
                <author>علی آزادی منش</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 11:25:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه می توان خوش بین بود وقتی همه چیز افتضاح است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.azadimanesh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-za8fj82nrpbg</link>
                <description>چگونه می توان خوش بین بود (وقتی همه چیز افتضاح است)&quot; How to Stay Optimistic (When Everything Is Awful)&quot;در روزگاری به سر می بریم که از دهه ها قبل، جهان هیچ وقت با چالش و مشکلاتی در این وسعت روبرو نبوده است، طوری که حتی انسان مدرن امروزی را با همه دانش هایش به مبارزه طلبیده است. در ابتدای شروع همه گیری بیماری کووید-19،  همگان امیدوار بودند که ظرف چند هفته وضعیت بحرانی تمام خواهد شد ولی این امیدواری به ماه تغییر پیدا کرد و اکنون صحبت از پایان آن در سال های آینده می باشد. لذا بر خلاف قبل، امیدواری ها رفته رفته از اذهان ما رخت بربست و ما با تمام توان این روزها در تلاش هستیم که امید خود را از دست ندهیم و با همه مصائب و مشکلات خوش بین باشیم. لذا با توجه به شرایط جامعه تصمیم گرفتم خلاصه ای از مقاله بیل تیلور با همین نام در HBR در تاریخ 25 فوریه 2021 منتشر شده ارائه شده است:اکنون زمانی است که باید برای خوش بینی ها تلاش کرد. مرگ و میرها و غم از دست دادن عزیزان به طرز غم انگیزی همچنان بالا است. وضعیت کسب و کارها و اشتغال بسیار بد است . بنابراین بسیاری از همکاران ما و خانواده های ایشان، احساس استرس ، خستگی ، عصبانیت می کنند. بنابراین بازگرداندن حس امید و خوش بینی برای همه ما مهم است. جان گاردنر ، دانشمند افسانه ای رهبری که بینش او بر نسل های مختلف مدیران تأثیر فراوان گذاشته است، اظهار داشت که تغییر مثبت به ندرت از ایمان کورکورانه یا ساده لوحی آغاز می شود، اما از ناامیدی یا شکست پذیری نیز شروع نمی شود.  وی در سال 1968 ، در قسمت دیگری از آشوب و مبارزه نوشت:  &quot;اولین و آخرین وظیفه یک رهبر زنده نگه داشتن امید است.  ما باید به خود و آینده خود ایمان داشته باشیم اما باور نکنیم که زندگی آسان است.&quot;به عبارت دیگر ، رهبران به همکاران خود کمک می کنند واقع بین و خوش بین باشند. اما سوال اینجاست :چه شما یک شرکت را اداره می کنید و چه یک تیم را مدیریت کنید ، چگونه می توانید همکاران خود را خوشحال نگه دارید وقتی که همه دنیا احساس ناراحتی می کنند ؟ وقتی اوضاع بسیار ناامید کننده به نظر می رسد چگونه امید را زنده نگه می دارید؟در اینجا توصیه هایی آورده شده است که از متفکران مشهور در مورد زندگی سازمانی ، نوآوری ، حتی مراقبه گرفته شده است ، که نویسنده خوش بین هست به شما کمک می کند آینده مثبت تری را رقم بزنید.· از همه دعوت کنید که به یک حل کننده مسئله تبدیل شوند ، سپس به آنها فرصت دهید تا مسائل را برطرف کنند.بیش از یک دهه پیش ، Sara D. Sarasvathy یک مطالعه تأثیرگذار درباره چگونه نوآوران و کارآفرینان کارهایشان را انجام می دهند منتشر کرد . به گفته وی ، ریشه یابی این موضوع این گونه است که نوآوران موفق، آینده ای را که دیگران نمی توانند ببینند پیش بینی می کنند ، برنامه ای دقیق برای تبدیل این آینده به واقعیت تهیه می کنند و منابع مالی و انسانی را برای حمایت از تلاش های خود جذب می کنند.در حقیقت ، بیشتر عوامل تغییر در ابتدا با &quot;آنها چه کسانی هستند&quot; (ویژگی ها ، سلیقه ها و توانایی های آنها) شروع می کنند و سپس از &quot;آنچه آنها می دانند&quot; (آموزش ، تخصص و تجربه آنها) استفاده كنند. و بعد از آن با  &quot;چه کسانی را آنها می شناسند&quot; (شبکه های اجتماعی و حرفه ای آنها) ادامه می دهند . او این رویکرد را &quot;اصل پرنده در دست&quot; می نامد. با استناد به این اصل ، او استدلال می کند ، شروع یک کار جدید یا بهتر کردن کارها دیگر یک اقدام قهرمانی فوق العاده خطرناک نیست. این کاری است که می توانید در محدودیت ها و امکانات زندگی عادی افراد انجام شود.به گفته تئودور روزولت، با تشویق همكاران خود برای انجام کارها با درک اینکه &quot;آنچه می توانید به علاوه آنچه به دست آورده اید ، مشخص می کند که کجا قرار دارید&quot; روحیه ای ایجاد می كنند كه منجر به خوش بینی می شود.· فقط ایده های جدید را قهرمان نکنید ؛  ارتباطات خود را نیز تقویت کنید.در این دوران که آشفتگی در سطح بی سابقه ای بالاست ، رهبران به طور درک پذیری وسوسه می شوند که روی آینده با ایده های تغییر دهنده بازی شرط بندی کنند مانند : اختلال دیجیتال ، خلق مجدد محصول و تحول سازمانی. هرچند اغلب ، رهبرانی که از ایده های آینده گرایانه پیروی می کنند از روابط انسانی و عاطفی که اتفاقا امروز همکاران را می تواند راضی نگه می دارد چشم پوشی می کنند. حفظ و ارتقای این ارتباطات شاید تاثیر کمی داشته باشد ولی برآیند آنها می تواند عامل تغییرات بزرگتری در جهان شود.· برای مقابله با این همه خبر بد ، هر خبر خوب را به اشتراک بگذارید.متخصصان روانشناسی خیلی در این مورد اتفاق نظر ندارند، اما تقریباً همه بر این عقیده اند که مردم به طور غریزی بیشتر به اخبار بد و منفی پاسخ می دهند تا خبر خوب.  آنها توصیه می كنند برای خوش بین نگاه داشتن همکاران ، رهبران باید بر داستانهای امیدواركننده و تحولات مثبت تأكید كنند (حتی بیش از حد تأكید كنند).</description>
                <category>علی آزادی منش</category>
                <author>علی آزادی منش</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 13:25:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به یاد استاد...</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.azadimanesh/%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-vjmwstnog9iq</link>
                <description>می دونید, برای هر کسی لحظاتی تو عمرش پیش میاد که اولا بعدا که فکر می کنه نمی تونه بفهمه که ایا تلاش خودش باعث اون شده یا تقدیر وسرنوشت و دوما دوست داره بارها و بارها دوباره تکرار بشه. ? دوران شاگردی استاد مهران دوستی از اون لحظاتی بود که همش میخوام توش می موندم  از بچگی دوست داشتم گوینده باشم. بارها و بارها جلوی آینه و وقتی خلوت می کردم با خودم, ادای مجری شبکه های یک و دو و یا برنامه کودک رو در می آوردم. اولین بار خاله ام توی سه سالگی فک کنم سال 61 بود که صدای شعر خوندم رو ضبط کرد که اونم یه خردش مونده البته. شعر خاله سوسکه رو می خوندم: خاله سوسکه خاله سوسکه تو بگو کجا می ری تا منم بیام... یه بار هم یه نوار کاست سی دقیقه ای رو به عنوان برنامه جنگ تهیه کردم سال 67 یا 68 بود که بعدا البته برادر کوچکم سهوی روش صدای خودش رو ضبط کردم ولی چند دقیقه اش باقی مونده که حتما براتون می گذارمش. لطیفه می گفتم, شعر می خوندم با یه ضبط دیگه موزیک پس زمینه می گذاشتم و... بعد به دلیل درس و تمرکز بر دبیرستان و دانشگاه و اینها متاسفانه نتونستم به این عشق و علاقم بپردازم. تا رسیدم به سال 90 که هم بخاطر کار بازاریابی و روابط عمومی و هم بخاطر اینکه ممکنه این آخرین فرصت باشه برای من, پیگیر شدم که در موسسه شیوا آوا   بتونم شاگردی استاد مهران دوستی رو بکنم که پس از ازمون ورودی این افتخار نصیبم شد. اسم دوره هم گویندگی و فن بیان بود. روزای دوشنبه ساعت 5 بود اگه درست بگم. چه روزایی بود. شاگردی استاد مهران دوستی قابل وصف نیست و چقدر زود ایشون رو از دست دادیم. ? جلسه اول که ایشون اومدند همه هیجانی شدیم با دیدن استاد دو تا خاطره می گم بهتون از بین خاطراتی که اون چند ماه با استاد داشتم. یه بار تمرین ما این بود که شعر بخونیم. توی شعر خوندم خیلی فن بیان هست خیلی. همه خوندن من هم خوندم. استاد گفت علی تو مهندسی خوندی؟ گفتم بله استاد گفت برای همینه شعر رو خیلی خشک می خونی. باید خیلی از روی فن بیان و لحنت کار کنی. منم از اون موقع رو خودم کار کردم و باز پیشش خوندم و راضی شد. خاطره دومم رو الان تصمیم گرفتم که پست جدایی بگذارم چون خیلی خوبه. ای کاش زودتر استاد رو می دیدم. ای کاش زمان بیشتری برای شاگردی داشتم. ای کاش... خدا رحمتش کنه. راستی خیلی برنامه داشتن ایشون ولی کافه رادیو رو خیلی دوست داشتم  علی آزادی منش مربی کسب و کار</description>
                <category>علی آزادی منش</category>
                <author>علی آزادی منش</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2020 15:19:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>