<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ali.gharavi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ali.gharavi</link>
        <description>...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 14:32:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/90834/avatar/lAfvCC.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ali.gharavi</title>
            <link>https://virgool.io/@ali.gharavi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سماع مولویه</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.gharavi/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C%D9%87-gqme9oo2z6aw</link>
                <description>سماعی که اکنون انجام میشود به این صورت است: یک پوست قرمز در قسمتی از سماع خانه که قطب می نامندش قرار دارد و تعدادی پوست سفید در طرف جنبی آن است. در گذشته به دلیل تقدس عدد هجده برای دراویش مولویه، تعداد این پوست ها هجده عدد بوده است. پس از این که مطربان زمانی را نواختند، دور ولدی آغاز می شود. سماع زن ها، سماع زن باشی، و شیخ یا پوست نشین به ترتیب وارد سماع خانه می شوند و بر روی پوست ها قرار می گیرند.با شروع موسیقی پیشرو سماع زنان و شیخ بر زمین سجده وار بوسه می زنند. شیخ با فاصله کمی در جلو پوست می ایستد و سر می شکند (تعظیم می کند) متقابلا سماع زن ها هم سر می شکنند. شیخ نیم دایره می زند و به طرف راست می پیچد. هماهنگ با موسیقی پای راست را به جلو می برد، پای چپ را به کنار پای راست می برد. سپس سماع زن باشی به همان ترتیب راه می افتد. پس از او سماع زن ها یک به یک به طرف پوست می روند. در مقابل پوست که رسیدن با چرخشی به عقب بر میگردند و رودر روی درویش پشت سر به هم سلام می دهند. دوباره نیم چرخی می زند و به دنبال شیخ و یگر سماع زنان به حرکت ادامه می دهد. این دور را دور ولدی می گویند. درویش بعدی هم دقیقا همین کار را تکرار می کند و سه دور ولدی می چرخند. در دور آخر شیخ به طرف پوست می رود و توقف می کند. سایر سماع گران هم در کنار هم در یک صف قرار می گیرند در این وقت شیخ رو به جانب صحن سماع خانه سر می شکند و درویشان نیز به آرامی سر می شکنند. هم زمان با نواختن آیین شریف هر یک از درویشان به آرامی یقه خرقه خود را گرفته و خرقه را به آرامی بصورت تا کرده روی زمین می افکنند. این عمل را خرقه افکنی می گویند. دراویش خرقه را ستار العیوب می دانند و با خرقه دری پای بر ریا می نهند. از طرفی خرقه افکنی نمادی از از دورانداختن علایق مادی است. سماع از چهار سلام تشکیل شده است. در سلام اول شیخ دست چپ را زیر خرقه بر روی سینه نهاده دست راست را از آستین خرقه بیرون می نهد و روی درست چپ می گذارد. سماع زن باشی به طرف شیخ می آید بر دست راست او بوسه می زند و شیخ هم بوسه ای بر سکه (کلاه) او می زند. بعد به طرف مرکز سماع خانه می رود و دوباره سر می شکند و شیخ هم در مقابلش سر می شکند. دراویش به همان ترتیب دو دست بر سینه به مقابل شیخ امده بر دست راستش بوسه میزنند، شیخ هم بر سکه آنها بوسه میزند و این رمز رخصت است برای چرخش. درویش رخصت یافته همانطور که دست بر سینه و شانه دارد شروع به چرخش می کند. در این حالت درویش شبیه عدد یک می شود که نماد &quot;وحدت وجود&quot; است.سماع گران قونیهمولانا گردش‌ها را به فرمان حق می‌داند. او در دیوان شمس آورده است: گرد دل من جانا دزدیده همی‌گردی / دانم که چه می‌جویی ای دلبر عیار / تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان / در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم. به هنگام چرخش تنوره درویش به صورت موزون و دایره وار و چترگونه باز می شود. به تدریج دست ها از شانه تا روی کمر پایین می آید و به نرمی بالا می رود و از دو طرف باز می شود. کف دست راست رو به آسمان و کف دست چپ رو به زمینست. دست راست رو به بهشت برای گرفتن نعمت و دست چپ به پایین اشاره دارد تا نشان دهد که این نعمات را به سایرین منتقل می‌کند. سر بر روی شانه ی راست خم می شود. آخرین درویش که از شیخ رخصت گرفت شیخ بر روی پوست بر می گردد و و در پشت پوست با حالت نیاز بر پا می ایستد. در پایان سلام اول در انتهای موسیقی دراویش از چرخ باز می ایستند و دست ها را به حال نیاز بر می گردانند و دامن ها به زیبایی بر روی پای فرود می آید. دراویش در گروه های سه و چهار نفری به کنار سماع خانه می روند و رو به شیخ در حال نیاز می ایستند. شیخ در جایگاه خود سر می شکند و سماع کنندگان هم سر می شکنند. سلام دوم و سوم هم تقریبا به همین ترتیب با اندک تفاوت انجام می شود. اما در سلام چهارم شیخ و سماع زن باشی هم به میان سماع خانه می آیند و در حالی که با دست راست لبه ی خرقه خود را گرفته اند به چرخ زدن مشغول می شوند. سماع زن ها که در سلام های قبل هم به دور خود هم به دور سماع خانه می چرخیدند این بار در جای خود فقط به دور خود می چرخند. پس از کنی فقط صدای تک نوازی یک ساز به گوش می رسد. شیخ به طرف پوست بر می گردد.بر پوست سلام می دهد. سماع زن ها هم به جای خود باز می گردد. زمین را سجده می کنند و دو زانو بر پوست سفید می نشینند. پس از آن آیات قرآن تلاوت می شود. بعد از صدق الله ... سوره فاتحه را می خوانند.پس از آن شیخ و سماع زن ها بر زمین سجده می کنند سپس بر پای می ایستند. شیخ در جلو پوست دعایی را که مولویه گلبانگ می نامند به فارسی می خواند و هنگام رسیدن به نام مولانا و شمس تبریزی و امام علی شیخ و سماع زنان سر می شکنند و تعظیم می کنند. همین که گلبانگ به پایان می رسد شیخ می گوید &quot;هو&quot; و همه ی سماع زنان تا جایی که نفس دارند هو را کش می دهند. پس از آن شیخ به سماع زن باشی و سپس مطربان سلام می دهد و از سماع خانه خارج می شود. به دنبال او سماع زن باشی و سماع زن ها و مطربان از سماع خانه خارج می شوند.</description>
                <category>ali.gharavi</category>
                <author>ali.gharavi</author>
                <pubDate>Tue, 10 Dec 2019 10:40:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سماع پس از مولانا</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.gharavi/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7-kqvv6n24ruzn</link>
                <description>پس از درگذشت مولانا حسام الدین چلبی جانشین او شد و پس از او سلطان ولد پسر بزرگ مولانا بر مسند رهبری طربقت مولویه تکیه زد و به یادبود پدرش، مراسم سماع برگزار می شد.بارگاه #مولانادرویشان هر شب جمعه پس از زیارت تربت مولانا و بوسه بر صندوقچه اش در مقابل تربت او سر تعظیم فرود می آوردند و در سماع خانه مجاور تربت به چرخ و سماع می پرداختند. در این زمان، قونیه مرکز طریقت مولویه شناخته می شد و هنوز هم پیروان مولانا آنجا را درگاه می نامند. اولین رساله ای که از شکل نهایی سماع به صورت امروزی سخن رانده از نوه دختری سلطان ولد است. در سال های بعد هم سماع در بین پیروان مولانا رواج داشت و بعضی از سلاطین عثمانی نیز از مریدان مولانا بودند و در مراسم سماع شرکت می کردند. مولوی خانه ها در دوران اوج خود بودند که در سال هزار و نهصد و بیست و سه آتاتورک به ریاست جمهوری ترکیه رسید. او مجلس را تعطیل، سلطان عثمانی را تبعید، دادگاه های شرعی را منحل، الفبای جدید لاتین را جایگزین الفبای قبلی و تغییرات بسیاری صورت داد. از جمله اقدامات او ممنوعیت اجتماعات دراویش، ممنوعیت سماع، تعطیلی خانقاه ها و مولوی خانه ها بود. در شب عُرُس سال هزار و نهصد و بیست و پنج ماموران، مراسم سماع را متوقف کردند و دامن های شکفته ی دراویش برای سال ها از چرخش ایستاد و قفل بزرگی بر در مقبره مولانا زده شد. دو سال بعد آتاتورک اجازه داد تا مقبره مولانا با عنوان موزه قونیه باز شود. بیست و هشت سال بعد شهردار موافقت کرد تا فقط به بهانه جذب توریست و نه به عنوان مراسمی عرفانی، مراسم سماع در سینمای شهر برگزار شود. تا سالها بعد ماموران کوچکترین نشانه هایی از عرفان را در این مراسم بر نمی تابیدند مثلا شبی با ذکر زیر لب گفتن پیری در هنگام سماع قصد تعطیلی مراسم را داشتند. این مراسم در کتابخانه عمومی شهر و بعدتر در سالن ورزشی دبیرستانی انجام می شد. از سوی دیگر &quot;رسوخی بایقرا&quot; شیخ خانقاه قونیه با اعتراض به این که آنچه در قونیه انجام می شود نمایش است نه سماع از حضور در مراسم منع شد. او قونیه را برای همیشه ترک کرد. در سال هزار و نهصد و پنجاه و چهار، نام موزه به عنوان «موزه مولانا» تغییر کرد. از دو سال بعد از این تغییر نام مراسم شب عرس در ورزشگاه شهر انجام می شد. در سالهای اخیر مرکز فرهنگی مولانا با معماری زیبا برای مراسم سماع ساخته شده و هر هفته مراسم سماع در تالار سماع آن برگزار می شود اما هنوز مراسم اصلی شب عرس، به دلیل گنجایش بیشتر در استادیوم ورزشی برگزار می شود.در ادامه &quot;سماع مولویه&quot;...</description>
                <category>ali.gharavi</category>
                <author>ali.gharavi</author>
                <pubDate>Tue, 10 Dec 2019 10:37:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سماع و عارفان</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.gharavi/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%88-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86-qe6mud576zhu</link>
                <description>سماع در اصطلاح عارفانه، حالتی است که بر اثر شور باطنی به سالکان عرفان دست می دهد و ایشان بی خود از خویش می چرخند و پای می کوبد و دست می افشاند. سماع در صدر یا قبل از اسلام وجود داشته اما نه به صورتی که در مجالس صوفیه برگزار می شده.اولین نشانه های سماع در متون،مربوط به قرن سوم هجری است. ذوالنون مصری که از زندان متوکل آزاد شد،صوفیان دور او گرد آمده، قوال شعری خواند و جمع پایکوبی کردند. اما نخستین حلقه سماع را گویا علی تنوخی در بغداد برپا کرد و عده ای هم به نظاره نشستند. ابوسعید ابوالخیر گاهی با شنیدن سخنی عرفانی از پیری یا هنگام خواندن آیه ای از قرآن یا حدیثی از پیامبر از خود بی خود شده و به سماع بر می خواست. در قرون بعد هم خواجه عبدالله انصاری، احمد غزالی، عطار، شمس،مولانا، صفی الدین اردبیلی، شاه نعمت الله ولی، از مشاهیر سماع شناخته شده اند. روزهای نخست محفل سماع یک محفل شعرخوانی بود و صوفیان با زمینه ای که داشتند تحت تاثیر صوت خوش و معنی کلام، حالی پیدا کرده و به پایکوبی می پرداختند. رفته رفته دف و نی برای تاثیر بیشتر وارد مجالس سماع شد و دیری نپایید که در همه جا رواج یافت. به حدی که هویجری می گوید: من دیدم از عوام، گروهی پنداشتند که تصوف جز این نیست. این امر موجب ورود قوانین و نظمی به مراسم سماع شد. مانند این که محل سماع باید از عوام خالی باشد. یا سماع بر کسی حلال است که نفس او مرده و دلش زنده باشد. یا تا حال سماع نیاید نکنید و آن را عادت نسازید.#سماع گران #قونیه افلاکی می نویسد مولانا وقتی به وجد می آمد با گفتن &quot;هی&quot; پا بر زمین می کوبید و به چرخ زدن می پرداخت. در مورد کیفیت سماع مولوی چیزی جز چرخ زدن،دست افشانی و پای کوبی در منابع دیده نمی شود. مولانا قبل از دیدار شمس،چندان التفاتی به سماع نداشت. اما بعد از این دیدار، با شنیدن سخن موزون،نغمه یا نوایی،از خود بی خود شده و ساعت ها به سماع می پرداخت. مانند روزی که از بازار می گذشت صدای چکش صلاح الدین زرکوب او را از خود بیخود کرده،ساعتها به سماع پرداخت. مولانا در هنگام سماع آوای گردش کائنات را به گوش جان می شنید.آهنگی که درویشان را به چرخش درمی آورد، نمادی از موسیقی کائنات است.در ادامه &quot;سماع پس از مولانا&quot;...</description>
                <category>ali.gharavi</category>
                <author>ali.gharavi</author>
                <pubDate>Tue, 10 Dec 2019 10:26:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>