<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ali.muslim14</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ali.muslim14</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:12:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/9636/avatar/iSJkM8.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ali.muslim14</title>
            <link>https://virgool.io/@ali.muslim14</link>
        </image>

                    <item>
                <title>افسانه فرگشت</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-phyclnoxtmvw</link>
                <description>&quot;پیچیدگی کاهش ناپذیر&quot; (Irreducible Complexity) عنوان مبحثی است که دانشمندان بر رد فرضیه داروینیسم ها مطرح می کنند. به طور خلاصه پیچیدگی کاهش ناپذیر به این معناست که موجودات زنده پیچیدگی ای فوق تصور دارد که در صورت کوچکترین خلل در ساختار آن، موجود دیگر قادر به ادامه حیات نخواهد بود چه برسد به اینکه پس از صدها هزار سال و به وجود آمدن صدها گونه دیگر از آن به موجود دیگر تبدیل شود.به عنوان مثال یک موجود زنده یا باید باله کارامد داشته باشد یا پنجه و انگشتان منظم و هر کدام ساختار سلولی و دی ان ای مخصوص به خود را برای ساخت پروتئین های به غایت پیچیده خود دارند. و کوچکترین خللی در ساختار ژنی و ساختار سه بعدی مولکول های پروتئین آن سبب عدم کارایی و مرگ موجود می شود. در مثال فوق باله معلول و یا زائده انگشت مانند، باعث مرگ همان گونه می شود و هرگز به صد ها هزار سال نمی کشد.کتاب &quot;جعبه سیاه داروین&quot; (Darwin s Black Box) این مطلب را با بررسی موتور تاژک یک تک سلولی اثبات میکند. این موتور علارغم پیچیدگی مولکول هایش اجزای معدودی دارد که کمترین تغییر و نابسامانی در چینش ساختاری آن سبب عدم حرکت تاژک  و مرگ تک سلولی می شود.این مبحث و همچنین شواهد فسیلی در چند مستند همراه با مصاحبه با دانشمندان محقق در این زمینه در نشانی زیر آمده:http://www.mostanadnegar.com</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Thu, 16 Aug 2018 15:00:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آوازه خوانان دینی</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-v3qxutvnbiah</link>
                <description>چندی پیش کلیپی از جماعتی خارق العاده و عجیب در صدا و سیما دیدم که با خواندن ترانه!! و کف زدن در مولودی اهل بیت به یاد و ذکر!! آن حضرات مشغول بودند! با دیدن این صحنه ها به خاطرم آمد که تشکیل امثال داعش و شیعه گریزی زحمت زیادی نمی خواهد فقط کافی است برخی از این صحنه های چندش آور که توهین به ساحت حضرات معصومین است را در معرض دید مسلمانان جهان قرار دهند. معلوم نیست اینان این مناسک را از کجای شیعه آورده اند. مگر نه اینکه ما موظف به تبعیت از سیره انبیاء و ائمه علیهم السلام هستیم؟؟بنده خدا عشق کف زدن داری برو تولد عمت کف بزن چرا دین رو مسخره کردی.</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Wed, 15 Aug 2018 11:11:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمهوری نسبتاً اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA%D8%A7%D9%8B-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-xnlmo0usfyyg</link>
                <description>در حالی که بسیاری نخبگان! در پی راه حل مشکلات اقتصادی ایران هستند متاسفانه باید عرض کنم برخی از ما نادان تر از آنیم که بفهمیم چرا از اساس باید توسعه اقتصاد داشته باشیم که پررونق باشد یا ورشکسته. http://bornos.blog.ir</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Wed, 15 Aug 2018 07:03:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکامل انواع (نظریه علمی یا چماق لیبرالیسم)</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/darvin2-d3gyunadlhtj</link>
                <description> فرضیه  عمومی تکامل ریشه در علوم ندارد، بلکه یک نظام تفکر مادی است که در قرن  بیستم بر حوزه های مختلف علوم تحمیل شده است. حاکمیت مدل های تکاملی بر  مراکز علمی با انگیزه های سیاسی اقتصادی صورت پذیرفته است. بحران های عظیم  زیست محیطی، اخلاقی و عاطفی در قرن بیستم ریشه در استیلای تفکر مادی بر  مراکز علمی دارد.در دنیای  مهندسی و طراحی سیستم های پیچیده و هوشمند سخن از جهش و انتخاب طبیعی به  میان آوردن و نقشی برای فرایندهای اتفاقی و زمان قایل شدن به افسانه های  علمی و داستان های تخیلی بیشتر شبیه است تا نظرات علمی. تحقیق درباره شواهد فسیلی و همچنین پیچیدگی کاهش ناپذیرِ موجودات زنده (Irreducible Complexity)، آزمایش میلر و بررسی احتمال تصادفی بودن در مهندسی فوق پیچیده حیات از جمله مباحث این مجموعه هستند.به همراه PDF فهرست بیش از 950 نفری دانشمندان جهان که تردید و نارضایتی خود را نسبت به داروینیسم اعلام کرده اند. دریافت فایلدانلود فیلم ها:معمای داروینپرونده‌ای برای خالقرمزگشایی اسرار حیاترمزگشایی اسرار حیات (تکمیلی)سایر مطالب:    bornos.blog.ir </description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Thu, 19 Jul 2018 13:29:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسانه تکامل (اعترافات دانشمندان)</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/takamol1-ne5zhgxkoueu</link>
                <description>اگر نشان داده شود که هر عضو  پیچیده­ای، احتمالاً به واسطه تغییرات جزئی، متوالی و بیشماری نمی­توانند  شکل گرفته باشد، در این صورت نظریه من کاملاً فرو می ­ریزد. چالز داروین،  منشاء انواعدر  تلاش برای توضیح اینکه چگونه سیستم پیچیده فوق­ العاده تخصصی تدریجاً از  طریق اَشکال حدواسطِ کاملاً کارآمد تأمین شده باشد چنین است که گویی شخص با  مسئله ­ای هزاران بار پیچیده ­تر از مسئله تکامل پرها در پرندگان مواجه  شود. شک و تردید به گونه­ ای اجتناب­ ناپذیر اوج می­ گیرد که هیچ سیستم  حدواسطِ کارآمدی نمی­تواند وجود داشته باشد. دانکر H.R. Duncker)) بیشترین  انواع جدید موجودات زنده بطور کاملاً ناگهانی در بقایای فسیلی ظاهر می­  شوند. فسیل­ ها هیچیک از اَشکال حدواسط یا انتقالی مهم را که مدل تکاملی  نیازمند آن است تأمین نمی­ کنند. جورج گیلرد سیمسون (George Gaylord  Simpson) ، دانشمند دیرین­ شناس آمریکایی، استاد جانورشناسی در دانشگاه  کلمبیا و موزه ­دار گروه زمین­ شناسی و فسیل­ شناسی در موزه تاریخ طبیعی  آمریکا و همچنین سرپرست موزه جانورشناسی در دانشگاه هاروارد، و استاد  علوم  در دانشگاه آریزوناتمام  کسانی که موضوع منشاء حیات را مورد مطالعه قرار داده اند دریافتند که هر  چه عمیق­تر نظر می­ کنیم بیشتر درک می­کنیم که حیات بسیار پیچیده ­تر از آن  است که تکامل یافته باشد. ما همه به عنوان یک مقوله اعتقادی باور داریم که  حیات از ماده بی­ جان بر این سیاره تکامل یافته است. اما پیچیدگی آنچنان  عظیم است که حتی تصور تکامل آن نیز برای ما دشوار است. هارولد سی اُری  ((Harold C Urey  شیمیفیزیکدان آمریکایی و برنده جایزه نوبلاز  دیدگاه بیولوژیست این که تکامل حیات اتفاق افتاده باشد یک موضوع اعتقادی  است و شواهدی برای آن موجود نیست. دکتر کرکوت Gerald A. Kerkut))،  جانورشناس و فیزیولوژیست انگلیسی. مؤسس گروه فیزیولوژی و بیوشیمی و استاد  فیزیولوژی و بیوشیمی و رئیس دانشکده بیوشیمی و علوم فیزیولوژیک و رئیس گروه  فیزیولوژی اعصاب در دانشگاه ساوتهمپتون.هرگاه  مقاله­ ای در موضوع منشاء حیات تقریر می­کنم قسم یاد می­ کنم که هرگز  مقاله دیگری در این موضوع ننویسم زیرا پندارگرایی و گمانه ­زنی در این  مقوله بسیار است. آغاز حیات به یک معجزه شبیه است. فرانسیس کریک Francis  Harry Compton Crick))، زیست­ شناس مولکولی و عصب­ شناس بریتانیایی و برنده  جایزه نوبل.چه شواهد  مستحکمی در حمایت از تئوری منشاء حیات وجود دارد؟ هیچ شواهدی وجود ندارد.  پرفسور جسترو (Robert Jastrow)، دانشمند برجسته ناسا و بنیانگذار و مدیر  اسبق انستیتو تحقیقات Goddard در NASAاعجاب­  انگیز است که نیم قرن، جهان دانش تقریباً بدون استثنا به تئوری­ ای عقیده  داشته که برای آن حتی یک حقیقت علمی حمایت کننده نیز وجود ندارد. احتمال  تکامل حیات در آبشامه­ های اولیه آنچنان بعید است که می­توان آن را غیرممکن  دانست. و این همانند آن است که گردبادی با محوطه­ ای که در آن قطعات  اسقاطی انباشته شده است برخورد کند و یک بوئینگ 747 از آن مونتاژ شود. فرد  هویل (F. Hoyle) ستاره­شناس برجسته انگلیسیاین  مطلب حقیقت دارد که اغلب محققین اتفاق­ نظر دارند که پاسخ علمی برای مسئله  منشاء حیات در دیدگاه هیچ محققی وجود ندارد. سیدنی فاکس (S. W.  Fox)،  استاد کامل بیوشیمی، و پژوهشگر برجسته آمریکایی، مدیر موسسه اقیانوس شناسی و  مدیر موسسه برگزاری علوم زیستی فضا و محقق در زمینه سنتز اسیدهای آمینه و  یکی از مدعیان تحلیل مادی منشاء حیاتنقل از کتاب آفرینش حیات - پرفسور درویزهدانلود فیلم مستند - داروینیسم  http://www.mostanadnegar.com</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Thu, 19 Jul 2018 06:56:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک دانشجو برای اسلام و بشریت خطرناکتر است یا یک سرباز صهیونیسم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/elm-trmvx6mczhxg</link>
                <description> زمانی این تفکر بوده که مارکسیست علمی در اقتصاد و مشی زندگیست و می  بایست مسلمانی مارکسیسم باشیم هم اکنون هم اینطور جا زدند که فیزیک و شیمی،  پزشکی و ریاضی و سایر علوم غربی و فن آوری های آن، علوم و سبک صحیح زندگی  هستند و برای زندگی بهتر و رفاه می بایست مسلمان شیمیدان و ریاضیدان و امثالهم شویم. نمونه اول با انقلاب  اسلامی در ایران و سپس با فروپاشی شوروی دوام و پایگاه عملی گسترده ای پیدا  نکرد ولی فریب لیبرالیسم و مافیای جهانی ثروت و قدرت در نمونه دوم آنقدر  پیچیده است که به راحتی نمی توان مشت او را باز و سودای پسا پرده توسعه رسوا کرد. در واقع ابزار اصلی توسعه، بازی با قوه خیال انسان است و به همین دلیل است که دوامی بیشتر از سایر مکاتب مادی داشته و فریب و معمای آن به راحتی فاش نمی شود.مطالب بیشتر در:    bornos.blog.ir</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jul 2018 22:50:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای خطاب به برخی مسئولان پخمه</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%AE%D9%85%D9%87-z5jbvircw9je</link>
                <description> بسم الله الرحمن الرحیمنظام آموزشی ای که در آن:اولا سِن خبرگی جهت اشتغال با سن بلوغ انطباق نداشته باشد،و ثانیا توازنی میان آمار تقاضای بازار اشتغال در رشته های مختلف و برون دهی سازمان آموزشی نباشد،بدون فایده و منشاء انواع مفاسد است.اینجانب  ریشه بسیاری از معضلات کشور را در نظام آموزشی فشلی می دانم که سالهاست با  شاکله غربی و فرسوده در کشور برقرار است و جای تعجب دارد که چرا هیچگونه  فکر سالمی ورای محتوا و ساختار آموزشی وجود ندارد و معلوم نیست که عمدی در  کار است و یا حقیقتا قدرت فکری حضرات در همین اندازه است.برای نمونه طرحی در اینجا ارائه می دهم که البته می تواند به بحث گذاشته شود و پخته تر و جامع تر گردد.صرفنظر  از عده ای اندک که می باسیت مرجع علمی جامعه گردند و کارهای فوق تخصصی را  بر عهده بگیرند، برای عمده افراد، بیش از 60% دروس آموزش و پرورش! و آموزش  عالی هیچگونه ضرورتی برای اشتغال ندارد و از 40% باقیمانده، حدود 30% آن  برای شروع کار غیرضروری است.اینکه ما جوانان را معطل نگه داریم تا همه  علوم به ظاهر مفید را در یک بازه زمانی عریض و طویل بیاموزند و پس از  دانشمند! شدن وارد محیط اشتغال شوند باعث شده میان سن فارغ التحصیلی و بلوغ  جنسی حدود 6 الی 8 سال فاصله ایجاد گردد و گاه تا سن اشتغال و تشکیل  خانواده 10 الی 12 سال. و این فاصله، جامعه ای ساخته با نوجوانان و جوانانی  آسیب پذیر در برابر انواع انحرافات و وسوسه ها و مبتلا به مفاسد جنسی و  غیره. و در پی آن بی رغبتی به تشکیل خانواده و یا تشکیل خانواده در سنین  بالا و کاهش نسل و سستی بنیان خانواده و ... (البته این نامه را پیش از  اینکه این اتفاقات تا این حد موجود رخ دهد نوشته بودم).با در نظر گرفتن  دوره دوم ظهور خلاقیت در سنین 11 تا 14 سالگی و مطالعه و بررسی استعدادهای  نوجوانان، آموزش و پرورش می تواند پس از یک سری آموزش های عمومی تا سن  حدود 14 سالگی، به صورت نهادی قراردادی با صنایع و کشاورزی و ... عمل کند.به  عنوان مثال، شرکت ها و صنایع و غیر آن، آمار مطالبه متخصصان مورد نیاز خود  را اعلام کنند و پس از استعداد یابی و علاقه مندی، آموزش و پرورش همان  تعداد نیروی متخصص را به صورت فشرده در مدت 6 ماه تا یکسال آموزش دهد  (البته برخی تخصص ها همانند پزشکی را می توان از همان کودکی استعدادیابی  نمود و آموزش داد.) و پس از آن بازارکار موظف باشد افراد مذکور را استخدام  رسمی نماید.سپس طبق یک دوره قانونمند و برنامه ریزی شده، افراد، در  کنار اشتغال موظف باشند به عنوان مثال به مدت 5 الی 8 ساعت در هفته و به  تدریج کمتر از آن آموزش ببینند.تجربه نشان می دهد بازده آموزشی، تحقیقاتی و حتی بازده کاری در این حالت (کار و آموزش توأم) به مراتب بیشتر است.با  این طرح افراد از همان اوایل جوانی، شاغل می گردند و آماده برای تشکیل  خانواده. همچنین معضل عدم توازن بیرون دهی نظام آموزشی و تقاضای بازارکار  برطرف خواهد شد و دیگر با کشوری پر از جوانان رها شده و مجرد به بهانه  تحصیل مواجه نخواهیم بود.بنده با تجاربی که دارم مطلع هستم که غالب  تخصصی ترین مشاغل به بیش از 6 ماه آموزش تخصصی نیاز ندارند و باقی آموزش را  می توان همراه با کار تکمیل نمود. و همچنین معضل کمبود شغل را به  راحتی می توان با بازگرداندن مادران به منزل و دادن فرصت های کاری به  آقایان (به استثنای مواردی که تخصص کاری برای بانوان الزام دارد که آنهم می  بایست با برنامه باشد) برطرف نمود. که البته این امر هم با بی غیرتی  مسئولان امر سازگاری ندارد.این مطالب در سطح فکری موجود و با فرض مقبولیت تحصیلات فعلی نوشته شده است.در مزارآباد شهر بی تپش، وایِ جغدی هم نمی آید به گوشتمدن بدلی    bornos.blog.ir </description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Fri, 13 Jul 2018 06:28:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمهوری اسلامی، اسلام در قالب اومانیست</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-npjgyaj7clvb</link>
                <description>معماری  جمهوری اسلامی از همان خشت اول بر مبنای اسلامی ناقص و در چهارچوب مبانی  غربی و انسان محوری تعریف شد. حال اقتضا و ظرفیت زمانه چنین بود یا نه، بماند.علارغم اینکه انقلاب ایران قدمی بلند در راه نجات از دامن کفر و  طاغوت بود ولی این مبانی غلط غربزده در تمامی تار و پود نظام پس از انقلاب  مشاهده می شود که همان مبانی به تدریج انقلاب را از مسیر خود به انحراف  کشانید. محوریت رای ملت برای انتخاب حاکم و عبارت مضحک مردمسالاریوضع قولین از جانب منتخبین ملتنظام آموزشی غربزده بر مبنای علوم غربی (علوم پایه، پزشکی مدرن  و ... )صنایع غربی الگو گرفته از انقلاب صنعتی اروپاکشاورزی مدرن، سلول های بنیادی، نفت و پتروشیمی و صنعت هسته ای و ...گویی  آنکه اندیشمندان حقیقی جامعه را به حال اسفبار خود رها کرده اند و مسئولیت  اجرایی و تبلیغی بر عهده کسانی قرار داده شده که نه تنها دغدغه ای برای  اصلاح این آش ناهمگون ندارند بلکه تمدن اسلامی را در قالب توسعه و پیشرفت!  غربی تعریف می کنند و جوانان و نخبگان! جامعه را به سوی تولید علم و پژوهش و  نوآوری تشویق می نمایند.بحران آب یکی از نابسامانی هایی است که نتیجه  این مسیر به ناکجاآباد است ولی متاسفانه نخبگان جامعه علت را در جابجای های  سطحی و ساده لوحانه می جویند.بحران فرهنگی، بحران سلامت، بحران جنسی،  بحران اشتغال، بحران مسکن، بحران تحصیل، بحران دستگاه قضا، بحران وابستگی  در سیاست خارجی و ... جمله ریشه در فرایندی واحد دارند که علت العلل این  نابسامانی هاست.تمدن بدلی    bornos.blog.ir</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jun 2018 15:44:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلاه دانش</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-lwuyiwxwiwc2</link>
                <description> آنچه را گنجش توهم کرده ای          از توهم گنج را گم کرده ایکار  حکیم انکشاف رازهای طبیعت و آیات الهی است و کار مهندس تحمیل هوای نفس و  خیالات خود بر عالم. طبیعت صورت و مسیر خزائن غیب الهی است و انسان مومن با  ارتباط صحیح با آن سبب نمایاندن و انکشاف جلوه ها و جمال آیتی آن می گردد  ولی علوم جدید به عالم می گوید نظام تو اشتباه است و باید آنگونه باشی که  امیال اماره من می طلبد.  ادامه از کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم:  «اِنْ مِنْ  شَیءٍ اِلّا عِندَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ اِلّا بِقَدَرٍ مَعلومٍ»  یعنی؛ ای آدم‌ها! وقتی شما متوجه باشید پشت پرده ظاهرِ اشیاء، یک حقیقت  غیبی وجود دارد و این ظاهر؛ صورتِ آن حقیقت غیبی است، کاری می‌کنید که در  تعامل با طبیعت و در تعامل با هر شئ حقیقی، با باطن آن ارتباط برقرار کنید و  به جای در حجاب‌بردن طبیعت آن را به انکشاف درآورید، تا رازهای خود را  ظاهر سازد. حکیمان  می‌فهمند چگونه زندگی زمینی را به آسمان وصل کنند و عارفان این ارتباط را  می‌بینند. آقای نیل‌پستمن جامعه‌ شناس آمریکایی می‌گوید: «من بیم آن دارم  که فلاسفه و مربیان اجتماعی ما، ما را رها ساخته‌اند» که این‌همه  سرگردانیم. چون نحوة اتصال به مبدأ هستی در این تمدن نابود شده است و لذا  جدّ و جهدی برای دست‌یابی به «راز هستی» نمی‌شود و حکیمان که متذکر رازهای  هستی هستند از طریق مهندسان متخصصِ ویرانی طبیعت، به حاشیه رانده شده‌اند.  حکیمان به جهت نسبتشان با مبدأ هستی در میان مردم به مانند «رازی» هستند که  هدایت و فرماندهی «تن» را بر عهده دارند و وجودشان به خودی خود موجب  رازگشایی است، ولی چون اینان به کار تغییر طبیعت نمی‌آیند، در فرهنگ  مدرنیته جایی نخواهند داشت، چون همه‌چیز باید در خدمت میل‌ها و هوس‌های بشر  مدرن باشد و لذا عالمان قلابی که علمشان در حدّ تغییر طبیعت است، جای  عالمان حقیقی برای عوام‌الناس میدان‌داری می‌کنند و در این حال هر تدبیری  برای اصلاح امور مملکت توسط دینِ عالمان قلابی اندیشیده شود نتیجه‌اش جز  بحران و اغتشاش بیشتر نخواهد بود و تا جامعه به سوی حکیمان برگشت نکند، این  بحران‌ها ادامه می‌یابد. به گفتة حافظ:شهر خالی‌ است‌ ز عشاق، بود کز‌ طرفی        مردی‌ از غیب‌ برون‌ آید و کاری بکندفرهنگ مدرنیته و توهمتمدن بدلی    bornos.blog.ir</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jun 2018 15:27:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیمی اسلامی!!</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/chemistry-ggju7lqd3r1r</link>
                <description> شیمی دانان پیش از مدرنیته همگی مسلمان بودند و پس از آن شیمی به دست غرب افتاد. و این علوم ریشه اسلامی دارند.پاسخ: از آنجا که این کرامت­ها! راجع به گذشتگانمان ابتدائاً از جانب مستشرقان به مسلمانان اعطا می­شود[1] توضیحی کوتاه راجع به رویکرد مستشرقان می­آوریم:به گفته محققان باید شرق شناسی را به دو مقطع تقسیم کرد:1ـ روزگاری‌ که‌ مطالعات‌ شرق‌شناسانه‌ زمینه‌ساز سلطه‌ و استعمار اروپا و غرب‌ است‌. در این‌ مقطع‌، شرق‌ و آداب‌ و سنن‌ ملل‌ شرق‌ با نظر تحقیر و تخطئه‌، و نمادی‌ از عقب‌ماندگی‌ و توحش‌، مورد مطالعه‌ و نگارش‌ قرار می‌گیرد.2ـ روزگاری‌ که‌ نهضت‌های‌ ضداستعماری‌ در کشورهای‌ شرقی‌ پا می‌گیرد. در این‌ مقطع،‌ شرق‌شناسی‌ چهره‌ عوض‌ می‌کند و تحقیر، جای‌ خود را به‌ تعظیم‌ و تکریم‌ می‌دهد اما به‌ دنبال‌ کسب‌ این‌ نتیجه‌ که‌ شرقی‌ها، در شناخت‌ خود، چشم‌ به‌ دهان‌ غربی‌ها داشته‌ باشند و در نهایت‌ با ملاک‌های‌ غربی‌، به‌ شناخت‌ و نقد خویش‌ بپردازند. در هر صورت‌، حاصل‌ هر دو مقطع‌ شرق‌شناسی‌، اثبات‌ سیادت‌ غرب‌ و القای‌ آموزه‌های‌ غربی‌ بوده‌ است‌.[2]در رویکرد دوم مسلمانان را تکریم می­کنند چون مثلا شیمیدان دارند. نمی­گویند شما بزرگ اید چون شیخ مفید و شیخ طوسی دارید، چون رئیس علی دلواری و میرزای جنگلی دارید. می­گویند شما بزرگ اید چون شیمیدان و ریاضیدان دارید امامِ شما بزرگ است چون معلم شیمی بوده. که نتیجه منطقی آن، اینست که هرچقدر بزرگ باشید ما سرور شما ایم چون شیمی و ریاضی بیشتری داریم.و اما شیمی و پزشکی امروزی هرگز ادامه کیمیاگری و طب پیش از مدرنیته نیست و تفاوت بنیادین و ماهوی دارند علم کیمیا اگر در مسیر صحیح و منبعث از وحی باشد جزو علوم الهی و روحانی است که امام علی سلام الله علیه آن را در ردیف کرامات انبیا شمرده اند که مردم پی ظاهر آنند ولی ظاهر و باطن آن نزد امام است[3] با این حال شرع مقدس بدان تشویق ننموده و آن را ترویج نداده است.سید حسین نصر می‏گوید:«کیمیا، چه در اسکندریه، و چه در تمدن‏های اسلامی‏و مسیحی، یک فلسفه کامل طبیعت، و نیز یک علم النفس بوده، و از طریق رموز و تمثیلات عالم جماد، به بیان حقایق عالم روح و رابطه بین طبیعت و عالم معنی پرداخته است. در واقع، علم شیمی مانند جسد کیمیاست که روح از آن رخت بربسته و کالبدی بی‏جان از خود باقی گذاشته است.»[4]. «میان کیمیا و شیمی جدید یک نوع پیوستگی موضوع بحث وجود دارد، و شاید از لحاظ بعضی از راه و رسم­های عمل نیز شباهت­هایی داشته باشد؛ ولی از لحاظ طرز دید و هدف نهایی، فاصله زیادی میان آن دو وجود دارد. در کیمیا، طبیعت مقدس است؛ بنابراین، همة اعمالی که از طرف کیمیاگر بر روی طبیعت صورت می‏گیرد، از جهت شباهت عالم صغیر با عالم کبیر، تأثیری بر نفس وی دارد. شیمی، برعکس، تنها وقتی جنبه تقدم پیدا کرد که موادی که کیمیاگر با آن سروکار داشت رنگ قدسی خود را از دست دادند، و چنان شد که اعمالی که بر روی آن‏ها انجام می‏گرفت تنها در خود آن مواد مؤثر می‏افتاد.»[5] البته حق این است که شیمی همان جسد کیمیا هم نیست بلکه در راه و رسم و هدف کاملا متمایز از کیمیاست. حتی وجه مادی سازوکار علمیِ کیمیاگری، طبایع اربعه می‏باشد که در مکتب اهل بیت، نظام طبیعت بر آن اساس است که باز هم ارتباطی به مبنای علوم جدید که برمبنای درک ناقص بشریست ندارد.هم اکنون به لطف مدرنیته! سالانه چند صد نفر دانشجوی دکترای شیمی فقط در کشور ایران فارغ التحصیل می‏شوند. ولی در طول 12 قرن اسلام شاید به اندازه انگشتان یک دست جوینده علم شیمی سراغ نداریم! در حالی که علوم فقه و حدیث و اصول همواره بوده. پس چطور می‏توان این علوم را به فرهنگ حاکم بر اسلام نسبت داد. توجه داشته باشید که شیمی، به جابر بن حیان و ابن سینا و ابوریحان نسبت داده نمی‏شود بلکه تنها در محمد بن زکریای رازی رگه‏هایی مشابه شیمی امروزی می‏توان سراغ گرفت. و تاریخ حکایت دارد که محمد بن زکریا اصلا مسلمان نبوده و کاملا ضد نبوت و ملحد بوده است. این هم شاهدی است در تناسب قبای این علم با تن عالمش! [6] در هر صورت حتی اگر هزاران شیمیدان به مفهوم امروزی در جهان اسلام وجود می‏داشت باز هم دلیل انتساب این علوم به اسلام نبوده بلکه می‏بایست متون دینی و سیرة ائمه دین بررسی گردد. حال، چند روایت جهت تشویق به شیمی و یا حتی کیمیاگری وجود دارد؟! تنها دو روایت درباره کیمیاگری دیدم که آنهم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه آنقدر مبهم کیمیا را بیان می‏نماید که حتی خواص هم متوجه نشوند.همانطور که گفتیم اشکال ما ناظر به جنبه علمی علوم جدید نبود گرچه این علوم، صرفاً مادی است و روح الهی ندارد ولی اگر کسی با این علوم (مثلا زیست سلولی یا جانورشناسی و ...) مقصودش کشف پیچیدگی‏های هستی با دید آیات الهی باشد اشکالی بر آن نیست (توجه داشته باشید که درصد بسیار ضعیفی از علوم جدید اینچنین است و باقی، مطالعة اثرات عالم جهت ابزار سازی و کارکرد تخریبگرانه است و همه علوم دانشگاه به جز آن درصد ضعیف، همین کارکرد تخریبگرانه است). ولی اشکال اصلی ما ناظر به دخالت این علوم در نظم عالم و ایجاد عالمی‏ مصنوعی و غیرالهی برگرفته از خیالات و درک ناقص بشر بود که به جای تعامل با جهان و ایجاد تعادل در طبایع چهارگانه، مشغول ساخت جهانی شده مطابق امیال و توهمات بی­شمار خود که بشر را از آیات الهی که انعکاس قدرت و علم و جمال صور غیبی عالم بوده بیگانه نموده است. در واقع بستر معیشتی­ای که خداوند برای انسان مهیا نموده رهنمون وحدت است و این بسترِ ساختگی متوهِّمِ کثرت.همچنین باید آگاه بود که تعریف علم در مدرنیته با تعریف آن در مکتب وحی متفاوت است که در نقل کلام استاد شهید آیت الله مطهری آورده ایم. [1]. برای نمونه کتاب &quot;مغز متفکر شیعه امام جعفر صادق&quot; که با دروغ­های آشکاری ظاهراً از امام علیه السلام تجلیل می­کند ولی در پس پرده اهداف خود را دارد.[2]. اسلام و تجدد مهدی نصیری.[3]. ومنهم أصحاب الكيميا. وهو أكثرهم حظا، سئل أمير المؤمنين عليه السلام عن الصنعة، فقال: هي أخت النبوة وعصمة المروة، والناس يتكلمون فيها بالظاهر وإني لاعلم ظاهرها وباطنها، هي والله ما هي إلا ماء جامد، وهواء راكد، ونار جائلة وأرض سائلة. وسئل عليه السلام في أثناء خطبته: هل الكيميا تكون ؟ فقال: الكيميا كان وهو كائن وسيكون، فقيل: من أي شئ هو ؟ فقال: إنه من الزيبق الرجراج، و الا سرب والزاج، والحديد المزعفر، وزنجار النحاس الأخضر الحبور الا توقف على عابرهن، فقيل: فهمنا لا يبلغ إلى ذلك، فقال: اجعلوا البعض أرضا، واجعلوا البعض ماء، وأفلجوا الأرض بالماء وقد تم، فقيل: زدنا يا أمير المؤمنين، فقال: لا زيادة عليه فإن الحكماء القدماء ما زادوا عليه كيما يتلاعب به الناس. ج40 ص168.[4]. معارف اسلامی‏در جهان معاصر[5]. علم و تمدن در اسلام[6]. کتاب &quot;أعلام النبوة&quot; بر مبناي مناظراتی که میان ابو حاتم احمد بن حمدان بن احمد و رسنانی رازي (متوفی به سال 322 هجري قمري) از یکسو، و ابوبکر محمد بن زکریاي رازي از سوي دیگر صورت گرفته است، نوشته شده است. ابوحاتم رازی، زکریای رازی را ملحد می­خواند و پاسخِ کفریات وی را به تفصیل می­دهد. البته استاد شهید مطهری در الحاد او تشکیک کرده و اظهار نظر قطعی راجع به او را مشکل می‏داند و احتمال می‏دهد اینها تهمت­هایی از جانب مخالفان او باشد.بررسی در سبک طبابت ابوبکر محمد بن زکریای رازی گواه آنست که طبابت وی بر مبنای طبایع اربعه بوده ولی التزامی به مبانی اسلام نداشته. در آثار پزشکی او به کرّات ترویج شرابخواری و مواردی که شایسته طبیب مسلمان نیست دیده می­شود. او حتی به مداوا با شراب اکتفا نکرده بلکه شرب خمر را سودمند می­داند و بدتر از آن، برای کسانی که تمایل به زیاده­روی در شرب خمر دارند و کسانی که دوست دارند مستی­شان به درازا بکشد نسخه ارائه می­دهد.کسی که دوست دارد در شراب نوشیدن زیاده­روي کند، شایسته است، شکمبه را از خوراك خیلی آکنده نکند و شیرینی نخورد، و شورباي چرب نخورد و ... المنصوری فی الطبآنچه مستی را به درازا میکشاند ... المنصوری فی الطبچربی خوك توان آب­کنندگی بی­سوزش را داراست و چربی گوساله کمتر از آن است. المنصوری فی الطب</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jun 2018 11:22:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظم احمقانه ریاضی</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/dg-ovadyrd7raok</link>
                <description>تلقی نظم ریاضی نسبت به جهان هستی همانند آنست که بخواهیم با قطره چکانِ مدرّجی مجموع آب سیاره زمین را اندازه بگیریم!اگر ساختار پیشرفته ترین ابرکامپیوتر و یا وسایل ارتباطی و حمل و نقل را هزار برابر کنیم به پیچیدگی ساختار یک سلول نخواهد رسید. بشری که پیچیده ترین وسیله حمل و نقلش هزاران مرتبه ساده تر از یک سلول اسب و شتر است، نظم احمقانه ریاضیاتش را با تولید امثال هواپیما و قطار و اتومبیل جایگزین نظم پیچیده قاطر و اسب و شتر می‏کند. ... هنگامی که فیزیک تحولات جهان را با قوانین ساده خود تحلیل می‏کند باور می‏کنیم که جهان با قوانین نیوتن و امثالهم اداره می‏شود و از آن بدتر  اینکه براساس همان قوانین اقدام به تولید ماشین‏هایی برای بهتر زندگی کردن می‏کنیم!تمدن بدلی... فرمول نیوتن و قوانین ترمودینامیک در سیستم فرضی خود صحیح اند و جواب می‏دهند ولی چون چند پارامتر محدود از بی‏نهایت پارامترهای هستی را لحاظ کرده اند علمی ناقص اند و جهان واقع هرگز آن سیستم ایزوله‏ ای نیست که محاسبه گر آن فرمول‏ها تصور کرده و اگر به همان علم ناقص خود ببالیم و در جهان تصرف کنیم وبا آن قوانین، ماشین‏ها و خودرو‏ها و راکتور و سازه‏ های مسکونی و ... بسازیم به ما نتیجه محدود کار خود را می‏دهند ولی به مقدارِ نقصِ علمی ای که پشتوانه ساخت آن بدان مبتلاست جهان را تخریب می‏کنند. bornos.blog.ir</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jun 2018 11:55:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد اظهارات مديرکل دفتر طب سنتي وزارت بهداشت</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D8%B8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%DA%A9%D9%84-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%B7%D8%A8-%D8%B3%D9%86%D8%AA%D9%8A-%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-e0kmiakuetex</link>
                <description> نقد اظهارات مديرکل دفتر طب سنتي وزارت بهداشت دکتر محمود خدادوستنقل افاضات!: ... البته در اینکه ائمه ما قادر به کرامت و شفاعت هستند، شکی نیست. اینکه ائمة ما می‌توانستند بیماران را شفا دهند و معجزه داشتند، مسئلة جداگانه‌ای است اما ما با علم بشری و روز دنیا صحبت می‌کنیم ... مگر رسالت اسلام طب بوده است؟ اگر رسالت اسلام این‌گونه بوده، پس چرا زمانی که حضرت علی علیه السلام ضربت شمشیر می‌خورند، سه معصوم حاضر؛ یعنی امام حسن و امام حسین و حضرت علی علیهم السلام برای درمان اقدام نکردند؟ و چرا سراغ طبیبی رفتند که از قضا غیرمسلمان بود؟‌ روایت معروف دیگری داریم که خدمت پیامبر در مدینه رفته‌اند و اظهار بیماری کرده‌اند و پیامبر فرد را به طبیب حارث بن کلده ارجاع دادند که او هم مسلمان نبود. اگر رسالت اسلام طبابت بود، پس باید آنها همه یک مریض‌خانه و شفاخانه داشتند و طبابت می‌کردند».علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل آیه شریفه یانا لکل شی، می‌گوید: قرآن همه‌چیز را گفته است، اما تفسیر آقای طباطبایی زیباست. ایشان می‌گوید قرآن همه‌چیز را برای‌ هدایت انسان گفته است چون وظیفه قرآن و اسلام هدایت انسان است. بنابراین چیزی از هدایت را فروگذار نکرده است اما معنایش این نیست که قرآن و روایات راجع به انرژی هسته‌ای و فیزیک و شیمی گفته باشند چون رسالت این نبود. آیا راجع به انرژی هسته‌ای روایت داریم؟ ‌آیا انرژی هسته‌ای اسلامی است یا غیراسلامی است؟ علامه طباطبایی درباره علوم دینی و غیردینی می‌فرمایند این به فلسفه علم بازمی‌گردد و جهان‌بینی. اگر جهان‌بینی ما توحیدی باشد همه علوم توحیدی می‌شود. آن‌وقت انرژی هسته‌ای را بر اساس مبانی شرعی و دینی رهبر انقلاب می‌فرمایند اگر انرژی هسته‌ای در خدمت مردم و سلامت مردم و رفاه حال استفاده شود اسلامی است، اگر برای کشت‌وکشتار استفاده شود حرام می‌شود».... اینکه چرا هیچ‌یک از مراجع مسئول به پیگیری این مسائل و این‌گونه کلاهبرداری‌ها نمی‌پردازند موضوع مهمی است و جای سؤال دارد.روزنامه شرق سه شنبه ۲۱ شهريورپاسخ: جای تأسف است که کسی با چنین مسئولیتی اینچنین سخنان عجیبی بگوید. ایشان صدها روایت که در زمینه طب از حضرات معصومین صادر شده و راهکار درمانی میدهد را درمان با اعجاز و خارق العاده می­نامد!!درباره اینکه رسالت اسلام چه بوده، توضیح دادیم که یکی از شؤون انبیاء انتقال علوم مورد نیاز از جمله طبابت بوده است. در اینجا برای نمونه دو روایت را می­آوریم:وكان داود - عليه السلام - تنبت في محرابه في كل يوم حشيشة ، فتقول : خذني فإني أصلح لكذا وكذا.[1]هر روز در محراب داوود گیاهی می­رویید و به داوود می­گفت مرا بگیر که من برای این و آن مفیدم.ان الله تبارك وتعالى اهبط آدم من الجنة وعرفه علم كل شئ فكان مما عرفه النجوم والطب.[2]خداوند تبارک و تعالی آدم را از بهشت فرو آورد و دانش همه چیز را به او آموخت و از جمله آنچه به او آموخت نجوم و طب بود.[3]اما درباره طبیب یهودی که بر بالین امام علی علیه السلام آوردند. آیا مسؤول محترم ادعا دارند علم طبِ آن طبیب از علم امام بیشتر بود؟! و اگر نه، خداوند این علوم را به آنان تعلیم داده و انتقال آن علم را به مردم و استفاده از آن را از آنان نخواسته؟![4] در حالی که عقلاً ثابت کردیم درک بشری قادر به دستیابی به علم پزشکی نیست. و این مطلب با نگاهی به اوضاعِ سردرگمِ پزشکی امروزی و ناتوانی­ها و عوارض داروهای متعلق به آن مشهود است.در کتاب توحید مفضل آمده که امام صادق علیه السلام به مفضل بن عمر می­فرماید:ای مفضل در این گیاهان دارویی و این که هر یک از اینها در تهیه دارویی خاص به کار می­روند اندیشه کن. یکی مانند شیرنج در اعماق مفاصل نفوذ می­کند و مواد زاید و رسوبات آن را دفع می­کند. دیگری مانند افتیمون ماده بیماری­زای سودایی را از بدن خارج می­کند دیگری مانند سکنجبین از بدن بادزدایی می­کند و آن دیگر ورم­ها را تحلیل می­برد و گیاهانی که خواص دیگری دارند. اکنون بیاندیش که چه کسی این خواص را در این گیاهان قرار داده است؟ جز آنکس که آنها را برای منفعت مردم آفریده است؟ و چه کسی مردم را نسبت به این خواص آگاه کرده است؟ جز آنکه این خواص را در گیاهان قرار داده است؟ انسان­ها چگونه می­توانستند از سر تصادف و اتفاق، آنگونه که برخی می­گویند، به این خواص پی ببرند؟ برفرض انسان­ها با ذهن و اندیشه و تجربه­هایشان به خواص دارویی این گیاهان پی برده باشند، اما حیوانات چگونه به این خواص آگاهی یافته اند؟ برخی از درندگان هرگاه مجروح می­شوند زخم خود را با بعضی از همین گیاهان دارویی مداوا می­کنند.[5]باید توضیح بدهیم که طب طبیبان آن زمان مورد تأیید پیامبر و ائمه اطهار صلی الله علیهم اجمعین بوده زیرا آنان شاگردان مکتب انبیا بودند و طب را از پیامبران گذشته به ارث برده بودند و با تجارب چند هزار ساله، خبره شده بودند. و به استثنای مواردی که اشتباهات اطباء را اصلاح می نمودند، اساس مکتب طبی آنان تأیید شده بود. همانطور که امام صادق در رساله اهلیلجه به آن پزشک کافر هندی که از دیار کفر (نه سرزمین اهل کتاب) آمده بود فرمود تمام آنچه از طب نزد توست منشاء وحی دارد و این مطلب را به زیبایی برای آن پزشک هندی اثبات فرمود که در نهایت طبیب مسلمان شد.[6]طب آن طبیبانِ اهل کتابِ معاصرِ نبی اکرم صلی الله علیه وآله، نیز بر اساس طبایع چهارگانه بود، بر خلاف طب امروزی که مبنایش مبنای وحی نیست.شیخ مفید می­گوید:طب دانش صحیحی است و راه دستیابی به آن وحی بوده است و دانشمندان آن را از انبیاء اخذ کرده و آموخته اند. زیرا بدون سمع و توقیف (آموزش وحی)، راهی برای شناخت بیماری­ها و داروها وجود ندارد. پس بی­گمان، راه دستیابی به طب، شنیدن از دانای به اسرار و امور پنهانی است.[7]خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب کلامی تجرید الاعتقاد می­گوید:بعثت انبیا حَسَن است به دلیل آنکه شامل سودمندی­هایی برای انسان­ها ست مانند:یاوری رساندن به عقل در آنچه که به آن راه دارد.ارائة حکم در مواردی که عقل بدان راه ندارد.برطرف نمودن ترس.تشخیص نیکی و زشتی و سودمندی و زیانمندی.حفظ نوع انسانی و به کمال رساندن انسان­ها بر حسب استعدادهای گوناگونشان.آموزش دادن صنعت­های پنهان از انسان­ها.آموزش امور اخلاقی وسیاسی.خبر دادن از مجازات و پاداش خداوند.علامه حلی در توضیح عبارت خواجه می­نویسد:از جمله ادلة حُسن بعثت این است که بعضی از اشیاء برای ما سودمند است مانند بسیاری از غذاها و داروها. و بعضی از آنها برای ما زیانمند است مثل بسیاری از سموم و گیاهان. واین در حالی است که عقل نمی­تواند آنها را دریابد و با بعثت پیامبران این فائدة یزرگ تأمین می­شود ... و از دیگر ادلة حسن بعثت آن است که نوع انسانی برای بقای خود به ابزارها و اموری نیازمند است که جز با شناخت و علم نمی­تواند بدان دست یابد مانند لباس و مسکن. نیروی بشری فاقد چنین شناختی است و این پیامبران هستند که این صنعت­های سودمند و پنهان را به انسان­ها می­آموزند.[8]با گسترش علوم جدید غرب، نه تنها بشر قادر به تشخیص سود و زیانش نشد بلکه اعتراف به جهلش نسبت به پیچیدگی­ها و عمق اسرار هستی بیشتر گردید.و اما ابن اثیر کندى یا اثیر بن عمرو، پزشک یهودی­ای که بر بالین امیرالمؤمنین آوردند؛ آن طبیب، طبابت نکرد بلکه صرفاً اطلاع داد که رحلت حضرت نزدیک است و زهر کار خود را کرده و قابل درمان نیست. و شاید حکمت این امر، عدم ظرفیت عوام باشد که اگر اهل بیت امام علیهم السلام چنین نمی­کردند انگشت اتهامِ قتلِ امام به سوی آنان می­رفت و جاهلان می­گفتند که اگر در آوردن طبیب کوتاهی نمی­شد امام زنده می­ماند.حارث بن کلده هم همینطور، مطلب ما بدین معنی نبود که انبیا برای خود مطب احداث کنند یا خود در جزئیات امور وارد شوند. بلکه می­بایست اصول علمی طبابت و راه­کارهای درمان برگرفته از وحی باشد که در اینجا نبی اکرم صلی الله علیه وآله طبِ حارث بن کلده را تأیید فرموده بودند.حال اگر ما ادعا کنیم آداب و معماری ساخت مسجد می­بایست برگرفته از گفتار معصوم باشد، حضرات اشکال می­کنند که چرا پیامبر صلی الله علیه وآله فلان معمار را فرستاد تا مسجد بسازد یا چرا همه خشت­های مسجد را پیامبر ننهاد! همانگونه که در مباحث فقهی و کلامی ائمة معصومین علیهم السلام مخاطب را به شاگردان خود ارجاع می­دادند طب و سایر امور نیز چنین است و قصد آن بزرگواران تربیت نفوس مردمان و واگذاری بدیشان بود.پزشکی علمی است که مهارتش مبتنی بر تجاربِ بسیار طبیب است بنابراین بر اساسِ صرف روایاتی که به ما رسیده نمی­شود طبابت کرد بلکه می بایست روایات و چهارچوب علمی معصومین مبنای کار قرار گیرد. در احکام فقهی محوریت با نقل است و راه قیاس بسته است و در زمان گذشته توضیح المسائل به شکل فعلی نبود بلکه نقل کلام پیشوایان دین بود. اما آیا در این زمان هم می­شود صرفا اخباری بود؟ اجتهادهای گسترده و صعب، لازمه دور شدنِ زمانی از حضورِ ماء معین است. در طب هم همینگونه است و اخباری برخورد کردن به صلاح نیست زیرا که روایت، غیر کلام معصوم است و می­بایست صحت انتسابش سنجیده گردد و در این وادی از آنچه هزاران سال بشر در مدرسة انبیاء اندوخته و پرداخته است نباید بی­بهره شد.همانطور که بیان کردیم طبابت یکی از شؤون انبیاست و طب صحیح منشاء وحی دارد و استوای روح با سلامت جسم مرتبط است[9]. در ابتدای بحث آوردیم که عالم بر اساس حق آفریده شده و هرگونه تصرف ناآگاهانه تصرف باطل به شمار می­آید از این رو، هستی می­بایست توسط هستی­شناس اداره گردد. دربارة انرژی هسته­ای و شیمی و فیزیک به اندازه کافی توضیح داده شد. حال انرژی صلح­آمیز هسته­ای به چه معناست؟! والله اعلم. اگر می­دانستیم چه بلایی با صلح­آمیز بودنش بر سر سلامت می­آورد و چگونه بر خلاف بمب اتم، با پنبه سر می­برد یقیناً اسم دیگری بر آن می­گذاشتیم. ولی این سخنان به معنی نداشتن و عدم کسب این علوم در زمان فعلی نیست. چرا که ناگزیریم در مقابل قدرت شیطانی دشمن مجهز به این علوم و فناوری­ها باشیم.و دربارة کلام آخر ایشان؛ چرا این همه احساس تکلیف، دربارة تخلفات پزشکی نوین نیست؟! آمار بالای استفاده از دستگاه های زیانبار تصویربرداری و جراحی­های غیر ضروری، سکوت در برابر مواد غذایی مسرطن و شوینده­های شیمیایی و محصولات غذایی­ای که با شکر سفید و روغن­های غیرخوراکی و نگهدارنده­ها تولید می­شوند که البته همه­شان استاندارد و سیب سلامت هم دارند! 4 تا 5 میلیون نفر در کشور به بیماری دیابت مبتلا هستند، و از این تعداد سالیانه حدود 60 هزار نفر به زخم پای دیابتی مبتلا می‌شوند که 35 درصد از موارد بیماری منجر به قطع عضو می‌شود. و راجع به عوامل دیابت و تفاوت نیشکر (که طبع گرم و مرطوب دارد) با شکر سفید موجود در بازار که مخلوطی است از چغندرقند و مواد شیمیایی مضر سخنی شنیده نمی­شود. و بسیاری از این دسته موارد.[10]   تمدن بدلی http://bornos.blog.ir  [1]. الاعتقادات في دين الإمامية - الشيخ الصدوق - ص 116[2]. فرج المهموم - السيد ابن طاووس - ص 22[3]. برای بحث مفصل به کتاب اسلام و تجدد مراجعه نمایید.[4]. از امام صادق علیه السلام سئوال شد: آیا بهشت آدم، از باغ­های دنیا بود یا از باغ­های آخرت؟ امام علیه السلام فرمود: از باغ­های دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می­کرد. و اگر از باغ­های آخرت بود هرگز از آن بیرون نمی­رفت. آنگاه امام علیه السلام فرمود: چون خداوند، آدم را در بهشت جای داد او از سر نادانی به سوی آن درخت رفت. و این از آن رو بود که خداوند انسان را به گونه ای خلق کرده است که جز با امر و نهی و خوراک و پوشاک و مسکن باقی نمی­ماند و آدمی سود و زیانش را جز از راه توقیف درنمی­یابد. ولا يدرك ما ينفعه مما يضره إلا بالتوقيف (هر حکم یا موضوعی که عقل بدان راه ندارد و منوط به بیان شارع مقدّس است توقیفی نامیده می‌شود.). بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 11 - ص 161[5]. التوحید المفضل بن عمر الجعفی ص106.[6]. ... فأعطني موثقا إن أنا أعطيتك من قبل هذه الإهليلجة التي في يدك وما تدعي من الطب الذي هو صناعتك وصناعة آبائك حتى يتصل الإهليلجة وما يشبهها من الأدوية بالسماء لتذعنن بالحق، ولتنصفن من نفسك. قال: ذلك لك. قلت: هل كان الناس على حال وهم لا يعرفون الطب ومنافعه من هذه الإهليلجة وأشباهها؟ ...[7]. تصحیح اعتقادات الإمامیه ص144.[8]. کشف المراد[9]. برای تحقیق بیشتر به &quot;تبیین نقش تعادل طبایع اربعه در تعالی اخلاق با نظر به روایات معصومین علیه السلام و حکمای اسلامی&quot; علی عظیمی، دانشگاه قم، دانشكده الهيات و معارف اسلامي مراجعه نمایید. در اینجا یک روایت برای نمونه می­آوریم: «امام صادق علیه السلام فرمود: شناختن نفس برای انسان آنست که بداند در بدنش چهار طبیعت و چهار ستون و چهار رکن است و طبیعت چهارگانه او عبارتست از: خون، و صفرا، و سودا، و بلغم … و در بدن هر کسى دو عامل مؤثر است که رفتار و گفتار و کردارش به آنها وابسته است، اول: گرمى، دوم: سردى، و بواسطه گرمى بدن است که آدمى وحشت می‏کند و یا با نشاط مى‏شود، و یا مرتکب قتل و جنایت و دزدى می­گردد و خود خواه و مستبد به رأى خواهد گردید، و یا با دیگران در امور مشورت می­نماید و یا فسق‏ و فجور و زنا می‏کند و یا فروتنى و یا تکبر می‏ورزد و اگر سردى بر او غالب گردید افسرده و مهموم و محزون می‏گردد، و یا خود را ذلیل و خوار مى‏پندارد، و یا خاطرات خسته‏کننده را در مغز خود پرورش می­دهد، و یا فراموشى بر او مستولى مى‏شود، و یا از زندگى سعادتمندانه مأیوس مى‏شود و این عوارضى است که موجب بیمارى (هاى روحى و جسمى) می‏گردد، و این دو عامل مؤثر در اثر غذا است که گاهى انسان به موقع میل می‏کند و گاه در غیر موقع غذا می‏خورد، و این واضح و معلوم است که غذاى نابجا و غیر موقع خوردن راه را براى تسلط همه نوع بیمارى باز می‏کند». علل الشرائع - الشيخ الصدوق ج 1 ص 108.[10]. از امام صادق علیه السلام: ... شکر برای هر چیزی نافع و برای هیچ چیز ضرر ندارد. کافی ج6 ص332.برای تهیه شکر! سفید، ریشه چغندر یا چغندر و نیشکر با آب پخته می­شود اکسید کلسیم به آن اضافه و با درجۀ حرارت زیاد 380 درجه می­جوشد. در این حالت آلبومین­ها - مینرال­ها و ویتامین­ها از بین می­روند. در ادامه با تغییرات آلکالبین و حرارت زیاد و با اضافه کردن اسید کربنیک – بی­اکسید سولفوریک و کربنات کلسیم ترکیب می­شود و برای تصفیه احتیاج به اسید کربنیک، اسید سولفوریک و موارد شیمیائی دیگر دارد.</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Thu, 14 Jun 2018 13:01:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جادوی مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-h7gzrs2ix3u0</link>
                <description> ... طبیعت که واسطه حکمت الهی جهت تدبیر نیازهای آدمی در چهارچوب متعادلی است که پروردگارش آن را تسویه نموده به آدمی جواز زیاده­ روی و تاخت و تاز بیهوده در میدان امیال اماره را نمی‏دهد و افراط در بهره ­برداری از مواهب را مشکل و غیرمنطقی می‏گرداند. ولیکن با لگام قهرآمیز انسان مدرن بی­گاری‏ ها، در وادی امیال بی­شمار بوسیله بازی با خیال، غیرمنطقی و سخت جلوه نمی‏کند بلکه در پیچیدگی‏های نظم مادی گم شده و به اصطلاح لو نمی‏رود و با ترسیم حیاتی رنگارنگ و متوهِم آدمی را به زحمت انداخته و در پی این حیات دروغین می‏دواند.در واقع این علوم و فناوری آن صرفا انتقال سرمایه از اکثریت مصرف کننده به اقلیت تولید کننده است و توجیه عقلانی ندارد و لازمه این نظام، همواره مصرف کننده ماندن اکثریت و جادوی قوه وهمیه بشر می‏باشد.خیال انسان‏ها به واسطه این سبک زندگی سحر می‏شود و عقل به حجاب می‏رود. &quot;سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاس&quot;[1]. ساحران فرعون به گونه‏ ای قوه خیال و چشمان حضار را جادو کردند که آنان به این توهم افتادند که ریسمان‏ ها به تندی حرکت می‏کنند. حال آنکه در واقع تحرکی نبود &quot;یخیل الیه من سحرهم انها تسعی&quot;[2]. و این افسون خیال است که گمان می‏شود امور با سرعت و رفاه بیشتری در جریان است در حالی که بشر جدید موجودی بی‏قرار و دائما در تکاپوی به دست آوردن حیاتی جعلی است که جمال زندگی طبیعی و سالم برای او بیگانه است. از کتاب تمدن بدلی http://bornos.blog.ir [1]. الأعراف 116      [2] . طه 66</description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jun 2018 22:55:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختراع لامپ</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.muslim14/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-kqzko7zsdlcx</link>
                <description> آیا می دانید نور لامپ چه بلاهایی بر سر ما می آورد؟ نور انواع لامپ در تقسیم بندی طبایع در طب الهی در زمره انوار سرد مصنوعی و مولد رسوبات سودا (سرد و خشک) می باشد.بیماری های ناشی از افزایش خلط سودا؛ انواع سرطان، دیابت، افسردگی، وسواس، ام اس و ...محرومیت بشر جدید از رؤیت آیات باشکوه خداوند در آسمان شبضعف و بیماری های چشماختلال در ترشحات غدد درون ریز دیرخوابی و به هم ریختن ساعت بیولوژیک بدن ...آیا از تأثیرات مخرب آپارتمان نشینی بر جسم و روح باخبرید؟...آیا می دانید دوری از نور خورشید و خاک با ما چه می کند؟...از لایه های پنهان تأثیر ورود پلاستیک از البسه و فرش و ... به محیط زندگی چه می دانید؟ آیا از مضرات مواد نفتی و سیمان و فوم و آهن در سازه های جدید باخبرید؟ ...آیا می دانید این همه تجهیزات مدرن درصدد رفع بحران هایی هستند که خود مسبب آنند!...آیا  می دانید هنگامی که مسئولان ما به ساخت سدهای آبی متعدد افتخار می کردند  کشورهای به قول خودشان توسعه یافته با هزینه های گزاف سدهای خود را تخریب  می کردند؟...زندگی  مدرن ما را از مشاهده آیات رحمت الهی دور کرده و جهانی متوهم با صور خیالی  اختراعات بر مبنای علم ناقص بشری نصیب ما کرده است. آیا می دانید محصول  این جهان مصنوعی و توهم زده چه نوع انسانی خواهد بود؟...آیا می دانید ما را با این علوم و تکنولوژی مشغول کرده اند تا معنا و هدف زندگی را نفهمیم ... تمدن بدلی    bornos.blog.ir </description>
                <category>ali.muslim14</category>
                <author>ali.muslim14</author>
                <pubDate>Sat, 26 May 2018 05:23:10 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>