<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی شنوایی قناد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ali.shenavayi</link>
        <description>دانشجوی آماتور سینما. علاقه مند به عکاسی و کمی هم تولید محتوا.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 06:26:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/9572/avatar/M1JRMP.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی شنوایی قناد</title>
            <link>https://virgool.io/@ali.shenavayi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فیلمی که به شما میگوید کمدی یعنی چه!</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.shenavayi/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%87-sgjvglrxzwvk</link>
                <description>زندگی ... رسم خوشایندیست!زندگی بال و پری دارد با وسعت &quot;مرگ&quot;...!پرشی دارد اندازه &quot;عشق&quot;...!زندگی چیزی نیست، که لب تاقچه عادت از یاد من و تو برود.&quot;سهراب سپهری&quot;تصویری از دو شخصیت اصلی فیلم &quot;زندگی زیباست&quot;زندگی زیباست، نام یک فیلم کمدی بسیار جذاب است که توسط &quot;روبرتو بنینی&quot;، کارگردان ایتالیایی، در سال 1997 ساخته شده. این فیلم معنی واقعی ژانر کمدی را به ما نشان می دهد. با دیدن این فیلم می توانیم به خوبی درک کنیم که به راستی کمدی چیست؟ درواقع آن رقص و آواز ها، زندگی های لاکچری مرفعین بی درد، و شوخی های کلامی مستهجنی که در اکثر فیلم های به اصطلاح طنز ایرانی میبینیم را نمیتوان کمدی نامید! کمدی به معنی بی درد بودن یا الکی خوش بودن نیست. کمدی یعنی نگاه تازه ای به زندگی!چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید!      &quot;سهراب سپهری&quot;کمدی یعنی با وجود تمام تراژدی ها باز هم بخندیم، باز هم شاد باشیم و از زندگی لذت ببریم. کمدی یعنی دیدن دنیا از نگاه عارفانی همچون سعدی شیرین سخن:به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوستعاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوستغم و شادی بر عارف چه تفاوت داردساقیا باده بده شادی آن کین غم از اوست&quot;سعدی&quot;آری... کمدی یعنی &quot;زندگی زیباست!&quot;به شما پیشنهاد میکنم این فیلم را هرگز از دست ندهید. این فیلم درباره یک مرد شاد بذله گو است که حتی در مواردی بسیار دیوانه به نظر میرسد! در ابتدای فیلم، این مرد وارد شهری میشود و به شکل بسیار جالب انگیزی با زن جوان زیبایی آشنا میشود. (نمیگویم چگونه که اسپویل نشود. خودتان بروید ببینید. ) فیلم از همان ابتدا شوخی کردن را آغاز می کند. اتفاقات فیلم کاملا طبیعی و باور پذیر به نظر میرسد اما در عین حال شما را شگفت زده میکند و به هیجان میآورد. این مسئله نشان دهنده هوش سرشار و خلاقیت نویسنده است که رویداد های فیلم را به صورتی بسیار هنرمندانه در کنار هم چیده است و شما را در هر سکانس برای سکانس های بعدی آماده می کند.با دیدن این فیلم شما هم بار ها شگفت زده خواهید شد!در ادامه ما شاهد به هم پیوستن این زوج جوان هستیم و با گذشت سریع زمان پسربچه ی کوچک آنها را نیز میبینیم. قطعا این خانواده شاد نیز از سختی ها و بلایا در امان نیستند. به زودی آنها خود را در زندان نازی ها مییابند. اما این چیز ها هرگز باعث نا امیدی آن مرد شجاع نمیشود. او نه تنها روحیه خود را نمی بازد، بلکه حتی نمیگذارد پسر کوچکش متوجه چیزی شود. در تمام مدت حضور آنها در زندان پسر بچه فکر میکند که وارد یک بازی هیجان انگیز و جذاب با کلی شرکت کننده شده است که همگی برای به دست آوردن یک تانک واقعی ( پسربچه عاشق تانک است ) با یکدیگر رقابت میکنند!دیگر بیشتر از این داستان را برایتان تعریف نمیکنم تا خودتان بروید و ببینید. فقط یادتان باشد حتما نسخه کامل و بدون سانسور آنرا تهیه کنید. البته من از آن دسته فیلم بین های حرفه ای نیستم که همیشه تاکید دارند فیلم را زبان اصلی و بدون سانسور ببینند. اتفاقا برعکس من دوبله فارسی را خیلی هم دوست دارم و معتقدم بعضی صحنه های اروتیک در فیلم ها واقعا اضافی است و فقط برای اهداف تجاری در آن گنجانده شده و قطعا با فرهنگ ما هرگز سازگار نیست. اما نمیتوان این واقعیت را نیز نادیده گرفت که سانسور واقعا بعضی فیلم ها را نابود میکند! مثلا شما اگر فیلم زیبا و پر مفهوم &quot;سینما پارادیزو&quot; را در فیلیمو ببینید هیچ چیز از آن متوجه نخواهید شد و از تجربه ای متفاوت تا ابد محروم خواهیدماند و حتی بعد از آن هم دیگر هرگز نمیتوانید آن احساس بکر اولین بار دیدن یک فیلم فوق العاده را بچشید!! ( تجربه تلخ خود این جانب ) تنها میتوانید با دوباره دیدن نسخه کامل فیلم از اتفاقات آن به طور کامل مطلع گردید که دیگر آن شور اولیه را نخواهد داشت.پس پیشنهاد من این است که &quot;زندگی زیباست&quot; را حتما به صورت کامل و بدون سانسور ببینید. اتفاقا این فیلم اصلا صحنه ی آنچنانی ای هم ندارد و حتی اگر خانواده شما خشک مذهبی یا خیلی حساس نیستند به نظر من حتی میتوانید این فیلم را در کنار خانواده ببینید! ( فقط یک بوسه خیلی کوتاه )پرچم آمریکا، منجی یهودیان همیشه مظلوم از دست آلمان های ظالم! دی:حالا بیایید کمی هم به جنبه های سیاسی این فیلم بپردازیم. همان طور که احتمالا تا کنون حدس زده اید، این فیلم به دعوا های قدیمی ( آلمان نازی ظالم! و یهودی های همیشه مظلوم! ) میپردازد. احتمالا شما نیز چیز هایی درباره جریان هلوکاست و کوره های آدم سوزی به گوشتان خورده است. کاری ندارم که این حرف ها راست است یا دروغ. البته از قدیم گفته اند: &quot;تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیز ها&quot;. اما چه بخواهیم و چه نخواهیم، هالیوود تماما در دست یهودی هاست و کارگردان این فیلم ( که اتفاقا خودش نقش آن مرد دوست داشتنی را بازی میکند ) نیز یک مرد یهودیست. تاریخ را هم که فاتحان مینویسند! پس میتوان نتیجه گرفت پیامی که در لا به لای داستان دراماتیک فیلم به ما خورانده میشود اگر دروغ نباشد قطعا اغراق است!در سکانسی از فیلم پسربچه از دیگر زندانی ها شنیده است که : این یک بازی نیست و آنها میخواهند همه ما را بسوزانند و از ما دکمه و صابون درست کنند! در اینجا پدر فداکار و دوست داشتنی قصه حرف های کودک را مسخره کرده و به آن می خندد و میگوید تو چقدر ساه لوح هستی! و به این صورت مخاطب را با روشی بسیار زیرکانه درگیر پیام فیلم میکند. پس مخاطب گیج شده و به فکر فرو میرود. به راستی کدام یک درست میگویند؟ پسر یا پدر؟! و البته ما که تا اینجا بار ها شاهد گول زدن پسر توسط پدر بوده ایم، ناچارا قبول می کنیم که بله، پسرک راست میگوید، اما پدر قصد دارد باز هم حواس او را از موضوع اصلی پرت کند تا پسرش را شاد و باروحیه نگاه دارد. به همین راحتی! اکنون ما هلوکاست و سوزاندان یهودی های مظلوم توسط آلمان های ظالم را پذیرفتیم! و حتی اگر به ظاهر آنرا رد کنیم در پس ذهن ما این فکر شکل میگیرد که شاید هم واقعا یهودی ها راست میگویند.دروغی که بار ها و بار ها در فیلم های مختلف تکرار شود به مرور در ذهن مردم به حقیقت تبدیل خواهد شد!و در پایان نیز تانک واقعی که قرار است جایزه شرکت کردن پسر بچه در این مسابقه ی دشوار باشد، متعلق به ارتش ایالات متحده است! بله ... مثل همیشه آمریکای عزیز و دوست داشتنی ما به داد مظلومین ( و به خصوص یهودی های بیچاره فلک زده! ) رسید!! حالا فهمیدید آمریکا منجی عالم بشریت است یا بیشتر توضیح بدهم؟!! پس لطفا دیگر انقدر نگویید &quot; مرگ بر آمریکا! &quot;</description>
                <category>علی شنوایی قناد</category>
                <author>علی شنوایی قناد</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 21:44:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکارلت اوهارا و جنگ های نژادپرستانه</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.shenavayi/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-zck2pkxrdafq</link>
                <description>صحنه خواستگاری &quot;رت باتلر&quot; از &quot;اسکارلت اوهارا&quot; در فیلم بربادرفته(1939)چند ماه پیش که با خانواده رفته بودیم شهرستان برای دیدن از اقوام، موقع برگشتن از کتاب خونه مادربزرگم 4 جلد کتاب چاپ قدیم &quot;بربادرفته&quot; اثر &quot;مارگارت میچل&quot; برداشتم که بخوانم. بچگی هام زیاد اهل کتاب خواندن نبودم اما تازگی ها خیلی به مطالعه علاقه مند شدم. عادت کردم توی مترو همیشه یک کتاب دستم باشه و مشغول باشم. هر چی نباشه قطعا از اینکه همش سرم توی گوشی باشه یا در و دیوار و چهره های خسته ی مردم رو نگاه کنم خیلی بهتره! به شما هم پیشنهاد میکنم هر فرصت کوچیکی که پیدا میکنید حتما مطالعه کنید. اگه دوست ندارید مطالب علمی یا روانشناسی بخوانید اصلا اشکالی نداره. حد اقل مثل من رمان بخوانید و از تجربه های جدید لذت ببرید. یک بار توی ویترین ( اگه اشتباه نکنم ) شهر کتاب یک جمله جالب خواندم که دقیق یادم نیست اما تو این مایه ها بود:آنان که کتاب نمیخوانند، فقط یک بار می توانند زندگی را تجربه کنند!بگذریم. بریم سراغ کتاب برباد رفته. همانطور که احتمالان خودتون میدونید، رمان بربادرفته درباره دختری زیبا و ناز پرورده به نام &quot;اسکارلت اوهارا&quot;ست که در خانواده ای ثروتمند متولد شده. مادری فداکار و مهربان به نام &quot;آلن&quot;، پدری شجاع با خون ایرلندی به نام &quot;جرالد&quot;، و دایه ای سیاه پوست اما زیرک داره که اون رو &quot;مامی&quot; صدا میکنه. بر خلاف تمام تلاش های مامی و آلن، اسکارلت بیشتر به پدرش رفته و دختری سرکش و غیر قابل کنترل شده که از آداب و رسوم سخت گیرانه مردم اون زمان بیزاره. مثلا اینکه دختر باید سنگین و باوقار باشه و... خلاصه از این حرفا که اگه رعایت نکنی مردم پشت سرت حرف در میارن. ( دقیقا مثل دخترای الان ما که حرف مردم براشون هیچ اهمیتی نداره و هر کار دلشون میخواد میکنن. بنا بر این خواندن این کتاب رو به دختران جوان اصلا توصیه نمیکنم چون به شدت بد آموزی داره! ) اسکارلت از بچگی عادت کرده که هرچی که میخواد فورا به دست بیاره و بی تجربه تر از اونه که تحمل شکست رو داشته باشه.خطر اسپویل! از اینجا به بعد ممکنه اتفاقات داستان کمی لو بره. به نظرم بهتره خودتون کتاب رو بخونید. حتی قبل از دیدن فیلمش.اما به زودی زندگی طمع تلخش رو به اون میچشونه و میبینه که رویا ها و فکر و خیالش همگی بر باد رفته!      ( البته من خودم هنوز اون 4جلد رو تا آخرش نخواندم پس بهتره که زود قضاوت نکنیم )در ادامه زندگی اسکارلت به شدت تحت تاثیر جنگ ائتلاف جنوب با یانکی ها ( ساکنین شمال آمریکا ) بر سر آزاد سازی بردگان سیاه پوست قرار میگیره و چون شخصیت اصلی داستان ما خودش سفید پوسته و ما داستان رو از دید اون می بینیم، ناچارا باید قبول کنیم که آزاد کردن برده های سیاه پوست کار بسیار غلطی بوده و دلیل تمام دردسر های جنگ و بعد از آن  سیاه پوستان هستند! هر چند یانکی ها هم دیگه بعضی جا ها واقعا زیاده روی می کردند ولی بالاخره باید یکی به داد این سیاه پوستای سیاه بخت می رسید دیگه! کتاب اصلا این موضوع رو قبول نداره و نشون میده که سیاه پوستا بعد از آزادی علاف و عیاش میشن و توی خیابون ها الکی پرسه میزنن و مزاحم ناموس مردم میشن! این میشه که رگ غیرت سفید پوستان جنوبی بیرون میزنه و فرقه &quot;کوکلوس کلان&quot; رو تشکیل میدن. و  بدین ترتیب، کتاب رفتار های افراطی کوکلوس کلان ها رو هم ( که بی شباهت به داعش خودمون نبودن ) توجیه کرده!اینا چیزایی بود که من تا حالا از خواندن این کتاب دستگیرم شده. شما چی؟ کتاب رو خواندید؟ فیلمش رو چی؟ دیدید؟ نظرتون رو همینجا کامت کنید.</description>
                <category>علی شنوایی قناد</category>
                <author>علی شنوایی قناد</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 21:23:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در جستجوی خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.shenavayi/%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-ujg2efoxunta</link>
                <description>فیلم سینمایی pkیکی از آخرین فیلم هایی که دیدم، فیلمی هندی بود به نام pk. این فیلم از اون فیلم هندی هایی نیست که فکرش رو میکنید. ( چون وقتی به ما میگن فیلم هندی یاد عشق و عاشقی و شعر و آواز و غم و غصه و گریه و... خلاصه از این هندی بازیا میفتیم. ) البته کم و بیش ویژگی های اغراق آمیز یک فیلم هندی رو داره اما عوضش بی محتوا هم نیست. داستان فیلم درباره یک آدم فضاییه که از سر کنجکاوی وارد زمین میشه اما در همون ابتدای ورودش به زمین دزدگیر صفینه اش ( که شبیه یک تکه سنگ زمرد بسیار براقه و به گردنش آویخته شده ) توسط یک ره گذر دزدیده میشه. و اون که زبون زمینی ها رو بلد نیست و هیچ چیز از آداب و رسوم زمینی ها نمیدونه به دنبال دزدگیرش ( یا به قول خودش ریموت کنترل ماشینش ) راه میفته توی شهر و به خاطر همین نا آگاهیش از آداب و قولنین مردم زمین لحظه های کمدی جذابی رو خلق میکنه.اما این تازه شروع ماجراست. آدم فضایی داستان ما ( یعنی همون pk ) که برای پیدا کردن ریموت کنترل صفینه به هر دری میزنه و از همه سوال میپرسه کم کم متوجه میشه که اکثر زمینی ها شخصی رو میشناسن به نام &quot;خدا&quot; که اعتقاد دارن میتونه تمام مشکلاتشون رو حل کنه. اما مشکل اینجاست که هر گروهی به یک شکل این خدا رو پرستش میکنه و یه جورایی میشه گفت که هر گروهی خدای خودش رو داره و به خدای بقیه گروه ها کاری نداره! و از همه مهم تر اینکه یک عده آدم سود جو هم دارن این وسط با گمراه کردن مردم به نام دین ازشون پول میگیرن و در لباس مردان خدا حسابی تیغ میزننشون!فیلم سینمایی pkالبته این موضوع کاملا حقیقت داره. همه ی ما میدونیم که کم نیستن آدمای دو رو و ریا کار که به اصطلاح جانماز آب میکشن و در کنارش صد تا کار خلاف شرع هم میکنن که مهم ترین و بد ترینش خوردن حق مردمه! اما به نظرم این فیلم داره به یک موضوع درست از یک راه غلط میپردازه. این فیلم یه جورایی زیرآب تمام دین و اعتقادات مردم رو میزنه و تمام ادیان رو به یک چوب میرونه. از طرفی در پلان های شرکت کردن pk در مراسم ادیان و مذاهب مختلف تصویری ناقص و غلط رو از اونها به مخاطب نشون میده. مثلا بعد پلان سینه زنی برای امام حسین، مراسمی شبیه به قمه زنی رو نشون میده. بله منم قبول دارم که این اتفاقات تو کشور خودمون هم میفته اما مسلمون ها و شیعه های واقعی میدونن که آسیب زدن به خود توی دین ما حرامه حالا به هر شکلی که باشه. ولی مردم جهان که اینو نمیدونن! اون وقت فکر میکنن که تمام دین ما همین وحشی بازی ها و کار های احمقانس! یا مثلا سینه زدن برای امام حسین رو با  غلتیدن روی زمین ( در یک مذهب دیگه که نمیدونم چه مذهبیه ) مقایسه میکنه! شاید الان با خودتون بیگید از کجا معلوم ما برحقیم و کار اونا غلطه؟! دقیقا نکته همینجاست. ما خودمون به اندازه کافی گیج هستیم و راستش به نظر من دیدن اینجور فیلم ها آدم رو گیج تر میکنه و تشخیص درست و غلط رو سخت تر.هر چند در جاهایی از فیلم به نکات جالبی هم اشاره شد. مثلا سکانس خریدن مجسمه خدا و سوال و جواب های pk و فروشنده مجسمه ها که خودش اونا رو ساخته بود اشاره ای به حماقت بت پرستان داشت اما اینکه بت پرستی رو هم با ادیان دیگه قاطی میکرد ( به اصطلاح بادمجون رو قاطی میوه ها میکرد) اینش به نظر من بد بود. و از اینکه میگم همه رو با یک چوب میروند منظورم اینه که تمام انسان های روحانی رو مدعی های دروغین ( یا به قول خودش شماره اشتباه! ) معرفی کرد. الان توی کشور ما هم خیلیا هستن که مثلا میگن: بهشت و جهنمی در کار نیست، اینا رو آخوندا درست کردن، کی از اون دنیا خبر آورده و... خلاصه از اینجور صحبت ها. بله من هم قبول دارم هستن آدم هایی که به نام دین برای خودشون کار و کاسبی راه انداختن و آخوند های قلابی پولکی هم کم نیستن. اما این دلیل نمیشه که ارتباط کسانی مثل آیت الله بهجت و طباطبایی و حتی شهدای خودمون رو با خدا منکر بشیم.</description>
                <category>علی شنوایی قناد</category>
                <author>علی شنوایی قناد</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 21:09:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه خانه خود را سریع تر بفروشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.shenavayi/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-pvci7ntd663p</link>
                <description>حراج امارت ( تصویر آرشیوی )تا چند سال پیش من اصلا اهل مجله خواندن نبودم. اما تازگی ها سعی می کنم رمان بیشتر بخوانم. برای همین هم فکر میکنم تا حدودی به مطالعه متون طولانی عادت کرده ام و زود حوصله ام از خواندن سر نمیرود. شما هم اگر میخواهید عادت مطالعه را در خود نهادینه کنید به نظرم بهتر است از متن هایی شروع کنید که با آنها علاقه بیشتری دارید.بر عکس من مادربزرگم سالهاست که مجله اطلاعات هفتگی را مطالعه می کند و همیشه خانه اش پر است از نسخه های قدیمی و جدید این مجله. امروز که در خانه مادربزرگ از سر بیکاری یک مجله برداشته و مشغول تورق آن بودم ناگهان چشمم به این مطلب افتاد که بسیار جالب توجه بود:حراج عمارتبرای اکثر مردم زندگی در یک عمارت غول پیکر که سالن سینمای اختصاصی، باشگاه بدن سازی و استخر بزرگی داشته باشد تنها در رویا امکان پذیر خواهد بود. اما یک نفر خوش شانس قرار است رویای داشتن عمارت 5.2 پوندی در شهر برکسیت در بریتانیا را تنها با پرداخت 13.5 پوند به دست آورد. سابق بر این هم حراج های مشابهی برای فروش خانه های بزرگ در نقاط مختلف دنیا را با هم مرور کردیم. اما این خانه در بین همه آنها رکورد دار است! این عمارت بزرگ که 6 اتاق خواب و 3 سالن بزرگ دارد به فروش گذاشته شده است و صاحبانش تصمیم گرفته اند که آن را از طریق قرعه کشی به فروش برسانند. هر فرد با خرید بلیط شرکت در این قرعه کشی تنها با پرداخت 13.5 پوند یک شانس برای برنده شدن به دست می آورد. صاحبان فعلی این خانه یک زوج هستند که 25 سال گذشته را در آن زندگی کرده و اکنون که دیگر فرزندانشان کاملا بزرگ شده اند دیگر به چنین فضایی نیاز ندارند و قصد نقل مکان دارند. این خانه به قدری بزرگ است که حتی جشن عروسی یکی از پسرانشان در همین خانه برگزار شد. از جمله دلایل انتخاب این روش برای فروش خانه، شرایط نا مساعد اقتصادی در بازار مسکن بریتانیا بوده است که کمتر کسی ممکن است بتواند تمام مبلغ را نقدا بپردازد. بنا بر این تصمیم گرفتند رقم مورد نظر خود را با تقسیم کردن به بلیط های قرعه کشی به دست آورند و شانسی برای تک تک علاقه مندان به این خانه هم فراهم شود. البته برای این که روند فرش خانه کمی سرگرم کننده و جالب تر شود، این زوج اعلام کردند که شرکت کنندگان علاوه بر تهیه بلیط، باید بتوانند به یک سوال که در مورد خانه مطرح می شود هم پاسخ دهند. البته همه این ها به شرطی میسر خواهد بود که حد اقل 600هزار نفر در این قرعه کشی شرکت کنند.                                                                منبع: اطلاعات هفتگی شماره 3874 / 23 بهمن 1398 / صفحه 35با خودم فکر کردم چه ایده خوب و چه کار خلاقانه ایست! این زوج هرگز بذل و بخشش نمی کنند بلکه قیمت خرید خانه را تمام و کمال دریافت می کنند و در این میان یک نفر با وسع کم صاحب خانه می شود. اصلا از این بهتر هم مگر داریم؟!در همین کشور خودمان چقدر زیادند زوج هایی که خانه ندارند و با این روش ساده و خلاقانه می توانند صاحب خانه شوند! و از آن بد تر چقدر زیادند خانه های بزرگ و گران قیمت که کسی حتی توانایی اجاره کردن آنها را ندارد چه برسد به خرید؛ لذا خیلی وقت است که خالی از سکنه مانده و خاک میخورند. چه می شد اگر افراد توانگر بیشتر به فکر کم بزاعت ها و به ویژه جوان ها بودند؟البته قطعا به همین صاف و سادگی هم که من میگویم نیست. مثلا ابتدا باید به تعداد کافی بلیط قرعه کشی فروخته شود ( که به نظر من حد اقل در ایران این اتفاق می افتد گو اینکه همین حالا هم قرعه کشی های زیادی توسط برند های مختلف در بستر های گوناگون برگزار می شود ) و مشکلات دیگری از قبیل بازار سیاه فروش بلیط قرعه کشی یا تقلب هایی که ممکن است صورت بگیرد و... اما کار تا وقتی انجام داده نشود عیب و ایرادش به درستی مشخص نخواهد شد.نظر شما چیست؟ چه ایده ای برای حل مشکل مسکن و خانه دار شدن خانواده ها و زوج های جوان در این اوضاع اقتصادی دارید؟</description>
                <category>علی شنوایی قناد</category>
                <author>علی شنوایی قناد</author>
                <pubDate>Fri, 14 Feb 2020 16:44:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کشتی ای که قرار بودخدا هم نتواند غرقش کند!</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.shenavayi/%DA%A9%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%BA%D8%B1%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D9%86%D8%AF-gusf2jm9dryr</link>
                <description>نقاشی کشتی تایتانیک در حال غرق شدنگاهی اوقات انسانها میخواهند با خدا کُشتی بگیرند [محسن قرائتی] اما با خدا نمیتوان لج کرد. هرکس بخواهد با خدا لج کند وارد بازی بسیار خطرناکی شده که برنده و بازنده آن از ابتدا مشخص است. به عنوان مثال زلیخا میخواست رابطه اش با یوسف مخفیانه باشد. پشت هفت در پنهان شد. با خدا لج کرد! خدا هم طوری رسوایش کرد که دیگر نتواند در مصر سر بلند کند. یا بعضی آدم ها بچه نمی آورند که توی دردسر نیفتند. میگوید یک بچه کافی است. اما خدا مثلا همان بچه را چنان مریض می کند (برای امتحان) که به اندازه 10 بچه اذیت شوند. شاید بشود گفت ماجرای تایتانیک هم از همین دست کشتی گرفتن ها بود.آقای توماس اندروز طراح این کشتی بزرگ بخار پس از ساخت آن نه تنها ان شا الله نگفت! ( که البته قاعدتا نباید میگفته و ما چنین انتظاری از ایشان نداشتیم! ) بلکه حتی با کمال غرور و گستاخی برگشت و گفت: &quot; حتی خدا هم نمیتواند این کشتی را غرق کند! &quot; ( میگویند این جمله روی کشتی نیز نوشته شده بود ) البته بیچاره میخواسته از کشتی اش تعریف کند و بگوید که خیلی محکم و استوار است. اما با این جمله احتمالا به طور نا خواسته وارد بازی مذکور با خدا شده و کار را خراب کرده است. از قضا همانطور که میدانید این کشتی در اولین سفر خود در 15 آوریل 1912 بر اثر برخورد با کوه یخ غرق شد و از 2224 نفر مسافری که سوار بر این کشتی به سمت آمریکا میرفتند تنها 710 نفر نجات یافتند و 1514 نفر دیگر ( از جمله خودآقای اندروز ) به اشکال مختلف جان باختند.صحنه معروف فیلم &quot;تایتانیک&quot; اثر &quot;جیمز کامرون&quot;و اما برویم سراغ فیلم که شما هم حتما آن را دیده اید و میدانید شاهکاریست با نویسندگی و کارگردانی جیمز کامرون. امیدوارم به من نخندید اما خود من تا همین چند وقت پیش این فیلم را ندیده بودم. راستش را بخواهید یک جور هایی از دیدن آن میترسیدم و دلم نمیخواست آن را ببینم. تصور میکردم تماشای داستانی که انتهای آن مشخص است لطفی ندارد. حتی خیلی وقت پیش به صورت تصادفی صحنه های آخر این فیلم را در تلوزیون دیده بودم. جایی که تعداد زیادی از مردم در حالی که جلیقه ی نجات بر تن داشتند و روی آب شناور بودند از سرما یخ زدند. صحنه وحشتناک و دلخراشی بود. برای همین چون آخر فیلم را دیده بودم از دیدن آن فرار می کردم. اما این اواخر قسمت هایی از آن را در اینستاگرام دیدم و ترقیب شدم که حتما آن را کامل ببینم و بالاخره این کار را کردم.به نظر من داستان تایتانیک، داستان زندگی بشر است! تدایی کننده قدرت بی انتهای خالق بزرگ در برابر قدرت ناچیز یا بهتر است بگویم ناتوانی مخلوق است. حتی صحنه های غرق شدن کشتی من را به یاد آیات قیامت در قرآن می اندازد. زمانی که همه چیز درهم و برهم میشود و اوضاع کاملا از دست آدمیزاد خارج است. کشتی بزرگی به نام زمین که آنرا به طبقات اجتماعی با عنوان فقیر و غنی تقسیم کرده ایم ( مانند قسمت درجه1، 2 و 3 در کشتی ) عاقبت به کوه سرنوشت برخورد خواهد کرد. آن زمان است که تنها و تنها خدا برای انسان باقی میماند و هرکه را بخواهد نجات خواهد داد.در زمان حرکت کشتی مردم با شادی برای آشنایان خود دست تکان میدادند و خوشحال بودند از این که اولین مسافران تایتانیک هستند اما چه کسی می دانست که آخرین مسافران نیز خودشان هستند؟! چه کسی فکرش را میکرد که این کشتی غرق نشدنی آخرین سفر زندگی آن 1500 نفر را رقم خواهد زد؟! پسرک فقیر داستان ما وقتی بلیط ها را در شرط بندی برد از کجا میدانست یخ زدن در اقیانوس اطلس را برنده شده یا ملاقات با اولین و آخرین عشق زندگی اش؟! یا آن مرد خوش اقبالی که به خاطر از دست دادن بلیط هایش خود مشغول خود خوری بود، کجا فکرش را میکرد که از تجربه ی حادثه ای مرگ بار جان به در برده؟! و اینجاست که جناب حافظ می فرمایند:&quot; باشد اندر پرده بازی های پنهانن غم مخور! &quot;به عنوان یک مخاطب معمولی که حتی فیلم های زیادی هم ندیده عقیده دارم آقای کامرون خواسته یا ناخواسته به زیبایی این مفاهیم را در اثر خود گنجانده بود. مثلا وقتی که ملبانان با نا امیدی منور های خود را به سمت آسمان شلیک می کنند، کافیست شما کمی از کشتی دور شوید و از آنجا به کوچکی آن کشتی بزرگ غرق نشدنی و نقطه ای که مانند یک ستاره در دور دست ها روشن و خاموش میشود پی ببرید! همچنین میتوانید پستی و رذالت بعضی انسانها برای کمی بیشتر زنده ماندن و در مقابل فداکاری بعضی دیگر را برای نجات جان همنوعان خود در کنار هم ببینید.هرچند بعید میدانم کسی باشد که هنوز این فیلم را ندیده اما حتی اگر یک درصد هم مثل من تا کنون نتوانسته اید این فیلم را ببینید یا فکر میکنید آخر داستان مشخص است و این کشتی به هر حال غرق خواهد شد به شما اطمینان می دهم که تایتانیک ارزش یک بار دیده شدن را دارد. همانطور که زندگی ارزش یک بار تجربه کردن را...پی نوشت: موسیقی متن این فیلم هم به نام my hart will go on واقعا یک شاهکاره و با روح و روان آدم بازی میکنه!</description>
                <category>علی شنوایی قناد</category>
                <author>علی شنوایی قناد</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jan 2019 21:53:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکست مرزهای قدرت ذهن بشر</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.shenavayi/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-ozfney6sd5di</link>
                <description>فیلم علمی تخیلی &quot;لوسی&quot; اثر &quot;لوک بسون&quot;شاید با خودتون بگید که این فیلم دیگه قدیمی شده چون &quot;لوسی&quot; محصول سال 2014 هست. اما راستش من این فیلم رو به تازگی ( درواقع همین امشب ) دیدم و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم ( چون کلا من عاشق ژانر علمی تخیلی هستم ). گرچه منتقدین حرفه ای سینما خیلی از این اثر راضی نبودن و عقیده داشتن که داستان به خوبی ساخته و پرداخته نشده. از طرفی بهتره همین ابتدا بهتون بگم که این متن یک نقد حرفه ای نیست (در واقع از نظر فنی اصلا نقد محسوب نمیشه ) بلکه صرفا افکار و عقاید شخصی من در مورد فیلم مذکور هست.هشدار: خطر اسپویل در خواندن ادامه مطلب!هالیوودی ها طی این سالها به خوبی یاد گرفتن که افکار و عقایدشون رو ( هرچند که غلط و بی اساس باشه ) به خورد مردم دنیا بدن. صحنه آغازین این فیلم با توجه به نظریه داروین از به اصطلاح انسان های خیلی اولیه ( یعنی میمون ها ) شروع میشه. همچنین در ادامه با نشان دادن صحنه هایی از تولید مثل حیوانات در لا به لای داستان و مقایسه اون با تولید مثل انسان، مقام اشرف مخلوقات رو تا درجه حیوانیت پایین میاره! کمی بعد از اون فیلم شروع میکنه به بیان نظریه قدرت واقعی ذهن انسان که احتمالا باید شنیده باشید:انسانها تنها با استفاده از 10% قدرت مغزشون تونستن به این درجه از پیشرفت علم و تکنولوژی برسن!که البته این نظریه به طور علمی تقریبا رد شده. اما کل داستان فیلم بر اساس همین نظریه پایه گذاری شده و داستان روی اون مانوور میده. دختری به نام &quot;لوسی&quot; که به طور ناخواسته با مصرف مقدار زیادی از یک ماده مخدر از یک سری قدرت های فرا بشری بهره مند میشه که اون رو حتی تا مقام خدایی بالا میبره!در ابتدا به نظر میرسه که مثل خیلی از فیلم های دیگه لوسی تبدیل به یک ابر قهرمان میشه و شروع میکنه به نجات بشر در مقابل نیرو های اهریمنی. اما بر عکس اون تبدیل میشه به یک موجود قدرت طلب که هیچ چیز جلو دارش نیست. البته اون همچنان در ظاهر مثبت میمونه اما در صحنه های اکشن فیلم و با یک رانندگی سریع و نسبتا خشن باعث تصادفات و احتمالا تلفات زیادی میشه. در حالی که اون میتونه با قدرت هایی که به اون داده شده و تا اینجای فیلم از اونا استفاده کرده جلوی این اتفاقات رو بگیره و از اینجا نتیجه میگیریم که اون مغرور شده و خودش رو از سایر مردم بالاتر میدونه و اونها رو برای هدف خودش فدا میکنه.در زمان همین رانندگی لوسی جمله ی عمیق و تاثیر گذاری رو به زبون میاره که جای تامل داره:&quot; ما هیچ وقت نمی میریم! &quot;که البته اگر حیات بعد از مرگ رو درنظر بگیریم این جمله میتونه درست باشه.در طول داستان لوسی از زمان مرگ خودش با خبره و حتی در آخر داستان، لوسی که حالا میتونه از 99% ظرفیت مغز خودش استفاده کنه طی الارض میشه و میتونه با یک اشاره در زمان و مکان حرکت کنه. وقتی هم که ظاهرا نابود میشه و مردی که میشناستش میپرسه اون کجا رفت با استفاده از قدرت هاش به گوشی مرد این پیام رو ارسال میکنه:&quot; من همه جا هستم! &quot;آیه معروفی از قرآن که ما رو ناخداگاه به یاد یکی از صفات خداوند میندازه! اینجا دیگه با این معجزات لوسی عملا ( نعوذ بالله ) خدا میشه!من شخصا از کلیت این داستان به یاد جمله ای افتادم که شیطان برای فریب آدم و حوا گفت:&quot; خدا میدونه اگه شما از این بخورید مثل خودش جاودانه میشید و به همه علوم مسلط میشید و قادرید هر کاری بکنید! &quot;در اینجا ماده مخدر که اون قدرت ها رو به لوسی داد به نظرم استعاره ای از میوه همون درخت بود.پی نوشت: میدونم که مطلبم خیلی نا پخته و ناقصه اما این اولین باریه که من درباره یک فیلم نوشتم. لطفا شما به بزرگی خودتون ببخشید.</description>
                <category>علی شنوایی قناد</category>
                <author>علی شنوایی قناد</author>
                <pubDate>Fri, 14 Dec 2018 04:23:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا با قابلیت Nametag اینستاگرام آشنا هستید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali.shenavayi/instagram-nametag-epcathfz1kbv</link>
                <description>قابلیت جدید اینستاگرام (Nametag) دیروز داشتم مثل همیشه توی اینستاگرام گشت میزدم که یهویی یک صفحه جدید باز شد که شبیه استوری بود اما فرق هایی با استوری داشت. وسط صفحه یک مربع سفید رنگ با گوشه های گرد بود و چهار گوشه ی اون چیزی شبیه به «گوشه» در آلبوم های خیلی قدیمی که عکس داخل اون قرار می گرفت ( البته اگه دیده باشین ) قرار داشت. وسط مربع هم اسم پیجم زیر آیکن اینستاگرام نوشته شده بود. در پس زمینه این مربع هم ایموجی هایی وجود داشت که مثل گلهای پارچه گلدار روی یک زمینه سفید پخش بودن!خلاصه... سرتون رو درد نیارم. هرچی باهاش ور رفتم نفهمیدم کاربردش چیه. حسابی کنج کاو شده بودم پس رفتم توی گوگل سرچ کردم «قابلیت جدید اینستاگرام» اما فقط یه چیزایی درمورد استوری و چند تا دیگه از قابلیت های قدیمی اینستاگرام برام آورد.قابلیت Nametag در اینستاگرامبعد برگشتم توی اینستا نگاه کردم دیدم نوشته &quot;Nametag&quot; باز رفتم توی گوگل سرچ کردم «قابلیت Nametag اینستاگرام» این دفعه نتایج بهتر بود. یه چیزایی دستگیرم شد. گفتم به شما هم بگم که بدونید Nametag چیز عجیب غریبی نیس! تو مایه های همو QR کد خودمونه. شما یه دونه از اینا با سلیقه خودت میسازی. بعد دوستات اسکن میکنن و شما رو سریع فالو میکنن. بدون نیاز به سرچ کردن. به همین راحتی!  البته این قابلیت اینستاگرام هنوز قطعی نشده و فقط به صورت Demo ( دمو یا همون آزمایشی خودمون) به کاربرا نمایش داده میشه و ممکنه یه موقع باشه و یه موقع نباشه. اگه پیداش نکردین لطفا تعجب نکنین و منو به رگبار فحش و انگ دروغگویی نبندین!!قابلیت Nametag اینستاگرامدر ضمن همینطور که در عکس بالا مشاهده می کنید ایموجی های پشتش رو میتونید به سلیقه خودتون تغییر بدید. یا اصلا از رنگهای پیشفرض اینستاگرام برای زمینه استفاده کنید. یا یک سلفی از خودتون بگیرید و عینکش رو تغییر بدید یا براش سیبیل بذارید.پی نوشت: من چند تا اکانت اینستا دارم و این قابلیت فقط توی یکیش فعال بود که البته همون هم الان که داشتم این مطلب رو مینوشتم رفتم ببینمش دیدم نیست!  ):شما چطور؟ تا حالا از این قابلیت استفاده کردین؟!</description>
                <category>علی شنوایی قناد</category>
                <author>علی شنوایی قناد</author>
                <pubDate>Mon, 20 Aug 2018 15:18:41 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>