<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا دواری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ali3dking</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 23:31:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>علیرضا دواری</title>
            <link>https://virgool.io/@ali3dking</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بررسی آنرپینگ و انواع آن</title>
                <link>https://virgool.io/@ali3dking/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D8%B1%D9%BE%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%A2%D9%86-h7sizvuvkuqi</link>
                <description>مرجع : https://cgalley.comآنرپینگ و انواع آن :به فرآیند باز کردن یک جسم سه بعدی و تصویر کردن آن بر از مختصات سه بعدی بر روی مختصات دو بعدی فرآیند آنرپ گفته میشود . علت اینکه یک جسم سه بعدی باید مختصات نقطه به نقطه اش در فضای دو بعدی تصویر شود تا هر نقطه از صفحه مبین مکان آن نقطه در فضا باشد این است که بتوانیم به یک جسم به درستی تکسچر که ماهیتی دو بعدی دارد بدهیم . آنرپ اساس و پایه تکسچرینگ یک جسم است به طوریکه اگر جسمی آنرپ نداشته باشد تکسچرینگ آن ممکن نیست . بسیار از دوستان فکر میکنند وقتی در نرم افزاری چون تری دی مکس از uvw map استفاده میکنند در واقع دارند از انرپ کردن فرار میکنند در حالی که uvw map فرمی از انرپ اتوماتیک بر مبنای اشکال و الگوریتم های ساده چون باکس، پلین و ... است. پس این حرف بعضی از افراد که میگویند من آنرپ نمیکنم من uvw مپ استفاده میکنم حرفی از اساس غلط است . در صورتی که در درک مفهوم انرپ مشکل دارید توصیه میکنم ویدیوی زیر بنده را که تئوری آنرپ را با مقایسه بین دنیای واقعی و دیجیتال توضیح خواهم داد، شماهده بفرمایید : https://www.aparat.com/v/J6sVz انواع روش های آنرپ کردنآنرپ ها از طریق دو الگوریتم انجام میشوند . مرسوم ترین آن ها استفاده از روش pelt &amp; Relax است که با ایجاد درز در قسمت های مناسب جسم و کشیدن و باز کردن جسم سه بعدی از ناحیه درزها تا زمانی که کاملا روی صفحه قرار بگیرند انجام میشود . روش دیگر ptex نام دارد که نوعی انرپ اتوماتیک از طریق انرپ نقطه به نقطه جسم و ذخیره اطلاعات نقاط کار میکند که این روش گرچه دردسر های فرآیند حوصله سربر انرپ قبلی را ندارد ولی ذخیره این حجم اطلاعات نقاط برای ایجاد آنرپ ptex نیازمند مشخصات سخت افزاری بالا میباشد و لذا روشی چندان مرسوم نیست .انواع خروجی های انرپ بر اساس نوع کلاسترهای ایجاد شده :بر اساس کلاسترهای ایجاد شده حاصل از آنرپ اگر کلاستر ها روی هم افتادگی داشته باشد به آن overlapping unwrap گفته میشود که اکثر آرک مدل های شرکت ها برای رندر که روی هم افتادگی برایشان مهم نیست از این روش تبعیت میکند . اگر کلاسترها هیچ روی هم افتادگی نداشته باشند به آن در اصطلاح non overlapping unwrap میگویند که مدل های مورد استفاده در موتورهای بازی در بخش لایت مپ ها باید از این نوع باشند ولی در همین موتورهای بازی در بخش آنرپ مربوط به تکسچر گاهی بهتر است برای بهینه سازی در فضای آنرپ بعضی کلاستر ها روی هم افتادگی داشته باشد و به عبارتی موتور بازی ترکیبی از دو روش مورد استفاده قرار میگیرد که اگر انرپ بسته به کاربرد از هر دو نوع را در خود داشته باشند در اصطلاح Mixed گفته میشود .</description>
                <category>علیرضا دواری</category>
                <author>علیرضا دواری</author>
                <pubDate>Mon, 28 Dec 2020 05:56:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه ای بر ساخت Game Asset و اهمیت آن</title>
                <link>https://virgool.io/@ali3dking/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-game-asset-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%86-hgeq2fq9glen</link>
                <description>نویسنده : علیرضا دواریمنبع : سایت https://cgalley.comدر این مقاله قصد دارم که به بررسی اهمیت ساخت المان های بازی ( Game Asset ) بپردازم . اگر شما در حوزه سی جی فعالیت میکنید بسیار اتفاق افتاده که اسم هایی چون 3dsky، CGtrader و ... را به عنوان سایت هایی برای فروش آبجکت و کسب درآمد ارزی شنیده باشید که خود ما نیز به تفصیل به این موضوع پرداختیم و به هنرآموزهای خود آموختیم چگونه از امثال این سایت ها برای کسب درآمد ارزی استفاده کنند . اما عمده این درآمد زایی ها در حوزه های مدلسازی معماری و آبجکت های highpoly بوده است . حال می خواهیم به نقطه متضاد آن یعنی آبجکت های لوپلی ( Lowpoly ) بپردازیم و ببینم که جایگاه این آبجکت ها در بازارهای خارجی به چه صورت است .وقتی از آبجکت های لوپلی و مدلسازی لوپلی سخن به میان میاوریم بازارهای هدفی چون صنایع AR، VR و گیم را خواهیم داشت که از این میان بازار گیم یک بازار پر سود و پرمخاطب است که عمده فعالیت های مدلسازی لوپلی را در بر میگیرد . در ادامه ما بازار گیم را با بازار معماری مقایسه میکنیم .بازار گیم و معماری در حوزه سی جی :فرض کنید شما یک مدلساز و فعال در زمینه سی جی هستید و میخواهید در زمینه معماری یا گیم فعالیت کنید . شما برای فعالیت خود نیاز به اطلاعاتی از جمله اینکه بازار هدفتان چقدر گستردگی دارد و یا پیش نیازهای آن چیست خواهید داشت . گرچه هر دو بازار پر سود و پر مخاطب است اما دیده شده که بیشتر تمایلات سی جی در کشور ما رو به معماری است که این میتواند ناشی از عدم آگاهی در رابطه با این باشد که بازارهای پر سود دیگری نیز به جز معماری وجود دارند برای همین اگر بخواهیم بازار معماری را با بازار گیم و بازی به عنوان یک سی جی آرتیست مقایسه کنیم به موارد زیر میرسیم :دنیای گیم برای سی جی آرتیستبازار معماری با افراد تحصیل کرده رشته معماری و عمران بیشتر سر و کار دارد   و بیشتر این دو قشر به ساخت و ساز و طراحی میپردازنددر بعضی کشورها به خاطر بافت قدیمی و خاص خود ساخت و ساز خیلی معنا ندارد و   جنس کارها از نوع بازسازی استسبک های معماری بیشتر خلاصه شده در چند سبک استمعماری با واقعیت سر و کار داردیک پروژه صفر تا صد ساخت و ساز معمولا با یک تیم طراحی و یک تیم  اجرا یی به اتمام میرسد و افراد زیادی را   در حوزه سی جی درگیر نمیکندمعماری دنیای گیم را در بر نمیگیردکار سی جی برای مدلسازی معماری با تخصص های پایین هم شدنی است و حساسیت در   آن کمتر استدنیای معماری برای سی جی آرتیستحوزه گیم با همه نوع افراد اعم از بزرگسال و خردسال، تحصیل کرده و بدون مدرک   تحصیلی سر و کار دارد  و همه قشر در اوقات   فراغت به بازی های کامپیوتری میپردازندبه خاطر این تنوع شرکت های بزرگ و کوچک و همچنین تیم های مستقل زیادی   سالیانه به صنعت گیم میپردازندتنوع در سبک های گیم زیاد استگیم با دنیای اعم از رئال و فانتزی سر و کار دارد و این یعنی تنوع در محتوایک شرکت بازیسازی برای کامل کردن بازی خود نیاز به افراد و تیم ها و گروه ها   و در نهایت محتواهای زیادی استگیم و دنیای بازی معماری را نیز در بر میگیردکار سی جی در گیم تخصصی تر است و حساسیت در آن بیشتر است https://www.aparat.com/v/p3buT در مقایسه بالا شما به وضوح در میابید که در یک مقایسه کوچک بازارهای معماری با گیم خواهید دید که در دنیای گیم تنوع، شانس پیدا کردن کار، وسعت و تخصص در حوزه سی جی بیشتر به چشم میخورد تا معماری اما در زمینه معماری با داشتن حداقل تخصص هم میتوان فعال بود ( توجه بفرمایید این مقایسه فقط از دید یک سی جی آرتیست است وگرنه معماری یک رشته تخصصی است و زمینه های درآمدزایی خود را نیز دارد و مقایسه فوق اصلا به معنای این نیست که بگوییم سراغ معماری نروید بلکه به این معناست که میگوییم فقط معماری را صنعت پردرآمد در نظر نگیرید و از صنعت پردرآمد دیگری چون صنعت گیم غافل نشید ).چرا تخصص و حساسیت در گیم بیشتر از سی جی در معماری است ؟به عنوان یک سی جی آرتیست شما در حوزه معماری بیشتر نیازمند سه بعدی سازی پلان ها، چیدمان که معمولا از مدل های آماده استفاده میشود و نهایتا نورپردازی و رندر هستید که با وجود امکانات موتورهای رندر امروزی نورپردازی و رندر و تنظیمات آن دیگر چالشی پیچیده نیست و با کمترین مهارت هم اجرا میشود . تجربه شخصی بنده از کار با افراد و شرکت های معماری بیانگر این بوده که گاهی افرادی که در این حوزه سر و کار دارند به هیچ عنوان قدرت تولید مدل های سه بعدی متوسط تا سطح بالا را ندارند و علم کافی از مفاهیم شیدر، تکسچرینگ و آنرپ ندارند ولی با وجود این میتوانند نماهای خارجی و داخلی خوبی را طراحی کنند چرا که در طراحی نما و دکوراسیون داخلی بیش از هر چیز علم و تخصص معماری و درک درست از فضاها حاکم است تا تسلط بر محتواهای دنیای سی جی و کار فردی که در زمینه معماری تسلط دارد در بخش سی جی توسط مدل های آماده با کیفیت و شیدرهای آماده راه میوفتد و لذا این که در معماری میتوانید با حداقل تخصص سی جی و با درک درست معماری فعالیت داشته باشید هم یک مزیت تلقی میشود و هم یک عیب . مزیت آن در این است که شما با کمترین اطلاع به نرم افزارهای سه بعدی میتوانید در این بخش فعال باشید و عیب آن این است که در حوزه معماری در اصطلاح دست زیاد شده و افرادی نا متخصص اقدام به خراب کردن این بازار میکند . حال آنکه در حوزه گیم شما باید درک درستی از مدلینگ، آنرپینگ، شیدرها، تکسچرینگ و ... داشته باشید و زمینه ای تخصصی است و اگر اطلاعاتتان کافی نباشد نمیتوانید وارد این حوزه شوید یا ادامه دهید و این نیز خود هم یک مزیت است و هم یک ضعف . ضعف آن در تخصصی بودن آن است که ورود به آن سخت تر است و اتفاقا نقطه مثبت آن نیز تخصصی بودن آن است که ورود به آن سخت تر است و بازار جهانی تری دارد که البته این مورد به نظر من یک مزیت به حساب می آید چرا که باعث میشود درآمد در آن مناسب باشد و پول های زیادی جابجا شود و افراد به موفقیت های زیادی برسند .</description>
                <category>علیرضا دواری</category>
                <author>علیرضا دواری</author>
                <pubDate>Sun, 27 Dec 2020 03:33:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>