<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی قهرمانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ali77gh</link>
        <description>برنامه نویس، علاقه مند به لینوکس و نرم افزار آزاد. من در جاهای دیگه: ali77gh.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:33:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/37145/avatar/p9DZ8S.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی قهرمانی</title>
            <link>https://virgool.io/@ali77gh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کنجکاوی در مورد Web Assembly</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%DA%A9%D9%86%D8%AC%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-web-assembly-dfj9tgmtbsko</link>
                <description>سلام?️توی این مطلب می‌خوایم به سوالات زیر پاسخ بدیم:چرا وب اسمبلی؟چی هست؟کجا ها به کار میاد؟الان در چه حاله؟وب اسمبلی WASI چیه؟چرا وب اسمبلیاگر ازتون بپرسن JavaScript چیه شما در جواب چی می‌گید؟زبان برنامه نویسیه؟این جواب درسته ولی کامل نیست. بزارید بگم چرا:توی دنیای امروز خیلی کم پیش میاد کد JS ای که نوشتید رو مستقیم روی مرورگر اجرا کنید. یا Typescript کد می‌زنید و تبدیلش می‌کنید به JS.یا مثلا Flutter خروجی وب می‌گیرید که تبدیل میشه به JSیا Kotlin و CoffeeScript و Elm و….حتی یه وقتایی شما فکر می‌کنید برای مرورگرتون JS کد می‌زنید ولی بازم اونو می‌دید به یه کامپایلر تبدیلش می‌کنه به JS و نتیجه رو روی مرورگر اجرا می‌کنید.میگی نه؟ یه کامپوننت React رو کپی کن ببر روی مرورگر ببین اجرا میشه یا نه.بازگشت همه به سوی اوستمی‌خوام بگم توی دنیای امروز JS بیشتر از اینکه یه زبان برنامه‌نویسی باشه یه Compilation target هه.یعنی چون JS تنها زبان برنامه نویسیه که روی مرورگر اجرا میشه (فرض کنیم WASM وجود نداره). هر زبان یا فریمورک دیگه ای که می‌خواد روی مرورگر رو Target کنه باید تبدیل به JS بشه. و امروزه طرفداران این زبان ها و فریم ورک ها از خود JS خالص نوشتن خیلی بیشتر شده.از طرفی JS طراحی نشده که یک compilation target باشه. و اصلا واسه همچین موضوعی مناسب نیست و روزگار اون رو به اینجا کشونده.مشکلات JS به عنوان یک Compilation Target:همون طور که بالاتر گفتم زبان های زیادی هستن که می‌تونن یه JS تبدیل بشن (Dart, Kotlin, Typescript, Elm, Lua ,... ) ولی همه اینا نسبت به JS زبون های سطح بالاتری حساب میشن و حتی اونایی که امکانات سطح پایین تر دارن وقتی حرف کامپایل شدن به JS باشه دیگه اون امکاناتشون کار نمی‌کنه. مثلا Kotlin قابلیت Multi Threading داره ولی وقتی بخواید برنامه ی multi thread رو که با Kotlin نوشته شده رو به JS کامپایل کنید کامپایلر بهتون خطا میده چون اصلاً JS این موضوع رو ساپورت نمی‌کنه.داکیومنت رسمی کاتلین کلاس thread رو فقط توی حالت JVM می‌پذیره و همین محدودیت ها که JS به عنوان یه زبون سطح بالا داره باعث میشه که زبون های سطح پایین مثل C,C++ و Rust و… که زبون های سطح پایین تری هستن نتونن بهش کامپایل بشن دلیلش هم اینه که در اصل  compile یعنی تبدیل یه زبون سطح بالاتر به زبان سطح پایین تر.کامپایلرمثلا فرض کنید یه برنامه C داریم که توش pointer داره. و می‌دونیم که توی JS ما pointer نداریم حالا کامپایلر چطور می‌خواد کد C رو به JS تبدیل کنه؟نمیشه!پس دسترسی سطح پایین به حافظه نداریم.❌هر زبانی نمی‌تونه به JS تبدیل بشه (گفتیم چرا).❌برنامه نویسی multi thread نداریم.❌پرفورمنس زبون هایی که به JS تبدیل میشن محدود به پرفورمنس خود JS میشه.❌حجم فایل های JS در مقایسه با فرمت های باینری بیشتره چون به عنوان یه زبان برنامه نویسی برای کم حجم بودن بهینه نشده.❌جاوااسکریپت به عنوان یه زبون تفسیری قبل از اجرا نیاز به parse شدن و optimize شدن و... داره که همش سمت کلاینت انجام میشه و کلی حافظه و زمان لازم داره و کلی انرژی اضافه مصرف می‌کنه که باعث میشه پول برق زیاد بیاد و طرفداران محیط زیست ناراحت بشن❌حس من بعد از استفاده از WASMنکته مهم: هیچ کدوم از این حرفایی که زدیم به معنی این نیست که JS زبان برنامه نویسی بدیه. برسی JS به عنوان یه زبان اصلا موضوع این پست نیست. ولی می‌تونیم بپذیریم که JS اصلا Compilation target خوبی نیست.وب اسمبلی چیه؟یه Compilation Target بهتر برای مرورگر هامون?.و با توجه به اینکه web داره با سرعت وحشتناکی پیشرفت می‌کنه و برنامه های تحت وب هر روز داره بزرگ تر و پیچیده تر میشن به نظر میاد مرورگر های ما به یه Compilation Target بهتر نیاز دارن.همین موضوعاتی که ما ازش حرف زدیم سال ۲۰۱۱ بحث کارمند های موزیلا بود و نتیجه این بحثا چیزی شد به اسم asm.js که بعد ها به پروژه ی WASM یا Web assembly تبدیل شد و سال ۲۰۱۶ اولین نسخه ی stable وب اسمبلی معرفی شد، سال ۲۰۱۷ گوگل به این پروژه پیوست و سال ۲۰۱۹ به یک استاندارد رسمی توی W3C تبدیل شد و سال ۲۰۲۳ که تاریخ انتشار این پست باشه هم تقریباً همه ی مرورگر های اصلی و مهم از استاندارد WASM پشتیبانی می‌کنند و زبان های برنامه نویسی زیادی به واسطه ی WASM قابلیت اجرا شدن توی مرورگر هارو پیدا کردن.لیست زبان هایی که wasm رو target می‌کنن.موزیلاتعریف موزیلا از WASM:WebAssembly is a new type of code that can be run in modern web browsers — it is a low-level assembly-like language with a compact binary format that runs with near-native performance and provides languages such as C/C++, C# and Rust with a compilation target so that they can run on the web.می‌فرمایند که: WebAssembly نوع جدیدی از کد است که می‌تواند در مرورگرهای وب مدرن اجرا شود. یک زبان شبه اسمبلی سطح پایین با فرمت باینری جمع و جور است که با performace نزدیک به native اجرا می‌شود. و زبان هایی مانند C / C ++، C# و Rust را میتوان به آن کامپایل کرد تا بتوانند در وب اجرا شوند.چه ربطی به JAVA داره؟ماشین مجازی جاواخیلی ها معتقد اند که WASM داره دقیقا همون ایده ی JAVA رو ادامه میده. دقیقا مثل جاوا WASM هم یه زبون میانیه که مستقل از پلتفرم/سیستم عامل و معماری پردازنده هست. یعنی شما همون فایل wasm که توی IOS با پردازنده ARM اجرا می‌کنید رو می‌تونید ببرید روی Linux با پردازنده ی X86 هم اجرا کنید. و ماشین مجازی بین wasm و سخت افزار قرار میگیره و ترجمه ها و بهینه سازی های لازم رو انجام میده. فقط فرق wasm و بایت کد Java اینه که Wasm روی مرورگر هم قابل اجرا هست و فقط مخصوص یه زبان طراحی نشده و سازگاری زیادی با انواع زبان های برنامه نویسی با انواع مدل مدیریت حافظه و... داره. مثلا جاوا مدل مدیریت حافظه ی Garbage collector رو تحمیل می‌کنه واسه همین مثلا C یا Rust نمیتونن به بایت کد Java تبدیل بشن.حالا جالبه بدونید که خود Java هم میتونه به Wasm تبدیل بشه.کجا به کار میاد؟وب اسمبلی داره پای لایبری های معروف غیر جاوااسکریپتی رو به وب باز می‌کنه مثلا ffmpeg الان نسخه WASM داره! (ایناها) و شما میتونید از امکاناتش توی مرورگر و سمت کلاینت استفاده کنید.یا مثلا به واسته ی PyScript شما میتونید کد پایتون روی مرورگر اجرا کنید و حتی از لایبری های پایتون توی برنامه ی تحت وبتون استفاده کنید.وب اسمبلی باعث شده یسری برنامه های قدیمی قابلیت اجرا روی مرورگر هارو پیدا کنن. مثلا AutoCad که ۳۰ سالش میشه رو آوردن روی مرورگر اجرا کردن یا مثلا میتونید ویندوز ۹۸ رو روی مرورگرتون اجرا کنیدچرا آخه?از این دلقک بازی ها که بگذریم یه موقع هایی هست واسه یه کار خاصی پرفورمنس بالایی روی وب می‌خواید و JS پاسخگوی شما نیست اینجا میتونید یه ماژول wasm با یه زبون سطح پایین بنویسید و از JS توابعش رو صدا کنید.یه موقع هست شما با JS حال نمی‌کنید کلا می‌خواید با یه زبون دیگه برنامه وب بنویسید (توی بخش بعدی بهتر توضیح میدم).‌ و همین قضیه جک های مربوط به فریم ورک های JS که هر روز یدونه جدیدیش میاد رو ده برابر خنده دار تر میکنه.باهاش میتونید پکیج های npm بنویسید که هم داخل مرورگر و هم توی NodeJS ازش استفاده کنید.به کمک WASI میشه ماژول های wasm رو روی سرور اجرا کرد (جلو تر در مورد اینم حرف میزنم).در آینده ی نزدیک احتمالا شاهد این خواهیم بود که ابزار هایی بیان که بتونیم باهاشون برنامه های دسکتاپی هم با wasm و WASI درست کنیم.توی چه وضعیتی قرار داره:هنوز جای کار داره و در حال توسعه هست از طرفی قابل استفاده و stable هه.یه درصد کمی از برنامه هایی که هر روز استفاده می‌کنید ممکنه از WASM استفاده کنن میتونید developer tools رو باز کنید توی تب network فوضولی کنید ببینید فایل با پسوند wasm. پیدا میکنید یا نه؟مثلا نرم افزار فیگما برای render کردن بخش طراحیش از wasm و ++C استفاده می‌کنه (هر چند که UI اش رو با React زدن مثل اینکه)یسری از این فریمورک هایی که گفتیم مثلا Kotlin multiplatform و Flutter توی نسخه های جدید وقتی می‌خواید Web رو Target کنید به جای JS به WASM تبدیل میشن.موتور بازی سازی Unity کد های #C شما رو به WASM تبدیل می‌کنه و بازی های  تحت وب اکثرا با WASM کار می‌کنن.وب سایت crazy gamesسه چهار ماه پیش WASM GC معرفی شد که یه garbage Collector برای WASM هست. تا قبل از WASM_GC زبان هایی که GC دارن (Kotlin, Go, Dart,...) مجبور بودن GC خودشون رو توی فایل WASM بزارن و این قضیه سایز فایل wasm دانلودی رو افزایش میداد و سرعت لود شدن صفحه رو پایین میاورد ولی الان با معرفی WASM_GC این مشکل حل شده. و باعث افزایش پرفورمنس شده.هنوز دسترسی مستقیم به DOM و خیلی API های دیگه مرورگر نداریم و برای استفاده ازشون باید از binding های js استفاده کنیم ولی در آینده ممکنه این دسترسی مستقیم فراهم بشه. که پرفورمنس وب اپلیکیشن هایی که کلا با یه زبون دیگه پیاده سازی شدن رو با حذف کامل JS افزایش میده.امروزه شاهد ظهور وب فریم ورک هایی برای Front end هستیم که کلا JS ندارن. مثلا Leptos , Dioxus ,Yew وب فریم ورک هایی هستن که شما با اونا می‌تونی با زبان Rust برنامه های وب بنویسید (تازه SSR هم دارن). از طرفی ما Blazor رو سمت طرفداران Net. داریم که با #C می‌تونید برنامه وب بنویسید و کلی فریم ورک ریز و درشت دیگه که می‌تونید با سرچ کردن زبان برنامه نویسی مورد علاقتون اونارو پیدا کنید.از نظر پرفورمنس هم این جدول رو می‌تونید ببینید و در نظر داشته باشید که هنوز این فریم ورک های بر پایه wasm از binding های JS برای دسترسی به DOM استفاده می‌کنن و شاید این جدول وقتی که این پست رو می‌خونید از این رو به اون رو شده باشه.این جدول رنکینگ نیست و فقط معروف تر هارو فیلتر کردم.WASIبحث آخر این پست در مورد WASI یا Web assembly system interface هست که در نوع خودش چیز عجیبیه.تقریبا رابطه ی Wasm و WASI مثل رابطه ی JS و NodeJS میمونه.در واقع WASM هم مثل JS وقتی داخل Sandbox مرورگر اجرا میشه دسترسی های محدودی داره.مثلا نمی‌تونه یه فایل روی سیستم رو بخونه یا کارای Network سطح پایین تر از Http مثلا TCP و UDP انجام بده. چرا چون API هاش روی مرورگر وجود ندارن.حالا WASI چیه؟ همون API های سیستمی هست که داخل مرورگر وجود ندارن.مثلاً یه Runtime وجود داره به اسم WasmTime که با استفاده از اون می‌تونید کد های WASM رو بیرون مرورگر به صورت CLI اجرا کنید. و این برنامه ی قابل اجرا برای کار های سیستمی (مثل خوندن فایل و کار با شبکه و…) از استانداردهایی که WASI تعریف کرده استفاده می‌کنه. که این استاندارد ها هم مثل خود WASM مستقل از پلتفرم هستن و این خیلی مهمه. اونقدر مهم که سازنده ی داکر در موردش اینجوری توییت میزنه:می‌فرمایند که: اگه WASM + WASI در سال ۲۰۰۸ وجود داشت, دیگه نیازی نبود ما داکر رو بسازیم. یعنی اینقدر مهمه. وب اسمبلی آینده ی پردازش های سمت سروره. جای یک رابط سیستم استاندارد خالی بود. بیاید امیدوار باشیم که WASI به وظیفه ی خودش عمل کنه.از طرفی WASI فقط برای cloud نیست و در آینده برنامه های GUI و CLI خواهیم دید که برای اجرا نیاز به ران تایم WASM دارن. چون اینجوری برای developer خیلی راحت تره که یه خروجی بگیره و روی یه سیستم عامل تست کنه و خیالش راحت باشه که برنامه اش همه جا همون جوری کار می‌کنه (مثل ایده جاوا که در موردش حرف زدیم).نکته: دقت داشته باشید که API های WASI داخل مرورگر ها قابل دسترسی نیستن.جمع بندیپس WASM یه استاندارد در حال توسعه هست که در آینده ی نزدیک قرار خیلی بیشتر اسمش رو بشنویم و ازش استفاده کنیم. جاهای خیلی مختلف و متنوعی هم بهمون کمک می‌کنه. واسه همین به نظرم رسید که چیزایی که ازش خونده بودم رو یه جا جمع کنم و تبدیلش کنم به این مطلبی که الان خوندید.امیدوارم مفید بوده باشه. اگر جایی اشتباهی چیزی هست بگید من حتما اصلاحش می‌کنم.اگه کنجکاویتون تموم نشده می‌تونید WASM IO رو سرچ کنید و ویدیو هاشو ببینید. حرف های جالبی می‌زنن.با خودم قرار گذاشتم که نوشته های تکنیکال بیشتری بنویسم اگر علاقه دارید ولی ویرگول ندارید می‌تونید منو در توییتر, لینکدین یا اینستاگرام دنبال کنید که با خبر بشید.کنجکاو باشید✋.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Wed, 06 Sep 2023 12:42:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی شد که بلاکچین به قهقرا رفت؟</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%DA%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%87%D9%82%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA-mja8ekach9xk</link>
                <description>ساتوشی ناکاماو غمگین(الکی)سلام عرض شد✋.قبل از شروع باید بگم من نه متخصص حوزه‌‌ی رمز ارز هستم و نه تجربه ی کارهای مالی و سرمایه‌گذاری و... دارم. من فقط یه عشق کامپیوترم که اومده حرف دلشو بزنه. اومدم در مورد این صحبت کنم که واقعا بلاکچین برای چی اومده بود و الان از هدف اصلیش چقدر فاصله گرفته و اینکه کیا از این‌ اتفاق سود می‌برن و ما باید چی کار کنیم که این تکنولوژی جذاب رو به مسیری که احتمالا سازنده‌هاش دوست داشتن برگردونیم (البته اگه موافق بودید).البته احتمالا خیلی از مطالب این پست رو می‌دونید ولی می‌خوایم یه بار دیگه با هم Zoom out کنیم ببینیم کجای کاریم.Zoom outهدف چی بود؟خوب هممون می‌دونیم که ایده ی اولیه بلاکچین رو شخص ناشناسی به نام ساتوشی ناکاماتو مطرح کرده و اصل ماجرا هم این بوده که یه واحد پولی بسازه که وابستگی به هیچ ارگان و دولتی نداشته باشه و قدرت کنترلش دست همه(مردم) باشه و از طرفی شفافیت داشته باشه. البته قبل از ناکاماتو هم خیلیا برای طراحی سیستم‌های مشابه تلاش کردن چون نمی‌خواستن زیر سایه سیستم بانکداری فعلی باشن ولی راه حل عملی و خوبی از توشون در نیومد تا روزی که این دوستمون یه راهکار فنی خیلی نبوغ‌آمیز و عملی برای این‌کار ارائه داد که اسمش شد بلاکچین و اولین نمود بلاکچین هم در رمزارزی به نام بیتکوین بود.بیتکوین با شعار اینکه قدرت پول دست مردم میاد و... خیلی زود بین مردم محبوب شد و همه به چشم یه پول جدید بهش نگاه می‌کردن شروع کردن به ماین کردن و خرید و فروش کردن و ازش حمایت کردن و معرفی کردن به بقیه. همه چی داشت خوب پیش می‌رفت تا اینکه...تا اینکه:یه عده بعد از رشد سریع ارزش بیتکوین شروع کردن به حساب‌کتاب کردن که مثلا اگر من سال 2015 فلان قدر بیتکوین خریده بودم الان  فلان قدر شده بود و من الان توی لامبورگینیم توی فلان کشور بودم و این دیدگاه بود که همه چی رو خراب کرد. این دیدگاه که آدما شروع کردن به بیتکوین و ارزهای دیجیتال دیگه به چشم سرمایه‌گذاری نگاه‌کردن و ارز دیجیتال یه وسیله شد که آدم‌ها باهاش رویا پردازی کنن و خودشون رو به چیزی که همیشه می‌خواستن باشن نزدیک‌تر ببینن و نگاهشون به رمز‌ارزها دیگه مثل یه جایگزین برای پول فعلی نبود و بیشتر به چشم یه ابزار که قراره پولدارشون کنه بهش نگاه‌ می‌کردن. و این یعنی دیگه آدم‌ها بیتکوین نمی‌خریدن که نگهش دارن و باهاش خرید کنن و توی کسب و کاراشون از مشتریاشون بپذیرن.کجاش بَده؟بدی این دیدگاه اینه که آدم‌های زیادی وارد این حوزه شدن که هیچ وفاداری نسبت به ارزهای دیجیتال ندارن و فقط کافیه یه خبر خوب در مورد یک ارز دیجیتال بشنون و به امید بالا رفتن قیمتش حمله کنن برای خرید و یا برعکس با شنیدن یه خبر بد حمله کنن برای فروش و این افزایش و کاهش لحظه‌ای عرضه و تقاضا باعث افزایش و کاهش لحظه‌ای ارزش این ارزهای بیچاره ی دیجیتال میشه و این یعنی نوسان.و این نوسانات باعث اتفاق بد بعدی میشه.گرگ های وال استریتتوی بخش بعدی قصه تریدرهای عزیز وارد بازی میشن. این دوستان عاشق نوسان هستن و مثل پروانه‌ای که جذب لامپ میشه به نوسان چیزای مختلف جذب میشن. دلیلش هم واضحه دیگه,  وقتی قیمت یه چیزی ثابت باشه دیگه چه سودی توی خرید و فروشش هست؟جواب: هیچی.پس توی مرحله‌ی بعد هم یه عده دیدن که با خریدن و نگه‌داشتن ارزهای دیجیتال اون لامبورگینی مورد علاقه‌شون رو نمیتونن بخرن و باید یه روش دیگه رو برای پولدار شدن انتخاب کنن و رفتن سراغ خرید و فروش ارزهای دیجیتال و این موضوع باعث نوسان خیلی بیشتر ارزش ارزهای دیجیتال شد و مشت محکم بعدی رو به دهن ماهایی زد که ارزهای دیجیتال رو به خاطر آرمان‌هاش دنبال می‌کردیم.دوست عزیزی که داری اینو می‌خونی, بله شما حالا فاصله ی ایده‌ی اصلی بلاکچین و چیزی که الان هست رو حس می‌کنی؟یه نکته سوسکی ولی بی‌ربط به ارز دیجیتالسریال silicon valley
البته این مشکل فقط مخصوص ارزهای دیجیتال نیست و قبل از این هم این رفقای وال‌استریتی توی بحث سهام شرکت‌ها هم تاثیر مشابهی گذاشتن که اونجا هم باعث شدن که هدف اصلی شرکت‌ها و کارخونه‌ها که تولید و رفع نیازهای مردم بود به سمت شوآف کردن و سروصدا‌های رسانه‌ای و... کشیده بشه که شرکت‌ها برای اینکه سرمایه جذب کنن مجبور شن توجه‌هارو به سمت خودشون جلب کنن و سهام شرکتشون رو بالا ببرن و اینطوری کسب درآمد کنن. اگه به این موضوع علاقه دارید دیدن سریال Silicon valley رو به شدت پیشنهاد می‌کنم که داستان چند تا مهندس نرم‌افزار بیچارس که می‌خوان یه محصول انقلابی تولیدکنن ولی این موضوعات اونارو به سمتی هل میده که خیلی با هدف اصلیشون فاصله داره.و جدای از این سریال یه مثال واقعی که این روزها می‌بینیم متاورس هست. متاورس یه مفهومه که خیلی وقته وجود داره. ما سال‌هاست که توی فضاهای آنلاین همدیگه رو می‌بینیم و با هم دیگه تعامل و داد و ستد داریم. درسته؟ بعد یهو فیسبوک میاد میگه بووواااهههه متاورسسس. و اسم کمپانی رو عوض می‌کنه تریلرهای قشنگ و رنگی رنگی درست می‌کنه و خودش رو به درو دیوار میزنه و همه ی اینا فقط به خاطر اینه که توجه مارو به سمت خودش جلب کنه و اینطوری با ایجاد کردن تصور اینکه متاورس آینده است و فیسبوک پیشتاز است ارزش سهام کمپانی خودش رو بالا ببره و اینطوری کسب درآمد کنه. که اگه یه نگاهی به اطرافتون بندازید میبینید موفق هم بوده و الان همه دارن در مورد متاورس صحبت میکنن. در صورتی که اتفاق عجیبی نیوفتاده.در کل الان شرکت ها بیشتر دارن توی جلب توجه با هم مسابقه میدن یا تولید محصول بهتر.توی یکی از پست‌های قبلیم در مورد &quot;اقتصاد توجه&quot; صحبت کرده‌بودم که اگه دوست داشتید می‌تونید اینجا در موردش بخونید.برگردیم به بحث اصلی.حالا چی کار کنیم؟خوب حالا که حسابی ترسوندمتون بیاید در مورد این حرف بزنیم که چی کار باید بکنیم. راستش من خیلی نمیدونم توی این بخش پست باید چی بنویسم چون اصلا من کی باشم که بخوام به بقیه بگم چی کار کنن و چی کار نکنن ولی به نظرم نباید بازیچه دست سرمایه‌دار‌ها بشیم چون اونا با توجه به سرمایه زیادشون و کنترل رسانه‌ها و... کنترل زیادی روی بازار دارن و بازار رو به هر سمتی که می‌خوان می‌برن. و ما نباید تا یه چیزی می‌شنویم جذبش بشیم و پیگیریش کنیم و کل سرمایه و زمانمون رو بدیم پاش. مخصوصا توی بازاری که سود یکی ضرر بقیه اس و اگه ارزهای دیجیتال رو دوست داریم به خاطر هدف‌هاشون دوست داشته باشیم و بخریم و استفاده کنیم و بیش‌تر بشناسیمشون و توی توسعه ی اون‌ها کمک کنیم و نه اینکه با هر خبر بدی سریع ناامید شیم و بفروشیم و با هر خبر خوبی به امید پول دار شدن حمله کنیم و بخریم.خبر بد اصلی اینه که ما قرار نیست بدون زحمت کشیدن لامبورگینی سوار شیم.و خبر خوب هم اینه که ما برای خوشحال زندگی کردن نیازی به لامبورگینی نداریم.مرسی از کمپانی فراری که اسپانسر این پست بود? و حرف‌های من همیجا به پایان می‌رسه و شمارو به تفکر عمیق‌تر در مورد چیزایی که اطرافتون می‌بینید دعوت می‌کنم.پایدار باشید✋.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Mar 2022 13:42:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا برای برنامه نویس شدن دانشگاه لازم است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-dgvdwirgt9fq</link>
                <description>آره ولی در واقع نهسلام دوباره به ویرگولی ها?. امیدوارم حالتون خوب باشه.قبل از شروع دقت کنید که این مطلب نوشته من برای مجله کلیک از جام جم هست و انتشار این نوشته در ویرگول صرفا نقل از مطلب اصلی هست. و دلیل متفاوت بودن قلم من توی این پست هم همینه? که سعی کردم با عکس هایی که گذاشتم ویرگولی ترش کنم.ورود به دنیای برنامه‌نویسی و بازار کار آن به شکلی است که بدون نیاز به مدرک دانشگاهی هم می‌توان در آن به کار مشغول شد و کسب درآمد کرد. همین موضوع باعث شده بسیاری از علاقه مندان برنامه نویسی فکر رفتن به دانشگاه را از سر خود بیرون کنند یا درباره آن دچار تردید شوند و یکی از سوالات رایجی که افراد علاقه‌مند به برنامه‌نویسی از برنامه‌نویس‌ها می‌پرسند لزوم تحصیلات آکادمیک در همین رشته است. این گزارش به شما کمک می‌کند تا بهتر تصمیم بگیرید.در سیستم آموزشی برای برنامه‌نویس شدن معمولا رشته‌های مهندسی نرم‌افزار، مهندسی کامپیوتر و مهندسی فناوری اطلاعات پیشنهاد می‌‌شوند.ساده‌ترین جوابی که می‌توان به این سوال داد با کمک گرفتن از روش مثال نقض است. یعنی اگر ما بتوانیم شخصی را پیدا کنیم که برنامه‌نویس باشد ولی به دانشگاه نرفته‌باشد می‌توانیم ادعا کنیم دانشگاه رفتن برای برنامه‌نویس شدن الزامی نیست. با توجه به این که آدم‌های زیادی وجود دارند که برنامه‌نویس هستند ولی تحصیلات دانشگاهی ندارند یا تحصیلاتشان در رشته‌های مرتبط نیست، می‌توان نتیجه گرفت تحصیلات دانشگاهی برای برنامه‌نویس شدن شرطی ضروری نیست. این جواب اما خیلی کلی‌تر از آن است که شما را به مقصدتان برساند؛ زیرا برای پاسخ به چنین سوالی نیاز به یک جواب نسبی داریم.زاویه دیدت را تغییر بدهدر دانشگاه دروس زیادی آموزش داده می‌شود که مستقیما در برنامه‌نویسی روزانه به کار می‌آید. از پایگاه داده‌ها بگیرید تا طراحی الگوریتم و اصول ذخیره و بازیابی و ساختمان داده‌ها. همه این موارد مباحثی هستند که روزانه در برنامه‌نویسی از آنها استفاده می‌شود و بدون آنها عملا برنامه‌نویس بودن امکان ندارد. از طرفی دانشگاه بستری خیلی خوب برای پیدا کردن دوست و هم مسیر است. افرادی که علایق و هدف‌هایشان با علایق و هدف‌های همسوست می‌توانند شما را در راه برنامه‌نویس شدن کمک کنند. چرا که برنامه‌نویسی برعکس چیزی که به نظر می‌رسد وقتی به صورت گروهی انجام می‌شود خروجی بهتری خواهدداشت و یادگیری بهتری رو به همراه دارد. چرا از دانشگاه فراری‌اند؟شاید با خود بگویید چرا بعضی از فارغ‌التحصیل‌های رشته نرم‌افزار از تحصیل در این رشته شکایت دارند و پیشنهاد می‌کنند برنامه‌نویسی را بدون رفتن به دانشگاه و به صورت خودآموز یاد بگیریم؟ این موضوع می‌تواند دو دلیل داشته‌باشد:۱. بازدهی کم دانشگاه۲. بازدهی بالای آموزش اینترنتی.این افراد معتقدند شما در دانشگاه بیشتر درگیر پاس کردن درس‌هایی هستید که واقعا در کار برنامه‌نویسی کاربرد ندارد و جدای از این باید همواره با استادان دانشگاه‌ها به خاطر نمره و... سر و کله بزنید. بحث اصلی این است که شما با رفتن به دانشگاه اطلاعات پایه‌ای در مورد برنامه‌نویسی کسب می‌کنید که بسیار مهم هستند ولی برای کسب کردن این اطلاعات باید وقت و هزینه بسیاری را صرف کنید و بازدهی این نوع یادگیری بسیار کمتر از حالتی است که همین موضوعات را در وبسایت‌های اینترنتی و ویدئوهای آموزشی یاد بگیرید. شاید اگر می‌خواستیم ۱۰ سال پیش به این سوال جواب بدهیم نمی‌توانستیم به این مورد اشاره کنیم ولی امروزه آموزش در بستر اینترنت رشد چشمگیری داشته به طوری که نمی‌شود آن را نادیده گرفت. شما در فضای اینترنت به استادان بسیاری دسترسی دارید و می‌توانید بهترین و باتجربه‌ترین‌شان را در زمینه مدنظرتان پیدا کنید. به روز نبودن دروس دانشگاهموضوع بعدی که مخالفان رفتن به دانشگاه برای برنامه‌نویس شدن همیشه مطرح می‌کنند، این است مطالبی که در دانشگاه تدریس می‌شود به روز نیستند و مربوط به چند سال پیش است. این موضوع شاید در خیلی رشته‌ها مشکلی ایجاد نکند ولی در بحث نرم‌افزار و برنامه‌نویسی که به روز بودن‌شان از نان شب هم واجب‌تر است، بسیار اهمیت پیدا می‌کند و گاهی باعث عقب‌افتادن دانشجوها از فناوری روز می‌شود و برای عده دیگری از دانشجوها که فعال‌تر و به روزترند، باعث اتلاف شدن وقت می‌شود. آیا مدرک مهم است؟آخرین بحثی که باقی می‌‌ماند این است که آیا مدرک تحصیلی جدای از دانشی که با خود دارد، در پیدا کردن کار و میزان درآمد تاثیر دارد؟قبل از جواب دادن به این سوال بیایید بازار برنامه‌نویسی را بررسی کنیم. کلا در حوزه برنامه‌نویسی سه مدل کاری کلی وجود دارد:۱ کسب و کار شخصی۲ فریلنسری۳ کارمندیواضح است که در کسب و کار شخصی تنها چیزی که مهم است سواد و توانایی شماست. هرچه توانایی بیشتری داشته‌باشید محصول بهتری را در زمان کمتری تولید می‌‌کنید و در اختیار کاربران قرار می‌دهید و مدرک تحصیلی عملا تاثیر زیادی ندارد. البته اگر مدرک دانشگاهی مثل دانشگاه شریف را داشته‌باشید می‌توانید در صفحه اول وبسایت‌تان به این موضوع اشاره کنید. در مورد فریلنسری مهم‌ترین مساله، بستن قرارداد با مشتری این است که ثابت کنید از پس کار بر می‌آیید و مدرک تحصیلی شاید در این مورد بیشتر از حالت قبل به کار شما بیاید ولی قوی‌ترین ابزار شما در این حوزه سابقه کاری شماست که به عنوان نمونه کار ارائه می‌‌کنید و مشتری با دیدن آنها از این‌که شما توانایی انجام آن کار را دارید، مطمئن می‌شود.در مورد سومین مدل کاری که همان کارمندی است، در روز مصاحبه کارفرما می‌خواهد دو چیز را در مورد شما بسنجد:۱ دانش۲ تجربهاغلب شرکت‌ها برای استخدام اهمیتی به مدرک تحصیلی نمی‌دهند و سطح علمی و ویژگی‌های شخصی فرد را ملاک استخدام قرار می‌دهند. شما در مصاحبه کاری با سوالات فنی زیادی روبه‌رو می‌شوید که جواب دادن به آنها نشانه دانش شماست و در بخش بعدی مصاحبه از پروژه‌هایی که تا به حال انجام دادید و شرکت‌هایی که قبلا در آنها فعالیت کرده‌اید، سوال و این‌گونه تجربه شما سنجیده می‌شود. قطعا مدرک تحصیلی هم می‌تواند روی ذهن مصاحبه‌کننده تاثیر بگذارد ولی اگر خبری از دانش یا تجربه نباشد مصاحبه‌کننده از این که شما از پس کار بر می‌آیید مطمئن نمی‌شود و امکان استخدام با حقوق بالا وجود نخواهدداشت.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 22:29:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر چه لازمه از معماری پردازنده ها بدونید.</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%D9%87%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AF-xpxz5y8fs5to</link>
                <description>سلام به ویرگولی ها.قبل از شروع دقت کنید که این مطلب نوشته من برای مجله کلیک از جام جم هست و انتشار این نوشته در ویرگول صرفا نقل از مطلب اصلی هست. بد نیست ابتدا با ماهیت پردازنده‌ها آشنا شوید. پردازنده قطعه‌ای الکترونیک است که می‌تواند عملیات‌هایی را روی داده‌هایی که به آن می‌دهیم انجام دهد و نتیجه آن را به ما بازگرداند. این عملیات منطقی را توسط ترانزیستورهایی که درون آن تعبیه شده‌ انجام می‌دهد. هر پردازنده از مجموعه دستورالعمل‌هایی پشتیبانی می‌کند که به آنها instruction set  می‌گویند. از طرفی هر معماری پردازنده instruction set مخصوص به خود را دارد. نرم‌افزاری که ما روی رایانه یا گوشی‌های هوشمند خود اجرا می‌کنیم در واقع مجموعه‌ای از این دستورها هستند که به ترتیب اجرا می‌شوند. در نتیجه برنامه‌هایی را که برای معماری a نوشته می‌شوند، نمی‌توان روی پردازنده‌های معماری b اجرا کرد. چرا؟ چون این معماری‌ها instruction set‌های متفاوتی دارند.ما در دنیای امروز از دو معماری معروف برای پردازنده‌ها استفاده می‌کنیم. یکی x۸۶ و دیگری ARM. معماری x۸۶ بسیار پیچیده تر از ARM است، طوری که فقط چند شرکت در جهان هستند که می‌توانند به صورت تجاری تولید کنند مثلا intel و AMD  و طبیعتا هزینه تمام شده بیشتری هم برای این شرکت‌ها چه از نظر تولید قطعات و چه از نظر هزینه تحقیق و توسعه دارد که باعث می‌شود قیمت این پردازنده‌ها نسبت به ARM‌ها بیشتر باشد ولی از طرفی نسبت به پردازنده‌های ARM  فهرست دستورات instruction set کامل‌تری دارند و این باعث می‌شود یک برنامه ثابت در x۸۶ با تعداد دستورات کمتری نسبت به ARM نوشته‌شود.برای توضیح دقیق‌تر این موضوع به این مثال توجه کنید. فرض کنید دو پردازنده قصد دارند با یکدیگر مسابقه بدهند. هر دو فرکانس ۱GHz دارند ولی یکی با معماری ARM و دیگری معماری x۸۶ ساخته شده است. در این مسابقه پردازنده x۸۶ برنده می‌شود؛ زیرا با این‌که سرعت برابری دارند اما چون x۸۶ با تعداد دستورات کمتری می‌تواند محاسبات رو انجام بدهد پس برنده می‌شود.اما پردازنده‌های ARM  دو مزیت رقابتی خیلی مهم نسبت به x۸۶‌ها دارند:۱.  مصرف انرژی کمتر.۲.  پیچیدگی کمتر در ساخت و طراحی.این دو ویژگی از همان اول باعث شد این معماری بین تولید کننده‌های تلفن‌همراه محبوب بشود؛ چون مصرف انرژی برای تلفن‌‌های‌همراه که انرژی‌شان را از باتری تامین می‌کنند بسیار مهم است و پردازنده‌های x۸۶ با مصرف انرژی زیاد مناسب آنها نبودند و باتری را زود تمام می‌کردند. از طرفی مصرف انرژی زیاد به معنای تولید حرارت بالاست که در طراحی رایانه‌های رومیزی و لپ‌تاپ‌ها با گذاشتن فن خنک‌کننده حل می‌شود ولی فن خنک‌کننده روی تلفن‌همراه ایده چندان جالبی نیست. از طرفی پیچیدگی کمتر پردازنده‌ها باعث می‌شود قیمت پردازنده‌ها و در نهایت گوشی‌های تلفن‌همراه کمتر باشد و در بازار از این نوع پردازنده‌ها استقبال بیشتری شود. چالش‌های معماری ARMاما دو دلیل همیشه مانع از این بود که این معماری جذاب وارد دنیای رایانه‌های رومیزی شود:۱. توان پردازشی کم.۲. نرم‌افزارهای زیادی که برای رایانه‌های رومیزی و بر اساس معماری x۸۶ توسعه داده شدند و به همین راحتی قابل تبدیل به معماری ARM نیستند.بعد‌ها همین روند در صنعت تلفن‌همراه ادامه پیدا کرد تا این‌که روز به روز این معماری پیشرفت کرد و بهینه‌تر شد از طرفی صنعت بازی‌سازی نگاهی جدی‌تر به موبایل پیدا کرد. این باعث شد تولید کنندگان گوشی‌های تلفن‌همراه و شرکت‌هایی که پردازنده‌های ARM تولید می‌کردند روی توانایی پردازشی محصولات بیشتر کار کنند. آنجا بود که شاهد پردازنده‌هایی با تعداد هسته‌های بالا و پردازنده‌های گرافیکی بر پایه ARM با بازدهی بالا بودیم. این پیشرفت در بازدهی و قیمت تمام‌شده تا اندازه‌ای جلو رفت که پردازنده‌های ARM با تعداد هسته بالا می‌توانستند فاصله زیادی را که با x۸۶ داشتند، کمتر و کمتر کنند تا جایی که در سخت‌افزارهای پایین‌رده عملکرد بهتری نسبت به نمونه x۸۶ هم قیمت خود داشته‌باشند.حتی این موضوع باعث شد بعضی از شرکت‌های ارائه کننده خدمات ابری هم به استفاده از پردازنده‌های ARM تمایل پیدا کنند. با این حال توسعه برنامه‌های رایانه‌ای بر مبنای x۸۶ همچنان به عنوان یک چالش تلقی می‌شد. ولی این بازدهی بالا کمپانی‌ها را به این فکر انداخت که محصولات خود را برای معماری ARM آماده کنند و بعد از آن ما شاهد این بودیم که سیستم‌عامل لینوکس روی معماری ARM هم اجرا شد و رایانه‌هایی مانند رزبری پای و مشابه‌اش به بازار آمدند که قابلیت اجرای سیستم عامل لینوکس را داشتند و البته خیلی ارزان قیمت‌تر و به صرفه‌تر از رایانه‌‌های x۸۶  هم‌رده خودشان بودند.ورود گوگل و مایکروسافتگوگل با chrome os که یک سیستم‌عامل بر پایه لینوکس بود آمد و با همکاری با acer، dell و… کروم‌بوک‌ها را وارد بازار کرد که بسیاری از آنها بر پایه معماری ARM بودند. از طرفی مایکروسافت نسخه ARM برای ویندوز ساخت که فقط قادر به اجرای برنامه‌های مبتنی بر ARM بود. چند شرکت متفرقه هم به سمت تولید لپ‌تاپ‌های لینوکسی بر پایه ARM رفتند. ولی همچنان برنامه‌های x۸۶ روی ARM‌ها قابل اجرا نبودند و این یک مانع بزرگ برای مشتری‌هایی بود که قصد داشتند سیستمی با پردازنده ARM خریداری کنند.در این برهه زمانی دیگر تولید این پردازنده‌ها در دست دو سه شرکت نبود و به دلیل سادگی معماری شرکت‌های زیادی پردازنده‌های ARM خود را تولید کردند اما همچنان قدرت پردازنده‌های ARM هنوز در حد پردازنده‌های میان‌رده x۸۶ بود. تا این‌که اپل در کنفرانس ۲۰۲۱ از پردازنده‌های ARM ساخت خود رونمایی کرد که از نظر توانایی پردازشی هم‌رده قوی‌ترین پردازنده‌های اینتل به حساب می‌آمد و البته بسیار ارزان و کم‌مصرف‌تر از رقیب خود بود. از طرفی اپل راه‌حلی برای تبدیل برنامه‌های x۸۶ به ARM به کاربرانش ارائه کرد که بتوانند برنامه‌های x۸۶ را روی رایانه‌های ARM اپلی اجرا کنند.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Sat, 04 Dec 2021 20:54:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریمورک ات رو بشناس (فلاتر)</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%B1-gs4d6hmmkspf</link>
                <description>کاپوت رو بزن بالاسلام.امروز میخوام در مورد یکی از عادت هام در برنامه نویسی صحبت کنم و اونم اینه که سعی میکنم تا حدی سورس کد فریم ورکی که ازش استفاده میکنم رو بخونم. و اومدم که این کار رو به شما هم توصیه کنم چون این کار باعث میشه دید بهتری نسبت به فریمورک تون داشته باشید و بتونید کد بهینه تری بنویسید و عملکرد برنامه رو توی حالت های خاص بهتر پیش‌بینی کنید و در کنار اینها ممکنه از نویسندگان فریمورک یه چیزایی یاد بگیرید و ایده های جدید بیاد توی ذهنتون. چند وقت پیش هم یکم از فلاتر رو خوندم و به نظرم رسید که میتونم با نوشتن فرایندی که طی کردم هم به فلاتر کار ها یه نکته در مورد فلاتر بگم هم بقیه برنامه نویس هایی که این عادت رو ندارن با نحوه ی کار آشنا کنم که شاید به دردتون بخوره.پیش‌نیاز:توی فلاتر برای بخش هایی از UI که با عوض شدن دیتا آپدیت میشن یه تابع داریم به اسم setState که یه high order function هست و یک تابع رو به عنوان ورودی از ما میگیره. حالا ما توی اون تابعی که بهش پاس می‌دیم میایم بخشی از دیتایی که widget داره ازش استفاده میکنه رو آپدیت میکنیم و بعد از تموم شدن اجرا تابع در اولین فرصت (فریم بعدی که میخواد رندر بشه) widget ماهم آپدیت میشه و دیتای جدید و نشون میده.این موضوع خیلی جادویی به نظر میرسه.فلاتر از کجا میفهمه که من چه بخشی از دیتا رو توی اون call back تغییر دادم که بره و اون رو آپدیت کنه.فرایند سرد آوردن:برای پیدا کردن جواب از قابلیت jump to definition استفاده میکنیم. این قابلیت شما رو به جایی که یک تابع تعریف شده میبره. بسته به IDE یا Text editor ی که استفاده میکنید ممکنه short key های مختلفی برای این کار باشه (اگه نمیدونید چجوریه احتمالا با ctrl + click به نتیجه میرسید).حالا میایم jump to definition رو روی تابع setState اجرا میکنیم که ببینیم توش چه خبره:یسری assert هست که کاری باهاش نداریم. و در نهایت:اولش که تابع مارو صدا میزنه.بعدش داره تابع markNeedsBuild رو صدا میزنه.پس بریم ببینیم چه خبره مهم تر از بادی تابع اون کامنت های بالاشه دقت کنید که چی نوشته:میگه: این ویجت رو به لیست ویجت هایی که توی فریم بعدی میخوایم rebuild کنیم اضافه میکنه.یه نکته بامزه هم هست اونم اینه کن توضیح داده که چرا اینجوری نوشتنش:میگه: میخوایم جلوگیری کنیم از اینکه یه ویو دو بار بیلد بشه در یک بار رندر کردن فریم.این موضوع خودش دوتا درس داره:یک: اینکه اگه کار مشابهی خواستیم بکنیم از این روش استفاده کنیم.دو: همیشه توضیح بدیم که چرا این کارو کردیم که بعدا خودمون یا همکارامون بفهمن چرا این کد این شکلیه و حذف اش نکنن?حالا کامنت بالای خود تابع setState رو بخونیم:میگه: به فریمورک خبر میده که وضعیت این آبجکت تغییر کرده.دقت کنید که نمیگه کجاش تغییر کرده. فقط میگه تغییر کرده.نتیجه گیری:پس جواب سوالی که فلاتر چطوری جادویی میفهمه که کدوم بخش هارو باید آپدیت کنه اینه که فلاتر اصلا نمیفهمه که کدوم بخش هارو باید آپدیت کنه و کل widget ای که توش تابع setState صدا زده شده رو از اول میسازه و جایگزین میکنه.دومین نتیجه گیری هم اینه که از اینکه چند بار بدون فاصله و پشت سر هم setState صدا کنیم نگران نباشیم چون این باعث نمیشه که چند بار build اتفاق بیوفته.اثبات نتیجه گیری:پس طبق چیزایی که فهمیدیم اگر ما به جای این:بیایم از این استفاده کنیم:هیچ فرقی نباید بکنه.که واقعا هم هیچ فرقی نمیکنه و این فرضیه ی مارو اثبات میکنه.پس در نهایت میتونیم تابع setState با پارامتری با بدنه خالی رو مثل تابع rebuild در نظر بگیریم و هرجا که نیاز به اپدیت داریم صداش بزنیم.پ ن: حتی میتویم یه extention function براش بنویسیم و تابع rebuild رو به State اضافه کنیم.افزایش سرعت برنامه با چیزایی که الان یاد گرفتیم:پس ما هر چی بیایم widget های جزئی تر و کوچکتر بنویسیم پرفورمنس برنامه ما بهتر میشه چون اگر یه بخش UI نیاز به build شدن داشته باشه دیگه فقط همون بخش build میشه و بقیه بخش ها دیگه الکی build نمیشن.در بدترین حالت اگه شما کل برنامه رو اگر توی یه widget بنویسید فلاتر برای  آپدیت کردن هر بخش کوچیک از UI مجبوره کللل برنامه رو از اول بسازه و محاسبات مربوط به render و… رو انجام بده که این خیلی خیلی بده.حرف آخراین پست رو دیگه همینجا تموم میکنم.امیدوارم مفید بوده باشه.پایدار باشید.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Nov 2021 21:33:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا vim؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-vim-x8zmnu6h6hsa</link>
                <description>سلام.اگه الان دارید اینو میخونید به این معنیه که در مورد vim کنجکاو هستید و اصل سوالتون هم اینه که آیا استفاده ازش میتونه محیط develop شما رو سریع تر و  دوست داشتنی تر کنه یا نه؟ (درست حدس زدم؟)بزارید حرف آخر رو اول بزنم:اره میتونه.توی این پست میخوام دید کلی به ویم پیدا کنیم و ببینیم ارزش داره یه زمانی رو برای یادگیریش بزاریم یا نه.خوب بزارید با سه تا نکته شروع کنم:ویم یه Text editor هست. که به key-binding های خیلی جذابش معروفه و سرعت ادیت کردن کد رو بالا میبره.شما مجبور نیستید خودش رو نصب کنید و از فردا از اون به جای ادیتور اصلیتون از اون استفاده کنید و میتونید پلاگین vim رو روی ادیتور یا IDE محبوب خودتون نصب کنید و از بیشتر امکاناتش روی محیط develop فعلی خودتون بهره ببرید که اکثر چیزای باحالش رو شامل میشه.(پس نترسید)شما اگه بخواید هم نمیتونید خودش رو نصب کنید و از فردا به عنوان ادیتور اصلیتون استفاده کنید(پس بترسید?). چون یادگیریش یکم اولاش سخته و کار شما رو کند میکنه. بخوام علمی تر بگم منحنی یادگیری ویم این شکلیه:منهنی بهره‌وری/زمانهمونطور که میبینید بعد از مدتی کار کردن باهاش (بعد از اینکه یاد گرفتید چی به چیه) خییییلی بازدهی رو بالا میبره و هر روز با ترکیب کردن کارای قبلی که بلد بودید میتونید کارای جدید بکنید. ولی قبلش مثل یه جهنم میمونه که برای خارج شدن از باید گوگل کنید.? ۴. خود ادیتور ویم برای اجرا شدن نیاز به محیط گرافیکی نداره. و این جدای از سریع و سبک بودن موقعی کاربرد داره که مثلا شما ssh میکنید به یه سرور بعد میخواید یه فایل رو ادیت کنید و خوب قاعدتا اونجا دیگه خبری از vs code و این رفقای نیمه راه نیست و این vim هه که تا آخرش پاتون وامیسه.۵. ویم قابلیت شخصی سازی خیلی زیادی داره و شما با توجه به سلیقه ی خودتون و مدل فکریتون میتونید تنظیمش کنید که دقیقا بشه اون چیزی که شما میخواید.قرار بود با سه تا نکته شرو کنم.شمشیر دو لبه ی عادت به ویمعادت کردن به ویم یه مزیت و یه عیب داره:مزیت:دریچه ی بهشت همه جاستبزارید یه مثال بزنم: مثلا توی vs code و android studio برای انجام یه کار واحد (مثلا reformat کردن) دو تا short key متفاوت وجود داره. حالا اگه شما دارید دوتا پروژه رو موازی روی این دو تا ادیتور پیش میبرید و هی بین این ها سوییچ میکنید اذیت میشید چون باید هی دقت کنید که الان توی کدوم هستید و باید با کدوم short key  اون کار واحد رو انجام بدید. ولی خوب اگه plugin ویم رو روی همه جا نصب کنید دیگه اون کار واحد یه راه مشخص داره که همه جا  کار میکنه و در واقع حافظه ی عضلات شما راحت اون کار رو به خاطر میسپاره و ناخوداگاه خیلی سریع اون کارو انجام میدید.عیب: بزرگ ترین مشکل عادت کردن به ویم وقتیه که میشینید پشت سیستم یکی دیگه. و شروع میکنید کامند های ویم رو تایپ کردن.وخوب کامند ها اجرا نمیشن و نوشته میشن توی صفحه?.و اونجاست که حافظه ی عضلات شما که با دقت تربیت شده بودن به جنگ با شما میان به غیر از اینکه میخواید سرتون رو به نزدیکترین دیوار بکوبین ممکنه جلوی دوستتون/همکارتون هم ضایع بشین و این نمکی رو زخم شما خواهد بود.ولی ولی ولی.اوج لذت اینه که دوست/همکار شما هم ویم داشته باشه.دوستانی بهتر از آب روانتکون نخور!توی ویم کللللی میانبر برای جا به جا شدن (بالا پایین و جلو عقب) رفتن توی کد وجود داره و این باعث میشه که یوزر های ویم از موس استفاده نکنن و این خودش خیلی کمک میکنه. چون شما برای استفاده از موس (یا حتی تاچ پد) باید مچ دستتون رو حرکت بدید و این سرعت شما توی تایپ کردن رو پایین میاره.حتی vim برای بالا پایین رفتن ساده (مثل arrow key ها) هم چهار تا دکمه جدا داره  که شما زحمت نکشید دستتون رو تا arrow key ها پایین بیارید:(البته arrow key ها هم برای بالا پایین رفتن میتونید استفاده کنید).البته دلیل اصلی این موضوع اینه که کامپیوتر های خیلی قدیمی arrow key نداشتن و برنامه نویس هایی که ویم رو نوشتن چاره ای جز استفاده از hjkl نداشتن.ولی خوب با گذشت زمان و اضافه شدن دکمه های arrow key هنوز یوزر های vim ترجیح میدن از hjkl استفاده کنن (به همون دلیلی که بالاتر گفتم)جالبه بدونید توی اصول تایپ ده انگشتی arrow key ها جایی ندارن یذره از بحث اصلی دور شدیم ولی چون بامزه بود اشکال نداره?.آیا خود ادیتور vim هم قابل استفاده اس؟بله. البته پیشنهاد من اینه که اول با پلاگین هاش شروع کنید که یهو محیط توسعه تون تغییر کلی نکنه. بعد که دیدید همه چی خوبه بیاید روی ویم.سوالی که اینجا پیش میاد اینه که چرا وقتی همه چی خوبه باید بیایم روی ویم. مهم ترین دلیل اش اینه که نسبت به ادیتور های دیگه خخخیللییی سریع تر و سبک تره.مثلا همین vs code که به عنوان یه ادیتور سبک ازش یاد میشه رو با الکترون نوشتن و این یعنی وقتی شما بازش میکنید عملا یه گوگل کروم کامل به همراه موتور رندر html و مفسر javascript  و کلی خرت و پرت دیگه باید بیان بالا که تازه اینا برن سراغ خود کد های vs code و اونا رو اجرا کنن و بعد شما تازه میتونید کارتون رو شروع کنید. درصورتی که vim یه باینریه که خیلی سریع اجرا منابع الکی هدر نمیده و کارشو میکنه میره.در مجموع هم ویم زنده اس. کلی ادم ازش استفاده میکنن کامیونیتی خیلی فعالی داره و هر روز پلاگین های جدیدی براش نوشته میشه که استفاده ازش رو راحت تر میکنه.ویم چقدر باهوشه؟ویم هوشمند نیست که بخواد autocompelete بده ولی سیستم های autocompelete معروف مثل tabenine و kite برای ویم پلاگین دارن و این قابلیت autocompelete رو به بهترین شکل ممکن با کمک الگوریتم های هوش مصنوعی در اختیار شما میزارن از طرفی قابلیت LSP به ورژن جدید neovim اضافه شده که عملا یعنی توی ویم میشه راحت به همه ی زبون های برنامه نویسی کد نوشت و از به روز ترین قابلیت های این مدلی بهره برد.اگه دوست داشتید میتونم یه پست دیگه در ادامه ی این پست بنویسم و در مورد ورژن های مختلف ویم و LSP صحبت کنم.از کجا یاد بگیریم؟یادگیری ویم اصلا اینطوری نیست که بگید خوب یه مدت باهاش ور میرم دستم میاد چی به چیه.نههه.حتما برای یادگیری ویم یه رفرنس داشته باشید و کم کم ازش یاد بگیرید.طبق تجربه ی شخصیم هم توصیه میکنم همش رو یه جا یاد نگیرید چون یادتون میره. به جاش بیاید یسری کارای پایه رو یاد بگیرید در حدی که کارتون راه بیوفته. بعد شروع کنید پروژه های واقعیتون رو با vim انجام بدید(یا پلاگین اش روی ادیتور خودتون). و بعد مثلا هفته ای یه بار برید یه چیز جدید بخونید و سعی کنید هفته ی بعدی رو ازش استفاده کنید.حرف آخراگه Vim آدم بود از اونایی بود که روز اول آشنایی بهتون فش میده و سنگ پرت میکنه و صمیمی شدن باهاش خیلی طول میکشه ولی اگه باهاش دوست بشید خیلی کمکتون میکنه و از جون مایه میزاره که شما موفق بشید. همیشه مطمئن میشه که حالتون خوبه و در راحت ترین شرایط هستید.دقیقا برعکس شادمهر:همیشه اولش خوبه , همیشه آخرش سختههمونطور که دیدید این قسمت اصلا آموزش ویم نبود. بیشتر حالت معرفی بود. پست آموزشی در مورد vim گذاشتن شاید یکم کار بیهوده ای باشه. چون کلی آدم قبلا این کارو کردن و سواد من هم اونقدری نیست که بخوام به بقیه هم یاد بدمش. سعی کردم یه آشنایی ایجاد کنم. و الان این شما هستید که تصمیم میگیرد:قرص آبی: این تب مرورگر رو میبندی و دیگه یادت نمیاد چی خوندی.قرص قرمز: آلیس با من بیا که بهت نشون بدم این سرزمین عجایب (ویم) تا کجا پیش میره.مرسی از اینکه تا اینجای این پست رو خوندید.حتی اینم خوندید.پایدار باشید.:wq</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Fri, 27 Aug 2021 17:31:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا توی اینستاگرام گیر میکنیم(قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-tk8pvbgjxqot</link>
                <description>قسمت دومسلام.? حالتون چطوره؟باز من برگشتم. پست قبلی خیلی مورد لطف و توجه جامعه ویرگول قرار گرفت و این باعث شد برای چند روز به عنوان پست منتخب سردبیر بیاد توی صفحه ی اصلی ویرگول.(بازم تشکر از تیم ویرگول)منم برای اینکه ثابت کنم که میشه به هر موفقیتی  گند زد , تصمیم گرفتم قسمت دومش رو آماده کنم و ادامه ی بحث رو بریم جلو. ابهام زدایی کنیم. کامنت های باحال پست قبلی رو با هم بخونیم و بیشتر در مورد اینکه چرا این اتفاق ها میوفته و راه حل هاش صحبت کنیم.کلا این قسمت مثل قسمت قبل مسیر مشخصی رو دنبال نمیکنه و یه حالت &quot;از هر دری سخنی&quot; رو داره. و فرق دوم هم اینه که این سری شمشیر رو از رو بستم پس کمربندا رو ببندید (چه ربطی داشت?)میتونید قسمت اول رو از اینجا بخونید. https://vrgl.ir/gG6qX آنچه گذشت:موضوع اصلی پست قبل و این پست هم اینه که  توجه ما بسیار چیز گرونی هست و خیلیا در تلاش هستن که اونو از ما بگیرن و بفروشن. در تایید حرفم میتونید ببینید که جدای از این کمپانی های big tech (مثل فیسبوک و گوگل) که در موردشون توی قسمت قبل صحبت کردیم این فوتبالیست ها و بازیگر ها و خواننده ها از دسته آدم های پولداری به حساب میان. و این به خاطر توجهی هست که به خودشون جلب میکنن.فرض کنید فوتبال این شکلی بود که هیچ تماشاچی نداشت و کسی هم فیلمبرداری نمیکرد. به نظرتون اون موقع بازم پولساز بود؟ (راهنمایی: نه).?حالا این توجه ما چرا گرونه؟چون دیدن یه محتوا خواسته یا ناخواسته روی رفتار ما تاثیر میزاره. و آدم های زیادی هستن که برای تغییر در رفتار ما حاضر هستن پول بدن.حالا اگه فکر میکنی روی ذهن خودت تسلط داری و چیزی توی رفتارت تاثیر نمیزاره بخش بعدی پست برای شماست?اثر پیش زمینه:دکتر جان بارگ روانشناسیه که آزمایش های باحالی طراحی میکرده و نتیجه های باحال تری میگرفته. میریم باهم چند از ازمایش هاشو ببینیم:تست روانشناسیآزمایش اول:از دو گروه از دانشجویان خواسته شد تا با کلماتی به هم ریخته جمله سازی  کنند. یک گروه از دانشجویان با کلماتی جمله می‌ساختند که با مفهوم پیری در  ارتباط بود. وقتی کار دانشجویان تمام شد از آنها خواستند تا به اتاقی در  انتهای سالن بروند. وقتی زمان رفتن به انتهای سالن را در هر دو گروه اندازه  گرفتند مشخص شد که گروهی که جملاتی مربوط به پیری ساخته بودند به شکلی  مشخص، آرام‌تر مسافت را پیمودند.[۳][۴] آزمایش دوم:در پژوهشی دیگر در دانشگاه ییل مشخص شد که هنگام گفتگو و مصاحبه، حتی در دست گرفتن یک لیوان نوشیدنی گرم  یا سرد می‌تواند بر نظر افراد دربارهٔ شخص مخاطب تأثیر بگذارد. در این  پژوهش مشخص شد شرکت‌کنندگانی که لیوان قهوهٔ گرم در دست داشتند مخاطب خود  را مثبت‌تر و گرمتر ارزیابی کردند.آزمایش سوم:از شرکت کنندگان در آزمایش خواستند که با هدفون به پیامی صوتی گوش دهند. به آنها گفته شد که هدف آزمایش بررسی کیفیت صدای هدفون است . از نیمی از  آنها خواسته شد که در هنگام گوش دادن به پیام سر خود را بالا و پایین کنند(حرکتی شبیه به تایید) و از نیمی دیگر خواسته شد که سر خود را به چپ و راست  تکان دهند( حرکتی شبیه به نفی). وقتی روانشناسان نظر شرکت کنندگان را  درباره درستی پیامی که گوش دادند پرسیدند، آنهایی که سرشان را به علامت  تایید بالا و پایین میکردند بیشتر تمایل به پذیرش پیام داشتند تا آنهایی که  در هنگام گوش کردن سرشان را به چپ و راست تکان میدادند.(مرسی از الهام پورمحمد برای راهنمایی من توی این بخش)حالا بیاید تصور کنید که توی شبکه های اجتماعی که پشتش کلی روانشناس و مهندس و هوش مصنوعی و سوپر کامپیوتر هست میان یک سری مطالب شخصی سازی شده رو به آدم ها نشون میدن. به جرئت میشه گفت که تاثیرش توی زندگی و رفتار و احساسات و تصمیمات ما غیر قابل انکاره.اما نکته ی اصلی اینجاست که آیا این آدم ها خیر مارو میخوان؟ یا نه؟سیاست های جذب بیشتر مخاطب:حالا بیاید در مورد یسری روش های جذب بیشتر مخاطب صحبت کنیم.سیستم اشتراک ماهانه:خیلی از سرویس های آنلاین هستن که به صورت اشتراک ماهانه و سالانه هستن. مثلا اسپاتیفای و نتفلیکس. منطق اش میگه: مهم نیست شما چقدر موزیک گوش میدی یا فیلم میبینید و باید یه هزینه ی ثابت رو بدید.و خوب با خودتون میگید من که به هر حال پولش رو دادم, هر چی بیشتر استفاده کنم بهتره.و این ینی حواس پرتی بیشتر و صرف کردن زمان برای کاری که دوست ندارید و مصرف گرایی و...نکته ی اصلی اینه که اینجوری واسه اون شرکت ها بیشتر سود داره چون میتونستن خیلی راحت فرایندی رو پیاده کنن که توش به تعداد فیلم هایی که میبینیم پول بدیم ولی با این حال رفتن سمت اشتراک ماهانه و سالانه. (پس پول توشه دیگه).حالا ممکنه بگید: ما اگه همه ی این فیلم هایی که توی یه ماه میبینیم رو اگه میخواستیم بخریم هزینه اش بیشتر از اشتراک ماهانه میشد. چجوریه که سود بیشتری میکنن؟جواب اینه که شما اگه اشتراک نمیخریدید اصلا اینقدر فیلم نمیدیدید.حالا ما که دستمون به اسپاتیفای و نتفلیکس نمیرسه? نهایتا میتونیم بگیم:فیلیمو , نماوا , ننگ به نیرنگ توخون تاینی موویز می چکد از چنگ توجا داره از مجتبی پناهی بابت اشاره به این موضوع تشکر کنم.دومین بدی که این داستان داره اینه که این پلتفرم ها بعد از مدتی قدرتمند میشن و میتونن به فیلم ساز ها خط بدن که فلان چیزو بساز اون یکی رو نساز.المان هایی که توی عکس میبینم: معلولیت , همجنسگرایی , نژادپرستی , فمنیسم , البته توی کشور ما که اینجوری نیست?. همه آزادن توی فیلم ساختن?. ولی توی همون امریکاش هم این شرکت ها (مثلا همون نتفلیکس) انقدر قدرت دارن که مستقیم بودجه ساخت یه فیلم رو میدن و خوب مشخصه که توانایی دخالت توی فیلم رو هم دارن(نمیگم دخالت میکنن فقط میگم تواناییش رو دارن). و حتی اگه بگیم ندارن هم بالاخره اونا بین موضوعاتی که فیلم ساز ها ارائه میدن خودشون اونی که میخوان رو انتخاب میکنن. برای مثال میتونن همون چیز هایی که توی قسمت قبل صحبت کردیم (مثلا مصرف گرایی و تجمل) یا هر چیز دیگه ای که دوست داشته باشن یا بهتره بگیم مشتری هاشون (سرمایه دار ها) دوست دارن رو ترویج بدن. یادتونه دیگه؟&quot;تغییر تدریجی و خفیف و نامحسوس در رفتار و ادراک شما محصول است&quot;.تازه یه چیز جالب دیگه هم خود مراسم اسکار هست. که ظاهرا طبق تحقیقات انجام شده فقط به فیلم هایی که یسری المان های خاص توش وجود داره جایزه میدن. میتونید اینجا در موردش بخونید.آپدیت: از اتاق فرمان اشاره میکنن این نتیجه ی تحقیقات نیست. بلکه آیین نامه ی خود اسکار هست?روش دوم جذب (برنگیختن احساسات):یکی دیگه از روش های جذب شما برانگیختن احساسات شما برای کلیک کردن شماست.به این نمودار نگاه کنید:جذاب ترین احساسات در شبکه ها اجتماعیاحساساتی که با برنگیخته کردنشون کلیک بیشتری میگیرید (منبع).۱. ترس: ۲۵ درصد۲. صدای بلند خنده: ۱۷ درصد۳. سرگرمی: ۱۵ درصد۴. شادی: ۱۴ درصد۵. خشم: ۶ درصد۶. یکدلی: ۶ درصدواسه همین متن های این شکلی زیاد میبینیم:مثال یکمثال دومثال سهفرمت جمله ها مثل &quot;مشکل رو ایجاد کن راه حل رو بفروش میمونه&quot;.میان یه مشکلی که اصلا وجود نداره رو مطرح میکنن (میترسونن) و بعد میگن راه حلش دست ماست. منو شما هم کلیک میکنیم?حتی توی این مثال سوم از FOMO هم استفاده شده &quot;همین الان نصب کن تا یادت نرفته&quot; و &quot;فرصت محدود&quot;.نتیجه گیری: از این به بعد خواستید یه جا کلیک کنید یکم دقت بکنید که آیا از بر انگیخته شدن احساس شما داره سو استفاده میشه یا نه.(نکته ی بی ربط: هییییچ وقت برنامه های غیر رسمی از جاهای نامعتبر دانلود و نصب نکنید خیلیییی خطرناکه)دو قطبی سیاسی:کریپتوگرل توی پست قبلی من این کامنت رو گذاشت:که تا حد زیادی میشه گفت حرفشون درسته.ولی بعععضضی جاها این موضوع یه side-effect داره:امیر غفاری در لینکدینحالا این داستان باعث به وجود اومدن یه پدیده ی خطرناک به اسم دو قطبی سیاسی شده:افزایش اختلاف نظر دو حزب اصلی امریکامفهوم این نمودار و این تحقیقات در مجموع اینه که طرفداران دو حزب دموکرات و جمهوری خواه آمریکا دیگه خیلی کم تر از قبل تحمل شنیدن حرف های هم دیگه رو دارن و این تحقیقات دلیل این پدیده رو همین قابلیت شبکه های اجتماعی میدونه که هر چی که دوست داریم رو بهمون نشون میدن. بنابراین فکر میکنیم همه ی آدم ها مثل ما فکر میکنن و بقیه رو همیشه توی اقلیت در اشتباه و احمق میبینیم.البته من تحلیلگر سیاسی نیستم و ادعایی هم توی این زمینه ندارم ولی توی کشور خودمون هم به نظرم لازمه یکم?‍‍ بیشتر به حرفای هم دیگه گوش بدیم و تعصب رو کنار بزاریم و دنبال ضایع کردن هم نباشیم?.در نهایت شخص من ترجیح میدم اطلاعات نا‌مربوطی که نخوام روشون کلیک کنم ببینم تا اطلاعات نامربوطی که نتونم روشون کلیک نکنم. (کلام علییییی. دیری دیری دین درین?.....)چرخه دوپامین:یکی از کامنت های پست قبلییه تیکه از کتاب مینیمالیسم دیجیتالیه عکس که اندازه ۳ تا پاراگراف توضیحات من مطلب میرسونهخوب خوب خوب.حالا با نگاه دقیق تر به رفتار خودتون میتونید رابطه ی چرخه دوپامین با یه شبکه اجتماعی رو بفهمید.پاداش: مثلا لایک شدن و کامنت و ویو گرفتن و...عامل محرک: نوتیفیکیشن و نوار خوش رنگ دور استوری های اینستاگرام  زنگوله یوتوب و ایمیل های ویرگول? و...رفتار؟ غرق شدن در اسکرول بینهایتی که این برنامه ها دارن و دیدن کلی محتوا و تبلیغ های آشکارا و مخفی.در مورد دوپامین و چرخه اش و کنترل اش و... کلی مطلب خیلی عالی فارسی زبون وجود داره. واسه همین من خیلی عمیق توضیح ندادم ولی شناخت در مورد این موضوع میتونه به خرستندی بیشتری شما در زندگی کمک کنه. اما پیشنهاد میکنم در مورد روزه دوپامین بخونید. چیز جالبیه.یکی از تکنیک هایی هم که توی کتاب مینیمالیسم دیجیتال بهش اشاره شد این بود که به مدت چند روز (حتی تا یک ماه) از تمام شبکه های اجتماعی و ارتباطی فاصله بگیریم و این باعث میشه که بعد از تموم شدن این دوره وقتی برمیگردیم بهشون با دید دقیق تری محتوا های مهم تری رو برای دیدن انتخاب کنیم یا به قول کتاب اون کار هایی رو میکنیم که برامون ارزش ایجاد میکنن و یجورایی از چرخه دوپامین در بیایم تا منطقی تر  قضایا رو ببینیم. البته نمیدونم چقدر درسته چون برداشت من از اون این بود که به این ربط داره? حالا اینکه واقعا این به اون ربط داره یا اون به این یا اینکه اینا ربطی اصلا ندارن به هم چیزیه که نمیدونم  (بهتره زود بریم بخش بعدی)(مرسی از محمدرضا پورمحمد برای آشنا کردن من با این موضوع)سطح رضایت از خود:خودت رو دوست بداروقتی زیبا‌ روی ها بیشتر لایک میشن باعث میشه عکس هاشون بیشتر به بقیه نشون داده بشه و این باعث میشه که آدم ها چشمشون به زیبا روی ها عادت کنه و سطح زیبا رویی از نظر آدم ها بالا بره. و این در حالیه که این زیبا بودن با حجم زیادی از لوازم آرایشی و فیلتر های کامپیوتری و نور پردازی و زاویه های طلایی و... حاصل میشه که باعث میشه آدم ها با مقایسه ی خودشون با این عکس ها (که مقایسه ی نابرابری هست) سطح رضایت خودشون رو پایین بیارن.ولی این فقط در مورد زیبایی نیست. به همین نسبت آدم ها همیشه موفقیت های خودشون رو توی شبکه های اجتماعی انتشار میدن مثلا میگن ما فلان جا رتبه فلان شدیم. فلان پیشرفت رو کردیم ولی هیچ کس نمیاد از شکست هاش و ناکامی هاش حرف بزنه و همین باعث میشه که ما بقیه رو موفق تر و خفن از خودمون ببینیم و ممکنه حتی دچار سندروم ایمپاستر بشیم.طبق تحقیقات من یکی از اصلی ترین ایراداتی که به فیلم های پورنوگرافی میگیرن هم به همین موضوع مربوط میشه.تبلیغات و مصرفگرایینمونه ی خیلی بهتره چیزی که توی این بخش میخوام در موردش صحبت کنم رو میتونید توی فیلم the minimalist less is now پیدا کنید فوق العاده جالبه و خیلی توصیه میشه که ببینیدش. (نگران نباشید اسمش رو آخر مطلب هم میارم)عکسی از یه خانواده ی معمولی توی تبلیغ های تلویزیونی که از سنین و جنسیت های مختلف تشکیل شده و بی دلیل خوشحال هستناحتمالا تا الان براتون این سوال به وجود اومده که من (ینی من , ینی علی قهرمانی) چرا اینقدر با مصرفگرایی مشکل دارم و تقریبا یه سر نخ همه چیزایی که میگم میرسه به مصرف گرایی.کل داستان اینه که ما تبلیغ میبینم. بعد تبلیغه این شکلیه که یه خانواده یا جمعی از دوستان در تصویر هستن که خوشحالی و رضایت ازشون چیکه میکنه روی زمین مثل تصویر بالا (اگه کسی رو توی دنیای واقعی اینجوری دیدید ازش تست اعتیاد بگیرید)بعععععدددد.محصولی که تبلیغش رو دارید میبینید میاد تو تصویر. یه حالتی که یعنی اینا به خاطر اینکه اون محصول رو دارن اینقدر خوشحال و راضی ان.بععععععد.این حس به شما القا میشه که: &quot;اگه من اون محصول رو داشته باشم خوشحال و راضی میشم&quot;و این چیزیه که ناخودآگاه ما باور میکنه.در صورتی که اینطور نیست. به عکس های زیر نگاه کنید:تبلیغ اینستاگرامتبلیغ اینستاگراماما در دنیای واقعی:عکسی از دنیای واقعیعکس دیگری از دنیای واقعیفکر کنم کمو بیش متوجه شدید که من چی میخوام بگم. ما یه تبلیغ میبینیم و ذهن ما در مقابل روانشناس هایی که پشت ساخت اون تبلیغ بودن ضعیف تره. گول میخوریم. محصول رو میخریم.و این یعنی مصرف گرایی. و پولدارتر شدن سرمایه دار ها و فقیر تر شدن مردم.و این یعنی تولید زباله بیشتر. و نابودی محیط زیست.و این ینی نیاز بیشتر به پول و تلاش بیش از حد و حروم کردن انرژی جوانی و...حالا این وسط ما آدما احساس نیاز به پول بیشتر تقریبا بی نهایت پیدا میکنیم. شاعر میفرماید.مگه دنیا چقدره؟ که نمیخوابه اون که برج داره تبش؟&quot;شایع&quot;البته شما اساتید من هستید ولی معنیش میشه اینکه آدم هرچقدر هم پول دار بشه راضی نمیشه.بعد حالا یه عده هم میان از این نیاز ما به پول استفاده میکنن و بهمون رویا میفروشن. منظورم کلاس های موفقیت و بورس و برنامه نویسی و... که  میگن اگه بیاید شرکت کنید درآمد چند صد میلیونی و... و منو شما هم میریم پول میدیم به کلاسای اونا و تنها کسی که این وسط بنز میخره کسیه که دوره رو میفروشه.این کار خیلی کار کثیفیه.وی (من) پاشد یه قدمی توی اتاق زد و برگشت پشت کیبورد.بعد حالا ممکنه بگید تبلیغات روی ما حالا اونقدرا هم تاثیر نمیزاره. که جا داره بخش اول این پست که در مورد اثر پیش زمینه بود رو بهتون یادآروی کنم و اینو بدونید که ذهن ما پر از باگه و گول زدن ماها عین آب خوردنه.و اینکه اگه این تبلیغات تاثیری نداشت این شرکت ها اینقدر براش هزینه نمیکردن.درآمد یوتوب در سال ۲۰۲۰ (از تبلیغات)با دلار بیست تومن میشه سیصد و هشتاد هزار میلیارد تومان. (صد برابر اون اختلاص معروفه)رشد دآمد یوتوب در سال های گذشتهکاری با اینکه مغزم نمیتونه این عدد رو هندل کنه ندارم. (یاد سکانس معروف فیلم متری شش‌و‌نیم افتادم)الان سوالی که پیش میاد اینه: این پولو کی داره میده؟ تبلیغ دهنده ها؟ مگه دیوونه ان سالانه این همه پول دور بریزن؟به نظرت تبلیغ دهنده ها نمیفهمن و پولشون رو دارن دور میریزن؟یا این ماییم که داریم پولمون رو دور میریزیم؟هنوز فکر میکنی تبلیغات روی آدما تاثیر نداره؟حالا اینا تبلیغاتی هستند که به عنوان تبلیغات به ما نشون داده میشه ولی هم من هم شما خوب میدونیم که کلی تبلیغات هم هستن که ما در قالب محتوای معمولی میبینیم. مثال ساده اش میشه کاکتر اصلی فیلمی که سیگار میکشه.یا جاسوس فلان کشور که همش دنیا رو نجات میده و از محصولات لوکس استفاده میکنه ( و استون مارتین سوار میشه? ). کارکتر دوست داشتنی یه فیلم که از یه مدل لپتاپ خاص استفاده میکنه.یا مثلا توی سریالای ما آدمایی که میرن دانشگاه و مهندس میشن (یا ازدواج میکنن).?اون رسوایی فیسبوک در انتخابات امریکا و رئیس جمهور شدن ترامپ هم میشه اوج این مثال ها.اینا هم تبلیغاته. اینا هم تو رفتار ما تاثیر داره. ولی بدیش اینه که معلوم نیست تبلیغاته. ولی همچنان تبلیغاته.تصویری که توی صدا و سیما تبلیغات رو از فیلم سینمایی جدا میکرد (فعل گذشته با کار بردم)البته به نظر من خود تبلیغات تا حدی که در حد معرفی باشه خوبه. ولی جایی که ترغیب کردن و گول زدن و رویا فروشی باهاش قاطی میشه رو دوست ندارم و به نظرم بشریت رو به سمت خوبی نمیره. به هر حال هر کسب و کار جدیدی نیاز داره که خودش رو معرفی کنه. درسته؟فیلترینگ؟نه نه نه.قطعا فیلترینگ راهش نیست. این تغییر (تازه اگه لازم باشه) باید توی مغز آدم ها اتفاق بیوفته نه به زور و محدود کردن اینترنت. چون بعد فیلترینگ باز جایگزین ها میان و همون آش و همون کاسه. و به قول امین والی باید مواظب باشیم که این حرفا بهونه ای برای توجیه فیلترینگ نباشه. این نکته ی مهمی بود و به نظرم باید حتما اشاره میشد.مرسی از امین والی که حواسش به این چیزا هست.حالا راه حل چیه؟خوندن این کتابه راه حل اصلیهاصل حرف کتاب هم اینهالبته با اون بخشش که میگه &quot;به‌راحتی&quot; موافق نیستم (کلی در موردش حرف زدیم) ولی به هر حال نباید ناامید شد.شدنی هست. فقط کافیه یه بار روی رفتار خودتون بازنگری کنید. ببینید که شما برای چی توی فلان شبکه اجتماعی ثبت نام کردید و کاری که الان میکنید چقدر با کاری که میخواید بکنید فرق داره. به پیشنهاد کتاب برای اینکه بتونید دقیق تر اینو بفهمید شاید لازم باشه مثلا ۳۰ روز از فضا دور بمونید. ولی اینم بدونید که هیچ تضمینی وجود نداره که اگه برگردید اوضاع بهتر میشه. کاملا ممکنه مثل قبل دوباره توی باتلاق فرو برید.حالا این سوال پیش میاد که پس چی کار کنیم؟ کلا حذف کنیم؟ یا میتونیم کنترل کنیم؟جوابش ساده است:اگر مزایای کمی عرضه کند آن را نادیده میگیرندینی درسته که مزایا داره. کلی پیج آموزشی و...  توش هست (حرفی که بهونه ی اصلی برای موندن هست)  ولی آیا نسبت به تایمی که از شما میگیره براتون ارزش کافی ایجاد میکنه؟ اگه نمیکنه پاک کنید بیاید بیرون ?البته اینم اضافه کنم که پیدا کردن جایگزین که توی قسمت قبل در موردش صحبت کردیم هم خیلی مهمه.لذت جا ماندن (JOMO)اینم آخرین بحث این پست (شما: آخیش تموم شد)joy of missing outخوب حالا این لذت جا ماندن چیه؟یادتونه توی قسمت قبل در مورد FOMO یا ترس از دست دادن (ترس از جا ماندن اصطلاح بهتریه) حرف زدیم؟ که خلاصه اش این بود که نگران باشیم از موضوعاتی که بقیه پیگیری میکنن و ازش حرف میزنن جا بمونیم.حالا JOMO برعکسشه یعنی شما نه تنها از اینکه از یه خبر (یا هر چیز دیگه) جا بمونید نمیترسید بلکه از اینکه از یه فضای مشخص دور باشید و بی خبر باقی بمونید لذت ببرید. البته این برداشت منه ولی کامل تر و علمی ترش رو میتویند اینجا بخونید:در واقع می توان گفت JOMO یا ‌‌Joy of Missing Out «لذت جا ماندن» یک راه  حل بر اساس هوش هیجانی به عنوان پادزهری برای «ترس از جا ماندن» است. JOMO  یعنی راضی بودن از جایی که در زندگی هستید و تجربه حضور در لحظه. نیازی  نیست زندگی خود را با دیگران مقایسه کنید. آن تصاویری که در شبکه های  اجتماعی از افراد خوشحال و خندان و خوشبخت و عاشق و پولدار و همیشه در سفر و  تفریح می بینید تک فریم های از فیلم زندگی های پرفراز و نشیب آنان است.خیلی منو یاد جمله ی معروف &quot;ز غوغای جهان فارغ&quot; خودمون میندازه ? البته به عنوان صفت مثبت استفاده میشه.(مرسی از زهرا کوهستانی که منو با jomo آشنا کرد)حرف آخردر نهایت به نظرم این چیزا مهمه. چون به نظر میاد یه مشکلی هست که مردم ازش حرف میزنن و واسه همین سعی میکنم چیزایی که میخونم و نتیجه گیری های خودم رو عمومی مطرح کنم(حتی به غلط) و ویرگول خیلی واسه این کار بستر مناسبیه  (خیلی بیشتر از اونچه فکر میکردم) و در عین اینکه نمیدونم چرا دارم اینارو مینویسم و تهش قراره چقدر تاثیری داشته باشه تا جایی که استقبال باشه و مطلب جدید توی این زمینه بخونم میام قسمت ۳و۴و۵و۶ هم مینویسم.به نظرم قدم بعدی میتونه این باشه که یه نظر سنجی بزارم و نتایج نظرسنجی رو باهاتون تو پست بعدی به اشتراک بزارم (میتونه کمک کنه که بفهمیم توی چه مواردی مثل بقیه فکر میکنیم و توی چه مواردی نه)لینک نظرسنجیاگه عمری باقی بود توی قسمت های بعدی هم میخوام در مورد اینا هم صحبت کنم:۱. سیاست های درآمد از نرم افزار و تاثیرش روی این موضوع.۲. فرهنگ استفاده کننده های نرم افزار و تاثیرش روی سیاست های درآمد.۳. ساختار بی نهایت زیبای وب و وبلاگ نویسی و چیزای مثل RSS برتری هاش نسبت به ساختار فعلی شبکه های اجتماعی.ممکنه دیگه از عنوان &quot;چرا توی اینستاگرام گیر میکنیم&quot; استفاده نکنم چون دیگه داره بی ربط میشه.منابع بیشتر:اگر موضوع براتون جذابه جا داره تاکید بیشتری کنم که فیلم social dilemma رو حتمااا ببینید. احساس میکنم باید تاکید بیشتری میکردم در موردش. من خودم دو بار دیدم و بار دوم خیلی چیزای بیشتری فهمیدم.و دوتا منبع دیگه رو هم میخوام معرفی کنم:کتاب: مینیمالیسم دیجیتالفیلم:  the minimalists less is nowاینم لینک نظرسنجی: لینکپایدار باشید?</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Jun 2021 10:22:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا از لینوکس استفاده میکنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85-usabftc0mchx</link>
                <description>دسکتاپ اینجانبسلامی دوباره.یه سنت دیرینه بین لینوکسی ها هست که حتمااا بیاد بگن چرا از لینوکس استفاده میکنن و این مطالب رو توی وبلاگ هاشون با عنوان &quot;n دلیل برای استفاده از لینوکس&quot; منتشر میکنن و با این کار مردم را از تباهی نجات میدن (مثلا)?.اکثرا هم خیلی کلیشه ای ان که مثلا ۱.امنیت ۲.آزادی ۳. رایگان بودن ۴.فلان و...و من هم سال هاست که میخوام این وظیفه ای که به دوشم هست رو ادا کنم ولی شکل کلیشه ایش خیلی به دلم نمی چسپید و دوست داشتم اول دانش خودم رو توی این ضمینه بالا ببرم و خیلی علمی در موردش بنویسم.صادقانه هم بخوام بگم اول که اومدم سمت لینوکس خیلی از اینایی که میخوام بگم رو نمیدونستم و صرفا به خاطر فلسفه ی نرم افزار آزاد و اوپن سورس اومدم سمتش ولی کم کم بعد از ۴-۵ سال استفاده ازش به عنوان تنها سیستم عامل دسکتاپ ام و حضور تو جامعه ی لینوکسی ها چیزای جالبی ازش فهمیدم که میخوام دونه دونه با هم برسیش کنیم.ولی به یاد داشته باشید که لینوکس بی نقص نیست و این تصور که اگه بیایم رو لینوکس دیگه همه ی مشکلاتمون حل میشه کاملا اشتباهه به قول آقامون توروالدز:ترجمه مودبانه: همه ی سیستم عامل ها آشغال ان. ولی لینوکس کم تر آشغالهنکته قبل شروع: اصطلاح گنو/لینوکس اصطلاح فنی تر و درست تری هست ولی چون طولانی تر هست ما همون لینوکس خالی رو استفاده میکنیم.سیستم فایل معقول ترسمت چپی ادرس جاوا توی لینوکس و سمت راستی ادرس جاوا توی ویندوزاولین نکته ای که در عکس بالا مشاهده میشه اینه که ویندوز تو مسیر های فایل های از / (بک اسلش) استفاده میکنه و این داستان یه پیچیدگی ایجاد میکنه چون ما توی برنامه نویسی برای کار با کارکتر های خاص(مثلا \n , \t ,...) از \ استفاده میکنیم و این در حالیه که لینوکس از / (اسلش) استفاده میکنه و اون پیچیدگی ها دیگه پیش نمیاد.حالا اینا رو بیخیال. تا حالا از خودتون پرسیدید چرا ویندوز از درایو C شروع میشه؟? برای جواب این سوال بهتون توصیه میکنم این ویدیوی اقای پیمان مجیدی رو ببینید. خیلی جالبه. البته بقیه ی ویدیو هاشون هم جالبه.لینوکس به اون شکل ویندوز درایو نداره و در واقع یه درخت خیلی بزرگ داره که هر فایلی یه جایی از این درخته.  حالا وقتی میایم یه درایو اضافه میکنیم (مثلا یه فلش میزنیم کامپیوتر) میاد اون فضای داخل فلش رو mount میکنه یه جایی از این درخت و بعد از جدا کردن فلش هم اون تیکه ی درخت جدا میشه و میره پی کارش و این قابل تنظیم هست. میتونید بگید فلان سخت افزار (مثلا گوشی موبایل من) وقتی وصل شد mount اش کن به فلان جای این درخت. این ویژگی نه تنها اون مشکل ادرس دهی که توی windows داریم رو حل میکنه بلکه شما هر بار یه دیوایس رو به کامپیوتر میزنید میدونید که کجا میتونید پیداش کنید ولی توی ویندوز بستگی داره شما به چه ترتیبی دیوایس هارو وصل کنید مثلا اگه اول فلشتون رو بزنید و بعد هارد رو فلش میشه D و هارد میشه E ولی اگه اول هارد رو بزنید برعکس میشه و این قضیه ادرس دهی رو برای برنامه نویس میتونه پیچیده کنه. توی تصور بالا میبینید که توی ادرس های لینوکسی خبری از &quot;C:\\&quot; نیست.مشکل بعدی ویندوز  تکه تکه شدن فایل ها هست که تا حدودی بحث فنی هست و از توضیح دادنش خودداری میکنم. ولی در کل بعد از مدت زیادی که از ویندوز استفاده میکنید و کلی فایل میریزید و پاک میکنید فایل های موجود درایو شما تکه تکه میشن و این باعث میشه خوندن و نوشتن روی این فایل ها کند بشه و این در حالی هست که لینوکس از به وجود اومدن این قضیه جلوگیری میکنه ولی در حالت عادی یکم کند تره. ولی هر چند سال هم ازش استفاده کنید کند تر نمیشه. البته برای حل این مشکل توی ویندوز میتونید چند وقت یه بار هارد خودتون رو دیفرگمنت کنید.نقل قول از خانم زینب موسوی:&quot;ویندوز فایل هارو شلخته میچینه که چیزی نصیب خوشه چین ها بشود&quot;شناسایی نوع فایلویندوز نوع هر فایل رو از پسوند اون تشخیص میده مثلا یه فایل .png رو عکس میبینه و وقتی کلیک میکنید فایل رو میده به برنامه ای که میتونه png رو نمایش بده. اما لینوکس اینطوری نیست لینوکس با خوندن کمی از فایل (معمولا کمی از اول فایل) نوع فایل رو تشخیص میده.همونطور که توی تصویر بالا میبینید من یه فایل jpg رو اوردم و پسوند اش رو به mp4 تغییر دادم ولی بازم لینوکس این فایل رو به عنوان JPEG میشناسه.صادقانه من اول میگفتم که حالا خیلی ام فرق نداره تا اینکه یه روز توی شرکتی که کار میکردم یه طراح داشتیم که یسری ایکون طراحی کرده بود و برام فرستاد که بزارم توی اپلیکیشن. بعد ایکون هارو فرستاد منم دیدمشون و شرو کردم بزارم که گفت: &quot;اقای قهرمانی وایسا ایکونا خرابه&quot;. گفتم ینی چی خرابه من که اینجا میتونم ببینمشون. گفت فایلاش نمیدونم چرا برای من باز نمیشه. رفتم دیدم اسم فایل ها اینجوریه:carwash.png.finalو ویندوز این فایل رو یه فایل final در نظر گرفته بود و طبیعتا هیچ برنامه ای هم برای باز کردن فایل هایی با پسوند final نداریم. حالا اوج فاجعه موقعیه که اون png هم نباشه و اونجوری دیگه واقعا نمیفهمیم برای برگردوندن فایل به حالت عادی باید پسوند اونو چی بزاریم(راهش اینه که پسوند های مختلف رو امتحان کنید تا بالاخره باز شه).حالا بازم من فکر میکنم که خیلی فرقی نداره و کاربر باید این چیزا رو بدونه . ولی نکته ای که هست اینه که همیشه میگن کار کردن با ویندوز برای کاربرای آماتور راحت تره. ولی اینجا میبینیم که برعکسه. و کاربر اماتور راحت میتونه فایل هارو به باد بده?. و برای همین این بخش رو توی این مطلب آوردم.نکته بین موردی: اصولا چون لینوکس یه سیستم عامل شبه یونیکس(Unix like) هست و یونیکس یه سیستم عامل نبوغ آمیز و جذابه و همه چی توش خیلی شسته رفته تر و تر تمیز تر اتفاق میوفته خیلی موارد فنی دیگه هم هست که لینوکس توی اون موارد عملکرد جالب تری داره. و ما از همه این موارد فنی عبور میکنیم که حوصله شما سر نره.(راستش سواد منم قد نمیده بیشتر).نکته بین موردی دوم: سیستم عامل کامپیوتر های اپل (OSX) هم بر پایه یونیکس و خیلی شباهت های ساختاری با لینوکس داره.پکیج منیجر و نصب ساده تر و بهینه تر برنامه هاسرچ کردن برنامه توی ریپوزیتورینگم برات...?روی خیلی از لینوکس ها یه چیزی داریم به اسم پکیج منیجر (مثلا توزیع های دبیانی apt رو دارن)حالا ایشون چی کار میکنن؟شما میگی من میخوام فلان پکیج رو نصب کنم (حالا یه پکیج میتونه برنامه یا لایبری یا تم یا پلاگین یا ویجت یا... باشه). نکته اینجاست که برای اجرا شدن اش ممکنه به یسری لایبری نیاز داشته باشه. حالا اون لایبری ها هم ممکنه باز برای اجرا شدن به یسری لایبری دیگه نیاز داشته باشن.ایشون (پکیج منیجر) میره تمام چیز هایی که اون پکیجی که شما میخواید نصب کنید نیاز داره رو نصب میکنه اونم اخرین ورژن هر کدوم رو. و نکته ی خیلی جذاب اینجاست که خیلی از این لایبری ها ممکنه نصب باشن چون برنامه های دیگه که قبلا نصب کردید به اونا نیاز داشتن. پس نمیاد دوباره دانلود و نصب کنه. توی مصرف اینترنت و دیسک سیستم شما صرفه جویی میشه.حالا شما میتونید بیاید چند وقت یه بار با زدن یه دستور چک کنید که چه لایبری هایی ورژن های جدیدشون اومده و اونا رو آپدیت کنید و این آپدیت روی تمام برنامه هایی که از این لایبری استفاده میکنن تاثیر مثبت میزاره.حالا این وسط شما میای یه پکیجی رو پاک میکنی. چه اتفاقی میوفته؟ میاد میگرده دنبال لایبری هایی که هیچ پکیجی از اونا استفاده نمیکنه و پیشنهاد میکنه که اونارو حذف کنی. (چون اضافی هستن)نصب برنامه ها هم به این شکل به نظر من خیلی برای کاربر راحت تره.ویندوز : به جای اینکه بری تو گوگل بزنی دانلود نرم افزار فلان. بعد یسری سایت بیاد. یکی رو کلیک کنی. بری داخل. دانلود کنی. فایل نصب رو اجرا کنی. یکی بیاد بپرسه کجا میخوای نصب کنی. بعد next , next ,next بعد منتظر شی که نصب شه.لینوکس : یه دستور میزنی بعد خودش میره پیدا میکنه. دانلود میکنه و نصب میکنه و تموم میشه. مثلا دستور زیر میاد VLC رو روی لینوکس نصب میکنه:sudo apt install vlcتازه مثلا میتونید یه اسکریپت bash چند خطی بنویسید و برنامه هایی که همیشه بعد نصب سیستم عامل نصب میکنید رو اونجا بنویسید و بعد نصب لینوکس اون فایل bash رو اجرا کنید و تمام. همش پشت هم بدون اینکه با شما کاری داشته باشه نصب میشه اونم آخرین ورژن هر کدوم. حالا تو ویندوز چطوری میتونید این کارو بکنید؟حالا البته ابزار های GUI هم برای این کار وجود داره. که اونایی که با دستور زدن راحت نیستن برن اونجا و خیلی گرافیکی سرچ کنن و نرم افزار خودشون رو نصب کنن.نرم افزار Discover روی دسکتاپ KDEحالا ویندوز چطوری کار میکنه؟ پکیج منیجر مرسومی نداره. و خود برنامه نویس مجبوره بیاد اون داستان installing رو هندل کنه یعنی میاد یه برنامه مینویسه که بهش میگن(installer) که برنامه ای که نوشته رو کپی کنه تو یه دایرکتوری خاص (مثلا program files معروف). و کلی کارای دیگه که ایکون برنامه بیاد تو لیست برنامه های شما. البته ابزار هایی هم وجود داره که میتونید باهاش installer درست کنید و درگیر این داستانا نشید. ولی به هر حال پیچیده تره و حجم برنامه های ویندوزی هم معمولا بیشتره.حالا برای حذف چی؟ بازم خود برنامه یه uninstall داره که باید اجراش کنید که خودش رو پاک کنه.حالا اپدیت چی؟ بازم خود برنامه.لایبری های مشترک چی؟ هر برنامه هنگام نصب لایبری های خودش رو با خودش میاره که ممکنه ورژن قدیمی باشن و هرگز اپدیت نمیشن مگر اینکه خود برنامه نویس یه فرایندی براش بنویسه.پایداری بیشتر (نه همیشه?)حل راحت تر مشکلات = پایداری بیشتراگه توی ویندوزت وای فای از کار بیوفته چی کار میکنی؟ منتظر آپدیت میشینی؟ وقتی اینترنت نباشه چطور میخوای آپدیت کنی؟ (سوال بنیادی)یا مثلا در مورد بلو اسکرین یا صفحه مرگ ویندوز هم احتمالا شنیده باشید:blue screenلینوکس به خاطر ماژولار (تکه تکه) بودنش این خوبی رو داره که اگر یه بخشی با مشکل مواجه بشه بقیه بخش ها همچنان کار میکنن. مثلا اگه من یه کاری کنم و دسکتاپ گرافیکی رو به فنا بدم. همچنان میتونم روی ترمینال لاگین کنم برم تو سیستم و مشکل رو برطرف کنم ولی ویندوز چی؟ یکپارچه اس. همه ی بخش ها به هم تنیده هستن و چون اوپن سورس هم نیست حتی تصوری هم نداریم که چجوری کار میکنه و طبیعتا برطرف کردن مشکل هم خیلی مواقع سخت که نه غیر ممکن میشه و مجبور میشید ویندوز عوض کنید.و در کنار این قضیه لینوکس support community خیلی بهتری داره ینی بر فرض مثال من وقتی تو لینوکس به یه مشکلی میخورم با سرچ کردن با کلی راه حل مختلف از طرف لینوکسی های سراسر دنیا مواجه میشم. و این در حالی هست که وقتی یه ویندوزی از من میخواد که مشکلی رو توی کامپیوترش حل کنم با سرچ کردن محدود هستم به راه حل هایی که ماکروسافت توی سایتش ارائه داده.و این پایداری به همینجا ختم نمیشه یکی از دلایلی که باعث پایداری بیشتر لینوکس هست اینه که این سیستم عامل روی کلی سرور مهم و ابر کامپیوتر در حال اجراس. سرور هایی که از کار افتادن اونا باعث صدمات جبران ناپذیری میشه. بنابراین نیاز به پایداری بیشتری هست و اون شرکت ها لینوکس رو گزینه ی بهتری میدونن.حالا در مورد اون &quot;نه همیشه&quot; هم یه توضیح میدم اونم اینه که یسری توزیع لینوکسی داریم که بهش میگن bleeding edge که ینی لبه ی تکنولوژی. اینا آخرین آپدیت های ممکن هر چیزی رو میگیرن و از اون جایی که هنوز خیلی تست نشده اند زیاد پایدار نیستن ولی بعضیا ترجیح میدن آخرین نسخه برنامه هارو داشته باشن و جدید ترین امکانات رو که هیچکی نداره هنوز رو استفاده. (مثلا آرچ لینوکس لبه تکنولوژی هست ولی دبیان یکم دیر تر آپدیت هارو میگیره ولی stable تره)آپدیت های نا به جای ویندوزصادقانه بخوام بگم این تا حالا برای من پیش نیومده.واضحه چرا. چون از ویندوز استفاده نمیکنم? و اصلا برام قابل تصور نیست که چقدر این داستان میتونه عذاب آور باشه واسه همین خاطره هایی که از بقیه شنیدم رو میگم.یه ویدیو دیدم تو اینستاگرام که یارو داشت ecu مپ میکرد بعد ویندوزش رفت رو آپدیت یه ساعت نشسته بود توی ماشین منتظر تموم شدن آپدیت.من اون لحظه اینجوری بودم که عهههههه. پس این جک ها و meme ها واقعیت داره.بعد رفتم توی یوتوب سرچ کردم در مورد این داستان و دیدم که اوه اوه. داستان خطری تر از این حرفاس ملت وسط ارائه و امتحان و چیزای مهم اینطوری ویندوزشون میره رو آپدیت.حالا سوال پیش میاد:مگه لینوکس آپدیت نمیشه؟میشه ولی مثل آدم. ?آپدیت کردن vlcبرای آپدیت کردن یه پکیج خاص اینطوری مینویسیم و برای آپدیت کردن همه همون dist-upgrade کافیه و بعد از اجرا میره پکیج هایی که ورژن جدیدشون اومده رو دانلود و نصب میکنه و لایبری های مورد نیاز جدید هم تشخیص میده و نصب میکنه.(البته ابزار گرافیکی هم میتونید برای این کارا نصب کنید)اما دوتا نکته مهم هست:بی اجازه شما هیچ کاری نمیکنه.نیاز به restart نداره.البته چیزای دیگه ای هم هستن که توی لینوکس بدون نیاز به ری استارت انجام میشن. مثلا توی ویندوز بعد از نصب و یا حذف یا اپدیت بعضی برنامه ها نیاز دارید که سیستم رو ری استارت کنید (حالا فرض کن ده تا برنامه بازه). و مهم تر از دسکتاپ این قضیه اصلا برای یه کامپیوتر که به عنوان سرور داره کار میکنه قابل قبول نیست. چون توی اون مدتی که داره ری استارت میشه سرویسی که داره ارائه میشه از دسترس خارج میشه. ولی روی کامپیوتر های رو میزی هم این قابلیت رو داریم و همین الان لپتاپ من ۱۲ روزه که خاموش نشده با اینکه کلی آپدیت اومده و یسری چیز هم نصب کردم. (سرور ام هم ۱۷۰ روزه خاموش نشده که به نسبت اساتید که ۲-۳ سال uptime دارن ناچیزه?)خط فرمان کارا ترهمیشه میشنویم که به ما میگن لینوکس قوی عه چون کامند لاین قوی داره.این جمله خیلی احمقانه است. قوی ینی چی؟من دوست دارم بگم کاراییه بیشتری داره. کلا یونیکس یکی از منطق های اصلیش اینه که تیکه های کوچیکی داره که هر کدوم خوب کار میکنن و با ترکیب کردن اینا میشه کامند های باحالی نوشت که کارای متنوعی میکنن. و این باعث میشه که آدم ها هم بیان ابزار های زیادی برای خط فرمان لینوکس بنویسن که باز اونا هم میان با هم و با دستور های لینوکس ترکیب میشن و خیییلی کارای باحال تری میشه کرد در مورد این بخش بیشتر توضیح نمیدم چون پست آموزشی نیست ولی دوست داشتید بدونید در مورد pipe کردن بخونید و همچنین برنامه هایی مثل sed , cat , wget , grep , wc ... از مثال هایی هستن که باحال ان.آزادی نرم افزارماکروسافت به شما پنجره (اشاره به اسم ویندوز) میده ولی لینوکس به شما کل خونه رو میدهواقعا دقیق تر از این جمله نمیشه چیزی گفت.یکی از جذاب ترین چیز های لینوکس اوپن سورس بودنش هست. نه فقط خودش. بلکه وقتی میاید سمت لینوکس خود به خود اومدید سمت نرم افزار آزاد و به جای نرم افزار های غیر آزادی که قبلا روی ویندوز استفاده میکردید از نرم افزار های آزاد استفاده میکنید. و این خیلی جذابه و حس خوبی میده. اینکه شما میدونید چه اتفاقی داره میوفته و شفافیت داره خیلی مهمه و خیلی از این نرم افزار های آزادr_1940157_3aguj هم اتفاقا عملکرد بهتری نسبت به نمونه های غیر آزاد خودشون دارن. و از همه جاش لذت بخش تر موقعی هست که حس میکنید باید دین خودتون رو به جامعه نرم افزار آزاد ادا کنید و میاید نرم افزار آزاد مینویسید.حالا این به کنار من یه پستی قبلا نوشتن و جایگزین های آزاد نرم افزار های ادوبی رو معرفی کردم و از تجربه ی کار با اونا گفتم.امنیتتوی افسانه ها اومده که لینوکس خیلی امن تر از ویندوزه و ویروس نمیگیره و نیاز به انتی ویروس نداره و این حرفا. باید بگم لینوکس ذاتا به خاطر اوپن سورس بودنش و اینکه روی ۷۰-۸۰ درصد سرور های دنیا نصبه روی امنیت اش مانور زیادی داده شده. اما در کل به نظر من:امنیت باید در نگاه تو باشد نه در سیستمی که استفاده میکنی (کلام علی - دیری دیری دین دین...)امنیت اصلی توی فرهنگ لینوکسی هاست که نمیان هر نرم افزاری رو از هر سایتی دانلود کنن و روی کامپیوتر خودشون اجرا کنن.(کاری که ویندوزی ها خیلی انجام میدن مخصوصا موقعی که میخوان نرم افزار کرک شده استفاده کنن تازه خود ویندوز رو هم کرک میکنن و برای این کار میان نرم افزار های فعال ساز رو روی کامپیوتر خودشون اجرا میکنن(که خطرناکه)). از طرفی فرایند هایی توی لینوکس وجود داره که میشه دسترسی برنامه ها رو محدود کرد و به فایل های مجوز های مختلف داد و...ولی همه ی موارد بالا در صورتی کار میکنن که کاربر خودش اگاهی داشته باشه. یعنی اگه یه لینوکسی بیاد یه فایل اجرایی از یه جای غریبه دانلود کنه و اجرا کنه فرقی نداره با یه کسی که توی ویندوز این کارو میکنه  و اصولا فرایند مشخصی وجود نداره که سیستم عامل بتونه یه ویروس رو از برنامه معمولی تشخیص بده. در مورد اون دسترسی ها که گفتم هم همین صادق هست. اگه کاربر بیاد همه دسترسی هارو باز بزاره دیگه امنیت چه معنی میده؟ (راهنمایی: هیچی)شخصی سازی زیااااااااداین فیلم صرفا جهت پوز دادن هست و معنی خاصی ندارداول از همه که ما کلی توزیع لینوکسی داریم که زمین تا آسمون با هم فرق دارن و شما حق انتخاب دارید. بعد از نصب یکی از اون ها هم هر جاییش رو که فکر کنید (چه ظاهری چه باطنی) میتویند تغییر بدید. این تغییر هم محدود به این نیست که شما برید تو settings برنامه یه چیزی رو عوض کنید شما با توجه به ماژولار بودن توزیع های لینوکسی میتونید هر بخشی رو که دوست ندارید با نمونه های مشابه عوض کنید. و اگر هم برنامه نویسی بلد باشید و حوصله و وقت هم داشته باشید میتونید چیزایی بنویسید و بهش اضافه کنید (و در اختیار بقیه هم بزارید)اگه دوست دارید بدونید من از چه توزیعی استفاده میکنم این رو بخونید.روی کامپیوتر های قدیمی تر بهتر از ویندوز کار میکنهتصویر دپین او اس روی یه تینک پد خیلی قدیمیحالا چرا؟ به دو دلیل:۱. همونطور که گفتم لینوکس ماژولار (تکه تکه) هست و شما با توجه به توانایی سخت افزار خودتون میاید تکه هارو انتخاب میکنید. مثلا برای یه کامپیوتر ضعیف میاید از یه محیط گرافیکی سبک و مینیمال (مثل i3wm) استفاده میکنید و این باعث میشه سیستم شما روون کار کنه.۲. دسترسی کاااااامل دارید که هر چیزی که اضافی هست رو غیرفعال و حذف کنید و اینجوری منابع کمتری مصرف میشه.مناسب تر برای برنامه نویس هاخیلی ابزار های برنامه نویسی که جدید میان اول روی لینوکس و مک هستن (چون اکثر برنامه نویس ها (مخصوصا خارج از کشور) لینوکس یا مک دارن و برنامه رو جوری مینویسن که روی سیستم خودشون قابل اجرا باشه بعد تازه فکر میکنن واسه بقیه پلتفرم ها هم بدنش بیرون)و اینکه میتونید با bash اسکریپت های باحال سوسکی برای اتوماتیک کردن کار های روزانه تون بنویسید و...در مورد این موضوع خیییلی حرف برای گفتن هست واسه همین به نظرم برید تو یوتوب سرچ کنید به نتایج بهتری میرسید. (اندازه این پست ۳۰۰۰ کلمه رو رد کرده دیگه دارم قیچی میکنم بعضی جاهارو)باحال بودنcowsayلینوکس واقعا سرگرم کننده اس. من و جمعی از دوستان بهتر از آب روان گاهی میشنیم دور هم و به معنای واقعی با لینوکس تفریح میکنیم (البته اینکه ما گیک هستیم هم بی تاثیر نیست). ولی واقعا قابلیت سرگرم کردن رو داره.وقتی به جای زدن دستور ls (یکی از پر کاربرد ترین دستور ها)  اشتباهی sl میزنید یه قطار میاد رد میشه جامعه ی لینوکسی ها خیلی باحال تر از جامعه ی ویندوزی هاس. وقتی دو نفر که هر دو با لینوکس کار میکنن با هم اشنا میشن خیلی حس باحالی داره. میتونن ساعت ها بشینن با هم صحبت کنن که تو چه توزیعی استفاده میکنی و فلان کارو توی لینوکس چطوری انجام میدی و... در صورتی که بین ویندوزی ها تاحالا  همچین چیزی ندیدم و حتی جالبه بدونید هر شهر یه چیزی داره به اسم lug مثلا karaj lug داریم که یه جور گردهمایی لینوکسی هاس که هر چند ماه برگزار میشه و ادم ها میان در مورد لینوکس و نرم افزار آزاد با هم حرف میزنن.و در نهایت یه لینوکسی دیفالت آدم باحالیه مگر اینکه خلافش ثابت بشه?.به عنوان آخرین بخش پست هم میتونم یادآوری کنم که مهاجرت به لینوکس به معنی حل شدن تمام مشکلات و بی نقص شدن سیستم نیست. و به قول خدایار دوستار (استاد من توی این زمینه):استفاده از لینوکس وقت بیشتری رو میطلبه. چون اگه وقت زیاد برای ور رفتن با سیستم‌عاملت نداشته باشی واقعا لینوکس اذیتت می‌کنه! مثلا می‌خوای با MS Teams تو جلسات شرکت کنی، یا مثلا پروژه جدیدی که هستی یه نرم‌افزاری داره که فقط واسه ویندوز و مک وجود داره و تو باید با امولاتور اونو رو لینوکس بیاری بالا... و چیزهایی شبیه این.به نظر من برخورد آدم با سیستم عامل دو مدل می‌تونه باشه:۱. ا! تو سیستم عاملی!؟ ببینم چیکارا بلدی؟۲. ا! تو سیستم عاملی؟! خب مهم نیست، من می‌خوام فلان کار رو انجام بدم.تو حالت اول هر ملقی بلدی با سیستم‌عاملت می‌زنی و حال می‌کنی و خیلی هم خوبه.ولی تو حالت دوم اگه سیستم عاملت جای اینکه مستقیم و بدون بحث و جدل کاری که می‌خوای رو انجام نده خب تو دردسر می‌افتی دیگه.حرف آخر:این پست قرار نیست همینجوری باقی بمونه و دائما آپدیت خواهد شد.اگه مورد دیگه ای میشناسید که احساس میکنید جاش خالیه یا در مورد چیزی باید توضیح بیشتری میدادم ولی ندادم بگید که اضافه کنم.اگه جایی از نظر فنی | املایی | ادبی و... ایرادی داشت حتما بگید که اصلاح کنم.با تشکر.علی قهرمانی.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 13:50:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه ی تولید محتوا با نرم افزار های آزاد(جایگزین ادوبی ها).</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%A7-c4v6ic4jgq8l</link>
                <description>نرم افزار آزادسلام. حالتون چطوره؟وقتی حرف از تولید محتوا میشه. به غیر از ابزارهای فیزیکی (میکروفون و دوربین واینا...) ابزار های نرم افزاری هم خیلی توی کیفیت خروجی و سرعت کار شما تاثیر میزارن.حالا اینجا شما چند تا راه جلو پاتون هست:نرم افزار های پولی رو کرک کنید.نرم افزار های پولی رو بخرید.نرم افزار های آزاد استفاده کنید.کرک کردن نرم افزار کار درستی نیست:۱. اولا که نامردیه. یسری آدم اومدن کلی وقت و انرژی و هزینه گذاشتن یه نرم افزار درست کردن که بفروشن و پول در بیارن. که اتفاقا به نظر من روش انسانی و معقولیه نسبت به شرکت هایی که سرویس های رایگان میدن و اطلاعات مارو میفروشن. مثلا به نظر من ادوبی قابل احترام تر از فیسبوکه (نمیدونم مهمه نظرم یا نه?)۲. دوما امنیت خودتون رو با این کار به خطر میندازید. چرا؟ تا حالا با خودتون فکر کردید که اون هکری که میاد کلی وقت میزاره و یه نرم افزار پولی (مثلا فوتوشاپ) رو که کلی متخصص امنیت براش قفل نرم افزاری ساختن رو با کلی زحمت هک میکنه چه سودی از این کارش میبره؟ برای جواب به این سوال شما به دیدن این پست از وبسایت توسینسو دعوت میکنم.(مورد دوم رو مطالعه کنید) (و دقت کنید که پست برای ۹ سال پیش هست و اصلا چیز جدیدی نیست)خرید نرم افزارنسبت به راه قبلی خیلی بهتره. اگه امکانش رو داشتید حتما بخرید. برنامه هایی که ادوبی تولید میکنه خیلی برنامه های قوی هستن خودم تجربه ی کار با هیچ کدوم رو نداشتم ولی اونایی که دارن , همیشه به عنوان بهترین نرم افزار ازش یاد میکنن. تقریبا هم توی همه ی زمینه های تولید محتوا نرم افزار دارن.ادیت عکس : Illustrator , Photoshopادیت فیلم:   Premiere , After Effectsادیت صدا: Adobe Audition و...نرم افزار های آزادحالا میریم سراغ راه سوم که موضوع اصلی ماس (شما: آخیش)این تیکه رو میزارم ویکیپدیا جای من صحبت کنه:نرم‌افزار آزاد (به انگلیسی: Free software) نرم‌افزاری است که به‌همراه کد منبع توزیع شده و با قوانینی منتشر می‌شود که آزادی استفاده، مطالعه، ویرایش و انتشار مجددِ کاربران را تضمین می‌کند.[۱][۲] نرم‌افزارهای آزاد معمولاً با همکاری برنامه‌نویس‌های داوطلب به‌عنوان یک پروژه به‌وجود می‌آیند. ایدهٔ اصلی نرم‌افزار آزاد این  است که کاربران باید مالک دستگاه‌های دیجیتالی خود باشند، نه سازندگان  دستگاه‌ها.نرم‌افزارهای آزاد با نرم‌افزارهای مالکیتی (مانند مایکروسافت ویندوز)  که آزادی کاربر در استفاده، مطالعه، ویرایش یا انتشار مجدد را در درجه‌های  مختلف محدود می‌کنند، متفاوت هستند. این محدودیت‌ها با در نظر گرفتن  مجازات‌هایی قانونی برای کاربرانی که قوانین آن‌ها را نقض می‌کنند، به‌وجود می‌آیند. نرم‌افزارهای مالکیتی عموماً به صورت بسته‌های اجراپذیر دودویی و بدون دسترسی به کد منبع فروخته می‌شوند که جلوی ویرایش و وصله‌کردن نرم‌افزار توسط کاربر را می‌گیرد و او را برای به‌روزرسانی و پشتیبانی به شرکت نرم‌افزاری تولیدکننده وابسته می‌کنند.خلاصه:توسط جامعه (برنامه نویس های داوطلب سراسر دنیا) توسعه داده میشن (و نه یه فرد یا گروه خاص).رایگان هستن.امکان خوندن سورس کد و تغییر هر بخش اون برای کاربرا وجود داره.معمولا کیفیت خوبی هم دارن (برای برادر خودم بردم راضی بوده)  چون مغز کلی آدم بهتر از مغز یه عده ی محدود کار میکنه و اینکه آدم های دنیای نرم افزار آزاد , آزادی دارن که باعث خلاقیت میشه و این کیفیت  بار ها با پدید اومدن نرم افزار های آزادی که از نسخه ی غیر آزاد خودشون بهتر بودن ثابت شده (البته همیشه اینجوری نبوده و مثال های زیادی وجود داره).خودم چه تجربه ای دارممن تقریبا یه سالو نیم پیش با یسری از دوست های خوبم (دوستانی بهتر از آب روان) تصمیم گرفتیم که دست به تولید محتوا تو زمینه ی برنامه نویسی بزنیم. این هم مجله ی ماست.یسری پادکست تولید کردیم. یسری ویدیو کست تولید کردیم و کلی تصویر (از پست های تصویری بگیرید تا کاور پادکست ها و...) حالا میخوام نرم افزار هایی که باهاش این کارا رو کردیم رو معرفی کنم.کار با صداAudacityبرای میکس کردن پادکست ها از Audacity استفاده کردیم.باهاش میتونید صداتون رو نویزگیری کنید. موزیک اضافه کنید. صدای نفس هارو حذف کنید صدا های بامزه (meme) اضافه کنید و خلاصه هر کاری که با صدا بشه کرد رو میتونید توی این نرم افزار انجام بدید (حتی میکس موزیک). و علاوه بر اینا بسته به نیاز میشه روش پلاگین نصب کرد و امکاناتش رو کامل تر کرد (من چیزی نصب نکردم). من شخصا به Adobe Audition کار نکردم ولی حقیقتا تصوری از اینکه چجوری میتونه بهتر باشه ندارم چون audacity واقعا کار منو راه میندازه. البته اینم اضافه کنم که من کاربر خیلی حرفه ای نیستم شاید اگه آدم بخواد کار های خیلی حرفه ای تر بکنه audacity نتونه پاسخگو باشه ولی واسه من که کلا فکر کنم ۲۰ درصده همین هم یاد نگرفتم کاملا پاسخگو بود و تمام انتظار من رو در مورد نرم افزار ادیت صدا برطرف کرد.تقریبا همه ی فرمت های صوتی رو ساپورت میکنه (حتی اگه video رو هم بگیرید بندازید تو نرم افزار صداش رو میاره تو پروژه) و انواع خروجی هارو میشه ازش گرفت.ظاهر خیلی قابل فهمی داره و کلی short-key باحال که سرعت کارتون رو بالا میبره.و اینکه خیلی سبک هست.آماده اید بگم حجمش چقدره؟فایل نصبش واسه ویندوز فقط ۲۸ مگابایته (نسخه لینوکس اش ۱۲ مگابایته)(الان خودم یه لحظه شک کردم که واقعا ۷-۸ تا از اون پادکست هارو این میکس کردم)نکته ی آخر هم اینه که آموزش های ویدیویی خیلی زیادی برای این نرم افزار من توی اینترنت پیدا کردم به اضافه اینکه سایت خودش هم همه جاش رو کامل توضیح داده.میتونید این نرم افزار رو از اینجا برای ویندوز یا لینوکس یا مک دانلود کنید.کار با تصویرGimpما توی مجله ی خودمون یسری پست های تصویری داریم که توی اینستا میزاریم. اونا + کاور پادکست ها + نقشه کانال و thumbnail های یوتوب و خیلی چیزای دیگه رو با نرم افزار Gimp طراحی کردیم.توی این بخش به اندازه ی دوست های دیگه ام (همون بهتر از آب روانا) تجربه ندارم و بیشتر اونا تصویر هارو طراحی میکردن ولی چندین باری که من رفتم سمت این برنامه به نظرم خوب اومد. مثل فوتوشاپ یسری لایه دارید میتونید مستقل روی لایه ها کار کنید و پسوند اختصاصی خودش رو برای فایل های لایه باز داره. (میخوام بگم از نظر امکانات با فوتوشاپ مقایسه میشه و نه با paint). در مجموع اینم کار را بندازه و تنها مشکلی که باهاش داشتیم این بود که وقتی چند نفری روی یه فایل گیمپ(با پسوند xcf) کار میکردیم(ینی مثلا من کار میکردم و میفرستادم برای دوستم) اگه ورژن گیمپ متفاوتی داشته باشیم بعضی موقع ها به مشکل میخوردیم(فایل ها باز نمیشد).بنابراین دقت کنید که ورژن های یکسانی استفاده کنید که مشکلی پیش نیاد.حجم این یکی هم ۲۴۲ مگابایته که در مقایسه با فوتوشاپ که دو گیگابایت هست خیلی کم تره ولی بازم تاکید میکنم که یکی مثل من استفاده ی خیلی حرفه ای نداره از این برنامه ها و  Gimp هم من بالای ۹۰ درصد امکاناتش رو نمیفهمم ولی کارم رو خیلی خوب راه میندازه.در مورد این نرم افزار هم من باز آموزش ویدیویی خیلی پیدا کردم (به نسبت audacity معروف تره) ولی خوب قطعا نمیشه با فوتوشاپ تو این زمینه مقایسه اش کرد.?نکته ی آخر هم اینه که به شکل باور نکردنی سریع میاد بالا. ینی کلیک میکنی کم تر از یه ثانیه میاد بالا میگه: &quot;جانم کاری داشتی؟&quot;  آدم پراش میریزه.? و این قضیه باعث میشه که حتی کار های خیلی ساده مثل resize کردن رو هم با همین Gimp انجام بدم چون لازم نیست منتظر شی بیاد بالا ولی کلی رم سیستم ات هم براش کنار بزاری. (یه لحظه میاد بالا کارتو میکنی میبندی میری)برای کار با تصاویر برداری (vector base) هم میتونید از Inkscape استفاده کنید. اینم آزاد و رایگانه(احتمالا سبک تر از CorelDRAW هم هست) ولی چون من تجربه ی استفاده ازش رو ندارم هیچی نمیگم.این برنامه رو هم میتونید از اینجا واسه لینوکس و ویندوز و مک دانلود کنید.کار با ویدیوShotcutاز shotcut (دقت کنید که shortcut نیست) برای ادیت کردن ویدیو کست ها استفاده کردم. نکته ای که این نرم افزار داره اینه که همه چی توش خیلی قابل فهمه و خیلی نیاز نیست برای هر کاری برید یوتوب اموزش ببینید. همه چی خیلی سر راست و خوبه. اینم کلی امکانات داره. انواع افکت و انیمیشن و... داره. من خودم کاری که باهاش میکنم اینه که فیلم خودم که با گوشی گرفتم رو میندازم گوشه ی تصویر و بقیه تصویر رو هم تصویر صفه نمایش رو میزارم + یه جاهایی ویدیو های خنده دار و صدا های خنده دار اضافه میکنم + یه جاهایی متن و تصویر اضافه میکنم + یه جاهایی زوم میکنم رو یه بخش خاص از صفحه و تصویر خودم رو هم کوچیک بزرگ میکنم و جاش رو عوض میکنم + ویدیو ی intro و outro و موزیک هاش و fade in و fade out و cross fade و... و همه ی این کارا خیلی سر راست و راحت انجام میشه و پیچیدگی اضافی نداره. مثلا اولا از kdenlive استفاده میکردم ولی به اندازه این ساده نبود و بعضی موقع ها هم خروجی خراب در میومد.رقیب اینم Premiere هست که من تجربه ی کار باهاش رو ندارم ولی بازم کاری نیست که من از نرم افزار ادیت ویدیو انتظار داشته باشم و shotcut اونو نداشته باشه (حداقل فعلا).اینم تو وبسایتش کلی توضیحات داره که میتونید بخونید هر جا رو هم که متوجه نشدید ویدوی های یوتوب خیلی زیادی براش هست (اینم معروفه و کلی ادم ازش استفاده میکنن)از نظر سبک بود هم نسخه ویندوزش ۷۹ مگابایته که در مقایسه با رقیبش که ۱.۵ گیگ هست سبک تره و اینکه اینم سریع میاد بالا.ضبط فیلم از صفحه (screen record)نرم افزار obs studio رو احتمال بیشتری میدم که بشناسید چون gamer ها  و streamer ها خیلی ازش استفاده میکنن و جالبه بدونید که اوپن سورس و آزاد هست.چون مشهوره زیاد حرفی برای گفتن باقی نمیزاره.میتونید چند تا ورودی صدا داشته باشید مثلا چند تا میکروفون همزمان (یا حتی خروجی صدای سیستمتون) و میتونید صدای هر کدوم رو جدا کم و زیاد کنیدهمینطور در مورد تصویر هم میتونید چند تا دوربین و screen record رو بچینید تو تصویر (ینی هر کدوم کجا باشه) و وسط ضبط هم جا به جاشون کنید.علاوه بر همه اینا میتونید چیزی که ساختید رو استریم کنید. ینی فقط محدود به  ضبط کردن نیست.رقیبی تو بچه های ادوبی نداره.اگر هم این پیچیدگی هارو دوست دارید و یه نرم افزار ساده تر میخواید simple screen recorder گزینه ی خوبی هست. فقط تصویر ضبط میکنه. و کیفیت و میکروفون و صدا و اینا تا حد خوبی قابل تنظیمه. آزاد هم هست.حرف آخرپ ن ۰: اگه شما هم تو این زمینه تجربه ای دارید  خوشحال میشم که در میون بزاید مخصوصا اگه تجربتون نرم افزار های آزاد رو به چالش میکشه (مثلا بیاید بگید Photoshop فلان قابلیت رو داره که Gimp نداره).پ ن ۱: چون من و یکی دیگه از دوستامون (یکی از بهتر از آب روان ها) از سیستم عامل لینوکس استفاده میکردم در اصل مجبور بودیم که از این نرم افزار ها استفاده کنیم چون نرم افزار های ادوبی برای لینوکس توسعه داده نمیشن. هر چند اگه توسعه داده می شدن هم باز استفاده نمیکردیم چون نرم افزار آزاد دوست داریم و نرم افزار کسی رو کرک نمیکنیم (اصلا واسه همین از لینوکس استفاده میکنیم دیگه)(احتمالا برای همین هم هست که ادوبی نرم افزار هاشو برای لینوکس ارائه نمیده?) ولی در کل تجربه ی خوبی بود و فهمیدم فقط لینوکس نیست که از ویندوز بهتره (دعوا نشه تو کامنت ها?) بلکه تو خیلی زمینه های دیگه هم نرم افزار های آزاد حرف برای گفتن دارن.پ ن ۲: در کل به نظرم خیلی مواقع وقتی اکثریت یه کاری میکنن دلیل نمیشه ما هم همون کارو کنیم.  اگه با بخشی از چیزی (مثلا اینجا کرک کردن) مشکل دارید برید بگردید و قطعا میبینید که شما تنها نیستید و ادم های دیگه هم همین مشکل رو داشتن و براش راه حل معقولی وجود داره.(فاز پدربزرگا رو برداشتم) اگه هم دوست داشتید برنامه نویسی یاد بگیرید یا بلدید میخواید بیشتر یاد بگیرید مجله ی ما اینجا هست ولی کامل ترین راه ارتباطی عضو شدن تو چنل تلگرام ماس.و نکته ی آخر هم اینه که بعضی جاهای پست یجوری شد که انگار دارم از خودم تعریف میکنم? ولی واقعا نمیشه جور دیگه نوشت چون خواستم تجربه ی شخصی ام رو به اشتراک بزارم مجبور بودم بگم که من فلان کارها رو کردم که سطح کارای من دستتون بیاد و با سطح کارای خودتون مقایسه کنید و بفهمید که این نرم افزار ها کارتون رو راه میندازن یا نه و من هیچگونه ادعایی توی این زمینه ها ندارم.پایدار باشید.?</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Apr 2021 19:56:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-unqrmkd6ptxr</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/eqskx7akopnl-jA0tT.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۸,۴۶۰ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۳۴۰ مرتبه پسندیدند و  ۱۷۷ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۱۲۴ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۱۸,۶۶۸ بار خوانده شدند و ۱,۶۱۸,۸۲۲ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۲۲۱۹۳۸۸۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۷۶,۵۱۲ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۲۲۱۹۳۸۸۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Mar 2021 21:26:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا توی اینستاگرام گیر میکنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-lds2yiwb3id2</link>
                <description>به روز رسانی(۱۲/۱۲/۱۴۰۰): قبل از هر چیز میخواستم بگم که شخصا مخالف هرگونه محدود سازی اینترنت هستم  و محدود سازی اینترنت هیچ کمکی به امن تر شدن این فضا نخواهد کرد و آسیب جدی برای کسب‌ و کار هاست.سلام.✋بذارید از اینجا شروع کنم: شرکت های بیگ-تک مثل گوگل و فیسبوک و اپل و... دارن سرویس های رایگانی رو در اختیار ما میزارن که برای خودشون خیلی هزینه بر هست و یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه:وقتی شما از برای چیزی پول نمیدید در واقع محصول خود شما هستید.وقتی شما از برای چیزی پول نمیدید در واقع محصول خود شما هستید.که یعنی ما مشتری های این کمپانی ها نیستیم. ما در واقع محصولات این کمپانی ها هستیم که به کمپانی های دیگه فروخته میشه.جا داره به این نکته اشاره کنم که این غول های نرم افزاری از نظر ارزش و درآمد و گردش مالی رتبه های اول کل دنیا رو بین همه ی کسب و کار ها دارن (ینی مثلا ابرخودروسازی های فورد و تویوتا و... با اون همه تولید باز به گرد پای این شرکت های نرم افزاری نمیرسن).الفابت در واقع همون گوگل هستپس تا اینجای کار فهمیدیم که:ما داریم فروخته میشیم.خیلی هم گرون فروخته میشیم.اما چطوری:اقتصاد مبتنی بر توجهدر واقع این &quot;توجه&quot; ماست که داره فروخته میشه. یعنی هر چی ما بیشتر توی اپلیکیشن های این کمپانی ها باشیم (یا به عبارتی توجه بیشتری بهشون بدیم) اونا خوشحال تر میشن چون میتونن از ما پول بیشتری در بیارن. و خوب تا اینجای داستان شاید همه چی عادی باشه.(تبلیغاته دیگه مگه چه اشکال داره؟)ولی مشکل از جایی شروع میشه که این سرویس ها هر کاری میکنن که مارو توی اپلیکیشن یا وبسایت خودشون نگه دارن.عکس ادم بد ها که هر کاری میکنن که مارو توی اپلیکیشن یا وبسایت خودشون نگه دارن.(مثلا)   اون صدای دینگ نوتیفیکیشن یا دایره ی رنگی دور استوری ها توی اینستاگرام در واقع توسط روانشناس ها طراحی میشه که از نظر روانی شما نتونید جلوی خودتون رو بگیرید.حتی اگر دقت کرده باشید شما وقتی توی اینستاگرام وارد بخش story یا reels بشید دیگه نمیتونید ساعت گوشیتون رو ببینید و اینجوری نمیفهمید زمان چطور میگذره.حتی اینستاگرام اجازه نمیده شما توی پست هاتون لینک بذارید که خدایی نکرده یکی کلیک کنه مرورگر باز شه و از اپلیکیشن خارج شه (توی استوری هم فقط یه اشخاص خاص میتونن لینک بزارن و نه من و شما (شایدم شما از اشخاص خاص باشید?)) تازه لینک رو هم که کلیک میکنی توی خود اپ اینستا باز میکنه. (به روز رسانی: قابلیت گذاشتن لینک در استوری برای عموم اضافه شده.)اصلا بذارید در مورد استوری یه چیز جالب بگم:اون اوایل که استوری اومده بود واسه همه جای سوال بود که چرا؟ چرا باید یه چیزی منتشر کنیم که بعد ۲۴ ساعت حذف شه؟شبکه های اجتماعی ابزاری نیستن که منتظر شن ما بریم سراغشونتان هریس (کارمند سابق گوگل) (از دسته ی آدم خوبا):شبکه های اجتماعی ابزاری نیستن که منتظر شن که ما بریم سراغشونذات استوری سو استفاده کردن از مفهوم (fear of missing out) یا ترس از از دست دادن هست. ینی شما همیشه با خودتون بگید که نکنه فلان دوستم یا اون کسی که بهش علاقه دارم یه استوری بزاره ولی من نبینم و همین باعث میشه شما تحریک شید که حداقل ۲۴ ساعت یک بار اینستاگرام خودتون رو چک کنید. و این میتونه اولین قدم برای این باشه که اینستاگرام برای شما یه عادت روزانه بشه و اگر هم دقت کرده باشید از اون موقع که استوری اومده خیلی روش مانور دادن و کلی امکانات بهش اضافه شده (مثلا نظر سنجی و تست و سوال و کلی چیز دیگه) ولی به پست هیچ امکانات جدیدی اضافه نشده (بیچاره☹️). ینی اگر من نمیتونم نظر سنجی پست کنم  و فقط باید با استوری کردن و باعث ترس بقیه از از دست دادن بشم.(البته مطمئن نیستم کسی ترس از از دست دادن استوری های من داشته باشه?)دو تا صنعت هستن که به مشتری هاشون میگن user یکی مواد مخدر یکی نرم افزاردو تا صنعت هستن که به مشتری هاشون میگن user , مواد مخدر و نرم افزار(این بده☹️)و در نهایت. تمام این سیاست های کثیفی که بهشون اشاره کردم(که احتمالا خیلی بیشتر از این هاست و عقل ناقص من همش رو درک نمیکنه) باعث میشه که شما وقتی میرید تو اینستاگرام گیر میکنید و به خودتون میاید میبینید میخواستید یه پیام به دوستتون بدید ولی ۴۰ دقیقه گذشته و هنوز شاید حتی اون پیام رو ندادید.یا حتی شاید یادتون برای که چی کار میخواستید بکنید.یا حتی شاید یادتون هم نیاد که یه کاری میخواستید بکنید (این بده).و این در حالی هست که:فرق ادم های موفق و ناموفق توی عادت های هر چند کوچیک (atomic) هست. (اینو توی خیلی کتاب های موفقیت میگن).البته اینم بگم که کلا شبکه ی اجتماعی چیز باحالیه و خیلی خوبه که ادم:۱. با دوست هاش در تماس باشه و از حالشون با خبر باشه.۲. دوست های جدید پیدا کنه.۳. گفتگو کنه  و نظر بقیه رو بشنوه.ولی خودتون کلاهتون رو قاضی کنید. واقعا چقدر از وقتتون رو صرف این سه تا میکنید؟همین الان یه استوری بذارید و نظر دوستاتون رو در مورد یه چیز مهم(ترجیحا اجتماعی) بپرسید ببینید چند نفر میبینن و چند نفر جواب میدن و چند نفر زامبی وار فقط رد میشن.(اخطار: ممکنه بعد این کار حالتون از زندگی بهم بخوره).هوش مصنوعی کجای داستانه:این یارو تو توییتر یه کاره ای بوده میگه:تک تک رفتار هایی که انجام میدید با دقت مانیتور و ثبت میشه.حتی اینکه روی کدوم عکس چقدر مکث کردید.اما قدرتمند ترین ابزاری که دست این کمپانی هاست شناختشون از شخصیت ماست و از روی فعالیت هایی که دارید (لایک ها و کامنت ها و چت ها و حتی اینکه روی یه پست چند صدم ثانیه مکث کردید) به شخصیت شما پی میبرن.این یارو داره پست منو میخونه تو ویرگول قشنگ معلومه از قیافه اشفنی تر بخوام توضیح بدم تمام این اطلاعات رو میریزن توی یه ماشین هوش مصنوعی و اون ماشین یک model از شخصیت شما و علاقه مندی های شما میسازه و اونجوری شما میشید یه ادم قابل پیشبینی توسط اون سیستم. ینی اون ها میفهمن که شما با دیدن چه محتوایی چه عکس العملی نشون خواهید داد و اون چیزی که به نفع خودشون هست رو به شما نشون میدن (حتی ساعات روز و موود لحظه ای شما رو هم میتونن مانیتور کنن  و با توجه به اون محتوا رو به شما پیشنهاد بدن)حتی در مورد شکست خوردن بشریت از هوش مصنوعی تان هریس میگه:اگه بخوایم واقع بینانه حرف بزنیم شما درون یک سخت افزار زندگی میکنید، یک مغز (ذهن) که میلیون ها سال سن داره و در نظر بگیرید که یک صفحه وجود داره(منظورش صفحه نمایش گوشیتونه) و طرف دیگه ی این صفحه نمایش , هزاران مهندس و ابر کامپیوتر ها  وجود دارن که اهدافشون با اهداف شما فرق داره و خب...چه کسی این بازی رو می بره ؟ چه کسی برنده خواهد شد؟وقتی شما به هوش مصنوعی فکر میکنی... یک هوش مصنوعی ای که دنیا رو خراب و ویرون میکنهترمیناتور میاد تو ذهنت یا مثلا آرنولد روتجسم میکنییهو پهباد هارو میبینی و و فکر میکنی اوه ما با هوش مصنوعی مردم رو خواهیم کشتو چیزی که مردم ازش غافلن اینه که هوش مصنوعی همین الان هم داره جهان امروز رو پیش میبرهنکته سوسکی: هوش مصنوعی اصلا چیز بدی نیست و خودم به عنوان برنامه نویس اطرافم ادم هایی رو دیدم که ازش استفاده های خیلی خوبی میکنن که به نفع بشریت هست. انتقاد اصلی به سیاست گذاری های این شرکت های نرم افزاری هست که این موجود خیلی قوی رو علیه ما استفاده میکنن و نه در مسیر بهتر شدن زندگی ادم ها.حالا بیاید یکم قضیه رو سیاسی کنیم?:احتمالا در مورد نظام سرمایه داری میدونید(اگر هم نمیدونید سرچ کنید). در واقع میخوام بگم مشتری اصلی این بیگ-تک ها سرمایه دار ها هستن که خیلی دوست دارن ما خرید کنیم حتی چیز هایی که نیاز نداریم رو بخریم و میتونن جدای از تبلیغات و این داستانا , مارو به مصرف گرایی و تجمل تشویق کنن . تجملی که برای رسیدن بهش باید پول خرج کرد و پولی که فقط با کار کردن برای سرمایه دار ها به دست میاد.ینی ما عین چی کار میکنیم که پولمون رو دوباره به صاحبانمون برگردونیم. و این چیزیه که اونا خیلی دوست دارن و همیشه میگن برای داشتن زندگی خوب باید تلاش کرد. ولی تلاش ما زندگی اون هارو بهتر میکنه و حاصلش برای ما یه زندگی معمولی خیلی پر تلاشه.تغییر تدریجی و خفیف و نا محسوس در رفتار و ادراک شما محصول است.تغییر تدریجی و خفیف و نا محسوس در رفتار و ادراک شما محصول است.(این ترسناکه?)در کنار این سیاستمدار ها و دولت ها هم مشتری های این غول های تکنولوژی هستن و با توجه به اون &quot;شناخت&quot; که بالاتر توضیح دادم با توجه به علاقه های شما و موود اون لحظه ی شما چیزی بهتون نشون میدن که ممکنه شما رو جهت دهی سیاسی کنه. (مثلا شما در حالت عادی میخواید به اقای x رای بدید ولی تحت تاثیر اون محتوای شخصی سازی شده شما به اقای y رای میدید)(این اتفاق در انتخابات امریکا افتاد و میتونید در موردش سرچ کنید).ولی اینجا یک مشکل خییییلی بزرگ به وجود میاد: اختیار شما به عنوان یک انسان زیر سوال میرههمیشه به ما گفتن انسان اختیار داره ولی اینجا میبینیم که مثل اینکه میتونن ازمون بگیرنش.بعضی ها هستن که وقتی حرف از این میشه که این شرکت ها اطلاعات مارو میخونن میگن:باو ما که چیزی نداریم کسی بخواد بخونهکه در جواب باید گفت شما نمیدونید چی دارید ولی اونا میدونن چی دارید(اختیار).خوب خوب خوب. حالا ممکنه بگید که ما از اینا استفاده میکنیم ولی حواسمون هست که تحت تاثیر قرار نگیریم که من در جواب یک نقل قول از تان هریس میارم:چطوری میخوای از ماتریکس بیدار شی وقتی نمیدونی تو ماتریکسیتان هریس:چطوری میخوای از ماتریکس بیدار شی وقتی نمیدونی تو ماتریکسییکی از سرمایه گذار های سابق فیس بوک مثال بهتری میاره:شعبده باز هایی هستن که ۵۰ تا کارت میگیرن جلوی شما و میگن: &quot;یکیشو انتخاب کن هر کدومو که دوست داشتی&quot; و در نهایت شما دقیقا همون کارتی که اونا میخوان رو انتخاب میکنی.فیس بوک هم همینجور کار میکنه میشینه اونجا و میگه :  تو دوستات رو انتخاب میکنی، لینک هایی که میخوای رو دنبال میکنی اما همش مزخرفه! دقیقا شکل همون شعبده بازه.دقت کنید که این جمله رو من نگفتما. سرمایه گذار سابق فیسبوک گفته که مشخصا شعبده بازی بلد نیست ولی خوب منظور رو رسوند?کابوس هاسکلی:الدوس هاسکلی هاسکلی یه نویسنده ی معروفه (بیش از پنجاه تا کتاب داره) و بین اندیشمند های دیگه که همه نگران این بودن که دولت ها و حکومت ها و سرمایه دار ها جلوی انتشار کتاب ها و حقیقت رو بگیرن گفت:کابوس من اینه که حقیقت در دریایی از اطلاعات نامرتبط گم بشهواو , حالا بیاید ببینیم ایا کابوس این دوستمون به حقیقت پیوسته یا نه:اخبار جعلیطبق تحقیقات اخبار جعلی ۶ برابر سریع تر از اخبار واقعی توی سطح اینترنت پخش میشن. (یا حضرت نوح)یه نکته ای هم که هست اینه که توی خیلی از شبکه های اجتماعی نمیشه مطالب مفصل انتشار داد مثلا:اینستاگرام محدودیت برای طول ویدیو و کپشن داره.توییتر محدودیت برای طول متن ها داره.و...و اصولا نمیشه مثلا یه همچین پستی رو توی اون شبکه های اجتماعی گذاشت و  روی موضوعات اینقدر عمیق شد. (مرسی از ویرگول).نکته سوسکی: همین الان هم من برای اینکه خیلیا به اون پلتفرم ها عادت دارن کلی عکس گذاشتم بین متن ها که متن ها به بخش های کوچیک تر تقسیم شن (متنا بزرگ ان , اتاق کوچیک نشون میده? ).حالا ممکنه اصلا شما بگید: به تو چه؟  (یعنی به من چه) (یعنی به علی قهرمانی ربطی نداره)که باید بگم معلومه که به من ربط داره چون رفتار شما , رای شما , فکر و سبک زندگیتون روی زندگی من هم تاثیر داره. این سرمایه دار ها برای فروختن محصولاتشون هر کاری میکنن حتی اگه مارو به سمت افسردگی و مرگ ببرن:امار خودکشی دختر های نوجوان و جوان (خط سفید عمودی: زمانی که شبکه های اجتماعی به موبایل ها اومدن) و نکته ی اخر که دیگه قول میدم بعدش بریم سراغ راه حل ها:FOMOدر مورد fear of missing out یا ترس از از دست دادن صحبت کردیم (توی بخش استوری ها) ولی خوب چون کامل نشد توضیح بدم در ادامه اینو در نظر بگیرید که شامل این هم میشه که شما بترسید از اینکه یه جوک جدید بیاد و شما از اون جا بمونید مثلا: (گربه ها را میکردن تو گونی و هار هار میخندیدن و یا خورشید پشتش به ماست و یا اروم نمیگیگیریم  و...) که من بعد از اشنا شدن با ادم هایی که اصلا توی این شبکه های اجتماعی اکانت ندارن و اصلا نگران از دست دادن چیزی نیستن و بدون مسخره کردن بقیه هم میتونن بخندن و زندگی شادی داشته باشن کم کم دیگه برای منم مهم نیست که چیزی رو از دست بدم.راه حل:۱. نوتیفیکیشن برنامه های این شکلی رو خاموش کنید (اصلا همه رو خاموش کنید):اینجوری این شمایید که هر موقع کار نداشتید (با اختیار خودتون) به سراغ اون اپ میرید و اونا حواس شمارو وسط کارتون پرت نمیکنن. اینم بگم که حواس پرتی خیلی بازدهی شما توی کاری که میکنید رو پایین میاره و حتی با خوندن یدونه پیام ده ثانیه ای باید کلی وقتی بذارید که بتونید باز روی کارتون تمرکز کنید و این وقفه ها اگر زیاد بشن به سطح کلی تمرکز شما هم توی طولانی مدت ضربه میزنن که کلا بازده شما در زندگی رو میاره پایین.توی اندروید: وقتی نوتیفیکیشن از اون اپلیکیشن(مثلا اینستاگرام) اومد , دستتون رو روش نگه دارید و ایکون نوتیفیکیشنی که روش خط خورده رو بزنید. اینجوری دیگه از اون اپ نوتیفیکیشن نمیاد.۲. پیدا کردن جایگزین برای پر کردن زمان:قاعدتا بعد از اینکه تصمیم گرفتید که استفاده ی خودتون از این نرم افزار ها رو بهینه کنید یا قطع کنید. در روز کلی وقت اضافه میارید (شاید هم نیارید). نکته اینجاست که با این زمان اضافه میخواید چی کار کنید. اگه نتونید به این سوال جواب بدید زود برمیگردید خونه اول.مثلا بیاید ویرگول?(خداییش باید به من پول بدن انقدر اسمشون رو آوردم)دنبال محتوا هایی برید که هاسکلی میترسید تو حجم زیاد اطلاعات گم بشن.عادت های کوچیک که به شما توی پیشرفت کاری که دوست دارید کمک میکنه برای خودتون ایجاد کنید.(قول میدم اینجوری بیشتر بهتون خوش میگذره)۳. استفاده از برنامه هایی که برای ما ارزش قائل هستن:توی گوگل داکس یک لیستی از این برنامه ها منتشر کردم. میتونید برید در موردشون بخونید و اگر شما هم نرم افزاری رو میشناسید معرفی کنید.(هم میتونید همینجا بنویسید هم ایمیل بدید هم همینجا کامنت بذارید)مثلا به جای سرچ گوگل میتونید از duckduckgo.com استفاده کنید. که اطلاعاتی از شما جمع نمیکنه و فارغ از اینکه شما کی هستید و کجا هستید براتون جستجو میکنه.یا مثلا از تلگرام یا سیگنال به جای واتساپ و دایرکت اینستاگرام استفاده کنید که پیام هاتون به صورت رمزنگاری شده به مقصد برسه و توی ماشین هوش مصنوعی ریخته نشه.همینطور از فضای ابری مثل mega و سرویس ایمیلی مثل proton و استفاده کنید که سرمایه دار ها تو فایل ها و ایمیل هاتون سرک نکشن.از سیستم عامل های اوپن سورس مثل لینوکس و اندروید استفاده کنید.۴. روش ها رو بشناسید و اگاهانه انتخاب کنید:مثلا توی یوتوب ویدیو هایی که بهتون پیشنهاد میده رو نبینید?. خودتون از یه راه دیگه به ویدیو هایی که میخواید برسید. یا مثلا از explore اینستاگرام استفاده نکنید. همیشه بپرسید این چیزی که من دارم میبینم یا میخونم انتخاب خودم بوده؟ یا چی؟ البته این راه حل از همه سخت تره(اون نقل قول تان هریس در مورد ماتریکس که یادتونه).و در نهایت راه دیگه ای برای جنگیدن میشناسید بگید که اضافه کنم به لیست.دوتا نکته:یک: اینجا انتقاد فقط از اینستاگرام نیست و کلی نرم افزار دیگه هم هستن که همینطوری کار میکنن و به اهدافشون میرسن. عنوان مقاله اینطوری انتخاب شده ولی داستان کلی تر از ایناس.دو: کامپیوتر و اینترنت و شبکه های اجتماعی و هوش مصنوعی باحال ترین چیزایی هستن که بشر ساخته و من نمیگم بد هستن و کلا باید بریزیم دور همه رو. من میگم سیاست هاشون رو بشناسیم و از سرویس هایی استفاده کنیم و که برای ما احترام قائل هستن و درآمد هاشون از راه های معقول تریه. وووو اگر خودتون صاحاب کسب و کار هستید از این کارا نکنید?.قسمت دوم این پست هم نوشته شده که میتونید از لینک زیر بخونید: https://vrgl.ir/6O3Yd منابع:۱. پادکست: دموکراسی در کار سه تا قسمت در مورد &quot;سرمایه داری نظارتی&quot; داره.(مثال های باحالی داره و در مورد جبر و اختیار هم صحبت میکنه)۲. فیلم سوشیال دایلاما: که خیلی توصیه میشه و با ادم هایی که توی این کمپانی ها بودن ولی به خاطر همین داستانا اومدن بیرون و چند تا روانشناس و فعال های این حوضه مصاحبه میکنن.(جملات طلایی داره که خیلی از چیزایی که گفتم رو شامل میشه)۳. سخنرانی های تان هریس توی  ted (اولی و دومی)۴. بحث کردن با بقیهیه ۲۰-۳۰ درصد هم تحلیل خودم بود?حرف آخر:۱. اگر با حرف های من و یا بخشی از اون مخالف هستید حتمممممااااااااااا بگید.۲. اگه دوست داشتید بگید که یه پست دیگه بزارم و در مورد نرم افزار های جایگزین حرف بزنیم.۳. حتما اگر موافق هستید این موضوع رو با بقیه در میون بذارید (مثلا این پست رو بفرستید یا منابع رو یا برداشت خودتون رو یا...)پایدار باشید.✋</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Wed, 10 Feb 2021 10:00:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا رپ گوش میدم</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%BE-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%85-eiuukawjoq7f</link>
                <description>سلام.امیدوارم حالتون خوب باشه.توی این مطلب تا جایی که تونستم سعی کردم تعصب روی این سبک رو کنار بزارم و واقعیت هایی که توی این سال ها دیدم و شنیدم رو با شمایی که شاید زیاد این سبک رو دوست نداشته باشید یا اشنایی نداشته باشید به اشتراک بزارم. من آدمی هستم که توی موزیک بیشتر توجهم به مفهوم پشت متنه و بازی با کلمات و آرایه های ادبی رو خیلی دوست دارم و صرفا فقط از ضرب اهنگ لذت نمیبرم. و سبک رپ سبک مورد علاقه ی منه و توی این پست میخوام با شما مورد برسی قرارش بدیم. و نظرم رو در مورد چند سوال رایج در مورد این سبک بدماگر نظری داشتید کامنت بزارید.اگر راهنمایی خواستید من اینجا هام.موضوعات رپ:یکی از ویژگی های مهم رپ اینه که موضوعاتش هیچ محدودتی نداره و شما در مورد همه چی میتونی رپ کنی. و فلسفه ی اصلیش اینه که تاریکی و روشنی هارو باهم ببینیم.خیلیا میگن رپ بد آموزی داره و آدما رو به مواد مخدر و خلاف و تبعیض جنسی و افسردگی تشویق میکنه.باید بگم آهنگ هایی داریم با این مفاهیم. ولی از اون سمت آهنگ هایی داریم که برعکس اینامثلا:آهنگ &quot;قاچ سمی&quot; از a2 (ضد مواد مخدر)آهنگ &quot;اهل نا اهلی&quot; از شایع (ضد مواد مخدر)آهنگ &quot;شوریده&quot; از تَهم (کنترل خشم)آهنگ &quot;به این چیزا نیست&quot; از اکتاو (تشویق جوانان به یادگیریه مهارت های زندگی)آهنگ &quot;صبر ۲&quot; از شایع و جاستینا (مظلومیت زنان)آهنگ &quot;قاضی منو دوست داشت&quot; از هیچکس (مظلومیت زنان)آهنگ &quot;جعبه جادویی&quot; از فدایی (ضد تلوزیون و رسانه های زرد و اسارت مردم)آهنگ &quot;سفارشی&quot; از یاس (ضد نگاه مادی به هنر و تولید موزیک های بی معنی)آهنگ &quot;خلافکارای اصلی&quot; از هیچکس (ضد سیستم سرمایه داری)آهنگ &quot;ساخت بشر&quot; از moer (نگاه سیاسی به کورونا)آهنگ &quot;امید هست&quot; از اکتاو (ایجاد امید در دوران کورونا)آهنگ &quot;ستاره مربع&quot; از اکتاو (اعتراض به وضعیت اسپانسر های تلویزیونی)آهنگ &quot;مسری&quot; از صفیر (مهاجرت و جنگ و سیاست)آهنگ &quot;زورو&quot; از جرشا (دورویی انسان ها در جامعه)آهنگ &quot;کلیله و دمنه&quot; از جرشا (وضعیت فعلی کشور)آهنگ &quot;حشمت&quot; از جرشا (اعتراض به افراد سود جو و خودخواه)آهنگ &quot;middle east&quot; از moer (فقر فرهنگی در کشور های جهان سوم)آهنگ &quot;حق&quot; از عرفان (مظلومیت هنر)آهنگ &quot;ترافیک جنسی&quot; از حسین (مظلومیت کارگران جنسی و فقر)البوم &quot;اشتباه خوب&quot; از بهرام (نگاه فلسفی به زندگی)...تا صب میشه ادامه مثال زدن رو ادامه دادپس سیاهی و سفیدی با همه. انتخاب هم با شماست که کدوم موضوعات رو دنبال کنید ولی بد نیست آدم همه نظرات رو بشنوه و خودش بیینه کجای کاره.اما نکته ی اخر در مورد موضوعات هم اینه که تبلیغات منفی ضد این سبک خیلی زیاده و کسانی که دوست ندارن این سبک ازاد و مفهومی وجود داشته باشه مثال های برعکس من رو میارن و این سبک رو بد جلوه میدن.خلاصه که تا دلتون بخواد تو این سبک اهنگ مزخرف داریم ولی از سمت دیگه همین قدر اهنگ های مفهومی و دغدغه مند داریم و یکی از دلایلی که ادم ها از این سبک خوششون نمیاد اینه که از جای درستی وارد نمیشن و فکر میکنن این سبک همش شبیه اون چنتا اهنگی هست که گوش دادن.اگر میخواید بهتون اهنگ معرفی کنم از این راه ها میتونید با من در تماس باشید.دایره ی لغات و اصطلاحات:انتخاب کلمات هم مثل موضوعات توی رپ محدودیت نداره و همه جور کلمات استفاده میشه که حق مطلب دقیق بیان بشه ولی خیلی از رپر ها هم هستن که مراعات میکنن و ترجیح میدن که موزیکی تولید کنن که توی هر جمعی بشه گوش داد و اینجوری تاثیر بیشتری تو جامعه بزارن.ولی در نهایت هم تمام کلمات خوب و بد جزو فرهنگ ما هستن و اگر آیندگان موزیک های رپ الان رو گوش بدن بهتر میفهمن که ادما توی این دوره چطور توی کوچه خیابون حرف میزدن  و از چه کلمات و اصطلاحاتی استفاده میکردن. و جالبه بدونید که خیلی از کلمات و اصطلاحاتی که توی جامعه میشنویم از رپ به وجود اومده. و بده بستون این مجموعه کلمات و اصطلاحات با مجموعه کلمات و اصطلاحات مردم در جامعه (مخصوصا جوانان) کاملا قابل مشاهده است.شعر نکته جالب اینجاست که در موسیقی رپ معمولاً خواننده ها شعر هاشون رو خودشون مینویسن و این باعث میشه که هر کسی سبک و امضای خودش رو توی چیدن کلمات داشته باشه که این خیلی جذابه و اینکه شما با خودت میگی این جملاتی که میشنوی از مغز همین صاحب صدا بیرون اومده خوش حس خوبی میده.و در نهایت خیلیا میگن رپ قافیه و قالب نداره که باید بگم یه مفهوم به اسم فلو(flow) داره که ینی &quot;جریان بیان کلمات&quot; که به شدت انعطاف پذیره و جای مانور داره و هر کس میتونه سبک خودش رو داشته باشه و در کل بیشتر تمرکز روی هم وزن بودن کلمات و جملات هست.خلاصه که الکی ام نیست ولی به اندازه ی شعر های کلاسیک فارسی هم ساختار نداره.و باز هم در تبلیغات های منفی که ضد این سبک هست از فلو های خیلی ضعیفی استفاده میکنن که ارزش ادبی این سبک رو پایین بیارن.کل کل و بی احترامی رپر ها به هم دیگهوقتی میگن «هر بار این درو محکم نبند و نرو»شما هیچ چی نمیتونی بگی چون همه قبول داریم که در رو نباید محکم بست? و تازه اگر هم با این نظر مخالف باشم شعر رو یکی دیگه میگه اهنگ رو یکی دیگه میخونه من الان به کی باید اعتراض کنم؟برعکس توی رپ با توجه به مفهومی بودنش و اینکه هر کس نظرش رو آزادانه میگه و شعر رو خود خواننده مینویسه خیلی اختلاف نظر پیش میاد و ارتیست ها تو آهنگ هاشون هم دیگه رو نقد میکنن و از هم ایراد میگیرن که خود این کار باعث پیشرفت میشه.اما خیلی مواقع هم بحث از اختلاف نظر میگزره کل کل های شخصی اتفاق میوفته که اتفاقا خیلی طرفدار داره و جذابه دقیقا مثل رجزخوانی که ما توی ادبیات کهن داریم و از خوندنش لذت میبریم.گر از گرز من باد یابد سرت / بگرید به درد جگر مادرت-فردوسی، شاهنامهو ما از خوندن شعر بالا لذت میبریم ولی بعضیامون وقتی این رو گوش میدندست خالی نیای طرف ما چون.پیرن سفیدت میشه پرچم ژاپن.میگن خوب نیست.قصد مقایسه ندارم و قطعا شاهنامه یکی از زیبا ترین بخش های ادبیات کشور ماست و خودم از خودنش لذت میبرم ولی فکر میکنم کسی که مثال پایینی رو دوست نداره نسبت به رپ جبهه داره و دچار تعصبه.و در نهایت باید اعتراف کنم که بعضی موقع ها این کل کل ها بسیار بچه گانه میشه و فاز تجاری و با هدف جلب توجه اتفاق میوفته.حرف اخراین بود نظر من در مورد این سبکتا جایی که تونستم سعی کردم تعصب روی این سبک رو کنار بزارم و واقعیت هایی که توی این سال ها دیدم رو با شمایی که شاید زیاد این سبک رو دوست نداشته باشید یا اشنایی نداشته باشید به اشتراک بزارم.مرسی که تا اینجا مطلب من رو خوندید.اگر نظری انتقادی پیشنهایی چیزی هست کامنت برای همین اختراع شده.و  در نهایت یه مطلب دیگه هم تو ویرگول نوشتم در مورد رپر مورد علاقه ی خودم که اگر دوست داشتید میتونید از اینجا بخونید.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 17:18:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش و تمرین ارتباط با سرور</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B1-hpnswvwzlw7d</link>
                <description>مهم نیست شما دارید برنامه نویسی وب یاد میگیرید یا اندروید یا ios یا هر چیز دیگه ای.به هر حال لازمه که بتونید به یه سرور اطلاعات بفرستید و بگیرید. و یکی از پروتوکل های پر استفاده برای این کار http است و من هم در ویدیو ی زیر توضیح دادم که چطور میشه ازش استفاده کرد. و در نهایت یه وبسایت معرفی میکنم که در واقع یه شبکه ی اجتماعی هست که با هدف تمرین اتصال به سرور ایجاد شده و شما میتونید با نوشتن یه برنامه ی کلاینت این کار رو تمرین کنید. https://www.aparat.com/v/6cbCw و در مورد وبسایتی که برای تمرین هست باید بگم از لینک زیر قابل دسترسیه? و تمام توضیحات هم همونجا هستhttps://ssn-ssnadmin.fandogh.cloud/سوالی؟پیشنهادی؟انتقادی؟با من از اینجا میتونید در تماس باشید. </description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 19:27:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضبط پادکست تو خونه</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%D8%B6%D8%A8%D8%B7-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%88-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87-ps55xfjz1awk</link>
                <description>سلام. خوبید؟چند وقته با چنتا از دوستام دارم روی یه مجله اینترنتی کار میکنیم که پادکستم داره. و سر ضبطش به چالش های زیادی خوردم که گفتم تجربیاتم رو با شما به اشتراک بزارم.گوشی کسی رو که بهترین میکروفون رو داره رو ازش قرض بگیرید. بعضی هنسفری ها هم خوبن.۲. نرم افزار HI-Q رو دانلود کنید.۳. با فرمت .wav ضبط کنید و gain رو روی +3 بزارید و مونو بگیرید(استریو نگیرید) (اینارو اون دوست تنظیم کنندمون گفت)۴. ساکت ترین وقت خونه رو پیدا کنید.۵. فن حموم دسشویی رو خاموش کنید و لپتاپ هم فن داره اونم خاموش کنید و پنجره ها رو ببندید (فکر میکنم کشیدن شارژ ها و اداپتور ها از برق هم تاثیر داشته باشه چون من همینطوری صداشونو میشنوم).۶. یه صندلی بی سر و صدا پیدا کنید.(بهتره رو صندلی بشینید جلوی میز چون اگه رو زمین بشینید زاویه سرتون سمت پایین میشه و آب دهنتون باعث بد شدن صدا میشه.)۷. پتو بندازید رو سرتون (بعضیا میگن تاثییر داره بعضیا میکن نه)۸. موبایل رو بزارید رو میز و دستتون رو از روی میز بردارید (چون با زیاد و کم شدن وزن روی میز چوب های میز که کنار هم حرکت میکنن یه صدای تق تقی میدن)۹. زاویه سرتون رو جوری بگیرید که با گفتن حرف هایی مثل پ و ت صدای فوت نیاد تو میکروفون (زاویه های مختلف رو تست کنید)(یه بنده خدایی هم بود میگفت جوراب بکشید رو گوشی)۱۰. زاویه سرتون رو ثابت نگه دارید و سرتون رو برنگردونید و فاصله رو هم ثابت نگه دارید که حجم صدا یکنواخت باشه.(اگه جایی لازم بود صداتونو ببرید بالا به همون نسبت سرتون رو بیارید عقب که شنونده کر نشه)۱۱. با صدای بلند صحبت کنید چون بعدا با توجه به اینکه صدای شما خیلی بلند تر از نویز هست ابزار های نویز گیر صدای شمارو بهتر میتونن تفکیک کنن از نویز (نویز به اون صدایی میگم که وقتی هیچی نمیگید میاد )۱۲. خیلی هم بلند صحبت نکنید (تو محدوده ی قرمز و ترجیحا زرد نرید).۱۳. اگه صدای اب دهنتون میاد (مثل صدای شکلات جرقه ای مانند) قبل گفتن هر بخش آب بخورید و دهانتون رو خیس نگه دارید.(آب  در دمای نرمال. نه گرم و نه سرد)۱۴. صداتون رو صاف کنید و شرو کنید.۱۵. بی حرکت بمونید (هر حرکت یه  صداس با توجه به اینکه پتو هم رو سرتون هست) گوشیتون رو هم تایم خاموش شدن صفحش رو زیاد کنید چون به هیچ وجه نباید دست بزنید بهش۱۶. پادکستتون رو به منم معرفی کنید.?۱۷. اگه نکته ی دیگه ای هم بود به من بگید که اضافه کنم به لیست.البته که اینا☝️ فقط مربوط میشن به کیفیت صدا.intern++مجله اینترنتیمون هم که گفتم , در واقع یه پادکست برای کساییه که میخوان برنامه نویس بشن. نقشه راه و این حرفا. ینی میخواد بیشتر کسی که برنامه نویس نیست رو بندازه تو مسیر برنامه نویس شدن که خودش بتونه دیگه بره هر چیزیو یاد بگیره (فاز مثلا ماهیگیری یاد دادنه بیشتر).فعلا به صورت پادکست داریم پیش میریم و متن پادکست هامون رو هم تو ویرگول به اشتراک میزاریم.بعدا شاید زدیم تو کار ویديو کست ولی هنوز معلوم نیست.بعدا تر شاید اموزش چیزای تخصصی تر هم گذاشتیم ولی هنوز معلوم نیست.اسمش اینترن پلاس پلاسه ولی هنوز معلوم هست.خلاصه که اگه دوست داشتید مارو دنبال کنید و مارو به کسایی که فکر میکنید ممکنه به دردشون بخوریم معرفی کنید.وبسایتمونویرگولمونپایدار باشید.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Fri, 01 May 2020 12:39:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند درصد باید مطمئن باشیم که یه تست رو تو کنکور بزنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D9%85%D8%A6%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D9%88-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-aplrlukkqzsk</link>
                <description>سلامی دوباره. چطورید؟یادمه چند سال پیش که کنکوری بودم سر کلاس زبان نشسته بودیم و جواب تست هایی که جمعه ها میدادیم اومده بود و معلم زبانه هم قاطی کرده بود که چرا انقد غلط هاتون زیاده و این نمره منفی هایی که این غلطا دارن فلان قدر شما رو عقب میندازه و فلانو این حرفا. و یه جمله ای گفت که منو به فکر فرو برد. گفت:شما وقتی باید یه گزینه رو بزنید که ۹۰ درصد مطمئن باشید درستهمن: ?از کجا اورد این عدد رو؟مطمعن بودم که ۹۰ درصد جواب درستی برای این مسله نیست. و بقیه استادا هم هر کی یه عددی میگفت ۷۰ و ۸۰ و ۱۰۰? و...نکته ی اصلی این بود که ما یسری سوال هارو مطمعن نیستیم و وقتی اونا رو میزنیم و غلط در میان نمره منفی میدن ولی از طرف دیگه یسری سوال های دیگه هم هستن که ما مطمعن نیستیم و میزنیم و درست در میان و اگه قرار باشه که اونایی که مطمئن نیستیم رو نزنیم امتیاز اونا رو هم از دست میدیم.اون موقع ها من دنبال عدد بودم. آقا بالاخره چند درصد؟من عدد میخوااام.و از اون جایی که حل کردن این تیپ مسائل از خود درس خوندن برام جالب تر بود رفتم دنبالش  و حالا میخوام با شما به اشتراک بزارمش.روش اول (روش علمی)(اگه روش علمی رو دوست ندارید برید روش تجربی رو بخونید)ببینید ما توی احتمالات یه بحثی داریم به اسم امید ریاضی یا انتظار ریاضی یا مقدار چشم داشتی یا هر چی که شما دوست دارید صداش کنید. که میتونید تو ویکیپدیا در موردش بخونید.خلاصش اینکه میگه وقتی میخوای ببینید یه کاری به نعفتونه که انجام بدید یا نه:بیاید شانس سود رو در خود سود ضرب کنید و بعد شانس ضرر رو در خود ضرر ضرب کنید و در نهایت مقایسه کنیدتا اینجا درست؟میخواید یه مثال بزنم؟مثلا شما تو یه بازی شانسی شرکت کردید و احتمال برد شما 0.2 است پس احتمال اینکه ببازید میشه 0.8.از اونور اگه ببرید به شما ۱۰۰ تومان میدن. اگه ببازید، باید مبلغ ۱۰ تومان بدید.حالا شما بودی شرکت میکردی؟بیاید با امید ریاضی حلش کنیم.برد: ۰.۲ * ۱۰۰ = ۲۰
باخت: ۰.۸ * ۱۰ = ۸همون طور که میبینید برد ۱۲ واحد از باخت بیشتره و خوب چون یه عدد مثبت شد ینی شما به نعفتون هست که بازی کنید.حالا این عدد ۱۲ یه عدد کاملا انتزاعیه ینی شما هیچ وقت در عمل با یه بار بازی نمیتونید ۱۲ تومن ببرید.ولی این عدد داره به ما میگه که اگه به اندازه ی کافی بازی کنی به صورت میانگین  توی هر بازی ۱۲ تومن بردی.حالا از بحث قمار بیایم بیرون و برگردیم به کنکور?. هر چند که با دونستن این چیزا شما سمت شرط بندی و قمار نمیرید چون اون وبسایت هایی که برای شرط بندی و... هستن ضریب هاشون رو طوری تایین میکنن که اگه به اندازه کافی بازی کنید (یا ادما به اندازه کافی بیان تو سایت) در مجموع پول به دست میارن.بچه های خوبی باشید.?.خوب حالا بیاید پارامتر های کنکوری رو بریزیم توی فرمولمونتوی کنکور احتمال درست بودن یه گزینه بین چهار گزینه ۰.۲۵ هست و احتمال غلط بودن ۰.۷۵و امتیاز درست بودن هم سه برابر غلط بودنه (چون میگن هر سه تا غلط یه درست رو از بین میبره دیگه)پس امتیاز درست بودن رو +۳ میگیریم و امتیاز غلط بودن رو -۱.حله؟پس:سود : ۰.۲۵ * ۳ = ۰.۷۵
ضرر : ۰.۷۵ * ۱ = ۰.۷۵?و در این لحظه هست که متوجه میشید چرا هر سه غلط شما یه درست رو از بین میبره?جالب شد نه؟ پس:جواب کلی:پس اگه ۰.۲۶ یا همون ۲۶ درصد خودمون (یا بیشتر) احتمال میدید یه گزینه درسته انتظار ریاضی به شما میگه اون گزینه رو بزن. ولی من میگم نزن.چون اگه یادتون باشه گفتم باید این بازی شانسی به دفعات زیاد انجام بشه که سود شما قطعی تر بشه و شما تو کنکور به اندازه ی کافی سوال ندارید (یا حداقل سوالی که شک دارید انقد ندارید) و ممکنه ضرر بزنه. و فردا بیاید یقه منو بگیرید بگید این چه پستی بود گذاشتی مارو بدبخت کردی.و من هم میگم تقصیر ایشونه?Blaise Pascalروش دوم (روش تجربی)از اون جایی راه قبلی (علمی) زیاد راضیمون نمیکنه میریم تجربه کنیم ببینم چند چندیم.یه چیزی که تو کنکور خیلی پیش میاد اینه که شما بعضی مواقع به راحتی میتونی دوتا گزینه رو حذف کنی.(مثلا منظورم این سوالاس که دو تا جاخالی داره که شما یکیشو بلدی و خود به خود دوتا گزینه حدف میشه.)ینی سوال ما الان شد اینکه سوالی که دوتا گزینه رو حذف کردیم بین دوتا گزینه دیگه ۵۰ ۵۰ شانسی بزنیم یا رد شیم بریم سوال بعدی.کاری نداره که یه آزمایش طراحی میکنیم.هزار نفر آدمو میاریم جلوی هر کدوم ۴ تا سوال میزاریم و دو تا گزینه رو هم حذف میکنیم میگیم شانسی بزنید بعد میبینیم که چند تاشون مثبت میزنن چند تاشون منفی.از اون جایی که من برنامه نویسم میتونم با ۴ خط کد یه همچین چیزی رو شبیه سازی کنمlet rand = Math.random

let bacheha = 1000
let soala = 4
let winners = 0
let losers = 0
let winnersPointSum = 0
let losersPointSum = 0
for (let i = 0; i &lt; bacheha; i++) {
	let trues = 0
	let trues = 0
	let falses = 0
	for (let j = 0; j &lt;= soala; j++) {
		javab = Math.floor(rand() * 2)
		soal = Math.floor(rand() * 2)
		if (javab === soal) trues++
		else falses++
	}
	let result = (trues * 3) - falses
	if (result &gt; 0) {
		winners++
		winnersPointSum += result
	} else {
		losers++
		losersPointSum += result
	}
}
console.log(&amp;quotwinners: &amp;quot + winners)
console.log(&amp;quotlosers: &amp;quot + losers)
console.log(&amp;quotwinners avg point: &amp;quot + Math.floor(winnersPointSum / winners))
console.log(&amp;quotlosers avg point: &amp;quot + Math.floor(losersPointSum / losers))قرار بود چار خط کد باشه?اما نتیجه:winners: 824
losers: 176
winners avg point: 6
losers avg point: -2ینی بین ۱۰۰۰ نفر ۸۲۴ نفر مثبت زدن (چی از این بهتر)و نکته ی دیگه ای که هست اینه که اونایی که مثبت زدن میانگین امتیازشون شده ۶ و اونایی که منفی زدن میانگین امتیاز شون شده -۲ . ینی اونایی که مثبت زدن خیلی به نفعشون شده و اونایی که منفی زدن اونقدرا هم ضرر نکردن.حرف آخر:خلاصه که اقا جان وقتی بین دو گزینه موندید شانسی بزنید بره.اینارو هم سعی کردم کامل بگم که نگید از خودش در آورد. خودتون ببینید و تصمیم بگیرید که چی کار میخواید بکنید.پایدار باشید?</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Apr 2020 21:05:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امار فعالیت من در ویرگول در سال ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B8-tmknnq5plemi</link>
                <description> https://cdn.virgool.io/annual-report/1398/eqskx7akopnl-DgYl9.mp4 من در سال ۹۸ در ویرگول:پست های من در ویرگول ۳۰۹۴ بار دیده شدهدر مجموع پست های من ۵۲۸ هزار ثانیه خونده شدهو سرانه ی مطالعه ی دیجیتال کشور را هفت هزارم ثانیه افزایش دادماگه قرار بو همه اینا رو چاپ کنم بدم دست مردم ۹۳۰۵ برگه کاغذی مصرف میشد.در کل نوشتن خیلی حال میده.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Mar 2020 13:30:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدوم توزیع لینوکس رو استفاده میکنم و چرا</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/whichlinux-u8xrff4v8wek</link>
                <description>MX Linux + KDEهمان طور که میدانید لینوکس سیستم عامل قدرتمند و متن باز...شوخی کردم. یه درصد فکر کن من  اینجوری شرو کنم. من از اونام که شیرجه میزنه تو اصل مطلب.ویژگی های فردی من:از لینوکس برای برنامه نویسی و کار های روزانه استفاده میکنمطرفدار آزادی نرم افزارمپایداری رو به لبه تکنولوژی بودن ترجیح میدم.(پایداری رو به خیلی چیزا ترجیح میدم)ظاهر جذاب برام مهمهو من توزیع MX linux رو انتخاب کردم چون:با روش حذف گزینه پیش میریم:اوبونتو کاملا متن باز نیست و کلی پکیج اضافه داره. پس اینجوری تمام لینوکس های بر پایه اوبونتو حذف میشن (mint,elementry ,...)ارچ و لینوکس های لبه ی تکنولوژی دیگه هم چون لبه تکنولوژی ان حذف میشن.کالی و دوستاش هم که استقفرلاه.و اینجا به این نتیجه میرسیم که اصلا حذف گزینه روش مناسبی برای انتخاب لینوکس نیست (چون تعدادشون خیلی زیاده)  و جوری که کسی شک نکنه دم دست ترین گزینه رو انتخاب میکنیم. ینی دبیانخوب دبیان تا حد خوبی stable هست.با مدیریت بسته ش بلدم کار کنم (چون ابونتو داشتم)هر چی میخوای نصب کنی بسته دبیانش هم میتونی پیدا کنی.لوگوش خیلی قشنگه.آزاد تر از ubuntu و بچه هاشه.شاید خیلی توزیع های بهتری هم باشن ولی دبیان به اندازه کافی خوب به نظر میرسه.و از دسکتاپ KDE استفاده میکنم چون:ظاهر مدرنی داره.خیلی قابل شخصصی سازیه.منابع کم تری نسبت به گنوم مصرف میکنه (سریع تر و روان تره) پس اینجا قاعدتا انتظار میره که برم دبیان نصب کنم با دسکتاپ KDE. که خوب توزیع mx linux هم دقیقا همچین چیزیه به اضافه اینکه یسری ابزار هایی که بهشون میگه mx tools رو نصب داره که بعضیاش باحالن. و اینکه توزیع رو به رشدیه و داره طرفدار های خودشو پیدا میکنه واسه همین رفتم سمتش و بعد یه سال استفاده ازش دارم این پست رو مینویسم (البته یه سال پیش xfce بود دسکتاپم).لیست توزیع هایی که مزه کردم:Ubuntu ( gnome , unity )Kubuntu ( KDE )Lubuntu (LXDE)Kali (gnome)Mintحرف آخر:این بود انشای من. اگه حرفی زدم که ناراحت شدید برید رو خودتون کار کنید.(والا)تجربه هاتون از لینوکس هایی که مزه کردید رو بنویسید.پایدار باشید.?</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Mar 2020 19:34:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه پسورد منیجر متفاوت</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/hrypton-p1fkorlavn17</link>
                <description>سلاااااام.خوبید؟امروز روزیه که من password manager خودم رو که چند ماه گذشته روش کار کردم رو قراره رلیز کنم.اسمش هست hrypton و اینجا میشه پیداش کرد و البته اوپن سورس و رایگانه.چرا فکر کردم یه پسورد منیجر بنویسم؟در حقیقت من قبل این داستانا از یه پسورد ثابت برای همه ی اکانت های انلاینم استفاده میکردم که کار خیلی نا امنی هست و هکر ها و صاحبان وبسایت ها با هزار و یک روش موجود اگه یکی از پسورد های شما رو پیدا کنن عملا کل هویت انلاین شما رو میتونن بدزدن.و اگه بخوایم پسورد های متفاوت بزاریم هم نمیشه همه رو حفظ کنیم. پس میریم سراغ پسورد منیجر ها.اما چرا پسورد منیجر های موجود رو دوست ندارم. پسورد منیجر های افلاین یه مشکل بزرگ دارن و اونم اینه که اگر بلایی سر دیواس شما بیاد (مثلا موبایل شما بیوفته تو جوب?) تمام پسورد هاتون رو از دست میدید. اما پسورد منیجر های انلاین ( ابری ) هم زیاد قابل اطمینان نیستن چون حتی اگه در برار هکر ها خوب محافظت بشن باز خطر پاک شدن تحریم شدن و... رو دارن و علاوه بر باری که رو شبکه میزان گاها پولی هم هستن(یا ممکنه در اینده بشن).خوب با این مشکلاتی که پسورد منیجر ها داشتن من دستو دلم به استفاده ازشون نمیرفت.پس هریپتون رو نوشتم.ایده ی اصلی:هریپتون یه پسورد منیجر متفاوت و امنه که پسورد هارو ذخیره نمیکنه ولی هر جا و هر لحظه که بخواید اونا رو در اختیار شما میزاره. (وقتی ذخیره نشه هیچ کس نمیتونه اونا رو بدزده یا از بین ببره?)پس چجوری کار میکنه؟?در  واقع یه فرمول داره که با چند تا ورودی برای شما پسورد رو میسازه.  بنابراین نیازی نیست که پسورد رو ذخیره کنید چون هر موقع و هر جای دیگه با  هر دستگاه دیگه ای میتونید با همون ورودی ها اون پسورد رو بسازید.و ورودی ها اینان:master password (تنها چیزی که باید حفظ کنید و فقط یدونه برای همه ی پسورد ها)         مثلا:          Tesl@ModelX192url (ادرس سایتی که توش اکانت دارید و براش پسورد میخواید )         مثلا:         instagram.comusername (نام کاربری اکانتی که برای پسورد میخواید)        مثلا:         ali77ghکمی فنی تر:الگوریتمش هم بر پایه ی sha-256 هست ولی ۵۰۰۰۰ بار کند تر که ینی بازگشت ناپذیره(یا بهتره بگیم بازگشت خیلی سخت پذیره?).و پسورد های ساخته شده هم سخت (hard to guess) هستن (طول زیاد و پویا و ترکیبی از حروف بزرگ وکوچک و اعداد و کارکتر های خاص) و که این کار رو برای هکر ها سخت تر میکنه.نسخه ی اندرویدش رو همین الان از وبسایت هم میتونید دانلود کنید.نسخه ی وب ش هم آماده است.اکستنشن کروم هم آمادس.اما نسخه ی ios نیاز به کمک یکی داره. (کلا چار خط کده) اگر برنامه نویس ios و علاقه مند به نرم افزار ازاد هستید به من ایمیل بزنید. اگرم میشناسید معرفی کنید.alighahremani1377@gmail.comپایدار باشید.?</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Feb 2020 17:31:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول نامه نویسی برای استاد</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-g3jjvfdqkqja</link>
                <description>مقدمه:سلام. چطورید؟امروز میخوام در مورد نامه نوشتن برای استاد حرف بزنم. این نوع نامه ها معمولا در برگه امتحانی نوشته میشوند و هدف ان تاثییر روانی روی استاد برای افزایش نمره میباشد.هممون میدونیم که سیستم اموزشی کل دنیا دچار ضعف های جدی هست و امیدوارم روزی رو ببینم که انسان ها از درس خودن لذت ببرن و نیاز به این چیزا نباشه.اما چرا من باید در مورد این بنویسم؟ چون حمل بر خودستایی نباشه تجربه نشون داده من قلمم خوبه و تقریبا هر جنبنده ای رو نرم میکنه و نامه های سوزناک من سنگ دل ترین اساتید دانشگاهمون رو تحت تاثیر قرار داده.(اره ما یه همچین ادمایی هستیم)?اصول اخلاقی:بیاید به هم قول بدیم که۱.  دروغ ممنوع نامه نوشتن نباید باعث ترویج دروغ توی جامعه بشه چون دروغ اعتماد رو نابود میکنه و این به نفع هیچ کس نیست.۲. نامه برای درس های تخصصی ممنوعچون این باعث بی اعتبار کردن مدرک تحصیلی میشه که اصلا به نفع هیچ کس نیست. مثلا تو رشته ی ما (نرم افزار) اگه یکی همه ی درس های تخصصی رو با نامه پاس کنه فردا تو بازار کار به مشکل میخوره و بقیه رو هم به مشکل میندازه.۳. وقتی میدونید پاس میشید ننویسید فقط وقتی که میدونید که میوفتید بنویسید. چون اینجوری همه میخوان نامه بنویسن و نامه تاثییرش کم میشه و ممکنه باعث افتادن بقیه بشید. (حالا مثلا ۱۵ تو میخوای ۱۷ کنی که کجای دنیا رو باهاش بگیری)اصول فنی:۱ . استاد شناسی:مهم ترین بخش نامه نوشتن استاد شناسیه که سعی میکنم با یه مثال توضیح بدم. مثلا برای استادی  که اصرار داره که بچه های دانشجو باید کار کنن شما میتونید بنویسید که من کار میکنم و وقت نکردم درس بخونم (تاکید میکنم که دروغ نگید). ینی میخوام بگم با توجه به شناختی که از استاد سر کلاس (اگه رفته باشید البته?) پیدا کردید میتونید نامه ی هوشمندانه تری بنویسید.۲. غلط املایی و خط خوردگی:اصطاد با دیدن قلت املایی با خودش میگه این دانشجو بیسواده و بار منفی نامه رو بسیار زیاد میکنه. راه حلش هم اینه که کلماتی که املاشون رو مطمعن نیستید استفاده نکنید. در مورد خط خوردگی هم باید اول فکر کنید که چی میخواید بنویسید بعد شرو کنید به نوشتن.۳. ادبیات :ادبیات هم خیلی مهمه حتی اگه با استاد صمیمی هستید هرگز نامه رو با لحن صمیمانه ننویسید. چاپلوسی هم نکنید چون تاثییر عکس میزاره. معمولا استادا خوششون نمیاد از چاپلوسی. سعی کنید خیلی محترمانه با کلمات عادی فقط دلیل خودتون رو بگید و تعادل رو رعایت کنید.۴. کوتاه ولی تاثییر گذار:استادا نامه های بلند رو اصلا شروع به خوندن نمیکنن. خودتون رو جای استاد بزارید و قدری بنویسید که اگه استاد بودید میخوندید.ماکزیمم ۲۰ تا ۳۰ کلمه کافیه و میتونه تاثیر خودشو بزارهجملاتی مثل من ترم ۱۰ ام . شیش بار این درسو برداشتم. مشروط میشم و... هم تاثییرگذارن (باز تاکید میکنم که دروغ ننویسید) نکته: تو خیلی دانشگاه ها دو رقم اول شماره دانشجویی ورودی شما رو مشخص میکنه و میتونید به اون اشاره کنید.۵. جملاتی که حس خوب میدن: چنتا هم کلمه کلیدی میگم اینارو هم بگنجونید و باهاشون حس خوب به استاد بدید که برگه شما و نفرات بعدی رو بهتر صحیح کنه: خسته نباشید (بنده خدارو هزار تا برگه ریختن جلوش و وقتی نامه رو میخونه احتمالا خسته اس)زحمات طول ترم (الان که داره برگه شما رو صحیح میکنه داره به این فکر میکنه که چرا بچه ها قدر زحمات منو نمیدونن و شما با جمله هایی شبیه به این خوشحالش کنید در اون لحظه)استفاده از ایموجی هم میتونه حس بهتر رو ایجاد کنه? ولی از گذاشتن ایموجی های ناراحت خوداری کنید چون برعکس عمل میکنهفارق از نمره اینا ? رو بنویسید و حال استاد رو خوب کنید. (یکم به دنیا عشق بورزید) این کارتون باعث میشه استاد برگه بقیه رو هم بهتر صحیح کنه.۶. جملات شکایت امیز ننویسیدمثلا این که چقدر بد درس دادی یا چقدر سخت امتحان گرفتی یا اینکه دقیقا از اون جایی که من نخوندم سوال دادی. این جمله ها هر چقدر هم محترمانه نوشته بشن و یا حتی اشاره ی غیر مستقیم بشه بهشون تاثییر خیلی منفی میزارن۷. کجا و چطور بنویسیم:معمولا اخر مینویسن نامه رو و سعی کنید یه جوری بنویسید که با جواب سوال ها قاطی نشه. مثلا جواب همه سوال ها راست چین نوشته شده نامه رو وسط چین بنویسید. خوش خط هم بنویسید که تمایل خوندن استاد رو بیشتر کنه.حرف اخر:امیدوارم که تونسته باشم چیزی بهتون اضافه کرده باشم.این نکته هایی بود که به ذهن من رسید و تو این سال ها کم کم با تجربه و ازمایش جمع اوری شده بود.اگه نکته ای هست اضافه کنید و از تجربیات خودتون بگید.امیدوارم روزی رو ببینم که انسان ها از درس خودن لذت ببرن و نیاز به این چیزا نباشه.پایدار باشید?</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 12:30:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آپاندیس، مسئله ی مرگ و زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@ali77gh/%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-pznoitqbmfci</link>
                <description>این من نیستماااااسلام.خوب هستین؟امروز میخوام در مورد آپاندیس صحبت کنم. بهتون توصیه میکنم که تا آخر بخونید که بلایی که سر من اومد سر شما نیاد.خوب آپاندیس یه عضویه که تَه روده قرار داره و کار خاصی نمیکنه. و توی بعضی از ادما اود میکنه و میترکه و ترکیدنش خطر مرگ داره.واسه  همین وقتی که اود میکنه (درد شدید و استفراغ) و دکتر تشخیص میده که  آپاندیسه , سریع میفرستن اتاق عمل که قبل از ترکیدن درش بیارن بیرون.عملش  هم عمل اسونی هست(دو سه تا سوراخ میزنن تو شکمتون و اپاندیسو میکشن بیرون و  تَه روده رو بخیه میکنن) و زیاد شما رو از کارو زندگی نمیندازه.شما : خوب که چی؟?دوباره من:اما  نکته ی خیلی مهم اینجاست که اگه دکتری که رفتید پیشش نتونه تشخیص بده که  اپاندیسه. اپاندیس شما بعد مدتی میترکه (اتفاقی که برای من افتاد?)و شما  ممکنه که دور از جون فوت کنی (اتفاقی که طبیعتا بره من نیفتاده?)نکته  ی دیگه اینه که وقتی میترکه (درصورت فوت نکردن) جدا از درد وحشتناکی که  داره(قیافم شبیه به تصویر بالا شده بود) عملش هم سخته و شما رو از کارو زندگی میندازه. چون چرک پخش شده تو  محیط شکم ?. و مجبورن شکم رو باز کنن و داخل رو شست‌وشو بدن?مثلا شکم منو ۱۰ سانت اینطورا باز کردن که بیشتر از دو ماه طول کشید زخمم بسته شه و یه ماه اول به زور راه میرفتم.خلاصه سرتونو درد نیارم. اگه درد از ناحیه شکم داشتید و رفتید دکتر ولی دکتر آپاندیستون رو معاینه نکرد بهش بگید معاینه کنه.معاینش هم اینطوریه که دراز میکشید بعد دست رو میزاره رو شکم فشار میده و بر میداره و میپرسه درد داشت یه نه.اگه اینکارو نکرد حتماً بهش بگید.اگر هم دکتر هستی و داری این مطلب رو میخونی دقت کن عزیز من.حرف آخر:ایشالا که این اتفاق واسه هیچ کس نیوفته ولی گفتم شاید با نوشتن تجربه ی شخصیم  و اطلاع رسانی بتونم کمکی کرده باشم به بقیه.خلاصه من نمردم و قرار بر این شد که چند روز بیشتر نفس بکشم.امیدوارم زنده موندنم بتونه بقیه رو خوشحال کنه. در اخر خدایا این پرانتز رو از ما نگیر.پایدار باشید??.</description>
                <category>علی قهرمانی</category>
                <author>علی قهرمانی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Dec 2019 18:05:35 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>