<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی عباسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ali_abbasi</link>
        <description>دنبال کننده مسائل اجتماعی و حوزه توسعه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:47:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2570769/avatar/0f34yv.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی عباسی</title>
            <link>https://virgool.io/@ali_abbasi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خود اشتغالی و کسب و کار اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_abbasi/%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-wxtd6ud9hu6m</link>
                <description>این موضوع که «خویش‌فرمایی» یک فضیلت اخلاقی است یا امتیاز فردی و اجتماعی همواره مورد توجه کنشگران و عموم مردم بوده است. اما آنچه که به این مسئله همواره گره خورده ، موضوع مقیاس است ، ادبیاتی که در دنیای کسب و کار و  اقتصاد به «صرفه‌ی مقیاس» مشهور است . منظور اینست که هر چه بیشتر به دنبال خویش فرمایی باشیم یعنی به کسب و کار های بزرگ مقیاس نه گفته ایم؛ جایی که ادعا میشود بهره وری بیشتری به خاطر تجمیع منابع دارد . اگر چه خود این بحث (صرفه مقیاس) محل تامل است و مخالفانی هم دارد اما در پارادایم کسب و کار مدنی/اجتماعی که سود اجتماعی و بهبود وضعیت جامعه اولویت پیدا میکند و ما صرفا به دنبال سود مالی حد اکثری نیستیم ، این صرفه مقیاس، کمی قابل چشم پوشی است .شاید به همین دلیل است که از میان راه های خود اشتغالی مثل کسب و کار های خانگی و خرد (SMEها) یا نمایندگی‌ها و کسب و کارهای انلاین ، کسب و کارهای اجتماعی بیشتر مورد تاکید قرار میگیرد . اما هر گونه کسب و کاری ولو اجتماعی از نوع کارآفرینی نیست ، کسب و کار های مدنی (محبت محور) میتوانند از الگو های دیگر هم پیروی کنند ولی کارآفرینی از هر نوعی ، درخودش نوآوری و نوآفرینی همراه دارد . اصلا مشهور است که این مفهوم کارآفرینی با تخریب خلاق (توسط شومپیتر) همراه شد. که البته در این زمینه مطالب فراوان موجود است . پس یک تفاوت کارآفرینی اجتماعی و کسب و کار اجتماعی همین نوآوری است.چه چیزهایی خویش فرما بودن را جذاب میکند؟1- اگر اجتماعی باشد و در پی مصالح جامعه ، احساس مفید بودن و نشاط برای فرد دارد و بهبود را برای جامعه.2- اگر خانوادگی باشد ، میتواند موجب تقویت روابط شود ، هر چند ظرافت‌هایی دارد .3- اگر با دوستان باشد و یک تیم پای‌کار آن باشند ، بدون سرمایه و به اصطلاح بوت استرپ آغاز میشود.4- و در هرصورتی چون اختیارات بیشتری در خودش دارد ، آدم ها را رشد میدهد و آنها را در مسیر یادگیری میگذارد.مطالعه به معنای عام یعنی جستن تجربیات ، پژوهش در منابع ، دقت نظر در مشاهدات عینی و … آنچیزی است که این مسیر یادگیری را پوشش میدهد. حتما «خویش‌فرما»های موفق کارآفرین در پی مشاهده هر پدیده‌ای به دنبال مسئله و از پی آن راه حل های جدید را میکاوند. تاریخ آن پدیده ها محل توجه ایشان است و به قول شومپیتر «شخصی که مه تسلط کافی بر حقایق تاریخی نداشته باشد … نمیتواند به درم پدیده های اقتصادی در هر عصری امیدوار باشد»امروزه نهادهای حامی خویش‌فرمایی و کسب و کار های کوچک مقیاس بسیارند ، از خود استارتاپ ها گرفته تا شتابدهنده‌ها ، مراکز سرمایه گذاری خطر پذیر و انواع روش های سرمایه پذیری و دانش های پشتیبان آن که با یک جست و جور پیرامون تامین مالی میتوان از آنها آگاهی پیدا کرد بلکه درسترسی داشت . پی نوشت : اخیرا در رویکرد های نسبتا نو ، اندازه بنگاه چندان اصلاتی ندارد و ایده کوچک زیباست تقریبا منسوخ شده است ، رویکرد های بدیل میگویند ، هیچ مانع ذاتی نمیتواند از کارایی اثتصادی و نوآوری فناروانه و موفقیت تجاری شبکه هایی از بنگاه های کوچک جلوگیری کند و… (نگاه کنید به Lamaroeaux 1985 , Roy 1997) </description>
                <category>علی عباسی</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Aug 2025 20:20:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترابط و مسئله‌مندی پیچیده؛ تأملی در ظرفیت شبکه‌های انسانی میان‌رشته‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_abbasi/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-pzrez42oitvq</link>
                <description>به‌مناسبت سومین دورهمی اصحاب وفاپنج سالی از آغاز به‌کار دبیرخانه میقات میگذرد ؛ تلاشی که در ادامه‌ی سنت پیونددهی میان دانش‌آموختگان اتحادیه، کوشیده شبکه‌ای انسانی را در جریان نگه دارد که ریشه‌اش نه صرفاً در ارتباطات تشکیلاتی، بلکه در پیوندهای عمیق‌تر فکری و معرفتی است ، تلاشی که شاید به قدمت خود تشکل ؛ عمر دارد.این سال‌ها، بیش از آن‌که صرف برگزاری مراسم یا عملیات های مقطعی شود ، کمک کرد تا در پی فهم یک سؤال محوری باشیم : چگونه می‌توان ظرفیت‌های این حلقه انسانی را به مسیری برای کنش مشترک تبدیل کرد؟ چگونه می‌توان از گرمای روابط، بستری ساخت برای زایش معنا، خلاقیت، و حتی پاسخ‌گویی به مسائل بزرگ‌ ؟آن‌چه پیش روی ماست، منظومه‌ای از مسائلی‌ست که دیگر نه ساده‌اند و نه تک‌لایه. هر گره، به گرهی دیگر بند است؛ از مدرسه و مسجد گرفته تا رسانه و اقتصاد. در برابر این ساختار درهم‌تنیده، راهی جز شکل‌دادن به بافتی زنده، پویا و هم‌افزا از شبکه‌های انسانی وجود ندارد.این تجربه ما را به نتایجی مهم رساند: رابطه، تنها زمانی زنده می‌ماند که بتواند خودش را بازتولید کند؛ نه فقط در سطح آشنایی و دوستی، بلکه در لایه‌های تخصص، همکاری و معنا. از همین‌جاست که ایده‌ی ترابط شکل گرفت: طرحی برای پیوندزدن میان لایه‌های متنوع این شبکه—از اعتماد رفاقتی تا گفت‌وگوی حرفه‌ای.تجربه‌ی سال‌های اخیر به ما آموخت که ارزش این شبکه صرفاً در حفظ ارتباط نیست، بلکه در توانایی آن برای مواجهه با مسئله‌های پیچیده و میان‌رشته‌ای کشور نهفته است. مسئله‌هایی که از نوع «wicked problems»‌اند؛ مسائلی که تعریف مشخص، راه‌حل نهایی و چارچوب تک‌رشته‌ای ندارند . چنین مسائلی – از عدالت آموزشی گرفته تا بازسازی اعتماد اجتماعی – در گره‌خوردگی لایه‌های متعددی از دانش، تجربه و ساختارهای نهادی پنهان‌اند و راه‌حل آن‌ها نه در تخصص فردی، بلکه در ظرفیت شبکه‌های انسانی درهم‌تنیده شکل می‌گیرد.ترابط، تنها یک ابزار جمع‌آوری اطلاعات نیست. ما به‌جای انباشت داده، به دنبال ساختن سازوکاری بودیم برای توثیق ارتباط‌ها؛ یعنی اعتباربخشی به پیوندها، نه از بیرون، بلکه از دل تجربه‌ها، شناخت‌ها و توصیه‌هایی که میان اعضا جاری‌ست.خدمتی که نام آنرا «ترابط» گزاشتیم ، امکانی فراهم میکند که افراد نه فقط براساس آن‌چه در رزومه‌شان نوشته‌اند، بلکه به پشتوانه‌ی رابطه‌های انسانی معنادار، به یکدیگر معرفی شوند، با هم همکاری کنند، و پروژه‌های مشترک بسازند.شاید گام‌های ما هنوز ابتدایی باشد؛ اما افق روشن است: رسیدن به الگویی زنده و انسانی از مواجهه با مسئله‌های پیچیده‌ی امروز؛ الگویی که به‌جای ساختن یک نهاد تازه، به هم‌تنیدن نیروهای پراکنده و امیدهای شخصی در قالب یک منظومه‌ی زنده فکر می‌کند.اگر روزی حفظ رابطه دغدغه‌ی ما بود، امروز ساختن ظرفی برای زایش رابطه‌های تازه‌تر و پرکارکردتر، وظیفه‌ی ماست. و این‌جا همان‌جاست که ترابط، معنا پیدا می‌کند.دومین نشست اصحاب وفا - آدینه  پی‌نوشت : ضمن عرض تشکر از علی آقای اکبر که ایده چنین کاری از برنامه های افطاری ترابط ایشون بود 🌱</description>
                <category>علی عباسی</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Jun 2025 12:43:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیرامون مسیر شغلی تحصیلی</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_abbasi/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-rrbwhqnam6px</link>
                <description>به‌طور معمول، پیش می‌آید که درباره‌ی مسیر شغلی و تحصیلی، مستقیم یا غیرمستقیم بحث و مشورت کنیم. تا به امروز، بارها—و شاید حتی بیش از حد—بر چند نکته تأکید کرده‌ام و هر بار که پیش می‌روم، بیش از پیش درستی این اشارات برایم روشن‌تر می‌شود.انتخاب‌هایی که هرگز پایان نمی‌یابندانسان پیوسته در مقام انتخاب‌هایی قرار دارد که به نحوی به مسیر شغلی‌اش مرتبط‌اند. بدیهی‌ترین آن، تصمیم برای ادامه دادن در مسیر فعلی یا خروج از آن است—تصمیمی که، کم و بیش، همگان با آن مواجه بوده‌ایم. اما فراتر از این، موقعیت‌هایی نظیر پذیرش یا رد پیشنهادهای کاری نیز لحظات دیگری از انتخاب‌اند که ناگزیر با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم. بنابراین، این تلقی که صرفاً بزنگاه‌هایی همچون کنکور، انتخاب رشته یا اولین شغل، لحظات تعیین‌کننده‌ی مسیر شغلی‌اند، نادرست است، خصوصاً در دنیای امروز که تکثر و تغییر، بیش از هر زمان دیگری، به قواعد زیست ما بدل شده است. چه بسا بتوان گفت که این لحظات، حتی مهم‌ترین تصمیمات در میان سایر انتخاب‌های شغلی و تحصیلی نیز نباشند.انتخاب رشته و جایگاه آن در آینده‌ی مالیدر چنین بزنگاه‌هایی، به اطرافیان گفته‌ام که انتخاب رشته، در بلندمدت، کمترین تأثیر را بر میزان درآمد و شرایط اقتصادی فرد خواهد داشت. گزاره‌ای که به‌صورت عام پذیرفته شده این است که، در هر حوزه‌ی تخصصی، میزان مهارت، تسلط، و حتی نبوغ (یا در غیاب آن، تلاش ممتد و مداوم)، بیشترین نقش را در تعیین سطح درآمد ایفا می‌کنند.تبارشناسی مفهوم شغل: آیا صرفاً برای امرار معاش است؟اگر این مسئله را از منظر تبارشناسی مفهومی بررسی کنیم، آنچه در میراث علمی و فلسفی ما یافت می‌شود، نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، امرار معاش، خاستگاه اصلی مفهوم شغل نبوده است. این به معنای نفی اهمیت معیشت در اندیشه‌ی حکمای قدیم نیست، بلکه نشان‌دهنده‌ی این است که شغل، بنیاناً بر اساس منطق دیگری تعریف شده است. درواقع، آنچه در این متون اهمیت محوری دارد، تنظیم و حفظ نظام اجتماعی و فراهم آوردن بنیان‌های انسجام و تداوم آن است.خواجه نصیرالدین طوسی در اخلاق ناصری، با اشاره به ضرورت تقسیم کار و همکاری در جامعه، می‌نویسد:«و چون مدار کار انسان بر معاونت یکدیگر است، و معاونت بر آن وجه صورت می‌بندد که به مهمات یکدیگر به تکافی و تساوی قیام نمایند، پس اختلاف صناعات که از اختلاف عزایم [طبایع] صادر شد، مقتضی نظام بود، چه، اگر همه نوع بر یک صناعت توارد نمودندی، محذور اول [زوال نوع انسان] باز آمدی...»این نگاه، شغل را نه به‌عنوان ابزاری برای تأمین نیازهای فردی، بلکه به‌مثابه‌ی امری ضروری برای پایداری و توازن اجتماعی در نظر می‌گیرد.مسئله‌ی مهارت و سطح درآمد: گسستی در تصور رایجاگر بخواهیم این مسئله را در مقام تحلیل‌های تجربی بررسی کنیم، مقایسه‌ی درآمد یک کارگر ماهر (برای مثال، یک خیاط چیره‌دست) با حقوق یک عضو هیئت علمی، می‌تواند روشنگر باشد. همچنین، اگر به طیف حقوق کارگری نگاه کنیم، درمی‌یابیم که فاصله‌ی میان مهارت و سطح معیشتی افراد، نه‌تنها بر روی کاغذ بلکه در واقعیت روزمره، به شکلی ملموس قابل مشاهده است.از انتخاب فردی تا جایگاه اجتماعی شغلآنچه می‌توان از این بحث نتیجه گرفت، این است که دامنه‌ی مسئله‌ی مسیر شغلی، نه‌تنها به پرسش از چرایی آن، بلکه به سطح دیگری یعنی چگونگی انتخاب شغل نیز کشیده می‌شود. این پرسش، نه‌فقط در لحظات کلیدی، بلکه در تمامی موقعیت‌های تصمیم‌گیری پیرامون شغل و تحصیل، اهمیت دارد.هنگامی که جایگاه شغل را نه صرفاً در چارچوب دغدغه‌های فردی (مانند روان‌شناسی شغلی یا استعداد‌یابی)، بلکه در سطح مفاهیم اجتماعی (مانند همیاری، تقسیم کار، و به‌سازی جامعه) مورد بررسی قرار دهیم، درک متفاوتی از این مسئله به دست خواهیم آورد. با چنین نگاهی، می‌توان پژوهش‌های جدی‌تری درباره‌ی نسبت میان شغل، انسجام اجتماعی، و همیاری انجام داد—نسبتی که در اندیشه‌ی فیلسوفانی چون خواجه نصیر و مسکویه، جایگاهی بنیادین داشته است.#Stable لید توسط هوش مصنوعی پی‌نوشت (بعدا اضافه شده)امروزه، تغییرات اجتماعی و فناوری مسیرهای شغلی را بیش از هر زمان دیگری غیرخطی ساخته‌اند. اگر در گذشته، فردی در یک حوزه‌ی مشخص تحصیل می‌کرد و تا پایان عمر در همان مسیر حرفه‌ای می‌ماند، اکنون این روند دستخوش تغییر شده است. مسیرهای شغلی به‌جای یک خط مستقیم، به شبکه‌ای از فرصت‌ها و مسیرهای متقاطع تبدیل شده‌اند. بنابراین، تمرکز صرف بر یک انتخاب شغلی مشخص، به تنهایی پاسخگوی نیازهای دنیای متغیر امروز نیست.ازاین‌رو، شاید بتوان گفت که آنچه در مسیر شغلی اهمیت بیشتری دارد، نه صرفاً انتخاب اولیه، بلکه قابلیت انعطاف‌پذیری و یادگیری مداوم در طول مسیر است. همان‌گونه که در ادبیات علمی قدیم، به «مَلَکه» به‌عنوان بنیانی پایدار برای رفتارهای فضیلت‌محور اشاره شده است، امروزه نیز داشتن مهارت‌های پایدار مانند تفکر تحلیلی، توانایی انطباق و شبکه‌سازی، می‌تواند مسیر شغلی فرد را در مواجهه با تغییرات تثبیت کند.</description>
                <category>علی عباسی</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jan 2025 18:26:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیه مقاله ارتباطات توسعه‌ی باهمستان / جوامع محلی</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_abbasi/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C-yf4eszkljeik</link>
                <description>اصل زیرساختی بودن ارتباط نسبت به مقوله توسعه _ بمعنی‌الاعم _ مربوط به ابتدایی ترین جریانات بهبود و اصلاح از پیشا توسعه تا پس از آن میشود و نظریه پردازی حول آن بیش از هزار سال به درازا کشیده است .از طرفی رویه‌های مرتبط با جهانی شدن همگام با اشتیاق اندیشمندان و عوامل اجرایی به سمت نگرش‌های منطقه‌ای و محلی (دربرنامه ریزی توسعه ) بستری برای سیاست‌ورزی در حوزه ارتباطات جوامع محلی فراهم کرده …مردم دیگر دسته‌بندی‌های جامد قبلی گنجانده نمیشود و هرفرد علاوه بر اینکه در انجمن‌های زیادی عضو است ، در چند رشته فعالیت‌های زیادی فعالیت میکند و در نتیجه دیگر هویت‌های اجتماعی بمثابه گذشته خوانده نمیشود . بی شک از اصلی ترین رویه های یاد شده که به همان جهانی شدن هم دامن میزند ، فعالیت های شبکه های اجتماعی است .این مطالعه احتمالا درپی جست و جو در زمینه ارتباطات انسان‌ها در زمین واقعی و در فضای به اصطلاح مجازی است .توسعه انسانی که بی‌شک جز اصلی توسعه در هرمقیاسی هست ، حتما در این هم‌افزایی مابه‌ازا پیدا میکند و میتواند افق های جدیدی پیدا کند . شاید قبل از عصر ارتباطات پیوند انسان ها برای توسعه در سطوح قومی و خانوادگی باقی مانده بود . اکنون این الگو چه بسا رنگ باخته و جای خود را به پیوندهای دورادور داده است . چه بسا در این عصر معنای محله وسایر واحدهای کوچک اجتماع هم تغییر کرده باشد .در الگوهای تازه‌تر ارتباطات انسانی مسائل زبان/ زبان‌شناسی دگرگون شده و بسیاری از چالش های گذشته دیگر وجود ندارد ، در عوض الگوریتم های جدیدی سربراورده اند؛ بعنوان مثال سیگنال های ژستی و حتی برخی نمایش های آوایی جایگاه خود را ازدست داده اند و در عوض مولفه‌های سرعت و مقیاس و امثالهم به واسطه حل‌شدن مسائل تنوع گویش و زبان ،  پررنگ تر شده‌اند. مدل های ارتباط از راه‌دور در همه حوزه ها (شغلی ، اجتماعی ، خانواده ، امور خیر و…) رسوخ کرده ، بلکه به سرعت در حال تطور و روزآمدی است . در این میان بایستی برای امتداد/قوام مسیر توسعه در همه ابعاد خصوصا زوایای انسانی تدبیری نو درانداخت.</description>
                <category>علی عباسی</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jul 2024 01:05:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جستاری در گفتمان و گفتمان سازی</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_abbasi/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-jh8um7y5gx3o</link>
                <description>پاییز 1402 که به پیشنهاد مهدی قلندری و همکاری امیرمحمد ها (کیانی و شعاعی) درگیر یک پروژه پژوهشی در موضوع روش‌ها و ابزار های گفتمان سازی شدیم ، این ارقام ، انباشتی از آن مطالب‌ست که تلنبار شده بود ، نگاشتم تا بعدا به تیغ نقد ، مزین و بعدتر قابل به کار بیآید ، ان‌شالله.درآمدآنگاه که سخن از امری میشود که سابقه تطور معنایی آن ، اقلاً 500 سال عقبه دارد ، و اکنون برداشت های متنوعی از آن میشود ، ارائه تعریف دقیق از آن در ابتدای هر بحثی ضروری است. صرف نظر از آنچه که فلاسفه و متفکران و جامعه علمی در تعریف “گفتمان” آورده اند ، که در جای خود خواندنی بلکه مهم است ، در اینجا که کاربست آن را در نیاز جامعه فعلی در دست یازیدن به پارادایم های فکری مورد توافق (نه مشترک) برای پاسخ به مسائل کلان بررسی میکنیم ، توجه به این موارد شاید راهگشا باشد .فرازگفتمان (discors) حتما نسبت دارد با پارادیم (paradigm) . هر دو از جنبه‌ی نشری برخوردارند ، لکن گفتمان صرفا از پرداخت نظری نخبگانی متولد نمیشود ، گویی گفتمان مفهومی زنده تر است ، در تکامل است و از مضاربه و رفت و برگشت پدید می‌آید . نهادی است و نهادینه میشود ، گفتمان خوب آن است که همگان (عموم) مفاهیم پایه آن را بپذیرند .به لحاظ کارکرد عرفی این لفظ ، دو دسته میتوان احصا کرد و حتی میتوان نگاه طیف‌گون/معقول بتشکیک بدان داشت .نگاه اول ، گونه ای تبلیغی است ، تفاوت آن با تبلیغ (بمعنی‌الاعم) آن است که موضوع آن کالا نیست و مفهوم است اما حتما یک جنبه عینی/objective دارد . خروجی گفتمان در این نگاه باید یک یا فعل داشته باشد و صرف عمومی شدن آن در اذهان پذیرفته شده نیست . مصداق آن را میتوان در گفتمان جمعیت ، کرونا ، کاشت درخت و … جست . اقتضا این گفتمان سازی آن‌ست که فرایند ترویجی آن بایستی در زمان نسبتا کوتاهی رغم بخورد .نگاه دوم گفتمان را چنان میپندارد که بایستی در اذهان عمومی آن اجتماع/جامعه تکثر یابد و اینکه یک خروجی ملموس (خصوصا در کوتاه مدت) داشته باشد را در دایره گفتمان نمیداند . آنگاه که میگوییم گفتمان عدالت یاگفتمان پیشرفت انتظار نداریم که در یک بازه کوتاه تعین زمینی پیدا کند. بلکه در این نگاه انتظار میرود که گفتمان/گفتمان‌سازی بتواند مفهوم موضوعه را بسط دهد و بپروراند و برداشت های مختلف را باهم جمع کند و تکثر یابد .شاید حتی این دوبرداشت از گفتمان بقدری متفاوت باشد که بگوییم صرفا اشتراک لفظی است .(آنچه که از کنکاش میان بیانات رهبری/رئیس‌القوم دستگیرمان شد هر دو منظر قابل قبول است بعنوان مثال در جایی هم گفتمان بمثابه یک امر بدیهی شده در اذهان مورد قبول واقع شده و هم در جایی مراد از آن تغییری در سطح حکمرانی مطلوب دانسته شده ، بنوعی انواع آن مورد تاکید بوده است )داشتن خواستگاه نخبگانی در گفتمان ضروری است اما ممکن است تلقی از ارزش های اصلی گفتمان در اذهان نخبگان و حتی عموم متفاوت باشددر تفاوت گفتمان‌سازی با مفاهیمی مثل تبلیغ ، تبیین و … یک نکته آنست که ما بدنبال اقناع یک مفهوم بالادستیِ که برای ما (گفتمان‌ساز ها) پذیرفته شده و قرار است توسط جامعه هدف ، فهم و سپس پذیرفته شود نیستیم. بلکه در فرایند گفتمان شدن یک موضوع ، خود آن موضوع ساخته و پرداخته میشود .پس فرق گفتمان انقلاب اسلامی با تبلیغ و تببین و خطابهٔ آن این است که در اولی بدنبال فهم معانی جدید از آن هستیم که ممکن است با تلقی های پیشین حتی متعارض باشد ، نوعی روند تطور نظری بر آن غالب است لکن در تبیین و تفهیم آن بدنبال جذب عموم بدان هستیم و این دو از هم متمایزند.پس وجه تمایز آن به لحاظ مفهومی با یک مفهوم دیگر بنام قدرت نرم نیز مشخص شد . در قدرت نرم که وجوه اقتدار (غیر قهری) در آن پررنگ تر است نیز مشخص شد ، آنجا که بنحوی قوی‌تر  هدایت رفتارها به سمتی مطلوبِ حاکمان دنبال میشود .هرچند ممکن است در مقام اجرا وهنگام استفاده از ابزارها ، این حوزه ها مشترک باشند اما مقصد کاملا متفاوت است .فرودهر چند برخی صاحب نظران ترجمه لفظ Discors به گفتمان را نادرست نامیده و عمدتا به این اشاره میشود که عوام به اشتباه گفتمان را معادل گفت و گو یا نوعی از آن میدانند و … لکن ظرف تحقق گفتمان بی گمان در امکان گفت و گو است(چه بسا منحصر) و یکی از این امکان(ها) این‌ست که که آن جامعه با حداقل پیشفرض ها با بحث مواجه شود ، جمود و هر اندازه مبنای بالادستی لایتغیر جلوی گسترش و تعمیق و توسعه گفتمان ها را می‌گیرد. و مباحثه در این امر طویل است .</description>
                <category>علی عباسی</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Feb 2024 01:05:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه ای بر تربیت حماسی و قرارگاه ملی</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_abbasi/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-b86yom4sfbek</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمحالی که بیش از دودهه از پرداخت به نظریه «تربیت حماسی» با شمایل ویژه ای که دارد در ابعاد نظری و عملی میگذرد ، بسیار بیشتر انتظار می‌رود که از این دریچه به مسائل چالش برانگیز تربیتی پاسخ داد و از این طریق کارآمدی آن را به مرتبه آزمایش گذاشت.بی‌گمان هنگامی که از ادبیات «تربیت حماسی/ جهادی» گفت‌وگو میکنیم ، کلید واژه های شجاعت ، جسارت ، حریت از اجزا پربسامد آن بشمار می‌رود.نشست قرارگاه ملی کرمان ۱۴۰۲و اما شجاعت ( الشجاعه: قوه فی القلب یتمکن معها تحملا لحرب و مکاره الحرب فی حاله لایؤمن بنفیها علی النفس أو علی بعض أطرافه.(۱) ) که پیامدهای تربیتی آن بسیار بیشتر در تشکل پرآوازه ست و سطوح تشکیلاتی عالی دانش‌آموزی متوجه آن است و اذهان متولیان امر را تا حدی بدان مشغول ساخته !که از لوازم آن «حق گویی»(۲)  و نوعی حر/آزاد منشی است که در محیط تربیتی تشکل اتحادیه ، با نقش آفرینی موثر و بدور از حاشیه قابل تمهید است.واضح است مقصود از این نقش‌آفرینی موثر صرفا اجرای برنامه‌‌های مشخص/ابلاغی نیست ، بلکه مولفه هایی چون ابداع ، تحول ، آرمان‌خواهی در آن معنای جدی دارد. این عناوین که در سازوکار انتخاباتی قرارگاه ملی ، شورای مرکزی ، صحن علنی و فرایند های سطوح قرارگاهی تعین میابند، بنظر می‌رسد باتوجه به تغییرات نسلی و منطق نقش آفرینی جوانان در گام دوم انقلاب اسلامی و همچنین حرکت پیشرونده تشکل در این راستا ، شایسته بازبررسی و پیشروی هستند.متن پیش رو تتمه ای است بر متنی سیاست‌پژوهانه (که حاصل دسترنج اعضای قرارگاه ملی 1401-1402 است)  لکن کاربردی ، در اثنای همین مسیر ؛ خرده تجربیاتی  که لازم است به دیده تحقیق، نقد و بررسی شود تا خشتی باشد مجرب ، بر دیوار پر سبقه تربیتی اتحادیه؛۱_ چالش اصلی پیش روی مربی تدوین نوعی راهکار برای طراحی عملیات توسط خود اعضا بگونه ای هم منجر به کشف استعدادها شده و هم برخوردار از ثمره عملی باشد. از جمله این چالش‌هااولا الزاما همه اعضا از خلاقیت ابداعی که مستوجب ایده پردازی در موضوعی خاص مثل کارگروه ها میشود را ندارند. بخصوص در ابتدای کار که آشنایی ایشان با موضوعات بسیار محدود است.ثانیا آنها از محیط های مختلف و با اقتضائاتی خاص گرد هم آمدند ، پس هر یک مشکلی را با توجه به منطقه خودش درک کرده و میخواهد راه حلی برای آن بپردازد لذا رسیدن به جمع بندی برای کاری مشترک که همه یا حتی بخشی از اعضا در آن دغدغه داشته باشند نیازمند ظرافت است. مضاف به اینکه آشنا شدن اعضا با فرهنگ‌ها اقتضائات و مسائل استان‌ها ‌ مناطق مختلف برای اعضا شایسته (بلکه برای اثر گذاری وسیع‌تر در آینده ایشان لازم است) لکن باید جایی برای مطالبات صنفی و استانی آنها دیده شود چرا که از نماینده چنین انتظار میرود!ثالثا مجموعه ای از مهارت های فکری-روشی ، چنانچه کلاسه/منتظم شوند و طی یک برنامه آموزشی ، به اعضا ارائه شود ، بسیار راهگشاست به ویژه اگر مخاطب در موقف به کارگیری آن مهارت هم باشد.(بعنوان مثال اگر هنگام بیانیه نویسی کنش اولیه اتفاق بیافتد و سپس روش آموزش داده شود یادگیری در سطح بالاتری رقم میخورد و مخاطب احساس نیاز بیشتری هم دارد (OJT) چه بسا به الگوی عملی تربیت حماسی نزدیک تر باشد)  .رابعاً عمدتا تعریف ماموریت (vision) که از قضا نیاز جدی نوجوان برای هویت یابی و … است به عنوان یک فضای جذاب دیده نمیشود ، بلکه عموما به دنبال راهی هستیم تا در تلخی انجام کار شیرینی (تشویق یا امثالهم) ایجاد کنیم ، در حالی که این موضوع فی نفسه جذاب است و اساسا مخاطب نوجوان به ویژه در سطح قرارگاه تشنه آن هست حتی اگر این تشنگی را نشان ندهد ، تواضع کند و خود را کوچکتر از مسئولیتش ببنید ، یا خودش را با ماموریت های دیگر تغذیه کرده باشد.خامسا یکی از تکنیک‌های راهگشا در این عرصه تصویر و ترسیم افق کار در آینده است ، تبیین یک ایده که از سوی مخاطب ارائه میشود چه چشم‌اندازی میتواند داشته باشد ، و این برای اعضا بسیار جذاب است.۲_ تهور ، که حاصل افراط در همان فضیلت شجاعت است (أما الشجاعة : فهو وسط بین رذیلتین ، اهدهما الجُبن و الٱخری التهوّر ...(۳) ) و  در تشکل بسیار با عناوین مختلف زبانزد است. عمدتا (بویژه در صف تشکل) آنرا ناشی از نوعی شأنیت بخشی نابجا و آفت جدی آنرا بی‌ادبی میدانند.و در این رابطه چند نکته به نظر میرسد؛اولا باید پذیرفت این عارضه کم یا زیاد وجود دارد ، و با آن به عنوان عارضه برخورد کرد و عارض غیر ذات است!ثانیا آنرا نمیتوان به همه تعمیم داد ، بعضی مستعد آن اند و بعضی مبری از آن ، ریشه اش را هم میتوان در ادب دانست که عمدتا به قبل از سنین نوجوانی و محیط خانواده برمیگرددثالثا ، عرف در این مقوله بسیار معنا دارد ، بعضی از رفتار ها در عرف های مختلف بی ادبی یا تهور یا امثالهم تلقی نمیشوند ، چنانچه با چنین مسئله هایی در جمع های بزرگ سال تر برخورد میشود باید برخورد شود ، با سعه صدر. (بعنوان مثال در جمع های غیردانش‌آموزی بسیاری از این جسارت ها را مقبوح ندانیم و چه بسا عطف به شجاعت ممدوح نیز بدانیم ، در اینجا هم همان رفتار را بلکه با سعه صدر بیشتر داشته باشیم)رابعا ،  بسیاری از این دست ، برساخت جمعی و نقل و قول های غیر کارشناسی است که با تکرار جنبه حقیقتی گرفته است اما صحت عینی ندارد ، اما همین برساخت مستلزم تعامل جدی جهت اصلاح این تصور و رفع آسیب های احتمالی استخامسا برخورد یکسان و جمعی با این موضوع همانند دیگر عوارض ، خود آسیب زا و حساسیت برانگیز است ، مسئله هایی از این دست بعد از گام های تغافل بایستی نسبت به هر فرد ریشه شناسی شود راه حل مناسب با خود مخاطب درمیان گذاشته شود. نوعا تحکم در این سن به ویژه به صورت جمعی ، چالش‌زا است. (4)3- علمیت؛ و شاید آنچه تحت عنوان روح علمی از سوی نماینده مقام معظم رهبری در اتحادیه ، طرح دغدغه شده بود. و اعم از درس و فضای مدرسه است . نوعی مداقه در مطالب که عموما از فضلا و اهل معرفت سراغ میرود . آنچه به ذهن میرسد نوعی خلاء در احساس نیاز مخاطبان تربیت حماسی و به تبع اهمال (یا عدم اهتمام) به این فریضه (علم/دقت نظر) است و ممکن است توالی آن منجر به نوعی عملگرایی (Pragmatism ) یا خلاء بینشی شود که البته بایسته بررسی فنی از سوی کارشناسان است . لکن اقل مطلب این است که با چنین نگرشی انتقادی ، درمانی ولو مقطعی برای این عارضه احتمالی جست و به کار بست.4- رفق (۵)، از امهات ارکان قرارگاه همین تشکیل حلقه ای مستحکم از دوستی‌های خالصانه (امحاض)است، به طریقی که از هم نگسلد! وشاید بتوان گفت تمام دستاورد های تربیتی یکساله اعضا تنها از همین طریق حفظ میشود و چنانچه تدبیری در ایجاد و نگهداشت آن نشود تضمینی بر تثمیر زحمات تشکل و صیانت از نوامیس آن نیست. و چند نکته گفتنی است؛اولا ، باید در برنامه ریزی نشست ها و برنامه های حضوری بسیار جدی گرفته شود ، ازجمله اینکه بازی‌هایی طراحی و اجرا شود که به این رفق بیافزاید . زمان کافی برای گپ و گفت در نظر گرفته شود و این موضوع بیهوده تلقی نشود .ثانیا  ، هر چه حجم برنامه های حضوری به طریقی زیاد تر باشد مشخصا این رکن بیشتر محقق میشود ،فرصت هایی مانند اردوی جهادی که فرصت تعامل مخاطبین با هم بیشتر است بهترین گزینه هستند علاوه بر تمام مزایای بیشمار تربیتی .ثالثا ، سعی در شکستن حجاب‌های اولیه /حباب / خودسانسوری با رعایت و در نظر گرفتن حداقل های هنجاری(عرفی)، کارساز است .رابعا ،احساس رفاقت مخاطبین با مربی طی این یکسال در برقراری احساس برادری بین اعضا باهم مجرب بوده است که میزان مطلوب آن شایسته بررسی است.خامسا سخت گیری/ عنف به قدری که همان رفق را متبادر کند لازم است که معصوم میفرمایند : در صورتی که رفق و مدارا، اسباب خرق و زحمت شود، تندی (و شدت عمل) عین رفق و مدارا است؛ (چنان که) گاهی دارو موجب بیماری می شود و بیماری خود، دارو می باشد (۶)5- هدایت تحصیلی و نقش آفرینی اجتماعی در آینده دانش‌آموزان ، که شاید بهتر باشد در ارکان عالی تشکل پیرامونش سیاست ورزی شود لاکن آنچه که نقداً به ذهن می‌رسد آن است که افرادی که در نوجوانی در محیطی حماسی به کنشگری اجتماعی تربیت می‌شوند بهینه است که در آینده نقش آفرینی چنین اجتماعی داشته باشند و چه بسا فراتر از آن ، در موقف انتخاب و گزینش ایشان تصورشان از آینده و نقش آفرینی اجتماعی از مولفه‌های اولویت‌دار در نظر گرفته شود. به هر صورت از آنجا که میدان کنش‌گری در افق آینده مخاطبین بسیار گسترده است و عرصه های متنوعی را پوشش میدهد معرفی این کارزار را دشوار می‌کند.لکن در این دوران مهمتر از هر موضوعی تاکید بر گفتمان تکلیف‌سنجی و مسئله شناسی و ایستادن برای حل چالش های اساسی نظام/جامعه ایمانی است.و ‌ذکر چند تجربه ذیل این مقوله ؛اولا کارگروه‌های موضوعی و صورت بندی آنها به گونه ای که بتواند مبین عرصه های مختلف باشد و توأمان خروجی آن در دامن تشکل باشد موضوعیت دارد. بنظر می‌رسد تلاش امسال برای تعریف کارگروه هایی که مصادیق عملیاتی عینی دارند به جای عناوین ضمنی (Conceptual) در تحقق این امر مفید بوده است.ثانیا هر چند در میدان عمل کارگروه هایی که به صورت مقطعی (مثل ۱۳ آبان ، بیانیه ای خاص ، اردو جهادی و…) بازخورد های بهتری داشت.ثالثا دعوت برخی فارغ‌التحصیلان برجسته تشکل که فاصله سنی زیادی هم با اعضا ندارند ، نیز مفید فایده بود.رابعاً تجربه نشان داده بخش عمده مقدمات تصمیم (پیرامون انتخاب رشته و آینده) در سال کنکور اتفاق می‌افتد و تصمیم نهایی در همان بازه کوتاه انتخاب رشته گرفته میشود و کمتر کسانی پیدا میشوند که قبل از این موعد به تصمیم رسیده باشند. لذا باید در این سال (دوازدهم) با محتوای عمیق تری با مخاطب مواجه شد.خامسا تجربه موفق و ثمره عملی (چه بسا همگام با شکست) بر انتخاب مسیر ، کشف استعداد توسط خود فرد ، نسبت به سایر روش ها موثر تر است ، چنانچه تجربه عملیاتی گلخانه ای/شبیه سازی شده /غیر واقعی که جلوی بروز خلاقیت و ابتکار عمل اعضا را بگیرد ،سرکوب این روند است ،  و هر تلاش اعضا که تعین واقعی و مابازاء جدی نداشته باشد سدی است مقابل این جریان.سیاهه ای که تقدیم گشت ، مختصری بود از تجربیات اندک نگارنده از یکسال برنامه قرارگاه ملی ، تلاشی برای ثبت اتفاقات که مورد قضاوت قرارگیرد و این حقیر را از اشکالاتش هشیار کند. و تشکر از کسانی که فرصت آنرا در اختیار بنده گذاشتند و امیرمهدی عظیمی که اصرار بر نوشتن این ارقام داشت!_____________________________(۱) رسائل_شیخ انصاری ج۲ ص ۲۷۴(۲) ومحمد عليه الصلاة والسلام لم يسجد لصنم قط، وكان يجابه بذلك قريشا، ولا يبالي، وكانوا يحلفون باللات والعزى ومناة الثالثة إلى اخر الأسماء التى سموها، وما أنزل الله تعالى بها من سلطان، وكان هو يرد من يطلب منه الحلف بها، فيقول إنه يكرهها وما يكون ذلك إلا من شجاع قوى الإيمان بما يعتقد ويؤمن، فيختلف مع بائع فى الثمن، فيطلب منه الحلف باللات والعزي، فيرد محمد بن عبد الله عليه الصلاة والسلام ردا قويا، بأنه يكره هذه الأسماء، فيقبل الرجل قوله من غير يمين لروعة إيمانه وشجاعته فى هذا الإيمان.(ابوزهره، محمد خاتم النبیین (ص)، قاهره، دار الفکر العربی، ۱۴۲۵، ج۱، ص۲۲۹.)همچنین : عن اباعبدالله ع قال : إن إبلیس کان مع الملائکة، (و کانت الملائکة) تحسب أنه منهم، و کان فی علم الله أنه لیس منهم، فلما أمر بالسجود لآدم حمی و غضب، فأخرج الله ما کان فی نفسه بالحمیة و الغضب» (الزهد _حسین بن سعید اهوازی ص۶۳)(۳)  (تهذیب الاخلاق _ مسکویه رازی ص ۱۲۰)(4) از معاودت تحذير فرمایند و از عادت گرفتن توبیخ و از مکاشفه احتراز باید کرد که موجب وقاحت شود و بر معاودت تحریص دهد که الانسان حريص على ما منع، وباستماع ملامت اهانت کند و ارتکاب فبايح لذات نماید از روی تجاسر ، بلکه در این باب لطايف حيل استعمال کند.(اخلاق ناصری - خواجه نصیرالدین طوسی ص 197)(۵) بدان كه رفق و مدارا را در انجام امور مدخليت كامل است، چه در باب معاشرت با خَلق و انجام امور دنياوى، و چه راجع به امور دينى و هدايت و ارشاد خلق و باب امر به معروف و نهى از منكر، و چه راجع به رياضت نفس و سلوك الى اللَّه… و شايد اين كه در حديث شريف است كه «رفق ميمنت دارد و خرق و عنف شوم است»، اشاره به بعض اين امور باشد. مثلًا در باب انجام امور دنياوى آن طور كه با رفق و مدارا ممكن است انسان تصرّف در قلوب مردم كند و آنها را خاضع و رام كند، ممكن نيست با شدَّت و عنف، موفق به امرى از امور شود (شرح حدیث جنود عقل و جهل _امام روح‌الله الخمینی _ص ۳۱۵)(۶) «قال امیرالمومنین علیه السلام : اذَا کانَ الرِّفْقُ خُرْقاً، کانَ الْخُرْقُ رِفْقاً؛ رُبَّمَا کانَ الدَّوَاءُ دَاءً، وَ الدَّاءُ دَوَاءّ»نهج البلاغه، نامه ۳۱ (به امام حسن مجتبی علیه السلام) ص 403</description>
                <category>علی عباسی</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Fri, 29 Sep 2023 14:33:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویکرد های مداخله در محله با نگاهی به مباحث پیشرفت</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_abbasi/%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%AB-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-cuojcuvh3df9</link>
                <description>اشاره همبستگی اجتماعی که به تعبیر علمی حاصل درهم‌کنشِ اعتماد اجتماعی ، سرمایه های اجتماعی و ارتباط اجتماعی یک جامعه (یا اجتماع) با هم است ، همان چیزی است که ما به تعبیر دیگری تحت عنوان &quot;توازن روابط اجتماعی&quot; جهت توانمندسازی مردم برای حل مسائل ، به دنبال آن هستیم . از نظر نگارنده ، آنچه که از کنکاش در تجربیات میدان بدست آمده ، بر لزوم تکیه بر فعالیت های گفتمان‌‌ساز (مبتنی بر تبیین فکر مردم ) ، جریان‌ساز (مبتنی بر تهییج) به طور مستمر و ممتد تاکید دارد. همچنین باید توجه داشت  حصول نتایج محسوس در جریان پیشرفت محله ، که از رهگذر احیا سرمایه های اجتماعی و اعتماد مردمی محقق میشود  نیازمند صبر و حوصله و زمان است که به تبع ، توازن روابط اجتماعی مبتنی بر رفق را در پی دارد . به عبارت دیگر ، به میدان آوردن مردم برای حل مسائل محله به صورت درون‌زا ، فرایندی به شدت اقتضاپذیر و نسبتا پیچیده است که نمیتوان به صورت خطی و فرایندی به آن نگاه کرد ، هرچند که در این مسیر ، میتوان از الگو ها و تجربیات موفق زیست بوم های مشابه کمک جست و جعبه ابزاری را متشکل از ایده‌ها ، الهامات ، خط مشی ها و چارچوب ها در اختیار کنشگران محلی قرار داد . علیهذا سیاهه پیش رو رهیافتی است مختصر بر رویکردهای مداخله ، مراحل و بسته عملیاتی پیشنهادی برای پیاده سازی راهبرد ها . یافته های این پژوهش به تجربیاتی از میدان عملیات محلی در محله ای از یک شهرستان به صورت نمونه منضم شده که موید مضامین میگردد . توضیحات بیشتر در ادامه آمده است .رویکرد های اصلی در نحوه مداخله ما در محلهمباحث پیش رو ، جمع بندی محتوای ارائه شده از مجموعه های فعال در عرصه جامعه پردازی است که ورودی به حوزه محله داشته اند. در اینجا سعی شده در هر رویکرد به فراخور اقتضای طرح کلان پیشرفت منطقه ای از اصول و مقوله های کلیدی اندیشمندان و مجموعه های مختلف از جمله بنیاد هدایت ، شورای راهبری الکوی اسلامی پیشرفت ، پژوهش های جامعه شناسان ، مصاحبه با خبرگان (دکتر خضری حجت الاسلام مهدوی ، دکتر نعمتی ، جناب اقای تولیت ، دکتر عمادالدین ،حجت الاسلام میرمحمدیان ، حجت الاسلام شاهینی و دیگر اساتید ) استفاده شده است . توالی رویکرد ها به این ترتیب است که با پیشروی بیشتر، سطح مداخله بیرونی و بالادستی به محله (مثلا نهاد شهرستانی) کمتر شده اما عمق اثر گذاری بیشتر میشود . رویکرد اول - کشف نیرو های توانمند محله و ایجاد سازه های اجتماعی متشکل سطح وسیع و مقدماتی مداخله در محله را میتوان اینطور توصیف کرد ؛ مقصود ما از اجتماع اینجا ، جامعه کوچک است یا همان توده ارتباطات اجتماعی. ما میخواهیم هدایتی ایجاد کنیم برای اصلاح این روابط به سمت کارامد شدن و تشکیل سازه های اجتماعی که ساختار پیدا میکنند تا دستاورد های قابل توجه محقق شود . این کار مبتنی بر هدایت است و به سمت اصلاح نفوس پیشروی میکند . در نتیجه ما در ابتدای راه که سطح وسیع تری از مداخله را پی‌میگیریم ، به دنبال چهار نقش اساسی در محله هستیم تا جمعی متشکل چنانچه از قبل وجود ندارد شکل بگیرد . در بسیاری از موارد تشکل های مردمی تحت عناوینی مانند هیئت امنا مسجد یا حسینیه (مانند همین محله ارشاد ) یا جمعی از جوانان یا پایگاه بسیج و ... وجود دارد که در سطحی مشغول کار فرهنگی یا خدمات اجتماعی هستند . آنچه که نیاز دارند قابلیت هایی از جنس پویایی برای نوآوری های اجتماعی محلی است . چیزی که آنها را از سطح نیاز های سطحی و روبنایی به مسائلی عمیق تر بکشاند و و ابزار هایی از جنس تبیین و گفتمان سازی تا بتوانند مردم را بایکدیگر  هم دغدغه در راستای تعالی کنند . نیاز های جدید ، مسائل جدید را در پی دارد و پاسخ به این مسائل مستلزم روش هایی جدید و نوآوری هایی است که منجر به تغییرات وسیع ، عمیق و اثرگذار است .که البته در ادامه به چارچوب های روشی نوآوری برای کنشگران محلی بیشتر میپردازیم . رهبران اجتماعی ، اثر گذاران محله هستند که نفوذ کلام ایشان در جهت دهی به جریان های خرد اجتماعی، موید جایگاه و شانیت اجتماعی شان است . آنها میتوانند در قامت اعضای هیئت امنا مسجد یا حسینیه ، ریش سفید ها ،مداح و خانم جلسه ای و ... ظهور یابند و یا حتی کنشگران منطقه باشند که به واسطه خدمات اجتماعی محل رجوع مردم قرار گرفته اند و قدرت راهبری پیدا کرده اند . الگوی امامت و نقش روحانی در محله آنچه که از مبانی اصولی نظامات اجتماعی حول محور ولایت استخراج میشود موید صریح استقرار طلبه مبلغ به عنوان راهبر فعالیت های جمعی و تشکیلاتی محله برای احیا و استقرار نظامات اجتماعی است. اما مطلب مهم تر از ضرورت این استقرار ، جانشانی دقیق و نسبت تشکیلاتی – اجتماعی روحانی در محله است. بنابر تجربیات میدان تاکنون به این نتیجه رسیده ایم که چنانچه مداخله به محله از بیرون توسط روحانی مستقر در محله صورت بگیرد ، ایشان در گام های بعدی پس از جلب اعتماد مردم و گفت و گو با ایشان و شناخت ظرفیت ها و اقتضاعاتِ آن میدان ، باید به تشکیل جمعی از فعالان محله که دغدغه و اراده لازم برای پیگیری حل مسائل در محله را داشته باشند بپردازد . این جمع _ و به طریق اولی روحانی مستقر _ احتمالا  در محلات هدف شاهد بعضی چالش های جدی در شروع برنامه ها باشد که در ادامه این اوراق بدان پرداخته خواهد شد . اما آنچه مسلم است ، محوریت روحانی در گروه جهادی محله (موضعی) است که شرط آن توانمندی ایشان در جلب اعتماد ، مدیریت و سازماندهی داوطلبی و رهبری انگیزه ها است که فصلی مطول است .رویکرد دوم – نگاه توانمندسازی و حل مسائل مردم توسط مردم گفتیم برای تاثیرگذاری در سطح محله عنصر محوری امام محله محسوب می شود. امام محله همان فعال و دغدغه مند محلی است که برای رشد و ارتقای همه جانبه محله در همه شاخصها وارد میدان شده است و تلاش می کند با پای کار آوردن ظرفیت های مردمی مسائل محلی را توسط خود مردم حل کند . به همین دلیل نیاز است تا امام محله توانمندی گسترش و بسط رویکردها و فعالیتهایش را پیدا نماید. برای این هدف نیاز است تا محصوالت و خدماتی به او ارائه شود.تغییر نگاه به مردم و حاکمیت یک مسئله اساسی در میان فعالان اجتماعی که قرار است به عنوان حلقه های واسط برای ایجاد جریان عمومی در کشور عمل کنند ، نوع نگاهشان به آحاد مردم است. آحاد مردم یعنی: تنوع مردم با و یژگی های مختلف، نه فقط اقشار خاص. به کارگیری و مشارکت طیف های مختلف مردمی در عرصه های مختلف خدمات رسانی و فعالسازی ظرفیت های آن ها است تا خودشان بتوانند نقش تصدّی گری ایفا نمایند . (گسترش کمی حرکت جهادی و خدمت رسانی مردمی)نگاههای رایج در عموم فعالان به مردم یا مثابه تهدید و مشکل است، یا صرفا مخاطب دیده می شوند. و این امر باعث دور شدن از مردم و نیازهای واقعی آن ها شده است. در حالی که طبق مبانی انقالب اسلامی باید نسبت به مردم: نگاه مثبت به مردم و پرهیز از نگاه صفر و یک (سفید یا سیاه ندیدن مردم)نداشتن نگاه بالا به پایین به مردم احساس مسئولیت داشتن نسبت به همه مردم و ارزش قائل شدن برای همه باور به توانمند ی های مردم و اعتماد نسبت به آن ها شناخت نیازها و شبکه مسائل مردمشناخت ظرفیتهای مختلف مردمی و بهره از آن در جهت افزایش مشارکت مردمی در مسیر اهداف نظام و کشور یکی از دیگر مسائل مهم در فعالان، نوع نگاهشان به حاکمیت است. بزرگ‌انگاری حاکمیت، عدم شناخت ظرفیتهای حاکمیت، صرفا رویکرد انتقادی نسبت به حاکمیت، عدم مطالبه گری حقوق مردم، عدم ورود تخصصی به مسائل مردم، بالا بردن انتظارات مردم از حاکمیت و... مهم ترین مسائلی است که در تعامل با حاکمیت مطرح است. این رویکرد باعث شده تا عملا بسیاری از ظرفیت ها معطل بماند و به همین دلیل اعتبار و اثرگذاری اجتماعی فعالان مردمی را کاهش دهد.رویکرد سوم : اقتضا سنجی و احصا نظام مسائل و ظرفیت های محلی جهت تدوین طرح های فرا محلیاتخاذ مقیاس محله و نسبت سنجی محله با شهر و روستا های شهرستان ، که همان محوریت قرار دادن محله در فعالیت های پیشرفت شهرستانی است از چند جهت قابل اهمیت و دلالت است . اولاً از جهت گسترش اثرگزاری و سازماندهی خدمات که بایستی به صورت یک سامانه یکپارچه خدمات اجتماعی محله در بیاید. تا پس از آن شبکه مد نظر امامت (مردم حول امام) و تسری ولایت و خیط بسیط اخوت (بنا به قول آیت الله شاه آبادی) برقرار و میسور شود که تحقق عدالت اجتماعی برگرفته از توحید، از گذر همین مبادی اتفاق می افتد.و ثانیا از جهت مردم شناسی و فهم اقتضاعات هر محله به دنبال تدوین طرح های فرا محله ای و شهرستانی هستیم چرا که اجرای ‌همه‌ی طرح های اجتماعی از گذر کنش های اجتماعی محله محقق شدنی نیست و لازم است هدایت جریان های اجتماعی و اصلاح رویه ها از طریق سیاستگذاری ، برنامه های اصلاح کالبدی و حتی جریان های اجتماعی فرا محلی و حتی فرا شهرستانی محقق میشود . به عنوان مثال اگر جریان تسهیلگری و ادبیات این حوزه را در چند سال اخیر در کشور بررسی کنیم ، به دلیل همراه نبودن سایر شئون سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی در این جهت ، میبینیم که شاهد توفیقات آنچنانی نبوده ایم . در نتیجه ما باید به محله  توامان با نگاه توانمندسازی و مسئله شناسی و... نگاه شناسایی جهت تدوین طرح های شهرستانی و استانی و حتی سیاستگذاری و قانونگذاری داشته باشیم .رویکرد چهارم – مداخله جهت اصلاح در عرصه های پیشرفت سطح نهایی و متعالی ورود در محله که از نظر کمیت مداخله و اصلاحگری پایین ترین کمیت را دارد ، آنست که پس از کشف نیروهای توانمند و تشکیل ساختار منسجم کنشگر ، سنجش اقتضاعات و احصا مسائل و ظرفیت ها و توانمند سازی مردم برای حل مسائل توسط خودشان حول محور امام (رهبر اجتماعی) ، بالاخره نظامات پیشرفت و مناسبات تمدن اسلامی در محله استقرار یابد و این مهم جز با تنظیم روابط انسانی امکان پذیر نیست . بنا به گفته جامعه شناسان ، سرمایه های اجتماعی که مصادیقی مانند اعتماد ، صداقت ، حسن تفاهم ، سلامتی نفس ، هم دردی ، دوستی ، همبستگی ، فداکاری را به آن نسبت داد به طور کلی حاصل  همین دو عنصر اعتماد اجتماعی و روابط اجتماعی است .این نقطه ، تلاقی بحث های ما حول محوریت قراردادن تنظیم روابط اجتماعی به عنوان روح کلی احکام اجتماعی اسلام (بنا بنظر مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ) با موضوعات مذکور حوزه علوم اجتماعی  است لکن از آنجا که حوزه مجرداً فصلی مطول است در اینجا قصد پرداخت تفصیلی به آنرا نداریم . اما اجمالا میدانیم تحقق عدالت اجتماعی بنا بر مبانی فکری اسلامی به وسیله مردم و با محوریت امام محقق میشود .استقرار نظامات اجتماعی پیشرفت محور و نسبت سنجی آن با عرصه ها مقصود از نظامات اجتماعی مجموعه ای از استاندارد ها در حوزه های متنوع عرصه زندگی است . در این موقف صرفا به دنبال حل مسائل برخواسته از مشکلات و بحران ها نیستیم بلکه به دنبال استقرار استاندارد هایی هستیم که وجود آنها پیشیگیری کننده  آسیب ها ، مقوم پیشران ها و مشارکت ها  و مقدمه شکل گیری جوامع اسلامی است. این نظام ها جامع و به هم پیوسته است ، حوزه های مختلف از حقوقی و قضایی و سیاسی گرفته تا تربیتی و رسانه ای و سلامت و ... را شامل میشود . فصل دوم : راهبرد ها از حیث مراحلبا درک ادبیات حاکم بر مداخله گری در محله و محله محوری تحت عنوان &quot;رویکرد&quot; ها ، نوبت به آن میرسد تا به شکلی اجرایی تر ، مراحل و گام های اصلی برای تحقق اهداف و رویکرد های مذکور را روشن کنیم. گزاره های ذیل نمایه اولیه گام هایی است که باید برداشته شود و این مهم جز با تعریف اقدام و عملیات اقتضایی از سوی کنشگران تحقق نمیابد.مردم هم نسبت به همدیگر و هم نسبت به امام صالح حسن ارتباط و اعتماد پیدا کنند . ارتباط در اینجا هم به صورت سنتی (یعنی عشیره ای) ، هم خویشاوندی هم مذهبی و هم اجتماعی محلی قابل معنا است .توصیفی کاربردی از محله با یک مدل مفهومی استخراج شود . در اینجا به دنبال داده های پراکنده و جزئی از افراد و حتی خانواده های محله نیستیم . فعلا بایستی شناختی حاصل شود تا در مقام برنامه و اقدام کلان و اصلاح رویه ها ثمره عملی داشته باشد .تقویت هویت محلی : از گذر اعتماد و ارتباط ، مشارکت مردم تقویت شود و به فکر حل مسائل جمعی ، بسیج شوند . افق دید مردم گسترش پیدا کند و نگاه های حداقلی ناشی از استضعاف فکری و اقتصادی به نگاه های متعالی ارتقا یابد. هر چه انتظار مردم (از خود و سایرین) به انضمام احساس امید به آینده  بیشتر شود  ، تلاش آنها برای بهبود شرایط نیز بیشتر میشود .مردم نسبت به انجام فعالیت های جمعی و محلی توانمند شوند . در این زمینه حل تعارضات و مهارت های  کاربردی از محله با یک مدل مفهومی استخراج شود . در اینجا به دنبال داده های پراکنده و جزئی از افراد و حتی خانواده های محله نیستیم . فعلا بایستی شناختی حاصل شود تا در مقام برنامه و اقدام کلان و اصلاح رویه ها ثمره عملی داشته باشد .پس از رفت و برگشت های نهایی با مردم (با گروه ها و اقشار محتلف) و استخراج  اقتضاعات محله فرایند شاخص نگاری برای پیشبرد امور شروع شود . شاخص ها برآمده از مسائلی هستند که از حد فاصل وضع موجود و مطلوب تعریف میشوند.تحول در رویه های اجتماعی با برنامه های جریان ساز و گفتمان ساز (نگاه فوریتی) و برنامه های نیروساز یا تربیتی ( با نگاه بلند مدت) حرکت به سمت استقرار نظامات اجتماعی</description>
                <category>علی عباسی</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Aug 2023 02:42:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در نقد جدایی ساحت کارکرد و ساحت آموزش(تربیت)</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_abbasi/educational-os6do0bv6vwl</link>
                <description>عمدتا ساحت کارکرد به معنای محلی که برای تبلور محصول/خروجی «انسان ها» است از محل رشد / بالیدگی/ ترقی فرد جدا فرض میشود. این آسیبی است که هر دوساحت را دچار اشکال میکند و این همان اشکال اصلی تربیتی است که به الگوی تربیت به اصطلاح گلخانه ای (غیر حماسی ) وارد است .در حالی که محیط رشد و تربیت انسان اساسا یک محیط آزمایشگاهی/شبیه سازی شده که صرفا هدف آن تربیت به ما هو تربیت باشد نیست ، امتحان / ابتلا که خود از مهم ترین ابزار های دستگاه ربانی است در یک محیط واقعی و از قضا کارکردی تعریف میشود .و اگر قواعدی چون تقدم جهاد بر هدایت (جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا ) را از اسلوب اصلی مسیر تربیت حماسی / جهادی بدانیم ، بدیهی است که محیط جهاد ، محیط آزمایشگاهی و بدون کارکرد نیست ، بلکه وجهه کارکرد/عایدی بر آن مستولی است .لکن عمدتا ما ساحتی بنام ساحت  تربیتی تعریف میکنیم و بدون توجه به کارکرد ها و خروجی ها ممحض در امر تربیت میشویم که جای بسی شگفتی است ، نهادی برای تربیت و آموزش تعریف میکنیم که خالی از خروجی قابل درک است و کیفیت پایین و عدم خروجی مناسب از مخاطبین را پای بچگی (کوچکی) شان میگذاریم در حالی که نوجوانان و جوانان مخاطب ما هستند ، و اگر چنین باید باشد پس خطابه « یا ایهاالعشرون جدوا و اجتهدوا » به مناسبت تنها یادگرفتن است ؟ و کدام یاد گرفتن وقتی خرمنی برای درو نباشد  و عایدی ای برای سنجش ؟ اساسا چند نفر از هر صد نفر از بزرگان ما با چنین الگویی پرورش یافتند ؟نهادی داریم بنام مدرسه و در آن از دانش آموز میخواهیم درس بخواند و بزرگ شود بدون آنکه بهره ای برساند و متوجه بهره اش شود . گذشته تر از این روزها ، نهادی حتی برای آموزش طبابت به صورت مجزا وجود داشت(؟) یا اطبا حین طبابت تعلیم میدادند و دانش می آموختند ؟ هرچند امروز نیز آن دانشگاه هایی برتر اند (در آموزش و رنک علمی ) که تولیدات دانشی مرغوب تری دارند ! یا اینکه آیا معلمی به ویژه در حوزه فن به خودی خود شغل/ حرفه بوده است ؟ یا اغلب مردم فنون را به روش اوستا شاگردی فرامیگرفته اند ؟ و کدام موفق تر بوده و مزیت داشته است ؟البته پیرامون چالش تربیت جهادی/حماسی در ادامه باید اندیشید که به فرض، آدم هایی حماسی در دستگاه کارکردی - تربیتی پرورش یافتند ؛ آیا به لحاظ نهادی جامعه و حاکمیت ما قابلیت پذیرش آنها را دارد ؟ ایشان که عناصری فوق عادی و به نوعی نامتجانس اند چگونه موفق به خلق حماسه میشوند ؟شاید پاسخ ،حوالی همین میدانی تر شدن فرایند های تربیتی باشد .همین فضای کنکوری و نظام دانشگاهی کشور که برای فرد یک دوره حدود بیست ساله برای آموزش (محض) متصور میشود و بعد از آن تازه انتظار کار جدی از فرد میرود (فیه تأمل!) ، دستامد/حاصل همین نگاه است .البته اتمسفر کلی انقلاب اسلامی پس چهل واندی سال خودبه خود این محیط (حماسی) را فراهم آورده ، لکن لازم است در اسنای این افق  ما مجموعه ها و عناصر به اصطلاح تربیتی خود را برای خلق حماسه هایی بزرگ تر آماده کنیم و مگر میشود تربیتی حماسی داشت ولی حماسه  خلق نکرد؟بیشتر به منظور تقریب منظور به ذهن و باز شدن باب مباحثه ، چندی سیاست راهبردی برای مجموعه های تربیتی و عناصر ذی ربط سیاهه میگردد؛شاید مناسب باشد مجموعه هایی که مشغول تربیت نوجوانان و جوانان هستند برای خود ماموریتی (غیر از ساحت تربیت ) کارکرد و محصولی  برای بهبودی اوضاع جامعه تعریف کنند و کم کم به آن شناخته بشوند ، این امر هم کشف استعداد ها را فراهم میکند و مانایی برای خود مجموعه به بار میآورد .(هلک من لیس به حکیم یرشده)این امور از حوزه غیر انتفاعی و مشارکت های مدنی و امثالهم تا حوزه های تجاری و صنعتی و هنری و... میتواند تعریف شود (که البته در فضای رسانه و مانندش مواردی داشتیم)به همین طریق اگر باب ورود سایر مجموعه های تخصصی (غیر تربیتی) به این حوزه باز شود هم تکثر نهادی بهتری رغم میخورد (خلق مخاطب) و هم شاخص های بهره وری بالا میرود .(ذال من لیس به سفیه یعضده)به طور کلی از نظر نگارنده ناچیز هرچه فضای تربیتی از فضای میدان/کار/عملیات جدا نباشد و این دو باهم ممزوج شوند و کمتر شاهد  نهاد های متولی تربیت (جز در موارد ضرورت مثل خانواده) نباشیم مناسب تر است .البته این جرم بحرانی نهادی (تعداد مجموعه های تربیتی ، رشته های تحصیلی ، تعداد مربیان  و...) به وجود آمده در این حوزه فوایدی هم از جمله انباشت دانش داشته که میتوان به امتداد آن نیز در یک فضای کارکردی فکر کرد .عکس از رویداد روشنا (شبکه جوانان) سال ۹۸ </description>
                <category>علی عباسی</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Aug 2023 16:28:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جستاری در سبک زندگی و معیشت</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_abbasi/lifestyle-cq3mdk1ccybq</link>
                <description>باسم الحقمقدمهمتن پیش رو جستاری است حوالی مفاهیم سبک زندگی و معیشت اسلامی ، مباحث حوزه شغل و توصیفی نه چندان فنی است با نگاهی نقادانه از وضعیت فعلی صحنه اجتماعی از زاویه نگاه همان کلید واژه های ذکر شده ؛ که به جهت نقد و بررسی به پیشنهاد برخی عزیزان ، روی این صفحه مجازی قرار گرفت تا ان‌شالله نقد نظر خوانندگان و اساتید و دوستان ، منیر راه گردد و  سرمایه امتداد مسیر.این نوشتار هرچند به کمک و همت برخی دوستان و مباحثه با ایشان حاصل شد ، کاستی ها و قصورات نوشتاری و تحلیل ها و جمعبندی های ناروا ، جملگی متوجه نگارنده است و برادران عزیز اقا مصطفی زارع و امیرمحمد اقای کیانی و آقا امیر محمد شعاعی و ... که محضرشان برای تکمیل این سیاهه استفاذه کردیم.به تاریخ پاییز و زمستان 1401 در مجموعه جنانتعریف سبک زندگیچندین تعریف از نگاه دانش مندان برای اصطلاح لایف استایل یا سبک زندگی به کار رفته . به طور کلی این معنا از نگاه دانشمندان متاخر مغرب زمین بیشتر مستعمل بوده و به نوعی یک واژه فرنگی است .میشود به نوعی سه رویکرد کلی برای تعاریف معمول و مشهور از سبک زندگی افراض کرد ؛ (شریفی 91) : دین شناسانه ، جامعه شناسانه ، روانشناسانهبعضا جامعه شناس ها ،وبر را مبدع این مفهوم میدانند و بعضی اندیشمندان ،  روانشناسی را .رویکرد اول رفتار را مورد ارزیابی قرار میدهد هر چند به دخالت مقولات ذهنی را بر رفتار تایید میکند اما برای سبک زندگی عمدتا رفتار ها را مورد مطالعه قرار میدهند ، گزوه دوم اما بیشتر به جنبه های ارزش ها و نگرش ها را درون سبک زندگی میداند . مانند مطالعات بازاریابی و...قبل از اینها اما سبک زندگی تعریفی برای توجیه طبقات اجتماعی بود . طبقات اجتماعی که نوعا وابسته به جایگاه اقتصادی مردم در اجتماع بود . به نوعی که رفتار اجتماعی و یا همان سبک زندگی را عمدتا برخواسته از طبقه اجتماعی میدیدند اما با ظهور پدیده های مدرن بعد از انقلاب صنعتی به خصوص دوم وسوم که دسترسی به اطلاعات را متفاوت کرد این نگرش به حاشیه رفت و عوامل تحت اختیار انسان نقش موثر تری در انتخاب نوع و سبک زندگی پنداشته شد .مصرف را گویی از آن جهت معادل / کنترلگر سبک زندگی دانسته اند که متر و معیار خوبی برای اندازه گیری است ، به راحتی میتوان نسبتی میان اندازه مصرف محصولات از کالا ها گرفته تاخدمات و حتی رسانه را اندازه گرفت و ملاکی برای دسته بندی سبک های زندگی دانست و جتی می توان عناصری را برای کنترل و مداخله گری به کار گرفت.در بیان ولی فقیهاز زاویه نگاه رهبری  ، چندجا به این موضوع اشاره شده ؛ که محکماتش را مرور میکنیماولا در تشریح موضوع تمدن ، (سال 91) آنجا که تمدن را به دوبخش ست افزاری و نرم افزاری تقسیم کردند و سبک زندگی را معادل آن بخش نرم افزاری یا بخش اصلی / متنی تمدن دانستند ، در اینجا اقا سبک زندگی را به مصادیق آن تشریح میکنند که دایره وسیعی از حوزه رفتار ها ، مصرف (خوراک و پوشاک و...) و حتی موضوعاتی که عمدتا در دایره فرهنگ دیده میشود مانند خط و زبان را در دایره سبک زندگی تعریف میکنند .جای دیگر در تشریح پایه ها و عرصه های اصلی تمدن یکی از عرصه های چهارگانه پیشرفت را سبک زندگی نام میبرند و در کنار سه عرصه ی دیگر یعنی فکر ، علم ، معنویت و اخلاق قرار میدهند .جای دیگر هم دربیانیه گام دوم اخرین بند از توصیه های 7 گانه موضوع سبک زندگی است که رهبری ترشیح آنرا به فرصتی دیگر موکول کردند که گویی آنجا مجال پرداخت آن نبوده است .حال خود این تسویف و به آینده سپردن چنین مهمی از سوی ایشان تامل است.رفتار اجتماعی و سبک زندگیاما اگر سبک زندگی را بیشتر متوجه حیثت اخلاق اجتماعی بدانیم و خارج از پارادایم مصرف به آن بپردازیم ، مثلا موضوعاتی مانند رفق ، تعاون ، اخوت ، راستگویی وعلم و اخلاق و... را در نظر بگیریم در متون کهن اسلامی نیز بدان اشاره شده است .بنا بر تحقیق استاد هجری ، این واژه مولد (تمدن) تقریبا از قرن 4 مستعمل بوده و از عبارت مدنی‌بالطبع (اشاره به فطری بودن روابط اجتماعی در انسان دارد) استخراج شده ، رفته رفته در معماری مفاهیم تمدن اسلامی جاگیری شده و در آثار بزرگانی چون مسکویه راضی ، خواجه نصیر طوسی و حتی عمای متاخرنیز به کار رفته ، این موضوع خود نشان میدهد که جایگاه اخلاق اجتماعی در تمدن اصلی و متنی است ، چراکه در عمده متونی که پیرامون تمدن نگاشته شده ، از اخلاق اجتماعی سخن رفته و به بدان اصالت بخشیده شده  هر چندبا مداقه در آثار روشنفکران متاخر که عمدتا دوران مشروطه و پس از آن شهرت داشتند ، میتوان گفت متاثر از جلوت تمدن غربی و اروپایی ، سخن پیرامون مسائل دیگر و بعضا حتی اصالت بخشیدن به آن موضوعات مانند اختراع و اقتصاد و ... نیز داشتند. اینکه جایگاه اقتصاد و معیشت در تمدن کجاست و چه نقشی در آن میتواند داشته باشد جلو تر به آن خواهیم پرداخت .(کتاب تبار تمدن ،سجاد هجری)نوع نگاه دیگری که میتوان به حوزه سبک زندگی داشت و به نوعی خارج از قواعد نظامات اجتماعی به آن پرداخت ، نگاه به حوزه بینش ها و نگرش هاست . همان چیزی که در سطور بالا تحت عنوان نگاه روانشناسانه به تعریف سبک زندگی پنداشتیم .اگر حوالی همین نگاه را در منظومه های تربیتی اسلامی پی بگیریم به ویژه در آثار امام خمینی خواهیم دید ساحات انسان به 3 بخش تقسیم شده است ، ساحتی بینشی که مربوط به حوزه اعتقادات و و مبانی نظری و حکمت نظری فرد است . ساحتی گرایشی که مرتبط با قوای روحی و امیال انسان است و ساحتی رفتاری که بر گرفته از دوساحت دیگر است و خروجی عملی فرد است .و بیشتر آنرا باید در مطالعات انسانشناسی پی گرفت و جست و جو کرد .اما آنچه که اینجا برای ما میتواند فایده راهبردی داشته باشد این است که آیا برای تغییر در سبک زندگی یک جامعه باید از فکر شروع کرد و جریان فکری را به دست گرفت در آن صورت سوال پیش می ید که تا چه میزان کنترل و تنظیم معادلات فکر مردم میسور است ؟ و ثانیا تا چه حد مشروع ؟ احتمالا پاسخ را باید حول موضاعاتی مانند تبیین (قد تبین الرشد من الغی ) جست و جو کنیم .اما آیا این تمام ماجراست ؟ و باید تاماً به مقوله تبیین بپردازیم تا تبین میسر شود؟یا ابزار های دیگر تنظیم گری رفتار مردم باید استفاده شود ؟یا برای اصلاح و تغییر در رویه های اجتماعی سبک زندگی بیشتر باید به مقوله مصرف پرداخت و با سیست های تنظیم گری در حوزه مصرف ، سبکزندگی مردم را نیز تحت الضعاع قرار داد!؟تیلر در کتاب مشهورش بنام سقلمه/تلنگر ابزاری را برای تنظیم گری معرفی میکند که برگرفته از مطالعات اقتصاد رفتاری است و در آنجا تفکیکی میان سیاست های تنظیم گری رفتاربه صورت نرم و رفتار های اقتدار گرا و قهری برای تنظیم روابط اجتماعی که به صورت قانون معمولا درمی آید و در حاکمیت اسلامی هم در غالی تعذیر و حدود و... مویدات آن اشاره شده را میتوانیم دریابیم.ما اما ادعا داریم ، چاره جای دیگری هم میتوان یافت ؛ تنظیم گری رفتار با رفتار . بررسی چرخه(سیکل)تشدید و تعادل در ادبیات رفتار شناسی اجتماعی البته حرف شاذ و جدیدی نیست ، دانشنمدانی مانند پیتر سنگه در حدود صد سال اخیر نوعی از معادلات تحلیل سیستم (سیستم داینامیک) را وارد ادبیات تحلیل رفتار اجتماعی کردند . حال ما میگوییم با پیشرانی بعضی رفتار های رفتار ساز مانند حوزه کسب و کار میتوانیم متغیر هایی نسبتا مستقل در جامعه مورد نظر داشته باشیم که قابلیت جریان ساز بودن و ایجاد یک سیکل اجتماعی را دارند، و اینجا دقیقا به موضوع کسب و کار و الگوی تامین معاش اشاره داریم .به عنوان مثال اگر چرخه های پایدار اجتماعی را بررسی کنیم چه با زمینه های مثبت مانند ورزش ، خانواده و.. و چه در زمینه های منفی و آسیب زا مانند اعتیاد ، طلاق و... متوجه لااقل یک مولفه اقتصادی / اکونومیک مقوم هستیم. به ویژه جریان های کسب و کار که جریان درآمدزایی ایجاد کرده و عده ای از آن ارتزاق میکنند.البته منکر سایر رفتار هایی که میتوانند جریان ساز باشند نیستیم ، به عنوان مثال در حوزه ورز رهبری ، توصیه جدی به ورزش قهرمانی دارند ؛ خود این رفتار ، هنجار ساز است و زمینه ورزش عمومی را فراهم میکند و قطعا در تحلیل چرخه اجتماعی منظور (زیست بوم ورزش) نقش جدی دارد . اما در ادامه دلالت های خود را برای تاکید بر عنصر معاش با محوریت شغل و مولفه های حول آن بررسی میکنیم.البته جا دارد در این زمینه تحقیقات و پیمایش های اجتماعی برای اثبات یا رد این موضوع انجام شود .اجمالا بنا به استقرا ناقش هم میتوانیم به نتیجه ای نزدیک به همین دست یابیم. وقتی اثرگزاری پلتفرم هایی مثل تپسی ، دیجیکالا، اینستاگرام و... را مشاده میکنیم ، آنرا با اثرگذاری و تنظیم گری معادل این نهاد ها در حاکمیت مقایسه میکنیم ؛ متوجه اثرگزاری آن در عرصه تنظیم رفتار و... را متوجه هستیم .شغل و سبک زندگیدر نگاه اسلامی شغل مترادف درآمد زایی به کار نرفته است یعنی آن توصیه به کار که در نصوص دینی بسیار مورد توجه است نوعا به خاطر خدمت اجتماعی فرد در نظر گرفته شده ، هر چند توصیه به اکتساب روزی و رزق حلال هم بسیار در روایات سفارش شده ، اما احتمالا آنچه که اصالت دارد کار است از جنبه اجتماعی (رجوع شود به کار از دیدگاه شهید مطهری)اصلا متن روایات نیز به طور صریح به کار و شغل و حرفه موضوعیت بلکه اصالت میبخشد ، چه آنجا که میفرماید عبادت 9 جز است و یکی از آن طلب روزی است و چه آنجا که حضرت رسول (ص) از نداشتن حرفه نهی و امرار معاش از طریق دین نهی میکنند در واقع بیان نظام ارزشی است که جایگاه کار را نه فقط برای ثروت بلکه برای هدایت مطرح میکند.همانطور که در سند مقدمه ماجرای جنان روایت توسعه تمدن غرب (مادی گرایی و...) بررسی شده ، آثار شغل و جریان درآمدی را در میتوانیم در فرایند مدرناسیزیوم مشاهده کنیم . چه آنجا که آن فرهنگ و تمدن ، مفاهیم خودش را از دریچه ساختار ها وارد دنیای محصولات کرد و چنین فراگیر شد ، درنتیجه مردم برای امرار معاش خویش چاره ای جز تولید و توزیع و مصرف آن نداشتندو چه آنجا که آن محصولات وارد فضای ممالک اسلامی/شرقی از جمله ایران شد ، هر چند با واکنش تلخ برخی علما و نشان در سبز برخی منورالفکران ، اما به هر حال طوری شد که کسب و کار عمده مردم دچار تحول شد که حتی الان زندگی همه ما اگر وابسته به به آن محصولات و به تبع مفاهیم نباشد ، تماما مرتبط است .اما این تحول در صورت ، چه تغییری در معنا ایجاد کرده است ؟ ، که بعد از چندصد سال دوران پسامدرنیته دانشمندان و متفکرانی از شرق و غرب ، مسلمان و غیره علیه آن فریاد کردند و میکنند!جریان متون و محتوایی که علیه دنیای استارتاپی خروشیدند و جریانی که در جست و جوی معنا از کسب و کار تا سایر شئون بر این نظم موجود تافتند .در این چند بند پیش رو میخواهیم به توصیف وضع موجود بپردازیم و بعضا ریشه های آن در معانی دینی دریابیم تا شاید به چاره ای رسیدیم و بتوانیم مدل/مدلهایی مطلوب برای آینده طراحی کنیم.1- اصالت پول در معادلات اجتماعیچه در مقام نظر و تئوری ، کلان نظام های اقتصادی مطرح دنیا پول را محل تمرکز پارادایم های خود قرار میدهند و چه در مقام عمل و مشاهده در جامعه امروزه رد و پای همه چیز را در پول میبینم. جی دی پی معیار پیشرفت و رشد اقتصادی قرار میگیرد وحتی برای ارزیابی موضوعاتی مانند عدالت و فقر نیز پول را معیار قرار میدهند (شاخی هایی مانند ضریب جینی و...) . در چنین فضایی کار نیز معادل پولی دارد حتی برای جان انسان ها نیز ارزش مالی قرار میدهند ، وزیر دولت در پاسخ به جان باختن عده ای انسان در اثر سانحه تصادف ، بیمه را جبران کننده موضوع میداند و در فرایند برنامه ریزی بودجه برای احداث یک پل مثلا مقدار خسارت وارد شده به آسیب دیده ها را محاسبه میکنند و هزینه فایده میکنند که احداث به صرفه است یا خیر و نمونه های بیشتر را همه مشاهده میکنند . و این تازه وضعیت کشوری است که  آرمان های اخلاقی را داعیه دارد و مردمی شریف که هنوز پایبند به اصول اخلاقی اعتقادی هستند  .2- انبوه سازی/پردازی ناشی از اشاعه مفهوم بهره‌وری ، معنا زداستاسمیت که اکنون او را پدر علم اقتصاد میدانند ، در توصیف یک کارخانه اینطور می‌نگارد :یکی سیم را به صورت مفتول در می آورد ، دیگری آنرا صاف میکند ، سومی انرا میبرد ، چهارمی آنرا نشانه گذاری میکند ، پنجی سرشرا تیز میکند و... من کارخانه کوچکی را از ای نوع دیدم که فقط ده نفر در آن کار میکردند و و روزانه بیش از 48 هزار سنجاق تولید میشد اما اگر قرار بود به تنهایی کار کنند قطعا هیچ کدام نمی‌توانستند بیش از 10 سنجاق در روز تولید کنند .در واقع او دیدگاه افراطی تری حتی نسبت به انسان داشت که خلاصتا میگوید انسان ها صرفا برای پول کار میکنند و اساسا علاقه ای به کار کردن ندارند . این گونه نظم اجتماعی در کار که با تکیه بر مفهوم بهره‌وری مادی موجب شکل گیری کمپانی های بزرگ ، کارخانه و مجموعه هایی است که معمولا انسان ها در آن به کار معنی داری نمیپردازند ، حاصل این نگرش است. قبل تر از شکل گیری این مفاهیم افراد در کارگاه هایی کوچک تر که خود خالق محصول نهایی خود بودند مشغول به کار بودند ، بدین ترتیب احساس معنا دار بودن بیشتری در کار میکرند ، رفته رفته با درگیری های بی نهایت عالم جدید و این گونه نظم جدید این احساس از آنها گرفته شد و حتی میتوان گفت به همین سبب به آن نظریه دامنه بیشتری داده شد ، که گویی واقعا آدم ها صرفا برای پول کار میکنند .(برگرفته از کتاب چرا کار میکنیم؟_بری شوارتز )3- چاق شدن دولت ها ، کارمند پروری و ناکارامدی بروکراسی در نبود ساخت اجتماعی پایدارهنگامی که دولت ها بزرگ و بزرگتر میشوند و ادعای تامین همه نیاز های شهروندان را دارند ، بالاخره تاحد زیادی جلوی مشارکت عمومی مردم گرفته میشود . نمونه این امر را در تحلیل جهادسازندگی به عنوان یک نهاد مردمی و انجلال آن در جریان حاکمیت میتوان مشاهده کرد .(بنا به قول دکتر نعمتی). هنگامی دولت سازندگی روی کار آمد ، تولی مدیریت و توسعه عمران و سایر شئون مملکت را به عده گرفت ، یه این ترتیب سازه اجتماعی جهاد که داوطلبی اداره میشود باید در ادارات و وزارتخانه های منحل میشد و باقی آن با وزرارتجهاد کشاوری تلفیق . طی این فرایند چندین ساله مشارکت مردم در اداره و مدیریت کشور از سطح منابع گرفته تا اجرا و مدیریت و حتی راهبری تقلیل پیدا کرد.تا در دوره گسترش گروه های جهادی و پاگرفتن دوباره فرهنگ تعاون با تدبیر رهبر حکیم جانی تازه به مشارکت عمومی بخشیده شد. هر چند ترکش های روند اداری شدن و بروکراسی که میراث دوران رضاخانی است هنوز بر جان جامعه باقی مانده . این حجم از درخواست برای استخدام در مجموعه های حاکمیتی و تمایل به اجیر شدن که خلاف فطرت انسانی است و خلاق نص صریح اسلام (نهی از اجیر شده و...) گواهی بر همین موضوع است .امروزه ما نهاد هایی را در سطوح مختلف کشور مشاهده میکنیم که صرفا پرداخت حقوق منابع انسانی و اداره آن ، توان ابتکار عمل و حتی پشتیبانی از عملیات صف را از آن گرفته ، این ثمره درخت خبیثه نظام بروکراسی است .4- تفکیک کار از زندگی و محتوا از عملدرست از همانجایی که قوه عاقله جامعه از قوای عملکردی آن تفکیک شد ، فاصله بین معنای زندگی و کار هم دامنه دار شد. به قدری که الان بسیار انسان شریف میشناسیم که به کاری مشغول اند که بدان علاقه ندارند و آنرا رسالت اصلی زندگی شان نمیدانند حال بعضی شان ، کمی شریف تر بکاری عام المنفعه یا... مشغولیت دارند و هر چند وقت ناچیزی نسبت به شغل اصلی ازشان میگیرد ، اما در این زمینه احساس رضایتمندی بیشتری دارند .این مسئله هم البته ناشی از همان دیدگاه به انسان و کار است ، وقتی رسالتی برای آدمی تعریف نشود و جنبه‌های اجتماعی وی کمرنگ شود و... این جنس مسائل ، اقل آسیب های زاییده شده است. حالی شان ومنزلت انسان که میفرماید ، انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه  و... آیا نباید جامعه انسانی جملگی رسالتی جمعی و فردی داشته باشند؟ پس آیا دعای حضرت یاد داده اند بما که اللهم استعملنی لما خلقتنی له  به تکلیف مندی فردی انسان ها دلالت نمیکند؟5- رهبران و مدیران کسب و کار ها ، رهبران اجتماعی حال و آیندهامروز نویسنده ها و متفکران دنیای غرب و شرق به رهبری اجتماعی مدیران کسب و کار ها اذعان دارند.این واقعیت خوب یا بد دارد اتفاق می‌افتد ، همانگونه رهبری اجتماعی تا حدی به دست سلبریتی ها ، بازیگریان و بازیکنان ورزشی و... افتاد . آنچه مهم است فعلا نحوه مواجهه ما با این پدیده است . نوجوانان کم کم دنبال کننده مدیران کسب و کار و امثال استیو جابز و ایلان ماسک و بیل گیتس و... هستند و کم کم حتی مالکوم ایکس ها و چگوارا ها و... فراموش میشوند و حتی شاید ناموران مشهور سیاسی امثال چرچیل و... هم به حاشیه روند. فعلا آنچه مهم است پول است ، خواه به خاطر بحران ها و شرایط ناخشایند مالی باشد ، یا به خاطر نظام ارزشی_ فکری حاکم بر جوامع . البته هنوز این سونامی سرزمین ما را به آن شدت فرانگرفته اما کمین آن قریب است .معیشت اسلامی چیست؟معیشت را لفظا البته معانی مختلفی آورده اند ، چه بسا بتوان گفت این واژه تا سطحی دچار تحول معنایی هم شده باشد، این تعریف مختار از معیشت اما برای توضیح بعد نظری و ارائه مدل مفهومی است که بیشتر به جنبه درآمدی ، کسب و کار و تاحدی به شغل اشاره دارد. همان جنبه ای که با امرار معاش و... به ذهن متبادر میشود . هر چند در گذشته گویی این معنا صورت کلی تری داشته و نزدیک تر به آنجه که امروز سبک زندگی مینامیم بوده است ، لکن به طور دقیق تمام آنرا در برنمیگیرد . بأی نحو ای واژه ها چون در ادبیات و فضای دیگری وضع گشته اند تماما به هم منطبق نمیشوند . بهر حال اینجا منظور از معیشت همان جنبه عمومی اقتصادی فرض میشوداما چیزی فرا تر از شغل و کسب و کار ، در ادامه ان شالله معنای دقیق تر آن عرضه میشود.با مقدمه ای که بیان شد ، عیان گشت ، خلاء احصا شده در حوزه سبک زندگی ، مدلسازی در حوزه معیشت است ، که ابتدائاٌ از فضای کسب و کار شروع میشود . حالی برای تنقیح این مطلب (معیشت اسلامی) ناگذیریم از ارائه مولفه های اصلی آن که تعریف دقیق آنرا شکل میدهد. ذیلاً این مولفه ها را با تاکید بر محور معیشت در سبک زندگی بررسی خواهیم کرد.مولفه ها / رویکرد های مهمالف - مسئله دار بودن و قابلیت فراگیریمسئله را در معروف ترین اقوال فاصله بین موجود تا مطلوب تعریف کرده اند ، یا در بعضی تعاریف به نوعی مشکل ، ریشه مشکل یا یک عارضه نیازمند وارسی دانسته اند . سوال اصلی این است که آیا معیشت اسلامی باید الزاما یک مسئله اجتماعی (به معنای جمعی اعم از سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و...) را حل کند ؟ و آیا باید این روش حل مسئله الزاما نوآورانه باشد و این یعنی عمده پاسخ های کهنه کفاف حل مسائل جامعه کنونی مسلمین را نمیدهد؟سوالی که بعد از پاسخ آری پیش می آِید این است که حال چنین چیزی چقدر قابلیت تعمیم و فراگیری دارد ؟ یعنی مگر میتوان برای همه چنین چیزی فرض کرد که مشغول به کاری باشند که مسئله اجتماعی حل میکند و آنهم به صورت نوآورانه ؟البته واضح است که در هر مسیر آرمانی و ایده آلی که تصویر میشود ، طراحی مقصد و هدف کلی (که اینجاموضوعیت داشت) و روش رسیدن به آن یکی نیست . یعنی این &quot;شدن&quot; ، دفعی نیست و اگر شرایط کنونی با آن مقصد مطلوب قرابت ندارد ، دلیل بر رد آن نیست ، اما به هر حال شدنی بودن (کارکرد) مدل ولو به زمان طولانی باید در نظر گرفته شود .ب - سود اجتماعی وجنبه تربیتیهمانطور که قبلا اشاره شد ، بعضی علما اعتقاد به فضل مشاغل به یکدیگر دارند ، به عنوان مثال هم در دروس اخلاق اقا مجتبی تهرانی ،و هم در جلسات شرح فقه المکاسب حجت الاسلام کشوری پیرامون موضوع مشاغل نهی شده و توصیه شده بحث شده است . آقا مجتبی آنرا دلالتی بر نظر تربیتی اسلام در فضای کاری دانسته اند و میگویند هم نهی از آن مشاغل و هم توصیه به این مشاغل ، بخاطر اثر تربیتی شان بر روح انسان است . در حالی که حجت الاسلام کشوری ادعا میکنند شارع در صدد بیان نظام ارزشی ای برای طبقه بندی مشاغل است و مشاغل بعضا به هم دارای فضل اند. مثلا عمده ترین دلیل توصیه به یک شغل را که مهم ترین ارزش در انتخاب شغل است ، سود اجتماعی میدانند. مثلا استدلال میکنند به این دورایت که اولا ترک تجارت موجب نقصان عقل است و دوما مدارا نیمی از عقل است ، در نتیجه در این روایات عام (روایاتی که به طور کلی حرفه دار بودن و کسب روزی را توصیه میکنند) هم به نظام ارزشی مبتنی بر سود اجتماعی (ارتباطی) دلالت میکنند.البته عقلا هم میتوان نوعی به این نتیجه رسید ، که این همه توصیه اسلام پیرامون مسئله شغل و معاش ، که نوعا بدیهی قلمداد میشود ، میتواند حاکی از اصالی بودن جایگاه این مفهوم در نظام اقتصادی مد نظر اسلام باشد.البته هر دو نگاه با هم قابل جمع است که یکی بیشتر به جنبه اجتماعی کار اشاره دارد و آن یکی در مقام توضیح جنبه تربیتی کار بر روح انسان است .(مثلا هر دو بزرگوار از روایات نهی از مشاغل مکروه بحث میکنند)[1]ج - مقوله مهم واجبات نظامیهبحث دیگری اینجا قابل بررسی بیشتر است ، این است که حال که جوامع مسلمین به گونه ای شکل گرفته که چنانچه بعضی مشاغل نباشند نظام اجتماعی دچار اشکال میشود. مثلا امروز غسال و قصاب و صراف که از اشتغال به آنها نهی شده است ، بخضی از نیاز های اصلی جامعه را رفع میکنند و بدون آنها زنجیزه تامین شکل نمیگیرد. اگر به مرور زمان بتوان بعضی آنها را از حالت ضغل بیرون آورد اما همه آنها را نمیتوان. مسئله بعدی این است که اگر واجب نظامیه را بپذیریم و بگوییم امر اجتماعی بر امر فردی مقدم است ، آیا ورود به آن مشاغل (ولو به قدر کفاف)کراهتی ندارد؟ این سوالی است که باز البته در علوم فقه و اصول باید آنرا جست که البته اینجا صرفا به اندازه اشاره و طرح سوال بحث شد.در سطح تاکتیک – شیوه هایک نوع نگاه کلی به دین این است که عمدتا در دستورات شرع مقدس قواعد حول روش ها و چگونگی هستند تا حول چیستی و هدفگذاری ، این نگاه اینگونه ادامه میدهد که چندان مهم نیست چیزی که طراحی میکنیم در چه موضوعی باشد و نگاه شارع به این موضوع مسطح است و گویی کار ها از حیث موضوع به هم فضلی ندارند ، اما در روش و چگونگی بسیار قواعد بیشتری وجود دارد (البته منکر توضیه های دین به در موضوع شغل نیست که در بالا بدان اشاره شد).باری ، مسئله این است که در خود حوزه روش ها (چگونگی) روشی برای تولید دانش (یا فضل بعبارتی) وجود دارد؟ یا اینکه به قاعده شورا نگهبانی (رد مخالفت های محرز با نص) باید عمل کرد! این سوالی است که چه بسا به نظریات علمای اصول بستگی داشته باشد.البته دیدگاه های دیگری هم وجود دارد که میگوید تمام نظر اسلام در مورد کسب و کار در کتاب مکاسب شیخ نیست ، بلکه چه بسا غرض مصنف نیز همین نبوده.به هر حال این مهم باید در تحقیق مفصل تری پیرامون این مهم بررسی ضورت گیرد.به عنوان مثال حجت الاسلام کشوری در جلسات فقه المکاسب ادعا میکنند ، نظام ارزشی حاکم بر اقتصاد نوین اسلامی باید از طبقه بندی مشاغل و ارز های حاکم بر آن شروع شود (که البته تا حدی شرح داده شد)کسب و کار اجتماعی و معیشت اسلامیمحمد یونس خالق عنوانی چنین است ، کسب و کار اجتماعی . در واقع کسب و کار هایی که علاوه بر عایدی مالی ( یعنی غیر انتفاعی نیستند) به دنیال حل مسائل اجتماعی اند . یونس خودش اولین بانک جهانی که وام خرد به فقرای منطقه بود را راه انداخت ، بعد ها با نوآوری های اجتماعی که به خرج داد ، با تاسیس کارخانه و... سعی بر اصلاح سوءتغذیه ، ورود به مسائل زیست محیطی و ... در منطقه داشت ، و همه این ها را با کسب و کار ها و تشکل هایی مولد جریان مالی که پایداری ایجای میکنند انجام داد .سایر مولفه های اثر بخش در سبک زندگیهر جند ادله فوق الذکر در جهت اثبات کلیدی بودن مسئله معاش (به معنای جریان کسب درامد) در حوزه سبک زندگی است و به تبع در فرایند شکل‌گیری تمدن جدا موثر است ، اما نباید نقش سایر مقولات را نادیده گرفت بلکه باید با نگاهی منظومه وار مقولات و مسائل اقتصادی را به درستی جانشانی کرد.در واقع باید اقرار کنیم که به طور اجمال میدانیم نظر علمای متاخر جز این بوده است که اقتصاد زیر بناست . برای مثال در جریان نقد مارکسیسم در اوایل انقلاب شهید مطهری و طیف ایشان در مقابل اندیشه های مارکس که اقتصاد را زیر بنا میدانستند.یکی از اساتید (حوزه پیشرفت و مسائل اجتماعی) در توضیح کلان نظامات اجتماعی میگوید ، دو نظام اصلی وجود دارد ؛ نظامات عدل و نظامات احسان . عمده معادلات بیع و مکاسب در در حوزه نظامات عدل است ، اما انفاق ، صدقه ، تعاون ، رفق و... در حوزه نظامات احسان است . بایستی این دو توامان فربه شود چه بسا دومی اولویت رتبی هم داشته باشد ....[1] فَقَالَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا اَلسَّبَّاءُ فَقَالَ اَلَّذِی یَبِیعُ اَلْأَکْفَانَ وَ یَتَمَنَّى مَوْتَ أُمَّتِی وَ لَلْمَوْلُودُ مِنْ أُمَّتِی أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ اَلشَّمْسُ وَ أَمَّا اَلصَّائِغُ فَإِنَّهُ یُعَالِجُ غَبْنَ أُمَّتِی وَ أَمَّا اَلْقَصَّابُ فَإِنَّهُ یَذْبَحُ حَتَّى تَذْهَبَ اَلرَّحْمَهُ مِنْ قَلْبِهِ وَ أَمَّا اَلْحَنَّاطُ فَإِنَّهُ یَحْتَکِرُ اَلطَّعَامَ عَلَى أُمَّتِی وَ لَأَنْ یَلْقَى اَللَّهُ اَلْعَبْدَ سَارِقاً أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنْ أَنْ یَلْقَاهُ قَدِ اِحْتَکَرَ طَعَاماً أَرْبَعِینَ یَوْماً وَ أَمَّا اَلنَّخَّاسُ فَإِنَّهُ قَدْ أَتَانِی جَبْرَئِیلُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ شِرَارَ أُمَّتِکَ اَلَّذِینَ یَبِیعُونَ اَلنَّاسَآن مرد خطاب به رسول خدا صلی‌الله علیه و آله عرض کرد: «سباء» کیست‌؟ فرمودند: او کسى است که کفن مى‌فروشد و مرگ امّت مرا آرزو مى‌کند و این در حالى است که نوزادى از امت من براى من ازآنچه آفتاب بر آن بتابد دوست‌داشتنی‌تر است! و اما زرگر همواره درصدد مغبون کردن امت من است؛ و اما قصاب آن‌قدر ذبح مى‌کند که رحمت از دلش مى‌رود؛ اما گندم فروش، طعام امّت مرا احتکار مى‌کند، اینکه بنده‌اى به‌عنوان دزد باخدا ملاقات کند بهتر از آن است که با او ملاقات کند درحالی‌که چهل روز طعام را احتکار کرده است؛ اما برده‌فروش، جبرئیل نزد من آمد و گفت: اى محمد! بدترینِ امّت تو کسانى هستند که انسان‌ها را مى‌فروشند.در بخش دوم، حضرت به علت ناپسند بودن هر شغل اشاره می‌کنند که لازم است همه متن باهم گزارش شود تا از ایجاد شبهه جلوگیری شود.</description>
                <category>علی عباسی</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Aug 2023 19:23:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتکاب</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_abbasi/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%A8-qlvdakbcaieu</link>
                <description>به اسم الله تعالی ...چندان اهل صفحات مجازی نبودم ، به تشویق دوستان چند وقتی تست کنیم ، شاید فایده کرد !«حرف»ی بزنیم که موجب «حرکت» باشهفعلا مباحثی از #تیم و # کسب_و_کار_اجتماعی  و مسائل #توسعه  و #محرومیت_زدایی و امثالهم.</description>
                <category>علی عباسی</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Aug 2023 23:06:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>