<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی رضایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ali_e_rezaei</link>
        <description>بنیان‌گذار آژانس خلاقیت پیلبان، علاقه‌مند به بازاریابی،‌کارآفرینی و چای ایرانی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:59:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/40915/avatar/SB7WNC.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی رضایی</title>
            <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لاجیک بولی کیه؟ و قلدری منطقی چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/%D9%84%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%88%D9%84%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D9%82%D9%84%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%87-xtsjqmkkcbtq</link>
                <description>حتما شما هم در مقابل کسی قرار گرفتید که با ژست منطقی و آوردن شاهد و دلیل حرف خودش رو طوری به شما تحمیل می‌کنه که راه گلوتون بسته شه و به خودتون اجازه ندید در برابر منطق زورگویانه ولی درست طرف مقابل استدلالی بیارید یا از احساستون بگید. آدام گرنت نویسنده‌ی کتاب Think again اولین کسی بود که از عبارت Logic bully استفاده کرد و این‌طور توضیحش داد. &quot;لاجیک بولی کسیه که دیگران رو با استدلال‌های منطقی بدون پایان خودش شکست می‌ده.&quot; به عبارت دیگه لاجیک بولی کسیه که با آوردن دلیل و مدرک نقطه نظر و تفکر خودش رو به بقیه تحمیل می‌کنه. لاجیک‌ بولی‌ها سه ویژگی مشترک دارند. ۱- احساسات دیگران رو نادیده می‌گیرن. ۲- استدلال‌های خودشون رو نسبت به بقیه منطقی‌تر می‌دونن.۳- به جای همراه کردن و یاد دادن، سخنرانی می‌کنن. من وقتی با این واژه و مفهومش آشنا شدم متوجه شدم که خیلی از اوقات دیگران رو لاجیک بولی کردم. متوجه شدم وقتی توی زندگی مشترک همسرم بهم میگفت بعضی وقت‌ها منطقی شدنت من رو می‌ترسونه یا وقت‌هایی که توی محل کار شونه‌ام رو بالا می‌انداختم و می‌گفتم این خیلی منطقیه چرا بقیه متوجه حرف من نمی‌شن، بدون اینکه بدونم توی این تله افتاده بودم. این سه تا کار به من کمک کرد تا بتونم یه مقدار از لاجیک بولی بودن فاصله بگیرم.۱- با توضیح دادن هدف شروع کنید.در شروع یک بحث هدفتون رو بیان کنید و به بقیه توضیح بدید که برای رسیدن به چه چیزی داریم گفتگو می‌کنیم اینطوری بقیه متوجه دلیل پافشاری و استدلال‌های شما می‌شن و می‌تونن بر اساس تعریف مسئله‌ی مشترک گفتگو کنند. ۲- احساسات رو به رسمیت بشناسید! همیشه منطق کار نمی‌کنه! آدم‌ها احساس دارند و در طول روز بیشتر کارها و تصمیم‌هاشون رو با احساس پیش می‌برند. این واقعیت رو بپذیرید، به احساسات آدم‌ها احترام بذارید و برای لطمه ندیدنش کاری کنید. ۳- به خودتون یادآوری کنید که نوع دیگه‌ای از فکر کردن هم وجود داره. بدونید که به عنوان یک لاجیک بولی احتمالا دچار خطای شناختی همه یا هیچ هستید. (binary bias)، قبل از هر گفتگویی با خودتون تکرار کنید که تنها روش فکر کردن روش شما نیست انواع دیگه‌ای از استدلال و منطق ورزیدن هست که اتفاقاً خیلی وقت‌ها اون‌ها بهتر جواب میده. شما هم از تجربه خودتون بگید.تا حالا با لاجیک بولی‌ها طرف شدید؟ یا تا حالا کسی رو اینجوری بولی کردید؟تصویر رو هوش مصنوعی بینگ ساخته!یک گریزلی در لباس زیبا و رسمی شاید بتونه نمادی از یک لاجیک بولی باشه.</description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Tue, 30 May 2023 18:33:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمپین &quot;به سلامتی&quot; شهرداری تهران واقعاً کمپین بدیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7%D9%8B-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%87-affqzc0q6yji</link>
                <description>سایه‌ی قدرت روی تبلیغات شهری و رسانه‌های محیطی جوری افتاده که هر روز وقتی از خونه بیرون میزنیم منتظریم ببینیم دستگاه‌های حاکمیتی و دولتی چجوری شهر رو کاغذ دیواری کردن و قراره با بیلبوردهای شهر مغز شهروند‌ها رو به رگبار چه پیامی ببندن.چند روزیه سازمان زیباسازی شهرداری تهران کمپین &quot;به سلامتی!&quot; رو روی رسانه‌های محیطی تهران اکران کرده. از راننده اسنپ و دوست و همکار گرفته تا کانال‌های تلگرام متخصصین بازاریابی و اکانت‌های لینکداین در حال  نقد و زیر سوال بردن این کمپین هستند.تصویر یکی از بیلبودرهای کمپین به سلامتی ۱۴۰۲&quot;به سلامتی&quot; تکرار تقریبا شکست‌خورده‌ی کمپین &quot;شهروند سالم&quot; سال ۱۳۹۴ شهرداریه، کمپینی که در زمان خودش توجه زیادی رو جلب کرد و از رسانه‌های تخصصی تبلیغات تا سلبریتی‌ها از اون تقدیر کردند.تصویر از یکی از بیلبوردهای کمپین شهروند سالم ۱۳۹۴اما آیا واقعا این کمپین به همون اندازه که اهالی تبلیغات می‌نویسند بدون خلاقیت، احمقانه، زشت و ضعیفه؟میشه نقدهای تخصصی زیادی درباره‌ی این کمپین نوشت، بعضی از کپی‌ها ضعیف‌اند، کمپین در آرت‌ورک وحدت رویه نداره (گرافیک کمپین در طرح‌های مختلف با تکنیک‌ها و هویت متفاوتی اجرا شده.)، این کمپین به عنوان یک کمپین با موضوع سلامت هیچ ردپای دیجیتالی نداره و …اما حقیقت اینه که با تمام ضعف‌ها، صرف بررسی پیام، کپی‌رایتینگ، آرت‌ورک و استفاده از رسانه این کمپین از خیلی‌ کمپین‌های دیگه که برندهای تجاری به طور همزمان اکران کردند کمپین بهتریه و در خلاقیت و کیفیت امتیاز بالاتری می‌گیره.تصویر یکی از بیلبودرهای کمپین به سلامتی ۱۴۰۲
اون چیزی که باعث میشه این کمپین اثربخش نباشه و ازش بدمون بیاد اینه که پیام کمپین با تصویر برند هیچ سنخیتی نداره. تصویر برند شهرداری تهران در ذهن مخاطب تصویر یک مجرمه. انتقال پیام &quot;ما به فکر سلامتی تو هستیم&quot; از سوی سازمانی که با به خطر انداختن سلامت شهروند از آلودگی هوا گرفته تا مسائل محیط زیستی مجرمه باورناپذیر، مضحک و حتی عصبی کننده است.اتفاقی که باعث میشه این کمپین نه موفقیتی در رسوندن پیام خودش داشته باشه و نه کمکی به تصویر برند کنه.البته از شهرداری تهران توقع میره که برندینگ نفهمه، استراتژی برند نداشته باشه، تصویر برندش رو پایش نکنه و برای تغییر این تصویر کاری نکنه اما این اتفاق خیلی از اوقات برای برندهای تجاری و کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ هم تکرار میشه.مقایسه‌ی این کمپین با کمپین سال ۹۴ هم همین رو نشون میده در اون دوره تصویر برند در بین مردم تصویر سازنده‌تر و بهتریه،‌ در کمپین اثر کمتری از سازمان دیده میشه و حتی تولید آرت ورک به طراحان گرافیک مستقل جمع‌سپاری شده.گزارش کمپین سال ۹۴ توی لینک زیر اومده:https://yun.ir/7s4to6خیلی خوشحال میشم توی کامنت‌ها بیشتر در مورد این کمپین گفتگو کنیم.نظر شما چیه؟</description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Fri, 05 May 2023 21:51:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه شده؟ چه می‌شود؟ چه می‌توان کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-ylzkpkym2cx4</link>
                <description>وضع موجود، سناریوهای احتمالی و راهکارهادر چهار ماه گذشته و در میانه‌ی شرایط بحرانی اقتصادی و اجتماعی کشور با صاحبان کسب‌وکارهای مختلفی از صنایع مختلف نشست و گفتگو داشته‌ام. بحران فراگیر این روزهای ایران تقریبا دامن همه را گرفته. بارها به گروه‌ها یا دورهمی‌هایی با &quot;موضوع چه می‌توان کرد؟&quot; دعوت شدم. چکیده‌ی این گفتگوها را در سه سطح وضع موجود، سناریوهای احتمالی و راهکارها دسته‌بندی کردم.برای ذهن اهل دسته‌بندی من عمده‌ی مشکلات کسب‌وکارها این موارد است:·  کوچک شدن بازار·  کاهش نقدینگی·  تورم غیرقابل پیش‌بینی·  تصمیم‌های محیرالعقول دولت!·  از دست دادن کانال‌های ارتباطی·  عدم امکان مخابره پیام‌های تبلیغاتی به دلیل شرایط اجتماعی·  مهاجرت منابع انسانی·  و موج فراگیر ناامیدی·در کنار این مشکل‌ها سه سناریو اصلی برای ادامه شرایط متصور است:ثبات شرایط فعلی و عادی شدن محیط کسب‌وکار جدید(نرخ دلار ۴۰ تا ۵۰ تومنی، جامعه قطبی و کنترل‌گری شدید حاکمیت)ادامه داشتن  شرایط فعلی در کوتاه مدت و گشایش در بلند مدت(اصلاحات اساسی، توافق،‌ استحاله یا انقلاب ظرف مدت ۳ تا ۵ ساله)ادامه‌ی شرایط فعلی در بلند مدت(فروپاشی اقتصادی، کنترل‌گری افراطی، قطع راه‌های ارتباطی با جهان)و اصلی‌ترین راهکارهای کسب‌وکارها بنا بر وزن‌دهی سناریوهای مختلف این موارد است:·  انتخاب بازارهای کوچک‌تر با توان مالی بالا·  حفظ مشتریان فعلی با خدمات بهینه‌شده برای آن‌ها·  ایجاد جریان درآمد ارزی·  کوچک‌ کردن تیم و کاهش هزینه‌ها·  مهاجرت کسب‌وکار به خارج از ایران·  توقف فعالیت یا تعطیلی کسب‌وکار·  لابی با جریان‌های دولتی و حاکمیتی!از بین همین جلسات و بررسی استراتژی‌های مختلف راهکار اصلی‌تری به نظر ما رسید که بر این تصمیم‌ها مقدم و شرط لازم برای موفقیت آن است که در پست بعدی قصد دارم به آن بپردازم.اما پیش از آن دوست دارم نظر شما را درباره این دسته‌بندی بدانم.کسب‌وکار شما با چه مشکلاتی درگیر شده و چه سناریو و چه راهکاری را انتخاب کرده؟</description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 11:07:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کیومرث، سیب‌زمینی فوری و کلاس برندینگ خانم گودرزی در رستوران جو !!!</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/firstline-employee-touchpoint-iazstjw1abns</link>
                <description>تعطیلات آخر هفته دنبال یک رستوران برای شام بودیم.  بنا شد &quot;رستوران جو&quot; شهرک غرب رو امتحان کنیم.از جایی که توی سالن تقریبا همه‌ی میزها پر بود، یکی از میزهای کنار پیاده‌رو که به لطف درخت‌ها و شمشادها فضای بدی هم نداشت، میز شام ما شد.مسئول سالن رستوران که خانم جوان و خوش‌برخوردی بود، خیلی سریع بالای سر میز ما اومد و خوش‌آمدی گفت و از اینکه امشب مهمونشون شدیم تشکر کرد.راهنماییمون کرد که برای دیدن منو، کد رو اسکن کنیم. تصمیم گرفتیم برای اینکه غذا اضافه نیاد، غیر از غذای اصلی پیش‌غذا سفارش ندیم و برای اندکی رژیمی شدن شام!!! هم فقط آب بگیریم.خانم گودرزی (مسئول سالن رستوران) برای گرفتن سفارش با همون روی خوش اومد. بعد از اجازه گرفتن برای ثبت سفارش و پرسیدن غذاهای اصلی، پرسید که نوشیدنی هم میل دارید؟ من به شوخی و خنده گفتم که نوشابه بخوریم خیلی چاق میشیم دو تا آب لطف کنید، خانم گودرزی با ادامه دادن همون فضای شوخی گفت البته من نمیدونم شما جزء کسایی هستید که با غذا از نوشیدنی طبیعی لذت می‌برید یا نه ولی آب‌میوه‌های طبیعی‌مون هم چاق نمی‌کنه. دو تا آب‌میوه هم سفارش دادیم. قبل از بستن سفارش گفت: «عذرخواهی می‌کنم به خاطر شلوغ بودن رستوران یه مقدار طول می‌کشه تا سفارشتون آماده بشه باید منتظر بمونید.» قبل از اینکه بپرسم حدودا چقدر طول می‌کشه، گفت: «البته سیب‌زمین سرخ‌کرده‌ها فوری هستند و اگر می‌خواید می‌تونم همین الان براتون بیارم تا زمان زودتر بگذره.»در نتیجه ما پیش‌غذا هم سفارش دادیم. هزینه سفارشمون ۵۰٪ درصد بیشتر شده بود اما از دیالوگی که شکل گرفته بود، برخورد حرفه‌ای و پیشنهادهای دقیق لذت برده بودیم و احساس نمی‌کردیم خانم گودرزی چیزی به ما فروخته.همین ماجرا با یک سناریو دیگه برای میز کناری هم اتفاق افتاد:+غذایی که سفارش دادید، خودش دورچین سیب‌زمینی داره، پیشنهاد میدم پیش غذای سیب‌زمینی رو حذف کنید و اگر دوست داشتید نون سیرمون رو تست کنید.- خیلی خوب یه دونه هم نون سیر بذاریدچند دقیقه بعد موقع خوردن غذا، سر و کله یک گربه دور میز ما پیدا شد، خانم گودرزی که نمیدونم از کجا متوجه نگرانی توی چهره ما شد دوباره با همون روی خوش اومد: «نگران نباشید این کیومرثه بهش یاد دادیم از این نزدیک‌تر نمیشه و روی صندلی‌ها هم نمیاد ولی اگر اذیت میشید دورش کنم.»تشکر کردیم و با آرامش در کنار کیومرث شام خوردیم.بعد از خوردن شام، خانم گودرزی در حالی که داشت مثل یک میزبان صمیمی بدرقه‌مون می‌کرد یک کارت دیگه هم رو کرد.-ببخشید خلال دندون دارید؟+راستش خلال دندون نداریم ولی سعی می‌کنم براتون فراهم کنم.در کمال ناباوری خانم گودرزی با موزیک متن پهلوانان نمی‌میرند از سوپرمارکت کنار رستوران با یک بسته خلال دندون بیرون اومد.خانم گودرزی یک تجربه کاربری فوق‌العاده برای ما ایجاد کرد، احتمالاً فروش #رستوران رو توی اون شب به طور معناداری افزایش داد و مهم‌تر از همه گام مهمی در ایجاد تصویر برند برداشت.کارمندان خط مقدم (first line employees) یکی از مهم‌ترین تاچ پوینت‌های برند هستند که معمولا در طراحی #هویت_برند توجهی بهشون نمیشه.نقطه‌ی تماسی که به دلیل ایجاد رابطه‌ی انسانی، اثرگذاری بیشتری نسبت به بقیه نقاط تماس داره.طراحی کردن این رابطه و تخصیص هزینه برای آموزش و انگیزش این پرسنل، تبدیل به سرمایه‌ی #برند میشه.شما برندی رو سراغ دارید که در این بخش تمایز ویژه‌ای ایجاد کرده باشه؟تصویر کیومرث جلوی در رستوران</description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Thu, 26 May 2022 12:38:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامعه شمشادی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-emfi3cnpbzym</link>
                <description>عبارت «جامعه شمشادی» را در بلاگ پستی از امیر ناظمی دیدم و با گوگل کردنش متوجه شدم اولین بار مجید لشکربلوکی در نوشته‌ای با عنوان “ایران و تراژدی جامعه شمشادی” از این عبارت استفاده کرده است. در قسمتی از این نوشته آمده است: &quot;برخی می گویند جامعه‌ ایرانی از قدبلندها تنفر دارد. به همین دلیل ممکن است ثروتمندان و حتی سلبریتی‌هایش را تخریب ‌کندجامعه‌ی ایرانی عدالت را برابر با نابودی قدبلندها می‌داند. به همین خاطر ما با یک جامعه شمشادی روبرو هستیم. جامعه‌ شمشادی یعنی جامعه‌ای که از بزرگ‌ها خوشش نمی‌آید و درخت‌ها و علف‌ها همه شمشماد دیده می‌شوند. جامعه‌ای که قیچی‌هایش برای بریدن آنکه رشد می‌کند، همیشه آماده است.&quot; به نظرم عبارت جامعه شمشادی توصیف بی‌نقصی از جامعه ماست. جامعه‌ای که قیچی‌هایش نه‌تنها برای قدبلند‌ها بلکه برای اصلاح هر گیاهی که بر خلاف الگوهای از پیش تعیین شده رشد کند، آماده اصلاح کردن است.به نظر می‌رسد حاکمیت متولی اصلی تفکر «شمشاد پروری» است و تمام نیرو خود را به کار می‌گیرد تا این تفکر را در مدارس در ذهن کودکان بکارد و جامعه را بر همین اساس رشد دهد و بر این باور است که هزینه‌های اصلاح و حتی ریشه‌کن کردن کمتر از هزینه‌های تحمل تنوع و آزادی است!‌حالا این تفکر فراتر از حکومت در قضاوت و رفتار تک‌تک ما نمود دارد و ما از هر چیزی که شبیه خودمان نیست بیزاریم و داوطلبانه با قیچی‌هایمان به جانش می‌افتیم. (رفتار بر اساس آن‌چه مطلوب حاکمیت است)همان‌طور که تلویزیون، ضابطیان و فردوسی‌پور را به دلیل قد کشیدن و متفاوت بودنشان حذف می‌کند، ما کسی را که در جمع‌مان بیش از بقیه موفقیت به دست می‌آورد را طرد می‌کنیم و اصرار داریم که ثابت کنیم او موفقیتش را بر اساس شانس و اقبال یا بی سر و صاحب بودن مملکت به دست آورده است.همان‌طور که حاکمیت موسیقی زیرزمینی را غیرمجاز می‌خواند یا هر کسی با پوشش متفاوت را سوار ون می‌کند، ما هم مخالف هر کسی با عقیده و طرز فکر متفاوت هستیم.و درباره این بی‌تحملی ما در برابر هر گونه تفاوتی در ظاهر، ‌زادگاه‌، زبان، رنگ، تفکر، عقیده و ... می‌توان ساعت‌ها صحبت کرد.تمام زیبایی طبیعت در تنوع و آزادی موجودات است و کسی از باغی پر از شمشادهای هم‌قد و اندازه لذت نمی‌برد.‌</description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Thu, 02 Apr 2020 12:34:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی یک جدال توییتری: سهم بازار اسنپ‌تریپ و علی‌بابا</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/alibabavssnapp-ehtp4vj703lg</link>
                <description>این اتفاق هم، مثل خیلی از اتفاق‌های فضای استارت‌آپی ایران از یک توییت شروع شد، توییت توحید علی اشرفی CMO علی‌بابا درمورد مقایسه سهم بازار علی‌بابا و اسنپ‌تریپ با استفاده از ابزار گوگل ترندز شروع‌کننده این جریان بود، در جواب این توییت جلال روحانی CMO اسنپ‌تریپ، رقیب را به انتشار آمار فروش برای مقایسه سهم بازار دعوت کرد. این کری‌خوانی توجه کاربران توییتر را به خود جلب کرد و نظرات مختلفی در مورد درست بودن ادعای هر یک از این دو رقیب و روش صحیح محاسبه سهم بازار مطرح شد. در این پست جریانی که در توییتر به راه افتاد را مرور کوتاهی می‌کنم و به این موضوع می‌پردازم که چگونه و با چه ابزاری می‌توان سهم بازار را اندازه‌گیری کرد و ادعاهای مطرح شده تا چه میزان می‌تواند دقیق و علمی باشد.توحید علی‌اشرفی یک اسکرین‌شات از مقایسه دو keyword &quot;علی بابا&quot; و &quot;اسنپ تریپ&quot; در گوگل‌ترندز را توییت کرد که نشان‌دهنده سرچ شدن بیشتر کلمه علی بابا نسبت به اسنپ تریپ است. توییت توحید علی‌اشرفیدر این توییت دو فرضیه مطرح شده است: ۱- ارتباط مستقیم Brand awareness با میزان سرچ شدن نام برند در گوگل۲- ارتباط مستقیم سهم‌بازار با Brand awareness و ارتباط مستقیم سهم‌بازار با نتایج گوگل‌ترندز نتیجه‌ای است که گرفته شده. اما جلال روحانی این استدلال را قبول نداشت و آمادگی خودش برای انتشار آمار فروش اسنپ‌تریپ را اعلام کرد.  و تصویر نموداری رو توییت کرد که نشان‌دهنده رشد فروش بلیط هواپیما در اسنپ‌تریپ است.کاربران مختلفی به این توییت‌ها واکنش نشان دادند. بیشتر توییت‌ها انتقادی بود به نحوه نتیجه‌گیری توحید علی‌اشرفی از خروجی گوگل‌ترندز:  در بین این توییت‌ها واهاگن سرکیسیان نکات قابل تاملی را درباره این که چرا نمودار گوگل‌ترندز نمی‌تواند دلیلی بر سهم بازار بیشتر علی‌بابا باشد عنوان کرد:- ۱ - این جمله که سهم بازار و برند اورنس با هم ارتباط دارند همیشه صحیح نیست. در صورتی می شود همچین ارتباطی رو صحیح دونست که پیش فرض ما این باشد که بقیه متغیرها از قبیل نوع خدمات، کانال های بازاریابی و ... در خصوص هر دو برند به یک شکل باشد که در خصوص این دو برند صحیح نیست.۲- سنجیدن برند اورنس و سهم بازار کار بسیار پیچیده و دقیقی است و سنجش آن با گوگل ترندز بسیار ساده انگارانه است. برای مثال اسنپ تریپ ترافیک بسیار زیادی از کیووردهای مثل اسنپ هتل، اسنپ هواپیما، اسنپ بلیط و غیره دارد که در این مقایسه کاملا از آنها چشم پوشی شده.۳ - علی بابا بر خلاف اسنپ تریپ یک کلمه عمومی است. در همین گوگل ترند که رفرنس شده،۴ کلمه مرتبط به علی بابا از نظر گوگل آهنگ علی بابا، علی بابا چته رفیق، آهنگ چته رفیق و دانلود فیلم علی بابا است که این پیام را منتقل می کند که لزوما هر کسی که علی بابا را سرچ می کند دنبال خدمات سفر نیست.۴ - وبسایت اسنپ تریپ فقط یکی (و نه لزوما بزرگترین) دیستربیوشن چنل اسنپ تریپ است. اسنپ تریپ فروش بسیار بالایی از طریق سوپراپ اسنپ و اپلیکیشن آپ دارد که طبیعتا در این مقایسه دیده نشده.۵ - اسنپ تریپ چند ماه است که وارد بازار تیکت شده است. در صورتی که علی بابا از ابتدا در این بازار حضور داشته و با توجه به میزان سرچ بالاتر کیووردهای تیکت در مقابل هتل (تقریبا ۱۰ برابر) بهتر است که اسنپ تریپ با برندی مثل جاباما که خدمات مشابه تری را عرضه می کنند مقایسه شود.توییت‌هایی دیگری که نظر من را به خودشان جلب کردند توییت سینا شفیع‌زاده و ابراهیم اسکندری هم‌بنیان‌گذاران نظربازار بود که حوزه فعالیت تخصصی هر دو تحقیقات بازار است. به سینا پیام دادم و ازش در مورد سهم بازار سوال پرسیدم:  سلام سینا جان، درباره صحبتی که در توییتر در مورد سهم بازار علی‌بابا و اسنپ‌تریپ شد، چون حوزه تخصصی تو هست و دیدم که واکنش نشون دادی، خواستم نظرت رو بدونم و این‌که به طور کلی ارتباط awareness و فروش به چه صورته و این‌که چقدر استفاده از روش‌هایی مثل گوگل ترندز یا الکسا و ... برای سنجش سهم بازار درسته؟علی جان سلام. در مورد توییت باید بگم که ممکنه این توئیت بر مبنای یک روش جدید یا مقاله معتبری بوده باشه که چون بهش اشاره نشده ما فرض کردیم استاندارد نیست. اما من دوست دارم به طور کلی در مورد market share صحبت کنم. روش اصولی که در کشورهای مختلف مثل امریکا داره اجرا میشه، استفاده از آمار شفاف فروش شرکت‌ها برای محاسبه سهم بازاره. در امریکا به دلیل سخت‌گیری‌های مالیاتی و و قوانین حاکم، کسب و کارها باید آمار فروششون رو به طور دقیق اعلام بکنن. وقتی که آمار فروش دقیق اعلام میشه اون موقع دیگه محاسبه سهم بازار کار ساده‌ایه و اجبار حاکمیت باعث میشه همه چیز شفاف باشه و سهم بازار هر کسب‌وکاری مشخص بشه و جالبه بدونی که توی ایران هم این سیستم در بعضی صنایع پیاده شده به عنوان مثال در صنعت بیمه،‌ بیمه مرکزی آمار فروش همه بیمه‌ها رو منتشر می‌کنه و شما می‌تونی دقیق ببینی که چه بیمه‌ای به چه میزان از چه محصولی فروخته و سهم بازار هر شرکت مشخصه. پس در ایران هم این روش قابل پیاده‌سازیه و الان هیچ مشکلی برای هیچ‌کدوم از بیمه‌ها به دلیل انتشار آمار فروششون پیش نیومده. به نظر من در صورتی که فعالیت یک کسب‌وکار شفاف باشه و مشکلی در کار نباشه، دلیلی برای عدم انتشار آمار فروش وجود نداره، مثل اطلاعات مالی آپ که به دلیل حضورش توی بورس با جزئیات منتشر میشه و هیچ مشکلی هم براش پیش نیومده در صورتی که در اون صنعت هم رقابت جدی وجود داره. وقتی کسب‌وکارها آمار فروششون رو منتشر نمی‌کنن مجبور می‌شن برای فهمیدن سهم بازار پروژه تعریف کنن و به روش‌های مختلفی اون رو محاسبه کنند. حالا این وسط سر و کله روش‌های غیراخلاقی برای سر درآوردن از تعداد فروش رقیب یا تعمیم دادن آمار گوگل ترندز به سهم بازار پیدا میشه. و روش‌هایی که استفاده میشه واقعا قابل اتکا نیست. به نظر من به جای خلق روش‌های جدید باید در مسیر شفافیت حرکت کنیم و بستر رو برای به وجود اومدن اون فضا فراهم کنیم. این که ما بیایم اورنس یک برند رو پیوند بزنیم به تعداد سرچ صحیح نام یک برند و اون رو تعمیم بدیم به میزان فروش راهی نیست که من ازش استفاده کنم و من ترجیح میدم اگر کاری می‌خوام انجام بدم به سمتی برم که اصولیه و دنیا هم به اون سمت میره. در این بحث چیزی که برای من مهمه اینه که یک روش غلط مبنایی برای تحقیقات بازار نشه چون این اتفاق اعتماد کسب‌وکارها رو به مارکترها و کسانی که کار تخصصی تحقیقات بازار می‌کنن،‌از بین می‌بره و مسئله من این توییت نیست چون ممکنه این توییت کاملا در فضای رقابت زده شده باشه ولی مبنا قرار دادن روش‌های اینچنینی تاثیرات مخربی روی بازار میذاره.در ادامه از سینا در مورد محاسبه سهم بازار در بازارهایی که آمار شفاف وجود نداره پرسیدم. من یک مثال رو می‌تونم بهت بگم که میتونه کمک کننده باشه. GFK یکی از پنج تا شرکت بزرگ تحقیقات بازار دنیاست که توی ایران هم نمایندگی داره و فقط در زمینه لوازم خانگی گزارش ارائه میده. اون‌ها برای محاسبه سهم بازار در بازارهایی که آمار شفاف فروش وجود نداره به عنوان مثال بازار تلویزیون در ایران، میرن و بر اساس روش‌های آماری دقیق تعدادی فروشگاه لوازم خانگی رو در جاهای مختلف شهر انتخاب می‌کنن (در واقع نمونه‌گیری انجام میدن) و فاکتورهای فروش این فروشگاه‌ها رو به طور ماهانه یا فصلی خریداری می‌کنن و با بررسی این فاکتورها بر اساس فروش برند‌های مختلف با احتمال مشخصی نسبت فروش‌ اون‌ها رو به عنوان سهم بازار اعلام می‌کنن. این روش چون مبتنی بر فروشه و فاکتورهای فروشگاه رو مورد مطالعه قرار می‌ده،‌روش قابل اتکایی هست. این نمونه‌گیری و بررسی آماری کار بسیار دقیقیه و پیچیدگی‌هایی هم داره. به عنوان مثال در یکی از شهرها یکی از شرکت‌های تحقیقات بازار متوجه شد که بازاریاب‌های برندها با دادن رشوه به مغازه دارها اون‌ها رو متقاعد میکنن که فاکتورها و اعداد جعلی رو به شرکت تحقیقاتی بدن تا با این کار آمار فروش و در نتیجه سهم بازار رو افزایش بدن. در مقابله با این اتفاق، اون شرکت تحقیقات بازار روش خودش رو عوض کرد و به طور مداوم فروشگاه‌های مورد مطالعه‌اش رو تغییر میده و با این کار هزینه تقلب رو برای برندها زیاد کرده. همین موضوع نشون می‌ده که این کار چقدر پیچیده و دقیقه.بعد از صبحت کردن با سینا چند گزارش درباره سهم بازار شرکت‌ها در صنایع مختلف را بررسی کردم.محاسبه سهم بازار بر اساس آمار فروش سهم بازار فروش آنلاین بلیط سفر Online travel agency اول سراغ نمونه‌های فرنگی رفتم. آژانس‌های بین‌المللی آنلاین مسافرتی سالانه گزارش فروش خودشان را منتشر می‌کنند، در این مقاله Mauricio Prieto بنیان‌گذار ‌eDreams سهم بازار بزرگان فروش اینترنتی سفر را با هم مقایسه کرده است. در ابتدای مقاله فروش این آژانس‌های مسافرتی از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۸ با یکدیگر مقایسه شده است.درآمد بازیگران صنعت OTA و سهم بازار هر یک در سال ۲۰۱۸ مشخص شده است. سهم بازار آژانس‌های آنلاین مسافرتی سهم بازار فروش آنلاین غذا Online food deliveryدر یک نمونه جذاب دیگر وب‌سایت second measure بر اساس آمار فروش، سهم بازار هر یک از  سرویس‌های فروش آنلاین غذا در امریکا را مشخص کرده است. سهم بازار سرویس‌های فروش آنلاین غذا در امریکادر این گزارش جزییات فروش هر شرکت منتشر شده و حتی سهم بازار هر کدام در ایالت‌های مختلف نیز مشخص است. سهم بازار سرویس‌های فروش آنلاین غذا در ایالت‌های مختلف امریکا سهم بازار در صنعت بیمه ایرانبعد به سراغ نمونه‌های وطنی رفتم. بیمه مرکزی سالانه گزارش فروش شرکت‌های بیمه را با جزئیات منتشر می‌کند. به دلیل این‌که وب‌سایت بیمه مرکزی در حال حاضر به خاطر مشکلات فنی در دسترس نیست! این آمار را بر اساس این مقاله اقتصاد آنلاین آوردم که آمار فروش سه ماهه اول سال ۹۵ را بررسی کرده است. میزان فروش و سهم بازار شرکت‌های بیمه در ایران سهم بازار در صنعت دارویی ایراننمونه جالب بعدی آمار نامه دارویی ایران است. بر اساس اطلاعات صفحه ویکی‌پدیا آمارنامه دارویی ایران: آمارنامه دارویی مجموعه‌ای از اطلاعات فروش داروها است که توسط سازمان غذا و دارو و با جمع‌بندی اطلاعات ارسالی شرکت‌های پخش، تهیه و به متقاضیان (مدیران شرکتهای دارویی و سایر ذینفعان) ارائه می‌شود. این آمار از سال ۱۳۶۳ از منابع مهم برنامه‌ریزی دارویی ایران بوده‌است. آمارنامه دارویی ایران به همت دکتر سید سجاد حسینی در طول ۱۳ سال بطور پیوسته در سایت داروساز تنظیم و به طور رایگان ارائه شده است.در این وب‌سایت تحلیل‌های فوق‌العاده‌ای از صنعت دارو موجود است. گزارش‌هایی مانند سهم بازار تامین‌کنندگان، شرکت‌های پخش، گزارش‌های مقایسه‌ای داروها بر اساس فروش و وضعیت کلی واردات و تولید دارو. از آن دسته وب‌سایت‌هایی است که اگر واردش شوید و شروع کنید که بررس گزارش‌ها و خواندن داده‌ها به سختی می‌توانید ترکش کنید. سهم بازار تامین‌کنندگان و پخش‌کنندگان دارو به همراه فروش سالانه هر کدام در این گزارش موجود است. محاسبه سهم بازار در بازارهای غیر شفافدر صورتی که در یک بازار آمار فروش به شکل شفاف منتشر نشود باید به سمت تحقیقات بازار رفت و با بررسی نمونه‌هایی از بازار هدف، سهم بازار را محاسبه کرد. به عنوان مثال برای مقایسه محاسبه سهم بازار B2B استارتاپ‌های پیک موتوری می‌توان با نمونه‌گیری از سازمان‌ها و اداره‌‌ها و مشخص کردن تعداد دفعات استفاده از پیک موتوری در ماه و این‌که از خدمات کدام استارتاپ استفاده می‌کنند، می‌توان با احتمال مشخصی سهم بازار آن‌ها را به دست آورد. البته این کار مخصوصا در بازارهای گسترده کاری پیچیده و پر هزینه است. جمع‌بندیهدف از این نوشته قضاوت توییتی که بهانه نوشتن شد نبود. چون لزوما توییتر محل نشان‌دادن روش کار یک مدیر بازاریابی یا یک شرکت نیست و این کری‌خوانی! بین دو مدیربازاریابی باید در فضای رقابت و شبکه‌های اجتماعی دیده شود. اما چیزی که اهمیت دارد و دلیل اصلی نگارش این پست، دعوت به افزایش آگاهی نسبت به روش‌‌های اصولی مطالعه رقیب و بررسی سهم بازار و قدم برداشتن برای پیاده‌سازی آن‌ها است. ساده‌سازی مفاهیم کسب‌وکار و بازاریابی و دعوت دیگران به این نگرش می‌تواند برای کل اکوسیستم نوآوری به خصوص تازه‌واردان به این محیط خطرناک باشد. استفاده از روش‌های کم‌هزینه، سریع و آسان که همه ما از آن‌ها بهره می‌بریم اگرچه می‌تواند شروع خوبی برای یک فرآیند در بازاریابی (یا شاخه‌های دیگر کسب‌وکار) باشد،‌ اما به هیچ عنوان نمی‌تواند تبدیل به جایگزینی برای روش‌های اصولی و علمی یا مبنایی برای قضاوت و عمل شود.</description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Oct 2019 10:27:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی محتوایی یا بازاریابی محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-htlhj8e6o1um</link>
                <description>احتمالا شما هم معمولا بازاریابی محتوا را به عنوان ترجمه Content marketing شنیده‌اید و گاهی هم عبارت بازاریابی محتوایی به گوش‌تان خورده. اگر برای شما هم مثل من این سوال پیش آمده که کدام‌یک درست است و چه فرقی باهم دارند، این پست را بخوانید. همان‌طور که در  نتایج google trends می‌بینید اغلب از بازاریابی محتوا به عنوان معادلcontent marketing  استفاده شده است اما ترجمه صحیح، بازایابی محتوایی است.اجازه بدهید با یک مثال بگویم که چرا بازاریابی محتوایی درست است. به ترکیب فروش تلفنی و فروش تلفن دقت کنید، مفهوم ترکیب اول یعنی &quot;فروش تلفنی&quot; فروش از طریق تلفن است. اما ترکیب دوم به فروش خود دستگاه تلفن اشاره می‌کند. در واقع بازاریابی محتوایی یک ترکیب وصفی به معنای بازاریابی به وسیله محتوا و بازاریابی محتوا یک ترکیب اضافی به معنی بازاریابی کردن برای محتوا است. در واقع Content marketing بازاریابی از طریق محتواست که می‌شود بازاریابی محتوایی و بازایابی محتوا به روش‌هایی گفته می‌شود که برای ترویج و بهتر دیده شدن محتوای برند شما استفاده می‌شود. مثلا شما در یک کمپین اینفلوئنسر مارکتینگ از مخاطب‌ها می‌خواهید که بلاگ شما را دنبال کنند. یا پست‌های بلاگتان را در  ویرگول منتشر می‌کنید. در واقع بازاریابی محتوا معادل content promotion است.  از وقتی این تفاوت را متوجه شدم سعی می‌کنم از عبارت صحیح استفاده کنم. </description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Oct 2019 13:48:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی گزارش Instagram engagement از Hubspot</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-instagram-engagement-%D8%A7%D8%B2-hubspot-b2d1ythen84k</link>
                <description>هر کس که در یکی از شاخه‌های مارکتینگ مشغول به کار باشد‌، حتما سر و کارش به Hubspot افتاده است. کمپانی Hubspot که ارائه‌دهنده سرویس‌های فروش و بازاریابی است علاوه بر دوره‌های آموزشی و بلاگ پرمحتوایش گاهی هم گزارش‌های جامعی منتشر می‌کند که می‌شود خیلی چیزها از آن‌ یاد گرفت. حالا Hubspot با بررسی حدود ۴۸میلیون پست در اینستاگرام گزارشی را منتشر کرده که در این بلاگ پست به بررسی نکات مهم و کاربردی آن می‌پردازم. نکاتی که اگر از اینستاگرام برای بازاریابی و فروش در کسب‌وکارتان استفاده می‌کنید،‌حتما به دردتان می‌خورد. عنوان گزارش مشترک Hubspot و Mention این است: Instagram engagement report: what your company needs to know for 2019گزارش engagement در اینستاگرام:‌ آن‌چه که سازمان شما در سال ۲۰۱۹ نیاز دارد بداند.Instagram engagement report: what your company needs to know for 2019 ۴ آمار مهم از اینستاگرام برای تهیه این گزارش اطلاعات مربوط به ۴۸٬۰۶۵٬۶۹۴ پست از ۳۰۶٬۲۷۸ اکانت سطح بالا اینستاگرام جمع‌آوری و تحلیل شده است. در ابتدای گزارش ۴ آمار مهم به عنوان Report highlights آمده است: ۱- پست‌های ویدیویی ۲برابر بیشتر از پست‌های دیگر کامنت دریافت می‌کنند. ۲- تگ کردن بیشتر از ۵ کاربر روی یک پست تاثیری در بالابردن نرخ مشارکت (engagement rate) ندارد. ۳- ۴۶.۶٪ کاربران اینستاگرام کمتر از ۱۰۰۰ فالوور دارند.۴- تعداد میانگین هشتگ‌های استفاده شده در هر پست اینستاگرام ۱.۰۱ عدد است. ۴ آمار مهم از اینستاگراممهم‌ترین KPI بازاریابی در اینستاگرام اگر تلاش زیادی برای به دست آوردن یک میلیون فالوور می‌کنید اما مخاطبان تعامل کمی با محتوای‌تان دارند،‌مسیر را اشتباه رفته‌اید. ۸۰٪ بازاریابان اعتقاد دارند engagement rate مهم‌ترین متریک در سنجش عملکرد صفحه اینستاگرام شماست. چون این متریک نشان می‌دهد تا چه میزان در جذب مخاطبان مرتبط و راضی کردن آن‌ها موفق بوده‌اید. لایک LIKEدر بررسی اولیه روی ۴۸میلیون پست به عدد ۵٬۹۶۳ به عنوان میانگین لایک برای هر پست رسیدیم که عدد بسیار بزرگی است. در بین اکانت‌های بررسی شده اکانت‌هایی با میزان تاثیر خیلی بالا (اکانت‌های مگااینفلوئنسرها و سلبریتی‌ها)‌ وجود داشت که میانگین را تحت تاثیر قرار داده بود. با حذف کردن این اکانت‌ها از آمار، متوجه شدیم که میانگین لایک هر پست اینستاگرام چیزی حدود ۱۰۰ عدد است. ۵۰٪ کاربران اینستاگرام کم‌تر از ۱۰۰ لایک برای هر پست‌شان دریافت می‌کنند. پست‌های ویدیویی موفقیت بیشتری در گرفتن لایک‌ها نسبت به عکس ها و پست‌های آلبومی داشته‌اند. میانگین تعداد لایک انواع محتوا کامنت COMMENTکاربران سطح بالا اینستاگرام (کاربرانی با بیشتر از ۱۰۰.۰۰۰ فالوئر) به طور میانیگین ۱۰۰ کامنت برای هر پست دریافت می‌کنند. پست‌های ویدیویی دو برابر بیشتر از انواع دیگر پست‌ها کامنت می‌خورند. میانگین کامنت‌های پست‌های ویدیویی ۱۵۰ عدد است که ویدئوهای وایرال شده تاثیر زیادی روی این عدد داشته‌اند. کاربران معمولی اینستاگرام به طور میانگین ۴ کامنت روی هر ویدیو دریافت می‌کنند. میانگین تعداد کامنت انواع محتوااگر می‌خواهید engagement بیشتری داشته باشید روی محتوای ویدیویی به صورت پست و استوری تمرکز کنید و اگر تولید روزانه محتوای ویدویی برای‌تان امکان‌پذیر نیست،‌ همیشه ترکیب متعادلی از پست‌های ویدیویی،‌ عکس و آلبوم را حفظ کنید.هشتگ HASHTAGهر پست اینستاگرام به طور میانگین شامل ۱.۰۱ هشتگ است. به طور پیش‌فرض همه فکر می‌کنند استفاده از هشتگ تعامل کاربران با پست را افزایش می‌دهد. اما بر اساس تحقیقات سال ۲۰۱۹ ما متوجه شدیم که استفاده از هشتگ‌های بیشتر نرخ تعامل را کاهش می‌دهد. ارتباط میان تعداد هشتگ استفاده شده و نرخ مشارکتهمان‌طور که در نمودار بالا می‌بینید ارتباط معکوسی بین تعداد هشتگ‌ها و تعامل کاربران وجود دارد. این اتفاق می‌تواند توجیهات مختلفی مانند: استفاده نکردن اینفلوئنسرها و سلبریتی‌ها از هشتگ، اسپم کردن بعضی اکانت‌ها با هشتگ‌های نامرتبط و کم شدن اعتماد کاربران به آن،‌دیده شدن محتوای ارزشمند بدون نیاز به هشتگ و ... داشته باشد. اگر می‌خواهید از هشتگ‌ها استفاده کنید کیفیت آن‌ها بسیار مهم‌تر از تعدادشان است. حتما از هشتگ‌های مرتبط استفاده کنید و برای هر پست بیشتر از ۵ هشتگ نزنید. در دو نمودار زیر می‌توانید پر استفاده‌ترین و پرتعامل‌ترین هشتگ‌های اینستاگرام را ببینید: پرکاربردترین هشتگ‌هاپر تعامل‌ترین هشتگ‌ها۷۰٪ هشتگ‌ها توسط برندها تولید و برای برندشان اختصاصی شده‌اند مثلا  هشتگ originalis هشتگ اختصاصی برند آدیداس است. اگر می‌خواهید که مخاطبانتان شما را به راحتی پیدا کنند از branded hashtag استفاده کنید. هشتگ برند Branded hashtag هشتگی است که به طور انحصاری متعلق به کسب و کار شماست. این هشتگ می تواند به سادگی و با استفاده از نام شرکت، شعار برند و یا نام یکی از محصولات یا کمپین‌های شما انتخاب شود و یا می‌توانید هشتگی خلق کنید که هیچ ربطی به نام برند شما نداشته باشد، اما معرف هویت شما باشد.تگ کردن TAGGING تگ کردن سایر کاربران اینستاگرام هم روش دیگری برای نمایش بیشتر پست‌ها است. کاربران برای به اشتراک گذاشتن پستی با فالوئرهای خودشان، معرفی تولیدکننده اصلی محتوا، معرفی محصولی جدید و یا جلب توجه یک اینفلوئنسر از تگ کردن استفاده می کنند.پست های اینستاگرامی که بیشترین تعداد لایک را جذب می‌کنند معمولاً هیچ کاربر تگ شده ای ندارند.  تگ کردن بیش از 5 نفر موجب کاهش لایک ها می شود.ارتباط بین تعداد لایک و افراد تگ شدهاگر می‌‌خواهید بدانید با تگ کردن چه کاربرانی بیشترین نرخ مشارکت را به دست ‌می‌آورید،‌نمودار زیر را ببنید:میانگین تعامل کاربران اینستاگرامتگ کردن کاربران می‌تواند میزان دیده شدن برند شما را افزایش دهد اما توجه داشته باشید که این کار را باید کاملاً حساب شده انجام دهید.به این نکات توجه کنید:اگر مسابقه‌ای برگزار می‌کنید، می‌توانید قوانین را به صورتی تنظیم کنید که شرکت کنندگان ملزم به تگ کردن تصویری که معرف برند شماست باشند، یا الزام به منشن کردن در کپشن یا کامنت گذاشتن داشته باشند.اگر از محتوای تولیدشده توسط یکی از تاثیرگذاران یا پیشروهای صنعت خودتان استفاده میکنید، حتما آن‌ها را تگ کنید تا متوجه تعامل شما با محتوای‌شان بشوند. در صورتی که پاسخی به پست شما دادند شما هم پاسخ دهید تا بتوانید رابطه‌ای را شکل دهید. همین کار را با شرکا و مشتریان وفادار خود نیز انجام دهید.از کارمندان خود بخواهید تا هر زمان که پستی مرتبط میگذارند شما را نیز تگ کنند. تگ کردن برای هر دو طرف مزیت است.جامعه مخاطبان COMMUNITYجذب فالوئر در اینستاگرام در مقایسه با سال‌های گذشته سخت‌تر شده است. هرچه فالوئرهای شما در اینستاگرام بیشتر باشند، محبوبیت شما بیشتر است. با این‌که این موضوع تا حدودی درست است اما این مسئله نباید به هدف اصلی شما در اینستاگرام تبدیل شود.داشتن جامعه‌ای کوچک با میزان مشارکت بالا، از داشتن میلیون ها فالوئری که هیچ تعاملی با محتوای تولید‌ شده ندارند بسیار با ارزش‌تر است.اگر برای جذب فالوئر در سال ۲۰۱۹ به مشکل برخوردید بهتر است بدانید که بسیاری از کاربران اینستاگرام با همین مشکل روبه‌رو هستند.علاوه بر پیاده سازی الگوریتم های جدید اینستاگرام، افزایش حضور برندها در اینستاگرام و رقابت آن‌ها برای جذب یک جامعه هدف یکسان دلایل این اتفاق هستند.۴۶.۶٪ کاربران اینستاگرام کمتر از ۱۰۰۰ فالوئر دارند. بزرگ ترین بخش کاربران اینستاگرام همین دسته هستند.۳۳.۵٪ کاربران بین ۱٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ فالوئر دارند.۹.۸٪ کاربران بین ۱۰٬۰۰۰ تا ۵۰٬۰۰۰ فالوئر دارند.۲.۷٪ کاربران بین ۵۰٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ فالوئر دارند.۵.۵٪ کاربران بین ۱۰۰٬۰۰۰ تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ فالوئر دارندو ۱.۹٪ کاربران بیشتر از ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ فالوئر دارند تعداد فالوئرها اینفلوئنسرها INFLUENCERSبازاریابان ۲۵٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ دلار برای اینفلوئنسر مارکتینگ در نظر می‌گیرند. در سال ۲۰۱۷ برندها حدود ۱ میلیارد دلار برای اینفلوئنسرهای اینستاگرام هزینه کرده‌اند.کاربرانی که بیشتر از ۱ میلیون فالوئر دارند تنها ۱.۹٪ از کاربران اینستاگرام را تشکیل می‌دهند. این کاربران را مگااینفلوئنسر می‌نامیم.میکرواینفلوئنسرها نزدیک به ۲.۷٪  کاربران اینستاگرام را تشکیل می دهند.میکرو اینفلوئنسرها معمولا بین ۵۰٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ فالوئر دارند و با وجود کمتر بودن فالوئرهای‌شان نسبت به مگا اینفلوئنسرها، Engagement و Conversion بهتری دارند. چند آمار دیگر اینستاگرام ۱ میلیارد کاربر فعال ماهانه دارد. OMNICORE AGENCY۷۱٪ کسب‌وکارها صفحه اینستاگرام دارند. INSTAGRAM۷۱٪ آمریکایی‌های ۱۸ تا ۲۴ ساله در اینستاگرام فعال‌ هستند. PEW۸۰٪ کاربران اینستاگرام حداقل صفحه یک برند را دنبال می‌کنند.INSTAGRAM۹۸٪ برندهای فشن از اینستاگرام استفاده می‌کنند. STATISTIAهر روز ۴.۲میلیارد لایک در اینستاگرام رد و بدل می‌شود. WIREDروزانه ۹۵میلیون پست در اینستاگرام به اشتراک گذاشته می‌شود. WORDSTREAM۷۰٪ هشتگ‌ها توسط برندها ایجاد شده‌اند. OMNICORE AGENCYامیدوارم اگر از اینستاگرام به عنوان یک ابزار بازاریابی در کسب‌وکارتان استفاده می‌کنید این پست به کارتان بیاید و باعث بهتر شدن نتایج شود. اگر دوست داشتید می‌توانید اصل گزارش را در اینجا بخوانید.</description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Oct 2019 22:05:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره Threads from Instagram</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-threads-from-instagram-nftcraedrs2n</link>
                <description>روز پنجشنبه 11 مهر Facebook از اپلیکیشن جدیدی به نام Threads from Instagram رونمایی کرد. این اپلیکیشن یک پیام‌رسان است که امکان ارتباط با Close friends اینستاگرام را برای شما فراهم می‌کند.اما Threads چیست و دقیقا چه کارهایی می‌کند؟Threads from Instagramدر یک سال گذشته اینستاگرام تغییرات زیادی را برای ایجاد ارتباط بهتر و ساده‌تر با کاربرانی که برای شما اهمیت بیشتری دارند ایجاد کرده است. امکاناتی مثل تشکیل گروه‌ در دایرکت، امکان ارسال پیام صوتی، ارسال ویدیو در دایرکت و مهمتر از همه close friends. به نظر میرسد که اینستاگرام سعی می‌کند تا در کنار شبکه اجتماعی محبوب خودش، امکانات یک پیام‌رسان حرفه‌ای را هم ارائه بدهد. حالا اینستاگرام از پیام رسان خودش با نام Threads رونمایی کرده. با Threads شما می‌توایند با حلقه دوستان نزدیکتان (Close friends) در ارتباط باشید، با آن‌ها چت کنید، برایشان استوری بفرستید و status خودتان را به اشتراک بگذارید. فقط دوستان نزدیکبعد از لاگین کردن با اکانت اینستاگرامتان در Threads می‌توانید با close friendsتان! ارتباط برقرار کنید، این امکان وجود دارد که از لیست افرادی که follow کردید همینجا حلقه دوستان نزدیک را بسازید. ارسال مستقیم ویدیو و عکس وقتی وارد Threads می‌شوید، دوربین گوشی شما باز می‌شود  تا به سرعت بتوانید عکس و فیلم بگیرید و با دو تپ آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید، البته فعلا خبری از امکانات story و فیلترهای مختلف نیست که احتمالا به زودی با آپدیت‌های این اپلیکیشن سر و کله امکانات جذاب عکاسی برای نابود کردن کامل Snapchat پیدا می‌شود.با خبر شدن از هم با Status و Auto statusمتفاوت‌ترین چیزی که Threads در حال حاضر به شما می‌دهد امکان به اشتراک گذاشتن Status است. شما می‌توانید با انتخاب Statusهای پیش‌فرض مثل ? Studying دوستان نزدیکتان را از حال و احوال و کاری که در حال انجامش هستید با خبر کنید یا status خودتان را بسازید مثل ?nazdikam naia  یا اینکه از Auto status استفاده کنید. status شما با یک اموجی در کنار تصویر پروفایلتان مشخص می‌شود. قابلیت Auto status با گرفتن دسترسی به لوکیشن، باتری، سنسورهای حرکتی و... به طور خودکار حالت شما را تشخیص می‌دهد و status را آپدیت می‌کند، به طور مثال اگر گوشی شما در شارژ باشد ?charging را نشان می‌دهد یا اگر در یک کافه باشید دوستانتان ☕️at the cafe را می‌بینند یا بدون اینکه کاری کنید با دیدن ?On the Move دوستانتان می‌فهمند که در حال دوچرخه سواری هستید. حدس من این است که در آینده نزدیک شاهد انتشار مقالاتی در مورد تعارض این قابلیت با حفظ حریم شخصی کاربران باشیم، البته الآن هم سایت فیسبوک یک صفحه با عنوان Privacy Matters: Threads  ایجاد کرده و در این باره توضیحاتی داده است. دایرکت مثل همیشهدر Threads همان فضای دایرکت اینستاگرام را با تمام قابلیت‌هایش دارید با این تفاوت که فقط دوستان نزدیکتان را در آن می‌بینید.  البته امکان پیام صوتی فعلا کار نمی‌کند. در مجموع Threads رابط کاربری فوق‌العاده ساده و جذابی دارد (مهم‌تر از همه اینکه dark mode دارد) و باید منتظر ماند و دید که در آینده اینستاگرام با ایجاد قابلیت‌های بیشتر و آپدیت‌های Threads چگونه کاربران را مجاب خواهد کرد که از این پیام‌رسان استفاده کنند. </description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Oct 2019 11:12:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی محتوایی چیست؟ (بلاگ نوین)</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-u8pxdcgu3yhu</link>
                <description>محتوا پادشاه است! بازایابی محتوایی اثربخش‌ترین نوع بازاریابی دیجیتال است! استراتژی محتوا لازمه بازاریابی است! ما در عصر محتوا زندگی می‌کنیم! به خاطر فراگیری شبکه‌های اجتماعی اهمیت و اثربخشی محتوا بیشتر از همیشه است! و ....  اگر شما هم مثل من علاقه‌مند به کسب‌وکار و بازاریابی هستید حتما این جملات و جملاتی شبیه به این‌ها را شنیده‌اید.   مطالب بسیاری در مورد بازارایابی محتوایی در وب وجود دارد، افراد زیادی هستند که عنوان شغلی‌شان تولید کننده محتوا، مدیر محتوا، بازاریاب محتوایی، استراتژیست محتوا و ... است اما با این وجود هنوز هم بسیاری از افراد تصور دقیقی از کار یک بازاریاب محتوایی ندارند. به قول دوستی اگر شما یک توسعه دهنده نرم‌افزار باشید و وقتی که شغل شما را می‌پرسند بگویید &quot;برنامه‌نویس&quot; هستم، تصویر یک فرد متخصص که مشغول کد زدن است در ذهن افراد شکل می‌گیرد اما تصور مشخصی در مورد شغل‌های حوزه محتوا وجود ندارد.بازایابی محتوایی چیست؟در مورد تاریخچه بازاریابی محتوایی نظرات مختلفی مطرح است. بعضی منابع، سنگ‌نوشته‌های آموزش شکار در غارهای محل سکونت انسان‌های نخستین را اولین نمونه‌های آن می‌دانند و بعضی چاپ پوسترهای تبلیغاتی همزمان با اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ را آغاز بازاریابی محتوایی می‌گویند. شروع بازاریابی محتوایی از هرجایی که باشد، ست‌گادین و جو پولیتزی اولین کسانی بودند که از عنوان content marketing استفاده کردند.کمپانی Hubspot این تعریف را ارائه ‌می‌کند: بازاریابی محتوایی بخشی از استراتژی بازاریابی و توسعه کسب‌وکار است که بر تولید و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و یک‌پارچه تمرکز دارد و هدف آن جذب مخاطب جدید و حفظ مخاطب‌های قبلیاست تا در نهایت آن‌ها را به سمت اقدام‌های سودآور هدایت کند.چرا بازاریابی محتوا این‌قدر مهم است؟مهمترین سوالی که هر بازایاب در مقابل یک روش بازایابی از خودش می‌پرسد این است که چرا باید از این روش استفاده کنم؟طبق گزارش FORBES به طور میانگین هر کس روزانه در معرض 4.000 پیام تبلیغاتی قرار می‌گیرد. همزمان با زیاد شدن تبلیغات اعتماد افراد به پیام‌های تبلیغاتی کم شده است.615 میلیون نفر برای فرار کردن از تبلیغات از “adblock” روی کامپیوتر یا موبایل خود استفاده می‌کنند.در بین این حجم از تبلیغات یکی از بزرگترین چالش‌های هر کسب و کار ایجاد اعتماد بین مخاطب‌ها و تبدیل آن‌ها به مشتری است. 78% از مردم ترجیح می‌دهند یک کسب و کار را به جای تبلیغات از محتوایی که تولید می‌کند بشناسند و 70% از مردم معتقدند کسب‌وکارهایی که می‌توانند محتوا بهتری تولید کنند، توانایی بیشتری در برقراری ارتباط با مشتریان دارند.47% از مردم قبل از خرید حداقل 3 تا 5 قطعه محتوا (مقاله، ویدئو، اینفوگرافیک و...) را بررسی می‌کنند. 96% از خریدران محصولات یا خدمات B2B قبل از خرید به دنبال پیدا کردن اطلاعات تخصصی در مورد محصول می‌روند.82% کاربران بعد از مطالعه محتوا خلق شده توسط یک کسب‌وکار دید بهتری به آن پیدا می‌کنند و 70% از آن‌ها بعد از درگیر شدن با احساس نزدیکی با برند دارند.همان‌طور که از بررسی آمار مشخص می‌شود بازاریابی محتوایی نقش موثری در ایجاد اعتماد بین مخاطب‌ها دارد.سختی کار کجاست؟در هر دقیقه، 3.800.000 کلمه در گوگل سرچ می‌شود، 1.000.000 نفر وارد حساب فیسبوک خود می‌شوند، 4.500.000 ویدیو در یوتیوب دیده می‌شود، 347.222 اسکرول در اینستاگرام انجام می‌شود، 87.500 نفر توییت می‌کنند، 188.000.000 ایمیل ارسال می‌شود و 41.600.000 پیام در واتس‌اپ ردوبدل می‌شود.حالا شما به عنوان یک بازاریاب محتوایی باید در بین این حجم باورنکردنی از محتوایی که در اینترنت تولید می‌شود، محتوای هدفمند تولید کنید و آن‌ را به دست مخاطب خود برسانید.اما سوال این‌جاست که چه‌طور می‌شود این کار را کرد؟  با همراهی تیم نوین مقاله‌ای درباره بازاریابی محتوایی نوشتم.   در این مقاله سعی کردم درباره تعریف بازایابی محتوایی بنویسم، این‌که به چه دردی می‌خورد و چرا انقدر مهم است، انواع محتوا چیست و مهمتر از همه این‌که بازاریابی محتوایی چگونه انجام می‌شود و مراحل پیاده‌سازی آن چیست. می‌توانید در لینک زیر این مقاله را بخوانید. مشتاق خواندن و شنیدن نظرات شما  هستم. https://www.novin.com/blog/content-marketing/ </description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Tue, 06 Aug 2019 12:25:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای اسنپ و درس‌هایش برای استارتاپ‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/learnfromsnapp-upbwjd5av8hw</link>
                <description>اگر در هفته گذشته سری به توییتر زده باشید یا اخبار را از هر جای دیگری پیگیری کرده باشید، حتما از ماجرای اسنپ با خبر هستید، ماجرای یک سفر با سمند سفید که برای اسنپ گران تمام شد.در این نوشته قصد روایت این ماجرا را ندارم، اگر می‌خواهید دقیق بدانید که چه اتفاقاتی افتاده و داستان از کجا شروع شده و به کجا رسیده می‌توانید مقاله &quot;لشکر کشی در توییتر علیه اسنپ&quot; را در دیجیاتو بخوانید.این اتفاق برنامه‌ریزی شده یا نشده هر چه که بود و با هر قرائتی که بیان شود، موج بزرگی را در شبکه‌های اجتماعی فارسی ایجاد کرد. به گزارش &quot;واکاویک&quot; در سه روز اول به طور متوسط در هر ساعت هزار توییت درباره آن منتشر شده و بر اساس گزارش تحلیلی &quot;کاوان&quot; در بازه‌ی زمانی ۱۷ تا ۲۲ خرداد ۱۳۷۲۲۳ توییت، پست، مقاله و ... در رسانه‌های فارسی منتشر شده است.دومین چالش بزرگ اسنپ بعد از ماجرای درگیری با تاکسیرانی و شاید بزرگ‌ترین چالش یک کسب‌وکار اینترنتی در ایران فارغ از تمام گمانه‌زنی‌ها و نظرات حاشیه‌ای در مورد دست‌های پشت پرده اسنپ، سابقه راننده، مسافر، فشارهای بیرونی و... می‌تواند درس‌های زیادی برای استارتاپ‌های فعال در اکوسیستم نوآوری ایران داشته باشد. دو شاخصه مهم اسنپ یعنی پلتفرمی بودن آن و ماهیت برهم‌زننده‌اش (disruptivity) وجه تشابه آن با بسیاری از استارتاپ‌هاست. در این این نوشته با فرض این‌که حقیقت ماجرا همان‌چیزی است که شنیده‌ایم قصد دارم به گوشه‌هایی از این اتفاق بپردازم که توجه به آن می‌تواند برای استارتاپ‌ها ارزش ایجاد کند. به خاطر هدف اصلی این نوشته که یادگیری است، در تحلیل و روایت ماجرا ساده‌سازی صورت گرفته است. گوله برف یا بهمن؟ پشتیبانی یا روابط عمومی؟ماجرا از این توییت شروع شد؟ قطعا نه. ماجرا از سفری شروع شد که این توییت درباره آن زده شد. مسافر بعد از یک سفر نیمه تمام (به هر دلیلی) به عنوان یک مشتری ناراضی قبل از هر کاری در اپلیکیشن اسنپ گزارش سفر ناموفق خود را ثبت و نارضایتی‌اش را اعلام کرده. از پشتیبانی با مسافر تماس گرفته و قول پیگیری داده شده است. در عمل تماس پشتیبانی نتوانسته مسافر را آرام کند و خیال او را از بابت این سفر ناتمام و سرویس بدی که گرفته است و جبران آن راحت کند و مسافر این توییت را زده است و ادامه ماجرا. آیا کارمندان بخش پشتیبانی شروع مکالمه با یک فرد ناراضی را بلدند؟ آیا آموزش‌های کافی در زمینه پشتیبانی را به کارمندان این بخش ارائه کرده‌ایم؟ آیا پشتیبانی را به عنوان یک تخصص میبینیم یا هر فردی را برای استخدام در این بخش شایسته فرض می‌کنیم؟ آیا با مبانی روانشناختی برخورد با یک کاربر ناراضی آشنایی داریم؟ آیا چیزی از استاندرادهای خدمات مشتریان در دنیا می‌دانیم؟ آیا پشتیبانی نمی‌تواند تبدیل به مزیت رقابتی ما شود؟ با همان فرض ساده‌سازی در روایت و تحلیل برای یادگیری، این نارضایتی می‌توانست در همان ابتدا در لایه پشتیبانی حل شود و با برخورد صحیح، دلجویی، جبران سفر ناموفق، بازگو کردن قوانین پلتفرم، تخصیص کد تخفیف و ... گوله برف را با هزینه کم مهار کرد و جلوی راه افتادن بهمن را گرفت. روابط عمومی تزیینی بنا بر مشاهدات، روابط عمومی در کسب و کارهای ایرانی از آب بینی بز بی‌ارزش‌تر و از مجسمه برنزی زن نیمه برهنه تزیینی‌تر است!!!متخصصان PR در کسب‌وکارهای ایرانی کمیابند و روابط عمومی آخرین اولویت استارتاپ‌هاست. روابط عمومی کاربلد و هشیار می‌تواند کیمیاگری کند و بسیاری از هزینه‌های کسب و کار را کاهش دهد. از طرفی  pr  مثل بیمه است، بیمه آتش سوزی که بیست سال هزینه می‌کنی و حق بیمه آتش سوزی پرداخت می‌کنی تا یک شب سه شنبه وسط تعطیلات نوروز که آتش به انبار کارخانه‌ات می‌افتد، به دادت برسد. روابط عمومی اگر کارش درست باشد باید بتواند در بحران و فشار درست عمل کند که آن‌چه از ظاهر قضیه بر می‌آید،روابط عمومی اسنپ نتوانست. بیانیه اول اسنپبررسی جزء به جزء بیانیه‌ها و توییت اسنپ از نظر PR نیاز به فرصتی دیگر و فردی متخصص دارد،استفاده از عبارت تماس با مسافر طبق رویه معمول، لحن بیانیه،لزوم برخورد همدلانه‌تر، سکوت و خارج کردن موضوع از فضای مجازی، عدم جانبداری از  یک طرف بیش از حد قانونی و ... انتقادهایی است که به اسنپ وارد است و آن‌چه واضح است نتیجه منفی رفتار صورت گرفته است. بیانیه دوم اسنپ گوش شنواضعف روابط عمومی اسنپ و مخصوصا رفتارش در توییتر چیز جدیدی نیست. بارها در خود توییتر و در بین متخصصین روابط عمومی و در مجامع استارتاپی به آن پرداخته شده حتما شما هم با توییت معروف &quot; لطفا کد سفر رو برامون ارسال بفرمایید تا موضوع به پشتیبانی اعلام شود. &quot; آشنا هستید. علی رغم این بازخوردها هیچ‌وقت تغییری در رویه این شرکت ایجاد نشد. همه ما در کسب‌وکارهایمان یکی از این توییت‌های آماده داریم، موضوعاتی که می‌دانیم کاربران/مشتریان از آن دل‌ خوشی ندارند ولی ما به آن‌ها بی‌توجهیم و اهمیتی نمی‌دهیم. قدرت در دست کیست؟اگر یک پلتفرم با بازار هدف انبوه هستیم و اگر یک کسب و کار برهم‌زننده داریم، قدرت در ایجاد تعادل است. باید جریان‌های اجتماعی را به خوبی بشناسیم. اسنپ در فاصله چند روز مورد غضب دو جریان مختلف اجتماعی قرار گرفت. اگر می‌خواهیم یک کسب و کار بزرگ داشته باشیم باید راه تعامل و رفتار صحیح با جریان‌ها و نهادهای مختلف را یاد بگیریم/ ایجاد کنیم و همیشه هشیار باشیم. قدرت شبکه های اجتماعی توضیحی ندارد. پشت جلدیک برند طی چند سال فعالیت با میلیاردها هزینه و صدها نخبه ساخته می‌شود و میتواند طی چند ساعت نابود شود. قضاوت این که برند اسنپ بعد از خوردن این ضربه نابود شد یا نه، نیازمند زمان بیشتری است. پیش آمدن بحران‌های این‌چنین برای پلتفرم‌ها چیز عجیبی نیست و آن‌چه اهمیت دارد مدیریت و بیرون آمدن از آن است. (مانند بحرانی که در سال 2017 برای اوبر پیش آمد و منجر به تدوین قوانین جدید این پلتفرم شد) در این نوشته با هدف ساده سازی برای یادگیری از موارد تاثیرگذار زیادی چشم‌پوشی شده است. در مقابل هر جریان و اتفاقی هم میتوان خواند و لایک زد و گذشت هم میتوان ایستاد و دید و یاد گرفت. به گفته اریک ریز: تنها راه برنده شدن این است که زودتر از بقیه یاد بگیرید. نظر شما درباره این ماجرا چیست؟</description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jun 2019 20:08:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور از google calendar بهتر استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_e_rezaei/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-google-calendar-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-aefd7geineca</link>
                <description>&quot;آنقدر ساده و روان که فکر می‌کنی خودت آن‌ را برای برطرف کردن نیازهایت طراحی کردی و آنقدر پیچیده و عمیق که هر بار از کشف امکانات و تجربیات جدید شگفت‌زده می‌شوی&quot; این توصیفی است که من از ابزارهای گوگل دارم.این پست درباره استفاده از google calendar است، یک تقویم ساده برای کارهای روزانه که امکانات جذاب و فوق‌العاده‌ای برای برنامه ریزی شخصی و جمعی در اختیار کاربران قرار می‌دهد.+استفاده از نرم افزار word رو بلدی؟ -بله. +بلدی از همه امکانات word استفاده کنی؟ -نه&quot; ابزارهای غیر تخصصی طوری طراحی می‌شوند که همه بتوانند به راحتی با آن کار کنند. هیچ کدام از ما برای نوشتن یک پاراگراف در word یا تغییر دادن رنگ و اندازه متن نیاز به آموزش نداریم و در اولین بارهایی که نرم افزار را باز کردیم، همه این موارد را یاد گرفتیم اما برای استفاده از امکانات پیچیده‌تر مثل ایجاد یک فهرست نیاز به صرف زمان بیشتری داریم. در این پست قصد نداشتم در مورد امکانات اولیه google calendar مثل ایجاد event یا فرق بین reminder و task صحبت کنم. سعی کردم به امکانات کاربردی این ابزار که کمتر از آن‌ها استفاده میشود اشاره کنم.بومی‌سازی کن!اولین بار که google calendar را باز می‌کنید یک تقویم میلادی میبینید که هفته‌هایش از دوشنبه شروع می‌شود و شنبه و یک‌شنبه‌اش تعطیل است و با گفتن جمله &quot;این هم که به درد استفاده تو ایران نمی‌خوره&quot; از تقویم خارج می‌شوید. اما به سادگی میتوانید فرآیند بومی‌سازی! را انجام داده و از یک تقویم شمسی که هفته‌هایش از شنبه شروع می‌شود لذت ببرید. برای این کار قبل از هر چیز به setting menu و قسمت time zone بروید و  primary time zone را روی (gmt+4:30) بگذارید. بعد از این کار در همان setting menu به قسمت view option بروید، سپس طبق تصویر start weeks on را روی saturday قرار بدید تا هفته شما از شنبه شروع شود و از منو alternate calendar گزینه persian را انتخاب کنید. حالا علاوه بر این‌که تقویم شما از روز شنبه شروع می‌شود، هم ماه‌های شمسی را در بالای تقویم خود میبینید هم تاریخ روزهای شمسی در کنار روزهای میلادی داخل پرانتز نمایش داده می‌شود. برای هر داستان جدید یک تقویم جدید بسازدر google calendar به حالت پیش‌فرض یک تقویم به اسم خودتان در زیر &quot;my calendars&quot; وجود دارد. اگر بخواهید از تقویم برای کارهای مختلف استفاده کنید، مثلا هم برنامه شخصیتان را داشته باشید، هم reminderهای تکرار شوند، هم جلسات کاری، هم سررسید چک‌ها و هم دوره تعویض روغن ماشینتان را ثبت کنید، یک تقویم اجازه تفکیک بین این کارها را نمی‌دهد و همه کارها با یک وزن در کنار یکدیگر دیده می‌شوند. بهتر است که برای هر بخش از زندگی یک تقویم بسازید، یک تقویم برای کار، یک تقویم شخصی، یک تقویم برای reminderهای تکرار شونده و... تا بتوانید جداگانه و به سرعت همه چیز را مدیریت کنید.مزیت مهمی که این کار به شما میدهد این است که میتوانید یک تقویم را با بقیه به اشتراک بگذارید بدون این که لازم باشد بقیه از تمام برنامه‌های زندگیتان خبردار شوند. برای این‌کار بالای لیست تقویم‌ها روی add calendar کلیک کنید و یک تقویم جدید با هر اسم و توضیحاتی که دوست دارید بسازید.می‌توانید هر تقویم را یک رنگ کنید تا استفاده راحت‌تر شود.رو بازی کن! امکان اشتراک گذاری تقویم در google calendar واقعا فوق‌العاده است. بعد از این‌که برای هر بخش از زندگی یک تقویم ساختید، می‌توانید آن تقویم را با افراد مرتبط با آن بخش به اشتراک بگذارید. حالا دیگر به راحتی افراد تیم می‌توانند ساعت خالی شما برای یک جلسه را بدانند. یا همسرتان بدون این که در ساعت کاری به شما زنگ بزند، یک مهمانی خانوادگی را برنامه‌ریزی کند یا جلسه اولیا مدرسه فرزندتان را یادتان بیندازد.برای این‌کار روی علامت سه نقطه کنار تقویمی که می‌خواهید به اشتراک بگذارید کلیک کنید و روی گزینه setting &amp; sharing کلیک کنید.شما می‌توانید تقویم‌تان را برای همه قابل دسترسی کنید (make available to public) با افراد خاصی به اشتراک بگذارید (share with specific people) یا با افراد شرکت به اشتراک بگذارید (این امکان در حالتی به شما داده می‌شود که با ایمیل شرکت خودتان ثبت نام کرده باشید، مثلا ali@behmand.ir) شما میتوانید سطح دسترسی افراد به یک تقویم را هم تعیین کنید. یک جلسه تنظیم کن، با افراد درست و زمان درست ولی بهشون زنگ نزن!در google calendar این امکان وجود دارد که در یک event افراد مختلفی را دعوت کنید، تا آن‌ها با قبول یا رد  کردن این دعوت تکلیف شما را برای برگزاری یک جلسه، یک قرار یا هر چیز دیگری مشخص کنند. معمولاً افراد از این امکان استفاده میکنند. کافی است بعد از اضافه کردن یک event روی more options کلیک کنید و از قسمت guests افراد را اضافه کنید. تا اینجا همه چیز خوب است اما مشکل اساسی از جایی شروع می‌شود که باید برای تنظیم جلسه با پنج تا از مدیران شرکت که همیشه سرشان شلوغ است یک زمان خالی مشترک پیدا کنید. قطعا هیچ چیز عذاب‌آور تر از این نیست. برای کاهش رنج این کار طاقت‌فرسا google calendar دو امکان پیش‌بینی کرده است: find a time و suggested times.استفاده از این دو ابزار در صورتی ممکن است که افراد حاضر در جلسه تقویمشان را با شما share کرده باشند یا همه اعضا از اکانت شرکتی خودشان استفاده کنند. اگر دوست دارید که گوگل یک زمان مناسب که همه افراد میتوانند در آن شرکت کنند پیشنهاد بدهد در قسمت event details زیرِ لیست اعضای حاضر در event گزینه suggested times را انتخاب کنید، شما میتوانید لیستی از زمان‌هایی را ببینید که همه افراد و شما زمان خالی برای برگزاری جلسه را دارید.امکان دیگری که این کار را برای شما آسان می‌کند find a time است کافی است بعد از ایجاد event و کلیک کردن روی more option در کنار event details تب find a time را انتخاب کنید. حالا جدول زمان‌بندی همه افراد حاضر در جلسه را می‌بینید و می‌توانید یک زمان خالی را انتخاب کنید و دکمه save را بزنید. مخفی‌کاری کن!!!حالا که تقویم‌ها را با اعضای تیم share کرده‌اید می‌خواهید با دو نفر از اعضای تیم یک جلسه بگذارید که بقیه اعضا نباید از جزییات آن یا حتی برگزاری آن با خبر باشند. حالا شما پشیمان از اشتراک‌گذاری تقویم با اعضا، غمگین و سر در گم هستید. جای هیچ نگرانی نیست با رفتن به event details و تغییر دادن visibility به حالت private هیچ کس جز خداوند، شما و افرادی که به event اضافه کرده‌اید از جلسه محرمانه و فوق سری شما بویی نمی‌برد. اسناد جلسه را ضمیمه کن مهندس!اگر اهل رعایت نظم و اصول در جلسات هستید و یک نفر در تیم شما هست که پیگیر دستور و صورت جلسه است و مواردی وجود دارد که باید اعضا قبل از جلسه آن‌ها را مطالعه کنند و آن یک نفر مدام می‌گوید اسناد جلسه را ضمیمه کن مهندس! وارد event details شوید و هر فایل کوچک و بزرگی را که می‌خواهید attach کنید. همچنین می‌توانید هر توضیحی که لازم است را در قسمت description بنویسید.با خیال راحت با خارجی‌ها جلسه بذار!اگر در رده‌های بالای خفن بودن به سر می‌برید و همکاران یا شرکای تجاری خارجی دارید و نیاز دارید با یک نفر در بوینس آیرس و یک نفر در بالی و یک نفر در آدیسابابا همزمان جلسه بگذارید در منو setting به قسمت world clock بروید و با فعال کردن تیک آبی! زمان‌های مختلف را اضافه کنید. حالا در تقویم خود می‌توانید حساب زمان در نقاطی از دنیا که برای شما مهم هستند را داشته باشید. زمان‌های کاری را مشخص کناگر با اکانت شرکتی خودتان ثبت‌نام کرده‌اید، می‌توانید به در  setting به قسمت working hours بروید و ساعت‌های کاری خودتان را به همه اعلام کنید. به اعضای جلسه ایمیل بزن اگر نیاز دارید چیزی را به اعضای جلسه یادآوری کنید، یا تغییری را به اطلاعشان برسانید نیازی نیست وارد gmail شوید و به تک تک اعضای جلسه ایمیل بزنید می‌توانید با سادگی روی event در تقویمتان کلیک کنید و بالای صفحه اطلاعات event روی آیکن پاکت نامه کلیک کنید و از همان‌جا به همه اعضای حاضر در event ایمیل بزنید.مشکل مکان را حل کن!اگر دفتر کارتان چند اتاق جلسه دارد یا در یک کافه جدید قرار می‌گذارید یا از همسرتان می‌خواهید در یک ساعت مشخص در مهمانی دوستتان همراه شما باشد، پس مکان event را مشخص کنید.وارد event details شوید و location را تعیین کنید. مسئله notification وارد setting شوید و در قسمت event setting درباره فاصله زمانی هر notification با event  و همینطور فعال یا غیر فعال بودن desktop notification تصمیم بگیرید.وقت ملاقات بده، وقت ملاقات بگیر! برای استفاده از این امکان حتماً باید از اکانت شرکتی استفاده کنید.فرض کنید شما منتور یک شتابدهنده هستید که فقط چهار روز در ماه در فضای کاری حضور دارید. یا مشاوری هستید که زمان‌های خاصی را برای ملاقات حضوری با دانش‌آموزانتان در نظر گرفتید. با استفاده از امکان appointment slots میتوانید زمان‌های خالی خودتان را اعلام کنید و افراد آن زمان‌ها را انتخاب کنند. روی یک قسمت از تقویم کلیک کنید و گزینه appointment slots را انتخاب و زمان مورد نظرتان را مشخص کنید. میتوانید بازه‌های زمانی هر ملاقات را مشخص کنید مثلا در تصویر بالا هر ملاقات نیم ساعته تنظیم شده است و همینطور میتوانید یک صفحه و لینک برای ساعات ملاقاتتان داشته باشید. تعطیلات رسمی را فراموش نکن! احتمالاً شما هم وقتی در ابتدای سال یک تقویم رومیزی هدیه می‌گیرید، قبل از هر کاری روزهای قرمز رنگ را میشمارید، یا اگر یک بازاریاب محتوایی باشید مناسبت‌های رسمی برایتان اهمیت زیادی دارد. برای اضافه کردن تعطیلات کشور ایران یا هر تقویم رسمی دیگری (یا حتی اضافه کردن تقویم بازی‌های راگبی) کافی است روی add calendar کلیک کنید و گزینه brows calendars of interest را انتخاب کنید. راحت طلب باش! از keyboard shortcut های google calendar استفاده کنید. میانبر &quot;q&quot;: اضافه کردن سریع یک eventمیانبر &quot;t&quot;: رفتن به صفحه امروز میانبر &quot;c&quot;: ایجاد event ترکیبی بزن !!!متصل کردن ابزارهای مختلف گوگل به همدیگر تجربه جذابی است که معمولا نتایج خیلی خوبی هم به همراه دارد، من از سه ابزار برای نظم دادن به کارها و وظایفم استفاده میکنم. google calendar, google keep, google tasks استفاده از این سه ابزار به شما کمک میکند وظایف و reminderها یکپارچه باشند و بتوانید همه این‌ها را روی تقویمتان داشته باشید. از زمانی که تصمیم گرفتم کارها و زمانم را بهتر مدیریت کنم، استفاده از google calendar کمک زیادی به من کرد. امیدوارم این مقاله برای شما هم چنین تجربه‌ای را رقم بزند.اگر از امکانات کاربردی دیگری در google calendar استفاده می‌کنید که در این پست نبود اینجا کامنت کنید تا پست را به‌روزرسانی کنم.و خوشحال میشم اگر نظراتتان را اینجا یا هر جای دیگری که من را پیدا کردید بخوانم. </description>
                <category>علی رضایی</category>
                <author>علی رضایی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Apr 2019 13:59:09 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>