<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی حدادکار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ali_haddadkar</link>
        <description>هم‌بنیان‌گذار ویرگول و یک توسعه دهنده رابط کاربری.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 17:14:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2/avatar/XDnlaG.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی حدادکار</title>
            <link>https://virgool.io/@ali_haddadkar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خاطراتی که با رفتن ناکادای دوباره چشم باز کردن</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_haddadkar/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-db3dniwesvey</link>
                <description>یه هفته‌ست که هر شب به خودم می‌گم امشب دیگه وقتشه، می‌شینم «شرایط انسانی ۳» رو ببینم، ولی هر بار یه چیزی جلوم رو می‌گیره، کار، حال نداشتن، یا یه بهونه دیگه. اما دیروز که خبر مرگ تاتسویا ناکادای رو شنیدم، صحنه‌های فیلم‌هاش یکی‌یکی جلوی چشمم رژه رفتن. هاراکیری، شرایط انسانی، ران، کاگه‌موشا. همون لحظه حس کردم باید چیزی بنویسم، نه فقط برای ناکادای، بلکه برای اون حس عمیقی که سینمای ژاپن همیشه تو من زنده می‌کنه.سینمای ژاپن برای من همیشه یه دنیای خاص بوده؛ کم‌حرف، پر از فکر، با یه عمق که نمی‌ذاره راحت ازش بگذری. ناکادای از اون آدمایی بود که این حس رو انگار با چشاش، با سکوتش، با هر حرکتش واقعی‌تر می‌کرد.یه صحنه از فیلم «هاراکیری» همیشه تو ذهنم مونده. هانشیرو وسط اون حیاط بزرگ وایساده و داستانش رو تعریف می‌کنه. هم صداش آرومه، هم یه غمی پشت نگاهشه که نمی‌ذاره ازش چشم برداری. اولین بار که فیلم رو دیدم، بیست و یکی دو سالم بود. نشسته بودم روی مبل، با لپ‌تاپ، و تا آخرش تکون نخوردم. اون نقش یه چیزی داشت که هنوزم نمی‌تونم درست توضیحش بدم.تو «شرایط انسانی» هم یه حس شبیه همین هست. تو منچوری وسط سربازای خسته و داغون ایستاده، ولی هنوز داره تقلا می‌کنه که آدم بمونه. تو چشاش انگار هم خستگیه، هم یه ذره امید. یه بار وسط فیلم از جام بلند شدم چون سنگین بود‌. نه به‌خاطر خود فیلم، به‌خاطر اینکه حس می‌کردم دارم تو اون موقعیت نفس می‌کشم. ناکادای این توان رو داشت که انگار تو رو بکشه وسط تصویر.اولین فیلمی که ازش دیدم «ران» بود. اون موقع خیلی سینمای ژاپن رو نمی‌شناختم. تو یه فروم یکی این فیلم رو معرفی کرده بود. خلاصه که با هزار بدبختی با کیفیت نه چندان خوب دانلودش کردم. نقش هیداتورا و اون خشم تو چشماش یه جوری بود که از همون اول گرفتم. صحنه قلعه سوخته هنوزم یکی از واضح‌ترین تصویرهای ذهنیمه. از همون‌جا بود که رفتم سراغ بقیه کارهای کوروساوا.ناکادای تو هر فیلم انگار یه آدم جدید بود. تو «هاراکیری» شرافت و درد، تو «شرایط انسانی» تلاش برای انسانیت، تو «ران» خشم و پشیمونی. بدون اینکه بخواد چیزی بهت تحمیل کنه، کاری می‌کرد که بشینی و فکر کنی. حالا که دارم اینا رو می‌نویسم، حس می‌کنم یه عالمه خاطره و حس که سال‌ها ته ذهنم خاک می‌خوردن، دوباره دارن زنده می‌شن. این فیلم‌ها برای من فقط قصه و تصویر نیستن؛ هر بار که می‌بینمشون، انگار خودمو توشون پیدا می‌کنم.</description>
                <category>علی حدادکار</category>
                <author>علی حدادکار</author>
                <pubDate>Sat, 15 Nov 2025 01:33:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«نظرات» شما، مایه مسرت ماست</title>
                <link>https://virgool.io/virgool/virgool-comments-system-design-awvg1pxd4cpi</link>
                <description>نوشتن جدا از لذت خلقی که دارد، برای نویسنده نیازی را هم ایجاد می‌کند. نیاز خوانده شدن و البته بازخورد گرفتن. گاهی حتی نویسنده فقط به دنبال یک نقد درست و سازنده است. اصلا شاید به همین علت است که افراد، متن خود را منتشر می‌کنند (در هر جا و به هر شکل)، تا نیاز خود به گرفتن بازخورد از مخاطب را برطرف کنند.با گسترش تکنولوژی و بنا بر نیازهای امروزی، شیوه‌های نوشتن و نشر نیز به مرور دستخوش تغییر شده است و حالا ، انتشار در فضای مجازی فرصتی برای ارتباط مستقیم و ساده‌تر با خیل مخاطبان جدید و بیشتر است.امکان نظر دهی و کامنت گذاشتن بر روی هر محتوا، یکی از متداول‌ترین این راه‌هاست تا نویسنده اثر خود را بهتر لمس کند.به همین دلیل، با توجه به خواسته‌های کاربران ویرگول، مدتی پیش تصمیم گرفتیم که تغییراتی در بخش نظرات ویرگول اعمال و این بخش را بهینه کنیم. این تغییرات پایان کار ما با این بخش نیست اما دوست داریم که بدانید که این تغییرات چه مسیری را طی کرد و همچنین چه راهی در پیش دارد.فرآیند نظردهی در ویرگول (قبل از تغییرات)در گذشته نظرات به صورت تو در تو (nested) نمایش داده می‌شدند و تا بی‌نهایت ادامه داشت. بدین صورت که زنجیره‌ای از نظرات و پاسخ‌ها (replies) در باکس‌هایی تودرتو رو به داخل ادامه داشتند. این نوع طراحی باعث می‌شد که هرچقدر گفتگو بین ۲ کاربر طولانی‌تر شود، باکس نظرات کوچک‌تر شود و این باعث محدودیت در نمایش نظرات و سردرگمی کاربران می‌شد.مشکل اصلی این ساختار، سخت بودن دنبال کردن و خواندن نظرات توسط مخاطب بود. به این صورت که اگر تعداد نظرات از ۴ یا ۵ سطح بیشتر می‌شد، امکان جستجو، پیگیری و نظردهی سخت و محدود می‌شد.طرح نمایش نظرات قبل از تغییرات  گام اول، نظرسنجی از کاربراناول از همه باید دقیقا مشکل کاربران را بررسی می‌کردیم. برای همین در این مرحله‌ی با نظرسنجی و برگزاری جلسات متعدد با حضور کاربران فعال، ریشه‌ اصلی مشکلات و خواسته کاربران را برای خودمان لیست کردیم تا درک بهتری از نیاز افراد داشته باشیم.گام دوم، رفع مشکل دنبال کردناولویت ما حل مشکل خواندن و دنبال کردن نظرات بود، به طوری‌که تودرتو بودن باعث محدودیت نظرگذاری نشود. راه حل موجود در نظر گرفتن محدودیتی برای تعداد سطوح نظر بود، تا این تودرتو بودن بی‌نهایت نباشد.گام سوم، عدم امکان لینک دهی به نظری خاصدر صورت دریافت پاسخ جدید به یک پست یا یک نظر، در بخش اعلانات (notification)،  به کاربر (user) اطلاع داده می‌شود، اما مشکل اینجا است که به دلیل نبود صفحه اختصاصی برای هر نظر، هر اعلان (notification) به صفحه‌ی خود پست منتهی می‌شد و کاربر مجبور بود با بالا و پایین کردن صفحه (scroll) نظر مورد نظر را پیدا کند.برای حل مشکلات بالا لازم بود تا در ابتدا نظرات بیشتر از حدی تودرتو نشوند و همچنین، هر نظر یک صفحه و آدرس مختص به خودش ( url مشخص) داشته باشد.چالش‌های ادامه‌ی مسیر و حل کردن آنهابعد از به‌روز رسانی نسخه اول، با چالش جدیدی مواجه شدیم. نارضایتی کاربران به خاطر کندی باز شدن صفحات نظرات و اینکه برای مشاهده‌ی هر نظر مجبور بودند صفحه جدیدی را باز کند.این چالش پیش‌بینی نشده در ادامه‌ی مسیر، سبب شد که روش خودمان را ابداع کنیم. یک راه‌حل جدید از ترکیب فرآیند قبلی (تودرتو بودن) و نسخه بروزرسانی شده. تصمیم گرفتیم که محدودیت ۳ سطحی برای تودرتو بودن را اعمال کنیم. در این روش کاربر می‌توانست تا ۳ سطح نظرات را بدون نیاز به باز کردن صفحه‌ای جدید مشاهده کند، اما اگر کار نظر بازی بیشتر از این ادامه می‌داشت به یک صفحه‌ی دیگری هدایت شود.طرح نمایش نظرات بعد از تغییراتچالش جدید ما، مشاهده ترتیب نظراتبعد از به روزرسانی دوباره بخش نظرات و با نظرسنجی دوباره از کاربران و خب آمارهای فعالیت‌ها، مورد جدید و جالبی گزارش شد.تصور کنید وقتی کاربر در این فرآيند جدید یک اعلان (notification) دریافت می‌کند، به صفحه‌ی جدیدی هم هدایت می‌شود. اما نکته‌‌ای که مغفول ماند، این بود که کاربرها اگر بعد از یک یا چند روز به سایت وارد می‌شدند، امکان کمرنگ شدن یا فراموشی موضوع نظر وجود داشت. یعنی کاربر فراموش می‌کرد جوابی که دریافت کرده، درخصوص چه نظری بوده است.خوب باز تصمیم گرفتیم تغییراتی در طراحی داشته باشیم. این بار کاربر علاوه بر مشاهده‌ی نظر اصلی و پاسخ‌های مربوط به آن، می‌توانست parent یا نظر والد هر پاسخ را به‌صورت مجزا دنبال کند. که علاوه بر سرعت بخشیدن در مشاهده و پاسخگویی نظرات کمک می‌کرد که کاربر سردرگم نشود.نمایش صفحه یک نظر خاصقابلیت‌های دیگری در بخش نظراتیکی دیگر از قابلیت‌هایی که با پیشنهاد خود شما کاربران ویرگول ایجاد شد، افزودن آیکون لایک به سیستم نظرات بود. با این امکان در صورتی که کاربر مایل نبود جوابی به نظر بدهد، حرف دیگری در ادامه نظرات نداشت و یا فرصت پاسخ دادن را پیدا نمی‌کرد با زدن دکمه لایک، تایید و موافقت خودش را ابراز کند. و یا اگر کاربر دیگری، نظر فرد جدید را بپسندد، کافی بود به جای تکرار نظر، فقط آن را لایک کند. به این ترتیب مخاطبین با لایک‌های خود، ارتباط و بازخورد مناسب را با کاربر یا سایر مخاطبین با کمترین سختی، به اشتراک می‌گذاشتند.بخش نظرات و راهی که پیش رو داریم…با نظرسنجی‌ از کاربران، با تغییراتی که در بخش نظردهی انجام شده است، در حال حاضر با مشکل خاصی روبرو نیستیم و فرآیند حاضر با اهداف ما، تیم ویرگول، که ساده‌سازی استفاده از ابزارهای موجود در سایت و ایجاد تعامل سازنده میان کاربران است، با موفقیت انجام شده است.اما به زودی این بخش با تغییرات دیگری همراه خواهد بود، تا شما بتوانید زودتر نظر خود را بنویسید.لطفا در پایین این پست، نظر خودتان را با ما به اشتراک بگذارید و در ضمن، من تگ ویرگول را دنبال کردم تا پست‌های شما در رابطه با امکانات ویرگول را بخوانیم. پس می‌توانید با اضافه کردن این تگ به پست‌های خود، نظرتان را سریعتر با من و سایر اعضای تیم ویرگول به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>علی حدادکار</category>
                <author>علی حدادکار</author>
                <pubDate>Wed, 24 Aug 2022 11:51:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس از نوشتن و چگونگی غلبه بر آن</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_haddadkar/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%BA%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D9%86-jpdygrtutywo</link>
                <description>سال گذشته یه وبلاگ با جکیل و گیتهاب ساختم که شروع به نوشتن کنم ولی ترس از نوشتن مانع این کار شد. همیشه موقع نوشتن یک صدایی درونم حس میکنم که نوشته منو نقد میکنه و بهم میگه این خوب نیست بهترش کن و هر بار این منتقد، نوشتن رو برای من سخت تر میکنه. برای همین هیچ وقت نتونستم درست بنویسم.همین حالا شروع به نوشتن کنیدوقتی ویرگول رو شروع کردیم (+ +) هدفمون این بود که نوشتن رو برای همه ساده کنیم منم به این فکر میکردم که الان وقت مناسبی هست که به بهانه ویرگول، نوشتن رو شروع کنم و این سری اجازه ندم منتقد درونم روی من تاثیر بزاره. برای شروع دنبال راهی میگشتم که بتونم با ترسم مقابله کنم مثل همیشه اولین کاری که انجام دادم سریع رفتم سراغ گوگل جان?. مطالبی خوندم که نکاتی رو برای بهتر نوشتن گفته بودن ولی مشکل اصلی من اون صداست که موقع نوشتن میاد سراغم، نیاز داشتم راهی پیدا کنم که بر اون صدا غلبه کنم، بین همه مطالب این جمله (هرچه زودتر یک مقاله بد بنویسید) بود که کمک زیادی برای از بین بردن این ترس بهم کرد.هرچه زودتر یک مقاله بد بنویسیدبرای شروع این نوشته به محض اینکه منتقد درونم شروع به ایراد گرفتن کرد، فقط دو تا سوال از خودم پرسیدم:اینهمه وقت به حرف منتقد درونم گوش دادم آیا تونستم بهتر بنویسیم؟آیا یک نوشته بد بهتر از ننوشتن نیست؟ساده تر اون چیزی بود که فکر می کردم. همین سوالات باعث شدن به نوشتن ادامه بدم و امید داشته باشم با تکرار این کار، پیشرفت خواهم کرد. یه موردی هم که خیلی کمک میکنه بهتر بنویسید احساس راحتی داشتن موقع نوشتنه که تاثیر مثبتی رو خروجی مطلب داره.البته برای بهتر نوشتن موارد زیادی هست که باید پیگیرشون شد و یاد گرفت. خیلی خوب میشه کسانی که تخصص تو این زمینه دارن محتوایی تولید کنن که به ما کمک کنن. هدفم از نوشتن این مطلب کمک به افرادیست که مثل من انتظار یک خروجی عالی و یا ترس از نوشتن دارن بود. بهتون توصیه می کنم همین الان شروع به نوشتن کنید و ترس رو کنار بزارید.اگر شما هم تجربه ای تو این زمینه دارید توی بخش نظرات ارسال کنید یا شاید بهتر باشه شما هم اون رو به صورت یک مطلب منتشر کنید.</description>
                <category>علی حدادکار</category>
                <author>علی حدادکار</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jul 2017 10:45:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سمبل کانکو چه معنا و مفهومی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ali_haddadkar/%D8%B3%D9%85%D8%A8%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%88-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F-m047ecjw4</link>
                <description>کانکودانام کانکو از یكی از كاتاهای كیوكوشین به نام كانكودا ( نگاه به آسمان ) گرفته شده است و از  به هم چسبیدن انگشتان اشاره و شصت حاصل می شود به طوری كه از وسط انگشتان دست می توان آسمان را دید و این نشانی از میل و اراده انسان به تسخیر بی نهایت و رسیدن به اعماق را دارد، انگشتان رو به آسمان سمبل قله‌های زندگی می باشند كه به سمت اوج اشاره می كنند. بخش ضخیم و یا كف دست مفهوم وسعت و قدرت را می رساند، دایره دور كانكو نشان از تداوم تمرین در عین سختی آن را می رساند و حلقه دست‌ها و ارتباط و تماس آن‌ها با هم سمبل چرخه حیات و ارتباط كارها و فعالیت‌ها با هم را نشان می دهد.مهمترین سمبل کیوکوشین یعنی کانکو بر روی بازوی چپ استفاده می شود.رنگ قرمز آن سمبل خون، نشان حیات انسانی می باشد خونی که ممکن است در راه دفاع از حق و حقیقت به زمین ریخته شود و یک کاراته کا هر روز با این اندیشه تمرین می کند که یک قدم به مرگ نزدیک تر می شود و از این بابت نباید مغرور شود، همچنین اگر ترس از مرگ بر ما چیره شود مطمئنا در این راه چیزی جز شکست در انتظارمان نخواهد بود و یک کاراته کا با این نوع نگرش در مقابل تمامی مشکلات و سختی های تمرین و زندگی واقعی دارای روحی آرام و بزرگ خواهد بود.</description>
                <category>علی حدادکار</category>
                <author>علی حدادکار</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jun 2017 22:33:37 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>