<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@aliaa</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 06:20:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/168174/avatar/CiNjlm.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علیا</title>
            <link>https://virgool.io/@aliaa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استادان واقعی کجا هستند؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@aliaa/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-x57qp6a1rawi</link>
                <description>پس آن استادان واقعی که به جست و جویشان به دانشگاه آمدیم کجا هستند؟ آن ها که راجع‌به‌شان در کتاب‌ها می‌خواندیم، در فیلم‌ها مظاهرشان را می‌دیدیم، یا از بزرگتری وصفشان را می‌شنیدیم..آن‌ها که دفتر کارشان کتابخانه‌ای داشت و طبقه ای از آن کتابخانه فارغ از رشته‌ی تخصصیشان مربوط به علوم اجتماعی و یا فلسفه بود. آن ها که علمشان در عملشان تظاهر داشت، دغدغه‌شان جامعه‌شان بود و دانشجو برایشان عامل بهبود وضعیت جامعه‌ی آینده و نه نردبانی برای بالا رفتن خودشان بود.. آن ها که چرایی کارشان را می‌دانستند، با اصول تفکر نقاد آشنا بودند، درست فکر کردن را یاد گرفته بودند و یاد می‌دادند، برای مثال درسیشان شخصیتی از رمان‌ها بر می‌گزیدند، حافظ می‌خواندند و در استراحت‌های بین کلاس به جای توصیه به مهاجرت از وطن از تاریخ وطن می‌گفتند..آن ها که بیشتر از همه می خواندند، بیشتر از همه فکر می کردند، بیشتر از همه می فهمیدند و درک میکردند و از همه بیشتر دغدغه ی وطن داشتند...آن ها امروز کجا هستند؟پی نوشت: تصویر؛ نقاشی مرگ سقراط است، اثر داوید</description>
                <category>علیا</category>
                <author>علیا</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 21:22:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره‌ی آرمان‌هایی که خیالی می شوند...</title>
                <link>https://virgool.io/@aliaa/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-ihranoyzsxx2</link>
                <description>آدمی ذره‌ذره و قدم‌به‌قدم از آرمان‌هایش عقب می‌نشیند. آرمان‌هایش را بزرگتر از اراده‌اش می یابد و اراده‌اش را کوچکتر از آن که سپری شود در برابر فشارها.پس چکش‌کاری آرمان‌هایش را شروع میکند، با هر ضربه بیشتر از آینده‌ی خیالیش فاصله میگیرد و گاه محصولی می‌سازد که هیچ شباهتی به آنچه که در ابتدا متصور بود، ندارد. از آن جا که همه‌ی این‌ها اندک‌اندک و به آرامی رخ می‌دهند، جز دیر‌‌هنگام متوجه تغییرات نمی‌شود و گاه هرگز.  چه بسیارند آرمان‌های در ابتدا پاک و خیرخواهانه ای که در نهایت جز بلا را نصیب جان مردمان نکرده‌اند.</description>
                <category>علیا</category>
                <author>علیا</author>
                <pubDate>Thu, 09 Apr 2020 19:48:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>