<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های AliBandari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alibandari</link>
        <description>من علی بندری هستم. صاحب صدای پادکست‌های فارسی چنل‌بی و بی‌پلاس.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:52:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/71976/avatar/uXeM4C.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>AliBandari</title>
            <link>https://virgool.io/@alibandari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اسپانسر پادکست بشوم یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alibandari/%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B4%D9%88%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-qo5oophfssqy</link>
                <description>این پست در پاییز ۹۸ منتشر می‌شه. زمانی که هرچند برندهای بزرگ کم‌کم داره پاشون به پادکست‌های فارسی باز می‌شه اما هنوز اسپانسر شدن در پادکست گزینه‌ی فراگیری برای معرفی برند و محصول نیست و خیلی از برندها هنوز یه پادکست رو درست نمی‌شناسن یا از امکاناتش به عنوان یه چنل تبلیغاتی بی‌خبرن. برای همین این سوال براشون جدیه که اسپانسر پادکست بشوم یا نه؟ البته گر به عمر گسترش پادکست فارسی نگاه کنیم، این تردیدها اتفاق عجیبی هم نیست. پادکست فارسی هنوز پدیده‌ی نسبتاً جوونیه. ولی همین تازه بودن امکانات و فرصت‌های  منحصر به فردی رو هم جلوی پای صاحبان کسب و کار و آژانس‌های تبلیغاتی می‌گذاره.من فکر می‌کنم خوبه که کسانی که این رسانه رو می‌شناسن، چه سازنده‌ها و چه مخاطبین و‌ مشتری‌های تبلیغاتی تجربه‌هاشون رو بنویسن و‌ کمک کنن این قطار در مسیر درست و مطمئنی جلو بره.اینجا ویژگی‌هایی از مخاطبان پادکست می‌گم که کمک می‌کنه تا برندها بدونن با چه گروهی طرف هستن. اینجوری تصمیم‌گیری برای اسپانسر پادکست شدن ساده‌تر می‌شه. این پست را قبلاً کمی مفصل‌تر در وبلاگ چنل‌بی منتشر کرده بودم. حالا مجدد با تغییراتی در ویرگول منتشر می‌کنم.به نظرم مخاطب‌های پادکست ویژگی‌هایی دارند که تبلیغ در این مدیوم را برای برخی برندها مهم می‌کند. البته من نویسنده‌ی بی‌طرف نیستم. خودم پادکست‌سازم و هر بار هم که می‌فهمم یک پادکست فارسی که شنونده‌اش هستم، اسپانسر گرفته است کلی خوشحالی می‌کنم. چون به من این پیام را می‌دهد که پادکست‌ساز در ادامه‌ی راهش جدی‌تر شده و من می‌توانم حداقل برای مدت دیگری از کارهایش لذت ببرم.طبیعتاً تبلیغ در پادکست برای هر محصولی و در هر شرایطی مناسب نیست. چیزهایی که من اینجا می‌نویسم مجموعه‌ای است از آنچه خوانده، شنیده و تجربه کرده‌ام. من در بازاریابی نه دانشی دارم و نه مطالعه‌ای. ولی فکر می‌کنم راه بهتر فهمیدن هر چیزی از نوشتن دانسته‌ها و تجربه‌های هرچند کم و بعد بارها و بارها بهشان فکر کردن و دوباره ارزیابی‌کردنشان می‌گذرد.۴ دلیل برای اسپانسر شدن در پادکستشنیده شدن تبلیغاتارتباط شخصی با راویایجاد ارتباط با محصولمرجع بودن مخاطب‌هابسیاری از پادکست شنوها از گروه‌های مرجع هستندشنیده شدن تبلیغاتشنونده‌های پادکست معمولاً تبلیغات را می‌شنوند. اهمیت این جمله وقتی معلوم می‌شود که حواسمان به تبلیغات ویدیویی و رفتار بیننده با آنها باشد. آخرین باری که تیزر قبل از ویدیویی را جلو زدید کی بود؟ پنج دقیقه پیش؟ دیشب؟ آخرین بار که این کار را برای پادکست کردید کی بود؟ احتمالاً خیلی وقت پیش. اما در پادکست احتمال شنیده شدن تبلیغات بسیار بالاست. بیش از ۷۵٪ شنونده‌ها پادکست را تا آخر می‌شوند و کمتر از ده درصد شنونده‌های پادکست از روی تبلیغات می‌پرند. البته اشتباه‌های ما پادکست‌سازها ممکن است این آمار را خیلی زود عوض کند. ولی حداقل فعلا شنونده‌های پادکست تیزرها را گوش می‌کنند.ارتباط شخصی شنونده با راویبیشتر شنونده‌ها با پادکست و میزبانش ارتباط نزدیک و شخصی برقرار می‌کنند. این مهم‌ترین سرمایه‌ی پادکست‌ساز و البته همان چیزی است که انتخاب اسپانسر را حساس می‌کند. شنونده‌ها به صدایی که ساعت‌ها در گوششان قصه گفته و حرف زده اعتماد می‌کنند. برای همین می‌توان از ارتباط شخصی شنونده با راوی حرف زد. اگر این اعتماد به هر دلیلی مخدوش بشود شما و پادکست شما و برندی که اسمش در پادکست برده شده و حتی شاید بقیه‌ی پادکست‌های فارسی هم متضرر شوند.ایجاد ارتباط با محصولشنیدن البته که لازم است ولی خیلی وقت‌ها کافی نیست. برای اثرگذار شدن، خیلی از تبلیغات باید بتوانند با شنونده ارتباط برقرار کنند. تجربه نشان می‌دهد که ارتباطی که شنونده‌ها با چیزهایی که در پادکست محبوبشان تبلیغ شده‌اند فراتر از ارتباط معمول مصرف‌کننده و محصول است. نمونه‌های خارجی این ارتباط را می‌توان در اثرگذاری Mailchimp وSquarespace , Blue Apron و بقیه‌ی برندهایی که بیشترین تبلیغات پادکستی را می‌کنند دید. این حساب در مدیوم به صورت تخصصی در این باره می‌نویسد و تحقیق می‌کند. بین برندهای ایرانی هم اثرگذاری تبلیغات روژین در پادکست چنل‌بی نمونه‌ی برجسته‌ای بود. روژین البته برند آن‌لاینی نیست و بیشتر فروشش در سوپرمارکت‌هاست. اما در زمان نوشتن این پست در حالی‌که از آخرین تیزر روژین در پادکست چند ماه می‌گذرد هنوز کاربرهای توییتر فارسی درباره‌ی محصول ویژه‌ی روژین که در چنل‌بی تبلیغ شده بود حرف می‌زنند.مرجع بودن مخاطب‌هاکسانی که پادکست فارسی گوش می‌کنند عموماً تحصیلات و درآمد و سطح زندگی بالاتر از میانگین جامعه دارند. بسیاری از پادکست‌شنو‌ها خودشان از گروه‌های مرجع هستند. همین آدم‌ها می‌توانند وقتی محصول جدیدی را بشناسند و بپسندند به بقیه هم معرفی‌اش کنند. یکی از اهداف تبلیغ‌کردن همین است که به جایی برسیم که مردم خودجوش درباره‌ی محصولمان حرف بزنند. در این راه پادکست یه ابزار خیلی موفق است.برای اسپانسر پادکست شدن البته دلایلی دیگر هم هست. دلایلی که مستقیم به شنونده‌های پادکست مربوط نیستند. بعداً درباره‌ی این دلایل هم می‌نویسم.اینجا یکی از اسپانسرهای پادکست بی‌پلاس از تجربه‌اش درباره‌ی اسپانسر شدن در پادکست حرف زده که پیشنهاد می‌کنم از دید یک اسپانسر هم به این موضوع نگاه کنید.نویسنده: علی بندری</description>
                <category>AliBandari</category>
                <author>AliBandari</author>
                <pubDate>Wed, 18 Dec 2019 17:37:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پادکست شما چند تا شنونده دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alibandari/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-ag8mticaldk2</link>
                <description>وقتی پادکست می‌سازید و منتشر می‌کنید این یک سؤال طبیعی است که باید به آن پاسخ دهید. از اولین و سرراست‌ترین سؤال‌ها. پادکست شما چند تا شنونده دارد؟ این پرسش‌ را هم دوستان و آشنایان ممکن است بپرسند و هم اسپانسرها. اما مشکل اینجاست که جواب دادن به این پرسش ساده نیست. ساده نبودن پاسخ به شما، به عنوان پادکست ساز، مربوط نیست. مشکل از میزبان‌های پادکست و نحوه‌ی استفاده‌ی کاربران از این مدیوم است. اینجا توضیح داده بودم که من چطور تعداد شنونده‌های پادکست‌های چنل‌بی و بی‌پلاس را می‌شمرم. الان بخشی از مطلب را در ویرگول منتشر می‌کنم. اما پیشنهاد می‌کنم متن کامل‌تر را در سایت چنل‌بی ببینید.ساده‌ترین راه برای شمردن شنونده‌های پادکستتعداد دانلود همان تعداد شنونده است؟چطور تعداد شنونده‌ها را دقیق‌تر اندازه بگیریم؟ساده‌ترین راه برای شمردن شنونده‌های پادکستخیلی از مشترکین اپیزود را کمی بعد از منتشر شدن دانلود می‌کنند و از آن لحظه ارتباط میزبان پادکست با فایل قطع می‌شود. برای همین بهترین میزبان‌های پادکست هم، در حال حاضر، آماری از اینکه چند نفر، کی و تا کجای اپیزود را شنیده‌اند به پادکست‌ساز نمی‌دهند.عددی که به عنوان معیار اصلی در دنیای پادکست معمول است تعداد دانلود است. یا دقیق‌تر میانگین تعداد دانلود پنج اپیزود آخر تا x هفته بعد از انتشار. x را هرکسی باید به صورت تجربی برای پادکست خودش برآورد کند. ما برای چنل‌بی ۸ و برای بی‌پلاس ۶ در نظر می‌گیریم؛ در عمل البته اپیزودهای پادکست‌های غیرزمان‌مندی مثل چنل‌بی و بی‌پلاس تا سال‌ها بعد از انتشار هم شنونده‌ی خوبی دارند.تعداد دانلود همان تعداد شنونده است؟این روش شمردن تعداد دانلود بدون اشکال نیست. یعنی در واقعیت تعداد دانلود همان تعداد شنونده نیست. اما قبل از اینکه اشکالش را بگویم اول ببینیم فرض پشت این آمار چیست. فرض این است که تعداد دانلود یعنی تعداد شنونده و تعداد شنونده یعنی تعداد کسانی که همه‌ی اپیزود را شنیده‌اند.وقتی کسی می‌پرسد چند تا شنونده داری معمولاً جواب ما همان عدد دانلود است. اما این پاسخ دقیق نیست. موبایل‌های ما پر از اپیزودهایی هستند که دانلود شده و هرگز شنیده نشده‌اند. همیشه هم گروهی هستند که یک اپیزود را شروع می‌کنند و قبل از تمام شدن یا حتی قبل از رسیدن به آگهی اسپانسر رهایش می‌کنند. اما عدد دانلود همه‌ی این‌ها را به عنوان شنونده فرض کرده است.پس چه کنیم؟چطور تعداد شنونده‌ها را دقیق‌تر اندازه بگیریم؟من کاری که انجام می‌دهم استفاده از چند معیار ترکیبی است. این معیارهای اندازه‌گیری به من دید دقیق‌تری می‌دهد. با ترکیب این معیارها نتیجه بیشتر نزدیک واقعیت می‌شود. برای همین با اطمینان بیشتری می‌توانم تعداد شنونده‌ها را اعلام کنم. دو تا از این شاخص‌های ترکیبی دانلودهای بخشی بلوبری و آمار درصد درگیری شنونده‌ها در اپل پادکست است.           دانلودهای بخشی، آمار جدیدی از بلوبریبلوبری از میزبان‌های قدیمی و معتبر پادکست است. از اواسط سال ۲۰۱۹ پارامتر جدیدی به آمارهای پادکست اضافه کرد به عنوان Partial Downloads یا دانلودهای بخشی. این آمار نشان می‌دهد که چند درصد شنونده‌ها چند درصد از اپیزود را شنیده‌اند.          درصد درگیری شنونده‌ها، آمار اپلایتیونز هم از مدتی قبل اطلاعات خوبی درباره‌ی مصرف اپیزودها در اختیار صاحبان پادکست می‌گذارد. معیاری که اینجا به درد ما می‌خورد Average Consumption Rate است. البته موقع خواندن اعداد از Podcast Connect باید حواسمان باشد که اطلاعاتش محدود به کاربرانی است که روی اپلیکیشن اختصاصی اپل، پادکست را شنیده‌اند.من فکر می‌کنم در کنار عدد دقیق دانلود و دانلودهای بخشی، هم ما پادکست‌سازها و هم اسپانسرها باید حواسمان به Average Consumption Rate یا همان ACR پادکست‌ها هم باشد. با زیر نظر داشتن و مقایسه کردن ACR های اپیزودهای مختلف سعی کنیم بفهمیم چیزی که باعث می‌شود شنونده پادکست را وسط کار رها کند کجاست و به اسپانسرها نشان بدهیم که گروه بزرگی از شنونده‌ها پادکست‌هایمان را تا آخر گوش می‌کنند.نویسنده: علی بندری</description>
                <category>AliBandari</category>
                <author>AliBandari</author>
                <pubDate>Wed, 30 Oct 2019 15:17:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ نکته و نیم درباره‌ی اسپانسری پادکست</title>
                <link>https://virgool.io/@alibandari/%DB%B5-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-j6tfjlet4w7y</link>
                <description>اینجا درباره‌ی انتخاب اسپانسر برای پادکست صحبت نمی‌کنم، فقط از تجربه‌ی خودم درباره‌ی اسپانسری پادکست به عنوان پادکست‌ساز حرف می‌زنم.  و به پنج سوال مشخص جواب می‌دم و چند نکته هم آخرش می‌گم. این مطلب رو قبلا در وبلاگ پادکست چنل‌بی منتشر کرده بودم الان با تغییراتی توی ویرگول می‌ذارم. اگر موضوعاتی که اینجا مطرح می‌شه برای شما جالبه پیشنهاد می‌کنم متن کامل پست رو اینجا ببینین.سوال‌هایی که توی این متن بهشون جواب می‌دم این‌ها هستن:۱- متن تیزر چطور نوشته می‌شود؟۲- محتوای تیزر تبلیغاتی رو چطور انتخاب کنیم؟۳- مدت زمان تیزر چقدر باید باشد؟۴- هزینه اسپانسرشیپ چطور محاسبه می‌شود؟۵- قرارداد اسپانسرشیپ را برای چند اپیزود ببندیم؟۵.۵- چند نکته‌ی پایانیمسیر انتخاب اسپانسر۱- متن تیزر چطور نوشته می‌شود؟ما متن تیزرهای پادکست‌های چنل‌بی و بی‌پلاس را خودمان می‌نویسیم. البته بر اساس پیشنهادهای اولیه‌ی آگهی‌دهنده. این هم یکی از آن چیزهایی است که به تجربه یاد گرفته‌ایم. چون حاصل نهایی کار باید همخوان و هماهنگ با بقیه‌ی پادکست باشد بهتر است که از اول با قلم و بیان یکسان نوشته شود. این‌طوری شخصی‌ بودن پیام هم رعایت خواهد شد. متن نهایی معمولاً حاصل چند مرحله رفت و برگشت است. نسخه‌ی صوتی تیزر هم قبل از اینکه در پادکست پخش شود به تأیید آگهی‌دهنده می‌رسد. ۲- محتوای تیزر تبلیغاتی رو چطور انتخاب کنیم؟خیلی خوب است که تیزر داستان جذابی تعریف کند، مخصوصاً اگر این داستان کوتاه چیزی باشد مطابق سلیقه‌ی شنونده‌ی آن پادکست خاص. منظور از داستان هم اینجا لزوماً قصه‌ای با آغاز و اوج و پایان نیست. حرف این است که تیزر باید مثل خود پادکست با شنونده ارتباط شخصی برقرار کند. تیزر تبلیغاتی کاوه‌نگار در لوگوس باید با تیزر کاوه‌نگار در چنل‌بی فرق کند. چون حتی اگر هر دو یک محصول را معرفی کنند، شنونده‌های این دو پادکست از میزبانشان انتظار لحن‌های متفاوتی دارند.۳- مدت زمان تیزر چقدر باید باشد؟خوب نیست که دست شنونده‌ی پادکست به پریدن از روی تبلیغات عادت کند. به عنوان یک قاعده‌ی کلی من فکر می‌کنم تیزر هر چه کوتاه‌تر باشد بهتر است. اما نوشتن تیزر کوتاه موثر که سفارش‌دهنده را هم راضی کند معمولاً کار راحتی نیست. برای همین تیزر پادکست باید جذاب باشد و تا حد ممکن کوتاه. به نظر من تیزر پادکست باید زیر یک و نیم دقیقه و ترجیحاً کوتاه‌تر از یک دقیقه باشد.۴- هزینه‌ی اسپانسرشیپ پادکست چطور حساب می‌شود؟برای محاسبه‌ی هزینه‌ی تبلیغات در پادکست قیمت ثابتی وجود ندارد ولی مرسوم‌ترین روش برای حساب کردن تعرفه فرمول CPM است. Cost per Mil هزینه‌ای است که اسپانسر باید به ازای هر هزار دانلود بپردازد. تا جایی که من خبر دارم عدد پایه‌ی CPM برای پادکست‌های فارسی در سال ۹۸ بین ۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان است. مثلاً هزینه‌ی هر تیزر در هر اپیزود پادکستی که ده هزار دانلود دارد با CPM دویست هزار تومانی می‌شود دو میلیون تومان.۱۰*۲۰۰،۰۰۰= ۲،۰۰۰,۰۰۰نکته‌ی مهم البته اینجا در محاسبه‌ی تعداد دانلود است. به عنوان پایه‌ی محاسبات این‌ چنینی من فقط از آمار میزبان‌های حرفه‌ای پادکست که با پروتکل IAB سازگار باشند استفاده می‌کنم. یعنی آمار دانلودهای پادکست در میزبان‌های حرفه‌ای مثل Blubrry و Libsyn.۵- قرارداد اسپانسر شیپ را برای چند اپیزود ببندیم؟پیشنهاد من این است که چه پادکست‌ساز هستید چه می‌خواهید اسپانسر پادکست شوید حداقل به سه اپیزود فکر کنید. تیزری که در یک اپیزود پخش شود خیلی کم شنیده خواهد شد و نمی‌تواند اثرگذار شود. معمولاً هر چقدر هم که فاصله‌ی تولید اپیزودها منظم‌تر و کمتر باشد اثرگذاری تبلیغ بیشتر می‌شود. از آن طرف خوب است که قرار اول برای بیش از سه اپیزود هم گذاشته نشود. چون نه شما به عنوان پادکست ساز از واکنش شنونده‌هایتان به اسم اسپانسر با خبرید نه اسپانسر از اثرگذاری تبلیغش در پادکست شما. من به تجربه فهمیده‌ام که حداقل دفعاتی که لازم است اسم برند یا محصولی در پادکست تکرار شود سه اپیزود است و بهترین نتیجه‌ هم معمولاً وقتی به دست می‌آید که شنونده اسم و تبلیغ اسپانسر را در حداقل شش اپیزود بشنود. همین الان سعی کنین چند تا از اسپانسرهای چنل‌بی یا بی‌پلاس را به خاطر بی‌آورین، حدس می‌زنم اسم‌هایی که به ذهنتان آمده‌اند حداقل اسپانسر شش اپیزود بوده‌اند.۵.۵- چند نکته‌ی پایانیاین نکته‌ها زیر هیچ کدام از عنوان‌های فرعی این پست جا نشدند. اگر پادکست‌ساز هستید و در حال اسپانسر گرفتن پیشنهاد می‌کنم به این چند نکته فکر کنید.هیچکس بهتر از شما شنونده‌های پادکستتان را نمی‌شناسد. اگر فکر می‌کنید شنونده‌هایتان چیزی را نخواهند پسندید ولی اسپانسر روی بودن آن چیز در تیزر اصرار می‌کند به احتمال زیاد حق با شماست و اینجا جایی است که باید بایستید و به شناخت خودتان اعتماد کنید. از دست دادن اسپانسر بد است. اما بدتر از آن از دست دادن شنونده‌ها و اعتمادشان است.پادکست‌سازی بازی بلند مدت است. کاری کنید که در همه‌ی مراحل مطمئن باشید دارید بیش از تعهدات به اسپانسر سرویس می‌دهید. من معمولاً رقم اسپانسرشیپ را بر اساس ۶۰٪ تعداد شنونده‌های پادکست اعلام می‌کنم. اینطوری مطمئنم که در بدترین حالت هم اسپانسر من بیشتر از تعهدی که داشته‌ام بهره خواهد برد.تا وقتی که شما پادکست بسازید و مخاطبتان زیاد شود اسپانسرهای اپیزودهای قبلی شما هم از پیشرفتتان بهره‌مند خواهند شد. چون بخشی از شنونده‌های جدید، اپیزودهای قدیمی را هم می‌شنوند. کاوه‌نگار اولین اسپانسر چنل‌بی بود. از دو سال پیش تا حالا هر‌کس پادکست سریالی سیلک رود را شنیده باشد حداقل چند بار در معرض تیزر کاوه‌نگار قرار گرفته. در حالی که اگر کاوه‌نگار می‌خواست امروز اسپانسر چنل‌بی بشود باید خیلی بیشتر هزینه می‌کرد.نکته‌ی آخر فاصله‌گذاری بین محتوای اصلی و تبلیغاتی است. البته این نکته را به عنوان پیشنهاد و ترجیح کاملاً شخصی برای حفظ اعتماد مخاطب فرض کنید.من تعرفه و شرایط اسپانسرشیپ پادکست‌های چنل‌بی و بی‌پلاس را با توجه به این ملاحظات تعریف می‌کنم. به نظرم اسپانسری که ارزش و اثر تبلیغ در پادکست را بداند متوجه می‌شود که این شرایط منصفانه و معقول است. اسپانسری هم که این شرایط را نپذیرد به احتمال زیاد شریک مناسبی برای شما نیست.نویسنده: علی بندری</description>
                <category>AliBandari</category>
                <author>AliBandari</author>
                <pubDate>Tue, 15 Oct 2019 21:18:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه زمانی، کجا و چطور پادکست را معرفی کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alibandari/%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-juedjnzvmaop</link>
                <description>اگر پادکست می‌سازین و  دنبال جای مناسب برای تبلیغ پادکستتون هستین این نوشته بهتون کمک می‌کنه. این مطلب رو قبلا توی وبلاگ سایت چنل‌بی منتشر کرده بودم الان با مختصر تغییراتی اینجا هم می‌‌گذاریمش.کمی بیش از چهار سال از ساخت اولین اپیزود پادکست چنل‌بی می‌گذره و من یک مقداری تجربه‌ پیدا کرده‌ام که فکر می‌کنم نوشتنشان هم برای خودم خوب است هم ممکن است به درد دیگران بخورد. طبعاً اینها نظرات من است و احتمال غلط بودنشان هم کم نیست. هیچ هم بعید نیست که من یک سال دیگر اصلاً نظرم عوض شود. اما خب یکی از انگیزه‌های اصلی من برای نوشتن این چیزها، همین ثبت‌کردن و امکان‌پذیر کردن ارزیابی‌های آینده است.اینجا فرض می‌کنیم پادکست ساختن را بلدیم و می‌خواهیم روی گام‌هایی که بعد از ساخت پادکست باید برداریم تمرکز کنیم. از این نگاه، پادکست‌ساز باید چهار قدم مهم بردارد.گام اول: خلق اثر؛ ساخت پادکست شروع ماجراست.گام دوم: ترویج اثر؛ چطور لباس فروشندگی بپوشم؟گام سوم: تبلیغ اثر؛ کجا برای تبلیغ پادکست مناسب است؟گام چهارم: زمان‌بندی معرفی اثر؛ از چه زمانی تبلیغ پادکست را شروع کنم؟گام اول: خلق اثر؛ ساخت پادکست شروع ماجراست.شما دنبال خلق اثری هستید که دیده شود. اثری که باز شود، دیده شود و پسندیده شود. اگر فیلم ساز باشید، می‌خواهید فیلمی بسازید که چند میلیون بیننده داشته باشد. اگر نویسنده‌اید در آرزوی نوشتن کتابی هستید که بارها چاپ شود. شب‌ها با این خیال می‌خوابید و روزها با این ر‌ویا کار می‌کنید. فرض کنید امروز، روزی است که موفق شدید و اثرتان ثبت شد. حالا آن بیرون است. پشت ویترین، روی دکه یا روی میز تهیه‌کننده. اما اتفاقی که انتظارش را داشتید هنوز نیفتاده. یک نفر از خواب بیدارتان می‌کند که بخش اصلی کارتان تازه شروع شده.گام دوم: ترویج اثر؛ چطور لباس فروشندگی بپوشم؟خلق کردن تازه شروع ماجراست. یک اثر بدون معرفی و ترویج آن طور که باید و شاید دیده نمی‌شود. راهی نیست جز اینکه دوره بییفتید و درباره‌ اثرتان حرف بزنید. مصاحبه پشت مصاحبه. سخنرانی پشت سخنرانی. فیلم و کتاب و موزیک خیلی سخت ممکن است که خودشان را بفروشانند. شما به عنوان خالقشان راهی ندارید جز اینکه الان کت هنرمندی را دربیاورید، لباس فروشندگی بپوشید و بزنید به جاده. برای خودناشرها اوضاع گاهی سخت‌تر هم هست. چون استودیو و ناشر ممکن است بتوانند بخشی از توان تبلیغاتی‌شان را بگذارند پشت اثری که منتشر کرده‌اند. اما کار برای خودناشرها سخت‌تر است.کتاب و فیلم خوب خودشان کشف نمی‌شوند. پادکست خوب را هم کسی شانسی پیدا نمی‌کند. یعنی می‌کنند ولی اگر شما به امید شنونده‌های گذری بنشینی ممکن است هیچ‌وقت نتوانی آن‌قدری که دوست داری شنونده پیدا کنی. پادکست‌ساز هم خودناشر است. مثل بسیاری دیگر از کارهای مشابه، باید بخش قابل توجهی از وقتش را بگذارد روی ترویج و شناساندن کار. این لزوماً و برای همه، قسمت لذت‌بخش کار نیست. خیلی از فیلم‌ساز‌ها و نویسنده‌ها هم از اینکه مدام از این برنامه‌ی تلویزیونی به آن پادکست بروند و حرف‌ها و شوخی‌های از پیش‌آماده‌شده‌ای را تکرار کنند بیزارند. اما این بخشی از معامله‌است. یکی از اولین چیزهای ناراحت‌کننده‌ای که من بعد از پادکست‌ساز شدن یاد گرفتم همین بود که باید بخشی از وقتم را بگذارم برای شناساندن کارم به بقیه و پیدا‌کردن شنونده‌. گاهی حتی بیشتر از وقتی که برای ساختن پادکست می‌گذارم. شوربختانه. این را من البته کمی دیر فهمیدم ولی از وقتی که فهمیدمش سریع دست‌به‌کار شدم. تمرکزم هم روی توییتر بود.گام سوم: تبلیغ اثر؛ کجا برای تبلیغ پادکست مناسب است؟توییتر الان شبکه‌ی اصلی پادکست سازهای فارسی زبان شده.  گاهی فکر می‌کنم شاید اگر من قبل از اینکه پادکست بسازم در توییتر نبودم الان توییتر شبکه‌ی اجتماعی اصلی پادکست‌های فارسی نبود. من چهار ماه اول را تفریحی پادکست ساختم. از اوت تا دسامبر ۲۰۱۵. در این مدت پادکست فقط روی ناملیک بود،‌ بلاگی در کار نبود و حساب کاربری‌ای هم در شبکه‌های اجتماعی نداشتم. از اول ۲۰۱۶ پادکست چنل‌بی حساب توییتر داشت. یک سؤال منطقی در این مرحله این است که خب چرا توییتر؟چون من از شش سال قبلش کاربر توییتر بودم،‌ فضای توییتر فارسی را می‌شناختم و هر چند توییترم شخصی و خصوصی بود ولی بلد بودم چطوری توییت کنم. راحت بودم با توییتر. وقتی که این کار را می‌کردم البته به این چیزها فکر نکردم. اینستاگرام نداشتم، اهل فیسبوک نبودم و از تلگرام هم خوشم نمی‌آمد. برای همین برایم طبیعی بود که همان جایی درباره‌ی پادکستم حرف بزنم که درباره‌ی بقیه‌ی چیزها حرف می‌زنم.توییتر چنل‌بی در زمان انتشار این پست کمی بیشتر از ۲۰ هزار دنبال‌کننده دارد و البته همیشه از پادکست کوچکتر بوده و فکر هم نمی‌کنم پادکستی که از توییتر سازنده‌اش کمتر مخاطب داشته‌باشد در مسیر درستی باشد. ولی در مراحل اول، توییتر کمک بزرگی به شناخته‌شدن چنل‌بی کرد. یک سال بعد از راه‌اندازی توییتر چنل‌بی کمی بیشتر از ۸۰۰ دنبال‌کننده داشت. تخمین من از تعداد شنونده‌ی پادکست در آن مقطع حدود هشت هزار نفر بود. کمپین حمایت از چنل‌بی در همان مقطع اجرا شد. همان موقع هم بود که من مزه‌ی اولین حرف‌های آزاردهنده‌ی پشت سر پادکست و خودم به عنوان سازنده‌اش را چشیدم. آن موقع پوستم زیادی نازک بود و خیلی ناراحت شدم. الان هم البته پوستم به اندازه‌ی کافی کلفت نیست. ولی حداقل حواسم به این نقطه‌ی ضعفم هست.توییتر شبکه‌ی اصلی پادکست سازهاگام چهارم: زمان‌بندی معرفی اثر؛ از چه زمانی تبلیغ پادکست را شروع کنم؟۱. قبل از اینکه پادکستتان را منتشر کنید برایش حساب توییتر باز نکنین. شما کریستوفر نولان نیستین. کسی منتظر شاهکار شما نیست. توییت کردن هم مجانی نیست. هرچند شاید حواسمون نباشه که هر توییت چقدر هزینه برامون داره.  وقت و منابع محدودتان را بگذارید روی ساختن بهترین پادکستی که می‌توانید بسازید. چند اپیزود که ساختین شروع کنین به سر و صدا کردن در توییتر. اینطوری آدم‌هایی هم که اسمتان را می‌شنوند چیزی دارند که کیفیتش را بسنجند. تا قبل از آن نیازی به اطلاع‌رسانی نیست. اصلاً‌ اطلاعاتی نیست که لازم باشد رسانده شود.۲. روی بازخورد‌ها و کامنت‌هایی که در توییتر می‌گیرید حساب زیادی باز نکنید. بعداً‌ درباره‌ی اهمیت این بازخوردها در مرحله‌ی اول کار بیشتر می‌نویسم. ولی برای کسی که به سیستم دفاعی مستحکم در برابر این حمله‌ها مجهز نیست یکی دو نظر منفی ممکن است خیلی گران تمام شود. هم برای خودش هم برای پادکستش.۳.  شما ممکن است پادکست‌ساز خوبی باشید ولی کارتان در توییتر نگیرد. اگر دیدید اوضاع به این سمت می‌رود زود رهایش کنید. اداره کردن توییتر یک مهارت است. ربط مستقیمی هم به مهارت پادکست‌سازی ندارد. یادتان نرود که کار اصلی شما پادکست‌ساختن است. توییتر قرار بوده که کمکتان کند. توییتر آچار شماست. اگر کارتان را راه نینداخت عوضش کنید.۴. تصمیم‌های مهم پادکست را خودتان بگیرید و برایش نظرسنجی توییتری نگذارید. شما به عنوان خالق یا مدیر پادکست موظفید که یک تصمیم‌هایی بگیرید و مسئولید که بهترین تصمیم را بگیرید. کاری را که بر عهده‌ی شماست به کسی که نه می‌شناسیدنش نه پس‌فردا می‌توانید بازخواستش کنید نسپارید. (مگر اینکه از همین حالا دنبال شریک تقصیر برای شکست احتمالی بگردید که در آن صورت خب اصلاً‌ بهتر است پروژه‌ی پادکست را بگذارید برای وقت بهتری.)۵. در حباب توییتر پادکستی گیر نکنید. کلی ادم هست که محتوای فارسی مصرف می‌کند و می‌تواند شنونده‌ی پادکست شما باشد. خودتان را محدود به دنبال‌کننده‌های توییتر این پادکست و آن حساب پر فالوئر نکنید. اگر درباره‌ی سنجاق‌قفلی پادکست ساخته‌اید بروید دنبال کسانی که اصلاً پادکست نمی‌شنوند. رفتن سر وقت شنونده‌های پادکست سوزن ته‌گرد ممکن است اولش خیلی وسوسه‌کننده باشد ولی راه بهینه‌ای نیست. شما بروید دنبال آن اکثریتی که تا حالا هیچ پادکست نشنیده‌اند و از بین آنها برای پادکستتان شنونده پیدا کنید. پادکست‌شنوها خودشان پیدایتان می‌کنند.خلاصه اینکه شما به عنوان پادکست‌ساز باید بدون خجالت و با تمام قوا پادکستتان را تبلیغ و ترویج کنید. نه اینکه دوستانتان را با یادآوری پادکستتان در مهمانی معذب کنید، بلکه گوش به زنگ باشید و هرجا کسی را دیدید که می‌توانست شنونده‌ی شما باشد پادکست را بهش معرفی کنید و کمکش کنید یک اپیزود را بشنود. حالا درباره‌ی اینکه وقتی هدف شناسایی شد چطور باید پادکست را بهش معرفی کرد بعداً‌ حرف می‌زنیم. این پست بیشتر درباره‌ی تجربه‌ی من در اداره‌ی توییتر پادکست چنل‌بی بود.نویسنده: علی بندری</description>
                <category>AliBandari</category>
                <author>AliBandari</author>
                <pubDate>Wed, 09 Oct 2019 11:33:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>