<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی کاظمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alikzm</link>
        <description>Lead product designer at Aparat</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 06:33:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/33381/avatar/Atw0pK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی کاظمی</title>
            <link>https://virgool.io/@alikzm</link>
        </image>

                    <item>
                <title>طراحی محصول، رقابتی از منظر فیچر! (قسمت دوم-بررسی یک تجربه)</title>
                <link>https://virgool.io/@alikzm/feature-competition-2-mbn9jti91oyp</link>
                <description>این مقاله، بخش دوم مقاله‌ی زیر می‌باشد و پیشنهاد می‌شود ابتدا مقاله‌ی زیر را مطالعه کنید: https://virgool.io/ux-unicorn/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%81%DB%8C%DA%86%D8%B1-q2mplcnvc55u در مبحث قبلی با مفهوم فیچر،کانالهای ورودی فیچر ریکوئست، انواع فیچر ریکوئست ها و اصول راه اندازی فیچر ها آشنا شدیم. حال در این بخش بدنبال اکتشاف نقش فیچرها در طراحی محصول اولیه هستیم.اگر بخوام محصول رو تعریف کنم باید کمی از کلیشه ها استفاده کنم،‌ مثل تعاریفی که همیشه در مورد سیستم شنیده‌ایم :تعریف سیستما از سیستم و تفکر سیستمی  سیستم مجموعه ای از اجزا مرتبط است که برای رسیدن به یک هدف مشترک با همدیگر تعامل دارند.از نظر من این تعریف برای محصول هم منطبق است،‌به این صورت که :محصول، مجموعه ای از فیچرهای مرتبط است که برای رسیدن به هدف مشترک با همدیگر تعامل دارند.(درواقع طبق این تعریف، محصول را باید در تفکر سیستمی دید)چه در سیستم و چه در محصول،‌ اجزای تشکیل دهنده،‌ به خودی خود دارای وظیفه و هدف هستند. بعنوان مثال در خودرو، چرخ ها ساختار مشخص دارند، حول یک محور می‌چرخند و هدف حرکت دادن خودرو را بهعده دارند…در محصول، فیلتر کردن محتوا (یک فیچر است)، ساختار مشخصی دارد، وظیفه مرتب‌سازی محتوا را دارد و هدف آن نمایش دقیق‌تر محتوایی ست که کاربر بدنبال آن می‌گردد.بنابراین مجموعه ای از فیچرهاست که محصول را به رودمپ و اهداف اصلی خود میرساند. تا اینجا به فیچر و ارتباط آن با محصول پرداختیم، حال می‌خواهیم به نقطه‌ی شروع طراحی محصول اولیه با توجه به فیچرهای آن محصول بپردازیم.طبیعتا باید توجه داشت که طراحی محصول چیزی فراتر از شروع به دیزاین کردن است،‌ بدین معنی که طراحی رابط و تجربه کاربری چیزی نیست که نقطه‌ی شروع طراحی محصول را شکل دهد.همانطور که در تصویر می‌بینید، چرخه طراحی محصول ۵ مرحله‌ی کلی دارد: ۱- استراتژی: تعیین چشم انداز، اهداف و استراتژی محصول با توجه به بررسی نظرات سهامداران ۲- کشف: تعیین و بررسی نیازمندی های کاربران و محصول، جمعاوری اطلاعات از نظرسنجی و مصاحبه با کاربران، تحلیل نظرات آن‌ها ۳- تحلیل: ایجاد use case و یوزر استوری، پرسونا، استوری بورد و... براساس اطلاعات مراحل پیشین۴-دیزاین: طراحی اسکچ، پروتوتایپ تجربه و رابط کاربری و یوزر تستینگ۵-تولید: بتا لانچ، یوزر تستینگ، بالاروی محصولچیزی که ما در این مبحث بدنبال آن هستیم، نقطه‌ی شروع مرحله‌ی دیزاین است. بعبارتی مرحله‌ی تبدیل داکیومنت ها و اطلاعات مراحل استراتژی، کشف و تحلیل به محصولی دیداری. نقطه ی شروع طراحی محصول (پس از تشخیص اهداف و چشم انداز محصول)،‌ مینیمالایز کردن است! بعبارتی دیگر، ساده سازی ایده ها، داکیومنت ها و تفکرات پشت محصول (که از مراحل پیشین چرخه طراحی محصول بدست آمده است) و درکل ساده سازی محصول.پس محصول را ساده ببینید!اولین و مهمترین اقدام در طراحی محصول اولیه ساده سازی است!برای توضیح روند ساده سازی که من برای پروژه ها استفاده میکنم، میخوام بصورت کیس استادی، آخرین پروژه ای که بعنوان طراح و مدیرمحصول داشتم رو بهتون توضیح بدم .کمی توضیح در مورد پروژه...پروژه در کالیفرنیا اجرا شد و برای من تجربیات بسیار با ارزشی در زمینه طراحی و مدیریت محصول داشت. این پروژه به مدیریت وزن بیماران میپردازد و سه ساید (کلینیک، دکتر و بیمار) دارد. اوایل پروژه من همراه تیم نبودم بدلیل مشغله های شخصی که داشتم… دوماه از پروژه گذشت و وقتی خبر گرفتم از میزان پیشرفت پروژه، در کمال تعجب متوجه شدم که هنوز هیچ فایل داکیومنتی تبدیل به طراحی نشده و کل تیم فنی، پند نیروی طراح و مدیر محصول هستند. در اینجا مجددا به من پیشنهاد شد که به تیم کمک کنم. از این نقطه من بعنوان مدیرمحصول و طراح محصول به تیم ملحق شدم.زمان زیادی برای ارائه اولین نمونه به سرمایه گذار نمانده بود و میزان پیشرفت پروژه چیزی در حد صفر درصد بود…روز اول مجموعه ای از داکیومنت‌ها در گوگل داک با من شیر شد که فقط خواندن آنها دو هفته زمان نیاز داشت. فایل ها بقدری پیچیده و متناقض بودند که تقریبا هیچ برداشتی از آنچه که از محصول انتظار دارند نمیشد! با توجه به زمان کمی که داشتیم تصمیم گرفتم تا میتوانم ساده، ساده و ساده تر ببینم که دقیقا همین نکته نقطه عطف موفقیت پروژه شد.تهیه لیستی از فیچرهای مورد نیاز محصولنگاه اجمالی به فایل های مهم انداختم و شروع به نوشتن لیستی از فیچر ها کردم… در این پروسه با سرمایه گذار، مدیر پروژه و شرکای آن ها چند تماس برقرار کردم تا به درک بهتری از آنچه که میخواهند، برسم. چیزی که متوجه شدم متناقض بودن صحبتهای هرکدام از آنها بود. اولین اقدامی که در این وضعیت انجام دادم، نوشتن فیچرهایی بود که هرکدام از اشخاص اشاره کردند.فیچر لیستینگ تهیه کنید!در اینجا به لیستی از فیچرها رسیدم که از کانال تماس با سهامداران و مدیران و همچنین داکیومنت های محصول استخراج شده بود. این لیست به خودی خود باعث مشخص شدن مسیر محصول و نقطه آغاز شروع به طراحی نمیشد و نیاز به تغییر و تحول داشت.اولین اقدام در این وضعیت پیدا کردن نقاط مشترک بود. به این معنی که فیچرهایی که تمام افراد برروی آن اتفاق نظر داشتند را مشخص کنم. با اینکه فیچرهای مشترک مشخص شدند، اما باز هم حجم فیچر ها بسیار زیاد بود و نقشه محصول اصلا شفافیت نداشت.قدم بعدی که به آن رسیدم، آپتیمایز کردن فیچرهای مشترک بود. به این صورت که تمام فیچرهای مشترک را بررسی کنم و آن ها را در مرحله اول اولویت بندی کنم. بعنوان مثال قابلیت کراپ کردن تصویر هنگام آپلود تصویر پروفایل، طبیعتا اولویت حیاتی در این محصول نخواهد داشت. بنابراین مجددا ساده سازی کردم، فیچر ها را خرد کردم و قسمت هایی که پیچیدگی فنی از نظر توسعه و اجرا داشت را از اولویت خارج کردم (در این پروسه مدام با اعضای فنی تیم تماس میگرفتم و هر بخش از هر فیچری را که از نظرشان پیچیدگی اجرا داشت را از اولویت خارج می کردم)آخرین قدم، دسته بندی فیچرهاهر بخش از محصول را به فیچر های درشت و ریز تبدیل کردم، مثل فولدر و فایل. هر فیچر مادر میتواند در دل خود چندین فیچر کوچک داشته باشد. بعنوان مثال فیچر «رزرو وقت دکتر» حکم فولدر و فیچر مادر را دارد که در دل خود، فیچرهای کوچک (فایل) مثل «ریمایندر ناتیف»، «پرداخت آنلاین هزینه رزرو وقت»، «مشخص کردن مکان مطب روی نقشه» و ... را جای می‌دهد.---------نگاهی دقیق‌تر...اگر بخواهیم دقیقتر به راهکاری که من استفاده کردم نگاه کنیم باید به این صورت شرح دهم :بعنوان مثال فیچر رزرو وقت (Appointment) همانطور که در تصویر می‌بینید، فیچر رزرو وقت (Appointment)، یک فیچر مادر است که در دل خود ۸ عدد فیچر زیرمجموعه‌ دارد. (فیچر هایی که آن‌ها را در تصویر قبلی دیدیم)هر فیچری که روی کاغذ مینویسیم، ابتدا در نقطه‌ی صفر توسعه قرار دارد (هیچ فکری بابت اجرای آن نشده است) و اگر تمام و کمال اجرا شود و توسعه یابد به نقطه ی ۱۰۰ می رسد.هنگامی که شما فیچری را خرد میکنید، اجزای پیچیده ی آن را جدا میکنید، از اولویت اجرا در این ورژن خارج میکنید، و باقی مانده فیچر را اجرا میکنید، شما حدودا بین ۵۰ تا ۷۰ درصد آن فیچر را به مرحله اجرا برده‌اید.باید توجه داشت که شما باید برای توسعه فیچرهای محصول خود، میزان حداقلی عملکرد آن را در نظر بگیرید و محصول را ملزم به توسعه حداقل ۵۰٪ از آن فیچر بدانید.A=فیچر مادر (فولدر)   |.  A- = فیچر های ریز (فایل)خب، همانطور که در تصویر می‌بینید، اگر A را فیچر مادر در نظر بگیرید و A1 تا‌ A8 را فیچر های زیر مجموعه‌ی آن در نظر بگیرید، باید فیچرهای زیر مجموعه را از نظر سختی و آسانی توسعه و اجرا، دسته‌بندی کنید و ‌برای ورژن اول، فیچرهایی که پیچیدگی اجرایی ندارند و توسعه آن‌ها کار آسانی است (Easy to develop) را در مرحله اجرا قرار دهید، فیچر هایی را که از نظر فنی پیچیدگی اجرا دارند و توسعه آن‌ها کار سخت و زمان‌بری است (Hard to develop) را از ورژن اول خارج کنید و برای ورژن بعدی به سراغ اجرای آن‌ها بروید.این کار را در چند ورژن از محصول انجام ‌دهید تا فیچر مادر شما به نقطه‌ی ۱۰۰٪ توسعه برسد، به این معنی که تمام فیچرهای زیر مجموعه‌اش را اجرا کرده‌اید و توسعه داده‌اید. خب،آیا این فیچر به نقطه‌ی کمال خود رسیده است؟ آیا بعنوان مدیرمحصول یا طراح محصول، کار طراحی فیچر رو به پایان رسانده‌اید ؟اگه خاطرتون باشه در انتهای بخش قبلی مقاله گفتم که :خیلی از مدیران محصول در چرخه توسعه محصول، اولویت را با ایجاد و راه اندازی فیچر می گذارند که درواقع این دیدگاه اشتباه است، چرا که راه اندازی یک فیچر فقط آغاز فرآیند است…آغاز فرآیند توسعه فیچرها و در نهایت توسعه محصول… بدین صورت که هرگاه تمام زیرمجموعه‌ های یک فیچر مادر، اجرا شد (در تصویر بالا ۸از۸) شما باید مجددا به فکر ارتقاء آن فیچر باشید و نکاتی را که کاربران نیاز دارند و در حال حاضر ندارید را مجددا بعنوان زیر مجموعه‌های جدید در Backlog آن فیچر قرار دهید،تا به سمت توسعه آن بروید... این چرخه مدام در توسعه یک محصول تکرار و تکرار می‌شود...این مقاله آمیخته‌ای از تجریبات شخصی به همراه استخراج مطالب از uservoice.com و craft.io و uxdesign می‌باشد.</description>
                <category>علی کاظمی</category>
                <author>علی کاظمی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Oct 2020 12:20:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی محصول، رقابتی از منظر فیچر!</title>
                <link>https://virgool.io/ux-unicorn/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%81%DB%8C%DA%86%D8%B1-q2mplcnvc55u</link>
                <description>این مبحث برای کسانی که طراح محصول هستند، مدیر محصول هستند یا قصد دارند به سمت طراحی محصول بیان میتونه مفید باشه.من میخوام بحث رو با یک مثال شروع کنم…فرض کنید برای خرید خودرو بین دو گزینه هم سطح از نظر اقتصادی قرار گرفته اید، چه معیار هایی را برای مقایسه دو خودرو در نظر میگیرید؟چه معیارهایی باعث ترجیح دادن یک خودرو نسبت به خودروی هم سطح خود می شود؟ خودروهایی که وظیفه ی حمل و نقل را بعهده دارند و اگر فاقد این وظیفه و هدف باشند، به بازار معرفی نمی شوند… پس هر دو گزینه امکان حرکت کردن دارند.حتما برای پاسخ به این سوال از کلمه آپشن یا امکانات استفاده‌ می‌کنید و پس از اینکه ظاهر خودروی مورد نظر را با سلیقه خود انتخاب کردید به سراغ مهمترین معیار یعنی همان امکانات می‌روید.در این وضعیت به احتمال زیاد، شما چک لیستی از امکانات هر دو مورد تهیه خواهید کرد و آن ها را در معرض مقایسه قرار می دهید و در نهایت آن مورد را که به نیاز های شما جواب مثبت داده باشد و در عین حال با سلیقه ی شما هم سو باشد را انتخاب می کنید.می‌توان گفت مهم‌ترین معیار انتخاب بین چند محصول هم‌سطح همان امکانات و آپشن‌های آن محصول هستند.حال می‌خواهیم این مثال را در محصولات آنلاین بسط دهم:در فضای آنلاین نیز اکثر محصولات دارای رقبا و سرویس های مشابه هستند که کاربران با توجه به نیازهایشان و امکاناتی که آن محصول در اختیارشان قرار می دهد، یکی را انتخاب می کنند. همانطور که اکثرا اطلاع دارید این امکانات در محصول دیجیتال همان فیچر ها هستند.فیچرهایی که به محصول شما مزیت رقابتی و برتری نسبت به سایر سرویس های مشابه می دهد و دلایل انتخاب سرویس شما را از سمت کاربران شکل میدهند.بعنوان مثال، میتوانید صفحه ای از سرویس Basecamp رو مشاهده کنید، که در آن، فیچرهای سرویسش را به معرض مقایسه با سرویس های مختلف قرار داده است و در این امر اسکیل کمپانی های مختلف، تعداد نیرو و حتی اهداف اون بیزینس ها برایش اهمیتی ندارد، تنها چیزی که در اینجا نقش بازی میکند و اهمیت زیادی برای مقایسه و تصمیم گرفتن کاربر دارد، فیچرهای محصول هستند.منبع: basecamp.com/pricingمنبع: basecamp.com/before-and-after بنابراین:۱. فیچرها به محصول شما مزیت رقابتی و برتری نسبت به سایر محصولات مشابه می‌دهد و دلایل انتخاب محصول شما از سمت کاربران هستند.۲.“کاربران” و “نیازهای کاربران”  بالاترین اولویت در شکل‌گیری یک فیچر (یا آپشن در حوزه‌های دیگر) را دارند. (که در ادامه به بررسی این دلیل این اولویت خواهم پرداخت)طبق مثالی که زده شد، موضوع بحثی که بدنبال آن هستیم مشخص شد، فیچر! که در پنج مورد زیر بدان می‌پردازم:۱. فیچر چیست؟۲.کانال‌های فیچر ریکوئست چه هستند؟۳. فیچرهای خوب از کجا می‌آیند؟۴.انواع فیچر ریکوئست‌ها کدامند؟۵.نحوه ایجاد یک فیچر به چه شکل است؟فیچر چیست؟فیچرها امکانات و ابزار اضافی محصول شما هستند که در راستای اهداف و چشم انداز محصول اضافه می شوند و به محصول شما پر و بال می‌دهند. مثل کرم شکلاتی روی بستنی قیفی. اگر بدرستی و براساس نیاز کاربران به محصول اضافه شوند، باعث رشد و تقویت محصول می شوند و اگر با نیاز آن ها سازگار نباشد، شما منابع زیادی از تیم و محصول خود را هدر داده اید!هشدارررررر!!!!!بر اساس این تعاریف باید توجه داشت، راه اندازی هر فیچر برتری و در بازار رقابتی به همراه نمی‌آورد.پس فیچرهای خوب از کجا می آیند؟برای پاسخ به این سوال باید با مفهوم فیچر ریکوئست(Feature Request) آشنا شویم، درواقع هر امکان یا فیچری که قرار است به محصول اضافه شود، از کانالی به تیم محصول پیشنهاد می‌شود درواقع این پیشنهاد همان فیچر ریکوئست است.هر کدام از این گروه‌ها به احتمال زیاد به شما پیشنهاد راه اندازی یک فیچر را در نقاط مختلف محصول می‌دهند:بخش فروش‌ و مارکتینگمدیران و سهام‌داران‌تیم توسعهتیم پشتیبانیاگرچه که ایده‌های این گروه‌ها (تیم فروش و مارکتینگ، مدیران و سهام‌داران و تیم توسعه) احتمالا با محصول و اهداف تجاری محصول منطبق است و حتی درک زیادی از مشتریان نیز دارند، اما با توجه به دو واژه &quot;کاربران&quot; و &quot;نیاز کاربران&quot; که در ابتدا گفتم، تیم توسعه، تیم فروش و مدیران و سهامداران، مشتریان شما نیستند! پس نیاز است تا ایده‌های آن‌ها را نیز توسط کاربران (مشتریان) به اعتبارسنجی گذاشته‌شود. نباید صرف اینکه این درخواست‌ها از کانال تیم توسعه و یا سهامداران آمده، آن را سریعا در مرحله اجرا قرار دهیم.همچنین نباید به درخواست یک کاربر، فیچری را خلق و اجرا کرد. شما باید کل بازار کاربرانتنان را ببینید! نه فقط به یک نفر یا به اقلیت کاربران گوش دهید! و اما بخش پشتیبانی محصول؛این بخش بطور مداوم با کاربران (مشتریان) در ارتباط مستقیم است این جا درست جایی است که بیشترین درخواست فیچر اتفاق می‌افتد، اکثر درخواست‌ها از سوی مشتریان کنونی محصول می‌آید که یا متوجه چیزی می‌شوند که محصول را بهبود می‌بخشد یا چیزی را می‌بینند که به آن نیاز جدی دارند! از این حیث تیم محصول درحد امکان باید اوقاتی را بطور مستقیم با کاربران (مشتریان) بگذراند.این نوع درخواست ها باید بررسی شوند تا اگر به مقدار کافی خوب هستند و با اهداف محصول هم سو هستند، آن ها را  در صف اجرا قرار داد. بنابراین فیچر ریکوئست هایی که از سمت کاربران می آید و با اهداف محصول هم سو هستند، بهترین فیچر ها جهت اجرا می باشند.هدف همیشه باید خلق فیچر‌هایی باشد که به نفع همه کاربران است، نه فقط یک کاربر خاص. شما باید کل بازار کاربران را در نظر بگیرید، اولویت خلق واجرا نباید با اقلیت کاربران یا صاحبان محصول یا مدیران مارکت باشد.پس فیچر ریکوءست هایی که از کانال کاربران می آیند، اولویت بالاتری نسبت به بقیه کانال های ورودی دارند. اما همیشه آنها درست نیستند! مشتریان همیشه نمیدانند چه چیزی برای آنها بهتر است. اما بازخوردهای آن ها می تواند ما را متوجه مشکلات اساسی کند که کاربر در محصول تجربه کرده است.بنابراین،‌به این نکات در مورد فیچر ریکوئست‌های بخش پشتیبانی می توان اشاره کرد:تیم محصول درحد امکان باید اوقاتی را بطور مستقیم با کاربران (مشتریان) بگذراند.این نوع درخواست‌ها باید بررسی شوند اگر با اهداف محصول هم سو باشند، باید آن‌ها را در صف اجرا قرار داد.هدف همیشه باید خلق امکان و فیچری‌هایی باشد که از سمت عموم کاربران می‌آید نه فقط یک کاربر خاص.شما باید کل بازار کاربران را در نظر بگیرید، اولویت خلق واجرا نباید با اقلیت کاربران یا صاحبان محصول یا مدیران مارکت باشد.تمرکز روی نیازهای کاربران به معنای حفاظت از محصول و نگهداری کاربران است.قبل از اینکه به درخواست فیچری پاسخ دهید، در اولین سطح، از خود بپرسید:۱.آیا این امکان محصول را به چشم‌انداز و اهداف اصلی بیزینسی خود نزدیک می‌کند؟۲. آیا کاربران با دیدن این امکان احساس خوشایندی دارند؟ ۳. آیا این امکان به محصول شما ارزش و بهایی می‌دهد؟یا اینکه صرفا این  یک ایده &quot;جالب&quot; است.فیچرها را برای دلایل مختلف انتخاب کنید، نه صرفا بدلیل جالب بودن.باید توجه داشت که همه درخواست‌ها یکسان نیستند، بنابراین مهم است که بین آن‌ها تفاوت قائل شویم تا بتوانیم راحت تر آن‌ها را مدیریت کنیم، پس:انواع درخواست های فیچر را بشناسیم!گزارش مشکلات:هنگامی که کاربر یا تیم‌محصول، تیم توسعه، پشتیبانی و... متوجه می‌شود چیزی در محصول شما بدرستی کار نمی‌کند.بهبود فیچر:پیشنهادهایی برای فیچری که می‌تواند کمی بهتر شود. فیچرهای جدید:ایده‌هایی برای اضافه کردن فیچرهای جدید که می‌تواند به محصول اضافه شود.این نوع درخواست است که از ابتدا حول آن صحبت کرده ایم. برای رسیدگی و راه‌اندازی فیچر جدید باید به چند اصل توجه داشت که در این بخش به آن‌ها می‌پردازیم:چند اصل برای راه‌اندازی فیچر جدید:۱.هزینه پیچیدگی محصول !با هر ابزار و فیچری که به محصول اضافه می‌کنیم، سطح پیچیدگی آن را به واسطه تغییرات ظاهری (UI)، گزینه‌های جدید روی دشبورد محصول، یک یا دو صفحه جدید و… بالا می‌برید، همه این موارد نباید عملکرد اصلی محصولتان را مختل کنند.فیچرها نه رایگان ایجاد و نه رایگان نگهداری می‌شوند! بنابراین علاوه بر اینکه باید کانال‌های ورودی درخواست فیچر، ارزشمندی، نیاز کاربران را بررسی می‌کنید باید به هزینه اجرا و نگهداری نیز باید دقت کرد.۲.اولویت‌بندی و توازن!علاوه بر در نظر گرفتن هزینه‌های مربوط به اجرا فیچر جدید، الزامیست که مطمئن شوید اولویت‌های خود را هنگام تصمیم‌گیری برای اضافه کردن و یا عدم اضافه کردن آن فیچر بدرستی چیده‌اید!اگر محصول شما غرق در انجام کارهای فنی، رفع مشکلات مختلف و بروزرسانی‌های زیرساختی است، زمان مناسبی برای ساختن فیچر جدید و جذاب نیست زیرا حفظ نقشه راه سالم محصول است که توازن و نگهداری محصول را حفظ می‌کند.۳.فیچرهای بدرد نخور ایجاد نکنید!زمانی که فیچرهای زیادی به محصول خود اضافه می‌کنید، کاربرانتان را حین کارکردن با محصول، در معرض خستگی و کلافگی قرار می‌دهید، از این رو برای ایجاد و برنامه ریزی یک فیچر حتما نیاز است تا با احتیاط زیاد قدم بردارید و درمورد اینکه چه بازخوردهایی بعد از راه اندازی این فیچر دریافت خواهید کرد فکر کنید!کلام آخر!با توجه به بررسی‌ درخواست‌های فیچر باید گفت، یک مدیر محصول و طراح محصول خوب، نه تنها با کلمه &quot;نه&quot; راحت است، بلکه آماده است تا با کلمه &quot;چرا&quot; به شیوه‌ای مناسب فیچر ریکوئست را پیگیری کند. در واقع این پیگیری به معنای استخراج برخی اطلاعات برای بررسی اهمیت آن فیچر برای محصول است و تا حد امکان از ایجاد فیچر های بدرد نخور جلوگیری کند.در اینجا، بخش اول این مقاله به پایان رسید، و نکته ای که در این زمان نیاز است که بدانیم، این است که خیلی از مدیران محصول در چرخه توسعه محصول، اولویت را با ایجاد و راه اندازی فیچر محصول می گذارند که درواقع این دیدگاه اشتباه است، چرا که راه اندازی یک فیچر فقط آغاز فرآیند است…آغاز فرآیندی که درموردش در ادامه توضیح خواهم داد...این مقاله آمیخته از تجریبات و اطلاعات شخصی به همراه استخراج مطالب از uservoice.com و craft.io و ... می‌باشد.</description>
                <category>علی کاظمی</category>
                <author>علی کاظمی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jun 2020 12:01:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور لیست پخش جدید  آپارات به جذب مخاطب کمک می‌کند؟</title>
                <link>https://aparat.design/بروزرسانی-لیست-پخش-آپارات-hv0cumww5zq0</link>
                <description>به تازگی تغییرات و امکانات مفیدی را در لیست‌های پخش آپارات ایجاد کردیم که در دسته‌بندی و کشف محتوای خوب و همچنین جذب مخاطب، تاثیر بسزایی دارند. به صورت مختصر در این مطلب توضیح خواهم داد که چطور امکانات و تغییرات زیر می‌توانند به شما کمک کنند:امکان ساخت لیست‌پخش از ویدیو دیگرانایجاد دسترسی شخصی و عمومی روی لیست‌های پخشامکان ذخیره کردن لیست‌ِ پخش‌هایی که دیگران ساخته‌اندهمچنین برای تکمیل این مطلب پیشنهاد می‌کنم، مقالاتی را که قبلا در ویرگول با عنوان “لیست‌های پخش، بازدیدِ ویدیوهای شما را بالا می‌برند” و پنج نکته برای ساخت لیست پخشِ(Playlist) اثرگذار منتشر کردیم، مطالعه کنید.امکان ساخت لیست‌پخش از ویدیو دیگرانتا قبل از این شما فقط با محتوایی که خود بارگذاری می‌کردید، می‌توانستید لیست پخش بسازید اما با تغییرات اخیر می‌توانید با ویدیوهای دیگران نیز لیست‌پخش بسازید، پس هر کسی با نگاه خود محتوای موجود در آپارات را دسته‌بندی می‌کند و از دیگر ویدیوها، برای تکمیل کردن موضوعی که می‌خواهد به مخاطب نشان دهد کمک بگیرد. هر چقدر این دسته‌بندی‌ها و لیست‌های پخش بیشتر شود، محتوا بهتر پیدا می‌شود.برای مثال:به لیست پخش زیر که یک لیست با محتوای سینما و نقد فیلم است نگاه کنید، صاحب کانال، از محتوای برنامه‌سازان و محتوای روی آپارات، محتواهایی که به نظر خود مکمل موضوعات مرتبط به کانالش، لیستی را ساخته و در اختیار مخاطب خود قرار‌داده‌است.هشدارررررررر!!!!!به هر قیمتی لیست پخش درست نکنید لیست‌پخش‌ها زمانی بهتر دیده می‌شوند و  در دیده شدن یک ویدیو کمک می‌کنند که: اول: انسجام موضوعاتِ همه محتواها رعایت شود و تمرکز روی یک موضوع باشددوم: عنوان محتواها با عنوان لیست پخش هم‌خوانی داشته‌باشد.سوم: مخاطب بادیدن لیست شما احساس کند که به یک منبع خوب دسترسی پیدا کرده‌است. شاید از خود بپرسید که ساخت این لیست‌ها چطور به جذب مخاطب برای کانال شما کمک می‌کند؟ممکن است زمان و هزینه تولید محتوای بیشتری نداشته‌باشید بدین ترتیب می‌توانید با نگاه و سلیقه خود از محتوای پراکنده‌ی موجود روی آپارات، لیست‌های جذاب و مکمل در راستای موضوع کانال خود ساخته و به مخاطب نشان دهید،  برای مثال می‌توانید در کنار ویدیوهایی که با محتوای آشپزی‌‌ بارگذاری می‌کنید یا می‌سازید، از محتوای پراکنده لیست‌های انواع دسرها، نوشیدنی‌ها، کیک‌ها و… بسازید و یک منبع تمام کمال برای مخاطبان خود باشید.به واسطه ساخت لیست‌‌ها از محتوای پراکنده روی آپارات، مخاطبانتان هر چیزی را با دسته‌بندی مناسب روی کانال شما می‌یابند و کم‌تر به جستجو در کانال‌های دیگر می‌پردازند و بیشتر به کانال شما سر می‌زنند به خاطر داشته‌باشید دسته‌بندی محتوا کار مخاطب را بسیار آسان می‌کند.شما می‌توانید با ساخت لیست‌ها با نگاه خودتان صاحب سبک باشید برای مثال، لیستی از موزیک فیلم‌های عصر پنج‌شنبه داشته باشید که در مقالات گذشته در رابطه با این ترفندها توضیح داده شده‌است. در این راستا خواندن مقاله زیر برای ساخت لیست پخش موثر خالی از لطف نیست. https://aparat.design/makeaplaylist-kjitlycfgzxv نکته بسیار مهم: بهینه‌سازی SEO  با ساخت لیست‌های پخشهنگامی که یک ویدیو در لیست پخش‌های کاربران مختلفی قرار می‌گیرد به این معنی است که از یک مجموعه ویدیو حول محور یک موضوع خاص، تعداد بالایی لینک داخلی(internal links) دریافت کرده‌‌است و این موضوع در دیده‌شدن بهتر آن ویدیو در نتایج گوگل تاثیر گذار است. یعنی یک ویدیو وقتی آنقدر جذاب باشد که افراد مختلف آن را در لیست‌پخش‌های خود قرار بدهند آن ویدیو در نتایج جستجو سریع‌تر بالا می‌آید. یک ویدیویی که در صد لیست پخش باشد سئوی بهتری نسبت به یک ویدیویی که در هیچ لیست پخشی نباشد، دارد.امکان ساخت لیست‌هایی با دسترسی شخصی و عمومیدر گذشته فقط “بازنشر” و “پسندیدن” وجود داشت که برای دسته‌بندی محتوا خیلی کافی نبود، در تغییرات اخیر شما می‌توانید هر ویدیویی را که روی آپارات می‌خواهید در قالب لیست‌های شخصی یا عمومی ذخیره کنید و تصمیم بگیرید که این لیست را فقط خودتان ببینیدیا دیگران هم به آن دسترسی داشته‌باشند، بنابراین لیست‌های پخش می‌تواند در دو وضعیت قرار بگیرند:عمومی: هر کسی می‌تواند این &quot;لیست پخش‌ عمومی&quot; را در لیست‌های کانال و صفحات مختلف آپارات ببیند.خصوصی: &quot;لیست پخش خصوصی&quot; با لینک و بی‌لینک قابل دیدن نیست و در هیچ لیستی نمایش داده‌نمی‌شود و فقط صاحب لیست می‌تواند آن را ببیند.لیست‌ها با دسترسی شخصی، حکم آرشیو‌های نشان‌شده‌ای هستند که مانند لیست‌های “بعدا می‌بینم” کار می‌کنند. لیست‌های شخصی کاربردهای زیاد دارند برای مثال:در ارتباط با یک موضوع خاص در حال تحقیق هستید و تمایل ندارید فرآیند تحقیق خود را نشر کنید این امکان وجود دارد که مطالب حول محور آن موضوع را برای خود در قالب یک لیست جمع‌آوری کنید.در حال ساخت یک لیست هستید که بعدا قصد نشر آن را دارید و نیاز است که در یک زمان طولانی آرام آرام این لیست را جمع‌آوری و تکمیل کنید لیست‌های خصوصی به شما این امکان را می‌دهند که لیست پیش فرض خود را داشته‌باشید.درحال یادگیری مطلبی هستید و نیاز هست چندین بار به آرشیو خود سر بزنید و هربار ویویدهای مورد نظر خود را جستجو نکنید.به لیست زیر نگاه کنید فردی به صورت آنلاین سازی را یاد می گیرد این لیست ها به او کمک می‌کند تا به راحتی آرشیو محتوای که هر بار می‌خواهد به آن مراجعه کند در یک جا جمع کند.بنابراین:کاربرانی که در آپارات وارد(لاگین) شدند، می‌توانند از ویدیو‌های کانال خود و کانال‌های دیگر لیست‌پخش درست کنند و هر ویدیو می‌تواند در چند لیست پخش قرار بگیرد.کاربران برای هر ویدیو‌ می‌توانند روی گزینه‌ی “افزودن به لیست پخش” بزنند یا لیست جدید بسازند یا ویدیو را در لیست پخش “بعدا می‌بینم” ذخیره کنند یا در لیست‌های دیگر قرار دهند.امکان ذخیره کردن لیست‌پخش‌هایی که دیگران ساخته‌اندگزینه ذخیره لیست پخش به شما این امکان را می‌دهد تا لیست پخش‌های جذابی را که دیگران آن را ایجاد کرده‌اند، برای خود ذخیره کنید و از طریق منوی کناری آن ها را مشاهده کند.تصویر منوی کناریچند نکته دیگر در تغییرات اخیر:هر لیست پخش صفحه‌ای جداگانه از ویدیو دارد، اگر روی نام لیست‌پخش بزنید وارد  صفحه‌ای که در تصویر زیر مشاهده‌می‌کنید، می‌شوید که می‌توانید از این صفحه پلی لیست پخش را به اشتراک بگذارید. aparat.com/playlist/127656آدرس‌های ویدیو دیگر به لیست پخش خاصی متصل نیستند و هر لیست پخش دارای ID خاصی است که در انتهای آن، آدرس ویدیو قرار می‌گیرد، لیست پخش با نام سازنده لیست پخش(نه صاحب کانال) دیده می‌شود. مانند آدرس زیر:aparat.com/v/bQqTL?playlist=127656</description>
                <category>علی کاظمی</category>
                <author>علی کاظمی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Feb 2020 14:12:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>