<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی محدث‌زاده‌</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alimohadeszadeh1378</link>
        <description>فارغ‌التحصیل مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
اگر مایل بودید، به‌کانالم سری بزنید: https://t.me/sarayebikasiali</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:36:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/236896/avatar/zRLbdR.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی محدث‌زاده‌</title>
            <link>https://virgool.io/@alimohadeszadeh1378</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درباره انتخابات پارلمانی عراق و روش سانت‌-لیگو</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohadeszadeh1378/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%84%DB%8C%DA%AF%D9%88-xepfvowq4lsz</link>
                <description>کرسی‌های مخصوص به هراستان🔻انتخابات پارلمانی عراق در روز سه‌شنبه گذشته برگزار شد. این انتخابات در حالی برگزار شد که فشارهای فرستاده‌های ترامپ در منطقه ما نسبت به گروه‌های مقاومت در حال افزایش است. البته عراق به‌غیر از جنبه حضور گروه‌های مقاومت، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین همسایه‌های ما از جنبه‌های دیگر امنیتی و اقتصادی نیز برای ما اهمیت داشته که این انتخابات می‌تواند در آن مسائل نیز سرنوشت‌ساز باشد.🔹در انتخابات پارلمانی عراق، ۱۸ استان کشور حوزه‌های انتخابیه هستند. در مجموع ۳۲۹ کرسی در انتخابات وجود دارد که ۹ کرسی از آن‌ها متعلق به اقلیت‌هاست. باقی ۳۲۰ کرسی در بین استان‌های مختلف به حسب جمعیت سال ۲۰۰۵ توزیع می‌شوند. 🔹بیشترین کرسی‌ها متعلق به بغداد است. بغداد ۶۹ کرسی عمومی و ۲ کرسی از آن اقلیت‌ها دارد. بعد از بغداد نینوی است که ۳۱ کرسی عمومی و ۳ کرسی از آن اقلیت‌ها دارد و بعد بصره که ۲۵ کرسی عمومی دارد و ... در آخر المثنی با ۷ کرسی عمومی قرار دارد.🔹کرسی‌های اقلیت‌ها به صورت زیر هستند:🔸 ۵ کرسی برای مسیحیان از بغداد، نینوی، کرکوک، اربیل و دهوک🔸۱ کرسی برای ایزدیان از نینوی🔸۱ کرسی برای شبک‌ها از نینوی🔸 ۱ کرسی برای صابئیان مندایی از بغداد🔸۱ کرسی برای کردهای فَیلی از واسط🔹برای طوایف بزرگ‌تر یعنی عرب شیعه، عرب سنی و کرد تعداد کرسی مشخصی وجود ندارد و سایر کرسی‌ها براساس رقابت تعیین می‌شوند. (در فضای کشورهای عربی کلمه طایفه معنایی گسترده‌تر از آن‌چه در فارسی معمول است دارد و به‌گروه‌های بزرگ نژادی-مذهبی اطلاق می‌شود)🔹زنان در عراق، سهمی از کرسی‌های انتخابات دارند. طبق قانون حداقل یک چهارم کرسی‌های پارلمان باید از آن زنان باشد. یعنی لااقل ۸۳ کرسی سهم زنان خواهد بود.  این سهمیه به نام &quot;کوتای زنان&quot; معروف است و اگر زنان به طور مستقیم این تعداد کرسی را با آرا کسب نکنند، باقی کرسی‌ها از میان زنانی که بالاترین آرا را داشته‌اند اما در فهرست‌های غیر برنده هستند تکمیل می‌شود تا سهمیه زنان رعایت شود.🔹در استان‌های نجف، کربلا، بصره، میسان، مثنی، ذی‌قار، قادسیه (در نقشه قبل، به‌جای نام استان نام مرکز آن یعنی الدیوانیه نوشته شده‌است) و واسط که اکثریت قاطع جمعیت را شیعیان تشکیل می‌دهند، نمایندگان مجلس نیز کاملا شیعی خواهند بود.🔹در استان بابل (به مرکزیت حله) که نزدیک به ۸۰ درصد جمعیتش شیعیان هستند، نقش اهل‌سنت تنها در رقابت لیست‌های شیعی است و آن‌ها می‌توانند با حمایت از یک لیست در برنده شدن آن لیست سهیم باشند.🔹در استان بغداد اکثریت نسبی با شیعیان است ولی این استان محل رقابت جدی لیست‌های سنی و شیعی است.🔹در استان دیاله نسبت جمعیتی شیعه و سنی نزدیک است و رقابت بسیار جدی است. کردها نیز اقلیت موثری در منطقه خانقین دارند.🔹در استان صلاح‌الدین در مناطقی مثل بلد (که مزار جناب سیدمحمد در آن‌جاست) مناطق شیعه‌نشین را داریم و در این استان نیز رقابت بین شیعه و سنی برقرار است.🔹در استان نینوا شیعیان در اقلیت هستند و اکثریت اهل‌سنت‌اند. کردها نیز اقلیتی موثر دارند.🔹استان الانبار نیز تقریبا یک‌دست سنی بوده و برای همین نمایندگان آن‌ها یک‌دست سنی‌اند.🔹در استان کرکوک رقابت جدی بین اهل‌سنت و گروه‌های کردی است.🔹در استان‌های اربیل، سلیمانیه و دهوک که اکثریت قاطع جمعیت از کردها هستند نیز نمایندگان همگی از کردها خواهند بود.🔸با این توضیحات شیعیان می‌توانند از ۱۷۴-۱۹۵ کرسی را در پارلمان کسب کنند. اهل‌سنت نیز چیزی بین ۷۰-۹۵ کرسی را کسب خواهند نمود. کردها نیز چیزی در حدود ۴۰-۵۰ کرسی کسب خواهند نمود.▪️برای دنبال‌کردن اطلاعات مربوطه می‌توان اپیزود ۱۷۳ پادکست در عمق و چند اپیزود بعد را گوش داد. در این اپیزودها خانم محدثه رضایی که سردبیر کانال تلگرامی تحولات عراق هستند، به توضیح مطالب مربوط به انتخابات عراق پرداخته‌اند.🔴 انتخابات تناسبی و روش سانت‌لیگو (Sainte-Laguë)🔻در انتخابات پارلمانی عراق، هرکس می‌تواند به تعداد کرسی‌های مجلس استانش، به‌هرکس از کاندیداها که دوست داشت، رای بدهد و لزومی ندارد که به یک لیست واحد رای دهد. اصطلاحا رای‌دهی در عراق به‌صورت فردی است. اما شمارش آراء به‌طور لیستی و تناسبی است. به‌این صورت که آراء همه افراد در یک لیست باهم جمع شده و به‌عنوان آراء آن لیست شمرده خواهد شد. در روش تناسبی که در کشورهای مختلف رایج است، به‌جای آن‌که رای افراد را به‌ترتیب از بیشترین تا کمترین لیست کرده و به‌تعداد کرسی‌ها از بالای لیست وارد مجلس شوند (مثل ایران) به این مسئله توجه می‌کنند که هر لیست، چه سهمی از کل آراء دارد. مثلا اگر لیست A دارای ۲۰۰۰ رای است و لیست B نیز ۱۰۰۰ رای دارد، در حقیقت لیست B یک‌سوم از کل آراء را به خود اختصاص داده و شایسته‌است تا یک‌سوم کرسی‌های مجلس را از آن خود کند. (این مسئله به آن دلیل است که مجلس باید نمایان‌گر کل جامعه باشد و مثل ریاست‌جمهوری نیازی به همگرایی ندارد)🔹چالش وقتی پیش می‌آید که نسبت آراء یک لیست به کل آراء خرده داشته باشد و یا آن‌که برای اعمال آن نسبت در کرسی‌های مجلس، خرده داشته باشیم. مثلا در مثال قبل، اگر تعداد کرسی‌ها بر سه بخش‌پذیر نباشد (مثلا ۱۰) اختصاص یک‌سوم کرسی‌ها به لیست A با مشکل تقسیم مواجه خواهد شد. برای حل این مشکل چند گروه راهکار داده شده که بالاترین میانگین (Highest Averages) (مثل دی‌هوندت، هانتیگتون-هیل،ایمپریالی و ...) و بزرگترین باقی‌مانده (Largest Remainder) از مشهورترین‌های آن‌ها هستند. روشی که در انتخابات عراق اعمال می‌شود، روش اصلاح‌شده سانت‌لیگو است که روشی از نوع بالاترین میانگین است. در ادامه این روش را به‌ساده‌ترین شکل ممکن توضیح خواهم داد. (توضیح دقیق این روش ممکن است دشوار باشد. برای همین نتیجه نهایی را خواهم گفت و از فرمول‌بندی و منطق مسئله تقریبا گذر می‌کنم) (اصول روش‌های دیگر بالاترین میانگین مانند سنت‌لیگو است و تفاوت‌ها اندک است)🔹این روش ابتدا توسط سناتور آمریکایی یعنی دانیل وبستر معرفی شد. بعدها آندره سانت‌لیگو (ریاضی‌دان فرانسوی) نیز به‌طور مستقل این روش را ارائه نمود. نشان داده شده‌است که این روش نسبت به سایر روش‌ها کمترین اختلاف را با نسبت‌های واقعی آراء ایجاد می‌کند. 🔹در این روش ابتدا باید آستانه انتخاباتی را لحاظ نمود. در کشورهای مختلف ممکن است این آستانه متفاوت باشد. مثلا ممکن است در کشوری اگر یک حزب کمتر از ۵ درصد آراء را کسب نمود، از دور کنار خواهد رفت و هیچ کرسی‌ای کسب نخواهد نمود. در این کشور ۵ درصد آستانه انتخاباتی است. بعد از حذف لیست‌هایی که پایین‌تر از آستانه هستند (در کشور عراق آستانه انتخاباتی وجود ندارد و یا به‌بیان دیگر این آستانه ۰٪ است) باید یک جدول کشید که سطر اول آن جمع آراء هرلیست باشد. در سطر دوم جمع آراء هرلیست را تقسیم بر ۳، در سطر بعدی تقسیم بر ۵ و ۷ و ۹ و ... و این جدول را تا حد نیاز ادامه خواهیم داد. (سطر اول تقسیم بر ۱ است.) نهایتا اعداد این جدول را در نظر گرفته و به‌صورت از بیشترین به کمترین مرتب می‌کنیم و به تعداد کرسی‌های پارلمانی مدنظر، از بالا جدا خواهیم نمود. 🔸برای مثال تصور کنید که لیست A دارای ۵۰۰۰ رای بوده و لیست B دارای ۳۰۰۰ باشد و لیست C نیز ۴۵۰۰ رای داشته باشد و تعداد کرسی‌های حوزه انتخابیه مدنظر، ۵ کرسی باشد. اعداد ستون مربوط به A چنین خواهند بود: ۵۰۰۰، ۱۶۶۶/۶، ۱۰۰۰ ‍و ... خواهند بود. در ستون مربوط به B نیز اعداد این‌چنین‌اند: ۳۰۰۰ ، ۱۰۰۰، ۶۰۰۰، ... و در ستون C نیز اعداد چنین‌اند: ۴۵۰۰، ۱۵۰۰، ۹۰۰، ...🔸 اگر بخواهیم این اعداد را مرتب کنیم، چنین است:‌ ۵۰۰۰ - ۴۵۰۰ - ۳۰۰۰ - ۱۶۶۶/۶ - ۱۵۰۰ - ۱۰۰۰ - ... که از ۵ عدد اول آن (براساس ۵ کرسی این حوزه انتخابیه) دو عدد مربوط به ستون A و دو عدد مربوط به ستون C و یک عدد مربوط به ستون B است. 🔸طبق این مثال، لیست A و C دو کرسی و لیست B نیز یک کرسی در پارلمان خواهد داشت.▪️ در عراق در ردیف اول به‌جای آن‌که عدد رای تقسیم بر ۱ شود، تقسیم بر ۱/۷ می‌شود. این مسئله به‌نفع لیست‌های پررای‌تر خواهد بود. زیرا ممکن است تعداد رای‌های لیست A تقسیم بر ۵ بزرگ‌تر از تعداد رای‌های لیست N تقسیم بر ۱/۷ باشد. (ولی از N کمتر باشد)▪️ظاهرا در روش اولیه سانت‌لیگو تقسیم‌ها بر ۰/۵، ۱/۵، ۲/۵ و ... انجام می‌شود. اما آنچه در عراق و بسیاری جاها مرسوم است، تقسیم بر اعداد فرد است.▪️ در ادامه این جدول را برای اعداد واقعی استان نجف در انتخابات سه‌شنبه ترسیم خواهم نمود. 🔴 اعمال روش سانت‌لیگو اصلاح‌شده (۱/۷) در آراء مردم استان نجف🔻در جدول فوق می‌توان آراء مردم نجف به هرلیست را در زیر عنوان هرلیست مشاهده نمود. ردیف اول اختصاص به تقسیم آراء برعدد ۱/۷ دارد. ردیف دوم نیز به تقسیم بر ۳ و ردیف بعدی بر ۵ و ...🔸طبق آن‌چه در جدول مشاهده می‌کنیم، ۱۲ عدد بزرگ‌تر این جدول با قرمز مشخص شده‌اند. یعنی ائتلاف الاعمار و التنمیه و القوای الوطنیه و دولت قانون و صادقون هرچهار، دو کرسی از آن خود کرده‌اند. چهار ائتلاف دیگر نیز هریک، یک کرسی دارند.🔸البته در واقعیت ظاهرا به‌علت رعایت‌شدن سهمیه زنان، یکی از کرسی‌های صادقون به الاعمار داده شده‌است. یعنی الاعمار صاحب ۳ کرسی از نجف شده‌است.در ادامه درباره ائتلاف‌های شکل‌گرفته و پیشینه بعضی از احزاب مهم شیعی بیشتر خواهم نوشت. برای مطالعه بیشتر نیز می‌توانید به کانالم که آدرس آن در بیو وجود دارد نیز سر بزنید.</description>
                <category>علی محدث‌زاده‌</category>
                <author>علی محدث‌زاده‌</author>
                <pubDate>Sun, 16 Nov 2025 01:01:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار خودشونه!</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohadeszadeh1378/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%88%D9%86%D9%87-vc1pzplajt6i</link>
                <description>به عنوان مقدمه ای که در ابتدای کار، کاملا بی ربط به نظر می رسد؛ باید سری به نگرش های مختلف به خدا یا همان انواع خداباوری بزنیم. همان طور که می دانید، رویکرد های مختلفی تحت عنوان خداباوری وجود دارند. در این رویکرد ها با اینکه همه به خدا معتقدند، ولی بر سر صفات، افعال و یا جایگاه خدا در عالم هستی، اتفاق نظر وجود ندارد. یکی از این اختلافات که باعث ایجاد دو نوع خداباوری شده است، جایگاه خدا نسبت به قوانین هستی و ساز و کار های موجود در آن است. اگر خدا را هم ردیف قوانین و ساز و کار های هستی بدانیم، «به خدای حفره ها» ، «خدای رخنه پوش» یا «God of gaps» قائل شده ایم. از آن رو به خدا در این باور رخنه پوش گفته می شود که خلأ های قوانین طبیعت را می پوشاند و هر آنجایی که ساز و کاری در عالم وجود ندارد، خدا شخصا فعلی انجام می دهد. برای مثال، معروف است که یکی از تبیین کنندگان اولیه مدار های سیارات که آن ها را به اشتباه دایره در نظر گرفته بود، تفاوت مسیرشان را فعل خدا در نظر می گرفت. یعنی گویی یک قانونی بر سیارات حکم فرما بود و باقی اش را خدا شخصا انجام می داد و این سیارات را جابجا می کرد (که طبعا این قسمت دوم از قانونی پیروی نمی کرد)در مقابل دیدگاه دیگری وجود دارد که خدا را برتر از قوانین طبیعت و خالق و عامل بقای آن می داند. در این رویکرد خدا به واسطه اسبابی در طبیعت تصرف می کند. در حقیقت اینکه بگوییم خدا باران می فرستد، به این معناست که خداست که ساز و کاری آفریده که به آن چرخه آب گویند و ...تصوری که بیشتر در بین موحدینی که از مردم معمولی هستند، رایج است، به خدای رخنه پوش نزدیک تر است. در مقابل فیلسوفان مسلمان اصرار به نوع دوم خدا باوری دارند. البته روشن است که می توان به ترکیبی از این دو نوع خداباوری نیز قائل بود.در این متن به نقاط قوت و ضعف این دو رویکرد نمی پردازیم. بلکه برای ما پیامد های این دو نوع خداباوری مهم است. در خداباوری رخنه، اگر ساز و کاری برای یک اتفاق طبیعی کشف شود، در حقیقت یکی از افعالی که قبلا به خدا نسبت داده می شد، مشخص شده که این خدا نیست که آن فعل را انجام می دهد. بلکه مثلا جاذبه میان سیارات است که چنین می کند. برای همین با پیشرفت علوم تجربی، جای پای خدا در زمین تنگ خواهد شد. تعارض بعضی از ادعاهای علوم تجربی با وجود خدا نیز در حقیقت تعارض با همین نوع خداباوری است.اما در مقابل پیشرفت علوم تجربی، جای پای خدا را در رویکرد دوم تنگ نمی کند. زیرا نهایتا یکی از ساز و کار هایی که خداوند خلق نموده، کشف شده است. و جایگاه خدا به عنوان خالق ساز و کار و عامل بقای آن، حفظ خواهد شد.نکته دیگری که از می تواند از پیامد های این دو نوع خداباوری باشد، پرسش از چرایی است. مسئله به آنجایی بر می گردد که بین پیشرفت های اروپاییان در علوم تجربی و علوم انسانی و کنار گذاشته شدن کلیسا، هم زمانی وجود دارد. و در این زمینه ادعا های فراوانی وجود دارد که این هم زمانی را به علیت تعبیر کرده اند. اگر این علیت را بپذیریم، (که البته خود نیازمند شواهد و ادله فراوانی است) به نظر معقول ترین تبیین چنین است که بشر در قبل از کنار گذاشتن کلیسا و دین، امور طبیعی را به خدا نسبت می داد (خدای رخنه پوش). اما وقتی خدا کنار رفت یا کم رنگ شد، دیگر این جواب که این پدیده فعل خداست، قانع کننده نبود و باید به دنبال جواب می رفتند. همین مسئله باعث پیشرفت های علوم تجربی شد. از طرف دیگر مثلا در فضای سیاسی نیز وقتی حاکمیت کلیسا به عنوان نماینده خدا به باور مسیحیان کاتولیک، کم رنگ شد، باید به دنبال این سوال می گشتند که چه کسی حق حاکمیت دارد و چرا؟ دیگر نمی توان به این سوال پاسخ داد خدا. و از همین تلاش ها و سوال ها بود که نظریات مختلف علوم سیاسی متولد شدند.در مقابل در جوامعی که هنوز پاسخ «خدا» به سوالات خریدار داشت، نیازی نبود که به دنبال پاسخ دیگری بگردیم. (باید اینجا دوباره متذکر شوم که اگر خداباوری نوع دوم رواج داشت، این تعارض پیش نمی آمد و به دنبال چرایی پدیده ها رفتن، عمل معقولی بود و انگیزه برایش وجود داشت.)قبل از اینکه از این مقدمه استفاده نمایم، باید بگویم که عوامل متعددی می توانند بر پیشرفت اروپاییان تاثیر گذاشته باشند که هر کدام قابل بررسی است و اصلا دور از انتظار نیست که خدا نا باوران، این هم زمانی را در بوق و کرنا کرده باشند و آن را به علیت تبدیل نموده باشند. اما استفاده ما از این تحلیل، ارتباطی به اینکه آیا عامل موثر بر پیشرفت اروپاییان این بوده یا نه ندارد.توهم توطئه یا تئوری توطئه، سبک باوری رایج در میان مردم عادی است. در این سبک باور، همه اتفاقات روزمره، پشت پرده ای دارند. پشت پرده این اتفاقات، گروهی هستند گمنام و دارای قدرت و ثروت فراوان که همه این اتفاقات را برنامه ریزی می کنند. هیچ چیز از دست شان در نمی رود و همه مسائل را با زد و بند جلو می برند. هم مدیران و مسئولان خرد و کلان نیز عروسک خیمه شب بازی آنان هستند. اینان همه با هم متحدند و هیچگاه نیز شکست نمی خورند. اگر در ظاهر شکست بخورند هم نمایشی است برای اینکه دیگران چنین فکر کنند! این سبک نگاه در چندین دهه قبل با عبارت «کار انگلیس هاست» شناخته می شد.این سبک دید تناقضات و مشکلات درونی فراوانی دارد و به سبکی هم عنوان می شود که هر اتفاقی بیفتد، قابل ابطال نیست. یعنی برای مثال اگر انقلاب سال 57 شکست می خورد، می گفتند که مدیریت پنهان چنین نخواست و حالا که پیروز شده هم می گویند مدیریت پنهان چراغ سبز نشان داد. پس هر اتفاقی بیفتد، از نظر باورمندان به تئوری توطئه، باور آنان نقض نمی شود.آن چیزی که بیشتر برای من جذاب بوده، علت روی آوردن مردم به این سبک تحلیل هاست. این متن را هم برای همین به نگارش در آورده ام. علاقه مردم به این سبک تحلیل، به نظر چند علت واضح دارد. اولین علت، ارتباط مستقیمی با خدا باوری رخنه دارد. در حقیقت مدیریت پنهان، جای خدا نشسته است و تقریبا همان توانایی ها را دارد و شکست هم نخواهد خورد. اتفاقات روزمره و معضلات جامعه نیز به مدیریت پنهان منتسب می شوند. این مسئله باعث می شود که یک فرد عادی بدون آنکه ذره ای از علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه شناسی، روابط بین الملل و ... سر در بیاورد، بتواند هر آنچه در دنیا می گذرد را تحلیل کند. در حقیقت همه را به نوعی در قالب تنگ «کار خودشونه» بگنجاند. یعنی همان طور که خداباوری رخنه، فرد را از یافتن ساز و کار طبیعی بی نیاز می کرد، باور به توهم توطئه نیز فرد را از روی آوردن به مبانی آکادمیک تحلیل رویداد های جامعه مستغنی می سازد. از طرفی این سبک تحلیل با نوعی رمز گشایی همراه است که هیجان زیادی را به همراه خواهد داشت. مخصوصا اگر با داده هایی از پشت پرده همراه شود. برای مثال این تحلیل که فلان آقا زاده مرغ را گران کرده است بسیار جذاب تر خواهد بود تا اینکه بگوییم با بالا رفتن نرخ دلار میزانی از دام کشور قاچاق شده و عرضه دام کاسته شد. هجوم تقاضا به مرغ بود و به خاطر افزایش تقاضای مرغ، قیمت آن افزوده شد. تحلیل دوم نیازمند مطالعه و تحلیل و به دست آوردن آمار است اما تحلیل اول چنین نیست و جذابیت دنبال کردن افشای نام آن آقا زاده مجرم را نیز به همراه دارد.البته در این میان باید اشاره نمود که مسائلی که با زندگی روزمره انسان ها سر و کار دارند، نوعی سهل ممتنع هستند. اموری مانند دین، اقتصاد، سیاست، بخش هایی از روان شناسی و پزشکی و ... با زندگی روزمره انسان ها سر و کار دارند. برای همین مردم عادی درصدد بر می آیند که پیچیدگی های تحلیلی را کنار گذاشته و بتوانند خود مسائلشان را در این حوزه ها حل کنند.جذابیت دوم تئوری توطئه، حل نشدن مشکلات است! اگر قائل به تئوری توطئه باشیم، مشکلات فقط زمانی حل خواهند شد که در طرح و برنامه مدیریت پنهان چنین چیزی اراده شده باشد. اما اگر تحلیل ها بر اساس علوم انسانی یا علوم تجربی باشد، حل شدن مشکلات اولا تدریجی، ثانیا همراه با تلاش و رنج و ثالثا بر اساس اراده افراد خواهد بود. در میان روان شناسان این مسئله مطرح است که انسان تمایل به تغییر کمی دارد حتی اگر شرایط فعلی برایش آزار دهنده باشد. (یعنی شناخته شده بودن شرایط آزار دهنده را به ناشناس بودن شرایط غیر آزار دهنده ترجیح می دهد) در حقیقت این طور است که فرد می تواند به راحتی غر بزند و پا رو پا بیندازد و تلقی اش این باشد که ما لایق ترین مردم جهانیم و بدبخت ترین آنها و نتیجتا مظلوم ترین خلق خدا. و در این فضا می توان تمام ناکارآمدی ها و نابلدی ها بی لیاقتی ها را به گردن اراده مدیران گذاشت و به جای ملامت خود، گروهی مجهول الهویه را ملامت کرد. همان طور که باور مندان به خداباوری رخنه، هر کجا که به واسطه بی کفایتی شان کار به مشکلی می خورد، مشکلات را به گردن خدا می انداختند. این روحیه در میان جبر انگاران نیز وجود دارد. (ارتباطات معنا داری میان خدا باوری رخنه و جبر انگاری وجود دارد)در این میان، شبکه های ماهواره ای که هویت شان به تخریب جمهوری اسلامی است نیز به افزایش این رویکرد کمک کرده اند. به علت جذابیت های نهفته در دامن زدن به این رویکرد و قدرت تخریبی بالاتری که قائل شدن به این رویکرد نسبت به دولت موجود در ایران دارد، شبکه های ماهواره ای غالبا همین مسائل را مطرح می کنند و رسالت خود را در پرده افکنی از این مدیران پشت پرده بیان می دارند. و خبر هر قدر بزرگتر و عجیب تر، باور پذیر تر! زیرا هیجان ایجاد شده از خبر باعث می شود شما بیشتر علاقه مند باشید که خبر صحیح باشد. برای همین از شواهد خلافش یا از ضعف هایش به راحتی عبور می کنید.تئوری توطئه که از نظر نگارنده، توهم توطئه است (البته منکر هرگونه برنامه ریزی و زد و بند و پشت پرده در عالم سیاست نیستم. اما اینکه همه چیز را با این روش تحلیل کنیم، به نظر مشکلاتی که گفته شد و در ادامه خواهد آمد را به دنبال دارد) تناقضات و مشکلاتی درونی دارد که به علت جذابیتش، طرفداران آن، بدان بی توجهند. یکی از این مشکلات، عدم توجه به ذات قدرت و ثروت است. اساسا این دو مقوله به صورت ذاتی با تمرکز و هم پیمانی منافات دارند. وقتی پای قدرت و ثروت فراوان به میان می آید، هر کس علاقه مند است و انگیزه دارد که علیه دیگری فعالیت کند و جایگاه و ثروت او را به دست بیاورد. این حجم از آرامش و وفاداری مدیران جامعه نسبت به یکدیگر و سرسپردگی پایین دستی ها به بالا دستی ها، خلاف انگیزه ها و واقعیت های موجود در نفس آدمی است.از طرف دیگری، در توهم توطئه، مدیران پشت پرده جامعه، صاحبان خردی کم نظیر هستند که هرگز اشتباه نمی کنند و چیزی از دست شان خارج نمی شود و رو دست نمی خورند. در میان آدمیان در سراسر کره زمین، چنین کسانی با این حجم از عقل و درایت وجود ندارد. این نکته نباید مغفول بماند که عقل حسابگر آدمیان، در عمل فرق چندانی با عقل دیگری ندارد. چه آنکه در این رویکرد، به دنبال کسانی می گردیم که هزاران برابر مردم عادی دارای خرد باشند. همان طور که اشاره شد، مدیران جامعه در این توهم، اساسا خدایان هستند.از یکی از متفکرین معاصر چنین نقل شده که «این باور که همه مشکلات کار انگلیس هاست، خودش کار انگلیس هاست!» یعنی یک نهاد استعماری برای آنکه کشور مدافع را بترساند، می تواند به این سبک افکار دامن بزند و از خود غولی بسازد که امکان شکست ندارد و پشت هر واقعه تلخی ایستاده و ما را ریشخند می کند.یکی دیگر از مشکلات بنیادین توهم توطئه، بی توجهی کامل به ساختار ها، انگیزه ها و اهداف است. برای مثال در تحلیل هایی به این سبک، فجایع مدیریتی کشور به تلاش برای دزدی، چپاول و تخریب کشور تعبیر می شود. حال آنکه قائل به این ادعا از خود نمی پرسد که اگر حاکم بخواهد تمام منابع موجود در کشور را تلف کند، پس بر کدام منابع می خواهد اعمال قدرت نماید؟ ثروتش از کجا تامین گردد؟ در حقیقت اگر به بسیاری از تحلیل های حاوی توهم توطئه دقیق نگاه شود، دیده می شود که اساسا هدف اصلی ای که برای حاکم تصویر شده (که همانا باقی ماندن در قدرت و کسب ثروت است) عملا توسط خود او نقض می شود. ولی قائل به تئوری توطئه نمی پذیرد که کار از دست مدیریت در رفته و نقض قواعد حاکم بر اقتصاد و جهان سیاست، این مشکلات را پدید آورده است. از طرف دیگر چون اذهان سخت تر می توانند ساختار ها را تصور کنند، علاقه مندند که به افراد بیندیشند. در همین راستا بدون توجه به ساختار ها و رقابت ها و تمام موانع موجود، قدرتی بی حد و حصر برای افراد قائل می شوند.از تمام این ایرادات هم که بگذریم، قاعده تیغ اکام ما را ملزم می کند که اگر در تحلیل مان نیازی به اضافه کردن بازیگر جدیدی نیست، آن را اضافه نکنیم. حال اگر شرایط موجود با قواعد علوم انسانی مربوطه قابل توجیه است، چرا به گروهی مخوف قائل شویم که خدایانی بر روی زمینند و در حال مدیریت پنهان؟در آخر باید اشاره کنم که این سبک فکر، به بیماری روانی پارانویا نیز نزدیک است و بعید نیست که کسانی که بیشتر غرق در این افکارند، اندکی مبتلا نیز باشند!</description>
                <category>علی محدث‌زاده‌</category>
                <author>علی محدث‌زاده‌</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jul 2021 01:16:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در مدح ساختار ها به جای افراد</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohadeszadeh1378/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%AD-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-aoixitxvue54</link>
                <description>«ساختار‌» شاید مفهوم گنگی باشد. به  نظرم حتی بیش از یک مفهوم است. در فضای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، ساختار می  تواند معانی گوناگونی را شامل شود. می تواند به قوانین و مقررات اطلاق شود. به  تواند منظور چینش مسئولیت ها باشد. می تواند ربط به ساز و کار نظارتی داشته باشد.  یا برنامه ها مد نظر باشند. یا حتی گروه ها.و تقریبا در مقابل همه این معانی ما،  فرد گراییم و گریزان از توجه به ساختار.اکنون که فضای انتخاباتی  کشور، نسبتا داغ شده و نقل محافل شده است؛ خیلی از ما منتظر &quot;فردی&quot; هستیم که کارا، توانا و اهل عمل باشد.  ما منتظر یک انسان کوشا هستیم. در حقیقت پیش فرض ما این است که مشکل فعلی کشور،  تنبلی مسئولین فعلی است. احتمالا بعضی مان هم منفعت طلبی یا به بیان تند تر دزدی  را هم اضافه کنیم. اما این طور فکر می کنم که مسئله خیلی خیلی جدی تر از این  حرفهاست. یعنی این طور نیست که اگر با حفظ ساختار فعلی جابجایی میان مسئولین رخ  دهد، اتفاقات خارق العاده ای بیفتد. مثلا در یک نگاه اقتصادی، با اصلاح نشدن نظام مالیاتی کشور، رئیس جمهور هر چقدر هم که اهل تلاش و کوشش باشد و در تمام اوقات شبانه روز هم که کار کند، آخر سر هم لنگ بودجه خواهد بود و کسری بوجه و تورم و ...  و این داستان تکراری.البته منظورم در این متن صرفا منصب ریاست جمهوری نیست. ولی به علت زمانی که افکارم را پیاده می کنم، حتما رنگ و بوی  زیادی از این انتخابات گرفته است.ساختار در معنای گروهی که در ضمن آن  تعریف شویم و به طور مثال حزب سیاسی:برای مثال انتخابات در کشور هایی که  احزاب فعال و شناخته شده دارند را نگاه کنید. اعضای فعال و تاثیر گذار احزاب مشخص  اند. همین طور رویکرد های اقتصادی و اجتماعی هر حزبی نیز روشن است. در همین  فضاست. از طرفی یک حزب معرفی یک کاندیدا برای انتخابات را به عنوان امری که با  آبروی آن حزب گره خورده می نگرد و عملا یک فیلتر داخلی انجام می دهد (به جای  فیلتری که از جانب حاکمیت انجام پذیرد که همیشه می تواند متهم به جانب داری یا  خطا باشد) برای مثال برنی سندرز در میان دموکرات های آمریکایی، نتوانست نظر حزب  را جلب کند و بایدن به عنوان نماینده حزب معرفی شد. در نهایت هم چون رئیس جمهور  یا نخست وزیر یا ... از طرف یک حزب نماینده شده، درست کار کردن او، افزایش اعتبار  حزب و خطای او، خطری جدی برای مقبولیت حزب خواهد بود.اما در کشور ما عملا شاهدیم که حزب به  معنای حقیقی کلمه موجود نیست. کاندیدا ها افتخار می کنند که به صورت مستقل در  انتخابات شرکت می کنند و در نهایت دوره ریاست جمهوری یک رئیس جمهور، هیچ حزبی  حاضر نیست عضویت رئیس جمهور در آن را به گردن بگیرد! در حقیقت این طور نمایان است  که رئیس جمهور صرفا نیاز دارد تا 4 سال اعتبار خود را حفظ کند تا در دوره دوم رای  بیاورد و بعد از آن دیگه یک مهره سوخته است و می تواند هر فعالیتی را انجام دهد.  تقریبا به همین دلیل است که در دوره اول روسای جمهور، با هر ضرب و زوری که شده با  نیرو های اقتصادی که عامل تورم و افزایش نرخ ارز و مسائل مشابه اند مبارزه می شود  تا در دوره دوم که کار از کار گذشته است، شاهد جهش ها باشیم.اما قاعدتا اگر دولت خود را اولا موظف  به پاسخگویی در مقابل کسانی می دید که منافع خود را در موفقیت دولت می دیدند،  مجبور به اقدامات موثر می شد. اقداماتی که هرچند ممکن است کوتاه مدت شیرینی  نداشته باشند ولی حتما در بلند مدت موفق خواهند بود و اعتبار زیادی به آن دولت و  حزب حامی اش می بخشند.برای رای دهندگان نیز تقریبا مشخص است  که با رای دادن به نماینده حزب فلان، قرار است چه نوع رویکردی بر کشور حاکم شود.  چیزی که در کشور ما (مخصوصا وقتی کاندیدا ها به صورت مستقل به میدان می آیند)  انجام نمی شود. و رای دادن ها بیشتر تحت تاثیر عواطف و شور انتخاباتی و عملا  شانسی است تا از روی منطق. کاندیدای مختلف حتی قدم را فراتر گذاشته و از افشا  کردن نام مشاوران شان هم دریغ می کنند. به ما نمی گویند که اگر تصدی مقام ریاست  جمهور را به عهده بگیرند، چه کسانی را بر مناصب مهمی مثل ریاست سازمان برنامه و  بودجه می گمارند. مسئله ای که شاید در فضایی حزبی، به صورت حدودی روشن باشد.ساختار به معنای قوانین و ساز و کار‌های نظارتی:با جمله مامور و معذور، حتما همه  آشناییم. معمولا وقتی به کار می رود که طرف بخواهد بگوید که شخص من در این ظلمی  که به شما می شود سهیم نیستم. ساختاری مرا به این کار وادار کرده است. یک سلسله  قوانین یا ساز و کاری نظارتی. مثلا از حقوق او کم می شود. تا اینجای مسئله، به  ظاهر قابل حل است. راه حل گرفتن یقه مسئول بالا دستی است. ولی اگر دنبال کرده  باشید، تقریبا همین حرف از مسئول بالادستی نیز شنیده می شود. حتی مدیر آن مجموعه  هم همین حرف را می زند. یعنی مجموعه با وضع قوانینی که شاید خودش هم تبعاتش را  نمی دانسته، عملا دست خودش را بسته و نیروهای خیرخواهش را نیز به بدی وادار کرده  است.در این مجموعه، برای خوب بودن، باید  جان کند. عملا بسیاری از کسانی که حتی با نیت خیرخواهی وارد شده اند نیز در پیچ و  خم قوانین مخرب، خسته می شوند. یک نفر باید خیلی اراده پولادین داشته باشد که  مقاومت کند.از طرف دیگر، در قانون گذاری، نظام  انگیزشی مردم لحاظ نمی شود. همان طور که می دانید باید در قانون حالتی لحاظ شود  که گویی همه قصد تخلف دارند و راه هایش بسته شود. نه اینکه یک جامعه آرمانی تصور  شود. اما در یک ساختار خراب، نیرو های خوب هم به بدی کشیده می شوند و نهایتا  جامعه آنان را به بی اخلاقی متهم می کند و خودش را با جوامع قانون مدار مقایسه می  کند! این نکته مغفول می ماند که در جوامع دیگر، ساختار ها طوری هستند که افراد با  انگیزه های کاملا منفعت طلبانه نیز به نفع رسانی به جامعه کشیده شوند (هدایت  انگیزه ها) نه اینکه در جوامع پیشرفته  همگی اخلاقی و خیر خواه و از خود گذشته هستند و ما بدیم!چند مثال می زنم. مثال هایی که ظاهرا  در جامعه علمی و غیر علمی پذیرفته شده اند. مثلا همین ارز 4200 تومانی نازنین. یک  قانون مخربی که زمینه فساد را ایجاد می کند (به این نوع فساد، فساد سیستماتیک در  مقابل فساد موردی می گویند) دولت ما یک امکان خیلی بالا برای واردات بعضی کالا ها  ایجاد می کند. دولت در حقیقت با این کار انگیزه برای فساد و جعل سند و تقلب را  ایجاد کرده. طبیعی است که نتیجه این مسئله این باشد که شرکت های زیادی که چیزی جز  نام در دنیای واقعی ندارند، ارز 4200 ای بگیرند!برخورد صدا و سیما و به تبع جامعه با  اینان این است که اولا این ها دزدند و ثانیا قوه قضائیه یا دولت باید نظارت می  کرد! کمتر کسی در جامعه می گوید که این قانون دزد پرور است. این ساختار فساد  زاست. این درخت، میوه فاسد تولید می کند. بر فرض که آقای «الف» و «ب» و «ج» و «د» را  مجازات کردیم. باز هم اضافه خواهند شد. درخت باید قطع شود.یا بانک مرکزی میزان زیادی طلا در  بازار فروخت (برای سرکوب قیمت به این منظور که بوی تعفن اوضاع وخیم اقتصادی، به  مشام نرسد) بعد با خریداران آن طلاها در بازار به اسم سلطان و ... برخورد شد!ساختار به معنای چینش:تیز هوش ترین انسان را نیز به مسابقه  مردان آهنین بفرستیم، لزوما موفق نخواهد شد. جایگاه بد، می تواند تمام توان فردی  یک انسان را اتلاف کند. در هر جایگاه، باید میزان اختیار و پاسخگویی فرد متوازن  باشند. هم چنین قابلیت های فردی او و میزان اختیاراتش نیز باید از تناسبی جدید  برخوردار باشند. خطا در هر کدام می تواند تمام نیروی انسانی ما را به قهقهرا  ببرد.در نهایت باید گفت که ما بیش از آنکه  به انسان هایی توانا در اداره کشور و ... نیاز داشته باشیم، به کسانی نیاز داریم  که ساختار ها را بشناسند و به هر هزینه ای که شده، آن ها را تغییر دهند. و الا با  همین ساختار ها، خیلی تفاوتی نمی کند کدام یک از این هفت عزیز بر مسند قدرت تکیه  زند.</description>
                <category>علی محدث‌زاده‌</category>
                <author>علی محدث‌زاده‌</author>
                <pubDate>Mon, 07 Jun 2021 02:56:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا دولت واقعا می تواند اقدامات موثری در جلوگیری از شیوع کرونا انجام دهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohadeszadeh1378/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%84%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%D8%AF-d2qspyb2ypkw</link>
                <description>اول از هر چیز باید بگویم که این نوشته، واگویه هایی است که با خود داشته ام و گاهی به آن فکر کرده و در ذهنم پخته اش کردم و خب می دانم نه تخصص لازم را دارم نه داده های کافی را. صرفا شاید این رویکردی کمتر پرداخته شده باشد برای اینکه در قضاوت هایمان درباره عملکرد دولت در کرونا، مد نظر قرار دهیم.امروزه که آمار کرونا بسیار بالا رفته و تلفات هم متاسفانه بسیار بالاست، انگشت اتهام مردم به سوی دولت است و انگشت اتهام دولت و صدا و سیما به سوی مردم. اما به نظر چند مسئله مورد توجه قرار نمی گیرند.برفرض که دولت همه محدودیت ها را بخواهد که انجام دهد. چه چیز هایی هستند که این کار را محدود می کنند؟1- امور اقتصادی: دولت کسری بودجه وحشتناکی دارد. مردم نیز از نظر اقتصادی در شرایط بسیار بدی هستند. تعطیلی های پیاپی به این مشکلات بسیار دامن می زنند. برای مثال فرض کنید مغازه داری که باید چند هفته تعطیل باشد ولی ملزم است اجاره و مالیاتش را پرداخت کند. بر فرض که بگوییم دولت مالیات را کم کند، خب باز هم با تشدید مشکل کمبود بودجه دولت مواجهیم که در نهایت دود آن به چشم مردم خواهد رفت. در مورد کارگر روز مزد هم که دیگر نیازی به توضیح نیست. همین طور مشاغلی که با وجود کرونا از بین رفته اند یا بسیار محدود شده اند. یا مثلا در مورد استفاده مردم از مترو و اتوبوس. پروتکل های بهداشتی اعمال شده در مورد تعداد مسافرین مجاز، عملا لطیفه است. دولت و شهرداری سال هاست که درصدد افزایش تعداد اتوبوس ها و قطار های مترو هستند و عملا نتوانسته اند با افزایش جمعیت استفاده کننده برابری کنند. حال که مشکل بودجه بیشتر شده و مخارج کرونایی هم اضافه شده است، چه کاری از دست دولت بر می آید؟ از کجا باید منابع تهیه این وسایل نقلیه عمومی را تهیه کند؟ از آن طرف با وجود افزایش هزینه ها و هزینه بنزین و مسئله ترافیک و طرح های مختلف محدودیت ترافیکی، مردم هم چاره ای جز استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی را ندارند. و وقتی یک اتوبوس پر در ایستگاه می آید که می دانی قرار نیست بعدی هم خالی تر از این باشد و شما نیز عجله داری، چه راهی جلوی شماست غیر از سوار شدن؟البته در این شرایط مصاحبه های صدا و سیما، صرفا بی شرفانه است! اینکه مردم را به خاطر عدم رعایت فاصله گذاری در مترو محکوم کنیم و ... اضافه کنید که هتک و بردن آبروی یک فرد، یک مجازات به حساب می آید و نیاز به حکم قضایی دارد ولی امروزه هر خبرنگار صدا و سیما به تریبونی برای هتک مردمی که رعایت نمی کنند تبدیل شده است. مسئله ای که جا داشت مدعی العموم علیه صدا و سیما اعلام جرم می کرد.2- امور اجتماعی و سیاسی: دولت روحانی در شرایط فعلی تقریبا هیچ مقبولیت و برشی ندارد. مردم به او و دولتش اعتمادی ندارند و محدودیت های مختلف را نه در جهت بهبود اوضاع بلکه در جهت کلاه برداری یا چیزی مشابه آن می دانند. پس دولت دست بازی برای اعمال محدودیت ندارد و مردم نیز گوش به فرمان او نیستند. از طرفی برای اعمال زور نیز نیاز به تعداد زیادی مامور بازرسی است که هم بودجه فراوانی احتیاج دارد و هم مشکل فساد و ... را زیاد می کند. (هر کس بخواهد برای آشنایان خود مسئله را حل کند و ...) و این مسئله ظاهرا مشخص است که مردم آستانه ای برای محدودیت پذیری دارند و ظاهرا این آستانه مدت هاست به سر آمده است.3- امور روانی: دوران قرنطینه و عدم ارتباط حضوری با آشنایان و ... تاثیرات روانی وحشتناکی بر روی مردم گذاشته که در جای جای رفتار ما مشخص است. این مسئله به انضمام فشار های اقتصادی و حضور افرادی خانواده بیش از پیش در کنار هم (نتیجتا افزایش تنش ها و ...) می تواند در آینده نزدیک، به معضل روانی شایع تبدیل شود که هزینه گزافی را به جامعه تحمیل کند. این مسئله را می توان در دانش آموزان سال های دبستان راحت تر دید. میزان کلافگی آنان از کلاس و مدرسه بسیار زیاد است. در صورتی که واقعا کارکرد مدرسه برای این سن، صرفا آموزش نیست و باید تعامل و معاشرت و ... را نیز یاد بگیرند که امروزه به کلی از آن ها محرومند. تازه تمام این ها بر فرض این است که فردی در دوران مجازی شدن دروس، ترک تحصیل نکرده باشد (مثلا به علت نداشتن وسیله ای برای شرکت در کلاس یا به علت فشار اقتصادی بر خانواده مجبور به کار شده باشد یا ...)در حقیقت کسانی که این قرنطینه ها را پاس می دارند، درست است که از نظر جسمی سالم می مانند، ولی از با مشکلات روحی زیادی دست و پنجه نرم خواهند کرد. اینان فقط زنده خواهند بود و زندگی نخواهند کرد. شاید در همین فضا بوده که دولت نتوانسته در مقابل سفر های نوروزی بایستد. آرامشی که سفر باعث آن شده ممکن بوده در صورت حاصل نشدن، به فجایعی بینجامد. در این راستا جا دارد آمار خودکشی یا طلاق یا مشاجرات خانوادگی و یا رجوع به روان شناسان، پس از این بررسی گردد.در نهایت باید این مسئله را دقیق تر دید که احتمال ابتلای کرونا و سپس احتمال شدید شدن آن و خدای ناکرده فوت ناشی از آن چه میزان است و برای این احتمال، ما چه هزینه ای  می کنیم و اساسا امکان این هزینه را داریم یا خیر. و مسئله فراتر از یک تحلیل و نظر ساده است. و نمی توان با گله گزاری و آه ناله یک طرف را محکوم کرد و انجام این عمل از جانب هر کس حتی آقای وزیر، نوعی فرار کردن از مسئله است و توپ را به زمین دیگری انداختن. و شاید به همین دلیل ها باشد که نباید سکان اداره یک کشور را صرفا به دست متخصصان در یک امر (مثل پزشکی) سپرد و باید همه جوانب را در نظر گرفت.در نهایت امیدوارم این مشکل به زودی حل شود و دیگر نیازی به حل این مسائل پیچیده تو در تو نباشد...</description>
                <category>علی محدث‌زاده‌</category>
                <author>علی محدث‌زاده‌</author>
                <pubDate>Sun, 18 Apr 2021 21:30:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>