<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های KARGAR MOHAMMAD</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alimohammadkar73</link>
        <description>مدرس و مترجم زبان فرانسه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 06:20:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1309149/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>KARGAR MOHAMMAD</title>
            <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ترجمۀ آهنگ «دیگه ازهیچ چی تعجب نمی کنم» از خوانندۀ ساحل عاجی</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%DB%80-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%86%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%AC%D8%A8-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DB%80-%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B9%D8%A7%D8%AC%DB%8C-h4snybrobe6i</link>
                <description>ترجمۀ آهنگ «دیگه ازهیچ چی تعجب نمی کنم» از خوانندۀ ساحل عاجی https://www.youtube.com/watch?v=Pc2yX2t2teQ جومبیا موسی فاکولی، با نام هنری تیکن جا فاکولی متولد 1968 ساحل عاج، کشوری در غرب آفریقا، خوانندۀ آهنگ«دیگه ازهیچ چی تعجب نمی کنم» می باشد. این آهنگ در آلبوم «فریاد» در سال 2004 منتشر شد.پیام این آهنگ، ابراز خشم علیه استعمارگران و قدرت های بزرگ است که به روش های جدید همچنان به استثمار و بهره برداری کشورهای جنوب و مخصوصاً کشورهای آفریقایی ادامه می دهند. در این آهنگ، تیکن فاکولی از مداخلات نظامی و سیاسی ابرقدرت ها در امور داخلی کشورهای ضعیف با عناوین فریبنده ای مانند «استقرار صلح» و «برقراری دموکراسی» انتقاد کرده و مردم مستضعف دنیا را به بیداری جمعی و مقاومت علیه ظالمان استعمارگر دعوت می کند. عنوان آهنگ «دیگه ازهیچ چی تعجب نمی کنم» بیانگر سرخوردگی او از نظم نوین جهانی است. تیکن فاکولی به اهمیت وحدت و همدلی کشورهای ستمدیدۀ جهان برای احقاق حقوق خود اشاره می کند و آنان را به وحدت و مبارزه علیه نابرابری و ساختن دنیایی عادلانه تر دعوت می کند.من در ترجمه و بازنویسی متن آهنگ، سبک غیر رسمی و خودمانی را برگزیدم زیرا متن آهنگ های فاکولی معمولاً مستقیم، صریح، صمیمی و اعتراضی هستند و این سبک نوشتن بهتر می تواند حس او را منتقل کند. امیدوارم خوانندگان عزیز بپسندند و اگر دوست داشتند، کامنت بگذارند.اونا دنیا رو این طوری بین خودشون تقسسیم کردن و منم دیگه از هیچ چی تعجب نمی کنم:اگه چچن رو به من بدی،منم ارمنستان رو بهت می دم،اکه افغانستان رو بهم بدی،منم پاکستان رو بهت می دم،اگه از هائیتی بیرون نری،منم توی بانگی (پایتخت آفریقای مرکزی) نیرو پیاده می کنم،اگر در بمباران عراق به من کمک کنی،منم کردستان را بهت می دم،اونا دنیا رو این طوری بین خودشون تقسسیم کردن و منم دیگه از هیچ چی تعجب نمی کنم:اگه به من اورانیوم بدی،منم بهت آلومینیوم می دم،اگه بهم ذخایر زیرزمینیت رو بدی،بهت در بیرون کردن طالبان کمک می کنم،اگه بهم خیلی گندم بدی،منم کنارت می جنگم،اگه بذاری معدن طلات رو استخراج کنم،منم بهت کمک می کنم تا ژنرال رو بیرونش کنی،اونا دنیا رو این طوری بین خودشون تقسسیم کردن و منم دیگه از هیچ چی تعجب نمی کنم:اونا آفریقا رو بدون مشورت با ما، بین خودشون تقسیم کردن،و حالا تعجب می کنند که ما با هم متحد نیستیم،بخشی از امپراطوری ماندیگ،بین وولوف ها قرار گرفته،بخشی از امپراطوری موسی،در غنا هست،بخشی از امپراطوری سوسو،در امپراطوری ماندینگ قرار گرفته،بخشی از امپراطوری ماندینگ،بین موسی ها هست،اونا آفریقا رو بدون مشورت با ما، بدون این که ازمون بپرسند، بدون اینکه نظرمون را بخوان، بین خودشون تقسیم کردن،اونا دنیا هم بین خودشون تقسیم کردن، و منم دیگه ازهیچ چیز تعجب نمی کنم!https://www.youtube.com/watch?v=fFoThCFlD3c</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Sun, 09 Feb 2025 21:52:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثرات هوش مصنوعی بر ژئوپلیتیک</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%DA%98%D8%A6%D9%88%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%AA%DB%8C%DA%A9-lpaiz8gwhlal</link>
                <description>در ویدیویی که تلویزیون arte  فرانسه روز جمعه 7 فوریه 2025 در یوتیوب منتشر کرده و لینک آن را در انتهای همین پست می گذارم به بررسی نقش ژئوپلیتیک هوش مصنوعی و تأثیرات آن بر روابط بین الملل می پردازد. آن چه در ادامه می خوانید خلاصه ای از این ویدیو است که امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.1. **رقابت جهانی در حوزه‌ی هوش مصنوعی**:- در سال ۲۰۲۳، ۶۱ مدل پیشرفته‌ی هوش مصنوعی متعلق به آمریکا، ۱۵ مدل به چین و ۲۱ مدل به اروپا تعلق داشت. این آمار نشان می‌دهد که اروپا نیز در این رقابت حضور دارد، اما آمریکا و چین پیشتاز هستند.- ولادیمیر پوتین و ایلان ماسک هر دو بر این موضوع تأکید کرده‌اند که تسلط بر هوش مصنوعی می‌تواند به تسلط بر جهان منجر شود و حتی ایلان ماسک معتقد است که هوش مصنوعی می تواند خطراتی بیش از سلاح‌های هسته‌ای ایجاد کند.2. **پروژه‌های کلان هوش مصنوعی**:- **آمریکا**:پروژه‌ی &quot;Stargate&quot; با بودجه‌ی ۵۰۰ میلیارد دلار توسط شرکت‌هایی مانند OpenAI، Oracle و Softbankدر حال توسعه است. هدف این پروژه، سرمایه‌گذاری در تحقیقات هوش مصنوعی و ایجاد زیرساخت‌های لازم مانند مراکز داده و ابررایانه‌هاست.- **چین**:شرکت چینی &quot;DeepSeek&quot; یک مدل هوش مصنوعی ارائه کرده که با هزینه‌ی بسیار کم‌تری (۶ میلیون دلار) نسبت به مدل‌های آمریکایی مانند ChatGPT توسعه یافته است. این نشان‌دهنده‌ی تلاش چین برای رقابت با آمریکا با استفاده از منابع محدودتر است.**اروپا و فرانسه**:- فرانسه با برگزاری اجلاس‌های بین‌المللی در مورد هوش مصنوعی، تلاش می‌کند تا خود را به عنوان یک بازیگر مهم در این حوزه معرفی کند. با این حال، در اروپا، آلمان و بریتانیا پیشتاز هستند.- اروپا به‌طور کلی با ۲۱ مدل پیشرفته‌ی هوش مصنوعی، در رتبه‌ی سوم جهانی قرار دارد.3. **هوش مصنوعی در جنگ‌ها**:- در جنگ اوکراین و غزه، از هوش مصنوعی برای شناسایی اهداف و بهبود دقت حملات استفاده شده است. برای مثال، ارتش اسرائیل از هوش مصنوعی برای شناسایی اعضای حماس و اهداف مرتبط استفاده کرده است.- روسیه نیز از هوش مصنوعی برای اهداف امنیتی و کنترل داخلی استفاده می‌کند، اما در مقایسه با آمریکا و چین، پیشرفت کم‌تری داشته است.4. **چالش‌های اخلاقی و حکمرانی**:- هوش مصنوعی می‌تواند هم برای اهداف مثبت (مانند کاهش تلفات جنگی) و هم برای اهداف مخرب استفاده شود. این موضوع نیاز به تنظیم مقررات بین‌المللی دارد.- تفاوت بین نظام‌های دموکراتیک و اقتدارگرا در استفاده از هوش مصنوعی بسیار مهم است، زیرا در نظام‌های دموکراتیک، مکانیسم‌های نظارتی و ضد قدرت وجود دارد.5. **آینده‌ی حکمرانی جهانی هوش مصنوعی**:- نیاز به همکاری بین‌المللی برای ایجاد قوانین و مقرراتی است که استفاده‌ی مسئولانه از هوش مصنوعی را تضمین کند. این همکاری می‌تواند به بازسازی چندجانبه‌گرایی کمک کند.نتیجه‌گیری:هوش مصنوعی به یک ابزار استراتژیک در رقابت‌های ژئوپلیتیک تبدیل شده است. آمریکا و چین پیشتاز هستند، اما اروپا نیز در حال تلاش برای حفظ جایگاه خود است. استفاده از هوش مصنوعی در جنگ‌ها و چالش‌های اخلاقی مرتبط با آن، نیاز به تنظیم مقررات بین‌المللی دارد. همکاری جهانی برای ایجاد چارچوب‌های نظارتی می‌تواند به کاهش خطرات و استفاده‌ی مسئولانه از این فناوری کمک کند.منبع: https://www.youtube.com/watch?v=S-o3nDc4tLE&amp;t=47s</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2025 21:19:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترامپ و غزه</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%88-%D8%BA%D8%B2%D9%87-xxufio50w2uw</link>
                <description>جامعۀ جهانی همچنان به اظهارات اخیر دونالد ترامپ واکنش نشان می دهد. در حالی که دو سوم غزه به ویرانه تبدیل شده و دهها هزار نفر در این شهر جان باخته اند، ترامپ پیش بینی می کند تا باریکۀ غزه را به ریویرای خاورمیانه تبدیل خواهد کرد. (ریویرا: نواحی ساحلی ایتالیا و فرانسه در کناره های دریای مدیترانه که به دلیل زیبایی و شکوه در دنیا شهرت دارد). ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی بعد از دیدار با نتانیاهو اظهار کرد: «ما کنترل باریکۀ غزه را به دست خواهیم گرفت و کار بزرگی در آنجا انجام خواهیم داد». در این صورت، باید فلسطینیان به اجبار غزه را ترک و به اردن و مصر کوچ کنند. این در حالی است که اردن و مصر از اساس با این کوچ اجباری ساکنین غزه به کشورشان مخالفند. روز 7 فوریه 2025، یک روز بعد از اظهارات ترامپ، وزیر دفاع رژیم صهیونیستی، اسرائیل کاتز به ارتش اسرائیل فرمان داد تا طرحی تهیه و اجازه بدهند تا هر یک از ساکنین غزه که تمایل به ترک غزه دارند به هر کجای دنیا که بخواهند عزیمت کنند.اجازه بدهید یک بار دیگر به قانون و تاریخ مراجعه کنیم. قبل از هر چیز باید یادآور شویم که وجود یک دولت مستقل فلسطینی در کنار دولت مستقل اسرائیلی در 29 نوامبر 1947 از سوی سازمان ملل متحد مطرح شده است. سازمان ملل نقشۀ تقسیم سرزمین فلسطین را هم پیش بینی کرده بود که 55 درصد آن به دولت یهود و 43 درصد به دولت عرب می رسید و یک منطقۀ بین المللی که شهر بیت المقدس (اورشلیم) را در برمی گرفت که هر دو طرف یهودی و فلسطینی ادعای مالکیت آن را داشته و این شهر را پایتخت دولت های خود می دانستند. این طرح از سوی کشورهای عرب رد شد و در ماه مه 1948 کشورهای عرب اعلام جنگ علیه دولت یهودی کردند. البته جنگ های دیگری در پی آن صورت گرفت تا این که در سال 1979 مصر اسرائیل را به رسمیّت شناخت. متعاقب آن، اردن در سال 1994، مراکش، بحرین، امارات متحدۀ عربی و سودان در سال 2020 دولت اسرائیل را به رسمیت شناختند.برگردیم به سال 1948. بعد از طرح سازمان ملل متحد برای تقسیم سرزمین فلسطین، حدود 750000 فلسطینی توسط ارتش اسرائیل از خانه هایشان آواره شدند. ارتش اسرائیل روستاهای فلسطینی را یکی پس از دیگری ویران می کرد. فلسطینیان 15 ماه مه 1948 که دولت مستقل اسرائیل اعلام موجودیت کرد را روز نکبت می نامند.وقتی ترامپ پیشنهاد می کند که ساکنین غزه به اردن و مصر کوچانده شوند، او علناً کنوانسیون ژنو سال 1949 را زیر پا می گذارد که در مادۀ 49 آن، کوچ اجباری با هر انگیزه ای، ممنوع شده است. همچنین پاراگراف 4 از مادۀ 2 منشور سازمان ملل متحد تصریح می کند که اعضای سازمان ملل متحد متعهدند از توسل به تهدید یا به کاربستن زور در برابر تمامیت ارضی دولت دیگر خودداری کنند. در واقع، ایالات متحده و هیچ کشور دیگری، حقی برای به دست گرفتن کنترل غزه ندارد.بعد از اظهارات ترامپ، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا تلاش کردند تا اظهارات مناقشه برانگیز ترامپ را تعدیل نمایند. این دو مقام آمریکایی اظهار داشتند: «ایالات متحده بازسازی غزه را تامین مالی نخواهد کرد». احتمالاً مخاطب این پیام، پادشاهی های حوزۀ خلیج است تا بازسازی غزه را برعهده بگیرند. یا «نیروهای نظامی آمریکایی در غزه مستقر نخواهند شد». که مخاطب این پیام هم مردم آمریکا هستند. این پیام، ادامۀ شعار تبلیغاتی ترامپ در کارزار انتخاباتیش می باشد که می گفت «اوّل آمریکا». از این طریق مقامات آمریکایی می خواهند به مردم آمریکا اطمینان بدهند که تجربیات گذشته اشان در عراق و افغانستان را تکرار نخواهند کرد.منبع: تلویزیون arteفرانسه</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2025 01:35:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایلان ماسک قوی ترین و خطرناک ترین انسان روی زمین</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%B3%DA%A9-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-hovflsew2nms</link>
                <description>ایلان ماسک قوی ترین و خطرناک ترین انسان روی زمینمهم ترین شخصیت بشری در حال حاضر دنیا کیست؟ در واقع، این شخصیت، رئیس جمهور یا نخست وزیر کشوری نیست. دونالد ترامپ، شی پینگ یا ولادیمیر پوتین هم نیستند. قدرتمندترین مرد دنیا، ایلان ماسک است. جای تعجب نیست که ثروتمند ترین انسان روی زمین هم هست. ولی قدرت او فقط ناشی از ثروتش نیست. او مالک تسلا، استارلینکس و شبکۀ اجتماعی X  هست. در واقع، او در زمینۀ تولید اتومبیل های برقی و انرژی های تجدیدپذیر، پروژه هایی برای فتح فضا و همچنین در زمینۀ دیپلماسی و نفوذ بر شبکه های اجتماعی قعالیت می کند. ماسک حالا به عنوان مشاور اصلی ترامپ، بر رئیس جمهور ایالات متحده تأثیر گذار است. معلوم نیست ترامپ تا چه مدت می تواند ماسک را تحمل کند زیرا خودخواهی های این دو و حضور یک نفر ثروتمندتر و معروف تر از ترامپ در کنارش نمی گذارد این رابطه خیلی طول بکشد. ولی اگر این ارتباط دوام بیاورد، که البته ترامپ ممکن است نظرش عوض شود همان طور که دور قبل، مشاور ارشدش استیو بانون را کنار گذاشت. ولی کنار گذاشتن ماسک به راحتی بانون نخواهد بود. زیرا استیو بانون فقط نفوذ روشنفکری داشت ولی ماسک هر چه پیش بیاید ثروت خود را حفظ خواهد کرد. ماسک فقط قوی ترین و ثروتمندترین فرد دنیا نیست بلکه همچنین خطرناک ترین هم هست. زیرا پروژه های او  از بسیاری جهات فوق العاده خطرناک است؛ مخصوصاً برای اتحادیۀ اروپا. ماسک بی قید و بند است و پایبند هیچ قانون و مقرراتی نیست. قانون و مقررات در مقابل ثروت اندوزی او قرار دارد زیرا دست و پا گیر و محدود کنندۀ اقدامات اوست. او می خواهد آزادی عمل یک روباه در مرغداری را داشته باشد. من از صفات اخلاقی یا زندگی شخصی وی نمی گویم که مثلاً 11 فرزند دارد و 7 زن داشته و از آفریقای جنوبی می آید و در سیستم آپارتاید بزرگ شده است. او با سیاست اصلاح نژاد بشری موافق است. ولی این موارد مهم نیست. آن چه مهم است پروژه های سیاسی اوست. ایلان ماسک مخالف ووکیسم و دگرباشان جنسی است و از اینکه رضایت داده تا یکی از فرزندانش تغییر جنسیت بدهد بسیار ناراحت است. ولی پروژه های سیاسی او فوق العاده نگران کننده است. او با پروژه فتح مریخ که در بستر اهداف علمی در حال اجراست؛ تمایل دارد هر موقع زندگی بر روی زمین غیرقابل تحمل شد با چند نفر دیگر به مریخ پناه ببرد. ولی هر کاری او انجام می دهد صرفاً برای به دست آوردن ثروت بیشتر است. او حرص شدیدی برای جمع آوری پول و ثروت بیشتر دارد؛ تا جایی که از خود می پرسیم این همه ثروت واقعاً به چه کار می آید. او نقش فوق العاده مهمی در ژئوپلیتک جهانی دارد و به لطف اوست که تا کنون اوکراین تسلیم حملات روسیه در فوریه 2022 نشده است. زیرا او استارلینکز را در اختیار اوکراین قرار داده و از طرفی پیشنهاداتی برای ایجاد صلح بین اوکراین و روسیه داده که تا حدودی همان پیشنهادات پوتین برای پایان جنگ می باشد. مشکل اینجاست که ترامپ در مقابل رأی دهندگانش در آمریکا پاسخگوست ولی ایلان ماسک به هیچکس جوابگو نیست. او دقیقاً هر کاری دلش بخواهد انجام می دهد. در واقع، قدرت سیاسی بالایی دارد ولی در زمینۀ سیاسی به هیچ کس پاسخگو نیست و با توجه به شخصیت دمدمی مزاج و غیرقابل پیش بینی او، فرد بسیار خطرناکی است. او در ابتدا به همۀ رهبران اروپایی توهین کرده است. ماسک، نخست وزیر انگلیس، استارمر را متهم به مماشات با باندهای تجاوز جنسی در مدت تصدیش در سمت رئیس دادستانی عمومی انگلیس کرد. ماسک همچنین در اظهار نظری، اولاف شولتس، صدر اعظم آلمان را احمق بی کفایت خطاب کرده و خواستار استعفای او شده است. همین طور رئیس جمهور آلمان، اشتاین مایر را مستبدّ خوانده است. این اظهارات برای فردی که مأموریت رسمی سیاسی دارد و در دولت ترامپ، وظیفۀ مهم کوچک کردن سیستم اداری و کاهش بودجه دولت آمریکا تا دو سال دیگر را بر عهده گرفته، شایسته نیست. مشکل اینجاست که وقتی یک نفر در حرف زدن اینقدر خشن است، این خشونت را در روابط بین الملل هم خواهد گستراند. و در این برهه از زمان که در روابط بین الملل بیش از پیش به آرامش و دیپلماسی نیاز داریم، فضای متشنج ایجاد می کند که به نفع هیچکس نیست. اظهارات ایلان ماسک نسبت به نخست وزیر مستعفی کانادا، جاستین ترودو هم تحقیرآمیز بود. ماسک او را دختر و فرماندار کانادا خطاب کرده و واکنش او به اظهارات ترامپ را بی اهمیت دانسته است. اما چرا توهین و تحقیر رهبران اروپایی تا این حدّ از سوی ایلان ماسک صورت می گیرد؟ در واقع، پشت این اظهارات توهین آمیز، تضعیف اتحادیه اروپا نهفته است و منافع مشترکی است که ایلان ماسک با دونالد ترامپ دارد. ترامپ اتحادیۀ اروپا را تحمل نمی کند زیرا رقیب تجاری ایالات متحده است. همینطور ایلان ماسک، اتحادیۀ اروپا را برنمی تابد زیرا تنها سازوکاری است که با ایجاد مقررات تنظیمی و قوانین، قدرت ماسک را محدود می کند و چیزی که ماسک می خواهد این است که هیچ مقررات تنظیمی دست و پای او را نگیرد. اتحادیۀ اروپا به دشمن اول ایلان ماسک تبدیل شده است. برای همین است که ماسک حملات خود را به رهبران آلمان و انگلیس آغاز کرده است. حالا در قبال این پروژه چه باید کرد؟ مشکل اینجاست که اتحادیۀ اروپا هم از جانب ایلان ماسک و ترامپ تهدید می شود هم از جانب روسیه. اتحادیۀ اروپا در مقابل روسیه، دیگر از حمایت ایالات متحده برخوردار نیست بلکه برعکس اینک اتحادیۀ اروپا نگران سیاست های ایالات متحدۀ دورۀ ترامپ و ماسک است زیرا این دو تمایل دارند که مقررات اتحادیۀ اروپا برداشته شود و به نحوی اتحادیۀ اروپا را رام سیاست های خودشان کنند. اظهارات ایلان ماسک در کنار اظهارات ترامپ قرار می گیرد که چشم طمع به گرینلند، کانادا و کانال پاناما دارد. در واقع، اظهارات این دو، ایجاد رعب در دل حاکمان و همچنین هرگونه واکنش در مقابل اظهارات شان را ترسناک می نماید. همان طور که می بینیم در قبال اظهارات ترامپ و ماسک، واکنش جدی از سوی اتحادیۀ اروپا مشاهده نمی شود. هر چند امانوئل ماکرون در جمع سفرای فرانسه، به ترامپ هشدار داد ولی سایر رهبران اتحادیۀ اروپا نسبت به اظهارات ترامپ و ماسک، واکنش ضعیفی نشان دادند. سران اتحادیۀ اروپا تصور می کنند برای مقابله با روسیه به ایالات متحده نیاز دارند و به همین دلیل از رویارویی با ترامپ و ماسک خودداری می کنند.منبع: یوتیوب.کانال پاسکال بونیفاس، مدیر و بنیانگزار موسسه روابط بین الملل و استراتژیک پاریس</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2025 00:54:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داروی دیابت و نقص مادرزادی کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B5-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-sj9ua1jb9wk3</link>
                <description>مصرف داروی دیابت توسط پدران ممکن است خطر نقایص مادرزادی را در فرزندان افزایش دهدبر اساس تحقیقاتی که نتایج آن در مجله Annals of Internal Medicine در تاریخ 28 مارس 2022 منتشر شد، یافته ها نشان می‌دهد که مصرف داروی متفورمین، که برای درمان دیابت نوع 2 رایج است، توسط مردان در زمان خاصی از تولید اسپرم، ممکن است خطر بروز نقایص مادرزادی در فرزندانشان را افزایش دهد. این مطالعه که بر روی بیش از 1.1 میلیون تولد در دانمارک انجام شده، نشان می‌دهد که نوزادان پسری که پدرانشان در سه ماه قبل از بارداری متفورمین مصرف کرده‌اند، بیشتر در معرض خطر نقایص مادرزادی دستگاه تناسلی قرار دارند.یافته‌های کلیدی:• متفورمین و نقایص مادرزادی: مصرف متفورمین توسط پدران در دوره زمانی حساس تولید اسپرم با افزایش خطر نقایص مادرزادی، به ویژه در دستگاه تناسلی نوزادان پسر مرتبط است.• دوره زمانی بحرانی: این خطر زمانی افزایش می‌یابد که پدران در سه ماه قبل از بارداری متفورمین مصرف کرده باشند، که این دوره، زمان اصلی تولید اسپرم است.• مطالعه بزرگ: این مطالعه بر اساس داده‌های بیش از 1.1 میلیون تولد در دانمارک انجام شده است که اعتبار بالایی به یافته‌ها می‌بخشد.• نیاز به تحقیقات بیشتر: محققان تاکید می‌کنند که نیاز به تحقیقات بیشتری است تا مکانیسم دقیق تأثیر متفورمین بر اسپرم و جنین در حال رشد مشخص شود.• مشاوره با پزشک: مردان مبتلا به دیابت که قصد فرزندآوری دارند باید در مورد جایگزینی داروهای دیابت با پزشک خود مشورت کنند. متفورمین دارویی موثر، ارزان و ایمن است، اما تصمیم گیری در مورد مصرف آن باید با در نظر گرفتن همه جوانب صورت گیرد.نکات مهم برای مخاطب عام:• اگر شما یا همسرتان دیابت دارید و قصد بارداری دارید، حتماً با پزشک خود مشورت کنید تا در مورد خطرات احتمالی داروهای دیابت و اقدامات لازم آگاه شوید.• این یافته‌ها به این معنی نیست که متفورمین به طور قطع باعث نقایص مادرزادی می‌شود، بلکه نشان می‌دهد که مصرف آن در زمان خاصی از تولید اسپرم ممکن است خطر را افزایش دهد.• تحقیقات بیشتری برای درک بهتر این ارتباط مورد نیاز است.پیام اصلی:این مطالعه هشدار دهنده است و نیاز به توجه بیشتر به تأثیر داروهای دیابت بر باروری مردان و سلامت نوزادان را نشان می‌دهد. لازم است که مردان مبتلا به دیابت که قصد فرزندآوری دارند، با پزشک خود در مورد بهترین گزینه های درمانی مشورت کنند.منبع: LIVE SCIENCE تاریخ 29 دسامبر 2020</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2025 16:54:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان از نگاه ترامپ</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-yckd3tqqk1ba</link>
                <description>کانادا 9000 کیلومتر مرز مشترک با ایالات متحده دارد. یکی از اظهارات تحریک آمیز ترامپ، الحاق کانادا به آمریکا به عنوان ایالت پنجاه و یکم ایالات متحده می باشد. با آن که کانادا کشوری مستقل و همپیمان تاریخی آمریکا در پیمان ناتو و شریک اصلی تجاری ایالات متحده مخصوصاً در قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا، قرارداد تجارت آزاد بین سه کشور آمریکا، کانادا و مکزیک) است، و هیچکس اظهارات ترامپ را به عنوان الحاق نظامی کانادا به آمریکا تلقی نمی کند ولی کانادایی ها این اظهارات را تهدید پیش از آغاز جنگ تعرفه ای ترامپ بر علیه خودشان می دانند. ترامپ همچنین به گرینلند که قلمرو خودمختار واقع بین دو اقیانوس منجمد شمالی و اقیانوس اطلس، تحت حاکمیت دانمارک است، چشم طمع دارد. او حتی در 7 ژانویه اظهار کرد که آماده است برای الحاق گرینلند به خاک آمریکا، از نیروی نظامی استفاده کند. برای ترامپ مهم نیست که دانمارک یکی از همپیمانان آمریکا در ناتو هست و همچنین در سال 1947 آمریکا با دانمارک پیمان دفاعی منعقد کرده و در گرینلند حضور نظامی دارد. هدف ترامپ: فشار بر دانمارکی ها و ساکنین گرینلند برای تقویت بیشتر حضور نظامی آمریکا و دسترسی به منابع ارزشمند معدنی جزیرۀ یخی گرینلند می باشد.پاناما، دولت کوچکی در آمریکای مرکزی است که به کانالش معروف است. کانال پاناما شریان دریایی اصلی تجارت بین الملل است که بخشی از آن را آمریکا ساخته است. در سال 1999 واشنگتن آن بخش از کانال که آمریکا ساخته بود به پاناما واگذار کرد. حالا ترامپ می خواهد آن بخش واگذار شده را از پاناما پس بگیرد. انگیزه ترامپ: رهبران پاناما خیلی به چین تمایل دارند.در 17 ژانویه، شی پینگ و ترامپ اولین تماس تلفنی خود را بعد از روی کار آمدن دوبارۀ ترامپ انجام دادند. دو طرف، این تماس را مثبت ارزیابی کردند. از سر گیری فعالیت تیک تاک در آمریکا به فرمان ترامپ می تواند نشانه ای از کاهش تنش بین دو کشور باشد ولی سئوالات همچنان باقی است. جنگ تعرفه ای علیه چین که ترامپ پیش از این وعده داده بود چه می شود؟ دربارۀ تایوان به چه توافقی خواهند رسید؟ آیا شی پینگ می تواند بر پوتین فشار بیاورد تا در اوکراین آتش بس شود؟در مورد روسیه و اوکراین، نظر ترامپ این است که بدون حضور اتحادیۀ اروپا، مسکو را متقاعد به پایان جنگ کند و کریمه و دونباس به مسکو واگذار شود. اوکراین هم از پیوستن به ناتو منصرف گردد.ترامپ دربارۀ اروپا و پیمان ناتو، قصد دارد اروپاییان را در دفاع از خودشان تنها بگذارد.به طور خلاصه، نگاه ترامپ به جهان این گونه است: قوانین، قراردادها و معاهدات بین المللی اهمیت ندارند یا در درجۀ دوم اهمیت هستند. همپیمانان سنتی و تاریخی فاقد اهمیتند. در جهان بینی ترامپ، رویکرد مبتی بر تهدید، ارعاب، فشار و زورگویی برای به رسیدن به اهدافش در اولویت قرار دارد. در عرصۀ روابط بین الملل، تمام معاهدات و پیمان ها قابل مذاکرۀ مجدد و تغییر پذیر است. اصل چانه زنی های دائم مورد توجه اوست. التزام به تعهدات در حکمرانی او جایی ندارد.منبع: تلویزیون arte  فرانسه</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jan 2025 20:50:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استرس ارثی</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B1%D8%AB%DB%8C-nzkqkdemqxfe</link>
                <description>یک مطالعۀ فرا ژنتیکی (اِپی ژنتیکی) نشان می‌دهد که سلول‌های اسپرم دارای رگه‌هایی از استرس دوران کودکی هستندبر اساس گزارش تارنمای اخبار علمی Live science  که روز سه شنبه 27 ژانویه منتشر شده است؛ پدرانی که در دوران کودکی در معرض استرس زیاد قرار داشته اند، نشانگرهای فراژنتیکی (اِپی ژنتیکی) متفاوتی داشتند که ممکن است بر فرزندان آنها تأثیر بگذارد. با این حال، به گفتۀ این محققان، لازم است تحقیقات بیشتری در این زمینه برای تأیید یافته های جدید صورت بگیرد. این تحقیق جدید که در 3 ژانویه 2025 در مجله Molecular Psychiatry منتشر شد، به بررسی &quot;اپی ژنتیک&quot; سلول های اسپرم پدرانی پرداخت که در دوران کودکی در معرض استرس زیاد قرار گرفته بودند. دکتر جترو توولاری، سرپرست تیم تحقیق، استادیار گروه پزشکی بالینی در دانشگاه تورکو فنلاند، می‌گوید: «اپی ژنتیک اساساً بیان می‌کند که کدام ژن‌ها فعال هستند». آنها بررسی کردند آیا تجربیات زندگی والدین می تواند از طریق این تغییرات اپی ژنتیک به نسل های آینده منتقل شود یا خیر. مطالعه جدید که سلول‌های اسپرم 58 پدر 30 تا 40 ساله  را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده، نشان می‌دهد سلول‌های اسپرم می‌توانند رگه‌های اپی ژنتیک استرس دوران کودکی را حمل کنند، که ممکن است بر سلامت نسل‌های آینده تأثیر بگذارد.این مطالعه نشان می دهد که استرس تجربه شده در اوایل زندگی می تواند منجر به اثرات طولانی مدت بر فرزندان شود و به طور بالقوه بر سلامت و رشد آنها تأثیر بگذارد. محققان این طرح تحقیقاتی می گویند که یافته‌هایشان می‌تواند برای درک چگونگی ارثی بودن عوامل محیطی مانند استرس و تأثیرگذاری این عوامل محیطی بر نسل‌های آینده، موثر باشد.این تحقیق همچنین بر اهمیت در نظر گرفتن تجربیات والدین هنگام مطالعه باروری و رشد کودک تاکید می کند و راه‌های جدیدی برای بررسی اینکه چگونه استرس و سایر عوامل محیطی می‌تواند در سلامت کودکان و نوه‌ها نقش داشته باشد، باز می‌کند. به طور کلی، این مطالعه بر تأثیر متقابل پیچیده بین ژنتیک، اپی ژنتیک و تأثیرات محیطی در شکل‌دهی به نتایج سلامت در نسل‌ها تأکید دارد.علاوه بر پیامدهای سلامت و توسعه، این مطالعه سوالات مهمی را در مورد مکانیسم هایی که از طریق آن تغییرات اپی ژنتیکی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود، مطرح می کند. محققان خاطرنشان کردند که تغییرات اپی ژنتیکی خاص مرتبط با استرس در اسپرم می تواند به طور بالقوه بیان ژن های دخیل در پاسخ استرس و فرآیندهای متابولیک در فرزندان را تغییر دهد. این یک مسیر بیولوژیکی را نشان می دهد که از طریق آن تجربیات والدین نه تنها ممکن است بر سلامت آنها تأثیر بگذارد، بلکه فرزندانشان را نیز مستعد شرایط مختلف جسمی و روانی کند. تحقیقات بیشتری برای کشف این مکانیسم‌ها در انسان و تعیین اینکه چگونه مداخلات با هدف کاهش استرس می‌تواند این اثرات ارثی را کاهش دهد و در نهایت به بهبود نتایج سلامت برای نسل‌های آینده کمک کند، مورد نیاز است.</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jan 2025 16:19:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب رضایت قسمت سوم (پایانی)</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-h4zaocjpcgbz</link>
                <description>در این پست، ما به معرفی کتاب رضایت نوشتۀ ونسا اسپرینگورا می پردازیم. همان طور که در قسمت های قبلی اشاره شد، کتاب رضایت، در سال 2020 عنوان پرفروش ترین کتاب سال فرانسه را به خود اختصاص داد. در این کتاب، ونسا اسپرینگورا، در مورد رابطه اش با نویسندۀ مشهور گابریل مزنف می نویسد. آن طور که ونسا در کتابش می نویسد یک روز یکی از همکلاسی های دبیرستانی اش روی برگۀ کاغذی که به دستش می دهد نوشته بود « به تو خیانت شده » . ونسا چند روز بعد از این نامۀ همکلاسیش، گابریل مزنف را همراه با یک دختر دبیرستانی داخل یک کافه می بیند. در نتیجه، ناراحت و مضطرب شده و حتی کارش به بیمارستان می کشد. پزشکان، ناراحتی او را التهاب تب روماتیسمی تشخیص می دهند. البته این تشخیص پزشکان بیشتر جسمی بوده و نه ناراحتی روحی روانی. از آن به بعد، روابط ونسا و گابریل، شکر آب می شود. یک روز که ونسا خانۀ گابریل مزنف تنهاست، کتابی که متزنف او را از خوندنش منع کرده، برمی دارد و می خواند. در واقع، از همان ابتدای رابطه شان، متزنف به او گفته بود که نباید آن کتاب را بخواند. با خوندن آن کتاب، ونسا متوجه می شود که سر و کارش با یک آدم هوسران، یک شکارچی دختر بچه ها است که نه فقط از آنها سوء استفادۀ جنسی می کند بلکه رابطه هایش را خوراک و منبع الهام داستان هایش قرار می دهد. بعد از این، ونسا با متزنف در این باره صحبت می کند و متعاقب آن، تصمیم می گیرد از او جدا بشود. ونسا می نویسد که قبل از هر کار دیگری می رود با سوران، فیلسوفی که از دوستان صمیمی متزنف بود صحبت کند و برای او تعریف می کند که متوجه شده مزنف با کودکان و نوجوانان رابطۀ جنسی دارد و از این ارتباطات برای نوشتن کتاب هایش استفاده می کند. ونسا به سوران می گوید که دیگر نمی تواند رابطه اش را با مزنف ادامه بدهد ولی سوران مثل بقیه بزرگسالان می گوید که تو باید خود را برای نویسندۀ بزرگ فدا کنی. تو باید تسلیم هوسبازی هایش بشوی و اکیداً توصیه می کند که رابطه اش را با متزنف قطع نکند.شبی که ونسا از پیش سوران فیلسوف برمی گردد کاملاً به هم ریخته و سر در گم بوده است. از طرفی ترک تحصیل کرده و از طرف دیگر کانون خانواده را ترک کرده و تقریباً مثل ولگردها زندگی می کرده است. پریشان حال و آشفته، در بدترین شرایط روحی قرار داشته و واقعاً به دنبال یک پناهگاه بوده است. انتظار حمایت و پشتیبانی پدرانه از سوران داشته بود. در آن زمان، سوران یکی از شخصیت های بزرگ و مشهور فلسفی فرانسه بود که در انتشارات گالیمار، از با پرستیژترین انتشارات فرانسه، فعالیت می کرد. 75 سال داشته و متاهل بوده و با همسرش که هنرپیشه بود زندگی می کرد. مزنف عادت داشت به خانۀ آنها رفت و آمد کند و یکی از بهترین دوستان مزنف بود. ونسا انتظار اندک دلداری یا همدردی و یا حداقل شنیده شدن حرف هایش را داشت ولی احساس می کرد که اشتباه بزرگی کرده که به سوران پناه برده است. او مطلقاً هیچ توجه و همدردی بزرگسالان را به مشکلش دریافت نکرد. شاید غم انگیزترین بخش کتاب، همین بخش مراجعۀ ونسا به فیلسوف سوران باشد. کودکی که هیچ گونه کمکی از طرف بزرگسالان برای حلّ مشکلش ندید.بخش دیگری از کتاب که بسیار تعجب آور و شوکه کننده است جایی است که ونسا تعریف می کند که موقعی که در بیمارستان به دلیل التهاب تب رماتیسمی بستری شده به یکی از پزشکان می گوید که چند ماهی است با مرد بزرگسالی همبستر شده است و چون خیلی از بابت درد ازالۀ بکارت می ترسد، آن مرد با او رابطۀ مقعدی دارد. پزشک به ونسا می گوید که به او کمک خواهد کرد تا برای رابطۀ جنسی واژینال درد نداشته باشد. و آن پزشک با یک عمل جراحی سرپایی، واژن او را چاک مختصری می دهد. اقدام دیوانه وار این پزشک بر روی دختر بچۀ 14 سال بسیار تعجب آور و نفرت انگیز است. اگر در قاموس پزشکی، جنایت پزشکی جا داشته باشد یقیناً این اقدام پزشک، مصداق جنایت پزشکی است.بعد از تصمیم به جدایی، ونسا دربارۀ تصمیمش با مادرش صحبت می کند. مادرش از او می پرسد که آیا او در تصمیمش جدّی است؟ و بعد ادامه می دهد: بیچاره! تو رو دوست داره.ونسا اسپرینگورا که آغاز کنندۀ این جدایی بوده، با یکی از دوستاش که از او بزرگتر است، با یک پسر 20 ساله صحبت می کند و این پسر به او کمک می کند تا با این موضوع کنار بیاید. ونسا با او دربارۀ ارتباطش با گابریل مزنف می گوید. دوستش به او می گوید که نمی تواند برای همیشه در این وضعیت بمانی. ونسا تصمیم می گیرد دوستانی هم سن و سال خود پیدا کند. که این کار هم برایش دشوار بوده است. ونسا در کتابش می نویسد که این دوران برایش خیلی سخت گذشته است. دچار افسردگی و اضطراب شده و برای سال ها، همین وضعیت ادامه داشته تا روزی که با یک روانکاو صحبت می کند و روانکاو به او کمک می کند تا بفهمد که قربانی این ماجرا، خود او هست و نه گابریل مزنف. برای این که گابریل مزنف برای سال ها به ونسا القاء می کرده که قربانی ماجراست. زیرا نفهمیده که چرا ونسا او را ترک کرده و همیشه می خواسته از ونسا انتقام بگیرد. ونسا در طول زندگیش، از سوی گابریل مزنف تحت تعقیب بوده است. گابریل مزنف در سال 1993 ، یعنی شش هفت سال بعد از رابطه اش با ونسا، در حالی که ونسا فقط 20 سال داشته در یکی از کتاب هایش به ونسا اسپرینگورا و رابطه عاشقانه اشان اشاره می کند و می نویسد که خیلی زود از ونسا دلزده شده، که البته با توجه به این که گابریل ده ها معشوقۀ نوجوان در کنار خود داشته طبیعی بنظر می رسد. و همچنین می نویسد که ونسا به خاطر حسودیش خیلی او را اذیت کرده است. سال های بعد از جدایی، سال های سختی برای ونسا بود. در 19 سالگی ونسا در یک بیمارستان روانی بستری می شود. ولی موفق می شود از این وضعیت در بیاید. تحصیلات متوسطه اش را تمام کند. به دانشگاه برود و در رشته ادبیات فارغ التحصیل بشود. در ادامه برای تهیه مستندی به مکزیک می رود و خلاصه به زندگی عادی خودش بر می گردد. در مورد گابریل مزنف، بعد از جدایی، تصمیم می گیرد برای فراموش کردن ماجرای عاشقانه اش با ونسا به مانیل فیلیپین برود و با کودکان فیلیپینی خود را تسلی بدهد. در 50 سالگی هنوز هم گابریل مزنف بسیار جوان بوده، خیلی ورزش می کرده و خیلی خیلی معشوقه های کودک در کنارش بودند. او در مجموع 15 جلد از خاطرات خود را تا به امروز منتشر کرده است. .... در سال 1990 یک بار دیگه به برنامۀ برنارد پیوو (آپستروف) دعوت می شود. گابریل مزنف برای گفتگو دربارۀ کتاب اخیرش به نام عشق های تجزیه شدۀ من، به برنامه دعوت شده بود. در این کتاب مزنف دربارۀ روابط جنسی خود با نوجوانان 14، 15 و 16 ساله می نویسد. در این برنامه همه چیز به خوبی پیش می رفت. وقتی برنارد پیوو، مجری برنامه مزنف را به عنوان کلکسیونر کودکان زیر 18 سال معرفی کرد همه شوخی می کردند و می خندیدند. برنارد پیوو از مزنف سئوال کرد: چرا شما متخصص دختران دبیرستانی و کودکان زیر 18 سال هستید و از 20 سال به بعد، ظاهراً دیگر جذابیتی برای شما ندارند؟ مزنف جواب می دهد: عزیزم! این موضوع دو طرفه هست. من هرگز موفقیتی در جذب زنان 20، 25 ، 30 سال و بالاتر نداشتم. یعنی از جلب توجه زنانی که به ثبات در زندگی شان رسیده اند، بر نمی آیم. مثلاً خانم هایی که در این برنامه حضور دارند فکر نمی کنم که عاشقم بشوند.حال و هوای برنامه، حال و هوای میهمانی های اجتماعی طبقۀ مرفه بی درد را داشت. همه می خندیدند و شاد بودند. یکی از مهمانان برنامه که خانم دنیز بمباردیه کانادایی، نویسنده و روزنامه نگار اهل کبک بود این جوّ شوخی و سرگرمی را همراهی نمی کرد و وقتی نوبت به او رسید که صحبت کند اظهار داشت: آقای مزنف از نظر من آدم حقیر و فرومایه ای است. و در ادامه خانم بمباردیه در حالی که خشمگین بود گفت: فکر می کنم که من از سیارۀ دیگه ای آمده ام. در آمریکای شمالی ما حقوق کودکان را داریم و از حقوقشان دفاع می کنیم. کاری که مزنف انجام می دهد جُرمی هست به نام پدوفیلی که در قانون برایش مجازاتی تعیین شده است. خانم بمباردیه ادامه داد: آقای مزنف برای ما تعریف می کند که با دختر بچه های 14 پانزده ساله از عقب ارتباط جنسی دارد و این دختر بچه ها دیوانه و دلباختۀ او هستند. شما خوب می دانید که یک دختر بچه ممکن است عاشق آدمی بشود که شهرت و اسم و رسمی در محیط ادبی دارد. شما خوب می دانید که یک پیرمرد هم می تواند با یک آبنبات دختر بچه ای را گول بزند. آقای مزنف هم با شهرتش دختر بچه ها را فریب می دهد.البته خانم دنیز بمباردیه در آن جمع، تنها صدای مخالف و منتقد مزنف بود و مزنف هم کوتاه نمی آمد و از خود دفاع می کرد.فردای آن شب، یکی از نویسندگان مشهور آن زمان، فیلیپ سولرس، که البته ناشر آثار مزنف هم بود علناً دنیز بمباردیه را یک احمق و خانمی که هرگز ارضاء جنسی نشده نامید. به هر حال، آن برنامه تا حدی موجب شوک جامعه شد ولی باز هم گابریل مزنف، پیروز شد و خیلی هم بابت کارهایش مورد انتقاد قرار نگرفت.در سال 2006 وقتی که ونسا اسپرینگورا 30 ساله بود در دنیای نشر کتاب وارد شد و فعالیت هاش را شروع کرد. البته ونسا با کار نشر کتاب آشنا بود چون که مادرش و برخی از اقوامش در این زمینه کار می کردند. خودش هم اهل مطالعه و دوستدار کتاب بود. ونسا چندین بار در موقعیت های مختلف گفته که کتاب او را نجات داده است. در هر صورت، دنیای نشر محل مناسبی برایش بود و به این شغل دلبستگی داشت.ونسا دیگر گابریل مزنف را نمی دید ولی در عوض مزنف خیلی دنبال ونسا بود و می خواست او رو ببیند. البته این هم با شخصیت مزنف در تضاد بود چون که مزنف بارها گفته بود که فقط به دختر بچه ها علاقه دارد. در هر حال، مزنف تا سال 2015 ونسا را تعقیب می کرد. البته شماره تلفنش را نداشت ولی از آن جایی که می دانست ونسا در انتشارات ژولیار کار می کند مرتباً به انتشارات ژولیار زنگ می زد و با مسئول مافوق ونسا اسپرینگورا صحبت می کرد ولی ونسا به هیچ وجه نمی خواست با او صحبت کند.ونسا اسپرینگورا دربارۀ انگیزه اش برای نوشتن کتابش می گوید که از سال ها قبل می خواسته این کتاب را که ایده اش همیشه در ذهنش بوده را بنویسد ولی جرقه اش برمی گردد به سال 2013 که گابریل مزنف جایزۀ ادبی رونودو در زمینۀ مقالات را دریافت کرد و مراسم دریافت جایزه و تقدیر از مزنف، به او انگیزه می دهد تا روایت خودش را به رشتۀ تحریر در بیاورد. البته پیدا کردن سبک و سیاق نوشتن کتاب برایش خیلی سخت بوده است. در ابتدا می خواسته شرح ماجراهای خود را با عنوان یادداشت های روزانۀ لولیتا بنویسد. می دانیم که لولیتا نام رمانی است دربارۀ رابطۀ عاشقانۀ یک دختر نوجوان و یک پیرمرد. بعد از نوشتن دو سه فصل از کتاب، ونسا تصور می کند سبک مناسبی برای نوشتن سرگذشتش برنگزیده و به همین دلیل،نوشتن کتاب را متوقف می کند. بعد تصمیم می گیرد زبان کتابش را ادبی و فاخر ولی به دور از جنبۀ عاشقانه قرار بدهد. برای ونسا کیفیت و سبک ادبی یادداشت هایش براش اهمیت بیشتری دارد. دیگر این که می خواسته تمام اتفاقات، واقعی و به دور از جنبه های تخیلی رمان باشد. خلاصه این که از سال 2017 شروع به نوشتن می کند. کتاب رضایت ونسا موفقیت قابل توجهی به دست آورد. در فوریه 2020 کتابش در 20000 نسخه منتشر شد که دو روز بعد از انتشار، در سه چهارم کتابفروشی های فرانسه نایاب شد. بر روی سایت های فروش کتاب، درخواست های زیادی برای خرید کتاب بود و مدت های طولانی متقاضیان انتظار می کشیدن تا کتاب به دست شان برسد. در چاپ بعدی با 65000 نسخه هم کتاب به زودی به فروش رفت و نایاب شد. موفقیت کتاب رضایت، پدیده ای عجیب در سال 2020 بود. چون که به هر حال، ونسا اسپرینگورا نویسندۀ معروفی نبود و کتابی هم قبلاً چاپ نکرده بود. اولین کتاب از یک نویسندۀ گمنام و این همه فروش، پدیده ای نادر در دنیای کتاب هست. حتی خود ونسا اسپرینگورا هم از این استقبال متعجب شده و می گوید که اگر این کتاب را زودتر از این، منتشر می کرده چنین موفقیتی نداشته است. چون که پیش از این، کسی به حرف زنان گوش نمی داد ولی جنبش «می تو» Me too منجر به شنیده شدن بیشتر صدای زنان شده و انتشار کتابش بعد از این جنبش، در موفقیت کتابش بسیار تأثیر گذار بوده است. از نظر ونسا، چیزی که تغییر کرده این است که افکار عمومی حالا به حرف زنان گوش می دهد، نه این که زنی پیش از این، حرفی نزده باشد.بعد از انتشار کتاب، ونسا اسپرینگورا به عنوان مدیر انتشارات ژولیار معرفی شد. البته ونسا اسپرینگورا تجربه و پختگی لازم برای این پست را داشت و مخصوصاً موفقیتش در کتاب رضایت، امتیاز دیگری بود که مدیریت انتشارات ژولیار را مستحقش کرد. چند روز قبل از انتشار کتاب، ونسا اسپرینگورا از نگرانی هایش می گفت. این که ممکن است بعد از انتشار کتابش، پسرش در دبیرستان مورد تمسخر همکلاسی هاش قرار بگیرد.نتیجهظاهراً موفقیت اصلی نویسنده این است که اوّلاً توانسته کتابش را چاپ کند و دیگر این که همانطور که خودش خواسته، کتابش یک اثر ادبی فاخر نزدیک به داستان کودکان شود. دیگر این که اولین کسی که کتابش را قبل از چاپ خوانده، شوهرش، یعنی پدر پسرش بوده که به نوعی ابراز عشق و قدرشناسی از شوهرش بوده و بالاخره این که ونسا کتابی را تالیف کرده که خودش شخصیت اصلی و فعال کتاب بوده و نه مثل دفعات قبل که ونسا شخصیت منفعل کتاب های مزنف بوده است. چون مزنف بارها در کتاب هایش از ونسا اسم برده ولی در آن کتاب ها، ونسا نقش انفعالی دارد. و دست آخر این که مهم تر از همۀ اینها، ونسا توانسته یک جواب ادبی قاطع به گابریل مزنف بدهد. برای ونسا این مورد، از همۀ موارد گفته شده، حیاتی تر است.سخن پایانیدوستان عزیز! از شما درخواست می کنم نظرات خود را دربارۀ این کتاب در کامنت ها به اشتراک بگذارید و چنان چه علاقمند به مطالعۀ ترجمۀ کامل کتاب می باشید در کامنت ها اعلام بفرمایید تا خدمت تان ارسال گردد.</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jan 2025 09:40:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترامپ و خروج از پیمان پاریس</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-m7b04ovgg3fo</link>
                <description>«دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا در اولین روز از دور دوم ریاست جمهوری خود، همانند دور اول ریاست جمهوریش، حکمی را برای خروج ایالات متحده از توافقنامه پاریس، امضا کرد. توافقنامه پاریس یک معاهده بین‌المللی در زمینۀ تغییرات آب و هوایی است که در آن نزدیک به ۲۰۰ کشور در سال 2015 در پاریس توافق کردند برای محدود کردن گرمایش زمین با یکدیگر همکاری کنند. ترامپ این توافقنامه را ناعادلانه، یکجانبه و کلاهبرداری دانست. وی وضعیت اضطراری انرژی در آمریکا را اعلام و دستور از سر گیری حفاری چاه های نفت را صادر کرد. ترامپ همچنین از پایان طرحِ حمایت از خرید خودروهای برقی که در دولت بایدن اجرایی شده بود؛ خبر داد. حذف یارانه به اقتصاد سبز، به رقبای ایالات متحده، مخصوصاً چین میدان می دهد تا در زمینۀ فناوری های پاک، تولید خودروهای برقی و پنل های خورشیدی سرمایه گذاری های گسترده کنند و از آمریکا در این زمینه پیشی بگیرند. برخلاف ترامپ، چین با اجرای سیاست حمایت از خرید خودروهای برقی، و سرمایه گذاری 57 میلیارد دلار بین سال های 2016 تا 2022 و فروش 20 میلیون خودروی برقی، 55% از بازار جهانی خودروی برقی را به خود اختصاص داده، در حالی که سهم اروپا 11 میلیون خودرو برقی و ایالات متحده که از این بازار عقب افتاده، فقط 4.8 میلیون خودرو برقی در بازار جهانی به فروش رسانده است.اثرات مخرب ناهنجاری های اقلیمی انکار ناپذیر و در همۀ قاره ها و مخصوصاً در ایالات متحده مشهود است. برخلاف آن چه ترامپ می گوید، آمریکایی ها اولین تولید کنندۀ نفت در جهان هستند. برابر آمارهای موجود، بزرگترین تولید کنندگان نفت، ایالات متحده، عربستان سعودی و روسیه هستند که در مجموع 40 درصد از نفت جهانی را تولید می کنند. در مورد گاز هم، 40 درصد از مجموع تولید جهانی در دست ایالات متحده و روسیه است. در سال های اخیر، ایالات متحده برای قطع وابستگی اش به نفت خاورمیانه، تولید خود را دو برابر کرده است. همین طور ایالات متحده تولید گاز خود را در سال های اخیر تقریباً دو برابر نموده که حتی از مصرف داخلی کشورش هم فراتر رفته است. بهره برداری از ذخایر نفت و گاز میان سنگی (شیست) در آمریکا، با فناوری ارزان و اثرات زیست محیطی مخرب و دراز مدت در حال اجراست. اين منابع که به روش شکستن هيدروليک سنگ (تزريق بافشار مخلوطی از آب، ماسه و شوينده‌هايی که صخره‌ها را برای بيرون‌کشيدن گاز که لايه زمين‌شناسی موردنظر را به‌مدت طولانی زير مهميز می‌گيرند) با شيوه سوراخ‌کردن افقی استخراج می‌شوند، به بهای آلودگی محيط‌زيست به‌دست می‌آيند.عواقب ناگوار تغییرات اقلیمی که ترامپ آنها را انکار می کند، این روزها به شکل آتش سوزی های مهار نشدنی لس آنجلس، دومین شهر آمریکا به وقوع پیوست که منجر به تخلیۀ 180000 نفر و از بین رفتن یا تخریب بیش از 12000 ساختمان و محل مسکونی شد.منبع: تلویزیون arte فرانسه</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jan 2025 00:55:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی از نظر هیوبرت ریوس قسمت سوم (پایانی)</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%87%DB%8C%D9%88%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B3-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-rwbnbyabtddn</link>
                <description>دربارۀ حیات، سه واقعیت است که لازم می دانم یادآوری کنم. واقعیت اوّل آن که، هستی و عالم وجود به شکل تدریجی تکامل یافته است. عالم وجود در آغاز، هیچ ساختاری سازنده نداشته است. یعنی کهکشان ها وجود نداشته، ستارگان و سیارگانی نبوده، مولکول و اتمی هم در کار نبوده است. خلاصه آن که عالم، غیر ساختارمند بوده ولی امروزه وقتی به عالم هستی نگاه می کنیم جهانی قویاً ساختارمند با کهکشان ها، ستارگان، سیارگان، مولکول ها و اتم ها می بینیم. جهان هستی حالا از لحاظ نظم و ساختار، قابل توجه است. به عبارتی دیگر، تاریخ هستی، بیانگر این است که مادّۀ اولیۀ غیر ساختارمند به تدریج به ساختارهای منظم باشکوهی تبدیل شده است. گویی که غریزۀ ساختارمندی در نهاد مادّۀ اولیۀ جهان وجود داشته است. البته این نظر من است و برای خودم معتبر می باشد و خوب می دانم که بسیاری از دانشمندان در این نظر تردید دارند. ولی من معتقدم یک نوع تمایل یا غریزۀ کورکورانه یا هر چیز دیگری در نهاد مادۀ اولیه برای ساختارمندی وجود داشته است.واقعیت دوم این است که بدن ما عمیقاً با این ساختار مرتبط است. اتم هایی که مغز ما را تشکیل می دهد، ستارگان را تشکیل داده و تقریباً در همۀ کائنات، وجود دارد. از آغاز بیگ بنگ تا جهان ساختارمند امروز مرحله به مرحله می بینیم که چگونه نیروهای مختلف طبیعت با نیروی جاذبه همکاری کرده اند تا ستارگان و سیارگان به وجود آید. با نیروی هسته ای همکاری کرده اند تا اتم های جدید ساخته شود. با مشاهدۀ کائنات در می یابیم که نظام هستی همچون کارگاهی است که هدفش ایجاد اشیاء پیچیده تر و کامل تر است. از نظر من، پیدایش هوش انسانی و آگاهی، سازندۀ تاریخی هماهنگ و روشمند است. و ما انسان ها، نتیجه و برآمده از این تاریخ طولانی آفرینش هستیم.سومین واقعیت زندگی، همان تهدیدی است که پیش از این، یادآوری کردیم. یعنی این تاریخ زیبای آفرینش مورد تهدید دو عامل: جنگ اتمی و ششمین انقراض قرار دارد. باید همۀ بشریت دست در دست هم داده و از وقوع این دو تهدید جلوگیری کند. ما باید زمینه را برای آفرینش های جدیدتر و پیچیده تر در جهان هستی فراهم نماییم.نتیجه ای که از این سه واقعیت می گیریم این است که مسئولیت ما تلاش برای جلوگیری از وقوع پایان زشت به این تاریخ زیبا است. نکتۀ دیگر این که فقط ما انسان ها این مسئولیت را بر عهده داریم زیرا ما تنها گونۀ حیوانی هستیم که می توانیم طبیعت و تنوع زیستی را نجات دهیم.آن چه گفته شد، دیدگاه شخصی من از زندگی است که دانشمندان دیگر با آن موافق نیستند ولی این نظر من است.سخن پایانی: دوستان عزیز! خواهشمندم نظرتان دربارۀ مسئولیت ما در برابر تهدید ششمین انقراض و جنگ اتمی در کامنت ها بنویسید. </description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2025 14:02:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب رضایت قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-k523muypv8jn</link>
                <description>در این پست، ما به معرفی کتاب رضایت نوشتۀ ونسا اسپرینگورا می پردازیم. همان طور که در قسمت اول اشاره شد، کتاب رضایت، در سال 2020 عنوان پرفروش ترین کتاب سال فرانسه را به خود اختصاص داد. در این کتاب، ونسا اسپرینگورا، در مورد رابطه اش با نویسندۀ مشهور گابریل مزنف می نویسد. در قسمت اول معرفی کتاب، به اولین ملاقات ونسا و مزنف رسیدیم. در همان دیدار اول، مزنف به ونسا پیشنهاد می کند که به خانه اش برود و دختر نوجوان چهارده ساله از روی خجالت، پیشنهاد مزنف 50 ساله را می پذیرد. مزنف همین که به خونه می رسند، ونسا را بغل می کند و می بوسد. ونسا با آن که از رفتار مزنف تعجب کرده ولی اجازه می دهد که مزنف او را در آغوش بگیرد. ونسا مثل یک دختر نوجوان رفتار می کند، یعنی در ابتدا، می گذارد که مزنف فقط بالا تنه اش رو لمس و نوازش کند؛ که برای نوجوان 14 ساله طبیعی است ولی نمی گذارد که مزنف جلوتر برود. بعد از این دیدار، مزنف می خواهد که دوباره با ونسا قرار بگذارد. خیلی زود دومین قرار گذاشته می شود. در ملاقات دوّم، مزنف لباس های ونسا را بیرون می آورد و دربارۀ رابطۀ جنسی از عقب، صحبت می کند. مزنف به این روش سکس، عادت داشته و به ونسا می گوید که نگران نباشد و او را به شکم روی تخت می خواباند. ونسا از همان ابتدا، رابطۀ جنسی خشنی را تجربه می کند.ونسا در اولین برخوردش با مزنف در مهمانی شبانه 13 سال داشته و در اولین ارتباط جنسی اش با مزنف، تازه وارد 14 سالگی شده بوده است.ونسا تعریف می کند که از آن به بعد، زود به زود همدیگر را ملاقات می کنند و حتی مزنف اتاقی در یک هتل کرایه کرده و با ونسای 14 ساله در آن زندگی می کنند. مادرش هم رضایت داده که ونسا کانون خانواده را ترک کند و پیش مزنف بخوابد. ونسا از آن به بعد دیگه کمتر به مدرسه می رفته است.این سئوال پیش می آید که چطور اطرافیان می گذارند که این رابطه ادامه داشته باشد؟ و چرا مادرِ ونسا اجازه می دهد که این دو با هم ارتباط داشته باشند؟ونسا در کتابش می نویسد که وقتی مادرش از این رابطه مطلع می شود شوکه شده و به او می گوید که آیا می داند که مرنف یک پِدوفیل است؟ در آن زمان، ونسا هنوز معنی این کلمه را نمی دانسته یا شاید خودش را بچه نمی دانسته است. زیرا مادرش او را جوری تربیت کرده بود که حداقل در آن ماه های آخرِ قبل از آشناییش با مزنف، خودش را بزرگسال می پنداشته است. بنابراین به مادرش جواب می دهد که او دیگر بچه نیست. ونسا می گوید که مادرش به رابطه اش با مزنف، رضایت داده تا جایی که مزنف همراه با ونسا برای شام به خانۀ مادرش هم می رفته است. آنها سه نفری مثل اعضای یک خانواده کنار هم سر یک میز می نشستند. دبیران مدرسه هم می دیدند که این دختر دبیرستانی کمتر و کمتر سر کلاس ها حاضر می شود ولی اهمیت چندانی به این موضوع نمی دادند. پدرش هم از رابطه اش با خبر می شود. ونسا اسپرینگورا خودش به پدرش می گوید که با مزنف 50 ساله همبستر می شود. پدرش از شنیدن این موضوع خیلی عصبانی می شود و می گوید که علیه مزنف به دادگاه شکایت خواهد کرد. ولی بعد از مدتی پدر ناپدید شده و دیگر هیچ وقت ونسا او را نمی بیند. خلاصه این که، هیچ عکس العملی از سوی اطرافیان بزرگسال ونسا مشاهده نمی شود. فقط یک مورد استثنائی از اعتراض اطرافیان به این رابطه، در کتاب به آن اشاره شده است. همون طور که ونسا، مزنف را در مهمانی های شبانه همراهی می کرده، که البته در زمان ما، چنین چیزی بسیار تعجب برانگیز است، در یکی از مهمانی ها، که ونسا 14 یا 15 سال داشته و در روزهای پایانی رابطه اش با مزنف بوده، یک فرد بزرگسال که در کتاب نامش دنیس آورده، که دقیق نمی دانیم نام چه کسی است، وقتی مزنف را همراه ونسا می بیند، به مزنف فحش و ناسزا داده و آن مهمانی را ترک می کند و نمی خواهد در آن مهمانی بماند. ونسا می نویسد که این مورد، تنها موردی بوده که مشاهده کرده یک فرد بزرگسال خیلی آشکار انزجارش را در قبال این رابطه نشان می دهد.حالا این سئوال پیش میاد که آیا این اراتباط برای سایرین پذیرفتنی بوده؟ و چرا؟دربارۀ پذیرش این ارتباط در آن زمان، امروزه بسیار مورد بحث قرار گرفته است. بعضی می گویند که آن مربوط به دورۀ دیگری بوده است. در آن روزگار، خیلی از روزنامه نگارها و نویسندگان مانند ژان دورمِسون موافق ارتباط جنسی مزنف با نوجوانان بودند. البته باید در نظر داشت که در دهه های 70 و 80 میلادی نگاه به حقوق نوجوانان مانند نگاه امروز به حقوق ناجوانان نبوده است. برخی مطبوعات مانند لوموند و لیبراسیون با انتشار دادخواست هایی که به امضای روشنفکران مشهور آن زمان مانند ژان پل سارتر، سیمون دوبوار، ژیل دولوز رسیده بود از افرادی که به دلیل ارتباط جنسی با کودکان از سوی دادگاه محکوم شده بودند، حمایت کرده و خواستار آزادی آنها شده بودند. البته اخیراً این روزنامه ها، عذرخواهی کرده اند. در پایان دهۀ 60 میلادی گفتمانی در بین جامعۀ روشنفکری رایج بود که امروزه بسیار تعجب آور بنظر می رسد و آن، این بود: منع ممنوعیت ها. بنابر این گفتمان، ممنوعیت ارتباط با کودکان هم باید منع می شد. برخی از روشنفکران این گونه فکر می کردند. جامعۀ متوسط فرانسه به این گفتمان اعتقاد داشت و موضوع ارتباط جنسی با کودکان در بین برخی از روشنفکران و جامعۀ ادبی پاریس پذیرفته شده بود.اخیراً برنامه ای از آرشیو تلویزیون مربوط به سال 1975 منتشر شده است. برنامۀ آپستروف از برنار پیوو. در یکی از برنامه های اپستروف که امروزه بسیار تعجب آور است، از گابریل مزنف دعوت شده تا دربارۀ کتابش به نام «زیر سیزده سال» که تازه منتشر شده بود صحبت کند. البته امروزه همین کتاب، نفرت انگیزترین کتاب مزنف است. در این کتاب، مزنف تئوری قابلیت نوجوانان 10 تا 16 ساله برای داشتن رابطۀ عاشقانه و جنسی با بزرگسالان را مطرح می کند. برنامه به خوبی پیش می رود. برنارد پیوو مجری برنامه، این موضوع را انتخاب می کند «کودکان با استعداد و با هوشند. این هوش و استعداد به چه کار می آید؟» او چند نفر مهمان را به برنامه دعوت کرده از جمله یک مربی تربیتی، که در زمینۀ کودکان با استعداد مطالعه می کرده، یک خانم استاد زبان فرانسه، خانم نویسنده کریستیان روشوآ و مزنف. گابریل مزنف از تئوری خود دفاع می کند و توضیح می دهد که اصلاً عجیب نیست که یک نوجوان با یک بزرگسال رابطۀ عاشقانه یا جنسی داشته باشه بلکه برعکس این رابطه موجب رشد و شکوفایی نوجوان می شود. مزنف می گوید «من معتقدم که زیر 13 سال، سنی است که شهوت و احساسات و از جمله شهوت جنسی بسیار قوی است چون که شهوت و احساسات نوجوان تازه است. من فکر می کنم هیچ چیز زیباتر و سودمندتر از آن نیست که یک نوجوان پسر یا دختر، عشق را تجربه کند». و همۀ این صحبت ها بدون هیچ واکنش مخالفی پخش می شود. برنار پیوو مجری برنامه چیزی نمی گوید. هیچ یک از مهمانان برنامه هم زبان به انتقاد از این دیدگاه نمی گشایند. فردای آن روز هم هیچ روزنامه ای نمی نویسد که در برنامه چه حرف های سخیفی بیان شده و هیچ انتقادی از حرف های متزنف نمی شود.در طول رابطۀ مزنف با ونسا،گزارش هایی دربارۀ ارتباط آنها به ادارۀ پلیس امنیت کودکان می رسد.گزارش های مکتوبی از سوی افراد ناشناس در مورد روابط جنسی مزنف با نوجوانان دبیرستانی به ادارۀ پلیس کودکان در پاریس ارسال شده و چندین نوبت مزنف به ادارۀ پلیس احضار هم شده بود. ماموران پلیس به او گزارش های مردمی را نشان می دادند. مزنف با ونسا دربارۀ این گزارش ها و احضارها هم صحبت می کند. ونسا تحت تاثیر این موضوع قرار می گیرد. یک روز ونسا و مزنف در حال خروج از اتاق هتل بودند که با دو مامور پلیس برخورد می کنند. پلیس ها از مزنف می خواهند که برای ادای توضیحات همراهشان به ادارۀ پلیس برود. مزنف به مأموران پلیس می گوید که الان نمی تواند با آنها برود ولی شاید فردا به ادارۀ پلیس بیاید. ولی آن دو مامور پلیس حتی به ونسای 14 ساله که همراه مزنف از اتاق خارج شده، نگاه هم نمی کنند. ونسا متوجه می شود که مزنف اصلاً نگران این احضار پلیس نیست. مزنف بارها به ادارۀ پلیس کودکان احضار شده ولی همیشه در آن جا با احترام با او برخورد می شده است. ونسا می نویسد که مزنف همیشه نامۀ رئیس جمهور وقت فرانسه در جیبش داشته و هیچ وقت بدون نامۀ رئیس جمهور، از خانه بیرون نمی رفته است. ونسا نامی از رئیس جمهور وقت در کتابش نمی برد ولی همه می دانند که آن رئیس جمهور، فرانسوا میتران بوده که یک دوستی هم بین مزنف و میتران بوده است. البته این نامه نمی توانسته مزنف را از انجام جرم مصون دارد ولی به هر حال، مزنف یک دوست قدرتمند داشته و به این دوستی افتخار هم می کرده است.</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2025 08:38:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب رضایت قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-yoegbqxuup26</link>
                <description>کتاب رضایت نوشتۀ خانم ونسا اسپرینگورا به عنوان پرفروش ترین کتاب سال 2020 فرانسه موضوع این پست است. کتاب رضایت که انتشارات گراسه فرانسه آن را در 2 فوریه 2020 منتشر کرد مورد توجه جامعۀ کتابخوان فرانسه قرار گرفت و بلافاصله بعد از انتشار آن، همۀ نسخه های آن به فروش رفت و خیلی زود نایاب شد. این کتاب که مثل بمب در فرانسه صدا کرد یک کتاب شوک به حساب می آید و نشان داد تا چه حدّ، افکار و نظرات جامعه در هر دوره ای تغییر می کند. ونسا اسپرینگورا در این کتاب تعریف می کند که چطور یک نویسندۀ معروف دهۀ 70 و 80 میلادی، گابریل مزنف از ضعف او سوء استفاده کرده و زمانی که ونسا هنوز یک نوجوان دبیرستانی بوده مورد سوء استفاده جنسی قرار داده است. ونسا اسپرینگورا در مقدمۀ کتابش تصریح دارد که کتابش اگرچه اثری ادبی است ولی رمان عاشقانه نیست. در دهۀ 80 میلادی کتاب های مزنف مورد توجه نوجوانان و جوانان قرار داشت و آثارش زیاد خوانده می شد. البته، جنبۀ کودک کامیِ ( تمایل جنسی به کودکان) آثار مزنف، بسیار کمتر مورد توجه قرار می گرفت. حالا سئوال اینجاست که چه چیزی در کتاب های مزنف بود که آن زمان مورد توجه نوجوانان قرار می گرفت؟در واقع، او متفاوت تر از دیگر نویسندگان می نوشت. مزنف خاطرات خصوصی روزانۀ خود را به رشتۀ تحریر در می آورد. معمولاً در مورد نویسندگان، دفتر خاطرات شخصی شان بعد از مرگ شان منتشر می شود ولی مزنف یادداشت های روزانه خود را تقریباً همزمان یا چند سال بعد از اتفاق افتادن می نگاشت. معمولاً نوجوانان خیلی دوست دارند خاطرات و یادداشت های روزانۀ دیگران را بخونند مخصوصاً وقتی که نویسنده از خودش، تمایلاتش و کتاب هایی که می خواند می نویسد. مزنف در پاریس زندگی می کرد و آدم مشهوری بود. معروف بود که او فردی بسیار آزاد است. خیلی ها هم از طریق تلویزیون با او آشنا بودند. در آن زمان ها، تلویزیون فرانسه فقط دو شبکه داشت و هنوز شبکه های اجتماعی امروزی هم نبود. او مرتب به برنامۀ ادبی آپستروف و همچنین به سایر برنامه های تلویزیونی  دعوت می شد. خلاصه این که شهرتی به هم زده بود و جایگاه مهمی داشت. البته، شهرت و جایگاهش فقط به خاطر فروش بالای کتاب هایش نبود.ولی ونسا اسپرینگورا کیست و در چه محیطی بزرگ شده است؟ ونسا اسپرینگورا ابتدا با والدینش در منطقه 6 پاریس زندگی می کرد. او در همین کتاب رضایت می نویسد که در دوران کودکیش، والدینش زیاد با هم دعوا می کردند. برخی اوقات بشقاب های آشپزخانه رو می شکستند. به تدریج، غیبت های پدرش بیش از پیش می شود و نهایتاً والدینش از یکدیگر جدا می شوند. او به تنهایی با مادرش که در یک انتشاراتی کار می کرده زندگی می کند. به دلیل مشکلات مالی، مادرش مشغول به کار می شود و این موضوع، آزادی زیادی به ونسا می داده است. اسپرینگورا تعریف می کند که مادرش به دلیل وضعیت مالیش، پرستار بچه نگرفته و بنابراین، اغلب اوقات ونسا در خانه تنها بود. در نتیجه، مادرش خیلی زود او را تا حدّی بزرگسال به حساب می آورده و از همان 10 یازده دوازده سالگی او را با خود به مهمانی های شبانه می برده است. ونسا اسپرینگورا در نوجوانی شخصیتی خجالتی داشته و از آن جایی که به دلیل شغل مادرش در محیط انتشاراتی بوده بسیار کتاب می خوانده است. خیلی تنها بوده چون برادر و خواهری هم نداشته است. همچنین در کتابش می نویسد که مثل وزغ خیلی زشت بوده و دنبال عشق می گشته است. 6 نوامبر 1985 در یک مهمانی شام، گابریل مزنفِ نویسنده که در آن زمان خیلی مشهور بوده را ملاقات می کند. ونسا اون موقع 13 سال داشته. آن طور که در کتاب رضایت، ونسا اسپرینگورا تعریف می کند در مهمانی شام با مزنف آشنا می شود. در ابتدا ونسا مایل نبوده مادرش را در آن مهمانی شام همراهی کند ولی به اصرار مادرش به آن مهمانی می رود. معمولاً در چنین مهمانی هایی، یک نوجوان، انتهای میز می نشسته و کسی به او توجّه نمی کرده ولی در آن مهمانی، همان طور که ونسا در کتابش می نویسد، آن آقا با چهرۀ برنزه حضور دارد. ونسا می نویسد که حضور مزنف، معمایی و فرازمینی بود. بسیار فریبنده بود و توجه همگان را به خودش جلب می کرد. ونسا متوجه می شود که گابریل مزنف در آن مهمانی چشم از او بر نمی دارد. آن هم در یک مهمانی که هیچکس به او نگاه نمی کند و توجه ندارد، ونسا به این نگاه ها و توجّه نیاز داشته است. ونسا نمی دانسته که آن آقا نویسنده است. ولی بعد از آن مهمانی، به یک کتابفروشی می رود و پوستر بزرگی از او را می بیند و می فهمد که نویسندۀ معروفی است و شروع می کند به خواندن برخی از کتاب هایش. ونسا متوجه می شود که آقای نویسنده، اغلب مهمان برنامه های تلویزیونی است و شخص محترمی است. ونسا از این که مورد توجه آدم مشهوری قرار گرفته، گیج و سر در گم می شود. بعد از آن مهمانی، گابریل مزنف شروع می کند به نوشتن نامه ای برای ونسا. چون در آن زمان، هنوز ایمیل و اس ام اس وجود نداشته، در نتیجه بهترین روش برای ارتباط با یک نوجوان، نامه نگاری بوده است. همچنین نامه نگاری، شیوۀ رمانتیکی به حساب می آمده است. ونسا در کتابش آورده که در اولین برخورد با مزنف، لبخند پدرانه ای مشاهده کرده است. اولین نامۀ مزنف، هم به قول ونسا، نامه ای صمیمی بوده که ونسا به آن جواب می دهد و بسیار هم افتخار می کرده و خوشحال بوده است. زیرا برای اولین بار یکی به او نامه می نوشته و او را آدم یا خانم جوان حساب کرده است. در ادامه، مزنف دومین نامه اش را به او می فرستد که در آن نامه منظورش را صریح تر ابراز کرده که می شود آن را نامۀ عاشقانه دانست. او به ونسا پیشنهاد می دهد که با هم ملاقات کنند و ونسا هم پیشنهادش را قبول می کند. مزنف قرار ملاقات را در خیابانی می گذارد. ونسا نمی داند چه کار باید بکند. آنها سوار اتوبوسی می شوند. ونسا متوجه می شود که مزنف می خواهد او را به خانه ببرد. آن طور که ونسا در کتاب رضایت نوشته، ونسا منقلب و آزرده خاطر می شود. ولی مزنف اصرار می کند و ونسا هم از روی خجالت، رضایت می دهد و به خانۀ مزنف می رود. ونسا در کتابش آورده که حداقل انتظار داشته که بیشتر با هم قدم بزنند. او از همان ابتدای قرار متوجه می شود که این یک ملاقات عاشقانه است و از آن جایی که ونسا هم عاشق بوده، همه چیز به سرعت پیش می رود. بالاخره مزنف تقریباً خیلی زود او را به خانه اش می برد. ... ادامه دارد ...</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jan 2025 14:31:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی از نظر هیوبرت ریوس قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%87%DB%8C%D9%88%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B3-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-lvukoed3suva</link>
                <description>تنوع زیستی در حال حاضر تبدیل به یک موضوع بسیار مهم شده است. به طور کلّی تنوع زیستی می گوید که همۀ موجودات زنده و همچنین همۀ کُنش و واکنش های بین موجودات زنده باید در مسیر قابل زندگی کردن سیارۀ زمین باشد. ما این مفهوم از تنوع زیستی را مطرح کرده و همۀ تلاش های خود را تا به امروز به کار بسته ایم که به این دیدگاه برسیم که اقدامی برای نابودی خود نکنیم و سیاره را قابل سکونت و دلپذیر برای خود، فرزندان و نوادگان امان نگه داریم. البته مطمئن نیستیم که در این کار موفق خواهیم شد. با این همه، فکر می کنم که نباید ناامید شد و تصور کرد که همه چیز خراب شده و به پایان رسیده است. اگر پیش خود بگوییم که کار از کار گذشته و همه چیز خراب شده، همین طور هم خواهد شد. ولی آن چه در حال حاضر مهم است این است که تلاش های در خور توجهی برای غلبه کردن بر این عطش ویرانگرمان در خراب کردن سیاره، در حال شکل گیری و انجام شدن است. تلاش هایی برای آن که زندگی و حیات در سیاره باقی بماند و قابل سکونت باشد. مشکلی که ما داریم این است که ما در این باره بسیار از نکات منفی می گوییم و به نکات مثبت در این موضوع توجه نمی کنیم. و واقعاً نکات مثبتی هم در این باره وجود دارد. برای مثال، تعداد حیواناتی که در فهرست حیوانات در خطر انقراض قرار داشته و اینک از این فهرست خارج شده اند، مثل نهنگ گوژ پشت یا گاومیش های کوهان دار (بوفالو) ایالات متحده و یا سگ های آبی اروپایی و بسیاری از حیوانات دیگر که از لیست حیوانات در خطر انقراض خارج شده اند. نکتۀ مثبت دیگری که در حوزۀ امور مالی و بانکداری به وقوع پیوسته این است که بسیاری از بانک ها در ایالات متحده، کانادا، فرانسه و انگلستان تصمیم گرفته اند به شرکت های نفتی وام ندهند. این نکتۀ مثبت و روحیه بخشی برای گروه هایی است که در حال مبارزه با تغییرات اقلیمی هستند. واقعیت این است که هیچکس نمی داند در 50 سال آینده سیاره امان چه سرنوشتی خواهد داشت. آیا مکانی بهتر و امن تر از حال خواهد بود؟ یا وضعی به مراتب اسف بار تر و تاریک تر از وضع امروز؟ ولی در هر حال، باید روحیۀ فعال و سازنده ای داشت و هر آن چه از دست مان برمی آید، انجام داد. یعنی این که باید به این باور برسیم که ما وظیفه و مسئولیتی داریم. اگر کسی از ما بپرسد مفهوم زندگی چیست؟ و مسئولیت ما در این زندگی چیست؟ باید بگویم که مسئولیت ما این است که هر کاری از دست مان برمی اید برای قابل سکونت نگه داشتن زمین انجام بدهیم.</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2025 19:39:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وانیل طبیعی ماداگاسکار</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%84-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DA%AF%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-zkr2oyyk3ohh</link>
                <description>دربارۀ وانیل طبیعی:وانیل نوعی ادویه و طعم‌دهنده است که از غلاف گیاهان سرده وانیل از خانواده گیاهی ثعلبیان به‌دست می‌آید. این گیاهان دارای پایه‌ای رونده بوده و بومی جنگل‌های مرطوب قاره آمریکا است.وانیل برای اولین بار در قرن شانزدهم میلادی توسط آزتک‌ها استفاده می‌شد. فاتحان اسپانیایی، در سراسر آمریکای میانه و مکزیک امروزی مردمانی را یافتند که از وانیل در نوشیدنی‌ها و غذاهایشان استفاده می‌کردند. پس از آن وانیل به اسپانیا برده شد و برای طعم و عطر دهی یک نوشیدنی شکلاتی استفاده شد. دامنۀ مصرف این نوشیدنی به انگلستان، فرانسه و در اوایل قرن هفدهم میلادی به کل اروپا گسترده شد.تا اواسط قرن نوزدهم میلادی، مکزیک تنها تولیدکنندۀ وانیل در جهان بود اما اکنون، ماداگاسکار بزرگ‌ترین تولیدکنندۀ وانیل در جهان است و محصول تولیدی این کشور، با نام وانیل بوربون ماداگاسکار شناخته می‌شود. پس از ماداگاسکار، اندونزی و مکزیک به ترتیب در رتبه‌های دوم و سوم تولید وانیل قرار دارند. مکزیک و تاهیتی فقط، ۱۰ درصد از بازار تجارت وانیل را در اختیار دارند.غلاف وانیل شامل دانه های نرم، انعطاف پذیر و پر از میلیون ها دانه ریز وانیل است که می توان از آن ها در انواع دستور العمل های غذایی به عنوان طعم دهنده یا مواد تشکیل دهنده در پخت و پز استفاده کرد. با طعم و کیفیت‌های معطری که باعث می‌شود دانه‌های وانیل ماداگاسکار محبوب‌ترین و پرطرفدارترین نوع وانیل باشدوانیل طبیعی ماداگاسکار چیست؟وانیل طبیعی و اصل که امروزه به دست می آید وانیلی است که در ماداگاسکار، رئونیون و سایر مناطق گرمسیری در امتداد اقیانوس هند رشد می کند. اکثر غلاف وانیل طبیعی و اصل جهان از گونۀ وانیل بوربون یا وانیل ماداگاسکار است که در ماداگاسکار و جزایر مجاور در جنوب غربی اقیانوس هند و در اندونزی تولید می شود. ماداگاسکار و اندونزی دو سوم عرضه جهانی وانیل را تولید می کنند. وانیل طبیعی پس از زعفران گرانترین ادویه جهان است، زیرا پرورش غلاف وانیل کار سختی است. با این وجود، وانیل به طور گسترده ای در پخت و پز تجاری و خانگی، تولید عطر و رایحه درمانی استفاده می شود.لوبیا وانیل ماداگاسکار، از منطقه سرسبز و حاصلخیز ساوا در شمال این کشور به دست می آید. این لوبیاهای نفیس به دلیل کیفیت برتر، طعم وسوسه انگیز و عطر دلربا، به صورت دستی انتخاب می شوند، که آنها را به انتخابی نهایی برای سرآشپزهای فهیم و آشپزهای خانگی پرشور تبدیل می کند.پس از باز کردن بسته، با عطر بی‌نظیر و غنی لوبیا وانیل ماداگاسکار مواجه می‌شوید که با شیرینی عمیق، خامه‌ای و رایحه‌های لطیف کره مشخص می‌شود. این عطر فریبنده زمینه را برای تجربه طعمی بی نظیری که در انتظار است آماده می کند.دانه‌های وانیل از مکزیک منشا گرفته است ولی وانیل بوربون ماداگاسکار، با کیفیت ترین وانیل در جهان است و طعمی باورنکردنی دارد. این عطر شامل رایحه ای بهشتی با رنگی غنی، مشکی یا قهوه ای تیره و سطح بیرونی روغنی است. فضای داخلی لوبیای وانیل جایی است که از میلیون ها دانه سیاه و ریز وانیل تشکیل شده است که منتظر خراشیدن هستند.غلاف های وانیل طبیعی از کیفیت مناسب برخوردارند و در پخت و پز صنعتی و خانگی، دسرهایی مانند بستنی، کیک و کلوچه استفاده می شود.چوب وانیل طبیعی و اصل ماداگاسکار ادویه ای کمیاب و فوق العاده معطر و پرخاصیت می باشد که به راحتی در ایران یافت نمی گردد ولی ما این محصول بی نظیر و خوش بو را تامین و در حال حاضر در بسته های تک غلافی، 50 گرمی و صد گرمی در اختیار شما قرار داده ایم.</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2025 18:55:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی از نظر هیوبرت ریوس</title>
                <link>https://virgool.io/@alimohammadkar73/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%87%DB%8C%D9%88%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B3-kjyzkwopzoqe</link>
                <description>زندگی از نظر هیوبرت ریوسقسمت اولهیوبرت ریوس Hubert Reeves  اختر فیزیکدان کانادایی (2023-1932) که ضمن تحقیق و پژوهش در زمینه فیزیک هسته ای، نقش مهمی در بیان ساده و همه فهم علوم داشت.زندگی به شکل خارق العاده ای در جریان است با آن که هیچکس به درستی نمی داند حیات و زندگی چگونه به وجود آمده است و چه اتفاقی منجر به پیدایش عالم و حیات و زندگی شده است. ما حتی تا به امروز، هیچ نظریه معتبری نداریم که پاسخگوی این سئوال باشد که چه اتفاقی افتاد که در یک لحظه اتم های کربن نیتروژن و اکسیژن که ساکن بودند به طور ناگهانی به هم پیوستند و فعالیت هایی داشتند. زندگی، یک نوع فعالیت و ایفای نقش است برای مثال اگر من دو ماهی داشته باشم، یک ماهی مرده و دیگری ماهی زنده، تفاوت این دو ماهی در این است که ماهی مرده آینده اش گندیده شدن و متلاشی شدن است ولی برعکس ماهی زنده از قوانینی تبعیت می کند که این قوانین به او می گوید: جفتی برای خودت پیدا کن! غذا بخور! زیرا که تو زنده ای و مجبوری زنده بمانی! باید تکثیر شوی! ... این است تفاوت بین این دو ماهی. موجودات زنده، نقشی در این حیات بازی می کنند. آنها قانونی دارند که باید برای خود جفتی پیدا کنند، تکثیر شوند، دنبال غذا بگردند تا زنده بمانند. این قانون، هنوز بعد از 4.5 میلیارد سال در طبیعت حکمفرماست. حیات بر کرۀ زمین به لطف این قانون هنوز ساری و جاری است.رویداد فوق العادۀ دیگری که نقش مهمی در حیات دارد به 3 میلیون سال پیش بر می گردد. یعنی نسبت به رویداد اولی، بسیار جدیدتر است. رویداد تاریخ ساز از این قرار است که در سه میلیون سال قبل، گونه ای از موجودات، یعنی شامپانزه ها، که البته تا کنون کسی نمی داند چرا این گونه از موجودات و نه گونۀ دیگر، ناگهان ظرفیت فکری و هوش آنها به طرز شگفت انگیزی افزایش می یابد. این شامپانزه ها در ادامه، نقش اساسی و اصلی در سیارۀ زمین بر عهده می گیرند. این گونۀ جانوری از آغاز گونه ای شکننده و ضعیف می نماید و برای ادامۀ حیات مشکلات زیادی دارد زیرا نه مانند ببر دندان های بلند و تیزی دارد و نه مانند پرندگان پر و بالی، خلاصه آن که این گونۀ جانوری برای بقا با محیط سازگار و منطبق نشده است. با این همه، راه هایی برای زنده ماندن ایجاد می کند که عبارت است از ساخت سلاح که موجب قدرتمند شدنش می شود. با فلاخن (قلاب سنگ) شروع می کند و در ادامه تیر و کمان می سازد و بعدتر تفنگ و مسلسل تیربار و حالا دیگر بمب و بمب اتم. بشر، امروزه چنان قدرتمند شده است که حالا دیگر تهدیدی برای خودش است. مثال کلاسیک برای تهدید برای خود بودن، جنگ سرد است. دوره ای از تاریخ بشریت که هر لحظه احتمال وقوع جنگ متصور است و ممکن است این جنگ تا نابودی کامل بشریت پیش برود. البته وقوع چنین جنگی قطعی نیست ولی دور از تصور هم نیست. در واقع، بشریت به دو روش متفاوت برای خود ایجاد تهدید می کند. روش اوّل جنگ هسته ای است. در حال حاضر تنش ها کم شده ولی هیچ تضمینی بر عدم وقوع این نوع جنگ وجود ندارد. مخصوصاً وقتی شاهد جدل های بین کره و ایالات متحده هستیم، احساس می کنیم که این تهدید همچنان به قوت خود پابرجاست. تهدید دومی که بسیار خطرناک تر از تهدید اولی است؛ تخریب سیاره زمین توسط بشریت است. تخریب زمین توسط وسایل و ابزاری که انسان به کار می برد و تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین را موجب شده است. ما این تهدید را ششمین انقراض می نامیم. چالش اصلی امروز بشر این است که تلاش کند که نه با جنگ هسته ای و نه با ششمین انقراض، موجبات نابودی خود را فراهم نسازد. ... ادامه دارد</description>
                <category>KARGAR MOHAMMAD</category>
                <author>KARGAR MOHAMMAD</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jan 2025 17:27:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>