<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا ابراهیمیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alireza-ebrahimian</link>
        <description>در مسیر یادگیری دیجیتال مارکتینگ قدم بر می‌دارم و دوست دارم شما را هم در این مسیر همراه کنم. https://digitaling.org/</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 14:35:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/11094/avatar/Y73SgK.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علیرضا ابراهیمیان</title>
            <link>https://virgool.io/@alireza-ebrahimian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحلیل اولین گزارش تقلب در تبلیغات آنلاین ایران</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-tfmxx7ecdjyc</link>
                <description>تقلب در تبلیغات، بودجه‌سوز است! این را دیجیتال مارکترها و هر کسی که کمپینی را به راه انداخته باشد، به خوبی می‌داند؛ اما تا قبل از انتشار «گزارش تقلب تبلیغاتی دژینو» آمار دقیقی از آن نداشتیم. آمار درون این گزارش، بر خلاف گزارش‌های رشد و بالندگی، کلکسیونی از مُچ‌های گرفته شده در بستر تبلیغات آنلاین ایران را در خود دارد؛ گاهی تلخ است اما واقعی است!شاید بپرسید که دژینو چطور این کار را کرده است؟در پاسخ باید بگویم که تیم دژینو از مدل‌های هوش مصنوعی و الگوریتم‌هایی که بر پایه «رفتار کاربر»، «ردپای کاربر» و «پروفایل کاربر» هستند برای تشخیص سشن‌های تقلبی استفاده می‌کند. دژینو، نتیجه این تحلیل و بررسی در طول یک سال گذشته را در قالب یک گزارش ارزشمند در اختیار وب ایران قرار داد.قبل از هر چیز باید بگویم که دیدن این گزارش، من را خیلی خوشحال کرد. چون از این دست گزارش‌ها در ایران خیلی کم به وجود می‌آیند و این یکی هم اولین از نوع خودش است.به همین دلیل، تصمیم گرفتم که تحلیل خودم از داده‌های آن را با شما به اشتراک بگذارم. تا یادم نرفته، می‌توانید این گزارش را از لینک زیر، دانلود کنید?دانلود اولین گزارش تقلب در تبلیغات آنلاین ایراندر 365 روز گذشته، 500 میلیارد تومان از بودجه کسب و کارهای ایرانی، قربانی تقلب شداین عدد واقعا شوکه کننده است! ولی از طرفی، نمی‌توانیم بگوییم که آقا من دیگر تبلیغات آنلاین نمی‌کنم چون تقلب دارد! تبلیغ، شتری است که پشت درب هر کسب و کاری می‌نشیند. برای رشد واقعی کسب و کارمان چاره‌ای جز انجامش نداریم.از طرفی، تقلب هم وجود دارد و نمی‌شود منکرش شد. ولی وجود پلتفرم‌هایی مثل «دژینو» و با پیشرفته‌تر شدن پلتفرم‌های تبلیغاتی مثل «مدیااد» و «یکتانت» می‌توانیم امیدوار باشیم که مُچ تقلب‌های بیشتری گرفته شود!اینستاگرام، محبوب‌ترین شبکه اجتماعی تبلیغات کلیکی بین کسب و کارهای ایرانی استبر اساس چیزی که من تا به حال دیده‌ام «نزدیکی ما به مخاطب» باعث این ماجرا شده است. اگر خوب نگاه کنیم می‌بینیم که ما این حجم از نزدیکی به مخاطب را در هیچ بستر دیگری نداریم؛ مثلا تبلیغات گوگل ادز را در نظر بگیرید، ما اصلا از نزدیک با کسانی که مثلا روی تبلیغات کلیکی ما کلیک می‌کنند، آشنا نمی‌شویم.اما در اینستاگرام، ماجرای تبلیغ، شبیه این است که انگار دوست و آشنایمان چیز خوبی را به ما هم پیشنهاد می‌دهد. به زبان ساده، قدرت ارتباط انسانی شکل گرفته در اینستاگرام، بسیار بیشتر از بسترهای دیگر است.جالب اینکه پیج‌ها با موضوع‌های مختلف هم می‌توانند آورده خوبی از ین ماجرا داشته باشند؛ مثلا من مدتی قبل با کسی صحبت می‌کردم که یک کسب و کار در زمینه «کشاورزی» داشت و از نتیجه‌ای که از اینستاگرام گرفته بود ابزار رضایت می‌کرد. نزدیکی به مخاطب در اینستاگرام، مانع‌های بسیاری را از سر راه کسب و کارها برداشته است.دسته «آهنگ و موسیقی» با آمار 90 درصدی، متقلب‌ترین پابلیشر بودسایت‌های موسیقی، مثل سایت‌های خبری یا دیگر سایت‌ها نیستند که دریچه‌های درآمدی متفاوتی داشته باشند یا دست‌کم می‌توانیم بگوییم که فکر درست و درمانی برای مدل درآمدی‌شان نکرده‌اند و تنها راه درآمدزایی برای آنها تبلیغات است.به همین دلیل، سعی می‌کنند با به کار بستن روش‌های تقلب متفاوت مانند «لینک‌های دانلود فیک» یا «تقلب در کلیک‌ها» درآمدشان را افزایش دهند. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنم که پابلیشرهای موسیقی را از دسته‌بندی‌هایتان حذف کنید. البته ناگفته نماند که همه سایت‌های موسیقی این حجم از تقلب را ندارند اما در این ماجرا تر و خشک با هم می‌سوزند.بنرهای تبلیغاتی، بیشترین کلیک‌های تقلبی را می‌گیرنددلیل این ماجرا آسان بودن تشخیص جایگاه بنرها برای ربات‌ها است. معمولا هم ربات‌ها یاد گرفته‌اند که این کلیک‌ها را با رعایت فاصله زمانی انجام دهند تا به این راحتی‌ها گیر نیفتند!تقلب تبلیغاتی با دسکتاپ راحت‌تر است!با دسکتاپ می‌توان کلیک‌های تقلبی راحت‌تری زد. چون اگر ربات باشد که تکلیفش روشن است و اگر انسان باشد هم خیلی راحت‌تر می‌تواند یک صفحه جدید باز کرده و تقلب کند. در موبایل، بیشتر از تقلب، بحث «اشتباه» باز است. چون گوشی‌ها لمسی‌ هستند و شاید کاربر دستش بخورد و یک صفحه باز شود.نمایش دهندگان تبلیغات در دسته «نرم‌افزار موبایل» کمترین میزان سشن تقلبی را داشتندما در این دسته، نمایش‌دهندگانی مثل «سافت 98» را داریم که برای خودشان پلتفرم ویژه‌ای دارند. شنیده‌هایم می‌گویند که تاثیرش هم خیلی خوب است. ما در دیجیتالینگ چندین بار تلاش کردیم تا در این سایت تبلیغ بگذاریم اما ظرفیتش پر بود.همین موضوع نشان می‌دهد که تبلیغ‌دهندگان از قبل این جایگاه‌ها را به دلیل تاثیر خوبی که از آن دریافت کرده‌اند رزرو می‌کنند. بخش تاسف‌بار این است که تعداد این جور سایت‌ها خیلی کم است!چندین و چند آمار شاخدار جهانی در مورد تقلب در تبلیغاتدر بخش‌هایی از این گزارش، آمارهایی جهانی از وضعیت تقلب تبلیغاتی منتشر شدند. حالا خودتان گزارش را دانلود می‌کنید و می‌بینید. نکته‌ای که من می‌خواستم در این مورد بگویم این است که قرار نیست ما با این آمارها به پلتفرم‌های ایرانی طعنه بزنیم. در واقع، هر چقدر که این پلتفرم‌ها پیشرفته‌تر می‌شوند، توانایی‌شان در گیر انداختن تقلب‌ها هم بیشتر می‌شود.از طرفی، تقلب‌چی‌ها هم بیکار نمی‌نشینند و از خلاقیت خودشان برای ساختن روش‌های تقلب جدیدتر، نهایت استفاده را می‌کنند! این نبردی است که تا بی‌نهایت، میان تبلیغ‌کنندگان و متقلبان تبلیغاتی ادامه خواهد داشت!در انتها باز هم از بَروبچه‌های تیم دژینو برای به اشتراک گذاشتن این داده‌ها تشکر می‌کنم و از الان بگویم که منتظر گزارش‌های بعدی هستم✌️نظر شما در مورد آمار تقلب در تبلیغات ایران چیست؟ در کامنت‌ها از تجربه یا نظرتان مرا با خبر کنید.</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Wed, 18 Oct 2023 00:09:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه من از آنباکس لندینگ پیج سانی نس + چند نکته ریز و درشت مارکتینگی</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza-ebrahimian/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D9%84%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%AC-%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%B3-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF%DB%8C-rejxaxvnwnpq</link>
                <description>چند روز پیش در حال بالا و پایین کردن لندینگ پیج «سانی نس» (sunnyness) بودم که چشمم به چند تا نکته مارکتینگی دوخته شد. به همین دلیل، تصمیم گرفتم که این موارد را با شما هم به اشتراک بگذارم.لندینگ پیج سانی نسوجود قسمت سه بعدی جذاب در لندینگ پیجهمین اول کار بگویم که مدال جذاب‌ترین قسمت این لندینگ تعلق می‌گیرد به «بخش سه بعدی» آن؛ یعنی دقیقا همین بخش زیر?قسمت سه بعدی نوشیدنی در لندینگ پیجاین بخش سه بعدی در عمل به مخاطب نشان می‌دهد که باید کدهای قرعه‌کشی را از کدام قسمت بسته‌بندی آبمیوه پیدا کند. اهمیت این بخش در اثری است که روی حافظه بصری کاربر می‌گذارد و باعث می‌شود که نام برند و کاری که باید برای شرکت در قرعه‌کشی انجام دهد در ذهنش به شکل پررنگ‌تری حک شود.طراحی به دور از شلوغی با حفظ پویاییوقتی این لندینگ را بالا و پایین می‌کنید همزمان حس پویایی و سادگی را درک خواهید کرد. این موضوع از به کار بردن المان‌های ساده اما جذاب در لندینگ پیج، آب می‌خورد. دست آخر این ماجرا لندینگی را به وجود آورده که در عین نمایش پویایی، سادگی خود را هم حفظ کرده است.نفوذ روح برند در طراحی لندینگسانی نس یک برند جوان و پرشور است. با یک نگاه سریع به لندینگ این برند می‌توان شور و نشاط جوانی را در رنگ‌ها، طرح‌های ساده اما جذاب و المان‌های پویایی که به کار برده است درک کرد. این ترکیب زیبا با حال و هوای فصل تابستان هم هارمونی دیدنی را رقم زده است.وجود متن‌های ساده، جذاب و صمیمیمتن‌های لندینگ خوب در جای خودشان نشسته‌اند و راهشان را به سوی دل مخاطب باز می‌کنند. هر جا هم که لازم بوده مخاطب توجه بیشتری به بخشی از متن داشته باشد، با تغییر رنگ و سایز فونت، آن را به بهترین شکل از بقیه متن سوا کرده‌اند.خالی بودن جای یک جایزه سوم بزرگتر در میان جایزه‌های کمپیندر همان ابتدای کمپین به سمع و نظر مخاطب می‌رسد که ما در کل، دو جایزه داریم. یکی «۶۰ جایزه ۵۰ میلیونی» و دومی «۵ تا جایزه ۳۰۰ میلیونی». وقتی داشتم این قسمت را بررسی می‌کردم با خودم گفتم چقدر جای یک جایزه سوم که از دو جایزه دیگر بزرگتر باشد در جمع جایزه‌ها خالی است.بخش جایزه‌های فیزیکی برای شکار مخاطبان جواندر دل مخاطبان عام این برند، مخاطبان خاص آن قرار دارند که جوان‌هایی در بازه سنی ۱۸ تا ۳۰ سال هستند. بیشتر افرادی که در این بازه سنی قرار دارند از جایزه‌های فیزیکی استقبال گرم‌تری می‌کنند. جالب اینکه برند سانی نس این نیاز را تشخیص داده و با راه‌اندازی بخش «بازی آنلاین» این گروه را هم درگیر کمپین و جایزه‌های فیزیکی بازی کرده است.وجود این بازی آنلاین هم باعث بالا رفتن «Time on page» صفحه می‌شود و هم احتمال به اشتراک گذاشته شدن آن را افزایش می‌دهد. البته اگر این بازی به صورت دو نفره بود، تعداد این اعداد و ارقام هم تحول چشمگیری را تجربه می‌کرد. چون کاربرها مجبور می‌شدند برای پیدا کردن همبازی، دست به کار شوند.بازی فروت نینجا در لندینگ پیججای خالی عکس و فیلم برندگان قبلی کمپین، احساس می‌شداین لندینگ از دسته لندینگ‌هایی است که کمپین آن برای بازه زمانی طولانی‌تری برقرار می‌ماند. به این ترتیب، حتما افرادی هستند که جزو برندگان قبلی آن به شمار می‌روند؛ اما جای بسی تعجب که از این افراد هیچ نام و نشان و تصویری در صفحه لندینگ منتشر نشده است.فقط بخشی به نام «استعلام و مشاهده برندگان قبلی» وجود دارد که با کلیک روی آن و وارد کردن شماره موبایل می‌توان فهمید که ما هم عضو برندگان قبلی این کمپین بوده‌ایم یا نه. کمی هم که صفحه را قِل می‌خوریم و پایین می‌آییم با لیستی از شماره موبایل‌ها روبه‌رو می‌شویم که متعلق به برندگان دوره‌های قبلی کمپین هستند.استعلام کد در کمپین سانی نساگر از برندگان قبلی، عکس یا ویدیویی در صفحه اصلی لندینگ یا حتی صفحه‌های متصل به آن منتشر می‌شد، صفحه فرود، حال و هوای واقع‌بینانه‌تری به خود می‌گرفت و تعادلی در حالت فانتزی آن ایجاد می‌شد. از طرف دیگر، کاربر هم با دیدن این عکس و فیلم از برندگان قبلی، دلیل تازه‌ای برای سر زدن به این صفحه و دیدن برندگان جدید که شاید خودش یا کسانی که می‌شناسد هم جزو آن باشند پیدا می‌کرد.در کل، به بر و بچه‌های سانی نس بابت این لندینگ خلاقانه و جذاب، خداقوت می‌گویم. امیدوارم شما هم مثل من از این آنباکس لذت برده باشید و نکته‌‌ای هر چند کوچک به دانسته‌هایتان اضافه شده باشد?نظر شما چیست؟آیا نقدها یا نقطه‌های قوتی که به چشم من آمد، از نظر شما هم مهم بودند؟ در کامنت‌ها نظرتان را برایم بنویسید.</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Wed, 09 Aug 2023 12:01:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل دومین گزارش جامع سئوی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%B3%D8%A6%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-x40ryrncmbrn</link>
                <description>نتیجه نظرسنجی که در دیجیتالینگ انجام دادیم به ما نشان داد که شرکت کننده‌های دوره و مخاطبان ما در دیجیتالینگ، خواندن تحلیل گزارش‌ها را دوست دارند. این مورد را در اولین گزارش جامع سئوی ایران  هم دیدیم. به همین دلیل، من هم به سراغ تحلیل یک گزارش دیگر رفتم. این بار دومین گزارش سئوی ایران را که از طرف مجموعه «تریبون» منتشر شد، زیر ذره‌بین بررسی می‌برم. تا انتهای تحلیل این گزارش جالب با من همراه باشید.می‌توانید این گزارش را از لینک زیر دانلود کنید:دومین گزارش جامع سئوی ایراناعتبار این گزارش از همان ابتدا روشن شدقبل از هر چیز باید بگویم که از خواندن این گزارش واقعا لذت بردم و حتی می‌توانم بگویم یکی از بهترین گزارش‌هایی بود که آن را بررسی کردم. چه از نظر انسجام محتوایی، چه ساختار و چه گرافیک؛ مثلا در صفحه 9 گزارش، اشاره می‌شود که 628 نفر در نظرسنجی شرکت کردند اما ما با 541 نفر کار گزارش را شروع کردیم.چون در مورد 11 نفر، بازه زمانی پاسخگویی به نظرسنجی خیلی کوتاه بود؛ انگار که گزینه‌ها را بدون خواندن و دقت، فقط رد کرده‌ باشند و 76 نفر از آنها هم فعالیت خاصی در زمینه سئو نداشتند. همین کار باعث شد تا اعتبار گزارش، بیشتر شود.نکته مهم: وقتی تعداد نفرات گزارش کم می‌شود ما باید توپ را به آن سوی میدان بیندازیم و روی کیفیت پاسخ‌هایی که دریافت کرده‌ایم دقیق شویم. یعنی شاید 10 پاسخ هم در جامعه آماری 500 نفری خیلی اثرگذار باشد.می‌توانید در تصویر زیر، نگاهی به چند و چون این جامعه آماری بیندازید.بیشتر افراد این نظرسنجی، جونیور بودندمیزان تجربه افراد شرکت کننده در این نظرسنجی، نکته جالب دیگری بود که توجه من را به خودش جلب کرد. بیشتر این افراد چیزی بین دو تا پنج سال تجربه کاری دارند. به زبان دیگر می‌توان گفت که «جونیور» هستند. بهتر است وقتی بخش‌های دیگر این گزارش را می‌خوانیم این نکته را در نظر داشته باشیم.چالش اختلاف درآمد بین سئوکارهای خانم و آقادر دنیای سئو هم ماجرای قدیمی اختلاف پرداخت بین متخصص‌های خانم و آقا دیده می‌شود. به طوری که متوسط درآمد متخصص‌های خانم از متخصص‌های آقا کمتر است. از نظر ما این موضوع چند دلیل دارد:کارفرماهای بی‌انصافکوتاه آمدن‌های متخصص خانمکمبود اعتماد به نفس در متخصص خانمکم توقع بودن متخصص‌های خانماین در حالی است که متخصص‌های سئوکار آقا، با اعتماد به نفس بیشتری در مقابل کارفرما حاضر می‌شوند، کار و زمان خودشان را بسیار ارزشمند در نظر می‌گیرند و در نهایت هم پروژه‌های سئو را با قیمت بالاتری به دست می‌آورند.در اینجا تلنگری هم به تعداد انگشت شماری از کارفرماها می‌زنم و می‌گویم که بهتر است جانب انصاف را رعایت کنند و به جای نگاه کردن به جنسیت متخصص، به کیفیت کارش چشم بدوزند. بدون شک، هر پولی که در چرخه بی‌انصافی بچرخد به شکلی منصفانه از جیب شما بیرون می‌رود!به متخصص‌های خانم هم پیشنهاد می‌کنم که خودشان را دست‌کم نگیرند، برای کارشان، زمانشان و زحمتی که می‌کشند ارزش بیشتری قائل شوند و با اعتماد به نفس، پروژه را به قیمتی که حقشان است بگیرند.27 درصد متخصصان سئو بیش از 18 میلیون در ماه درآمد دارندتقریبا یک سوم جامعه آماری این گزارش، ماهانه بیش از 18 میلیون تومان درآمد دارند. من احتمال می‌دهم افرادی که بیشتر از چهار یا پنج سال سابقه دارند - سینیور هستند – این درآمد را به دست می‌آورند. نکته جالب اینجا است که ما در ایران، مهارت‌های انگشت شماری داریم که فرد با یاد گرفتن آنها می‌تواند ماهیانه 20 تا 30 میلیون تومان درآمد داشته باشد و سئو یکی از آن مهارت‌ها است.جالب‌تر اینکه نسخه ثابتی برای آن وجود ندارد. شما در ابتدا تعدادی نکته و تکنیک را یاد می‌گیرید، بعضی چیزها را امتحان می‌کنید و در اثر این فرایند، تجربه به دست می‌آورید. به همین ترتیب بعد از هر پروژه و به چالش کشیدن چالش‌ها، تجربه‌های خاص‌تری برای خودتان ذخیره می‌کنید و با این کار، قیمت و ارزشمندی کار خودتان را بالاتر می‌‌برید.در شرایط فعلی، درآمد بین 20 تا 30 میلیون تومان از متوسط درآمد افراد جامعه بیشتر است. البته محدودیتی برای این مقدار هم وجود ندارد و شما می‌توانید با تعداد پروژه‌های بیشتر و تجربه عمیق‌تری که به دست می‌آورید درآمد بیشتری را هم از آن خودتان کنید.چرا درآمد متخصصان سئو در شرکت‌های B2C بیشتر از B2B است؟این ماجرا چند دلیل دارد. بیایید آنها را با هم بررسی کنیم:دلیل اول: یک چیز برای دو نفر به دو شکل متفاوت معنی می‌شوداز روی تجربه به شما می‌گویم که «گوگل» یکی از بهترین کانال‌های ورودی برای شرکت‌های «B2C» است. به همین دلیل، اینگونه شرکت‌ها تمرکزشان را روی سئو می‌‌گذارند و سر کیسه را برای هزینه‌های آن شُل می‌کنند.البته سئو برای شرکت‌های «B2B» هم یکی از کانال‌های ورودی مهم است ولی تنها یا مهم‌ترین کانال نیست. چون راه‌های دیگری هم جلوی پای شرکت‌های «B2B» قرار دارند. نمونه‌اش همین برگزاری «ایونت» است که حتی می‌تواند تاثیری بسیار بیشتر از سئو هم داشته باشد.دلیل دوم: سئوکار بودن در شرکت‌های B2C پر چالش‌تر از شرکت‌های B2B استمن تجربه کار کردن در شرکت‌های «B2B» را دارم. ماجرای سئو در شرکت‌های «B2C» بسیار زمان‌برتر و پرچالش‌تر از شرکت‌های «B2B» است. در شرکت‌های «B2B» با یک دایره از کلیدواژه‌های محدود سر و کار داریم که می‌خواهیم با آنها مخاطب هدفمان را نشانه بگیریم. ولی در شرکت‌های «B2C» این دایره کلمه‌ها بسیار گسترده‌تر هستند.این ماجرا درست مثل آن می‌ماند که مثلا شما سرویس تحلیل بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی را که شاید 20 کلمه کلیدی داشته باشد را با یک فروشگاه در زمینه لوازم آرایشی که فقط یک برند آن 20 کلیدواژه دارد مقایسه می‌کنید.چرا نیمی از متخصصان سئو، فعالیت در شرکت‌ها را ترجیح می‌دهند؟اگر دقت کرده باشید در ابتدای این تحلیل گفتیم نیمی از کسانی که در نظرسنجی شرکت کردند بین دو تا پنج سال سابقه کاری دارند. این میزان از تجربه و کار، آنها را به درجه «جونیور» می‌رساند و باعث می‌شود که بیشتر بتوانند در شرکت یاد بگیرند و پخته‌تر شوند. چه از نظر مهارت‌های نرم و چه از نظر مهارت‌های سخت، آنها در حال ورزیده‌تر شدن هستند.اگر بخواهیم به صورت تیتروار این دلیل‌ها را برایتان بشماریم، چنین چیزی از آب در می‌آید:1. افراد در شرکت‌ها فرصت‌های زیادی برای پرورش مهارت‌های نرم و سخت خودشان دارند. چون می‌توانند بدون واسطه با نیروهای «فنی»، «محتوا»، «طراحی» و ... در ارتباط باشند؛ اما این موضوع در کار به صورت فریلنسری و پروژه‌ای صورت نمی‌گیرد.2. در کار به صورت عضوی از یک شرکت، فرصت‌های زیادی برای شبکه‌سازی و گسترش آن وجود دارد. همین موضوع باعث می‌شود که بتوانیم خودمان را به افراد بیشتری ثابت کرده و پروژه‌های بیشتری هم بگیریم.بنابراین، اگر مثلا کمتر از سه سال سابقه کاری داریم، خارج شدن از شرکت و تلاش برای انجام کار فریلنسری کار اشتباهی است.   هر که بامش بیش، برفش بیشترسئو، جزو همان کارهایی است که هر چه بیشتر و عمیق‌تر در آن شیرجه بزنید، بیشتر می‌توانید تجربه کسب کرده و فوت‌های کوزه‌گری را یاد بگیرید. به موازی این ماجرا، پول بیشتری هم به دست می‌آورید.  مدیر سئو شدن، حتما به معنی درآمد بیشتر نیستاینطور که داده‌ها نشان می‌دهند وقتی تجربه شما در حوزه سئو، بیشتر می‌شود به احتمال زیاد مدیر سئو خواهید شد.اما من در این مورد یک نقد دارم. چرا این انتظار و توقع وجود دارد که حتما بعد از داشتن یک سابقه کاری پر و پیمان، باید مدیر شویم؟ وقتی یک نفر در حوزه مشخصی کارش را شروع می‌کند در ابتدا «کارآموز» یا «کارشناس معمولی» است.بعد از آن تلاش می‌کند که «کارشناس ارشد» شود و افق دیدش هم در «مدیریت» پیچ و تاب می‌خورد. این در حالی است که در نقش مدیریت، بیشترین چیزی که افراد باید آن را بدانند «مهارت نرم» است. گذشته از این، شما می‌توانید یک کارشناس ارشد خوب باقی بمانید و چند برابر بیشتر از یک مدیر سئو درآمد داشته باشید.پیشنهاد من این است که اگر شما می‌خواهید مدیر شوید قبل از هر چیز، مهارت‌های نرم خودتان را محک بزنید. ببینید که چقدر مهارت «تیم سازی» دارید، تا چه اندازه می‌توانید تنش‌ها را مدیریت کنید، آیا رهبر خوبی هستید؟ و ... .آژانس یا فریلنسر؟ تجربه و درآمد کدامیک بیشتر است؟از روی تجربه می‌گویم که کارشناس‌های سئو وقتی در آژانس‌ها کار می‌کنند با حجم کاری بیشتری روبه‌رو هستند و به همین ترتیب، درآمد بیشتری هم دارند؛ مثلا من وقتی در آژانس کار می‌کردم گاهی می‌شد که هشت صبح می‌رفتم شرکت و 10 شب بیرون می‌آمدم! این هم طبیعی است.چون وقتی می‌خواهید پروژه سئو را در آژانس پیش ببرید با حجم کاری بیشتری سر و کار دارید. به همین دلیل، از نظر من، یک سال کار کردن در آژانس برابر است با دو سال کار کردن در یک شرکت معمولی. چون انرژی زیادی را از شما می‌گیرد و اگر عاشق کارتان نباشید و فقط به امید حقوق آخر ماه سر کار بیایید، عذاب خواهید کشید. ولی اگر روحیه کار تیمی دارید و به کارتان عشق می‌ورزید، حتما کار کردن در آژانس را تجربه کنید.شبکه‌سازی، کاربردی‌ترین روش فریلنسرها برای گرفتن پروژه‌ها استبر اساس داده‌های این گزارش، فریلنسرها بهترین و پردرآمدترین پروژه‌های خودشان را با کمک «شبکه‌سازی»، «تلاش روی ساخت برند شخصی» و به واسطه «توصیه یا معرفی کارفرماهای قبلی خودشان» به دست می‌آورند.به نظر من، سایت‌های کاریابی و پلتفرم‌های این چنینی خیلی برای فریلنسرها کاربرد ندارند. از طرفی، یک مقدار هم اعتماد کردن به فریلنسرها کار سختی است.نمی‌دانم این موضوع در دیگر بخش‌های دنیا چطور است ولی در ایران و با توجه به تجربه‌ای که من دارم کار کردن با فریلنسرها هم از نظر زمان‌بندی، گزارش دادن و کیفیت کار، کمی پیچیدگی دارد. افراد زیادی هم از من سوال می‌کنند که در فلان زمینه فرد قابل اعتمادی را می‌شناسی که به ما معرفی کنی؟ چون قابل اعتماد بودن، بخش مهمی از کار است که در مورد فریلنسرها با کمی نگرانی، قاتی شده است.چگونه یکی از بهترین فریلنسرهای سئوی ایران باشیم؟از نظر من، شما وقتی می‌توانید یک فریلنسر خوب باشید که بتوانید به کارفرماها دید خوبی در مورد سئو و دنیای آن بدهید. معمولا فریلنسرهای سئو: به کارفرما توضیح شفاف و ساده نمی‌دهند قراردادهای خوبی نمی‌بندند تعامل چندان خوبی با کارفرما ندارند گزارش خوبی نمی‌دهندجالب این است که دست آخر هم می‌گویند که کارفرما از سئو چیزی سر در نمی‌آورد. اگر کارفرما چیزی از سئو سر در نمی‌آورد مشکل از سمت ما است. چون او از حوزه دیگری وارد سئو شده است و ما وظیفه داریم که ماجرای این حوزه را به او توضیح دهیم.البته من هم فریلنسر بودم و می‌دانم که کار کردن با کارفرماها چندان ساده نیست. ولی باید مسئولیت این موضوع را برا عهده بگیریم.اما بیایید به اصل سوالمان برگردیم. چگونه یکی از بهترین فریلنسرهای سئوی ایران باشیم؟ به نظر من اگر روی مهارت‌های نرمتان کار کنید و نکته‌هایی که کمی قبل گفتم را در نظر بگیرید حتما می‌توانید به فریلنسر بهتری تبدیل شوید. به این ترتیب، کارفرماها شما را به یکدیگر معرفی می‌کنند و مثلا می‌گویند فلانی اخلاق خیلی خوبی دارد، تعاملش عالی است و در کنار تمام این‌ها کارش هم درجه یک است.چطور می‌توان بدون پروژه‌های زیاد به درآمد زیاد رسید؟از نظر من می‌توان در سئو بدون گرفتن پروژه‌های زیاد هم به درآمد بالای 30 میلیون رسید. برای این کار هم باید سئو را با دانش و تجربه مارکتینگی پیش ببریم. یکی از نقطه‌های ضعف متخصصان سئو این است که در این زمینه گاردشان را بالا می‌گیرند و می‌گویند که من نه به ماجرای قبل از سئو و نه بعد از آن کاری ندارم!این در حالی است که سئو یکی از زیر شاخه‌های دیجیتال مارکتینگ و مارکتینگ است. وقتی ما هنوز روی مارکتینگ تسلط نداریم از آن طرف هم چاره‌ای جز گرفتن هفت پروژه برای داشتن درآمد 30 میلیونی نخواهیم داشت. تازه این تمام ماجرا نیست.چون نمی‌توانیم دست‌تنها تمام این پروژه‌ها را با هم پیش ببریم. بنابراین، باید یکی دو نفر را هم استخدام کنیم تا بخشی از کار را انجام دهند. همین موضوع باعث می‌شود که همان 30 میلیون هم به چند قسمت تقسیم شود و در عمل، ما با کار بیشتر، پول کمتری را به دست بیاوریم.در صورتی که می‌توانیم با گرفتن دو پروژه به همان درآمد 30 میلیونی برسیم؛ اما چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟ما زمانی می‌توانیم این کار را انجام دهیم که بتوانیم با کارفرما در مورد چیزی مثل «شاخص افزایش فروش از طریق سئو» صحبت کنیم و هر دو طرف، حرف هم را بفهمیم! چون در نهایت، هدف از سئو کردن رسیدن به فروش بیشتر است و کارفرما هم دقیقا همین را می‌خواهد. اگر ما تحقیق خیلی خوبی روی کلمه‌های کلیدی داشته باشیم و پیشنهادهایی هم به کارفرما بدهیم که خانم/ آقا اگر مثلا صفحه فرودتان را بهتر کنید و ... فروشتان بیشتر می‌شود به یک سطح بالاتر از متخصص سئو تبدیل خواهیم شد.اما کسی که برای هفت پروژه فقط 30 میلیون تومان می‌گیرد، اصلا کاری به کار کلیدواژه‌هایی که فروش می‌آورند یا نمی‌آورند ندارد. چون خودش هم این چیزها را نمی‌داند و برای دانستنشان تلاش نمی‌کند و فقط می‌خواهد که سایت را با آن کلمه‌های کلیدی بالا بیاورد.نتیجه این ماجرا می‌شود سئوکاری که همیشه سرش شلوغ است و زمانی برای لذت بردن از زندگی ندارد و کارفرمایی که برای سئو کردن سایتش پول خرج می‌کند اما به فروش مورد نظرش نمی‌رسد!چطور کاسه صبر کارفرماهای عجول را بزرگتر کنیم؟به نظر من، یکی از دلیل‌هایی که باعث لبریز شدن کاسه صبر کارفرماها می‌شود، مطرح نشدن موارد زمانبر در قرارداد و توضیح ندادن شیوه کارکرد سئو به کارفرما است. چون ما که نمی‌توانیم کارفرما را تغییر دهیم. او از سئو کردن به دنبال رسیدن به فروش بیشتر است و می‌خواهد این موضوع خیلی زود برایش اتفاق بیفتد.ولی ما که می‌دانیم سئو، کار امروز و فردا نیست. با این حساب، آیا کسانی که از بی‌صبری کارفرماها شکایت کرده‌اند این موضوع که سئو کاری زمانبر است و مثلا هفت یا هشت ماه زمان می‌برد را در قراردادشان نوشته‌اند؟شما می‌توانید برای جلب رضایت کارفرما و تشویق کردن او به صبر کردن، در قرارداد بنویسید که مثلا اگر تا هشت ماه صبر کردی و به نتیجه دلخواهت نرسیدی، من به عنوان سئوکار، جریمه می‌دهم! این موضوع خیلی مهم است و تکلیف کارفرما را با کارهایی که می‌تواند در طول این مدت برای افزایش فروشش انجام دهد، روشن می‌کند.آقا پس این سایت ما چی شد؟!تصویر بالا بخشی از پرتکرارترین صحبت‌هایی است که کارفرماها تحویل سئوکارها می‌دهند. از نظر من، بیشتر این صحبت‌ها به خاطر شفاف نبودن قرارداد است. بخش دیگری از آن هم برمی‌گردد به اینکه ما نتوانستیم، کارفرما را خوب توجیه کنیم. از نظر او این اتفاق‌ها چیزی غیرطبیعی هستند و حتی ممکن است احساس کند که شما دارید سرش را کلاه می‌گذارید و هیچ کاری انجام نمی‌دهید!مثلا عبارت «چرا فروش کم شده؟» را در نظر بگیرید. کارفرما نگران است و شما به عنوان سئوکار باید این مورد را از قبل پیش‌بینی کرده و آن را در قراردادتان بنویسید؛ مثلا قید کنید که در طول انجام پروژه سئو این امکان وجود دارد که رتبه سایت در برخی از کلیدواژه‌ها پایین برود و این چیزی طبیعی است. شما می‌توانید به او بگویید که تجربه این کار را دارید و حتی با وجود افت فروش در کوتاه‌مدت، نتیجه خوبی را گرفته‌اید.مثال دیگر اینکه «سئو رو همه بلدن!» این تکه‌کلام از آنجا آب می‌خورد که در سایت‌های وردپرسی، پلاگین‌هایی برای سئو کردن وجود دارند و تبلیغات گسترده‌ای روی کارایی شگفت انگیز این پلاگین‌ها و تاثیر آنها روی سئوی سایت انجام می‌شود.کارفرماها هم با دیدن این موارد، فکر می‌کنند که سئو کردن کار خاصی ندارد و همه می‌توانند آن را انجام دهند. به نظر من، شما می‌توانید این موضوع را با ارائه دادن یک گزارش درست و حسابی به کارفرما برطرف کنید. وقتی شما به کارفرما گزارش نمی‌دهید او پیش خودش فکر می‌کند که شما در نهایت روی دو تا دکمه کلیک می‌کنید؛ اما وقتی او را در جریان کارهایی که انجام می‌دهید و تلاش‌هایی که به کار می‌بندید قرار می‌دهید گوشی دستش می‌آید که بله، همه سئو بلد هستند اما شما سئو را جور دیگری بلد هستید!69 درصد تیم‌های سئو دو تا پنج نفره هستندسئو، کاری است که شاخ و برگ‌های گوناگونی دارد؛ از بخش فنی و محتوا بگیر تا سئوی داخلی و خارجی. حتی بعضی وقت‌ها کار به «طراحی رابط کاربری» (UI) و «طراحی تجربه کاربری» (UX) هم می‌کشد. از طرفی، اگر چندین پروژه را در دست داشته باشید و بخواهید همه آنها را خوب پیش ببرید بهتر است به جای ارتش یک نفره بودن در قالب یک تیم دو یا چند نفره کارتان را انجام دهید.تولید محتوا، پر هزینه‌ترین فعالیت در سئودر تصویر بالا که بخشی از گزارش جامع سئوی ایران است رشد اهمیت تولید محتوا برای سئو را می‌بینیم و چقدر خوب که این اتفاق افتاده است. چون محتوایی که تولید می‌کنیم برای ما باقی می‌ماند و نیاز کاربر را برطرف می‌کند.پیش‌بینی سئوبه احتمال زیاد با روی کار آمدن «چت جی پی تی» (Chat GPT)  و امثالهم تعدادی از نتیجه‌های گوگل در برخی از حوزه‌ها رفته رفته کمتر شود. این هم نکته خوب و هم بدی است.نکته بد ماجرا اینجا است که شما محتوایی را که می‌توانستید با جستجو کردن در گوگل به دست بیاورید با کمک (Chat GPT) پیدا می‌کنید. نکته خوب ماجرا هم این است که وقتی محتوای شما خیلی خوب و کامل باشد یا در گوگل کمیاب محسوب شود، شانس بازدید بیشتری را به دست می‌‌آورید.گویا متخصصان سئو، بیشتر از همه با سئوی داخلی سر و کله می‌زنندبه نظر می‌رسد در این نظرسنجی، تعداد عزیزانی که روی پروژه‌های بزرگ کار می‌کنند کم بوده است. چون معمولا در پروژه‌های بزرگ سئو، چیزی که وقت تیم سئو را می‌گیرد «سئوی خارجی» است. ولی در مورد پروژه‌های کوچک، کار کردن روی «سئوی داخلی» به همراه داشتن استراتژی و تولید محتوای خوب، شما را به نتیجه می‌رساند.رتبه کلمات کلیدی؛ سنگ محک متخصصان سئو برای موفقیتیکی از اتفاق‌هایی که باعث بیشتر شدن فاصله میان کارفرما و متخصص سئو می‌شود این است که کارفرما یک خواسته و متخصص خواسته دیگری دارد. حالا پرسش اصلی این است که چه کار می‌توان کرد تا این دو خط موازی در یک نقطه به هم برسند و آن یکسان شدن خواسته‌ها اتفاق بیفتد؟به نظر من یک متخصص سئو، جدا از آنکه باید پیگیر بهبود رتبه کلمات کلیدی باشد باید به کیفیت مخاطبانی که از گوگل وارد سایت می‌شوند هم اهمیت بدهد. چون کارفرما به دنبال جذب «لید» و «پول» است. او رتبه‌ای که بالا می‌رود ولی در مقابل، آورده‌ای برایش ندارد را نمی‌خواهد. بنابراین، همانطور که کمی قبل‌تر گفتیم، در اینجا این متخصص سئو است که می‌تواند با ترکیب سئو و مارکتینگ و شفاف بودن در ارائه گزارش‌ها فاصله خودش و کارفرما را کمتر و کمتر کند.مسئول محترم، لطفا اینترنت را بی‌خیال شو!در سرزمین عجایب ما یعنی ایران، همیشه یکی از چالش‌های متخصصان وب، محدودیت‌های اجرا شده روی اینترنت و فیلترینگ است. حالا در سال 1401 این ترس و نگرانی، چندین برابر شده، چون تنها چیزی که برایمان باقی مانده همین اینترنت است. این موضوع ناراحت کننده، متخصصان سئو را دست به دعا کرده که ای مسئول محترم! لطفا اینترنت را قطع نکن!از طرف دیگر، ناآگاهی کارفرما از روند یک پروژه سئو هم چالش بزرگی است که در بخش بالاتر در این مورد برایتان مفصل توضیح دادم.طرح صیانت، همچنان برای سئوکارها شاخ و شانه می‌کشداز حق نگذریم، هر دم از این باغ، بری می‌رسد! «طرح صیانت»، «محدود کردن اینترنت» و «فیلترینگ»، همچون تیری سه شعله به سمت افراد و کسب و کارهای فعال در اینترنت پرتاب شده‌اند! این موضوع‌ها دست به دست هم داده‌اند و امنیت شغلی و حتی درآمد مستقیم افراد بسیار زیادی را به شکلی جدی، تهدید می‌کنند.اما در مورد گزینه دوم یعنی «پیشرفته‌تر شدن هوش مصنوعی گوگل» نظر من متفاوت است. بله، من هم موافقم که این الگوریتم در حال پیشرفته شدن است. ولی باز هم کسی که تعداد آزمون و خطاهایش را بیشتر کند و سریع‌تر یاد بگیرد می‌تواند این موضوع را به نفع خودش تغییر دهد.از طرفی، وقتی این موضوع سخت‌تر می‌شود می‌توان به راحتی جواب کسانی که می‌گفتند «سئو کاری نداره» را داد. البته کسانی که در مورد سئو چندان جدی نیستند یا برای یادگیری فرصتی ندارند، از دایره متخصصان سئو خارج خواهند شد. بنابراین، این دست شما است که این موضوع را یک تهدید در نظر بگیرید یا یک فرصت.سئوکارها هم می‌خواهند وطن را ترک کنندطبق آمار، 70 درصد سئوکارها به مهاجرت فکر می‌کنند. البته حق هم دارند. وقتی آنها در حوزه‌ای به تخصص رسیدند که فقط با وجود اینترنت آزاد بین‌المللی معنا پیدا می‌کند و از قضا در خارج از کشور هم به تخصص آنها نیاز دارند، چرا بمانند؟!زمانی بک لینک مُد بود، حالا محتواواقعا این جالب است که در سال 1401 چنین آماری بیرون می‌آید و «تولید محتوا»، «تجربه کاربری» و «سئوی تکنیکال» را به عنوان برگ‌های برنده سئو معرفی می‌کند.البته شاید افرادی که در این نظرسنجی شرکت کردند در عمل، چندان به تولید محتوای با کیفیت پایبند نباشند و کار دیگری انجام دهند؛ اما همین که می‌دانند تولید محتوا چه تاثیری در سئو می‌گذارد هم بسیار با اهمیت است. به ویژه این موضوع در وب فارسی، واقعا حرف اول را می‌زند.هر چه عمق محتوا بیشتر، بهتر!در این بخش هم می‌بینیم که محتوای عمیق، تاثیر خوبی روی سئوی سایت می‌گذارد. از طرف دیگر، هوش مصنوعی در آینده بسیار نزدیک می‌تواند به متخصصان سئو کمک کند. به نظر من، وقتی یک متخصص سئو بتواند با هوش مصنوعی، گفتگوی بهتری داشته باشد می‌تواند از آن به عنوان یک ابزار کمکی به بهترین شکل ممکن کمک بگیرد. بیش از 70 درصد متخصصان سئو، آینده خودشان را در سئو می‌بینندیکی از دلیل‌هایی که بیش از 70 درصد متخصصان سئو باز هم آینده خودشان را در همین شغل می‌بینند، درآمد خوب و امکان افزایش درآمد بدون حد و مرز است. از این گذشته، سئو، یکی از بهترین شاخه‌های دیجیتال مارکتینگ محسوب می‌شود. تنوع زیادی هم دارد و کسانی که از آموزش دیدن و آزمون و خطا لذت می‌برند می‌توانند در این شغل به موفقیت برسند.به احتمال زیاد، کسانی که نمی‌خواهند این شغل را ادامه دهند آنقدر که باید از تنوع کاری سئو لذت نمی‌برند یا اینکه دلشان می‌خواهد کارشان یک روتین مشخص داشته باشد. در حالی که هر پروژه سئو برای خودش داستانی جداگانه دارد که شاید شبیه هیچ پروژه دیگری از آب در نیاید! اما همین موضوع، بخش جذاب این شغل هم به حساب می‌آید.آینده سئو به چه سمت و سویی خواهد رفت؟متاسفانه یا خوشبختانه ما در جایی زندگی می‌کنیم که باید بگوییم: «آینده سئو در ایران و آینده سئو در جهان» در جهان که آینده آن روشن است و به احتمال زیاد با آمدن هوش مصنوعی، کارشان به شکلی حرفه‌ای‌تر، پیشرفته‌تر و حتی تخصصی‌تر پیش خواهد رفت.اما در ایران، به احتمال زیاد متخصصان عزیز تا آخرین لحظه در این فضا حضور خواهند داشت. اگر هم اینترنت قطع شود درصد بالایی از این متخصص‌ها به کشورهای دیگر مهاجرت می‌کنند و همین شغل را در کشورهای اروپایی ادامه می‌دهند. چون آنجا هم به این موقعیت شغلی نیاز دارند.اما در کل، با توجه به حضور هوش مصنوعی، این شغل خیلی شیرین‌تر و شاید بتوان گفت پر‌چالش‌تر از قبل خواهد شد.دم تیم خوب تریبون گرم!از تیم تریبون ممنونم که چنین گزارش پر و پیمونی را منتشر کردند. به نظر من پر از نکته بود و می‌شد آن را با گزارش قبلی مقایسه کرد. کار تریبون در تهیه این گزارش آن هم در حوزه‌ای که از شدت کمبود اطلاعات، چیزی از برهوت کم ندارد، لایق قدردانی است.حالا شما بگویید، نظرتان در مورد این تحلیل و در کل، آینده سئوی ایران چیست؟</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Sat, 01 Apr 2023 18:22:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محبوب‌ترین برندکارفرمایی در ایران سال ۱۴۰۱</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza-ebrahimian/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B1-i0lpu84tecyv</link>
                <description>یکی از گزارش‌های جالبی که چند وقت پیش دیدم و به نظرم جدا از جالب بودن، خیلی به درد کسب و کارها می‌خورد «گزارش برندکارفرمایی ایران تلنت در سال ۱۴۰۱» است.خواندن و بررسی این گزارش به شما دید بهتری در مورد کار در مجموعه‌تان می‌دهد و به شما کمک می‌کند تا با ایجاد تغییرات در شرکتتان آن را به برندی دوست داشتنی از نظر کارجوها تبدیل کنید.می‌توانید این گزارش را از طریق لینک زیر دانلود کنید:گزارش برندکارفرمایی ایران تلنت در سال ۱۴۰۱ در این مقاله، برداشت‌خوانی من از این گزارش را مشاهده می‌کنید. من سعی کردم مهم‌ترین و جالب‌ترین نکته‌های این گزارش را گلچین کنم. شخصا از این بررسی لذت بردم. امیدوارم برای شما هم سودمند باشد. قبل از شروع برداشت خوانی بدانید که این گزارش فقط به صورت داده متنی و تصویری نیست. اگر لینک آن را باز کنید می‌بینید که در آن «صدا» و «ویدیو» هم برای درک و ارتباط بهتر خواننده با گزارش وجود دارد. همچنین در گزارش چندرسانه‌ای با مشاور و متخصصان منابع انسانی مثل مدیر منابع انسانی دیوار، نستله ایران، مدیر تجربه کارکنان دیجیکالا و... دعوت شده تا تجربه‌شان را با ما به اشتراک بگذارند.اصلا برندکارفرمایی چیست؟برندکارفرمایی تصویر و شهرت شما به‌عنوان کارفرما در بین کارکنان سازمان و کارجویان است.این گزارش به زبان داده و آمار به ما نشان می‌دهد که اگر روی برندکارفرمایی مجموعه‌مان زمان نگذاشته باشیم در دراز مدت چه آسیبی را به کسب و کارمان وارد می‌کنیم. از نظر من این موضوع خیلی مهمی است؛ اما در ایران به آن بهای چندانی نمی‌دهیم.چرا برندکارفرمایی، مهم است؟وقتی ما برندکارفرمایی را به عنوان یک موضوع مهم در نظر نگیریم، درست مثل آن می‌ماند که مدتی بی‌خیال دندان‌هایمان شویم و سراغی از دندان پزشک نگیریم. در این صورت، دندان‌هایمان هم ناغافل از ما انتقام می‌گیرند و درد دندان، امانمان را می‌برد.من تجربه کار کردن در مجموعه‌ای را دارم که چند سال از آغاز فعالیت آن می‌گذرد و بودجه زیادی را هزینه می‌کند. کارش هم خوب است. ولی چون به برندکارفرمایی اهمیت چندانی نمی‌دهد، هر سال، نیروهای زیادی از شرکت می‌روند.این ماجرا باعث شده است که شرکت نتواند با وجود هزینه زیادی که می‌کند، پایه‌اش را بسازد. چون وفاداری افراد به شرکت خیلی کم است. این در حالی است که همین وفاداری می‌تواند باعث رشد آن شود. به زبان ساده، اینجا دیگر پول یا خلاقیت، حرف اول را نمی‌زند؛ موضوع اصلی، ارتباط انسانی است.به عنوان یک کارجو چطور برندکارفرمایی یک شرکت را اندازه‌گیری کنیم؟دو راه برای این کار وجود دارد. اول اینکه جایی مثل «اطلاعات شرکت‌ها در ایران تلنت» هست که اطلاعات تعدادی شرکت در آنها ثبت شده‌اند و شما می‌توانید با بررسی این اطلاعات و خواندن نظر افراد آن سازمان به شناخت خوبی در مورد آن برسید.دومین راه این است که سری به چنین گزارش‌هایی بزنید. البته به نظر من بررسی کردن شرکت‌ها در ایران تلنت بیشتر می‌تواند به شما کمک کند.مشارکت‌کنندگان این نظرسنجی برای 3 سال آینده خود چه خوابی دیده‌اند؟خوب است که در تمام نظرسنجی ها بدانیم داده آماری برای چه سگمنتی از جامعه است. سن افراد شرکت کننده در آن از ۲۵ تا ۳۵ سال بود. از نظر تحصیلات هم بیشتر آنها در رشته‌های مهندسی و مدیریت، مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد داشتند. من می‌خواهم کسب و کار خودم را داشته باشم!(۲۷٪ از آمار)از نظر من این ماجرا چند دلیل دارد:انسان‌ها ایده‌ها و ماجراهایی در سرشان دارند که چهارچوب تعریف شده شرکت‌ها به آنها اجازه انجام این کار را نمی‌دهد. به همین دلیل، دوست دارند خودشان آن را تجربه کنند.گاهی کارمندها زیر دست مدیرانی مشغول به کار می‌شود که «رییس» هستند تا «مدیر و لیدر». آنها به دلیل‌های مختلفی مثل «نداشتن تجربه» یا «خود آگاهی» کنترل‌گری زیادی روی کارمندانشان دارند و با این کار آنها را آزار می‌دهند.البته این مورد، تجربه شخصی من هم هست. به همین دلیل، کارمندی که با چنین مدیری کار می‌کند با خودش می‌گوید: «کسب و کار شخصی خودم را راه می‌اندازم و از دست این آدم نجات پیدا می‌کنم!» بماند که راه‌اندازی کسب و کار از دور خوش است و آن هم چالش‌های خاص خودش را دارد.با پیشرفت تکنولوژی و روی آوردن مردم به شبکه‌های اجتماعی، پای موضوع دیگری هم به این میدان باز شده که «سوشال کامرس» (Social Commerce) یا «تجارت اجتماعی» نامیده  می‌شود. با استفاده از این بستر، افراد می‌توانند یک پیج کسب و کار شخصی راه‌اندازی کنند و با فروش محصولات و خدماتشان به درآمد قابل توجهی برسند.بدون اینکه در ابتدای هزینه گزافی برای نیروی انسانی و یا ثبت شرکت و مجموعه بدهند.از بقیه آمارهای این بخش چه خبر؟در ادامه می‌بینیم که ۲۳ درصد افراد اعلام کردند که می‌خواهند از شرکتی که در آن مشغول هستند جدا شوند.۲۲درصد اعلام کردند که می‌خواهند از ایران مهاجرت کنند. البته به نظرم این ماجرا در دسته‌های کاری متفاوت، درصدهای مختلفی دارد؛ مثلا در شاخه شغل‌های فنی این آمار بیشتر از این حرف‌ها است. چون کشورهای مقصد مهاجرت مثل «کانادا» بیشتر به دنبال افراد فنی می‌گردد.بخش بسیار غافلگیر کننده، آمار افرادی است که تمایل دارند در شرکت بمانند. بر اساس آمار، از هر ۶ نفر فقط یک نفر می‌خواهد باز هم به کارش در شرکت ادامه دهد. این موضوع نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از شرکت‌ها به برندکارفرمایی توجه چندانی نداشته‌اند.بخشی از این ماجرا هم به تمایل افراد برای انجام کارها به صورت فریلنسری برمی‌گردد. چون افراد زیادی هستند که دوست دارند اختیار زمانشان را در دست خودشان بگیرند و به جای کار در یک بازه زمانی و مکانی مشخص، آزادانه‌تر فعالیت کنند.دیجی کالا، محبوب‌ترین برندکارفرمایی ۱۴۰۱ ایران شدمحبوبترین برندکارفرمایی‌‌های ایرانبر اساس داده‌های ایران تلنت و نتیجه نظرسنجی از ۲۰ هزار نفر «دیجی کالا»، «گروه مپنا»، «گروه اسنپ» و «ایرانسل» در شمار محبوب‌ترین برندکارفرمایی‌های ایران قرار می‌گیرند.در این بخش، ما فقط شرکت‌های بزرگ را می‌بینیم و خبری از کسب و کارهای متوسط نیست که البته به‌دلیل شهرت کم‌تر منطقی هم هست.این بهترین فرصت برای کسب و کارهای کوچک و متوسط است که راه و روش برندکارفرمایی شرکت‌های بزرگ را ببینند از آن یاد بگیرند و آن را در مجموعه خودشان به اجرا دربیاورند.اولویت بندی برندهای کارفرمایی محبوب در ایرانهمان‌طور که در تصویر می‌بینید اولین اولویت «حقوق دریافتی» است. من در جریان هستم که همین امسال، واحد فنی دیجی‌کالا افزایش حقوق چشمگیری را برای کارمندان این بخش اجرا کرده است. چون نمی‌خواست نیروهایش از کشور خارج شوند یا از دیجی کالا به شرکت دیگری بروند.به زبان ساده، دیجی کالا فهمیده است که نیروی انسانی فنی، موضوع کمیابی است و به راحتی نمی‌تواند یک فرد متخصص در یک زمینه خاص را پیدا کرد.نکته مهم دیگر، موضوع «امنیت شغلی» است که وجود آن باعث می‌شود فرد آرامش بیشتری را احساس کند. در واقع، کارمندان نمی‌خواهند مدام نگران این باشند که به دلیل تورم و مشکلاتی از این دست، شاید کارشان را از دست بدهند.جدا از ماجرای پول، متخصصان به رشد کردن هم نیاز دارند. به همین دلیل، یک پله پایین‌تر از میزان درآمد و جایی همراستا با امنیت شغلی، ماجرای «فرصت ارتقا و مسیر شغلی مشخص» قرار دارد. در آخرین پله از این هرم هم مواردی مثل «کار با مدیران شناخته شده»، «مسئولیت‌های اجتماعی سازمان» و «کار با ماهیت چالشی» قرار گرفته‌اند.چرا افراد از شرکت‌ها می‌روند؟با توجه به تجربه نسبی خودم می‌توانم بگویم که یکی از علت‌های نداشتن رابطه خوب با مدیر، «میکرومنیجمنت» (Micro Management) است. به زبان ساده، اگر به کارکنانتان استقلال کاری ندهید، خیلی راحت، شما را ترک می‌کنند.افراد زیادی هستند که دوست دارند سازمان فعلی‌شان را ترک کنند. همان‌طور که گفتیم، یکی از مهم‌ترین دلیل برای این کار «معیشت» است.۱۶ درصد کابران در نظرسنجی گفتند در جایی که هستند می‌مانند چون به آنها اهمیت داده می‌شود.ماجرای ترس از دست دادن کار در شغل‌های بازرسی و کنترل کیفیت چون ما در این شغل، مشغول کنترل کردن کیفیت هستیم، جذاب بودن محصول برایمان موضوع بسیار مهمی است. چون می‌تواند به ما انگیزه بدهد تا بیشتر کار کنیم.برای نیروی توسعه، خلاقیت و آزادی عمل در کار، حکم نان شب را دارد!مفهوم اصلی تیم توسعه «آزادی» است؛ یعنی من به عنوان کسی که در چنین بخشی کار می‌کند می‌خواهم دستم برای به اجرا درآوردن خلاقیت‌ و ایده‌هایم باز باشد. از طرفی، خودم هم به دنبال رشد و توسعه هستم. به همین دلیل به دنبال شرکتی می‌گردم که از پویا و پرتکاپو بودن من استقبال کند.اگر دقت کنید در این تصویر،  دورکاری جزو اولویت‌های آخر است. چنین فردی می‌خواهد در تیم توسعه، فضایی برای تحقیق و توسعه داشته باشد. وقتی یک شرکت برای افراد تیم توسعه این شرایط را فراهم نکند، آنها هم دلیل خود را برای ماندن در شرکت از دست می‌دهند.تدریس و دورکاری به هم گره خورده‌اندتدریس دیگر مثل گذشته نیست؛ یعنی وقتی شما یک مدرس را در مجموعه‌تان استخدام می‌کنید نمی‌توانید او را یکجا بنشانید تا تدریس را انجام دهد.چون فضای کار، آنلاین است. البته به دلیل همه‌گیری کرونا این ماجرا با سرعت بیشتری به سمت دورکاری رفته است. بنابراین، دورکاری و ساعت‌های انعطاف‌پذیر برای افرادی که تدریس می‌کنند خیلی مهم هستند.سه گانه جادویی تولید محتوا، دورکاری و خلاقیتتولید محتوا هم به حضور ۱۰۰ درصدی نیازی ندارد. شما می‌توانید به تولید کننده محتوایتان یک لپ تاپ بدهید و او از هر جایی که باشد کار را برایتان انجام می‌دهد.این موضوع را هم باید در نظر بگیریم که شما نمی‌توانید نسل «Z» را چند ساعت روی یک صندلی بنشانید.در اینجا منظورم تولید محتوا است ولی این موضوع در تمام بخش‌ها تقریبا به همین ترتیب است. شما باید از نظر فیزیک کار به آنها آزادی عمل بدهید و بگذارید به صورت دورکاری هم کارشان را انجام دهند.کرونا امکان دورکاری را به افراد داد و حالا که مزه آن را چشیده‌اند از آن خوششان آمده است. چون به آنها امکان می‌دهد که به کارهای دیگرشان هم برسند.با وجود اینکه متعهد به انجام کار در ساعت ۹ تا ۱۷ نیستند ولی شاید بازدهی‌شان بهتر از زمان حضور فیزیکی در شرکت باشد. البته این مورد از یک شغل به دیگری متفاوت است؛ مثلا موقعیت‌های شغلی همچون «پشتیبانی تلفنی» یا «فروش» نمی‌توانند به صورت دورکاری کارشان را انجام دهند.متخصصان نرم افزار و IT به چه شرکت‌هایی علاقه دارند؟کسانی که در بخش «فناوری اطلاعات» و «نرم افزار» کار می‌کنند معمولا جوان و کمیاب هستند. در واقع، بسیاری از کسانی که در این زمینه عالی هستند مهاجرت می‌کنند. آنهایی هم که الان هستند شاید بعدها بروند.به دلیل اینکه تقاضا برای آنها خیلی زیاد است به راحتی می‌توانند جابه‌جا شوند. به همین دلیل دوست دارند جایی کار کنند که آزادی عمل و دورکاری داشته باشند. از طرفی، شرکتی که برایش کار می‌کنند پرتکاپو و از نظر تکنولوژی، به‌روز باشد.یک محیط کاری ایدئال چه ویژگی‌هایی دارد؟در این بخش از گزارش به دنبال آشناتر شدن با محیط‌های ایدئال از نگاه کارجوها و کارمندان هستیم.کارآموزها به دنبال چه هستند؟ مدیر یا مربی؟اولویت اول برای یک کارآموز آن است که مدیرش، حمایتگر باشد. چون او تازه کارش را شروع کرده است و می‌خواهد کسی دستش را بگیرد.در واقع بیشتر از آنکه به یک مدیر نیاز داشته اشد به دنبال یک مربی می‌گردد تا مسیر را بدون سرزنش کردن به او نشان دهد.کارمندها؛ موجوداتی فراری از شرکت‌های سنتی و مشتاق تکنولوژیکارمندها در این نظرسنجی از شرکت‌های سنتی فراری هستند. آنها به دنبال پیشرفت می‌گردند. شرکت‌هایی که خیلی سنتی کار می‌کنند گوش به زنگ باشند که اگر از قافله تکنولوژی جا بمانند نمره پایینی در برندکارفرمایی می‌گیرند. به زبان ساده، بازار تغییر کرده است. اگر به دنبال نیروی خوب می‌گردید باید قبل از همه خودتان یک شرکت خوب و به‌روز باشید.کارشناس‌ها فقط به دنبال حقوق نیستندکارشناس از کارمند فراتر است. او یک متخصص است که جدا از حقوق، بحث مزیت مالی و معنوی هم برایش اهمیت دارد. این مهم است که از او قدردانی شود یا پاداش دریافت کند. در کنار این موارد، حضور در یک محیط پویا و شاد هم برایش بسیار مهم است.کارشناسان و مدیران ارشد به استقبال چالش‌ها می‌روندافراد باتجربه که کارشناس و مدیر ارشد یک تیم هستند از کارهای روتین دوری می‌کنند و این موضوع از تلاشی که سال‌ها انجام دادند تا به اینجا برسند پیدا است.هر گروه سنی چه محیط کاری را می‌پسندند؟این بخش، یکی از جالب‌ترین قسمت‌های این گزارش بود. چون به روشنی، رابطه میان خواسته‌های یک فرد و سن او را به نمایش می‌گذاشت.افراد کمتر از ۲۰ سال، اول به محصول نگاه می‌کنندافرادی که با سن کمتر از ۲۰ سال وارد یک شرکت می‌شوند تجربه کمی دارند و قبل از هر چیزی به زرق و برق محیط کاری و محصول نگاه می‌کنند. چون می‌خواهند با آنها رشد کنند.۲۰ تا ۲۴ ساله‌ها به دنبال یک محیط کاری شاد هستنددر این سن، افراد تازه از دانشگاه بیرون آمده‌اند یا هنوز دانشجو هستند. به همین دلیل می‌خواهند جایی کار کنند که زندگی و کار را با هم تجربه کنند. در این بازه سنی، افراد توجه کمتری به تعادل میان کار و زندگی دارند. چون معمولا در این سن هنوز خانواده تشکیل نداده‌اند و کار برایشان از هرگونه اجبار معیشتی خارج است.من هم تجربه کار کردن با این افراد را دارم. بنابراین، اگر می‌خواهیم چنین افرادی را استخدام کنیم باید محیط کاری آنها شاد و قابل رشد باشد تا جایی که کار را خانه خودش ببینند.۲۵ تا ۳۰ ساله‌ها در جستجوی تعادل میان کار و زندگیدر این بازه زمانی، افراد می‌خواهند به یک جمع‌بندی از خودشان و زندگی‌شان برسند. به همین دلیل دیگر فقط نمی‌خواهند کار کنند. بلکه به دنبال لذت بردن از زندگی، تفریح و گذراندن وقت با خانواده هم هستند.۳۰ سال به بالا در جستجوی مزایاافراد ۳۰ سال به بالا، بیشتر از هر چیزی به دنبال امنیت شغلی و مزایایی هستند که هنگام کار دریافت می‌کنند؛مثلا چقدر پاداش، عیدی و سنوات می‌گیرند؟چون سنشان بنسبت قبل بالا رفته است و می‌خواهند از این مزایا برای خانواده‌شان استفاده کنند. کار کردن با مدیر شناخته شده هم برایشان مهم است. چون دیگر نمی‌توانند با هر کسی کار کنند. چنین افرادی چندین سال سابقه کار دارند.بالای ۳۵ سال؛ وقتی معیارها کم‌کم عوض می‌شونداین مورد برای خودم هم جالب بود که 35 سال به بالا، بیشتر به دنبال این هستند که ارزشی به جامعه اضافه کنند. به همین دلیل دوست دارند شرکتی که برایش کار می‌کنند هم در راستای ارزش‌هایشان قدم بردارد.فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های مختلف چه نگاهی به ماجرای محیط ایدئال دارند؟می‌توانید با استفاده از نمودارهای زیر، دغدغه افراد فارغ‌التحصیل از دانشگاه‌های «دولتی»، «دانشگاه آزاد اسلامی» و «دانشگاه‌های خارج از ایران» را به رسم شکل، ببینید. میزان حقوق دریافتی همچنان صدرنشین این ماجرا است.چه نکاتی رو از این گزارش برای خودم برداشتم؟برندکارفرمایی دیگر مثل گذشته، کم اهمیت نیست. بلکه به یک رقابت میان شرکت‌ها تبدیل شده است. اگر به عنوان یک شرکت به دنبال جذب نیروهای ضعیف هستید و می‌خواهید مدام با آنها کلنجار بروید، به برندکارفرمایی نیاز چندانی پیدا نمی‌کنید.۱. توجه نکردن به برندکارفرمایی، هزینه‌های پنهان زیادی داردشرکت‌هایی که برندکارفرمایی خوبی دارند در مذاکره کردن، به دست آوردن نیروهای ارزان و حفظ نیروها بهتر عمل می‌کنند.۲. ساخته شدن برند، صبوری می‌خواهدمدیریت برندکارفرمایی یک فرایند طولانی مدت است. به این معنی که شما باید برای مدتی طولانی در این زمینه تلاش کنید تا در نهایت بتوانید نتیجه آن را ببینید.۳. روی هدف خودتان متمرکز باشیدشما نمی‌توانید برای همه آدم‌ها همه مشتری‌ها و همه کارجوها یک برند درجه یک باشید. یک برند خوب، انتخاب می‌کند که مخاطبانش او را با چه شهرتی بشناسند.این سه ذهنیت به همه برندها کمک می‌کنند تا برندکارفرمایی خودشان را بهتر کنند. اگر به دنبال نکته‌های اجرایی برای بهبود برندکارفرمایی هستید، می‌توانید از شش نکته زیر هم کمک بگیرید.۴. از برند مشتری برای بهبود برند کارفرمایی کمک بگیریدبرندکارفرمایی زمانی شروع می‌شود که شما قبلا روی «برند مشتری» کار کرده باشید. چون ما برند را به دو بخش تقسیم می‌کنیم؛ اول «برند مشتری» یعنی چیزی که مشتریان ما آن را از بیرون می‌بینند و دوم «برندکارفرمایی» یعنی آدم‌های درون سازمانمان ما را چطور می‌بینند. می‌توانید برند مشتری را به پُلی برای بهبود برندکارفرمایی خود تبدیل کنید.۵. پیشنهاد ارزش کارفرمایی خودتان را سفارشی سازی کنیدشرکت‌های مختلف دنیا برای مخاطبان مختلفشان پیشنهاد ارزش کارفرمایی مختلفی را تعریف می‌کنند؛ مثلا برای کسانی که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده‌اند پیشنهاد همکاری با افراد به نام و مشهور را می‌دهد.از آن طرف، به کسانی که سابقه کاری خوبی دارند حقوق بالا را پیشنهاد می‌کنند. شما هم می‌توانید پیشنهاد ارزش کارفرمایی خودتان را به چند بخش ویژه تقسیم کنید. نکته مهم در این بخش آن است که حتما چیزی را به عنوان ارزش پیشنهادی برندکارفرمایی خودتان انتخاب کنید که بتوانید به آن عمل کنید.۶. در زمینه برندکارفرمایی، فعالانه تلاش کنیدمواردی مثل «تدوین کردن نقشه سفر همکاری کارکنان»، «حضور فعال در نمایشگاه‌ها و ایونت‌ها» و انواع فعالیت‌ها برای حضور پویا در عرصه منابع انسانی به افزایش کیفیت برندکارفرمایی شما کمک می‌کنند.۷. به شبکه‌های اجتماعی توجه کنیدپیج اینستاگرام وبسیمالایفشما می‌توانید به عنوان کسی که کسب و کاری دارد یک پیج اینستاگرام مخصوص تیمتان راه‌اندازی کنید و حال درون تیمتان را با بقیه به اشتراک بگذارید. از نمونه‌های وطنی این فعالیت می‌توانیم به «دیجی کالا»، «وبسیما»، و «زومیت» اشاره کنیم که پیج ویژه‌ای را برای این ماجرا به راه انداخته‌اند و در حال حرف زدن از حال درون سازمان و تیمشان هستند.۸. به همسان سازی نیرو با سازمان و فرایندهای خروج توجه ویژه داشته باشیدشرکت‌های خوب دنیا، فرایندهای ورود و خروج افراد به سازمانشان را جدی می‌گیرند، برایش برنامه‌ریزی کرده و آن را به یک اتفاق به یاد ماندنی برای افراد تبدیل می‌کنند. نظرتان را برایم بنویسیدممنونم که تا انتهای این برداشت خوانی با من همراه بودید. امیدوارم این ماجرا برایتان مفید بوده باشد. خوشحال می‌شوم اگر نظرتان در مورد این برداشت خوانی را در کامنت‌ها برام بنویسید تا من هم فرصتی برای تماشای این ماجرا از دریچه نگاه شما داشته باشم.</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Sun, 11 Sep 2022 12:56:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویداد یکتانت و نکات جالب آن از دید مارکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza-ebrahimian/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AA-etejeyhqdrak</link>
                <description>مرداد ۱۴۰۱ پلتفرم تبلیغات اینترنتی «یکتانت» رویداد سالا‌نه‌ای از عملکرد خود برگزار کرد. در این پست ویرگولی قرار است شما را با خودم همراه کنم و نکته‌هایی جالب و کاربردی از این رویداد را با شما به اشتراک بگذارم. با من همراه باشید.چرا چنین رویدادهایی برگزار می‌شوند؟قبل از هر چیز باید توجه داشته باشیم که این یک رویداد «برند محور» بود؛ یعنی یکتانت در این ماجرا بیشتر از هر چیزی در حال ترویج و پروموت برند خودش بود و می‌خواست قدرت برند خودش را به نمایش بگذارد. که البته هیچ ایرادی هم ندارد.تقریبا همه این کار را انجام می‌دهند. برای این کار، هر برند باید ماجرا را به گونه‌ای پیش ببرد که حضار خسته نشوند و رویداد، بیش از اندازه تبلیغاتی جلوه نکند. نکته دیگر اینکه چنین رویدادهایی برای محصولات و سرویس‌هایی که چند سالی از عمرشان می‌گذرد و مخاطبان خودشان را پیدا کرده‌اند برگزار می‌شود.ادنتورک یکتانت چطور کار می‌کند؟یکی از چالش‌های اصلی یکتانت همین «نمایش» تبلیغات است. در واقع، این ماجرا سه بخش اصلی دارد:شما(به عنوان مخاطب تبلیغات)کسی که تبلیغی را به یکتانت داده استناشران (یا سایت‌های مختلف که تبلیغ در آنها پخش می‌شود)یکتانت برای هر یک از این دسته‌ها سه سایت اصلی دارد. هدفش هم این است بازی را به صورت برد-برد-برد پیش ببرد. برای این کار باید تبلیغ درست را به کاربر درست در مکان درست به نمایش بگذارد. این بزرگترین نکته‌ای است که در ادنتورک‌ها اهمیت زیادی دارد.برای من جالب بود که پارامترهای این موضوع در رویداد توضیح داده شد. همان طور که در تصویر بالا می‌بینید مواردی مثل «نرخ کانورژن»، «بودجه کمپین»، «قیمت کلیک»، «مخاطب» و «نرخ کلیک به نمایش» پارامترهای اصلی در این به اصطلاح «مچینگ شدن» هستند. آقای «سینا عطاران» از تیم یکتانت می‌گوید: «چالش اصلی ما مچینگ بین تبلیغات و کاربر درست است.»تقسیم بندی داده‌ها؛ تلاشی برای مدیریت بهتر دیتاهاروش یکتانت در مدیریت داده‌ها برایم بسیار جالب بود. این ادنتورک، داده‌ها را به سه دسته «کاربران سطح وب»، «محتوای صفحات وب» و «فیدبک نمایش تبلیغات» تقسیم بندی کرد. در واقع، سیستم یکتانت تعدادی الگوریتم تعریف شده دارد که تعیین می‌کند چه تبلیغاتی به چه کسانی و در چه زمانی نمایش داده شود. الگوریتم یکتانت سعی می‌کند با استفاده از «فیدبک خود» و «الگوریتم‌های یادگیری تقویتی»، عملکردش را به‌روز کرده و آن را ارتقا دهد. این ماجرا با توجه به داده‌های فراوانی که باید توسط این ادنتورک مدیریت شوند هوشمندانه است.تقسیم بندی ۱۵ میلیون صفحه به ۱۵ میلیون دستهدر یکتانت ۱۵ میلیون صفحه وجود دارد که به آنها تگ زده می‌شود. گذشته از این روزانه ۵ هزار صفحه هم به آنها اضافه می‌شوند. نکته جالب برای من این بود که این ۱۵ میلیون صفحه توسط یکتانت به ۱۵ میلیون دسته تقسیم شده‌اند. جالب اینکه قرار است تعداد این سگمنت‌ها تا پایان سال به ۳۰ عدد برسد. نگاهی به مقیاس یکتانتبه طور متوسط، روزانه ۲ میلیارد ایونت از کاربران به سمت یکتانت می‌رود. در کنار این ماجرا روزانه یک میلیارد درخواست نمایش تبلیغ هم از این ادنتورک می‌شود که در جای خودش مقیاس بزرگی است.یکتانت از دریچه مدیران محصولدومین بخش از رویداد یکتانت در مورد محصولات این ادنتورک بود که توسط دو مدیر محصول آن یعنی خانم‌های «اسماعیلی» و «پوران» توضیح داده شد. در این بخش دو نکته بسیار جالب بودند. اول موضوع «Real-time bidding» بود که نوعی مزایده است.البته ماجرای مزایده در ادنتورک‌ها کمی پیچیده‌تر از مزایده‌های معمولی است. ولی یک نکته جالب در مورد مزایده یکتانت وجود داشت که برایم جالب بود. آن نکته این بود که لزومی ندارد کسانی که در این مزایده‌ها شرکت می‌کنند حتما با یکتانت کار کنند.در واقع، کسانی که از دیگر پلتفرم‌های تبلیغاتی هم استفاده می‌کنند می‌توانند از طریق «Real-time bidding» تبلیغاتشان را به نمایش بگذارند.یک ایده کارساز؛ اشتراک مخاطبموضوع بعدی که برایم جالب بود در آینده انجام می‌شود ماجرای «اشتراک گذاری مخاطبان» است. اجازه بدهید برایتان مثالی بزنم.مثلا من سایت «دیجیتالینگ» را با ماهانه ۱۰ هزار بازدید کننده دارم. می‌توانم بازدید کننده‌های خودم را با سایت دیگری به اشتراک بگذارم و در عوض آن پول بگیرم یا حتی آنها را با تبلیغ دهندگان دیگر مشترک شوم. این ماجرا باعث می‌شود که سرعت رشد من بسیار بالا برود. به ویژه اگر به تازگی کارم را شروع کرده باشم می‌توانم خیلی سریع‌تر پیش بروم.روش‌های خلاقانه یکتانت برای افزایش حجم مخاطبان1. سرویس ریکامندیشندر این سرویس با توجه به «تاریخچه جستجو» و «علاقه‌ای که مخاطب به یک موضوع خاص از خودش نشان داده است» تبلیغ‌هایی با همان حال و هوا و موضوع به او نشان داده می‌شوند.2. نمایش تبلیغات به صورت محتوامحوریکتانت، محتوای سایت نمایش دهنده را آنالیز می‌کند و بر اساس همان موضوع، تبلیغات را به نمایش می‌گذارد؛ مثلا اگر محتوای سایت در مورد تعطیلات باشد، تبلیغ سایت تخفیفان به اون نشان داده می‌شود.توضیحات جالب مدیر ارتباط با نمایش دهندگان یکتانتمن از داستان سرایی آقای «آرمان آیت‌اللهی» خیلی خوشم آمد. ماجرای این داستان سرایی در مورد یکی از اهالی روستای «بنود» بود که در میان ۶۹۱ نفر اهالی آن به عنوان تنها ناشر تبلیغات آن منطقه کار می‌کرد و ماه گذشته ۱۵ میلیون تومان درآمد داشت. نکته جالب دیگر، ناشر ۱۳ ساله‌ی‌ یکتانت بود.آرمان آیت اللهی به آمار جالب دیگری هم اشاره کرد مثلا اینکه:حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد کلیک‌هایی که توسط کاربر در وب فارسی روی آیتم‌های تبلیغاتی انجام می‌شود از مسیر یکتانت استاز هر ۱۰۰۰ کلیک، حدود ۷۰۰ تای آنها قبول می‌شوند و بقیه کلیک‌های تقلبی هستنداتفاقا من در کمپین بلک فرایدی دیجیتالینگ که بخشی از آن همکاری با یکتانت بود با همین مشکل روبه‌رو شدم و سایتی را که کلیک‌های فیک ارسال می‌کرد به یکتانت گزارش دادم.در نهایت این ماجرا باعث قطع همکاری این شبکه تبلیغاتی با وب‌سایت متخلف شد. اگر دوست داشتید بقیه ماجرای کمپین بلک فرایدی دیجیتالینگ را با جزئیات مطالعه کنید، می‌توانید سری به محصول «مستند کمپین بلک فرایدی» بزنید.تحلیل نظرات مشتریان با هدف بهینه سازی در یکتانت، نظرات مشتریان، بررسی و تحلیل شده سپس با تیم‌های مختلف به اشتراک گذاشته می‌شوند. در نهایت برای آنها برنامه ریزی هم می‌شود. این اتفاقی است که در دراز مدت باعث رشد کسب و کارها می‌گردد.در بخش دیگری «محسن محمودیان فرد» مدیر پشتیبانی مشتریانِ یکتانت، توضیح داد که به واسطه نظرسنجی‌ها متوجه شدند دانش دیجیتال مارکتینگ افرادی که با یکتانت همکاری می‌کنند کم است. به همین دلیل تیمی ۳۰ نفره را برای مشاوره و آموزش آنها در نظر گرفتند. به نظرم این کار جالبی بود.نیروی متخصص، همچنان نایاب استمدیر منابع انسانی یکتانت در مورد کمبود نیروی متخصص صحبت کرد. این مورد برای من خیلی عجیب بود. چون دوره‌ها و کلاس‌های آموزشی، بسیار زیاد هستند.بنابراین، یا افراد در این دوره‌ها شرکت نمی‌کنند یا کیفیت دوره‌ها پایین است و پروژه محور نیستند. من در دیجیتالینگ نهایت تلاشم را به کار بستم تا دوره‌های دیجیتال مارکتینگ کاربردی، پروژه محور و بر اساس تجربه‌هایی که کسب کردیم باشند.راه‌اندازی وبینارها برای آموزش جمعیخانم «معظمی» مدیر ارتباطات یکتانت هم به نکته جالبی اشاره کرد و گفت: «ما در طول یکی دو سال گذشته ۶۵ وبینار را توسط ۵۵ مدرس برگزار کردیم و ۱۱ نفر یونیک در این وبینارها شرکت کردند.»این ایونت از نظر من چطور بود؟در کل، می‌توانم بگویم که رویداد سالانه یکتانت، رویداد خوبی بود ولی می‌توانست بهتر از این باشد؛ مثلا اینکه:ماجرای تبلیغات در آن محتوامحورتر باشدبقیه سخنران‌ها هم می‌توانستند مثل آقای «آرمان آیت‌اللهی» موضوع گفتگوی خودشان را به صورت داستانی جذاب به اطلاع دیگران برسانندداده‌های این رویداد می‌توانست از ریاضی بودن درآیند و انسانی‌تر شوندحتی می‌توانستند به یکی از ناشران یکتانت که در یک شهرستان دورافتاده است سر بزنند، با او مصاحبه کنند و ماجرایش را به گوش بقیه برسانند؛ اینکه چقدر تلاش کرده، چقدر پول درآورده و ... .شما هم بگوییداین مقاله، برداشت و نظر من از رویداد سالانه یکتانت بود. آیا شما هم در این رویداد شرکت کردید؟ نظر شما در مورد آن چه بود؟</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Mon, 01 Aug 2022 17:20:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل گزارش ۱۴۰۰ دیجی‌کالا از نگاه یک مارکتر</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza-ebrahimian/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0-l8ucdmqgibhw</link>
                <description> به عنوان فردی که در فضای آنلاین کار می‌کند معتقدم که گزارش سال ۱۴۰۰ دیجیکالا، چیزی مثل یک کتاب درسی است. به همین دلیل، چند ساعتم را برای بررسی و تحلیل این گزارش گذاشتم و حالا می‌خواهم این برداشت خوانی از گزارش دیجی‌کالا  را با شما هم به اشتراک بگذارم.توجه: خواندن این برداشت خوانی به کار «مارکترها» و هر کسی که در فضای آنلاین مشغول کسب درآمد است می‌آید. امیدوارم بررسی‌های من برایتان مفید باشند و بتوانید سهم بیشتری از داده‌های این گزارش را برای خودتان بردارید.پ.ن: این برداشت خوانی، فقط نظر من در مورد گزارش منتشر شده سال ۱۴۰۰ توسط دیجی‌کالا  است. شاید شما با آن موافق باشید یا نباشید. نکته مهم این است که همه ما بتوانیم از این گزارش‌ها درس بگیریم و برای بهبود کسب و کارمان از آنها استفاده کنیم.گروه دیجی‌کالا؛ سرپناهی برای مجموعه‌ای از امیدها، تلاش‌ها و امیدواری‌ به آیندهدیجی‌کالا  دیگر فقط یک فروشگاه اینترنتی نیست!دیجی‌کالا  زیرساختی را با عنوان «فروشگاه اینترنتی» آغاز کرد؛ اما به همان قد و قواره راضی نشد و سعی کرد در بخش‌های مختلفی خودش را گسترش دهد.می‌توانیم این موضوع را در شاخه‌های مختلفی که اکنون فعالیت می‌کند و حتی همین گزارشی که منتشر کرده است ببینیم. به نظر من این گزارش، نسبت به گزارش سال گذشته بسیار پر و پیمان‌تر و حرفه‌ای‌تر شده است و قدرت دیجی‌کالا  را به نمایش می‌گذارد. دیجی‌کالا  با بخش‌هایی مثل «دیجیفای»، «دیجی کلود» و «دیجی اکسپرس» در کنار این ماجرا که خودش یک خرده فروشی بزرگ است، خدمت رسانی به خرده فروشی‌های دیگر در ایران را هم انجام می‌دهد. نگاهی برق‌آسا به همه چیزطبعا ترافیک و ظرفیت ارسال و پردازش دیجیکالا هر سال بیشتر می‌شود. برای من جالب است که دیجی‌کالا  زمان بازدید از وب‌سایتش را به طور میانگین، شش دقیقه در نظر گرفته است. اگر شما یک فروشگاه اینترنتی دارید می‌توانید آن را با خودتان مقایسه کنید.البته ای کاش دیجی‌کالا  در این گزارش، میانگین کسانی که ثبت نام کردند یا کسانی که در طول یک روز از سایت خرید می‌کنند را هم در اختیارمان می‌گذاشت. چون مطمئنم که عددش بسیار بیشتر از این حرف‌ها است.بدانید و آگاه باشید که...به دلیل اینکه داده‌ها در ایران کم هستند یا بهتر است بگوییم خیلی کم راهشان را به سمت انتشار کج می‌کنند، این گزارش خیلی به ما جهت می‌دهد. دست‌کم می‌توانیم اینطور بگوییم که «یکی از بزرگترین فروشگاه‌های خاورمیانه این چنین است» و آن را با خودمان مقایسه کنیم.رشد رتبه ایران در خرده فروشی آنلاین با دیجی‌کالا همان طور که در تصویر می‌بینید هنوز جای چندان خوبی در فهرست خرده فروشی‌های جهانی نداریم اما باز هم باید به نیمه پر لیوان نگاه کنیم. چون نسبت به سال‌های گذشته 25 درصد رشد کرده‌ایم و بخشی از این ماجرا را مدیون رشد دیجی‌کالا  هستیم.چون از نظر من دیجیکالا به کسب و کارها مسیر خرده فروشی آنلاین را نشان می‌دهد.پر سفارش‌ترین روزها در دیجی‌کالا  کدامند؟ خواندن گزارش‌هایی مثل دیجی‌کالا  می‌تواند به ما دید مناسبی از وضعیت کلی بازار آنلاین بدهد و بگوید که رخ دادن بعضی چیزها طبیعی هستند؛ مثلا اینکه هفته اول و دوم «فروردین» تقریبا خلوت است و خبری از سفارش‌های آنچنانی نیست.من در «دیجیتالینگ» هم تجربه این ماجرا را داشتم. ما کمپینی را در طول عید نوروز برگزار کردیم که از نظر خودمان قرار بود نتیجه خوبی داشته باشد ولی ظاهرا مشتریان ما اینطور فکر نمی‌کردند. چون بالاخره بعد از دو سه سال درگیری با کرونا فرصتی برای سفر رفتن پیدا کردند و ترجیح دادند از این ماجرا نهایت استفاده را ببرند.«آذر ماه» را در نظر بگیرید که در آن فقط یک روز از ماه پرفروش بوده است. این مورد هم به زمان بندی مشتری‌ها برمی‌گردد که خریدهایشان را برای یک روز خاص یعنی «بلک فرایدی» برنامه‌ریزی کردند.موج بعدی خرید هم تا «دی ماه» و «شب یلدا» دوباره به بازار خریدهای اینترنتی باز می‌گردد؛ یعنی آدم‌ها اینقدر خودشان را به این یکی دو روز مشغول کردند که موج خریدها در آذر و دی ماه کمرنگ شده است. تکلیف «بهمن» و «اسفند» هم که روشن است؛ به ویژه هفته آخر اسفند که به علت نزدیک بودن به تعطیلات نوروز، مردم بیشتر خرید کردند.مشخصا خیلی از خریدهای ما احساسی هستند؛ یعنی ما بر اساس نیازمان خرید نمی‌کنیم. بلکه خریدهایمان را با هیجان در یک بازه زمانی خاص که از دیگران جا نمانیم انجام می‌دهیم.به عنوان یک صاحب کسب و کار بهتر است این روزها را زیر نظر داشته باشید و بفهمید که چرا این اتفاق افتاده است؟ چرا فروش زیاد یا کم بوده و قضیه اصلی پشت این ماجرا چیست؟ این درک و آگاهی می‌تواند به ما کمک کند. پر بازدیدترین زمان‌ها؛ مجالی برای کشف لحظه‌های طلاییقبل از هر چیزی باید بگویم که کاش دیجی‌کالا  پر بازدیدترین زمان‌های سفارش را هم در گزارش خود می‌آورد؛ اما این ماجرا هم خالی از لطف نیست.اگر به این تصویر نگاه کنید می‌بینید که تقریبا از ۹ شب به بعد، رفته رفته بازدید در حال افزایش است و در ۱۲شب، تقریبا بیشتر از همه زمان‌ها بازدید وجود دارد. در میان اهل فن، این بازه زمانی «پاساژ گردی آنلاین» صدا زده می‌شود. بین ۱۲ تا ۲ ظهر هم چون زمان استراحت کارمندان محسوب می‌شود آمار بازدید زیاد است.از این داده‌ها یاد می‌گیریم که ما هم به عنوان یک کسب و کار، اگر هدفمان نفوذ به ذهن مشتریانمان است می‌توانیم از این بازه‌های زمانی برای رسیدن به هدفمان و حتی افزایش ترافیکمان استفاده کنیم.البته نباید این زمان‌ها را به عنوان یگانه مرجع خودمان در نظر بگیریم؛ چون خودمان هم سایت داریم، تحلیل و بررسی هم می‌کنیم. می‌توانیم زمان خودمان را در کنار این زمان‌ها که تقریبا پیک ترافیک در ایران را نشان می‌دهند بگذاریم. حتی می‌توانیم از این داده‌ها برای کمک به پیدا کردن بهترین زمان ارسال پست‌هایمان در شبکه‌های اجتماعی کمک بگیریم.پُر جستجوترین کالاها در دیجی‌کالا  کدامند؟به دلیل‌های ریز و درشت، می‌توان از این بخش استفاده‌های زیادی کرد. اول برویم سراغ گوشی موبایل. نکته ماجرا اینجا است که «پرجستجوترین» به معنای «پرفروش‌ترین» نیست. از نظر من گوشی موبایل، اسباب بازی آدم بزرگ‌ها است. به همین دلیل، قبل از اینکه آن را بخرند حسابی در موردش تحقیق می‌کنند.مورد بعدی که در این گزارش خیلی خودنمایی می‌کند «بالا بودن جستجوی کتاب» است. من اصلا فکر نمی‌کردم که سرچ کتاب اینقدر رشد کرده باشد. امیدوارم که اتفاق‌های خوبی برای فرهنگ ما در حال رخ دادن باشد.در پله‌های بعدی این نمودار «هندزفری»، «ساعت هوشمند» و «ماگ» نشسته‌اند. این ماجرا به سایت‌های اینترنتی کوچک نشان می‌دهد که می‌توانند در این زمینه‌ها وارد عمل شوند. موارد دیگری هم هستند که دلیل‌های مختلفی برای سرچ شدن دارند؛ مثلا «ماسک» هم سرچ بالایی داشته که دلیلش «کرونا» است. «روغن جامد» به دلیل گرانی که در چند وقت گذشته به وجود آمد یا محصول بهداشتی جنسی «کاندوم» که آن هم به دلیل اینکه مردم زیاد با خرید حضوری آن از داروخانه احساس راحتی نمی‌کنند در بلای این نمودار نشسته است. یکی دیگر از پرجستجوترین محصولات «رینگ لایت» بود که این هم به دلیل موجی از اشتیاق به تولید محتوای ویدیویی به وجود آمده است. نگاهی به سن و سال کاربران دیجی‌کالا در این بخش، یک داده تقریبا تکراری را می‌بینیم. در واقع، اگر چند گزارش را بخوانید متوجه می‌شوید که تقریبا نسبت خانم‌ها به آقایان در حضور اینترنتی، ۳۰ به ۷۰ است. تقریبا ۴۰ درصد از رده سنی هم مربوط به افراد بین ۲۵ تا ۳۴ سال است.مصرف کننده نهایی این کالاها در خانم‌ها خیلی بیشتر از ۳۰ درصد است و گاهی اوقات آقایان بیشتر نقش خرید کننده برای همسرشان، خواهرشان، مادرشان یا ... را بازی می‌کنند. حتی شاید فرد اصلی که پشت سیستم نشسته است و خرید را انجام می‌دهد، یک خانم باشد. موبایل، پیروز میدان ابزارهای خرید!این تصویر گویای یک حقیقت جالب است. چه از نظر سفارش و چه بازدید و ... تقریبا موبایل، برنده ماجرا اپلیکیشن موبایل دیجیکالا است.شاید صاحبان فروشگاه‌های اینترنتی با خواندن این بخش دچار اشتباه شوند و با خودشان فکر کنند که اگر دیجی‌کالا  اینقدر با اپلیکیشن خوب می‌فروشد پس چرا ما برای سایتمان اپ نداشته باشیم؟ در پاسخ باید بگویم که طرف حساب ما دیجی کالا است.برندی که ۱۵ سال است با قدرت در بازار خرده فروشی ایران فعالیت می‌کند و بسیاری از مردم، اپ آن را در گوشی‌شان نصب کرده‌اند. شما چند سال است که فعالیت می‌کنید؟ مردم چقدر فروشگاه اینترنتی شما را می‌شناسند؟من موافق داشتن اپ برای فروشگاه‌های اینترنتی نیستم. تجربه‌های ناموفق زیادی را هم در مورد اپ فروشگاهی دیدم. پیشنهاد من این است که اگر می‌خواهید به سمت تولید اپ برای کسب و کارتان بروید این کار را در صورتی انجام دهید که مشتریان دائمی زیادی دارید که پیوسته از شما خرید می‌کنند. از نظر من چیزی که می‌تواند این شکاف را پر کند، داشتن یک نسخه موبایل خوب از وب‌سایتتان است.چون اگر نگاهی به تصویر بالا بیندازید می‌بینید که خیلی از خریدهای آنلاین با موبایل وب هستند؛ یعنی کاربرها اول با گوشی در مورد چیزی که می‌خواهند جستجو می‌کنند و اطلاعات به دست می‌آورند سپس برای خرید راحت‌تر به سراغ لپ تاپ می‌روند یا حتی در همان نسخه موبایل وب، خریدشان را تکمیل می‌کنند. پس نکته مهم، موبایل وب بودن است و نیازی به هزینه فراوان برای ساخت اپ موبایل نیست. مشتری‌های بامزه‌ی دیجی‌کالا  با خریدهای عجیب!برداشت من این است که شاید این فرد ۳۳ هزار کالا را برای مغازه و به صورت عمده خرید کرده باشد.دومی هم پر خریدترین مشتری دیجی‌کالا  است که چیزی حدود 23 میلیارد تومان خرید کرده و 4 هزار کالا را از دیجی‌کالا  سفارش داده است.  حتی شاید جهیزیه باشند. چون من شنیده‌ام برخی جهیزیه را آنلاین سفارش می‌دهند. این قسمت، نکته چندانی نداشت. می‌توانیم آن را به عنوان یک زنگ تفریح در نظر بگیریم.مشتریان دیجی‌کالا  چطور دست به جیب می‌شوند؟پرداخت آنلاین، سال به سال در حال افزایش است. فکر می‌کنید چه دلیل‌های دیگری باعث افزایش پرداخت آنلاین شدند؟ اجازه بدهید برایتان بگویم:اپیدمی کروناکرونا روی این ماجرا تاثیر گذاشت و خریدهای آنلاین افزایش پیدا کرد. فقط ای کاش این افزایش خرید و پرداخت آنلاین به دلیل خوشحال کننده‌ای ایجاد می‌شد.فعال شدن رمز پویابا وجود اینکه «رمز پویا» با خودش پیچیدگی‌های زیادی را به دنبال آورد و ما مارکترها با آن مخالف بودیم، ولی این ماجرا باعث شد که کاربرها بیشتر اعتماد کنند و راحت‌تر خرید آنلاین انجام دهند.البته این مورد را در نظر بگیرید که ما در حال بررسی دیجی‌کالا  هستیم. شاید برای دیگر سایت‌های فروشگاهی، چنین اتفاقی نیفتد و مدل‌های دیگری از پرداخت، رواج داشته باشند.کیف پول‌ها، آینده خریدهای آنلاین هستندبه نظر من این رویداد در ایران کاملا قابل پیش بینی است. در آینده‌ای نه چندان دور، بیشتر مردم با شارژ کردن کیف پول‌های آنلاین به‌صورت، خریدشان را انجام می‌دهند. بدون تردید این موضوع برای مجموعه‌های مختلف، سودمند است؛ مثلا اگر من یک فروشگاه اینترنتی داشته باشم روی کیف پول، مانور بیشتری می‌دهم.حتی می‌توانم به مشتریانم بگویم که اگر کیف پولشان را شارژ کنند به آنها تخفیف می‌دهم، درصدی از مبلغ خرید را در کیف پولشان می‌ریزم یا ارسال را رایگان می‌کنم. در نهایت، تمام این موارد برایم آورده خواهند داشت. چون مشتریانم دوباره به سایت برمی‌گردند و برای خرج کردن موجودی کیف پولشان دست به خرید می‌زنند. در حقیقت، این ماجرا یکی از روش‌های «ریتنشن مارکتینگ» است.نکته آخر اینکه اگر در کل فقط یک کیف پول وجود داشت که کاربران با شارژ آن می‌توانستند از تمام فروشگاه‌های آنلاین خرید کنند عالی می‌شد.اهمیت سگمنت مشتریان به معنای واقعیدو بخش مهم و مشتری‌محور در دیجی‌کالا  وجود دارند به نام‌های «دیجی کلاب» و «دیجی پلاس». دیجی کلاب، باشگاه مشتریان دیجی‌کالا  است. دیجی کالا این جذب کردن را از طریق دعوت از مشتریانش برای نوشتن نظرشان در مورد محصولاتی که خریده‌اند، سر زدن روزانه به سایت و سه بار خرید در ماه انجام می‌دهد. این ماجرا مشتریان بالفعل را بالفعل‌تر می‌کند. خدمات ویژه دیجی‌کالا  برای مشتری‌های یکی یک دانه‌اشتصور کنید من به دلیل اینکه سالی ۱۵ بار از دیجی‌کالا  خرید می‌کنم عضو باشگاه مشتریان می‌شوم، حالا تکلیف کسانی که هفتگی خرید می‌کنند چه می‌شود؟ بخش «دیجی پلاس» به همین دلیل راه‌اندازی شده است.مشتری‌ها می‌توانند با پرداخت یک حق اشتراک از مزیت‌های مختلفی مثل «ارسال رایگان»، «بازگشت بخشی از مبلغ خرید به کیف پول دیجی‌کالا» و ... استفاده کنند. این موضوع مهمی است که دیگر فروشگاه‌های اینترنتی هم می‌توانند از آن استفاده کنند؛ یعنی برای برخی از مشتری‌هایشان اهمیت بیشتری قائل می‌شوند. در واقع، شما مشتری‌هایتان را به چند دسته شبیه زیر، سگمنت بندی می‌کنید:مشتری‌هایی که گهگاهی خرید می‌کنندمشتری‌هایی که تکرار خرید دارندمشتری‌های خوش خریدالبته این را هم در نظر داشته باشید که در مدل‌های مختلف «RFM» ما تا ۱۱ سگمنت هم می‌توانیم داشته باشیم ولی برای آنها دو دسته اصلی ایجاد می‌کنیم تا میزان فروشمان را افزایش دهیم. بررسی یک شاخص ساده اما بسیار کارگشا: NPSما در دیجیتالینگ هم از این شاخص استفاده می‌کنیم. ماجرای «NPS» از این قرار است که از مشتریانمان می‌خواهیم از صفر تا ۱۰ به ما نمره‌ای بدهند تا بفهمیم که چقدر تمایل دارند ما را به دیگران معرفی کنند. همینطور که می‌بینید آمار دیجی‌کالا  در این بخش، بالا است.قبل از هر چیز باید بگویم که همین پرسش دیجی‌کالا  و اینکه به چنین شاخصی اهمیت می‌دهد نشان دهنده این است که به دنبال کشف راه‌هایی برای بهتر کردن خودش می‌گردد. چون موفقیتش در گرو رضایت مشتریانش است.چرا همه در توییتر از دیجیکالا بد می‌گویند؟با وجود نظرهای منفی در سطح وب به ویژه «توییتر» در مورد دیجی‌کالا  چطور این مقدار از رضایت را به دست آورده است؟ در پاسخ باید بگویم که چون نگاه و توجه به نظرات منفی بیشتر است اما حقیقت ماجرا آنقدرها هم منفی نیست.وقتی شما توییتر را باز می‌کنید و «دیجی‌کالا » را سرچ می‌کنید با تعداد زیادی نظر منفی روبه‌رو می‌شوید. این‌ها هم جزو مشتریان دیجی‌کالا  هستند ولی احتمالا فقط وقتی که از چیزی ناراضی بودند دست به قلم شدند و نارضایتی‌شان را در توییتر و ... به نمایش گذاشتند؛ اما وقتی سفارش‌هایشان درست و منظم به دستشان می‌رسید تمایلی به نوشتن نکته مثبتی در مورد دیجی‌کالا  و روند فعالیتش نداشتند.البته این موضوع فقط در مورد مشتری‌های دیجی‌کالا  نیست. حتی برخی از خبرگزاری‌ها هم به این موضوع دامن زدند و تعداد مشتریان ناراضی دیجی‌کالا  را بسیار زیاد اعلام کردند. حالا سوال این است که آنها چه مدرکی برای اثبات این ادعا دارند و آیا اصلا می‌توانند ادعایشان را ثبات کنند؟با این وجود، همین تعداد کم از مشتریان ناراضی هم می‌تواند چراغ قرمز خطر را برای این برند روشن کند تا شکاف‌های موجود در کسب و کارش را پوشش دهد.برای مدیریت نارضایتی مشتریان دیجی‌کالا  چه باید کرد؟«توییتر» فضایی است که جریان‌های خبری کشور از دل آن شروع می‌شوند؛ به این ترتیب که یکی دو نفر یک پیام یا خبر را در توییتر می‌گذارند، بعد توییتر از آن پیام منفجر می‌شود و ناگهان می‌بینید که آن پیام سر از خبرگزاری‌ها، پیج‌های اینستاگرامی و ... در آورده است.به نظر من دیجی‌کالا  برای کنترل کردن این پیام‌های منفی که سر و صدایشان فرسنگ‌ها از واقعیت ماجرا دور شده است و در اصطلاح، بساط یک کلاغ چهل کلاغ در آنها زیاد شده می‌تواند از قدرت «باشگاه مشتریان» استفاده کند.من فکر می‌کنم این یکی از ضعف‌های دیجی‌کالا  است که از مشتریانش نمی‌خواهد نظرهای خوبشان در مورد کالاهایی که از آنها رضایت دارند را در شبکه‌های اجتماعی به ویژه «توییتر» با دیگران به اشتراک بگذارند.حتی دیجی‌کالا  می‌تواند برای این کار یک امتیاز در نظر بگیرد. چون مشتری‌های راضی به یک انگیزه برای ثبت نظرشان در شبکه‌های اجتماعی نیاز دارند. با وجود اینکه این کار چندان ساده نیست ولی می‌تواند راه‌حل خوبی برای ماجرای مشتریان ناراضی باشد. کاربران دیجی‌کالا  از چه چیزهایی شکایت دارند؟به نظر من، یکی از جسورانه‌ترین کارهایی که دیجی‌کالا  انجام داده «انتشار دلیل‌های نارضایتی کاربران از خودش» است. دیجی‌کالا  این ماجرا را با مورد مشابه سال گذشته هم مقایسه کرده است. بخش جالب ماجرا برای من این بود که حدود ۶ درصد «نارضایتی از کیفیت کالاها»، حدود ۹ درصد «مغایرت اطلاعات مندرج با کالای ارسال شده» و «مشکلات فنی و ظاهری سایت» در کنار مواردی مانند «کیفیت بسته بندی» و «کیفیت پاسخگویی مرکز تماس دیجی‌کالا» مهم‌ترین منابع نارضایتی مشتریان را با خود به دنبال داشته است.در نیمه پر لیوان، میزان نارضایتی مشتریان از «تاخیر در ارسال سفارش‌ها»، «ناکافی بودن اطلاعات کالاها» و «قیمت نامناسب» کاهش پیدا کرده است.وقتی یک مجموعه بزرگ باشد، چنین نارضایتی‌هایی به وجود می‌آیند. در واقع، این ماجرا یک چالش است. نکته مهم این است که چه کنیم تا این چالش‌ها برطرف شوند؟ البته این را هم بگوییم که شاید انگشت خیلی از این نارضایتی‌ها به سوی دیجی‌کالا  نباشد؛ مثلا همین کیفیت کالاها را در نظر بگیرید که به روشنی در صفحه محصول درج شده‌اند؛ مگر اینکه اشتباهی رخ داده باشد.در کل، کشف علت نارضایتی، حرکت قشنگی بود که دیجی‌کالا آن را انجام داد. در مورد خودم، اگر قرار باشد یک «NPS» درست و حسابی داشته باشم  فقط به این علت‌ها بسنده نمی‌کنم. بلکه فردی که این نمره را به کسب کارم داده شناسایی کرده و با او گپ می‌زنم. این ماجرا می‌تواند اطلاعات بیشتری را در مورد چند و چون این نارضایتی در اختیارم بگذارد.چرا گفتگوی مستقیم با مشتریان، مهم است؟ما در دیجیتالینگ با وجود آنکه فعلا یک کسب و کار فسقلی هستیم ولی رضایت تک تک مشتریانمان برایمان مهم است. به همین دلیل، جدا از راه‌حلی که به ذهن خودمان می‌رسد، باب آشنایی و گفتگو را با مشتریان ناراضی‌مان باز می‌کنیم تا در میان حرف‌های آنها هم راهی به سوی حل کردن یا دست‌کم بهبود این ماجرا داشته باشیم.من نمی‌دانم که آیا دیجی‌کالا واقعا این راه‌حل را امتحان کرده است یا نه؟ البته که اجرای چنین راه‌حلی ساده نخواهد بود ولی یکی از راه‌های عالی برای باز کردن گره‌های کور نارضایتی مشتریان است. آیا مشتریان دیجی‌کالا سفارش‌هایشان را به موقع تحویل می‌گیرند؟«زمان تحویل سفارش‌ها» یکی از شاخص‌های مهم در فروشگاه‌های اینترنتی است. بر اساس گزارش دیجی‌کالا در ماه‌های «فروردین» و «آذر» بیشترین تاخیر در زمان ارسال سفارش‌ها به وجود آمده‌اند؛ یعنی تاخیر بیشتر از یک روز که باعث ناراحتی مشتری‌های منتظر شده است.به نظر من دیجی‌کالا می‌تواند با تنظیم کردن یک «سیستم جبران» این ماجرا را مدیریت کند؛ مثلا اینکه برای مشتریان در خرید بعدی «تخفیف»، «ارسال رایگان» و ... در نظر بگیرد.دیجی‌کالا و کاربران دست در دست هم برای قیمت‌های بهتر!یکی از کارهای قشنگی که دیجی‌کالا  انجام داد، ایستادن در کنار مشتریانش برای کشف قیمت‌های درست بود. این مورد را کنار خبرهایی که در مورد گران‌فروش بودن دیجی‌کالا  منتشر شده بود بگذارید. وقتی همه در حال نقد و شکایت از یک ماجرا هستند، به جای پیدا کردن دیوار حاشا، باید گوشمان را برای شنیدنشان باز کنیم. این برند از مشتریانش خواست که اگر می‌بینند قیمت یک محصول دولاپهنا حساب شده است، آن را گزارش دهند و قیمت درست را به گوش دیجی‌کالا برسانند.با این کار، نه تنها خودش را بیشتر در دل مشتریانش جا کرد بلکه در عمل به آنها نشان داد که در کنارشان است و هدفش فقط فروش محصولات نیست. بلکه می‌خواهد به آنها خدمت کند و دوستشان باشد. با این روش، دیجی‌کالا  در دراز مدت برنده ماجرا خواهد بود. البته این ماجرا دو قِلِق اساسی هم دارد:به افرادی که قیمت درست را اعلام می‌کنند یک پیام تشکر ارسال شود. با این کار، کاربر احساس می‌کند که بخشی از دیجی‌کالا است و نقشی ارزشمند در بهبود این کسب و کار داشته است.قیمت‌ها واقعا اصلاح شوند و این ماجرا صوری نباشد. چون در این صورت، اعتماد مشتریان به این برند کمرنگ می‌شود.تنورِ داغِ UGC در دیجی‌کالا دیجی‌کالا  سیستمی جالب برای ترغیب کاربران به نوشتن نظراتشان در مورد محصولات خریداری شده دارد. نکته بعدی اینکه قالب ارسال نظرات هم تکامل پیدا کرده و بخش‌هایی مثل «ارسال ویدیو» و «عکس» هم اضافه شده‌اند.به نظر من این یکی از ارزش افزوده‌هایی است که دیجی‌کالا  ایجاد کرده است. لُپ کلام اینکه دیجی‌کالا  با همین کار، دیجی‌کالا شد!دیجی‌کالا و پاسخگویی در رسانه‌های اجتماعیدیجی‌کالا  در این گزارش اعلام کرد که از سال ۱۴۰۰ پاسخگویی در شبکه‌های اجتماعی را آغاز کرده است. نکته مهمی که من در این قسمت از گزارش می‌بینم، توجهی است که دیجی‌کالا  به «سوشال لیسنینگ» دارد.این پاسخگو بودن در شبکه‌های اجتماعی، اهمیت بسیار زیادی دارد. حتی می‌توان آنجا را خط مقدم پاسخگویی و ارتباط مستقیم با مشتریان، صدا زد؛ یعنی من صدایت را شنیدم و به آن پاسخ می‌دهم. در این زمینه ابزارهایی مثل «لایف وب» می‌توانند کمک کننده باشند.جعبه خرید دیجی‌کالا؛ یک سه گانه با ویژگی‌های حساب شده!نوبتی هم که باشد، نوبت سر زدن به ویژگی جالب «جعبه خرید» در دیجی‌کالا  است. به نظر من این روش بسیار خوبی برای مزایده به حساب می‌آید. به این ترتیب، فروشنده‌هایی که در دیجی‌کالا  فعالیت می‌کنند باید بر سر سه پارامتر «تامین به موقع»، «تعهد ارسال» و «بدون مرجوعی» با هم به رقابت بپردازند و عملکردشان را بهبود ببخشند.شیوه پویای دیجی‌کالا برای تشویق کاربران به خرید بیشترطبق این بخش از گزارش به روشنی می‌بینید که چقدر شیوه «خرید بیشتر = ارسال رایگان» در مورد دیجی‌کالا جواب داده است. همان طور که می‎بینید در سال ۱۴۰۰ نزدیک به نیمی از سفارش‌ها به سقف ارسال رایگان (۳۰۰ هزار تومان خرید) رسیدند.شاید بسیاری از سفارش‌ها و چیزهایی که مردم واقعا نیاز داشتند زیر این سقف خرید بوده ولی وسوسه ارسال رایگان باعث شده تا آنها مقدار خریدشان را افزایش دهند.این نکته را در نظر داشته باشید که یک فروشگاه اینترنتی می‌تواند از دو شیوه برای تشویق کاربرانش به خرید بیشتر استفاده کند:تخفیف زیادتشویق به خرید بیشتر برای ارسال رایگانشیوه دوم، پول بیشتری را برای آن کسب و کار به ارمغان می‌آورد که دیجی‌کالا از آن استفاده کرده است.دیجی‌کالا و تقویت فرهنگ بلک فرایدی در ایراناین داده در گزارش دیجی‌کالا برای من خیلی جالب بود که می‌‌گوید در بلک فرایدی ۱۴۰۰، تعداد کاربران دو برابر بیشتر شدند و ترافیک ورودی ۸۰ درصد افزایش پیدا کرد.این موضوع نشان می‌دهد که دیجی‌کالا چقدر در تقویت فرهنگ بلک فرایدی اثرگذار بوده است. اتفاقا من در بررسی «گزارش یکتانت در سال ۱۴۰۰» به این مورد اشاره کردم که پیشنهاد می‌کنم آن برداشت خوانی را هم مطالعه کنید.دیجی‌کالا چگونه ابزارهای کنترل قیمت را بهبود می‌بخشد؟وقتی شما در بازه زمانی طولانی بخواهید چیزی یا موضوعی را زیر نظر بگیرید آن وقت است که موضوع «Historical data» خیلی پررنگ می‌شود. دیجی‌کالا  هم از این موضوع به خوبی استفاده می‌کند. به این ترتیب که تاریخچه قیمت فروشندگانش را بررسی می‌کند و اگر قیمت گذاری خارج از عرف را ببیند به آنها اخطار می‌دهد.۳ راهکار دیجی‌کالا برای بهبود تجربه مشتریانیکی از راه‌هایی که دیجی‌کالا  از آن برای بهبود تجربه مشتریانش استفاده می‌کند، رصد کردن الگوی خرید و علاقه مشتریان و دادن پیشنهاد محصولات برای افزایش خرید است؛ اما دیجی‌کالا هنوز آماری در مورد اینکه چقدر این روش باعث بهبود تجربه مشتریان شده ارائه نداده است.نگاهی به دستاوردهای دیجی‌کالا در بهبود عملکرد الگوریتم جستجووقتی تعداد کالاها در یک فروشگاه اینترنتی زیاد می‌شود، جستجو کردن مشکل می‌گردد. دیجی‌کالا در این مورد به نکته جالبی اشاره می‌کند و می‌گوید الگوریتمی را طراحی کرده است که بفهمد کاربر به دنبال چه کالایی در کدام دسته می‌گردد.همین موضوع باعث شده که کاربران این وبسایت، بیشتر از گزینه جستجو استفاده کنند. اگر بخواهم این ماجرا را بر اساس عدد و رقم بگویم، این ماجرا باعث رشد ۴۰ درصدی جستجو و ۳۰ درصدی «نرخ تبدیل» شده است.مورد بعدی هم «توسعه الگوریتم رتبه بندی» است که به تنهایی باعث افزایش پنج درصدی نرخ کلیک و افزایش چهار درصدی نرخ تبدیل شده است.پرفروش‌ترین محصولات در دیجی‌کالا کدامند؟اگر فروشگاه اینترنتی دارید حتما این بخش از گزارش برایتان جالب خواهد بود. چون می‌فهمید که مردم بیشتر چه محصولاتی را خریداری می‌کنند. البته بعضی از این محصولات پر فروش برایم عجیب بودند.تنها چیزی که در این بخش توجهم را به سمت خود جلب کرد «پرفروش‌ترین سرگرمی‌ها» بود. همانطور که می‌بینید «عروسک کاکتوس موزیکال سخنگو» که در برنامه «جوکر» از آن استفاده شده بود جزو پرفروش‌ترین محصولات بخش سرگرمی است.رشد جستجوی «عروسک کاکتوس سخنگو» بعد از انتشار برنامه جوکردر اینجا می‌بینیم که یک برنامه، محصولی را به شکلی ترویج می‌کند که در فهرست پرفروش‌ترین محصولات سرگرمی فروشگاه‌های اینترنتی ایران قرار می‌گیرد.۱۵ درصد از سهم تبلیغات دیجیتال در دستان دیجی‌کالابه گفته خود دیجی‌کالا  دلیل این ماجرا و چنین سهمی، بزرگ بودن فروشگاه اینترنتی دیجی‌کالا  است. این موضوع باعث می‌شود که جدا از تبلیغ مستقیم خودِ فروشگاه، محصولات آن هم تبلیغ شوند. پیشنهاد می‌کنم برای آگاهی بیشتر از این بخش به گفتگوی امیر پاشا «مدیر مارکتینگ دیجیکالا» با رسانه «دی ام بُرد» در اینستاگرام بپردازید.پر استقبال‌ترین برندهای ایرانی و خارجی در دیجی‌کالا در تصویرهای بالا می‌توانیم چند فاکتور مهم را کنار هم قرار دهیم:پرجستجوترین برندهای ایرانی و خارجیپرفروش‌ترین برندهابرآیند این بررسی به ما نشان می‌دهد که کدام برند، جستجو و فروش بیشتری داشته است. با این حساب اگر بخواهم وارد بازار چنین محصولی شوم، کارم بسیار سخت و رقابتی می‌شود. حتی می‌توانم بفهمم برخی برندها با وجود آنکه بسیار جستجو می‌شوند اما در نهایت، مشتری کمی برای خرید آنها دست به جیب می‌شود!حمایت دیجی‌کالا از کسب و کارهای کوچک؛ دستی که می‌دهد و می‌گیرداز موارد جالبی که در گزارش دیجی‌کالا هم به آن اشاره شده بود، ماجرای حمایت این برند از کسب و کارهای محلی و کوچک است. دیجی‌کالا روی این موضوع خیلی تمرکز می‌کند. به نظر من این ماجرا چند تا دلیل دارد:حمایت از این افراد و کسب و کارها به عنوان یک مسئولیت اجتماعیتبدیل شدن به یک برند محبوب و دوست داشتنی در میان مردمکمک به جلوگیری از مهاجرت معکوس و کوچ ناخواسته مردم به دلیل کمبود شغل در شهرها و روستاهای دور افتادهوقتی هر کس بتواند با داشتن یک بخش از دیجی‌کالا و قرار دادن محصولاتش در آن از جایی که هست کسب درآمد کند چه نیازی به رها کردن خانه و کاشانه و به راه انداختن یک سفر پر از غافلگیری به شهرهای بزرگ دارد؟دیجی‌کالا و تلاش برای محافظت از محیط زیست در قد و قواره خودشدر این بخش هم به تعدادی از تلاش‌های دیجی‌کالا  برای محافظت از محیط زیست اشاره شده است. کارهایی مثل «کاهش مصرف پلاستیک»، «کاهش مصرف کارتن‌ها» و «پاکسازی فاضلاب مجموعه و استفاده از آن برای کشاورزی» از جمله کارهایی هستند که دیجی‌کالا انجام می‌دهد.این گزارش تمام شد اما هزاران صحبت همچنان باقی هستندهر کسی می‌تواند نگاه و برداشتی ویژه از گزارش‌ها داشته باشد. من سعی کردم با رویکرد مارکتینگ و بیزنسی به این قضیه نگاه کنم. بسیار مشتاقم که بدانم شما با چه رویکردی این گزارش و گزارش‌های این چنینی را برداشت خوانی می‌کنید.راستیاگر گزارشی وجود دارد که دوست داشتید آن را بررسی کنم حتما در کامنت‌ها آن را به گوشم برسانید تا بعد از بررسی کردن درباره‌اش صحبت کنم.ممنونم که تا انتهای گزارش با من همراه بودید?</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jul 2022 22:14:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ درسی که از CRM دیدار برای رشد کسب و کارم گرفتم</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza-ebrahimian/%DB%B3-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-crm-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-soyhyfif328x</link>
                <description>تو این مقاله قراره که «نرم‌افزار مدیریت ارتباط با مشتری دیدار» رو به عنوان یه کیس روی میز بذارم، به قلب❤️ اون نفوذ کنم و براتون سر حوصله بگم که چرا از دیدار خوشم میاد و دوست دارم ازش صحبت کنم.می‌خوام براتون بگم که چرا تو حوزه «دیجیتال مارکتینگ» به ویژه «بازاریابی محتوایی» قرار نیست حتما دست به سینه تو کلاس درس بشینیم. ما می‌تونیم از یه سایت یا کسب و کار هم چیزهای مختلفی رو یاد بگیریم. به نظر من این مطلب رو از دست ندین. چون لحظه به لحظه‌اش جذابیت‌های خاص خودش رو داره.پ.ن: این رو هم بگم که من معمولا نوشته‌هامو تو ویرگول با لحن «دوستانه و صمیمی» می‌نویسم؛ اما این دفعه خواستم با لحن محاوره بنویسمش. چون یه جورایی خود این سرویس هم بامزه‌ست.چرا باید به بررسی سرویس‌ها و سایت‌ها اهمیت بدیم؟اجازه بدین براتون یه مثال بزنم. یه فرد علاقه‌مند به بازیگری رو در نظر بگیرین. این آدم برای اینکه بازیگری یاد بگیره اولش میره تو چند تا کلاس ثبت‌نام می‌کنه تا چند تا تکنیک یاد بگیره. بعدش می‌ره فیلم خوب می‌بینیه و اون فیلم رو خیلی خوووب هم بررسی می‌کنه.این اوضاع برای ما هم که تو حوزه وب فعالیت می‌کنیم برقراره؛ یعنی ما نه تنها باید تو دوره‌‌های آموزشی معتبر ثبت‌نام کنیم و چیز میز یاد بگیریم. بلکه باید سایت خوب هم ببینیم، کسب و کار خوب رو هم بررسی کنیم و ازش خوب یاد بگیریم.برای همین دوست دارم دیدار را رو به عنوان یک سایت و کسب و کار خوب بررسی کنم و نتیجه رو با شما به اشتراک بذارم.چیزهایی که دوس دارم در مورد دیدار بهشون اشاره کنم...سه تا موضوع هستن که می‌خوام بهشون اشاره کنم. البته فقط خشک و خالی اشاره نمی‌کنم. من این کار رو با زدن چند تا مثال انجام میدم تا موضوع قشنگ براتون جا بیوفته.موضوع اول: دیدار، شبیه بقیه نیستاین کسب و کار خیلی قشنگ و تر تمیز، هنر متفاوت بودن رو اجرا کرده. بیایین با هم یه سفر به دل دیدار داشته باشیم. از نظر من دیدار، نسخه ویژه خودش رو داره. نگفته که اِ چه خوب! فلانی و بهمانی هم یه سایت دارن ما بریم زود از اونا کپی کنیم. در عوض، سعی کرده متفاوت عمل کنه. بیاین چند تا مثال رو با هم بررسی کنیم:مثال اول: یه آغاز متفاوت و خلاقانه!به این اسکرین از صفحه اصلی سایت دیدار نگاه کنین.چند تا سایت ایرانی دیدین که از سبک آماده و خارجی دوری کنه ؟ به متنی که به کار برده، لحنی که نوشته و رنگ‌هایی که استفاده کرده نگاه کنین. همه چیز تو این صفحه از ظاهر، فونت، لحن، المان‌ها و توضیحاتی که آورده شده، جدید و خلاقانه‌ست.یه کم اسکرول می‌کنیم و میاییم پایین‌تر. با این بخش که «دیدار مورد اعتماد هزاران مشتریه» روبه‌رو می‌شیم.یه کوچولو که بیشتر اسکرول می‌کنیم و میاییم پایین بخشی که داره که توی اون محصولش رو آورده و درباره دونه دونه بخش‌هاش توضیح داده. تو این بخش هم سعی خودش رو کرده که متفاوت عمل کنه و مثل بقیه نباشه.چنین خلاقیتی تو اجرا باعث میشه که مخاطب تو اولین برخوردش، جذب این تفاوت و تازگی بشه و کمی بیشتر مکث کنه. این ماجرا به ویژه تو دنیای شلوغ وب‌مون مثل پیدا کردن الماس تو معدن ذغال سنگه!ما سایت‌های زیادی رو در همین حوزه می‌بینیم؛ اما کدوم یکیشون تو ذهنمون می‌مونن؟ از نظر من، دیدار، این به یاد موندن و این فضا رو ایجاد کرده.مثال دوم: صفحه نظرات مشتریان؛ متفاوت و خواندنیمدل ثبت نظر مشتریان هم تو دیدار متفاوته. دیدار یه خلاقیتی به کار برده و اومده نظر مشتریاش تو سوشال مدیا (از اینستاگرام گرفته تا لینکدین) رو هم جمع کرده و تو یک صفحه به صورت عکس گذاشته.این باعث میشه که من به عنوان یه مشتری خیلی راحت‌تر به این مجموعه اعتماد کنم.مثال سوم: بلاگ در خدمت فروش محصولاتتو دیدار، اینطوری نیست که بلاگش یه ساز بزنه، سایتش یه سازه دیگه. در واقع، بلاگ دیدار در خدمت فروشه محصولاتشه. به چند دلیل:محتوای سایتش مفیده و فقط یه محتوای ترجمه شده نیستکال تو اکشن‌های قوی و دوست داشتنی‌ای داره. به تصویر زیر توجه کنین.مثلا اگه وارد مقاله «چطور در برخورد اول تاثیر خوبی روی مشتری بگذاریم؟ نکاتی برای first impression تاثیرگذار» بشین و همینجور اسکرول کنین و به انتهای مقاله برسین به این کال تو اکشن جذاب می‌رسین که وقتی با موس روی اون کلیک می‌کنین تصویر کاراکتر توش یعنی آقا ایمان، تکون می‌خوره و به سمت چپ نگاه می‌کنه. حالا سمت چپ چه خبره؟ اصل کال تو اکشن همونجاست! قسمت پایینِ همون کال تو اکشن هم گفته که اگه الان ساعت کاری نیست، برو تو دیدار ثبت‌نام کن ما خودمون بهت زنگ می‌زنیم. یعنی نگفته «تماس با ما» گفته «تماس ما با شما».مثال چهارم: متن‌های اثربخش برای تبدیل بهتر در خبرنامه معمولا همه سایتها خبرنامه دارن؛ اما دیدار اومده منظم‌ترش کرده و اسمش رو گذاشته «یکشنبه‌نامه». که من به‌عنوان کاربر بدونم هر هفته در یک روز خاص ایمیل دریافت می‌کنم. به میکروکپی‌هاش و کپی رایتینگش توجه کنین. این موضوع باز هم باعث متفاوت شدن این خبرنامه میشه. مثال پنجم: دریافت لید به صورت جذابیکی از راه‌هایی که دیدار برای دریافت لید از کاربراش استفاده کرده، ارائه کتاب‌های مختلف و کاربردی در زمینه فروش و ... است. این موضوع باعث شده که کاربرها یه دلیل خوب و مفید برای دادن لیدشون داشته باشن.یه چیزی رو یادتون باشه.لزوما قرار نیست برای اینکه متفاوت باشیم، کارهای هزینه بر و عجیب و غریبی انجام بدیم. قراره یه کم فکر کنیم که چطور می‌تونیم جور دیگه‌ای نگاه کنیم. چطور می‌تونیم «Out of the box» فکر کنیم؟ این مهمه!موضوع دوم: رشدش رو توی سادگیش میبینهخیلی وقت‌ها اینطور فکر می‌کنیم که اگه قراره تو کسب و کار یا محتواهامون رشد کنیم، باید مسیر سختی رو بگذرونیم. حتی خود منم اینطوری فکر می‌کردم. البته الان یه مقدار دوزش رو آوردم پایین? دیدار میگه که این رشد به معنی سادگی و ساده‌تر شدنه.این رو بذارین کنار این حقیقت که دیدار یه کسب و کار پیچیده‌ست که فروختن اون هم پر از پیچیدگیه؛ اما اومده و این پیچیدگی رو ساده کرده. این در حالیه که بیشتر وقت‌ها ما میایم چیزهای ساده رو هم پیچیده می‌کنیم! بذارین از خلاقیت‌های دیدار تو این بخش هم براتون مثال بزنم:مثال اول: شکل و شمایل ارائه موضوع‌های پیچیده بیزنس خودش!لطفا به صفحه ویژگی‌های دیدار سر بزنین، بعد برگردین و ادامه این متن رو بخونین.معمولا دو تا راه برای گفتن ویژگی‌ها وجود داره؛ راه اول اینه که یه جوری ویژگی‌هامون رو بگیم که انگار از دماغ فیل افتادیم و خیلی خفنیم. از اون مدلا که آقا دیگه رو دست ما چیزی بلند نشده!راه دومش هم اینکه یه جوری ساده و قابل فهم از ویژگی‌های محصولمون بگیم که ما رو به هدف اصلیمون یعنی فروش برسونه. دیدار از روش دوم استفاده کرده و این خفن بودنش رو در ساده کردن چیزهای پیچیده، عکس‌ها، ویدیوهایی که از همکاراش می‌ذاره، متن‌هایی که می‌نویسه و ... به نمایش گذاشته.  همینطور که تو این عکس می‌بینین دیدار با صدای بلند این رو اعلام کرده که به دنبال سادگیه. چرا؟ چون میدونه کسانی که می‌خوان سی آر ام بخرن هم به دنبال سادگی هستن. از طرفی، خود «CRM»، ابزارش، کارکرد و مفهومش یه چیز پیچیده‌اس. دیدار این ماجرا رو با یه آموزش ساده 9 دقیقه‌ای تموم میکنه!مثال دوم: مدیرعامل دیدار از پیچیده کردن ها که باعث شکستش میشدن حرف میزنهپیشنهاد می‌کنم این ویدیو رو که «رادیو کارنکن» با «حمید محمودزاده» مدیرعامل دیدار داشته و توی کانال یوتیوبش گذاشته، حتما تماشا کنین. می‌بینین که بالای سردر اتاقش زده «Think Simple».به این موضوع اشاره می‌کنه که چون اول کار دنبال پیچیدگی رفت، شکست خورد. البته از این ماجرا درس گرفت. درسی هم که گرفت این بود که در نهایت همه‌چیز باید ساده باشه حتی این ماجرا رو توی جریان سازمانش هم وارد کرد.موضوع سوم: دوست داشتن مشتریانش واقعیه نه الکیاین تصویر رو نگاه کنین.نوشته: «ما مشتریامون رو دوست داریم مشتریامون هم دیدار رو دوست دارن» شاید این صرفا یه شعار باشه ولی شاید وقتی باهاش کار کنیم یا از دیگران راجع بهش بشنویم از حالت شعاری در بیاد.تجربه من از همکاری با دیدارمن چند وقت پیش به واسطه همکاری که با یه مجموعه داشتم از «CRM» دیدار استفاده کردم. همراهی دیدار برای من جالب بود.ماجرای پیگیری کردنشون، اینکه بخوان سرویس رو دمو کنن، بعد کاربر رو به مشتری تبدیل کنن و حتی بعدش که می‌خوان ببینن که ما تونستیم با این محصول ارتباط برقرار کنیم یا نه. حتی به اون مجموعه قول دادن که یه جلسه‌ای بذارن در مورد اینکه چقدر فروش داشتیم، رشد کردیم و اگه نکردیم، دلیلش چی بوده؟به نظرتون چرا دیدار این همه خودش رو به زحمت میندازه؟ به نظر من در گام اول، این ماجرا برای خودش اثربخشی داره. چون یه سرویس رو نمی‌فروشه و تمام. دیدار می‌خواد این سرویس رو به صورت ماهانه و سالانه بفروشه. برای همین، مشتری برایش مهمه و اون رو میذاره رو سرش.آخیش بالاخره ازش صحبت کردم?خیلی خوشحالم که آموخته‌هام از دیدار رو به اشتراک گذاشتم.برام از چیزی که فکر می‌کنین یا تجربه‌ای که دارین بنویسیناگه به جز این سه مورد، درس یا نکته دیگه‌ای در مورد کسب و کار دیدار وجود داره که به نظر شما می‌رسه یا اگه تجربه‌ای از همکاری با این مجموعه دارین تو کامنتا برام بنویسین.راستی اگه سرویس دیگه‌ای هم تو این اکوسیستم داره کار می‌کنه و دوست دارین که دربارش بنویسم، حتما تو کامنتا بهم خبر بدین تا بعد از بررسی براتون ازش بنویسم.</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jul 2022 23:43:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی گزارش یکتانت با رویکرد بهبود فروش برای کسب و کارها</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza-ebrahimian/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AA-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0-egjjqxoyaolq</link>
                <description>نظرتان در مورد یک سفر اکتشافی در میان داده‌های یک گزارش واقعی چیست؟ قرار است در این مقاله، خودمان را به دل داده‌های «گزارش سال ۱۴۰۰  پلتفرم تبلیغات اینترنتی یکتانت» بیندازیم و از میان اطلاعاتی که منتشر شده‌اند نکته‌هایی جالب و کاربردی را برای رشد کسب و کارمان بیرون بکشیم. البته در این میان، من از مثال‌های مختلف برای روشن‌تر شدن این ماجرا استفاده خواهم کرد. خب، آماده‌اید؟قبل از هر چیزی باید بگویم که می‌توانید محتوای کامل گزارش را از اینجا بخوانید.چون من قصد دارم برداشتم را از گزارش یکتانت با رویکرد آموزشی ارائه دهم.یک پرش بلند از ۲۰ صفحه اول گزارشاز اینجا به بعد یک پرش کوچک داریم. چون من می‌خواهم بخشی از گزارش که در مورد دستاوردهای یکتانت است را قلم بگیرم و به سراغ بخش‌های اصلی گزارش بروم. ناگفته نماند که گزارش‌ها فرصت خوبی برای کسب و کارهای «B2B» هستند تا بتوانند محصولات و خدمات دیگرشان را ترویج کنند.البته به شرط آنکه این کار را به شکلی جذاب انجام دهند و فقط به دنبال تبلیغ نباشند. در عوض، تعدادی داده و آمار و ارقام هم در اختیار خوانندگانشان بگذارند تا آنها هم از این ماجرا چیزی یاد بگیرند.بخش اول: برانداز کردن گزارش تبلیغ دهندگانچند کسب و کار با یکتانت همکاری می‌کنند؟برای من بسیار جالب است که در طول یک سال، ۲۲ هزار کسب و کار جدید با یکتانت همکاری کردند. سوالی که در این میان مطرح می‌شود این است که این همه کسب و کار از کجا آمده‌اند؟ آیا تا به حال با یکتانت آشنا نشده بودند؟به نظر من با هدفمند شدن تبلیغات آنلاین در فضای ایران کسب و کارها کم کم به پلتفرم‌های داخلی اعتماد می‌کنند و اولین کمپین‌های خود را اجرا می‌کنند. البته هنوز تا رسیدن به مسیری که باید در آن باشیم فاصله زیادی داریم ولی حرکتمان امیدوار کننده است. به نظر من ماجرای «کرونا» در رشد این روند بی‌تاثیر نبوده است.ظرفیت نمایش یکتانت چقدر است؟بسته به حضور آدم‌ها در فضای آنلاین، عدد «Impression» بزرگتر می‌شود. نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم این است که نرخ حضور کاربرها در فضای آنلاین در حال رشد است.نکته کنکوری:شاید شما وارد یک سایت شوید و تبلیغی را نبینید اما «Impression» می‌خورد! مثلا شما وارد سایتی مثل «دیجیاتو» می‌شوید که در آن چندین تبلیغ وجود دارد. تعدادی از این تبلیغ‌ها بالا، برخی پایین و ... هستند. تصور کنید شما فقط بخش بالا را مطالعه می‌کنید، بعد هم از سایت خارج می‌شوید. با وجود اینکه تبلیغ‌های پایین را ندیده‌اید ولی نمایش آن محاسبه می‌شود.ماه‌های آخر سال؛ پرترافیک‌ترین جاده خرید و فروش در ایران! ماه‌های «آذر»، «بهمن» و «اسفند» محبوب‌ترین ماه‌ها برای اجرای کمپین‌های تبلیغاتی هستند. چون تب و تاب خرید در این ماه‌ها بسیار بیشتر از ماه‌های دیگر است.  تکلیف اسفند ماه که مشخص است. مردم از این مغازه به آن مغازه در حال خرید کم و کسری‌های سفره هفت‌سین و رخت و لباس عید هستند.در بهمن ماه، گذشته از نزدیک شدن به آخر سال با روز «ولنتاین» روبه‌رو هستیم که آن هم برای خودش برو و بیایی دارد.البته باید بگویم که حساب آذر، کمی با دو ماه بهمن و اسفند فرق می‌کند. در این ماه، دو رویداد خیلی مهم وجود دارند:شب یلدابلک فرایدیبه دلیل همین دو رویداد است که میزان اجرای کمپین تبلیغاتی در آذر ماه سر به فلک می‌کشد. کسی که شلیک آغاز ماجرای بلک فرایدی را در ایران زد «بامیلوی خدا بیامرز» بود. ناگفته نماند که «دیجی کالای پدر بیامرز» هم آن را ادامه داد و با کمپین «یلدای شگفت انگیز» آمپر خرید را ترکاند.بامیلو و دیجی کالا به عنوان دو سردمدار فروشگاه‌های اینترنتی ایران، فرهنگ خرید در دو شب یلدا و بلک فرایدی را به وجود آوردند. این ماجرا باعث شد که فروشگاه‌ها و کسب و کارهای کوچک و متوسط مثل ما یعنی «دیجیتالینگ» هم به سراغ راه‌اندازی کمپین «بلک فرایدی» بروند. ما در بخشی از کمپینمان از خدمات یکتانت هم استفاده کردیم.پ.ن: باید اعتراف کنم که خودم دل خوشی از دو رویداد جدید «بلک فرایدی» و «ولنتاین» ندارم. چون ایرانی نیستند و با فرهنگ ما سر ناسازگاری دارند. ولی به عنوان یک مارکتر نمی‌توانم بی‌خیال اتفاق‌های این دو روز باشم.راستی، ماجرای افزایش عجیب کمپین‌ها در روز ۱۱ اسفند برای من پر از ابهام است. اگر شما چیزی در این مورد می‌دانید لطفا در کامنت‌ها برایم تعریف کنید.چه حوزه‌هایی بیشترین تعداد تبلیغ کننده را دارند؟ همان طور که در تصویر زیر می‌بینید «آموزش» با بیشترین اختلاف در صدر این نمودار قرار دارد.در واقع، مدتی است که فضاهای آموزشی، دوره‌ها و پکیج‌های مختلف، سوای کیفیتی که دارند با سرعت زیادی در حال گسترش هستند. به دلیل وجود اینترنت، فروش این محصولات و دوره‌های آموزشی هم به کار آسانی تبدیل شده است. از این نظر که مردممان در حال حرکت به سمت آموزش هستند می‌توانیم خوشحال باشیم.مورد بعدی در این نمودار، فروشگاه‌های اینترنتی است. مدتی بود که اگر کسی می‌خواست یک فروشگاه اینترنتی بزند به او می‌گفتند: «دیجی کالا هست. دیگر چه نیازی است یک فروشگاه اینترنتی جدید بزنی؟»خوشبختانه بر اساس داده‌های همین گزارش می‌فهمیم فروشگاه‌های اینترنتی بسیار زیادی وجود دارند که در یک حوزه کوچک در حال فعالیت هستند. نکته جالب اینجا است که اگر یک فروشگاه اینترنتی به طور ویژه مثلا فقط «عطر» بفروشد می‌تواند درآمد قابل توجهی را از آن خود کند. کدام حوزه‌ها برای تبلیغات، بیشتر دست به جیب شدند؟در این نمودار می‌‌بینیم که کدام حوزه‌ها بیشتر از بقیه برای تبلیغات هزینه کردند. همان طور که می‌بینید حوزه «مالی و سرمایه گذاری» با اختلاف، بالای نمودار نشسته است. چون چند سالی است که تب و تاب بورس، سرمایه گذاری و ترید ارزهای دیجیتال زیاد شده و به دلیل این ماجرا نرخ بازگشت سرمایه برایشان بالا است. به همین دلیل، ترسی از خرج کردن برای تبلیغات ندارند.از بازار سرمایه که بگذریم به «بازار زیبایی» می‌رسیم. در این بازار هم تبلیغ کننده‌های زیادی وجود دارند. البته بیشتر آنها شامل تبلیغ‌ «جراحی‌های زیبایی» و «کاشت مو برای آقایان» می‌شوند. خوشبختانه، پله بعدی این نمودار به حوزه «گردشگری» تعلق دارد.بررسی میانگین سبد خرید تبلیغات به تفکیک حوزه کسب و کاراین میانگین نشان می‌دهد که هر حوزه کسب و کار به طور میانگین چقدر در سطح وب، تبلیغ می‌کند. همان طور که در تصویر می‌بینید بخش «حمل و نقل»، «مالی و سرمایه گذاری»، «سفر و گردشگری» و «ارزهای دیجیتال» بیشترین حجم از تبلیغاتشان را در سطح وب انجام می‌دهند.چون مخاطب به آنها نیاز داشته و به نوعی ترند بوده‌اند؛ یعنی همان ماجرای قدیمی عرضه و تقاضا. در این میانگین، سهم «بازار زیبایی» کمتر است. چون بیشتر کمپین‌های مربوط به زیبایی در شبکه‌های اجتماعی اجرا می‌شوند.هر کسب و کار با چه هدفی دست به تبلیغ می‌زند؟این خیلی خوب است که وقتی می‌خواهیم کمپینی را اجرا کنیم یکتانت در مورد هدفمان از ما می‌پرسد؛ اما این داده‌ها چندان دقیق نیستند. چون شاید من در ابتدا کمپینی را با هدف «افزایش ترافیک» اجرا کنم اما در میانه‌های راه، هدف دیگری را در نظر بگیرم. ولی در کل، درصد هدف «فروش آنلاین» از بقیه بیشتر است و من از این بابت خوشحال هستم. چون تبلیغات هدفمندتر شده‌اند؛ هم در زمینه موضوعی و هم ریتارگتینگ.زمانی در سال‌های ۹۳ و ۹۴، تعداد شبکه‌های تبلیغاتی بسیار کم بود. کسانی هم که با هدف افزایش فروش به سراغ این شبکه‌های تبلیغاتی می‌آمدند فروش چندانی را تجربه نمی‌کردند. چون آن زمان هنوز تبلیغات به ویژه تبلیغات وب، اینقدر هدفمند نبود. به همین دلیل، کسب و کارها هم هدفشان را «آگاهی از برند» در نظر می‌گرفتند و به نوعی، دل خودشان را خوش می‌کردند.وقتی مخاطب و نقشه بازی در موبایل، عوض می‌شودهنگام بررسی تبلیغات موبایلی می‌بینیم که ناگهان ورق برمی‌گردد و حوزه «سرگرمی» پرچمدار ماجرا می‌شود. یکی از دلیل‌های این ماجرا نمایش تبلیغات در «بازی‌های موبایلی» است که گروه‌های سنی مختلفی را در بر می‌گیرد.بعد از آن به حوزه «حمل و نقل» می‌رسیم که با وجود دو بازیگر معروف آن یعنی «اسنپ» و «تپسی» و بودجه زیادی که برای تبلیغات کنار می‌گذارند، در جایگاه دوم قرار می‌گیرد.تفکیک موبایل و دسکتاپ؛ با تاثیری عالی در اندازه‌گیریشما می‌توانید تعیین کنید که تبلیغ شما در «موبایل» یا «دسکتاپ» نمایش داده شود. با این حال، نمودار نشان می‌دهد که فقط ۴۰ درصد از کمپین‌ها تفکیک نمایش در دسکتاپ و موبایل را جدی گرفتند. امیدوارم که این مقدار در سال‌های آینده بیشتر شود.ما در دوره «تبلیغات آنلاین» در مورد اهمیت و مزیت‌های تفکیک نمایش، صحبت کردیم و گفتیم که این تفکیک کردن می‌تواند فرایند اندازه‌گیری داده‌ها را بسیار راحت‌تر کند.نکته دیگر اینکه ای کاش مقایسه داده‌های این قسمت با سال گذشته را هم می‌دیدیم. ولی برآورد من این است که هر سال این ماجرا بهتر می‌شود.نگاهی به ماجرای نرخ کلیک و داده‌های آن«نرخ کلیک» ارتباط مستقیمی با «تبلیغ» دارد؛ یعنی شما به عنوان مارکتر می‌توانید با بهبود محتوای تبلیغاتی‌تان نرخ کلیکتان را افزایش دهید. دیدن این نمودار با وجود آنکه میانگینی از نرخ کلیک را به نمایش می‌گذارد به شما نشان می‌دهد که چقدر به میانگین این ماجرا نزدیک هستید. در مورد ما، نرخ کلیک در تبلیغات ریتارگتینگ به این میانگین‌ها نزدیک بود.قسمت شیرین ماجرا؛ بررسی قیمت کلیکنکته مهم در مورد قیمت کلیک این است که افزایش قیمت کلیک به معنی افزایش نمایش تبلیغ و فروش نیست! از یک جایی به بعد، اصلا لازم نیست قیمت تبلیغ را بالا ببرید.نکته کنکوری:دیدن و بررسی کردن این حداقل میانگین‌ها به شما کمک می‌کند تا ببینید بقیه چه قیمت‌هایی را برای کلیکشان در نظر گرفته‌اند و اگر تبلیغاتتان نمایش داده نمی‌شود، از این قیمت‌ها یا شاید بیشتر استفاده کنید.چطور بفهمیم که قیمت ما خوب است؟به نظر من بهترین کاری که می‌توان انجام داد مقایسه کردن خودمان با گذشته است. به این ترتیب که یک قیمت کلیک میانگین را در نظر بگیرید، بعد ببینید که چقدر فروختید و چند کاربر جدید جذب کردید؟ سپس بر همان اساس، قیمت را بالا ببرید.البته این مورد را هم در نظر داشته باشید که شاید شما با قیمتی کمتر از میانگین هم به هدف خودتان برسید. در آن صورت دیگر نیازی به افزایش قیمت وجود ندارد و حتی این کار می‌تواند به تبلیغات شما صدمه بزند. بنابراین بر اساس تجربه و نتیجه‌ای که گرفتید دست به کار شوید.  ملت همیشه سوار بر موجچیزهای جدید در کشور ما خیلی زود ترند می‌شوند و مردم بدون داشتن آگاهی کافی به سراغشان می‌روند. می‌توانید نمونه این ماجرا را در استقبال زیاد مردم از کلیدواژه‌های «مالی»، «بورسی» و «ارز دیجیتال» دریابید.در واقع، تقاضا برای محتواهایی که در مورد «بیت کوین»، «ارزهای دیجیتال» و ... باشد بسیار زیاد است. به همین دلیل، کمپین‌های تبلیغاتی زیادی هم در همین موضوع شکل گرفته‌اند. جای بسی خوشحالی است که در میان این همه واژه‌های تقریبا یکسان، چشمم به یکی دو واژه در مورد «دیجیتال مارکتینگ»، «طراحی سایت» و ... روشن شد.نگاهی به تاثیر یک بنر خوب اگر ندارید می‌توانید از «بنرسازهای رایگان» برای این کار کمک بگیرد.به تجربه می‌گویم که نرخ کلیک را بسیار افزایش می‌دهد.ارتباط مستقیم میان آموزش و افزایش بازده کمپین‌هابر اساس داده‌های یکتانت، تقریبا یک سوم کسانی که کمپین‌های تبلیغاتی می‌سازند، آشنایی خیلی کمی با این ماجرا دارند. حدود ۶۰ درصد آنها هم هیچ تجربه‌ای از کار با پلتفرم‌های تبلیغاتی ندارند.این ماجرا به آموزش نیاز دارد. به زبان ساده، هر چقدر که بیشتر در این زمینه آموزش ببینید پول کمتری را به دلیل نداشتن اطلاعات کافی از دست می‌دهید و می‌توانید بودجه‌تان را بهتر مدیریت کنید.به قول «گاندی»: «آموزش بزرگ‌ترین سلاح ما است.» با دنبال کردن و جدی گرفتن آموزش در این زمینه، پیش‌‌بینی من این است که در آینده، کمپین‌های پرفورمنس مارکتینگ بهتری خواهیم داشت.بخش دوم: برانداز کردن گزارش نمایش‌دهندگانکشف نکته‌هایی جالب از دل بررسی ترافیک نمایش ‌دهندگان در دسکتاپ و موبایلهمان طور که در تصویر می‌بینید بیشترین ترافیک مربوط به سایت‌هایی با موضوع‌های اقتصادی، سیاسی و ورزشی است.می‌توان به راحتی سر این موضوع را گرفت و از دسکتاپ آقایان کارمند سر در آورد که سر کارشان در حال چک کردن این وب‌سایت‌ها هستند. چون در هر جایی غیر از محیط کاری، معمولا مردم سرشان در گوشی است و کمتر احتمال دارد که بخواهند در دسکتاپ این موضوع‌ها را دنبال کنند. حالا به سراغ ترافیک نمایش دهندگان در «موبایل» می‌رویم. نکته جالب اینجا است که وقتی از دسکتاپ به موبایل سوییچ می‌کنیم، موضوع «آهنگ و موسیقی» به بزرگترین رقیب «اقتصاد و سیاست» تبدیل می‌شود.تایید شدن یا رد شدن؛ مسئله این است!بعضی از تبلیغات به دلیل‌های ریز و درشتی که تعدادی از آنها را در تصویرهای زیر می‌بینید اصلا به مرحله انتشار نمی‌رسند و رد می‌شوند.  به نظر من از این بهتر، زمانی است که تبلیغ‌های بی‌کیفیت هم اجازه انتشار پیدا نکنند. البته فکر می‌کنم که این ماجرا در یکتانت اتفاق می‌افتد. در مقابل پیشنهاد می‌کنم که به سازندگان تبلیغ‌های بی‌کیفیت، محتوای آموزشی داده شود تا نه پولشان بیخود و بی‌جهت از بین برود و نه ناراحتی به وجود بیاید.نکته جالب در تصویر زیر، بزرگترین علت رد شدن تبلیغ‌ها است؛ یعنی «صفحه فرود خارج از دسترس» از نظر من این موضوع واقعا عجیب است و چه خوب که یکتانت جلوی این ماجرا را می‌گیرد.میزان درآمد نمایش دهندگان از نظر یکتانتبه گفته یکتانت، نمایش دهندگان تبلیغات بیش از ۷۲ درصد افزایش درآمد را تجربه کردند. آن ماجرا می‌تواند دو دلیل داشته باشد:قیمت کلیک بیشتر شده استپرفورمنس ادنتورک، بهتر شده استیکتانت، با تمام قوا در برابر کلیک‌های تقلبی یکی از راه‌های شناسایی کلیک‌های تقلبی، تعداد زیاد کلیک در یک بازه زمانی کوتاه است. تصور کنید شما یک سایت تبلیغاتی هستید که در طول روز حداکثر ۳۰۰ کلیک از سایت شما به سمت یکتانت پاس داده می‌شود.از این ۳۰۰ تا مثلا ۵۰ عددش در طول پنج دقیقه بوده است. این دقیقا همان ماجرایی است که بوی تقلب می‌دهد. البته راه‌های دیگری هم وجود دارد که معمولا ادنتورک‌ها آنها را لو نمی‌دهند.چون قصه کلیک‌های تقلبی مثل ماجرای دزد و پلیس است. اگر من به شما بگویم که چطور دزدها را می‌گیرم آنها خیلی راحت و سریع، روششان را عوض می‌کنند!موبایل، همچنان در حال رشد است!همان طور که می‌بینید، استفاده از موبایل هر سال در حال افزایش است. بنابراین، هر چیزی یا صفحه‌ای که طراحی می‌کنید اول از همه باید برای موبایل آماده شود. این ماجرا حتی در مورد سئو، تبلیغات و ... هم صادق است.در واقع، بیشتر وقت‌ها ما دچار نوعی سوگیری می‌شویم. چون در حالت معمولی، خودمان از موبایل استفاده می‌کنیم ولی وقتی نوبت به طراحی می‌رسد یکراست به سراغ دسکتاپ می‌رویم.نگاهی به ساعت اوج وبگردیدر این بخش می‌بینیم که اوج وبگردی کاربران در موبایل، بین ساعت ۱۹ تا ۲۴ است. این یعنی کاربرها بعد از ساعت کاری‌شان و هنگامی که در خانه هستند گوشی به دست، وبگردی می‌کنند.ساعت اوج وبگردی کارمندان؛ ۱۰ تا ۱۴فکر می‌کنید دلیل این ماجرا چه باشد؟ بله باز هم پای کارمندان در میان است. چون در این بازه زمانی پشت سیستم و به احتمال زیاد در حال بررسی سایت‌های مختلف هستند. البته بخشی از این ماجرا هم ممکن است به دلیل تداخل این بازه زمانی با ساعت استراحت کارمندان (ناهار و نماز) باشد. می‌توان اینطور گفت که در این بازه زمانی، جنگ رقابتی، تب و تاب بیشتری دارد.شنبه؛ پرکارترین روز هفتهبر اساس این آمار، بیشتر کارمندان روز شنبه را به وبگردی می‌گذرانند. اگر بخواهیم رویکرد مارکتینگی به این ماجرا داشته باشیم می‌گوییم که شنبه‌ها بیشترین احتمال برای فروش وجود دارد. ما خودمان در دیجیتالینگ، شنبه‌ها فروش بیشتری داریم.خانم‌ها، آقایان و ساعت‌های وبگردی!بر اساس این داده‌ها معمولا آقایان زودتر وبگردی را شروع می‌کنند. شاید بخواهید بدانید که این ماجرا چه کمکی به ما می‌کند؟ اجازه بدهید برایتان توضیح دهم؛ مثلا شاید تا الان اینطور فکر می‌کردید که نباید اول صبح در شبکه‌های اجتماعی پست بگذارید.اما حالا به این نتیجه می‌رسید که مخاطبان اصلی شما یعنی آقایان، زودتر شبکه‌های اجتماعی خودشان را چک می‌کنند. پس بد نیست اگر چند پست را اول صبح بفرستید و این ماجرا را تست کنید تا در نهایت، بهترین ساعت انتشار را به دست بیاورید. در نقطه مقابل، خانم‌ها دیرتر وبگردی را شروع می‌کنند.پیشنهاد من به یکتانت چیست؟به نظر من گزارش مفید و کاربردی بود و از سال‌های پیش خود پُر و پیمان‌تر. البته می‌توانست از این هم بهتر باشد؛ مثلا عددها می‌توانستند انسانی باشند تا بیشتر در یاد خواننده بمانند؛ مثلا می‌توانست آن را به یک فیلم سینمایی ربط دهد مانند گزارشی که «فیلیمو» و «ویرگول» آماده کردند.هر چقدر که گزارش‌های مختلف را بیشتر مثل یک پازل در کنار هم قرار دهیم، به نتیجه‌های بهتری می‌رسیم و چیزهای بیشتری را یاد می‌گیریم. امیدوارم که از این برداشت خوانی گزارش یکتانت لذت برده باشید.اگر نکته خاصی در مورد این گزارش وجود دارد که من از قلم انداختم یا نظری در مورد برداشت خوانی گزارش‌ها دارید حتما در کامنت‌ها آن را به گوشم برسانید.#برداشت_خوانی</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jul 2022 20:00:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مستندسازی کمپین دیجیتال مارکتینگ؛ چرا باید برای نوشتن این مستند، زمان بگذاریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-dn6x9xgqwk7s</link>
                <description>نوشتن، یکی از بهترین راه‌ها برای حفظ دانش و داده‌های ارزشمندی است که اکنون در دست داریم.دقیقا به همین دلیل است که نوشتن مستند کمپین دیجیتال مارکتینگ می‌تواند به پیشرفت ما و تیممان کمک کند. در این مقاله، نگاهی به چرایی نوشتن مستند کمپین می‌اندازیم و تکلیفمان را با آن روشن می‌کنیم. منظور از مستند کمپین چیست؟هر جنگی که اتفاق می‌افتد در هر دنیایی هم که باشد، در نهایت تمام ماجراهایی که در طولش رخ داده‌اند مستند می‌شوند. شاید بگویید این چه ربطی به مستندسازی کمپین دیجیتال مارکتینگ داشت؟ در پاسخ باید بگوییم که تعدادی از واژه‌های جاری در ادبیات مارکتینگ از ادبیات جنگ، وام گرفته شده‌اند.نمونه‌اش همین «کمپین» که در این مقاله داریم در موردش حرف می‌زنیم. هر کمپین بازاریابی برای خودش نوعی جنگ، حساب می‌شود! بنابراین، برای این نوع از نبرد هم باید مستند نوشته شود.چرا باید مستند کمپین بنویسیم؟ یادآوری اشتباهاتمان چه فایده‌ای دارد؟!کمپین‌ها می‌آیند و می‌روند. نکته مهم این است که سهم درس خودمان را از دل این ماجرا بیرون بکشیم و با آنها پُلی برای پیشرفت در کمپین‌های بعدی باز کنیم. اجازه بدهید چند مورد از مزیت‌های این ماجرا را با هم مرور کنیم: محتوایی آموزنده و تجربی برای اجرا کردن کمپین‌های آینده در دست تیم مجموعه قرار می‌گیرد هزینه آموزش به نیروی انسانی جدید، کاهش پیدا می‌کند برنامه‌های تبلیغات و بازاریابی مجموعه، اثربخشی بیشتری را در آینده تجربه می‌کنند به جای تکرار اشتباه‌های گذشته، اشتباه‌هایی جدید را تجربه می‌کنیم و ...در مستند کمپین دیجیتال مارکتینگ چه چیزهایی نوشته می‌شوند؟لازم نیست از دیدن عبارت قلمبه سلمبه «مستند کمپین دیجیتال مارکتینگ» ترس برتان دارد و خیال کنید که با چیز سخت یا پیچیده‌ای طرف هستید.تنها کاری که باید انجام دهید این است که ریز به ریز ماجراهای کمپین، داده‌ها، آمار، ارقام، دستاوردها، شکست‌ها، درس‌ها و نکته‌های تازه‌ای که یاد گرفته‌اید را در جایی بنویسید و مستند کنید تا گذر زمان، خاطر آنها را در ذهنتان کمرنگ نکند. همین.ما در این مسیر چه کاری انجام دادیم؟اتفاقی که در دیجیتالینگ افتاد، مستندسازی کمپین بلک فرایدی بود. ما ریز ماجراهایی که در کمپینمان رخ داد را با استفاده از آمار و ارقام واقعی نوشتیم.از اشتباه‌ها و تجربه‌هایمان گفتیم، دستاوردها و ضررهایمان را نشان دادیم و درس‌هایی که از توشه این کمپین برداشتیم را در قالب مستند این کمپین نوشتیم.نمونه‌ای از مستند کمپین دیجیتالینگخواسته ما از شما چیست؟ما از شما دو چیز را می‌خواهیم:اول: به عنوان یک مارکتر از شما می‌خواهیم که مستند کمپین‌‌های خودتان را بنویسید تا به دستاوردهای عجیبش پی ببرید. اگر دوست داشتید آن را با دیگران هم به اشتراک بگذارید. دوم: اگر نیاز به مطالعه یک کیس استادی حاضر و آماده از کمپین دیجیتال مارکتینگ داشتید می‌توانید سری به بازارچه دیجیتالینگ بزنید و محصول «مستند کمپین دیجیتال مارکتینگ» را خریداری کنید.در کنار این مستند یک قالب خام هم به شما داده می‌شود تا با استفاده از آن بتوانید مستند کمپین خودتان را بنویسید.مستند کمپین دیجیتالینگآیا تا به حال، کاری مثل مستندسازی کمپین را انجام داده‌اید؟ لطفا یکی از تجربه‌های خودتان در این ماجرا را در بخش کامنت تعریف کنید.</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Fri, 15 Jul 2022 15:01:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا مشتریانتان شما را به دیگران معرفی می‌کنند؟(بررسی یک کیس واقعی)</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/nps1401-ved9pbhqii82</link>
                <description>به احتمال زیاد شما هم (NPS) را می‌شناسید. (NPS) یکی از شاخص‌های کاربردی برای دریافت نظرات مشتریان است که به ما نشان می‌دهد چقدر در روند کاری که انجام می‌دهیم و میزان ارتباطمان با مشتریانمان خوب عمل کرده‌ایم.ما از آغاز کارمان در دیجیتالینگ این شاخص را جدی گرفتیم و حالا می‌خواهیم در این مقاله، نتیجه یک سال کار در کنار این شاخص را با شما به اشتراک بگذاریم.درواقع (NPS) یا «شاخص خالص ترویج کنندگان» شاخصی است که در قالب یک نمره بین (۰ تا ۱۰) داده می‌شود. کاربران ما این نمره (۰ تا ۱۰) را به ما می‌دهند و نکته مهم‌تر اینکه دلیل این کار را هم به ما می‌گویند.مزیت شاخص (NPS) در این است که ما پیام‌ها را به یک عده محدود از مشتریانمان می‌فرستیم. این موضوع باعث جلوگیری از دریافت نظرات فیک و غیرواقعی می‌شوند. در نهایت ما هم این فرصت را پیدا می‌کنیم که با استفاده از نظرات مثبت یا منفی اما با کیفیتی که دریافت کرده‌ایم مسیر رشدمان را هموارتر کنیم.ما قبلا در دیجیتالینگ راجع به (NPS) مقاله مفصلی نوشتیم. اگر با این شاخص چندان آشنایی ندارید حتما مقاله «چرتکه‌ شاخص خالص ترویج کنندگان (NPS)» را مطالعه کنید.دسته‌بندی مروجان در npsما به چه کسانی و با چه شرایطی پیام دادیم؟وقتی شرکت‌کنندگان دیجیتالینگ بیش از ۵۰ درصد دوره‌ای که از ما خریداری کرده بودند را تماشا کردند به آنها پیام دادیم.چرا فقط به این دسته از مشتریان پیام دادیم؟چون آنها محصول ما را واقعا مصرف کرده بودند. به همین دلیل فقط به آنها پیام دادیم تا دقت نتیجه شاخصمان را بالا ببریم.پیام مورد نظر برای چند نفر ارسال شد؟ما این پیام را به ۱۲۴ نفر فرستادیم. از این میان، ۹۵ نفر آنها پاسخ دادند. نرخ پاسخ‌دهی ۷۹ درصد بود. تقریبا به طور میانگین، پر کردن این فرم سه دقیقه از وقتشان را گرفت. در شکل زیر، متن پیام را می‌بینید.آمار گزارش NPS دیجیتالینگ میانگین امتیاز بین ۰ تا ۱۰ چه بود؟نتیجه nps  در یکسال دیجیتالینگهمان‌طور که در تصویر بالا می‌بینید به طور میانگین از میان آن ۹۵ پاسخنامه‌ای که دریافت کردیم نمره ۸.۶۹ گرفتیم. سوالی که برای آن دسته خاص از مشتریانمان فرستادیم این بود:چقدر احتمال دارد که دوره‌های دیجیتالینگ را به دوستان و همکاران خود پیشنهاد کنید؟سوال اصلی NPSنتیجه چه شد؟همان‌طور که در تصویر می‌بینید، شاخص (NPS) دیجیتالینگ ۵۵.۷۹ است. با توجه به اینکه این عدد باید بین (-100 تا 100+) باشد گرفتن این نمره تقریبا خوب است. ولی می‌دانیم که هنوز جای کار داریم و برای آن تلاش می‌کنیم.ما یک سوال دیگر را چاشنی این شاخص کردیمبسیاری از کسانی که می‌خواهند شاخص (NPS) را بررسی کنند فقط از مشتریانشان این سوال را می‌پرسند که به ما چه نمره‌ای می‌دهید؟این در حالی است که حتی اگر مشتری به ما نمره ۱۰ بدهد راهی برای فهمیدن نظر واقعی او و دلیلش برای دادن نمره کامل وجود ندارد یا اگر به ما نمره مثلا ۲ می‌دهد نمی‌توانیم بفهمیم که اشکال کارمان کجا بوده تا راهی برای اصلاح آن پیدا کنیم.به همین دلیل ما در کنار این نمره دادن از مشتریانمان خواستیم که دلیلشان برای دادن این نمره را برایمان بنویسند. سوال دیگری هم که از آنها پرسیدیم این بود که در کدام دوره دیجیتالینگ شرکت کردید؟نگاهی به پاسخ‌های ارسال شده از سوی مشتریان دیجیتالینگدر ادامه این گزارش، ما نظراتی که مشتریانمان در طول بررسی شاخص (NPS) برایمان ارسال کردند را منتشر می‌کنیم. این نظرات به سه دسته «نظرات مخالف»، «نظرات خنثی» و «نظرات موافق» تقسیم می‌شوند.حالا بیایید نگاهی به این نظرها بیندازیم:نظرات مروجان(امتیاز ۹ و ۱۰):نظرات برای امتیاز ۱۰نظرات برای امتیاز ۱۰نظرات برای امتیاز ۱۰نظرات برای امتیاز ۱۰نظرات برای امتیاز ۹ و ۱۰نظرات برای امتیاز ۹نظرات برای امتیاز ۹نظرات منفعلان (امتیاز ۷ و ۸):نظرات برای امتیاز ۸نظرات امتیاز ۷ یا ۸نظرات مخالف(امتیاز بین 0 تا 6):نظرات برای امتیاز ۳، ۴، ۵ و ۶چطور پرسشنامه (NPS) را برای خودمان تحلیل کردیم؟به بخش آخر و تحلیل پرسشنامه رسیدیم. دوست داریم که نتیجه این بخش را هم با شما در میان بگذاریم.دلمان را فقط به حرف‌های شیرین خوش نمی‌کنیمبرخی از مشتریان برایمان نظرات خیلی خوبی نوشتند و حتی گفتند که ما را به دیگران معرفی می‌کنند ولی در نهایت به ما نمره‌ای مثل ۶ دادند. با این حساب، احتمال اینکه این فرد ما را به دیگران معرفی کند تقریبا نزدیک به صفر است.با احتیاط به نمره‌های نزدیک ۹ نگاه می‌کنیمکسانی که به ما ۷ و ۸ دادند از ما راضی هستند ولی بر اساس تجربه‌ای که داریم می‌دانیم احتمال اینکه ما را به دیگران معرفی کنند بسیار کم خواهد بود اما بعنوان شرکت‌کننده در دوره‌ّای آینده خواهیم داشت.حسابی جداگانه برای پروموترهایمان باز می‌کنیممشتریانی که به ما نمره ۹ و ۱۰ دادند برایمان خیلی مهم هستند. چون آنها حتما ما را به دیگران معرفی می‌کنند.نکته‌ای بسیار مهم در مورد تحلیل نتیجه‌هاکسانی که دوره‌‌های دیجیتال مارکتینگ را خریداری می‌کنند فقط چند ویدیوی پروژه محور آموزشی را نخریدند. آنها مجموعه‌ای از تجربه‌‌ها را می‌خرند؛ تجربه ارتباط با ما از طریق پشتیبانی، ارتباط با سایت از نظر فنی، ارتباط محتوایی و خیلی چیزهای دیگر.این موضوع خیلی مهم است و به ما کمک می‌کند تا نگاهی تک بُعدی به این ماجرا نداشته باشیم و فکر نکنیم نمره‌ای که مشتری به ما می‌دهد فقط دوره را در برمی‌گیرد. در واقع ماجرا بسیار گسترده‌تر و پر جزئیات‌تر از این حرف‌های است و تلاش ما باید تمام این بخش‌ها را در بر بگیرد.تمام پیام‌ها برای ما ارزشمند هستندبررسی و تفکیک پیام‌های مثبت و منفی به این معنی نیست که ما تمام توجه‌مان را فقط روی پیام‌های مثبت می‌گذاریم. از نظر ما تمام پیام‌ها چه مثبت و چه منفی، ارزشمند هستند و حتما روی آنها فکر می‌کنیم. چون هدفمان این است که روز به روز، خدمت‌گذاری‌مان را بهبود ببخشیم.سوال یا نظری در مورد این گزارش دارید؟ آن را در کامنت‌ها از ما بپرسید.</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 21:26:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار و ارقام دیجیتالینگ در سال ۱۴۰۰ با چاشنی یادگیری</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-cpt5vfe8doj8</link>
                <description>روزهای پایانی هر سال به جز آنکه نوید رسیدن سال نو را در گوشمان زمزمه می‌کنند ذهنمان را هم قلقلک می‌دهند تا نگاهی به راهی که در طول این بازه یکساله آمده‌ایم بیندازیم و به قول قدیمی‌ها کلاهمان را برای سال بعد قاضی کنیم.به همین دلیل ما هم در دیجیتالینگ نگاهی به عملکرد یکساله خودمان انداختیم تا بفهمیم با خودمان چند چند هستیم. تصمیم گرفتیم بخشی از این ماجرا را با شما هم به اشتراک بگذاریم.البته مثل همیشه سعیمان را بر این گذاشتیم تا فقط آمار خشک و خالی تحویلتان ندهیم و آن لابه‌لاها مطالب آموزشی از چیزهایی که یاد گرفته‌ایم را هم وسط بگذاریم تا هر کس بنا به نیاز و تخصصش اندوخته‌ای از این قضیه برداشت کند و حتی قدمی برای بهتر کردن این اکوسیستم برداشته شود.این بررسی شامل چند بخش می‌شود: داده‌های بازدید، ترافیک و ... داده‌های بخش محتوا در جنبه‌های مختلف آن داده‌های مربوط به کاربران و فروش (مثلا تعداد ثبت‌نام و ...)در نهایت هم از برنامه خودمان در سال ۱۴۰۱ برایتان می‌گوییم.بخش اول –آمار و ارقام از زبان گوگل آنالیتیکس عزیزمیزبان ۴۷ هزار یوزر در سایت بودیمما در سال ۱۴۰۰ میزبان ۴۷۰۰۰ کاربر بودیم. از این تعداد کاربر نزدیک به ۹۰ هزار سشن ایجاد شد که به طور میانگین نزدیک به چهار دقیقه در سایت ما حضور داشتند. اگر بخواهیم نگاهی کلی به این ماجرا بیندازیم به نظرمان آمار خوبی برای سال اول کار ما هستند. ولی باید وارد جزئیات ماجرا هم بشویم. اجازه بدهید بعد از بررسی بخش‌های دیگر درباره ابعاد این خوب بودن تصمیم بگیریم.چون نمی‌توان فقط با بررسی میزان ترافیک یک نتیجه درست از این وضعیت به دست آورد. همانطور که در تصویر می‌بینید در طول زمان ترافیک به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرده است.دلیل آن هم این است که ما تا قبل از آذر ماه به صورت ارگانیک رشد می‌کردیم ولی بعد از آن در اثر کمپین‌ها، هزینه برای تبلیغات و ... ترافیکمان با سرعت بیشتری رشد کرد.چه تعداد از کاربران دیجیتالینگ خانم یا آقا هستند و این ماجرا چه اهمیتی دارد؟بر اساس آمارها ۶۱ درصد از کاربران دیجیتالینگ آقا و بقیه خانم بودند. در رنج سنی هم بیشتر از همه بازه بین 26 تا 34 سال و در رتبه بعدی بازه بین ۱۸ تا ۲۴ سال قرار داشتند.بررسی این موضوع به ما کمک می‌کند تا در سگمنت‌هایی که برای خودمان مشخص کردیم و آنها را در تمپلیت پرسونا مشخص کردیم ببینیم که چقدر به آمار و ارقام گوگل آنالیتیکس نزدیک بودیم.بخشی از فایل پرسونای دیجیتالینگدر واقع می‌خواهیم ببینیم چقدر چیزی که می‌گوییم درست است. البته که بیشتر بحث ما در اینجا پرسونای مشتری بود ولی از کمی دورتر و در نگاه کلی هم می‌توان یک چنین دیدی پیدا کرد.کشف قانون ۲۰/۸۰ در میان کاربران بازگشتی به سایت و میزان فروشاحسنت به کاربرانی که برمی‌گردنداز میان تمام کاربرانی که وارد سایت ما شدند، ۲۱ درصد آنها دوباره به سایت برگشتند. بعد از بررسی‌هایی که داشتیم متوجه شدیم بیش از ۷۰ درصد فروش سایت متعلق به همین ۲۱ درصد است.بنابراین به این نتیجه رسیدیم که بهتر است تمرکزمان را روی این بازگشتی‌ها بگذاریم. چون احتمال کمی وجود دارد کاربری که تازه وارد سایت شده است به خریدار محصولات تبدیل شود.نباید بگذاریم عددها گولمان بزنند!لطفا توجه کنید. در اینجا خطاب ما به خودمان است. ولی امیدواریم که برای شما هم جنبه یادگیری داشته باشد. در واقع، از تعداد سشن‌هایی که داریم – نزدیک به 90 هزار – فقط 20 هزار عدد از آنها برایمان جذاب است.چرا؟به چند سشن آخری در تصویر نگاه کنید. تعداد آنها «۱۲۴۵۱»، «۷۰۳۹» و «۲۶۶۰» است. این‌ها سشن‌هایی هستند که بیش از 3 دقیقه در سایت ماندند. چون سایت ما از نوع محتوایی است.با دیدن سشن‌هایی که مدت طولانی‌تری در سایت می‌مانند فرض را بر این می‌گذاریم که آنها در حال مصرف کردن محتواها هستند و در اصطلاح اینگیج شده‌اند. الباقی سشن‌ها فقط چیزی در حدود صفر تا 10 ثانیه در سایت ماندند.نگاهی به نرخ‌های تبدیل بر اساس برند گوشیدر کل، بررسی نرخ تبدیل، کار خوبی است و البته نتیجه این بخش هم برایمان جالب بود. نرخ تبدیل در گوشی‌های «سامسونگ»، «شیائومی» و «هواوی» بین ۳ تا ۳.۵ درصد بود. این ماجرا برای گوشی‌های «اپل» 1.6 درصد بود.موشکافی نرخ تبدیل از گوگل، دایرکت و تلگراماز گوگل، دایرکت و تلگرام بیشترین نرخ تبدیل را داشتیمسه پرچم‌دار ما در بررسی نرخ تبدیل از دریچه کانال‌های ورودی به ترتیب «گوگل»، «دایرکت» و «تلگرام» هستند. تکلیف گوگل که روشن است. در مورد دایرکت هم احتمالا همان کسانی هستند که از یک چنل دیگر وارد سایت شده‌اند.مقدار نرخ تبدیل از کانال تلگراممان هم به دلیل قدمت کانال تلگرام دیجیتالینگ است که در طول چند سال گذشته فعال بوده است. به همین دلیل، کسانی که ما را می‌شناختند بیشترین میزان خرید را از دریچه تلگرام انجام داده‌اند. ما همچنان روی بقیه چنل‌هایمان هم کار می‌کنیم تا در آنها هم قوی‌تر شویم.در قیف فروش دیجیتالینگ چه گذشت؟قیف فروش در یکسال گذشتهدر سال ۱۴۰۰ قیف فروش دیجیتالینگ را زیر نظر گرفتیم تا علت‌های ریزش کاربران را پیدا کنیم. همان‌طور که در تصویر بالا می‌بینید در این بازه زمانی ۷۱۵۶ یوزر محصول را وارد سبد خرید خود کردند. از این تعداد، ۴۰۸۵ یوزر به صفحه پرداخت رسیدند و در نهایت فقط ۲۷۵۶ یوزر سفارششان را نهایی کردند. (باید بدانیم که آمار تصویر بالا بخشی از کل دیتا است و گوگل کل دیتا را برای ما نمایش نمی‌دهد)در این میان، ۴ دلیل برای این ریزش‌ها پیدا کردیم:1. در سایت ما مرحله ثبت نام وجود دارد که برای برخی از کاربران کار سختی است. به همین دلیل آن را رها می‌کنند.2. برخی از کاربرها به قیمت محصول توجه نمی‌کنند یا حتی فکر می‌کنند محصول مورد نظرشان رایگان است. به همین دلیل وقتی به صفحه خرید محصول هدایت می‌شوند تازه می‌فهمند که ماجرا از چه قرار است.3. عده دیگری از کاربرها محصول را رها می‌کنند تا وقت دیگری به سراغ آن بروند.4. چهارمین دلیلی که به واسطه چند نفر از مشتریانمان از آن با خبر شدیم این بود که در آن هنگام، پول در حسابشان نبوده یا درگاه پرداخت به مشکل برخورده است. به همین دلیل خرید را تمام نکردند.چه راه‌های چاره‌ای پیش پای ما وجود داشتند و ما چه کردیم؟بزرگترین راه چاره‌ای که پیش روی ما وجود داشت، حذف کردن بخش ثبت نام در سایت بود. ولی ما این کار را نکردیم. در آینده هم این کار را نخواهیم کرد. چون نمی‌خواهیم به بهانه داشتن مشتریان بیشتر، فرصت تعامل با آنها را از دست بدهیم.بخش دوم –آمار محتوایی از زبان خودماندر طول یک سال گذشته ما بیش از ۱۰۰ مقاله را تولید یا به‌روز کردیم. مقاله‌های سایت بیش از ۶۰ هزار بار بازدید شدند. برای مطالعه این مقاله‌ها می‌توانید به سراغ صفحه نقشه‌ راه‌های دیجیتالینگ بروید.۱۷ محصول را در بازارچه دیجیتالینگ گذاشتیم. بازارچه دیجیتالینگ یکی از بخش‌های مورد علاقه ما است و آن را بسیار دوست داریم. استقبال مخاطبان هم از بازارچه، قابل توجه بود.بازارچه دیجیتالینگدر کنار این موارد، بیش از ۷۰ ساعت دوره آموزشی ویدیویی ضبط کردیم.دوره‌های دیجیتالینگتا این قسمت، کار ما با بخش محتوایی تمام می‌شد. سعیمان بر این بود که به جای تعریف کردن از خودمان، واقعیت ماجرا را با چاشنی آموزش برایتان تعریف کنیم. اینکه تا چه اندازه در این کار موفق بوده‌ایم چیزی است که شما باید آن را به ما بگویید.بخش سوم –آمار سرنخ و مشتریاندر یک سال گذشته بیش از ۲۵۰۰ کاربر در سایت دیجیتالینگ ثبت‌نام کردند. نزدیک به ۱۷۰۰ نفر از آنها حداقل یک محصول را از سایت دانلود کردند. میانگین هزینه‌ای که این ۱۷۰۰ نفر برای خرید محصولات داشتند، ۷۵ هزار تومان بوده است؛ اما بقیه با چه هدفی این کار را انجام دادند؟دانلود محصولات رایگان یا خرید محصولات و دوره‌هابرخی با هدف کامنت گذاشتن ثبت‌نام کردندهمینطوری:)عده‌ای هم بودند که بعد از ثبت‌نام هیچ کار خاصی در سایت انجام ندادند. هنوز خودمان هم نمی‌دانیم که آنها با چه هدفی این کار را انجام دادند. تلاش ما بر این است که در سال پیش‌رو این افراد را به انجام یک کار در سایت –مطالعه مقاله‌ها، دانلود محصولات رایگان یا خرید محصولات و دوره‌ها – تشویق کنیم و ملات تعاملمان با آنها را افزایش دهیم.ورق زدن آمار شرکت کنندگان دوره و بازارچهما بیش از ۵۰۰ شرکت کننده دوره داریم که به طور میانگین ۲.۵ سفارش از ما داشتند. افتخار می‌کنیم که توانستیم میزبان و همراه این ۵۰۰ نفر باشیم تا بتوانند رشد کنند.برای این همراهی، تمام تجربه‌ها، اشتباه‌ها و مسیرهای درستی که کشف کرده بودیم را با آنها به اشتراک گذاشتیم. امیدواریم که در سال پیش‌رو تعداد شرکت‌کننده‌ها بیشتر شود و جامعه دیجیتالینگ رشد بیشتری را تجربه کند.در کنار این موارد، نهایت تلاش خودمان را کردیم تا پشتیبانی تخصصی داشته باشیم و به سوال‌های تخصصی که در قلب دوره برایشان پیش می‌آمد پاسخ دهیم.مثلا پاسخ تمرین‌هایی که شرکت کنندگان دوره برایمان می‌فرستادند را بررسی می‌کردیم و برای بهتر شدن عملکردشان آنها را راهنمایی می‌کردیم. محصولات بازارچه نیز بیش از ۴۲۰۰ بار دانلود شدند.شیرینی آخر سال را از شما گرفتیمبرای اولین بار بعد از یک سال فعالیت سایت، در جشنواره وب و موبایل ثبت‌نام کردیم و به انتخاب شما برنده مردمی شدیم. معیارهای این انتخاب، محتوا، ظاهر سایت، فنی و ساختار بوده است. از این بابت بسیار خوشحال و از همراهی شما سپاسگزاریم.حکایت همچنان باقی است ...چیزی که خواندید یک جمع‌بندی کلی از ماجرای یک سال گذشته در دیجیتالینگ بود. از اینجا به بعد به سراغ برنامه دیجیتالینگ در سال ۱۴۰۱ می‌رویم.به ‌اشتراک گذاری تجربه‌های بیشتر در تلگرام و لینکدین و ...یکی از کارهایی که حتما در سال پیش‌رو آن را ادامه می‌دهیم به اشتراک گذاشتن تجربه‌ها و اشتباهاتمان با شما است. چون دیجیتالینگ در حال پیشرفت است و این پیشرفت به معنی امتحان کردن راه‌های جدید و به دست آوردن تجربه‌های تازه‌‌تر است. می‌توانید این تجربه‌ها را در لینکدین و کانال تلگرام دیجیتالینگ پیدا کنید.انتشار اپیزودهای جدید در کست باکس و ...تا الان بیش از 350 اپیزود منتشر کرده و بیش از ۱۵۰ هزار بار شنیده شدیم. در سال پیش‌رو ماجرای انتشار این اپیزودها همچنان ادامه پیدا خواهد کرد. می‌توانید این پادکست‌ها را از «کست باکس»، «اپل پادکست» و «اسپاتیفای» دنبال کنید.تکمیل نقشه راه‌های «بازاریابی ایمیلی»، «پیامکی» و «تبلیغات آنلاین»کار دیگری که حتما آن را انجام می‌دهیم تکمیل کردن نقشه‌راه‌هایمان است تا همچنان تر و تازه و کاربردی باقی بمانند.تمرکز خیلی بیشتر روی محصولات بازارچهاز آنجا که استقبال مخاطبان از بازارچه دیجیتالینگ خیلی خوب بود می‌خواهیم در سال پیش‌رو تمرکز زیادی روی توسعه این بخش از سایت دیجیتالینگ و محصولات آن داشته باشیم. اضافه شدن دوره‌های جدید مثل «سئو»، «بازاریابی ایمیلی» و «بازاریابی پیامکی»قصد داریم در سال جدید، این دوره‌ها را هم به سایت اضافه کنیم.منتظر خواندن دیدگاه شما هستیماز اینکه گزارش سال ۱۴۰۰ دیجیتالینگ را مطالعه کردید سپاسگزاریم. امیدواریم که بتوانیم امسال کمک‌حال شما باشیم و اگر اولین بار است که نام دیجیتالینگ را شنیده‌اید به اهالی این مدرسه اضافه شوید. اگر نکته‌ای دارید یا چیزی درباره این گزارش به نظرتان می‌رسد لطفا آن را برایمان بنویسید.</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Tue, 29 Mar 2022 19:15:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی اولین گزارش سئو در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza-ebrahimian/iran-seo-report-zxct5bwr8erk</link>
                <description>مدتی قبل اولین گزارش سئو در ایران توسط تیم تریبون منتشر شد. من از انتشار این گزارش بسیار خوشحال شدم. چون به رشد بازار سئو در ایران کمک می‌کند. بعد از خواندن این گزارش به تیم تریبون تبریک گفتم و علاقه‌مند شدم تا بررسی‌ام از این گزارش را با شما در میان بگذارم.البته چیزهایی که در طول این بررسی می‌گویم برداشت شخصی من از این گزارش است که آن را با رویکرد آموزشی، تحلیلی و تکمیل کننده پیش بردم. اگر این  گزارش را خوانده‌اید که چقدر عالی. وگرنه می‌توانید آن را از اینجا دانلود کنید.قبل از بررسی در نظر داشته باشید که: ۴۶۲ نفر از متخصصان سئو در آن شرکت کردند محل توزیع پرسشنامه فضاهای مرتبط و مناسبی بوده استبا تخصص کم هم می‌توان به درآمد رسید!بر اساس چیزی که در این گزارش می‌بینیم افرادی که کمتر از سه میلیون و سه تا پنج میلیون درآمد دارند سابقه چندانی ندارند. این نشان می‌دهد که اگر شما زمان خوبی را برای یادگیری سئو کنار بگذارید و سپس آن را روی یک پروژه عملی پیاده کنید - مثلا پروژه بگیرید یا در یک مجموعه مشغول به کار شوید - می‌توانید شروع بنسبت خوبی در بازار کار سئو داشته باشید.این مورد را مقایسه کنید با زمانی که برای رسیدن به درآمد باید مدت‌ها کار کرد و سابقه به دست آورد. فعالیت در زمینه سئو شما را از این کلیشه بیرون می‌آورد.تجربه بیشتر، درآمد بیشتر!این موضوع چیزی شبیه به ضرب‌المثل «هر که بامش بیش برفش بیشتر» است. چون هر چه تجربه افراد در زمینه سئو بیشتر می‌شود میزان درآمدی که از این راه به دست می‌آورد افزایش پیدا می‌کند. این موضوع یکی از جذابیت‌های سئو است.چون شاید شما سالها در یک شغل کار کنید ولی درآمدتان رشد آنچنانی نداشته باشد. ولی در سئو این مزیت وجود دارد که درآمد شما در طول زمان و هم‌قدم با رشد مهارت و تجربه‌تان افزایش پیدا می‌کند. بر اساس این گزارش بیش از ۷۰ درصد کسانی که ۱۰ سال یا بیشتر تجربه دارند درآمدی بیش از ۱۵ میلیون تومان دریافت می‌کنند.موضوع فقط تخصص نیستبرای به دست آوردن درآمد بالا در شغل سئو، فقط داشتن تخصص کفایت نمی‌کند. در واقع، شما برای تکمیل کردن این ماجرا به مهارت‌های نرم  مثل تیم‌سازی و برقراری ارتباط با دیگران  نیاز دارید. اگر بتوانید در کنار تخصصتان این مهارت‌ها را پرورش دهید، یک تیم برای خودتان بسازید و با کمک آنها پروژه‌های مختلف را به سرانجام برسانید به احتمال زیاد به درآمد خوبی می‌رسید.البته «رابطه سازی» هم در این میان، اهمیت بالایی دارد. به زبان ساده، شما به عنوان یک کارشناس سئو یا کسی که در زمینه سئو فعالیت می‌کند باید خودتان را یک مارکتر بدانید. به این معنی که بتوانید کار خودتان را به بهترین شکل ممکن در این بازار به نمایش بگذارید تا بتوانید پروژه‌های خوبی بگیرید. مخلص کلام اینکه درآمد بالای ۲۰ میلیون تومان با ارتقای مهارت نرم میسر خواهد شد.۲۵ درصد از متخصصان سئو بیش از ۵ پروژه را مدیریت می‌کننداگر این این 25 درصد تیم ندارند پس احتمالا گزارش سئو و kpi‌ها روی پروژه‌ها را ارائه نمی‌دهند. البته شاید کیفیت کارشان هم چنگی به دل نزند. چون مدیریت کردن همزمان 5 پروژه و انجام آنها با کیفیت بالا کار بسیار پیچیده‌ای است.آینده شغل سئو در ایران هم تقریبا روشن استنزدیک به 70 درصد کسانی که در ایران و در زمینه سئو فعالیت می‌کنند با ادامه شغلشان در همین حوزه موافق هستند. این ماجرایی است که در بسیاری از شغل‌ها اتفاق نمی‌افتد و افراد به آینده کارشان امید چندانی ندارند.البته این موضوع نکته دیگری را هم روشن می‌کند و آن این است که مسیر طی شده در شغل سئو، شیوه کسب درآمد و رشدشان در این بازار، دوست داشتنی بوده است. به نظر من این نکته‌ای خوشحال کننده به شمار می‌رود.چرا بودجه سئو مظلوم واقع می‌شود؟در این قسمت از گزارش نوشته شده است که نزدیک به 60 درصد از کسب و کارها بین صفر تا 20 درصد از بودجه مارکتینگ خودشان را به سئو اختصاص می‌دهند. در این بخش برای من سوالی پیش می‌آید و آن این است که آیا آنها سئو را بخشی جدا از محتوا حساب کرده‌اند یا خیر؟اگر این جداسازی را انجام داده‌اند که عالی است اگر نه پس بودجه بسیار کمی را برای این کار در نظر گرفته‌اند. با توجه به این موضوع که «SEO» می‌تواند یکی از بهترین کانال‌های ما در دیجیتال مارکتینگ باشد پس بهتر است که با آگاهی بیشتری به این موضوع پرداخته شود.کارفرماهای وب فارسی، هنوز هم سنتی فکر می‌کننداگر به آمار تصویر بالا نگاه کنید می‌بینید که بیشتر کارفرماهای ایرانی از سئو انتظار فروش دارند. این در حالی است که انتظار جهانی از سئو، افزایش ترافیک است.به نظر من با انتشار این گزارش‌ها و محتواهایی با اطلاعات درست در فضای وب که توسط متخصصان سئو آماده شده باشند کم‌کم این موضوع هم در ایران پذیرفته می‌شود که سئو فقط به فروش ختم نمی‌شود.کارفرمای عزیز! گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی نزدیک به 70 درصد متخصصان سئو از عجله کارفرماها برای گرفتن نتیجه شکایت دارند. بیشتر کارفرماها آگاه نیستند که سئو یک کار زمانبر است و تاکنون هیچ دکمه‌ای برای انجام یکباره تمام فعالیت‌های ریز و درشت سئو بر روی کیبورد تعبیه نشده است.سئو دکمه ندارد!البته از آن طرف ما نیز کارفرماها را درک می‌کنیم. چون با توجه به شرایط اقتصادی می‌خواهند سریع‌تر به نتیجه برسند. به نظر من آموزش و آگاهی دادن به کارفرماها می‌تواند شرایط کار را برای فعالیت در زمینه سئو بسیار بهتر کند. من به عنوان عضوی از این حوزه و بازار برای رسیدن به این هدف تلاش می‌کنم.مجید دلبندم! من متخصص سئو‌ام نه لزوما مهندس!همین موضوع به ما نشان می‌دهد که بیشتر کارفرماها درک چندان درستی از کار سئو ندارند. بماند که خودم هم مهندسی خواندم اما سئو و مهندسی ارتباط تنگاتنگ ندارند.کارفرماها برای اینکه نتیجه بهتری از سئو بگیرند باید دید مناسبی از این موضوع داشته باشند.این بدان معنی است که نمی‌توان کاملا خارج از میدان سئو ایستاد و صفر تا صد کارها را به دیگران واگذار کرد. آگاهی از سازوکار سئو به کارفرماها کمک می‌کند تا در این زمینه نسبت به دیگران برتری داشته باشند.در این گزارش، سوال درست از آدمِ درست پرسیده شده استبه نظر من این بخش از گزارش، سندی محکم از این ماجرا است که افراد متخصصی به سوال‌های نظرسنجی پاسخ داده‌اند. چون «بهبود نرخ تبدیل» در جایگاه دوم قرار گرفته است.بهترین حالت این است که ما فقط به سرچ کنسول چشم ندوزیم و در کنار آن از داده‌های گوگل آنالیتیکس هم استفاده کنیم تا بفهمیم بعد از کلیک چه اتفاقی می‌افتد. درست است که رسیدن به صفحه اول گوگل خیلی عالی است ولی آیا این ماجرا نتیجه‌ای را هم به دنبال دارد؟مورد دیگر اینکه «سهم از سرچ» محاسبه نشده است. چون حساب و کتاب آن کار سخت و پیچیده‌ای بوده است. من برای عمیق‌تر شدن در این موضوع یک آموزش در دیجیتالینگ آماده می‌کنم و آن را به طور مفصل توضیح می‌دهم؛ مثلا اینکه کل سهم و کلیک چقدر است و اصلا ما به دنبال رسیدن به چه رقمی هستیم؟به تنها تهدید قابل حدس در بازار سئو سلام کنید!طبق بررسی‌های این گزارش، «طرح صیانت و اینترنت ملی» بزرگترین تهدید برای متخصصان فعال در زمینه سئو به شمار می‌روند. من در این مورد نظر خاصی ندارم.ولی فکر می‌کنم با توجه به زیرساخت‌ها می‌توانیم امید داشته باشیم که این موضوع در آینده نزدیک رخ نمی‌دهد. ولی طرح صیانت همچنان در فهرست تهدیدهای این بازار، باقی است.مخاطب، مخاطب و باز هم مخاطب در سئوی داخلیهمان طور که در این نتیجه‌ها می‌بینید تجربه کاربری و در کل، کارهایی که ما برای انتقال یک حس خوشایند به کاربر انجام می‌دهیم در حال تبدیل شدن به مهم‌ترین معیار در (SEO) است. این خبر خوبی است.چون در طول چند سال گذشته خبری از این ماجرا نبود؛ مثلا اگر این گزارش را در سال 95 می‌خواندیم احتمالا با چنین دیدگاهی روبه‌رو نمی‌شدیم.ما در دیجیتالینگ هم در حال تلاش برای بهبود تجربه کاربری و افزایش رضایت او هستیم؛ مثلا جدا از تلاش‌هایی که برای بهبود تجربه کاربری در سایت می‌کنیم در دوره «سئومحتوا» هم بخش زیادی از ماجرای آموزش را پیرامون کاربر و روش‌های جلب رضایت او سوق دادیم. چون در نهایت این مسیر است که ما را به سمت رشد و پیشرفت پیش می‌برد.حرف آخرامیدوارم که در آینده تعداد بیشتری از این نوع گزارش‌ها داشته باشیم. چون دید بسیار خوبی به کارفرماها و متخصصان فعال در زمینه سئو می‌دهد.شما بگوییدخیلی خوشحال می‌شوم که نظرتان در مورد این بررسی را به گوشم برسانید و بگویید که اگر شما طراح این گزارش بودید چه سوال دیگری را به این نظرسنجی اضافه می‌کردید؟</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Tue, 15 Mar 2022 20:41:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور از یک گزارش تبلیغات آنلاین یاد بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-jirktyu99hjg</link>
                <description>هر چند وقت یکبار، گزارش‌های فارسی در حوزه‌هایی که کار می‌کنیم منتشر می‌شوند. در کل، خواندن گزارش‌ها با هدف یادگیری کار جالبی است. چون اطلاعاتی را در اختیار ما قرار می‌دهد که به این راحتی‌ها در گوگل پیدا نمی‌شوند. آژانس «دیما» یک گزارش عملکردی در شش ماهه اول سال ۱۴۰۰ را منتشر کرده است. من این گزارش را بررسی کردم و در این میان چند نکته جالب به ذهنم رسید که خواستم آن را با شما به اشتراک بگذارم.اگر دیجیتال مارکتر هستید، در فضای دیجیتال کار می‌کنید، صاحب کسب و کار هستید یا می‌خواهید تبلیغ بدهید احتمالا خواندن این مقاله به شما کمک می‌کند. پیشنهاد می‌کنم که تا انتهای این بررسی کوتاه با من همراه باشید.در ادامه دو بخش از این گزارش را با شما به اشتراک گذاشتم.تبلیغات پلتفرم دیما در اپلیکیشن‌هادیما افیلیتکار را با بخش اول آغاز می‌کنم:یادگیری از ظرفیت نمایش تبلیغاتظرفیت نمایش تبلیغات در نیم‌سال اول ۱۴۰۰معمولا همه گزارش‌ها با نمایش ظرفیت کل آن شبکه تبلیغاتی شروع می‌شوند. این اطلاعات به ما کمک می‌کنند تا درک درستی راجع به حجمی که تبلیغات با آن شروع شده است به دست بیاوریم.حتی می‌توان گفت که این بخش یکی از مهمترین بخش‌های این گزارش محسوب می‌شود. چون مثلا وقتی به ما دیتایی در مورد ساعت شبانه روز می‌دهد ما بر اساس این گزارش می‌دانیم که منظورش مثلا راجع به سه میلیارد نمایش ماهانه است.تعداد نمایش به تفکیک ناشرسهم دفعات نمایش براساس محتوای ناشربررسی این قسمت به من نشان می‌دهد که اگر در چنین پلتفرمی تبلیغات خودم را انجام دهم تبلیغ من بیشتر در کدام دسته‌ها به نمایش در می‌آید. اگر به تصویر بالا نگاه کنید دسته «آشپزی و رستوران» و پس از آن «شبکه‌های اجتماعی» و «ابزار» به عنوان بزرگترین دسته‌ها قرار می‌گیرند.برداشت شخصی من از این گزارش اینطور است که درصد قابل توجه رسانه‌هایی که دیما با آنها کار می‌کند با مخاطبان خانم سر و کار دارند. از آن طرف، درصد بیشتری از مخاطبان دسته‌ای مانند شبکه‌های اجتماعی را معمولا آقایان تشکیل می‌دهند. صفحات فرود کاربرانتعداد کمپین به‌تفکیک صفحات فروداین بخش هم برای من خیلی جالب بود. در این بخش کمپین‌ها به تفکیک صفحه فرودشان از هم سوا شده‌اند:صفحه‌های فرود وبسایت‌ها صفحه‌های فرود فروشگاه‌های اینترنتی (بر اساس برداشت شخصی من، مثلا صفحه فرود محصول خاصی در فروشگاه اینترنتی) صفحه فرود اینستاگرامهمان‌طور که می‌بینید، اینستاگرام هم سهم بزرگی را در این میدان به خودش اختصاص داده است؛ یعنی افراد مختلف از پلتفرم‌های تبلیغاتی برای تبلیغ پیج اینستاگرامشان استفاده می‌کنند.این نشان می‌دهد که اینستاگرام در ایران و در نبود دیگر شبکه‌های اجتماعی تا چه اندازه قدرتمند است. ما قبلا در دیجیتالینگ در مورد محدودیت‌های شبکه‌های اجتماعی با هم صحبت کرده‌ایم. با این حساب، حتی اگر وبسایت دارید باز هم فعالیت در اینستاگرام می‌تواند برای شما بسیار مفید باشد.تبلیغات را به بهانه ساعت خواب، خاموش نکنید!تعداد نمایش و کلیک به‌تفکیک ساعتبا بررسی این بخش می‌فهمیم که هر چقدر بیشتر این گزارش‌ها را مطالعه کنیم، بیشتر یاد می‌گیریم و متوجه می‌شویم که اصلا هیچ قانونی برای ساعت دقیق انتشار تبلیغات وجود ندارد. چون بسته به فصل‌ها، محصولات، لوکیشن‌ها و در کل فاکتورهای گوناگون این موضوع با اختلاف زیادی همراه است.مثلا شاید اکنون که این گزارش را همراه من بررسی می‌کنید ساعت ۱۳ تا ۱۷ بعدازظهر زمان خوبی برای نمایش تبلیغ باشد اما سال دیگر این موضوع فرق کند. بخش جالبتر در مورد این گزارش به اوج رسیدن «نرخ کلیک» در ساعت‌های سه بعدازظهر و دو صبح است.برداشت من از این گزارش این است که کاربران در ساعت ۱۳ تا ۱۷ بیشترین فعالیت را دارند. با نزدیک شدن به ساعت پنج بعدازظهر، رفته‌رفته این آمار کم می‌شود. چون فکر می‌کنم افراد مختلف در آن بازه زمانی بیشتر در حال رفت و آمد هستند.اما نرخ کلیک که در همه بازه‌های زمانی وجود دارد در ساعت دو صبح به اوج خود می‌رسد. باید بگویم که این مورد به ما نشان می‌دهد کاربرها حتی در ساعت‌های غیرمعمولی هم تبلیغات را مشاهده کرده و روی آن کلیک می‌کنند.البته چه بهتر می‌شد اگر در اینجا ما «نرخ تبدیل» را هم در اختیار داشتیم تا می‌فهمیدیم که پس از کلیک چه اتفاقی برای کاربرها می‌افتد. ولی همین دو موضوع هم به اندازه خودشان جالب بودند و اطلاعات خوبی را در اختیار ما گذاشتند.توزیع درآمد ناشران در اپلیکیشن‌ها به تفکیک دسته اپلیکیشندرآمد صاحبین اپلیکیشندر بخش نمایش به تفکیک ناشر، بیشترین نمایش مربوط به دسته آشپزی و رستوران بود. ولی وقتی پای درآمد باز می‌شود می‌بینیم که بیشترین درآمد را بخش سرگرمی می‌برد.برداشت من از این بخش این است که قرار نیست اگر جایی تبلیغات زیاد نمایش پیدا می‌کند درآمد بیشتری هم وجود داشته باشد. شاید این مورد بیشتر به درد ناشران بخورد و به حال من که یک مارکتر هستم چندان فرقی نکند ولی بررسی‌اش خالی از لطف نبود.جمع‌بندی در بخش اول گزارشاگر بخواهم از این بخش به یک جمع‌بندی برسم اینطور می‌گویم که ما در هر کمپینی که در پلتفرم‌های مختلف اجرا می‌کنیم نمی‌توانیم بدون تست کردن به جایی برسیم. چون ساعت مشخصی برای نمایش تبلیغات وجود ندارد. ولی با دیدن این گزارش‌ها می‌توانیم به یک دید بهتر دست پیدا کنیم؛ مثلا اینکه قرار نیست من تبلیغاتم را از ساعت ۱۲ شب تا شش صبح خاموش کنم. بخش دوم دیما افیلیتدیما افیلیت، سرویس دیگری از این مجموعه است که به ناشران به ازای فروش محصولات یا خدمات تبلیغ‌دهنده پول پرداخت می‌کند و آنها را همکارش در نظر می‌گیرد. این بخش از گزارش هم دو قسمت جالب دارد که آنها را با هم بررسی می‌کنیم.از کلیک تا ثبت سفارش چقدر طول می‌کشد؟فاصله زمان کلیک تا انجام سفارشاولین مورد فاصله زمانی کلیک تا انجام سفارش توسط کاربران است. این موضوع چیزی است که شاید نتوان در جایی به این صورت آن را پیدا کرد. بر اساس این گزارش از زمانی که کاربر به فروشگاه اینترنتی ارجاع داده می‌شود تا زمانی که بخواهد خرید خود را نهایی کند در ۸۰ درصد سفارش‌ها کمتر از 9 روز فاصله زمانی وجود دارد و سپس سفارش انجام می‌شود.می‌توان چند نکته را از این بخش دریافت کرد. اول اینکه قرار نیست با هر کلیکی که در تبلیغات انجام می‌شود بگوییم که خوب خرید انجام شد یا دیگر خریدی انجام نمی‌شود. چون همانطور که در گزارش دیدیم گاهی فاصله بین کلیک و تصمیمی نهایی برای خرید تا ۹ روز طول می‌کشد.من خودم هم در دیجیتالینگ وقتی کمپینی را ران می‌کنم با این ماجرا روبه‌رو هستم. این اتفاق می‌افتد؛ مثلا من یک کمپین ران می‌کنم ولی چند روز طول می‌کشد تا خرید انجام شود.نکته جالبتر برای خرید میلیونیفاصله کلیک تا ثبت سفارشنکته جالبتر اینکه برای سبدهای خریدی که بالای یک میلیون هستند برخلاف تصوری که ما داریم، این فاصله زمانی کمتر است. این در حالی است که بیشتر ما فکر می‌کنیم هر چقدر قیمت محصول بیشتر باشد مشتری به زمان بیشتری برای فکر کردن و تصمیم گرفتن نیاز دارد. ولی طبق این گزارش بیش از ۸۰ درصد سفارش‌ها توسط کاربران کمتر از یک هفته پس از اولین کلیک انجام می‌شوند.کاربران در چه ساعتی سفارش ثبت می‌کنند؟پراکندگی تعداد سفارشات در شبانه‌روزدر حالت کلی بسیاری از مردم ایران در بازه زمانی بین ۱۱ تا ۱۳ در محل کارشان هستند و خرید را از محل کارشان انجام می‌دهند. دیما در اینجا یک احتمال را پیشنهاد می‌دهد که اگر شما می‌خواهید یک پست تبلیغاتی موقت منتشر کنید در این بازه زمانی می‌توانید نتیجه بهتری بگیرید.حالا اینجا یک سوال مهم پیش می‌آید که این ساعت زمانی برای چه حوزه‌ای است؟ در پاسخ باید بگویم که این یک داده کلی است. پس قرار نیست که من حتما به این موضوع اکتفا کنم ولی خوب است که گوشه ذهنم این ماجرا را داشته باشم.جمع بندی نهایی از چیزهایی که در این بررسی با هم دیدیم:دیتاها در گزارش‌های مختلف به خودی خود چیزهای خوبی برای یادگیری دارند و به ما کمک می‌کنند؛ اما اکتفا کردن فقط به این دیتاها کافی نیست. چون هر کسی باید گزارش خودش را داشته باشد.یعنی وقتی یک کمپین تبلیغاتی انجام می‌دهید بهتر است داده‌های خودتان را داکیومنت کنید و آن را در حوزه کاری خودتان مورد بررسی قرار دهید. این موضوع به شما کمک می‌کند تا هنگام بررسی گزارش‌ پلتفرم و آژانس‌ها بتوانید اطلاعات خود را بهینه‌تر کنید. امیدوارم از این گزارش استفاده کرده باشید.می‌توانید گزارش کامل پلتفرم دیما را از این بخش دانلود کنید.نظرتان را برایم بنویسیدلطفا نظرتان را در مورد بخش‌هایی که با هم بررسی کردیم یا حتی بخش‌های دیگری از گزارش با من هم به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Mon, 07 Feb 2022 12:33:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۴۵۰ ابزار دیجیتال مارکتینگ رایگان و نیمه رایگان برای ایرانیان</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%DB%B4%DB%B5%DB%B0-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-wgfbhsyzvcpq</link>
                <description>ابزار دیجیتال مارکتینگ، احتمالا شما هم مثل من با شنیدن این نام گُل از گُلتان می‌شکفد. چون ابزارها به ویژه در زمینه کار ما یعنی «دیجیتال مارکتینگ» حُکم یک نیروی کمکی را دارند و می‌خواهند کارمان را راحت‌تر کنند. شاید برایتان جالب باشد که بدانید عده‌ای به امید استفاده از همین ابزارها است که وارد حوزه دیجیتال مارکتینگ می‌شوند.چون می‌دانند که می‌توانند انجام خیلی از کارهایشان را به همین ابزارها بسپارند. تجربه من هم این ماجرا را تایید می‌کند. از وقتی که کانال تلگرام «دیجیتالینگ» شروع به کار کرد هر وقت ابزاری را در آن معرفی کردیم با استقبال زیادی از سوی مخاطبان روبه‌رو شد و بازدید آن پست از تلگراممان سر به فلک کشید. من ماجرای معرفی ابزارها در کانال تلگرام را از سال ۹۶ شروع کردم.معرفی ابزار سئو در کانال تلگرام دیجیتالینگتاکید یا تعصب خاصی هم روی ابزار ویژه‌ای نداشتم. چون هدفم این بود که از میان ابزارهای ایرانی به دردبخور و ابزارهای خارجی در دسترسی، آنهایی که بهتر از بقیه هستند و می‌توانند کار مارکترها و اهالی فعال در دنیای وب فارسی را راحت‌تر کنند معرفی کنم. نهایت سعی خود را به کار بستم که این ابزارها بسترهای مختلفی مانند: «شبکه‌های اجتماعی»، «سئو»، «محتوا» و «تحلیل» ... پوشش دهند.دنیای دیجیتال مارکتینگ ایران چه فرقی با کل دنیا می‌کند؟شاید فرق اصلی و مهم این ماجرا لنگ زدن بخشی از کارمان در دیجیتال مارکتینگ به خاطر تحریم‌ها و فیلترینگ باشد. در واقع اگر ماجرا را خوب وارسی کنیم، سه مشکل گردن کلفت بر سر راه مارکترهای ایرانی قرار دارند:1. تحریم‌ها2. فیلترها3. دلار!این سه مشکل، مارکتر ایرانی بینوا را گوشه رینگ گیر انداخته‌اند و تا این بنده خدا می‌خواهد تکانی بخورد، مُشتی را حواله‌اش می‌کنند! وقتی یک ابزار درست می‌شود، ظرف سه سوت از طرف ما فیلتر می‌شود، البته آن طرفی‌ها هم کم نمی‌آورند و زارت! ما را تحریم می‌کنند.از داخل فیلتر از بیرون تحریماگر هم یک ابزار بتواند خودش را از میدان مین تحریم‌ها و فیلترها نجات دهد، آن‌قدر پرداخت دلاری‌اش برایمان گران تمام می‌شود که از پس خریدش بر نمی‌آییم؛ مگر آنکه دستمان زیر ساطور این ابزارها گیر کرده باشد و نتوانسته باشیم نمونه به درد بخوری برایش پیدا کنیم.الان هم که دلار به برکت خیلی چیزها در حال سیر و سفر روی ابرها است و قد و قواره‌اش از 30 هزار تومان هم بلندتر شده است! با این حساب پرداخت اشتراک ماهانه ۳۰ دلاری هم برایمان چیزی کمتر از فرهادوار کندن کوه ندارد! البته اگر شیرین، وفاداری کند و بر سر همین ۳۰ هزار تومان باقی بماند! این در حالی است که یک دیجیتال مارکتر خارجی اصلا این چیزها را درک نمی‌کند و با مشکلات سرزمین عجایب ما سر و کله نمی‌زند.چگونه در این اوضاع چپ اندر قیچی، مارکتینگ کنیم؟به عنوان یک دیجیتال مارکتر باید بتوانیم دهلیزی در میان این میدان مین برای خودمان باز کنیم و گلیممان را از آب بیرون بکشیم. برای این کار باید غلظت هوشمندیمان را بالا ببریم و مدام به دنبال ابزارهایی باشیم که می‌توانند جایگزین مناسبی برای ابزارهای از دست رفته باشند. البته قبول دارم که این کار ساده‌ای نیست.چون یافتن و یادگیری کار با ابزارهای جدید، وقت زیادی را از ما می‌گیرد؛ اما یک نکته مثبت هم دارد و آن این است که شما فقط به یک ابزار خاص وابسته نمی‌شوید. البته خواندن این جمله‌ها برای دیجیتال مارکتری که در اروپا مشغول به کار است از یک جُک بی‌مزه هم خنده‌دارتر است ولی برای ما واقعیتی است که هر روز با آن چشم در چشم می‌شویم.ما در دیجیتالینگ چه چاره‌ای برای این کلاف پیچ‌پیچی یافتیم؟من می‌خواستم در همین مقاله که آن را آذر ماه سال 1400 منتشر می‌کنم دستتان را در دست چند ابزار داغ و تازه بگذارم؛ اما نمی‌دانم که شما چه زمانی این مقاله را می‌خوانید و شاید تا آن زمان این ابزارها بیات شده باشند. راه چاره‌ای که برای من وجود دارد این است که دائم این مقاله را آپدیت کنم؛ اما آیا واقعا فرصت چنین کاری را دارم؟ متاسفانه پاسخ، منفی است. ولی من این مشکل را به دیجیتالینگ بردم در آنجا چاره‌ای راهساز برای این مشکل پیدا کردیم.جعبه ابزار دیجیتال مارکتینگ با یک گوگل شیت کاردُرُستجعبه ابزار دیجیتال مارکتینگما هم در فضای ایران کار می‌کنیم و با از دور خارج شدن ناگهانی ابزارها همزیستی نه چندان مسالمت‌آمیز پیدا کرده‌ایم. چاره ما برای این کار، یک فایل گوگل شیت بود که در آن ابزارهای مختلفی که استفاده می‌کردیم.کم‌کم این فایل را مرتب کردیم، ابزارها را دسته‌بندی کرده و آنها را در بخش‌های مختلفی مثل: «اینستاگرام»، «تلگرام»، «لینکدین»، «توییتر»، ابزارهای اپ مارکتینگ مانند: «ASO»، ابزارهای بخش سئو با مواردی همچون: «تحقیق کلمات کلیدی»، «سئو آف پیج»، «سئو آن پیج»، «سئومحتوا»، «سئوی تکنیکال» و ... قرار دادیم. در کل و تا این لحظه که در خدمت شما هستم این گوگل شیت ۴۵۰ ابزار رایگان و نیمه رایگان را در خود جای داده است.چرا این فایل گوگل شیت، رایگان نیست؟به این موضوع باور داریم که وقتی یک فایل به رایگان در دسترس ما قرار بگیرد، ارزش چندانی برایش قائل نیستیم و چه بسا اصلا لای آن را هم باز نکنیم.به همین دلیل برای اینکه یک هدفی از آپدیت کردنش داشته باشیم، از ارزشمندی آن محافظت کنیم، به مرور ابزارهای خوب را به آن اضافه کرده و ابزارهایی که در اثر تحریم‌ها، فیلترها یا گران شدن دیگر به کارمان نمی‌آیند را حذف کنیم مبلغی کوچک را روی این جعبه ابزار قرار دادیم.جعبه ابزار دیجیتالتان با ماجعبه ابزار دیجیتال مارکتینگ ۴۵۰ ابزار رایگان و نیمه‌رایگان مورد نیاز برای کار در دنیای وب و بازاریابی دیجیتال را در بر گرفته است که به صورت دوره‌ای آپدیت می‌شوند. تمام ابزارهای این فایل توسط تیم ما مورد بررسی و بعضا استفاده قرار گرفته‌اند. کاربرد هر ابزار هم جلوی آن با توضیح کوتاهی نوشته شده است تا به نظم و دسته‌بندی حرفه‌ای‌تر آن کمک کند. ابزارهای این فایل گوگل شیت به صورت دسته‌بندی در کنار هم قرار گرفته‌اند. به این ترتیب بدون گیج شدن یا اتلاف وقت می‌توانید ابزار مورد نیازتان را پیدا کنید.خرید جعبه ابزار دیجیتال مارکتینگمنتظر خواندن نظرتان هستیماگر این ابزار را دانلود کردید، لطفا نظرتان را برایمان بنویسید. اگر هم آن را دانلود نکردید لطفا برایم تعریف کنید که در این گیرودار تحریم، فیلتر و گرانی دلار چطور گلیم مارکتینگتان را از آب بیرون می‌کشید؟ شاید راه‌حل شما گرهی از کار ما و دیگران باز کند.</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Mon, 13 Dec 2021 16:00:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان پادکست دیجیتالینگ؛ از اولین پخش تا شنیده شدن ۱۰۰ هزارتایی</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DB%B1%DB%B0%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-tnl2tvmaoa7c</link>
                <description>با وقت‌های مُرده‌تان چه می‌کنید؟ اصلا از آنها خبر دارید؟ آشتی دادن پادکست‌ها با وقت‌های مُرده‌تان می‌تواند ذهنتان را در زمینه‌های مختلف، عمیق‌تر و روشن‌تر کند.به زبان ساده، با کمک پادکست‌ها، یادگیری را به یکی از عادت‌های خودتان تبدیل خواهید کرد. نمونه‌اش همین پادکست‌های دیجیتال مارکتینگ که شما با گوش دادن به آنها از وقت‌های سرگردان خودتان برای افزایش مهارت و دانشتان در زمینه دیجیتال مارکتینگ نهایت بهره را می‌برید.تا انتهای این گپ و گفت می‌خواهم شما را با پادکست خودمان یعنی «پادکست دیجیتال مارکتینگ دیجیتالینگ» آشنا کنیم و از سوغاتی‌های دیجیتالی که این پادکست برایتان می‌آورد سخن بگویم. با من همراه باشید.پادکست دیجیتالینگ چیست؟«پادکست دیجیتالینگ» مجموعه‌ای از اپیزودها در زمینه «دیجیتال مارکتینگ» است که من «علیرضا ابراهیمیان» در آن راجع به موضوع‌های مختلف موجود در دنیای دیجیتال مارکتینگ با شما صحبت می‌کنم.پادکست دیجیتالینگبه چند نمونه از پادکست‌های ما گوش دهیددر ادامه، چند نمونه از پادکست‌های دیجیتالینگ را به این گفتگو سنجاق کردم. اگر چند دقیقه زمان بگذارید و این پادکست‌ها را با عیار گوش و ذهنتان بسنجید ما را بسیار خوشحال خواهید کرد. https://castbox.fm/channel/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%7C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-id2184165?country=us ماجرای من و شوت شدن به وادی تولید پادکست!شاید برایتان جالب باشد که بدانید به عنوان گوینده و تهیه کننده پادکست‌های دیجیتالینگ در ابتدا هیچ علاقه‌ای به ضبط کردن صدا نداشتم. اگر چند سال پیش گذرتان به من می‌افتاد محال ممکن بود که صدایی از من به گوش شما برسد! ولی حالا، ضبط کردن صدا برایم راحت‌تر از نوشتن همان موضوع‌ها در قالب واژه‌ها است.البته این ماجرا را مدیون هُل دادن یکی از دوستانم هستم. یک بار که با هم در حال چت کردن بودیم به من پیشنهاد داد که این همه توضیح را به صورت ویس برایش بفرستم.با شنیدن این پیشنهاد، اندکی مقاومت کردم اما بعد با خودم گفتم: «سنگ مُفت گنجشک مفت! بگذار یکبار امتحان کنم ببینم چه می‌شود!» آن امتحان کردن همان و افتادن من در مسیر تولید پادکست‌ها همان!به دنبال این ماجرا یکی دو تا پادکست ضبط کردم، در کانال گذاشتم و منتظر واکنش مخاطبان نشستم. راستش را بخواهید خیلی به استقبال نزدیکانم از پادکست‌هایی که تولید کردم دل نبستم.اولین اپیزود از پادکست دیجیتالینگچون می‌دانستم که شاید سایه دوست داشتن من روی قضاوتشان افتاده باشد و بخواهند بی‌دلیل من را بزرگ کنند! اما می‌شد روی قضاوت غریبه‌ها حسابی سرانگشتی باز کرد!بعد که دیدم مخاطبانم از این ماجرا استقبال کردند چراغ انگیزه در قلبم روشن شد! به همین دلیل، همان فرمان را گرفتم و تا امروز به آن ادامه دادم. نکته مهم در آغاز راه ساخت پادکست‌هایم استفاده کرده از کمترین امکانات بود. حتی می‌توانم بگویم که این کار را تقریبا رایگان آغاز کردم.من تمام تجربه‌هایی که در مسیر تولید پادکست به دست آوردم را در دوره «تولید پادکست پُرمحتوای فارسی» قرار دادم. اگر هوای تولید پادکست‌های خودتان در ذهنتان سرگردان است می‌توانید این دوره را تهیه کنید.دوره تولید پادکستموضوع پادکست‌های دیجیتالینگ چیست؟ما در مورد شاخه‌های فراوانی که در دنیای دیجیتال مارکتینگ وجود دارند ده‌ها پادکست را آماده و منتشر کردیم؛ پادکست‌هایی در مورد:بازاریابی دیجیتال بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی (اینستاگرام، لینکدین، تلگرام و...)بازاریابی محتواییسئوو ...پادکست‌های دیجیتالینگ کجا منتشر می‌شوند؟پادکست دیجیتالینگ در کست باکسپادکست‌های ما در پادگیرهای مختلفی مانند: «اپل پادکست»، «کست باکس»، «اسپاتیفای»، «بیسار» و ... منتشر می‌شوند. ما پادکست‌ها را در کانال تلگرامی دیجیتالینگ هم منتشر می‌کنیم. البته از انتشار پادکست‌ها در کانال تلگراممان به دنبال جذب کاربران جدید نیستیم و هدف اصلی‌مان دیده شدن پادکست‌ها در همان پادگیرها است.پرشی از گذشته به سوی آینده دیجیتالینگما از زمستان ۹۷ ضبط و انتشار پادکست‌ها را آغاز کردیم. اکنون که در حال گپ‌و‌گفت با شما هستیم بیشتر از ظرفیت استادیوم آزادی یعنی بیش از ۱۰۰ هزار بار شنیده شدیم.به اندازه استادیوم آزادی شنیده شدیممدت زمان هر پادکست به طور میانگین ۱۰ دقیقه است. پس نتیجه می‌گیریم که ما به طور میانگین، ۳۳۰۰ دقیقه پادکست تولید کردیم و هر اپیزود ما هزار شنونده دارد.بیایید نگاهی به آمارها بیندازیم:همان‌طور که در تصویر می‌بینید بیشتر پادکست‌های ما در «کست باکس» شنیده می‌شوند.با وجود آنکه بیشتر شنوندگان از «ایران» هستند اما نمی‌توان آمار کشورهای دیگر را دست‌کم گرفت. چون بیشتر آنها هم ایرانی هستند ولی به لطف فیلترشکن‌ها با آی‌پی کشورهای دیگر سر از پادکست‌های دیجیتالینگ درآورده‌اند?کست باکس شنیده شدنحدود ۶۵ درصد کاربران از سیستم عامل «اندروید» و ۲۶ درصد هم از سیستم عامل «آی او اس» استفاده می‌کنند.کاربران از چه سیستم‌عامل‌هایی ما را می‌شنوند«اسپاتیفای» هم آمار جالب‌تری از «رده سنی» و «جنسیت» افرادی که به پادکست‌ها گوش می‌دهند در اختیار ما می‌گذارد. البته ما در اسپاتیفای خیلی مخاطب نداریم؛ با این حساب وقتی آمار به ما می‌گوید که ۸۵ درصد از مخاطبانمان آقا و ۱۱ درصد خانم هستند چندان آن را جدی نمی‌گیریم. البته در کل می‌‌دانیم که آقایان بیشتر به این پادکست‌ها گوش می‌دهند.آمار از اسپاتیفایما پای کار ایستاده‌ایمهمین حالا که در سال ۱۴۰۰ در حال گپ زدن با شما هستیم پادکست‌هایمان تا نیمه اول سال ۱۴۰۱ ضبط شده‌اند، اپیزودهای بعدی را زمان‌بندی کرده‌ایم و هر هفته یکی از آنها را در «کست باکس» و پادگیرهایی که برایتان گفتیم منتشر می‌کنیم. خلاصه اینکه ما به طور جدی در این مسیر هستیم و اگر پِی ما را بگیرید هر هفته شما را به شنیدن یک پادکست تخصصی، مهمان خواهیم کرد. درست همان‌طور که در روزها و سال‌های گذشته نیز با ۳۵۰ اپیزود در کنار علاقه‌مندان به دیجیتال مارکتینگ بودیم.اگر از مخاطبان پادکست‌های ما بودید لطفا از آشنایی‌تان با پادکست‌های دیجیتالینگ برایمان بگویید؛ مثلا اینکه از چه زمانی به ما پیوستید و نظرتان در مورد اپیزودهایمان چیست؟اگر هم مخاطب ما نیستید خیلی خوشحال می‌شویم که به جمع همراهان ما بپیوندید. اهالی «اندروید» می‌توانند به «کست باکس» و اهالی «آی‌او‌اس» می‌توانند به «اپل پادکست» و اهالی وب هم می‌توانند به صفحه پادکست دیجیتالینگ در سایت digitaling.org سر بزنند و ما را پیدا کنند. منتظرتان هستیم، منتظرمان باشید?پادکست دیجیتالینگ</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Thu, 09 Dec 2021 12:01:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی محتوا و نمونه سند استراتژی محتوای فارسی (رایگان)</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-xtglakf1mdbt</link>
                <description>برای قدم گذاشتن در مسیر بازاریابی محتوایی باید از قبل در مورد روش‌هایتان، برخوردهایتان و تصمیم‌هایی که در راستای اهدافتان قرار دارند فکر کنید. نوشتن این تصمیم‌ها و افکار در قالب یک فایل، چیزی است که به آن «سند استراتژی محتوا» می‌گویند.در این گفتار نگاهی به چیستی و اهمیت سند استراتژی محتوا می‌اندازیم و یک نمونه واقعی از این سند را به شما معرفی می‌کنیم. با ما همراه باشید.وقتی از استراتژی حرف می‌زنیم دقیقا از چه حرف می‌زنیم؟تعریف استراتژی از نگاه مایکل پورتر«مایکل پورتر» یکی از اقتصاددان‌های معروف است که تعریفی ساده از استراتژی محتوا ارائه کرده است. او می‌گوید: «استراتژی یعنی کاری که دیگران انجام می‌دهند را با منابع کمتری انجام دهیم. در ضمن، کارهایی را انجام دهیم که هیچ‌کس به غیر از ما آنها را انجام نمی‌دهد.»به زبان ساده‌تر می‌توان گفت که استراتژی، همان انتخاب هوشمندانه از بین راه‌هایی است که به شکلی ویژه ما را به هدف مورد نظرمان می‌رسانند.بود و نبود استراتژی چه فرق به حالمان می‌کند؟وقتی استراتژی داشته باشیم:در منابعمان صرفه‌جویی می‌کنیمتقلید کردن از ما بسیار سخت می‌شودوسعت آشنایی ما با مخاطبانمان افزایش پیدا می‌کندمخاطبان و برند ما با هم ارتباط عمیق‌تری برقرار می‌کنندو ...محتوا در کجای داستان استراتژی جای می‌گیرد؟اصل حرف ما استراتژی محتوا است. وقتی این دو واژه یعنی «استراتژی» و «محتوا» در کنار هم قرار می‌گیرند ترکیب جالبی به نام «استراتژی محتوا» به وجود می‌آید.«کریستینا هالورسن»، نویسنده کتاب «استراتژی محتوا برای وب» تعریف ساده‌ای از این موضوع دارد. او می‌گوید: «استراتژی محتوا یعنی برنامه‌ریزی برای تولید، تحویل و مدیریت محتوای خوب و کاربردی.»برنامه داشتن در استراتژی محتوا چه فایده‌ای برایمان دارد؟با وجود آنکه شاید در ابتدا برنامه‌ریزی‌مان لنگان پیش برود اما فایده‌هایی که در ادامه برایتان ردیف می‌کنیم به این سختی کوتاه مدت می‌چربد:مسیر پیش‌رو برایمان روشن می‌شوددر زمان، تلاش و هزینه‌مان صرفی‌جویی می‌شوداز حجم استرسمان کم می‌شودآرامش بیشتری را تجربه خواهیم کرداستراتژی محتوا چه اهدافی را دنبال می‌کند؟بیایید چند مورد از اهداف اصلی تدوین استراتژی محتوا را با هم بررسی کنیم:مقابله با عملکرد سلیقه‌ایوقتی از قبل، استراتژی محتوای خودمان را تدوین کرده باشیم دیگر به دنبال آزمون و خطا نمی‌رویم و به جای کار کردن بر اساس سلیقه خودمان، نیاز و خواست مخاطب را در نظر می‌گیریم.تمرکز هدفمند روی کیفیتمهم نیست چند کار را به سرانجام می‌رسانیم. چون اگر کارمان کیفیت لازم را نداشته باشد، چند فرسخ از کاری که می‌توانیم ارائه دهیم عقب‌تر خواهیم ماند.اهمیت تدوین استراتژی محتواشناخت بهتر منابعمان و کارایی آنهاروبه‌رو شدن با واقعیت منابعمان چیزی است که به هنگام تدوین استراتژی محتوا رخ می‌دهد.مسیر ساخت نسخه ویژه خودمان هموارتر می‌شودحرکت کردن از روی یک نقشه روشن، آگاهی داشتن از چند و چون منابع و زدن عینک کیفیت بر چشمانمان به ما کمک می‌کند تا نسخه ویژه خودمان را بسازیم و به برندی غیر قابل کپی تبدیل شویم.چرا ما به یک سند استراتژی محتوا نیاز داریم؟بزرگ‌ترین دلیل ما، مکتوب کردن راه و روشی است که در ابتدای مسیر برای خودمان در نظر گرفتیم. چون وقتی گَرد مسیر روی ماشین برندمان می‌نشیند و با طوفان‌ ماجراهای عجیب و ناشناخته روبه‌رو می‌شویم شاید روش همیشگی و انتخاب شده حرکتمان را گم کنیم. نوشتن یک سند استراتژی محتوا به ما کمک می‌کند تا همیشه در مسیر باقی بمانیم.گذشته از این با این کار، یک راهنمای جامع برای هدایت تیم تولید محتوایمان خواهیم داشت تا بدون حضور ما هم بتوانند چرخ‌های کارخانه تولید محتوای ما را در حال حرکت نگه دارند. از طرف دیگر، افراد اضافه شده به تیم هم می‌توانند با مطالعه این سند، خیلی زود خودشان را با تیم وفق دهند. با نگاه به یک سند واقعی، پرونده استراتژی محتوایتان را زودتر به جریان بیندازیدتدوین استراتژی محتوا برای برندتان ریزه‌کاری‌های فراوانی دارد که باید آنها را رعایت کنید. شاید چندین و چند سوال در پرده ذهنتان نقش بسته باشند و در آغاز مسیر، کمی هم گیج شده باشید. ما برای کمک به شما و دادن یک هُل اساسی به ذهنتان، نمونه سند رایگان استراتژی محتوای دیجیتالینگ را در یکی از طاقچه‌های بازارچه دیجیتالینگ قرار دادیم.سند استراتژی محتوای دیجیتالینگدر سند استراتژی محتوایمان به این موضوع‌ها سر زدیم:معرفی برند دیجیتالینگاهداف دیجیتالینگگروه مخاطبان و پرسونای مشتریشناخت رقبا و رفقاکانال‌های توزیع و ترویج محتواتحلیل و اندازه‌گیری محتواهرم بازاریابی محتواییتقویم محتواییزبان برندشیوه‌نامه UGCنبایدهای دیجیتالینگتیم محتواهر یک از این ۱۲ بخش را مفصل توضیح‌ دادیم و از جدول‌ها برای روشن‌تر شدن ماجرا استفاده کردیم تا چم و خم کار دستتان بیاید و بدانید که ما چطور کارمان را پیش می‌بریم.می‌توانید با بررسی این سند، خیلی سریع‌تر و آسان‌تر به سراغ طراحی سند استراتژی محتوای خودتان بروید. ناگفته نماند که در «دوره بازاریابی محتوایی» خیلی پُر و پیمان‌تر در مورد استراتژی محتوا و سند آن برایتان توضیح دادیم. اگر به دنبال برداشتن یک قدم واقعی هستید، سرچشمه کار آنجا است.منتظر چیزی یا کسی نمانید. این کاری است که خودتان باید برای برندتان انجام دهید. پس به جای امروز و فردا کردن در یک حرکت غافلگیر کننده به سراغ طراحی و تدوین سند استراتژی محتوایتان بروید!نظر شما چیست؟فکر می‌کنید طراحی سند استراتژی محتوا چه مزیت‌های دیگری برای برندها داشته باشد؟</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 15:35:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار ۱ سال فعالیت سایت دیجیتالینگ به زبان عددها?</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%DB%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%EF%B8%8F-dcf7so1bd8sv</link>
                <description>آذر ماه امسال برای ما شبیه سال‌های قبل نبود. چون آذر، دست یک‌سالگی سایت دیجیتالینگ را گرفت و هر دو با هم به پاییز پر شور عوامل پشت صحنه دیجیتالینگ قدم گذاشتند.به بهانه گذشت ۳۶۵ روز آن هم مثل برق و باد، می‌خواهیم آمار یک سال فعالیتمان را با شما به اشتراک بگذاریم و پرونده آن را با دور خیلی تند، ورق بزنیم. البته یک بهانه دیگر هم برای این کار داریم و آن خبر رسانی در مورد آغاز کمپین جمعه سیاه دیجیتالینگ است.پس تا پایان این گپ و گفت با ما همراه باشید که خبرهای خوشی را برایتان به سوغات آورده‌ایم.ماجرای گذشت یک سال در سایت دیجیتالینگ به زبان واژه‌ها و عددهاما در طول این یک سال، تبلیغاتی انجام ندادیم و آماری که در ادامه مشاهده می‌کنید بدون تاثیر تبلیغات به دست آمده‌اند. بیایید نگاهی به این آمار بیندازیم:گوگل آنالیتیکس دیجیتالینگسایت دیجیتالینگ در طول یک سال گذشته، میزبان حدود ۵۰ هزار سشن بودبازدیدکننده‌ها به طور میانگین ۴ دقیقه و ۴۵ ثانیه در سایت ماندنداز این تعداد سشن، ۳۷درصد از گوگل، ۲۳درصد از تلگرام، ۱۹ درصد از دایرکت و درصدهای کمتر دیگری از بخش‌های دیگر – مثلا لینکدین و ... - وارد سایت دیجیتالینگ شدندآن‌طور که از شواهد پیدا است سایت ما از  سوی آقایان با اقبال بیشتری روبه‌رو شده است. چون ۶۰ درصد از کاربران ما آقا و  ۴۰ درصد خانم بودند۷۰ درصد این خانم‌ها و آقاهای محترم و عاشق دنیای دیجیتال مارکتینگ، بین ۱۸ تا ۳۴ سال دارندسن و جنسیت کاربرانبیشترین شهرهایی که به سراغ سایت  دیجیتالینگ آمدند از اهالی تهران، اصفهان و شیراز بودندو اما از مرورگرها برایتان بگوییم:۷۰ درصد بازدیدکنندگان ما از مرورگر «کروم» و بعد به ترتیب «safari»، «فایر فاکس» و «Samsung internet» برای رسیدن به  دیجیتالینگ استفاده کردندیکی از بخش‌های جالب این آمار، مدل گوشی بازدیدکنندگان بود:بر اساس شواهدی که آمارها به دست ما      رساندند بیشتر دستگاه‌های موبایل از برند «اپل» و در جایگاه دوم «سامسونگ»      بودند. این‌طور که پیدا است بزنیم به تخته، گوش شیطان کَر! اوضاع جیب      همراهانمان به لطف خدا خوب است?حالا نوبت آمارهایی از قلب سایتمان می‌رسد:همراهان ما به طور متوسط و در طول یک سال  گذشته ۴ هزار بار برند دیجیتالینگ را از بلندگوی گوگل صدا زدندیک  چهارم بازدیدکنندگان ما دوباره به سایت برگشتندما در سایتمان 180 مقاله منتشر کردیم که خوشبختانه 37 درصد بازدیدکننده‌ها بیش از 50 درصد صفحه را اسکرول کردندنقشه راه دیجیتالینگاز این گذشته، به طور مستقیم پاسخگوی ۳۱۱ کامنتی بودیم که همراهانمان آنها را برایمان نوشتنددر  بازارچه دیجیتالینگ هم ۱۰ محصول را در طاقچه‌هایمان گذاشتیم که بیش از ۲۲۲۲ بار دانلود شدندما فقط به مقاله و محصولات بازارچه بسنده  نکردیم. در طول این مدت،، سرگرم آماده‌سازی و ضبط دوره‌های تخصصی هم بودیم که  حاصل آن بیش از ۶۰ ساعت ویدیوی آموزشی دیجیتال مارکتینگ شد. گفتنی است که در شاخص «NPS» نمره ۶۳ را از آن خود کردیم. (بازه این شاخص بین ۱۰- تا ۱۰۰+ است)دوره‌های آموزشی دیجیتالینگآمار بیشتری را به گوشتان خواهیم رساندما برای خبر کردن شما از ماجرای تخفیف جمعه سیاه دیجیتالینگ به سراغ بسترهای مختلفی می‌رویم و پای بهانه‌های متفاوتی را به این میدان می‌گشاییم؛ اما هدفمان فقط خبر رسانی در مورد این تخفیف‌ها نیست. ما در حال آزمون و خطا و جمع‌آوری داده برای دوره بعدی دیجیتالینگ یعنی «دوره تبلیغات آنلاین» هستیم.به همین دلیل، تمام داده‌هایی که در طول این کمپین‌ به دست می‌آوریم از اعداد و ارقام گرفته تا کلیک‌ها، ترافیک، چنل‌های ورودی، رقم‌هایی که خرج کردیم، پول‌هایی که به دست آوردیم و حتی آمار همین پستی که اکنون در حال خواندن آن هستید را در دوره جدیدمان با بیان جزئیات و در کنار پروژه‌های تمرینی با شما به اشتراک خواهیم گذاشت. چون می‌دانیم که آموزش با استفاده از داده‌های واقعی و تمرین‌های عملی، بیشتر به جان دانشجو می‌نشیند و در دفتر ذهنش حک می‌شود.جمعه سیاه بازاریابیجمعه سیاه بازاریابیآینده روشن است و هیچ جمعه سیاهی نمی‌تواند روشنایی آن را بدزد! حداقل ما در دیجیتالینگ چنین اجازه‌ای نمی‌دهیم.دوره‌های دیجیتالینگ در جمعه سیاهبا کلیک روی دکمه زیر به کل دوره‌های مدرسه دیجیتالینگ دسترسی خواهید داشت.دوره‌های آموزشی دیجیتال مارکتینگ</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Tue, 23 Nov 2021 11:32:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از پرسونای مشتری چه می‌دانید؟ + معرفی یک نمونه واقعی از پرسونای مشتری</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-qbksfjjwpclx</link>
                <description>کسب و کارها و برندها، محصولات و خدماتشان را نه برای تمام مردم جهان بلکه برای عده خاصی از آنها تولید می‌کنند. در میان این عده خاص، افرادی گلچین شده وجود دارند که از نمایی نزدیک‌تر برندها را با گروه مخاطبشان آشنا می‌کنند.این افراد دست‌چین شده و فرضی در داستان کسب و کار «پرسونا» نام دارند. در این گفتار، نگاهی به ماجرای پرسونا می‌اندازیم و در انتها شما را با یک پیشنهاد ویژه روبه‌رو می‌کنیم. با ما همراه باشید.تعریف پرسونا به زبان ساده و به دور از حاشیهپرسونا، تصور فرضی کسب و کار ما از کسی است که او را به عنوان مشتری و مخاطب کسب و کار، محصولات یا خدمات خودمان در نظر می‌گیریم. او کسی است که فرمان کسب و کار یا برند ما را در دست دارد. چون هر قدمی که برمی‌داریم یا هر تصمیمی که می‌گیریم در جهت جلب رضایت این شخص است.پرسونا فردی است که اطلاعات بسیار جزئی‌تری در مورد او داریم؛ مثلا می‌‌دانیم به چه چیزهایی علاقه دارد، چه دغدغه‌هایی در ذهنش چرخ می‌خورند، چه اهدافی برای آینده‌اش دارد و برای رسیدن به اهدافش از چه راه‌هایی استفاده می‌کند.چگونه پرسونای کسب و کار خودمان را بیابیم؟مستقیم‌ترین مسیر برای شناخت پرسونا، زمان گذاشتن روی مخاطب شناسی است. وقتی فاصله خودمان را با مخاطبانمان کم می‌کنیم، راه‌های زیادی برای عمیق‌تر شناختن آنها می‌یابیم. این شناخت‌ها در کنار هم ما را به سمت کشف پرسونا می‌برند.آیا می‌توانیم از پرسونای کسب و کارهای دیگر استفاده کنیم؟علی آموزش‌جو نمونه‌ای از پرسونای دیجیتالینگدر پاسخ باید بگوییم که هر کسب و کار، پرسونای منحصر به فرد خودش را دارد. بررسی و تحلیل پرسونای کسب و کار و برندهای دیگر فقط می‌تواند در روشن‌تر شدن مسیری که پیش رویتان قرار دارد کمکتان کند نه چیزی بیشتر از این.جمع‌آوری اطلاعات، تحلیل، بررسی و طراحی پرسونا، کاری است که برند شما باید آن را به تنهایی انجام دهد. ما در «دوره بازاریابی محتوایی» فصلی ویژه را برای کشف پرسونا و شناخت مخاطب کنار گذاشتیم. می‌توانید اصل ماجرا را در قلب آن دوره، دستگیر کنید!با انواع پرسونا آشنا شویدپرسونا مفهومی یگانه با شاخه‌های فراوان است. شما می‌توانید برای بخش‌های مختلف کسب و کارتان پرسونا طراحی کنید. در ادامه چند مورد از پرسوناها را به شما معرفی می‌کنیم:پرسونای مخاطبمخاطب، همان فرد پیگیر است که هر جا باشیم ما را پیدا می‌کند، پای حرف‌هایمان می‌نشیند و محصولات یا خدماتمان را زیر ذره‌بین می‌برد. پرسونای خریدارفردی است که قصد کرده از ما خرید کند اما هنوز ابر و باد و مه و خورشید و فلک با تصمیم او یک‌دل نشده‌اند. به همین دلیل این پرسونا پشت دروازه‌های تبدیل شدن به مشتری، معطل مانده است. پرسونای مشتریاگر از میان آن خریدارهای معطل، کسی پیدا شود که بالاخره دلش را به دریا بزند و بابت خرید محصولات یا خدمات ما دست به جیب شود، مدال قهرمانی تبدیل شدن به مشتری ما را از آن خود می‌کند. پرسونای مصرف کنندهاین نوع پرسونا از حال و هوای مصرف کننده نهایی محصولات یا خدماتمان می‌گوید؛ مثلا وقتی یک پدربزرگ در فروشگاه به سمت قفسه لواشک می‌رود آن را برای مصرف کننده نهایی یعنی نوه‌اش می‌‎‌خرد. البته در این میان شاید یک ناخنکی هم به آن بزند^^درد مشتری چیست و چه ارتباطی به پرسونا دارد؟«درد مشتری» (Pain Point) مفهومی در دنیای بازاریابی است که به دغدغه اصلی مشتری اشاره می‌کند. این درد، سه سوال را در خودش پنهان کرده است: چرا مخاطبمان به وجود ما نیاز دارد؟ مشکل مخاطب ما چیست؟ ما چگونه می‌توانیم مشکل او را حل کنیم؟ناگفته نماند که گاهی ما نمی‌توانیم دقیقا مشکل مخاطبمان را حل کنیم؛ اما می‌توانیم در طول مسیر یافتن حل مشکلش او را همراهی کرده و طی کردن این راه را برایش آسان‌تر سازیم.در جستجوی منبعی برای ایده گرفتن پرسش‌های پرسوناایده‌های زیر مسیر یافتن پرسش‌های درست از پرسونا را برایتان هموارتر می‌کنند. بیایید نگاهی به آنها بیندازیم:استفاده کردن از وب‌سایت «متمم» به ویژه مقاله «تعریف پرسونای مخاطب»بررسی نمونه‌ سوال‌های ارائه شده در سایت خارجی «hubspot»گذاشتن خودتان به جای مشتریانتان و پرسیدن سوال‌هایی خلاقانهنمونه سوالات پرسونا در دیجیتالینگچراغی که دیجیتالینگ برای روشن‌تر شدن مسیر طراحی پرسونا روشن کردتمپلیت پرسونای مشتری دیجیتالینگما در دیجیتالینگ از سختی کار طراحی پرسونا با خبر هستیم. به همین دلیل نمونه‌ای از پرسونای مشتری خودمان را در قالب یک فایل «PDF» مرتب، دسته‌بندی شده و البته به رایگان روی یکی از طاقچه‌های بازارچه دیجیتالینگ گذاشتیم.هدفمان این بود که شما بتوانید با نگاه به این تمپلیت نمونه پرسونای مشتری از راه و چاه طراحی پرسونا، بایدها و نبایدهایش آگاه‌تر شوید تا بتوانید خیلی سریع‌تر و بهتر از ما فرایند طراحی پرسونا را طی کنید. یادتان باشد که پرسوناهای طراحی شده، تاریخ انقضای بسیار کوتاهی دارند.بنابراین باید زود به زود به آنها سر بزنید و با ریختن اطلاعات جدید، آنها را تر و تازه نگه دارید. پس زمان را غنیمت بشمارید و از همین امروز طراحی یا بازسازی پرسونای خودتان را آغاز کنید!برایمان بگوییدآیا تاکنون تجربه‌ای از طراحی پرسونای مشتری داشته‌اید؟</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Fri, 19 Nov 2021 17:20:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیری تازه برای یادگیری دیجیتال مارکتینگ باز شد!</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/what-is-digitaling-fb77trlbzqa4</link>
                <description>سرنوشت تمام قله‌های جهان، فتح شدن به دست افرادی است که کوششان را به روی تمام نمی‌شودهای دنیا بسته‌اند و فقط به تیزترین نوک قله روبه‌رویشان نگاه می‌کنند. داستان «دیجیتالینگ» هم از همین‌جا شروع شد... .تلاشی قرص و محکم در جستجوی چیستی‌های دیجیتال مارکتینگکانال تلگرامی دیجیتالینگدیجیتالینگ در روزهای اول تولدش تنها یک کانال تلگرام بود که توسط یک آدم معمولی اما به شدت کنجکاو راه‌اندازی شد. قرار بر این بود که علیرضا ابراهیمیان از این کانال به عنوان مکانی برای به اشتراک گذاری آموخته‌های جدیدش درباره «دیجیتال مارکتینگ» استفاده کند. او هر چیز جدیدی را که می‌آموخت و تجربه می‌کرد را در قالب پادکست در کانالش منتشر می‌کرد. کم‌کم تعداد افراد علاقه‌مند به دنیای دیجیتال مارکتینگ که گذرشان به کانال او افتاده بود، زیاد شدند و ماجرا رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفت.دیجیتالینگ بزرگ می‌شود...لوگوی دیجیتالینگقضیه تا جایی پیش رفت که دیگر یک کانال تلگرام ساده، پاسخگوی دیجیتالینگ و مخاطبانش نبود. به همین دلیل، علیرضا به تکاپو افتاد تا با دور هم جمع کردن افرادی که هر کدامشان گوشه‌ای از کار را می‌گرفتند وب‌سایت دیجیتالینگ را راه‌اندازی کند. این تلاش، یک سال به درازا کشید تا آنکه بالاخره دیجیتالینگ در پاییز 99 راه‌اندازی شد.در دیجیتالینگ چه خبر است؟سایت دیجیتالینگوب‌سایت دیجیتالینگ، بستری برای یادگیری دانش دیجیتال مارکتینگ است. نکته جالب در این وب‌سایت، مسیرهای مشخص شده برای یادگیری هستند. در دیجیتالینگ، کاربران با توجه به سطح دانسته‌های قبلی خود از دنیای دیجیتال به سمت خواندن مقاله‌ها و استفاده از محتواهای این وب‌سایت هدایت می‌شوند. در نتیجه این کار، هر کسی می‌تواند بدون اتلاف وقت، رشته کار را از همان جایی که بوده بگیرد و بالا برود.مسیرهای یادگیری دیجیتالینگ موضوع‌های مختلفی را مانند: «بازاریابی محتوا»، «آموزش بازاریابی دیجیتال»، «بازاریابی در اینستاگرام»، «تبلیغات آنلاین»، «بازاریابی پیامکی»، «ایمیل مارکتینگ»، «بازاریابی در تلگرام» و هر چیزی که به شکلی مستقیم یا حتی غیر مستقیم به دیجیتال مارکتینگ ارتباطی داشته باشد را پوشش می‌دهند. گذشته از تمام این‌ها می‌توانید هر روز راس ساعت 10 صبح منتظر انتشار یک مقاله تازه در دیجیتالینگ باشید.بخشی از نقشه راه یادگیری در دیجیتالینگدیجیتالینگ به درد چه کسانی می‌خورد؟کسانی که به دنیای دیجیتال مارکتینگ علاقه دارند.کسانی که کمی درباره دیجیتال مارکتینگ شنیده‌اند اما هنوز نمی‌دانند اوضاع از چه قرار است.کسانی که درباره دیجیتال مارکتینگ اطلاعات خوبی دارند اما می‌خواهند یک بار دیگر به صورت اصولی همه‌چیز را بیاموزند.کسانی که مدیر سایت خودشان هستند و می‌خواهند آمار ترافیک و نرخ فروش خود را دگرگون کنند.کسانی که می‌خواهند به مدیر دیجیتال مارکتینگ وب‌سایت دیگران یا شرکت‌های کوچک و بزرگ تبدیل شوند.افراد کارکشته و مدیران دیجیتال مارکتینگ شرکت‌های بزرگ که می‌خواهند اطلاعاتشان را به روز نگه دارند.صاحبین کسب و کار اینترنتی که دستی در فضای دیجیتال مارکتینگ دارند.دیجیتالینگ هنوز به قله خودش نرسیده است. اما علیرضا می‌خواهد علاقه‌مندان به دنیای دیجیتال مارکتینگ را در مسیر هموارتر شده که به وسیله تجربه‌هایش تغییر شکل داده‌اند همراهی کند. چون او می‌داند لطفی که در با هم رسیدن به قله وجود دارد در تنها صعود کردن پیدا نمی‌شود. خلاصه اینکه، اگر آب دستتان است، اول آن را بنوشید بعد از مرورگر خود سراغ دیجیتالینگ را بگیرید. با یک بغل اطلاعات دست اول و داستان تجربه‌های واقعی، منتظرتان هستیم. https://digitaling.org/ </description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 15:17:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه سخت اما لذت بخش استخدام نیروی سئو</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza-ebrahimian/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D8%A6%D9%88-nwwqwbkfk2ck</link>
                <description>در این پست میخوام تجربه 1 ماه اخیر خودم رو برای استخدام نیروی سئو به اشتراک بگذارم که فکر میکنم میتونه برای بعضی از دوستان مفید باشه .در این مدت فعالیت سایت پت پرس خودم مسئولیت کارهای سئو رو برعهده میگرفتم یک مدتی هم کارآموز سئو داشتیم ولی وقتی تعدد کارها زیاد میشه و نیاز به فکر کردن بیشتری برای رشد کسب و کار وجود داره دیگه نمیشه همون فعالیت های قدیم رو پیش برد برای همین نیاز به جذب نیروی جدید هست.هیچوقت فکر نمیکردم که استخدام نیروی سئو برای من اینقدر دشوار باشه تا به امروز در سایت‌مون با 12 نیرو بصورت پارت تایم و فول تایم کار میکردیم اما برای پوزیشن سئو ظاهرا من سختگیری های بیشتری دارم و این پروسه خیلی زمانبر شد.درج آگهی استخداماز طریق کانال دیجیتالینگ خودم و سایت جابینجا اقدام به درج آگهی سئو کردم تعدد رزومه ها زیاد بود خیلی از کارشناسان محتوا که کمی تسلط به سئو داخلی سایت داشتند هم رزومه ارسال کرده بودند که این فرآیند جذب نیرو را خیلی زمانبر کرده بود.بررسی رزومه های استخدامی  بعد از بررسی تقریبا 200 رزومه به 65 رزومه تایید شده رسیدیم اما باتوجه به اهمیت زمان قطعا نمیتوانستیم با هر 55 فرد مصاحبه تلفنی داشته باشیم برای همین یک فرم ارسال کردیم و برخی سوالات تخصصی مربوط به سئو را مطرح کردیم از بین این 65 فرد تقریبا 49 نفر  فرم را پر کردند بعضی از افراد هم نسبت به پر کردن فرم انتقاد داشتند.مصاحبه تلفنی با افرادتقریبا 20 نفر مورد تایید قرار گرفتند برای هر 20 نفر یک فایل محتوایی ارسال کردیم و شرح کارهایی که تا به الان بر روی سایت میشده و از این به بعد هم قرار هست با همین خط فکری جلو برویم را ارسال کردیم از این بین به 7 نفر تقریبا رسیدیم و بعد از مصاحبه تلفنی یک نفر را استخدام کردیم.بعد از چند روز متوجه شدیم که نیروی انتخابی ما نیاز به پیگیری زیاد دارد و ما هم فرصت پیگیری نداریم برای همین خیلی سریع نیروی دیگری را از بین افراد برگزیده انتخاب کردیم و الان در حال انجام کارها هستیم.تجربه هایی که از استخدام نیروی سئو کسب کردم:در پروسه جذب نیرو هرچقدر زمان بیشتری بذاریم نیروی بهتر و ایده آل تری را استخدام میکنیم.بعد از جذب نیرو اگر نتوانستیم ادامه دهیم بدون رو در بایستی با فرد خداحافظی کنیم(این یکی از بزرگترین مشکلاتی هست که صاحبین کسب و کار دارند)برای استخدام افراد نیاز به مصاحبه با تک به تک رزومه های تایید شده نیست و میتوانیم با داشتن پرسشنامه، نیروهای بهتر را فیلتر کنیم.شما چه برداشتی از این مطلب داشتین؟آیا این پروسه استخدام برای شما مفید بود؟</description>
                <category>علیرضا ابراهیمیان</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Mon, 03 Aug 2020 12:10:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>