<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا صبوری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alireza.sabouri</link>
        <description>درحال سپری کردن دوران گذار، از برنامه نویسی به مدیریت محصول</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:53:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/109689/avatar/6wYc88.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علیرضا صبوری</title>
            <link>https://virgool.io/@alireza.sabouri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدیرمحصول مدیر ایده‌هاس نه خالق اونها!</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza.sabouri/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7%D8%B3-%D9%86%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%82-%D8%A7%D9%88%D9%86%D9%87%D8%A7-hc0hhmfseu3f</link>
                <description>درود و آرزوی پیروزی و تندرستیبعد ازینکه با توسعه محصول با فلسفه لین آشنا شدیم لازم دونستم بهتون بگم ما به عنوان مدیرمحصول قرار نیس خدای ایده‌پردازی باشیم، قراره بتونیم ایده‌هایی که میاد سمتمون رو به خوبی مدیریت کنیم!معمولا ایده‌ها از ۴جا میان،کاربرا چیزی رو طلب میکنن، همکاراتون پیشنهادی رو میدن، خودتون چیزی به ذهنتون میرسه یا مثلا از بررسی داده‌های آماریِ گوگل‌آنالیتیکز ایده‌ای میاد تو سرتون، اما فرقی نمیکنه ایده‌ها از کجا میان، مهم اینه که ما بتونیم به درستی اولویت‌بندیشون کنیم. منظورم از اولویت بندی اینه که این ایده باید اجرا بشه یا نه و اگر قرار اجرا بشه به چه شکل اجرا بشه.البته اینم نباید فراموش کنیم که اکثر ایده‌ها و درخواست‌ها از برخورد با مشکلات به ذهن میرسن و هنر مدیرمحصول اینه که تشخیص بده مشکل اصلی چی بوده، چون خیلی وقتا درخواست‌ها و ایده‌ها راه حل درستی برای رفع مشکل اصلی نیستن، یا حداقل راه‌حلهای بهتری برای حل این مشکل هست، بزارین با یه مثال بیشتر مسئلرو روشن کنم:فکر کنین یه بچه دستش با آب جوش سوخته و بهمون میگه دست منو فوت کن! اگر دستشو فوت کنیم درسته موقت سوزش دستش کم میشه اما واقعا مشکلش رو حل کردیم؟ بدون شک نه! باید با زدن پماد سوختگی مشکل رو برطرف کنیم. با زدن این مثال دردناک و سوزناک خواستم بگم وقتی کسی از ما به عنوان مدیرمحصول تغییر یا ویژگی رو طلب میکنه ما وظیفمون هست مشکل اصلی رو پیدا کنیم ، در حقیقت همیشه باید حواسمون باشه برای رفع مشکل راه حلی بدیم به جای اینکه سعی کنیم مشکلی رو بخورونیم به یه راه حل! جمله سنگین بود سس ماس لطفا :))بزارین یه تکنیک مفید در رابطه با پیدا کردن مشکل اصلی بهتون بگم، تکنیک پرسیدن چراهای متوالی!! اعتراف میکنم اسم تکنیک کاملا من درآوردیه!! این تکنیک خیلی سادست، میگه با پرسیدن چندتا چرا میتونی برسی به مشکل اصلی، مثلا:- من فک میکنم فلان فیچر باید اضافه بشه (مثلا یکی از بچهای تیم پشتیبانی یا فروش میگه)+ چرا؟!- چون مشتریا صداشون دراومده!+ چرا؟- چون تو استفاده از محصول به فلان مشکل خوردن!!+ این شد حرف حساب ;)درضمن در رابطه با هر فیچر یه سوال رو از خودمون بپرسیم، آیا این ویژگی عوارض جانبیِ ناخواسته‌ای برامون نداره؟ مثلا فکر کنین یه سری کاربرای اینستاگرام استوری کردن پست دیگران رو اعصابشونه! و بدشون نمیاد اینستاگرام آپشنی داشته باشه که این استوریارو نشون نده! آیا اضافه کردن این آپشن کار درستی؟ قطعا وقتی اینستاگرام خیلی براش مهمه که کاربراش تعامل بیشتری داشته باشن و بیشتر توی اینستاگرام بمونن، اضافه کردن این آپشن تصمیم درستی نیست.خلاصه تجربه نشون داده اگر بخوبی ایده‌هارو مدیریت نکنی یهو میبینی داری توی فیچرای بدرد نخور غرق میشی! برای اینکه این اتفاق نیفته باید ایده‌هایی که میاد سمتت رو ریشه یابی کنی و برای رفع مشکل اصلی راه‌حلهای درستی پیشنهاد بدی.امیدوارم حق مطلب رو بخوبی ادا کرده باشم، رشد عالی مستدام ;)</description>
                <category>علیرضا صبوری</category>
                <author>علیرضا صبوری</author>
                <pubDate>Tue, 20 Oct 2020 22:28:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه محصول با فلسفه لین!</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza.sabouri/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D9%84%DB%8C%D9%86-hs08dy21zlvk</link>
                <description>درود، امیدوارم ایام به کامتون باشه!آخر نوشته قبل که در رابطه با فرآیند توسعه محصول بود قرار شد در رابطه با توسعه محصول با فلسفه لین بنویسم، لین چیه؟ فلسفه تولید محصول برپایه نیازمندی‌های اساسی کاربر و تکرار یک چرخه!ینی فقط و فقط چیزی تولید شه که مطمئنیم کاربر نیاز داره نه تیم تست، نه تیم فروش، نه تیم مارکتینگ و نه هیچ کس دیگه‌ای! و ازون‌طرفم تولیدمون براساس تکرار چرخه‌ی &lt;&lt;تولید - تست و گرفتن فیدبک - تحلیل داده و ایده‌پردازی&gt;&gt; باشه. اینجوری محصول خیلی چُست و چابک توسعه پیدا میکنه که مزیت بزرگی بحساب میاد.حالا اجایل چیه؟ در حقیقت اجایل فلسفه تولید نرم افزار با دیدگاه لین هست، یا همون زیرشاخه نرم افزاریِ لین. میدونیم که لین برای تولید محصولات غیر نرم افزاری هم کاربرد داره.برای پیاده سازی نرم افزار ۲ روش براساس اجایل داریم: اسکرام و کانبان.اسکرام ۴ مفهوم اصلی و مهم داره:اسپرینت: بازه زمانی ۲تا۴ هفته‌ای برای پیاده‌سازی محصول(انجام وظایف یا همون تسک‌ها). تسک‌ها در لیستی که اصطلاحا بک‌لاگ گفته میشه اولویت بندی شدن. یه تعداد تسک از بالای بک‌لاگ با توجه به زمان هر اسپرینت انتخاب میشه و روی تسک‌ها کار میشه، هر تسکی انجام نشد میره برای اسپرینت بعدی. برای مدیریت تسک‌ها در هر اسپرینت یه جدول ۳ ستونی درست میکنیم و توی ستون اول تسک‌های اسپرینت(Sprint Backlog) رو میزاریم، توی ستون دوم تسک‌های در حال انجام (In Progress) و توی ستون سوم تسک‌های انجام شده(Done).جلسه برنامه‌ریزی اسپرینت: این جلسه قبل از شروع اسپرینت برگزار میشه، در حضور تیم تولید تسک‌ها از بک‌لاگ محصول به بک‌لاگ اسپرینتی که قرار شروع بشه برده میشه، یا همونطور که گفته شد همون جلسه برنامه‌ریزی اسپرینت. توی این جلسه اگر کسی دغدغه‌‌ای داره یا مانعی برای انجام تسک میبینه مطرح میکنه.جلسه روزانه(استندآپ میتینگ): جلسه‌‌های روزانه‌ی سرپایی ۱۵ دقیقه‌ای! که در اون میگیم دیروز چیکارا کردیم، امروز برناممون چیه و فردا رو چی میخوایم زمان بزاریم و اگر نیاز یا مشکلی برای انجام کارهامون داریم در حضور همه اعضای تیم مطرح کنیم.جلسه Retrospective(بازنگری): این جلسه بعد از اتمام اسپرینت برگزار میشه. هدف این جلسه بررسی اسپرینت گذشتست. اینکه چه تسکایی تموم شد و چه تسکایی توی روند انجامشون مشکل پیش اومد و مشکلشون چی بود.و اما کانبان...از نظر جلسات و مفاهیم نسبت به اسکرام ساده‌تره، در حقیقت تخمین زمانی یا تخمین درجه سختی تسک رو نداره. تسک‌ها رو از بالای بک‌لاگ یکی‌یکی برمیداریم و انجامشون میدیم، تسک تموم که شد میریم تسک بعدی. وقتی محصول رسید به یک نقطه قابل انتشار، منتشرش میکنیم. معمولا وقتی این روش رو انتخاب میکنیم که احتمال تغییر اولویت‌ها زیاده و تسک‌هایی با اولویت بالا به بک‌لاگ اضافه میشن!فکر کنم مختصرترین معرفی لین، اسکرام و کانبان بود. بدون شک برای درک کامل این مفاهیم باید خیلی بیشتر ازینا مطالعه کنیم اما برای شروع، تلنگر بدی نبود ;)نوشته بعدی: مدیرمحصول مدیر ایدهاس نه خالق اونا!</description>
                <category>علیرضا صبوری</category>
                <author>علیرضا صبوری</author>
                <pubDate>Sun, 11 Oct 2020 23:49:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرآیند توسعه محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza.sabouri/%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-blmcnkkw0oev</link>
                <description>درود با آرزوی تندرستی!یه مدتی دور از میادین بودم و میدونم که دلتون برای نوشتهام به شدت تنگ شده! D:تو نوشته‌ی قبلم که در مورد چرخه عمر محصول بود گفتم میخوام در رابطه با فرآیند تولید محصول و مراحلش بنویسم.فرآیند توسعه محصول شامل ۷ مرحلست:تصور کردن(Conceive): تو این بخش باید مشکلات کاربر رو در بیاریم و براشون راه حلی پیدا کنیم، برای پیدا کردن راه حل یه پیشنهاد خوب راه انداختن طوفانهای فکری هست.برنامه‌ریزی(Plan): توی این مرحله تحقیقات بازار رو روی ایده‌هایی که تو مرحله قبل بهشون رسیدیم انجام میدیم. مخصوصا در مورد اینکه تا چه حد این ایده‌ها میتونن درآمدزایی داشته باشن. میتونیم با مردم صحبت کنیم و ببینیم تا چه حد این مشکل رو دارن و ایده و راه حل ما چقدر میتونه براشون کارگشا باشه. همچنین یه رودمپ ترسیم میکنیم که چی میخوایم درست کنیم، چقدر طول میکشه و برای رسیدن به اون چیزی که میخوایم باید چه ویژگیهای رو داشته باشیم.توسعه(Develop): حالا وارد جزییات ویژگیها میشیم. شروع میکنیم به ایجاد user storyها و صحبت با توسعه‌دهنده‌ها در مورد تخمین زمان مورد نیاز برای توسعه. وقتی توسعه رو شروع کردیم، نیازمندی‌ها و تصمیماتی که برای توسعه گرفتیم رو تغییر نمیدیم تا برسیم به یه محصولی که کامل نیست ولی میشه باهاش یه سری ارزیابی‌هارو انجام داد.تکرار(iterate): تا اینجا یه محصول حداقلی اولیه (mvp) داریم و میتونیم با این محصول از کاربرانمون فیدبک بگیریم. همچنین میتونیم محصول رو براساس فرضیات اولیه‌ای که برپایه اون‌ها شکل گرفته تست کنیم. ما نمیتونیم صبر کنیم تا همچی به طور کامل تموم بشه بعد محصول رو به کاربر ارائه بدیم و باید هرچی سریع‌تر از کاربرامون بازخورد بگیریم. پس با کمک ترفندایی مثل نسخه آلفا و بتا محصول رو ارائه میدیم.انتشار(Launch): توی این مرحله با کمک تیم‌های مارکتینگ، روابط عمومی، حقوقی و فروشِ شرکت اقدام به انتشار محصول میکنیم، بدون شک مهم‌ترین وظیفه ما در این مرحله رصد عکس العمل کاربران هست.حالت پایدار(steady state): ماندن در وضعیت پایدار! در ابتدا باید بگم پایدار موندن با ثابت موندن فرق میکنه، ثبات یجورایی حس درجا زدن داره اما پایدار موندن اینطوری نیست و پایداری کاملا همسو با خلاقیت و رشدِ. برای پایدار موندن باید با توجه به داده‌ها و اطلاعاتی که از آنالیز رفتار کاربر بدست میاریم محصولمون رو اصلاح کنیم و مرتب این کار رو تکرار کنیم، ینی یه چرخه‌ی &lt;&lt; تولید - آنالیز - ایده &gt;&gt; راه بندازیم.پشتیبانی یا اتمام(maintain or kill): در این فاز براساس تحلیلهای فاز قبل تصمیم میگیریم از محصولمون پشتیبانی کنیم یا اون رو بکشیم! برای گرفتن این تصمیم باید به چند نکته توجه کرد از جمله اینکه نسبت به رقبا چقدر مزیت رقابتی داریم، محصولمون تا چه اندازه برای کاربرا خواستنی هست و چقدر حاضرن براش پول بدن و مهمتر از همه پشتیبانی از محصول چقدر هزینه برامون داره. اگر تصمیم به اتمام گرفتیم بهتره به شکل درست و حرفه‌ای تمومش کنیم، با یه پیام مناسب به کاربرامون و اینکه از قبل بهشون اطلاع بدیم و همچنین بهشون فرصت بدیم و حتی بهشون کمک کنیم تا بتونن جای خالی محصول مارو پر کنن.بدون شک هر روز تو محیط کار با این اصطلاحات سر و کار نداریم و ازشون استفاده نمیکنیم، اما به عنوان یک مدیرمحصول باید بدونیم در توسعه هر محصولی این ۷تا فاز وجود دارن پس باید باهاشون آشنا باشیم.خب نسبت به نوشته‌های قبلم پرحرفی کردم، اما سعی کردم خیلی خلاصه بگم ولی همه چی‌رو هم بگم!فکر میکنم تو نوشته بعد خیلی کوتاه در مورد توسعه محصول با فلسفه لین بگم اما خیلی مطمئن نیستم :)با نظراتتون کمک کنین به بهتر فهمیدن این موضوعات و همچنین بهتر شدن نوشته‌های من.پیروز و تندرست باشین</description>
                <category>علیرضا صبوری</category>
                <author>علیرضا صبوری</author>
                <pubDate>Tue, 29 Sep 2020 15:01:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه عمر محصول</title>
                <link>https://virgool.io/CreativePie/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-v5te1qutyntv</link>
                <description>درود و آرزوی پیروزی و تندرستی تو این روزای نه‌چندان دلخواه!تو نوشته آخرم که در مورد تفاوت مدیر محصول با مدیر پروژه بود قرار شد در مورد چرخه عمر محصول بنویسم.خب تو نوشته‌ مدیر محصول کیه؟ توضیح دادم که محصول چی میتونه باشه:محصول میتونه یه شامپو باشه، میتونه نمایشگر روی درب یخچالای هوشمند باشه  یا حتی میتونه یه آپشن جدید توی خودرو باشه! ترجمه‌ی این مثالا به فضای  استارتاپیِ آیتی‌محور این میشه: محصول میتونه یه اپلیکیشن موبایل باشه،  میتونه بخش جستجوی یه وبسایت باشه یا حتی میتونه قابلیت مقایسه‌ی محصولات  توی یه فروشگاه اینترنتی باشه!حالا که دید پیدا کردین که محصول چیا میتونه باشه بریم در مورد چرخه عمر محصول که چهار فاز داره بیشتر بدونیم:معرفی، رشد، بلوغ و افولفاز معرفی:در این فاز شما تازه محصولتون رو به بازار معرفی میکنین، به همین علت اغلب رقابت آنچنانی در بازار نخواهد داشت و شاید تنها پذیرندگان آغازین هستن که به سرعت از محصول شما استفاده میکنن و حاضرن برای امتحان کردن یه چیز جدید پول بدن( از بس که چیزن، ینی کنجکاون :) البته خدا عمرشون بده نبودن هیچ کسب و کار نوپایی پا نمیگرفت! )فاز رشد:اینجاس که محصول شما تو بازار پذیرفته میشه و خواهان پیدا میکنه، پس در پی اون فروشتون هم بهتر میشه، البته نباید نقش مهم پذیرندگان آغازین رو توی این فاز فراموش کرد، چون در این فاز شما باید محصولتون رو بهترش کنین و یه بخشی از اینکه کجاها نیاز هست بهتر بشه رو از رفتار همین پذیرندگان آغازین متوجه میشین! یادتون باشه تو این فاز فضای رقابت فرق کرده و احتمالا یه کوچولو نفس رقبارو پشت گوشتون احساس میکنین.فاز بلوغ:توی این فاز فروشتون به اوج خودش میرسه، اینجا ممکن رقبا سعی کنن با راه حلهای متفاوت نسبت به شما وارد بازاری که شما خوب ازش پول درمیارین بشن و این فضای رقابتی میتونه خیلی جذاب باشه.فاز افول:شنیدش نا امید کنندست اما باید بگم که تو این فاز نزدیکیم به آخرای عمر محصول، جایی که رسیدیم به نقطه اشباع بازار و فروش محصول رو به کاهش هست! خیلی از شرکتا توی این فاز محصول رو تموم شده میدونن و ادامه نمیدن، که از دلایل اصلیش میتونه کم شدن فروش محصولشون و فشاری که از سمت رقبا تحمیل میشه، باشه!  البته تشخیص اینکه محصول عمرش به سر اومده کار ساده‌ایم نیست و به عواملی وابستست از جمله نوع محصول و نوع صنعتی که محصول در اون قرار داره.برای اینکه این فازهارو بهتر درک کنین میتونین مثلا استارتاپای تاکسی آنلاین رو یه مرور بکنین، اسنپ، تپسی و ده‌ها استارتاپ دیگه که اومدن توی این رقابت اما الان اسمی ازشون نیست. اسنپی که شروع کرد و اول کمتر فضای رقابت مطرح بود براش، بعد از یه مدت سر و کله رقبا پیدا شد چون اسنپ داشت خوب میتازوند و پول در میورد...یا اگر بخوام یه مثال دیگه بزنم باید یادی کنم از یاهو مسنجرِ از دنیا رفته! محصولی که خیلی از ماها افول و تموم شدن عمرش رو باهم دیدیم!فکر میکنم اندازه‌ای که با فازهای عمر محصول آشنا بشین نوشتم، بهترین زمان هست برای نوشتن فرآیند توسعه محصول!</description>
                <category>علیرضا صبوری</category>
                <author>علیرضا صبوری</author>
                <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 01:31:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت مدیر محصول با مدیر پروژه</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-uxnkfhrmnu48</link>
                <description>درود و آرزوی تندرستی برای شما!تو نوشته‌ی آخرم از انواع مدیر محصول نوشتم، اما تصمیم گرفتم قبل از ورود به نوشتن در مورد محصول، در مورد این بنویسم که مدیر محصول با مدیر پروژه چه فرقی دارن!اصل مطلب تو یه جمله: توی مدیریت پروژه مهم‌ترین نقش رو تجربه‌ی مدیر پروژه ایفا میکنه، اما تو مدیریت محصول بیشتر از تجربه خلاقیت مدیر محصول مهمه!مدیر محصول مسئول موفق شدنه محصولشه براساس یک سری متریک معین شده، یا بهتر اینجوری بگم موفقیت مدیر محصول با یک سری متریک تعریف میشه! و برای رسیدن به اون متریک‌ها هیچ متد یا روش خاصی معین نشده. که خب مدیر محصول و تیمش تصمیم میگیرن با چه روشی و چجوری به اهدافی که تعیین شده برسن. بزارین یه مثال بزنم، فکر کنین شما مدیر محصول یک وبسایت فروش آنلاین هستین و متریک شما اضافه شدن 5درصدی میزان فروشتون هست، خب چیکارا میتونین بکنین که این اتفاق بیفته؟ میتونین تخفیف بدین، میتونین کمپین تبلیغاتی بزارین، میتونین واسط کاربری و تجربه کاربری رو بهتر کنین، میتونین با یک سری ترفندهای زیرساختی پرفورمنس و سرعت سایت رو ارتقا ببخشین یا مثلا روی سئو کار کنین یا هر چیز دیگه‌ای که بنظرتون میرسه. حالا بحث اونکه کدوم ازینکارا منطقی‌تره و بهتره جداست اما منظورمه که برای شما هدف یا متریک مشخص شده و شما مختارین که هر کاری خواستین بکنین تا به هدف برسین.حالا بریم سراغ مدیر پروژه، مدیر پروژه مسئوله به‌درستی انجام دادن پروژس نه رسیدن به متریکا و هدف‌ها! پروژه‌ها معمولا تایم‌لاین و محدودیت بودجه دارن مثل ساخت یه ورزشگاه. شما اگر بخواین یه کسی رو استخدام کنین برای اینکه پروژه ساخت ورزشگاهتون رو مدیریت کنه باید حواستون باشه اون فرد بتونه پروژه رو با بودجه معلوم و در زمان مشخص‌شده انجام بده و با تجربه‌ی بالایی که داره بتونه در رابطه با اتفاقای ناگهانی مثل بد شدن آب و هوا، کم اومدن مصالح، اعتصاب و اعتراض کارگرا عکس العمل بموقع و درستی داشته باشه.بزارین یجور دیگه بگم حرفمو، وقتی شما یه پروژه مثل ساخت یه آسمون‌خراش رو دارین دیدگاه تجربی و پژوهشی خیلی بکارتون نمیاد، A/B تست کاربرد نداره، نمیتونین بیاین اول یه MVP ارائه بدین و ببینین بازخورد مشتری چیه وبراساس بازخوردا، تولید محصولتون رو جلو ببرین، یا نمیتونین چابکی که در ساخت یه محصول نرم‌افزاری دارین رو در ساخت آسمون خراشم داشته باشین! توی مدیریت پروژه برنامه مشخصه، عدم قطعیت و ابهامی که توی مدیریت محصول گفتم رو ندارین.البته باید بگم شما به عنوان مدیر محصول باید توانایی مدیریت پروژرو داشته باشین، چون به طور مثال شما وقتی میرسین به نقطه‌ای که میدونین چی رو میخواین تولید کنین و میرین با تیمتون تو فاز اجرا، اینجاس که دیگه نیاز دارین بدونین چجوری میشه یه پروژه نرم افزاری رو مدیریت کرد.امیدوارم که منظورم رو بخوبی تونسته باشم منتقل کنم، ممنون که این نوشتم رو هم خوندین، خیلی خوشحال میشم نظر بدین و باهم در تعامل باشیم.فکر میکنم وقت این رسیده که بریم سمت محصول و برای شروع در نوشته بعدیم از چرخه عمر محصول مینویسم.</description>
                <category>علیرضا صبوری</category>
                <author>علیرضا صبوری</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2020 02:01:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع مدیر محصول</title>
                <link>https://virgool.io/CreativePie/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-hwloofd1jvx2</link>
                <description>درود امیدوارم حال دلتون خوب باشه!در آخرین نوشته درمورد اینکه مدیریت محصول چیه نوشتم، خلاصش اینه که مدیریت محصول مجموعه ای از کارهاست در رابطه با محصول.اما تو این نوشتم میخوام در مورد انواع مدیر محصول بنویسم، مدیر محصولا سه نوع هستن:محصولش برای همون شرکت خودشونه که میگیم مدیر محصول داخلی (Internal PM)محصولش برای کسب‌وکارهای دیگس (Business to Business PM)محصولش برای مصرف‌کننده عادیه (Consumer PM)مدیر محصول داخلیمحصولی که  مدیر محصول مسئول موفق شدنشه قراره داخل همون شرکت یا سازمان استفاده بشه، ینی قرار نیس کسی از بیرون شرکت ازین محصول استفاده کنه. به طور مثال شرکت به نتیجه میرسه یک نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) مختص خودش بوجود بیاره و از نمونه‌های موجود تو بازار استفاده نکنه. توی همچین محصولی تمامی ذینفعان در سازمان یا شرکت خودتونن.مدیر محصول B2Bمحصول تولیدی برای کسب‌وکارهای دیگس و داره مشکلی از کسب‌وکارهای دیگرو حل میکنه، مثلا نرم‌افزار مدیریت بیمارستان یا مطب پزشک، مدیریت ارتباط با مشتری یا هر نرم‌افزاری که مشتریش مردم نیستن بلکه کسب‌وکارها و شرکتای دیگن. اصطلاح SasS یا همون Software As a Service هم اشاره به همین گروه داره. توی این نوع محصولا مدیرمحصول ارتباط زیادی با تیم فروش و پشتیبانی داره چون اونا هستن که مرتبا با مشتری در ارتباطن و دغدغه‌ها و مشکلات مشتری رو میدونن. پس منابع خوبی برای فهمیدن نیاز واقعی مشتری هستن.مدیر محصول B2Cاکثر مدیر محصولا ازین نوع هستن، به این معنی که محصولشون رو برای مشتری عادی و یا همون مردم، نه کسب‌وکارهای دیگه تولید میکنن. اینجوری ممکن روزانه میلیون‌ها کاربر از محصول استفاده کنن، مثل اینستاگرام و توئیتر. پس یه اشتباه کوچیک میتونه میلیون‌ها کاربر رو تحت تاثیر قرار بده! یه تفاوتی که این حالت با حالتای قبل داره اینه که واقعا سخته که تصمیم بگیری قدم بعدی چی باشه، مثلا توی حالت B2B تیم فروش میتونه تخمین بزنه و بگه فلان فیچر میتونه برای ما Xتومن درآمد داشته باشه اما توی حالت B2C پیش‌بینی کردن و تخمین زدن واقعا سخت‌تره! برای همین باید با روشهای مختلف از مشتری داده گرفت (تستهای مختلف کاربری مثلا A/B Test) و با تحلیل داده‌ها فهمید برای قدم بعدی چی بهتره.قطعا اینکه کدوم حالت بهتره بستگی داره به شما و روحیاتتون اما میشه گفت برای ورود به دنیای مدیرمحصولی دو حالت اول حالتای بهتری هستن، هرچند حالت سوم و اینکه محصول برای میلیونها کاربر یا همون مردم تولید بشه خیلی میتونه جذاب‌تر باشه. این رو هم باید در نظر بگیرین عدم قطعیت و فشار زیاد موجود در B2C ممکن شمارو آزار بده شایدم برعکس براتون لذت‌بخش باشه، پس اینکه میگم بستگی داره به روحیات خودتون رو جدی بگیرین!اینم از انواع مدیر محصول، کوتاهو مختصر مثل همیشه! قرار بود در نوشته بعدیم براتون از چرخه عمر محصول بگم اما قبلش فکر کنم بهتره در مورد تفاوت مدیر محصول و مدیر پروژه بگم و بعد وارد نوشتن در مورد محصول بشم.</description>
                <category>علیرضا صبوری</category>
                <author>علیرضا صبوری</author>
                <pubDate>Sat, 15 Feb 2020 01:56:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت محصول چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza.sabouri/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%DA%86%DB%8C%D9%87-b1z1rtqfjrfm</link>
                <description>درود، آرزوی رشد اینجانب بر شما مستدام!تو نوشته‌ی قبل در مورد اینکه مدیر محصول کیه، نوشتم. بخوام خلاصش کنم براتون، مدیر محصول، مسئوله به‌ثمر نشستن محصوله!حالا اینکه چطور محصول به‌ثمر بشینه میشه همون مدیریت محصول!میخوام از تو کلاهم براتون خرگوش دربیارم و کوتاه بگم مدیریت محصول چیه: مدیریت محصول مجموعه ای از کارهاست در رابطه با محصول، از جمله تحقیق و توسعه، برنامه‌ریزی، تأیید یا اعتبارسنجی، پیش‌بینی، قیمت گذاری، انتشار محصول و مارکتینگ، که همه این کارها باید به طور مداوم در چرخه عمر محصول انجام بشن، بخوام جامع‌تر بگم هرکاری که مربوط به ایجاد و توزیع محصول میشه.  ( به زودی در رابطه با چرخه عمر محصول مینویسم )میتونین متن توی این کادر رو نخونین!!اصطلاح خرگوش از توکلاه در آوردن ینی چی؟ ( این اصطلاح برای من این معنی رو میده ) : ما آدما میدونیم شعبده‌بازی یا همون شامورتی‌بازی شامل هیچ مجیکی نیست و همش حقه‌ست، اما بازم برامون لذت‌بخشه و براش پول میدیم تا از مهارت تردست در گول زدنمون لذت ببریم! حالا حکایت همین تعاریف یکی دو خطیه! هممون میدونیم با خوندن این تعریفا مفهومی رو عمقی یاد نمیگیریم اما همش دنبالشیم و زمان میزاریم و میخونیمش تا نیاز دانستن رو هرچند ضعیف اغنا کنیم؛ البته این میتونه ریشه در سیستم آموزشیمون داشته باشه، چون تا یادم میاد درسامون ازین تیپ بود که فلان چیز را تعریف کنید! یا معنی بهان چیز چیست؟ اما دلیل اینکه من سعی میکنم تعاریف یکی دو خطی رو توو تمام نوشتهام بیارم، این نیست که طبع مخاطبا اینو میطلبه، بلکه تعریفی که به‌دنبالش تفسیر و توضیح باشه خیلیم عالیه. چون اون تعریف اولیه، باعث میشه فرد ذهنش آماده بشه و راحت‌تر مفاهیم رو درک کنه! پس یا نخونیم یا کامل بخونیم :)مدیریت محصول مثل لاله‌زار، شلوغِ جذاب  برای هرکدوم از کارهایی که گفتم میشه کلی صحبت کرد و نوشت که در نوشته‌های دیگه بهشون خواهم پرداخت، اما فعلا خیلی کوتاه به چنتاشون که شاید بیشتر نامفهومن، ناخنک میزنم:تحقیق و توسعه: یکی از دغدغه‌های مدیر محصول باید توسعه محصولش باشه، برای اینکه در راه توسعه درست قدم برداره باید براساس یه سری دلیل و منطق تصمیم بگیره که چی رو تو برنامه توسعه قرار بده، بدون شک این دلیل و منطقها باید از تحقیق بدست بیان، تحقیق میتونه روی بازار هدف باشه یا روی رقبا و یا...برنامه‌ریزی: چه کاری؟ چه کسی؟ چه زمانی؟!اعتبارسنجی: سنجش اینکه یه محصول یا فیچر چقدر تونسته نیاز واقعی که وجود داشترو حل کنه. پیش‌بینی: مدیرمحصول باید میزان موفقیت محصول رو توو بازار پیش‌بینی کنه، برای اینکار باید مواردی مثل آگاهی مشتری در رابطه با محصول(product awareness)، توزیع محصول، قیمت و رقبا رو در نظر بگیره.مارکتینگ: فرآیند ورود یه محصول به بازار و نظارت بر موفقیتشه!باید چنتا مورد در رابطه با مدیریت محصول همیشه یادتون باشه:گنگ و نامفهوم بودن در ذات مدیریت محصوله!مدیرمحصول مدیر هیچ شخصی نیست.مدیرمحصول همیشه باید حواسش باشه افراد زمانشون رو روی کاری که بلدن و براش گزینش شدن بزارن.مدیر محصول هسته اصلی ارتباطاته.خب دیگه کافیه، دارم قانون &quot;اگر بیشتر 2 دقیقه پشت سرهم حرف زدی، انگار نزدی&quot; خودم رو زیر پا میزارم.برای نوشته‌های بعدیم گزینه های خوبی میبینم، مثل انواع مدیر محصول، چرخه عمر محصول، یا حتی مراحل توسعه محصول که در مورد همشون بزودی مینویسم.</description>
                <category>علیرضا صبوری</category>
                <author>علیرضا صبوری</author>
                <pubDate>Tue, 11 Feb 2020 17:11:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیر‌ محصول کیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza.sabouri/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%DA%A9%DB%8C%D9%87-qf1tuixfasia</link>
                <description>درود، بازم میگم امیدوارم هرکجا و تو هرحالی هستین رو به رشد باشین.تو نوشته‌ی قبلم توضیح دادم که چی شد مدیر‌محصول شدم، و حالا میخوام توضیح بدم مدیرمحصول کیه؟!چون خودم نوشته‌های کوتاه و مفید رو ترجیح میدم، سعی میکنم تمام نوشته‌هام خوندنشون نهایتا 1 یا 2 دقیقه زمان ببره!من برای مدیرمحصول شدن اول شروع به خوندن، دیدن و شنیدن کردم! از مطالب اینترنتی گرفته تا کلیپها و پادکستهای آموزشی و حتی ارتباط گرفتن با کسایی که درحال حاضر مدیرمحصولن، و دارم چیزی رو که یاد گرفتم، با شما به‌اشتراک میزارم.اگه خیلی کوتاه بخوام بگم مدیرمحصول کیه، میگم کسیِ که مسئوله به‌ ثمرنشستن محصوله! (موسیقی ملی حماسی شد!)محصول میتونه یه شامپو باشه، میتونه نمایشگر روی درب یخچالای هوشمند باشه یا حتی میتونه یه آپشن جدید توی خودرو باشه! ترجمه‌ی این مثالا به فضای استارتاپیِ آیتی‌محور این میشه: محصول میتونه یه اپلیکیشن موبایل باشه، میتونه بخش جستجوی یه وبسایت باشه یا حتی میتونه قابلیت مقایسه‌ی محصولات توی یه فروشگاه اینترنتی باشه!اگر بخوام تعریفم از مدیرمحصول رو منفی بیان کنم، میگم اگر محصول موفق نشد مدیرمحصول باید جواب پس بده، اما اگه محصول موفق شد اصلا توقع نداشته باشین به‌عنوان مسئول موفقیت محصول، ازتون تقدیر بعمل بیارن! زهی خیال باطل! وقتی محصول موفق شد، تیم فنی! تیم طراحی! تیم مارکتینگ! و... همه و همه واسه خودشون یه مثنوی هفتاد من از جان‌فشانی‌ها و زحمات بی‌دریغشون دارن و کمتر کسی توی داستاناش از مدیرمحصول یادی میکنه :)اما بدور از شوخی، باید یه حقیقتی رو بهتون بگم، خروجی کارِ بچهای فنی، طراحی، مارکتینگ و غیره میشه محصول، پس موفقیت محصول در گرو خوب کارکردنِ تک‌تک این بچهاس، مجموعه‌ای از آدما که مدیرمحصول، رئیسشون نیست اما یجورایی داره مدیریتشون میکنه. همه اینارو گفتم که بگم محصولِ اصلی مدیرمحصول، تیمش و کیفیت رابطه‌ایه که با تیمش بوجود میاره!ارتباط درست و مؤثر با تیم، یکی از کلیدی‌ترین اصول در مدیریت محصولپس بعد از موفق شدن محصول، چی لذت‌بخش‌تر از شنیدن مثنوی هفتاد من هم تیمیامون ;)تو نوشته بعدیم قصددارم در مورد اینکه مدیریت محصول چیه؟ بنویسم.</description>
                <category>علیرضا صبوری</category>
                <author>علیرضا صبوری</author>
                <pubDate>Fri, 07 Feb 2020 23:47:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی شد مدیر محصول شدم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza.sabouri/%DA%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%85-ukgionwiirwe</link>
                <description>سلام، امیدوارم هرکجا و تو هرحالی هستین رو به رشد باشین.من علیرضام، درحال سپری کردن آخرین سالهای  دهه سوم زندگیم و برای رشد شخصیم تصمیم گرفتم، شروع به نوشتن کنم.تقریبا ده سالی هست که برنامه‌نویسی میکنم، اما یکی دو سالِ اخیر دیگه برنامه‌نویسی برام جذابیتِ روزای اول رو نداشت، پس تصمیم گرفتم وارد یه حوزه جدید بشم و برای خودم چالش جدید ایجاد کنم، پس از کش و قوس‌های نسبتا فراوان و مزه‌مزه کردن یکی دوتا از فیلدهای شغلی دیگه به این نتیجه رسیدم که مدیریت محصول میتونه برام چالشهای جذابی رو ایجاد کنه!وقتی توانایی‌های مورد نیاز مدیرمحصول رو میخوندم، مرتبا به این فکر میکردم که آیا این توانایی‌هارو دارم یا نه؟!چون برنامه‌نویسی کردم دید نرم‌افزاری خوبی داشتم، به واسطه مجری‌گری، تدریس و بازاریابی روابط اجتماعی و عمومیم بدک نبود، چون تو زمان کارشناسی با نرم افزارهای انیمشین سازی و طراحی کار کرده بودم نیمچه توانایی دیزاین رو هم داشتم و بشدت از حل مسئله لذت میبردم! البته شایان ذکر است که در رابطه با استارتاپ هم دستی برآتش دارم، تا دلتون بخواد استارتاپ منهدم کردم! در تمامی حوزه‌ها از جمله گردشگری، محتوای آموزشی کودک، رستوران‌و منوهای آنلاین و ... که این خودش نشون دهنده‌ی اینه که حوزه کسب‌وکار رو دوست داشتم ولی دانشم تو این زمینه سطحی بود.اما بیشتر از داشتن یا نداشتن این توانایی‌ها، جذابیتشون برام مطرح بود.یا بهتر اینجوری بگم چون این زمینه‌ها برام جذاب بودن وارد دنیای مدیریت محصول شدم! کدوم زمینه‌ها؟   - کسب و کار   - تکنولوژی   - طراحیمدیریت محصول یه جزیرست، وسط سه تا اقیانوسِ بهم چسبیده!تو نوشته‌‌ی بعدیم میخوام در رابطه با اینکه مدیرمحصول کیه؟ و نقشش تو تیم چیه؟ بیشتر توضیح بدم.</description>
                <category>علیرضا صبوری</category>
                <author>علیرضا صبوری</author>
                <pubDate>Thu, 06 Feb 2020 01:53:24 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>