<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های alireza shahbazi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alireza2shahbazi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:56:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4784459/avatar/xEzyvf.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>alireza shahbazi</title>
            <link>https://virgool.io/@alireza2shahbazi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حال امروز</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza2shahbazi/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-c5vulgmspe1q</link>
                <description>سَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمدگفت برخیز که آن خسرو شیرین آمدقدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرامتا ببینی که نگارت به چه آیین آمدمژدگانی بده ای خلوتیِ نافه‌گشایکه ز صحرایِ خُتَن آهویِ مُشکین آمدگریه آبی به رخِ سوختگان بازآوردناله فریادرَسِ عاشقِ مسکین آمدمرغِ دل باز هوادارِ کمان‌ابروییستای کبوتر نگران باش که شاهین آمدساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوستکه به کامِ دلِ ما آن بشد و این آمدرسمِ بدعهدیِ ایّام چو دید ابرِ بهارگریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمدچون صبا گفتهٔ حافظ بشنید از بلبلعَنبرافشان به تماشایِ ریاحین آمد</description>
                <category>alireza shahbazi</category>
                <author>alireza shahbazi</author>
                <pubDate>Fri, 27 Feb 2026 05:32:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی تو به سر نمی‌شود</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza2shahbazi/%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-wrx3iigkl60q</link>
                <description>بی‌همگان به سر شود، بی‌تو به سر نمی‌شودداغِ تو دارد این دلم، جای دگر نمی‌شوددیدهٔ عقل مَستِ تو، چرخهٔ چرخ پَستِ توگوشِ طَرَب به دست تو، بی‌تو به سر نمی‌شودجان ز تو جوش می‌کند، دل ز تو نوش می‌کندعقل خُروش می‌کند، بی‌تو به سر نمی‌شودخَمرِ من و خُمارِ من، باغِ من و بهارِ منخوابِ من و قرارِ من، بی‌تو به سر نمی‌شودجاه و جلالِ من تویی، مُلکَت و مالِ من توییآبِ زلالِ من تویی، بی‌تو به سر نمی‌شودگاه سوی وَفا رَوی، گاه سوی جَفا رَویآنِ منی کجا روی؟ بی‌تو به سر نمی‌شوددل بِنَهَند بَرکَنی، توبه کُنند بِشکَنیاین همه خود تو می‌کنی، بی‌تو به سر نمی‌شودبی‌تو اگر به سَر شدی، زیرِ جهان زِبَر شدیباغِ اِرَم سَقَر شدی، بی‌تو به سر نمی‌شودگر تو سَری، قَدَم شَوَم، وَر تو کَفی، عَلَم شَوَموَر بِرَوی، عَدَم شَوَم، بی‌تو به سر نمی‌شودخوابِ مَرا بِبَسته‌ای، نَقشِ مَرا بِشُسته‌ایوَز هَمه‌ام گُسسته‌ای، بی‌تو به سر نمی‌شودگَر تو نباشی یارِ مَن، گَشت خراب کارِ منمونسِ و غَم‌گُسارِ مَن، بی‌تو به سر نمی‌شودبی‌تو نه زندگی خوشَم، بی‌تو نه مُردگی خوشَمسَر ز غمِ تو چون کِشَم؟ بی‌تو به سر نمی‌شودهر چه بگویم «ای سَنَد! نیست جُدا ز نیک و بد»هَم تو بگو به لُطفِ خود، بی‌تو به سر نمی‌شود بگو به لُطفِ خود، بی‌تو به سر نمی‌شود</description>
                <category>alireza shahbazi</category>
                <author>alireza shahbazi</author>
                <pubDate>Thu, 26 Feb 2026 00:51:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر امشبم</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza2shahbazi/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%A8%D9%85-jp533zswzogs</link>
                <description>می‌توانم بود بی تو تابِ تنهاییم هستامتحانِ صبرِ خود کردم شکیباییم هستحفظِ ناموسِ تو منظور است می‌دانی تو همورنه صد تقریبِ خوب از بهرِ رسواییم هستسویِ تو گویم نخواهد آمد اما می‌شنوایستاده بر درِ دل صد تقاضاییم هستنی همین دادِ تغافل می‌دهد خودرایِ مناندکی هم در مقامِ رشک‌فرماییم هستگر شراب این است کـاندر کاسهٔ من می‌رودپر خماری در پیِ این باده‌پیماییم هستگرچه هیچم نیستم همچون رقیبان دربه‌درامتیازی از هوسناکانِ هرجاییم هستوحشی ام من کی مرا وحشت گذارد پیشِ توگرچه می‌دانم که در بزمِ تو گنجاییم هست</description>
                <category>alireza shahbazi</category>
                <author>alireza shahbazi</author>
                <pubDate>Tue, 24 Feb 2026 23:00:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وصیت نامه ابر به علیرضا</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza2shahbazi/%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7-pojjkd1tcqh3</link>
                <description>سلامی از خاکستر ققنوساز سکته ی قلم هااز اشک های نه چندان جاریاز الیوم های شبیه به أمساز فردا های دنیء تر از امروزاز امروز های حقیر از دیشبسلامی از پرسه های بی هدفاز گریان نشستن دونده ی خسته بر آسفالتاز دور نظاره های قدم های پشت قفس طاووساز کامل شدن ضیافتت به رگبار باران غروب روز نا امیدیاز قلم کژمکتبانی که زیستیاز طلوع عرفان های دو روزه و کفر های یک شبهاز سر های کوفته به زبری در و دیواراز هوس میکده در سحر شب لیلة القدراز شب هایی که بر تو گذشت به طول هزار شباز روز هایی که درب اتاقت به کسی خوشآمد نمی گفتاز رد دعوت ها به عذر مشغله و گرفتاری به هیچاز پوزخند تاریکی به نظاره ی پرتاب تیر هایتاز آنکه صد ضربت میزد و هر صد خطااز سکوت بره ها به اذان زوزه ی گرگو خواب سنگین چوپانشان تا طلوع فجرو قدم های سست حیرتت در خون نعش گله اتبه تو ای گذشته از منکه شب هنگام ساعت کوک میکنیپوتین هایت را میبندیو به جنگ دنیا میرویو در لابلای خروار خاکستر جهان به دنبالی سوزنی از حقت میگردیهجرانت را از من مستدام کندوستی ام را در دوری ات بدانو احترامم را در بالا تر نشستن از من کسب کنو مسیرت را در باز نگشتن به من.دلتنگ وقت های دیگری از زندگی ات شوو از من به نیکی یاد نکن...( ایام کرونا ، مارلبورو )7 شهریور 1401</description>
                <category>alireza shahbazi</category>
                <author>alireza shahbazi</author>
                <pubDate>Tue, 24 Feb 2026 17:21:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>