<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا کاظمی رنانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alireza_kazemi118</link>
        <description>دانشجوی علوم انسانی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:33:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>علیرضا کاظمی رنانی</title>
            <link>https://virgool.io/@alireza_kazemi118</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آمریکا؛ دلسوز یا فرصت طلب! (نقش آمریکا در اعتراضات اخیر ایران با توجه به سند امنیت ملی این کشور )</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza_kazemi118/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D9%84%D8%B3%D9%88%D8%B2-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-hmrnvledkuwu</link>
                <description>پ.ن: این متن قبلاً نوشته شده و الان بارگزاری می‌شود.«نگران نباشید، ایران را آزاد خواهیم کرد. آنها خودشان به زودی ایران را آزاد خواهند کرد». این جمله بایدن به وضوح نشان می دهد که دولت آمریکا از وجود اغتشاشات در ایران نفع می‌برد. ایران و آمریکا در چهل و اندی سال گذشته ، هر نوع ارتباطی از مذاکره و گفتگوی مستقیم درعمان  تا تهدید ، تحریم و حمله به مواضع یک دیگر را تجربه کرده‌اند. با شروع دوران جدید نظام بین‌الملل که در آن آمریکا دیگر تنها ابر قدرت جهانی نیست ، این رابطه تغییر پیدا کرده است و آمریکا از وجود ایرانی که توانمندی قدرت منطقه‌ای شدن را دارد ، هراس پیدا کرده است . همزمان با آغاز کار دولت بایدن و تغییرات ملموس در عرصه سیاست بین الملل نظیر حمله روسیه به اوکراین ، حضور فعال اقتصادی چین در دنیا ، نزدیک‌ترشدن متحدان سنتی آمریکا به چین نظیر عربستان و اسرائیل و... ما شاهد آن هستیم که آمریکایی ها نیز این نوع تغییرات را جدی گرفته اند و در  مهم‌ترین سند بالادستی خود یعنی سند امنیت ملی آمریکا برای نخستین بار از چین به عنوان یک خطر نام بردند و  از لزوم توانایی آمریکا برای شروع دو‌ جنگ کاملا مجزا با چین و روسیه هسته‌ای صحبت کرده‌اند . در این سند ایران نیز به عنوان یک بازیگر مهم منطقه ای که توانایی ائتلاف سازی با چین و روسیه را دارد ، شناخته می شود. جایی که در این سند و برنامه های وابسته آن صحبت از کنترل ایران ، چین و روسیه به هر طریقی مثل فشار ، تحریم ، معاهده‌های منطقه‌ای وحتی استفاده از حربه دموکراسی و مسائل حقوق بشری شده است.سند امنیت ملی ایالات متحده در در 48 صفحه و در پنج قسمت تنظیم شده است. از اهداف اصلی استراتژی جدید امنیت ملی ایالات متحده، حفاظت از آمریکایی ها و گسترش فرصت های اقتصادی ایالات متحده عنوان شده است. این سند نشان دهنده این است که ایالات متحده با چالش‌‌هایی از جنس ژئوپلیتیک روبه‌رو است و به این دلیل ‌باید شکل‌بندی قدرت خود در آینده نظام جهانی را بر اساس ائتلاف‌‌های منطقه‌‌ای، ارتقا و گسترش دهد. دولت بایدن در این سند با بیان اینکه در حال حاضر تجارت معمول در این دپارتمان پذیرفته شده نیست، سیاست «بازدارندگی یکپارچه» را محور خود می داند، یعنی تهدید اقتصادی ، سیاسی ، نظامی ، حقوق بشری و ...علیه هر کشوری که بخواهد اهداف سیاست خارجی آمریکا را به چالش بکشد.از جمله نکات قابل توجه که در متن سند راهبرد امنیت ملی دولت بایدن دیده می شود، تلاش های این دولت جهت برسازی تصویری از جهان است که در قالب آن، صرفا دو دسته از دولت ها موجودیت دارند. دسته اول، دولت های دموکراتیک هستند که دولت آمریکا به نوعی سردمدار آن ها است و دسته دوم، دولت های اقتدارگرا هستند که جبهه به اصطلاح دولت های دموکراتیک، به شدت با آن ها مخالف هستند و چین اصلی ترین این دولت هاست . دولت بایدن همچون دولت بوشِ پسر سعی دارد از لفظ دولت های اقتدارگرا یک «برچسب و اهرم» بسازد و با استفاده از آن، به تضعیف رقبای بین المللی آمریکا بپردازد.در این سند ، به ایران به عنوان یک بازیگر حاشیه ای اما مهم نگاه شده است . ارزشی که به اندازه تقابل سازی آمریکا با چین و روسیه به عنوان دو بازیگر هسته ای نیست . ایران به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای می‌تواند منافع آمریکا در منطقه مهم خاورمیانه را تحت تاثیر خود تاثیر قرار دهد و به عنوان یک کشور اتوکراتیک ( اقتدارگرا)  توان خرابکاری علیه منافع امریکا را دارد. کشوری که مذاکره با آن تا به حال به جایی نرسیده است و ممکن است در صورت بی نتیجه بودن این روند با توجه به سیاست های دولت سیزدهم در نسبت با دولت قبل ، منافع آمریکا را بیش از پیش با خطر مواجه کند .در سند امنیت ملی بایدن به این موضوع اشاره شده که ایران به سطح جدیدی از قدرت دست پیدا کرده است که بر اساس آن می‌‌تواند زمینه محدود‌سازی قدرت منطقه‌‌ای آمریکا در خلیج‌فارس را با توجه به پیشرفت های موشکی و پهبادی خود ، به‌وجود آورد . اگر ایران به سطح جدیدی از همکاری و ائتلاف با قدرت‌های جهانی یعنی چین و روسیه دست یابد، در آن شرایط تبدیل به نیروی پرمخاطره برای منافع و امنیت منطقه‌ای آمریکا خواهد شد و ثبات اقتصادی مدنظر آمریکا در خلیج فارس برای مسائل انتقال و فروش انرژی را به خطر می‌اندازد. آمریکا معتقد است که توان تاکتیکی ایران برای تاثیرگذاری بر حوادث منطقه‌‌ای به‌صورت‌‌ تدریجی ارتقا پیدا کرده و در نتیجه ثبات منطقه‌‌ای با چالش‌‌های تاکتیکی روبه‌رو شده است.دولت بایدن به این موضوع اشاره داشته است که ایران از انگیزه لازم برای کنش عملیاتی در جهت صدمه زدن به منافع آمریکا و مقام‌‌های سابق آمریکا برخوردار است و تمایلی به تغییر در چنین سیاستی ندارد . نکته بسیار مهمی که در سند جدید امنیت ملی امریکا مشاهده می‌شود این است که در سند جدید به صراحت گفته شده که ایالات متحده ، هرگونه تهدیدی از سوی ایران علیه شهروندان امریکایی و مقامات فعلی و سابق ایالات متحده را تحمل نخواهد کرد و چنانچه منافع ایالات متحده مورد حمله قرار بگیرد، امریکا واکنش نشان خواهد داد. این صراحت به تهدید بالقوه ایران در مورد مجازات قاتلان شهید قاسم سلیمانی در سال 1398 برمی‌گردد که آمریکا در  بیانیه‌ای این ترور را در راستای تأمین امنیت ملی خود دانست. به نظر می‌رسد که با توجه به گنجاندن چنین ادبیاتی در سند‌های بالادستی امریکا ، موضوع مجازات عاملین ترور فرودگاه بغداد بسیار جدی است و امریکایی‌ها بخوبی این مسأله را دنبال می‌کنند. امری که بارها و بارها توسط مقامات رسمی ایران در مجامع مختلف ملی و بین المللی نظیر سازمان ملل عنوان شده است.برای مقابله با ایران بایدن از ‌سازوکارهای ائتلاف‌ساز و الگوی کنش چندجانبه بهره می‌گیرد. سازمان‌دهی ائتلاف‌های منطقه‌‌ای در چارچوب موازنه فراساحلی، محور اصلی سیاست منطقه‌‌ای امنیتی و راهبردی بایدن برای محدود‌سازی قدرت منطقه ایران در خلیج‌فارس پیش‌بینی شده است.واشنگتن می‌افزاید: «ما پیگیری دیپلماسی را ادامه خواهیم داد تا اطمینان حاصل کنیم ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست پیدا نخواهد کرد. همزمان، آماده خواهیم بود در صورت شکست دیپلماسی، از گزینه‌های دیگر استفاده کنیم.»اما علاوه بر سیاست تحریم و فشار بین المللی در این سند دموکراسی نیز به‌عنوان نوعی سلاح نرم برای مواجهه با کشورهای اتوکراتیک استفاده شده است. شی جین­ پینگ در اجلاس شانگهای که 16 سپتامبر امسال که درست چند روز قبل از شروع اعتراضات فوت خانم مهسا امینی  برگزار شد، نسبت به وقوع انقلاب­‌های رنگی هشدار داد و خواستار همکاری بیشتر کشورها با یکدیگر برای مقابله با تروریسم شد . این یعنی دستگاه امنیتی چین به‌خوبی آگاه بوده است که تحت لوای بازسازی دموکراسی و از این دست تعابیر چه اتفاقاتی در چین، ایران، روسیه و سایر کشورهای متحد خواهد افتاد. اتفاقی که نظیر آن در خود چین نیز تجربه شد .نشانه‌هایی از آنچه در خلال اعتراضات ایران مشاهده شد را می‌توان در طرح ابتکاری که به وزارت امور خارجه آمریکا بر مبنای این سند ابلاغ شده است دید. در زیرمجموعه سایت وزارت خارجه امریکا چیزی را تحت عنوان،«همایشی برای دموکراسی» می‌بینیم که در آن جمله‌ای از بایدن نقل شده است  که می‌گوید « دموکراسی اتفاقی به‌وجود نمی آید و ما موظفیم که از آن دفاع کنیم و برای آن بجنگیم و آن را بازسازی کنیم». آمریکایی‌ها، جمهوری اسلامی ایران را به محروم کردن مردم از حقوق اساسی خود متهم کرده و در اظهاراتی مداخله‌جویانه گفته‌اند که «در کنار مردم ایران خواهد ایستاد».با توجه به ابعاد طرح ابتکار ریاست‌جمهوری برای بازسازی دموکراسی و سند امنیت ملی این جمله بایدن مبنی بر آزادسازی ایران صرفاً یک اشتباه لپی نیست، بلکه مُرّ سند امنیت ملی امریکا است. در بخشی از این طرح وزارت امورخارجه که ملهم از این سند ملی است، صراحتاً از سازوکارهای حمایت از زنان نام برده شده است ‌. در صفحه 46 سند گفته شده‌است که دولت ، بودجه مرکز همکاری‌های آژانس توسعه بین‌­المللی ایالات متحده (USAID) را در جهت قدرتمندسازی زنان و دختران در جهان افزایش می‌دهد. در یکی از اصول منتشر شده این سند اشاره شده است که ایالات متحده همواره به دنبال ترویج «حقوق بشر» و ارزش‌های درج‌شده در منشور سازمان ملل متحد خواهد بود. چیزی که با توجه به تحریم های جدید مسئولان ایرانی ، حضور فعال  های خودخوانده حقوق بشر ایرانی در نشست غیر رسمی شورای امنیت سازمان ملل  و کنفرانس امنیتی مونیخ ، فشار رسانه ای از طریق شبکه های مختلف ماهواره ای و افراد رسانه ای ، تحریم های حقوق بشری ایران توسط آمریکا و متحدانش نظیر کانادا و نیوزلند و به حضور خواندن دشمنان جمهوری اسلامی در پارلمان های خود به عنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی نشان می‌دهد آن ها با کمک به شدت گرفتن این اعتراضات در حال بهره برداری از این اغتشاشات برای تامین امنیت خود در منطقه هستند و از وجود ایرانی از درون تضعیف شده که به جای کنشگری فعال در عرصه نظام بین الملل مجبور به ساماندهی وضعیت داخلی خود می‌باشد ، نفع می‌برند .</description>
                <category>علیرضا کاظمی رنانی</category>
                <author>علیرضا کاظمی رنانی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Oct 2023 13:37:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«انتخابات میان دوره‌ای آمریکا و تشدید وضعیت دو قطبی این کشور»</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza_kazemi118/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88-%D9%82%D8%B7%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-biq4lmahmdnf</link>
                <description>پ.ن: این متن قبلً نوشته شده و الان بارگزاری شده است.سرانجام انتخابات کنگره آمریکا با تمام فراز و فرود های موجود برگزار شد . انتخاباتی که با توجه به وضع فعلی حاکم بر آمریکا انتخاباتی پراهمیت تلقی می‌شد و دو جناح سیاسی آمریکا سعی داشتند با استفاده از تمامی ظرفیت­های خود نتیجه این انتخابات را به نفع خود تغییر بدهند . از یک سو دموکرات­ها به رهبری اوباما و رئیس جمهور بایدن در کمپین­ها و  سخنرانی­های خود از نابودی دموکراسی در صورت رأی نیاوردن دموکرات ها صحبت می­کردند و از سویی دیگر ترامپ و سایر جمهوری­خواهان نیز از نابودی آمریکا با ادامه یافتن سیاست های موجود سخن می‌گفتند. پس می­توان گفت انتخابات کنونی آمریکا ارتباط وثیقی با موجودیت نظام سیاسی و احزاب آمریکا پیدا کرده است.شاید مهم­ترین تفاوت نتایج این انتخابات در نسبت با انتخابات قبلی، عدم برتری محسوس یک جناح در انتخابات بود. سرخوشی جمهوری­خواهان در ایجاد «موج سرخ» در سراسر کشور محقق نشد  و حزب دموکرات توانست به خوبی با حزب جمهوری‌خواه رقابت کند؛ بطوری­که در بسیاری از حوزه‌های مهم و کلیدی دو حزب رقابت نزدیکی با هم داشته و در مواردی که یکی بر دیگری پیروز شده، فاصله اندک بوده است و حتی حزب دموکرات توانست به سختی اکثریت نسبی مجلس سنا را نیز به دست آورد.در این انتخابات جمهوری خواهان از بهبود وضع اقتصادی با کاهش مالیات­ها و کاهش پرقدرت بودجه برای جنگ اوکراین سخن می‌گفتند و دموکرات ها نیز از وعده «آزادی سقط جنین»  سخن به میان می­آوردند که برای زنان و بخصوص دختران آمریکایی از اهمیت بالایی برخوردار بود. سقط جنینی که با ممنوعیتش در ایالت تگزاس لرزه به دل زنان لیبرال دموکرات آمریکایی انداخته است؛ چرا که تصرف کامل کنگره می توانست راه را برای ممنوع سازی آن در برخی ایالت های مذهبی­تر آمریکا هموار سازد.سیاست دولت بایدن ،  در اجرای سیاست پرداخت یارانه‌ها ، اجرایی کردن پرداختن حقوق بیکاران و بیمه بیکاری تورم  را در آمریکا افزایش داده است. بایدن و تیم او قانون حقوق نظام تامین اجتماعی ایالت متحده آمریکا «موسوم به social security » را برای حمایت از برخی بخش‌های اقتصادی و مردم آمریکا تصویب کردند. به نظرمیرسد  اگر جمهوری­خواهان بخواهند در آینده­ای نزدیک این قانون را به چالش بکشند، از سوی جامعه با واکنش­های منفی مواجه خواهند شد. به غیر از این موارد باید متوجه بود که ایالات متحده با توجه به راهبردهای مشخص در سیاست خارجی، هزینه‌های خارج از مرزهای خود را نیز باید پرداخت کند که تمام این موارد به نوعی باعث می‌شود نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی در آمریکا افزایش پیدا کند. در این میان لشکرکشی روسیه به اوکراین  نیز مزید بر علت بود که آمریکا وارد این جنگ شود و کمک های مالی تسلیحاتی به اوکراین گسیل کند. مسئله­ای که باعث شد جمهوری خواهان تندرو وعده­ی لغو آن را بدهند. «مارجری تیلور»  نماینده جمهوری‌خواه پیروز در ایالت جورجیا هفته گذشته اعلام کرده بود در صورت جمهوری‌خواه شدن مجلس نمایندگان حتی یک پنی نیز به اوکراین کمک نخواهد شد، باید منتظر باشیم و ببینیم که این وعده سرانجامی دارد یا خیر؟هرچند کمک‌های مالی به اوکراین با توجه به توان مالی آمریکا چندان به چشم نمی‌آید اما افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی در آمریکا که باعث ایجاد شرایط دشواری معیشتی برای بخشی از اقشار این کشور شده ‌است، کمک های اختصاص‌ یافته به اوکراین را پر رنگ جلوه می‌کند. واشنگتن تاکنون 67 میلیارد دلار کمک به کی‌یف را تصویب کرده است. اما بعید است که جمهوری خواهان نیز بتوانند این مبلغ کمک مالی را به صفر برسانند؛ چرا که در سیاست خارجی نقش مجلس سنا با اهمیت­تر است و با توجه به برتری نسبی دموکرات ها در سنا و مخالفت چهره­های معتدل‌تر جناح جمهوری خواه نظیر کوین مک‌کارتی بعید است که این اتفاق رخ دهد و در نهایت میزان بودجه اختصاصی برای این کار کاهش می‌یابد.پیروزی جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان، ادامه مذاکرات دولت آمریکا با ایران را با خطر خاصی مواجه نمی­کند چرا که اختیار این موضوع توسط کنگره به رئیس جمهور داده شده و بعید است این اختیار از وی سلب شود. در صورت سلب این اختیار رئیس جمهور از حق وتوی خود استفاده می‌کند و می­تواند از این طریق مصوبه مجلس را بی نتیجه بگذارد. هرچند با توچه به اتفاقات رخ داده چندماه گذشته در ایران و با توجه به سند امنیت ملی جدید این کشور ، آمریکا مناسبات خود با ایران را از طرق دیگر مثل تحریم های حقوق بشری ، ایجاد فشار بین المللی از طریق ایجاد موازنه های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و مطرح کردن عدم وجود دموکراسی در ایران پیگیری می‌کند.به نظر می‌آید هدف نهایی جمهوری خواهان تضعیف بایدن و دموکرات‌ها خواهد بود. بخش تندروی جناح جمهوری­خواه به دنبال طرح استیضاح بایدن در مجلس است. هر چند بعید است که این طرح به دلیل فقدان استدلالات کافی به جایی برسد اما جمهوری‌خواهان تهدیدات‌شان را از آن روز تاکنون حفظ کرده‌اند. بایدن چند روز پیش از انتخابات در جریان سخنرانی در جمع حامیانش در سن‌دیگو گفته بود: «همین حالا هم به من اطلاع داده‌اند که اگر اعضای جمهوری‌خواه برنده سنا و مجلس نمایندگان باشند، آنها من را استیضاح خواهند کرد. نمی‌دانم آنها چرا قصد استیضاح من را دارند. شوخی نمی‌کنم؛ آنها اخیرا گفته‌اند که باید تا زمان برنده شدن، درباره این موضوع حرف نزنیم.»کوین مک‌کارتی، رهبر اقلیت جمهوری‌خواه در مجلس نمایندگان، نیز در مصاحبه‌ای که هفته اخیر با سی‌ان‌ان داشت ضمن تاکید بر آغاز تحقیقات درباره اقدامات دولت بایدن، استیضاح او را رد نکرده بود. مک‌کارتی که در صورت پیروزی رسمی جمهوری‌خواهان رئیس مجلس نمایندگان می‌شود در این مصاحبه گفته بود: «ما از گزینه استیضاح برای اهداف سیاسی استفاده نخواهیم کرد. اما این به این معنا نیست که اگر در یک مناسبت نشد، در هیچ زمان دیگر نیز استفاده نکنیم.» مک‌کارتی در ادامه  خروج از افغانستان را یکی از مواردی دانست که جمهوری‌خواهان پس از تسلط بر مجلس نمایندگان، درباره آن تحقیق خواهند کرد. موضوعی که به‌نظر می‌رسد تحقیقات درباره آن می‌تواند منجر به ایجاد وضعیتی سخت برای بایدن شود.با این‌حال پرونده‌های دیگری نیز می‌توانند علیه بایدن به‌جریان بیفتند. پاشنه آشیل بایدن همانند بسیاری دیگر از سیاستمداران یکی از پسران وی است. هانتر بایدن که در دوره ترامپ، مشکوک به فساد در اوکراین بود حالا به اقدامات غیرقانونی تجاری در چین متهم است. براساس قوانین آمریکا، مجلس نمایندگان می‌تواند استیضاح را کلید بزند اما رای‌گیری نهایی درباره آن برعهده مجلس سناست که باید دوسوم اعضای آن به استیضاح رای دهند تا رئیس‌جمهور برکنار شود.مشخص شدن تسلط جمهوری‌خواهان بر مجلس نمایندگان نشان می‌دهد بایدن به احتمال زیاد با «آغاز انتقام‌جویانه یک استیضاح» مواجه می‌شود اما این استیضاح برای برکناری او کافی نیست. جمهوری‌خواهان حتی اگر بر سنا نیز مسلط شوند، این تسلط به میزانی نخواهد بود که آرای کافی برای برکناری رئیس‌جمهور به‌دست ‌آید. برای موفقیت یک استیضاح به رای 66 سناتور نیاز است که این مهم نیز به دلیل از دست دادن سنا و با برتری کم فروغ  احتمالی در مجلس نمایندگان بعید است که به جایی برسد . به نظر می‌رسد طرح مسئله استیضاح بیشتر برای انتقام گرفتن از حزب دموکرات برای استیضاح کردن ترامپ در دوران ریاست جمهوری‌اش و ثبت در تاریخ سیاسی این کشور است ، مخصوصا که خود جریان جمهوری خواه هم شاهد دو جناح تندرو به رهبری ترامپ و جناح میانه روتر هست که این دو دستگی باعث می­شود حزب جمهوری خواه دچار تنش های درونی هم شود؛  چیزی که نمودش در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ و قصد چهره های مطرح این حزب برای کسب مقام ریاست جمهوری بیشتر مشاهده می‌شود .یکی دیگر از اتفاقات مهم در این دور از انتخابات نقش فعال ترامپ در معرفی نمایندگان متبوع خود برای رأی آوردن در کنگره و مطرح کردن بحث تقلب در انتخابات در صورت رای نیاوردن کاندیداهای مورد نظر خود بود . ترامپ بعد از شکست در 2020 همواره کوشیده تا موقعیت خود را به عنوان رهبر جمهوری­خواهان حفظ کند و نیز پنهان نکرده است که به انتخابات 2024 نظر ویژه­ای دارد.  رئیس‌جمهور سابق آمریکا پیش از انتخابات تاکید کرده بود اگر وی بخواهد بار دیگر به کاخ سفید بازگردد، تسلط جمهوری‌خواهان بر کنگره ضروری‌ است زیرا در این صورت است که او می‌تواند برنامه‌های خود را بدون سنگ‌اندازی دموکرات‌ها به اجرا درآورد.بررسی رسانه‌های دموکرات و جمهوری‌خواه ایالات متحده نشان می‌دهد که برخی از جمهوری‌خواهان «ترامپ» را مقصر این شکست می‌دانند؛ کسی که نامزدهای مورد حمایتش در رقابت‌های کلیدی مثل سنای پنسیلوانیا و فرمانداری میشیگان شکست سختی خوردند. حتی در ایالت جورجیا، کاندیدای جمهوری خواه «مخالف» ترامپ توانست به راحتی برنده‌ی رقابت فرمانداری شود. تا حدی که فاکس‌نیوز خواسته با کنار گذاشتن ترامپ، رهبری حزب جمهوری‌خواه به ران دسنتیس فرماندار جمهوری خواه فلوریدا برسد.آنچه که از نتایج این انتخابات به نظر می‌رسد این است که فضای سیاست داخلی آمریکا بیش از پیش به سمت دو قطبی شدن حرکت می‌کند. دولت بایدن ضعیف شده است و دلیلش این است بسیاری از کسانی که به بایدن رای دادند فقط به دلیل اینکه ترامپ برنده انتخابات نگردد به بایدن رای دادند. مردم آمریکا به دموکرات ها به خاطر ترس از تصویب قانون سقط جنین رأی دادند و به جمهوری خواهان به دلیل افزایش تورم که این خود نشان دهنده رأی سلبی در این دوره از انتخابات است؛  مسائلی که باعث تشدید شکاف های موجود در آمریکا و دو دستگی آن شده است. تا جایی که خیلی از رسانه‌های آمریکایی – مثل نشریه تایم و روزنامه‌ی نیویورک تایمز – از عباراتی مثل «ایالات متفرقه‌ی آمریکا» برای توصیف این وضعیت استفاده کردند. مشاهده می‌شود که نامزدهای شکست خورده حزب جمهوری خواه و مخصوصا ترامپ دعوت به حضور در خیابان ها می­کنند که این حضور و تنش خیابانی میتواند در بلند مدت شکاف ها را نیز تشدید کند. با این وضع می‌توان وقوع حوادثی مثل حمله طرفداران ترامپ به کنگره پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ را نیز پیش­بینی کرد.در شرایط فعلی و با توجه به نتایج انتخابات، به دلیل شکست محسوس حزب جمهوری خواه در این انتخابات می­توان اشاره داشت که عرصه برای پیگیری طرح­های دولت دموکرات مهیاتر شده است و به نتیجه نرسیدن استیضاح بایدن، تنش­های درونی حزب جمهوری خواه و  نیز پیش بینی کاهش تورم در آمریکا باعث می‌شود دولت دموکرات در وضعیت بهتری در نسبت با حزب رقیب خود قرار گرفته باشد. اما هر آن ممکن است که این شرایط با توجه به دگرگونی های نظام بین الملل و وضعیت داخلی آمریکا تغییر پیدا کند. آن چیزی که مشخص است این است که دو حزب به انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ چشم دوختند و با توجه به نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای می‌توان پیش‌بینی کرد که هردو حزب برای پیروزی از شانس خوبی برخوردار هستند. باید منتظر وقایع ممکن آتی باشیم تا مشاهده شود که دست آخر کدام حزب می‌تواند پیروز انتخابات ریاست جمهوری بعدی شود.</description>
                <category>علیرضا کاظمی رنانی</category>
                <author>علیرضا کاظمی رنانی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Oct 2023 13:35:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درنگی بر تفاهم ایران و عربستان</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza_kazemi118/%D8%AF%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-gvajpu98dyx1</link>
                <description>پ.ن: این متن قبلاً نوشته و الان بارگزاری می‌شود.سرانجام پس از پنج دور مذاکره میان ایران و عربستان، این دو کشورْ ظهر روز جمعه در پکن، موافقت خود در مورد از سری گیری معاهدات دیپلماتیک و بازگشایی سفارت های دو کشور را اعلام کردند. با توجه به شرایط، ژئوپلیتیک منطقه و جایگاه دو کشور در تحولات بین‌المللی، ایران و عربستان با این توافق، حداقل از این وضعیت جنگ سرد عبور خواهند کرد و با برقراری این رابطه، به رویای خاورمیانه‌ای بدون حضور آمریکا که تاثیر مثبتی در روابط بین کشورهای منطقه برمبنای احترام متقابل دارد ‌، کمک شایانی می‌کنند. طی سال های اخیر تمایل ایران برای ازسرگیری روابط، بیشتر از سعودی ها بود و آنها تمایل داشتند احیای روابط همزمان با حل همه اختلافات بین دو کشور باشد، بنابراین حصول توافق در شرایط کنونی نشان‌دهندهٔ آن است که سعودی ها نرمش نهایی را برای انجام توافق انجام داده‌اند. به نظر می رسد موافقت ریاض برای کاهش یا حل اختلافات خود با ایران ناشی از آغاز روندهای جدید در منطقه، مانند اختلافات ریاض با دولت دموکرات بایدن، به بن بست رسیدن عربستان در بحران یمن و احتمال کشیده شدن جنگ به داخل مرزهای عربستان ، تداوم حکومت بشار اسد در سوریه و نزدیکی راهبردی عربستان به چین باشد. بنابراين عربستان در اواخر دولت دوازدهم، وارد گفتگوهاى محرمانه با ايران شد و چند دور مذاكره در کشورهای عراق و عمان با ایران برگزار کرد و سرانجام در دور نهایی مذاکرات در چین به توافق با ایران دست پیدا کرد.یکی از نکات قابل توجه در این توافقات، نقش‌آفرینی کم‌سابقهٔ چین در حل‌وفصل اختلافات دو قدرت مهم خاورمیانه‌ بود که خود، نشانگر تحولی مهم در نظم جدید روابط بین الملل است. اگر آمریکا، فرانسه، بریتانیا، شوروی و روسیه، در چند دههٔ گذشته بر شکل‌گیری مناسبات سیاسی و امنیتی این منطقه تأثیر می‌گذاشتند، اکنون چین بازیگر دیگری است که در تعیین قواعد بازی در خاورمیانه، سهم دارد. موضوعی که نشان می‌دهد پکن، در دوره جدید &quot;شی جین پینگ&quot; که از قضا همزمان با اعلام توافق میان عربستان و ایران آغاز شد، به دنبال آن است که علاوه بر حضور فعال اقتصادی و فناورانه، به‌عنوان قدرتی سیاسی و امنیتی، در کانون‌های مهم جهانی، نقش‌آفرینی کند و گامی دیگر به هژمون بین المللی شدن نزدیک شود. از طرفی گرایش کشورهای خاورمیانه و جهان عرب به چین و روسیه و گسستن آنها از سیاست‌های استعماری غرب چشم انداز جدیدی برای منطقه ترسیم می‌کند. این مساله در فضای رقابتی میان آمریکا و چین اهمیت بالایی دارد و مناسبات سیاسی این دو قدرت را به نحو زیادی تغییر می‌دهد. نکته مهمی که باعث تغییر رفتار دو طرف نسبت به یکدیگر می‌شود و جهان را وارد فضای جدیدی از تعارضات و رقابت سیاسی این دو کشور می‌کند. هر چند که باید در نظر داشت که چین برای بهره برداری اقتصادی از منطقه، نیاز به حضور آرامش در این منطقه را احساس کرد و توافق میان ایران و عربستان در میان مدت باعث می‌شود چین هم به صادرات کالای بیشتری به منطقه مبادرت کند و هم تامین کننده انرژی های خود را متنوع کند و از کشورهای این منطقه منفعت اقتصادی و امنیتی به دست آورد. لازم به ذکر است که توافق میان تهران و ریاض به معنای حل اختلافات دو طرف در همه موضوعات مانند مسائل منطقه ای به ویژه در یمن و لبنان نیست اما فضای مثبت پیش آمده ناشی از احیای روابط دیپلماتیک دو طرف می تواند فرصتی برای حل اختلافات دیگر آنها باشد. تهران و ریاض همچنان دو رقیب جدی در منطقه هستند و باید منتظر ماند و دید که دو کشور چگونه بر سر حل تعارضات بنیادین خود ، تعامل می‌کنند و در این بین قدرت های فرامنطقه‌ای مانند چین ، روسیه و آمریکا چه نقشی را ایفا می‌کنند.عربستان و ایران نیاز دارند که درک صحیحی از نگرانی‌ها و تهدیدات امنیت ملی یکدیگر داشته باشند. لازمهٔ همکاری ایران و عربستان نیز این است که ریاض و تهران، گفت‌وگوهای دو جانبه را آغاز و همه نگرانی‌های خود را روی میز مذاکره بگذارند. در یمن، سعودی‌ها از دولت مخالف حوثی که تحت حمایت ایران در شمال یمن حکومت می کند، حمایت کرده، اما به دنبال راهی برای پایان دادن به جنگ با انجام گفتگو در عمان با حوثی هاست. سعودی امیدوار است که یمن حملات پهپادی و موشکی حوثی ها به پادشاهی را متوقف کند و ایران به مذاکرات عربستان با حوثی ها کمک کند.از موارد اختلاف بین ایران و عربستان ، حمایت مالی عربستان از شبکه تروریستی ایران اینترنشنال است که عربستان قول داده است ، حمایت مالی خود از این شبکه را قطع کند ولی با توجه به تاریخ رابطه ایران و عربستان ، بعید به نظر می‌رسد که حمایت ها از این شبکه به صفر برسد و ضرورت دارد که ایران تضمین واقعی برای عدم حمایت مالی و یا حتی بسته شدن این شبکه معاند از عربستان بگیرد تا در صورت ایجاد احتمالی رقابت و تعارض ایران با کشورهای منطقه ، این شبکه نتواند وضعیت اجتماعی سیاسی ایران را به آشوب بکشد.نکتهٔ دیگری که باید به آن توجه کرد ، نقش بازیگران منطقه‌ای نظیر امارات و اسرائیل است که از این مذاکرات ضرر می‌کنند.اسرائیل تا پیش از این مذاکرات، طرح ایجاد صلح با کشورهای عربی موسوم به پیمان ابراهیم را پیش می‌برد که با توجه به نقش مهم عربستان در کشورهای عربی ، این توافق اسرائیل را برای حضور در کشورهای عربی منطقه نگران کرده است و احتمال آن می‌رود که اسرائیل دست به ایجاد تنش برای تخریب این مذاکرات و ایجاد اغتشاش در منطقه بزند. از طرفی با توجه به وجود اختلاف میان امارات و عربستان بر سر سرمایه گذاری خارجی، نفت و پرونده یمن، امارات نیز از توافق میان تهران و ریاض هراس پیدا کرده است و احتمال خرابکاری امارات در شبکه ارزی درهم برای تحت تاثیر قرار دادن اقتصاد ایران و ایجاد موازنه امنیتی با رژیم صهیونسیتی برای مقابله با ایران وجود دارد و باید منتظر ماند و مشاهده کرد که آیا چین و روسیه با توجه به رابطه متوازن با هر دو کشور ایران و امارات توانایی ایجاد توافق و همکاری بین ایران و امارات را دارند یا خیر؟ به نظر می‌رسد با توجه به حجم سرمایه گذاری چین در امارات و نیاز چین به یک منطقه آرام، به زودی شاهد حل اختلافات میان ایران وامارات نیز باشیم.بهبود رابطه تهران- ریاض منحصر به این دو پایتخت نخواهد بود و در صورت عادی سازی رابطه آنها، متحدان عرب دولت سعودی نظیر اردن ، بحرین ، مصر ، کویت و ... نیز رابطه خود با ایران را بهبود خواهند بخشید و یک دومینوی منطقه ای رفع تنش شکل خواهد گرفت که اگر مفاد توافق به نحوی مطلوب برای ایران پیش برود، قطعاً این توافقات آثار ضد تورمی خود را در کوتاه مدت و گشایش اقتصادی در بلند مدت برای اقتصاد ایران را در پی خواهد داشت.از سمتی توافق میان ایران و عربستان، می‌تواند ایران را یک گام به سمت احیای مذاکرات هسته ای نزدیک کند و به نظر می‌رسد پس از توافق میان ایران و آژانس انرژی اتمی و عدم تصویب قطعنامهٔ ضد ایرانی در شورای حکام آژانس بین الملل انرژی اتمی، توافق با عربستان و کشورهای منطقه فضا را به سمت احیای مذاکرات هسته‌ای نزدیک کند، امری که دولت‌مردان ایران با توجه به آن در صدد گرفتن امتیازات بیشتر از طرف غربی هستند.با این وجود، عادی‌سازی روابط با عربستان گام مهمی در مسیر کاهش بحران‌های سیاست خارجی است اما با توجه به نوع رابطه دو کشور در گذشته و حضور قدرت های فرامنطقه‌ای در منطقه باید گام های تنش زدایی در منطقه بر اساس عقلانیت پیش برود و دولتمردان ایرانی در پیشبرد مذاکرات به صورت گام گام حرکت کنند تا در صورت ایجاد اختلاف مجدد بین ایران و کشورهای منطقه و یا قدرت های فرامنطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران آسیب چندانی نبیند و بتواند سیاست خارجی خود را در نسبت با شرایط تغییر دهد.</description>
                <category>علیرضا کاظمی رنانی</category>
                <author>علیرضا کاظمی رنانی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Oct 2023 13:30:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روند انتخابات در آمریکا بر اساس الگوی الکترال</title>
                <link>https://virgool.io/@alireza_kazemi118/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%84-zf8ebzoxkufh</link>
                <description>علیرانتخابات ریاست جمهوری آمریکا یکی ازمهم¬ترین انتخابات های جهان تلقی می¬شود.در آمریکا رئیس جمهور، رهبر‌جامعه و همچنین نماد کشور تلقی می¬گردد.تمامی اختیارات قوه مجریه به طورکامل در شخص رئیس جمهور متمرکز شده است. رئیس جمهور طبق قانون اساسی فرماندهی کل قوای آمریکا، مجری سیاست خارجی و رکن اصلی سیاست داخلی می¬باشد.در ایالات متحده بر خلاف بیشتر کشورها وزراء دارای مسئولیت جمعی نیستند و تنها در حکم مشاوران رئیس جمهور محسوب و فقط در برابر او پاسخگو می‌باشند.مطابق با قانون اساسی فدرال، نامزد پست ریاست جمهوری باید حداقل 35 سال داشته و حداقل سابقه 14 سال اقامت متوالی در این کشور را باشد.طول مدت ریاست جمهوری در آمریکا چهار بوده که شخص می‌تواند برای دو دوره متوالی این پست را در اختیار بگیرد.در صورتیکه رئیس جمهور نتواند بنابه دلایلی نظیر  عزل،استعفا،فوت،تروریا بیماری مسئولیت خود را انجام دهد معاون وی جانشین وی خواهد بود.طبق رویه معمول زمان برگزاری انتخابات،نوامبر آخرین سال دوره ریاست جمهوری رئیس جمهوری پیشین است و شروع کار رئیس جمهور جدید بیستم ژانویه می باشد.شیوه رأی‌دهی انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکا با شیوه‌های مرسوم در جهان متفاوت است.سالهاست که این کشور سعی دارد نوع آمریکایی دموکراسی و نظام انتخاباتی را ترویج و به دیگران تحمیل نماید اما نکته جالب این است که هنوز ماهیت و ساختار انتخابات این کشور برای جهانیان و حتی مردم آمریکا به طور دقیق مشخص نیست.حتی بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی و پژوهشگران تا پیش از بروز مسائل و مشکلات انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 آمریکا و اختلاف بر سر انتخاب جرج بوش و ال گور آگاهی دقیقی از نظام انتخاباتی ریاست جمهوری در این کشور نداشتند. با توجه به اینکه ذهنیت اکثر مردم این است که رئیس جمهور از میان نامزدهای انتخاباتی و با رأی آنها انتخاب می¬شود در نوشتار زیر به توضیح فرآیند انتخاباتی آمریکا خواهیم پرداخت .	                                                                                                                                                                               آمریکا ؛ از‌کنفدراسیون تا فدراسیونبا صدور اعلامیه استقلال در سال1776 نخستین ساختار سیاسی آمریکا با تاکید بر اصل حاکمیت مردم به صورت کنفدراسیونی مرکب از سیزده ایالت مستقل در قالب یک دولت ملی تجلی یافت. اتحاد دولتهای مستقل آمریکا به صورت دولتهایی در سیستم کنفدراسیون با محوریت ‹‹دولت کنفدرال›› شکل گرفت. در این زمان هنوز شکل و ساختار حکومت آینده به طور دقیق و کامل مشخص نبود و بیش از هر چیز قطع رابطه استعماری با بریتانیا و ایجاد نظمی جدید بر مبنای اصل‹‹استقلال›› مد نظر بود. در نهایت یک دولت کنفدرال با مرکزیت شهر فیلادلفیا در سرزمین آمریکا شکل گرفت. این دولت اختیارات محدودی داشت به طوریکه حتی فاقد توانایی¬های لازم جهت تصمیم‌گیری درخصوص امورداخلی و خارجی بود. ماهیت این دولت کنفدرال با برخی اصول مورد نظر استقلال طلبان همخوانی نداشت. ایالتهای عضو، بدون در نظر گرفتن وسعت، جمعیت و قدرت اقتصادی و نظامی همگی دارای یک رأی مساوی در تصمیمات دولت کنفدرال بودند. چنین مسائلی به تدریج سبب ‌گردید‌ که فکر ایجاد یک دولت مرکزی قدرتمند در قالب ساختار فدرالی و با توجه به وضعیت خاص ایالتها مورد توجه قرار گیرد. با گذشت زمان و آشکار شدن بسیاری نابسامانیهای اقتصادی- سیاسی و ایجاد ناهماهنگیهای گسترده بین ایالتها، فکر ایجاد یک حکومت ملی و مرکزی تقویت می¬یافت. در این زمان بسیاری از متفکران برجسته و رهبران ایالتها از جمله جرج واشنگتن رهبر اصلی حرکت استقلال آمریکا به شدت به سمت ایجاد یک سیستم فدرالی در آمریکا متمایل گردیدند. این گروه که به فدرالیست ها مشهور بودند سعی داشتند کلنی‌های سابق را حول محور یک دولت ملی مقتدرمتحد سازند.طبق این سیستم دولتهای کنفدرالی سابق به ایالات جدیدی در یک دولت واحد تبدیل می¬شدند. براساس قانون اساسی سال 1784 آمریکا، ریاست جمهوری نهادی برای حفظ وحدت ایالات سیزده‌گانه به شمار می‌رفت و بنابراین همه ایالات، رأیی برابر در انتخاب رئیس‌جمهور داشتند. در آن دوران، به دلیل عدم توسعه سیاسی، نبود احزاب قدرتمند و همچنین تضمین حقوق برابر ایالات، مقرر شد تا پارلمان‌های ایالتی افرادی را معرفی کنند که «الکتور» نام گرفتند. هر ایالت دو الکتور داشت و این الکتورها که بر اساس تشخیص ایالت‌ها با یا بدون انتخابات برگزیده می‌شدند، در مکانی با نام «الکترال کالج» جمع شده و رئیس‌جمهور کشور را انتخاب می‌کردند.در آن زمان کاندیداهای ریاست جمهوری خود را به این جمع معرفی کرده و هرکس بیشترین آرای الکترال‌ کالج را به‌ دست می‌آورد، رئیس‌جمهور و نفر دوم نایب‌ رئیس یا «رئیس‌جمهور رزرو» نام می‌گرفت. (3) به این ترتیب یک سیستم غیرمستقیم برای انتخاب رئیس‌جمهور به­وجود آمد. اتفاقی که در آن روزگار خیلی غیردموکراتیک نبود و هم استقلال ایالات در حق رأی آنها را تضمین می‌کرد و هم یک راه درست برای انتخاب بود. چون با نبود احزاب و فضای سیاسی مناسب، شهروندان روستایی آمریکایی که عمدتاً کشاورز بودند، هیچ شناختی از شخصیت‌های ملی نداشتند. فرآیند انتخابات آمریکا1-انتخابات مقدماتی: نامزدها معمولا خود را جهت شرکت در مبارزات انتخاباتی معرفی می‌کنند و یا از سوی حزب برای این کار در نظر گرفته می¬شوند.در این صورت طرفداران احزاب باید از میان چندین فرد داوطلب در انتخابات درون حزبی، یک نفر را جهت شرکت در انتخابات معرفی کنند.2- کنوانسیونهای ملی: درتابستان سال برگزاری انتخابات کنوانسیونهای ملی احزاب برپا می‌گردد. تمام‌گرایشات و تشکل های داخلی هر حزب می بایست در این مجمع شرکت کرده و طی یک دوره یکماهه، هیاتهای شرکت کننده از میان نامزدهای موجود، فرد مورد نظر خود را جهت شرکت در مبارزات نهایی معرفی نمایند. 3-  رقابت انتخاباتی: تا روز برپایی انتخابات، کاندیداها با حمایت احزاب و طرفداران، مبارزات معمولا وسیع و همه جانبه انتخاباتی خود را آغاز می¬کنند. حجم گسترده‌ای از این رقابت ها مربوط به تبلیغات است که این مساله نیز در جای خود رابطه مستقیمی با منابع و توان مالی و پشتیبانی احزاب دارد. در آمریکا حجم بالای هزینه‌های تبلیغاتی امری بسیار عادی و مشهود در نظر گرفته می‌شود4- هیات های انتخاباتی: بر اساس قانون اساسی فدرال، رئیس جمهور می¬بایست از طرف یک کالج یا هیات انتخاباتی  Electoral collage) ) انتخاب‌گردد. هر ایالت،کالج انتخاباتی خاص خود را دارد و تعداد آن برابر با تعداد نمایندگان آن ایالت درکنگره (مجلس نمایندگان و سنا) می¬باشد. هرچند تعداد نمایندگان ایالات در مجلس سنا به طور یکسان، دو نفر برای هر ایالت در نظر گرفته شده اما تعداد اعضاء مجلس نمایندگان براساس جمعیت هر ایالت می باشد. روند کار بدین شکل است که مردم با رای مستقیم خود تعداد مشخص شده از‹‹کالج انتخاباتی›› را برمی‌گزینند و در مرحله بعد اعضای تمام کالج های انتخاباتی رئیس جمهور را انتخاب ‌می‌کنند. این سیستم بیشتر به انتخابات نیمه مستقیم ریاست جمهوری معروف است. در این صورت مردم هر ایالت با رای  به لیست ‹‹انتخاب کنندگان›› که از سوی حزب مورد علاقه خود معرفی شده¬اند، این امکان را به آنها می¬دهد تا رئیس جمهور را از جانب آنان انتخاب‌ کنند. از‌آنجا که تعداد کالج انتخاباتی هر ایالت برابر با تعداد نمایندگان آن ایالت در کنگره است می¬توان دریافت که تعداد کل اعضاء‌کالج های انتخاباتی در ایالات متحده برابر با تعداد کل اعضاء کنگره یعنی 535 نفر می‌باشد‌که با افزودن سه نفر‌‹‹ انتخاب کننده›› حوزه پایتخت این تعداد به 538 نفر خواهد رسید. این تعداد 538 نفر نمایندگان پنجاه ایالت آمریکا جهت انتخاب رئیس جمهور می¬باشند. این‹‹انتخاب کنندگان›› همگی نمایندگان حزب پیروز درحوزه‌های انتخاباتی ایالات هستند ومی بایست الزاما به کاندیدای ریاست جمهوری معرفی شده از حزب متبوع خود رای دهند. با توجه به عدد 538 می‌توان دریافت که هر کاندیدایی‌که زودتر به عدد 270 دست یابد به عنوان رئیس جمهور برگزیده خواهد شد چراکه رقیب وی در این صورت حتی با کسب تمامی آراء باقی مانده نمی¬تواند رای بیش از 268 ‹‹انتخاب کننده›› را بدست آورد.  از آنجا که‌کاندیداها جهت احراز پست ریاست جمهوری موظف به اکتساب اکثریت مطلق آرای ‹‹انتخاب کنندگان›› یعنی نصف به اضافه یک انتخاب کنندگان (270 رای) می‌باشند در صورتیکه موفق نشوند این میزان آرای الکترال را به دست آورند، انتخاب رئیس جمهور بر عهده کنگره خواهد بودمنطق بیمار‌در‌کالج‌های الکترالیکی از اساسی‌ترین انتقادات در این خصوص به قانون اساسی فدرال باز می‌گردد که مطابق با آن هر ایالت بر حسب جمعیت خود از تعداد ‹‹انتخاب کنندگان›› یا همان کارتهای انتخاباتی برخوردار است. نتیجه مستقیم این امر، توجه بیشترکاندیداها به ایالت های بزرگ و غفلت از مناطق کم جمعیت خواهد بود.کالیفرنیا، نیویورک و تگزاس هر یک به ترتیب با 54، 34 و32 کارت انتخاباتی در راس ایالتهای آمریکا قرار دارند درحالیکه برخی ایالتهای کوچک نظیر مونتانا با 3 کارت انتخاباتی هرگز مورد توجه جدی قرار نمی‌گیرند. همچنین در برخی ایالتها تناسب دقیقی میان تعداد جمعیت و درصد‌کارتهای انتخاباتی وجود ندارد. به عنوان مثال درحالیکه ایالت کالیفرنیا یازده درصد جمعیت آمریکا را در خود جای داده است 20 درصد آرای کالج انتخاباتی را در اختیار دارد. واضح است که این عدم تناسب در ایالت های دیگر باید به صورت تبعیض‌آمیزی جبران شود. در این سیستم رئیس قوه مجریه بر اساس رای اکثریت ‹‹کالج های انتخاباتی›› برگزیده  می‌شود. در بارزترین مثال می¬توان به انتخابات سال 2000 و رقابت بین ال‌گور از حزب دموکرات وجرج بوش از حزب جمهوریخواه اشاره‌کرد. ال‌گور پس از بازشماری تمام آراء ایالات متحده حایز 780/252/49 رای گردید و در مقابل بوش با 353/036/49 رای به میزان 427/216 رای کمتر از وی به دست آورد. اما در مقایسه کارتهای الکترال (انتخاباتی) بوش به دلیل ضعف سیستم انتخاباتی آمریکا توانست با کسب 270 کارت اکثریت کارتهای انتخاباتی جهت ورود به کاخ سفید را بدست آورد. بنابراین در مورد دموکراسی انتخاباتی‌آمریکا باید گفت: که اکثریت آرای تمام مردم، رئیس جمهور را مشخص نمی کند بلکه این فقط اکثریت کارتهای الکترال است که رئیس دولت را مشخص می نماید و همانطورکه پیش از این توضیح داده شد این موضوع نیز به معنی رای اکثریت مردم نیست. یکی دیگر از ضعف های عمده سیستم انتخابات آمریکا به بیان ساده‌تر همان اصل معروف‹‹برنده همه چیز را می برد›› می¬باشد چرا که نظام انتخابات ریاست جمهوری این کشور بر اصل همه یا هیچ استوار شده است. این مساله نیز ریشه در نحوه برگزیدن ‹‹کارتهای الکترال›› دارد. ممکن است در یکی از ایالتهای آمریکا با ده کارت انتخاباتی، کاندیدایA با کسب تنها چند رای بیشتر نسبت به کاندیدای B  تمام ده کارت را تصاحب کند و در مقابل کاندیدایB با وجود تمام تلاش وکسب آراء بسیار نزدیک به کاندیدای  A (شاید اختلاف درحد چند رای باشد) نتواند حتی یک کارت الکترال به دست آورد. این موضوع دقیقا همان قانون معروف‹‹ همه یا هیچ›› و یا ‹‹برنده همه چیز را می برد›› می باشد.</description>
                <category>علیرضا کاظمی رنانی</category>
                <author>علیرضا کاظمی رنانی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Nov 2020 12:42:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>